فهرست مطالب

  • سال بیست و چهارم شماره 3 (پیاپی 89، خرداد و تیر 1401)
  • تاریخ انتشار: 1401/03/29
  • تعداد عناوین: 15
|
  • سیده سارا آزاده*، نرجس رحمانیان صفحات 283-287

    ویروس کرونای جدید در سال 2019 (Covid-19) در ووهان چین شناسایی شد و باعث شیوع ذات الریه در سراسر جهان شد. بار این ویروس از طریق نوعی غذای دریایی به انسان سرایت کرد که پس از آن موجب همه گیری افراد در سراسر جهان شد. رایج ترین علایم تب، التهاب ریه، سرفه خشک و خستگی در میان بیماران گزارش شده. محققان در پی تحقیقاتی برای کشف واکسن علیه کرونا ویروس دریافته اند که فلاونوییدهای طبیعی و آنتی اکسیدان ها به عنوان داروهای گیاهی درمانی و ضد التهاب می توانند برای تسریع بهبود بیماری ویروسی به صورت درمانی نقش بسزایی داشته باشند. فیستین (3,3',4',7-tetrahydroxyflavone) به عنوان یک فلاونویید شناخته شده در میوه ها و سبزیجات، یک عامل ضد التهابی و آنتی اکسیدانی قوی به شمار می آید. فیستین می تواند با کمک فناوری رسانش دارو (Drug delivery) با حضور در نانوذرات این امکان را فراهم آورد تا به طور هدفمند در زمان کوتاه با دوز حد اقل و هم چنین کم ترین عوارض جانبی میزان اثربخشی بالایی را در درمان این ویروس ایجاد کند

    کلیدواژگان: کرونا ویروس، کوید 19، فلاونوئید، فیستین، نانوذرات، سیستم رسانش دارو
  • احسان کاکاوندی، محمد شایسته پور*، شراره مقیم صفحات 288-299

    سرطان به عنوان یکی از جدی ترین مشکلات بهداشت عمومی، دومین علت مرگ و میر در جهان بعد از بیماری های قلبی عروقی محسوب می شود. تعداد مبتلایان به این بیماری و مرگ و میر ناشی از آن به طور روزافزونی در سراسر دنیا در حال افزایش است، لذا تشخیص زود هنگام، پیشگیری و درمان مناسب سرطان اهمیت فراوانی دارد. درمان های رایج مانند شیمی درمانی و پرتودرمانی، اغلب به صورت غیرانتخابی عمل کرده و عوارض جانبی فراوانی دارند. استفاده از ویروس های لیزکننده تومور (ویروس درمانی)، روشی جدید برای درمان سرطان است. معضل روش ویروس درمانی غیر انتخابی بودن تکثیر ویروس در سلول های سرطانی است بدین مفهوم که ویروس در سلول های نرمال هم همانندسازی می کند. در سال های اخیر برای مهار همانندسازی ویروس در سلول های سالم و انتخابی کردن تکثیر آن در تومورها، از روش های مختلفی استفاده شده است که روش هدف گیری (miRNA) microRNA جدیدترین متد است. این مقاله مروری، جنبه های مختلف انتخابی کردن تکثیر ویروس های لیزکننده تومور به وسیله مکانیسم هدف گیری miRNA را مورد بررسی قرار می دهد

    کلیدواژگان: ویروس های لیزکننده تومور، سرطان، میکرو آر ان ای
  • حسین علی بخشی، علی اکبر پهلوانیان، کریم ایوبی آواز*، میناسادات میرشجاع، امین مهدی زاده، معصومه سلمانی صفحات 300-305
    هدف

    روش های مختلفی برای مدیریت و درمان مشکلات حرکتی کودکان فلج مغزی وجود دارد که اثربخشی آن ها را می توان در تون عضلانی، مهارت های حرکتی درشت، و حرکات ارادی سنجید. از میان این روش های مداخلاتی، رویکرد درمانی دوساهو با هدف تاثیر بر عملکرد حرکتی کودکان فلج مغزی طراحی شد. این مطالعه برآن است تا تاثیر این رویکرد را به صورت اختصاصی بر عملکرد حرکتی درشت کودکان مبتلا به فلج مغزی اسپاستیک بسنجد.

    مواد و روش ها

    در این کارآزمایی بالینی تصادفی دو سو کور، 24 کودک با اختلال فلج مغزی اسپاستیک (سن 4 تا 14 سال) به صورت تصادفی در دو گروه آزمون (12=n) و شاهد (12=n) تخصیص داده شدند. گروه آزمون ترکیب درمان آرام سازی روانی-حرکتی دوساهو همراه با مداخلات معمول کاردرمانی و گروه شاهد فقط مداخلات معمول کاردرمانی را دریافت نمودند. روش دوساهو در 16 جلسه و هفته ای دو بار به مدت 45 دقیقه انجام شد. ابزارهای ارزیابی برای عملکرد حرکتی درشت، مقیاس عملکرد حرکتی درشت نسخه 66 و برای سنجش اسپاستی سیتی عضلانی، مقیاس ارزیابی تون عضلانی اشورث بود.

    یافته ها

    بر اساس ارزیابی های قبل از مداخلات مشخص شد که کودکان گروه آزمون و شاهد در هیچ یک از متغیرها تفاوت عملکرد نداشتند (05/0<P) اما پس از ارایه ی مداخلات میزان تغییرات در گروه آزمون به صورت معنی دار بیش تر از گروه شاهد بود (در کنترل عملکرد حرکتی 001/0=P و در سنجش تون عضلانی 001/0=P).  

    نتیجه گیری

    یافته های این پژوهش نشان داد که استفاده از روش دوساهو می تواند در ارتقاء عملکرد حرکتی درشت و تعدیل تون عضلانی کودکان فلج مغزی اسپاستیک 4-12 سال موثر باشد. بنابراین استفاده از روش دوساهو می تواند به عنوان یک پروتکل درمانی برای بهبود عملکرد حرکتی و ارتقا توانایی جسمانی این گروه از کودکان فلج مغزی مدنظر قرار گیرد.

    کلیدواژگان: توانبخشی روانی، فلج مغزی، عملکرد حرکتی، تون عضلانی، کودک
  • سید علی اکبر مرتضوی، داریوش مرادی فارسانی*، حامد پور خسروی، کامران منتظری صفحات 306-312
    هدف

    از قطره تتراکایین به طور شایع در اعمال جراحی چشم پزشکی استفاده می شود و هم چنین با توجه به اثر ضد التهابی قطره کتورولاک و استفاده آن در برخی از اعمال جراحی، هدف این مطالعه تاثیر قطره کتورولاک و تتراکایین موضعی بر میزان نیاز به داروهای آرام بخش و ضد درد در عمل جراحی آب مرواردید بررسی شد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه کارآزمایی بالینی، تعداد 86 بیمار کاندید عمل جراحی کاتاراکت در دو گروه مساوی دریافت کننده قطره ی چشمی تتراکایین 5/0 درصد و قطره چشمی کتورولاک 5/0 درصد و در هر گروه به میزان یک قطره هر 10 دقیقه به مدت 30 دقیقه قبل از شروع عمل تقسیم شدند. درد بعد از عمل، میزان نیاز به داروهای آرام بخش، متغیرهای همودینامیک، تهوع و استفراغ، و هیپوکسی و دیسترس تنفسی در دو گروه بررسی شد.

    یافته ها

    بین دو گروه اختلاف معنی داری بر اساس متغیرهای همودیتامیک مانند تعداد نبض و تنفس در دقیقه، فشار خون متوسط و درصد اشباع اکسیژن طی عمل جراحی و در ریکاوری، درد بعد از عمل تا 24 ساعت، تهوع و استفراغ بعد از عمل و عوارضی شامل هیپوکسی و دیسترس تنفسی وجود نداشت (05/0>P). هم چنین بین دو گروه اختلاف معنی داری بر اساس میدازولام و پروپوفول مصرفی وجود نداشت (05/0>P).

    نتیجه گیری

    تفاوتی بین استفاده از قطره چشمی کتورولاک و تتراکایین در رابطه با مصرف داروهای سداتیو و آنالژزیک، شدت درد و پارامترهای همودینامیک در حین و بعد از عمل جراحی آب مروارید دیده نشد.

    کلیدواژگان: آب مروارید، کتورولاک، درد بعد از جراحی، تتراکایین
  • نوید کلانی، محمدحسن دم شناس، جواد وقارفرد، سید ابراهیم صادقی، ناصر حاتمی، حسن ضابطیان* صفحات 313-319
    هدف

    تهوع و استفراغ بعد از عمل جراحی عارضه نسبتا شایعی است که با وجود پیشرفت در زمینه پیشگیری و درمان هنوز هم مشکل آورترین عارضه جانبی است که در اتاق ریکاوری و بعد از عمل مشاهده می شود. مطالعه حاضر با هدف تاثیر افزودن دکسمدتومدین و فنتانیل به بوپیواکایین بر تهوع و استفراغ بیماران تحت اعمال جراحی ارتوپدی اندام تحتانی با روش بی حسی اسپاینال می باشد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویه کور بر روی 40 بیمار 18 تا 50 سال با کلاس بی هوشی 1 و 2 که کاندیدای عمل جراحی ارتوپدی اندام تحتانی (فمور) بودند، صورت پذیرفت. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه 1: (5/12 میلی گرم بوپیواکایین (5/2 سی سی) و 10 میلی گرم فنتانیل) و گروه 2: (5/12 میکروگرم بوپیواکایین و 5 میکروگرم دکسمدتومیدین) تقسیم شدند. در زمان های ریکاوری، 6، 12 و 24 ساعت پس از عمل؛ تهوع و  استفراغ  بیماران مورد ارزیابی قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج آزمون کای اسکویر نشان داد که بین گروه های بوپیواکایین- دکسمدتومدین و بوپیواکایین- فنتانیل از لحاظ تهوع و استفراغ تنها در زمان 6 ساعت بعد از عمل، تفاوت معنی دار وجود داشت (034/0=P). در 6 ساعت بعد از عمل، فراوانی تهوع و استفراغ در بیماران گروه بوپیواکایین- فنتانیل (50%)، بالاتر از گروه بوپیواکایین- دکسمدتومدین (25%) بود.

    نتیجه گیری

    اگر چه در اکثر دقایق مطالعه، بین دو گروه مورد بررسی تفاوت معناداری از لحاظ تهوع استفراغ مشاهده نشد، اما در 6 ساعت پس از عمل بین گروه های بوپیواکایین- دکسمدتومدین و بوپیواکایین- فنتانیل از لحاظ تهوع تفاوت معنی دار وجود داشت. به نظر می رسد داروی دکسمدتومیدین علاوه بر اثرات ضد دردی، باعث پیشگیری از تهوع و استفراغ بیماران پس از عمل جراحی هم می شود.

    کلیدواژگان: بوپیواکایین، دکسمدتومیدین، فنتانیل، بی حسی نخاعی، تهوع، استفراغ، ارتوپدی
  • مهشید نیکوسرشت، پوران حاجیان دهکردی*، طاهره عافیتی وصال، عباس مرادی صفحات 320-326
    هدف

    یکی از عوارض شایع بعد از بی حسی نخاعی در سزارین سردرد است. روش های مختلفی برای مدیریت سردرد به کار رفته است اما در حال حاضر درمان قطعی برای آن وجود ندارد. از گاباپنتین در پیشگیری و درمان انواع مختلف سردرد استفاده شده، لذا در این مطالعه اثر تجویز پیشگیرانه گاباپنتین در سردرد پس از بی حسی اسپاینال پس از جراحی سزارین مورد بررسی قرار گرفت.

    مواد و روش ها

    100 خانم بادار واجد شرایط مطالعه با روش تصادفی در دو گروه مداخله (گاباپنتین ، 50 نفر) و کنترل (پلاسبو، 50 نفر) مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران 2 ساعت قبل از عمل به صورت خوراکی دارونما یا 600 میلی گرم گاباپنتین خوراکی دریافت کردند و بعد از جراحی بیماران به مدت 3 روز پیگیری شدند و شیوع سردرد، شدت سردرد، شیوع مصرف مسکن و شیوع سرگیجه طی این مدت به همراه اطلاعات دموگرافیک در یک چک لیست طراحی شده ثبت گردید.

    یافته ها

    دو گروه مورد مطالعه از نظر متغیرهای سن، سن حاملگی، قد و وزن همسان بودند (05/0<P). شیوع کلی سردرد در گروه مداخله (6%، 3 نفر) به صورت معنادار کم تر از گروه کنترل (20%، 10 نفر) بود (05/0>P). هم چنین شیوع کلی مصرف مسکن در گروه مداخله (0) کم تر از گروه کنترل (12%، 6 نفر) بود (05/0>P). شدت سردرد در روز سوم پیگیری در گروه مداخله به صورت معنادار کم تر از گروه کنترل بود (05/0>P). در هیچ یک از دو گروه عوارض شدید نظیر خواب آلودگی و سرگیجه مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

    گاباپنتین یک داروی موثر و کم عارضه جهت پیشگیری از سردرد بعد از بی حسی نخاعی در جراحی سزارین  است. در کنار سایر روش های درمانی؛ استفاده از گاباپنتین خوراکی در پیشگیری از سردرد بعد از بی حسی نخاعی پیشنهاد می گردد.

    کلیدواژگان: گاباپنتین، سردرد بعد از بی حسی نخاعی، سزارین
  • نعمت ستوده، راهب قربانی*، علی دارینی، زینب سوری صفحات 327-337
    هدف

    یکی از معضلات روان - اجتماعی جوامع در حال حاضر، افزایش روز افزون طلاق و از هم پاشیدگی بنای خانواده می باشد. هدف از این مطالعه بررسی علل طلاق  در زوجین مراجعه کننده به دادگاه های خانواده شهر سمنان بوده است.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه مقطعی، 335 نفر از متقاضیان طلاق مراجعه کننده به دادگستری سمنان از ابتدای سال 1397، وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه ی دو قسمتی بود. قسمت اول شامل ویژگی های دموگرافیگ و قسمت دوم شامل دلایل احتمالی طلاق که در مقیاس لیکرت 5 درجه ای تنظیم شده بود که فرد یکی از آن ها را در خصوص خودش انتخاب نمود.

    یافته ها

    میانگین ± انحراف معیار سن متقاضیان طلاق 6/8±1/31 سال، مدت ازدواج 9/43% آنان زیر 5 سال بوده است. با استفاده از تحلیل عاملی 8 عامل (34 گویه) استخراج شد. از نظر متقاضیان طلاق، عامل خشونت (عاطفی- فیزیکی) و پس از آن عامل فرهنگی اجتماعی بیش ترین اثر و عامل بی بند و باری کم ترین اثر را در تقاضای طلاق داشتند. در عامل فرهنگی اجتماعی، گویه "تفاوت های فرهنگی با همسر" و پس از آن "نبودن فرهنگ گفت وگو بین خانواده ها"، در عامل خشونت (عاطفی- فیزیکی)، گویه "تند خویی و عصبی بودن همسر" و در عامل مشکلات اقتصادی، گویه "مسیولیت پذیر نبودن در قبل معیشت خانواده" نقش بیش تری در تقاضای طلاق داشتند. زنان عامل های خشونت (عاطفی- فیزیکی)، مشکلات فرهنگی اجتماعی، اقتصادی، عدم بلوغ عاطفی- فکری و بی بند و باری را موثرتر از مردان در تقاضای طلاق می دانستند (05/0> P).

    نتیجه گیری

    به طور کلی، یافته ها نشان داد انتخاب درست همسر که با شناخت کافی از شریک زندگی حاصل می شود، می تواند از بسیاری از مشکلات بعدی زوجین جلوگیری نموده و ضامن بقای خانواده باشد. در این راستا مد نظر قرار دادن طول مدت آشنایی مناسب برای وصول به آشنایی کافی زوجین از یک دیگر در زمینه های ویژگی های شخصی، فرهنگی اجتماعی، باورها و ارزش های یک دیگر می تواند کمک کننده باشد.

    کلیدواژگان: خانواده، طلاق، فرهنگی اجتماعی، خشونت، خشونت خانگی، عوامل اجتماعی اقتصادی، مشکلات جنسی
  • سارا جلالی فراهانی، پریسا امیری*، هانیه فخرالدین، لیلا چراغی، فریدون عزیزی صفحات 338-346
    هدف

    بر اساس مطالعات پیشین، روش های پیشگیری از بارداری یکی از عوامل موثر بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در زنان جوامع مختلف بوده است. هدف این مطالعه بررسی ارتباط روش های پیشگیری از بارداری با کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در یک جمعیت شهری از زنان تهرانی بود.

    مواد و روش ها

    مطالعه مقطعی حاضر برروی زنان متاهل سنین باروری (20 تا 50 سال) ساکن منطقه 13 تهران در فاصله سال های 1394 تا 1396، انجام شد. اطلاعات جمعیت شناختی و روش های پیشگیری از بارداری با استفاده از پرسش نامه های معتبر و از طریق مصاحبه جمع آوری گردید. کیفیت زندگی مرتبط با سلامت توسط گونه ایرانی پرسش نامه SF-12v2 ارزیابی شد.  

    یافته ها

    میانگین سن مشارکت کنندگان 9/6±2/38 سال بود. روش غالب پیشگیری از بارداری درحدود نیمی از مشارکت کنندگان (9/46%) روش طبیعی بود. میانگین خلاصه امتیاز جسمانی و روان شناختی کیفیت زندگی در زنان 35-20 سال به ترتیب 9/9±6/49 و 3/10±6/46 و در زنان 50-35 سال به ترتیب 4/8±4/47 و 8/10±7/46 بود. به جز زیرمقیاس درد جسمانی در زنان 20-35 سال (005/0=P)، امتیاز کیفیت زندگی در هیچ یک از زیرمقیاس های آن، در زنان استفاده کننده از روش های مختلف پیشگیری از بارداری، تفاوت معناداری نداشت. در مدل تعدیل شده، شانس گزارش کیفیت زندگی ضعیف در بعد روان شناختی، در زنان 50-35 سال استفاده کننده از روش های هورمونی، 36/2 برابر زنان استفاده کننده از روش طبیعی بود (05/0=P، 57/5- 00/1=فاصله اطمینان 95%).

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه ی حاضر نشان داد در زنان 50-35 سال، استفاده از روش های هورمونی پیشگیری از بارداری در مقایسه با روش طبیعی، می تواند منجر به ارزیابی ضعیف تری از بعد روان شناختی کیفیت زندگی شود. این نتیجه در خصوص ابعاد جسمانی کیفیت زندگی برای هیچ یک از روش ها در گروه های سنی مورد مطالعه، مشاهده نشد.

    کلیدواژگان: روش های پیشگیری از بارداری، کیفیت زندگی، زنان
  • حامد منافی، عاطفه امینیان فر* صفحات 347-357
    هدف

    یکی از شایع ترین تظاهرات نوروپاتی محیطی دیابتی، اختلال تعادل و حس عمقی می باشد. ارتعاش کامل بدن(Whole Body Vibration, WBV) یک محرک حسی پیکری نسبتا جدید می باشد که اثرات آن روی تعادل و حس عمقی در بیماران نوروپاتی دیابتیک به درستی بررسی نشده است. هدف از این مطالعه بررسی اثرات WBV  بر روی تعادل و حس عمقی مچ پا در بیماران نوروپاتی دیابتی می باشد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه کارآزمایی بالینی بر روی 30 نفر از بیماران با نوروپاتی دیابتی که بر اساس معیارهای ورود و خروج وارد مطالعه شده بودند، انجام شد. بیماران به صورت تصادفی در دو گروه مداخله وگروه کنترل (هر گروه 15 نفر) قرار داده شدند. گروه WBV به مدت 6 هفته و 2 بار در هفته تحت ارتعاش کامل بدن با فرکانس 30Hz  و آمپلی تود mm 2 قرار گرفتند. قبل و بعد از انجام مداخله شاخص های ثباتی پاسچرال و تعادل به ترتیب با دستگاه بایودکس و مقیاس تعادلی برگ و هم چنین حس عمقی مچ پا با دستگاه ایزوکینتیک دینامومتر اندازه گیری شد.

    یافته ها

    نتایج این مطالعه نشان داد که شاخص های ثباتی پاسچرال ایستا و پویا در محورهای مختلف به جز شاخص ثباتی پویا در محور داخلی- خارجی در شرایط چشم باز در گروه مداخله بهبودی معنی داری داشته است. هم چنین خطای بازسازی زاویه مرجع حداکثر اینورژن منفی 5 درجه کاهش معنی داری نشان داد (05/0P<)، اما مقیاس تعادلی برگ و خطای بازسازی زاویه مرجع 15 درجه اینورژن مچ پا بعد از 6 هفته مداخله در گروه مداخله تغییر معنی داری نداشت (05/0P>).

    نتیجه گیری

    ارتعاش کامل بدن می تواند باعث بهبودی شاخص های ثباتی پاسچرال و حس عمقی مچ پا در افراد با نوروپاتی دیابتی شود. هم چنین بهبودی بالینی تعادل فانکشنال نیز در این بیماران مشاهده گردید. WBV می تواند جهت جلوگیری از تغییرات پیش رونده تعادلی در این بیماران پیشنهاد گردد.

    کلیدواژگان: نوروپاتی دیابت، ارتعاش کامل بدن، تعادل، حس عمقی، مقیاس تعادلی برگ
  • سیده سپیده سیدحسینی، فاطمه حارث آبادی*، عباس عبادی، زهرا قیومی انارکی، تکتم مالکی شاه محمود صفحات 358-365
    هدف

    با توجه به شیوع بالای اختلالات ارتباطی، روش های ارتباطی مکمل و جایگزین (Augmentative and Alternative Communication: AAC) یکی از گزینه های پیشرو برای حل مشکلات این افراد می باشد. نظر به این که هیچ گونه ابزار پیچیده ای برای کودکان فارسی زبان دچار اختلالات ارتباطی وجود ندارد، لذا بر آن شدیم تا برای این کودکان نرم افزاری کمک ارتباطی که خروجی صدا تولید می کند، طراحی کنیم.

    مواد و روش ها

    طی مطالعه کتابخانه ای گسترده در زمینه واژگان پایه کودکان فارسی زبان و مشورت با صاحب نظران، 337 واژه پایه انتخاب شدند. جهت بررسی نسبت روایی محتوایی (Content Validity Ratio: CVR) و شاخص روایی محتوایی (Content Validity Index: CVI) واژگان، فرم نظرخواهی در اختیار 9 آسیب شناس گفتار و زبان قرار داده شد. سپس تصاویر مربوط به هر یک از 247 واژه باقی مانده، توسط گرافیست طراحی و CVI آن ها توسط 6 آسیب شناس گفتار و زبان مورد بررسی قرار گرفت. در مرحله بعد، واژه مرتبط با هر تصویر به صورت صوتی توسط یک گوینده با تجربه در استودیو ضبط شد، سپس یک برنامه نویس نرم افزار AAC را مبتنی بر واژگان و تصاویر طراحی شده و با زبان برنامه نویسی سی شارپ به صورت Cross-platform پیاده سازی نمود.

    یافته ها

    طبق مدل لاوشه برای 9 متخصص، واژگانی که عدد CVR آن ها بالاتر از 78/0 بود حفظ شدند. هم چنین، CVI مربوط به 247 واژه نهایی 95/0 و CVI مربوط به کل تصاویر 8/0 به دست آمد.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد که سیستم الکترونیکی ارتباطی مکمل و جایگزین گفتار از روایی محتوایی مناسبی برای کودکان فارسی زبان دچار اختلالات ارتباطی برخوردار می باشد.

    کلیدواژگان: سیستم الکترونیکی، روایی محتوایی، کودکان، جایگزین، مکمل، اختلالات ارتباطی
  • هدیه برات زاده*، حسینعلی صفاخواه، علی رشیدی پور، اطهر طالبی، مرتضی جراحی صفحات 366-375
    هدف

    درد نوروپاتیک نوعی درد مزمن است که به دنبال آسیب به اعصاب مرکزی و محیطی به وجود می آید. مطالعات گذشته بیانگر آن است که ورزش و کورکومین هر کدام جداگانه توانسته اند بر بهبود درد نوروپاتی موثر باشند. در این مطالعه اثرات تجویز مزمن کورکومین (Curcumin, Cur) توام با ورزش اجباری  (Forced exercise)بر پاسخ های رفتاری درد در مدل درد نوروپاتیک فشردگی مزمن عصب (Chronic constriction injury, CCI) در موش سفید بزرگ آزمایشگاهی مورد مطالعه قرار گرفته است.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه از 80 رت نر نژاد ویستار استفاده شد که به صورت تصادفی 8 گروه (10=n) تقسیم شدند. گروه های مورد مطالعه شامل موارد ذیل بودند:Sham+Veh, Sham+Exercise, CCI+Veh, CCI+Exercise, CCI+Veh+Exercise, Cur+CCI, Exercise+Cur+CCI. ابتدا در کلیه گروه های CCI (فشردگی مزمن عصب) درد نوروپاتیک به روش CCI ایجاد شد. جهت درمان درد نوروپاتیک در گروه Cur+CCI، تزریق کورکومین (mg/kg60) یا حامل آن(Veh) از 12روز پس از عمل جراحی شروع شد و تا روز 26 ادامه یافت. در گروه های CCI+Veh+Exercise وCCI+Exercise  12 روز پس از عمل جراحی ورزش تردمیل با شدت متوسط شروع شده و به مدت 3 هفته تا روز 33 انجام گردید. در گروه Exercise+Cur+CCI تزریق کورکومین و تجویز ورزش به صورت توام انجام شد. آلودینیای مکانیکی و هایپرآلژزیای حرارتی در روز 12 و در روز 34 بعد از انجام ورزش و تزریق کورکومین، ارزیابی شد.

    یافته ها

    یافته های این تحقیق نشان داد که 12روز پس از ایجاد CCI، هایپرآلژزیای حرارتی و آلودینیای مکانیکی ایجاد شد. هم چنین تجویز کورکومین و انجام ورزش با شدت متوسط توانستند به طور جداگانه، درد نوروپاتیک را در هر یک از گروه های درمان شده در مقایسه با گروه CCI بدون درمان کاهش دهند.

    نتیجه گیری

    پس از تثبیت درد نوروپاتیک بهبود رفتارهای درد نوروپاتیک این مطالعه شامل آلودینیای مکانیکی و هایپرآلژزیای حرارتی نشان داد که، تجویز کورکومین و انجام ورزش اجباری هر کدام جداگانه ممکن است شدت درد نوروپاتیک را کاهش دهند. هم چنین بین اثرات درمانی ورزش و کورکومین اثرات هم افزایی (Additive) یا تقویتی (Synergism) مشاهده نشد.

    کلیدواژگان: درد عصبی، ورزش درمانی، هایپرآلژزیا، کورکومین، موش های صحرایی
  • یوسف علیپور، جمیل زرگان*، اشکان حاجی نورمحمدی صفحات 376-387
    هدف

    بیماری های عفونی ناشی از عوامل باکتریایی یکی از شایع ترین علل مرگ ومیر در سراسر جهان می باشند. تعداد قابل توجهی از این عوامل، به یک یا چند آنتی بیوتیک مقاوم و برخی دارای مقاومت دارویی چندگانه بوده و تعدادی دیگر تقریبا به تمام آنتی بیوتیک های مرسوم مقاوم هستند. از زهر حاصل از گونه های متنوعی از عقرب ها، ترکیبات ضد میکروبی و ضد سرطانی مختلفی گزارش شده است. در بررسی حاضر، اثرات ضد باکتریایی زهر خام و فراکشن های پروتیینی زهر عقربHottentotta saulcyi مطالعه گردید.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه ابتدا الگوی الکتروفورزی و کروماتوگرافی زهر خام عقرب مطالعه و سپس خواص ضد باکتریایی زهر خام و فراکشن های پروتیینی آن در غلظت های مورد نظر بر حسب میکروگرم در میلی لیتر در شرایط آزمایشگاهی  (in-vitro) با استفاده از سنجش حداقل غلظت مهاری با روش میکرودایلوشن (MIC) در باکتری گرم مثبت باسیلوس سوبتیلیس و باکتری گرم منفی اشریشیاکلی مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

    در الگوی Tricine SDS-PAGE زهر خام، 7 باند پروتیینی با وزن مولکولی 1/4 تا 104 کیلو دالتون مشاهده گردید. در مطالعات کروماتوگرافی 14 پیک اصلی جداسازی و جمع آوری شد که 9 فراکشن آن حاوی پروتیین بودند. نتایج این تحقیق نشان داد که زهر خام در غلظت 200 میکروگرم در میلی لیتر بر روی باکتری های گرم مثبت و گرم منفی دارای اثر مهاری معناداری بوده است. نتایج این مطالعه در مورد فراکشن های پروتیینی زهر خام نیز اثرات متنوعی را در باکتری های مورد سنجش نشان داد.

    نتیجه گیری

    نتایج این بررسی برای اولین بار نشان داد که زهر خام H. saulcyi و برخی از فراکشن های پروتیینی آن دارای خواص ضد باکتریایی می باشد.

    کلیدواژگان: عقرب Hottentotta saulcyi، اثرات ضد باکتریایی، فراکشن های پروتئینی
  • بشری جهان پیمای ثابت، معصومه مهدوی اورتاکند*، فهیمه باغبانی آرانی صفحات 388-396
    هدف

    امروزه نانوذرات اکسید فلزات به عنوان یکی از کاندیدهای درمان سرطان مورد توجه قرار گرفته است. در مطالعه حاضر بیوسنتز نانوذرات اکسید روی توسط عصاره گیاه آویشن شیرازی (Zataria multiflora) برای اولین بار انجام شد و سپس اثرات ضدمیکروبی، اثرات سایتوکسیک و آپاپتوتیک آن روی رده سلولی سرطان کولون مورد بررسی قرار گرفت.

    مواد و روش ها

    نانوذرات اکسید روی (ZnO) با استفاده از عصاره آبی سرشاخه های گیاه آویشن شیرازی بیوسنتز شد. شکل، اندازه و ساختار نانوذرات سنتز شده توسط آنالیزهای EDS، XRD، FE-SEM، FTIR ارزیابی شد. اثر ضد میکروبی نانوذرات اکسید روی به روش MIC و اثرات سیتوتوکسیک آن علیه دو رده سلولی سرطانی کولون HT-29 و نرمال HEK-293 به روش MTT بررسی شد. بیان ژن p53 و Casp3 در سلول های تیمار شده با دوز IC50 با روش Real time PCR ارزیابی شد. نوع مرگ سلولی با روش فلوسایتومتری مشخص گردید.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که نانوذرات ZnO با اندازه 35-95 نانومتر و به شکل صفحه ای سنتز شده که در اجتماعات ستاره ای شکل دیده شد. MIC نانوذرات اکسید روی علیه باکتری های مورد مطالعه بین μg/ml 200-100 گزارش شد. نتایج حاصل از MTT نشان داد که IC50 نانوذراتμg/ml  4/282 بوده و در این غلظت بیان ژن p53  و Casp3 به ترتیب به میزان 22/1 و 81/3 برابر افزایش پیدا کرده است که از لحاظ آماری معنادار بود. نتایج فلوسایتومتری میزان آپاپتوز 76% درصدی را نشان داد.

    نتیجه گیری

    نانوذرات ZnO سنتز شده توسط عصاره گیاه Z. multiflora می توانند به عنوان بخشی از فرمولاسیون داروی ضد توموری مورد استفاده قرار گیرند.

    کلیدواژگان: نانوذرات، اکسید روی، تکنولوژی شیمی سبز، سرطان کولون، آپاپتوز، عصاره های گیاهی
  • رحیم احمدی، محمدعلی نیل فروش زاده، سونا زارع، کیمیا شمس*، ریحانه دلفانیان صفحات 397-404
    هدف

    بیماری دیابت در سراسر جهان در حال افزایش است و یکی از عوارض بزرگ آن اختلال در ترمیم زخم است. هدف از این تحقیق بررسی اثرات سلول های بنیادی مزانشیمی مشتق از بافت چربی بر التیام زخم در موش های دیابتی می باشد.

    مواد و روش ها

    طی این تحقیق تجربی بافت چربی شکمی از 10 مراجعه کننده جهت ابدومینوپلاستی تهیه گردید. سلول های مزانشیمی از بافت چربی جداسازی شده و توسط فلوسایتومتری تعیین ماهیت گردیدند. استرپتوزوتوسین جهت القای دیابت در  10 سر موش صحرایی نر مورد استفاده قرار گرفت. زخم هایی به قطر 8/0 سانتی متر از طریق برداشت کامل پوست توسط پانچ بیوپسی در ناحیه پشت موش های دیابتی ایجاد شد. حیوانات به دو گروه کنترل (دریافت کننده نرمال سالین) و تیمار با سلول های مزانشیمی تقسیم بندی گردیدند. پس از تیمار، التیام زخم به روش فتوگرافی در روزهای 7، 14 و 21 ارزیابی شد.

    یافته ها

    سلول های جدا شده از بافت چربی مارکرهای تخصصی سلول های بنیادی مزانشیمی را بیان کردند. مساحت زخم در گروه تیمار در روز هفتم نسبت به روز صفر (05/0<P) و روز 14 به روز 7 (01/0<P) دچار کاهش معناداری شد. در گروه کنترل مساحت زخم در روز 7 نسبت به روز صفر دچار کاهش معنادار شد (01/0<P)، اما در روز 14 نسبت به روز 7 دچار تغییر معناداری نشد. در روز 21 زخم در گروه های  کنترل و تیمار بسته شد.

    نتیجه گیری

    اسپری سلول های بینادی مزانشیمی مشتق شده از بافت چربی شکمی انسان سبب التیام سریع تر زخم پوستی شده، بنابراین این روش می تواند در درمان زخم های پوستی ناشی از دیابت مورد نظر قرار گیرد.

    کلیدواژگان: التیام زخم، دیابت شیرین، افزایش قند خون، سلول های بنیادی مزانشیمی، بافت چربی، موشهای صحرایی
  • مهتاب قاسمی دوگاهه، حشمت الله ابراهیمی نجف آبادی، فاطمه یوسف بیک، سعید قاسمی* صفحات 405-420
    هدف

    مشتقات مهارکننده ی آنزیم تیروزین کیناز رسپتور فاکتور رشد اپیدرمی (EGFR TKIs) نقش مهمی را در درمان سرطان ایفا می کنند. هدف از این مطالعه بررسی رابطه ساختمان-فعالیت دوبعدی (2D-QSAR) و داکینگ مشتقات 4-آنیلینوکینازولین به عنوان EGFR TKIs و دستیابی به یک مدل مناسب جهت پیش بینی فعالیت این ترکیبات می باشد.

    مواد و روش ها

    122 ترکیب حاوی ساختار 4-آنیلینوکینازولین جهت بسط مدل های رابطه ی ساختمان-فعالیت کمی دو بعدی (2D-QSAR) با استفاده از روش رگرسیون خطی چندگانه (MLR)، و روش های غیر خطی شبکه های عصبی مصنوعی (ANN) و ماشین های بردار پشتیبانی (SVM) استفاده شد. مدل ها با استفاده از روش های اعتبارسنجی داخلی و خارجی معتبرسازی شدند. داکینگ مولکولی بر روی ترکیبات 32، 75 و 98 با بیش ترین pIC50 با استفاده از نرم افزار AutoDock 4.2 انجام گرفت.

    یافته ها

    توصیف گرهای انتخاب شده نشان دادند که الکترونگاتیویته اتمی، قابلیت ایجاد پیوند هیدروژنی، میزان لیپوفیلیسیته و شکل و حجم مولکولی از عوامل موثر بر فعالیت این ترکیبات هستند. معیارهای آماری مربوط به تفسیر و اعتبارسنجی مدل ها در بازه مناسبی قرار گرفتند. مدل به دست آمده با روش ANN با کم ترین میانگین خطای مطلق 365/0 برای سری آموزش و آزمون بهترین مدل انتخابی بود. در مطالعات داکینگ مولکولی ترکیب 75 به عنوان قوی ترین ترکیب در مهار TK، انرژی اتصال 33/8- کیلوکالری بر مول را نشان داد.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد که همه مدل ها به خوبی می توانند فعالیت ترکیبات را پیش بینی کنند. هم چنین ترکیبات با قدرت مناسب به جایگاه فعال رسپتور متصل شدند. تمامی فرآیندها از اعتبار کافی برخوردار بودند.

    کلیدواژگان: رابطه ساختمان-فعالیت کمی، رسپتورهای ErbB، تحلیل رگرسیون، ماشین بردار پشتیبان، شبکه های عصبی
|
  • Seyedeh Sara Azadeh*, Narjes Rahmanian Pages 283-287

    A novel coronavirus 2019 (Covid-19) was identified in Wuhan, China causing an outbreak of pneumonia worldwide. The first infection of the coronavirus was associated with a kind of seafood. The patient of the covid-19 pandemic was accompanied by the most common symptoms of fever, lung inflammation, dry cough, and tiredness. Researchers have found that natural flavonoid and antioxidant products such as wildly phytomedicine and anti-inflammatory drugs can play a therapeutically rolls in accelerating the recovery of the viral disease. Fisetin, a known flavonoid in fruits and vegetables, is a powerful anti-inflammatory and antioxidant. With the help of drug delivery technology, fisetin can be present in nanoparticles in a targeted manner in a short time with the minimum dose and also the least side effects to create a high degree of effectiveness in the treatment of this virus.

    Keywords: Coronavirus, COVID-19, Flavonoids, Fisetin, Nanoparticles, Drug Delivery Systems
  • Ehsan Kakavandi, Mohammad Shayestehpour*, Sharareh Moghim Pages 288-299

    Cancer, as one of the most serious public health problems, is the second-leading cause of death in the world after cardiovascular disease. The number of patients and the resulting mortality are increasing worldwide; therefore, early diagnosis, prevention, and effective treatment of cancer are very important. Current treatments such as chemotherapy and radiation therapy are often non-selective and have side effects. The use of oncolytic viruses (viral therapy) is a new approach to treating cancer. One problem with viral therapy is the lack of selective replication for the virus in cancer cells, meaning that the virus replicates in normal cells. In recent years, various methods have been used to inhibit virus replication in healthy cells and to make selective replication in tumors. Correspondingly, MiRNA targeting is the newest method. The present review article describes the different aspects of making selectivity for replication of oncolytic viruses by the miRNA targeting mechanism

    Keywords: Oncolytic Viruses, Neoplasms, MicroRNA
  • Hossein Alibakhshi, Aliakbar Pahlevanian, Karim Ayoubi Avaz*, Mina Sadat Mirshoja, Amin Mahdizadeh, Masoome Salmani Pages 300-305
    Introduction

    There are various methods for managing and treating motor problems in children with cerebral palsy, which their  effectiveness can be measured in muscle tone, gross motor skills, and voluntary movements. Among these intervention methods, Dohsa-Hou treatment approach was designed to affect the motor function of children with cerebral palsy. This study aimed to evaluate the effect of this approach specifically on gross motor function in children with spastic cerebral palsy.

    Materials and Methods

    In this double-blind randomized clinical trial, 24 children with spastic cerebral palsy (aged 4 to 14 years) were randomly assigned to experimental (n=12) and control (n=12) groups. The experimental group received a combination of Dohsa-Hou psycho-motor relaxation therapy with routine occupational therapy interventions and the control group received only routine occupational therapy interventions. Dohsa-Hou method was performed in 16 sessions twice a week for 45 minutes. The gross motor performance scale version 66 was used for the assesement gross motor function, and the Ashworth Muscle Tone Scale was used for measuring muscle spasticity.

    Results

    Based on pre-intervention evaluations, it was found that children in the experimental and control groups did not differ in any of the variables, but after the intervention, the rate of change in the experimental group was significantly higher than the control group in controlling motor function (P=0.001) and in measuring muscle tone (P=0.001).

    Conclusion

    The findings of this study indicated that the use of Dohsa-Hou method could be effective in promoting gross motor function and modulating muscle tone in children with spastic cerebral palsy aged 4-12 years. Therefore, the use of Dohsa-Hou method can be considered a therapeutic protocol to improve motor function and increase the physical ability of children with cerebral palsy.

    Keywords: Psychomotor therapy, Motor Activity, Cerebral palsy, Muscle Tonus, Child
  • Seyed Aliakbar Mortazavi, Darioush Moradi Farsani*, Hamed Poorkhosravi, Kamran Montazeri Pages 306-312
    Introduction

    Tetracaine drop is commonly used in ophthalmic surgeries. Ketorolac drop is an anti-inflammatory drug that has been used in some surgical procedures. The present study compared the effect of Ketorolac and Tetracaine eye drops on the need for sedative and analgesic medications during and after cataract surgery.

    Materials and Methods

    In this clinical trial study, 86 patients undergoing cataract surgery were distributed into two equal groups as receiving Tetracaine 0.5% or Ketorolac 0.5% eye drops, one drop every 10 min from 30 min before surgery. Postoperative pain, rescue doses of the sedative drugs, hemodynamic variables, nausea and vomiting, hypoxia, and respiratory depression were evaluated in both groups.

    Results

    Significant differences were not found between the two groups based on hemodynamic variables during surgery and recovery period, postoperative pain up to 24 hours, postoperative nausea and vomiting, and complication such as hypoxia and respiratory distress (P>0.05). Notably, no significant differences were found between the two groups based on midazolam and propofol rescue doses (P>0.05).

    Conclusion

    There were no significant differences between Tetracaine and Ketorolac eye drops regarding the sedation and analgesia requirements and hemodynamic parameters during and after the cataract operation.

    Keywords: Cataract, Ketorolac, Pain, Postoperative, Tetracaine
  • Navid Kalani, Mohammad Hasan Damshenas, Javad Vagharfard, Seyed Ebrahim Sadeghi, Naser Hatami, Hasan Zabetian* Pages 313-319
    Introduction

    Nausea and vomiting after surgery is a relatively common complication that despite advances in prevention and treatment is still the most problematic side effect observed in the recovery room and after surgery. The study aimed to evaluate the effect of adding dexmedetomidine and fentanyl to bupivacaine on nausea and vomiting in patients undergoing orthopedic lower extremity surgery with spinal anesthesia.

    Materials and Methods

    This randomized double-blind clinical trial study was performed on 40 patients aged 18 to 50 years with anesthesia classes (ASA I, II) who were candidates for lower limb orthopedic surgery (femur). Patients were randomly divided into two groups: 1: (12.5 mg bupivacaine (2.5 ccs) and 10 mg fentanyl) and group 2: (12.5 μg bupivacaine and 5 μg dexmedetomidine). At recovery times, 6, 12, and 24 hours after surgery; Patients' nausea and vomiting were assessed.

    Results

    The results of the Chi-square test showed that there was a significant difference between the groups of bupivacaine-dexmedetomidine and bupivacaine-fentanyl in terms of nausea and vomiting only 6 hours after surgery (P=0.034). At 6 hours postoperatively, the frequency of nausea and vomiting in patients in the bupivacaine-fentanyl group (50%) was higher than in the bupivacaine-dexmedetomidine group (25%).

    Conclusion

    Although in most minutes of the study, there was no significant difference between the two groups in terms of vomiting nausea, at 6 hours after surgery, there was a significant difference between the bupivacaine-dexmedetomidine and bupivacaine-fentanyl groups in terms of nausea. In addition to its analgesic effects, dexmedetomidine appears to prevent nausea and vomiting in patients after surgery.

    Keywords: Bupivacaine, Dexmedetomidine, Fentanyl, Spinal Anesthesia, Nausea, Vomiting, Orthopedics
  • Mahshid Nikooseresht, Pouran Hajian*, Tahereh Afiati-Vesal, Abbas Moradi Pages 320-326
    Introduction

    Post-dural puncture headache (PDPH) is the most common complication of spinal anesthesia. Numerous drugs have been proposed to prevent or treat post spinal headache, but no definitive treatment is still available. Gabapentin has widely been used for prophylaxis or treatment of different types of headache, so in this study, the preventive effect of gabapentin on PDPH after cesarean section surgery was evaluated.

    Materials and Methods

    100 eligible pregnant women candidate for elective cesarean section were evaluated in this prospective double blind randomized study in two groups: intervention (gabapentin 600 milligram, n=50) and control (placebo, n=50). Patients received oral medications two hours before performing the spinal anesthesia and were followed up for three days after surgery, asked about the occurrence and severity of headache, analgesic consumption and any complications like drowsiness or vertigo..

    Results

    Two study groups were similar in terms of age, gestational age, height and weight (P>0.05). The overall incidence of headache in the intervention group (6%, N=3) was significantly lower than the control group (20%, n=10) (P<0.05). The prevalence of analgesic consumption in the intervention group (n=0) was markedly lower than control group (12%, n=6) (P=0.01). In addition, the severity of headache was less in the intervention group in the third follow-up day (P<0.05). No significant complications like vertigo and drowsiness were observed in both groups

    Conclusion

    Gabapentin was an effective and safe drug for preventing post-dural puncture headache and reducing its severity after spinal anesthesia in cesarean section surgery. It should be considered as part of a multimodal approach to prevent PDPH.

    Keywords: Gabapentin, Post-dural Puncture Headache, Cesarean Section
  • Nemat Sotodeh Asl, Raheb Ghorbani*, Ali Darini, Zeynat Sori Pages 327-337
    Introduction

    One of the psychosocial problems in communities is the increasing rate of divorce and family disintegration host building. The study aimed to investigate the causes of divorce in the couples referring to family courts in Semnan, Iran.

    Materials and Methods

    In this cross sectional study, 335 divorce applicants who referred to Semnan Justice from the 2018 to 2019 were included in the study.The data collection tool is a two-part questionnaire. The first part contains the characteristics of demographics and the second part contains the possible reasons for divorce, which were identified on a 5-point Likert scale with ineffective, very low, low, high or very high answers, one of which is he/she had chosen his/her own.

    Results

    Mean±SD of the age of divorce applicants was 31.1± 8.6, duration of marriage was 8.2± 7.6 years. The duration of marriage, 43.9% of them were under 5 years. The type of marriage 62.1% were traditional. Eight factors (34 item) were extracted using factor analysis. According to them, the violence (emotional-physical) and then the socio-cultral factor had the most effect and the unrestrained factor had the least effect on the divorce petition. In the socio-cultral factor, the item “cultrul differences with the spouse” and then “lack of culture of dialouge between families”, in the factor of vielence, the item “spouse’s temper and nervousness” and in the factor of economic probless, the item “irresponsibility” played a greater role in seeking divorce. Women conidered the causes of violence, socio-cultrual and economic problems, emotional-intellectual immaturity and unrestrainted to be more effective than men in seeking divorce (P<0.05).

    Conclusion

    Findings showed that choosing the right spouse, which is achieved with sufficient knowledge of the partner, can prevent many of the couple’s subsequent problems. In this regard, considering the duration of appropriate acquaintance to achieve sufficient familiarity of couples with each other in the areas of personel characteristics, socio-cultural, beliefs and values of each other can be helpful.

    Keywords: Family, Divorce, Communication Barriers, Domestic Violence, Socioeconomic Factors, Psychological Sexual Dysfunctions
  • Sara Jalali-Farahani, Parisa Amiri*, Hanieh Fakhredin, Leila Cheraghi, Fereidoun Azizi Pages 338-346
    Introduction

    According to previous studies, contraceptive methods were one of the factors that have been associated with the health-related quality of life (HRQoL) of women in different societies. This study aimed to investigate the association between contraceptive methods and HRQoL in women.

    Materials and Methods

    The current cross-sectional study was conducted on married women of reproductive age (20 to 50 years) residing in district 13 of Tehran between 1394 and 1396. Data on social-demographic information and contraceptive methods have been collected using valid questionnaires through interviews. Data on HRQoL was collected using the Persian version of Short-Form 12-Item Health Survey version-2 (SF-12v2).

    Results

    The mean age of the participants was 38.6±6.9 years. The predominant method of contraception in about half of the participants (46.9%) was the natural method. Mean physical and psychological summary scores of quality of life in women aged 20-35 years were 49.6±9.9 and 46.6±10.3, respectively, and in women >35 years were 47.4±8.4 and 46.7±10.8, respectively. Except for the bodily pain subscale in women aged 20-35 years (P=0.005), the HRQoL scores in none of its subscales were significantly different in women using different methods of contraception. In the adjusted model, the chance of reporting poor HRQoL in the psychological dimension in women aged 35-50 years using hormonal methods was 2.36 times higher than in women using the natural method (95% CI=1.00-5.57, P=0.05).

    Conclusion

    The results of the present study showed that in women aged 35-50 years, using hormonal methods of contraception compared to the natural method can lead to a weaker assessment of the psychological dimension of HRQoL. Correspondingly, this result was not observed for the physical dimension of HRQoL for any of the methods in the studied age groups.

    Keywords: Contraception, Quality of Life, Women
  • Hamed Manafi, Atefeh Aminianfar* Pages 347-357
    Introduction

    One of the most common manifestations of diabetic peripheral neuropathy is postural impairment and proprioception deficits. Whole Body Vibration (WBV) is a relatively new somatosensory stimulation, the effects of which on balance and proprioception in patients with diabetic neuropathy have not been adequately studied. This study aimed to investigate the effects of WBV on balance and proprioception of the ankle joint in patients with diabetic neuropathy.

    Materials and Methods

    This clinical trial study was conducted on 30 patients with diabetic neuropathy who were enrolled based on inclusion and exclusion criteria. The patients were randomly assigned to the intervention and control groups (15 patients in each group). The WBV group was subjected to WBV with a frequency of 30 Hz and an amplitude of 2 mm for 6 weeks and twice a week. Postural stability, balance indices, and ankle proprioception were measured before and after the intervention with the Biodex Balance System, Berg Balance Scale (BBS), and Biodex Isokinetic Dynamometer, respectively.

    Results

    The results of this study showed that the static and dynamic postural stability indices in different axes with eyes open showed a significant improvement in the intervention group (except for the dynamic stability index of the mediolateral axis). The repositioning error angle also showed a significant decrease in the maximum inversion minus 5 °. But the BBS and repositioning error angle at 15 ° inversion did not change significantly after 6 weeks of intervention.

    Conclusion

    WBV can improve postural stability and ankle position sense in people with diabetic neuropathy. Clinical improvements in functional balance were also observed in these patients. WBV may be suggested to prevent progressive balance changes in diabetic patients.

    Keywords: Diabetic Neuropathy, Whole Body Vibration, Postural Balance, Proprioception, Berg Balance Scale
  • Seyedeh Sepideh Seyedhosseini, Fatemeh Haresabadi*, Abbas Ebadi, Zahra Ghayoumi-Anaraki, Toktam Maleki Shahmahmood Pages 358-365
    Introduction

    Due to the high prevalence of communication disorders, augmentative and alternative communication methods are one the options ahead to solve the problems of these people. Since there are no complex tools for Persian-speaking children with communication disorders, we decided to design communication assistant software for these children that produces sound output.

    Materials and Methods

    In the first step, 337 basic Persian words were selected based on an extensive literature review on basic words of Persian-speaking children and consultation with experts. To evaluate the Content Validity Ratio (CVR) and the Content Validity Index (CVI), nine speech and language pathologists commented about the appropriateness of the words and 247 words remained. Then, the images of the remaining words were designed by a graphic designer, and, their CVI was evaluated by 6 speech and language pathologists. In the next step, words were audio recorded by an experienced speaker in the studio. Then, a programmer designed the AAC software as a cross-platform software based on the words and their images using the C # programming language.

    Results

    According to Lawshe’s model, for nine experts, the words with a CVR value of >0.78 have remained. In addition, the CVI of the final 247 words was 0.95 and the total CVI for images was estimated as 0.8.

    Conclusion

    The results revealed that the designed electronic AAC system has a good content validity for Persian-speaking children with communication disorders.

    Keywords: Electronic System, Content Validity, Children, Alternative, Augmentative, Communication Disorders
  • Hedieh Baratzadeh*, Hossein Ali Safakhah, Ali Rashidy-Pour, Athar Talebi, Morteza Jarrahi Pages 366-375
    Introduction

    Neuropathic pain is a chronic pain that results from damage to the central and peripheral nerves. According to the previous studies, curcumin and exercise can be effective treatments for alleviating sensory neuropathic pain individually. Now the combined effect of chronic curcumin (Cur) and forced exercise on behavioral pain responses in the neuropathic pain model of chronic constriction injury (CCI) in rats is considered.

    Materials and Methods

    80 Male Wistar rats were randomly allocated to eight groups (n=10). These groups include Sham+ Vehicle (Veh), Sham+Exercise, CCI+Veh, CCI+Exercise, CCI+Veh+Exercise, Cur+CCI, Exercise+Cur+CCI. First, neuropathic pain was induced by CCI in the respective groups. For the treatment of neuropathic pain in the Cur+CCI group, animals received curcumin (60 mg/kg) started 12 days after the surgery until day 26. The exercise started 12 days after surgery until day 33 in the CCI+Veh+Exercise and CCI+Exercise groups. Thermal hyperalgesia and mechanical allodynia were performed on days 12 and 34.

    Results

    We found that CCI-induced neuropathy could produce thermal hyperalgesia and mechanical allodynia 12 days after CCI induction. In addition, co-administration of curcumin and moderate-intensity exercise in each of the treated groups individually could alleviate neuropathic pain compared with the nontreated CCI.

    Conclusion

    Our findings showed that co-administration of curcumin and exercise individually, could alleviate neuropathic pain compared with nontreated CCI. In addition, there was not any additive or synergistic effect between the treatment of exercise and curcumin.

    Keywords: Neuralgia, Exercise Therapy, Hyperalgesi, Curcumin, Rats
  • Yousof Alipour, Jamil Zargan*, Ashkan Haji Nour Mohammadi Pages 376-387
    Introduction

    Infectious diseases, mainly caused by bacterial agents, are one of the most common causes of death worldwide. A significant number of these agents have been resistant to one or more antibiotics; some of them are multi-drug resistant and others are extensively drug resistant. Various antimicrobial and anticancer compounds have been reported from the venom of various species of scorpions. In this study, the antibacterial effects of crude venom and protein fractions of Hottentotta saulcyi were studied.

    Materials and Methods

    In this study, the electrophoresis and chromatographic patterns of crude venom of the scorpion were obtained. Then, the antibacterial properties of the crude venom and its protein fractions on a Gram-positive bacterium, Bacillus subtilis (B. subtilis), and a Gram-negative bacterium, Escherichia coli (E. coli), were evaluated using the minimal inhibitory concentration (MIC) assay by microdilution method.

    Results

    In the Tricine SDS-PAGE profile of the crude venom, 7 protein bands, with a molecular weight of 4.1 to 104 kDa were observed. In chromatographic studies, 14 main peaks were isolated and collected, of which 9 fractions contained protein. The crude venom at a concentration of 200 μg/ml had a significant inhibitory effect on Gram-positive and Gram-negative bacteria. The effect of the protein fractions of the crude venom was also different in these two types of bacteria.

    Conclusion

    The results of this study showed for the first time that the crude venom of Hottentotta saulcyi and some of its protein fractions have antibacterial properties.

    Keywords: Hottentotta saulcyi scorpion, Antibacterial effects, Protein fractions
  • Boshra Jahan Peymay Sabet, Masoumeh Mahdavi-Ourtakand*, Fahimeh Baghbani-Arani Pages 388-396
    Introduction

    Metal oxide nanoparticles have long been challenged as a candidate for cancer treatment. In the present study, for the first time, biosynthesis of zinc oxide nanoparticles was performed by Zataria multiflora extract and then their antimicrobial, cytotoxic and apoptotic effects on colon cancer cell lines were investigated.

    Materials and Methods

    The zinc oxide (ZnO) nanoparticles were biosynthesized using an aqueous extract of Z. multiflora shoots. The shape, size and structure of the synthesized nanoparticles were evaluated by EDS, XRD, FE-SEM and FTIR analysis. The antimicrobial effect of ZnO nanoparticles was investigated by the MIC method and their cytotoxic effects against two colorectal cancer cell lines HT-29 and normal HEK-293 were evaluated by the MTT method within 24 hours. The expression of p53 and Casp3 gene in cells treated with IC50 dose was then evaluated by Real-time PCR. Also, the type of cell death was determined by flow cytometry.

    Results

    Findings showed that ZnO nanoparticles were star-shaped and were synthesized with a size of 35-95 nm. MIC of ZnO nanoparticles was reported for the studied bacteria between 100-200 μg/ml. The results of MTT showed that the IC50 of nanoparticles was 282.4 μg/ml and in this concentration, the expression of p53 and Casp3 genes increased by 1.22 and 3.81 fold, respectively, which in terms of it was statistically significant. In addition, flow cytometry results showed an apoptosis rate of 76%.

    Conclusion

    ZnO nanoparticles synthesized through Z. multiflora plant extract showed antimicrobial effect and can be used as part of antitumor drug formulation.

    Keywords: Zinc Oxide, Nanoparticles, Green Chemistry Technology, Colonic Neoplasms, Apoptosis, Plant Extracts
  • Rahim Ahmadi, Mohammad Ali Nilforoushzadeh, Sona Zare, Kimyia Shams*, Reyhaneh Delfanian Pages 397-404
    Introduction

    Diabetes is rising worldwide and impaired wound healing is one of its major complications. This study aimed to determine the effects of adipose-derived mesenchymal stem cells (MSCs) on wound healing in diabetic rats.

    Materials and Methods

    In this experimental study, abdominal adipose tissue was obtained from 10 patients who underwent an abdominoplasty. MSCs were isolated from adipose tissue and characterized using flow cytometry. Streptozotocin was used to induce diabetes in 10 male rats. Full-thickness excision wounds were punched on the back of each rat by a punch biopsy (0.8 cm in diameter). Animals were divided into two groups: the control group (receiving normal saline) and the group treated with MSCs. After treatment, wound healing was evaluated by photographic methods on days 7, 14, and 21.  

    Results

    The isolated cells from adipose tissue expressed specific positive markers of MSCs. Importantly,the wound area significantly decreased in MSCs treated group on days 7 (P<0.05) and 14 (P<0.01) compared with days 0 and 7, respectively. The wound area decreased significantly in control animals on day 7 compared to day 0 (P<0.01), however, it did not significantly change on day 14 compared with day 7. On day 21, wounds closed in control and treatment groups.

    Conclusion

    Spraying the human adipose tissue-derived MSCs causes faster skin wound healing and therefore, this method can be considered for diabetic wound healing.

    Keywords: Wound Healing, Diabetes Mellitus, Hyperglycemia, Mesenchymal Stem Cells, Adipose Tissue, Rats
  • Mahtab Ghasemi Dogaheh, Hesmatollah Ebrahimi-Najafabadi, Fatemeh Yousefbeyk, Saeed Ghasemi* Pages 405-420
    Introduction

    Epidermal growth factor receptor (EGFR) tyrosine kinase inhibitor derivatives play an important role in the treatment of cancer. We aim to construct 2D-QSAR models using various chemometrics using 4-anilinoquinazoline-containing EGFR TKIs. In addition, the binding profile of these compounds was evaluated using a docking study.

    Materials and Methods

    In this study, 122 compounds of seven different structural categories with a 4-anilinoquinazoline scaffold were obtained from the pieces of literature. 2D-QSAR models were prepared using the linear method, including multiple linear regression (MLR), alongside non-linear methods, including artificial neural networks (ANN) and support vector machines (SVM). The validation of suggested 2D-QSAR models was performed using internal and external validation techniques. For molecular docking, three compounds, including compounds 32, 75, and 98, which had the highest pIC50, were used. Molecular docking was performed using AutoDock 4.2.

    Results

    Selected descriptors indicated that atomic electronegativity, hydrogen bonding ability, lipophilicity, and molecular shape and volume were the factors affecting the activity of the compounds. Statistical criteria, related to interpretation and validation of the models, were in the appropriate range. The model obtained by the ANN method, with the lowest mean absolute error of 0.365 for both training and testing sets, was the best. The compound 75 as the most potent compound indicated binding energies of -8.33 kcal/mol.

    Conclusion

    Finally, it was found that the models could effectively predict the activity of the compounds. It was also discovered that the compounds were properly bound to the active site of the receptor. In addition, validation results showed that all processes were sufficiently valid.

    Keywords: Quantitative Structure-Activity Relationship, ErbB Receptors, Regression Analysis, Support Vector Machine, Neural Networks