فهرست مطالب

رهیافت هایی در علوم قرآن و حدیث - سال پنجاه و سوم شماره 1 (پیاپی 106، بهار و تابستان 1400)
  • سال پنجاه و سوم شماره 1 (پیاپی 106، بهار و تابستان 1400)
  • تاریخ انتشار: 1401/04/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • پرویز آزادی* صفحات 9-30

    داستان های قرآن کریم هر کدام به مثابه یک روایت است و علم روایت شناسی می تواند در درک بهتر آن مفید باشد. هر روایتی بن مایه و پی رنگ معینی دارد؛ بن مایه همان موضوع یا محتوای اصلی روایت و پی رنگ تلاش خالق روایت برای ارایه بن مایه در زمان، مکان و شخصیت های متفاوت است. گاهی چند روایت بن مایه مشترک ولی پی رنگ متفاوتی دارند؛ یعنی محتوای چند روایت یکی است ولی با زمان، مکان و شخصیت های متفاوتی پردازش می شود که در این صورت می توان برای درک نقاط مبهم پی رنگ های متفاوت - با توجه به بن مایه مشترک- از یکدیگر بهره برد. در این نوشتار دو روایت قرآنی که بن مایه مشترک ولی پی رنگ های متفاوت دارند مقایسه و به کمک یکدیگر بازسازی می شود؛ دو روایت اصحاب الجنه و حضرت یونس (ع) بن مایه مشترکی به این صورت دارند: «اقدام به عملی ناپسند توسط بنده مومن > مجازات شدن توسط خداوند > توبه و تسبیح خداوند توسط عبد > [امید به] جبران آنچه از دست رفته توسط خداوند». بر اساس این بن مایه که در دو روایت به خوبی قابل مشاهده است، پی رنگ دو روایت بازسازی شد و با این تلاش، نقاط ابهام پی رنگ های هر دو روایت تا حدود قابل توجهی مشخص و روشن شد؛ جنبه های مبهمی که در تفاسیر مختلف با استفاده از روایات تفسیری یا نظر شخصی، تبیین شده است، در این نوشتار با استفاده از روش علمی روایت شناسی به صورت نظام مند و کامل تر تبیین می شود و سرانجام پی رنگ هر دو روایت به صورت کامل - البته به میزانی که مد نظر قرآن کریم است - بازسازی می شود.

    کلیدواژگان: روایت شناسی، قصص القرآن، بن مایه، پی رنگ، اصحاب الجنه، حضرت یونس(ع)
  • علی عادل زاده، عمیدرضا اکبری* صفحات 31-54
    در چند کتاب حدیثی مهم از امامیه و اهل سنت، حدیثی به اسید بن صفوان منسوب است، اما در چند جهت تفاوت دارند. در میان امامیه -که تنها محمد بن خالد برقی آن را از راویان عامه نقل می کند- شخصی ناشناس بعد از شهادت امیرالمومنین ع خطابه ای مفصل در فضل ایشان گفته، ولی در اسناد عامی، گوینده خود امیرالمومنین ع است که عین همان خطابه را در فضل ابوبکر می گوید. گرچه تحریر سنی روایت، ساختگی است، اما با عنایت به مباحث مقاله، حتی بدون استفاده از جرح و تعدیل رجالیان به سه طریق می توان نشان داد روایت برقی وابسته به تحریر سنی است. هم ساختار و نمودار اسناد، تاخر سند برقی را می نمایاند، و هم جریان شناسی مهم ترین راویان از بخش مشترک اسناد، حاکی از تناسب فضای ایشان با تحریر عامی است، و هم بررسی تطبیقی متن دو تحریر آشکارا شواهدی از وقوع تحریف در تحریر برقی دارد. و نتیجه هر سه بررسی کاملا همسو است. بعدها عبارات همین روایت در برخی از زیارات نیز راه یافته است.
    کلیدواژگان: امیر المومنین، اسید بن صفوان، عبد الملک بن عمیر، تطور احادیث، جریان شناسی راویان
  • محمد اکبری، محمدعلی اسماعیلی* صفحات 55-73

    نظریه «الهیات سلبی در حوزه معنا شناسی صفات خدا»، بیان گر سلبی انگاری صفات ثبوتی اوست و برخی محدثان و متکلمان شیعه آن را پذیرفته اند؛ از جمله: ثقه الاسلام کلینی، شیخ صدوق، ملامحمدصالح مازندرانی، علامه مجلسی، قاضی سعید قمی و سیدعبدالله شبر. از رهگذر این جستار، مشخص می شود که در فرهنگ روایی، تنها دو روایت می تواند مستند الهیات سلبی در حوزه معنا شناسی صفات الهی قرار گیرد که به ترتیب از امام رضا (ع) و امام جواد (ع) صادر شده، اما با ملاحظه محتوای آن ها، آشکار می گردد که روایت نخست، در صدد نفی محدودیت های صفات انسانی از صفات الهی است؛ چنان که روایت دوم، اثبات بساطت ذات الهی را کانون بررسی قرار داده و هیچ کدام در پی موجه سازی نظریه سلبی انگاری صفات ثبوتی نیستند؛ علاوه بر این که این نظریه، نه تنها با فرهنگ روایی امامیه سازگار نیست؛ بلکه یک سلسله محذورات ثبوتی و اثباتی دارد که مانع پذیرش آن می شود.

    کلیدواژگان: زبان دین، الهیات سلبی، معناشناسی صفات الهی، صفات خدا، مستندات روایی
  • نوروز امینی* صفحات 75-95
    یکی از مسایل مهم در ارزیابی اسناد احادیث، طریق تحمل و شیوه انتقال حدیث است و عالمان و محدثان، به ویژه در دوره های متاخر، بر این امر تاکید داشته اند؛ به گونه ای که وضوح شیوه انتقال حدیث را یکی از امارات اصالت و صحت حدیث در شمار آوردهاند. پژوهش حاضر، اسناد روایات کتاب الکافی را از این منظر مورد بررسی قرار داده و ضمن ارزیابی آماری بسامد کاربست طرق مختلف تحمل حدیث در الکافی، شبهات وارده پیرامون ابهامات موجود در طرق تحمل حدیث در این کتاب، به ویژه شبهه وجود «عنعنه» در اسناد الکافی را، به روش تحلیل آماری بررسی میکند. یافته ها حکایت از آن دارد که مسیله تصریح به کیفیت و طریق تحمل حدیث نزد محدثان نخستین، به ویژه در مکتب امامیه، چندان مورد توجه نبوده و بیشتر بر اتصال سند، روایت از ثقه و سایر قراین و شواهد سندی و متنی تاکید می کردند.
    کلیدواژگان: طریق تحمل حدیث، کلینی، الکافی، عنعنه، مصطلح الحدیث
  • حسین براتی*، سهیلا پیروزفر صفحات 97-116

    امروزه پیمودن مسیر از مکانی به مکانی دیگر به صورت خارق العاده مشهور به طی الارض است. این مسیله به عنوان کرامت و نوعی تصرف در عالم برای افرادی خاص در قرآن کریم و بیانات امامان (ع) مطرح شده است. نوشتار حاضر با روشی تاریخی به بررسی سیر تحول نگرش ها درباره ترکیب و اصطلاح طی الارض در منابع روایی می پردازد. نتایج نشان می دهد این ترکیب تا قبل از زمان صادقین (ع) بیشتر به طی کردن زمین و نوعی برداشت مادی اطلاق می شده و سپس از زمان صادقین (ع) برای امری خارق العاده شکل گرفته و در زمان های بعد تثبیت شده است. هرچند در این زمان بعضا به همان معنای مادی نیز به کار می رفته است. این اصطلاح به شکل ترکیب اسمی آن که «طی» به «الارض» اضافه شده باشد در کلام امامان (ع) یافت نشد و بیشتر به صورت فعلی یعنی «تطوی- طویت» در کنار «ارض» به کار رفته است. در گفته ها و تحلیل های محدثان متقدم، استفاده از این اصطلاح چه به صورت اسمی و چه فعلی آن، چندان مشاهده نمی شود؛ اما در دوران محدثان متاخر به بعد و سپس در دوران مکتب اخباری گری و در تحلیل های این عالمان، اصطلاح طی الارض برای معنای حرکت غیرعادی به دو صورت اسمی و فعلی، فراوان قابل مشاهده است.

    کلیدواژگان: طی الارض، تاریخ انگاره، احادیث، محدثان متقدم، محدثان متاخر
  • سید حسن حسینی* صفحات 117-136
    اعجاز قرآن جلوه هایی زیبا و ابعادی گسترده دارد. نظر به هریک از ابعاد آن روح و جان را طراوت می بخشد و به ساحل نشینان خود یقین و آرامش را هدیه می کند. یکی از ابعاد اعجاز قرآن، اعجاز در قانونگذاری و وجود مولفه های نیرومند در جهت انطباق احکام کلی و راهکارهای اجرایی آن در پاسخگویی به جزییات و مسایل نو ظهور در بستر زمان است، که در باره این بعد از اعجاز قرآن به گستردگی دیگر ابعاد آن بحث نشده است. هدف پژوهش حاضر، اثبات اعجاز قرآن در بعد قانونگذاری و تحلیل مولفه های قرآنی که قدرت انطباق بر مقتضیات زمان با حفظ اصول و قواعد نازل شده بر پیامبر اکرم (ص) را دارند می باشد. از این رو در این پژوهش، راز انطباق پذیری احکام و قوانین کلی قرآن بر جزییات و مسایل نو ظهور در بستر زمان، با چهار اصل و قاعده قرآنی (سنت معصومین (ع)، فقاهت و اجتهاد، عناوین ثانوی و عقل) تبیین شده است که این اصول و قواعد، در بستر زمان، راهکارهایی اجرایی هستند به منظور پاسخگویی به مسایل نو ظهور؛ زیرا بشر عادی بدون اتصال به وحی نمی تواند در ابعاد مختلف و در گستره ای عام تعالیمی فراگیر، قابل انطباق بر مقتضیات همه زمانها را اریه دهد.
    کلیدواژگان: اعجاز قرآن، قانونگذاری، انطباق احکام کلی، جزئیات، مسائل نو ظهور
  • اشرف منتظری، حامد خانی*، هادی رهنما، ارسطو میرانی صفحات 137-159
    در فرهنگ اسلامی معاصر، فرد اعلای مصادیق شهید کشته ای دانسته می شود که جان برای تحقق آرمان های دین اسلام داده است. بااین حال، بازنمون تعریفی از این مفهوم که مصادیق مختلف آن در طول تاریخ فرهنگ اسلامی را شامل شود مشکل است؛ چه، در ادوار مختلف، کشته شدگان معرکه جنگ، درگذشتگان به امراض دشوار، درگذشتگان هجوم ناجوانمردانه حتی بیرون از جنگ های رویارو، مردگان در زیر آوار یا بر اثر فروکوفتگی، غریب مردگان، و هرچه از این دست را شهید خوانده، و اغلب این کاربردها را به روایات نبوی مستند کرده اند. ازآن سو، چنان که مطالعات معاصر نشان می دهد، در قرآن کریم چنین مفهومی را نمی توان پی جویی کرد. شهید همواره در قرآن به معنای گواه محکمه است و تنها یک مورد عبارت قرآنی می توان یافت که در آن برای اشاره به کشتگان راه دین از شهید و هم خانواده هایش استفاده شده باشد. در روایات نبوی نیز، اولا، شهید در مفهومی اعم از کشته راه دین کاربسته شده است و ثانیا مفهوم آن با مدلول قرآنی شهید یعنی گواه محکمه تطابق ندارد. معلوم نیست شهید از چه زمان دچار تحول معنایی گردید و در معنای کشته راه دین کاربسته شد؛ هم چنان که معلوم نیست چرا در حجم قابل توجهی از روایات نبوی، تعبیر شهید معنایی متفاوت با کاربردهای قرآنی آن یافت. برای جستن پاسخ باید نخست شواهد بازمانده از کهن ترین دوران کاربست شهید در معنای کشته راه دین را بازخوانی کرد؛ بدان امید که بتوان تصویری از کهن ترین درک از مفهوم شهید بازنمود. مطالعه کنونی با همین هدف صورت می پذیرد.
    کلیدواژگان: شهید، تاریخ انگاره، قتل فی سبیل الله، آیین باریابی، غرانیق
  • سعید شفیعی* صفحات 161-184
    مساله مطالعه حاضر این است که چه فرد یا گروهی نظریه رجعت را در منابع حدیثی امامیه شکل داده یا تکامل بخشیده اند. این کار نیازمند تاریخ گذاری روایات است. روش تاریخ گذاری روایات در این مقاله، تحلیل إسناد-متن است؛ یعنی تغییرات متنی و سندی روایات از راوی نخست تا منبع مکتوب کنونی بررسی می شود و براساس حلقه های مشترک اصلی و فرعی، زمان تقریبی شکل گیری روایت تعیین می گردد. در این مقاله، در کنار تحلیل اسانید و متون روایات، اقوال رجالیان همچون ابزاری برای تحلیل متن به کار رفته است.براساس نتیجه مطالعه، به لحاظ اطلاعات رجالی، تعدادی از معتقدان به رجعت همچون ابوالطفیل عامربن واثله، رشید هجری، کثیر عزه، سید حمیری و حیان سراج، در نیمه دوم قرن اول فعالیت داشته و اعتقاد به رجعت را شکل داده اند. اما بنا بر اسانید روایات، عمده آنچه درباره رجعت در این زمان مطرح بوده، از بین رفته و روایات با شرایط قرن دوم سازگار است. نیمه اول قرن دوم را می توان زمانی دانست که نظریه رجعت در میان گروهی از شیعیان رواج پیدا کرد و گسترش یافت. جابر بن یزید جعفی و راویان او از مهم ترین کسانی هستند که تاثیر مهمی بر بسط نظریه رجعت در منابع حدیثی امامیه داشته اند. پس از آن، مفضل بن عمر و شاگرد او، نام محمد بن سنان، بیشترین تاثیر را در تکامل این عقیده برعهده دارند. به نظر می رسد که نامهایی همچون اصبغ بن نباته و تعدادی از راویان شیعه قرن دوم از جمله ابوبصیر، زراره و دیگران، نتیجه "تکثیر اسانید" باشد.
    کلیدواژگان: تاریخ گذاری، روایات رجعت، تحلیل إسناد-متن، اقوال رجالیان، اسانید روایات
  • فاطمه السادات مرتضوی، سیده سعیده غروی* صفحات 185-206
    سنت الهی ابتلا یکی از گستردهترین سنتهای الهی است که در موقعیتهای مختلفی بستری را برای محک افراد فراهم میآورد. غیبت حضرت موسی و گوساله پرستی بنی اسراییل یکی از داستانهای مشترک بین قرآن و تورات است که ابتلا بنی اسراییل را به تصویر میکشد. تحلیل این سنت با روش تحلیل گفتمان انتقادی نشان میدهد که چگونه یک عنصر از گفتمان یهودی، به عنوان دال کانونی در گفتمان اسلامی بهکارگرفته شده و در شکلدهی هویت دینی_اسلامی نقش ایفا میکند.بازخوانی سنت الهی ابتلا با تکیه بر آیات سوره طه از طریق تحلیل متن ، کردار گفتمانی و کردار اجتماعی نشان میدهد که چگونه یک متن مقدس میتواند در بازتعریف مفاهیم دینی، ساماندهی هویت دینی مسلمانان، غیریت سازی وتثبیت نقاط کانونی گفتمان دینی نقش ایفا کند.
    کلیدواژگان: گوساله پرستی بنی اسرائیل، تحلیل گفتمان انتقادی، تحلیل متن، تحلیل کردار گفتمانی، تحلیل کردار اجتماعی
  • علی کشاورز، حسین ناصری مقدم*، سید کاظم طباطبایی صفحات 207-222

    یک تلقی رایج وجود دارد که پیامبر اسلام، علاوه بر قرآن، مامور ابلاغ مجموعه وحیانی دومی به نام «سنت/حدیث» نیز بوده است یا به عبارت دیگر، وحی دو قسم داشته: یکی «وحی متلو» که «قرآن» است و دیگری، «وحی لامتلو» که «سنت/حدیث» است. بررسی دقیق نظریه، در سیر تحول تاریخی دین اسلام، ما را به محمد ابن ادریس شافعی می رساند و وی را می توان مبدع نظریه وحی دوگانه در اسلام دانست؛ نظریه ای که در حمایت از فرقه اصحاب حدیث، ارایه شد ولی کم کم با مرور زمان، همراه با سلطه روزافزون اصحاب حدیث، به جایگاه یک حقیقت غیرقابل انکار دست یافت. در این مقاله بعد از تحلیل تاریخی شکل گیری این نظریه، نشان داده ایم که این نظریه صرفا یک بازتفسیر است که در پی بازسازی گذشته، در بستری از رقابت های فرقه ای برای کسب مرجعیت، ارایه شده است.

    کلیدواژگان: سنت، حدیث، وحی لامتلو، نظریه وحی دوگانه، شافعی
  • علی نصرتی، سید ابوالقاسم حسینی زیدی*، محمدحسن قاسمی صفحات 223-239

    قرینه ها از جهات گونا گونی قابل تقسیم هستند که بنا بر یک تقسیم به دو نوع لفظی و غیر لفظی (مقامی) تقسیم می شوند. شیخ انصاری همانند دیگر فقیهان شیعه با تشکیل خانواده های حدیثی در جای جای مباحث فقهی از قراین مختلف برای رسیدن به مراد واقعی امام بهره می برد. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی به بررسی چهار قرینه غیر لفظی (مقامی) پرداخته و به این نتیجه رسیده است که: اولا در نظر شیخ انصاری اجماع، یکی از مهم ترین قرینه های غیر لفظی است که حدیث پژوه را به فهم مراد جدی معصوم راهنمایی می کند؛ ثانیا شیخ اعظم در مقام نظریه پردازی فهم و عمل اصحاب را جابر و کاسر نمی داند ولی در مقام عمل برای فهم و تحلیل دلالی روایات، بارها به فهم و عمل اصحاب استناد کرده است؛ ثالثا یکی از قرینه های غیر لفظی که حدیث پژوه را به مراد جدی و واقعی حدیث راهنمایی می کند، جایگاه علمی سایل است که شیخ انصاری هم از این قرینه در آثار فقهی خود استفاده کرده است؛ رابعا شیخ انصاری در تراث فقهی و اصولی خود، در مواردی برخی از معانی محتمل را که مستلزم تخصیص اکثر بوده کنار نهاده است. خامسا شیخ اعظم برخی روایات را با میزان ناسازگاری با شان و عصمت معصوم سنجیده و با اینکه به لحاظ سند معتبر بوده اند، ولی آن ها را تاویل برده یا کنار نهاده است.

    کلیدواژگان: قرینه های مقامی، قرینه غیر لفظی، فهم حدیث، شیخ انصاری
  • حیدر پاسنگ، علی اکبر ربیع نتاج، محسن نورائی*، حبیب الله حلیمی جلودار صفحات 241-260

    شناسایی قواعد تفسیر لغوی به معنای راهکارهای ضابطه مند در معناشناسی واژه های قرآن کریم، ضرورتی است که با توجه به پیش فرض های مفسر و برخی نقایص در عملکرد لغویان، در نظر داشتن آن در فرایند تفسیر نتایج شگرفی به دنبال دارد. در این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی، قواعد از کتب تفسیری و لغوی استخراج و بررسی شده اند. مهم ترین این قواعد عبارتند از: کاربرد غالب ، تقدیم معنای شرعی بر عرفی و لغوی، عدم اعتماد به مجرد لغت، تقدم اقوال مفسران متقدم بر لغویان. یافته ها نشان می دهد که توجه به همه قواعد، منابع و قراین در تفسیر لغوی تاثیرگذار هستند و مجرد لغت کارآیی ندارد. این قواعد با اصول ادبی و واژه شناسی منطبق بوده و با اجرای آن، مفاهیم و مدالیل قرآنی همیشه قابل استفاده خواهند بود. به منظور شناسایی قواعد تفسیر لغوی از نتایج به دست آمده در این پژوهش استفاده شود.

    کلیدواژگان: قواعد، تفسیر لغوی، واژه های قرآن، لغویان
|
  • Parviz Azadi * Pages 9-30

    Every story of the Quran is like a narrative, and narratology can be useful in their understanding. Also, every narrative has a specific Syuzhet and Fabula; the Syuzhet is the theme or basic content of it and the Fabula is defined as the the narrator's attempt to present the Syuzhet through different times, places, and characters. Sometimes several narratives have a common Syuzhet, but their Fabulas are different; in other words, although their content is the same, they are processed with different times, places, and characters. So, in such cases, by using this common Syuzhet, we can understand the vague points of different Fabulas. In this writing, two Quranic stories with a common Syuzhet and different Fabulas namely "people of the Garden" (Ashab al-Jannah) and "Jonah", are compared and reconstructed by using each other. Their common Syuzhet is as follows: "doing an indecent act by a believing servant> punishment by God> repentance and glorification of God by the servant> [hope] to compensate what was lost by God. Based on this Syuzhet, which can be clearly seen in the two narratives, the Fabulas of these two stories were reconstructed and consequently, their vague points were clarified to a considerable extent; the ambiguous aspects that have been explained in different exegeses by using exegetical narrations or personal opinion, have become clear more systematically and completely in this article through narratology method. Finally, the Fabula of both narrations is completely- of course to the extent that the Quran intends -reconstructed.

    Keywords: Narratology, Stories of the Quran, The Syuzhet, The Fabula, Ashab al-Jannah, Jonah
  • Ali Adelzadeh, Amidreza Akbari * Pages 31-54
    In several important Hadith collections of the Imamiyyah and Sunnis, there is a hadith attributed to Osaid ibn Safwan. This hadith has two different versions.the version in Imami sources has been narrated only by Muhammad ibn Khalid al-Barqi, and in it, after the martyrdom of Amir al-Muʿminin (Imam Ali) (a), an unknown person has given a long lecture on his excellence.However, in its Sunni version, the narrator is Imam Ali himself that delivers the same lecture on AbuBakr's virtue. Although this Sunni version is fabricated, but this article shows that in three ways without using rijali criticism and praise of the transmitters (Al-Jarḥ wa l-taʿdīl)- it can be shown that Barqi's narration relates to Sunni's one: Both the structure Constitution and diagram of the Isnads indicates the poseriority of Barqi's version. Also, by studying the current of the most important transmitters of the common part of these Isnads, it reveals that their intellectual, ideological, and cultural spaces are in conformity with the Sunni version, and the comparative study of both versions clearly shows some signs of distortion in Barqi's narration. Furthermore, the results of these three investigations are completely consistent. Later, some phrases of this narration penetrated some pilgrimages.
    Keywords: Amir al-Mu'minin, Osaid ibn Safwan, Abd al-Malik ibn Umayr, Transformation of Hadiths, The study of narrator's current
  • Mohammad Akbari, MohammadAli Esmaeeli * Pages 55-73

    The theory of “negative theology in the domain of Divine Attributes semantics” regards the positive Divine Attributes as negative, and has been admitted by some Shiite traditionists and theologians, including Thaqat al-Islām Kulaynī, Shaykh Ṣadūq, Mullā Muḥammad Ṣāliḥ Māzandarānī, ‘Allāma Majlisī, Qāḍī Sa‘īd Qumī, and Sayyid ‘Abdullāh Shubbar. This article shows that in the narrative culture, only two narrations can be used as evidence for the negative theology in the domain of Divine Attributes semantics; they have been narrated from Imām Riḍā (a) and Imām Jawād (a) respectively. Nonetheless, the examination of their content reveals that the first narration is to reject the attribution of human trait limitations to the Divine Attributes, and the second narration focuses on proving the simplicity of the Divine Essence. In fact, none of these two narrations aim at justifying the view that considers the positive Divine Attributes as negative. This theory is not only incongruent with the Twelver Shī‘a narrative culture but also has some affirmative and confirmative problems that prevent its acceptance.

    Keywords: language of the religion, Negative theology, Divine Attributes semantics, Divine Attributes, Narrative evidence
  • Norouz Amini * Pages 75-95
    One of the most important issues in evaluating the Isnads of the narrations is the method of its reception and transmission. Scholars and traditionists, especially in the later periods, have emphasized this matter; So, they've considered the clarity of the method of transmitting the Hadith as one of the signs of its authenticity and accuracy. This study has examined the Isnads of al-Kafi narrations from this perspective. Also, it extracts statistics on the use of different methods of receiving the Hadith in this book and through a statistical-analytical method, investigates the doubts concerning ambiguities in these receiving ways in this book; especially the question about the existence of A'na'nah (literal transmission) in the Isnads of al-Kafi. The findings suggest that the first traditionists, especially those in the Twelver Shi'a school, didn't pay much attention to the quality and the method of receiving and transmitting the narration. In return, they often emphasized the connection of the Isnad, narrating from the trustworthy, and other documentary and textual evidence.
    Keywords: The method of receiving, transmitting the Hadith, Koleyni, Al-Kafi, A'na'nah, Hadith terminology
  • Hossein Barati *, Soheila Pirouzfar Pages 97-116

    Today, supernaturally traversing from one place to another is called "Tay al-ardh". In the Holy Quran and Imams' narrations, it has been proposed as a charismatic act and a kind of dominion in the world for special persons.  By using a historical method, this article examines the evolution of attitudes towards this expression and its composition. The findings suggest that until the time of Imam Baghir(a) and Imam Sadiq (a), this expression was mostly referred to as a material traveling across the earth and then, in that time, it was formed as a supernatural phenomenon and finally has been established in the later times; however, it was sometimes used for the same material meaning at this time too. This term composes of two nouns that are " Tay"(traverse) and " al-ardh"(the earth). Still, this composition wasn't found in narrations of Imams and, instead, the verbs " totva" and "toviyat"(in Arabic: تطوی-طویت) have been used mostly with the noun "al-ardh". Moreover, the use of this term -in both its nominal and verbal forms- isn't common in the sayings and analyses of the earlier traditionists. Still, in the times of later scholars of Hadith and then, in the Akhbariyyah school and their analyses, "Tay al-ardh"- in both its verbal and nominal forms and in the meaning of supernaturally traveling- is abundantly visible.

    Keywords: : Tay al-ardh, history of Ideas, narrations, Earlier traditionists, Later traditionists
  • Seyyed Hasan Hoseini * Pages 117-136
    The miracle of the Quran has beautiful aspects and wide dimensions. Considering each of these aspects refreshes the soul and the spirit and gives certainty and peace to its beach dwellers. One of the miraculous dimensions of the Quran is the miracle in legislation i.e., the existence of powerful components for conformity to the general rules and its executive strategies for responding to the particulars and the issues that emerge during the time. This aspect hasn't been discussed as extensively as other dimensions of the miraculous character of the Quran. The present study aims to prove the miracle of the Quran in the legislative dimension and analyze those Quranic components that with maintaining those principles and rules revealed to the prophet, can be adapted to the exigencies of the time. Therefore, in this investigation, by using four Quranic principles and rules that are the tradition of Imams, Ijtihad, secondary topics, and reason, the secret of applicability of the general rules and regulations of the Quran to the particulars and emergent issues during the time has been explained. These principles and rules are executive strategies during the time to respond to the emergent problems; Because unless connected to the revelation source, an ordinary human can't give comprehensive teachings that are adaptable to the requirements of all times in various dimensions and a general domain.
    Keywords: The miracle of the Quran, legislation, Adaptation of general laws, The particulars, Emergent issues
  • Ashraf Montazeri, Hamed Khani *, Hadi Rahnama, Arastoo Mirani Pages 137-159
    In the contemporary Islamic culture, the highest example of a Shahid (martyr) is a killed person who has given his life to achieve the ideals of Islam. However, it is difficult to provide a definition that includes its various examples throughout the history of Islamic culture; because during different periods, many instances such as the killed on the battlefield, those who have died due to the refractory diseases, unfair invasions even outside the face-to-face wars and the falling of a building, dead persons who were away from their hometown, and other such cases have been considered as a martyr and most of them have been documented in the narrations of the prophet. On the other hand, according to the current studies, this concept can't be found in the Holy Quran. In this Divine book, Shahid always means a court witness except in one case in which this word and its derivatives have been used to refer to the killed in the way of religion. In the prophetic narrations, not only the word Shahid has been used in a general sense including the killed person in the way of religion, but also its concept isn't in conformity with its Quranic meaning that is a court witness. It's not clear when this word has undergone a semantic change and has been used in the meaning of a killed person in the way of religion. Also, it's not known why in the considerable volume of the prophetic narrations, this word has found a different meaning from its Quranic usages. To reach the answer, first of all, we should reconsider the remaining evidence from the oldest period of this usage i.e., a killed person in the way of religion. In this way, we hope to show a picture of the oldest understanding of the concept of Shahid. With this aim, this article is conducted.
    Keywords: Shahid, History of idea, Killing in the way of Allah, Rituals of Bar(Royal court Admission ceremonies), Gharanigh
  • Saeed Shafiei * Pages 161-184
    The question of the present study is what individual or group has formed or developed the theory of Raja't (the Return) in the Hadith sources of Twelver Shia. In order to reach the answer, it is necessary to date the narrations. In this article, the dating of the narrations is done by an Isnad-text analysis method; it means that the textual and Isnad changes of the narrations, from the first narrator to the current written source are examined and then, according to the common primary and secondary elements, the approximate time of the formation of the traditions is determined. Also, in this writing, in addition to analyzing the Isnads and texts of the narrations, the statements of the Rijals have been used as a tool for analyzing the text.The findings suggest that in the second half of the first century, some believers of the Return such as Abu al-Ṭufayl Amir ibn Wathila, Rashid Hijri, Kathir Ezze, Seyed Hemyari, Hayyan Sarraj have been active and formed the belief in Raja't. According to the Isnads of traditions, most of the beliefs about Raja't that were common at this time have been lost and the traditions are consistent with the second century. The first half of this century can be considered as the time when the theory of Raja't became popular among a group of Shiites and developed. Jabir ibn Yazid al-Ju'fi and his narrators are the most important characters that have had a considerable impact on the expansion of this theory in the Twelver Shi'a hadith sources. After that, Mofazzal ibn Omar and his disciple, Muhammad ibn Sanan, have the greatest influence on the development of this belief. It seems that the names such as Asbaq ibn Nabate, and some Shiite narrators of the second century such as Abu Basir, Zorarah and, others, are the result of "the reproduction of the Isnads".
    Keywords: Dating, Raja't narrations, Isnad-text analysis, Rijal's statements, Isnads of the narrations
  • Fatemeh Sadat Mortazavi, Seyyedeh Saeedeh Gharavi * Pages 185-206
    One of the broadest Allah's laws (Sunnat) is the Divine test (Ebtela). It provides a situation for trying people in different circumstances. One of the common stories shared by the Quran and the Torah is the disappearance of Moses and the calf worship of the children of Israel. This story depicts the Divine test of the children of Israel. By using a critical discourse analysis method, analyzing this Divine law shows how an element from the Jewish discourse has been used in the Islamic discourse as a focal point and is effective in the formation of the religious-Islamic identity. Also, by emphasizing Taha Surah and analyzing the text, discourse practice, and social practice, the Divine law of the test has been reconsidered. The findings show how a sacred text can play a role in redefining religious concepts, organizing the religious identity of Muslims, otherness, and establishing the focal points of the religious discourse.
    Keywords: The Divine law of the test, The calf worship of the children of Israel, Critical analysis, Text Analysis, Analysis of discourse practice, Analysis of social practice
  • Ali Keshavarz, Hosein Naseri Moghaddam *, Seyed Kazem Tabatabaei Pages 207-222

    There is a common belief that besides the Quran, the prophet of Islam had the mission of delivering a second revelation collection i.e., tradition/Hadith. In other words, there are two types of revelation; one is the recited (al-Matlow) revelation that is the Quran, and the other is the non-recited (Ghayr al-Matlow) revelation which is "the tradition/ Hadith." The exact study of this theory in the course of the Islamic evolution shows that its basis goes back to Muhammad ibn Idris al-Shafi'I and he can be considered the creator of the theory of 'Dual Revelation' in Islam. This theory was initially put forward in support of the sect of the traditionists, but gradually with their increasing dominance, it became an undeniable fact. In this article, the formation of this theory has historically been analyzed. The findings show that this theory is only a reinterpretation and has been proposed following the reconstruction of the past and in a context of the sectarian competition, to gain authority.

    Keywords: Tradition, Hadith, Non-recited revelation, The theory of Dual Revelation, Shafi›i
  • Seyyed Abolghasem Hoseini Zeidi *, M Gh Pages 223-239

    Contexts can be divided in various ways, which are divided into two types i.e. literal and non-literal (situational) according to one division. Like other Shiite jurisprudents, Sheikh Ansari uses various contexts to achieve the true meaning of Imam by forming hadith families in all jurisprudential discussions (issues). The present research has been involved in studying four non-literal (situational) contexts in a descriptive-analytical method and has concluded that: Firstly, according to Sheikh Ansari, consensus is one of the most important non-literal contexts that guides the hadith-researcher to understand the serious meaning of the Sinless; Secondly, the Grand Sheikh does not consider the understanding and action of the Companions as compensatory but he has repeatedly cited the understanding and action of the Companions to understand and analyze the meaning of the narrations in position of action; Thirdly, one of the non-literal contexts, which guides the hadith-researcher to the serious and real meaning of the hadith, is the scientific position of the seeker and Sheikh Ansari has used this context in his jurisprudential works, too; Fourth, Sheikh Ansari has omitted some possible meanings, which required the allocation of the majority, in some cases in his jurisprudential and principle heritage. Fifth, the Grand Sheikh has measured some narrations with the degree of incompatibility with the dignity and infallibility of the Sinless, and although they have been authentic in terms of the document (instrument), he has interpreted or discarded them.

    Keywords: Situational contexts, non-literal context, understanding of hadith, Sheikh Ansari
  • Heidar Pasang, AliAkbar Rabi Nataj, Mohsen Nouraei *, Habibollah Halimi Jelodar Pages 241-260

    The verbal interpretation rules are disciplined solutions in the semantics of the Holy Quran, and identifying them is a necessity. Due to the interpreter's assumptions and some shortcomings in the performance of the philologists, considering these rules in the process of interpretation will lead to amazing results. So, in this study, by using a descriptive-analytical method, these rules have been extracted from the interpretive and lexical books and examined. The most important of them are; using of the famous and dominant meaning, preferring the religious meaning to the customary and lexical ones, non-relying on the word alone, and priority of the sayings of the earlier interpreters over the philologists. The findings show that considering all the rules, sources, and evidence instead of the word alone, is effective in verbal interpretation. These rules conform with the literary principles and philology, and by their implementation, Quranic concepts and meanings will be usable forever. In order to identify the rules of verbal interpretation, the findings of this writing could be used.

    Keywords: The rules, Verbal interpretation, The words of the Quran, Philologists