فهرست مطالب

دانشگاه علوم پزشکی مازندران - پیاپی 209 (خرداد 1401)
  • پیاپی 209 (خرداد 1401)
  • تاریخ انتشار: 1401/03/23
  • تعداد عناوین: 20
|
  • عبدالرضا کاظمی*، هادی کرندی، زهره خواجه پور صفحات 1-12
    سابقه و هدف

    با توجه به کاهش توده عضلانی در شرایط بی باری مکانیکی و نقش ژن های MST1 و MAFbx در برخی از مدل های آتروفی عضلانی، در پژوهش حاضر اثر کاهش فعالیت بدنی به شکل لیگاسیون عصب نخاعی پس از یک دوره تمرین استقامتی بر بیان این ژن ها در عضله پلانتاریس موش های صحرایی نر نژاد ویستار بررسی شد.

    مواد و روش ها

     در این مطالعه تجربی تعداد 16 سر موش صحرایی به روش تصادفی ساده به دو گروه مساوی تقسیم شدند: 1) گروه کنترل- لیگاسیون عصبی و 2) گروه تمرین استقامتی- لیگاسیون عصبی. مدت برنامه تمرینی، شش هفته و هر هفته چهار جلسه و با شدت متوسط (70-60 درصد اکسیژن مصرفی بیشینه) بود. جهت ایجاد مدل لیگاسیون عصبی، ابتدا موش ها با سدیم پنتوباربیتول بیهوش شده و سپس عصب پنجم کمری نخاعی آن ها به طور محکم گره زده شد. مدت پروتکل لیگاسیون عصبی، چهار هفته بود. پس از آخرین روز از ایجاد مدل لیگاسیون عصبی، عضله پلانتاریس استخراج شد. به منظور اندازه گیری بیان mRNA ژن های مورد نظر از روش کمی PCR استفاده شد.

    یافته ها

    در بیان ژن MST1 در گروه تمرین استقامتی- لیگاسیون عصبی نسبت به گروه کنترل- لیگاسیون عصبی افزایش معنی داری مشاهده نشد (0/05<P). در بیان ژن MAFbx در گروه تمرین استقامتی- لیگاسیون عصبی نسبت به گروه کنترل- لیگاسیون عصبی افزایش معنی داری مشاهده شد (0/05>P).

    استنتاج

    یافته های پژوهش حاضر نشان داد که فعالیت کاهش یافته به شکل لیگاسیون عصبی پس از تمرین استقامتی می تواند منجر به ایجاد اثرات مخربی بر دستگاه عضلانی و ظهور نشانه های آتروفی عضلانی گردد.

    کلیدواژگان: SNL، MST1، MAFbx، تمرین استقامتی
  • سکینه شفیعا، فاطمه یزدانی آزادبنی، زهره زارع، مسلم محمدی* صفحات 13-23
    سابقه و هدف

    مواجهه با ترکیبات ارگانوفسفره ممکن است منجر به افزایش خطر بروز اختلالات شناختی و القاء استرس اکسیداتیو شود. مطالعه حاضر به منظور بررسی اثرات مواجهه با پاراکسان (متابولیت فعال حشره کش پاراتیون) بر عملکرد شناختی و بیومارکرهای استرس اکسیداتیو طراحی شد.

    مواد و روش ها

     در این مطالعه از 56 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار (7 سر در هر گروه) استفاده شد. روغن ذرت یا یکی از دوزهای 0/3، 0/7 یا 1 (میلی گرم به ازای کیلوگرم وزن بدن) پاراکسان به صورت داخل صفاقی تجویز شد. پس از 14 یا 28 روز، یادگیری و حافظه فضایی حیوانات با استفاده از ماز آبی موریس بررسی شد. اثرات پاراکسان بر سطوح گلوتاتیون (GSH) و مالون دی آلدهید (MDA) هیپوکامپ نیز بررسی شد.

    یافته ها

    افزایش قابل ملاحظه ای در زمان رسیدن به سکو و مسافت شناکردن در حیوانات دریافت کننده دوز 1 میلی گرم پاراکسان در هر دو مقطع زمانی مشاهده شد (به ترتیب 0/001<p و 0/05<p). در آزمون پروب، حیوانات مسموم شده با دوز 1 میلی گرم پاراکسان زمان کم تری را در ناحیه هدف سپری کردند و مسافت شنا و سرعت شنای کم تری نسبت به گروه کنترل داشتند. تفاوت معنی داری در عملکرد حیوانات مسموم با پاراکسان در ماز آبی با سکوی آشکار در مقایسه با گروه کنترل مشاهده نشد (0/05<p). مواجهه با دوز 1 میلی گرم پاراکسان با کاهش GSH و افزایش MDA هیپوکامپ همراه شد.

    استنتاج

    نتایج نشان داد مواجهه با دوز بالای پاراکسان (1 میلی گرم) یادگیری و حافظه فضایی را مستقل از هرگونه تغییر در نقص حسی- حرکتی مختل می کند. القاء استرس اکسیداتیو نقش مهمی در بروز اختلالات شناختی ناشی از مواجهه با پاراکسان دارد.

    کلیدواژگان: پاراکسان، یادگیری، حافظه، گلوتاتیون، مالون دی آلدهید، هیپوکامپ
  • مایده صالحی، طاهره ملانیا، نرگس نعمتی، حمیدرضا گلی، اعظم نحوی* صفحات 24-32
    سابقه هدف

    پوسیدگی دندانی از شایع ترین بیماری های باکتریایی دوران کودکی به شمار می آید. استفاده از خمیردندان های مناسب می تواند بروز این بیماری را کاهش دهد. هدف از انجام این مطالعه ارزیابی آزمایشگاهی برندهای مختلف خمیردندان کودکان موجود در بازار ایران بر روی سویه های استرپتوکوکوس موتانس و لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس بوده است.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه آزمایشگاهی پس از کشت سوش های استاندارد باکتریایی، خمیردندان های آیروکس، بس، میسویک، کلگیت، اورال- بی، بنسر و فرایس در غلظت های 2 و mg/ml 4 توسط آب مقطر تهیه و درون چاهک های تعبیه شده در محیط کشت اضافه شدند. پس از جذب به مدت 48-24 ساعت، انکوباسیون در دمای C 37º صورت پذیرفت .در نهایت قطر هاله ی مهاری ضدباکتریایی به میلی متر گزارش شد. از آزمون Tبه منظور تحلیل و جداول فراوانی به منظور توصیف داده ها استفاده شد. تمامی خمیردندان ها، قطر هاله ی مهاری را از mm 25-3، (به جز بس و آیروکس در غلظت mg/ml 2 علیه استرپتوکوکوس موتانس، mm 0)، به ثبت رساندند. قدرت کلی ضدباکتریایی خمیردندان ها به این صورت بوده است: اورال - بی > کلگیت > فرایس > بنسر > میسویک > بس > آیروکس. در غلظت mg/ml 4، قطر هاله ها علیه لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس نسبت به استرپتوکوکوس موتانس تقریبا دو برابر بوده است.

    نتیجه گیری

    در شرایط آزمایشگاهی، خمیردندان های مخصوص کودکان اورال- بی و کلگیت (سدیم فلوراید ppm 500) بیشترین و برندهای بس و آیروکس (سدیم مونوفلوروفسفات 500ppm) کمترین قدرت ضدباکتریایی را علیه میکروارگانیسم های تحت بررسی داشتند. به جز برندهای بس و آیروکس، سایر خمیردندان ها در غلظت های مختلف از ویژگی های ضدباکتریایی مطلوبی برخوردار بودند.

    کلیدواژگان: خمیردندان کودکان، استرپتوکوکوس موتانس، لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس، فلوراید
  • حنانه قدیریان، سولماز حیدری، سوگل صابری، مهدیه فروغی* صفحات 33-42
    سابقه و هدف

    دمینرالیزاسیون مینا در اطراف براکت های ارتودنسی مشکل مهمی است. تحقیق حاضر با هدف ارزیابی تاثیر وارنیش حاوی CPP-ACP در مقایسه با وارنیش فلوراید در جلوگیری از دمینرالیزاسیون مینای اطراف و زیر براکت های ارتودنسی انجام شد.

    مواد و روش ها

     براکت ها به سطح باکال 20 دندان پرمولر، توسط کامپوزیت باند و سپس به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. در هر دو گروه، متعاقب چسباندن براکت ها، اندازه گیری مقادیر عددی فلورسنس انعکاس یافته از مینای سطح مزیال و دیستال براکت با دستگاه دیاگنودنت (Diagnodent pen) انجام شد (T0). درگروه اول مینای نیمه ی دیستالی، با MI Varnish (CPP-ACP) آغشته و در گروه دوم ماده Fluoro Dose varnish روی نیمه دیستالی دندان ها به کار رفت. در هر دو گروه نیمه ی مزیالی به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد. تمامی دندان ها در دو سیکل دمینرالیزاسیون 4 روزه قرار گرفته و متعاقب هر سیکل مقادیر دمینرالیزاسیون مینا در دیستال و مزیال براکت ها بررسی شد T1)،(T2. سپس براکت ها دباند شده و زیر براکت ها در دو سمت اندازه گیری و ثبت شد(T3). داده ها با آزمون آنالیز واریانس مقادیر تکراری و t زوجی آنالیز شدند.

    یافته ها

     در هر دو گروه تفاوت های معنی داری از نظر درجات دمینرالیزاسیون در نواحی دیستال و مزیال بعد از دو سیکل غوطه وری (T2) دیده شد (0/001P<). ولی نوع ماده، تاثیری در درجات دمینرالیزاسیون نداشت.

    استنتاج

    Fluoro Dose varnish و MI varnish هر دو در افزایش مقاومت مینا به دمینرالیزاسیون موثر بوده ولی نسبت به یکدیگر برتری نداشتند.

    کلیدواژگان: دمینرالیزاسیون، وارنیش فلوراید، براکت های ارتودنسی، CPP-ACP
  • محمدرضا حاجیان، حمیدرضا شتابی*، داریوش مرادی فارسانی، عظیم هنرمند صفحات 43-52
    سابقه و هدف

    تهوع و استفراغ یک عارضه شایع بعد از اعمال جراحی است. این مطالعه با هدف مقایسه تاثیر میدازولام، اندانسترون و ترکیب آن ها در پیشگیری از تهوع و استفراغ بعد از جراحی استرابیسم انجام گرفت.

    مواد و روش ها

     در این مطالعه کارآزمایی بالینی دوسوکور تصادفی شده، 140 بیمار کاندید عمل استرابیسم، در چهار گروه 35 نفره توزیع شدند. در چهار گروه به ترتیب mg/kg0/075 میدازولام، mg4 اندانسترون، ترکیب اندانسترون-میدازولام و نرمال سالین به صورت وریدی قبل از بیهوشی تزریق شد. بیماران تا 24ساعت بعد عمل پیگیری شدند و بروز و شدت تهوع و استفراغ و دیگر عوارض، ارزیابی و بین گروه ها مقایسه شد.

    یافته ها

    در طی مطالعه، 10 نفر (37 درصد) از گروه شاهد، 6 نفر (19/4 درصد) از گروه اندانسترون، 8 نفر (28/6 درصد) از گروه میدازولام و 2 نفر (6/3 درصد) از گروه اندانسترون- میدازولام دچار تهوع شدند. بین چهار گروه تفاوت معنی داری وجود داشت (0/019=P). 6 نفر (22/2 درصد) از گروه شاهد، 5 نفر (16/1درصد) اندانسترون، 4 نفر (14/3 درصد) میدازولام و 1 نفر (3/1 درصد) میدازولام- اندانسترون دچار استفراغ شدند، ولی تفاوت چهار گروه، معنی دار نبود (0/18=P). شدت تهوع و استفراغ بعد عمل نیز در بین چهار گروه تفاوت معنی دار داشت و گروه میدازولام-اندانسترون از شدت کم تری در دو ساعت بعد عمل (0/009=P) و 24 ساعت بعد عمل (0/001>P) برخوردار بودند.

    استنتاج

    استفاده از میدازولام- اندانسترون با کاهش بروز تهوع و استفراغ بعد عمل نسبت به میدازولام یا اندانسترون همراه بود و رضایتمندی بیش تر بیماران را به همراه داشت. لذا با توجه به تاثیر بالاتر ترکیب دو دارو و عدم تاثیر سوء بر پارامترهای همودینامیک، استفاده از آن درجراحی استرابیسم نسبت به اندانسترون یا میدوزولام تنها می تواند، ارجح باشد.

    کلیدواژگان: استرابیسم، میدازولام، اندانسترون، تهوع، استفراغ
  • فاطمه فتحی، شهرام وزیری*، مهدی پوراصغر، مریم نصری صفحات 53-69
    سابقه و هدف

    اختلال شخصیت مرزی یک اختلال روانی رایج است که با میزان بالای خودکشی، اختلال عملکردی شدید، نرخ بالای اختلالات روانی همراه است و با استفاده زیاد از درمان و هزینه های بالا برای جامعه مرتبط است. مطالعه حاضر با هدف اثر بخشی روان درمانی تحلیلی معطوف به انتقال بر روان رنجوری و تکانشگری افراد مبتلا به شخصیت مرزی انجام پذیرفت.

    مواد و روش ها

     این مطالعه تجربی، کاربردی و طرح آن نیمه آزمایشی از نوع تک آزمودنی A-B-A بود. جامعه آماری شامل کلیه افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در بازه اردیبهشت الی خرداد 1399 که به بخش سرپایی بیمارستان روان پزشکی زارع و کلینیک خانه معنا ساری مراجعه کردند، بوده است که از مجموع 32 نفر مراجعه کننده 7 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و در دو گروه روان درمانی تحلیلی معطوف به انتقال 4 نفر و گروه کنترل 3 نفر به روش تصادفی قرعه کشی قرار داده شدند و در طی یک سال تحت درمان قرار گرفتند. پرسشنامه ها برای جمع آوری اطلاعات پرسشنامه های تکانشگری بارات BIS (بارات و همکاران، 2004) و پنج عامل شخصیت NEO  مک کری و کاستا، 2004 بود. برای تجزیه و تحلیل آماری اطلاعات هم از روش تحلیل نمودار، تغییر پایا و درصد بهبودی، استفاده شد.

    یافته ها

     روان درمانی تحلیلی معطوف به انتقال می تواند بر روان رنجوری و تکانشگری افراد مبتلا به شخصیت مرزی اثر بخش باشد.

    استنتاج

    فرجام درمان به صورت موفقیت در مقابل شکست نیست، بلکه شماری از حوزه های عملکردی است. همچنین برای تعمیم نتایج نیاز به مطالعه بیشتر است.

    کلیدواژگان: اختلال شخصیت مرزی، درمان معطوف به انتقال، تکانشگری، روان رنجوری
  • داود نصیری، مسعود شایسته آذر، سمیرا اندرخورا، فرشته طالب پور امیری* صفحات 70-81
    سابقه و هدف

    استیوآرتریت و استیوپروز از مهمترین عوامل ایجادکننده اختلالات اسکلتی بوده و ارتباط آن ها با یکدیگر و سایر عوامل، موضوعی بحث برانگیز و مجهول می باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط بین استیوآرتریت و استیوپروز و نیز ارتباط بین این دو بیماری با مشخصات دموگرافیکی و سبک زندگی بیماران انجام پذیرفت.

    مواد و روش ها

     مطالعه مقطعی حاضر به روش سرشماری بر روی بیمارانی که به بیمارستان های شهرستان ساری در 3 ماهه چهارم سال 1397 مراجعه کرده بودند، انجام گرفت. شدت استیوآرتریت پس از رادیوگرافی از مفصل زانو، براساس معیار Kellgren-Lawrence مشخص گردید. اندازه گیری سطوح BMD نیز با روش DXA scan انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه دموگرافیکی و ابعاد سبک زندگی بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-18 انجام گرفت.

    یافته ها

     تعداد 77 بیمار مورد مطالعه قرار گرفتند که میانگین سن بیماران 10/3±57/3 سال و 73 نفر (94/8 درصد) زن بودند. از لحاظ شدت استیوآرتریت، 28 بیمار (36/36 درصد) نوع خفیف، 31 بیمار (4026/26 درصد) نوع متوسط و 18 بیمار (23/38 درصد) نوع شدید بودند. میانگین BMD در بیماران نیز 0/06±0/76 گرم بر سانتی متر مربع محاسبه شد. بین شدت استیوآرتریت و مقدار BMD اختلاف معنادار آماری وجود داشت (0/008= P). بین این دو بیماری با سن، جنس، وزن و برخی از شاخص های سبک زندگی اختلاف معنادار آماری مشاهده شد (0/05 >P).

    استنتاج

    استیوآرتریت در مفصل زانو با بروز استیوپروز ارتباط دارد. در این راستا عوامل دموگرافیکی و سبک زندگی می توانند به عنوان مهم ترین عوامل تاثیرگذار در بروز این بیماری ها باشند.

    کلیدواژگان: استئوآرتریت، استئوپروز، سبک زندگی
  • سید مسعود سیدیان، اکرم جلیلی*، محمدعلی شیخی، سید محمدحسن عادل صفحات 82-92
    سابقه و هدف

    گزارشات محدودی در مورد نقش پروگنوستیک سطوح آلبومین سرمی قبل از عمل با پیامدهای بعد از عمل جراحی بای پس عروق کرونر (CABG) وجود دارد. این مطالعه با هدف بررسی هیپوآلبومینمی قبل از عمل به عنوان پیش بینی کننده عوارض بعد از عمل CABG انجام پذیرفت.

    مواد و روش ها

     این مطالعه مشاهده ای آینده نگر، بر روی 200 بیمار تحت CABG در بیمارستان گلستان اهواز در سال 1399 انجام گردید. بیماران بر اساس هیپوآلبومینمی (<3/5 g/dL) قبل از عمل CABG به دو گروه تقسیم شدند. ارتباط هیپوآلبومینمی با مشخصات بالینی و پیامدهای بیمار شامل عوارض بعد از عمل، مدت زمان ونتیلاتور، طول مدت اقامت در بیمارستان مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

     هیپوآلبومینمی قبل از عمل در 38 بیمار (19 درصد) مشاهده شد و فراوانی عوارض بعد از عمل از جمله خونریزی، عفونت، سکته قلبی، AKI و مورتالیتی داخل بیمارستانی در بیماران هیپوآلبومینمی به طور معنی داری بیش تر از افراد با سطح آلبومین نرمال بوده است (84/2 درصد در مقابل 13درصد، (0/0001>P). مدت ونتیلاتور، مدت زمان بستری در بیمارستان، مدت زمان ICU در بیماران هیپوآلبومینمی به طور معنی داری بیش تر از گروه آلبومین نرمال بود (0/0001>P). هیپوآلبومینمی قبل ازعمل (0/0001>P)، مدت ونتیلاتور (0/025=P) و مدت بستری در بیمارستان (0/002=P) پیش بینی کننده های مستقل عوارض بعد از عمل CABG بودند.

    استنتاج

    هیپوآلبومینمی قبل از عمل با مورتالیتی و عوارض بعد از عمل از جمله خونریزی، عفونت، سکته مغزی و بروز AKI در بیماران تحت عمل CABG همراه بود. بنابراین اندازه گیری آلبومین سرمی قبل از عمل CABG می تواند یک روش آسان و در دسترس برای مدیریت و جلوگیری از عوارض بعد از عمل باشد.

    کلیدواژگان: بای پس عروق کرونر، هیپوآلبومینمی، پیامد ها
  • هوشنگ اکبری، ابراهیم نصیری، محمد خادملو، صبا چلنگری* صفحات 93-103
    سابقه و هدف

    کروناویروس ها نوعی از ویروس ها هستند که می توانند به علت پنومونی و مشکلات تنفسی موجب مرگ افراد شوند. زنان باردار خطر ابتلای بالاتری به کووید 19 دارند. کووید 19 چالش هایی برای روش بیهوشی در این بیماران ایجاد کرده است. هدف مطالعه، بررسی پیامدهای بیهوشی عمومی و بیحسی نخاعی در مادران مبتلا به کووید 19 کاندید سزارین بود.

    مواد و روش ها

     این مطالعه توصیفی- تحلیلی بر روی 80 مادر باردار مبتلا به کووید 19 کاندید سزارین در مراکز آموزشی درمانی ساری و قایم شهر در سال 1400 انجام گرفت. هر کدام از مادران تحت یک نوع روش بیهوشی عمومی یا بیحسی نخاعی قرار گرفتند. چک لیست محقق ساخته در زمان های قبل، حین و بعد از جراحی تکمیل شد. برای مقایسه داده ها از آزمون های مجذور کای، من ویتنی، T-test، آنالیز واریانس یکطرفه و repeated measure ANOVA استفاده شد.

    یافته ها

    بین دو گروه در مشخصات دموگرافیک تفاوت آماری معنی داری وجود نداشت (0/05<P) ولی بین فوریت عمل جراحی و نوع بیهوشی، تفاوت معنی دار بود (0/05 >P). تغییرات ضربان قلب و میانگین اشباع اکسیژن بین مادران دو گروه معنی دار بود (به ترتیب 0/0001= P و  0/05>P). تهوع، استفراغ و لرز در مادران تحت بیحسی نخاعی بیش تر بود (0/007=  Pو 0/002-P). تغییرات فشارخون سیستولیک و دیاستولیک در مادران گروه بیحسی نخاعی نسبت به گروه بیهوشی عمومی بیش تر بود (0/0001=P).

    استنتاج

    هر دو روش بیهوشی عمومی و بی حسی نخاعی در مادران مبتلا به کووید 19 اگر با برنامه ریزی دقیق توسط متخصصین بیهوشی مجرب صورت بگیرد، می تواند برای مادر و نوزاد وی ایمن باشد.

    کلیدواژگان: بیهوشی عمومی، بیحسی نخاعی، کووید-19، سزارین
  • ویدا شفع پور*، فهیمه قاسمی چراتی صفحات 104-113
    سابقه و هدف

    پریشانی اخلاقی تجربه ای تنش زای در مواجهه با تصمیم گیری در بالین است که سبب استرس روانی شدیدی در فرد می شود. این پدیده شایع با ممانعت فرد از اقدام درست علی رغم آگاهی در وی رخ می دهد. دانشجویان پرستاری نیز در طول آموزش بالینی خود در معرض آسیب های اخلاقی قرار دارند، لذا این مطالعه با هدف بررسی پریشانی اخلاقی و عوامل مرتبط با آن در دانشجویان پرستاری انجام شد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه توصیفی همبستگی، 350 دانشجوی پرستاری دانشکده پرستاری و مامایی ساری در سال 1398 به روش نمونه گیری در دسترس شرکت کردند. ابزارهای جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه های جمعیت شناختی و تحصیلی و پریشانی اخلاقی 21 سوالی هامریک بود، که طیف نمره این پرسشنامه از صفر تا 336 است و نمره بالاتر نشان دهنده میزان پریشانی اخلاقی بالاتری است، این پرسشنامه، پریشانی اخلاقی را از دو جنبه فراوانی رویداد و شدت آن رویداد اخلاقی بر روی فرد بررسی می کند. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار آماری 25SPSS انجام شد.

    یافته ها

     میانگین نمره کلی پریشانی اخلاقی دانشجویان پرستاری 35/79 ± 78/59 بود. میانگین برای فراوانی سوالات پریشانی اخلاقی 10/05 ± 31/66 و میانگین شدت سوالات پریشانی اخلاقی 13/38±42/76 بود که پریشانی اخلاقی در میان دانشجویان پرستاری را در سطح پایین نشان داد. نتایج رگرسیون خطی نیز رابطه معناداری را برای سن، محل سکونت، نحوه اقامت دانشجویان پرستاری نشان داد (0/001=P، 0/09=r2).

    استنتاج

    با توجه به وجود پریشانی اخلاقی در دانشجویان پرستاری، تمرکز برنامه های آموزش بالین بر موارد تنش زای اخلاقی، می تواند از پیامدهای منفی آن بکاهد.

    کلیدواژگان: پریشانی اخلاقی، استرس، دانشجویان پرستاری، اخلاق، آموزش بالین
  • دانیال بقیعی، سریه پورتقی، لیلا صاحبی، زهرا امرالله مجدآبادی، نسرین نیک پیما* صفحات 114-124
    سابقه و هدف

    تبعیت از درمان در پرفشاری خون اهمیت دارد و می توان از تلفن همراه، برای آموزش بیماران استفاده کرد. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر اپلیکیشن آموزشی تلفن همراه بر تبعیت از درمان در سالمندان مبتلا به پرفشاری خون انجام شد.

    مواد و روش ها

    این کارآزمایی بالینی تصادفی شده در سال 1399 در نیشابور-ایران انجام شد. تعداد 54 نفر از معلمان بازنشسته سالمند عضو کانون بازنشستگان، به روش نمونه گیری مستمر انتخاب و سپس به روش تصادفی بلوک بندی چهارتایی بدون جای گشت در دو گروه مداخله و کنترل (در هرگروه 27 نفر) بدون کورسازی قرارگرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و ابزار تبعیت از درمان مدانلو و همکاران (1392) استفاده شد. مداخله آموزشی با استفاده از اپلیکیشن برای گروه مداخله به شیوه الکترونیکی 6 جلسه به مدت سه هفته و برای گروه کنترل، مراقبت های روتین اجرا شد. ابزار تبعیت از درمان قبل و 6 هفته بعد از مداخله توسط هر دو گروه تکمیل شد.

    یافته ها

     تفاوت میانگین زیرمقیاس های تبعیت از درمان بعد از مداخله در دو گروه آزمایش و کنترل نشان داد که تفاوت معنی داری بین زیرمقیاس تعهد به درمان (0/023=P) و تردید در اجرای درمان (0/026=P) وجود دارد. میانگین فشار خون نمونه ها نشان داد که فشارخون سیستولیک و دیاستولیک در گروه مداخله و کنترل قبل از انجام مداخله تفاوت معنی داری نداشت ولی پس از مداخله میانگین فشارخون دیاستولیک در گروه مداخله معنی دار بود (0/017=P).

    استنتاج

    از طریق اپلیکیشن های آموزشی تلفن همراه میزان تبعیت از درمان افزایش میابد و این امر می تواند برای مدیریت بیماری های مزمن و تبعیت دارویی و درمانی مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: تبعیت از درمان، پرفشاری خون، سالمندان، تلفن همراه
  • مهشید دارابی، لیلا شهبازنژاد، منصوره مدنی، ملیحه کدیور* صفحات 125-133
    سابقه و هدف

    اقدامات پزشکی بدون نتیجه به مداخله های تشخیصی و درمانی گفته می شود که با اهداف پزشکی انجام شده است، اما فایده ای برای بیمار ندارند. در این مطالعه فراوانی اقدامات پزشکی بدون نتیجه و هزینه های مربوط به آن در نوزادان فوت شده با تشخیص احتمالی بیماری های متابولیک ارثی بررسی شد.

    مواد و روش ها

     این پژوهش مقطعی با مرور پرونده های بیمارستانی تمامی نوزادان بستری شده در بیمارستان مرکز طبی کودکان تهران، طی دوره چهارساله (1395-1392) اجرا شد. اطلاعات دموگرافیک، مدت زمان بستری، اقدامات درمانی و تشخیصی انجام شده و هزینه ها برای این بیماران ثبت شد.

    یافته ها

    از مجموع 1668نوزاد بستری شده، 20 مورد (2/1 درصد) در بخش مراقبت ویژه نوزادان با تشخیص احتمالی بیماری های ارثی متابولیک فوت شدند. در 6 مورد (30 درصد) سابقه فوت در فرزندان قبلی خانواده وجود داشت. تعداد روزهای بستری بیماران در بخش مراقبت ویژه نوزادان به طور کلی 290 روز- بیمار و در محدوده20 ساعت تا 37 روز بود. هزینه های بستری و اقدامات تشخیصی و دارویی محاسبه شد. علی رغم این که در 8 مورد (40 درصد)، والدین خواستار توقف درمان بی نتیجه بودند، تیم درمان این روند را فقط برای یک نوزاد متوقف و شرایط بی دردی را فراهم نمود. اقدامات درمانی بی نتیجه برای سایر نوزدان تا زمان مرگ ادامه داشت.

    استنتاج

    اقدامات پزشکی بدون نتیجه در نوزادان با بیماری های متابولیک ارثی، چندان نادر نیست. عدم وجود دستورالعمل مشخص برای چنین شرایطی، منجر به تداوم درمان های بی نتیجه از جانب تیم درمان می شود.

    کلیدواژگان: اقدامات پزشکی بدون نتیجه، بیماری های متابولیک ارثی، نوزاد، هزینه بیماری
  • فردیس فضلی، رقیه ولی پور خواجه غیاثی، حسن فضلی، طاهره ملانیا* صفحات 134-145
    سابقه و هدف

    طی پاندمی کووید-19، دانشگاه ها به شکل گسترده و متفاوت از قبل ملزم به ارایه آموزش های خود به شیوه الکترونیکی شده اند، که بررسی کیفیت این نوع از آموزش ضروری به نظر می رسد. هدف این مطالعه بررسی کیفیت آموزش مجازی در پاندمی کرونا از دیدگاه دانشجویان دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مازندران می باشد.

    مواد و روش ها

    پژوهش حاضر مطالعه توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی است. جامعه آماری شامل دانشجویان دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مازندران است که واحدهای خود را در نیمسال دوم سال تحصیلی 99-1398 و اول سال 1400-1399 به صورت مجازی گذرانده بودند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته، شامل پنج مولفه شیوه اجرا، امکانات و فناوری، محتوا، راهبردها و روش ها و ارزشیابی، استفاده شد.

    یافته ها

     128 نفر از دانشجویان به پرسشنامه پاسخ دادند. یافته ها نشان داد، در سال اول وضعیت مولفه های شیوه اجرا، محتوا، راهبردها و روش ها و ارزشیابی نامطلوب و وضعیت مولفه امکانات و فناوری نسبتا مطلوب بوده است. همچنین در سال دوم وضعیت مولفه راهبردها و روش ها نامطلوب و باقی مولفه ها در وضعیت نسبتا مطلوبی بودند. دانشجویان دختر رضایت مندی بیش تری در رابطه با کیفیت آموزش مجازی ابراز داشتند.

    استنتاج

    در مجموع کیفیت آموزش مجازی رشته دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مازندران در سال 1398 در وضعیت نامطلوب و در سال بعد در وضعیت نسبتا مطلوبی قرار داشت. با وجود بهتر شدن وضعیت در سال 1399، هم چنان نیاز به توجه ویژه به این شیوه نوین آموزشی احساس می شود.

    کلیدواژگان: کیفیت، آموزش مجازی، کووید-19، دانشجویان دندانپزشکی
  • آزیتا محققیان، شبنم هوشمند راد، کبری ایاغ، مهدی شیرزاد سیبنی* صفحات 146-162
    سابقه و هدف

    صنایع نساجی مقادیر زیادی پساب رنگی تولید می کنند. شایان ذکر است که رنگ های سنتتیک به دلیل مشخصات سمیت و سرطان زایی، مشکلات جدی برای سلامت انسان و موجودات آبزی ایجاد می کنند. بنابراین در این مطالعه، اسیدبلو113 به دلیل پایدار بودن و مقاومت بالا در برابر روش های معمول تصفیه، به عنوان آلاینده هدف انتخاب شده است.

    مواد و روش ها

     سنتز نانوکامپوزیت اکسید روی-کایولین با روش ساده هم رسوبی انجام شد. ساختار کریستالی، گروه های عاملی، مورفولوژی و ترکیب عنصری نانوذرات سنتز شده به ترتیب توسط آنالیزهای XRD، FT-IR، SEM و EDX مشخص شد. سپس پاسخ فتوکاتالیستی این نانوکامپوزیت از طریق تخریب رنگ اسیدبلو113 در حضور نور مریی بررسی شد. همچنین تاثیر پارامترهای عملیاتی مانند pH، مقدار کاتالیست، غلظت اولیه رنگ اسیدبلو113، گازهای مختلف، انواع ترکیبات آلی و بازیافت کاتالیست بر عملکرد فتوکاتالیستی در راکتور ناپیوسته بررسی شد.

    یافته ها

     آنالیز SEM، ساختار کروی نانوکامپوزیت اکسید روی-کایولین را تایید کرد. حضور ترکیبات آلی در محیط آبی، کاهش کارایی حذف رنگ اسیدبلو113 را در پی داشت. بالاترین کارایی حذف (84/33 درصد) در مقدار کاتالیست g.L-1 0/4، غلظت اولیه رنگ mg.L-1 20 و pH برابر با 7 به دست آمد. کاتالیست حاصله (اکسید روی-کایولین) در مقایسه با نانوذرات اکسید روی و کایولین، فعالیت فتوکاتالیستی موثرتری در تخریب رنگ اسیدبلو113 نشان داد. تخریب رنگ اسید بلو113، از معادله سینتیکی درجه اول (Kobs برابر با min-1 0/122 و R2 برابر با 0/9516) و مدل لانگمویر- هینشلوود (KC برابر با mg.L-1.min-1 0/278 و KAB113 برابر با L.mg-1 0/128) تبعیت کرد.

    استنتاج

    عملکرد مطلوب سیستم اکسید روی-کایولین/ نور مریی، کاربرد عملی این سیستم را در تصفیه آب تایید نمود.

    کلیدواژگان: اسیدبلو113، سینتیک، حذف فتوکاتالیستی، اکسید روی-کائولین، نور مرئی
  • محبوبه ابراهیمی، حافظ تیرگر فاخری*، ترنگ تقوایی، ایرج ملکی، وحید حسینی، آرش کاظمی ویسری، زهره باری، هاجر شکری افرا، سپهر تیرگر فاخری صفحات 163-174
    سابقه و هدف

    هپاتیت اتوایمیون یک بیماری التهابی مزمن کبدی با علت ناشناخته با ارجحیت وقوع در زنان می باشد. هدف از این مطالعه بررسی تظاهرات بالینی، آزمایشگاهی و هیستوپاتولوژیک، یافته های الاستوگرافی و پیامد درمان در بیماران هپاتیت اتوایمیون و بررسی عوامل مختلف در پاسخ به درمان در شهرستان ساری بود.

    مواد و روش ها

     این پژوهش یک مطالعه توصیفی است که در آن اطلاعات دموگرافیک، بالینی، هیستوپاتولوژی، آزمایشگاهی و الاستوگرافی 136 بیمار هپاتیت خودایمن مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی (ره) و کلینیک های تخصصی گوارش ساری طی سال های 1398 تا 1400 در یک پرسش نامه از پیش طراحی شده ثبت شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد در بررسی ارتباط عوامل دموگرافیک، ازمایشگاهی، هیستوپاتولوژیک، الاستوگرافیک و بالینی با پاسخ به درمان تنها PT و PLT ارتباط معنی داری با پاسخ به درمان داشت (0/05< p)، بدین صورت که سطح پلاکت پایین و PT بالا با پاسخ به درمان کم تری همراهی داشت و PT بالا با احتمال بیشتر عود همراهی داشت. همچنین بین سیروز و غیر سیروز بودن در زمان تشخیص بیماری ارتباط معنی داری با پاسخ به درمان وجود داشت (0/05< p). به طوری که افراد مبتلا به سیروز پاسخ به درمان کم تری را تجربه کردند. هیچ کدام از عوامل ذکر شده با سیروز جدید ارتباطی نداشتند. در بررسی ارتباط نتایج فیبرواسکن اولیه و بعدی در طی پیگیری کاهش فیبروز به دنبال درمان در فیبرواسکن به طور واضح دیده شد.

    استنتاج

    یافته های این مطالعه به طور کلی نشان داد که می توان فیبرواسکن کبد را به عنوان یک روش ارزیابی فیبروز در بیماران هپاتیت خودایمن در طی دوران درمان و پس از آن پیشنهاد کرد.

    کلیدواژگان: سیروز، الاستوگرافی، بهبودی، شکست درمان، عود
  • سعید زیبائی*، انیس بخشانی، علی بید مشکی پور صفحات 175-179
    سابقه و هدف

    لاکتوفرین در ترشحات موکوسی، شیر و کلستروم یافت می شود و دارای فعالیت های ضدمیکروبی، جذب آهن و افزایش پاسخ های ایمنی می باشد. لاکتوفرین قابلیت تجزیه نشاسته و ATP را داراست. هدف از این مطالعه، بررسی حفظ فعالیت آنزیمی لاکتوفرین شیرشتر پس از خالص سازی توسط کروماتوگرافی تبادل یونی بود.

    مواد و روش ها

     در این تحقیق آزمایشگاهی پس از گرفتن شیر شتر، چربی و کازیین حذف و لاکتوفرین توسط کروماتوگرافی تبادل یونی با استفاده از CM-Sephadex-C-50 خالص گردید. مقادیر Km و Vmax فعالیت آمیلازی لاکتوفرین، pH و دمای بهینه واکنش مشخص شد. بدین منظور از محلول 5/0 درصد نشاسته ذرت به عنوان سوبسترا و از آزمایش فعالیت یدی برای تعیین مقادیر مصرف نشده استفاده شد. دمای بهینه فعالیت آمیلازی توسط کروماتوگرافی کاغذی تعیین شد.

    یافته ها

     نتایج حاصل از بررسی، حضور لاکتوفرین را در محدوده 73کیلودالتون و غلظت آن را به طور متوسط  µg/ml60 نشان داد. مقادیر Km و Vmax به ترتیب mg.ml-12 وmg.ml-1.min-1  0/2 تعیین شد. همچنین لاکتوفرین فعالیت آمیلازی گسترده ای در محدوده pH های 4 تا 7 داشت و بیش ترین فعالیت را در بpH برابر 5 دارا بود. فعالیت آمیلازی لاکتوفرین در دمای C 40 به حداکثر مقدار خود رسید. هضم آنزیمی سبب هیدرولیز نشاسته و تبدیل آن به قندهای مالتوز و گلوکز شد.

    استنتاج

    بر اساس یافته های مطالعه حاضر روش کروماتوگرافی تبادل یونی می تواند سبب جداسازی لاکتوفرین با خلوص بالا گردد. فعالیت آمیلازی بالای لاکتوفرین نشان داد که ساختار پروتیینی آن پس از عبور از ستون کروماتوگرافی حفظ شده است.

    کلیدواژگان: لاکتوفرین، شیر شتر، کروماتوگرافی تبادل یونی
  • محدثه کمالی، مهدی طاهری سروتین* صفحات 180-185
    سابقه و هدف

    علی رغم مبارزه گسترده با عفونت مالاریا در مناطق آندمیک مالاریا، این بیماری هنوز یکی از جدی ترین بیماری های عفونی در برخی از نقاط جهان است. داروی پریماکین در درمان و پیشگیری مالاریا موثر است. با این حال، افراد مبتلا به کمبود آنزیم گلوکز-6-فسفات دهیدروژناز (G6PD) هنگام مصرف پریماکین در معرض خطر همولیز و عوارض ناشی ازآن می باشند. این مطالعه به منظور تعیین شیوع کمبود آنزیم G6PD در بیماران مشکوک به بیماری فاویسم درشهرستان قلعه گنج در استان کرمان انجام شد.

    مواد و روش ها

     این مطالعه توصیفی- مقطعی در سال 1399 انجام شد. از تمامی بیماران مشکوک به فاویسم مراجعه کننده به بیمارستان شهدای قلعه گنج در جنوب ایران نمونه خون گرفته شد. فعالیت آنزیم G6PD توسط تست فلورسانس لکه ای با استفاده از کیت تجاری ارزیابی شد. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 23 تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

     در این مطالعه 235 بیمار (88 مرد و 147 زن) مورد بررسی قرار گرفتند. پنجاه و هشت نفر (7/24 درصد) دارای سطحی غیر نرمال (کمبود) از آنزیم G6PD بودند. 38 نفر (65/6 درصد) از افراد غیر نرمال مبتلا به کمبود شدید و 20 نفر (34/4درصد) مبتلا به کمبود نسبی این آنزیم بودند. ارتباط معنی داری بین جنس و سطح آنزیم یافت نشد (0/96=P).

    استنتاج

    نتایج مطالعه حاضر شیوع بالای کمبود آنزیم G6PD را در میان افراد مراجعه کننده به بیمارستان شهرستان قلعه گنج نشان داد، بنابراین لزوم توجه به این موضوع در هنگام تجویز داروهای اکسیداتیو خصوصا داروهای ضد مالاریا ضروری به نظر می رسد.

    کلیدواژگان: گلوکز-6 - فسفات دهیدروژناز، مالاریا، قلعه گنج، جنوب ایران
  • محبوبه پوررحیمیان، مریم شهابی، تابنده صادقی* صفحات 186-193
    سابقه و هدف

    کیفیت زندگی پایین و عوارض ناشی از بالا بودن قندخون از جمله مشکلات بیماران مبتلا به دیابت است. مطالعه حاضر با هدف مقایسه تاثیر آموزش بیمار محور و خانواده محور بر کیفیت زندگی و هموگلوبین گلیگوزیله بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 انجام شد.

    مواد و روش ها

     در این کارآزمایی بالینی، جامعه پژوهش شامل بیماران دیابتی عضو کلینیک دیابت شهر رفسنجان بود. حجم نمونه 120 نفر بود که به روش تصادفی کمینه سازی در سه گروه مداخله بیمار محور، مداخله خانواده محور و کنترل قرار گرفتند. گروه مداخله خانواده محور و بیمار محور در 12 جلسه آموزشی یک ساعته شرکت نمودند و گروه کنترل مراقبت های روتین را دریافت نمودند. در گروه مداخله خانواده محور علاوه بر بیمار یکی از اعضای خانواده هم در جلسات آموزشی حضور داشتند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه کیفیت زندگی SF-36 و آزمایش هموگلوبین گلیکوزیله بود که قبل از مداخله و12 هفته بعد تکمیل شد.

    یافته ها

    براساس نتایج، بین میانگین هموگلوبین گلیکوزیله و کیفیت زندگی سه گروه اختلاف آماری معناداری وجود نداشت (0/05<P). بعد از مداخله، بین سه گروه از نظر میانگین و انحراف معیار کیفیت زندگی اختلاف معنی دار وجود داشت (0/001=P). اما میانگین هموگلوبین گلیکوزیله بین سه گروه بعد از مداخله تفاوت معناداری نداشت (0/187=P).

    استنتاج

    اجرای برنامه آموزشی در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 و خانواده های آنان می تواند باعث بهبود کیفیت زندگی در این افراد گردد، لذا اجرای چنین برنامه هایی به پرستاران پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: دیابت نوع 2، کیفیت زندگی، آموزش خانواده محور، آموزش بیمار محور، هموگلوبین گلیکوزیله
  • محسن شهبا، پیمان دانشور، علی رضا قائدامینی، حسین قائدامینی* صفحات 194-199
    سابقه و هدف

    عمل جراحی کرانیوپلاستی شامل استفاده از فلپ جمجمه اتولوگ بیمار جهت بازسازی بافت استخوانی جمجمه می باشد ودر برخی موارد بعد از جراحی کرانیکتومی دکمپرسیو، اندیکاسیون دارد. طبق پژوهش های قبلی به نظر می رسد بروز عوارض بعد از کرانیوپلاستی با زمان انجام آن مرتبط باشد. این پژوهش با هدف مقایسه عوارض کرانیوپلاستی زودرس (EC) و تاخیری (LC) در بیماران جراحی کرانیکتومی در بیمارستان شهید باهنر کرمان از سال 1394 تا 1397 اجرا شد.

    مواد و روش ها

     این مطالعه کوهورت گذشته نگر به روش پرونده خوانی اجرا شد. با همسان سازی از نظر سن و جنسیت، نمونه های دو گروه EC (45 نفر) و LC (46) انتخاب و از نظر فراوانی بروز عوارض بعد از عمل کرانیوپلاستی مقایسه شدند. آنالیز داده ها با نرم افزار25 SPSS انجام شد.

    یافته ها

    دو گروه از نظر سن (0/846=P) و جنسیت (0/185=P) تفاوت آماری معنی دار نداشتند و شایع ترین اندیکاسیون کرانیکتومی در آن ها خونریزی ساب دورال بود. ارتباطی بین نوع تشخیص منجر به کرانیکتومی با نوع کرانیوپلاستی یافت نشد (0/493=P). و گروه از نظر نمره مقیاس کمای گلاسکو (GCS) قبل از عمل (0/841=P) و بعد از عمل (0/148=P) تفاوت نداشتند و از نظر فراوانی بروز عوارض مشابه بودند (0/05>p)، که شامل هماتوم (3 مورد در هر دو گروه)، هیدروسفالی (2 مورد در گروه EC و یک مورد در گروه LC) و اختلال در ترمیم زخم (دو مورد در گروه EC) بود.

    استنتاج

    به نظر می رسد جراحان مغز و اعصاب می توانند هر یک از دو رویکرد EC و LC را متناسب با شرایط بیمار به کار ببرند.

    کلیدواژگان: کرانیوپلاستی زودرس، کرانیوپلاستی دیررس، عوارض بعد از عمل جراحی، مطالعه همگروهی
  • فرزاد قشلاقی، هادی هاشمی، شادی حداد، رخساره معمار* صفحات 200-205
    سابقه و هدف

    امروزه با توجه به در دسترس بودن گیاهان در محیط وافزایش مصرف آن ها به قصد درمان، مسمومیت های گیاهی افزایش یافته است. لذا با توجه به موقعیت جغرافیایی اصفهان و عدم انجام پژوهشی در این خصوص، نیاز به مطالعه ای با معرفی انواع مسمومیت با گیاهان راکاملا توجیه می کرد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه مقطعی و توصیفی داده های بیماران مسموم با گیاهان سمی بیمارستان خورشید اصفهان (مرکز ارجاعی مسمومین استان اصفهان) در طی سال های 1398- 1389 جمع آوری شد. اطلاعات دموگرافیک، بالینی، پاراکلینیکی و درمانی بررسی شدند.

    یافته ها

     در72 بیمار با مسمومیت گیاهی، شایع ترین عامل مسمومیت، گیاهان ناشناخته (29 درصد) و بعد از آن مسمومیت با دانه کرچک (22/2 درصد) و داتوره (16/6 درصد) بود. عمده بیماران مرد بودند (60 درصد) و بیش ترین میزان مسمومیت در بازه سنی 39-20 سال بود. مسمومیت آگاهانه اغلب با داتوره (46/7 درصد) و در گروه سنی 19-10 سال و مسمومیت تصادفی بیش تر با گیاهان ناشناخته (34/1 درصد) و در گروه سنی 9-0 سال گزارش شد. مسمومیت به قصد درمان اغلب با گیاهان ناشناخته و دانه کرچک (61/6درصد) بود. مسمومیت به قصد خودکشی با خرزهره (66/7 درصد) رخ داده بود. در زمان بستری بیماران مسموم با داتوره، اغلب تاکی کاردی (58 درصد) و مردمک های میدریاز (91 درصد) داشتند. در بیماران مسموم با دانه کرچک، علایم غالبا گوارشی و شامل تهوع و استفراغ (94 درصد) بود. اکثر بیماران در فاصله کم تر از 24 ساعت مرخص شده بودند. هیچکدام از بیماران نیاز به تجویز آنتی دوت و اینتوبیشن نداشتند و همه بیماران با اقدامات حمایتی و بهبودی کامل مرخص شدند.

    کلیدواژگان: گیاهان سمی، مسمومیت، کرچک، داتوره، اصفهان، ایران
|
  • Abdolreza Kazemi*, Hadi Kerendi, Zohreh Khajehpour Pages 1-12
    Background and purpose

    Reduction of muscle mass occurs in some models of muscle atrophy during mechanical unloading status and MST1 and MAFbx genes are believed to have a role. In the present study, the effect of reduced physical activity in the form of spinal nerve ligation (SNL) after a period of endurance training (ET) on the expression of MST1 and MAFbx genes were examined in the rat plantaris muscle.

    Materials and methods

    In this experimental study, 16 rats were randomly divided into two groups: control-spinal nerve ligation (Sham+SNL) and endurance training-spinal nerve ligation (ET+SNL). Training program continued for six weeks, four sessions a week with moderate intensity (70-60% of VO2max). To create the SNL model, the rats were first anesthetized with pentobarbitol sodium and then their fifth lumbar spinal nerve was tightly tied. The duration of the SNL protocol was four weeks. After the last day of ligation, the plantaris muscle was extracted. Real-Time PCR was used to measure the mRNA expression of the MST1 and MAFbx.

    Results

    The expression of MST1 gene showed no significant increase in ET+SNL group compared with Sham+SNL group (P>0.05). But, significant increase was seen in MAFbx gene expression in ET+SNL group compared with Sham+SNL group (P<0.05).

    Conclusion

    The study showed that reduced activity in the form of SNL after endurance training can lead to destructive effects on the muscular system and symptoms of muscle atrophy could be seen.

    Keywords: SNL, MST1, MAFbx, endurance training
  • Sakineh Shafia, Fatemeh Yazdani Azadboni, Zohreh Zare, Moslem Mohammadi* Pages 13-23
    Background and purpose

    Exposure to organophosphorus (OP) compounds may contribute to an increased risk of cognitive impairments and induction of oxidative stress. The present study was designed to evaluate the effects of exposure to paraoxon (the active metabolite of insecticide parathion) on cognitive function and oxidative stress biomarkers.

    Materials and methods

    Adult male Wistar rats (n= 56, 7 per group) were used in this study. Corn oil or paraoxon at 0.3, 0.7, or 1 mg/kg were intraperitoneally administrated. After 14 or 28 days, the animals were examined by Morris water maze to determine spatial learning and memory. The effects of paraoxon on hippocampal glutathione (GSH) and malondialdehyde (MDA) levels were also investigated.

    Results

    Escape latency and swimming distance significantly increased in animals that received 1 mg/kg of paraoxon at both time points (P<0.001 and P<0.05, respectively). In the probe test, animals intoxicated with paraoxon 1 mg/kg spent less time in the target zone and had lower swimming distance and swimming speed compared with the control group. No significant difference was observed in the performance of paraoxon-intoxicated animals in the water maze with visible platform compared with the control group (P>0.05). Exposure to paraoxon 1 mg/kg was associated with decreased GSH and increased MDA levels in the hippocampus.

    Conclusion

    The study showed that exposure to high dose of paraoxon (1 mg/kg) impaired spatial learning and memory independent of any changes in sensorimotor deficit. Induction of oxidative stress plays an important role in development of cognitive impairments caused by exposure to paraoxon.

    Keywords: paraoxon, learning, memory, glutathione, malondialdehyde, hippocampus
  • Maedeh Salehi, Tahereh Molania, Narges Nemati, Hamid Reza Goli, Azam Nahvi* Pages 24-32
    Background and purpose

    Dental caries is one of the most common bacterial diseases in childhood. Using proper dentifrice is suggested to reduce the incidence of this disease. The aim of this study was to investigate the antimicrobial effects of different brands of children's dentifrice available in Iran’s market on Streptococcus mutans (PTCC1683) and Lactobacillus acidophilus (PTCC4356) strains.

    Materials and methods

    After culturing standard bacterial strains, different kids dentifrice brands, including Irox, Bath, Misswake, Colgate, Oral-B, Bencer, and Frice were prepared by distilled water in 2 mg/ml and 4 mg/ml and added to pits in cultures medium. Then, the samples were incubated at 37°C for 24-48 hours and diameter of the antibacterial inhibitory haloarchaea was reported in millimeters. T-test was used for statistical analysis.

    Results

    All dentifrices recorded an inhibitory haloarchaea diameter of 3-25 mm (except Bath and Irox at 2 mg/ml against S. mutans, 0 mm). The antibacterial strength of dentifrices was as follows: Oral-B> Colgate> Frice> Bencer> Misswake> Bath> Irox. At 4 mg/ml, the diameter of haloarchaea against L. acidophilus was approximately twice than that of S. mutans. The mean haloarchaea diameter was not significantly different between the control group and dentifrices at 4 mg/ml against S. mutans (P= 0.080). In other conditions, the mean diameter of haloarchaea in dentifrices was lower than that of the control group (P≤0.001).

    Conclusion

    In this in-vitro study, Oral-B and Colgate (sodium fluoride 500 ppm) had the highest antibacterial effect and Bath and Irox (sodium monofluorophosphate 500 ppm) had the lowest antibacterial strength against the studied microorganisms. In addition, except for Bath and Irox, other dentifrices in various concentrations had desirable antibacterial properties.

    Keywords: children, dentifrice, Streptococcus mutans, Lactobacillus acidophilus, fluoride
  • Hannaneh Ghadirian, Soolmaz Heidari, Sogol Saberi, Mahdiyeh Foroughi* Pages 33-42
    Background and purpose

    Enamel demineralization around orthodontic brackets is a significant problem. This study aimed to compare the efficacy of Casein phosphopeptide amorphous calcium phosphate (CPP-ACP) varnish and fluoride varnish in preventing enamel demineralization around and beneath orthodontic brackets.

    Materials and methods

    Twenty extracted premolars were randomly divided into two groups and orthodontic brackets were bonded to their buccal surface by composite. The amount of fluorescent light reflected back from the enamel at the mesial and distal of the bracket was measured using a DIAGNOdent™ pen. MI varnish (CPP-ACP) was applied on the exposed enamel of the distal half of the teeth in group I while FluoroDose varnish was applied on the same area in group II. The mesial half of the teeth served as the control group. All teeth underwent two demineralization cycles and after each cycle, enamel demineralization was quantified at mesial and distal areas (T1, T2). The brackets were then debonded, and area under the brackets was also measured by DIAGNOdent™ pen (T3). Data were analyzed using repeated measures ANOVA and paired t-test.

    Results

    In both groups, significant difference was noted between the mesial and distal areas in degree of demineralization at T2 (P<0.001), but both of the varnishes had no effect on the degree of demineralization.

    Conclusion

    FluoroDose varnish and MI varnish were equally effective for enhancement of enamel resistance to demineralization with no superiority over each other.

    Keywords: demineralization, fluoride varnish, orthodontic brackets, CPP-ACP
  • MohammadReza Hajian, HamidReza Shetabi*, Darioush Moradi Farsani, Azim Honarmand Pages 43-52
    Background and purpose

    Postoperative nausea and vomiting is a common complication of anesthesia. The aim of this study was to compare the effect of midazolam, ondansetron and their combination in prevention of nausea and vomiting after strabismus surgery.

    Materials and methods

    In this randomized double-blind clinical trial, 140 patients undergoing strabismus surgery were divided into four groups (n=35 per group). The patients received midazolam 0.75 mg/kg (M), ondansetron 4 mg (O), midazolam 0.75 mg/kg + ondansetron 4 mg (MO), and saline 0.9% iv. (S) before anesthesia. Follow-up was done in the first 24 hours after surgery and incidence and severity of nausea and vomiting and other postoperative complications were compared between the four groups.

    Results

    In this study, 10 patients (37%) in group S, 6 (19.4%) in group O, 8 (28.6%) in group M, and 2 (6.3%) in group MO developed nausea indicating significant differences between the four groups (P=0.019). The study showed no significant differences between the groups in incidence of vomiting (P= 0.18); 6 patients (22.2%) in group S, 5 (16.1%) in group O, 4 (14.3%) in group M, and 1 patient (3.1%) in group MO had vomiting. The severity of postoperative nausea and vomiting was significantly different between the four groups and group MO was found to have less severe nausea and vomiting two hours (P= 0.009) and 24 hours after surgery (P< 0.001).

    Conclusion

    Combination of midazolam and ondansetron reduces the incidence of postoperative nausea and vomiting compared to midazolam or ondansetron alone and leads to greater patient satisfaction. According to the higher effect of MO and lack of adverse effects on hemodynamic parameters it is recommended in patients undergoing strabismus surgery.

    Keywords: Strabismus, midazolam, ondansetron, nausea, vomiting
  • Fatemeh Fathi, Shahram Vaziri*, Mehdi Pourasghar, Maryam Nasri Pages 53-69
    Background and purpose

    Borderline personality disorder is a common mental disorder that is associated with high suicide rates, severe functional impairment, high rates of associated mental disorders, overuse of treatment, and high costs to society. The aim of this study was to evaluate the effectiveness of analytical psychotherapy based on transference-focused psychoanalysis on neuroticism and impulsivity in people with borderline personality.

    Materials and methods

    A quasi-experimental study with A-B-A design was carried out and the study population included patients (n=32) with borderline personality disorder attending the outpatient department in Zare Psychiatric Hospital and Mana House Clinic in Sari, between May and June 2020. Seven patients were selected by available sampling and were randomly allocated into an experimental group (n=4) and a control group (n=3) and were treated for one year. Barratt Impulsiveness Scale (2004) and NEO Personality Inventory (2004) were administered. Statistical analysis was performed using graph analysis, stable change, and recovery rate.

    Results

    Findings showed that transference-focused psychotherapy can be effective on neuroticism and impulsivity in people with borderline personality.

    Conclusion

    The treatment outcome is not success versus failure, however, it may include improvements in a number of functional areas. Further research is also needed to generalize current findings.

    Keywords: borderline personality disorder, transference-focused psychotherapy, impulsivity, neuroticism
  • Davood Nasiry, Masood Shayesteh Azar, Samira Andarkhora, Fereshteh Talebpour Amiri* Pages 70-81
    Background and purpose

    Osteoarthritis and osteoporosis are the most important causes of skeletal disorders and there are controversies over the relationship between these diseases and other factors. The aim of the present study was to investigate the relationship between osteoarthritis and osteoporosis and also the association between these two diseases and patients’ demographic and lifestyle characteristics.

    Materials and methods

    This cross-sectional study was performed in patients attending Sari hospitals in the fourth quarter of 2019 selected via census sampling. Knee radiography was performed and the severity of osteoarthritis joint was determined based on Kellgren-Lawrence criterion. Bone mineral density (BMD) was also measured by DXA scan. Data was collected using demographic questionnaire and lifestyle dimensions. Data were analyzed in SPSS V18.

    Results

    A total of 77 patients were studied. The mean age of patients was 57.3±10.3 years and the majority were females (n= 73, 94.8%). Severity of osteoarthritis was determined as mild in 28 (36.36%), moderate in 31 (40.26%), and severe in 18 (23.38%) patients. The mean BMD level was 0.76±0.06 g/cm2. There was a significant difference between the severity of osteoarthritis and BMD level (P=0.008). Significant differences were found between patients with osteoarthritis and osteoporosis in age, sex, weight, and some lifestyle indicators (P<0.05).

    Conclusion

    Osteoarthritis of the knee joint is associated with osteoporosis. But, demographic and lifestyle characteristics could have a major role in the incidence of these diseases.

    Keywords: osteoarthritis, osteoporosis, lifestyle
  • Masoud Seyedian, Akram Jalili*, MohammadAli Sheikhi, Seyed MohammadHassan Adel Pages 82-92
    Background and purpose

    There is little information about the prognostic role of preoperative serum albumin levels in postoperative outcomes following coronary artery bypass grafting (CABG). The aim of this study was to evaluate preoperative hypoalbuminemia as a predictor for complications after CABG.

    Materials and methods

    This prospective observational study was conducted in 200 patients undergoing CABG in Ahvaz Golestan Hospital, 2020. The patients were classified into two groups based on pre-operative hypoalbuminemia (serum Alb <3.5 g/dL). The association between hypoalbuminemia and clinical characteristics and outcomes including postoperative complications, ventilator duration, and length of hospital stay was assessed.

    Results

    Preoperative hypoalbuminemia was observed in 38 (19%) patients. Patients with hypoalbuminemia had higher postoperative complications including hemorrhage, infection, cardiac arrest, AKI, and in-hospital mortality than patients with normal albumin levels (84.2% vs. 13%, P<0.0001). Ventilator duration, length of hospital stay and ICU were significantly longer in hypoalbuminemia patients than normal albumin group (P<0.0001). Preoperative hypoalbuminemia (P<0.0001), ventilator duration (P=0.025), and length of hospital stay (P=0.002) were independent predictors of CABG postoperative complications.

    Conclusion

    Preoperative hypoalbuminemia was associated with postoperative mortality and complications, including hemorrhage, infection, stroke, and AKI development in patients undergoing CABG procedure. Thus, serum albumin measurement before CABG as a clinically implementable and easy method could be used for management and prevention of postoperative complications.

    Keywords: coronary artery bypass grafting, hypoalbuminemia, outcomes
  • Hooshang Akbari, Ebrahim Nasiri, Mohammad Khademloo, Saba Chelengari* Pages 93-103
    Background and purpose

    Coronaviruses are a type of virus that can cause death due to pneumonia and respiratory problems. Pregnant women are at higher risk for developing COVID-19 and the disease has posed challenges to anesthesia in these patients. The aim of this study was to evaluate the consequences of general anesthesia and spinal anesthesia in expectant mothers with COVID-19 candidates for cesarean section.

    Materials and methods

    This descriptive-analytical study was performed in 80 pregnant women with COVID-19 candidates for cesarean delivery in Sari Imam Khomeini Hospital and Qaemshahr Razi Hospital, 2021. The expectant mothers underwent general (n= 40) or spinal anesthesia (n= 40). A researcher-made checklist was completed before, during, and after the delivery. Data were analyzed applying Chi-square, Mann-Whitney, T-test, One-way analysis of variance, and repeated measure ANOVA.

    Results

    No significant difference was found between the two groups in demographic characteristics (P> 0.05), but there was a significant difference between urgent surgery and the type of anesthesia (P <0.05). Significant differences were seen in heart rate and mean oxygen saturation between the two groups (P= 0.0001 and P< 0.05, respectively). Nausea and vomiting, and chills were observed to be more common during spinal anesthesia (P= 0.007 and P= 0.002). Changes in systolic and diastolic blood pressure occurred more in spinal anesthesia group than the general anesthesia group (P= 0.0001).

    Conclusion

    Both general anesthesia and spinal anesthesia in mothers with COVID-19 can be safe for both the mother and baby if carefully planned and performed by experienced anesthesiologists.

    Keywords: general anesthesia, spinal anesthesia, COVID-19, cesarean sections
  • Vida Shafipour*, Fahimeh Ghasemi Charati Pages 104-113
    Background and purpose

    Moral distress is a stressful experience in the face of clinical decision making that causes severe psychological stress. This common phenomenon occurs when a person cannot take appropriate action despite being aware of that. Nursing students are also exposed to moral damage during clinical education, so, this study was conducted to investigate moral distress and related factors in nursing students.

    Materials and methods

    In a descriptive correlational study, 350 nursing students in Mazandaran University of Medical Sciences participated in 2019. They were selected via available sampling. Demographic information and educational information were recorded, and Moral Distress Scale-Revised (MDS-R) was completed. In this scale, the scores range from zero to 336 and a high score indicates a higher level of moral distress. The scale examines moral distress from two aspects; frequency of an event and its severity. Data analysis was done using SPSS V25.

    Results

    The mean score for moral distress in nursing students was 78.59±35.79. The mean score for frequency of moral distress was 31.66±10.05 and the mean score for the intensity of moral distress was 42.76±13.38. Findings showed low levels of moral distress in nursing students. Linear regression analysis also showed a significant relationship between moral distress and age, place of residence, and type of residence (P= 0.0010, r2= 0.09).

    Conclusion

    Moral distress is experienced by nursing students, therefore, clinical education programs should focus on morally stressful events and help the students to cope and reduce any negative consequences.

    Keywords: moral distress, stress, nursing students, ethics, clinical education
  • Danial Baghei, Sarieh Poortaghi, Leyla Sahebi, Zahra Amrollah Majdabadi, Nasrin Nikpeyma* Pages 114-124
    Background and purpose

    Adherence to treatment has a key role in management of hypertension and mobile phones can be used to educate patients. The aim of this study was to investigate the effect of a mobile educational application on adherence to treatment in elderly with hypertension.

    Materials and methods

    This randomized clinical trial was conducted in Neishabour, Iran 2020. A total of 54 retired elderly patients who were members of the Retirement Association were selected by consecutive sampling and were randomly divided into an intervention group (n= 27) and a control group (n= 27). Data were collected using demographic questionnaire and Adherence to Treatment Scale by Modanloo et al. (2013). The intervention was performed using an educational application in the intervention group, six sessions/three weeks and the control group was provided with routine care. Adherence to Treatment Scale was completed by both groups before and six weeks after the intervention.

    Results

    The findings showed significant differences between the intervention group and the control group in mean score for commitment to treatment (P= 0.023) and hesitation in implementation of treatment (P= 0.026). Before the intervention, the mean values for systolic and diastolic blood pressure were not significantly different between the two groups, but after the intervention, the mean diastolic blood pressure was found to be significantly lower in the intervention group (P= 0.017).

    Conclusion

    The rate of adherence to treatment is increased through mobile educational applications, and this can be used to manage chronic diseases and promote adherence to medication and treatment.

    Keywords: adherence to treatment, hypertension, elderly, mobile phones
  • Mahshid Darabi, Leila Shahbaznejad, Mansure Madani, Maliheh Kadivar* Pages 125-133
    Background and purpose

    Futile medical care is referred to any medical intervention or activity that bring no benefit to patients. The aim of this study was to evaluate the frequency of futile treatment and its cost in neonates with a probable diagnosis of inherited metabolic disorder.

    Materials and methods

    In this cross-sectional study, hospitalization records of all admitted neonates in Children's Medical Center, Tehran were evaluated between 2013 and 2016. Demographic characteristics of the patients, duration of hospitalization, diagnostic and therapeutic management, and costs were investigated.

    Results

    In the period studied, 1668 neonates were hospitalized of whom 20 (1.2%) died in neonatal intensive care unite with a probable diagnosis of inherited metabolic disorder. Six (30%) cases had deceased siblings. The total duration of hospitalization was 290 day-patient ranging from 20 hours to 37 days. The costs of hospitalization and medical treatments were calculated. Despite disagreement of eight (40%) parents with any futile treatments, the medical team discontinued the futile care in only one case who received palliative care. In other patients futile treatment continued before death.

    Conclusion

    Futile medical treatments in neonates with inherited metabolic disorders are not uncommon. Lack of a comprehensive guideline about this issue leads to continuation of futile medical care.

    Keywords: medical futility, inherited metabolic diseases, newborn, cost of illness
  • Fardis Fazli, Roghayeh Valipour Khajegheyasi, Hasan Fazli, Tahereh Molania* Pages 134-145
    Background and purpose

    The COVID-19 pandemic has widely forced universities to provide electronic education, so, it is necessary to examine the quality of this type of education. The aim of this study was to investigate the quality of virtual learning during COVID-19 pandemic from the perspective of dental students in Mazandaran University of Medical Sciences.

    Materials and methods

    A descriptive-analytical cross-sectional study was performed and dental students in Mazandaran University of Medical Sciences who studied via on-line courses in 2020/21 academic year were included. A researcher-made questionnaire was used consisting of five components: implementation method, facilities and technology, content, strategies and methods, and evaluation.

    Results

    In this study, 128 students completed the questionnaire. According to findings, in first semester, the status of some components, including implementation method, content, strategies and methods, and evaluation were unfavorable, but facilities and technology were found to be relatively favorable. Also, in second semester, the situation of strategies and methods was unfavorable, and the rest of the components had a relatively favorable condition. Female students were more satisfied with the quality of virtual learning.

    Conclusion

    In general, the quality of virtual learning in Mazandaran School of dentistry was unfavorable in 2020, but became relatively favorable later. Despite improvements in 2021, special attention should be paid to this modern educational method.

    Keywords: quality, virtual learning, COVID-19, dental students
  • Azita Mohagheghian, Shabnam Hooshmand Rad, Kobra Ayagh, Mehdi Shirzad-Siboni* Pages 146-162
    Background and purpose

    Textile industries produce huge amounts of colored wastewater. Synthetic dyes cause serious problems to human health and aquatic organisms due to their toxic and carcinogenic properties. In this study, Acid Blue 113 (AB113), which is stable and persistent against conventional treatment methods was selected as the target contaminant.

    Materials and methods

    The synthesis of the ZnO-Kaolin nanocomposite was performed by simple co-precipitation approach. The crystalline structure, functional groups, morphology, and elemental composition of the prepared samples were characterized using XRD, FT-IR, SEM and EDX analyses, respectively. Next, the photocatalytic response was evaluated via degradation of AB113 dye under visible irradiation. Also, the influences of operating parameters, including pH, catalyst value, initial AB113 concentration, various gases, organic compound types, and catalyst recycling on the photocatalytic performance were studied in a batch reactor.

    Results

    The SEM analysis confirmed the ZnO-Kaolin spherical structure. Presence of organic compounds in the aqueous medium decreased AB113 removal efficiency. The highest removal efficiency (84.33%) was obtained at catalyst loading=0.4 g.L-1, initial dye concentration=20 mg.L-1, and pH=7. Compared with ZnO and Kaolin nanoparticles, the resulting catalyst (ZnO-Kaolin) exhibited significantly improved photocatalytic activity in AB113 degradation. The degradation of AB113 was found to follow the first order kinetic (Kobs: 0.122 min-1 and R2: 0.9516) and the Langmuir-Hinshelwood model (KC: 0.278 mg.L-1.min-1 and KAB113: 0.128 L.mg-1).

    Conclusion

    The proficient performance of the LED/ZnO-Kaolin system illustrated that it can be used for practical applications in water treatment.

    Keywords: AB113, kinetic, photocatalytic removal, ZnO-Kaolin, visible irradiation
  • Mahboobe Ebrahimi, Hafez Tirgar Fakheri*, Tarang Taghvaei, Iradj Maleki, Vahid Hosseini, Arash Kazemi Veisari, Zohre Bari, Hajar Shokri-Afra, Sepehr Tirgar Fakheri Pages 163-174
    Background and purpose

    Autoimmune hepatitis is a chronic liver inflammatory disease of unknown etiology that is more common in women. The goal of this study was to investigate the clinical, histopathological, laboratory, and elastography findings and outcome in patients with autoimmune hepatitis and verifying the factors associated with treatment response in Sari, Iran.

    Materials and methods

    This research is a descriptive study in which demographic, clinical, histopathological, laboratory and elastographic information of 136 autoimmune hepatitis patients referred to Imam Khomeini Hospital and specialized gastrointestinal clinics in Sari during the years 2019-2021 was recorded in a pre-designed questionnaire.

    Results

    In the study of the relationship between demographic, laboratory, histopathological, elastographic, and clinical factors with response to treatment, only prothrombin time (PT) and platelet (PLT) count had a significant relationship with response to treatment (p < 0.05). In fact, thrombocytopenia and high PT led to poor treatment response and high PT was associated with a higher probability of recurrence. There was also a significant relationship between cirrhosis and non-cirrhosis at the time of diagnosis with response to treatment (p < 0.05). People with cirrhosis experienced less response to treatment. None of the factors mentioned were related to the new cirrhosis (p < 0.05). In the study of the relationship between the results of the initial and subsequent liver fibroscan during the follow-up, the reduction of fibrosis following treatment was clearly seen.

    Conclusion

    Liver elastography is recommended for fibrosis evaluation during treatment and follow-up.

    Keywords: Liver cirrhosis, Elastography, Treatment Failures, Remission Inductions, Recurrence
  • Saeed Zibaei*, Anis Bakhshani, Ali Bidmeshkipour Pages 175-179
    Background and purpose

    Lactoferrin is found in mucus, milk, and colostrum secretions and has antimicrobial activities, improves iron absorption, and enhances immune responses. Lactoferrin has the ability to degrade starch. The aim of this study was to investigate the preservation of milk lactoferrin enzymatic activity after purification by ion exchange chromatography.

    Materials and methods

    In this experimental research, fat and casein were removed from camel milk and lactoferrin was purified by ion exchange chromatography using CM-Sephadex-C-50. Km and Vmax values of lactoferrin amylase activity, pH, and optimum reaction temperature were determined. For this purpose, 0.5% solution of cornstarch was used as a substrate and iodine activity test was used to determine the unused amounts. The optimum temperature for amylase activity was determined by paper chromatography.

    Results

    The presence of lactoferrin was seen at about 73 KD and its average concentration was 60 µg/ml. Km and Vmax values were 2mg.ml-1 and 0.2 mg.ml-1.min-1, respectively. Lactoferrin also showed extensive amylase activity in pH 4-7 and had the highest activity at pH 5. The amylase activity of lactoferrin reached its maximum at 40°C. Enzymatic digestion caused hydrolysis of starch and its conversion to maltose and glucose.

    Conclusion

    According to the present study, ion exchange chromatography could isolate high purity lactoferrin. High amylase activity of lactoferrin showed that its protein structure was preserved after passing through the chromatographic column.

    Keywords: lactoferrin, camel milk, ion exchange chromatography
  • Mohadeseh Kamali, Mehdi Taheri Sarvtin* Pages 180-185
    Background and purpose

    Despite wide fight against malaria in endemic regions, it is still one of the most serious infectious diseases in some parts of the world. Primakin is effective in treatment and prevention of malaria. However, individuals with glucose-6-phosphate dehydrogenase (G6PD) deficiency are at risk for hemolysis and its complications when taking primakin. This study was performed to determine the prevalence of G6PD deficiency in patients suspected of favism in Qaleh Ganj, Kerman, Iran.

    Materials and methods

    This study was conducted in 2020 and blood samples were taken from all patients suspicious of favism attending Shohada Hospital in Qaleh Ganj, southern Iran. The G6PD enzyme activity was evaluated by fluorescent spot test using a commercial kit. Data were analyzed using SPSS V23.

    Results

    In this study, 235 patients (88 males and 147 females) were examined. Fifty eight people (24.7%) had abnormal levels (deficiency) of G6PD enzyme, 38 (65.6%) of whom had severe deficiency and 20 (34.4%) had partial deficiency. No significant relationship was found between sex and G6PD level (P= 0.96).

    Conclusion

    The study showed a high prevalence of G6PD deficiency in this region. So, attention should be paid to this issue when prescribing oxidative drugs, especially antimalarial drugs.

    Keywords: Glucose-6-phosphate dehydrogenase, malaria, Qaleh Ganj, southern Iran
  • Mahboobeh Poorrahimian, Maryam Shahabi, Tabandeh Sadeghi* Pages 186-193
    Background and purpose

    Low quality of life and complications of high blood sugar are among the problems of patients with diabetes. This study aimed to compare the effect of patient-centered education and family-centered education on quality of life and HBA1C in patients with type 2 diabetes.

    Materials and methods

    A clinical trial was performed in diabetic patients in Rafsanjan Diabetes Clinic. The sample size was 120, who were randomly assigned into three groups: patient-centered intervention, family-centered intervention, and control. Participants in family-centered intervention and patient-centered intervention groups attended 1-hour training program in 12 sessions and the control group received routine care. In the family-centered intervention group, in addition to the patient, a family member attended the training sessions. Data were collected using SF-36 quality of life questionnaire and measuring HBA1C before the intervention and after 12 weeks.

    Results

    Before the intervention, no significant difference was found between the three groups in quality-of-life score and HBA1C (P>0.05). But after the intervention, the quality-of-life was seen to be significantly different between the three groups (P=0.001(. The mean HBA1C level was not significantly different between the three groups after the intervention (P=0.187).

    Conclusion

    Educational programs in patients with type 2 diabetes and their families can improve their quality of life and are recommended to be implemented by health care professionals.

    Keywords: type 2 diabetes, quality of life, family-centered education, patient-centered education, HBA1C
  • Mohsen Shahba, Peyman Daneshvar, Alireza Ghaedamini, Hossein Ghaedamini* Pages 194-199
    Background and purpose

    Cranioplasty after craniotomy is done to repair the skull and in some cases decompressive craniectomy is performed. Previous studies showed that the incidence of complications after cranioplasty is associated with the time of occurrence. The aim of this study was to compare the rate of complications between early cranioplasty (EC) and late cranioplasty (LC) in craniectomy patients in Kerman Shahid Bahonar Hospital, 2015-2018.

    Materials and methods

    In a retrospective cohort study, patients’ records were studied and the subjects were matched for age and sex. Then, frequency of complications was compared between patients with EC (n=45) and LC (n=46). Data analysis was applied in SPSS V25.

    Results

    There were no significant differences between the two groups in age and sex  P= 0.846 and P= 0.185, respectively). The most common indication for craniotomy was subdural hemorrhage and the most common complication was hematoma. No significant association was found between the indication for surgery and type of cranioplasty (P=0.493). The two groups did not have significant differences in Glasgow Coma Scale (GCS) score before and after the surgery (P=0.841 and P=0.148, respectively) and were found to be similar in frequency of complications (P>0.05), including hematoma (three cases in each group), hydrocephalus (two cases in EC and one case in LC), and wound healing impairment (two cases in EC).

    Conclusion

    According to current study, neurosurgeons, depending on the patient's condition, can use either EC or LC.

    Keywords: early cranioplasty, late cranioplasty, complications, cohort study
  • Farzad Gheshlaghi, Hadi Hashemi, Shadi Haddad, Rokhsareh Meamar* Pages 200-205
    Background and purpose

    Nowadays, plants are more available and many are used for treatment purposes, therefore, the rate of poisoning by plants has increased. According to the geographical location of Isfahan in Iran, the present study aimed at investigating this problem since there is paucity of information about plant poisoning in the region.  

    Materials and methods

    In this cross-sectional study, patient data poisoned with poisonous plants were collected from Khorshid Hospital (a referral center for poisoning) in Isfahan between 2010 and 2019. Demographic and clinical, paraclinical and, therapeutic information were studied.

    Results

    In 72 patients with plant poisoning, the most common cause was unknown plants (29%) followed by castor seed poisoning (22.2%) and datura (16.6%). The majority of patients were male (60%) and the highest rate of poisoning occurred in people aged 20-39 years old. Conscious poisoning was most often reported to be with datura (46.7%) in patients of 10-19 years old, while accidental poisoning was found to be more common with unknown plants (34.1%) in children (0-9 years of age). Poisoning due to treatment purposes was seen manily by unknown plants and castor seeds (61.6%). Suicide by self-poisoning was mainly done by oleander (66.7%). At admission, patients with datura poisoning often had tachycardia (58%) and mydriasis pupils (91%). In patients with castor bean poisoning, gastrointestinal symptoms were more frequent (nausea and vomiting in 94%). Most of the patients were discharged within 24 hours after admission. None of the patients needed antidote and intubation and all were discharged with supportive treatment and complete recovery.

    Conclusion

    Most of the cases studied had mild symptoms and only needed supportive care. ‎

    Keywords: poisonous plants, poisoning, castor bean, datura, Isfahan, Iran