فهرست مطالب

تحلیل های اقتصادی توسعه ایران - سال هشتم شماره 1 (پیاپی 21، بهار و تابستان 1401)
  • سال هشتم شماره 1 (پیاپی 21، بهار و تابستان 1401)
  • تاریخ انتشار: 1401/05/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • هدی زبیری، مانی موتمنی، سیده سولماز اوصیا* صفحات 1-16

    طی چند دهه گذشته، نحوه توزیع درآمد بیش از پیش مورد توجه پژوهشگران و سیاستگذاران اقتصادی بوده، و این اجماع نظر حاصل شده، که بزرگترین عامل به وجود آورنده فقر، نه کمبود درآمد بلکه توزیع ناعادلانه آن است. به همین دلیل، سیاستگذاران در کنار هدف رشد اقتصادی، از برخی ابزارها مانند بیمه برای بهبود توزیع درآمد استفاده می کنند. پژوهش حاضر، به برآورد اثر بیمه بازرگانی بر نابرابری درآمد در 50 کشور منتخب طی سال های 2000 تا 2020 با استفاده از روش داده های تابلویی پویا می پردازد. نتایج پژوهش، نشان می دهد که متغیر ضریب نفوذ بیمه (نسبت حق بیمه بازرگانی به تولید ناخالص داخلی)، اثر منفی و معنادار بر نابرابری درآمد دارد. بیمه بازرگانی، نه تنها از وقوع فقر بیشتر جلوگیری می کند بلکه افزایش اطمینان خاطر و ثبات در رفتار مصرفی و سرمایه گذاری خانوارها را به همراه دارد و این امکان را برای خانوارها فراهم می کند تا از دامنه گسترده تری از فرصت های کسب درآمد، استفاده کنند. بنابراین، اهمیت گسترشه بازرگانی به منظور کاهش فقر و نابرابری درآمدی در راستای دستیابی به توسعه اقتصادی، می تواند از اولویت های سیاستگذاری محسوب شود. همچنین راهکارهایی همچون تنوع در پرتفوی بیمه های بازرگانی، توسعه بیمه های اعتباری، ارایه طرح های حمایتی از بیمه گذاران برای گسترش ضریب نفوذ بیمه در ایران، پیشنهاد می شودطی چند دهه گذشته، نحوه توزیع درآمد بیش از پیش مورد توجه پژوهشگران و سیاستگذاران اقتصادی بوده، و این اجماع نظر حاصل شده، که بزرگترین عامل به وجود آورنده فقر، نه کمبود درآمد بلکه توزیع ناعادلانه آن است. به همین دلیل، سیاستگذاران در کنار هدف رشد اقتصادی، از برخی ابزارها مانند بیمه برای بهبود توزیع درآمد استفاده می کنند. پژوهش حاضر، به برآورد اثر بیمه بازرگانی بر نابرابری درآمد در 50 کشور منتخب طی سال های 2000 تا 2020 با استفاده از روش داده های تابلویی پویا می پردازد. نتایج پژوهش، نشان می دهد که متغیر ضریب نفوذ بیمه (نسبت حق بیمه بازرگانی به تولید ناخالص داخلی)، اثر منفی و معنادار بر نابرابری درآمد دارد. بیمه بازرگانی، نه تنها از وقوع فقر بیشتر جلوگیری می کند بلکه افزایش اطمینان خاطر و ثبات در رفتار مصرفی و سرمایه گذاری خانوارها را به همراه دارد و این امکان را برای خانوارها فراهم می کند تا از دامنه گسترده تری از فرصت های کسب درآمد، استفاده کنند. بنابراین، اهمیت گسترشه بازرگانی به منظور کاهش فقر و نابرابری درآمدی در راستای دستیابی به توسعه اقتصادی، می تواند از اولویت های سیاستگذاری محسوب شود. همچنین راهکارهایی همچون تنوع در پرتفوی بیمه های بازرگانی، توسعه بیمه های اعتباری، ارایه طرح های حمایتی از بیمه گذاران برای گسترش ضریب نفوذ بیمه در ایران، پیشنهاد می شود

    کلیدواژگان: بیمه بازرگانی، نابرابری درآمد، توسعه پایدار، ایران، کشورهای درحال توسعه و توسعه یافته
  • فاطمه شهدکار، تقی ترابی*، فریدون رهنمای رودپشتی صفحات 17-42

    اقتصاد خطی و اقتصاد دایره ای دو مفهوم متضاد در دنیای امروز است. اصول بنیادین اقتصاد خطی بر جریان بی رویه مصرف و تولید روزافزون مواد زاید تکیه دارد. درمقابل اقتصاد دایره ای براساس طراحی کارآمد جهت حذف پسماندها با احترام به محیط اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و رفتارهای آگاهانه از مصرف منابع پایه گذاری شده است. این مقاله با هدف بررسی تفاوت های دو نوع اقتصاد، به بررسی عوامل موثر در اجرای اقتصاد دایره ای و همچنین ارایه SWOT اقتصاد دایره ای و خطی پرداخته است. در این مطالعه مروری که در سال 1399 انجام شد، از مقالات نمایه شده در پایگاه های اطلاعاتی ایرانداک، ساینس دایرکت و اسکوپوس استفاده شد. تعداد 23243 مقاله (از14کشور مختلف) بررسی شد که تحقیقات کیفی و کمی از سال 2019 تاکنون را دربرداشت. حاصل این جستجوها به صورت مرحله ای بترتیب با مطالعه عنوان، چکیده و مقاله کامل، پالایش شد. مدل اقتصاد دایره ای با تکیه بر اصول زیر ساختی خود، مزایایی را ارایه می دهد که نتیجه آن رفع چالش های اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی، ایجاد توسعه پایدار و بقای بیشتر کسب و کارهاست.

    کلیدواژگان: مدل اقتصاد دایره ای، مدل اقتصاد خطی، عوامل موثر بر اقتصاد دایره ای، عوامل موثر بر اقتصاد خطی، SWOT
  • فرهاد ترحمی* صفحات 43-56

    نسخه دوم برنامه راهبردی وزارت صنعت، معدن و تجارت در بهار 1396 تدوین، و در آن، 12 بخش پیشرو معرفی شده است. در این مقاله، با استفاده از جدول داده - ستانده سال 1395، که جدیدترین ساختار اقتصاد ایران را نشان می دهد، به شناسایی بخش های پیشرو در اقتصاد ایران (با تاکید بر زیربخش های صنعت) شناسایی می شود و از این طریق، برنامه راهبردی مورد بررسی قرار می گیرد. با توجه به نتایج پژوهش، لازم است بخش های پیشرو تعیین شده در برنامه راهبردی، بنا به دلایل زیر مورد بازبینی قرار گیرند: الف) برخی از بخش های معرفی شده در برنامه راهبردی نظیر نساجی و پوشاک و صنایع لاستیک و پلاستیک در اقتصاد ایران پیشرو نیستند؛ ب) برخلاف متن برنامه راهبردی، صنایع با فناوری بالا، سهمی در بخش های پیشرو اقتصاد ایران ندارند؛ درحالی که صنایع با فناوری متوسط، پیشرو شناخته شده اند؛ ج) شناسایی بخش های پیشرو بدون توجه همزمان به سه عامل اندازه تقاضای نهایی، ارزش افزوده و پیوندهای بین بخشی صورت گرفته است؛ د) رسیدن به رشد اقتصادی در بخش صنعت با سرمایه گذاری در صنایع سنگین محقق می شود و نمی توان به دلیل کمبود سرمایه، بر صنایع کوچک و متوسط تمرکز نمود.

    کلیدواژگان: برنامه راهبردی وزارت صنعت، معدن و تجارت، بخش های پیشرو، جدول داده - ستانده، روش حذف فرضی
  • نرگس حاجی ملادوریش* صفحات 57-82

    در میان نظریه های تصمیم گیری تحت ریسک و نا اطمینانی، نظریه چشم انداز تجمعی مورد اقبال بسیاری از محققان قرار گرفته است که در بیش از 50000 ارجاع آن نمایان است. بسیاری از محققین در مطالعات کاربردی و به صورت ویژه در سناریوسازی و توضیح بسیاری از پدیده ها از پارامترهای اولیه برآوردی توسط کاهنمان و تورسکی (1979) استفاده می کنند. با توجه به تاثیر محیط و فرهنگ بر رفتار تحت ریسک و متعاقبا پارامترهای نظریه چشم انداز، مقاله حاضر به ترسیم و تخمین توابع وزنی احتمال و مطلوبیت در دو دامنه برد (سود) و باخت (زیان) می پردازد و می کوشد تا با تخمین کلیه پارامترهای نظریه چشم انداز تجمعی تصویری یکپارچه از نگرش افراد نسبت به ریسک در نمونه ای ایرانی ارایه دهد. علاوه بر این، برتری این نظریه در مقابل نظریه مطلوبیت مورد انتظار مورد آزمون غیر مستقیم قرار گرفته است. یافته ها بسیاری از پیش بینی های نظریه چشم انداز تجمعی مانند رفتار چهارگانه تحت ریسک و تقعر تابع ارزش در دامنه برد و تحدب آن در دامنه باخت را تایید می کنند. یافته های این آزمایش نشان از برتری نظریه چشم انداز تجمعی نسبت به نظریه مطلوبیت مورد انتظار دارد. شواهد ها نشان می دهد که درک افراد از احتمالات خطی نیست و میزان ریسک گریزی وابسته به احتمالات است. به صورت مشخص اکثر آزمودنی ها مطابق با الگوی کاهش میزان ریسک گریزی با افزایش احتمال باخت و افزایش میزان ریسک گریزی با افزایش احتمال برد رفتار کرده اند. یافته ها با رفتار چهارگانه تحت ریسک مطابق هستند و نشان از عدم تفاوت فاحش نمونه مورد بررسی با مطالعات پیشین دارد.

    کلیدواژگان: تصمیم گیری تحت ریسک و نا اطمینانی، نظریه چشم انداز تجمعی، ترسیم توابع مطلوبیت، توابع وزنی احتمال، ریسک پذیری
  • آزاد خانزادی*، میدیا فهیمی، علی فلاحتی صفحات 83-108

    با توجه به رابطه دو طرفه توسعه انسانی و توزیع فرصت ها در فرآیند رشد و توسعه، بهبود توسعه ی انسانی که از طریق ایجاد فرصت های یکسان در مناطق مختلف امکان پذیر است، به عنوان عامل اصلی در پیشبرد اهداف در سطح ملی و منطقه ای، ضرورت دارد؛ و از طرف دیگر، از شیوه-های بهبود شاخص توسعه انسانی توجه به مولفه های اثرگذار منطقه ای و ملی است، بنابراین بررسی و شناسایی چگونگی توزیع فرصت ها در استان های یک منطقه جهت بهبود توسعه انسانی ضرورت دارد؛ در این پژوهش فرصت ها در پنج بعد اقتصادی، زیربنایی، اجتماعی- فرهنگی، دانش، و بهداشتی- زیست - محیطی در قالب یک مدل دسته بندی شده و ارتباط آن ها با توسعه انسانی برای استان های ایران در طی دوره زمانی 1397- 1384 با رویکرد داده پانل از روش تحلیل مولفه اصلی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است؛ که نتایج نشان دهنده تاثیر مثبت فرصت ها در ابعاد مختلف بر توسعه انسانی می باشد.

    کلیدواژگان: توسعه انسانی، توزیع فرصت ها، ایران، داده های تابلویی، تحلیل مولفه اصلی
  • سحر زارع جونقانی*، بهرام سحابی، مهدی کرمی صفحات 109-132

    مدل های رشد نامتوازن بر انتخاب بخش کلیدی و سرمایه گذاری در آن بعنوان بخش پیشرو در راستای تحقق رشد و توسعه اقتصادی تاکید دارد و با توجه به محدودیت منابع در کشورهای درحال توسعه، شناسایی و تعیین فعالیت های کلیدی از منظر سیاست گذاری و اتخاذ استراتژی در راستای توسعه اقتصادی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این در حالی است که مناطق (استان ها) در ایران به عنوان یک کشور پهناور از ویژگی های اقتصادی، اجتماعی و جغرافیایی متفاوتی برخوردارند و بر همین اساس می توان گفت برنامه ریزی توسعه استانی باید مبتنی بر وضعیت فعالیت های اقتصادی و شرایط هر استان باشد. از این منظر انتخاب بخش های کلیدی در هر استان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به همین منظور در مطالعه حاضر به بررسی پیوندهای بخشی در اقتصاد استان چهارمحال و بختیاری پرداخته شده است؛ که در آن از جدول داده ستانده ملی سال 1390 مرکز آمار ایران و حساب های منطقه ای استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که بر اساس رویکرد نوین بخش های کشاورزی، شکار و جنگلداری و بخش صنعت بعنوان پیشران به دست آمده اند؛ توجه به سیاستهای توسعه صنایع وابسته به کشاورزی در جهت رشد اقتصاد استان ضروری است.

    کلیدواژگان: توسعه منطقه ای، جدول داده ستانده منطقه ای، استان چهارمحال و بختیاری، رویکرد سنتی، رویکرد حذف فرضی
  • بهروز شهنوازی، غلامرضا زمانیان *، مجید هاتفی مجومرد صفحات 133-152

    تجزیه  وتحلیل ارز های دیجیتال خصوصا «بیت کوین» به عنوان محبوب ترین ارز دیجیتالی حاضر، در سال های اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است. علت این امر را می توان به ویژگی های نوآورانه، سادگی، شفافیت و محبوبیت رو به افزایش آن مرتبط دانست. از زمان معرفی، بیت کوین چالش‌ها و فرصت‌های بزرگی را برای سیاست‌گذاران، اقتصاددانان، کارآفرینان و مصرف کنندگان ایجاد کرده است. ساز و کار بیتکوین موجب شده ماینرها بیش از پیش به فعالیت های اقتصادی بپردازند؛ که این امر خود تا حدودی موجب خنثی شدن تورم ناشی از عدم زیرساخت های اقتصادی و کاهش ارزش پول ملی می شود. هدف اصلی از نگارش این مقاله، بررسی و تحلیل نوسانات و بازده بیت کوین با استفاده از مدل‌های خود رگرسیون ناهمسان واریانس شرطی تک متغیره در دوره زمانی بین مارس 2012 تا مارس 2019 است. همچنین با تحلیل و بررسی این ارز دیجیتال سعی بر آن داریم اثر گذاری این ارز دیجیتال را بر توسعه و پیشرفت اقتصادی بررسی نماییم. به خصوص با توجه به این که بیتکوین به عنوان یک رمز ارز نیازی به صرف هزینه های بسیار زیاد جهت زیر ساخت های بانکی را ندارد، این امر برای کشورهای در حال توسعه از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. در این چارچوب، از مدل های گارچ تک متغیره GARCH،  GJR-GARCH، TGARCH EGARCHو GARCH-M استفاده می شود. یافته ها، نشان می دهد که بهترین مدل برای بررسی مقدار ریسک در مدل‌های گارچ تک متغیره، مدل GARCH-M است، زیرا ریسک نقدشوندگی، شاخص قیمت بیت کوین را نسبت به سایر مدل‌های تک متغیره، با خطای کمتری پیش بینی می‌کند. همچنین نتایج به دست آمده در مدل EGARCH، نشان می دهد که اثرات اهرمی در تغییرات نرخ بیت کوین وجود ندارد و مدل تخمین زده شده، یک مدل متقارن است. بررسی چند مدل دیگر گارچ تک متغیره نیز نشان داد که قیمت بیت کوین دارای تقارن در اخبار مثبت و منفی می باشد، بدین معنی که شوک های مثبت و منفی، اثرات یکسانی روی قیمت بیت کوین دارند.

    کلیدواژگان: بیت کوین، گارچ تک متغیره، نوسانات، بازدهی، توسعه اقتصادی
  • زهرا فتوره چی* صفحات 153-174

    چاقی جهانی به معنای انتقال سبک تغذیه ناشی از جهانی شدن در کشورهای درحال توسعه رو به افزایش هست. گرچه جهانی شدن اقتصادی یعنی تجارت بین الملل و سرمایه گذاری مستقیم خارجی می تواند از طریق تولید ناخالص داخلی روی اضافه وزن و سلامت تاثیر داشته باشد. تغییر سبک و فرهنگ مصرفی و نزدیک شدن به سبک‎مصرفی شرکای تجاری از طریق جهانی شدن فرهنگی، اجتماعی و سیاسی می تواند باعث افزایش چاقی و اضافه وزن در کشورهای درحال توسعه شود. در این تحقیق به تاثیر ابعاد مختلف جهانی شدن (اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی) بر چاقی و اضافه وزن در 30 کشور منتخب درحال توسعه طی سالهای 2019-1995 با روش پانل آستانه ای می پردازیم. نتایج تحقیق نشان می دهد که تمامی ابعاد جهانی شدن (اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی) تاثیر مثبت و معناداری بر چاقی و اضافه وزن دارند. همچنین، در بررسی شدت اثرگذاری ابعاد جهانی شدن، به ترتیب جهانی شدن فرهنگی و اجتماعی بیشتر از جهانی شدن اقتصادی و سیاسی بر چاقی و اضافه وزن تاثیر دارند. بویژه، شدت تاثیرگذاری در هر دو آستانه بعد تغییر رژیم به جز بعد اقتصادی جهانی شدن در سایر ابعاد بیشتر از قبل آن بوده و تاثیرش در جهانی شدن اقتصادی و سیاسی روی چاقی بیشتر از اضافه وزن و در جهانی شدن فرهنگی و اجتماعی روی اضافه وزن بیشتر از چاقی می باشد.

    کلیدواژگان: چاقی جهانی، انتقال سبک تغذیه، جهانی شدن، اقتصاد سلامت، پانل آستانه ای
  • شهلا کرباسی وایقان*، فاطمه بزازان صفحات 175-198

    بحران های زیست محیطی ناشی از احتراق حامل های انرژی سیاست اقتصادی کارآمدی را طلب می کند و وضع مالیات بر دی اکسید کربن یکی از آن ها است که همواره سیاست گذاران از آثار توزیعی آن واهمه داشته اند. در این راستا، هدف اصلی این پژوهش مطالعه اثر توزیعی وضع مالیات بر کربن در ایران است. مطالعه با استفاده از رویکرد ضریب فزاینده طرف عرضه در مرحله نخست و سپس تحلیل مسیر ساختاری در چارچوب ماتریس حسابداری اجتماعی صورت گرفته است. در بخش تجربی به منظور عملیاتی کردن مدل، از ماتریس حسابداری اجتماعی سال 1390 مرکز پژوهش های مجلس و نرخ مالیات هشتاد هزار ریال به ازای هر تن به عنوان پایه آماری استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که در بین بخش های اقتصادی برق به علت مصرف بالای فرآورده های نفتی بیشترین مالیات را می پردازد و خانوارها به صورت مستقیم و غیرمستقیم از وضع مالیات آسیب می بینند. آن ها متناسب با میزان مصرف سوخت های فسیلی بطور مستقیم و هم چنین با مصرف کالاهایی که در تولید آن ها از انواع سوخت فسیلی استفاده شده بطور غیرمستقیم، در پرداخت مالیات سهیم اند. نتایج نشان داد که خانوارهایی بالای درآمدی در روستا و شهر، و خانوارهای شهری بار مالیاتی بیشتری را تحمل خواهند کرد و شاخص هزینه زندگی خانوارها با وضع مالیات فوق 8/2 درصد افزایش می یابد. طبق یافته های تحلیل مسیر ساختاری، بخش های خدمات، کشاورزی و مواد غذایی به صورت غیرمستقیم بر شاخص هزینه زندگی خانوارها نقش به سزایی دارند. در بررسی مسیرهای منتهی به شاخص هزینه زندگی خانوارها، اهمیت مسیر مستقیم بخش های آلاینده بیشتر از مسیرهای غیرمستقیم است.

    کلیدواژگان: مالیات کربن، مدل ماتریس حسابداری اجتماعی، رویکرد مسیر ساختاری
  • حشمت الله عسگری، فاطمه هواس بیگی، علی مریدیان* صفحات 199-234

    ایران به عنوان یکی از آلوده ترین کشورهای جهان، با چالش های افزایش انتشار CO2 و اثر زیست محیطی آن، روبرو است. برای اینکه ایران به رشد پایدار دست یابد، باید عواملی را که باعث کاهش آلودگی محیط زیست است را شناسایی نمود. برای این منظور، این مطالعه به صورت تجربی، به بررسی اثر درآمد، سرمایه انسانی، جهانی شدن، مصرف انرژی تجدیدپذیر و باز بودن تجارت بر تخریب محیط زیست برای ایران را در چارچوب فرضیه منحنی محیط زیست کوزنتس (EKC) بررسی می کند. در این مقاله، رویکرد ARDL تعمیم یافته با لحاظ یک شکست ساختاری برای بررسی داده های سالانه سری زمانی طی دوره 1396-1358 به کار گرفته شده است. این یافته ها نشان می دهد که فرضیه EKC برای ایران صدق نمی کند و یک رابطه درجه دو U شکل بین آلودگی محیط زیست و سطح درآمد برای انتشار CO2 و ردپای بوم شناختی تعیین شده است. نتایج، همچنین حاکی از آن است که جهانی سازی، باز بودن تجارت و درآمد، باعث آلودگی محیط زیست می شود؛ درحالی که افزایش سرمایه انسانی، ردپای بوم شناختی را در بلندمدت کاهش می دهد. مصرف انرژی تجدیدپذیر باعث کاهش ردپای بوم شناختی می شود؛ اما بر انتشار CO2 تاثیری ندارد. یافته های این مطالعه، نشان می دهد که سرمایه انسانی، نقش اساسی در کاهش تخریب محیط زیست در ایران دارد و انرژی های تجدیدپذیر برای تامین نیازهای زیست محیطی، کافی نیست.

    کلیدواژگان: فرضیه EKC، ردپای بوم شناختی، جهانی سازی، AARDL
  • سید حسام وقفی*، لیلا درویشی، زینب نوربخش حسینی صفحات 235-256

    یکی از موانع اثرگذار بر تصمیمات مالی مدیران، وقوع بحران های مالی و اقتصادی در جهان است و در شرایط کنونی، بحران ویروس کرونا نیز بر اقتصاد جهانی ازجمله اقتصاد ایران، اثرگذار است. در پژوهش حاضر، تاثیر مقایسه ای بحران مالی جهانی و بحران کرونا بر بازار سرمایه ایران، بررسی می شود. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی، و از بعد روش شناسی، همبستگی از نوع علی (پس رویدادی) می باشد. جامعه آماری پژوهش، شاخص کل بورس، فرابورس و شاخص صنعت دارویی در دوره زمانی 14 ساله بین سال های 1386 تا 1399 می باشد. روش مورد استفاده جهت جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای بوده و داده های مربوط برای اندازه گیری متغیرها، از سایت بورس اوراق بهادار و مدیریت فناوری بورس جمع آوری شده و محاسبات اولیه، در نرم افزار اکسل صورت گرفته، و برای آزمون فرضیه های پژوهش، از نسخه 12 نرم افزار ایویوز استفاده شده، و نتایج حاصل از پژوهش، نشان می دهد که بحران مالی جهانی و کرونا، بر شاخص بورس ایران تاثیر معنادار داشته، اما تاثیر بحران کرونا در مقایسه با بحران مالی جهانی، بر بازده شاخص بورس بیشتر بوده است و همچنین تاثیر بحران کرونا بر شاخص فرابورس و صنعت دارویی، معنادار می باشد.

    کلیدواژگان: بحران مالی جهانی، بحران کرونا، اقتصاد ایران، بازار سرمایه ایران
  • محمدقلی یوسفی*، امرالله امینی صفحات 257-278

    توسعه محصول یک فرایند تکاملی خودانگیخته و دستاورد طراحی نشده فرایند انتخاب مناسب ترین نهادهای فکری و فرهنگی در یک جامعه آزاد است که از طریق تقلید و یادگیری از گروه های موفق صورت می گیرد.در این فرایند ، عامل کلیدی انتخاب، ویژگی های فیزیکی و وراثتی افراد نیست، بلکه ویژگی اکتسابی آنها است که از طریق انتخاب گروهی صورت می گیرد. با مقایسه دو رویکرد  "عقلانیت تکاملی" و "عقلانیت ساختگرا"، این مقاله نشان می دهد، چگونه"عقلانیت ساختگرا"، توجه را از نظم خودانگیخته بازاری به سمت مهندسی اقتصادی اجتماعی معطوف نموده، و موجب انحراف توسعه  از مسیر تکاملی آن می گردد.

    کلیدواژگان: عقلانیت تکاملی، عقلانیت ساختگرایی، نهادها و توسعه
|
  • Hoda Zobeiri, Mani Motameni, Seyedeh Solmaz Osia * Pages 1-16

    Over the past few decades, the distribution of income has become increasingly important to researchers and policymakers. There is a consensus that the most important cause of poverty is not the lack of income but its unjust distribution. Therefore, besides considering economic growth, policymakers use some tools such as insurance to improve income distribution. The present study estimates the effect of private insurance o n income inequality in 50 selected countries between 2000 and 2020 using the dynamic panel data method. The results show that the variable of insurance penetration coefficient has a negative and significant effect o n income inequality. Private insurance not only prevents further poverty but also increases household confidence and stability in consuming and investment behavior. This enabled them to take advantage o f more range o f income opportunities. Therefore, expanding private insurance to reduce income inequality and economic development should be considered a priority.

    Keywords: Private insurance, Insurance penetration coefficient, Income Inequality, Gini Coefficient, Dynamic Panel Data
  • Fatemeh Shahdkar, Taghi Torabi *, Fereydoon Rahnama Roodposhti Pages 17-42

    Linear economy and circular economy are two opposing concepts in today's world. The basic principles of linear economy rely on the uncontrolled flow of waste consumption and increasing production.In contrast, the circular economy is based on efficient design to eliminate waste with respect to the social, economic, environmental and conscious behaviors of resource consumption.The purpose of this review article is to investigate the differences between the two types of economics, the factors affecting the implementation of circular economy and to present the SWOT circular and linear economics.In this review study conducted in 1399, articles indexed in Irandoc, ScienceDirect and Scopus databases were used.23243 articles (from 14 different countries) were reviewed, which included qualitative and quantitative research from 2019.The results of these searches were refined in stages by studying the title, abstract and complete article. The results showed that the circular economy model, based on its unique infrastructure principles, offers benefits in solving economic, environmental and social challenges, creating sustainable development and more business survival.

    Keywords: Circular Economy Model', Linear Economy Model', Effective factors on Circular Economy', Effective factors on Linear Economy', ', SWOT'
  • Farhad Tarahomi * Pages 43-56

    The second version of the strategic plan of the Ministry of Industry, Mines and Trade was compiled in the spring of 2017, and it introduced 12 leading sections. In this article, using the input-output table of 2016, which shows the latest structure of Iran's economy, the leading sectors in the Iranian economy (with emphasis on industry sub-sectors) are identified and from this Through, the strategic plan is examined. According to the research results, it is necessary to review the leading sections in the strategic plan, for the following reasons: a) Some of the sections introduced in the strategic plan, such as textiles and clothing and rubber and plastic industries in the economy Iran is not a leader; B) Contrary to the text of the strategic plan, high-tech industries do not have a share in the leading sectors of the Iranian economy; While mid-tech industries are recognized as leaders; C) The leading sectors have been identified without simultaneously considering the three factors of final demand size, value added and cross-sectoral links; D) Achieving economic growth in the industrial sector is achieved by investing in heavy industries and can not focus on small and medium industries due to lack of capital.

    Keywords: Strategic plan of the Ministry of Industry, Mines, Trade, leading sectors, Input-Output Table, Hypothetical Extraction Method
  • Narges Hajimoladarvish * Pages 57-82

    Among decision theories under risk and uncertainty, cumulative prospect theory has become very popular, which is evident in its more than 50,000 citations. In applied studies or for scenario making and explaining many phenomena many researchers use the initial parameters estimated by Kahnemann and Torsky (1979). Given the impact of environment and culture on risky behavior and parameters of prospect theory, the present paper elicits the utility and probability weighting functions in both gain and loss domains and estimates parameters of their functional forms. By estimating all parameters of cumulative prospect theory, this paper tries to provide an integrated picture of people's attitude towards risk from an Iranian sample. In addition, the superiority of this theory over expected utility is indirectly tested. Findings confirm many predictions of cumulative prospect theory such as the fourfold pattern of risk attitude and concavity of value function over gains and its convexity over losses. The findings of this experiment show the superiority of cumulative prospect theory over expected utility theory. The findings show that people's perceptions of probabilities are not linear and their degree of risk aversion depends on probabilities. More specifically, most subjects behaved according to the pattern of reducing risk aversion by increasing the probability of loss and increasing risk aversion by increasing the probability of gain. These findings are consistent with the fourfold pattern of risk attitude and indicate that the behavior of the sample is not different from previous samples.

    Keywords: Decision making under risk, uncertainty, Cumulative Prospect Theory, Utility function elicitation, Probability weighting functions, Risk taking
  • Azad Khanzadi *, Midya Fahami, Ali Falahati Pages 83-108

    According to the mutual relationship of human development and distribution of opportunities in the process of development, improvement of human development that is possible through the same opportunities in different provinces is necessary to advance goals in national and regional level as the main factor. On the other hand the ways of improving human development index is to focus on the regional and national effective components. Thus, the check and identification of how the distribution of opportunities in the provinces of the region is necessary to improve human development. In this research opportunities are categorized in 5 dimensions: economic, infrastructural, social, cultural, knowledge and human and health capital-environmental, and their relationship with human development for Iran provinces during the period of 2018-2005 with the panel data approach, Principal Component Analysis method has been analyzed, that the results show the positive impact of various opportunities on human development.

    Keywords: Human Development, Distribution of Opportunities, Iran, Panel Data, Principal Component Analysis (PCA)
  • Sahar Zare Joneghani *, Bahram Sahabi, Mehdi Karami Pages 109-132

    Unbalanced growth models emphasize the selection of a key sector and investment in it as a leading sector in order to achieve economic growth and development. Given the limited resources in developing countries, identifying and determining key activities from a policy perspective and adopting a strategy for economic development is important. It has a special feature. Meanwhile, the regions (provinces) in Iran as a vast country have different economic, social and geographical characteristics, and therefore it can be said that planning in each province should be done according to the specific conditions of that province and from this perspective the choice Key sectors in each province are of particular importance. For this purpose, in the present study, the sectoral links in the economy of Chaharmahal and Bakhtiari province have been investigated; In which the national output data table of 1390 of the Statistics Center of Iran and regional accounts have been used. The results show that based on the new approach, the agricultural, hunting and forestry sectors and the industrial sector have been obtained as drivers; Attention to the development policies of agricultural-related industries is essential for the growth of the province's economy

    Keywords: Data Table - Regional Output, Chaharmahal, Bakhtiari Province, traditional approach, Hypothetical Approach
  • Behrooz Shahnavazi, Gholamreza Zamanian *, Madjid Hatefi Majumerd Pages 133-152

    Digital currency analysis, especially Bitcoin, as the most popular digital currency, has received a lot of attention in recent years. The reason for this can be related to its innovative features, simplicity, transparency and increasing popularity. Since its introduction, Bitcoin has created great challenges and opportunities for policymakers, economists, entrepreneurs and consumers. The main purpose of writing this article is to investigate and analyze the fluctuations and returns of Bitcoin using univariate conditional variance heterogeneous autoregression models in the period between March 2012 and March 2019. In this framework, GARCH, GJR-GARCH, TGARCH EGARCH and GARCH-M univariate GARCH models are used. The results show that the best model for risk assessment in univariate GARCH models is GARCH-M model, because the liquidity risk predicts the Bitcoin price index with less error than other univariate models. Also, the results obtained in the EGARCH model show that there are no leverage effects in Bitcoin rate changes and the estimated model is a symmetric model. Examining several other univariate GARCH models also showed that the price of Bitcoin has symmetry in positive and negative news, this means that positive and negative shocks have the same effect on the price of bitcoin.

    Keywords: Bitcoin, Univariate GARCH, Volatility, Return, Economic Development
  • Zahra Fotourehchi * Pages 153-174

    Globesity means the shift in nutrition style resulting from globalization is increasing in developing countries. Although, economic globalization, ie international trade and foreign direct investment can affect nutrition and health through GDP. Changing the consumption style and culture and approaching to the consumption style of business partners through cultural, social and political globalization can increase obesity and overweight in developing countries. In this study, we examine the impact of different dimensions of globalization (economic, political, cultural and social) on obesity and overweight in 30 selected developing countries during the years 1995-2019 using the threshold panel method. The results indicate that all dimensions of globalization (economic, political, cultural and social) have a positive and significant effect on obesity and overweight. Moreover, in examining the intensity of the impact of the dimensions of globalization, cultural and social globalization have more impact on obesity and overweight than economic and political globalization, respectively. In particular, the intensity of the impact in both thresholds in all dimensions of globalization except the economic dimension after the regime change is greater than its before and its impact in economic and political globalization on obesity is more than overweight and in cultural and social globalization on overweigh is more than obesity.

    Keywords: Globesity, Nutrition style transition, globalization, Health economics, Threshold panel
  • Shahla Karbasi Vayghan *, Fatemeh Bazzazan Pages 175-198

    Environmental crises caused by the combustion of energy carriers require efficient economic policies, and carbon dioxide taxation is one of the policies that policymakers have always feared about its distributional effects. therefore, the main purpose of this study is to study the distributive effect of carbon taxation in Iran. The study was conducted using the SAM-based multiplier approach in the first stage and then the structural path analysis in the framework of SAM-based. In the experimental part, in order to operationalize the model, the social accounting matrix of 2011 of the Parliamentary Research Center and the tax rate of eighty thousand Rials per ton have been used as a statistical basis. The results show that among the economic sectors, electricity pays the highest taxes due to high consumption of petroleum products, and households are directly and indirectly affected by the tax situation. They contribute directly to the tax in proportion to the consumption of fossil fuels directly, as well as to the consumption of goods produced indirectly from fossil fuels. The results showed that high-income households in rural and urban areas, and urban households will bear more tax burden and the cost-of-living index of households will increase by 2.8% with the above tax. The results showed, the service, agriculture and food sectors indirectly play an important role in the cost-of-living index of households. In examining the structural path analysis, to the household cost of living index, the direct paths of polluting sectors are more important than the indirect paths.

    Keywords: CO2 taxation, Structural Path Analysis, Social Accounting Matrix
  • Heshmatollah Asgari, Fatemeh Havasbeigi, Ali Moridian * Pages 199-234

    As one of the most polluted countries in the world, Iran faces the challenges of increasing CO2 emissions and its environmental impact. In order for Iran to achieve sustainable growth, it is necessary to identify the factors that reduce environmental pollution. To this end, this study empirically examines the environmental consequences of income, human capital, globalization, renewable energy consumption and trade openness for Iran within the framework of the Kuznets Environmental Curve (EKC) hypothesis. In this paper, the Augmented ARDL Approach with a Structural Break is used to examine the annual time series data during the period 1979-2017. These findings indicate that the EKC hypothesis does not apply to Iran and that a U-shaped relationship between environmental pollution and income levels for CO2 emissions and ecological footprints has been established. The results also show that globalization, open trade and income pollute the environment, while increasing human capital reduces the ecological footprint in the long run. Renewable energy consumption reduces the ecological footprint but has no effect on CO2 emissions. This study shows that human capital has a key role in reducing environmental degradation in Iran and renewable energy is not enough to meet environmental needs.

    Keywords: EKC Hypothesis, Ecological Footprint, globalization, AARDL
  • Seyed Hesam Vaghfi *, Leila Darvishi, Zeynab Nourbakhsh Hosseiny Pages 235-256

    One of the obstacles affecting the financial decisions of managers is the occurrence of financial crises in the world, and in the current context of the corona virus crisis, it also affects the global economy, including the Iranian economy. The present study examines the comparative effect of the global financial crisis and the corona crisis on the Iranian capital market. This research is applied in terms of purpose and in terms of methodology of correlation is causal (post-event).The statistical population of the study on the Tehran Stock Exchange and were surveyed over a period of 14 years between 2007 and 2020. The method used to collect information was a library and the relevant data for measuring variables were collected from the site of the stock exchange and technology management of the stock exchange and preliminary calculations were performed in Excel software. Then, Eviews software version 12 was used to test the research hypotheses.The results of the study show that the global financial crisis has a negative impact on the Iranian stock market index. Corona virus outbreak crisis affects Iran's stock market index. The impact of the corona crisis on the stock market index is greater than the global financial crisis. These results were also confirmed by industry index. But for the OTC index, the impact of the financial crisis on the OTC index of Iran is not significant. But the crisis of Corona virus outbreak has a positive effect on Iran's OTC index.

    Keywords: Iranian Capital Market, corona crisis, Global Financial Crisis
  • Mohammadgholi Yousefi *, Amrollah Amini Pages 257-278

    In this paper we try to show that development is a cultural changes which can be defined as a whole expect rum of indivisible elements incorporating freedom, welfare, expanding opportunities and choices and establishing human rights in a civil society. It has been shown that as human society evolves the role of government and socio-economic institutions also change. These changes, however, are incremental, inexorable, gradual and spontaneous. This trend has its own spontaneous momentum rather than being driven from outside. Any attempt to speed up development and or direct society towards certain goal leads us nowhere. Spontaneous order has no goal or end and it largely happens by trial and error. Much of the human world is the result of human action but not of human design. It emerges from the interactions of millions, not from the plans of a few... By comparing the nature of two concepts of ‘spontaneous’ and ‘constructed’ orders, this paper try to show that mind is not something that individual is born with , as he is born with a brain, or something the brain produces, but a product of cultural evolution and is based more on imitation than on insights or reason. Man is not born wise, rational and good., but has to be taught to become so.It is not our intellect that created our morals, rather ,human interaction governed by our morals make possible the growth of reason and those capabilities associated with it.

    Keywords: Evolutionary Rationality, Constructivist Rationality, Institutions, Development