فهرست مطالب

علوم دامی (پژوهش و سازندگی) - پیاپی 134 (بهار 1401)

نشریه علوم دامی (پژوهش و سازندگی)
پیاپی 134 (بهار 1401)

  • تاریخ انتشار: 1401/04/09
  • تعداد عناوین: 10
|
  • شیرزاد محمودی، یونس علی علی جو*، رسول پیرمحمدی، بهزاد اسدنژاد صفحات 3-16

    به منظور بررسی اثر استفاده از پودر دانه آنیسون همراه با جیره حاوی ذرت و جو بر عملکرد، تولید و ترکیب شیر، و برخی فراسنجه های شکمبه ای میش های قزل در دوره انتقال تعداد 28 راس میش آبستن با میانگین سن 3 سال و میانگین وزن 3±65 کیلوگرم و 10±30 روز قبل زایش در یک آزمایش فاکتوریل 2×2 در قالب طرح کاملا تصادفی در چهار گروه با هفت تکرار به مدت دو ماه مورد مطالعه قرار گرفتند. تیمارهای آزمایشی شامل: جیره بر پایه ی ذرت، جیره بر پایه ی ذرت همراه با 8 گرم پودر دانه آنیسون، جیره بر پایه جو، جیره بر پایه ی جو همراه با 8 گرم پودر دانه آنیسون بود. شرایط پرورش دام ها یکسان بود و میش ها در دو نوبت صبح و عصر تغذیه می شدند. نتایج نشان داد که افزودن آنیسون موجب افزایش مصرف خوراک در دوره بعد از زایش شد. تولید شیر در تیمار ذرت با آنیسون و همچنین جو با آنیسون افزایش یافت و اثر متقابل نیز معنی دار شد. قابلیت هضم چربی در تیمارهای مصرف کننده ذرت بدون آنیسون و جو بدون آنیسون افزایش یافت ولی اثر متقابل معنی دار نشد. کل اسیدهای چرب فرار در مایع شکمبه تحت تاثیر تیمار های آزمایشی قرار نگرفت. جمعیت پروتوزوآیی شکمبه با افزودن آنیسون در جیره، کاهش معنی داری پیدا کرد و pH شکمبه کاهش معنی داری را در تیمار مصرف کننده آنیسون و جو نشان داد. بطور کلی می توان نتیجه گرفت که افزودن آنیسون در جیره گوسفندان قزل می تواند موجب بهبود عملکرد و کاهش تعادل منفی انرژی دام در اوایل شیردهی شود.

    کلیدواژگان: دانه آنیسون، تخمیر شکمبه ای، گوسفند قزل، دوره شیردهی
  • سید بابک اسدی، علیرضا آقاشاهی*، جعفر فخرائی، سید عبدالله حسینی، حسین منصوری یاراحمدی صفحات 17-28

    این مطالعه بمنظور بررسی کارایی افزودن جاذب های سموم ASRI1 و ASRI2 زیست یار باکتریایی بر عملکرد رشد، ایمنی، جمعیت میکروبی روده جوجه های گوشتی تغذیه شده با جیره های آلوده شده با آفلاتوکسین انجام شد. تعداد 420 جوجه ی یک روزه با وزن اولیه ی 3±42 گرم به 7 گروه آزمایشی با 5 تکرار اختصاص یافتند و در هر تکرار 12 پرنده قرار گرفت. گروه های آزمایشی شامل:1) شاهد منفی (فاقد آفلاتوکسین)، 2)شاهد مثبت (حاوی آفلاتوکسین)، 3)شاهد مثبت+ زیست یار باکتریایی، 4) شاهد مثبت + ASRI1، 5) شاهد مثبت + ASRI2، 6) شاهد مثبت + زیست یار باکتریایی +ASRI1 و 7) شاهد مثبت+ زیست یار باکتریایی + ASRI2 بود. صفات عملکردی، سطح جذب و جمعیت میکروبی روده، شاخص ایمنی، درصد ماندگاری اندازه گیری، ثبت و به عنوان شاخص هایی برای مقایسه ی گروه ها و انتخاب بهترین گروه با استفاده از روش مدیریت تصمیم گیری چند شاخصی مورد استفاده قرار گرفتند. بر اساس نمره دهی حاصل از این روش، گروه های 1، 7، 6، 5، 3، 4 و2 به ترتیب نمرات 9415/0، 6264/0، 5674/0، 5118/0، 4171/0، 2244/0و 0221/0 را به دست آوردند. براساس روش مدیریت تصمیم گیری چند شاخصی، افزایش وزن و شاخص تولید بیشترین نقش را داشتند و بهترین پاسخ در جوجه های آلوده در گروه توام از زیست یار باکتریایی و جاذب سموم (ASRI2) مشاهده شد. بنابراین، در هنگام آلودگی جیره ها به آفلاتوکسین، استفاده توام از زیست یار باکتریایی و جاذب سموم (ASRI2) به عنوان راهکاری برای بهبود صفات تولیدی و عملکردی جوجه های گوشتی، توصیه می شود.

    کلیدواژگان: آفلاتوکسین، تصمیم گیری چند شاخصی، جاذب سموم ASRI1، زیست یار باکتریایی
  • محمدرضا عزیزی، سید روح الله ابراهیمی محمودآباد*، امیر فتاح صفحات 29-42

    این آزمایش با هدف بررسی تاثیر پرتودهی کنجاله گلرنگ با الکترون با دزهای 20 و 40 کیلوگری و مادون قرمز به مدت 90 و 120 ثانیه بر تجزیه پذیری شکمبه ای ماده خشک و پروتیین خام و پروتیین قابل متابولیسم به روش کیسه های نایلونی انجام شد. بدین منظور از سه راس گاو نر بالغ دشتیاری با وزن زنده 10±297 کیلوگرم مجهز به فیستولای شکمبه ای استفاده شد. نتایج آزمایش نشان داد که پرتوتابی با الکترون و مادون قرمز تاثیر معنی داری بر ترکیبات شیمیایی کنجاله گلرنگ داشت (01/0>P).پرتوتابی سبب افزایش بخش سریع تجزیه و کند تجزیه ماده خشک و پروتیین خام شد (01/0>P). تحت تاثیر پرتودهی با الکترون و مادون قرمز، تجزیه پذیری موثر ماده خشک و پروتیین خام نسبت به کنجاله عمل آوری نشده افزایش یافت. پرتودهی با مادون قرمز سبب افزایش پروتیین غیر قابل تجزیه در شکمبه در سرعت عبور 2، 5 و 8 درصد در ساعت شد. بیشترین مقدار پروتیین قابل متابولیسم مربوط به پرتوتابی با مادون قرمز به مدت 120 ثانیه بود (01/0>P). بر اساس نتایج این آزمایش پرتوتابی کنجاله گلرنگ با مادون قرمز به مدت 120ثانیه نسبت به سایر تیمارها می تواند بر افزایش پروتیین غیر قابل تجزیه در شکمبه، پروتیین قابل متابولیسم و در نهایت بهبود کیفیت این کنجاله موثر باشد.

    کلیدواژگان: اشعه الکترون، اشعه مادون قرمز، پروتئین قابل متابولیسم، تجزیه پذیری شکمبه ای، کنجاله گلرنگ
  • رضا آقایی پور، محمدمهدی شریفی حسینی*، رضا طهماسبی، امید دیانی صفحات 43-58

    به منظور مقایسه تاثیر سیلاژهای ذرت، سورگوم و ارزن بر مصرف و قابلیت هضم مواد مغذی، و فراسنجه های شکمبه ای از شش راس بز رایینی نر دو ساله با میانگین وزن 5/6±37 در یک طرح مربع لاتین 3×3 در دو تکرار استفاده شد. مصرف ماده خشک و دیگر مواد مغذی در جیره سیلاژ ذرت بیشتر از دو جیره آزمایشی دیگر بود و در جیره دارای سیلاژ سورگوم بیش از ارزن بود (05/0<p). قابلیت هضم ماده آلی در سیلاژ ذرت بیش از سیلاژ ارزن بود (05/0<p). در ساعت های دو، چهار، شش و هشت ساعت بعد از مصرف خوراک، غلظت نیتروژن آمونیاکی در جیره سیلاژ ذرت بیش از جیره دارای سیلاژ ارزن بود (05/0<p)، اما بین جیره های دارای سیلاژهای ذرت و سورگوم تفاوت معنی داری وجود نداشت. هشت ساعت بعد از مصرف خوراک، pH شکمبه ای در جیره سیلاژ سورگوم کم تر از دو جیره آزمایشی دیگر بود (05/0<p). جمعیت پروتوزوای هولوتریش، سلولایتیک، انتودینیوم و کل پروتوزوآء در جیره دارای سیلاژ ذرت بیش از جیره دارای سیلاژ سورگوم و در جیره دارای سیلاژ سورگوم بیش از جیره دارای سیلاژ ارزن بود (05/0<p). نوع سیلاژها در جیره های آزمایشی بر تولید پروتیین میکروبی در شکمبه تاثیر معنی داری نداشتند. تولید اسید والریک و ایزووالریک در جیره دارای سیلاژ ارزن بیش تر از جیره دارای سیلاژ سورگوم بود (05/0<p). نتایج آزمایش نشان دهنده کیفیت مناسب تر سیلاژ ذرت بود، اما کمبود آب و خشکسالی های اخیر کاشت علوفه های با مصرف کم تر آب را ناگزیر می کند.

    کلیدواژگان: اسیدهای چرب فرار، بز رائینی، پروتوزوا، پروتئین میکروبی، نیتروژن آمونیاکی شکمبه
  • حسن فضائلی*، اسماعیل باغجری، عباس سرمدی، جواد طاهری پور صفحات 59-73

    این پژوهش با هدف تهیه سیلاژ خوراک کامل بر پایه تفاله پرتقال انجام شد. تیمار آزمایشی اول شامل تفاله پرتقال، کاه گندم، اوره، دی آمونیوم سولفات و مکمل معدنی-ویتامینی به ترتیب با نسبت های 79، 20، 7/0، 1/0 و 2/0 درصد بود. در تیمار های 2، 3، 4 و 5 نسبت کاه به 15 درصد کاهش یافت و 5 درصد آن به ترتیب با تفاله چغند، آرد ذرت، سبوس ذرت و سبوس برنج جایگزین شد. در تیمار 6 سهم کاه به 10 درصد کاهش یافت و به جای آن از تفاله چغندر، آرد ذرت، سبوس ذرت و سبوس برنج به ترتیب با نسبت 4، 2 ،2 و 2درصد استفاده شد. پس از چهار ماه، ویژگی های سیلویی، ترکیب شیمایی و تخمیر پذیری (با روش آزمایشگاهی آزمون گاز) سیلاژها تعیین شد. ماده خشک سیلاژها 43/28 تا 01/31 درصد و pH آن ها 95/3 تا 07/4 بود که تفاوت معنی داری داشتند (05/0 >p). محتوی پروتیین خام و نیتروژن آمونیاکی تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار گرفت (05/0 >p). گاز تولید شده، پتانسیل و نرخ تولید گاز تحت تاثیر تیمار قرار گرفت و در تیمار 6 بیشترین مقداربود (05/0 >p). بیشترین و کمترین میزان گوارش پذیری ماده آلی و نیز انرژی قابل متابولیسم به ترتیب در تیمار های 6 و 1 مشاهده شد (05/0 >p). با تهیه ترکیبی از تفاله پرتقال، کاه گندم، تفاله چغندر، آرد ذرت، سبوس ذرت و سبوس برنج، اوره، سولفات دی آمونیوم و مکمل ویتامینی-معدنی می توان مخلوطی با قابلیت سیلویی مناسبی تهیه نمود اما کارایی آن در تغذیه دام نیاز به پژوهش دارد.

    کلیدواژگان: ارزش غذایی، تفاله پرتقال، خصوصیات سیلویی، مواد افزودنی
  • سیامک مشاهیری، حسن درمانی کوهی* صفحات 75-90

    این آزمایش به منظور بررسی اثر اندازه ذرات گندم و مکمل آنزیمی بر عملکرد، جمعیت میکروبی و اسیدیته ایلیوم و خصوصیات بستر بلدرچین ژاپنی به صورت آزمایش فاکتوریل 3×3 در قالب طرح کاملا تصادفی با 9 تیمار، 4 تکرار و20 قطعه بلدرچین در هر تکرار، انجام شد. فاکتورهای آزمایشی شامل: سه اندازه ذرات گندم (2، 3 و 5/3 میلی متر) و سه سطح مکمل آنزیمی روابیو (صفر، 200 و 400 ppm) بودند. در کل دوره پرورش، پرندگان دریافت کننده گندم دارای ذرات 2 و3 میلی متر + مکمل آنزیمی 400 ppm خوراک مصرفی کمتری نسبت به تیمارهای با اندازه ذرات 5/3 میلی متر + مکمل آنزیمی 200 ppm و بدون مکمل آنزیمی داشتند (01/0<p). هم چنین، پرندگان دریافت کننده گندم دارای ذرات 2 و3 میلی متر + مکمل آنزیمی 400 ppm ضریب تبدیل خوراک بهتری را نسبت به پرندگان دریافت کننده گندم دارای ذرات 5/3 میلی متر و بدون مکمل آنزیمی داشتند (01/0<p). جمعیت باکتری های لاکتوباسیلوس در تیمار گندم با اندازه ذرات 2 میلی متر + مکمل آنزیمی 400 ppm نسبت به تیمار 5/3 میلی متر و بدون مکمل آنزیمی افزایش داشت. پرندگان تغذیه شده از جیره های با اندازه های ذرات گندم2 ، 3 و 5/3 میلی متر + 400 ppm مکمل آنزیمی pH بستر کمتری را نسبت به پرندگان تغذیه شده با گندم بدون مکمل آنزیمی داشتند (01/0>p). تیمار با اندازه ذرات گندم 2 میلی متر + 400 ppm مکمل آنزیمی درصد رطوبت بستر کمتری را نسبت به تیمارهای بدون مکمل آنزیمی + اندازه های گندم 3 و 5/3 میلی متر نشان دادند (01/0>p).

    کلیدواژگان: اندازه ذرات، بلدرچین های ژاپنی، جمعیت میکروبی، مکمل آنزیمی
  • مهدی امیرصادقی*، امیرحسین علیزاده قمصری صفحات 91-102

    امروزه علاقه وافری برای استفاده از حشرات در تغذیه دام و طیور وجود دارد. تمامی حشرات اسکلت خارجی می سازند که بر پایه کیتین است. تعیین مقدار دقیق کیتین در حشرات به دلیل کاربرد این ماده در صنایع مختلف و گوارش اندک در اکثر گونه های دامی، ضروری است. با توجه به ساختار کیتین و نامحلول بودن آن در حلال های رایج، اندازه گیری مقدار این ترکیب اغلب دشوار و به صورت تخمینی انجام می گیرد. در این پژوهش، دو روش مختلف برای اندازه گیری میزان کیتین حشرات، مورد استفاده و مقایسه قرار گرفت. آزمایش با استفاده از شش نمونه مختلف حشره شامل لارو سوسک شب زی (میل ورم) (Tenebrio molitor)، جیرجیرک (Gryllodes sigillatus)، زنبور عسل (Apis mellifera meda) و سه واریته 31، 51 و 107 کرم ابریشم (Bombix mori) انجام شد. در روش اول، میزان کیتین با استفاده از اندازه گیری فیبر نامحلول در شوینده اسیدی تخمین زده شد. در روش دوم، میزان کیتین با روش خالص سازی شیمیایی اندازه گیری شد. مقدار کیتین اندازه گیری شده با روش خالص سازی شیمیایی برای نمونه زنبور عسل، 071/0 ±05/12، میل ورم، 259/0±18/8، جیرجیرک، 107/0±79/7 و برای سه واریته کرم ابریشم به ترتیب 058/0±92/7، 091/0 ±93/4 و 116/0 ±08/6 درصد برای واریته های 31، 51 و 107 بود. با توجه به مقدار بیشینه توصیه شده کیتین در خوراک طیور در سطح 7 گرم در کیلوگرم و تاثیر کیتین در محاسبه پروتیین کل، تعیین مقدار کیتین حشرات قبل از مصرف در جیره ضروری است و بر اساس نتایج به دست آمده از این تحقیق، استفاده از روش خالص سازی شیمیایی جهت تعیین میزان کیتین حشرات، پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: حشرات، کیتین، خالص سازی شیمیایی
  • میثم شهابی نژاد، محمد سالارمعینی، محسن افشارمنش، مازیار جاجرمی، مسلم اسدی کرم* صفحات 103-114

    این مطالعه به منظور بررسی اثر شکل و اندازه ذرات خوراک بر عملکرد رشد، قابلیت هضم و ریخت شناسی ایلیوم روده در بلدرچین ژاپنی از سن 21 تا 35 روزگی انجام شد. این آزمایش با 480 قطعه بلدرچین ژاپنی (نر و ماده) در یک آزمایش فاکتوریل 3×2 شامل سه شکل خوراک (آردی، کرامبل و پلت) با دو اندازه مختلف ذرات (ریز و درشت) در قالب طرح کاملا تصادفی با 6 گروه آزمایشی و 4 تکرار و 20 جوجه در هر تکرار به اجرا در آمد. پرندگانی که خوراک پلت و کرامبل را با اندازه ذرات درشت در مقایسه با خوراک آردی با هر دو اندازه ذرات مصرف کردند، افزایش وزن بیشتری داشتند (05/0>P). مصرف خوراک پلت افزایش معنی داری نسبت به حالت آردی و کرامبل داشت (01/0>P). ضریب تبدیل در جیره های به شکل پلت نسبت به حالت آردی و کرامبل و خوراک های با اندازه ذرات ریز نسبت به ذرات درشت به طور معنی داری بالاتر بود (01/0>P). وزن سنگدان پرندگانی که خوراک پلت با اندازه ذرات درشت دریافت کردند، نسبت به سایر پرندگان به طور معنی داری بیشتر بود (05/0>P). طول پرز ناحیه ایلیوم در پرندگانی که از خوراک پلت و کرامبل نسبت به خوراک آردی استفاده کردند، به طور معنی داری افزایش نشان داد (01/0>P). بیشترین درصد قابلیت هضم ماده خشک و نیتروژن در خوراک آردی و همچنین در خوراک های با اندازه ذرات درشت مشاهده گردید (05/0>P). بنابراین از خوراک کرامبل با اندازه ذرات درشت با توجه به اضافه وزن بیشتر در مقایسه با خوراک آردی و راندمان بهتر نسبت به خوراک پلت و به عنوان یک گزینه مناسب میتوان استفاده کرد.

    کلیدواژگان: اندازه ذرات، بلدرچین ژاپنی، فرم خوراک، قابلیت هضم، مورفولوژی ایلئوم
  • ستاره عابدی، سید جواد حسینی واشان*، سید همایون فرهنگ فر، سید احسان غیاثی صفحات 115-129

    هدف از این تحقیق، بررسی اثر عصاره پوست انار بر عملکرد رشد، شاخص های خونی، ریخت شناسی ژژنوم و ماندگاری گوشت جوجه گوشتی تغذیه شده با جیره حاوی روغن سویا بود. تعداد 120 قطعه جوجه گوشتی نر سویه راس در قالب طرح کاملا تصادفی با 3 تیمار، 4 تکرار و 10 جوجه در هر تکرار، استفاده شد. جیره های آزمایشی شامل سطوح صفر، 300 و 600 میلی گرم در کیلوگرم عصاره پوست انار بود. عصاره پوست انار بر صفات عملکردی شامل مصرف خوراک، وزن بدن و ضریب تبدیل خوراک در دوره های آغازین و پایانی اثر نداشت ولی در دوره رشد سطوح 300 و 600 عصاره پوست انار باعث کاهش مصرف خوراک (از 928 به 777 گرم) و ضریب تبدیل خوراک (از 77/1 به 31/1) شدند (05/0>P). درصد وزنی سینه از 78/19 در شاهد به 59/21 در سطح 600 عصاره افزایش و درصد وزنی چربی بطنی از 93/1 در شاهد به 27/1 در سطح 600 عصاره پوست انار کاهش یافت (05/0>P). سطح 600 عصاره پوست انار باعث کاهش غلظت کلسترول (mg/dl68/183 به 15/137) و LDL (mg/dl 63/95 به 93/32) و میزان فعالیت آنزیم آسپارتات دهیدروژناز (U/l8/263 به 28/204) در مقایسه با شاهد شد. شاخص ارتفاع پرز (از 88/1026 به 12/1155) و نسبت ارتفاع پرز به عمق کریپت (04/5 به 6/5) در سطح 600 عصاره در مقایسه با شاهد بالاتر بود. غلظت مالون دی آلدیید گوشت در 15 و 30 روز پس از کشتار با افزایش نسبت عصاره پوست انار در مقایسه با شاهد کاهش یافت. ا

    کلیدواژگان: آسپارتات آمینوترانسفراز، ارتفاع پرز، ضریب تبدیل خوراک، کلسترول، مالون دی آلدئید
  • ام هانی طهماسبی، محمود شمس شرق*، رضا میرشکار صفحات 131-143

    این آزمایش جهت بررسی استفاده از روغن تصفیه شده با جاذب های مختلف در خوراک جوجه گوشتی و تاثیر آن بر عملکرد و فراسنجه های خونی انجام شد. روغن سویا در دمای 180 درجه سلسیوس به مدت 20 ساعت حرارت دید. سپس جاذب ها به روغن سوخته افزوده و کیفیت روغن ارزیابی شد. حرارت، سبب افزایش عدد پراکسید، اسیدی، یدی و کربونیل روغن شد (05/0<p). تصفیه روغن سوخته با جاذب های مختلف، کیفیت روغن را بهبود بخشید (05/0<p). سپس، امکان استفاده از روغن تصفیه شده در 480 قطعه جوجه گوشتی سویه تجاری راس308 در قالب 8 تیمار، 5 تکرار و 12 قطعه جوجه در هر تکرار بررسی شد. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از: T1: کنترل (3 درصد روغن خام)، T2: روغن خام و ppm200 آلفاتوکوفرول، T3: 3 درصد روغن سوخته، T4: روغن سوخته و ppm200 آلفاتوکوفرول، T5: روغن سوخته تصفیه شده با سیلیکات کلسیم، T6: روغن سوخته تصفیه شده با زیولیت، T7: روغن سوخته تصفیه شده با خاکستر پوسته برنج، T8: روغن سوخته تصفیه شده با ترکیب جاذب های معدنی. نتایج نشان داد افزودن روغن سوخته تصفیه نشده منجر به کاهش چشم گیری در وزن گیری جوجه ها و افزایش معنی دار ضریب تبدیل غذایی در کل دوره پرورش گردید (05/0<p). افزودن آلفاتوکوفرول و تصفیه روغن بخشی از اثرات منفی روغن سوخته را جبران نمود (05/0<p). روغن سوخته تصفیه نشده ازکمترین غلظت پروتیین کل در مقایسه با سایر تیمارها برخوردار بود (05/0<p). این نتایج نشان داد که افزودن آلفاتوکوفرول، سلیکات کلسیم و ترکیبی از3 جاذب معدنی به روغن سوخته منجر به بهبود عملکرد رشد در کل دوره پرورش می شود.

    کلیدواژگان: تصفیه روغن، جاذب معدنی، عملکرد، جوجه گوشتی
|
  • Shirzad Mahmoodi, Younes Ali Alijoo *, Rasoul Pirmohammadi, Behzad Asadnezhad Pages 3-16

    To investigate the effect of supplementing Anise seed powder (pimpinella anisum) with a diet containing corn and barley on milk yield and composition, and some rumen metabolites of Ghezel ewes during the transition period, of 28 pregnant ewes with an average age of 3 Year and mean weight 65± 3 kg and 30±10 days before calving were studied in a 2 × 2 factorial experiment in a completely randomized design of four groups with 7 replications for two months. Experimental treatments included: corn-based diet, corn-based diet with 8 grams of Anise seed powder, barley-based diet, and barley -based diet with 8 grams of Anise seed powder. The conditions for raising livestock were the same, and the ewes were fed twice in the morning and in the evening. The results showed that adding anise increased feed intake in the postpartum period. Milk production increased in the treatment of corn with anise and also barley with anise and the interaction was significant. Fat digestibility increased in anise-free corn and anise-free barley-consuming treatments, but the interaction was not significant. Total volatile fatty acids were not affected by experimental treatments. Rumen protozoan population decreased significantly with the addition of anise in the diet and ruminal pH showed a significant decrease in the treatment of anise and barley grains. In general, it can be concluded that adding anise to the diet of Ghezel ewes can improve performance and reduce the negative energy balance of the animal in early lactation.

    Keywords: Anise seed, ruminal fermentation, Ghezel sheep, Lactation period
  • Seyyed Babak Asadi, ALIREZA AGHASHAHI *, Jafar Fakhrei, Seyed Abdollah Hosseini, Hossein Mansouri Yarahmadi Pages 17-28

    This study was conducted to investigate the efficiency of dietary inclusion of ASRI1 and ASRI2 commercial toxin binders and probiotic on performance, immunity, and intestinal microbial population of broiler chickens fed with aflatoxin-contaminated diets. A total number of 420 1-d-old broiler chicks with initial weight of 42±3, were assigned to 7 treatments with 5 replications (n=12). Experimental treatments included 1) non-aflatoxin contaminated diets (NC), 2) aflatoxin-contaminated diet (PC), 3) PC diet containing probiotic, 4) PC diet containing ASRI1 toxin binder, 5) PC diet containing ASRI2 toxin binder, 6) PC diet containing probiotic+ASRI1 toxin binder, and 7) PC diet containing probiotic+ASRI2 toxin binder. Performance, absorption index, intestinal microbial population, immunity index and survivability percentage were recorded and used as indexes for the comparison of the treatments. Multi-index decision management method was used to select the best treatment and decision about probiotic and toxin binder use. Based on the scoring obtained by this method, treatments of 1, 7, 6, 5, 3, 4 and 2 obtained the scores of 0.6264, 0.55674, 0.5118, 0.4171, 0.22244 and 0.0221, respectively. Based on Multi-index decision management method method, weight gain and production index had most role and the best response was observed in broiler chicks fed with probiotic and toxin binder (ASRI2). Therefore, a combination of probiotic and toxin binder (ASRI2) is recommended as a strategy for improving productive and performance traits of broiler chicks infected with aflatoxin

    Keywords: aflatoxin, ASRI1 Toxin Binder, Probiotic, Multi- index Decision Management Approach
  • Mohamadreza Azizi, Sayyed roohollah Ebrahimimahmoudabad *, Amir Fattah Pages 29-42

    The objective of this study was completed to evaluate the effects of electron beam irradiation (EBI) at doses of 20 and 40 kGy and infrared irradiation (IR) for 90 and 120 second on ruminal degradation of dry matter (DM) and crude protein (CP), and Metabolizable protein (MP) of safflower meal (SM) by nylon bags technique. Three ruminally fistulated Dashtyari cows with an average live weight of 297±10 kg were used. The result of experiment showed that chemical composition of SM was affected by radiations(P<0.01). EBI and IR increased rapidly degradable fraction (a) and slowely degradation fraction (b) of DM and CP (P<0.01). Effective degradability of DM and CP was increased by EBI and IR compared to untreated SM. IR increased rumen undegradable protein (RUP) at ruminal outflow rate 0.02, 0.05 and 0.08/h. The highest values of MP was observed by irradiation of SM with IR for 120 seconds (P<0.01). According to results of this study, irradiation of SM with IR for 120 seconds relative to other treatments had better effect on increasing of RUP and MP and improving of quality of safflower meal.

    Keywords: Electron, Infrared, metabolizable protein, Ruminal degradation, Safflower meal
  • Reza Aghaeipoor, MohammadMahdi Sharifi Hosseini *, Reza Tahmasbi, Omid Dayani Pages 43-58

    In order to compare the effect of corn, sorghum and millet silages in experimental diets on nutrient intake, digestibility, and ruminal parameters, six two-year-old male Rainy goats were used with an average weight of 37±6.5 in a 3×3 Latin square design. Dry matter and other nutrients intake was higher in corn silage diet than the other two experimental diets and in sorghum silage diet was higher than millet silage diet (P<0.05). The organic of matter digestibility was higher in corn silage than millet silage diet (P<0.05). The rumen NH3-N concentration in corn silage diet was higher than millet silage diet at two, four, six and eight hours after feeding (P<0.05), but there was no significant difference between diets containing corn silage and sorghum silage at any time. The ruminal pH in sorghum silage was lower than the other two experimental diets at Eight hours after feed intake (P<0.05). The population of Holotrich, Cellolytic, entodinium protozoa and the total population of protozoa were higher in corn silage than sorghum silage diet and in sorghum silage diet were higher than the diet millet silage diet (P<0.05). The type of silages in the experimental diets had no significant effect on the production of ruminal microbial protein. But the production of valeric and isovaleric acid was higher in the millet silage diet than the sorghum silage diet (P<0.05). The experimental results showed a better quality of corn silage, but water shortages and recent droughts make it necessary to plant fodder with lower water consumption.

    Keywords: Microbial protein, protozoa, Raini goat, Ruminal ammonia nitrogen, volatile fatty acids
  • H. Fazaeli *, E. Baghjari, A. Sarmadi, J. Taheri Pour Pages 59-73

    Fresh orange pulp (FCP) mixed with wheat straw (WS) 79:20 plus 0.7% urea, 0.1% diammonium sulfate (DAMS) and 0.2% mineral-vitamin supplement (MVS) as a basal treatment (T1). Then WS reduced to 15%+5% sugar beet pulp (SBP) T2, WS15%+5% corn ground (CG) T3, WS15%+ 5% corn bran (CB) T4, and WS15%+ 5%rice bran (RB) T5. In T6 WS reduced to 10% and completed with SBP, CG, CB and RB in amounts of 4:2:2:2 percent respectively. All mixtures were ensiled in small scale plastic bag silos with four replicates. All silos were opened four months’ post ensiling and sampled for chemical analyses, in vitro gas test and digestibility. Dry matter content ranged 28.43 to 31.01 percent and pH 3.95 to 4.07 that were significantly different between the treatments (p<.05). Crude protein ranged 12.16 to 15.59 percent that was the lowest in T1 but the highest in T6 (p<.05). Ammonia-N ranged 6.32 to 10.63 percent of total nitrogen that was different between the treatments (p<.05). Reducing of WS and including of concentrate feeds in the treatments reduced NDF from 59.48 to 46.96 percent (p<.05) but increased gas production, organic matter digestibility (OMD) and metabolisable energy (ME) with highest values in T6. It is concluded that by formulating a mixture of FOP, WS, SBP, CG, CB, RB, Urea, DAMS and VMS in ratio of 79:10:4:2:2:2:0.7:0.1:0.2 may prepared a TMR silage with acceptable silage characteristics. However, more research needs to determine the feeding values through in vivo and feeding trials.

    Keywords: additives, orange pulp, nutritive value, silage characteristics
  • Siamak Mashahiri, Hassan Darmani Kuhi * Pages 75-90

    This experiment was conducted in order to investigate the effect of dietary enzyme supplementation (DES) and wheat particle size (WPZ) on growth, microbial population and intestinal acidity and litter characteristics of Japanese quails using a 3×3 factorial arrangement in a completely randomized design with nine treatments each replicated 4 times with 20 quails per replicate. The experimental factors included three WPZ [2, 3 and 3/5 mm] and three levels of DES [Rovabio enzyme at 0, 200 and 400 ppm]. Through the whole experimental period, groups of birds received diets with 2 and 3 mm WPZ+400 ppm of DES showed significantly reduced feed intake compared to the groups with 3.5 mm WPZ without and with 200 ppm DES (p<0.01). Birds received diets with 2 and 3 mm WPZ+400 ppm of DES also showed better feed conversion ratio than those fed with 3.5 mm WPZ without enzyme supplementation (p<0.01). Lactobacillus counts increased significantly in quails fed diets with 2 mm WPZ and 400 ppm of DES in comparison to 3.5 WPZ without enzyme supplementation group (p<0.01). Birds fed diets with 2, 3 and 3.5 mm WPZ+400 ppm of DES had lower litter pH than those fed wheat-based diets without enzyme supplementation (p<0.01). Treatment of 2 mm WPZ+400 ppm of DES showed less litter moisture than those with 3 and 3.5 mm WPZ without enzyme supplementation (p<0.01). In conclusion, dietary inclusion of wheat grain at 2 mm diameter particle size supplemented by 400 ppm enzyme is recommended.

    Keywords: Particle size, Japanese quails, Microbial population, Enzyme
  • Mehdi Amirsadeghi *, AmirHossein Alizadeh Ghamsari Pages 91-102

    Nowadays, there is an abundant interest in the use of insects in poultry and livestock nutrition. All insects produce chitin-based exoskeletons. A precise determination of chitin content of insects is necessary because of its application in various industries and poor digestion in some livestock. Therefore it is necessary to specify their skeleton composition including chitin. Due to the structure of chitin and insolubility in common solvents, the measurement of this compound is difficult and undertaken by estimation. In this study, two different methods are used and compared for chitin content measurement of insects. The experiment was carried out using six different samples of insects including larva of darkling beetle (mealworm) (Tenebrio molitor), crickets (Gryllodes sigillatus), honey bee (Apis mellifera meda) and varieties 31, 51 and 107 of silkworm (Bombix mori). In the first method, chitin content was estimated by measuring the acid detergent fiber. In the second method, the chitin measured by chemical purification method. The measured chitin contents by chemical purification were 12.05%± 0.071 for honey bee, 8.18%± 0.259 for mealworm, 7.79% ± 0.107 for cricket and 7.92% ± 0.058, 4.93% ± 0.091, 6.08% ± 0.116 for variety 31, 51 and 107 of silkworm samples respectively. Due to the recommended maximum amount of chitin in poultry feed at the level of 7g/kg and effect of chitin in determination of total protein, measurement of chitin before usage in feed is necessary and according to the obtained results, for determination of chitin content use of chemical purification method is recommended.

    Keywords: Chemical Purification, CHITIN, insects
  • Meysam Shahabi Nejad, Mohamad Salarmoini, Mohsen Afsharmanesh, Maziar Jajarmi, MOSLEM ASADI KOROM * Pages 103-114

    An experiment was conducted to evaluate the effect of particle size and feed form on growth performance, digestibility, and intestinal morphology of growing Japanese quails from 21 to 35 days of age. A total of 480 mixed Japanese quails were used in a completely randomized design with a 2×3 factorial arrangement, three feed forms (mash, crumble, and pellet) and two levels of particle size (fine, and coarse), with 6 experimental treatments, 4 replicates and 20 birds per each replicate. Birds consumed pelleted and crumbled feeds with coarse particle size showed significantly higher body weight gain, compared to the birds fed with mash feed with both coarse and fine grinding particle size(p<0.05). A significant increase in feed intake were detected in birds fed with pelleted form (p<0.01). Feed conversion ratio was significantly higher in quails fed with pelleted diets than mash and crumbled diets and also in fine particle size than coarse particles (p<0.01). Birds fed with pellets with higher particle size had significantly heavier gizzards (p<0.05). The length of villi was significantly higher in birds fed with pelleted and crumbled feeds (p<0.01). The highest percentage of dry matter and nitrogen digestibility were observed in birds fed with the mash form diet and also in coarse particle size diets (p<0.05). Based on the results, the use of crumbled diets with coarse particle size are recommended due to more weight gain compared to the mash diets and also better feed efficiency in compare to the pelleted diets.

    Keywords: Feed form, Intestine morphology, Japanese quail, Particle size
  • Setareh Abedi, Seyyed Javad Hosseini-Vashan *, Seyed Homayoun Farhangfar, Seyyed Ehsan Ghiasi Pages 115-129

    This study was done to investigate the effect of pomegranate peel extract on growth performance, blood biochemical indices, intestinal morphology and meat quality of broiler fed diet-contained soybean oil. 120 male broilers were used in the form of a completely randomized design with 3 treatments, 4 repetitions and 10 chicks. Experimental diets were three levels of zero, 300 and 600 mg/kg of pomegranate peel extract (PPE). Pomegranate peel extract had no effect on performance traits including feed intake, body weight and feed conversion ratio at starter and finisher phases, but in the grower period, the levels of 300 and 600 PPE reduced feed intake (from 928 to 777 g) and feed conversion ratio (from 1.77 to 1.31; P <0.05) compare to control. The breast percentage increased from 19.78 in control to 21.95 at the level of 600 PPE and the percentage of abdominal fat decreased from 1.93 in control to 1.27 at the level of 600 PPE (P <0.05). The PPE at levels of 600 reduced concentration of cholesterol (183.68 to 137.15 mg/dl) and LDL (95.63 to 32.93 mg/dl) and the enzyme activity of aspartate dehydrogenase (263.8 to 204.28) compare to control. The villus height (from 1026.88 to 1155.12) and the villus height to crypt depth ratio (5.04 to 5.6) were higher at the 600 PPE compared to the control. The concentration of Malondialdehyde in meat decreased at 15 and 30 days after slaughter with an increase in PPE compared to control.

    Keywords: Aspartate aminotransferase, Cholesterol, Feed Conversion Ratio, malondialdehyde, Villus Height
  • Omhani Tahmasbi, Mahmoud Shams Ahargh *, Reza Mirshekar Pages 131-143

    This experiment was conducted to investigate the possibility of using refined oil with various adsorbents in broiler chicken feed and its effect on performance and blood parameters. Soybean oil was heated at 180C for 20 hours. Then various adsorbents were added to it and the quality of oil was evaluated. Heating increased (P<0.05) peroxide, acidic, iodine, and carbonyl values in heated oil. Treatment of burned oil with adsorbents improved oil quality (P<0.05). Then, the possibility of using refined oil in 480 broiler chicks of the commercial strain of Ross 308 was investigated in 8 treatments, 5 replications, and 12 chicks per replicate. Dietary treatments were as: T1: Control (3% crude oil), T2: 3% crude oil+200 ppm α-tocopherol, T3: 3% oxidized oil, T4: 3% oxidized oil+200 ppm α-tocopherol, T5: 3% refined oil using calcium silicate, T6: 3% refined oil using zeolite, T7: 3% refined oil using rice hull ash, T8: 3% refined oil using a mixture of 3 absorbents. The results showed that adding untreated burnt oil to diet led to a remarkable decrease in chicken’s weight gain and significant increase in FCR in the entire rearing period (P < 0.05). Using α-tocopherol and refining oil compensated for some negative effects of burned oil (P<0.05). Untreated burnt oil had the lowest total protein concentration compared to other treatments (P < 0.05). These results showed that addition of alpha-tocopherol, calcium silicate, and a combination of the three inorganic adsorbents to burnt oil leads to improved growth performance during the entire growth period.

    Keywords: oil recovery, mineral adsorbent, performance, Broiler chicken