فهرست مطالب

  • سال پانزدهم شماره 11 (پیاپی 118، بهمن 1400)
  • تاریخ انتشار: 1401/05/07
  • تعداد عناوین: 7
|
  • اعظم مصلحی*، فاطمه نبوی زاده صفحات 716-723
    زمینه و هدف

    آلودگی صوتی ناشی از ترافیک به عنوان یکی از انواع آلودگی صوتی، یک جنبه در حال گسترش در زندگی شهری است. آلودگی صوتی ناشی از ترافیک می تواند به کاهش شنوایی، پرفشاری خون، چاقی و بیماری های ایسکمیک قلبی منجر شود. هدف این مطالعه، بررسی اثر دوره های مختلف قرار گرفتن در معرض آلودگی صوتی ناشی از ترافیک بر سطح هورمون های استرسی غده آدرنال در موش های صحرایی نر است.

    روش بررسی

    48 سر موش صحرایی نژاد ویستار به طور تصادفی به شش گروه تقسیم شدند: گروه های کنترل، آلودگی صوتی ناشی از ترافیک 1، 7، 14، 21 و 28 روزه تقسیم شدند. زمان پخش صدای ترافیک به مدت هشت ساعت بود. در روز جمع آوری داده ها از دم حیوانات خون گیری به عمل آمد و درنهایت، سطح هورمون ها در پلاسمای به دست آمده سنجیده شد. جهت مقایسه میانگین بین گروه ها از آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد.

    یافته ها:

     غلظت هورمون اپی نفرین در گروه یک روزه کاهش معناداری یافته و در گروه 21 روزه افزایش یافت. همچنین سطح هورمون نوراپی نفرین در گروه های 14، 21 و 28 روزه نسبت به گروه کنترل افزایش معناداری نشان داد. سطح پلاسمایی هورمون کورتیکوسترون به شکل معناداری با افزایش مدت زمان قرار گرفتن در معرض آلودگی صوتی ناشی از ترافیک افزایش پیدا کرد.

    نتیجه گیری: 

    به نظر می رسد قرار گرفتن در معرض آلودگی صوتی ناشی از ترافیک در کوتاه مدت موجب کاهش غلظت هورمون اپی نفرین و در درازمدت باعث افزایش ترشح هر سه هورمون اپی نفرین، نوراپی نفرین و کورتیکوسترون شده است که این تغییرات ساختار هورمون، نیمه عمر آن و مدت زمان استرس واردشده ارتباط دارد.

    کلیدواژگان: استرس، سر و صدا، اپی نفرین، نوراپی نفرین، کورتیکوسترون
  • صادق یوسفی، مرضیه محسنی، حامد شوقی، اعظم بیدرفش، سید علی شفیعی* صفحات 724-733
    زمینه و هدف

    تقاضای فزاینده مردم و دانشجویان به فناوری رایانه و اینترنت، سبب ایجاد اختلال بهداشت روانی و ارتباطات اجتماعی در آن ها شده است. در این پژوهش به بررسی رابطه اعتیاد به اینترنت و سلامت عمومی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی قم پرداخته شده است.

    روش بررسی

    در این تحقیق صورت توصیفی همبستگی، پرسش نامه های مشخصات جمعیت شناختی، سلامت عمومی و اعتیاد به اینترنت یانگ، توسط 321 نفر از دانشجویان ساکن خوابگاه علوم پزشکی قم (140نفر آقا و 181 نفر خانم) در سال تحصیلی 1398-1397 تکمیل شد. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS و در دو بخش آمار توصیفی میانگین، تعداد، درصد تعداد و آمار استنباطی ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی تک متغیره انجام گرفت.

    یافته ها:

     8/79 درصد دانشجویان، کاربران عادی و 2/ 20 درصد دانشجویان معتاد به اینترنت بودند. با در نظر گرفتن نمره کسب شده از پرسش نامه سلامت عمومی، 1/13 درصد دانشجویان دچار اختلال خفیف بودند و 66 درصد اختلال متوسط و 9/20 درصد اختلال شدید داشتند. ضریب همبستگی پیرسون بین مقیاس ها و سلامت عمومی با اعتیاد به اینترنت، ارتباط معناداری در سطح معناداری 05/0 نشان دادند. در آنالیز رگرسیون خطی، تنها متغیر مدت زمان اتصال به اینترنت در شرایط یکسان از نظر سایر متغیرها توانسته است نمره سلامت عمومی را پیش بینی کند.

    نتیجه گیری: 

    بین سلامت عمومی با اعتیاد به اینترنت ارتباط معناداری وجود دارد. پیشگیری از عوارض و خطرات ناشی از اعتیاد به اینترنت ضروری است و نیاز به برنامه ریزی آموزشی، مشاوره ای و رفتاری بین دانشجویان آسیب پذیر دارد.

    کلیدواژگان: اختلال اعتیاد به اینترنت، سلامت عمومی، دانشجویان
  • ریحانه سادات امامی، سیامک محبی* صفحات 734-743
    زمینه و هدف

     پاندمی ویروس کرونا از پایان سال 2019 تا‌کنون در سطح جهان وضعیت فوق‌‌العاده به وجود آورد که بحران بی‌سابقه‌ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را در پی داشت. در حال حاضر مهم‌ترین راهکار مقابله با این پاندمی رعایت کامل پروتکل‌های بهداشتی در کنار واکسیناسیون عمومی است که لازمه آن آگاهی‌بخشی به جامعه و تغییر رفتارهای بهداشتی و اجتماعی مردم است. هدف مطالعه حاضر، تعیین عوامل موثر بر رفتارهای پیشگیری‌کننده‌ از ویروس کرونا در بین زنان مراجعه‌کننده به مراکز خدمات جامع سلامت شهر اصفهان بر اساس تیوری انگیزش محافظت بود.

    روش بررسی

     مطالعه حاضر، یک مطالعه توصیفی مقطعی بود که در سال 1400 طراحی و اجرا شد. جامعه پژوهش شامل همه زنان تحت پوشش مراکز جامع سلامت شهر اصفهان در سال 1400 است. حجم نمونه برابر سیصد نفر که به روش نمونه‌گیری داوطلبانه و در دسترس از طریق رسانه‌های اجنماعی انتخاب شدند. اطلاعات مورد نظر با استفاده از دو پرسش‌نامه جمع‌آوری شد. پرسش‌نامه اول شامل اطلاعات جمعیت‌شناختی شرکت‌کنندگان و پرسش‌نامه دوم شامل سازه‌های تیوری انگیزش محافظت بود. داده‌های جمع‌آوری‌شده به وسیله نرم‌افزار SPSS نسخه 20 و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، آزمون آنالیز واریانس یک‌طرفه و رگرسیون خطی تجزیه و تحلیل شد.

    یافته‌ ها:

     بر اساس یافته‌ها، همبستگی بین سازه پاداش درک‌شده (ناسازگارانه) (000/P=0، 287/0-=r) و هزینه درک‌شده (موانع) (000/0=P، 466/0-=r) با انگیزش محافظت‌، منفی است که نشان می‌دهد با افزایش پاداش و هزینه درک‌شده، انگیزش محافظت کمتر می‌شود. در بین سازه‌ها، خودکارآمدی بیشترین همبستگی با انگیزش محافظت را (000/P=0، 664/0-=r) داشت. تحلیل رگرسیون خطی نشان داد که4/58 درصد واریانس انگیزش محافظت را می‌توان توسط سایر سازه‌ها پیش‌بینی کرد، که در این بین نقش سازه‌های پاداش، هزینه، خودکارآمدی و ترس معنادار هستند و سازه هزینه نقش پیش‌گویی‌کننده قوی‌تری دارد.

    نتیجه‌ گیری:

     یافته‌های مطالعه حاضر نشان داد که سازه‌های تیوری انگیزش محافظت می‌توانند انگیزش افراد به رعایت اصول پیشگیرانه را به خوبی پیش‌بینی کنند که با استفاده از این تیوری و سازه‌های آن می‌توان آزمایشات موثر برای کنترل این بیماری همه‌گیر طراحی و اجرا کرد. در این بین باید به سازه هزینه توجه بیشتری شود. همچنین بر اساس این یافته‌ها مشخص شد موانع موجود برای رعایت اصول پیشگیرانه تاثیر چشمگیری بر قصد افراد به انجام این اصول می‌گذارد.

    کلیدواژگان: تئوری انگیزش محافظت، ویروس کرونا، رفتار پیشگیری و کنترل
  • ناصر میرازی*، آیدا شهابی باهر، زهرا ایزدی، علیرضا نوریان، سمانه صفری صفحات 744-755
    زمینه و هدف

     برخی از داروهای مصرفی در شیمی‌درمانی در بافت خون‌ساز اثرات تخریبی به جا می‌گذارند. سیکلوفسفامید، از‌جمله داروهای مصرفی در گروهی از سرطان‌های بدخیم است که عوارض جانبی مخرب بر بافت خون‌ساز مغز استخوان‌ها دارد. گیاهان دارویی به دلیل خواص آنتی‌اکسیدانی و ضدالتهابی خود بر بافت مغز استخوان اثر حفاظتی دارند. هدف از این مطالعه تجربی، بررسی اثرات حفاظتی عصاره گل گیاه همیشه بهار بر پارامترهای خونی در موش‌های صحرایی نر تیمارشده با سیکلوفسفامید است.

    روش بررسی

     در این مطالعه تجربی، 35 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار در محدوده وزنی 220-200 گرم استفاده شد. موش‌ها در پنج گروه هفت سری به‌طور تصادفی تقسیم شدند: کنترل (روزانه 5/0 میلی‌لیتر نرمال سالین)، گروه آزمایش (سیکلوفسفامید، پانزده میلی‌گرم بر کیلو‌گرم وزن بدن)، گروه کنترل مثبت (روزانه ششصد میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن عصاره گل گیاه همیشه بهار)، تیمار 1 (سیکلوفسفامید‌+‌عصاره گل گیاه همیشه بهار سیصد میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن، روزانه) و تیمار 2 (سیکلوفسفامید‌+‌عصاره گل گیاه همیشه بهار ششصد میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن، روزانه). سیکلوفسفامید به مدت پانزده روز تجویز شد. تمام تزریقات درون صفاقی انجام شد. در پایان آزمایش، حیوانات توسط کتامین هیدروکلراید‌+‌زایلازین بیهوش شده و خون‌گیری مستقیم از قلب جهت بررسی پارامترهای خونی تهیه شد. نمونه‌های بافت استخوان جناغ از موش‌ها جهت مطالعات هیستولوژیکی نیز تهیه و در فرمالین 10 درصد قرارگرفت. داده‌های به‌دست‌آمده با استفاده از آنالیز واریانس یک‌طرفه و تست توکی ارزیابی شدند.

    یافته‌ ها: 

    نتایج این مطالعه نشان داد که سیکلوفسفامید اثرات کاهش‌دهندگی معناداری در تعداد گلبول‌های قرمز و گلبول‌های سفید، پلاکت‌ها، هموگلوبین و هماتوکریت در موش‌ها دارد. استفاده از عصاره گل گیاه همیشه بهار از اثرات مخرب سیکلوفسفامید بر بافت خون‌ساز جلوگیری کرد.

    نتیجه‌ گیری: 

    مصرف عصاره هیدرواتانولی گل گیاه همیشه بهار می‌تواند‌ اثرات محافظتی بر بافت خون‌ساز مغز استخوان اعمال کند و مانع اثرات توکسیک سیکلوفسفامید بر آن می‌شود.

    کلیدواژگان: گل همیشه بهار، پارامترهای خونی، مغز استخوان، سیکلو فسفامید
  • فاطمه اثناعشریه، مه لقا دهقان، جواد ابطحیان، پروین منگلیان شهربابکی* صفحات 756-765
    زمینه و هدف

     ناتوانی و عدم تحمل فعالیت در نارسایی قلب، شایع بوده و می تواند منجر به احساس خستگی در بیماران شده و می تواند سبک زندگی بیماران را دچار تغییر نماید؛ بنابراین این مطالعه با هدف بررسی همبستگی بین فعالیت فیزیکی و خستگی در بیماران مبتلا به نارسایی قلب انجام شد.

    روش بررسی

    در این پژوهش توصیفی-مقطعی، 100 نفر از بیماران نارسایی قلب مراجعه کننده به مراکز توانبخشی جنوب شرق ایران به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گرداوری داده ها، پرسشنامه های فعالیت فیزیکی RAPA و پرسشنامه خستگی FACIT بود. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی اسپیرمن و رگرسیون آنالیز شدند. میزان معنی داری 0.05 در نظر گرفته شد

    یافته ها:

    نتایج نشان داد میانگین فعالیت فیزیکی 3/1 ± 6/2 و میانگین خستگی در نمونه ها 1/6 ± 3/20 بود و اکثریت بیماران فعالیت فیزیکی زیر حد مطلوب داشته اند و خستگی در اکثریت آن ها نامطلوب بوده است. نمره کل فعالیت فیزیکی با نمره کل خستگی همبستگی معکوس و معنی داری داشت. نتایج نشان داد که 6/30 درصد از تغییرات خستگی بیماران، تحت تاثیر متغیرهای مصرف مواد مخدر، سابقه جراحی قلب و درجه بیماری می باشد و آن ها پیش بینی کننده خستگی بیماران بودند.

    نتیجه گیری:

    نتایج مطالعه حاضر نشان داد بیمارانی که فعالیت فیزیکی بیشتری داشتند از خستگی کمتری برخوردار بودند. با توجه به اینکه خستگی در بیماران نارسایی قلب بسیار شایع است، توصیه می شود با بکارگیری اقدامات مداخله ای لازم در جهت افزایش دانش و مهارت بیماران در خصوص فعالیت فیزیکی، در جهت کاهش خستگی بیماران اقدامات لازم صورت پذیرد.

    کلیدواژگان: فعالیت فیزیکی، خستگی، نارسایی قلب
  • نادر حاجلو*، سعید پورعبدل، ناصر صبحی قراملکی، مهدی بیکی صفحات 766-777
    زمینه و هدف

    انعطاف پذیری روان شناختی اصلی ترین هدف درمان پذیرش و تعهد است. با این حال ابزار کارآمدی برای سنجش آن لازم است؛ بنابراین، هدف این پژوهش بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه ی فارسی مقیاس سنجش جامع فرایند درمان پذیرش و تعهد بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه افراد 18 تا 60 ساله در بازه زمانی مرداد ماه الی مهر ماه ماه سال 1400 بودند.

    روش بررسی

    نمونه آماری پژوهش شامل 256 نفر بودند که به روش نمونه گیری در دسترس از طریق فراخوان اینترنتی انتخاب شدند. به منظور بررسی روایی همگرا و واگرا از پرسشنامه پذیرش و عمل نسخه دوم و مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (DERS) و پرسشنامه افسردگی، اضطراب و استرس استفاده شد. روایی سازه از طریق تحلیل عاملی تاییدی مورد بررسی قرار گرفت. پایایی به کمک روش آلفای کرونباخ و بازآزمایی و تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزارهای اس. پی. اس. اس. نسخه 25 و لیزرل نسخه 8/8 انجام شد.

    یافته ها: 

    نتایج تحلیل عاملی تاییدی همانند فرم اصلی، سه عامل گشودگی نسبت به تجربه، آگاهی رفتاری و اقدام متعهدانه را مورد تایید قرار داد. همچنین، ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس برابر با 89/0 و برای خرده مقیاس های گشودگی نسبت به تجربه، آگاهی رفتاری و اقدام متعهدانه به ترتیب برابر91/0، 88/0، 85/0 به دست آمد. علاوه بر این، ضریب بازآزمایی با فاصله چهار هفته برای کل پرسشنامه 80/0 و برای خرده مقیاس های گشودگی نسبت به تجربه، آگاهی رفتاری و اقدام متعهدانه به ترتیب برابر 89/0، 78/0 و 79/0 به دست آمد.  همچنین ضرایب همبستگی نشان دهنده روایی همگرا و تشخیصی مطلوب پرسشنامه بود (001/0<p).

    نتیجه گیری: 

    با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت که مقیاس سنجش جامع فرایند درمان پذیرش و تعهد ابزاری قابل اعتماد و روا برای اندازه گیری انعطاف پذیری روان شناختی است.

    کلیدواژگان: درمان پذیرش و تعهد، انعطاف پذیری روان شناختی، روایی، پایایی
  • عباس انصاری تبار، سید احمد حسینی گل افشانی*، پروانه گلرد صفحات 778-789
    زمینه و هدف

    استرس  کارکنان یکی از معضلات اساسی درمراکزدرمانی می باشد. استرس بر روی سلامت جسمی و روانی کارکنان مراکز درمانی اثر می گذارد، با توجه به این مطلب مطالعه حاضر با هدف شناسایی عوامل استرس زا وارایه راهکارهای کاهش آن دربیمارستانهای آموزشی کاشان انجام گرفت.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر یک مطالعه کیفی ازنوع تحلیل محتوا است که تعداد15 نفر(6زن و9مرد) از کارکنان بیمارستانهای آموزشی کاشان به روش مبتنی بر هدف انتخاب شدند. نمونه گیری تا اشباع داده ها ادامه یافت. نمونه ها از بین پرستاران ، سرپرستاران، مسیول واحد تاسیسات ،حراست ،خدمات ومدیران مالی ،اداری وپشتیبانی بودند. روش جمع آوری داده ها مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود. مصاحبه های ضبط شده کلمه به کلمه پیاده شد وتحلیل اطلاعات همزمان با نمونه گیری انجام شد.

    یافته ها

    پس از تحلیل، داده ها در4 تم (عوامل سازمانی، فراسازمانی، فردی و راهکارهای کاهش آن) و در29طبقه قرارگرفتند، که شامل «عدم ارایه خدمات انگیزشی درسازمان»، « عدم شرح وظایف سازمانی مشخص »، « فرهنگ سازمانی»، « فرآیندهای سازمانی مبهم  »، « تبعیض درمحیط کار»، « عدم امنیت شغلی »، « بی ثباتی اقتصادی »، « بروزبیماریهای اپیدمی »، « شرایط جوی نامناسب »، ،« بی ثباتی وناکارآمدی قوانین ومقررات »،« مشکلات عبور ومرور »،« تیپ شخصیتی»،« اعتقادات دینی» و... بود.

    نتیجه گیری

    باتوجه به کثرت عوامل استرس زا وعواقب ناشی ازآن درکاهش بهره وری وهدر رفت منابع سازمانی باید شرایط لازم برای کاهش استرس درکارکنان توسط مدیران ودست اندرکاران بخش سلامت فراهم شود.

    کلیدواژگان: استرس، کارکنان بهداشتی، مطالعه کیفی
|
  • Azam Moslehi*, Fatemeh Nabavizadeh Rafsanjani Pages 716-723
    Background and Objectives

    Traffic noise, as one of the noise types, is a widespread feature of the urban environments. Traffic noise exposure can lead to hearing loss, hypertension, obesity and ischemic heart diseases. Stress also has many physiological effects on the hormonal and neural function. Therefore, this study was designed to evaluate different periods of traffic noise effects on the levels of adrenal stress hormones in male rats.

    Methods

    48 male wistar rats were used in this study. They divided randomly into 6 groups; the control, short term (1 day) and long term (7, 14, 21 and 28 days) groups. Traffic sound was recorded, adjusted and played (86 dB) for animals. At the end of experiment, the animals were anesthetized and blood sample was drawn. Levels of epinephrine, norepinephrine and corticosterone were measured. Statistical analysis was done by one-way analysis of variances and Tukey’s post hoc test.

    Results

    Findings showed that in the 1 day group, epinephrine level decreased and in the 21 days group significantly increased. Levels of norepinephrine showed significant increase in the 14, 21 and 28 groups. In the same way, concentration of corticosterone significantly increased with increase of traffic noise time.

    Conclusion

    It seems that traffic noise exposure led to decrease of epinephrine plasma concentration in the short term while it increased all of 3 hormones in the long term. It may be due to hormonal structure, half time and stress period.

    Keywords: Stress, Noise, Epinephrine, Norepinephrine, Corticosterone
  • Sadegh Yousefi, Marzieh Mohseni, Hamed Shoghi, Azam Biderafsh, Seyyed Ali Shafiei* Pages 724-733
    Background and Objectives

    The increasing demand of people and students for computer technology and the Internet has caused mental health problems and social communication in them. In this study, the relationship between Internet addiction and general health in students of Qom University of Medical Sciences has been investigated.

    Methods

    This descriptive-correlation study was performed on 321 students living in Qom dormitory of medical sciences through demographic, general health (GHQ) and Internet addiction questionnaires. Data analysis was performed using SPSS software in two parts: descriptive statistics, mean, frequency, frequency percentage and inferential statistics of Pearson correlation coefficient and univariate linear regression.

    Results

    79.8% of students were regular users and 20.2% of students were addicted to the Internet and no severe Internet addiction was observed. According to the general health questionnaire, 13.1% of students had mild disorder, 66% had moderate disorder and 20.9% had severe disorder. Pearson correlation coefficient between scales and general health in general with Internet addiction showed a significant and positive relationship at a significant level of 0.05. In linear regression analysis, the only variable is the duration of internet connection under the same conditions in terms of other variables that predict the general health score.

    Conclusion

    There is a significant and positive relationship between public health and Internet addiction. Preventing the complications and dangers of Internet addiction is essential and requires educational, counseling, and behavioral planning among vulnerable students.

    Keywords: Internet Addiction Disorder, Public Health, Students
  • Reyhaneh Sadat Emami, Siamak Mohebi* Pages 734-743
    Background and Objectives

     The coronavirus pandemic (COVID-19) has caused an extraordinary situation in the world since the end of 2019, which led to an unprecedented social, political and economic crisis. Currently, the most important way to deal with this pandemic is to fully comply with health protocols along with general vaccination, which is necessary to raise public awareness and change people's health and social behaviors. One of the models of health education and health promotion is the model of protection motivation, which in this study, based on this model, the preventive behaviors of women in Isfahan against coronavirus are evaluated.

    Methods

     The present study was a cross-sectional-analytical study designed and conducted in 2021 The study population included all women covered by comprehensive health centers in Isfahan in 2021 and the sample size was 300 people. The data were collected using two questionnaires. The first questionnaire included demographic information of the participants and the second questionnaire included the constructs of protection motivation theory. Collected data were analyzed by SPSS v. 20 software using Pearson correlation coefficient, one-way analysis of variance and linear regression.

    Results

     Based on the findings, the correlation between perceived (inconsistent) reward structure
    (P=‌0.000, r=‌-0.287) and perceived cost (barriers) (P‌=0.000, r=‌-0.466) with protection motivation (Intention) is negative, indicating that the motivation for protection decreases as the perceived reward and cost increase. Among the structures, self-efficacy had the highest correlation with protection motivation (P=‌0.000, r=‌0.664). Linear regression analysis showed that 58.4% of the variance of protection motivation can be predicted by other structures, The role of reward, cost, self-efficacy and fear constructs are significant and cost structure has a stronger predictive role.

    Conclusion

     The findings of the present study showed that the constructs of the theory of Protection motivation can well predict the intention of individuals to observe the principles of prevention, Using this theory and its structures, effective interventions can be designed and implemented to control this epidemic. In the meantime, more attention should be paid to the cost structure. Also, based on these findings, it was found that the existing barriers to the observance of preventive principles have a significant impact on the intention of individuals to follow these principles.

    Keywords: Motivation, Coronavirus, Behavior- prevention, control, COVID-19-prevention
  • Naser Mirazi*, Aida Shahabi Baher, Zahra Izadi, Alireza Nourian, Samaneh Safari Pages 744-755
    Background and Objectives

    Some of drugs which used in chemotherapy have destructive effects on hemopoetic tissue. Cyclophosphamid is a drug for malignant cancers treatment with subversion effects on blood hemopoetic bone marrow. Medicinal plants with antioxidant effects have anti-inflammatory and protective effects on bone marrow tissue. The aim of this study is to investigate of protective effect of Calendula officinalis L. hydrethanolic extract (CHE) on boold parameters in Wistar male rats induced with cyclophosphamide.

    Methods

    In this experimental study 35 male Wistar rats (200-220 g) were divided in 5 groups(n=7): control (0.5 ml salin normal), Cyclophosphamide (15 mg/kg), positive control 600 mg/kg, CHE), treatment 1 (Cyclophosphamide 15 mg/kg+300 mg/kg, CHE) and treatment 2 (Cyclophosphamide 15mg/kg +600 mg/kg, CHE). All injections were done interaperituneally and the experiments were done for 15 days. At the end of expriments all animals were anesthetized (ketamine hydrochlorids, 50mg/kg+xylasine hydrochloride 10 mg/kg) and blood samples and sternum bone tissue (fixed in 10% formaldehyde) were collected. All data were evaluated statistically by ANOVA and Tukey’s method.

    Results

    The results of this study were showed that cyclophosphamide has reduce effects on blood parameters (RBC, WBC, PL, Hb, Hct, MCV,MCH, MCHC) compare with control group significantly. CHE can protect and inhibite of cyclophosphamide damage effects on blood hemopoetic tissue.

    Conclusion

    The use of CHE is able to protect of blood hemopoetic tissue in bone marrow and prohihite of cyclophosphamide effects.

    Keywords: Calendula, Blood Parameters, Bone Marrow, Cyclophosp Phamide
  • Fatemeh Esnaasharieh, Mahlagha Dehghan, Javad Abtahian, Parvin Mangolian Shahrbabaki* Pages 756-765
    Background and Objectives

     Disability and intolerance to exercise are common in heart failure and can lead to feelings of fatigue in patients and can change patientschr('39') lifestyles; Therefore, this study was performed to Evaluation of physical activity in patients with heart failure and its relationship with fatigue.

    Methods

    In this descriptive cross-sectional study, 100 patients with heart failure referred to rehabilitation centers in southeastern Iran were selected by convenience sampling. Data collection tools were RAPA physical activity questionnaire and FACIT fatigue questionnaire. Data were analyzed using Spearman correlation coefficient and regression. Significance was considered 0.05

    Results

    The results showed that the mean of physical activity was 2.59 ±1.33 and the mean of fatigue in the samples was 20.27±6.11 and the majority of patients had below normal physical activity and fatigue was unfavorable in the majority of them. The total score of physical activity was inversely and significantly correlated with the total score of fatigue. The results showed that 30.6% of the changes in patients chr('39')fatigue were influenced by variables of drug use, history of heart surgery and the degree of disease and they were predictors of patientschr('39') fatigue.

    Conclusion

    The results of the present study showed that patients who were more physically active had less fatigue. Due to the fact that fatigue is very common in patients with heart failure, it is recommended to take the necessary interventions to increase patientschr('39') knowledge and skills about physical activity, to reduce the fatigue of patients.

    Keywords: Physical activity, Fatigue, Heart failure
  • Nader Hajloo*, Saeed Pourabdol, Nasser Sobhi-Gharamaleki, Mahdi Beyki Pages 766-777
    Background and Objectives

    Psychological flexibility is the main goal of acceptance and commitment treatment. However, an efficient tool is needed to measure it.Thus, The aim of this study was to investigate the psychometric properties of the Persian version of the Comprehensive assessment of Acceptance and Commitment Therapy processes (CompACT) Scale.

    Methods

    The statistical population of the present study included all people aged 18 to 60 years in the period from August to October 1400. The statistical sample of the study included 256 people who were selected by available sampling method through online call. In order to evaluate the convergent and divergent validity, the second version of the Acceptance and Practice Questionnaire (AAQ - II), the  difficulty in emotion regulation scale (DERS-16) and the Depression, Anxiety and Stress Scale were used. The factor structure of the questionnaire was examined through confirmatory factor analysis. Reliability was performed using Cronbach's alpha method and retesting and analyzing the data with version 25 of SPSS software and version 8.8 of LISREL.

    Results

    The results of confirmatory factor analysis, as in the original form, confirmed three factors: Openness to Experience, Behavioral Awareness and Valued Action. Also, Cronbach's alpha coefficient for the whole scale is 0.89 and for the subscales of Openness to Experience, Behavioral Awareness and Valued Action were equal to 0.91, 0.88, 0.85, respectively. In addition, the four-week retest coefficient for the whole questionnaire was 0.80 and for the subscales of Openness to Experience, Behavioral Awareness and Valued Action were equal to 0.89, 0.78, 0.79, respectively. Also, correlation coefficients indicated favorable convergent and discriminant  validity of the questionnaire (P<0/001).

    Conclusion

    According to the obtained results, it can be said that the Comprehensive assessment of Acceptance and Commitment Therapy processes (CompACT) Scale is a reliable and valid scale for measuring psychological flexibility.

    Keywords: Acceptance, commitment treatment, Psychological Flexibility, Validity, Reliability
  • Abbas Ansaritabar, Seyed Ahmad Hosseini Golafshani*, Parvaneh Gelard Pages 778-789
    Background and Objectives

    Staff stress is one of the main problems in medical centers. Stress affects the physical and mental health of medical staff. According to this article, the present study was conducted to identify stressors and provide solutions to reduce it in Kashan teaching hospitals.

    Methods

    The present study is a qualitative study of content analysis in which 15 people (6 females and 9 males) of Kashan teaching hospitals They were selected by purpose-based method Sampling continued until data saturation. Examples included nurses, head nurses, facility manager, security, services, and financial, administrative, and support managers. The method of data collection was semi-structured interviews. The recorded interviews were transcribed verbatim and data analysis was performed simultaneously with sampling.

    Results

    After analysis, the data were divided into 4 themes (organizational, extra-organizational, individual factors and strategies to reduce it) and 29 categories, including "providing motivational services in the organization", "no description of specific organizational tasks", "organizational culture", "organizational processes" "Ambiguous","Discrimination in the workplace", "Job insecurity", "Economic instability","Outbreaks", "Unfavorable weather conditions", "Instability and inefficiency of laws and regulations", "Traffic problems", "Personality type" "," Religious beliefs "and ... was.

    Conclusion

    Due to the large number of stressors and their consequences in reducing productivity and waste of organizational resources, the necessary conditions for reducing stress in employees should be provided by managers and those involved in the health sector.

    Keywords: Stress, Health staff, Qualitative Study