فهرست مطالب

  • سال بیست و دوم شماره 2 (تابستان 1401)
  • تاریخ انتشار: 1401/04/02
  • تعداد عناوین: 10
|
  • مریم جعفری تراجی، مجید مداح*، نورالدین شریفی صفحات 1-32

    رشد سبز، بر تولید و عرضه محصولات سازگار با محیط زیست تاکید دارد و به عنوان یک راهبرد مناسب برای رشد اقتصادی همراه با نگهداری و حفظ منابع طبیعی و کاهش انتشار آلودگی در کشورها مطرح است. با توجه به آنکه ایران به عنوان یک کشور درحال توسعه، در زمینه شاخص رشد سبز، عملکرد مطلوبی ندارد، لازم است تا در این زمینه، انرژی بری و آلایندگی فعالیت های مختلف اقتصادی و شناسایی فرصت های اقتصادی رشد سبز از نظر شاخص های تولید و اشتغال، مورد ارزیابی قرار گیرد. این تحقیق با استفاده از روش داده - ستانده انرژی چند عاملی و اطلاعات جدول داده - ستانده سال 1395، در پی بررسی و تحلیل تاثیر تقاضای نهایی بر مصرف انرژی اولیه، انتشار CO2، رشد اقتصادی و مشاغل انرژی است که درنتیجه آن، با در نظر گرفتن همزمان دو شاخص رشد و اشتغال، پتانسیل های رشد سبز در بخش های اقتصادی ایران مورد شناسایی قرار می گیرند. نتایج تجربی این تحقیق، نشان می دهد که بخش های مربوط به تولید محصولات کشاورزی، دامی، خدماتی و  محصولات غذایی، دارای کمترین میزان انتشار دی اکسیدکربن به ازای هر واحد رشد تولید و رشد مشاغل انرژی هستند. در مقابل، به دلیل پتانسیل پایین رشد سبز خدمات حمل و نقل، فلزات اساسی، محصولات از لاستیک و پلاستیک، تشویق افزایش تقاضای نهایی برای محصولات این بخش ها، جذاب نخواهد بود؛ به طوری‏که برای برنامه ریزی رشد سبز، به تغییرات ساختاری در این بخش ها، نیاز است.

    کلیدواژگان: رشد سبز، مصرف انرژی اولیه، انتشار دی اکسیدکربن، تحلیل داده - ستانده انرژی
  • سید هادی موسوی نیک*، شعله باقری پرمهر، الهام خیراندیش صفحات 33-56

    همواره بحث ارتباط میان تغییرات نرخ ارز و تراز تجاری، یکی از موضوعات پرمجادله در ادبیات نظری و محافل سیاستگذاری بوده است. رویکرد جدید در ادبیات نظری و کارهای تجربی، نشان از آن دارد که تعامل این دو متغیر، به مسایل متعددی، ازجمله نحوه تعامل بازارهای صادراتی و وارداتی هر کشور و یا میزان وابستگی تولید کالای صادراتی به واردات بستگی دارد. بدین منظور در این مقاله، رابطه میان نرخ ارز و تراز تجاری در اقتصاد ایران، با در نظر گرفتن نقش شاخص تجارت درون صنعتی که مشخص کننده ساختار تعامل صنعت و تجارت است، در قالب مدل  رگرسیون گذار ملایم برای دوره زمانی 1380:4 تا 1397:4 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از این مدل، نشان داد که ضریب اثرگذاری نرخ ارز بر تراز تجاری در هر مقطع زمانی تحت تاثیر میزان شاخص درون صنعتی قرار دارد؛ به نحوی که هر چه این شاخص کمتر باشد، اثر افزایش نرخ ارز بر تراز تجاری، کمتر است و هر چه این شاخص بهبود یابد، میزان این اثرگذاری، بیشتر است. این امر، بدان معنا است که زمانی می توان از نتایج مثبت تضعیف ارزش پولی بر تراز تجاری بهره مند شد که قدرت رقابت تولیدات داخلی با کالاهای مشابه خارجی در هر بخش، افزایش یابد.

    کلیدواژگان: نرخ ارز حقیقی، تراز تجاری، مدل رگرسیون گذار ملایم، شاخص تجارت دورن صنعتی
  • مجید رئوف مهر، زین العابدین صادقی*، سید عبد المجید جلائی اسفندآبادی صفحات 57-88

    در این تحقیق، یک شاخص ترکیبی جدید، به نام SWI (Sustainable Welfare Index) برای ارزیابی «رفاه پایدار» پیشنهاد شده است. این شاخص، متشکل از متغیرهای اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی جریان و قابل ارزشگذاری به پول بوده و از امکان مقایسه مستقیم با شاخص تولید ناخالص داخلی (GDP) برخوردار است. با وجود فقر داده های آماری، سعی شده تا از طریق برآورد شاخص یاد شده، ارزیابی نسبی از رفاه پایدار در اقتصاد ایران (طی سال های 1383 تا 1397) صورت پذیرد. همچنین با بررسی مقایسه ای نتایج حاصل از برآورد این شاخص با مقادیرGDP، نشان داده شده که دو شاخص، از یک روند تقریبا مشابه در دوره تحقیق تبعیت کرده و از همبستگی بالایی برخوردارند. افزون بر این، باوجود فراهم بودن رشد اقتصادی در طول دوره، جامعه از سطح رفاه پایدار پایین تری برخوردار بوده است. در این تحقیق، اثر آستانه ای سه زیرشاخص SWI بر شاخص کل نیز با استفاده از مدل رگرسیون انتقال ملایم (STR) مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت که بر این اساس تایید شد؛ زیرشاخص «هزینه های اجتماعی» از طریق تغییرات «زیان های رفاهی ناشی از نابرابری توزیع درآمد»، دارای اثر آستانه ای بر SWI  است.

    کلیدواژگان: رفاه، پایداری، شاخص رفاه پایدار، اثر آستانه ای، رگرسیون انتقال ملایم
  • مهدی نجاتی، یاسر بلاغی اینالو* صفحات 89-118

    عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای، علاوه بر دستاوردهای سیاسی و امنیتی، می تواند منافع اقتصادی گسترده ای به همراه داشته باشد. در این راستا، در پژوهش حاضر، اثرات اقتصادی کاهش تعرفه های وارداتی ایران و سازمان همکاری شانگهای، تحلیل شده است. در این پژوهش، تحلیل تجربی و کمی سازی نتایج بر اساس الگوی پروژه تحلیل تجارت جهانی (GTAP) انجام شده، که از نوع الگوی های تعادل عمومی قابل محاسبه (CGE)، جهانی و چند منطقه ای است. با توجه به ماهیت بین المللی بودن تجزیه و تحلیل، یک الگو و پایگاه داده جهانی به منظور تحقق اهداف این پژوهش مورد نیاز بود و بنابراین، الگویGTAP  و نسخه 10 پایگاه داده آن (منتشر شده در سال 2020) برای تجزیه و تحلیل انتخاب شد. در این مطالعه، اثرات اقتصادی (رفاه، تولید و تجارت) حضور ایران در سازمان همکاری شانگهای در بخش های مختلف اقتصادی، طی دو سناریو (کاهش 50 درصدی و کاهش 100 درصدی نرخ دو جانبه تعرفه ها) تحلیل شده است. نتایج این پژوهش، نشان می دهد که بخش «غلات و محصولات زراعی» به دلیل نرخ تعرفه اولیه بالا، بخش «منسوجات و پوشاک» به دلیل نرخ تعرفه اولیه بالا، بخش «صنایع سبک» به دلیل نرخ تعرفه اولیه بالا و بخش «صنایع سنگین» نیز به دلیل حجم تجارت بالا، از بخش های مهم و اثرگذار عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای است و پیشنهاد می شود، تغییرات نرخ تعرفه بخش های ذکر شده، با دقت بالایی انجام شود. در مجموع، نتایج نشان می دهد که  عضویت ایران در این سازمان، افزایش متغیرهای رفاه، تولید و تجارت در کشورمان را به همراه دارد.

    کلیدواژگان: آزاد سازی تجاری، سازمان همکاری شانگهای، تعادل عمومی قابل محاسبه (CGE)، پروژه تحلیل تجارت جهانی (GTAP)
  • محمدجواد خسروسرشکی، رضا نجارزاده*، حسن حیدری صفحات 119-156

    هدف  از این مطالعه، بررسی پیامدهای افزودن خانوار غیرریکاردویی به مدل DSGE در انتخاب سیاست پولی بهینه رمزی و به تبع آن، تاثیرپذیری متغیرهای کلان اقتصاد (نظیر تولید، تورم، مصرف و رشد نرخ ارز اسمی) است. از این رو، پس از تخمین الگوی اقتصاد ایران، سیاست پولی بهینه رمزی از بین 6 آلترناتیو سیاست پولی انتخاب شد. سپس طی دو سناریو، خانوار غیرریکاردویی به الگو اضافه می شود. در سناریوی اول، خانوار غیرریکاردویی شامل 20 درصد خانوارها و در سناریوی دوم شامل 40 درصد خانوارها می باشد. سپس سیاست پولی بهینه رمزی برای این دو سناریو نیز انتخاب گردید. نتایج پژوهش، نشان می دهد که: اولا، هرچه میزان درصد خانوارهای غیرریکاردویی در الگو بیشتر شود، سیاستگذار پولی از هدفگذاری متغیرهای پولی فاصله می گیرد و به هدفگذاری تولید، اهمیت بیشتری می دهد؛ ثانیا، اگر سیاست پولی بهینه رمزی بدون در نظر گرفتن خانوار غیرریکاردویی در الگو انتخاب شود، در قبال شوک افت قیمت نفت، شوک کاهش تقاضای پول و شوک افزایش تورم خارجی، عکس العمل بخش تولید و مصرف در سناریوی 1 و 2، اختلاف معناداری با الگوی پایه دارند. اما بخش مصرف و تولید در پاسخ به شوک افزایش نرخ ارز اسمی، تقریبا عکس العمل مشابهی در هر سه الگو دارند.

    کلیدواژگان: تعادل عمومی پویای تصادفی، سیاست بهینه پولی رمزی، خانوارهای ریکاردویی و غیرریکاردویی
  • علی مفتخری، محمد جعفری*، اسمعیل ابونوری، یونس نادمی صفحات 157-184

    نابرابری درآمدی و تلاش در راستای کاهش آن، یکی از مهم ترین دغدغه های جوامع در دنیای کنونی محسوب می شود؛ کشورها از یک سو، به دنبال منابعی درآمدزا و از سوی دیگر، در تلاش جهت کاهش نابرابری های درآمدی هستند. از طرفی، مهاجرت به دلیل توزیع نابرابر درآمد و روند تاثیر مهاجرت بر خلاف سیاست های جوامع، دستیابی به رشد اقتصادی مطلوب را با مشکل مواجه می کند. بنابراین، با توجه به اهمیت پیامدهای ناشی از مهاجرت، هدف اصلی این مقاله، بررسی اثرات غیرخطی نابرابری درآمد بر فرار مغزها در کشورهای درحال توسعه است. براساس یافته های مطالعه و نتایجی که برآورد مدل نشان می دهد، نابرابری توزیع درآمد، تاثیری آستانه ای بر فرار مغزها در کشورهای در حال توسعه داشته است. تا زمانی که نابرابری در سطوح کمتر از 46/0 باشد، این متغیر، تاثیری منفی و معنی  دار بر فرار مغزها داشته، اما پس از عبور از حد آستانه 46/0 و قرار گرفتن در رژیم نابرابری بالا، تشدید نابرابری، موجب تشدید فرار مغزها شده است. به عبارت دیگر، جامعه حدی از نابرابری را تحمل می کند اما شدت گرفتن نابرابری از حد قابل تحمل جامعه، موجب می شود که نخبگان به دنبال زندگی بهتر و متناسب با توانمندی های خود به کشورهای توسعه یافته که برابری بیشتری دارند، مهاجرت نمایند.

    کلیدواژگان: فرار مغزها، نابرابری توزیع درآمد، کشورهای در حال توسعه، مدل پانل آستانه ای
  • صلاح الدین منوچهری، علی اکبر قلی زاده* صفحات 185-216

    بررسی رفتار سفته بازان در توضیح پدیده های بازار مسکن ایران، بسیار با اهمیت بوده، و بسیاری از پدیده های نامطلوبی که در این بازار رخ می دهد نیز حاصل فعالیت سفته بازی در بازار مسکن است. سفته بازان در ابتدای دوره رونق، وارد بازار می شوند و از افزایش قیمت ها، حداکثر سود را کسب کرده و با پدیدار شدن علایم رکود، به سرعت از بازار خارج می شوند و سرمایه خود را به بازارهای موازی مسکن همچون بانک، بورس، ارز و طلا منتقل می کنند که به نوسانات قیمت مسکن منجر می گردد. در این پژوهش، به پیروی از «الگوی روهنر» و استفاده از روش حداقل مربعات معمولی با پارامتر متغیر زمانی (TVP-OLS)، شاخص سفته بازی در بازار مسکن در طول دوره 1370 تا 1398 برآورد، و سپس اثر شوک های مختلف بازار سهام، بازار ارز، بازار طلا، مالیات بر مسکن و نرخ بهره، بر سفته بازی در بازار مسکن بررسی گردید و برای برآورد اثر این شوک ها، از روش خودرگرسیونی برداری مارکف - سوییچینگ (MSVAR) استفاده شد. نتایج، نشان می دهد که در طول دوره مورد بررسی، به طور میانگین، 20 درصد از افزایش  قیمت مسکن مربوط به سفته بازی بوده که بیشترین نرخ رشد آن در سال 78 با 320 درصد و کمترین نرخ رشد آن مربوط به سال 84  و 91 با 23 درصد بوده، همچنین با توجه به نتایج برآوردی الگوی خودرگرسیونی برداری مارکف - سوییچینگ (MSVAR)، سفته بازی در بازار مسکن، بیشترین واکنش را نسبت به بازارهای ارز، طلا و نرخ بهره، و کمترین واکنش را نسبت به بازار سهام و مالیات بر مسکن داشته است.

    کلیدواژگان: سفته بازی، مسکن، شوک های برونزا، روش MSVAR، ایران
  • مرتضی دهقاندرست*، حسن حیدری، سحر بشیری صفحات 217-244

    با توجه به اهمیت بخش بانکی در پویایی های اقتصاد ایران، به دلیل  بانک محور بودن نظام تامین مالی در این کشور، مقاله حاضر، با استفاده از رهیافت تعادل عمومی تصادفی پویا (DSGE) و با لحاظ بحث تسهیلات بانکی ارایه شده به منظور تامین مالی بنگاه ها، برای سال های 1396-1370، به بررسی واکنش بخش اقتصاد کلان ایران به تکانه های پولی و مالی، با لحاظ واقعیت وابستگی اقتصاد به بخش بانکی، از کانال تسهیلات اعطایی بانک ها، می پردازد. بدین منظور، بعد از تصریح الگو، بهینه یابی و استخراج شروط مرتبه اول، شکل خطی- لگاریتمی معادلات به دست آمده، سپس الگو به روش کالیبراسیون، شبیه سازی شده و جهت تجزیه و تحلیل تکانه های وارده، توابع عکس العمل آنی متغیرهای شبیه سازی شده، مورد بررسی قرار گرفته اند. الگو، تحت دو سناریوی متفاوت، با فرض لحاظ بخش بانکی در تامین مالی اقتصاد از کانال تسهیلات اعطایی در قالب تسهیلات سرمایه ای و سرمایه در گردش و بدون در نظر گرفتن بحث تسهیلات، شبیه سازی شده، و نتایج نشان می دهد که با بروز تکانه های پولی و مالی، واکنش متغیرهای شبیه سازی شده با مبانی تیوریک اقتصاد، مطابقت دارد که این مساله، نشان دهنده توانایی الگو در برازش صحیح اقتصاد ایران بوده، و علاوه براین، مقایسه گشتاورهای متغیرهای شبیه سازی شده با گشتاورهای داده های واقعی نیز موید موفقیت الگو در شبیه سازی واقعیات است. نهایتا، نتایج نشان می دهد که استفاده از ابزار در اختیار بانک ها در بحث تامین مالی بنگاه ها، می تواند به کاهش دامنه نوسانات اقتصادی کمک کند، و ثبات اقتصاد را افزایش دهد. موضوعی که بهتر است در مسیر دستیابی به توسعه پایدار، مورد توجه سیاستگذاران اقتصادی قرار گیرد. 

    کلیدواژگان: تسهیلات سرمایه ای، تسهیلات سرمایه در گردش، تکانه پولی، تکانه مالی، الگوی تعادل عمومی تصادفی پویا
  • زانا مظفری، خالد احمدزاده* صفحات 245-270

    سرمایه گذاری در مسکن، یکی از معمول ترین روش های سرمایه گذاری در ایران می باشد. بخش مسکن و ساختمان، دارای ارتباط گسترده با سایر بخش های اقتصادی است و مسکن، سالانه حجم وسیعی از نقدینگی کشور را به خود جذب می کند، و به همین دلیل سرمایه گذاری در این بخش، از اهمیت بیشتری برخوردار بوده و می تواند در روند رشد و توسعه کشور سهم بسزایی داشته باشد. در این مقاله، ابتدا به وسیله آزمون علیت گرنجر، رابطه بین سرمایه گذاری در مسکن و رشد اقتصادی، مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج این آزمون، نشان داد که رابطه علیت یک طرفه از سمت سرمایه گذاری در مسکن به سوی رشد اقتصادی برقرار است. سپس با استفاده از روش GMM و داده های سری زمانی 1398-1360، تاثیر سرمایه گذاری در مسکن بر رشد اقتصادی ایران مورد بررسی قرار گرفت، و نتایج نشان داد که سرمایه گذاری در مسکن، تاثیر مثبت و معنی داری بر رشد اقتصادی ایران دارد. وقفه متغیر رشد اقتصادی، تاثیر مثبتی بر رشد اقتصادی سال های بعد داشته است. همچنین سایر نتایج مطالعه، حاکی از آن است که سرمایه انسانی، موجودی سرمایه، شاخص مخارج دولت و شاخص صنعتی شدن، تاثیر مثبت و معنی داری بر رشد اقتصادی ایران دارند. بر اساس نتایج مطالعه حاضر، می توان پیشنهاد نمود که نواقص و موانع سرمایه گذاری در بخش مسکن، مرتفع گردیده و همچنین تشویق و تسهیلات برای سرمایه گذاری در مسکن، می تواند در جهت افزایش رشد اقتصادی موثر باشد.

    کلیدواژگان: رشد اقتصادی، سرمایه گذاری در مسکن، GMMسری زمانی، ایران
  • مجتبی مهدی پور، محمد وصال* صفحات 271-297

    تاکید بر فراگیر شدن آموزش در برنامه‏‏های توسعه کشور و افزایش تقاضا برای آموزش عالی در دهه 1380، نیاز کشور به توسعه مراکز آموزش عالی را ضروری می‏‏ساخت. توسعه بی‏‏سابقه مراکز آموزش عالی در نیمه دهه  1380 به گونه‏‏ای بود که در سال 1387، تمام شهرستان‏‏های کشور حداقل یک مرکز آموزش عالی داشتند. در واقع، در کوچک‏‏ترین شهرستان‏‏های ایران نیز مراکز آموزش عالی تاسیس شد تا مشکل رفت و آمد برای ساکنان شهر‏‏های کوچک را حل کرده و از سوی دیگر نیز با گسترش و تاسیس مراکز آموزش عالی در شهر‏‏های بزرگ‏‏تر، میزان پذیرش در دانشگاه و دسترسی افراد به مراکز آموزش عالی را افزایش دهد. در کنار این اقدامات، دسترسی کمتر به مراکز آموزش عالی در نزدیکی محل سکونت، عموما زنان را بیشتر از مردان تحت تاثیر قرار می‏‏دهد. در این پژوهش، اثر افزایش مراکز آموزش عالی روی سال‏‏های تحصیل و احتمال دانشگاه رفتن مردان و زنان بررسی می شود. با ترکیب داده های موسسات آموزش عالی طی بازه 1378 تا 1395، با پیامدهای تحصیلی افراد 18 تا 35 ساله در داده های سرشماری نفوس و مسکن 1395، رگرسیون با اثرات ثابت شهرستان و سن، تخمین زده می شود. نتایج نشان می دهد که سال های تحصیل برای افرادی که دسترسی بهتری در این دوره به مراکز آموزش عالی پیدا کرده اند، به طور معنی داری تغییر نکرده است؛ اما زنان نسبت به مردان از افزایش مراکز آموزش عالی، بیشتر منتفع شده اند.

    کلیدواژگان: توسعه آموزش عالی، سال های تحصیل، شکاف جنسیتی تحصیل
|
  • Maryam Jafari Taraji, Majid Maddah*, Nooraddin Sharify Pages 1-32

    Green growth emphasizes the production and supply of eco-friendly products and is considered a suitable strategy for economic growth along with the preservation of natural resources and reducing pollution emission in different countries. Given that Iran as a developing country does not perform well in terms of the green growth index, it is necessary to evaluate energy consumption, pollution of various economic activities, and identifying economic opportunities for green growth in terms of production and employment indicators. This study, using the multi-factor energy input-output method and input-output table data related to 2016, investigates the impact of final demand on primary energy consumption, CO2 emission, economic growth, and energy jobs which in turn identifies green growth potentials in Iran's economic sectors with considering both growth and employment indicators. The results show that the sectors related to the production of agricultural and livestock products, services and food products have the lowest CO2 emissions for each unit of production growth and the growth of energy jobs. On the other hand, due to the low growth potential of transportation services, base metals, rubber and plastic products, encouraging higher final demand for products will not be attractive; so that, structural changes in these sectors are necessary for planning green growth.

    Keywords: Green growth, Primary energy consumption, CO2 emission, Energy input-output analysis
  • Seyed Hadi Mousavinik*, Sholeh Bagheri Pormehr, Elham Kheirandish Pages 33-56

    The relationship between exchange rate changes and trade balance has always been one of the major issues in theoretical literature and policy circles. A new approach to theoretical literature and empirical work suggest that the interaction of these two variables depends on a number of issues, including how each country's export and import markets interact, and the degree to which exports of goods are dependent on imports. For this purpose, in the paper, the relationship between exchange rate and trade balance in the Iranian economy is examined by considering the crucial role of Intra –industry trade in the form of smooth transition regression model for the period 2001: 4 to 2018: 4. The results showed that the coefficient of effect of the exchange rate on the trade balance in each period is affected by the intra--industry index, so that the lower the index, the less the effect of the exchange rate increase on the trade balance, and as this index improves, the impact is greater. This means that the positive effects of money devaluation on the trade balance can be benefited when the competitiveness of domestic products with similar foreign goods in each sector increases.

    Keywords: Real Exchange Rate, Trade Balance, Smooth Transition Regression Model, Intra –industry trade
  • Majid Raoofmehr, Zeinolabedin Sadeghi*, Seyed Abdulmajid Jalaee Pages 57-88

    In this study, a new composite index, called the SWI (Sustainable Welfare Index) is proposed to assess "sustainable welfare". This index consists of significant social, economic, and environmental variables in flow and monetary forms, and can be directly compared to the GDP. Despite the paucity of statistical data, an attempt has been made to make a relative assessment of sustainable welfare in the Iranian economy during the years 2004 to 2018. According to the comparison of calculated SWI with GDP, it has been shown that the two indicators have similar movements and higher correlations in the period under study. In addition, despite the availability of economic growth during the period, society has been below a sustainable welfare level. In this study, the threshold effect of three SWI sub-indices on the total index was assessed using the smooth transition regression (STR) Model. As a result, the sub-index "Social Expenditure" through changes in "welfare losses due to income inequality" is of threshold effect on SWI.

    Keywords: Welfare, Sustainability, Sustainable Welfare Index, Threshold Effect, Smooth Transition Regression Model
  • Mehdi Nejati, Yaser Balaghi Enalou* Pages 89-118

    Iran's membership in Shanghai Cooperation Organization (SCO), in addition to political and security gains, can bring broad economic benefits. In this regard, in this research, the economic impacts of decreasing import tariffs of Iran and the Shanghai Cooperation Organization have been analyzed. In this study, empirical analysis and quantifying the results have been done regarding Global Trade Analysis Project (GTAP) model, as a computable general equilibrium CGE, and global and multi-regional model. Considering the international nature of analysis, a global model and database were required to achieve the purposes of this study, thus, version 10 of GTAP model and its database (published in 2020) was selected for analysis. In this research, the economic impacts (welfare, production, trade) of Iran's presence in the SCO in various economic sectors were analyzed in two scenarios (50% decrease and 100% decrease in bilateral tariffs). The results indicate that sector "Grains and Crops" in terms of high initial tariff rate, sector "Textiles and Clothing" in terms of high initial tariff rate, sector " Light Manufacturing" in terms of high initial tariff rate and sector " Heavy Manufacturing" due to high trade volume is the significant and influential sectors of Iran's membership in Shanghai Cooperation Organization. It is recommended that tariff rate changes of the mentioned sectors be performed with high accuracy. In general, the results indicate that the variables of welfare, production and trade are increasing in Iran.

    Keywords: Trade Liberalization, Shanghai Cooperation Organization (SCO), Computable general equilibrium (CGE) model, Global Trade Analysis Project (GTAP) model
  • Mohammadjavad Khosrosereshki, Reza Najarzadeh*, Hassan Heydari Pages 119-156

    The purpose of this study is to investigate the impact of adding a non-Ricardian household to a DSGE model in choosing the Ramsey optimal monetary policy and consequently the effects on macroeconomic variables (such as output gap, consumption gap, inflation, and rising nominal exchange rate). Therefore, after estimating a model for the Iranian economy, the Ramsey optimal monetary policy was selected from 6 monetary policy alternatives. Then, in two scenarios, a non-Ricardian household is added to the model. In the first scenario, the non-Ricardian household consists of 20% of households and in the second, it consists of 40% of households. Then, Ramsey optimal monetary policy was selected for these two scenarios. The results show that the when the percentage of non-Ricardian households in the model increases, monetary policy-maker deviates from targeting monetary variables and gives more importance to production targeting. Second, if Ramsey optimal monetary policy is chosen without considering the non-Ricardian household in the model, in facing the shock of falling oil prices, the shock of declining money demand and the shock of rising external inflation, the responses of the production and consumption sectors in scenarios 1 and 2 are significantly different from the baseline model. But the consumption and production sectors have almost the same reactions in three models in response to the shock of the rising nominal exchange rate.

    Keywords: DSGE, Ramsey Optimal Monetary Policy, Ricardian, Non-Ricardian Households
  • Ali Moftakhari, Mohammad Jafari*, Esmaiel Abounoori, Younes Nademi Pages 157-184

    Income inequality and efforts to its reduction it is one of the most important concerns of societies in today's world.  On the one hand, countries are looking for revenue sources and, on the other hand, are trying to reduce income inequalities. In addition, due to the unequal distribution of income and the impact of migration contrary to the policies of societies, migration makes it difficult to achieve the desired economic growth. Therefore, considering the importance of the consequences of migration, the main purpose of this paper is to investigate the nonlinear effects of income inequality on brain drain in developing countries. Based on the findings of the study, the inequality in income distribution has a threshold effect on brain drain in developing countries. As long as inequality is at levels below 0.46, this variable has a negative and significant effect on brain drain, but after exceeding the threshold of 0.46 and being in a high inequality regime, the intensification of inequality increases the brain drain sharply. In other words, society tolerates a degree of inequality, but the intensification of inequality beyond the tolerable level of society causes the elites to migrate to developed countries, which are more equal, in search of a better life and proportionate to their capabilities.

    Keywords: Brain drain, Inequality in income distribution, Developing countries, Threshold panel model
  • Salaheddin Manochehri, Aliakbar Gholizadeh* Pages 185-216

    The study of speculators' behavior is very important in explaining the phenomena of the Iranian housing market. Many of the unfavorable phenomena that occur in this market are the results of speculative activity in the housing market. Speculators enter the market at the beginning of the boom period and earn maximum profit of price increases, and as signs of recession appear, they quickly exit the market and invest in parallel markets such as banks, stocks, exchange and gold, which leads to fluctuations in housing prices. In this study, following the Roehner model and using the time varying parameter ordinary least squares method (TVP-OLS), the speculation index in the housing market during the period 1991 to 2020 was estimated, and then the impact of different shocks to stock market, exchange market, gold market, interest rates and housing tax on speculation in the housing market was investigated, and for estimating the effects of these shocks, the Markov-switching vector autoregressive (MSVAR) method was used. The results show that during the period under study, on average, 20% of the increase in housing prices was related to speculation, with the highest growth in 1997 at 320% and the lowest growth in 2005 at -23%. According to the results of the Markov-switching vector autoregressive model (MSVAR), speculation in the housing market had the highest response to the exchange and gold markets, and interest rates and the least response to the stock market and housing tax.

    Keywords: Speculation, Housing, Exogenous shocks, MSVAR method, Iran
  • Morteza Dehghandorost*, Hassan Heidari, Sahar Bashiri Pages 217-244

    This research examines the macroeconomic variables reaction and banking sector with the financial and monetary shocks using dynamic stochastic general equilibrium model (DSGE). Considering the banking facilities and utilization of seasonal data for the period 1991-2017, the banking sector behavior in the economic dynamics is studied. Therefore, the linear-logarithmic form of the equations is obtained after specifying the model, optimizing, and extracting the first-order conditions. The model is simulated under two different scenarios by considering bank facilities as two types of capital facilities and working capital, and not considering the facilities. The results show that by occurring financial and monetary shocks, the instant reaction of variables is consistent with the theoretical bases of the economy, which indicates the acceptable ability of the model in accurately fitting Iran's economy. Furthermore, comparing the moments of the simulated variables with the real data, the success of the model in simulating the governing facts of the economy is confirmed. Finally, the results show that banking facilities could reduce the range of economic fluctuations and increase the stability of the economy. This issue can be mentioned by the economic policymakers in order to reach economic sustainable development.

    Keywords: Capital Facility, Working Capital Facility, Monetary Shock, Financial Shock, Dynamic Stochastic General Equilibrium Model
  • Zana Mozaffari, Khaled Ahmadzadeh* Pages 245-270

    Investing in housing is one of the most common methods of investing in Iran. The housing and construction sector has a widespread relationship with other economic sectors. Housing annually attracts a large amount of liquidity in the country, so investing in this sector is more important in the process of growth. In this paper, first the relationship between investing in housing and economic growth is evaluated by the Granger causality test. The results of this test showed that there is a one-way causal relationship from investing in housing to economic growth. Then, using GMM method and time series data from 1981-2019, the impact of investing in housing on Iran's economic growth is studied. The results showed that investing in housing has a positive and significant effect on Iran's economic growth. The lag of variable “economic growth” has a positive effect on economic growth in later years. Also, other results indicate that human capital, capital stock, government expenditure index and industrialization index have positive and significant effects on Iran's economic growth. Based on the results, it can be suggested that the shortcomings and barriers to investment in the housing sector should be removed, and also incentives and facilities for investment in housing can be effective in increasing economic growth.

    Keywords: Economic growth, investment in housing, GMM Time series, Iran
  • Mojtaba Mahdipour, Mohammad Vesal* Pages 271-297

    Universal access to higher education and radical increase in demand for higher education in 2000s necessitated the expansion of higher education institutions. The rise in the number of such institutions was unprecedented. In fact, all districts of Iran had a higher education institution by 2008. Even very small districts received a private or public higher education institution to reduce transportation costs and expand access to higher education. This enhanced access has a more disproportionate effect on women compared to men. In this paper we combine data on higher education institutions between 1999 and 2016 with educational outcomes of individuals aged between 18 to 35 years old in the population census 2016 to estimate the impact of access to higher education on educational attainment and educational gender gap. Using district and age fixed effects, we do not find a significant effect on overall education of individuals. However, women received a significantly larger benefit from the expansion of higher education institutions.

    Keywords: Higher education expansion, Years of schooling, Educational gender gap