فهرست مطالب

  • سال بیست و چهارم شماره 4 (پیاپی 96، زمستان 1400)
  • تاریخ انتشار: 1401/03/21
  • تعداد عناوین: 8
|
  • محمدکاظم کریمی، محمدحسین پوریانی*، حسن خیری صفحات 7-34

    هدف پژوهش حاضر شناخت نقش حکومت در تاسیس نهادهای جامعه پذیری سیاسی از منظر نهج البلاغه ‏است و می کوشد کارکرد حکومت در ایجاد نهادهای جامعه پذیری سیاسی را به ‏منظور شکل دهی به باورها، آگاهی ها و رفتارهای سیاسی مردمان، با ارجاع به آموزه های این کتاب بررسی نماید. برای این منظور با استفاده از ظرفیت روش نظریه ی مبنایی: مفاهیم، مقولات و گزاره های مربوط به موضوع، استخراج شده و در سه مرحله ی ‏کدگذاری باز، محوری و انتخابی دسته بندی و تحلیل شده اند. دست مایه ی این تلاش را می توان شناسایی و ‏صورت بندی حجم معتنابهی از کدها، مفاهیم و مقوله های اصلی و فرعی ناظر به پرسش های تحقیق دانست که در قالب سه گزینه ی: «اهتمام به نهادهای انتخاباتی»، «سامان دهی نهادهای مردم نهاد» و «تشکیل نهادهای ‏نظارتی و امنیتی» مقوله بندی شده اند. در نهایت با انتزاع مقوله ی «مواجهه ی ایجابی با جامعه پذیری سیاسی» ‏به عنوان مقوله انتخابی، مشخص شد در پرتو شکل گیری صحیح نهادهای جامعه پذیری سیاسی و نقش ‏سازنده ی حاکمان در این زمینه، می توان به تحقق جامعه پذیری سیاسی مطلوب سرعت ‏بخشید.‏

    کلیدواژگان: فرهنگ سیاسی، جامعه پذیری سیاسی، نظریه ی مبنایی، نهج البلاغه
  • احمد عزیزخانی صفحات 35-60

    هدف پژوهش حاضر بررسی روند شکل گیری «هویت یافته» و «هویت برساخته» در سلفیه و اسلام سیاسی است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است و این فرضیه مطرح می شود که جریانهای اسلامی با دو فرض متفاوت یعنی یافتن هویت و برساختن آن، فرایند احیاگرایی را دنبال کرده اند؛ سلفیه نماینده ی گروه اول، و اسلام سیاسی نماینده ی گروه دوم بوده اند. نتایج حاکی از آن است که جریان سلفی فرایند احیای هویت را از طریق: «رجوع مداوم به نص»، «نادیده گرفتن دانش انباشته ی مسلمانان» و «تاکید بر ظاهر نصوص» پی گرفته؛ و در مقابل، اسلام سیاسی با تاکید بر «تفسیر نصوص دینی»، «رجوع به دیگری در عین تمایزگذاری با آن» و «رجوع به زندگی روزمره»، احیای هویت مسلمانی را به شیوهای نوآورانه دنبال کرده است

    کلیدواژگان: احیاگرایی، هویت یافته، هویت برساخته، اسلام سیاسی، سلفیه
  • اعظم بهرامی صفحات 61-78

    پژوهش پیش رو می کوشد تا با رویکرد توصیفی- تحلیلی، و طراحی الگوی ترکیبی از «آزادی»، «صلح مثبت و منفی»، «عدل مصلحانه» و «صلح عادلانه»، رابطه ی مفهومی صلح را در این ترکیب در اندیشه و رفتار سیاسی امام علی(ع) بررسی کند. پرسش اصلی این است که آیا صلح با دو مفهوم عدالت و آزادی در اندیشه و رفتار سیاسی امام علی(ع) و مبتنی بر یک ساختار دینی، همپوشانی دارد یا نه؟ نتایج حاکی از آن هستند که صلح در اندیشه و رفتار سیاسی امام علی(ع) یک مفهوم مهم و موازی و هم سو با دو مفهوم عدالت و آزادی است. صلح طلبی در رفتار سیاسی آن حضرت، به موازات ایجاد و احقاق دو ارزش عدالت و آزادی پیش رفته و با قید رضایت خدا و در جهت خیرات انسانی همراه بوده است. آن چه مورد قبول امام علی(ع) است «صلح عادلانه» است و نه مطلقا عدل مصلحانه؛ چراکه صلح عادلانه باعث اعتلای ارزش های دینی در یک ساختار و جامعه ی دینی می شود.

    کلیدواژگان: صلح، عدالت، آزادی، رفتار سیاسی، امام علی(ع)
  • ابراهیم متقی*، محمود رحمانی خلیلی، زهره پوستین چی صفحات 79-100

    پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این سوال است که قابلیت تحلیلی نظریه ی ساختاری نهادی روابط بین الملل در چگونگی تبیین و تحلیل کنش گری ایران در دو رخداد «ملی شدن صنعت نفت» و «برجام» چگونه است؟ فرضیه این است که اعتماد به تاکید این نظریه بر عقلانیت راهبردی و اجماع قدرت های بزرگ، منجر به «کودتای 28 مرداد» در سال 1332 و «خروج ترامپ از برجام» در سال 2018 شد. روش پژوهش، روش تحلیل محتوا است؛ نتایج نشان می دهند اگرچه دو تجربه ی «ملی شدن صنعت نفت» و «برجام» انعکاس دهنده ی تجارب ناموفق روابط خارجی ایران با قدرت های بزرگ هستند، اما آینده ی امنیت ملی کشور ارتباط مستقیمی با ارتقای قابلیت تیوریک روابط بین الملل کارگزاران و دیپلمات های ایرانی دارد. نادیده گرفتن قواعد ساختاری، نهادی و فرآیندی روابط بین الملل می تواند چالش های امنیتی جدیدی به وجود آورد. واقعیت های تاریخی بیان گر این هستند که امکان تکرار این حوادث و تحولات در آینده وجود دارد، مگر آن که به درک دقیق تری از قواعد کنش ساختاری بازیگران در روابط خارجی برسیم.

    کلیدواژگان: برجام، ملی شدن صنعت نفت، نظریه ی ساختاری روابط بین الملل، نظریه ی نهادی روابط بین الملل
  • سید جلال دهقانی فیروزآبادی*، مهدی کریمی، بهنام وکیلی صفحات 101-124

    هدف پژوهش حاضر بررسی عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی و پیامدهای امنیتی آن برای جمهوری اسلامی ایران است. سوال اصلی پژوهش این است که عوامل موثر در ایجاد و تداوم روند عادی سازی روابط میان رژیم صهیونیستی با کشورهای عربی حوزه ی خلیج فارس چیست و تکامل این روند چه پیامدهایی بر امنیت ملی ایران خواهد داشت؟ فرضیه ی پژوهش براساس «نظریه های اتحاد» در پارادایم واقع گرایی این است که «مداخلات بین المللی»، «رقابت درون منطقه ای» و «تحولات داخلی کشورها» سه عوامل موثر بر آغاز روند عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی بوده است؛ تکامل این وضعیت از «عادی سازی» به «اتحاد استراتژیکی» می تواند زمینه ساز ایجاد ناامنی در سطوح سیاسی، اقتصادی و نظامی کشورمان باشد. یافته های پژوهش نشان می دهند «ضعف های ساختاری و قدرت تصنعی کشورهای درگیر در این روند»، «افزایش قدرت منطقه ای ایران» و «اتخاذ راهبرد موازنه ی خارج از مرزها از سوی آمریکا» از مهم ترین عوامل موثر بر ایجاد این روند است که رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای حوزه ی خلیج فارس در قالب «دکترین پیرامونی» در تلاش هستند با ایجاد اتحادهای استراتژیک، آسیب پذیری خود را در برابر چالش های بیان شده کاهش دهند.

    کلیدواژگان: ایران، غرب آسیا، رژیم صهیونیستی، کشورهای حوزه خلیج فارس، دکترین پیرامونی
  • نجمه کیخا صفحات 125-142

    هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر عناصر کارآمدساز «نظام سیاسی» است که مربوط به حوزه «اخلاق سیاسی» می شود. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است. نتایج نشان می دهند که هر نظام سیاسی برای موفقیت با عوامل و موانعی مواجه است؛ عوامل و موانعی که به ابعاد اخلاقی مربوط می شوند، همان عوامل اخلاقی کارآمدی نظام هستند. اخلاق سیاسی می تواند به گونه ای تعریف و اجرا شود که با ایجاد نوعی اخلاق پایدار در کنش گران سیاسی، سبب: «پیش بینی پذیری»، «شفافیت» و «قابل اعتماد شدن» کارگزاران نظام گردد؛ اولویت های حوزه سیاست را مشخص کند؛ حقوق صاحبان حق در این حوزه را تعیین نماید و تعریف دقیق و مشخصی از حقوق آن ها ارایه کند. این نتایج با کاربست سه عنصر در اخلاق سیاسی حاصل می شود: «تامین شاخصه های حکمرانی مطلوب»، «استفاده از دانش اخلاق حرفه ای در سیاست» و «اصلاح انگاره های اخلاق سیاسی». این سه مولفه به عنوان مولفه های کارآمدساز اخلاقی سیاسی مطرح شده اند و دریچه ای نو به بحث اخلاق سیاسی می گشایند

    کلیدواژگان: حکمرانی خوب، اخلاق سیاسی، اخلاق حرفه ای، نظام سیاسی
  • روح الله اسلامی، سید محمدرضا قدردانی* صفحات 143-164

    هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش محله گرایی در تحقق شاخص های حکمرانی خوب در شوراهای اجتماعی محلات مشهد است. در این راستا، اصول «حکمرانی خوب» و «تمرکززدایی اداری» به عنوان مبانی نظری انتخاب شده اند. به لحاظ روش شناسی، بخشی از پژوهش با مراجعه به داده های موجود و منابع کتابخانه ای، و بخش دیگر با استفاده از روش مصاحبه انجام پذیرفته است. در اجرای مصاحبه ها، افراد مرتبط با شوراهای اجتماعی محلات مشهد، اعم از اعضای این شوراها و مسیولان مرتبط با آن ها، جامعه ی مورد مطالعه بوده اند. یافته ها نشان می دهند شوراهای اجتماعی محلات مشهد، با پنج شاخص از شاخص های حکمرانی خوب، یعنی: «مشارکت»، «اثربخشی و کارآیی»، «پاسخ گویی»، «شفافیت» و «حاکمیت قانون» ارتباط دارند و در دستیابی به آن شاخص ها موثر هستند. با این حال، در شرایط کنونی، چالش های شوراهای محلات در تحقق شاخص های مذکور، بیش از دو برابر فرصت های آن هاست.

    کلیدواژگان: حکمرانی خوب، تمرکززدایی اداری، شوراهای اجتماعی محلات مشهد، مشارکت، اثربخشی، پاسخ گویی
  • مهدی کاظمی زمهریر صفحات 165-184
    هدف پژوهش حاضر ارایه فهمی عینی و جامعه شناختی از روند تکوین انسجام ملی در ایران با بهره گیری از مفاهیم جامعه شناختی دورکیم (همبستگی مکانیکی و ارگانیکی) و دیوید لاک وود (یکپارچگی اجتماعی و یکپارچگی سیستمی) است. مقاله حاضر، با بهره‎گیری از این مفاهیم سعی دارد نشان دهد که انسجام اجتماعی ملی نه یک امر طبیعی و از پیش موجود، بلکه امری صناعی است که در افق آینده ساخته می‎شود. در تجربه ی تاریخی شاهد روندهای اجتماعی و دولت سازی در حوزه انسجام ملی هستیم. این روند به صورت دیالکتیکی به توسعه ی انسجام ملی مدد رسانده است. برای گذار از این روند جدلی و ایجاد روابط با ثبات میان یکپارچگی اجتماعی و سیستمی، نیازمند واهم‎گرایی قواعد حاکم بر یکپارچگی اجتماعی و یکپارچگی سیستمی هستیم.
    کلیدواژگان: انسجام ملی، همبستگی اجتماعی، یکپارچگی اجتماعی، یکپارچگی سیستمی، رویکرد تاریخی- جامعه شناختی
|
  • Mohammadkazem Karimi, Mohammadhosein Poriyani *, Hassan Khairi Pages 7-34

    The aim of this study is to identify the role of government in establishing institutions of political sociability from the perspective of Nahj al-Balaghah and tries to examine the role of government in creating institutions of political sociability in order to shape the beliefs, awareness and political behaviors of people by referring to its teachings. In this regard, using the capacity of the basic theory method concepts, categories and propositions related to the subject, are extracted and classified and analyzed in three stages of open, axial and selective coding. The basis of this effort can be identified and formulated a significant volume of codes, concepts and main and sub-categories related to research questions in the form of three options: "attention to electoral institutions", "organizing non-governmental organizations" and "formation of regulatory bodies and Security »are categorized. Finally, by abstracting the category of "positive confrontation with political sociability" as a selective category, it became clear that in the light of the proper formation of institutions of political sociability and the constructive role of rulers in this field, the realization of desirable political sociability can be accelerated

    Keywords: : Political Culture, political socialization, Basic Theory, Nahj AL-Balagha
  • Ahmad Azizkhani Pages 35-60

    The aim of the present study is to investigate the formation of "founded identity" and "constructed identity" in Salafism and political Islam. The research method is descriptive-analytical and it is hypothesized that Islamic currents have followed the process of revivalism with two different assumptions, namely finding identity and constructing it; Salafism represented the first group, and political Islam represented the second group. The results indicate that the Salafi movement followed the process of identity revival through: "constant reference to the text", "ignoring the accumulated knowledge of Muslims" and "emphasizing the appearance of texts"; In contrast, political Islam has sought to revive Muslim identity in innovative ways by emphasizing "interpretation of religious texts," "referring to another while differentiating with it," and "returning to everyday life."

    Keywords: Revivalism, Founded Identity, Constructed Identity, political Islam, Salafism
  • Azam Bahrami Pages 61-78

    Leading research tries to use a descriptive-analytical approach, and design a model of a combination of "freedom", "positive and negative peace", "peaceful justice" and "just peace", the conceptual relationship of peace in this combination in the thought and political behavior of Imam Ali. (AS) check. The main question is whether peace overlaps with the two concepts of justice and freedom in the thought and political behavior of Imam Ali (AS) and based on a religious structure or not? The results indicate that peace in the thought and political behavior of Imam Ali (AS) is an important and parallel concept and in line with the two concepts of justice and freedom. Peace-seeking in the political behavior of that Imam, in parallel with the creation and realization of the two values ​​of justice and freedom, has been accompanied by the consent of God and in the direction of human charity. What is accepted by Imam Ali (as) is "just peace" and not absolutely conciliatory justice; Because just peace promotes religious values ​​in a religious structure and society

    Keywords: peace, Justice, Freedom, Political Behavior, Imam Ali (AS)
  • Ibrahim Mottaqi *, Mahmood Rahmani Khalili, Zohreh Poustinchi Pages 79-100

    The present study seeks to answer the question of what is the analytical ability of the institutional structural theory of international relations in how to explain and analyze Iran's activism in the two events of "nationalization of the oil industry" and "Barjam"? The hypothesis is that the reliance on this theory for its emphasis on strategic rationality and the consensus of the great powers led to the "August 28 coup" in 1943 and the "Trump's withdrawal from Burjam" in 2018. The research method is content analysis method; The results show that although the two experiences of "nationalization of the oil industry" and "Barjam" reflect the failed experiences of Iran's foreign relations with the great powers, but the future of national security is directly related to improving the theoretical capabilities of international relations between Iranian agents and diplomats. Ignoring the structural, institutional and process rules of international relations can create new security challenges. Historical facts show that it is possible to repeat these events and developments in the future, unless we have a more accurate understanding of the rules of structural action of actors in foreign relations

    Keywords: Barjam, Nationalization of Oil Industry, Structural Theory of International Relations, Institutional Theory of International Relations
  • Seyed Jalal Dehghani Firoozabadi *, Mahdi Karimi, Behnam Vakili Pages 101-124

    The purpose of this study is to investigate the normalization of relations with the Zionist regime and its security consequences for the Islamic Republic of Iran. The main question of the research is what are the effective factors in establishing and continuing the process of normalization of relations between the Zionist regime and the Arab countries of the Persian Gulf, and what consequences will the development of this process have on Iran's national security? The research hypothesis based on "theories of unity" in the paradigm of realism is that "international intervention", "intra-regional competition" and "internal developments" were three factors influencing the beginning of the process of normalization of relations with the Zionist regime; The evolution of this situation from "normalization" to "strategic alliance" can pave the way for creating insecurity at the political, economic and military levels of our country. Findings show that "structural weaknesses and artificial strength of the countries involved in this process", "increasing regional power in Iran" and "adoption of a balancing strategy by the United States" are the most important factors influencing this process that the Zionist regime and some countries The Persian Gulf, in the form of a "peripheral doctrine", seeks to reduce its vulnerability to these challenges by forging strategic alliances

    Keywords: Iran, West Asia, Zionist regime, Persian Gulf countries, Peripheral doctrine
  • Najmeh Keikha Pages 125-142

    The purpose of this study is to investigate the impact of the effective elements of the "political system", which is related to the field of "political ethics". The research method is descriptive-analytical. The results show that every political system faces factors and obstacles to success; Factors and obstacles that are related to the moral dimensions are the same moral factors as the efficiency of the system. Political ethics can be defined and implemented in such a way that by creating a kind of stable ethics in political actors, it causes: "predictability", "transparency" and "reliability" of the agents of the system; Identify policy priorities; Determine the rights of rights holders in this area and provide a precise and clear definition of their rights. These results are achieved by applying three elements in political ethics: "providing the characteristics of good governance", "using the knowledge of professional ethics in politics" and "reforming the ideas of political ethics". These three components have been proposed as effective components of political ethics and open a new window to the discussion of political ethics

    Keywords: Good Governance, Political Ethics, professional ethics, Political System
  • Ruhollah Eslami, Seyyed Mohammadreza Ghadrdani * Pages 143-164

    The purpose of this study is to investigate the role of neighborhoodism in achieving the indicators of good governance in social councils of Mashhad neighborhoods. In this regard, the principles of "good governance" and "administrative decentralization" have been selected as theoretical foundations. In terms of methodology, part of the research has been done by referring to the available data and library resources, and the other part has been done by using the interview method. In conducting the interviews, individuals related to the social councils of Mashhad neighborhoods, including members of these councils and officials related to them, were the study community. Findings show that social councils of Mashhad neighborhoods are related to five indicators of good governance, namely: "participation", "effectiveness and efficiency", "accountability", "transparency" and "rule of law" and are effective in achieving those indicators. . However, in the current situation, the challenges of neighborhood councils in achieving these indicators are more than twice their opportunities

    Keywords: Good Governance, Administrative Decentralization, Social Councils Of Mashhad Neighborhoods, Participation, Effectiveness, Accountability
  • Mahdi Kazemi Zamharir Pages 165-184
    The aim of this study is to provide an objective and sociological understanding of the development of national cohesion in Iran using the sociological concepts of Durkheim (mechanical and organic correlation) and David Lockwood (social integration and system integration). Using these concepts, the present article tries to show that national social cohesion is not a natural and pre-existing thing, but an industrial thing that is built on the horizon of the future. In historical experience, we see social and state-building trends in the field of national cohesion. This process has dialectically contributed to the development of national cohesion. To move from this controversial process and establish a stable relationship between social and systemic integration, we need the convergence of the rules governing social and systemic integration
    Keywords: National Cohesion, social solidarity, Social Integration, Systemic Integration, Historical-Sociological Approach