فهرست مطالب

برنامه ریزی و بودجه - پیاپی 156 (بهار 1401)
  • پیاپی 156 (بهار 1401)
  • تاریخ انتشار: 1401/04/26
  • تعداد عناوین: 6
|
  • وحید حسنی، محمد حسینی* صفحات 3-28

    با استفاده از داده های مربوط به طرح جمع آوری اطلاعات کارگاه های صنعتی 10 نفر کارکن و بیش‎تر برای سال های بین 1382 تا 1392، مقدار فرانشان در سطح بنگاه های اقتصادی برای 21 صنعت ایران تخمین زده شده است. توزیع فرانشان به‎دست‎آمده برای سال های مختلف نشان می دهد که دم سمت راست توزیع فرانشان برای سال انتهایی داده های موجود، یعنی سال 1392، نسبت به سال ابتدایی، یعنی سال 1382، پهن تر شده است. همچنین، توزیع فرانشان رسم‎شده برای صنایع مختلف نشان می دهد که صنایع مختلف توزیع فرانشان بسیار متفاوتی داشته و میانگین وزن دار فرانشان در صنایع مختلف روندهای متفاوتی را در طول 11 سال طی کرده است. در میان صنایع مختلف، بیش‎ترین فرانشان در صنعت تولید کک و فرآورده های نفتی و پس از آن محصولات شیمیایی، تجهیزات حمل‎ونقل، و تولید لوازم خانگی الکتریکی دیده می شود. در نهایت از نتایج تخمین‎زده‎شده برای فرانشان مشاهده می شود که بنگاه های صادرکننده به‎طور میانگین فرانشان بیش‎تری داشته و تحریم ها این اختلاف را زیادتر کرده اند.

    کلیدواژگان: فرانشان، تابع تولید ترانسلوگ، دی لاکر-وارزینسکی، آکربرگ-کیوز-فریزر، تحریم
  • ژاله زارعی*، مریم همتی صفحات 29-53

    در این مطالعه به این پرسش پاسخ داده می شود که آیا سیاست های پولی و مالی در مواجهه با فشار تقاضا و شرایط تورمی با یکدیگر هماهنگ هستند؟ در راستای پاسخ به این پرسش، در این مطالعه هماهنگی بین سیاست های پولی و مالی ایران با استفاده از رهیافت تابع واکنش با ضرایب زمان متغیر در دوره زمانی 1367:1 تا 1399:4 مورد بررسی قرار گرفت و در چارچوب نظریه بازی ها، تعادل نش، سناریوهای پیش روی تعامل این دو سیاست در ماتریس ترکیب سیاست ها استخراج گردید. نتایج موید آن است که طی دوره زمانی فصل چهارم 1370 تا فصل اول 1371 (دو فصل) و همچنین فصل اول 1390 تا فصل دوم 1390 (دو فصل) تنها دوره هایی بوده اند که سیاست گذار پولی و مالی به طور هماهنگ اقدام به کاهش شکاف تورم مثبت نموده اند. همچنین مقام پولی و مالی نیز صرفا در سه فصل ابتدایی 1385 و فصل دوم 1387 تا پایان 1388 (7 فصل)، برای کاهش شکاف منفی به صورت هماهنگ واکنش پادچرخه ای داشته اند. بر اساس این نتایج و در چارچوب ماتریس ترکیب سیاست ها، بانک مرکزی ایران در بخش عمده ای از سال ها، مطیع سیاست های مالی بوده است. از این رو، پیشنهاد می شود جهت برقراری هماهنگی بیشتر سیاست گذاران مالی و پولی، تعریف و تبیین برخی ترتیبات نهادی و چارچوب های قانونی در دستور کار قرار گیرد که از آن جمله می توان به پیاده سازی توام قواعد مالی و هدف گذاری تورم و تعیین چارچوب قانونی برای استقلال بانک مرکزی اشاره نمود.

    کلیدواژگان: سیاست مالی، سیاست پولی، هدف گذاری تورم، هماهنگی سیاست ها، مدل های با پارامتر زمان متغیر
  • محمدامین فارغ بال، خلیل احمدی، محمدحسین رحمتی* صفحات 55-91

    پس از تصویب قانون مالیات بر ارزش افزوده در سال 1387، مقرر شد بخشی از درآمدهای آن تحت عنوان «عوارض ارزش افزوده» بین شهرداری ها و دهیاری ها توزیع گردد. سهم بری شهرداری ها و دهیاری های از درآمدهای مالیاتی «درآمدهای انتقالی درون حاکمیتی» نامیده و در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، تامین کننده ی بخشی از بودجه ی دولت های محلی و به هدف کاهش نابرابری منطقه ای است. نحوه توزیع عوارض در سالیان مختلف هم در قوانین دایمی و هم در قوانین بودجه سنواتی بدلیل اهمیت همواره دستخوش تغییر بوده است. شایان ذکر است که نحوه و ساختار توزیع عوارض و اثر آن بر نابرابری بین منطقه ای از حیث دلالت های سیاستی واجد اهمیت است. این مطالعه با استفاده از داده های توزیع عوارض بین شهرستان ها (سامانه توزیع عوارض سازمان امور مالیاتی) نتیجه می گیرد که ضریب جینی توزیع عوارض مالیات بر ارزش افزوده در سطح استانی در سال 1395، 0/64 بوده که با تغییر قانون توزیع در سال 1396 با اندکی بهبود به 0/61 رسیده است. در سال 1397 تغییرات محسوسی نسبت به سال 1396 نداشته اما سال 1398 با توزیع ناعادلانه تر عوارض مالیات بر ارزش افزوده مواجه بوده ایم به طوریکه ضریب جینی توزیع آن با اندکی افزایش به 0/67 رسیده است. این مطالعه (1) نشان می دهد توزیع عوارض قانون جدید مالیات بر ارزش افزوده ناعادلانه است (2) بر اساس تخمین تصریح تابلویی بین استانی توزیع ناعادلانه عوارض موجب افزایش نابرابری درآمدی درون منطقه ای می شود (3) پیشنهاداتی در جهت توزیع منصفانه تر عوارض پیشنهاد می دهد و ضرورت اصلاح قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب سال 1400 را برجسته می کند.

    کلیدواژگان: انتقال درون حاکمیتی، توازن منطقه ای، عوارض، مالیات ارزش افزوده، نابرابری، دولت های محلی، نابرابری بین منطقه ای
  • شهریار زروکی*، وحید تقی نژاد عمران، عالیه محمودی عالمی صفحات 93-123

    در پژوهش حاضر تلاش شده است تا اثرات دوگانه تورم در سبد کل و گروه های کالایی بر نابرابری درآمد در ایران بررسی شود. برای این منظور از رهیافت خودتوضیحی با وقفه های توزیعی غیرخطی و داده های سالانه 1399-1351 استفاده می شود. الگوی پژوهش در دو قالب با هدف برآورد اثر نامتقارن تورم سبد کل و تورم 7 گروه کالایی (شامل 1. خوراکی ها، آشامیدنی ها و دخانیات، 2. اثاث و لوازم و خدمات مورد استفاده در خانه، 3. بهداشت و درمان، 4. مسکن، سوخت و روشنایی، 5. تفریح و امور فرهنگی، تحصیل، رستوران و هتل، 6. حمل ونقل و ارتباطات 7. پوشاک و کفش) بر نابرابری درآمد (سهم ده درصد ثروتمندترین به ده درصد فقیرترین) در قالب غیرخطی (نامتقارن) تصریح و برآورد شد. نتایج در قالب اول (با توجه به تورم سبد کل) حاکی از آن است که تورم با اثر متقارن و برخلاف آن نرخ بیکاری با اثر نامتقارن بر نابرابری درآمد همراه است. مخارج اجتماعی دولت به طور معکوس بر نابرابری اثرگذار بوده و تولید سرانه نیز رابطه ای U شکل معکوس با نابرابری درآمد دارد. در قالب دوم در بلندمدت افزایش ها و کاهش ها در نرخ تورم گروه بهداشت اثر معناداری بر نابرابری درآمد ندارد. نرخ تورم در دو گروه خوراکی ها و آشامیدنی ها و گروه تفریح و امور فرهنگی با اثری مستقیم و متقارن بر نابرابری درآمدی در ایران همراه است. نرخ تورم در گروه های اثاثیه منزل و مبلمان، مسکن، حمل ونقل و ارتباطات و پوشاک به طور معکوس و نامتقارن بر نابرابری درآمد اثرگذار است. سایر نتایج حاکی از آن است که اگرچه سطح نابرابری درآمدی در اقتصاد ایران بعد از انقلاب کاهش یافته است ولی در دوران جنگ تفاوت معناداری با سایر سال ها ندارد.

    کلیدواژگان: تورم، گروه های کالایی، نابرابری درآمد، الگوی نامتقارن، ایران
  • احمد لطفی، فرهاد خداداد کاشی*، سیاوش جانی صفحات 125-151

    هدف پژوهش حاضر شناخت تاثیر نوع قرارداد بازار کار بر رشد بهره وری کل عوامل تولید در صنایع کارخانه ای ایران است. برای این منظور، ضمن استفاده از داده های تابلویی، به منظور اجتناب از مشکل همزمانی در تابع تولید، بهره وری به روش نیمه پارامتریک لوینسون و پترین اندازه گیری شد. سپس، با استفاده از شاخص شدت مهارت، صنایع به دو بخش ماهر و غیرماهر تفکیک گردید. در ارزیابی تاثیر نوع قرارداد بازار کار بر رشد بهره وری در بخش های ماهر و غیرماهر، تاثیر دو متغیر شومپیتری رشد بهره وری صنعت رهبر و شکاف بهره وری بین هر صنعت و صنعت رهبر نیز تخمین زده شد. نتایج دلالت بر این دارد که اولا، اشتغال موقت تاثیر منفی بر رشد بهره وری دارد، اما در بخش های ماهر آسیب رسان تر است. ثانیا، تاثیر مثبت شکاف بهره وری نسبی و رشد بهره وری صنعت رهبر با ادبیات رشد شومپیتری سازگار است.

    کلیدواژگان: بهره وری، رویکرد لوینسون و پترین، قرارداد بازار کار، شاخص شدت مهارت، صنایع رهبر
  • سکینه اسلامی گیسکی، مصطفی سلیمی فر*، احمد سیفی صفحات 153-174

    توسعه صنعت از یک طرف به افزایش رشد اقتصادی منجر می شود و از طرف دیگر به دلیل ضرایب آلایندگی بالاتر باعث کاهش کیفیت محیط‎زیست می شود. پس ایجاد ساختاری بهینه از صنعت برای کاهش اثرات جانبی منفی از اهمیت بالایی برخوردار است. بر اساس این، پژوهش حاضر با استفاده از شواهد آماری کشورهای منتخب منا برای دوره زمانی 2017-2010 و کاربست رهیافت اقتصادسنجی فضایی به بررسی اثر تراکم صنعتی بر تراکم آلودگی با شاخص آنتروپی می پردازد. نتایج حاصل نشان می دهد که نوعی اثرات فضایی انتشار آلاینده ها در میان کشورهای مورد بررسی وجود دارد. همچنین، تراکم صنعت به دلیل امکان بهره برداری از مزایای سرریز دانش و فناوری، و تطابق بین مهارت با مشاغل، باعث کاهش تراکم آلاینده ها می شود. علاوه بر این، شدت مصرف انرژی باعث افزایش در تراکم آلودگی می شود. منحنی کوزنتس نیز در رابطه بین تولید ناخالص داخلی و تراکم آلودگی مبنی بر رابطه غیرخطی بین دو متغیر تایید شده است. در نهایت، باز بودن اقتصاد در کشورهای همجوار به واسطه اثرات سرریز فضایی به کاهش تراکم آلودگی منجر می شود.

    کلیدواژگان: تراکم آلودگی، تراکم صنعتی، آنتروپی بهبودیافته، رهیافت اقتصادسنجی فضایی، کشورهای منا
|
  • Vahid Hassani, Mohammad Hoseini* Pages 3-28

    In this paper, using Iran's manufacturing plant panel data of firms with ten or more workers, markup's evolution at the firm level has been studied for Iran's economy from 2003 to 2013. Following the ACF approach, a translog production function has been estimated for each industry. Then, after estimating each firm's labor elasticity trend, we used the DLW approach to estimate and analyze the distributional variation of markup through time and among Iran's industries. We plot the kernel density of markups for the first and last year in data and show that the last year's markup distribution has become fattened in its upper tail compared to the first year. Next, we show that markups' distribution considerably differs from one industry to another, and each industry has a different weighted average markup trend. Finally, we show that exporter firms have charged more markup compared to domestic ones, and sanctions have positively affected this markup premium.

    Keywords: Markup, Translog Production Function, ACF, DLW, Sanction
  • Zhale Zarei*, Maryam Hemmati Pages 29-53

    This study answers the question of whether monetary and fiscal policies are consistent in reaction to the demand pressure and inflationary conditions. In order to answer this question, in this study, the coordination between monetary and fiscal policies was examined in the period 1988: 1 to 2021:4, based on Demid’s approach (2018) and using model with time varying parameters (TVP). Following the study of  Kuttner (2016) in the framework of game theory, Nash equilibrium, scenarios for the interaction of these two policies were extracted in the policy matrix. The results confirm that the first quarter of 1992 to the second quarter of 1992 (two seasons) and also the second quarter of 2011 to the third quarter of 2011 (two seasons) were the only periods in which monetary and fiscal policymakers simultaneously and consistently tried to reduce the inflation gap. Also, in the first three seasons of 2006 and the second quarter of 2008 to the end of 2009 (7 seasons), the monetary and fiscal authorities reacted positively to the negative output gap simultaneously and had a counter-cyclical reaction to reduce the output gap in a coordinated manner. Based on these results and in the framework of the policy matrix, the Central Bank of Iran has been submissive to fiscal policies for most of the years. Therefore, it is suggested that in order to strengthen coordination between fiscal and monetary policymakers, the establishment of some institutional arrangements and legal frameworks should be on the agenda, including the implementation of both fiscal rules and inflation targeting and setting a legal framework for strengthening the central bank independence

    Keywords: Fiscal Policy, Monetary Policy, Policy Coordination, Time Varying Parameters
  • Mohammadamin Fareghbal, Khalil Ahmadi, Mohammadhossein Rahmati* Pages 55-91

    In value added tax law, it was decided to distribute a share of revenue across local municipalities. This intergovernmental tax is the source of income for many local municipalities in developed countries and aimed, among other purposes, to mitigate the inequality across regions. Its allocation scheme has amended annually in budgetary and permanent laws due to its significance. However, there are almost no study to examine the structure of allotment and its consequences on regional disparity. This study benefits from administrative data to calculate Gini coefficients of intergovernmental transfer across provinces and counties. The Gini coefficients across provinces are 0.64 and 0.61 in 2016 and 2017, respectively. In 2018, dues to the change of distribution rules, it increases to 0.87, and it is expected that the new law will exacerbate inequality. The paper proposes new rules such that the transfer would a function of needs and responsibilities by local municipalities.

    Keywords: intergovernmental transfer, regional disparity, value added taxed, inequality
  • Shahryar Zaroki*, Vahid Taghinezhad Omran, Alie Mahmoodi Alami Pages 93-123

    In the present study, an attempt has been made to investigate the dual effects of inflation in the total basket and commodity groups on income inequality in Iran. For this purpose, a nonlinear autoregressive distributed lags (NARDL) and annual data from 1972-2020 is used. Research model in two formats with the aim of estimating the asymmetric effect of total basket inflation and inflation of 7 commodity groups (including 1. Food, beverages and tobacco, 2. Furniture and appliances and services used at home, 3. Health, 4. Housing, fuel and lighting, 5. Recreation and cultural affairs, education, restaurants and hotels, 6. Transport and communications 7. Clothing and footwear) on income inequality (share of the richest ten percent to the poorest ten percent) in a non-linear format) Was specified and estimated. The results in the first format (considering the total basket inflation) indicate that inflation is associated with a symmetrical effect and, conversely, the unemployment rate is associated with an asymmetric effect on income inequality. Government social expenditure has the opposite effect on inequality, and GDP per capita has a U inverted shape relationship with income inequality. In the second form, in the long run, increases and decreases in the inflation rate of the health group do not have a significant effect on income inequality. Inflation rate in the two groups of food and beverages and the group of entertainment and cultural affairs is associated with a direct and symmetrical effect on income inequality in Iran. Inflation rates in the furniture and housing, housing, transportation, communications, and clothing groups inversely and asymmetrically affect income inequality. Other results indicate that although the level of income inequality in the Iranian economy decreased after the revolution, it was not significantly different during the war from other years.

    Keywords: Inflation, Commodity Groups, Income Inequality, Asymmetric Approach
  • Ahmad Lotfi, Farhad Khodadad Kashi*, Siavash Jani Pages 125-151

    The purpose of this article is to understand the effect of the type of labor market contract on the productivity growth of total factor productivity (TFP) in Iran's manufacturing industries. For this purpose, while using panel data, in order to avoid the problem of simultaneity in the production function, productivity was measured by Levinsohn and Petrin semi-parametric methods. Then, using the skill intensity index, industries were divided into skilled and unskilled sections. In evaluating the impact of labor market contract type on productivity growth in skilled and unskilled sectors, the effect of two Schumpeterian growth variables on productivity growth of the leadership industry and the productivity gap between each industry and the leadership industry was also estimated. The results indicate that, first, temporary employment (TE) has a negative effect on productivity growth, but is more harmful in the skilled sectors. Second, the positive impact of the relative productivity gap and the productivity growth of the leader industry is consistent with the Schumpeterian growth literature.

    Keywords: Productivity, Levinsohn & Petrin Approach, Labor Market Contract, Skill Intensity Index, Leader Industries
  • Sakineh Eslami Giski, Mostafa Salimifar*, Ahmad Esifi Pages 153-174

    On the one hand, the development of industry increases economic growth and on the other hand, due to higher pollution coefficients, it reduces the quality of the environment. Therefore, creating an optimal structure of the industry to reduce the negative externalities is very importance. Accordingly, the study by using the statistical evidence of MENA selected countries over 2010-2017 and applying spatial econometrics approach investigates the effect of industrial agglomeration on entropy index as pollution agglomeration.  The results show that there are spatial effects of pollutant emissions among the studied countries, Also, the agglomeration of the industry reduces the agglomeration of pollutants due to advantage of spillover effect of knowledge and technology and matching skills with jobs. In addition, the intensity of energy consumption increases the agglomeration of pollution. The Kuznets curve in the relationship between GDP and pollution agglomeration is confirmed by the nonlinear relationship between the two variables. Ultimately, the openness of the economy in neighboring countries due to the effects of spatial spillover leads to a reduction in pollution agglomeration.

    Keywords: Industrial Agglomeration, Pollution Agglomeration, Improved Entropy, MENA Countries, Spatial Econometric Approach