فهرست مطالب

Health Psychology - Volume:5 Issue: 1, Winter 2022
  • Volume:5 Issue: 1, Winter 2022
  • تاریخ انتشار: 1401/04/03
  • تعداد عناوین: 6
|
  • محبوبه هرمزی شیخ طبقی، مژگان آگاه هریس*، فریبرز باقری صفحات 9-18
    هدف

    دیابت، یکی از مهم ترین بیماری های مزمن است که دارای پیامدهای منفی جسمانی و روان شناختی است. در نتیجه انجام مداخله های کارآمد در کاهش این عواقب ضروری است. لذا هدف این پژوهش، مقایسه اثربخشی آموزش تنش زدایی خودزاد (AT) با آموزش تنظیم عاطفه (ART) بر سازگاری روان شناختی زنان مبتلا به دیابت نوع دو بود.

    روش

    ابتدا از میان بیماران زن مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به انستیتوی غدد ایران، 33 بیمار با نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه (آموزش تنش زدایی خودزاد، آموزش تنظیم عاطفه و گواه) قرار گرفتند. شرکت کنندگان پیش از شروع و در پایان مداخله به پرسشنامه سازگاری روانی اجتماعی با بیماری (PAIS) پاسخ دادند. سپس آزمودنی های گروه ART و AT به مدت 10 هفته هر هفته یک جلسه 90 دقیقه ای آموزش های مرتبط را دریافت کردند و گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد.

    نتایج

    پس از جمع آوری داده ها، با روش آماری MANOVAو ANOVA مشخص شد اثر جمعی و تفکیکی نمرات هر هفت زیرمقیاس و همچنین نمره کل سازگاری روانی- اجتماعی با بیماری در هر دو گروه ART و AT در مقایسه با گروه کنترل کاهش معنادار داشت (05/0>P) که بیانگر افزایش سازگاری روان شناختی بود . اما این دو گروه AT و ART تفاوت معناداری با هم نداشتند (05/0<P).

    نتیجه گیری

     به نظر می رسد که هر دو مداخله در بهبود سازگاری روان شناختی زنان مبتلا به دیابت نوع دو به واسطه تاثیر روی مکانیزم های هشیار یا ناهشیار ارتباط ذهن -بدن موثر واقع شده اند.

    کلیدواژگان: دیابت نوع دو، آموزش تنظیم عاطفه، آموزش تنش زدایی خودزاد، سازگاری روان شناختی
  • سپهر پورخلیلی*، الناز صادقی چوکامی، عباس ابوالقاسمی صفحات 19-30
    مقدمه

    ویروس کرونا علاوه بر سلامت جسمانی، اثرات مخربی بر سلامت روان نیز می گذارد. به منظور تشخیص و درمان، این آثار مخرب باید مشخص شوند. بدین منظور هدف از مطالعه حاضر بررسی نقش کمال گرایی و شفقت به خود در پیش بینی اضطراب کرونا بود.

    روش

    نمونه تحقیق شامل 292 نفر شرکت کننده بود که به صورت آنلاین به سه پرسشنامه اضطراب کرونا، کمال گرایی چند بعدی هویت و فلت و مقیاس کوتاه شده شفقت به خود پاسخ دادند. اطلاعات این پژوهش به روش های همبستگی و رگرسیون چندگانه مورد تحلیل قرار گرفت.

    نتایج

    نتایج نشان داد که کمال گرایی و شفقت به خود می توانند اضطراب کرونا را پیش بینی کنند (001/0>). همچنین ذهن آگاهی و تجربه مشترک بشری از مقیاس شفقت به خود، و کمال گرایی خودمدار، دیگرمدار و جامعه مدار نیز می توانستند اضطراب کرونا به صورت معنادار پیش بینی کنند (001/0>).

    یافته ها

    نتایج به دست آمده نشان می دهد که کمال گرایی در تشدید و شفقت به خود در تعدیل اضطراب کرونا نقش موثر دارند. این نتایج می توانند نقش موثری در سیاست های سلامت عمومی، تشخیص، پیشگیری و درمان اضطراب کرونا داشته باشند.

    کلیدواژگان: ویروس کرونا، اضطراب، کمال گرایی، شفقت به خود، روانشناسی سلامت
  • کینوش کاشف کیوان، شهرام وزیری* صفحات 31-38

    پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر رفتار درمانی عقلانی هیجانی بر کاهش اضطراب، افسردگی و پریشانی افراد مبتلا به اختلال اضطرابی صورت گرفت. این پژوهش کاربردی و از نوع نیمه آزمایشی (به صورت پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل) بود. جامعه پژوهش حاضر افراد با تشخیص اختلال اضطراب مراجعه کننده به بیمارستان لقمان شهر تهران بود. پس از انتخاب آزمودنی ها با رعایت ملاکهای ورود ، 20 نفر انتخاب شده، به طور تصادفی در دو گروه (رفتار درمانی عقلانی هیجانی و گروه کنترل) به طور مساوی (هرگروه 10 نفر) قرار گرفتند. برای اجرای این پژوهش، طرح آزمایشی پیش آزمون- پس آزمون با استفاده از مقیاس افسردگی اضطراب استرس (DASS) اجرا شد و گروه آزمایش تحت سه ماه (هر هفته یک جلسه دو ساعته) بود. نتایج با روش تحلیل کوواریانس تحلیل شد. نتایج نشان داد مداخله رفتاردرمانی عقلانی هیجانی به طور معناداری در کاهش پریشانی، افسردگی و اضطراب بیماران موثر واقع شد. بنابراین رفتاردرمانی عقلانی هیجانی با کمک به مراجع در جهت بازشناسی وسیع تر باورهای غیر منطقی خود و کاستن از اضطراب (سرزنش خود) و خصومت (سرزنش کردن دیگران و جهان) باعث کاهش مشکلات روانشناختی آنان می شود.

    کلیدواژگان: درمان عقلانی هیجانی رفتاری (REBT)، پریشانی، افسردگی، اضطراب
  • علیرضا منشی ازغندی، سارا پاشنگ*، سهیلا خداوردیان صفحات 39-48
    هدف

    پژوهش حاضر به هدف بررسی رابطه بین حمایت اجتماعی ادراک شده بر اساس استرس ادراک شده با نقش میانجیگری تنظیم شناختی هیجان در بیماران مبتلا به کولیت اولسراتیو صورت کرفت.

    روش

    روش پژوهش همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه بیماران مبتلا به کولیت اولسراتیو مراجعه کننده به کلینیک های گوارشی منطقه 4 و 7 شهر تهران در سال 1398 تشکیل دادند، که از میان آن ها، تعداد 261 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: حمایت اجتماعی ادراک شده (زیمت و همکاران، 1998)، استرس ادراک شده (کوهن و همکاران، 1983) و تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و کارایج، 2006).

    نتیجه

    نتایج حاکی از آن بود که بین استرس ادراک شده و حمایت اجتماعی ادراک شده رابطه منفی وجود دارد (2.04=t، 0.13-=β) و بین استرس ادراک شده و تنظیم شناختی هیجان نیز یک رابطه منفی بین بیماران مبتلا به کولیت اولسراتیو وجود دارد (2.96=t، 0.21-=β). بین تنظیم شناختی هیجان و حمایت اجتماعی ادراک شده یک رابطه مثبت وجود دارد (7.18=t، 0.47 =β) اما تنظیم شناختی هیجان بین استرس ادراک شده و حمایت اجتماعی ادراک شده در بمیاران مبتلا به کولیت اولسراتیو نقش میانچی را دارا نیست. بر این اساس توجه به این متغیرها می تواند به محققان و درمانگران در تدوین برنامه درمانی مناسب در بیماران کولیت اولسراتیو کمک کننده باشد.

    کلیدواژگان: میانجیگری، حمایت اجتماعی ادراک شده، استرس ادراک شده، تنظیم شناخت هیجانی، کولیت اولسراتیو
  • زهرا خسروجردی*، شهلا پاکدامن صفحات 49-56
    هدف

    هدف پژوهش تعیین اضطراب کرونا نوجوان در رابطه بین توانمندی های منش و حمایت اجتماعی خانواده است.

    روش

    روش پژوهش همسبتگی و جامعه آماری شامل 156 دانش آموز پایه نهم و دهم با روش نمونه گیری غیرتصادفی (دردسترس) از منطقه 4 تهران انتخاب شدند. دانش آموزان به سیاهه ارزش ها در عمل از مقیاس توانمندی های نوجوانان پارک و پیترسون (2006)، حمایت اجتماعی خانواده پروسیدانو و هلر (1983) و اضطراب بیماری کرونا علی پور، قدمی، علی پور و عبداله زاده (1399) پاسخ دادند.

    نتیجه

    نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد پیش بینی اضطراب روانی کرونا با توانمندی ها آزاداندیشی، عشق به یادگیری، یکپارچگی، سرزندگی، مهربانی، کارگروهی، بخشش و حمایت اجتماعی خانواده معنادار است. پیش بینی اضطراب جسمی کرونا، توانمندی خلاقیت، عشق به یادگیری، شهامت، مهربانی، هوش اجتماعی، کارگروهی، تواضع و فروتنی، امید و معنویت معنادار است و در پیش بینی اضطراب کلی کرونا، عشق به یادگیری، یکپارچگی، بخشش، فروتنی، امید، معنویت و حمایت اجتماعی خانواده معنادار (05/0 ˂P) است.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد توانمندی های منش و حمایت اجتماعی خانواده بر کاهش اضطراب کرونا نقش موثری دارند و در شرایط استرس زا برای نوجوانان می توانند پشتیبانی و حمایت لازم را فراهم سازند.

    کلیدواژگان: اضطراب کرونا، اپیدمی کرونا، توانمندی های منش، حمایت اجتماعی خانواده، نوجوانان
  • پریسا همایون پور، محمدرضا صیرفی*، سحر قره صفحات 57-64
    هدف
    رفتاردرمانی دیالکتیک که در اصل برای بیماران با خلق و خوی به شدت هیجانی مانند بیماران دوقطبی و اختلال شخصیت مرزی طراحی شده بود، بعدها کاربرد آن در سایر اختلالات مانند چاقی نیز دیده شد. این پژوهش با هدف پیدا کردن اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک بر کاهش هیجانات منفی (مانند اضطراب، خشم و افسردگی) با کاهش وزن زنان چاق به دلایل متفاوت چاقی می پردازد.
    روش
    این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و به طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری این پژوهش شامل خانم های چاق با نمایه توده بدنی بیشتر از 9/29 (کیلوگرم/متر مربع) بودند که به بیمارستان امیرالمومنین شهر تهران و یک کلینیک خصوصی مراجعه و تحت 13 جلسه گروه درمانی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از پرسش نامه مقیاس پرخوری هیجانی به صورت خودگزارشی توسط بیماران و اندازه گیری وزن و قد برای نمایه توده بدنی توسط پرسنل دوره دیده گردآوری شد.
    یافته ها
    نتایج تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر نشان داد آموزش مهارت های رفتاردرمانی دیالکتیک منجر به کاهش وزن و همچنین کاهش هیجانات منفی در مقایسه با گروه کنترل می شود. (001/0>ρ)
    نتیجه گیری
    رفتاردرمانی دیالکتیک بر کاهش هیجانات منفی مانند اضطراب، خشم و افسردگی با کاهش وزن زنان چاق اثربخش است.
    کلیدواژگان: نمایه توده بدنی، رفتاردرمانی دیالکتیک، چاقی، کاهش وزن، هیجان
|
  • Mahboubeh Hormozi Sheikhtabaghi, Mozhgan Agah *, Fariborz Bagheri Pages 9-18
    Objective

    Diabetes is a chronic disease that has negative physical and psychological consequences and effective interventions are necessary to reduce these consequences. Therefore, this study aimed to compare the Autogenic training (AT) and Affect regulation training (ART) on the psychological adjustment of women with type 2 diabetes.

    Methods

    Among female patients with type 2 diabetes referred to the Iranian Endocrine Institute, 33 patients were selected by convenience sampling and randomly divided into three groups (AT, ART, and control). Participants answered the Psychosocial Adjustment to Illness Scale (PAIS‐SR) before and at the end of the intervention. The subjects of ART and AT groups underwent 10 90-minute training sessions and the control group did not receive any intervention.

    Results

    Data analysis with MANOVA and ANOVA showed that psychosocial adjustment to disease in both ART and AT groups was significantly improved compared to the control group (P <0.05). The two groups of AT and ART were not significantly different in improving psychosocial adjustment to disease (P >0.05).

    Conclusion

    It seems that both interventions AT and ART have been effective in improving the psychological adjustment of women with type 2 diabetes by affecting the conscious or unconscious mechanisms of mind-body communication.Keywords: Diabetes, affect regulation, autogenic training, psychological adjustment.

    Keywords: Diabetes, Affect regulation, Autogenic training, psychological adjustment
  • Sepehr Pourkhalili *, Elnaz Sadeghi Chookami, Abbas Abolghasemi Pages 19-30
    Background

    The Coronavirus not only affects physical health, but the outbreak of this virus can also have devastating psychological effects. To treat and diagnose, these impacts should be identified. This study aimed to investigate the role of Perfectionism and Self-compassion in predicting Coronavirus anxiety.

    Method

    The sample consisted of 292 participants who responded online to the Coronavirus Anxiety Inventory, the Hewitt and Flett Multidimensional Perfectionism Scale (HF-MPS), and Self-Compassion Scale-Short Form (SCS-SF). Data were analyzed by correlation and multiple regression analysis.

    Results

    The results have shown that the dimensions of perfectionism, and Self-compassion, predict Coronavirus anxiety (P <0.001). Also, Mindfulness and Common humanity, from Self-compassion components, could predict Coronavirus anxiety significantly (P <0.001).

    Conclusion

    These findings indicate that Perfectionism is effective in exacerbating Coronavirus anxiety, and Self-compassion is effective in modulating it. These variables can play an important role in general health policies, the diagnosis, prevention, and treatment of Coronavirus anxiety.

    Keywords: Coronavirus, Anxiety, Perfectionism, self-compassion, Health
  • Keynoosh Kashef Keyvan, Shahram Vaziri * Pages 31-38

    This study aimed to investigate the effect of rational emotive behavior therapy (REBT) on the reduction of anxiety, depression, and distress in people with an anxiety disorder. The present study was applied and quasi-experimental in terms of the method (consisting of pre-test, post-test, and control group). The population of this study consisted of people with anxiety disorder referred to Loghman Hospital in Tehran. 20 people who were selected as participants based on the inclusion criteria, were randomly divided into two groups (i.e. REBT and control groups) equally (10 people in each group). Experimental pretest and posttest were performed using the Depression Anxiety Stress Scale (DASS) and the participants in the experimental group underwent the experiment for three months (a two-hour session per week). The results were analyzed using analysis of covariance. The results showed that REBT intervention was significantly effective in reducing patients' distress, depression, and anxiety. Thus, REBT can be effective in reducing patients’ psychological problems by helping them recognize their irrational beliefs better and reduce their anxiety (self-blame) and hostility (blaming others and the universe).

    Keywords: Behavioral Rational Emotional Therapy (REBT), Depression, Anxiety
  • Alireza Maneshi Azghandi, Sarah Pashang *, Soheila Khodaverdian Pages 39-48
    Objective

    The aim of present study was to predict perceived social support based on perceived stress mediated by cognitive emotion regulation in patients with ulcerative colitis.

    Methods

    The method of study was correlational, structural equation modeling type. The statistical population of the present study included all patients with ulcerative colitis, referred to gastroenterology clinics in Districts 4 and 7 of Tehran in 2019. Among them, 261 people were selected through purposeful sampling method. The research tools included perceived social support scale (Zimet et al., 1998), perceives stress scale (Cohen et al., 1983), and cognitive emotion regulation scale (Garnefski and Kraaij, 2006).

    Results

    The results revealed a negative relationship between perceived stress and perceived social support (β=-0.13, t=2.04) and negative relationship between perceived stress and cognitive emotion regulation (β=-0.21, t=2.96) in patients with ulcerative colitis. A positive relationship was also found between cognitive emotion regulation and perceived social support (β= 0.47, t=7.18) but cognitive emotion regulation had no mediating role between perceived stress and perceived social support in patients with ulcerative colitis (β= 0.09, p>0.05).

    Conclusions

    Although there were direct relationships between perceived stress, perceived social support and cognitive emotion regulation but the results revealed no indirect relationship between perceived stress and perceived social support mediated by cognitive emotion regulation in patients with ulcerative colitis. Thus, paying attention to these variables helps researchers and therapists in design of appropriate therapy for Ulcerative Colitis patients.

    Keywords: Mediating, Perceived Social Support, Perceived stress, Cognitive Emotion Regulation, Ulcerative Colitis
  • Zahra Khosrojerdi *, Shahla Pakdaman Pages 49-56
    Objective

    The aim of this study is to determine adolescent coronary anxiety in the relationship between character strengths and family social support.

    Method

    The research method was correlation and the statistical population including 156 ninth and tenth grade students were selected by non-random sampling method (available) from District 4 of Tehran. Students responded to the Values in Action inventory of strength Scale of Park and Peterson (2006), Perceived Social Support- Family Scale of the Procidano & Heller (1983), and the Corona Disease Anxiety Scale of Alipour, Ghadami, Alipour, and Abdollahzadeh (2020).

    Results

    The results of multiple regression analysis showed that the predicting of corona mental anxiety is significant with the strengths of Judgement, love of learning, Honesty, Zest, kindness, teamwork, forgiveness and family social support. Predicting Corona physical anxiety, creativity, love of learning, Bravery, kindness, social intelligence, teamwork, humility, hope and spirituality are significant. Love for learning, Honesty, forgiveness, humility, hope, spirituality, and family social support are significant in predicting overall corona anxiety (P˂ 0.05).

    Conclusions

    The results showed that character strengths and social support family have an effective role in reducing corona anxiety and can provide the necessary support for adolescents in stressful situations.

    Keywords: Adolescents, Corona Anxiety, Corona epidemic, Character Strengths, Social Support Family
  • Parisa Homayounpour, Mohammadreza Seirafi *, Sahar Ghareh Pages 57-64
    Objective
    Dialectical Behavior Therapy (DBT) was originally developed to treat individuals with pervasive emotion dysregulation. Then it developed its approach in other disorders such as obesity. This research aims to found out the efficacy of DBT in the reduction of negative emotions (anxiety, depression, and anger) with weight loss in obese women with different reasons for obesity.
    Methods
    The population of this quasi-experimental study consisted of 56 obese women with a body mass index more than 29.9 kg/m2. Descriptive statistics were computed for demographic information and self-report questionnaire. Anger, Anxiety and,, Depression are three subscales of feelings that were tested by the 25 items of Emotional Eating Scale that was developed by Arnow, Kenardy and Agras in 1994.
    Results
    The results demonstrated that negative emotions such as anger, anxiety, and depression, significantly (ρ-value<0.001) decrease in obese women by weight loss during the time. Mixed-effect modeling ANOVA repeated measurements were performed to study changes in variables over time.
    Conclusions
    The results of the present study show that DBT-skills can be effective in decreasing emotion dysregulations and Body Mass Index (BMI).
    Keywords: BMI, DBT, emotion regulation, Obesity, Weight Loss