فهرست مطالب

علمی شیلات ایران - سال سی و یکم شماره 2 (پیاپی 130، خرداد و تیر 1401)

مجله علمی شیلات ایران
سال سی و یکم شماره 2 (پیاپی 130، خرداد و تیر 1401)

  • تاریخ انتشار: 1401/05/15
  • تعداد عناوین: 10
|
  • احمد خوش بین*، علیرضا پورخباز صفحات 1-11

    یکی از دغدغه های عمده جهانی درمورد محیط زیست، آلودگی محیط های آبی توسط عناصر سنگین است. این عناصر اکوسیستم های آبی را آلوده کرده و از طریق تجمع زیستی در اندام های موجودات زنده، در سطوح بالاتر زنجیره غذایی که انسان آنها را مصرف می کند، انباشته و تغلیظ می شوند. پژوهش کنونی با هدف ارزیابی غلظت فلزات سنگین سرب، نیکل و کادمیوم در بافت عضله، کبد و پوست دو گونه ماهی شوریده (Otolithes ruber) و کوتر چشم درشت (Sphyraena forsteri) در بنادر صیادی کنارک و پزم انجام شد. تعداد 36 نمونه ماهی به صورت کاملا تصادفی از بنادر کنارک و پزم جمع آوری گردید. پس از آماده سازی نمونه ها، به روش هضم اسیدی، غلظت فلزات سنگین سرب، نیکل و کادمیوم به وسیله دستگاه جذب اتمی Contr-AA- 700 اندازه گیری شد. بر اساس نتایج مطالعه، میزان تجمع فلزات سنگین بین نمونه های دو منطقه متفاوت بود. میزان سرب در عضله ماهیان شوریده و کوتر چشم درشت به ترتیب 12/0±59/0 و 2/0±55/0 و غلظت کادمیوم به ترتیب 15/0±07/0 و 1/0±09/0 میلی گرم در کیلوگرم به دست آمد. همچنین میزان سرب و نیکل در ماهی کوتر چشم درشت کمتر از نمونه های شوریده بود. میزان غلظت سرب و کادمیوم در بافت عضله ماهیان شوریده و کوتر چشم درشت کمتر از حدمجاز استانداردهای وزارت شیلات و کشاورزی انگلستان (MAFF)، سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA)، سازمان جهانی غذا و کشاورزی (FAO) و آژانس حفاظت محیط زیست آمریکا (USEPA) بود، به جز غلظت فلز نیکل که در مقایسه با حد مجاز استاندارد سازمان بهداشت جهانی (WHO) بیشتر به دست آمد.

    کلیدواژگان: سرب، کادمیوم، نیکل، ماهی شوریده، ماهی کوتر چشم درشت
  • مهناز ربانی ها*، خسرو آیین جمشید، نصیر نیامیمندی صفحات 13-25

    کلروفیل-a نمایانگر میزان تراکم فیتوپلانکتون به عنوان تولید اولیه می باشد که تغییرات آن گویای وضعیت اکوسیستم است. تحقیق حاضر در راستای پایش و بررسی تغییرات این پارامتر به منظور شناخت بهتر از وضعیت اکولوژیک در آبهای ایرانی خلیج فارس و خلیج عمان انجام گردید. بدین منظور، از نمونه بردار CTD و اطلاعات سایت ناسا استفاده شده است. نمونه برداری در نیمه دوم سال های 99-1396 انجام گرفت.  میانگین کلروفیل-a در آبهای خلیج فارس و خلیج عمان در سال 1396،  (84/±0 97/0 میلی گرم بر لیتر) در 1397 میانگین کلروفیل-a در آبهای سطحی جنوب)48/1±98/1 میلی گرم بر لیتر)، 1398 میانگین کلروفیل آبهای سطحی خلیج عمان (34/0±92/0 میلی گرم بر لیتر) و 1399 میانگین کلروفیل خلیج فارس)13/0±23/0 میلی گرم بر لیتر) بود. نتیجه NMDS بر داده ها نشان داد که در دو گروه از اندازه گیری ها (بوشهر، هرمزگان و سیستان وبلوچستان، 1397) و (بوشهر و خوزستان، 1399)، اختلاف دیده می شود. میانگین کلروفیل سطحی گروه اول 5/1±09/1 میلی گرم بر لیتر درحالی که 16/0±13/0 میلی گرم بر لیتر به دست آمد که این اختلاف معنی دار (05/0<P) و مقدار بیشتر گروه اول به وقوع سیل ها در زمستان 1397 برمی گردد که با توجه به وابستگی حضور فیتوپلانکتون به عوامل محیطی، ورودی مواد مغذی شرایط مناسب جهت رشد فیتوپلانکتون ها را ایجاد کرده بود.

    کلیدواژگان: کلروفیل-a، فیتوپلانکتون، خلیج فارس، خلیج عمان
  • صائمه جدگال، جمیله پازوکی*، معبود علیزاده نوده صفحات 27-37

    با توجه به اهمیت و جایگاه ماهیان در تامین پروتیین انسانی، مطالعه در مورد عوامل بیماری زا و آشنایی بیشتر با آلودگی های انگلی آنها می تواند گامی در جهت ارتقاء دانش انگل شناسی کشور باشد. این مطالعه به منظور شناسایی انگل های پریاخته ماهی طلال (Rastrelliger kanagurta) صید شده از سواحل دریای عمان منطقه چابهار انجام گرفت. در مطالعه حاضر، تعداد 61 قطعه ماهی طلال در تابستان 1398 صید گردید. ماهیان به آزمایشگاه انتقال یافته و طول و وزن آنها اندازه گیری شد. اندام های مختلف ماهی از جمله آبشش، چشم، معده، زواید پیلوریک، گنادها و روده جهت جداسازی و شناسایی انگل های پریاخته بررسی شدند. انگل های جدا شده در الکل 70 درصد یا فرمالین 10 درصد تثبیت گردیدند. انگل های شناسایی شده از رده دیژن ها بوده و شامل Lecithocladium angustiovum و Prodistomum orientale با میزان فراوانی به ترتیب 100 و 4/26 درصد، از رده مونوژن ها انگل های Indomazocraes sp. و نمونه دیگری از خانواده Mazocraeidae هر دو با شیوع 9/1 درصد و از رده نماتودا نیز لارو انگل Anisakis sp. با شیوع 9/1 درصد شناسایی شدند. نتایج نشان داد که انگل دیژن Lecithocladium angustiovum در معده دارای بیشترین شدت آلودگی (1/16±3/17) درصد بود. در این مطالعه طبق نتایج به دست آمده، انگل های شناسایی شده شامل دو دیژن در حد گونه، یک مونوژن در حد جنس و یک نمونه در حد خانواده از شاخه کرم های پهن، یک نماتود در حد جنس جزء شاخه کرم های گرد بودند. این اولین گزارش از ماهی طلال سواحل دریای عمان می باشد. همچنین انگل های Prodistomum orientale و Indomazocraes sp.  و نمونه متعلق به خانواده Mazocraeidae برای اولین بار از این ماهی در سواحل ایران گزارش می شود.

    کلیدواژگان: ماهی طلال، انگل های پریاخته، مزوکرائیده، دریای عمان
  • زهرا یعقوب زاده*، رضا صفری صفحات 39-49

    رودخانه های نسارود و خیرود از رودخانه های مهم استان مازندران هستند که از نظر دارا بودن جمعیت های خاصی از ماهیان، تخم ریزی گونه های مهاجر و تغذیه ماهیان مصبی دارای اهمیت می باشند. هدف از این مطالعه، ارزیابی کیفیت میکروبی آب در دو رودخانه نسارود (شیل گذاری) و خیرود (تکثیر طبیعی)، طی دوره رهاسازی ماهیان مولد، از فروردین لغایت مرداد سال 1397 بود و عوامل میکروبی شامل تعداد باکتری های کل، کلیفرم کل، کلیفرم مدفوعی و استرپتوکوک مدفوعی مورد ارزیابی قرار گرفتند. بدین منظور، تعداد 4 ایستگاه در طول مسیر رودخانه های نسارود و خیرود انتخاب و به طور ماهانه به مدت 4 ماه  (فروردین ، اردیبهشت، تیر و مرداد) اقدام به نمونه برداری از آب رودخانه ها شد. بر اساس نتایج به دست آمده، حداکثر تغییرات میانگین شمارش کل باکتری رودخانه های نسارود (CFU/ml 20250) و خیرود (CFU/ml 21250) در ماه اردیبهشت حاصل گردید و حداکثر تغییرات میانگین کلیفرم کل رودخانه های نسارود (CFU/ml 45) در ماه اردیبهشت و خیرود (CFU/ml 50) در ماه فروردین گزارش گردید و دامنه تغییرات میانگین کلیفرم مدفوعی در ماه های مختلف در  رودخانه های نسارود (CFU/ml10) در ماه اردیبهشت و خیرود (CFU/ml 5/8) در ماه فروردین متغیر بود. با توجه به نتایج به دست آمده، کیفیت آب رودخانه های نسارود و خیرود از نظر شاخص های باکتریایی برای رهاسازی و تکثیر طبیعی مناسب است و تعداد باکتری های مورد نظر در دامنه استاندارد قرار داشته است.

    کلیدواژگان: کیفیت باکتریایی آب، تکثیر طبیعی، رودخانه های نسارود و خیرود، مازندران
  • عطا مولودی صالح، سهیل ایگدری*، هادی پورباقر صفحات 51-62

    تغییرات در شرایط اکوسیستم های رودخانه ای از جمله احداث سد، شرایط اکولوژیک جدید را برای آبزیان این زیستگاه ها فراهم می کند که باید برای ادامه بقاء با این شرایط سازگاری پیدا کنند. این مطالعه به منظور بررسی اثر سد طالقان بر مطلوبیت زیستگاه سس ماهی کورا (Barbus cyri) بر اساس روش هموارسازی هسته ای طی سال های 98-1397 انجام شد. فاکتورهای زیستگاهی از جمله عمق آب، سرعت جریان آب، عرض رودخانه،، pH، دما، هدایت الکتریکی (EC)، مواد جامد معلق (TDS)، شیب، ارتفاع از سطح دریا، قطر سنگ بستر و تعداد سنگ های بزرگتر از 15 سانتی متر، اندازه گیری و ثبت شدند. خطای جذر میانگین مربعات مربوط به پهنای باند 1000-1 برای هر یک از فاکتورهای مورد بررسی ارایه گردید. نتایج نشان داد که با افزایش مقادیر ارتفاع از سطح دریا، عرض رودخانه، سرعت جریان، EC و TDS مقدار مطلوبیت گونه مورد مطالعه کاهش و مطلوبیت نیز با افزایش عمق، شیب، دما و pH افزایش می یابد. فاکتور عمق، عرض رودخانه و دمای آب دارای تغییرات زیادی بود. به طور کلی، شرایط در پایین دست سد در مطلوبیت زیستگاه گونه مورد مطالعه بهتر از پشت سد بود.

    کلیدواژگان: اکوسیستم رودخانه ای، احداث سد، هموارسازی هسته ای، مطلوبیت زیستگاه
  • مهدی شریفی اصل، لاله رومیانی* صفحات 63-81

    در این مطالعه در بخش اول شرایط بهینه استخراج عصاره (دماهای 50، 70 و 90 درجه سانتی گراد، مدت زمان 20، 70 و 120 دقیقه و نسبت ماده خشک به حلال 10، 20 و 30 میلی لیتر بر گرم) جلبک (Nannochloropsis oculata) مورد بررسی قرار گرفت. میزان فعالیت آنتی اکسیدانی عصاره های جلبکی در بخش اول به وسیله اندازه گیری قدرت مهار رادیکال  DPPH(2,2-diphenyl-1-picrylhydrazyl) اندازه گیری شد. در بخش دوم تاثیر افزودن عصاره هیدروالکلی جلبک نانوکلروپسیس در غلظت های 0، 350، 550 و 1000 میلی گرم در لیتر در کاهش فعالیت آنتی اکسیدانی به روغن کبد ماهی تون زرد باله مورد بررسی قرار گرفت. تیمار زمان 120 دقیقه، درجه حرارت 70 درجه سانتی گراد، نسبت ماده خشک به حلال 30 میلی لیتر بر گرم بالاترین بازده عصاره را از نظر مهار رادیکال های آزاد داشت. طول دوره نگهداری 56 روز بود و پارامترهای پراکسید، تیوباربیتیوریک اسید و پی-آنیسیدین در روغن ماهی تون اندازه گیری شدند. بالاترین قدرت آنتی اکسیدانی در غلظت 1000 میلی گرم بر لیتر (55/0 ± 45/85 درصد) اندازه گیری شد. مقادیر شاخص پراکسید، TBA وp-anisidine  روغن ماهی تون با افزایش زمان نگهداری روندی افزایشی داشت و در روز 56 به بالاترین میزان خود رسید. تیمار شاهد، بالاترین و تیمار روغن ماهی دریافت کننده 1000 میلی گرم بر لیتر عصاره هیدروالکلی جلبک نانوکلروپسیس کمترین سطح شاخص های اکسیدانی را داشت. با توجه به نتایج تیمارهای دریافت کننده عصاره هیدروالکلی جلبک نانوکلروپسیس فاکتور حفاظتی و قدرت آنتی اکسیدانی بالاتری در مقایسه BHT داشتند که نشان می دهد، عصاره جلبکی در هر سه غلظت 350، 550 و 1000 میلی گرم بر لیتر به خوبی می توانند جایگزین ترکیبات سنتتیک باشد.

    کلیدواژگان: بهینه سازی، فعالیت آنتی اکسیدانی، عصاره هیدروالکلی، نانوکلروپسیس، روغن ماهی تون زرد باله
  • پریا اکبری*، اسماء مفتاح زهی صفحات 83-93

    این مطالعه به منظور بررسی پروفایل استرول و اسیدهای چرب چهار گونه نرم‌‌تن (دوکفه‌‌ای صخره‌‌ای اویستر ؛Saccostrea cuculata، دوکفه‌‌ای کلم؛ Callista umbonella و صدف ملوک یا استوانه‌‌ای؛ Solen vagina) و یک گونه حلزون خوراکی (Ampullaria cuprina) و تعیین بهترین گونه نرم تن ساحل قشم طراحی شده است. گونه‌‌های نرم‌‌تن (هرکدام 100 عدد) در جعبه‌‌های سرد به همراه یخ نگهداری و به آزمایشگاه انتقال داده شدند و محتوی اسید‌‌های چرب و استرول‌‌های نرم تن با کمک دستگاه کرماتوگرافی گازی آنالیز شدند. بیشترین میزان مریستیک اسید (14:0)، لوریک اسید (12:0)، پنتادکانوییک اسید (15:0)، هپتادکانوییک اسید (17:0)، استیاریک اسید (18:0) و مجموع اسید‌‌های چرب اشباع در حلزون خوراکی و کمترین مریستیک اسید (14:0)، پالمیتولییک اسید (16:1)، پنتادکانوییک اسید (15:0)، هپتادکانوییک اسید (17:0) و استیاریک اسید (18:0) در دوکفه‌‌ای صخره‌‌ای اویستر مشاهده شد. کمترین میزان کلسترول و بیشترین میزان 5 و 12 استیگما درانول، کمپاستونول، استیگما استرول، دلتا 7 کمپسترول و دلتا 5 اوناسترول نیزدر حلزون خوراکی مشاهده شد. این مطالعه، بر تفاوت پروفایل استرول و اسید‌‌های چرب چهار گونه نرم‌‌تن انتخاب شده تاکید داشت که بهترین پروفایل استرول و اسید‌‌های چرب در حلزون خوراکی مشاهده شد که می‌‌تواند برای تولید محصولات بهداشتی مختلف، در صنایع دارویی و غذایی پیشنهاد گردد.

    کلیدواژگان: استرول، ترکیب اسید های چرب، دو کفه ای اویستر، دو کفه ای کلم، ملوک، حلزون خوراکی
  • نیما پورنگ*، مریم رضایی، علی ماشین چیان مرادی صفحات 95-108

    با توجه به اهمیت استفاده از جاذب‌های زیستی برای حذف یون‌های فلزی از پساب‌ها و اکوسیستم‌های آبی، در این پژوهش پتانسیل استفاده از فلس دو گونه ماهی (قزل آلای رنگین کمان، Oncorhynchus mykiss و ماهی سفید، Rutilus kutum) به منظور کاهش غلظت سرب در محیط‌های آبی بر مبنای طرح باکس بنکن بررسی شد. تاثیر برخی از پارامترهای مهم (دوز جاذب زیستی، اندازه جاذب، زمان تماس، درجه حرارت، غلظت اولیه، pH و شوری) بر ظرفیت جذب سرب به‌وسیله جاذب‌ها نیز مورد بررسی قرار گرفت. از بین هفت فاکتور مورد مطالعه، تاثیر غلظت اولیه، pH و دوز جاذب، بر غلظت سرب جذب شده به‌وسیله دو جاذب معنی‌دار بود (05/0P<)، اما درجه حرارت و اندازه جاذب تاثیر معنی‌داری بر جذب سرب به‌وسیله جاذب‌ها نداشتند. غلظت اولیه موثرترین متغیر مستقل محسوب ‌شد (با تاثیر مثبت). حداکثر ظرفیت جذب سرب به‌وسیله دو جاذب با ظرفیت جذب این عنصر به‌وسیله سایر جاذب‌های دارای منشاء آبزیان، بررسی شده از سوی سایر محققین، قابل مقایسه بود. حداکثر ظرفیت جذب سرب در فلس ماهی قزل‌آلا بیشتر از فلس ماهی سفید بود. مشخصات جاذب‌های زیستی قبل و بعد از جذب با استفاده ازSEM (Scanning Electron Microscopy)، EDX (Energy Dispersive X-ray) ، XRF (X- Ray Fluorescence) و FTIR (Fourier Transform Infrared) بررسی شد. غلظت یون‌های سرب با استفاده از AAS (Atomic Absorption Spectrometer) اندازه‌گیری گردید. آنالیزهای SEM-EDX و XRF به‌وضوح وجود یون‌های سرب را در سطوح هر دو جاذب زیستی پس از آزمایش‌های جذب نشان داد. نتایج FTIR نشان داد که دو جاذب زیستی از گروه‌های عاملی مختلف تشکیل شده‌اند که احتمالا نقش قابل‌توجهی در ظرفیت جذب سرب به‌وسیله آنها وجود دارد.

    کلیدواژگان: جاذب زیستی، سرب، فلس ماهی، باکس بنکن، دریای خزر
  • سید عباس حسینی*، جعفر احسانی، غلامرضا دریانبرد صفحات 109-118

    برای ارزیابی عملکرد صید خرد، داده‌های زیست‌سنجی و شاخص‌های صید تورهای گوشگیر و رشته قلاب طویل شناورهای سنتی لنج در محدوده آبهای ساحلی استان سیستان و بلوچستان و روش صید چوب دستی و قلاب حاصل از گشت دریایی علامت‌گذاری تون ماهیان در آبهای ساحلی کشور عمان مورد تحلیل قرار گرفت. تون زردباله گونه غالب ترکیب صید تورهای گوشگیر و رشته قلاب طویل بود که به‌ترتیب 71 و 79 درصد صید وزنی را تشکیل داد. در چوب دستی و قلاب تنها گونه صید شده تون زردباله بود. صید بر واحد تلاش صیادی (CPUE) متناسب با روش صید به‌دست آمد. در مقیاس یکسان، صید وزنی تون زردباله در هر روز فعالیت صیادی به‌وسیله چوب دستی و قلاب تقریبا 3 برابر بیشتر از تورهای گوشگیر و نزدیک به 4 برابر بیشتر از روش صید رشته قلاب طویل بود. از سویی، صید وزنی تون زردباله با تورهای گوشگیر در هر روز صید تنها 33 درصد بیشتر از رشته قلاب طویل نشان داد. شاخص صید تون زردباله در رشته قلاب طویل و چوب دستی و قلاب در دریای عمان با مقادیر حاصل از منطقه اقیانوس هند قابل مقایسه می‌باشد. اندازه ماهیان در صید رشته قلاب طویل بزرگتر از صید چوب دستی و قلاب و تورهای گوشگیر بود که به‌ترتیب روش صید مذکور میانگین طولی 0/7±4/133، 7/3±0/105 و 4/4±4/94 سانتی‌متر و میانگین وزنی متناسب با طول به‌ترتیب برابر با 2/2±8/40، 7/0±8/20 و 7/0±4/15 کیلوگرم محاسبه شد.  بکارگیری روش صید چوب دستی و قلاب و توسعه صید رشته قلاب طویل جهت برداشت از ذخایر با ارزش تون زردباله در منطقه توصیه می‌شود.

    کلیدواژگان: صید خرد، تون زردباله، دریای عمان، صید بر واحد تلاش صیادی، طول و وزن
  • پریسا ملکی، رحمان پاتیمار*، حجت الله جعفریان، عبدالرسول سلمان ماهینی، رسول قربانی، محمد قلی زاده، محمد هرسیج صفحات 119-128

    طی سال‌های گذشته، اوتروفیکاسیون در اثر فعالیت‌های انسانی به عنوان یک مسیله اصلی اکولوژیک برای مناطق ساحلی شناخته شده است که منجر به تغییرات چشمگیری در فاکتورهای فیزیکوشیمیایی و بیولوژیک می‌شود. هدف از این مطالعه، بررسی تعیین وضعیت اوتروفی خلیج گرگان بود که با استفاده از شاخص کارلسون که یکی از بهترین روش‌های ارزیابی وضعیت اوتروفی پیکره‌های آبی می‌باشد، انجام شد. منطقه مورد مطالعه، خلیج گرگان بود که در جنوب شرق دریای خزر واقع شده است. نمونه‌برداری به صورت فصلی با سه تکرار از تابستان 1397 لغایت بهار 1398 در 23 ایستگاه انجام شد. فاکتورهای نیترات، فسفات، کلروفیل-‌آ، عمق و شفافیت اندازه‌گیری شد. مقادیر شاخص کارلسون بر حسب کلروفیل‌-آ نشان داد که خلیج در سه فصل تابستان، پاییز و زمستان در وضعیت اوتروف (با اعداد به‌ترتیب 48/53، 69/53 و 67/53) و در فصل بهار در وضعیت مزوتروف (با عدد 75/42) قرار داشت. بر حسب میزان فسفات، در فصل‌‌‌های پاییز و زمستان اوتروف (با اعداد 22/69 و 17/55) و در فصل‌‌‌های تابستان و بهار در وضعیت اولیگوتروف (با اعداد 75/26 و 30/35) قرار داشت و بر حسب شفافیت در هر چهار فصل در وضعیت اوتروف (با اعداد به‌ترتیب 33/63، 61/61، 93/60، 58/61) قرار داشت. به طورکلی، نتایج نشان داد که خلیج گرگان در زمان نمونه‌برداری در این پژوهش، در محدوده مزوتروف به اوتروف قرار داشت. بنابراین، مدیریت حفاظتی بیشتر این اکوسیستم با ارزش ضروری است.

    کلیدواژگان: خلیج گرگان، اوتروفی، شاخص کارلسون، کلروفیل -آ، عمق، نیترات، فسفات
|
  • Ahmad Khoshbin* Pages 1-11

    One of the major global concerns about the environment is the pollution of aquatic ecosystems by heavy metals. These elements contaminate aquatic environments and accumulate and concentrate at through bioaccumulation in the tissues of living organisms at higher levels of the food chain consumed by humans. The aim of this study was to investigate the concentrations of three heavy metals, lead, nickel and cadmium, in the muscle tissue of two species of fish Otolithes ruber and Sphyraena forsteri in the fishing ports of Konarak and Pozm were investigated. 36 fish samples were collected from Konarak and Pazm ports. After preparation of the samples, the concentrations of lead, nickel and cadmium were measured by acid digestion by Contr-AA-700 atomic absorption spectrometer. Based on the results of the study, the amount of hravy metal accumulation was different between the samples of the two regions. The amount of lead in the muscle of Otolithes ruber and Sphyraena forsteri was 0/59±0/12 and 0/55±0/2 respectively, and the cadmium concentration was 0/07±0/15 and 0/09±0/1 mg/kg, respectively. Also, the amount of lead and nickel in Sphyraena forsteri was less than Otolithes ruber. Concentrations of lead and cadmium in the muscle tissue of Otolithes ruber and Sphyraena forsteri less than the standards of the UK Department of Fisheries and Agriculture (MAFF), the US Food and Drug Administration (FDA), the Food and Agriculture Organization (FAO) and the US Environmental Protection Agency (USEPA). Except for the concentration of nickel, which was higher than the WHO standard.

    Keywords: Lead, Cadmium, Nickel, Otolithes ruber, Sphyraena forsteri
  • Mahnaz Rabbaniha*, Khosrow Aein Jamshid, Nasir Niamymandi Pages 13-25

    Chlorophyll-a indicates the biomass of phytoplankton as the primary production. Chlorophyll-a changes indicate the situation of the ecosystem. The present study was conducted for monitoring it in the northern part of the Persian Gulf and ​​Oman Gulf. For this purpose, CTD and NASA site information was used. Samplings were done from January-March 2018-2021. Mean southern waters chlorophyll-a in 2018 was (0.97±0.84 mg/m3) mean southern water’s surface chlorophyll-a was (1.98±1.48 mg/m3) in 2019. The mean su rface chlorophyll-a of Oman Gulf in 2020 was (0.92±0.334 mg/m3). The mean of chlorophyll-a in the Persian Gulf in 2021 was (0.23±0.13mg/m3). The data result of NMDS showed significant differences between the two groups: (Bushehr, Hormozgan, Sistan & Blochestan, 2019) in comparison (Bushehr and Khuzestan, 2021). Mean surface chlorophyll-a in the first and second groups were (1.09±1.5 mg/m3) and (0.13±0.16 mg/m3), respectively. This significant difference and the greater biomass amount of the first group were due to floods and discharge of nutrients in March-April of 2019, and Nutrients will provide suitable conditions for phytoplankton’s growth.

    Keywords: Chlorophyll-a, Persian Gulf, Oman Gulf
  • Saemeh Jadgal, Jamileh Pazooki*, Maboud Alizadeh Noudeh Pages 27-37

    According to the importance and position of fish for human protein supply, studying pathogens and more familiarity with their parasitic diseases can be a step towards improving the knowledge of parasitology in the country. The aim of this study was to identify the metazoan parasites of the Indian mackerel (Rastrelliger kanagurta) caught from the coasts of the Oman Sea in the Chabahar region. In the present study, 61 pieces of R. kanagurta were caught in summer 2019. The fish were transported to the laboratory and their length and weight were measured. Different organs of the fish such as gills, eyes, stomach, pyloric caeca, gonads, and intestines were examined for isolated parasites were stabilized in alcohol 70% and/or formalin 10%. The identified parasites were from the digene category and including Lecithocladium angustiovum and prodistomum orientale with frequency of 100% and 26.4%, respectively, from the category of monogenic parasites, Indomazocraes sp. And another example of the family Mazocraeidae, both with prevalence of 1.9% and from the nematode genus, the larvae of the parasite Anisakis sp. were identified with a prevalence of 1.9%.The results showed that the digenean parasite Lecithocladium angustiovum had the highest severity of infection in the stomach (16.1±17.3). In this study, according to the results, the identified parasites included two digens at the genus and species levels, a monogenean at the genus level and another in the family of flatworm branches, a nematode at the genus level in roundworm branch. This is the first report of the Indian mackerel parasites from the Oman Sea coast. Also, the parasites of Prodistomum orientale, Indomazocraes sp. and a specimen belonging to the family Mazocraeidae are reported for the first time of this fish from the coasts of Iran.

    Keywords: Indian mackerel, Metazoan parasites, Mazocraeidae, Oman Sea
  • Zahra Yaghoubzadeh*, Reza Safari Pages 39-49

    Nesarud and Kheyrud rivers are important rivers in Mazandaran province that are important in terms of having special populations of fish, spawning of migratory species and feeding of estuarine fish. The aim of this study was to evaluate the microbial quality of water in Nesarud (shilling) and Kheyroud (natural reproduction) rivers from April to August 2018 and microbial factors including total bacteria, total coliform, fecal coliform and fecal streptococcus were evaluated. For this purpose, 4 stations along the route of Nesarud and Kheyrud rivers were selected and monthly for sampling of river water was performed for 4 months (April, May, July and August). Based on the obtained results, the maximum changes in the average total bacterial count of Nesarud (20250 CFU/ml) and Kheyrud (21250 CFU/ml) were achieved in May and the maximum changes in the average total coliform of Nesarud (45 CFU/ml) per month. May and Kheyrud (50 CFU/ml) were reported in April and the range of mean changes in fecal coliforms in different months in Nesarud rivers (10 CFU/ml) in May and Kheyrud (8.5 CFU/ml) per month April was variable. According to studies, the water quality of the Nesarud and Kheyrud rivers is suitable for shill formation and natural reproduction in terms of bacterial indices and the number of bacteria was in the standard range.

    Keywords: Bacterial water quality, Natural reproduction, Nesarud, Kheyrud rivers, Mazandaran Province
  • Atta Mouludi-Saleh, Soheil Eagderi*, Hadi Poorbagher Pages 51-62

    Changes in river ecosystem conditions, including dam construction, provide new ecological conditions for the inhabitants of these ecosystems that must adapt to survive. This study was conducted to investigate the effect of Taleghan Dam on the suitability indices of Barbus cyri based on the Kernel smoothing method during 2018-2019. The environmental factors, including water depth, velocity, river width, pH, temperature, electrical conductivity (EC), total dissolved solids (TDS), slope, elevation, bedrock diameter, and the number of rocks larger than 15 cm are measured and recorded. The Root-mean-square deviation related to bandwidth from 1 to 1000 was examined for each environmental factor. The results showed that increasing elevation, river width, velocity, EC, and TDS decrease the suitability of the studied species, and the suitability increased by increasing depth, slope, temperature, and pH. Some factors, including depth, river width and water temperature had many changes. In conclusion, the downstream conditions of the dam were better in the habitat suitability of Barbus cyri than the upstream region.

    Keywords: River ecosystem, Dam construction, Kernel smoothing, Habitat suitability
  • M. Sharifi, L .Romiani* Pages 63-81

    In this study, in the first phase, the optimum extraction conditions of the extract (temperatures of 50, 70 and 90°C, duration of 20, 70 and 120 min and the ratio of dry matter to solvent of 10, 20 and 30 mL/g) algae Nannochloropsis oculata was examined. The antioxidant activity of the algal extracts in the first phase was calculated by measuring the radical inhibitory power of DPPH (2, 2-diphenyl-1-picrylhydrazyl). In the second phase, the effect of adding the hydroalcoholic extract of N.oculata at 0, 350, 550 and 1000 mg/L in reducing the antioxidant activity of tuna oil was investigated. Treatment time of 120 minutes, temperature of 70°C, and dry matter to solvent ratio of 30 ml/g had the highest efficiency of the extract in terms of free radical scavenging.. The storage time was 56 days and the parameters of peroxide, TBA, and p-anisidine was measured in the tuna oil on 0, 7, 14, 21, 28, 35, 42, 49 and 56 days. The highest antioxidant power was measured at 1000 mg/L (85.45±0.55%). The index values ​​of peroxide, TBA, and p-anisidine of the tuna oil had an increasing trend with increasing in the storage time and reached its highest levels on day 56. The control group had the highest and the fish oil treatment 1000 mg/L hydrochloric extract of N. oculata had the lowest levels of oxidative indices. According to the results of treatments receiving hydroalcoholic extract of algae Nanochloropsis protective factor and antioxidant power compared to BHT, which shows that algal extract in all three concentrations of 350, 550 and 1000 mg/L can be well replaced with synthetic compounds.

    Keywords: Optimization, Antioxidant avtivity, Hydroalcohyl extract, Nanochloropsis oculata, Yellowfin tuna oil
  • Akbary P*, Meftah Zehi A Pages 83-93

    This study aims to investigate the profile of sterols and fatty acids of four species of molluscs (rock oyster bivalve; Saccostrea cuculate, clam bivalve; Callista umbonella and cylindrical clam; Solen vagina) and one edible snail species. (Ampullaria cuprina) and determining the best mollusc species of Qeshm beach has been designed. Mollusc species (100 each) were kept in cold boxes with ice and transferred to the laboratory, and the content of fatty acids and mollusk sterols were analyzed with the help of gas chromatography. The highest amount of myristic acid (14:0), lauric acid (12:0), pentadecanoic acid (15:0), heptadecanoic acid (17:0), stearic acid (18:0) and total saturated fatty acids in snail Edible and lowest myristic acid (14:0), palmitoleic acid (16:1), pentadecanoic acid (15:0), heptadecanoic acid (17:0) and stearic acid (18:0) in rock oyster bivalves was observed. The lowest amount of cholesterol and the highest amount of 5 and 12 stigmadranol, campastonol, stigma sterol, delta 7 campestrol and delta 5 onasterol were also observed in edible snail. This study emphasized the difference in the profile of sterols and fatty acids of four selected mollusk species, and the best profile of sterols and fatty acids was observed in the edible snail, which can be suggested for the production of various health products in the pharmaceutical and food industries.

    Keywords: Sterol, Fatty acid composition, Saccostrea cuculata, Callista umbonella, Solenvagina, Ampullaria cuprina
  • Pourang N*, Rezaei M, Mashinchian Moradi A Pages 95-108

    Considering the importance of using biosorbents to remove metal ions from wastewater and aquatic ecosystems, in this study the potential of using scales of two fish species (rainbow trout; Oncorhynchus mykiss and Caspian kutum; Rutilus kutum) to reduce the concentration of lead in aquatic environments were evaluated based on Box-Behnken design. The effects of some important parameters (biosorbent dose, biosorbent size, contact time, temperature, initial concentration, pH and salinity) on the adsorption capacity of the biosorbents were also evaluated. Among the seven studied factors, the effect of initial concentration, pH and adsorbent dose on the concentration of lead adsorbed by the two adsorbents was significant (P<0.05), while temperature and adsorbent size had no significant effect on the adsorption of lead by the sorbents. The initial concentration was the most effective independent variable (with a positive effect). The maximum adsorption capacities of lead by the two adsorbents are comparable to those of other adsorbents of aquatic origin, evaluated by other researchers. The maximum adsorption capacity of lead by scales of rainbow trout was higher than Caspian kutum. The characteristics of the adsorbents before and after adsorption were analyzed by SEM, EDX, XRF and FTIR. The lead ion concentrations were measured using AAS. The SEM-EDX and XRF analyses clearly revealed the presence of lead ions on the surfaces of both biosorbents after the adsorption experiments. The FTIR results showed that the two sorbents are composed of different functional groups, which could possibly play a significant role in their lead uptake capacity.

    Keywords: Biosorption, Lead, Fish scales, Box-Behnken, Caspian Sea
  • Hosseini S.A*, Ehsani J, Daryanabard G.R Pages 109-118

    To evaluate the performance of small-scale fishery, biometric data and catch indicators of gillnets and longline from artisanal dhow in the coastal waters of Sistan and Baluchestan province, and pole and line fishing from the tuna tagging cruise in coastal waters of Oman was analyzed. The yellowfin tuna was the predominant species of the catch composition for gillnets and longline with 71% and 79% of fishing weight, respectively. Yellowfin tuna was the only species caught by pole and line. Catch per unit effort (CPUE) was obtained in accordance with the fishing method. On the same scale, the catch by weight of yellowfin tuna per fishing day from pole and line was almost 3 times more than the gillnets and almost 4 times more than the longline. On the other hand, the catch of yellowfin tuna by gillnets per each fishing day showed only 33% more than the longline. The yellowfin tuna catch index of longline and pole and line in the Oman Sea is comparable to the values obtained in the Indian Ocean region. The size of the fish in the longline was larger than the pole and line and gillnets, with the average length of 133±7.0, 105.0±3.7, and 94.4±4.4 cm for the respective fishing method, and the average weight corresponded to the length was calculated 40.8±2.2, 20.8±0.7 and 15.4±0.7 kg. It is recommended to use the pole and line fishing method as well as the development of longline for exploiting valuable resources of yellowfin tuna in the area.

    Keywords: Small-scale fishing gears, Yellowfin tuna, Oman Sea, CPUE, Length, weight
  • Maleki P, Patimar R*, Jafariyan H., Salmanmahiny A., Ghorbani R., Gholizadeh M., Harsij M. Pages 119-128

    Over the past years, eutrophication due to human activities has been recognized as a major ecological problem for the coastal areas, which in turn leads to significant changes in physicochemical and biological factors. The aim of the present study was to determine the eutrophication status of the Gorgan Bay, which was evaluated using the Carlson index as one of the efficient methods for assessing the eutrophication status of water bodies. The Gorgan Bay is located in the southeast of the Caspian Sea. The sampling was carried out in 23 stations with three replications seasonally from summer 2018 to spring 2019. Nitrate, phosphate, chlorophyll α, depth, and transparency were measured in each sample. Carlson's index in terms of chlorophyll α showed that the bay is in the eutrophic status in three seasons including summer, autumn, and winter (with the numbers 53.48, 53.69, and 53.67, respectively), and the mesotrophic status in spring (with the number 42.75). In terms of phosphate concentration, the bay was eutrophic in autumn and winter, and in summer (69.22 and 55.17) and oligotroph in spring (26.75 and 35.30), while in terms of transparency the bay was categorized as eutrophic in all seasons (63.33, 61.61, 69.93 and 61.58, respectively). In general, the results showed that the bay is in the range of mesotrophic to eutrophic status and therefore, more conservation management of this unique ecosystem is essential.

    Keywords: Gorgan Bay, Trophy, Carlson’s index, Chlorophyll-α, Depth, Nitrate, Phosphate