فهرست مطالب

روانشناسی و روانپزشکی شناخت - سال نهم شماره 2 (پیاپی 41، خرداد و تیر 1401)
  • سال نهم شماره 2 (پیاپی 41، خرداد و تیر 1401)
  • تاریخ انتشار: 1401/04/06
  • تعداد عناوین: 12
|
  • معصومه سرلک، فرح لطفی کاشانی*، مالک میرهاشمی صفحات 1-15
    مقدمه

    افکار، تکانه ها و یا تصاویر مزاحم هسته اصلی اختلال وسواسی اجباری هستند. از سوی دیگر باورهای وسواسی عامل مهمی در تبدیل افکار مزاحم به افکار وسواسی می باشند.

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف مدل یابی ساختاری تبیین باورهای وسواسی دانش آموزان دبیرستانی براساس نشانه های استرس، اضطراب و افسردگی، باورهای فراشناختی و عزت نفس با نقش میانجیگرانه آشفتگی استنتاج انجام شد.

    روش

    این پژوهش از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری شامل همه دانش آموزان متوسطه دوم شهرستان الیگودرز در سال تحصیلی 1400-1399 بودند. حجم نمونه 300 نفر بود که با شیوه نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با پرسشنامه های باورهای وسواسی (OBQ44)، استرس، اضطراب و افسردگی (DASS21)، باورهای فراشناختی (MCQ-30)، آشفتگی استنتاج (ICQ-EV) عزت نفس (RSES) انجام شد. تحلیل داده ها با روش مدل سازی معادلات ساختاری توسط نرم افزارهای SPSS نسخه 20 و AMOS نسخه 24 انجام شد.

    یافته ها

    شاخص های برازندگی مدل اندازه گیری (RMSEA=0/084, x2/df=3/12) از برازش مدل اندازه گیری حمایت کردند. همچنین شاخص های برازندگی مدل ساختاری (RMSEA=0/064, x2/df=2/24) نشانگر برازش مدل ساختاری با داده های گردآوری شده بودند.

    نتیجه گیری

    باورهای فراشناختی، نشانه های استرس، افسردگی، اضطراب و عزت نفس از عوامل موثر بر باورهای وسواسی بودند، که آشفتگی استنتاج در روابط آنها با باورهای وسواسی نقشی میانجی ایفا می نمود. ازاین رو در اصلاح باورهای وسواسی حذف و یا تعدیل عوامل سببی پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: نشانه های استرس، اضطراب، افسردگی، باورهای فراشناختی، عزت نفس، آشفتگی استنتاج، باورهای وسواسی
  • فریده مقیم، جوانشیر اسدی*، افسانه خواجوند خوشلی صفحات 16-34
    مقدمه

    دلزدگی و تعارضات زناشویی پدیده ای شایع است که باعث سست شدن روابط و افزایش مشکلات زناشویی می شود.

    هدف

    پژوهش حاضر بررسی مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و طرحواره درمانی بر دلزدگی و تعارضات زناشویی مراجعه کنندگان متقاضی طلاق بود.

    روش

    روش پژوهش نیمه‎آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی مراجعه کنندگان متقاضی طلاق در سال 1399 بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 45 نفر در سه گروه درمان پذیرش و تعهد (15نفر)، طرحواره درمانی (15نفر) و گروه گواه (15نفر) جایگزین شدند. گروه های آزمایش تحت درمان پذیرش و تعهد (12 جلسه 90 دقیقه ای)، طرحواره درمانی (12جلسه 90 دقیقه ای) قرار گرفتند. گروه گواه در طی این مدت هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. برای گردآوری داده ها از مقیاس دلزدگی پاینز (1996) و پرسشنامه تعارضات زناشویی ثنایی (MCQ-R) استفاده شد. یافته ها با نرم افزار SPSS نسخه 20 در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شد به همین منظور برای پاسخگویی به فرضیه های پژوهش از آزمون آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد.

    یافته ها

     نتایج نشان داد که هر دو درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (F=78/59, P<0/01) و طرحواره درمانی (F=4/40, P<0/01) بر دلزدگی زناشویی و تعارضات زناشویی موثر است. نتیجه مقایسه دو مداخله نیز نشان داد که طرحواره درمانی نسبت به درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد دارای اثربخشی بیشتری در کاهش دلزدگی (F=13/60, P<0/01) و تعارضات زناشویی (F=29/93, P<0/01) بود.

    نتیجه گیری

     براساس نتایج درمان های اکت و طرحواره درمانی می تواند نقش مهمی در کاهش دلزدگی و تعارض زناشویی زوجین داشته باشد؛ بنابراین پیشنهاد می شود از این روش ها در کنار سایر روش های درمانی در جهت بهبود رضایت زناشویی و کاهش دلزدگی تعارض زناشویی زوجین استفاده شود.

    کلیدواژگان: تعارض زناشویی، دلزدگی زناشویی، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، طرحواره درمانی
  • آرزو طحان، علیرضا فارسی* صفحات 35-47
    مقدمه

    خستگی فرایندی تجمعی و تدریجی است. با این تصور که با بی میلی برای هرگونه تلاش، کاهش کارایی، هوشیاری و درنهایت اختلال در عملکرد همراه است.

    هدف

    هدف از این پژوهش، تعیین اثر خستگی ذهنی و عضلانی بر حافظه کاری فضایی بود.

    روش

    روش اجرای این تحقیق از نوع نیمه تجربی است که با استفاده از طرح پیش آزمون- پس آزمون انجام شد. شرکت کنندگان تحقیق حاضر را دانشجویان پسر 20 تا30 ساله دانشگاه شهید بهشتی در سال 1400 تشکیل دادند که از بین آن ها به روش در دسترس، تعداد 14 نفر با روش جی پاور و براساس مطالعات قبلی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این مطالعه شامل مقیاس خودارزیابی خستگی ذهنی، نرم افزار کرسی بلاک، نرم افزار استروپ و دوچرخه کارسنج مونارک بود. همچنین تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه مکرر و در قالب نرم افزار SPSS نسخه 23 انجام شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که اثر شرایط خستگی ذهنی بر حافظه کاری معنادار بوده (P=0/002) و موجب کاهش کارایی حافظه کاری شده است؛ اما شرایط خستگی عضلانی اثر معناداری بر ارزیابی حافظه کاری نداشته است و در این شرایط عملکرد بهتری در حافظه کاری داشتند (P=0/065).

    نتیجه گیری

    نتایج حاصل از پژوهش حاضر بر اهمیت نقش خستگی ذهنی که باعث کاهش عملکرد حافظه کاری می شود اشاره دارد و از طرفی این نوع خستگی مربوط به کارکردهای شناختی و مغزی مربوط می شود. می توان نتیجه گرفت که نتایج با رویکرد بالا به پایین منطبق بوده و با دیدگاه های شناختی مانند نظریه برنامه حرکتی تعمیم یافته منطبق است.

    کلیدواژگان: خستگی ذهنی، خستگی عضلانی، حافظه کاری
  • محمدرضا فروغی، حسام اشراقی*، الهام مشکل گشا صفحات 48-61
    مقدمه

    ورزش به عنوان بخش جدایی ناپذیر از جامعه با مجموعه‎ای از مشکلات مشابهی روبروست که یکی از آن ها قلدری مربیان فوتبال است.

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل موثر بر بروز پدیده قلدری در مربیان فوتبال حرفه ای ایران انجام شد.

    روش

    روش پژوهش توصیفی پیمایشی مبتنی بر معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه مربیان حرفه ای فوتبال ایران در سال 1400 بود ‎که تعداد 205 نفر براساس روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته 33 سوالی برگرفته از مصاحبه کیفی و کدگذاری استفاده شد. پس از تایید روایی توسط خبرگان (8 نفر)، پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تایید شدند. جهت تجزیه وتحلیل داده ها در بخش توصیفی و استنباطی از نرم افزار SPSS نسخه 23 و PLS Smart نسخه 2 استفاده شد.

    یافته ها

     نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان دهنده 8 عامل رفتارهای ضد اجتماعی در ورزش، ورزشکاران، روابط متقابل، تجربه قلدری و آزار و اذیت، عامل شغلی، عامل رفتاری، عوامل زمینه ای و مدیریتی و عامل فردی و روانشناختی به عنوان عوامل موثر بر پدیده قلدری در مربیان فوتبال حرفه ای ایران بود. نتایج تحلیل از برازش قابل قبول داده ها حکایت داشته است. همچنین روایی محتوا، واگرا و همگرا بیانگر روایی خوب مقیاس بوده است.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد فاکتورهای مختلفی من جمله عوامل رفتاری، زمینه ای، مدیریتی، فردی، روانی و... بر پدیده قلدری مربیان اثرگذار است؛ لذا لازم است عوامل شناسایی شده مورد بررسی و توجه مربیان ورزشی فوتبال قرار گیرد. پیشنهاد می شود مدیران و مسیولان ورزشی آگاهی خود را نسبت به عوامل شناسایی شده در این پژوهش افزایش دهند.

    کلیدواژگان: عوامل موثر، قلدری، ورزش، مربی فوتبال
  • سیده زهرا کاظمی خوبان، حمید پورشریفی، علیرضا کاکاوند*، معصومه ژیان باقری صفحات 62-75
    مقدمه

    خشونت خانگی جزء مسایل اجتماعی با قدمت جامعه است و به سبب گستردگی اثر آن، آسیب شناسی و درمان این پدیده همواره مورد توجه درمانگران بوده است.

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی پروتکل بازنگری شده درمان شناختی- رفتاری متمرکز بر تروما بر پریشانی روانشناختی و کیفیت زندگی در زنان قربانی خشونت خانگی انجام شد.

    روش

    پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری، شامل زنان قربانی خشونت خانگی مراجعه کننده به دادگاه، خانه سلامت، گرمخانه و مراکز مشاوره در استان البرز شهر کرج، در سال 1399 بودند که از بین این افراد به روش نمونه گیری در دسترس 40 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزارها شامل پرسشنامه پریشانی روانشناختی و کیفیت زندگی بود. پروتکل شناختی رفتاری متمرکز بر تروما طی 8 جلسه 90 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا گردید. داده ها به شیوه تحلیل کوواریانس چند متغیره و در محیط نرم افزار SPSS نسخه 20 تحلیل شد.

    یافته ها

     یافته های پژوهش بیانگر آن بود که درمان شناختی- رفتاری متمرکز بر تروما بین دو گروه در پریشانی روانشناختی F=64/87 در سطح 0/001، کیفیت زندگی- سلامت روانی F=121/19 در سطح 0/001 و کیفیت زندگی- سلامت جسمانی F=108/27 در سطح 0/001 تفاوت معناداری ایجاد کرده است.

    نتیجه گیری

     براساس نتایج بدست آمده از این پژوهش می توان اذعان کرد که پروتکل بازنگری شده درمان شناختی- رفتاری متمرکز بر تروما سبب کاهش پریشانی روانشناختی و افزایش کیفیت زندگی در زنان قربانی خشونت خانگی می گردد. همچنین می تواند در جهت برنامه های پیشگیرانه در مراکز حمایتی، بهداشتی و درمانی تزریق شده و بر کارآمدی زنان قربانی خشونت بیافزاید.

    کلیدواژگان: درمان شناختی- رفتاری متمرکز بر تروما، پریشانی روانشناختی، کیفیت زندگی، زنان قربانی خشونت
  • زهره نادری، فرامرز سهرابی*، احمد برجعلی، علی دلاور صفحات 76-91
    مقدمه

    اضطراب و مشکلات مرتبط با آن شایع ترین شکل مشکلات در کودکان است که با پیامدهای منفی متعددی همراه است.

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف تدوین و اعتباریابی بسته مداخله روانی حرکتی و اثربخشی آن بر اضطراب، حافظه کاری و توجه در دانش آموزان دختر مضطرب انجام شد.

    روش

    مطالعه حاضر طی دو مرحله انجام شد ابتدا بسته مداخله روانی حرکتی تدوین و برای اعتباریابی آن از اعتبار محتوایی استفاده شد. سپس، از روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دختر ابتدایی منطقه 6 تهران در سال 1400 بودند. از میان آن ها 40 نفر به روش هدفمند انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. مداخله روانی حرکتی در قالب 10 جلسه 60 دقیقه ای انجام شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه اضطراب آشکار، آزمون استروپ، فراخنای ارقام وکسلر و آزمون حافظه دیداری استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل آماری داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با کمک نرم افزار SPSS نسخه 22 استفاده شد.

    یافته ها

     نتایج نشان داد برنامه مداخله ای اعتبار محتوایی لازم را دارد و بسته مداخله توانست اضطراب را به طور معناداری کاهش دهد (P<0/001, F=224/28) و باعث بهبود حافظه کاری (P<0/001, F=24/25) و توجه (P<0/001, F=9/67) شود و تاثیر آن تا مرحله پیگیری ماندگار بود.

    نتیجه گیری

    درمان روانی حرکتی موجب بهبود اضطراب، توجه و حافظه کاری می شود؛ بنابراین می تواند به عنوان برنامه ای روا و کارآمد در مدیریت اضطراب و بهبود کارکردهای شناختی دانش آموزان مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: اضطراب، حافظه کاری، توجه، کارکردهای اجرایی، درمان روان- بدن
  • مهدی پوراسمعیل نیازی، فرناز فرشباف مانی صفت*، علی خادمی، شهلا مشگی صفحات 92-105
    مقدمه

    تبعیت از درمان یک استراتژی کلیدی در مدیریت بیماری های مزمن است که عوامل مختلفی بر آن تاثیرگذار است.

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای امید به زندگی در رابطه درک از بیماری، خودشفقت ورزی و حمایت اجتماعی ادراک شده با تبعیت از درمان در بیماران قلبی عروقی انجام شد.

    روش

    این پژوهش از نوع تحقیقات همبستگی به روش معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش شامل کلیه بیماران قلبی عروقی مراجعه کننده به مرکز تخصصی قلب شهید مدنی تبریز در بهار 1400 بودند؛ که تعداد 234 نفر از آن ها به صورت نمونه های در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل: پرسشنامه درک از بیماری برادبنت، مقیاس خودشفقت ورزی ریس، حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت، امید اشنایدر و پرسشنامه تبعیت از درمان مدانلو بودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل مسیر و آزمون سوبل به کمک نرم افزار SPSS و AMOS نسخه 24 استفاده گردید.

    یافته ها

    نتایج نشان دادند که درک از بیماری، خودشفقت ورزی، حمایت اجتماعی ادراک شده و امید به زندگی بر روی تبعیت از درمان ؛ و همچنین درک از بیماری، خودشفقت ورزی و حمایت اجتماعی ادراک شده بر روی امید به زندگی تاثیر مستقیم و معنادار داشته اند (0/001>p). در ادامه نتایج آزمون سوبل نشان داد که درک از بیماری (0/095=β)، خودشفقت ورزی (0/086=β) و حمایت اجتماعی ادراک شده (0/087=β) به واسطه امید به زندگی بر روی تبعیت از درمان، تاثیر غیرمستقیم و معنادار داشته اند (0/01>p).

    نتیجه گیری

    یافته ها نشان دادند که درک از بیماری، خوشفقت ورزی و حمایت اجتماعی ادراک شده به واسطه امید به زندگی موجب افزایش تبعیت از درمان شده اند. بر این اساس می توان برای آموزش و ارتقای سطح امید به زندگی و به تبع آن افزایش میزان تبعیت از درمان در بیماران قلبی عروقی، اهدافی را تعیین نمود.

    کلیدواژگان: تبعیت از درمان، درک از بیماری، خودشفقت ورزی، حمایت اجتماعی ادراک شده، امید به زندگی
  • میرحمید صالحیان*، سیما مکاری ساعی، ثمین دستانی، اسماعیل کیومرثی صفحات 106-116
    مقدمه

    افسردگی به عنوان یکی از مسایل شایع در میان ورزشکاران مشهود است که توانسته است تا آسیب های فکری و جسمانی را برای آنان ایجاد نماید.

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف تاثیر تجارب ناگوار دوران کودکی، پریشانی روانشناختی و تاب آوری بر افسردگی ورزشکاران آماتور طراحی و اجرا گردید.

    روش

    روش پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی بود. جامعه آماری شامل ورزشکاران آماتور کشور ایران در سال 1400 بود. تعداد 384 نفر براساس روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه پژوهش مشخص شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر شامل پرسشنامه های افسردگی بک (1996)، تاب آوری کونور و دیویدسون (2003)، تجارب ناگوار دوران کودکی پورنقاش و امینی (2019) و همچنین پریشانی روانشناختی کسلر (2000) بود. جهت تحلیل داده های پژوهش از روش آماری معادلات ساختاری به وسیله نرم افزار SPSS نسخه 20 و PLS نسخه 2 استفاده گردید.

    یافته ها

     نتایج پژوهش نشان داد که تجارب ناگوار دوران کودکی بر افسردگی دارای تاثیری به میزان 0/380، همچنین تاب آوری بر افسردگی دارای تاثیری به میزان 0/360- و پریشانی روانشناختی بر افسردگی دارای تاثیری به میزان 0/264 بود.

    نتیجه گیری

    در مسیر کاهش میزان فرسودگی ورزشکاران، نیاز است تا ضمن مدیریت تجارب ناگوار دوران کودکی و پریشانی روانشناختی شرایطی جهت بهبود تاب آوری ورزشکاران نیز فراهم گردد. در مجموع با توجه به نتایج پژوهش حاضر پیشنهاد می گردد تا با برگزاری دوره های آموزشی، شرایطی جهت توانمندسازی ذهنی و روانی ورزشکاران فراهم نمود.

    کلیدواژگان: افسردگی، تاب آوری، پریشانی روانشناختی
  • فائزه محمدی حسینی اصل، رعنا ساکن آذری، پرویز عبدالتاجدینی*، علی نقی اقدسی صفحات 117-130
    مقدمه

    با توجه به اینکه نیازهای بنیادی روانشناختی، تنظیم شناختی هیجان، سبک های دلبستگی و نشاط ذهنی از جمله عواملی هستند که نقش محافظت کننده در بروز رفتارهای پرخطر دارند؛ لذا پیش بینی عوامل زمینه ساز و یا محافظت کننده رفتارهای پرخطر ضروری به نظر می رسد.

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف پیش بینی رفتارهای پرخطر براساس ارضای نیازهای بنیادی روانشناختی، تنظیم شناختی هیجان و سبک های دلبستگی با میانجی گری نشاط ذهنی در نوجوانان دختر انجام شد.

    روش

    جامعه آماری این پژوهش توصیفی- همبستگی دربرگیرنده کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه مدارس دولتی شهر تبریز در سال تحصیلی 1398-1397 بود که از این میان تعداد 282 نفر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. اطلاعات به وسیله پرسشنامه های خطرپذیری نوجوانان ایرانی (IARTS)، نیازهای بنیادی روانشناختی (BPNS)، تنظیم شناختی هیجان (CERQ)، دلبستگی بزرگسال (AAI) و نشاط ذهنی (MVQ) گردآوری شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل مسیر در نرم افزار SPSS  نسخه 23 و Lisrel نسخه 8 تحلیل شدند.

    یافته ها

     بین رفتارهای پرخطر با ارضای نیازهای بنیادی روانشناختی (r=-0/230, P=0/001) و نشاط ذهنی (r=-0/313, P=0/001) رابطه منفی و معنادار و با سبک های دلبستگی (r=0/247, P=0/001) رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ درحالی که تنها ارضای نیازهای بنیادی روانشناختی (P=0/004) با توجه به نقش میانجی نشاط ذهنی توانایی پیش بینی رفتارهای پرخطر را دارد.

    نتیجه گیری

    ارضای نیازهای بنیادی روانشناختی با توجه به نقش میانجی نشاط ذهنی توانایی پیش بینی رفتارهای پرخطر را دارد؛ این یافته ها می تواند در پیشگیری موثر از رفتارهای پرخطر در بین نوجوانان دختر کمک کننده باشد.

    کلیدواژگان: رفتار پرخطر، نیاز روانی، تنظیم هیجان، سبک دلبستگی، نشاط ذهنی
  • حسین ایلانلو، صدیقه احمدی*، کیانوش زهراکار، جوآنا گومز بنیتو صفحات 131-145
    مقدمه

    اعتیاد به اینترنت و اهمال کاری تحصیلی و پیامدهای آن ها در میان نوجوانان و دانش آموزان، عواقب خطرناکی داشته و همچنین شیوع بالایی در بین دانش آموزان دارد.

    هدف

    هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مشاوره گروهی فراشناختی بر اعتیاد به اینترنت و اهمال کاری تحصیلی در دانش آموزان بود.

    روش

     طرح پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری دوماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی دانش آموزان پسر مقطع دوم متوسطه شهرستان تاکستان در سال تحصیلی 1400-1399 تشکیل دادند که 30 نفر به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جایگزین شدند. جمع آوری اطلاعات براساس پرسشنامه های اهمال کاری تحصیلی (سولومون و راث بلوم، 1984) و اعتیاد به اینترنت (یانگ، 1996) صورت گرفت. گروه آزمایش مشاوره گروهی فراشناختی را دریافت نمودند. داده ها از طریق تحلیل کوواریانس چند متغیری و اندازه گیری مکرر با نرم افزار SPSS نسخه 26 تجزیه وتحلیل شدند.

    یافته ها

     نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل در کاهش اعتیاد به اینترنت (F=14/63, P<0/01, η2=0/36) و اهمال کاری تحصیلی (F=15/34, P<0/01, η2=0/37) تفاوت معناداری وجود داشت. نتایج تحلیل واریانس مکرر تک گروهی نشان دهنده پایداری تاثیر درمان فراشناختی در کاهش اعتیاد به اینترنت و اهمال کاری تحصیلی در طولانی مدت بود.

    نتیجه گیری

     براساس یافته های پژوهش، مشاوره گروهی فراشناختی بر کاهش اهمال کاری تحصیلی و اعتیاد به اینترنت دانش آموزان تاثیرگذار بود. بنابراین پیشنهاد می گردد، برای پیشرفت تحصیلی و کاهش وابستگی به اینترنت دانش آموزان، جلسات مشاوره گروهی فراشناختی برای دانش آموزان در فعالیت های مدرسه در نظر گرفته شود.

    کلیدواژگان: درمان فراشناختی، اعتیاد به اینترنت، اهمال کاری تحصیلی
  • سنبل مقیمی، امید مرادی*، سیده اسرین سیدالشهدایی، حمزه احمدیان صفحات 146-159
    مقدمه

    مهم ترین رکن جامعه خانواده است بر همین اساس بررسی عواملی که در تعهد زناشویی نقش دارند نیز اهمیت اساسی پیدا می کند.

    هدف

    هدف پژوهش حاضر تدوین مدل علی تعهد زناشویی براساس بخشودگی و تمایزیافتگی با میانجیگری صمیمیت زناشویی و اثربخشی این مدل بر کیفیت روابط زناشویی بود.

    روش

    این پژوهش از لحاظ ماهیت کمی، از نظر هدف کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری داده ها همبستگی از نوع تحلیل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان متاهل آموزش وپرورش ناحیه 1 و 2 شهرستان سنندج در سال تحصیلی 1398 -1397 مشغول به تحصیل بود. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای 30 نفر انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه تعهد زناشویی، مقیاس صمیمیت زناشویی، پرسشنامه تمایزیافتگی خود، مقیاس سنجش بخشش در خانواده و پرسشنامه کیفیت روابط زناشویی استفاده شد. جهت تجزیه وتحلیل آماری داده ها از تحلیل کوواریانس به کمک نرم افزار SPSS نسخه 21 استفاده شد.

    یافته ها

     یافته های حاصل از تحلیل معادلات ساختاری نشان داد که بخشش (P≤0/01, β=0/47)، تمایزیافتگی (P≤0/05, β=0/13) و صمیمیت (P≤0/05, β=0/12) بر تعهد زناشویی و بخشش (0/08) و تمایزیافتگی (0/02) با واسطه صمیمیت بر تعهد زناشویی، اثر غیرمستقیم دارد.

    نتیجه گیری

     نتایج نشان داد که بخشش، تمایز یافتگی و صمیمیت بر تعهد زناشویی و اثربخشی بر کیفیت روابط زناشویی تاثیرگذار است و پیشنهاد می شود که ریوس برنامه در اجرای کارگاه های آموزشی و اطلاع رسانی در مورد آموزش و بیان اهمیت متغیرهای مرتبط با تعهد زناشویی مبنا قرار گیرد.

    کلیدواژگان: تمایز یافتگی، بخشودگی، روابط زناشویی، صمیمیت زناشویی
  • بتول علی پور گوراند، معصومه آزموده*، خلیل اسماعیل پور، سید داود حسینی نسب صفحات 160-174
    مقدمه

    رضایت از زندگی تحت تاثیر ویژگی های شخصیتی از جمله صفات تاریک و روشن شخصیت و نحوه تمایزیافتگی عاطفی است.

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای جهت گیری ارزشی در پیش بینی رضایت از زندگی براساس صفات تاریک و روشن شخصیت و تمایزیافتگی عاطفی انجام گرفت.

    روش

    طرح پژوهش توصیفی از نوع همبستگی با استفاده از روش معادلات ساختاری بود. جامعه آماری، افراد مراجعه کننده به مراکز بهداشتی شهر تبریز در سال 1400 بودند که به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 400 نفر انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه رضایت از زندگی دینر و همکاران (SWLS)، پرسشنامه صفات تاریک شخصیت جانسون و وبستر (DTP)، پرسشنامه سه گانه روشن شخصیت کافمن و همکاران (LTP)، پرسشنامه خود متمایزسازی دریک و مورداک (DSI-SF) و پرسشنامه نظام ارزشی شوارتز (SVS) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری با کاربرد نرم افزار AMOS استفاده شد.

    یافته ها

     نتایج پژوهش نقش مستقیم و معنی دار صفات تاریک (0/38-=β) و روشن شخصیت (0/34=β) و تمایزیافتگی عاطفی (0/29=β) را در پیش بینی رضایت از زندگی نشان داد. همچنین رابطه غیرمستقیم این متغیر ها با رضایت از زندگی با نقش واسطه ای جهت گیری ارزشی نشان داده شد (0/05>P).

    نتیجه گیری

     مولفه جهت گیری ارزشی ارتباط بین صفات تاریک و روشن شخصیت و تمایز یافتگی عاطفی با رضایت از زندگی را میانجی گری می کند. این یافته ها می تواند کاربردهای عملی برای استفاده مشاوران و روانشناسان در جهت افزایش رضایت از زندگی داشته باشد.

    کلیدواژگان: جهت گیری، عاطفه، رضایت، زندگی، شخصیت
|
  • Masoumeh Sarlak, Farah Lotfi Kashni*, Malek Mirhashmi Pages 1-15
    Introduction

    Thoughts, impulses, or images that are distressing and intrusive characterize obsessive-compulsive disorder. On the other hand, obsessive beliefs are important in turning intrusive thoughts into obsessive thoughts.

    Aim

    This study aimed to present a structural model to explain obsessive beliefs among high school students, based on the symptoms of stress, anxiety, and depression, metacognitive beliefs, and self-esteem, considering the mediating role of inferential confusion.

    Method

    In this correlational study, the statistical population included all secondary high school students in Aligudarz, Lorestan Province, Iran, during the 2020-2021 academic years. A total of 300 individuals were selected using cluster sampling. Data were collected using the Obsessive Beliefs Questionnaire (OBQ-44), Depression, Anxiety, and Stress Scale (DASS-21), Metacognitions questionnaire-30 (MCQ-30), Inferential Confusion Questionnaire-Expanded Version (ICQ-EV), and Rosenberg Self-Esteem Scale (RSES). Data analysis was performed using structural equation modeling in SPSS-20 and AMOS-24.

    Results

    The goodness of fit indices of the measurements model (x2/df=3.12, RMSEA=0.084) supported the good fitness of the model. Also, the goodness of fit indices of the structural model (x2/df=2.24, RMSEA=0.064) indicated the good fit of the model for the collected data.

    Conclusion

    Based on the results, metacognitive beliefs, symptoms of stress, depression, and anxiety, and self-esteem are among factors affecting obsessive beliefs; inferential confusion plays a mediating role in their association with obsessive beliefs. Therefore, elimination or moderation of contributing factors is essential for correcting obsessive-compulsive beliefs.

    Keywords: Symptoms of stress, anxiety, depression, Metacognitive beliefs, Self-esteem, Inferential confusion, Obsessive beliefs
  • Farideh Moghim, Javanshir Asadi*, Afsaneh Khajevand Khoshali Pages 16-34
    Introduction

    Marital burnout and conflicts are common phenomenon that weaken relationships and increase marital problems.

    Aim

    The purpose of the present study was to compare the effectiveness of Acceptance and Commitment Therapy and Schema Therapy on marital burnout and conflicts among applicants for divorce.

    Method

    The research method was a semi experimental study with pre-test post-test control group design. The statistical population of the study included all divorce applicants in 2020. 45 participants in a block randomization were divided into two intervention groups, Acceptance and Commitment Therapy (N=15) and Schema Therapy (N=15), and a control group (N=15). The interventions were performed for both groups through 12 sessions, 90 minutes. The control group did not receive any intervention during this period. The Pains Boredom Scale (1996) and the Sanai Marital Conflict Questionnaire (MCQ-R) were used to collect data. Findings were analyzed by SPSS-20 software using descriptive and inferential statistics.

    Results

    The results showed that both Acceptance and Commitment Therapy (P<0.01, F=59.78) and Schema Therapy (P<0.01, F=4.40) are effective on marital burnout and marital conflicts. Comparing two interventions also showed that Schema Therapy was more effective than Acceptance and Commitment Therapy on reducing marital burnout (P<0.01, F=13.60) and couples marital conflicts (P<0.01, F=29.93).

    Conclusion

    According to the results, ACT therapy and schema therapy are important role in reducing marital distress and conflict. Therefore, these methods and other treatment methods should be used to improve marital satisfaction and reduce marital distress and conflict.

    Keywords: Marital conflict, Marital burnout, Acceptance, Commitment therapy, Schema therapy
  • Arezou Tahan, Alireza Farsi* Pages 35-47
    Introduction

    Fatigue is a gradual and cumulative process. This mindset is related to the lack of motivation to make any effort, as well as decreased efficiency, attentiveness, and, eventually, malfunction.

    Aim

    The present study aims to investigate how mental and muscle fatigue affects spatial working memory.

    Method

    The research method was quasi-experimental and was performed using the pretest-posttest design. The participants in this study were 20 to 30 year old male students of Shahid Beheshti University of Tehran in 2021, of whom, 14 subjects were selected by convincing method as the sample using the G-Power approach and previous investigations. The Mental Fatigue Self-Assessment Scale, Corsi Block software, Stroop software, and the Monark Bike Ergometer were utilized. In addition, the repeated measurement analysis of variance test in SPSS-23 was used to analyze the data. 

    Results

    The results indicated that mental fatigue condition had a significant effect on working memory (P=0.002); and has reduced the efficiency of working memory. But muscle fatigue conditions had no significant effect on assessing working memory, and in these conditions there was a better performance in working memory (P=0.065).

    Conclusion

    The findings of this study emphasize the importance of mental fatigue in reducing working memory performance, even though this type of fatigue is related to cognitive and cerebral functioning. Accordingly, the findings are in line with a top-down approach, as well as cognitive perspectives such as generalized motor program theory.

    Keywords: Mental fatigue, Muscle fatigue, Working memory
  • Mohammadreza Foroughi, Hesam Eshraghi*, Elham Moshkelgosha Pages 48-61
    Introduction

    As an integral part of society, sport faces problems similar to that of society. One problem is the bullying of football coaches.

    Aim

    This study identifies the factors affecting bullying among Iranian professional football coaches.

    Method

    The research method is descriptive survey based on structural equations modeling. The statistical population included all professional football coaches in Iran in 2021. 205 coaches are selected as a sample based on the simple random sampling method. A researcher-made questionnaire with 33 questions was used based on qualitative interviews and coding to collect the data. Once expert’s validation is obtained (n=8), the reliability of the questionnaire is evaluated and confirmed by Cronbach's alpha method and mixed reliability. SPSS-23 and PLS Smart-2 are used to analyze the data in the descriptive and inferential sections.

    Results

    The confirmatory factor analysis results show 8 factors of anti-social behaviors in sports, athletes, interactions, bullying and harassment experience, occupational factor, behavioral factor, contextual and managerial factors, and individual and psychological factors as factors affecting bullying among Iranian professional football coaches. The results of confirmatory factor analysis indicate an acceptable fit. Content, divergent and convergent validity indicated good scale validity.

    Conclusion

    The results showed that different factors affect the bullying of coaches. Therefore, it is necessary to study the identified factors and focus on football coaches. It is suggested that sports managers and officials be better informed about the factors identified in this study.

    Keywords: Effective factors, Bullying, Sport, Football coach
  • Seyedeh Zahra Kazemi Khooban, Hamid Poursharifi, AliReza Kakavand*, Massoumeh Geyanbagheri Pages 62-75
    Introduction

    Domestic violence is one of the social issues as old as a society and, due to its extensive scope of impact, it has always drawn the attention of therapists in terms of treatment and pathology.

    Aim

    This study aimed to investigate the effectiveness of the revised protocol of trauma-focused cognitive-behavioral therapy on psychological distress and the quality of life among female victims of domestic violence.

    Method

    The present study was quasi-experimental with a pretest-posttest design and a control group. The statistical population consisted of female victims of domestic violence, who were referred to the court, health centers, homeless shelters, and counseling centers in Karaj, Alborz province in 2020, of which 40 people were selected using the convenience sampling method and randomly divided into two experimental and control groups. The data collection tools included the Psychological Distress and Quality of Life questionnaire. The subjects in the experimental group received the trauma-focused cognitive-behavioral protocol in eight 90-minute sessions. The data were analyzed using multivariate analysis of covariance and SPSS-20.

    Results

    The findings indicated that the trauma-focused cognitive-behavioral therapy caused significant differences between the two groups in psychological distress (F=64.87) at the significance level of 0.001, quality of life - mental health (F=121.19) at the level of 0.001, and quality of life - physical health (F=108.27) at the significance level of 0.001.

    Conclusion

    Based on the research results, it can be concluded that the revised protocol of trauma-focused cognitive-behavioral therapy can reduce psychological distress, and increase the quality of life in female victims of domestic violence. It, as a preventive program, can also be applied in support, health, and treatment centers and increase the efficiency of female victims of domestic violence.

    Keywords: Trauma-focused cognitive-behavioral Therapy, Psychological distress, Quality of life, Female victims of domestic violence
  • Zohre Naderi, Faramarz Sohrabi*, Ahmad Borjali, Ali Delavar Pages 76-91
    Introduction

    Anxiety disorders are the most common problems among children, with several adverse consequences.

    Aim

    The present study aimed to develop and validate a psychomotor intervention program and to investigate its effectiveness on anxiety, working memory, and attention in anxious female students.

    Method

    This study was performed in two stages. First, a psychomotor intervention program was developed, and for validation, its content validity was examined. Next, the quasi-experimental method with a control group, pretest-posttest follow-up design was used. The statistical population of the study included all female elementary school students in District 6 of Tehran, Iran, in 2021. A total of 40 students were purposefully selected and assigned to the experimental and control groups. The psychomotor intervention was performed in 10 sessions (60 minutes per session). The Overt Anxiety Questionnaire, Stroop Test, Wechsler Subtests, and Visual Memory Test were used to collect data. For statistical analysis, repeated measures analysis of variance was performed in SPSS-22.

    Results

    The results showed that the intervention program had adequate content validity and could significantly reduce anxiety (F=224.28, P<0.001) and improve working memory (F=24.25, P>0.001) and attention (F=9.67, P<0.001); its effects persisted until the follow-up.

    Conclusion

    Overall, psychomotor therapy could improve anxiety, attention, and working memory. Therefore, it may be used as a valid and effective intervention for managing anxiety and improving the students cognitive function.

    Keywords: Anxiety, Working memory, Attention, Executive functions, Mind-body therapy
  • Mahdi Pouresmaeel Niyazi, Farnaz Farshbaf Mani Sefat*, Ali Khademi, Shahla Meshgi Pages 92-105
    Introduction

    Treatment adherence is an indispensable strategy in the management of chronic diseases and can be influenced by various factors.

    Aim

    The present study aimed to investigate the mediatory role of life expectancy in the relationship of treatment adherence with illness perception, self-compassion, and perceived social support among patients with cardiovascular diseases.

    Method

    The present study was correlational and was conducted according to structural equation modeling. The population included all patients with cardiovascular diseases that visited Shahid Madani Heart Center in Tabriz, Iran, during the spring of 2021. Then, 234 patients were selected as the sample using the convenience sampling method. The instruments included Broadbent’s Illness Perception Questionnaire, Raes’s Self-compassion Scales, Zimet’s Multidimensional Scale of Perceived Social Support, Snyder’s Adult Hope Scale, and the Modanloo’s Treatment Adherence Scale. Data analysis was conducted using Pearson’s correlation test, Path Analysis, and Sobel’s test in SPSS-24 and AMOS-24.

    Results

    The findings showed that illness perception, self-compassion, perceived social support, and life expectancy had a direct and significant impacts on treatment adherence, and illness perception, self-compassion, and perceived social supports had a direct and significant impacts on life expectancy (P<0.001). Moreover, the results of the Sobel Test indicated that illness perceptions (β=0.095), self-compassion (β=0.086), and perceived social support (β=0.087) had a significant indirect influence on treatment adherence by the mediation of life expectancy (P<0.01).

    Conclusion

    The findings showed that illness perceptions, self-compassion, and perceived social support increased treatment adherence by the mediation of life expectancy. Thus, goals could be set to train and increase life expectancy and – consequently – treatment adherence in patients with cardiovascular diseases.

    Keywords: Treatment adherence, Illness perception, Self-compassion, Perceived social support, Life expectancy
  • Mir Hamid Salehian*, Sima Mokari Saei, Samin Dastani, Esmaeil Qiumarsi Pages 106-116
    Introduction

    Depression is one of the athletes' common problems leading to mental and physical damage.

    Aim

    This study investigates the effect of adverse childhood experiences, psychological distress, and resilience on depression in amateur athletes.

    Method

    The method is descriptive-analytical. The population included amateur athletes in Iran in 2021. 384 individuals were selected as the research sample based on the convenience sampling method. The data collection tool is Beck's Depression Inventory (1996), Connor & Davidson Resilience scale (2003), Pornaghash and Amini Adverse childhood experiences inventory (2019) and Kessler psychological distress scale (2000). In order to analyze the data, the statistical method of structural equations modeling was used by SPSS-20 and PLS-2.

    Results

    The results showed that adverse childhood experiences had an effect of 0.380, resilience -0.360, and psychological distress 0.264 on depression.

    Conclusion

    Conditions for improving athletes' resilience should be provided while managing adverse childhood experiences and psychological distress to reduce burnout. In general, according to the results, it is suggested that by holding training courses, athletes' mental and psychological empowerment are provided.

    Keywords: Depression, Resilience, Psychological distress
  • Faezeh Mohammadi Hosseini Asl, Rana Saken Azari, Parviz Abdoltajedini*, Ali Naghi Aghdasi Pages 117-130
    Introduction

    Given that basic psychological needs, cognitive emotion regulation, attachment styles and mental vitality are among the factors that play a protective role in the occurrence of high-risk behaviors; therefore, predicting the underlying or eliminating factors of high-risk behaviors seems necessary.

    Aim

    This study was conducted to predicting high-risk behaviors based on satisfying basic psychological needs, cognitive regulation of emotion and attachment styles mediated by mental vitality in female adolescents.

    Method

    The statistical population of this descriptive-correlational study included all female students of the second year of high school in Tabriz in the academic year 2018-2019, from which 282 people were selected using multi-stage cluster sampling. Data were collected through Iranian Adolescents Risk-Taking Scale (IARTS), Basic Psychological Needs Scale (BPNS), Adult Attachment Inventory (AAI), Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (CERQ) and Mental Vitality Questionnaire (MVQ). Data were analyzed using path analysis method in SPSS-23 and Lisrel-8 software.

    Results

    There is a negative and significant relationship between high-risk behaviors with the satisfaction of basic psychological needs (P=0.001, r=-0.230), and mental vitality (P=0.001, r=-0.313) and attachment styles (P=0.001, r=0.247) there is a positive and significant relationship; while only the satisfaction of basic psychological needs (P=0.004) can predict high-risk behaviors due to the mediating role of mental vitality.

    Conclusion

    Satisfaction of basic psychological needs due to the mediating role of mental vitality has the ability to predict high-risk behaviors; these findings can be helpful in effectively preventing high-risk behaviors among female adolescents.

    Keywords: High-risk behavior, Psychological need, Emotion regulation, Attachment style, Mental vitality
  • Hossein Ilanloo, Sedigheh Ahmadi*, Kianoosh Zahrakar, Juana Gómez-Benito Pages 131-145
    Introduction

    Internet addiction and academic procrastination dangerous consequences and a high prevalence among adolescents and students.

    Aim

    This study aimed to investigate the effectiveness of metacognitive group counseling on internet addiction and academic procrastination of students.

    Method

    This quasi-experimental study had a control-group, pretest-posttest, two-month follow-up design. The statistical population consisted of all male high school students in Takestan, Iran, in the academic year of 2020-2021. A total of 30 people were randomly selected and divided into two experimental (n=15) and control (n=15) groups. Data were collected using the Questionnaires of Academic Procrastination (Solomon and Rathblum, 1984) and Internet Addiction (Young, 1996). The experimental group received metacognitive group counseling. data were analyzed using multivariate analysis of covariance and repeated measures ANOVA in SPSS-26.

    Results

    The results of analysis of covariance showed a significant difference between the experimental and control groups in reducing internet addiction (η2=0.36, P<0.01, F=14.63) and academic procrastination (η2=0.37, P<0.01, F=15.34). The results of repeated measures ANOVA showed the persistent effectiveness of metacognitive therapy in reducing internet addiction and academic procrastination in the long run.

    Conclusion

    Based on the present findings, metacognitive group counseling was effective in reducing the students educational procrastination and internet addiction. It is suggested to consider metacognitive group counseling sessions for students in school activities to improve their academic progress and reduce their internet addiction.

    Keywords: Metacognitive, Internet addiction, Procrastination
  • Sonbol Moghimi, Omid Moradi*, Seyede Asrin Seyedoshohadaei, Hamzeh Ahmadian Pages 146-159
    Introduction

    The most important element of society is the family. Accordingly, the study of factors that play a role in marital commitment is also of fundamental importance.

    Aim

    The aim of this study was to develop a causal model of marital commitment based on forgiveness and differentiation mediated by marital intimacy and the effectiveness of this model on the quality of marital relationships.

    Method

    In terms of quantitative nature, practical purpose and data collection method, this study was a correlation of structural equation analysis. The statistical population of the study included all married employees of education in districts 1 and 2 of Sanandaj city in the academic year 2018-2019. Using cluster sampling method, 30 people were selected and replaced in experimental and control groups. In order to collect data, Marital Commitment Questionnaire, Marital Intimacy Scale, Self-Differentiation Questionnaire, Family Forgiveness Scale and Marital Relationship Quality Questionnaire were used. Analysis of covariance using SPSS-21 was used for statistical analysis of data.

    Results

    The results of structural equation analysis showed that forgiveness (P≤0.01, β=0.47), differentiation (P≤0.05, β=0.13), and intimacy (P≤0.05, β=0.12) has an indirect effect on marital commitment and forgiveness (0.08) and differentiation (0.02) through intimacy on marital commitment.

    Conclusion

    The results showed that forgiveness, differentiation and intimacy affect marital commitment and effectiveness on the quality of marital relationships and it is suggested that the outlines of the program in the implementation of workshops and information about education and expression of importance Variables related to marital commitment should be the basis.

    Keywords: Differentiation, Forgiveness, Quality of marital relations, Marital intimacy
  • Batoul Alipour Gourand, Masoumeh Azmoudeh*, Khalil Esmaielpour, Seyed Davod Hosseini Nasab Pages 160-174
    Introduction

    Life satisfaction is influenced by personality traits, including dark and light personality traits, and emotional differentiation.

    Aim

    This study aimed to investigate the mediating role of value orientation in predicting life satisfaction based on dark and light personality traits and emotional differentiation.

    Method

    In this descriptive, correlational study, the structural equation modeling was applied. The statistical population consisted of people, referred to the health centers of Tabriz, Iran, in 2022. A total of 400 people were selected by the available sampling method. For data collection, the Satisfaction with Life Scale (SWLS) by Diner et al., Johnson & Webster's Dark Triad Personality (DTP) Questionnaire, Light Triple Personality (LTP) Questionnaire by Kaufman et al., Drake and Murdock’s Differentiation of Self Inventory-Short Form (DSI-SF), and Schwartz’s Value Survey (SVS) were used. For data analysis, the structural equation modeling in AMOS software was applied.

    Results

    The results indicated the direct significant role of dark (β=-0.38) and light (β=0.34) personality traits, as well as emotional differentiation (β=0.29) in predicting life satisfaction. Besides, an indirect relationship was found between these variables and life satisfaction, with the mediating role of value orientation (P<0.05).

    Conclusion

    The component of value orientation mediated the relationship between life satisfaction and dark/light personality traits and emotional differentiation. These findings can have practical implications for counselors and psychologists to increase life satisfaction.

    Keywords: Orientation, Emotions, Satisfaction, Life, Personality