فهرست مطالب

نظریه های کاربردی اقتصاد - سال نهم شماره 1 (پیاپی 32، بهار 1401)
  • سال نهم شماره 1 (پیاپی 32، بهار 1401)
  • تاریخ انتشار: 1401/03/23
  • تعداد عناوین: 10
|
  • یاسر بلاغی اینالو*، مهدی نجاتی، مجتبی بهمنی، سید عبدالمجید جلائی اسفند آبادی صفحات 1-26

    موافقت نامه تجاری ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا می تواند تبعات اقتصادی زیادی برای ایران داشته باشد، بر این اساس، پژوهش حاضر در پی شناسایی منافع اقتصادی ایران از گسترش روابط تجاری با اتحادیه اقتصادی اوراسیا می باشد، در همین راستا، در این پژوهش آثار کاهش تعرفه های وارداتی ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا بر رفاه، تراز تجاری و تغییر در پرداختی بابت نیروی کار ماهر و غیر ماهر بر اساس الگوی پروژه تحلیل تجارت جهانی پویا (GDyn) و نسخه 10 پایگاه داده های آن، طی دو سناریو (کاهش 50 درصدی و کاهش 100 درصدی نرخ تعرفه ها) در یک افق بلند مدت تحلیل شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که بخش «غلات و محصولات زراعی» به دلیل حجم تجارت بالا و نیز تعرفه ی بالاتر، بخش «صنایع غذایی فرآوری شده» به دلیل حجم تجارات بالا، بخش «منسوجات و پوشاک» به دلیل تعرفه بالاتر و بخش «خدمات» نیز به دلیل حجم تجارت بالاتر از بخش های مهم و اثرگذار در توافق نامه تجاری ایران و اوراسیا است و پیشنهاد می شود تغییرات نرخ تعرفه ی بخش های ذکر شده با دقت بالایی انجام شود.

    کلیدواژگان: ایران، اتحادیه اقتصادی اوراسیا، موافقت نامه تجارت ترجیحی، پروژه تحلیل تجارت جهانی پویا
  • رقیه طایفه جباری، تیمور محمدی*، جاوید بهرامی صفحات 27-56

    در این مطالعه، تاثیر شوک های مخارج دولت بر متغیرهای کلان اقتصادی در ایران خصوصا بر مصرف کل بخش خصوصی در قالب یک مدل تعادل عمومی پویای تصادفی (DSGE) و در یک اقتصاد بسته با شمول خانوارهای غیرریکاردینی و یک سیاست نسبتا دقیق مالی مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج شبیه سازی مدل نشان می دهند که وجود خانوارهای غیرریکاردینی یک محرک در جهت افزایش سطح مصرف کل در پاسخ به شوک مخارج دولت نسبت به حالت پایه بدون حضور خانوارهای غیر ریکاردینی می باشد. یافته های تحقیق دلالت بر این امر دارد که در ایران اعمال تکانه مثبت مخارج مصرفی دولت، امکان رشد پویای سرمایه گذاری را فراهم نمی سازد. این در حالی است که اشتغال نیروی کار خانوارهای غیرریکاردینی بدلیل افزایش در دستمزد افزایش یافته، لیکن سرمایه گذاری کاهش می یابد. همچنین سیاست مالی دارای اثر مثبت بر تولید می باشد، اگرچه ضریب تکاثری پایین تر از یک بوده و به مرور زمان تولید کاهش خواهد یافت. با توجه به این مسئله که اثر تکانه مخارج مصرفی دولت روی مخارج مصرفی بخش خصوصی مثبت بوده لذا این نتیجه خلاف چارچوب نظریه برابری ریکاردینی و بصورت (crowding-in) عمل می نماید.

    کلیدواژگان: سیاست مالی، خانوارهای غیرریکارینی، مدل DSGE، اقتصاد بسته، اقتصاد ایران
  • عبدالرحیم هاشمی دیزج*، راضیه داوری کیش، مهدی جعفری صفحات 57-90
    کشورهای با فقدان حکمرانی خوب و شکنندگی اقتصادی، هنگام پدیدار شدن یک شوک داخلی یا خارجی، بیشتر دچار هرج و مرج اقتصادی و اجتماعی و بی ثباتی اقتصادی و سیاسی می گردند. لذا، با افزایش نااطمینانی به دلیل شکنندگی بالای اقتصاد در برابر شوک های داخلی و خارجی، انگیزه فعالان اقتصادی برای راه اندازی و تداوم کسب و کار کاهش می یابد. به عبارت دیگر، به دلیل بی ثباتی اقتصاد کلان، هزینه های راه اندازی کسب و کار به قدری زیاد می شود که افراد، بنگاه ها تمایل ندارند از فرصت های اقتصادی استفاده کنند. به همین دلیل کشورهای مختلف به منظور بهبود ثبات اقتصاد کلان و کاهش تغییرات پیاپی و غیرقابل پیش بینی قوانین و مقررات، ثبات سیاسی دولت، تقویت خدمات عمومی و زیرساخت ها و امنیت حقوق مالکیت در پی اتخاذ راهکارهایی برای بهبود فضای کسب و کار از طریق کاهش شکنندگی اقتصاد تحت حکمرانی خوب هستند. برای این منظور این پژوهش، با استفاده از روش گشتاورهای تعمیم یافته (GMM) به بررسی تاثیر شکنندگی اقتصادی از کانال حکمرانی بر راه اندازی کسب و کارهای جدید در کشورهای منتخب طی دوره 2019- 2006 پرداخته است. نتایج تحقیق نشان می دهد، شکنندگی اقتصادی و اجزا آن (رکود اقتصادی و فقر، توسعه اقتصادی نامتوازن و فرار مغزها) از کانال شاخص حکمرانی تاثیر مثبت بر راه اندازی کسب و کارهای جدید کشورهای مورد بررسی دارند. همچنین نتایج نشان می دهد، متغیرهای توسعه مالی، هزینه های دولت در بخش آموزش، بهره وری کل عوامل تولید تاثیر مثبت بر راه اندازی کسب و کارهای جدید دارند.
    کلیدواژگان: شکنندگی اقتصاد، حکمرانی خوب، فضای کسب وکار، روش گشتاور تعمیم یافته
  • نجمه ایزدی، محمدعلی متفکرآزاد*، رضا رنج پور، زهرا کریمی تکانلو صفحات 91-114

    هدف از مطالعه حاضر بررسی تلاطم و نااطمینانی در بازار مالی و آثار و پیامدهای آن بر متغیرهای حقیقی اقتصاد است. بدین منظور، در این مطالعه از یک الگوی تعادل عمومی پویای تصادفی استفاده شده است که در آن واحدهای اقتصادی به صورت ناهمگن بوده (افراد ماهر و افراد مبتدی) و برای دو دوره زندگی می کنند (نسل جوان و نسل پیر). همچنین بنگاه های اقتصادی نیز در یک فضای رقابت انحصاری با چسبندگی قیمت فعالیت دارند. در این ساختار، نااطمینانی بازار مالی از طریق نوسان های قیمت سهام، بدبینی افراد مبتدی نسبت به دارایی های ریسکی و نااطمینانی افراد مبتدی نسبت به آینده بازار بررسی شده است. پارامترهای این الگو با استفاده از داده های فصلی دوره 1398-1383 و روش بیزین برآورد شده است. نتایج حاصل از شبیه سازی تصادفی الگو نشان می دهد که با افزایش بدبینی افراد مبتدی، مصرف کل اقتصاد و در نتیجه سطح تولید کاهش می یابد. همچنین، افزایش نااطمینانی افراد مبتدی نسبت به آینده بازار سهام باعث افزایش سطح مخارج مصرفی، افزایش سطح سرمایه گذاری و افزایش نرخ تورم در اقتصاد می شود. در نهایت، افزایش واریانس قیمت دارایی های با ریسک باعث می شود که مخارج مصرفی افراد مبتدی افزایش اما مخارج مصرفی افراد ماهر کاهش یابد.

    کلیدواژگان: نااطمینانی بازار مالی، الگوی تعادل عمومی پویای تصادفی، تلاطم بازار مالی، واحدهای ناهمگن
  • مهناز حسین پور*، کامبیز هژبر کیانی صفحات 115-144

    تجربیات موفق کشورهای توسعه یافته در زمینه کاربرد سیاست های مالی جهت خروج  از بحران مالی سال 2008 میلادی منجر شد تا در کشورهای درحال توسعه نیز با توجه به گرفتار بودن این کشورها با بحران های مالی در دهه اخیر این مهم مورد توجه قرار گیرد و ابزارهای سیاست های مالی (به ویژه مخارج دولت) نظر سیاست گذاران و نظریه پردازان اقتصادی را، به منظور افزایش رشد اقتصادی و خروج از رکود، به خود جلب کند. هدف از این مطالعه برآورد ضرایب فزاینده مخارج دولت و بررسی اثرگذاری شوک های مخارج دولت روی تولید ناخالص داخلی در اقتصاد ایران در مقایسه تطبیقی با کشورهای منتخب است. در این راستا، برای کشورهای منتخب از رهیافت خودرگرسیون برداری تابلویی (PVAR) و برای کشور ایران از خودرگرسیون برداری (VAR) استفاده شد و همچنین ضریب فزاینده مخارج دولت هریک از آنها نیز محاسبه شد (که دوره زمانی مورد بررسی برای کشورهای منتخب 2000-2015 و برای ایران 2015-1985 می باشد. نتایج بدست آمده نشان می دهد که یک شوک مخارج دولت در ایران و کشورهای منتخب هم راستا باهم در ابتدا سبب افزایش تولید ناخالص داخلی و سپس روند کاهشی به خود می گیرد و در مسیر بلندمدت خود حرکت می کند که ضرایب فزاینده مخارج دولت نیز تایید کننده این نتیجه می باشد و از سوی دیگر با توجه به نتایج تجزیه واریانس سرعت بالای اثرگذاری شوک های مخارج دولت بر تولید ناخالص داخلی نیز به روشنی قابل رویت است.

    کلیدواژگان: سیاست مالی، ضریب فزاینده مالی، روش خودتوضیح برداری تابلویی (PVAR)، روش خود توضیح برداری (VAR)، تولید ناخالص داخلی
  • مولود جعفری*، مرتضی سامتی، مصطفی رجبی، سارا قبادی صفحات 145-174
    بهبود کیفیت نهادهای کشور با جذب سرمایه گذاران، به ارتقاء سطح رشد، توسعه و رفاه اقتصادی منجر می شود. با این وجود این مسئله مطرح است که بهبود کیفیت نهادی در کشور در حال توسعه متکی به درآمد حاصل از فروش منابع نفت، همچون ایران، چه تاثیری بر رشد و رفاه اقتصادی دارد. به دلیل بین نسلی بودن درآمدهای حاصل از سرمایه های طبیعی، عدالت حکم میکند که بهره برداری از این منابع با توجه به حقوق بین نسلی صورت گیرد. از طرفی به دلیل تاثیرپذیری قیمت نفت از تصمیمات سیاستی سایر دولت ها، کشورهای نفت خیز در پی یافتن درآمدهای جایگزین مناسب هستند. یکی از موجه ترین منابع درآمدی دولت برای جایگزینی با فروش منابع طبیعی، درآمد مالیاتی است. هدف مقاله حاضر تحلیل اثر جایگزینی درآمد نفت با مالیات بر رفاه طول عمر در ایران، با توجه به کیفیت نهادها است. بنابراین الگوی اثر درآمد نفت بر شاخص های نهادی حکمرانی خوب، به روش حداقل مربعات پویا طی سال های 1396-1375 برآورد و رابطه ای به شکل U معکوس بین سهم درآمد نفت از تولید با شاخص های نهادی، و رابطه مستقیم بین سهم درآمد مالیات از تولید با آن ها نتیجه گرفته شد. سپس اثر شاخص های نهادی بر رفاه طول عمر در قالب الگوی نسل های همپوشان و به روش معادلات به ظاهر نامرتبط برآورد شد. نتایج نشان داد که برخی از شاخص های نهادی بر رفاه طول عمر اثر مثبت، برخی اثر منفی یا اثر معناداری نداشته اند. اجرای سناریوهایی برای جایگزینی درآمد نفت با مالیات نشان داد که با اختصاص بخشی از درآمد نفت به صندوق توسعه ملی و افزایش مالیات بر دستمزد، رفاه طول عمر افزایش می یابد.
    کلیدواژگان: نهادها، حکمرانی خوب، نسل های همپوشان، رفاه طول عمر
  • سید امین منصوری*، سید مرتضی افقه، مریم هوشداری صفحات 175-206
    هدف این مقاله ارزیابی آثار همه گیری ویروس کرونا بر تولید صنایع تولیدی ایران است. به منظور شناسایی موج های کرونا، در بخش اول از تجزیه و تحلیل موجک در دوره زمانی روزانه از اسفند 98 تا اسفند 99 استفاده شده است و در بخش دوم تاثیر طول موج های مختلف بر 12 شرکت خودرویی، پالایشی و حمل و نقل و 15 شرکت غذایی، دارویی و بیمه ای، در دوره زمانی ماهیانه از فروردین 96 تا اسفند 99 با استفاده از داده های تابلویی و روش EGLS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. در این تحقیق از طول موج های روزانه تا سالانه کرونا و همچنین متغیرهای توضیحی تورم و شاخص پولی به منظور بررسی وضعیت اقتصادی شرکت ها در دوران کرونا بهره گرفته شده است. نتایج ناشی از تجزیه و تحلیل موجک و اسکالوگرام تبدیل موجک پیوسته حاکی از آن است که پیک های اول، دوم و سوم کرونا، قوی ترین موج های کرونا هستند. تفسیر نتایج تخمین مدل نشان می دهد که از بین موج های روزانه تا سالانه کرونا، موج های روزانه، هفتگی و چهارماهه کرونا تاثیر منفی معنادار بر فروش شرکت دارد. این در حالی است که موج ماهانه کرونا اثر مثبت بر فروش شرکت ها را نشان می دهد. بر اساس نتایج مدل همچنین مشخص شد که تورم تاثیر مثبت بر فروش و تولید شرکت ها داشته و سپرده گذاری بیشتر از تسهیلات توانسته است بر افزایش تولید و فروش شرکت ها اثر داشته باشد.
    کلیدواژگان: کرونا، موجک، صنایع، داده های تابلویی، EGLS
  • اکرم فلاحی، مهدی طغیانی دولت آبادی*، حمید آسایش، مهدی زاهد غروی صفحات 207-238
    مطالعه حاضر سازوکار اثرگذاری جهش نرخ ارز و بحران مالی جهانی بر ثبات مالی سیستم بانکداری دولتی اقتصاد ایران با بهره گیری از مدل گیرتون و روپر و با استفاده از الگوی اقتصاد سنجی تغییر رژیم مارکوف سوییچینگ، طی سال های 1363 تا 1397 و با اثرپذیری از جهش نرخ ارز، بحران مالی جهانی مورد بررسی قرار می دهد. مطابق نتایج، میزان مواجهه اقتصاد با دوران رکود برای بازه زمانی مورد بررسی در تحقیق حاضر 18 دوره در مقابل 16 دوره رونق می باشد. همچنین براساس توابع احتمال انتقالات مربوط به مدل برآوردی، اگر اقتصاد ایران در دوران رکود قرار گیرد به احتمال 85/0 در همان وضعیت باقی خواهد ماند و 13/0 نیز احتمال دارد که اقتصاد ایران تحت سایر عوامل به وضعیت دوران رونق چرخش کند و اگر اقتصاد کشور در وضعیت رونق قرار گیرد، با وجود نوسانات قیمتی نفت و بحران های مالی به احتمال 13/0 در همان وضعیت باقی خواهد ماند و 86/0 نیز احتمال دارد که اقتصاد ایران تحت سایر عوامل به وضعیت رکود منتقل شود. از آن جایی که انتظارات نقش بسیار مهمی در تصمیم به سرمایه گذاری دارند، هرگونه عدم ثبات سیاسی، اقتصادی، وقوع شوک، نوسانات و جهش ارزی می تواند اثر منفی بر ثبات بانکی داشته باشد، ریسک سرمایه گذاری بلندمدت را افزایش داده و اطلاعات قیمتی را مخدوش می کند و حتی موجب فرار سرمایه می شود. در چنین شرایطی، ترکیب سرمایه گذاری به نفع فعالیت های سوداگرانه که بازدهی آنی دارند و به زیان سرمایه گذاری مولدند، تغییر می یابد.
    کلیدواژگان: ثبات مالی، جهش نرخ ارز، مدل گیرتون و روپر، بحران مالی جهانی، مدل تغییر رژیم مارکوف سوئیچینگ
  • رضا اشرف گنجویی، حسین اکبری فرد *، ماشاالله ماشین چی صفحات 239-270

    با توجه به نقش سیاست گذاری های پولی بر متغیرهای اقتصادی شناخت صحیح از متغیرهای تاثیرگذار بر تقاضای پول و میزان اثرگذاری هر یک از آنها، باعث م شود تا سیاست گذاران اقتصادی بتوانند نیاز پولی جامعه را به درستی برآورد کنند. در این مقاله، با استفاده از مدل رگرسیون خطی با ضرایب فازی متقارن و نا متقارن به تحلیل تابع تقاضای پول در اقتصاد ایران پرداخته شده است. در واقع هدف اصلی از این مطالعه به کارگیری روش خاص تجزیه و تحلیل تابع تقاضای پول در ایران برای دوره زمانی 1396-1370 است. همچنین برای تصریح مدل از مطالعه فریدمن و چوردی (1988و1996) بهره جسته ایم. نتایج حاصل از برآورد نشان دهنده کارآیی فوق العاده مدل رگرسیون خطی با ضرایب فازی متقارن و نامتقارن است براین اساس می توان اظهار داشت که در برآورد مدل رگرسیون فازی با ضرایب متفارن، نمای تابع تقاضای پول برای تمام درجه های عضویت 1/0 تا9/0 یکسان است، حتی تغییر بسیار اندکی هم در مقدار نما مشاهده نمی شود. که بیانگر نگهداری پول با انگیزه سفته بازی و احتیاطی می باشد و دارای اثر رکودی با منشا پولی بر اقتصاد خواهد بود. از سوی دیگر در این رگرسیون با تغییر ضرایب کشیدگی هیچ تغییری در مقدار تابع هدف (تقاضای پول) حاصل نشده است که بیانگر وجود ثبات در تابع تقاضای پول در ایران است. از آنجا که دوره زمانی در این مطالعه بلندمدت در نظر گرفته شده است، در درجه عضویت 8/0و 9/0 تابع تقاضای پول به ترتیب بیشترین و کمترین مقدار را دارد که بیانگردام نقدینگی و شرایط عدم اطمینان در اقتصاد می باشد. همچنین پایداری ضرایب متغیرهای توضیح دهنده تقاضای پو ل در مدل رگرسیون خطی با ضرایب فازی متقارن و نا متقارن در ایران تا حدودی مطابق با الگوی نظری سیدراسکی (1967) است. به عبارت دیگر این نظریه پولی می تواند شرایط اقتصاد ایران را توجیه کند.

    کلیدواژگان: تابع تقاضای پول، رگرسیون فازی، ضرایب متقارن و نا متقارن
  • وحیده احمدی، روح الله شهنازی *، کریم اسلاملوییان، احمد صدرایی جواهری صفحات 271-294

    فرار مالیاتی یکی از چالش‌های بسیار مهم دولت به‌ ویژه در کشورهای درحال توسعه است. یکی از مدل‌هایی که می‌تواند برای شناسایی ابعاد اجتماعی و رفتاری فرار مالیاتی مورد استفاده قرار گیرد مدل‌های عامل مبنا است‌‌‌‌. در ‌‌‌‌این مطالعه از ‌‌‌‌این روش برای بررسی ساختار فرار مالیاتی در گروه‌های مختلف شغلی در اقتصاد‌‌‌‌ ایران بر اساس از نتایج آمارگیری از طرح هزینه و درآمد خانوارهای کشور طی سال‌های 98-1380 استفاده است. سه گروه شغلی شامل مشاغل بخش عمومی، مشاغل خود اشتغالی با ریسک درآمدی پایین و مشاغل خود اشتغالی با ریسک درآمدی بالا مورد ارزیابی قرار گرفته اند. برای بررسی سه سناریو طراحی شده است. در سناریوی اول در شرایط فقدان فرارمالیاتی و در سناریوی دوم با فرض فرار مالیاتی تاثیر ریسک گریزی بر انتخاب شغل مورد ارزیابی قرار گرفته است. در سناریوی سوم ‌‌‌‌‌مدل‌تصمیم برای فرار مالیاتی با در نظر گرفتن عوامل رفتاری ارزیابی شده است. ارزیابی پارامترهای رفتاری ‌‌‌‌‌مدل ‌نشان می‌دهد که در حرکت از مشاغل آزاد با ریسک پایین درآمدی به مشاغل آزاد با ریسک بالای درآمدی، ضریب هنجارهای اجتماعی کاهش و ضریب فرار مالیاتی افزایش می‌یابد. با تغییر نرخ مالیات و نرخ جریمه، فرار مالیاتی با شیب بسیار ملایم تغییر ‌می‌یابد به عبارتی، سیاست‌‌‌‌‌‌‌‌های افزایش نرخ مالیات و نرخ جریمه در حضور عوامل رفتاری، تاثیر قابل توجهی در بازدارندگی افراد برای فرار مالیاتی ندارد. بنابراین ابزارهای انگیزشی که توسط سیستم مالیاتی از طریق افزایش نرخ مالیات و افزایش نرخ جریمه برای تحریک قبول مالیات در جامعه اعمال می‌گردد، در حضور پارامترهای رفتاری تعدیل خواهد شد.

    کلیدواژگان: فرارمالیاتی، اقتصاد رفتاری، روش عامل مبنا
|
  • Yaser Balaghi Enalou *, Mehdi Nejati, Mojtaba Bahmani, Sayyed Abdolmajid Jalaee Esfandabadi Pages 1-26

    Trade Agreement between Iran and Eurasian Economic Union can have a handful of economic consequences for Iran;moreover, this research follows to determine Iran's economic interests from the expansion of trade relations with Eurasian Economic Union, in this research, the impacts of decreasing import tariffs of Iran and Eurasian economic union on welfare, trade balance and changes in payments for skilled and unskilled labor based on the model of Dynamic Global Trade Analysis Project (GDyn) and version 10 of its databases were analyzed in a Long-Run horizon during two scenarios (50% decrease and 100% decrease in tariff rates). This study's results indicate that the section " Grains Crops" in terms of the high trade volume and higher tariffs, the section "Processed Food Industry" in terms of the volume of high trade, the "textiles and clothing" sector considering higher tariffs and the "services" sector is also higher than the significant and influential sectors in Iran-Eurasia trade agreement and it is proposed that tariff rate changes are performed with high accuracyin noted sectors

    Keywords: Iran, Eurasian Economic Union, Preferential Trade Agreements, Dynamic Global Trade Analysis Project (GDyn)
  • Rogaiyeh Tayefeh Jabbari, Teymour Mohammadi *, Javid Bahrami Pages 27-56

    This thesis investigates the impact of government spending shocks on macroeconomic variables in Iran, especially on private consumption in the form of a stochastic dynamic general equilibrium (DSGE) model, in a closed economy with non-Ricardian households and a relatively rigorous fiscal policy. The model simulation results show that non-Ricardian households are a stimulus to increase total consumption in response to government spending shocks relative to the baseline without non-Ricardian households. The findings also imply that the positive impulse of government spending in Iran does not allow for the dynamic growth of investment. In other words, The effect of spending shock on the investment is negative, while the employment of non-Ricardian household increased as wage increased, but investment declined. also, fiscal policy has a positive effect on production, although the multiplier is lower than one and will decrease over time. Given that the effect of government spending shocks on private consumption spending is positive. The model results do not follow Ricardian Equivalence Theorem, which is in the form of crowding-in

    Keywords: Dynamic Stochastic General Equilibrium Model, Fiscal Policies, government consumption spending shocks, Non-Ricardian Households, Iran's Closed Economy
  • Abdolrahim Hashemi Dizaj *, Razieh Davarikish, Mahdi Jafari Pages 57-90
    When an internal or external shock occurs, countries with a lack of good governance and economic fragility are more likely to experience economic and social chaos and economic and political instability. Therefore, with increasing uncertainty due to the high fragility of the economy against internal and external shocks, the motivation of economic actors to start and continue business decreases. In other words, due to macroeconomic instability, the costs of starting a business become so high that individuals, firms are reluctant to take advantage of economic opportunities. For this reason, different countries in order to improve macroeconomic stability and reduce successive and unpredictable changes in laws and regulations, political stability of government, strengthening public services and infrastructure and security of property rights are pursuing strategies to improve the the business environment by reducing the economic fragility under the good governance. Therefore, this study intends to investigate the impact of economic fragility through the governance channel on starting new businesses environment with using the Generalized method of moments (GMM) in selected countries during the period 2006-2019. The results show that economic fragility and its components (economic recession and poverty, unbalanced economic development and brain drain and manpower) through the governance index channel have a positive impact on starting new businesses in the countries under study. The results also show that the variables of financial development, government spending on education, total productivity of production factors have a positive impact on starting new businesses
    Keywords: Good Governance, fragility of economy, Business Environment, Generalized Method of Moments Approach
  • Najmeh Izadi, MohammadAli Motafakker Azad *, Reza Ranjpour, Zahra Karimi Takanlou Pages 91-114

    The aim of this study is analyzing fluctuations and uncertainty in the financial market and its effects and outcomes on real variables. To do so, in this study a DSGE model is used in which economic agents are heterogeneous (skilled and un-skilled person) and live for two periods (young and old generations). Moreover, firms are active in a monopolistic competition market with sticky prices. In this structure, financial market uncertainties are analyzed by fluctuations in stock prices, pessimistic of un-skilled agents about risky assets and uncertainty of un-skilled person regarding future of market. The difference of this study from related others is that government debt (from budget deficit) is financed by Islamic treasury bonds (Akhza) and therefore unlike interest rate – based economies, macro variables did not influence by interest rate. Model parameters is estimated using Bayesian approach and quarterly data on 2004 – 2019 period. The results from stochastic simulation shows that by increasing pessimistic degree of un-skilled persons, total consumption of economy and thereby output level will decrease. Moreover, increasing in uncertainty of un-skilled persons about future of stock market leads to increase in total consumption spending, investment spending and inflation rate in economy. Finally, the increase in variance of risky assets prices lead to increase in consumption spending of un-skilled persons but reduction in consumption spending of skilled persons

    Keywords: Financial market uncertainty, DSGE model, finical market fluctuations, heterogeneous agents
  • Mahnaz Hoseinpur *, Kambiz Hojabr Kiani Pages 115-144

    The successful experiences of developed countries in applying fiscal policies to overcome the financial crisis of 2008 led to the fact that in developing countries considered impact of fiscal policy, also. Fiscal policy instruments (especially government expenditure) should attract the attention of policymakers and economic theorists in order to increase economic growth and exit the recession. The purpose of this study is to estimate of government expenditure Multiplier and to examine the effect of government expenditure shocks on GDP in Iran's economy and comparative comparisons with selected countries. In this regard, used for selected countries, the Panel Vector Auto Regression (PVAR) and Iran's economic Vector Auto Regression (VAR) model and computed the government expenditure Multiplier for each of them (in Iran (1985-2015) and selected countries (2000-2015)). The results show that a government expenditure shock in Iran and selected countries together initially increase of GDP and then a declining trend and moves in long run and the results of expenditure Multiplier confirming this. On the other hand, according to the results of the analysis of variance the high speed of the impact of government expenditure shocks on GDP is clearly visible

    Keywords: fiscal policy, Fiscal Multiplier, Panel Vector Auto Regression model (PVAR), Vector Auto Regression model (VAR). Gross Domestic Production
  • Moloud Jafari *, Morteza Sameti, Mostafa Rajabi, Sara Ghobadi Pages 145-174
    Improving the quality of the institutions by attracting investors, will improve growth, development and welfare. However, it is questionable how the improvement of institutional quality in the developing country, which relies on oil resource's revenue, such as Iran, impact on economic growth and welfare. Due to the intergenerational nature of revenues from natural resources, justice dictates that the exploitation of these resources be done in accordance with intergenerational rights. On the other hand, because oil prices are influenced by the other governments policy, oil-rich countries are looking for alternative incomes. One of the justified sources to replace natural resources is tax revenue. The purpose of this article is to analyze the effect of replacing oil revenue with tax revenue, on lifetime welfare in Iran, with an emphasis on the institutions' quality. So the threshold model of oil revenue’s effect on institutions, using the DOLS method over the period 1996:1-2017:1, Estimated. The results show that there is an inverse U-shaped relationship between the share of oil revenue from GDP with all institutions, and the direct relationship between the share of tax revenue from GDP with them. The effect of institutions on lifetime welfare was estimated using OLG Model and SURE method. Some of the institutions had positive, some had negative or no significant effect on lifetime welfare. Scenarios to replace oil with tax revenue show that if reduced oil revenues in the state budget were deposited with the National Development Fund and be replaced by higher wage taxes, lifetime welfare will increase
    Keywords: Institutions, Good Governance, Overlapping Generations, Lifetime Welfare
  • Seyedamin Mansori *, Seyedmorteza Afgah, Maryam Hoshdari Pages 175-206
    The main purpose of this article is to evaluate the effects of the Corona virus epidemic on the production of Iranian manufacturing industries. In order to identify corona waves, in the first part, wavelet analysis is used in the daily time period from March 2019 to March 2020, and in the second part, the effect of different wavelengths on 12 automotive, refining and transportation companies and 15 companies. Food, pharmaceutical and insurance, in the monthly period from April 2017 to March 2019 has been analyzed using panel data and EGLS method. In this study, daily to annual corona wavelengths as well as explanatory variables of inflation and monetary index have been used to examine the economic situation of companies during the corona. The results of wavelet analysis and continuous wavelet transform scalogram indicate that the first, second and third corona peaks are the strongest corona waves. Interpretation of the model estimation results shows that between daily to annual corona waves, daily, weekly and quarterly corona waves have a significant negative effect on company sales. The monthly corona wave, meanwhile, shows a positive effect on corporate sales. Based on the results of the model, it was also found that inflation has a positive effect on sales and production of companies and more deposits than facilities has been able to increase the production and sales of companies
    Keywords: Corona, Wavelet, Industries, Panel Data, EGLS
  • Akram Falahi, Mehdi Toghyani *, Hamid Asaiesh, Mahdi Zahed Gharavi Pages 207-238
    The present study is the mechanism of the effect of exchange rate fluctuations and the global financial crisis on the financial stability of the state banking system of the Iranian economy using Griton and Roper model and using Markov switching regime econometric model, from 1984 to 2019 and affected by exchange rate fluctuations and Examines the global financial crisis. According to the results, the rate of economic exposure to the recession period for the period under study inthe present study is 18 periods versus 16 periods of prosperity. Also, based on the probability transfer functions related to the estimation model, if the Iranian economy is in a recession, it is likely to remain in the same position 0.85 and 0.13, it is likely that the Iranian economy will return to the boom situation under other factors. The country's economy will be in a state of prosperity, despite oil price fluctuations and financial crises, it is likely to remain at 0.13 and 0.86 is likely to be in a recession under other factors. Because expectations play a very important role in investment decisions, any political, economic instability, shocks, fluctuations, and currency jumps can have a negative effect on banking stability, increasing long-term investment risk, and distorting price information. And even causes capital flight. In such circumstances, the composition of the investment changes in favor of speculative activities that is instantaneous and productive to the detriment of the investment
    Keywords: financial stability, exchange rate jump, Griton, Roper Model, global financial crisis, Markov switching regime change model
  • Reza Ashraf Ganjoee, Hossin Akbari fard *, Mashaallah Mashinchi Pages 239-270

    Considering the role of monetary policy in this paper, using linear regression model with symmetric and assymmetric fuzzy coefficients to analyze the money demand function in Iran economy for the period of 1396- 1375.We also used the Friedman and Chordiy study (1988 and 1996) to justify the model.The results of the estimation show the superior performance of the linear regression model with symmetric and asymmetric fuzzy coefficients. On this basis, it can be stated that in the estimation of the fuzzy regression model with the coefficients, the function of the money demand function is the same for all degrees of membership from 0.1 to 0.9. There is not even a very slight change in the mode value. Which implies keeping money with speculative and precautionary motives and will have a recession-induced monetary effect on the economy. On the other hand, in this regression, changes in the coefficients of elasticity have not resulted in any changes in the value of the objective function (money demand), which indicates the stability of the demand for money in Iran. Since the time period is considered in this long-term study, In terms of membership, 0.8 and 0.9, the demand for money is the highest and lowest, respectively, expressed in terms of liquidity and uncertainty conditions in the economy. Also, the stability of the coefficients of the explanatory variables of money demand in the linear regression model with symmetric and asymmetric fuzzy coefficients in Iran is somewhat consistent with the theoretical model of Sidrauski (1967). In other words, this monetary theory can justify the conditions of the Iran economy

    Keywords: money demand function, Fuzzy regression, Symmetric coefficients, asymmetric
  • Vahideh Ahmadi, Rouhollah Shahnazi *, Karim Eslamlouian, Ahmad Sadraei Javaheri Pages 271-294

    Tax evasion is considered an important challenge, especially in developing countries. One of the models that can be used to identify the social and behavioral dimensions of tax evasion is the agent-based model. These models are based on simulation techniques that consider a system of agents and their relationships. In this study, this method has been used to study the structure of tax evasion in different occupational groups. The information on the occupational groups has been extracted from the results of the statistics from the expenditure and income plan of the country's households from 2001-to 2019. Three occupational groups of public sector jobs, low-income self-employed jobs, and high-income self-employed jobs have been evaluated. Three scenarios are embedded. In the first scenario (the honesty of all agents) and the second (assumption of tax evasion), the effect of risk aversion on job selection is evaluated. In the third scenario, the decision model for tax evasion is designed, taking into account behavioral factors and social interactions. Evaluation of behavioral parameters of the model shows that in moving from low-risk self-employed to high-risk self-employed, the coefficient of social norms decreases, and the coefficient of tax evasion increases. The results show that with changes in tax rates and fines, tax evasion changes with a very slope. In other words, policies to increase tax rates and penalties in the presence of behavioral factors do not significantly deter individuals from tax evasion

    Keywords: Tax Evasion, Behavioral Economics, Agent-Based Method