فهرست مطالب

ارمغان دانش - سال بیست و هفتم شماره 2 (پیاپی 151، خرداد و تیر 1401)
  • سال بیست و هفتم شماره 2 (پیاپی 151، خرداد و تیر 1401)
  • تاریخ انتشار: 1401/03/30
  • تعداد عناوین: 11
|
  • افشین منصوریان، پریسا زاج، نعیم عبدی، حسین هجر، معصومه علیزاده*، غلامعباس سبز، جلال پورانفرد صفحات 140-154
    زمینه و هدف

    مدیریت درد و ناراحتی ذهنی در بیماران مبتلا به سرطان یکی از اولویت های اصلی مراقبت محسوب می شود. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین و بررسی تاثیر روش حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد بر شدت درد بیماران مبتلا به سرطان با پیگیری 24 ماهه انجام شد.
     

    روش بررسی

    این یک مطالعه کارآزمایی بالینی در بیماران مبتلا به سرطان، که از درد ناشی از سرطان رنج می بردند، در بیمارستان شهید جلیل شهر یاسوج در سال 1398 انجام شد. در مجموع 60 بیمار به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی و بر اساس تخصیص بلوک های تصادفی و به طور موازی در  دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. در گروه مداخله، تکنیک حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد در 7 جلسه یک ساعته به صورت روزانه(روزی یک جلسه) به طور انفرادی در اتاق مشاوره برگزار شد. در گروه کنترل هیچ مداخله ای از طرف محقق صورت نگرفت و فقط درمان و مراقبت های روتین بیمارستان را دریافت می نمودند. شدت درد و ناراحتی ذهنی بیماران در قبل از مداخله، بعد از مداخله و در پیگیری 24 ماهه در هر دو گروه به وسیله مقیاس رتبه بندی درد و مقیاس ناراحتی ذهنی اندازه گیری شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون های آماری توصیفی، کای اسکویر، آزمون تی مستقل و تحلیل واریانس تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    آزمون انالیز واریانس با اندازه گیری های مکرر نشان داد که میانگین شدت درد در گروه مداخله، قبل، پس از انجام مداخله و در پیگیری 24 ماهه به ترتیب 73/0±46/9، 51/1±03/3 و 23/1± 66/5 بود که کاهش آماری معنی داری داشته است(0001/0<p). هم چنین ناراحتی ذهنی در بیماران گروه مداخله، قبل، بعد از انجام مداخله و در پیگیری 24 ماهه به ترتیب؛ 56/0±76/9،   52/1± 26/3 و 62/1±61/6 بود که کاهش آماری معنی داری داشته است(0001/0<p). در گروه کنترل نیز با استفاده از آزمون آنالیز واریانس با اندازه گیری های مکرر میانگین شدت درد و ناراحتی ذهنی قبل، بعد و در پیگیری24 ماهه تفاوت آماری معنی داری نداشتند(05/0>p).

    نتیجه گیری

    نتایج نشان دادند که روش حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد در کاهش درد بیماران مبتلا به سرطان موثر بوده و اثر آن پس از پیگیری 24 ماهه همچنان با دوام بوده است. بنابر این توصیه می شود که از  این روش جدید و موثر در کاهش درد بیماران مبتلا به سرطان استفاده شود.

    کلیدواژگان: درد، سرطان، حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد
  • فاطمه حسن زاده دولت آبادی، خسرو جلالی دهکردی*، فرزانه تقیان، سید علی حسینی صفحات 155-169
    زمینه و هدف

    یایسگی با بروز اختلالات قلبی و متابولیکی همراه است. اگرچه نقش مطلوب فعالیت بدنی و آنتی اکسیدان ها در سلامت افراد گزارش شده است؛ ولی اثر همزمان تمرین هوازی و بره موم در بیوژنز میتوکندریایی در بافت قلب به خوبی شناخته نشده است. هدف مطالعه حاضر بررسی اثر هشت هفته تمرین هوازی همراه با بره موم بر پروتیین کیناز فعال شده توسط AMP (AMPK) و گیرنده گامای فعال شده با کواکتیویتور 1-آلفا (PGC1α) در قلب موش های صحرایی اورکتومی شده مبتلا به دیابت بود.

    روش بررسی

    در این کارآزمایی تجربی، 30 سر موش صحرایی ماده اورکتومی شده مبتلا به دیابت (تزریق صفاقی mg/kg 40) با سن 12-16 هفته و وزن 220-250 گرم به گروه های (1) کنترل اورکتومی شده مبتلا به دیابت، (2) شم، (3) بره موم، (4) تمرین هوازی و (5) تمرین هوازی+بره موم تقسیم شدند. جهت بررسی اثر مدل سازی بر متغیر ها 6 سر موش صحرایی سالم در گروه کنترل سالم قرار گرفتند. گروه های 4 و 5 به مدت هشت هفته، پنج جلسه در هفته با 55-75 درصد VO2max تمرین کردند؛ گروه های 3 و 5 بره موم را mg/kg/day 100 به صورت تزریق صفاقی دریافت کردند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون آنالیز واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی توکی در نرم افزار GraphPad Prism 8.3.3 استفاده شد (05/0≥P).  

    یافته ها

    AMPK و PGC1α در گروه AT به طور معنی داری بالاتر از کنترل اورکتومی شده مبتلا به دیابت و شم بود (05/0≥P)؛ مقادیر بیان ژنی PGC1α در گروه بره موم به طور معنی داری بالاتر از گروه شم بود (05/0≥P). همچنین سطوح بیان ژنی AMPK و PGC1α در گروه تمرین هوازی+بره موم به طور معنی داری بالاتر از کنترل اورکتومی شده مبتلا به دیابت و شم بود (05/0≥P).

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد تمرین هوازی و بره موم هم به تنهایی و هم به طور تعاملی در بهبود بیوژنز میتوکندریایی در بافت قلب متعاقب شرایط دیابت و نبود استروژن موثر باشند. لذا استفاده از بره موم توام با تمرین هوازی در شرایط اورکتومی و دیابت توصیه می شود.

    کلیدواژگان: تمرین، بره موم، بیوژنز میتوکندریایی، قلب، اورکتومی، دیابت
  • سمانه عبدالهی خبیصی*، بهادر سرکاری صفحات 170-184
    زمینه و هدف

    روش های پارازیتولوژیک جهت تشخیص فاسیولیازیس دارای محدودیت هایی از جمله؛ دفع متناوب تخم انگل، طولانی بودن مرحله حضور تخم انگل در مدفوع می باشند. هم چنین روش های سرولوژی بر پایه شناسایی آنتی بادی های ضدانگل، قادر به تشخیص عفونت های گذشته از عفونت های جدید نیستند، لذا تشخیص کوپرو آنتی ژن های انگل در مقایسه با سایر روش های تشخیصی قابل اعتمادتر می باشند. بنابراین هدف از این مطالعه تعیین و تشخیص کوپروآنتی ژن های فاسیولا با استفاده از آنتی بادی های پلی کلونال تولید شده بر علیه آنتی ژن دفعی ترشحی فاسیولا هپاتیکا و فاسیولا ژیگانتیکا بود.

    روش بررسی

    در این مطالعه تجربی  که در سال 1396  1395 انجام شد، کرم های بالغ فاسیولا از کبد دام های آلوده جمع آوری شدند و با روش مولکولی هضم آنزیمی تعیین گونه شدند. آنتی ژن دفعی ترشحی از هر دو گونه فاسیولا تهیه گردید. به منظور تولید آنتی بادی پلی کلونال 2 خرگوش برای هر آنتی ژن ایمیونیز شدند. آنتی بادیIgG  تولید شده با روش کروماتوگرافی میل ترکیبی تخلیص و با آنزیم پراکسیداز کونژوگه گردیدند. کوپروآنتی ژن ها از 99 نمونه مدفوع دامی شامل؛ 30 نمونه آلوده به فاسیولا، 39 نمونه مبتلا به سایر بیماری های انگلی و30 نمونه سالم تهیه گردیدند. در این مطالعه 2 سیستم ساندویچ الیزا با استفاده از آنتی بادی های پلی کلونال تولید شده جهت شناسایی کوپرو آنتی ژن فاسیولا طراحی و ارزیابی شدند. ویژگی های آماری تست ها با استفاده از نرم افزار مدیکال کلکلتور 3، 4، 16 محاسبه گردیدند. ضریب کاپا و بررسی هم خوانی بین تست های ساندویچ الیزا محاسبه شد.

    یافته ها

    تست ساندویچ الیزا با استفاده از آنتی بادی های پلی کلونال تولید شده بر علیه آنتی ژن دفعی ترشحی فاسیولا هپاتیکا و فاسیولا ژیگانتیکا به ترتیب حساسیت و ویژگی 67/96، 86/89 درصد و 67/96، 3/91 درصد را نشان دادند. هم چنین توافق بالایی) 9/0< ضریب کاپا)  بین آنتی بادیی های پلی کلونال تولید شده بر علیه هر دو گونه فاسیولا جهت تشخیص فاسیولیازیس مشاهده گردید.

    نتیجه گیری

    در مجموع یافته ها نشان دادند که آنتی بادی های پلی کلونال تولید شده بر علیه آنتی ژن دفعی ترشحی هر دو گونه فاسیولا دارای کارایی مناسبی جهت شناسایی کوپرو آنتی ژن های فاسیولا و تشخیص فاسیولیازیس می باشند.

    کلیدواژگان: کوپرو آنتی ژن، فاسیولا، آنتی ژن دفعی ترشحی
  • فاطمه بسطام پور، سید ابراهیم حسینی*، مهرداد شریعتی، مختار مختاری صفحات 185-195
    زمینه و هدف

    سرب از فلزات سنگینی است که به عنوان آلوده کنندگان محیطی از راه دستگاه گوارش یا تنفس وارد بدن می شود. لذا هدف از این مطالعه تعیین و تاثیر عصاره آبی الکلی برگ گیاه جعفری(Petroselinum crispum) بر هورمون های محور هیپوفیز تیرویید در موش های صحرایی نر بالغ به دنبال مسمومیت با استات سرب بود.

    روش بررسی

    این یک مطالعه تجربی می باشد که در سال 1399 در محل دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون انجام شد، 48 سر موش صحرایی نر بالغ از نژاد ویستار وارد مطالعه شدند که به 6 گروه 8 تایی شامل گروه های کنترل، شاهد(تیمار با حلال دارو) و 4 دسته تجربی تحت تیمار با دوز 200 میلی گرم برکیلوگرم استات سرب، با دوز 200 میلی گرم برکیلوگرم عصاره برگ جعفری و تیمار هم زمان با استات سرب و دوزهای 100 و 200 میلی گرم برکیلوگرم برگ جعفری تقسیم شدند، انجام گردید. کلیه تجویزها برای مدت21روز و به صورت گاواژ انجام گردید. در پایان بعد از بیهوش نمودن موش ها و خون گیری از قلب حیوانات میزان سرمی هورمون های T4 ، T3 و TSH با روش الیزا اندازه گیری گردید. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون های آماری آنالیز واریانس و تست توکی تجزیه و تحلیل شدند. 

    یافته ها

    نتایج نشان داد در حیوانات دریافت کننده استات سرب میزان سرمی T4 و T3 افزایش و هورمون TSH کاهش معنی داری در سطح 05/0p<  نشان داد در حالی که در حیوانات تحت تیمار هم زمان استات سرب با عصاره برگ جعفری باعث کاهش میزان هورمون های T4 و T3 و افزایش TSHبه طور معنی داری می گردد.

    نتیجه گیری

    داده های این مطالعه نشان داد که عصاره هیدروالکلی  برگ جعفری قادر است افزایش هورمون های تیروییدی ناشی از مسمومیت با سرب را تعدیل نماید.

    کلیدواژگان: سرب، برگ جعفری
  • احمد جبرالدینی*، فائزه تقوی، فاطمه حیدری صفحات 196-206
    زمینه و هدف

    حدود40 درصد از زنان و 12 درصد از مردان حداقل یک بار عفونت مجاری ادراری را در طول زندگی خود تجربه می کنند. آمینوگلیکوزیدها عوامل ضدمیکروبی وسیع الطیف بسیار موثری هستند. ظهور و گسترش مقاومت آنتی بیوتیکی در اشریشیا کلی یک نگرانی رو به افزایش برای بهداشت عمومی در سراسر جهان است. لذا هدف از این مطالعه تعیین و بررسی شیوع ژن های مقاومت آمینوگلیکوزیدی ant(2'')-Ia و ant(4')-IIaدر سویه های اشریشیا کلی جدا شده از عفونت ادراری بود.

    روش بررسی

    این مطالعه یک مطالعه توصیفی مقطعی می باشد که بر روی 187 سویه اشریشیا کلی جدا شده از نمونه ادرار بیماران مراجعه کننده به بیمارستان امیرالمومنین علی(ع) شهرستان گراش استان فارس در طی یک سال از تیرماه 1399 لغایت تیر1400 انجام گرفت. الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی نسبت به توبرامایسین، جنتامایسین، کانامایسین و آمیکاسین به روش انتشار از دیسک بررسی شد. جهت بررسی حضور ژن -Ia(2'')ant و ant(4')-IIa از روش PCR استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون آماری کای دو استفاده گردید.

    یافته ها

    از 187 سویه مورد مطالعه، 62 سویه(15/33 درصد) به آمینوگلیکوزیدها مقاوم بودند. بیشترین و کمترین مقاومت آمینوگلیکوزیدی به ترتیب نسبت به توبرامایسین(03/79 درصد) و آمیکاسین(29/11 درصد) مشاهده شد. 2 سویه(22/3 درصد) هم زمان نسبت به همه آمینوگلیکوزیدها مقاومت داشتند. ژن -Ia(2'')ant وant(4')-IIa به ترتیب در17 سویه(41/27 درصد) و 11 سویه (74/17 درصد) شناسایی شد.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد که سویه های اشریشیا کلی جدا شده از عفونت ادرای در برابر آمینوگلیکوزیدهای رایج مقاومت نسبتا کمی[W1]  دارند. جهت درمان اولیه عفونت های ادراری ناشی از اشریشیا کلی در شهرستان گراش استفاده از آنتی بیوتیک آمیکاسین و کانامایسین توصیه می شود.

    کلیدواژگان: اشریشیا کلی، عفونت ادراری، آمینوگلیکوزیدها، ژن
  • علی احمدی پور، علی پژهان، منصور شریفی* صفحات 207-222
    زمینه و هدف

    جمعیت به عنوان یکی از بنیادی ترین مسایل در امر سیاست گذاری و برنامه ریزی های آینده نگر همواره مورد توجه بوده است. آینده پژوهی جمعیت نیز فرآیندی است برای تصمیم گیری و برنامه ریزی های بهتر با نگاه به افق های دور، آینده هایی که ارتباط وسیعی با ارزش ها، باورها و الگوهای رفتاری دارند. یکی از مسایل عمده جمعیتی عمدتا در کشورهای جهان مسیله سال خوردگی جمعیت و پیامدهای ناشی از آن است، لذا هدف از این مطالعه تعیین و بررسی آینده پژوهی جمعیت سالمند استان کهگیلویه و بویراحمد تا افق 1430 و هزینه های سلامت آنها بود.

    روش بررسی

    در این مطالعه توصیفی که در سال 1398 انجام شد، [موسوی1] برای دستیابی به این هدف به مطالعه اسنادی داده های سرشماری عمومی نفوس و مسکن مرکز آمار ایران در سال  1395 بر اساس سناریوهای محتمل باروری، مهاجرت و مرگ میر با استفاده از روش ترکیبی پیش بینی جمعیت در نرم افزارهای جمعیتیspectrum  و mortpak مورد تجزیه تحلیل قرار گرفتند و وضعیت سالمندی جمعیت استان تا افق1430 مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    بر اساس محاسبات سناریوی محتمل(باروری کل1/2) شاخص های مهم جمعیتی هم چون تعداد سالمندان، شاخص سالمندی و نسبت وابستگی جمعیت سالمندان در استان کهگیلویه وبویراحمد برای سال 1430 به ترتیب برابر 259017 نفر، 92/81  و 8/25 برآورد شده است. یافته دیگر پژوهش حاکی از آن است که از سال 1395 تا 1430 شاخص نسبت وابستگی سالمندان افزایش نسبتا زیادی خواهد داشت. به طوری که از 8/6 درصد در سال 1395 به 6/26 درصد(رشد پایین)، 8/25 درصد(رشد متوسط)، 5/25 درصد(رشد بالا) می رسد. نسبت جنسی سالمندان استان در سال 1430 به عدد 95 خواهد رسید که نشان می دهد جمعیت سالمند استان به سمت زنانگی پیش می رود. هم چنین امید زندگی در سالمندان در سن 60 سالگی در افق 1430 برابر با 23سال پیش بینی می شود. که این شاخص نسبت به سال 1395 افزایش چشمگیری داشته است. یافته دیگر این مطالعه نشان می دهد متوسط هزینه مستقیم سلامت  تا سال حدود سال 1403 برای مردان بیشتر هست و بعد ازآن به دلیل افزایش زنان سالخورده هزینه سلامت زنان بالاتر می باشد.

    نتیجه گیری

    با توجه به آهنگ پرشتاب کاهش باروری ایران طی دو دهه اخیر، پیش بینی می شود حرکت به سمت سالخوردگی جمعیت تسریع شود و با استناد به روندهای مشاهده شده باروری و مرگ و میر و نگاهی به محتمل ترین مسیرهای تغییر آنها در آینده برآورد می شود ساختار سنی کهگیلویه و بویراحمد رو به سالخوردگی می رود به عبارت روشن تر از سهم جمعیت در گروه های سنی زیر 30 سال کم می شود و سهم جمعیت افراد بالای 30 سال افزوده می شود، توجه به ساختار سنی جمعیت در برنامه ریزی های استان از جمعیت در نظر گرفتن سازه های مناسب حال افراد سالمند امری ضروری است.

    کلیدواژگان: پیش بینی جمعیت، سالمندی، تعداد جمعیت، سلامت، آینده پژوهی
  • ایرج زارع، مسعود محمدی، قاسم نظیری*، شاهرخ عزت زادگان جهرمی صفحات 223-240
    زمینه و هدف

    اختلال وحشتزدگی از جمله اختلالات اضطرابی شایع بوده که علی رغم طیف بالای درمان های پزشکی و روان درمانی شاهد عدم کارایی درمان و عود بالای بیماری، هم چنین هزینه های بالای اجتماعی و اقتصادی درآن هستیم. ناکارآمدی هیجان و استفاده از ر اهبردهای تنظیم هیجانی نامناسب نقش موثری در پاتولوژی و عود این بیماری دارد. لذا هدف از این مطالعه تعیین و بررسی اثربخشی درمان پویشی مبتنی بر عاطفه هراسی بر تنظیم عاطفه و بهبود علایم بیماران مبتلا به اختلال وحشتزدگی بود.

    روش بررسی

    در این مطالعه تجربی که در سال13991398 انجام شد، با توجه به اهمیت درمان فردی در رویکرد پویشی، در این پژوهش تک آزمودنی از نوع خط پایه چندگانه استفاده شده و آزمودنی ها به شیوه هدفمند از جامعه آماری بیماران شهرستان مرودشت انتخاب شدند که شامل 7 بیمار بود. درمان بر اساس پروتکل درمانی شامل 25 جلسه در سه مرحله، ارزیابی، مداخله و پیگیری طی شش ماه برای هر بیمار انجام شد و اطلاعات به وسیله پرسشنامه هراس لیپوتیز، آزمون عاطفه هراسی مک کالو و مشاهدات درمانگر جمع آوری گردید و با استفاده از آزمون های آماری، روش های استاندارد ترسیم دیداری، شاخص تغییر پایا و درصد بهبودی تجزیه  و تحلیل شدند.

    یافته ها

    اطلاعات به وسیله پرسشنامه هراس لیپوتیز و عاطفه هراسی گردآوری گردید. بر اساس روش های استاندارد ترسیم دیداری، شاخص تغییر پایا و درصد بهبودی، نتایج نشان دهنده شاخص تغییر پایای بیشتر از 96/1 و نمره درصد بهبودی بالاتر از 50  برای بیشتر آزمودنی ها بود، که نشانه اثربخشی درمان و پایداری آن طی شش ماه بعد از اتمام درمان در زمینه بهبود علایم بیماری می باشد. هم چنین در بررسی نمرات پرسشنامه عاطفه هراسی درصد بهبودی شش بیمار بیشتر از 50 و درصد بهبودی کلی نیز 62 بود که تبیین کننده تنظیم عواطف می باشد.

    نتیجه گیری

    با تبیین هراس از عواطف به عنوان یکی از علت های اصلی تعارضات بیماران اضطرابی و وحشتزدگی و با ایجاد رابطه فعال و حمایتی همراه با تکنیک های موثر این درمان از طریق خنثی سازی دفاع، دسترسی به عواطف زیربنایی، ایجاد بینش و تنظیم عواطف، در نهایت شاهد تنظیم عواطف فرد در رابطه با خود و دیگری و بهبود علایم  بیماری  بودیم.

    کلیدواژگان: اختلال وحشتزدگی، تنظیم هیجان، عاطفه هراسی
  • سید عبدالمحمد سادات، لیدا سلیمی*، حسین غفوریان، لیندا یادگاریان حاجی آبادی، سید محمدتقی ساداتی پور صفحات 241-256
    زمینه و هدف

    امروزه تولید پساب های حاوی ترکیبات دارویی، از جمله تتراسایکلین ها یکی از تهدیدات عمده محیط زیست و به خطر افتادن سلامتی انسان می باشند. بر این اساس، نیاز به یک سیستم کارآمد برای حذف این ترکیبات از محیط های آبی احساس می شود. لذا هدف از این تحقیق بهینه سازی و مدل سازی حذف آنتی بیوتیک تتراسایکلین با استفاده از نانوکاتالیست TiO2/N/S در حضور نور مریی در محلول های آبی بود.

    روش بررسی

    در این مطلعه تجربی که در سال 1398 انجام شد، ابتدا نسبت به سنتز نانوکاتالیست با روش سل ژل اقدام و سپس مشخصات آن با استفاده از آنالیزهای SEM، XRD ، EDS و BET مورد بررسی قرار گرفت. در مرحله دوم، با تغییر شرایط واکنش از قبیل تغییر دوز فتوکاتالیست سنتز شده(12/0)گرم در لیتر، غلظت تتراسایکلین(501)میلی گرم در لیتر، زمان واکنش(902)دقیقه و pH محلول(102) و با تابش نور مریی جهت حذف تتراسایکلین از پساب سنتتیک و تاثیر این متغیرها بر روی عملکرد فرایند به روش سطح پاسخ و با متدCCD  و تعیین شرایط بهینه، بررسی سینتیک واکنش، میزان معدنی شدن تتراسایکلین و عملکرد فتوکاتالیست در تصفیه فاضلاب واقعی مورد ارزیابی قرار گرفت. تعیین میزان تتراسایکلین به روش فاز معکوس کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC) انجام شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون آماری آنالیز واریانس تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    حداکثر راندمان حذف تتراسایکلین با این فرآیند در شرایط بهینه با pH برابر 6 و زمان 56 دقیقه و غلظت تتراسایکلین 13 میلی گرم در لیتر و مقدار کاتالیست 2/1 گرم بر لیتر 77 درصد بود. راندمان معدنی شدن آنتی بیوتیک تتراسایکلین در شرایط بهینه 47 درصد و مطالعه سینتیک نشان داد که داده ها به خوبی از مدل شبه درجه اول پیروی و این فرآیند تتراسایکلین را در فاضلاب بیمارستان امام سجاد(ع) یاسوج 72 درصد حذف کند.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد که کارایی فرایند فوتوکاتالیستیTiO2/N/S  در معرض تابش نور مریی در حذف تتراسایکلین به دلیل عدم تولید محصولات جانبی و هم چنین محصولات نهایی معدنی(دی اکسید کربن و آب) به عنوان یک فرآیند مطلوب می باشد.

    کلیدواژگان: حذف تتراسایکلین، مطالعه سینتیک، فرایند فتوکاتالیستی، نور مرئی، کاتالیست
  • بهاره صادقی گوغری، پروین سادات اسلام نیک، مریم رحیمی* صفحات 257-268
    زمینه و هدف

    القا زایمان از اقدامات رایجی است که به دلیل اندیکاسیون های طبی مادر یا نوزاد و یا علل اجتماعی و الکتیو صورت می گیرد. روش های مختلفی برای القای زایمان وجود دارد که می توان به میزوپروستول و اکسی توسین اشاره کرد. لذا هدف از این مطالعه تعیین و مقایسه اثر اکسی توسین و میزوپروستول خوراکی در القای بارداری در حاملگی های ترم و پست ترم بود.

    روش بررسی

    این یک مطالعه توصیفی می باشد که در سال 1400 1398 انجام شد. جامعه آماری شامل 160 نفر بیمار که کاندید ختم بارداری بودند، انتخاب شدند و در دو گروه 80 نفری قرار گرفتند، یک گروه با قرص میزوپروستول 50 میکروگرم که به صورت محلول خوراکی تا بیشترین دوز 200 میکروگرم تجویز شد و گروه دیگر با آمپول اکسی توسین با دوز اولیه 10 واحد تحت اینداکشن قرار گرفتند. میزان موفقیت در هر گروه دستیابی به انقباضات مناسب(سه انقباض طی ده دقیقه که هر کدام به مدت 40 ثانیه طول می کشد) و در نهایت میزان زایمان طبیعی موفق در نظر گرفته شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون های آماری مان ویتنی، مجذور کای و تی تست تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    با توجه به آزمون آماری، تفاوت معنی دار بین دو گروه در متغیر نوع زایمان و عدم پیشرفت زایمان مشاهده شده است. درصد زایمان طبیعی در گروه میزوپروستول در مقایسه با گروه اکسی توسین بیشتر بود که این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود(005/0=p). میانگین سنی بیماران گروه میزوپروستول در برابر گروه اکسی توسین به ترتیب 64/7±21/28 و 99/5±84/25 بود که این اختلاف از نظر آماری معنی دار نبود(005/0=p). هم چنین عدم پیشرفت زایمان در گروه دریافت کننده اکسی توسین در مقایسه با گروه دیگر بیشتر بود که این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود(001/0<p).

    نتیجه گیری

    با توجه به موارد ذکر شده، این مطالعه نشان از تاثیر بهتر در القای زایمان به وسیله میزوپروستول داشته و با توجه به این که در عوارض نیز دو دارو تفاوتی با یکدیگر نداشتند، می تواند نشان از کار آمدی بهتر و مناسب تر میزوپروستول در القای زایمان باشد.

    کلیدواژگان: اکسی توسین، میزوپروستول، القای بارداری، حاملگی های ترم و پست ترم
  • طوبی بهرام فرد، شمایل زارع پور، آی لار زندی قشقایی، عزیزالله پورمحمودی* صفحات 269-281
    زمینه و هدف

    با توجه به این که زنان باردار یکی از گروه های حساس بهداشتی هستند و سلامت روان و بهزیستی روان آنها بر سلامت خود، خانوده و جامعه موثر می باشد و از طرفی با توجه به شیوع پاندمی کووید19 و تاثیر آن بر ابعاد روانشناختی این مطالعه با هدف تعیین و بررسی وضعیت سلامت روان و بهزیستی روان و ارتباط آن با میزان وزن گیری مادران باردار در دوران شیوع بیماری کوید 19 انجام شد.

    روش بررسی

    این یک مطالعه توصیفی تحلیلی می باشد که در سال 1400 انجام شد، جامعه آماری شامل 245 زن باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر یاسوج در دوران پاندمی کوید 19 بود. اطلاعات مورد نیاز جهت بررسی وضعیت سلامت روان و بهزیستی روان و عوامل مرتبط با آنها در دروان شیوع پاندمی کووید19 از طریق دو پرسشنامه سلامت عمومی و بهزیستی روان شناختی(ریف) و مشخصات جمعیت شناختی شامل؛(سن، سطح تحصیلات مادر باردار و همسر، وضعیت اشتغال مادر باردار و همسر، دفعات حاملگی، سن حاملگی و شاخص توده بدنی) به صورت مصاحبه از مراجعه کننده پرسیده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون های آماری کلموگرف اسمیرنو، کروسکال والیس، یومن ویتنی، اسپیرمن و پیرسون تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    این مطالعه بر روی 245 زن باردار با میانگین و انحراف معیار سنی 61/6±72/29 انجام گرفت. میانگین و انحراف معیار نمره کل سلامت روان در زنان باردار مورد مطالعه32/11±50/24 بود که با توجه به نقطه برش 23 برای سلامت روان ایرانیان نتایج این مطالعه نشان داد 9/62 درصد مادران باردار مشکوک به اختلال بودند. بررسی وضعیت بهزیستی روانشناختی مادران باردار مورد مطالعه نشان داد که میانگین نمره کل و انحراف معیار بهزیستی روان شناختی19/74±58/11 بود. نتایج مطالعه نشان داد که وزن قبل از بارداری و وزن کنونی مادر باردار با میانگین نمره سلامت روان(به ترتیب (05/0=p و125/0-=r) و (024/0=p  و 144/0-=r)) ارتباط معنی دار معکوس و با میانگین نمره بهزیستی روانشناختی ارتباط معنی دار مستقیم (به ترتیب (020/0=p و148/0=r) و (به ترتیب 043/0=p و129/0=r)) دارد. 

    نتیجه گیری

    مطالعه حاضر نشان داد که میزان شیوع اختلالات روانی در زنان باردار شهر یاسوج در دوران پاندمی کووید 19 بالا می باشد که این مسیله می تواند نقشی اساسی در سلامت مادر، جنین و هم چنین نوزاد بعد از تولد داشته باشد. در بین عوامل مرتبط مورد بررسی سطح سواد مادر باردار، وزن قبل از بارداری و وزن کنونی مادر همبستگی معنی دار با میانگین نمره سلامت روان و بهزیستی روانشناختی داشتند.

    کلیدواژگان: سلامت روان، بهزیستی روان، وزن گیری، کووید19، بارداری
  • فرزین باقری شیخانگفشه* صفحات 282-286

    کادر درمانی بیمارستان ها طی همه گیری کووید19 به دلیل شب کاری، فاصله از خانواده و اضطراب ناشی از ابتلاء به کووید19 فعالیت جنسی کمتری داشتند. با توجه به این که نزدیک به دوسال از شیوع کووید19 در جهان می گذرد و هم چنان شاهد جهش این ویروس کشنده هستیم،  بررسی رضایت جنسی کادر درمانی بیمارستان ها طی همه گیری کووید، 19 ، از جمله موضوعاتی است که لازم است به آن پرداخته شود. در واقع، از آن جایی که رضایت جنسی با سلامت روانی افراد ارتباط مستقیمی دارد، لازم است بررسی های بیشتری پیرامون عواملی که می تواند در برانگیختگی و میل جنسی زوجین در دوران کرونا نقش داشته باشد، انجام شود. استفاده از مراقبت های پزشکی و روانپزشکی راه دور از جمله راهکارهای خوبی است که می تواند موجب رفع مشکلات و اختلالات جنسی افراد گردد و به تبع آن سلامت جسمی و روانی خانواده ها را ارتقاء دهد. بدین منظور می بایست آگاهی مردم به خصوص زوجینی که از عملکرد جنسی خود رضایت کافی ندارند، پیرامون نقش چشمگیر فعالیت جنسی در ارتقاء سیستم ایمنی بدن و مقابله با کووید19 را بالا برد تا شاهد کمترین آسیب در بین خانواده ها باشیم.

    کلیدواژگان: کووید19، کادر درمانی، رضایت جنسی، همه گیری
|
  • A Mansoorian, P Zaj, N Abdi, H Hejr, M Alizadeh*, GH Sabz, J Pouranfard Pages 140-154
    Background & aim

    Managing pain and mental distress in cancer patients is one of the main priorities of care. Therefore, the aim of the present study was to determine and evaluate the effect of desensitization with eye movements and reprocessing on pain intensity in cancer patients with 24-month follow-up.

    Methods

    The present clinical trial study was conducted on cancer patients suffering from pain at Shahid Jalil Hospital, Yasuj, in 2019. A total of 60 patients were selected by convenience sampling and randomly divided into two groups of intervention and control based on the allocation of random blocks and in parallel. In the intervention group, the technique of desensitization with eye movements and reprocessing in 7 one-hour sessions daily (one session per day) was held individually in the counseling room. In the control group, no intervention was performed by the researcher and they received only routine hospital treatment and care. The severity of pain and mental distress of patients before the intervention, after the intervention and at 24-month follow-up in both groups was measured by the pain rating scale and the mental distress scale. The collected data were analyzed using descriptive statistics, Chi-square, independent t-test and analysis of variance using SPSS 24 software.

    Results

    Analysis of variance with repeated measures disclosed that the mean pain intensity in the intervention group, before, after the intervention and at 24-month follow-up were 0.73±9.46, 1.51±3/03 and 1.23±5.66 respectively which had a statistically significant decrease (p<0.0001). Moreover, mental distress in patients in the intervention group before and after the intervention, and at 24-month follow-up, respectively; 0.56±9.76, 1.52±3.26 and 1.62±6.61 which had a statistically significant decrease(p<0.0001). In the control group, using repeated measures analysis of variance, the mean pain intensity and mental distress before, after, and 24-month follow-up were not statistically significant(p> 0.05).

    Conclusion

    The results indicated that the method of desensitization with eye movements and reprocessing was effective in reducing pain in cancer patients and its effect was still lasting after 24 months of follow-up. Therefore, it is recommended to use this new and effective method in reducing pain in cancer patients.

    Keywords: Pain, Cancer, Desensitization with eye movements, reprocessing
  • F Hasanzadeh Dolatabadi, KH Jalali Dehkordi*, F Taghian, SA Hoseini Pages 155-169
    Background and aims

    Postmenopausal is associated with heart and metabolic disorders. Although the beneficial role of physical activity and antioxidants in human health has been reported; However, the interactive effects of Aerobic training (AT) and Propolis (Pr) on mitochondrial biogenesis in cardiac tissue is not well understood. The aim of this study was to investigate the effect of eight weeks of AT with Pr on AMP-activated protein kinases (AMPK) and Peroxisome proliferator-activated receptor gamma coactivator 1-alpha (PGC1α) in the heart of ovariectomized diabetic rats.

    Methods

    30 ovariectomized diabetic (40 mg/kg .ip, Stroptozotocin) rats, aged 16-12 weeks and weight 250-220 g were divided in 5 groups; (1) Control ovariectomized diabetic (COD), (2) Sham (Sh), (3) Pr, (4) AT and (5) AT + Pr. Also, 6 healthy rats were divided in Healthy Control (HC) group. Groups 4 and 5 trained for eight weeks, five sessions per week with 55-75% VO2max; Groups 3 and 5 received 100 mg/kg/day of Pr. One-way analysis of variance and Tukey's post hoc test in GraphPad Prism 8.3.3 software were used to analyze the data (P≥0.05).

    Results

    AMPK and PGC1α in AT group were significantly higher than COD and Sh groups (P≥0.05); PGC1α gene expression in Pr group was significantly higher than Sh group (P≥0.05). Also, AMPK and PGC1α gene expression in AT + Pr group were significantly higher than COD and Sh groups (P≥0.05).

    Conclusion

    It seems that the AT and Pr have beneficial effect on mitochondrial biogenesis in cardiac tissue following estrogen deficiency and diabetes. Therefore, the Pr and AT is recommended in ovariectomized and diabetic models.

    Keywords: Exercise, Propolis, AMP-activated protein kinases, PGC1α, Heart, Ovariectomy, Diabetes Mellitus
  • S Abdollahi Khabisi*, B Sarkari Pages 170-184
    Background & aim

    Parasitological methods for diagnosing fascioliasis have limitations such as; Intermittent excretion of parasite eggs is the long stage of presence of parasite eggs in the feces. Also, serological methods based on the detection of antiparasitic antibodies are not able to distinguish past infections from new infections, so the detection of parasitic co-antigens is more reliable than other diagnostic methods. Therefore, the aim of the present study was to determine and detect Fasciola coproantigens using polyclonal antibodies produced against Fasciola hepatica and Fasciola gigantica secretory excretory antigens.

    Methods

    In the present experimental study conducted in 2016-2017, adult Fasciola worms were collected from the livers of infected animals and species were determined by molecular method of enzymatic digestion. Excretory-secretory antigen was prepared from both Fasciola species. In order to produce polyclonal antibodies, 2 rabbits were immunized for each antigen. IgG antibodies produced were purified by affinity chromatography and conjugated with peroxidase enzyme. Coproantigens from 99 animal fecal samples included; 30 samples infected with Fasciola, 39 samples with other parasitic diseases and 30 healthy samples were prepared. In the present study, two ELISA sandwich systems were designed and evaluated using polyclonal antibodies produced to identify Fasciola co-antigen. Statistical characteristics of the tests were calculated using Medical Collector 16.4.3 software. Kappa coefficient and consistency check between ELISA sandwich tests were calculated using SPSS software version 20.

    Results

    Sandwich ELISA test using polyclonal antibodies produced against Fasciola hepatica and Fasciola gigantica secretory antigens showed 96.67%, 89.86% and 96.67% and 91.3%, respectively. Moreover, a high agreement (kappa coefficient <0.9) was observed between polyclonal antibodies produced against both Fasciola species for the diagnosis of fascioliasis.

    Conclusion

    Overall, the findings indicated that polyclonal antibodies produced against excretory-secretory antigens of both Fasciola species have good efficacy for detection of Fasciola co-antigens and diagnosis of fascioliasis.

    Keywords: Coproantigen, Fasciola, Excretory-secretory antigen
  • F Bastampour, SE Hosseini*, M Shariaty, M Mokhtary Pages 185-195
    Background & aim

    Lead is a heavy metal that enters the body as an environmental contaminant through the gastrointestinal tract or respiratory tract. Therefore, the aim of the present study was to determine the effect of aqueous alcoholic extract of Parsley leaf (Petroselinum crispum) on pituitary-thyroid hormones in adult male rats following lead acetate poisoning.

    Methods

    The present experimental study was conducted in 2020 at the Islamic Azad University, Kazeron Branch. Forty-eight adult male Wistar rats were included in the study, which were divided into 6 groups of 8, including control and control groups (solvent treatment). Four experimental groups were treated with 200 mg / kg lead acetate, 200 mg / kg parsley leaf extract and simultaneously treated with lead acetate and 100 and 200 mg / kg parsley leaves. All prescriptions were performed by gavage for 21 days. Finally, after anesthesia of mice and blood sampling from animal hearts, serum levels of T4, T3 and TSH hormones were measured by ELISA method. The collected data were analyzed using analysis of variance and Tukey test.

    Results

    The results indicated that serum levels of lead acetate T4 and T3 increased in animals receiving lead acetate and TSH showed a significant decrease at the level of p <0.05, while in animals treated with lead acetate and parsley leaf extract decreased T4 and T3 hormones. T3 and TSH increase are significant.

    Conclusion

    The data of the present study indicated that the hydroalcoholic extract of parsley leaves was able to moderate the increase in thyroid hormones caused by lead poisoning.

    Keywords: Lead, Parsley leaves, TSH, T4, T3
  • A Jabrodini*, SF Taghavi, F Heidari Pages 196-206
    Background & aim

    About 40% of women and 12% of men experience a urinary tract infection at least once in their lifetime. Aminoglycosides are very effective antimicrobial agents. The emergence and spread of antibiotic resistance in Escherichia coli (E. coli) is becoming a global public health concern. The aim of this study was to determine the presence of ant(2'')-Ia and ant(4')-IIa genes in E. coli strains isolated from urinary tract infections.

    Methods

    This cross-sectional study was performed on 187 strains of Escherichia coli isolated from urine specimens of patients referred to Amir Al-Momenin Ali Hospital in Gerash city (Fars province) from June 2020 to June 2021. The pattern of antibiotic resistance to tobramycin, gentamicin, kanamycin and amikacin by disk diffusion method was investigated. PCR method was used to evaluate the presence of ant(2'')-Ia and ant(4')-IIa genes. Chi-square test was used for data analysis.

    Result

    Out of 187 strains studied, 62 strains (33.15%) were resistant to aminoglycosides. The highest and lowest aminoglycoside resistance was observed against tobramycin (79.03%) and amikacin (11.29%), respectively. Two strains (3.22%) were resistant to all aminoglycosides. ant(2'')-Ia and ant(4')-IIa genes were identified in 17 strains (27.41%) and 11 strains (17.74%), respectively.

    Conclusion

    The results of the present study show that Escherichia coli strains isolated from urinary tract infections have relatively low resistance to common aminoglycosides. For the initial treatment of urinary tract infections caused by Escherichia coli in Gerash city, the use of amikacin and kanamycin antibiotics is recommended.

    Keywords: Escherichia coli, Urinary Tract Infection, Aminoglycosides, ant(2'')-Ia gene, ant(4')-IIa gene
  • A Ahmadipour, A Pejhan, M Sharifi* Pages 207-222
    Background & aim

    Population has always been considered as one of the most fundamental issues in policy-making and futuristic planning. Population futures research is also a process for making better decisions and planning by looking at distant horizons, futures that are broadly related to values, beliefs, and patterns of behavior. One of the major demographic issues, mainly in the world, is the issue of population aging and its consequences. As a result, the purpose of the present study was to determine and study the future study of the elderly population of Kohgiluyeh and Boyer-Ahmad province up to 2050 and their health costs.

    Methods

    In the present descriptive study conducted in 2019, a documentary study of the general census data of Iran Statistics Center in 2016 based on possible scenarios of fertility, migration and death of Mir using a combined method of forecasting was used. Population was analyzed in Spectrum and Mortpak demographic software and the aging status of the province's population up to 2050 horizon was analyzed.

    Results

    Based on the probabilistic scenario calculations (total fertility 1/2), important population indicators such as number of elderly, aging index and dependence ratio of elderly population in Kohgiluyeh and Boyer-Ahmad province for 2050 were estimated at 259017 people, 81.92 and 25.8, respectively. Another finding of the research indicated that from 2016 to 2050, the index of dependency ratio of the elderly will increase relatively much. Accordingly, from 6.8% in 2016 to 26.6% (low growth), 25.8% (medium growth), 25.5% (high growth). The sex ratio of the elderly in the province will reach 95 in 2050, which indicated that the elderly population of the province is moving towards femininity. Life expectancy for the elderly at the age of 60 is also projected at 2330, equal to 23 years. This index has increased significantly compared to 2016. Another finding of the present study revealed that the average direct cost of health is higher for men until about 2025, and after that, due to the increase in older women, the cost of women's health is higher.

    Conclusion

    Considering the rapid pace of declining fertility in Iran over the last two decades, it is predicted that the movement towards population aging will accelerate and based on the observed trends in fertility and mortality and a look at the most likely ways to change them in the future, the age structure was estimated. The population of Kohgiluyeh and Boyer-Ahmad is getting older, in other words, the share of the population in the age group under 30 decreases and the share of the population over 30 increases, considering the age structure of the population It is necessary.

    Keywords: Population Prediction, Aging, Population, Health, Futurology
  • I Zare, M Mohammadi, G Naziri*, SH Ezzatzadegan Jahromi Pages 223-240
    Background & aim

    Panic disorder is one of the most common anxiety disorders that despite the high range of medical and psychotherapeutic treatments, we see ineffective treatment and high recurrence of the disease, as well as high social and economic costs. Emotional dysfunction and the use of inappropriate emotion regulation strategies have an effective role in the pathology and recurrence of this disease. McCullough et.al. Have identified fear of affect as the cause of anxiety patients' conflicts, and have proposed an integrated and experimental psychodaynamic approach to reduce conflicts and regulate their anxiety and emotions.

    Methods

    Due to the importance of individual therapy in the psychodaynamic approach, in this study, the experimental design of a single subject of multiple baseline was used and the subjects were purposefully selected from the statistical population of patients in Marvdasht in 2019-2020, which included 7 patients. Treatment consisted of 20 one-hour individual sessions and three follow-up sessions over six months.

    Results

    Data were collected by lipotise and affect phobia questionnaires. Based on standard visual imaging methods, stable change index and recovery percentage, the results showed a stable change index of more than 1.96 and a recovery percentage score higher than 50 for most subjects, which indicates the effectiveness of treatment and its stability during the next six months. At the end of the treatment, it is in the field of improving the symptoms of the disease. Also, in the evaluation of the affect phobia questionnaire, the recovery percentage of six patients was more than 50 and the overall recovery percentage was 62, which explains the regulation of emotions.

    Conclusion

    By explaining affect phobia as one of the main causes of conflict in patients with anxiety and panic and with an active and supportive relationship with effective techniques of this treatment by neutralizing defense, access to underlying emotions, creating insight and emotion regulation, finally Growth and develop of the ego in relation to self and others lead to symptom improvement of the disease.

    Keywords: Panic disorder, Emotional regulation, Affect phobia
  • SA Sadat, L Salimi*, H Ghafourian, L Yadegarian Hadji Abadi, SM Taghi Sadatipour Pages 241-256
    Background & aim

    Today, the production of effluents containing medicinal compounds, including tetracyclines, is one of the major threats to the environment and endanger human health. Accordingly, the need for an efficient system to remove these compounds from aquatic environments is felt. Therefore, the aim of this study was to optimize and model the removal of tetracycline antibiotics using TiO2 / N / S nanocatalyst in the presence of visible light in aqueous solutions.

    Methods

    In this experimental study conducted in 2019, nanocatalyst was synthesized by sol-gel method and then its characteristics were analyzed using SEM, XRD, EDS and BET analyzes. Secondly, by changing the reaction conditions such as changing the synthesized photocatalyst dose (0.1-2) g/l, antibiotic concentration (1-50) mg/l, reaction time (2-90) minutes and solution pH (2-10) and by visible light irradiation to remove tetracycline from synthetic effluent and the effect of these variables on process performance by response surface method and CCD method and determination of optimal conditions, investigation of reaction kinetics, tetracycline mineralization and photocatalyst performance in real wastewater treatment Was evaluated. Tetracycline was determined by reverse phase high performance liquid chromatography (HPLC). The collected data were analyzed using analysis of variance.

    Results

    The software has proposed a complete quadratic model as the best model, based on ANOVA analysis of variance. The maximum removal efficiency of tetracycline with this process in optimal conditions with a pH of 6 and a time of 56 minutes and a concentration of tetracycline of 13 mg/l was the catalyst value of 1.2 g/l was 77%. The mineralization efficiency of tetracycline antibiotics under optimal conditions was 47% and the kinetic study presented that the data followed the quasi-first-order model well and eliminate the tetracycline process in the wastewater of Imam Sajjad Hospital of Yasuj by 72%.

     Conclusion

    The results indicated that the efficiency of TiO2/N/S photocatalytic process exposed to visible light radiation in the removal of tetracycline due to lack of by-products as well as mineral end products (carbon dioxide and water) as a desirable process.

    Keywords: Tetracycline removal, Kinetics study, Photocatalytic process, Visible light
  • B Sadeghi Goghari, P Islam Nik, M Rahimi* Pages 257-268
    Background & aim

    Induction of labor is a common procedure that is performed due to medical indications of mother or infant or social and elective causes. There are several methods for induction of labor, including misoprostol and oxytocin. Therefore, the aim of the present study was to determine and compare the effect of oxytocin and oral misoprostol on induction of pregnancy in term and post-term pregnancies.

    Methods

    This is a descriptive study that was conducted in 2019-2021. The statistical population consisted of 160 patients who were candidates for termination of pregnancy and were divided into two groups of 80 people, one group with misoprostol 50 micrograms which was administered as an oral solution up to a maximum dose of 200 micrograms and the other group with oxytocin ampoules with Initial doses of 10 units were induced. The success rate in each group was considered to achieve appropriate contractions (three contractions in ten minutes, each lasting 40 seconds) and finally the rate of successful normal delivery. The collected data were analyzed using Mann-Whitney, Chi-square and t-test.

    Results

    According to the statistical test, a significant difference was observed between the two groups in the variables of type of delivery and lack of progress of delivery. The percentage of normal delivery in the misoprostol group was higher than the oxytocin group, which was statistically significant (p = 0.005). The mean age of patients in the misoprostol group compared to the oxytocin group was 28.21 7 7.64 and 25.84 99 5.99, respectively, which was not statistically significant (p = 0.005). Also, the lack of progression of labor was higher in the oxytocin group compared to the other group, which was statistically significant (p <0.001).

    Conclusion

    According to these cases, the present study displayed a better effect on induction of labor by misoprostol and considering that the two drugs were not different in side effects, it could indicate a better and more appropriate efficacy of misoprostol in induction of labor.

    Keywords: Oxytocin, Misoprostol, Induction of pregnancy, Term, post-term pregnancies
  • T Bahramfard, SH Zarehpour, A Zandi Qashqaei, A Pourmahmoudi* Pages 269-281
    Background & aim

    Considering that pregnant women are one of the health sensitive groups and their mental health and mental well-being is effective on their health, family and society and on the other hand due to the prevalence of COVID-19 pandemic and its effect on psychological dimensions of this study; therefore, the aim of the present study was to determine and evaluate the state of mental health and well-being and its relationship with the weight gain of pregnant mothers during the outbreak of COVID-19 disease.

    Methods

    The present descriptive-analytical study was conducted in 2021. The statistical population included 245 pregnant women referring to health centers in Yasuj during the pandemic of COVID-19. Evaluation of mental health status and mental well-being and their related factors during the outbreak of COVID-19 pandemic were obtained according to the required information through two questionnaires of general health and psychological well-being (Reef) and demographic characteristics including: (age, education level of pregnant mother and spouse) Employment status of pregnant mother and spouse, frequency of pregnancy, gestational age and body mass index) were asked in an interview. The collected data were analyzed using Kolmogorfe-Smirno, Kruskal-Wallis, Human Whitney, Spearman and Pearson statistical tests.

    Results

    The present study was conducted on 245 pregnant women with a mean and standard deviation of 29.72. 6.61. The mean and standard deviation of the total mental health score in the studied pregnant women was 24.50 11 11.32, which according to the cut-off point 23 for the mental health of Iranians, the results of this study showed that 62.9% of pregnant mothers were suspected of having the disorder. The study of psychological well-being of pregnant women indicated that the mean total score and standard deviation of psychological well-being was 11.58 74 74.19. The results of the study showed that pre-pregnancy weight and current weight of the pregnant mother with mean mental health scores (p = 0.05 and r = -0.125) and (p = 0.024 and r = -0.144, respectively)) There is a significant inverse relationship with the mean score of psychological well-being (directly (p = 0.020 and r = 0.148, respectively) and (p = 0.043 and r = 0.129, respectively).

    Conclusion

    The present study revealed that the prevalence of mental disorders in pregnant women in Yasuj during the COVID-19 pandemic was high; therefore, the issue can play a major role in the health of mother, fetus and infant after birth. Among the related factors studied, the level of literacy of the pregnant mother, pre-pregnancy weight and current weight of the mother had a significant correlation with the mean score of mental health and psychological well-being.

    Keywords: Mental health, Mental well-being, Weight gain, COVID-19, Pregnancy
  • F Bagheri Sheykhangafshe* Pages 282-286

    Hospital medical staff were less sexually active during the COVID-19 pandemic due to networking, distance from family, and COVID-19 anxiety. Given that nearly two years have passed since the outbreak of COVID-19 in the world and we are still witnessing the mutation of this deadly virus, first of all, it is necessary to evaluate the sexual satisfaction of hospital staff during the COVID-19 pandemic. Since sexual satisfaction is directly related to a person's mental health, more research is needed on the factors that can play a role in a couple's arousal and sexual desire during the coronation. The use of Tele-medical and psychiatric care is one of the good solutions that can solve the problems and sexual disorders of individuals and, consequently, improve the physical and mental health of families. To this end, we need to raise awareness of people, especially couples who are not satisfied with their sexual function, about the significant role of sexual activity in boosting the immune system and counteracting COVID-19 to see the least harm among families.

    Keywords: COVID-19, Hospital Medical Staff, Sexual Satisfaction, Pandemic