فهرست مطالب

نشریه جستارهای تاریخ اسلام
پیاپی 2 (پاییز و زمستان 1400)

  • تاریخ انتشار: 1401/04/24
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سید ناصر موسوی صفحه 7
  • زهرا زارعی* صفحات 9-42

     قرآن کریم و روایات رسیده از معصومان (ع)، ما را به الگوگیری و اسوه قراردادن رسول خدا (ص) و اهل بیت (ع)  توصیه کرده اند. بررسی زندگی اولیای الهی نشان می دهد که سیره آن حضرات در ابعاد مختلف می تواند الگوی برتر و دارای منافع و مصالح گسترده تری باشد. یکی از ابعاد سیره، توجه معصومان  (ع)  به ارایه خدمات اجتماعی متنوع و متعدد در سطوح و لایه های مختلف جامعه بود. در سیره آن بزرگواران، هم توصیه به انجام امور خیر و نافع برای عامه وجود دارد و هم اهتمام عملی به آن. این مقاله درصدد پاسخ به این سوال است که رسول خدا (ص) و اهل بیت آن حضرت، در خصوص نیاز جامعه اسلامی به خدمات اجتماعی چگونه عمل می کرده و چه توصیه هایی دارند؟ بررسی ها نشان می دهد که در سیره معصومان  (ع)، کمک به رفع نیاز و حل مشکل نیازمندان، توجه به مشکلات و نیازهای همه افراد جامعه، اصلاح روابط و رفع کدورت ها، توجه به نیازهای خواص در راستای گسترش فرهنگ خدمت رسانی در جامعه، رعایت مواسات و توصیه به تعاون، توجه به نیازهای خویشاوندان، ساخت مسجد، توجه به خانواده های زندانیان و آزادساختن بردگان، در سطوح و لایه های مختلف اجتماعی، مورد اهتمام عملی و توصیه جدی آنان قرار داشته است.

    کلیدواژگان: واژگان کلیدی: خدمات اجتماعی، سیره معصومان، مواسات، رفع نیاز، حل مشکل
  • فاطمه حق شناس* صفحات 43-66

     
    برخلاف نگاه اموی و عباسی، آموزه های راستین اسلام که از طریق روایات معصومان (ع)  به دست ما رسیده است، بر حضور فعال زنان در عرصه اجتماعی تاکید دارد. زنان مسلمان به عنوان نیمی از جامعه اسلامی، ظرفیت بالایی در تحولات در میان امت اسلامی داشته اند. آنان در برهه هایی از تاریخ، نقش فعالی ایفا کرده و در یاری رساندن به دین خدا و دستیابی به اهداف تعیین شده توسط امامان کوشیده اند. یکی از دوره های مهم تاریخ اسلام، عصر قدرت گیری امویان تا اواخر قرن اول هجری است که دوره امامت امام حسن، امام حسین و امام سجاد (ع) است. اخبار حاکی از تلاش زنان یاریگر ولایت در این دوره، کم بوده و توجه به نقش زنان یاریگر در این زمان، اندک است. این تحقیق درصدد پاسخ به این پرسش است که زنان یاریگر ولایت و همراهان امام در این دوران، چه فعالیت هایی داشته و چگونه از امام خود حمایت می کردند؟ به نظر می رسد زنان در چند عرصه از جمله مواجهه فکری و اعتقادی، حضور مستقیم در صحنه مقابله، همکاری در قصاص قاتلان کربلا، مشارکت در آیین ها و پناه دادن به شیعیان اهل بیت (ع)  نقش فعالی داشتند و نام برخی از ایشان در تاریخ ثبت شده است.

    کلیدواژگان: زنان، وافدات، امامان اهل بیت (ع)، قرن اول، بنی امیه
  • زهرا زحمت کش*، سید ناصر موسوی صفحات 67-98

      تلاش های رسول خدا (ص) در دوره کوتاه رسالت، تاثیرات گسترده و در برخی موارد، اثرات عمیقی در جامعه اسلامی گذاشت و به زودی، پیام آسمانی آن حضرت، در قلمرو دو امپراتوری بزرگ عصر، سیطره یافت. جامعه اسلامی، در همه ابعاد رشد کرد و از جامعه جاهلی فاصله گرفت. در دوره عثمان، شاخه اموی قریش، که سرسخت ترین دشمنان رسول خدا (ص) بودند و تا آخرین فرصت در مقابل آن حضرت صف آرایی کرده بودند، قدرت سیاسی را در اختیار گرفتند و زمامداری جامعه اسلامی به دست فردی زیرک و باهوش از این قبیله افتاد. با گسترش فعالیت های تبلیغی معاویه، برخی دستاوردهای امت اسلامی از دست رفت و ارزش های دوره جاهلی، که با کوشش طاقت فرسای پیامبر (ص) رنگ باخته بود، پررنگ شد و غلبه یافت. مقاله حاضر در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که روش های تبلیغی پیامبر در توسعه فرهنگ اسلامی و رشد امت اسلام چه بود و معاویه چه روشی را در تبلیغ اسلام با قرایت اموی به کار بست و هر کدام چه دستاوردهایی داشتند؟ یافته های این تحقیق نشان می دهد که رسول خدا (ص)، از شیوه های گفتاری، رفتاری یا ترکیبی مختلف استفاده کرده و با رشددادن آگاهی و ترویج مدارا و با رعایت کرامت مخاطبان، جامعه را متحول کرد و در مسیر رشد ظاهری و تعالی معنوی قرار داد. با گذشت سه دهه از رحلت رسول خدا (ص) و حاکمیت معاویه، خلافت به سلطنت مبدل شد و شیوه های تبلیغ در پوشش تبلیغ دینی با استفاده از افراد خاص و ثروت و قدرت سیاسی و استفاده ابزاری از جهل مردم به ویژه شامیان، در تثبیت حاکمیت امویان کوشید و اهداف اجتماعی و الهی اسلام را در راستای منافع حکومت امویان تفسیر کرد.

    کلیدواژگان: رسول خدا(ص)، شیوه های گفتگو و تبلیغ دینی، دعوت به اسلام، معاویه، مدارا
  • سید ضیاءالدین میر محمدی، سیده سمانه نطقی مقدم* صفحات 99-122

     «فلسفه نظری تاریخ» گذشته بشری را به مثابه یک واحد در نظر گرفته و در خصوص حرکت، عامل حرکت، هدف، مسیر و مراحل سیر آن، نظریه پردازی می کند. برخی فیلسوفان نظری تاریخ، حرکت تاریخ را رو به پیشرفت و تکامل دانسته و برخی دیگر برخلاف آن اعتقاد دارند. علامه محمدتقی جعفری، از فیلسوفان مسلمان آشنا به فلسفه اسلامی و غربی، ضمن طرح بحث محوری حیات معقول، معتقد است بشر از نظر علمی و فناوری، دارای پیشرفت بوده، ولی از منظر اخلاقی، در مسیر تکامل نیست؛ ازاین رو، پیشرفت های علمی و فناوری، در خدمت فساد و افساد در زمین قرار گرفته است. ایشان بر اساس آموزه های دینی معتقد است در جهان بشری بعد از دوره ظهور مصلح موعود، پیشرفت مادی، تکامل معنوی و اخلاقی با هم رخ خواهد داد. این مقاله با بررسی تبیینی این نظریه با کلیدواژه حیات معقول، به نقد این نظریه پرداخته است. یافته های تحقیق نشان می دهد این نظریه هرچند در تبیین فلسفه نظری منسجم با تکیه بر منابع دینی، موفقیت داشته و از اعتبار علمی برخوردار است، ولی در بخشی از نظریه، دارای ابهام است و از کافی نبودن استدلال های مطرح شده در اثبات نظر خویش رنج می برد.

    کلیدواژگان: علامه محمدتقی جعفری، تکامل در تاریخ، حیات معقول، فلسفه نظری تاریخ
  • سید آیت الله احمدی* صفحات 123-146

     شناخت و ارزیابی رفتارها و مناسبات شیعیان در تعامل با امامان (ع)  رهیافتی مهم و ضروری برای شناخت و تحلیل دقیق سیره ایمه اطهار (ع) است. این مهم در حوزه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و... نیازمند بررسی است. در پژوهش حاضر، روابط و مناسبات علمی شیعیان نسبت به ایمه (ع) در دوره زمانی عصر حضور با تاکید بر عصر صادقین  (ع) بررسی شده است. افزون بر این، گونه های مختلف مناسبات و روابط علمی شیعیان با ایمه (ع)  در عصر حضور، شناسایی و معرفی شده و به این پرسش پاسخ داده شده است که شیعیان چگونه از مقام علمی ایمه  (ع) بهره می بردند و آیا روابط شیعیان با امامان، متناسب با جایگاه علمی ایشان بوده است؟ مهم ترین محور این نوشتار، بحث علم آموزی شیعیان دوره حضور از امامان  (ع)  و ثبت آموخته هاست. شیعیان به دلیل باور به مرجعیت علمی ایمه (ع)  و برخورداری ایشان از علم لایزال الهی، در مسایل علمی، از امامان (ع)  پیروی کرده و سخنانشان را حجت می دانستند. آنان با مراجعه به ایشان در مواضع متعدد، از خرمن دانش فراوان ایمه (ع) بهره جسته و شبهات و مشکلات عملی خویش را برطرف می ساختند. رشد و بالندگی تشیع و توسعه فرهنگی مکتب اهل بیت (ع)  مهم ترین پیامد مناسبات علمی شیعیان با ایمه  (ع) بوده است.

    کلیدواژگان: امامان معصوم، شیعیان عصر حضور، علم آموزی شیعیان، ثبت آموزه های امامان
  • لیلا همایون فرد* صفحات 147-162

     ابن قتیبه دینوری (213-276ق)، یکی از دانشمندان و نویسندگان قرن سوم هجری است که تالیفات زیادی از خود به جای نهاده است. کثرت این نگاشته ها موجب توجه محققان غربی و شرقی به وی شده و نظرها و تحلیل های گوناگونی درباره او و آثارش ارایه گردیده است. نوشتار حاضر با روش توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، به بررسی نقش ابن قتیبه دینوری در گسترش علوم در قرن سوم هجری پرداخته است. نتایج به دست آمده، نشان دهنده آن است که وی در گسترش محتوایی علومی همچون: علوم قرآنی، شعر، لغت، کلام، فقه و تاریخ، نقش مثبتی ایفا کرده است. ابن قتیبه هرچند نتوانسته در تالیفاتش، ابداع کننده سبک جدید یا خالق اثری نو و خلاقانه باشد، اما مهم ترین خدمت علمی او به متاخرین، حفظ بسیاری از مطالب تاریخی، کلامی، لغوی و ادبی بود. او با جمع آوری و کتابت آن، موجب بقا و انتقال آن به آیندگان شده است.

    کلیدواژگان: ابن قتیبه دینوری، علوم اسلامی، المعارف، قرن سوم هجری
  • صفحات 164-169
|
  • Zahra Zarei Pages 9-42

    The Holy Qur’an and the narrations received from the Infallibles (PBUH) have advised us to follow the example of God’s Messenger (PBUH) and the Ahl al-Bayt (AS)- (Infallible Imams). The study of the saint’s life shows that the life of those God’s saints in different dimensions can be a superior model and also have wider profits and interests. One of the dimensions of Sira (life story of the infallibles (PBUH)) was the attention of the Infallibles (PBUH) to provide various and numerous social services at different levels and layers of society. In those nobles’ life, there is both advice to do good and beneficial deeds for the public and practical concern for it. This article seeks to answer the question of how the God’s messenger (PBUH) and his family acted regarding the need of the Islamic society for social services and what are their recommendations? Studies show that in the Infallibles’ Sira at different levels and social layers, the following items have been given practical attention and serious advice: helping to solve the needs and problems of the needy, Paying attention to the problems and needs of the community, Correcting relationships and removing impurity, Paying attention to the needs of elite in order to spread the culture of service in the community, Observance of generous help and advice to co-operation, Paying attention to the needs of relatives, Building mosques, Attention to the families of prisoners and the release of slaves.

    Keywords: Social services, life story of the infallibles (PBUH), generous help, resolve needs, solve problems
  • Fatemeh Haghshenas Pages 43-66

    Contrary to the Umayyad and Abbasid views, the true teachings of Islam, which have reached us through the narrations of the Infallibles (PBUH), emphasize the active presence of women in the social arena. As half of the Islamic community, Muslim women have had a high capacity for making change among the Muslim ummah. in some periods of history, They have played an active role and have tried to help God’s religion and achieve the goals set by the Imams.in the Islamic history, one of the most important periods is the era of the Umayyads gaining power until the end of the first century AH, which is the period of the Imamate of Imam Hassan, Imam Hussein and Imam Sajjad (AS). There are few reports of women helper’s efforts during this period, and little attention is paid to the role of women helpers at this time. This study seeks to answer the question of what activities the women who helped the Imams had during this period and how they supported their Imam. Women seem to have played an active role in several areas, including intellectual and doctrinal encounter, direct presence in the confrontation scene, cooperation in the retribution of Karbala’s murderers, participation in rituals and sheltering the Shiites of Ahl al-Bayt (AS). The names of some of them are recorded in history.

    Keywords: Women, Wafedat, Imams, Ahl al-Bayt (AS), First Century, Umayyad
  • Zahra Zahmatkash Pages 67-98

    The efforts of God’s Messenger (PBUH) in the short period of his mission, had wide effects and in some cases, profound effects on the Islamic society. And soon, this heavenly message, prevailed upon two great empire’s realms of the age. Islamic society grew in all dimensions and distanced itself from the ignorant society. During the Ottoman period, the Umayyad branch of the Quraysh, who were the most stubborn enemies of the Prophet (PBUH) and had lined up against him until the last opportunity, gained political power. The rule of the Islamic society fell to a clever and intelligent person from this tribe. With the expansion of Muawiya’s propaganda activities, some of the achievements of the Islamic Ummah were lost and the values of the pre-Islamic period, which had faded with the tireless efforts of the Prophet (PBUH), were highlighted and overcome. This article seeks to answer the basic question of what were the Prophet’s methods of propaganda in the development of Islamic culture and the growth of the Islamic Ummah, and what method did Muawiya use in propagating Islam by Umayyad’s recitation, and what were their achievements? After three decades of the demise of the Prophet (PBUH) and the rule of Muawiya, the caliphate became a monarchy by Muawiya, and his propaganda methods in the guise of religious using special individuals, wealth, political power, and the use of people’s ignorance especially the sham, established the Umayyad rule. so, He tried and interpreted the social and divine goals of Islam in the interests of the Umayyad government.

    Keywords: God’s Messenger (PBUH), methods of religious dialogue, propaganda, invitation to Islam, Muawiya, tolerance
  • Sayyed Zia-ud-Din Mir Mohammadi, Sayyedeh Samaneh Notghi Moghaddam Pages 99-122

    The “theoretical philosophy of history” considers the human past as a unit thing then theorizes about movement, the cause of movement, purpose, path and stages of its movement. Some theoretical philosophers of history believe that the movement of history is progressing and evolving, while some others believe otherwise. Allameh Mohammad Taghi Jafari, one of the Muslim philosophers familiar with Islamic and Western philosophy, while discussing the central issue of rational life, believes that human beings have progressed scientifically and technologically, but from a moral point of view, they are not on the path of evolution; Hence, scientific and technological advances have been at the service of corruption on earth. According to religious teachings, he believes that in the human world, after the advent of the promised Mahdi (AJ), material progress, spiritual and moral development will occur together. This article criticizes this theory by explaining it with the keyword of reasonable life. The research findings show that although this theory has succeeded in explaining the coherent theoretical philosophy based on religious sources and has scientific validity, but in part of the theory, it is ambiguous and suffers from insufficient arguments to prove its view.

    Keywords: Allameh Mohammad Taghi Jafari, evolution in history, rational life, theoretical philosophy of history
  • Sayyed Ayatollah Ahmadi Pages 123-146

    Recognizing, evaluating the behaviors, and relations of Shiites in interaction with the Imams (AS) is an important and necessary approach to accurately recognizing and analyzing the conduct of the Imams (AS). This issue needs to be examined in various political, social, economic and other fields. In this study, the Shiite’s scientific relations towards the Imams (AS) in the time period in era of presence Imams (AS) with emphasis on Imam Baqir and Imam Sadegh (AS) era have been studied. In addition, various types of Shiite’s scientific relations with two Imams (AS) in their era of presence have been identified and introduced. And the question has been answered how the Shiites used the Imam’s (AS) scientific status and Has the relationship between the Shiites and the Imams been proportionate with their scientific status? The most important focus of this article is Shiites learning science from the Imams (as) and recording what they have learned. Due to their belief in the scientific authority of the Imams (AS) and their eternal divine knowledge, Shiites followed the Imams (AS) in scientific matters and considered their words as evidence. By referring to Imams (AS), they benefited from the abundant knowledge of them(as). Also, they solved their doubts and practical problems in various positions. Also, they solved their doubts and practical problems in various positions. The growth of Shiism and Ahl al-Bayt (AS)school’s cultural development has been the most important consequence of the Shiites’ scientific relations with the Imams (AS)

    Keywords: Infallibles Imams, Shiites in era of presence Imams (AS), Shiite Scholarship, Recording of Imams’ Teachings
  • Leila Homayoun Fard Pages 147-162

    Ibn Qutayba al-Dīnawarī (213-276 AH) is one of the scientists and writers of the third century (AH) who has left many works. The multiplicity of these writings has attracted the attention of Western and Eastern scholars, and various opinions and analyzes have been presented about him and his works. This article has studied the role of Ibn Qutayba alDīnawarī in development of science in third century (AH) by descriptive method and using library sources. The results show that he has played a positive role in scientific content development such as: Quranic sciences, poetry, vocabulary, theology, jurisprudence and history. Although Ibn Qutayba could not have invented a new style or created a new and creative work in his writings, his most important scientific service to the latter was the preservation of many historical, theological, lexical and literary materials. By collecting and writing them, he has caused its survival and transmission to the futur

    Keywords: Ibn Qutayba al-Dīnawarī, Islamic sciences, knowledge, third century (AH)