فهرست مطالب

بهداشت کار و ارتقای سلامت - سال ششم شماره 2 (پیاپی 21، تابستان 1401)
  • سال ششم شماره 2 (پیاپی 21، تابستان 1401)
  • تاریخ انتشار: 1401/06/03
  • تعداد عناوین: 14
|
  • مراد رضایی دیزگاه، مهدی اجلی، مهدی همایون فر* صفحات 98-110
    هدف

    مسیله ایمنی در سال های اخیر به مسیله ای اساسی در کشورهای در حال توسعه تبدیل شده و توجه بسیاری از سازمان ها را به خود معطوف نموده است. در این راستا، تحقیق حاضر به دنبال بررسی تاثیر فرهنگ سازمانی بر عملکرد ایمنی در سازمان توزیع برق منطق ه ای استان گیلان می باشد.

    روش بررسی

    تحقیق حاضر از نظر روش، توصیفی و از نظر هدف، کاربردی است. جامعه آماری تحقیق شامل: کارکنان سازمان توزیع برق استان گیلان به تعداد 1311 نفر می باشد که از میان آن ها 286 نفر به صورت تصادفی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و داده های لازم با استفاده از پرسشنامه جمع آوری گردید. پس از بررسی روایی (محتوی) و پایایی پرسشنامه، فرضیه های تحقیق بر اساس روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS2 آزمون گردید.

    یافته ها:

     نتایج نشان می دهد که: (1) فرهنگ تعهد مدیریت به ایمنی بر ایجاد محیط ایمن، (2) ایجاد محیط ایمن بر مهندسی هم زمان، (3) ایجاد محیط ایمن بر طراحی برای ایمنی و (4) طراحی برای ایمنی بر عملکرد ایمنی، دارای تاثیر معناداری هستند، اما تاثیر مهندسی هم زمان بر عملکرد ایمنی مورد تایید قرار نگرفت. بعلاوه، نتایج نشان می دهند که متغیرهای مدل، 9/73 درصد از تغییرات عملکرد ایمنی را تبیین می کنند.

    نتیجه گیری: 

    نتایج تحقیق می توانند به عنوان الگویی برای تبیین عملکرد ایمنی در برق منطقه ه ای استان گیلان مورد استفاده قرار گیرند. بعلاوه، این امکان را فراهم می سازند که با تقویت متغیرهای پیش بینی، سیاست های لازم برای بهبود عملکرد ایمنی ارایه گردد.

    کلیدواژگان: تعهد مدیریت به ایمنی، ایجاد محیط ایمن، مهندسی هم زمان، طراحی برای ایمنی، عملکرد ایمنی
  • فائزه بهجت، ماریه دهقان منشادی*، حسن زارعی محمودآبادی صفحات 111-120
    مقدمه

    یکی از مهمترین عواملی که سلامت روانی افراد و علاقه آنها به کار را تحت تاثیر قرار می دهد، احساس رضایت از شغل است. پژوهش حاضر با هدف پیش بینی فرسودگی شغلی بر پایه انعطاف پذیری کنشی و اضطراب وجودی در مهندسین عمران زن یزد انجام شد.

    روش بررسی:

     این پژوهش از منظر هدف، کاربردی و از منظر روش، همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را تمام 150 نفر مهندسین عمران زن شاغل در نظام مهندسی یزد در سال1398 تشکیل می داد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه های فرسودگی شغلی ماسلاچ و جکسون (1981)، پرسشنامه انعطاف پذیری کنشی کونور و دیویدسون (2003) و پرسشنامه اضطراب وجودی لارنس گود (1974) بود. برای تجزیه تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 22 ، از آماره توصیفی، آزمون اسمیرنف-کلموگروف و همبستگی پیرسون استفاده گردید.

    نتایج

    یافته ها نشان داد رابطه معکوسی بین فرسودگی شغلی و انعطاف پذیری کنشی وجود دارد که مقدار آن (0.13-) بدست آمد. همچنین رابطه معنی دار و مستقیمی بین فرسودگی شغلی و اضطراب وجودی وجود داشت، که مقدار آن (0.44+) بدست آمد.

    نتیجه گیری: 

    این پژوهش نشان داد که با استفاده از انعطاف پذیری کنشی و اضطراب وجودی می توان فرسودگی شغلی مهندسین زن عمران نظام مهندسی یزد را پیش بینی نمود.

    کلیدواژگان: اضطراب وجودی، انعطاف پذیری کنشی، فرسودگی شغلی، مهندسین زن
  • علی مظفر*، عبدالکاظم نیسی، نسرین ارشدی صفحات 121-132
    مقدمه

    هدف پژوهش حاضر بررسی روان رنجورخویی، پرخاشگری و مخاطره جویی به عنوان پیش بین های استعداد حادثه دیدگی کارکنان صف شرکت ملی حفاری ایران می باشد.

    روش بررسی

    طرح پژوهش حاضر همبستگی از نوع پیش بین است که با هدف پیش بینی عضویت گروهی (کارکنان حادثه دیده و حادثه ندیده) و دست یابی به معادله ممیز طراحی شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارگران حادثه دیده و حادثه ندیده صف در شرکت ملی حفاری ایران واقع در اهواز بود که طی پنج سال اخیر (از فروردین سال 1389 تا آبان ماه 1394) در آن شرکت کار می کردند. نمونه پژوهش شامل 145 کارگر حادثه دیده (طی 5 سال گذشته) و 115 کارگر حادثه ندیده بود. برای انتخاب نمونه از گروه های حادثه دیده و حادثه ندیده از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. کارگران حادثه دیده و حادثه ندیده در نمونه ی پژوهش، به وسیله پرسشنامه های ویژگی های شخصیتی نیو (کاستا و مک کری، 1992)، شاخص پرخاشگری اس سی ال 90 آر و مخاطره جویی (وستیبی و لی، 2003) مورد سنجش قرار گرفتند.

    یافته ها:

     داده ها از طریق روش تحلیل ممیز و با استفاده از نرم افزار SPSS-16 تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که تنها از روی متغیرهای روان رنجورخویی و پرخاشگری می توان  استعداد حادثه دیدگی کارکنان را پیش بینی کرد. مخاطره جویی قادر نبود میان کارکنان حادثه دیده و کارکنان حادثه ندیده تمایز قایل شود.

    نتیجه گیری:

     با توجه به نتایج پژوهش پیشنهاد می شود به منظور کاهش میزان حادثه دیدگی کارکنان، ویژگی های شخصیتی افراد همچون روان رنجورخویی و پرخاشگری مورد توجه قرار بگیرند.

    کلیدواژگان: حادثه دیدگی، روان رنجورخویی، پرخاشگری، مخاطره جویی
  • محمد ولایت زاده* صفحات 133-146
    مقدمه

    جو ایمنی و درک ریسک دو فاکتور بسیار مهم در مطالعات ایمنی هستند که با بررسی و تحلیل آن ها می توان نتایج مناسبی از وضعیت ایمنی کارکنان به دست آورد. این مطالعه توصیفی مقطعی در سال 1399 به صورت تصادفی بر روی 388 نفر از کارکنان بخش های مختلف پروژه شرکت اندیشمندان جنوب در شهر اهواز انجام شد.

    روش بررسی

    جهت ارزیابی جو ایمنی از پرسشنامه جو ایمنی نوردیک (NOSACQ-50) و برای بررسی درک ریسک از پرسشنامه درک ریسک فلین و از روش لیکرت برای سنجش جو ایمنی و ارزیابی درک ریسک استفاده شد. قبل از توزیع پرسشنامه برای کارکنان یک کلاس آموزشی کوتاه در خصوص نحوه تکمیل پرسشنامه توسط پژوهشگر برگزار شد و بعد از توزیع پرسشنامه برای تکمیل آن توسط کارکنان 45 دقیقه زمان جهت پاسخگویی در نظر گرفته شد و سپس پرسشنامه ها جمع آوری گردید. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPPS 24 و برای تعیین اختلاف بین متغیرهای مورد مطالعه از آنالیز واریانس یک طرفه (One-Way ANOVA) استفاده شد.

    یافته ها:

     در این پژوهش میانگین وزن و قد افراد مورد مطالعه به ترتیب 45/18±57/81 کیلوگرم و 68/24±32/176 سانتیمتر به دست آمد. در میان کارکنان 81/43 درصد مدرک تحصیلی دیپلم، 37/37 درصد 30 تا 40 سال سن و 03/76 درصد 1 تا 10 سال سابقه کار داشتند و 67/80 درصد کارگر بودند. میانگین امتیازات ابعاد مختلف جو ایمنی بر اساس سن، سابقه کار و سطح تحصیلات نشان داد که میانگین تعهد ایمنی کارکنان برای سن، سابقه کار و سطح تحصیلات به ترتیب 76/0، 98/0 و 76/0 بود. در این تحقیق 14 ریسک محل کار در نظر گرفته شد که ریسک برق گرفتگی و کمردرد و حرکات تکراری توسط کارکنان امتیاز 1 (خطر بسیار کم) نداشت. همچنین ریسک های برخورد با سطح داغ و سقوط قطعات بر روی پا توسط کارکنان امتیاز 5 (بسیار خطرناک) را نداشتند.

    نتیجه گیری: 

    نتایج میانگین امتیازات کارکنان بر اساس پرسشنامه جو ایمنی در ابعاد مورد مطالعه نشان داد، جو ایمنی در بین کارکنان مشاغل خدماتی مورد مطالعه نسبتا ضعیف می باشد؛ بنابراین باید جهت کاهش خطرات احتمالی موجود در مشاغل خدماتی و کاهش حوادث با برنامه ریزی مناسب و مدون مسایل ایمنی و بهداشت آموزش داده شود و با روش های نوین و فناوری های جدید فرهنگ ایمنی کارکنان افزایش یاید. در خصوص درک ریسک می توان چنین استنباط کرد که برخی ریسک ها توسط کارکنان قابل لمس نبوده و توسط افراد مشاهده نشده اند و با توجه به این مطلب کارکنان به این ریسک های خطرناک امتیاز پایینی دادند.

    کلیدواژگان: مه نوردیک، جو ایمنی، حوادث شغلی، درک ریسک
  • فرحناز خواجه نصیری، سید ابوالفضل ذاکریان، زهرا السادات موسوی فرد* صفحات 147-156
    مقدمه

    از عوامل مهم در ایمنی و عدم استرس کادر درمان و مراجعین به بیمارستان ها در هنگام شب، تامین روشنایی استاندارد محوطه بیمارستان است. مطالعه حاضر باهدف تعیین میانگین روشنایی مصنوعی محوطه و مقایسه با استاندارد در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران و وضعیت رضایت کادر درمان از آن انجام شد.

    روش بررسی

    در این مطالعه مقطعی (توصیفی-تحلیلی)، شدت روشنایی عمومی هنگام شب، بر اساس الگوهای پیشنهادی انجمن مهندسین روشنایی آمریکای شمالی با استفاده از دستگاه لوکس متر در بیمارستان های سینا، امام خمینی (ره) و شریعتی دانشگاه علوم پزشکی تهران، بررسی شد و با مقادیر استاندارد مقایسه گردید. رضایت کادر درمان اورژانس از روشنایی محوطه بیمارستان توسط پرسشنامه ی کوتاه محقق ساخته بررسی شد. آمار توصیفی و تحلیلی داده ها توسط نرم افزار spss، version 22 ارایه گردید.

    یافته ها: 

    بر اساس نتایج این مطالعه، میانگین و انحراف معیار روشنایی در بیمارستان های سینا، امام خمینی (ره) و شریعتی به ترتیب 33.12 ± 47.84، 24.67 ± 54.51 و 6.73 ± 10.87 لوکس به دست آمد. نتایج نشان داد که 55.4٪ از کارکنان نوبت شب اظهار کردند از روشنایی محوطه رضایت ندارند. همچنین میانگین روشنایی محوطه کلی بیمارستان ها (19/19 لوکس) با استاندارد روشنایی محوطه بیمارستان (50 لوکس) اختلاف معناداری داشت (PV = 0.000).

    نتیجه گیری

    نتایج این تحقیق نشان داد میانگین روشنایی محوطه بیمارستان های موردپژوهش به طور معنادار از استاندارد روشنایی کمتر بود و لزوم اصلاح سامانه های روشنایی تاکید می شود.

    کلیدواژگان: روشنایی محوطه، بیمارستان، رضایت شغلی
  • ساناز کشاورز معتمد، سمیرا قیاسی*، فرشاد هاشم زاده صفحات 157-168
    مقدمه

    پسماندهای بیمارستانی یکی از مهم ترین آلاینده های ناشی از فرآیندهای بیمارستانی هستند. هدف از این مطالعه ارزیابی ریسک های بهداشتی، ایمنی و زیست محیطی (HSE) واحد پسماند پزشکی بوده است.

    روش

    این مطالعه مقطعی در سال 1399 انجام شده است. ابزار مورد مطالعه شامل تکنیک تجزیه وتحلیل حالات بالقوه خطا و اثرات ناشی از آن (FMEA) بود. این مطالعه در سه بخش جمع آوری، پردازش و دفن واحد پسماند پزشکی سازمان مدیریت پسماند شهر تهران انجام شده است.

    یافته ها:

     نتایج FMEA نشان داد بیشترین سطح ریسک (RPN) زیست محیطی در بخش های جمع آوری، پردازش و دفن به ترتیب 245، 392 و 294 برآورد شده است. بعلاوه، کمترین سطح ریسک زیست محیطی در این سه بخش به ترتیب 144، 80 و 60 محاسبه شد. نتایج FMEA نشان داد بیشترین سطح ریسک ایمنی و بهداشتی در بخش های جمع آوری، پردازش و دفن به ترتیب 252، 420 و 420 محاسبه شد. همچنین، کمترین سطح ریسک ایمنی و بهداشتی در هر سه بخش 90=RPN محاسبه شد.

     نتیجه گیری: 

    یافته های مطالعه بیانگر این بود که سطح ریسک پسماندهای بیمارستانی در محیط مورد مطالعه بالا می باشد؛ بنابراین، کاهش بروز پیامدهای زیان بار مرتبط با این پسماندها بایستی در اولویت سیستم مدیریت پسماند قرار گیرد.

    کلیدواژگان: مخاطرات، ریسک، بهداشت، ایمنی و محیط زیست (HSE)، تکنیک FMEA، پسماندهای پزشکی
  • مریم فیض عارفی، نیره کثیری، هاشم حشمتی، محسن پورصادقیان* صفحات 169-179
    مقدمه

    آسیب های شغلی یکی از مهم ترین چالش های سیستم های مراقبت های بهداشتی، است که می تواند به انتقال بیماری های عفونی منجر گردد. دانشجویان رشته های علوم پزشکی به دلیل کارآموزی در محیط بالین در معرض خطر هستند. لذا لازم است در ابتدای ورود به این محیط ها اقدامات آموزشی در زمینه ایمنی برای آن ها انجام گردد؛ بنابراین مطالعه حاضر با هدف اجرای و طراحی واحد کارآموزی در عرصه رشته های علوم پزشکی با رویکرد ایمنی و بهداشت شغلی در بالین و انجام شد.

    روش بررسی

    در این دوره آموزشی پس از انجام هماهنگی و اخذ موافقت ها، گروه هدف مطالعه تعیین شد و دوره آموزشی ایمنی و بهداشت کار جهت دانشجویان که کارآموزی در مراکز بهداشتی و درمانی داشتند، طراحی و اجرا گردید. رضایتمندی از اجرای دوره آموزشی بررسی شد همچنین ارزیابی کیفی، گزارش کار دانشجویان در زمینه ایمنی و بهداشت شغلی مورد ارزیابی قرار گرفت.

    یافته ها: 

    در ابتدا دانشجویان اطلاعات کافی و منسجمی از مباحث ایمنی و بهداشتی نداشتند. نتایج این مطالعه نشان داده از دیدگاه دانشجویان آموزش ها از نظر کاربردی بودن مطالب، 6/71% خوب و بالاتر بود. 1/70% از دانشجویان تناسب آموزش با مسیولیت های شغلی را خوب و عالی برشمردند. بیش از 80% کارگاه را جذاب گزارش نموده و توصیه به استمرار آن داشتند و 3/37% منابع آموزشی ارایه شده با محتوای کارگاه را خوب و 8/29% نظر خیلی خوب و عالی داشتند. ارزیابی کلی کارگاه از دیدگاه دانشجویان و ارزیابی کیفیت کارگاه نشان داده بیش از 77 درصد آن ها کارگاه را خوب و عالی ارزیابی نموده اند.

    نتیجه گیری: 

    تاثیر این آموزش ها، اصلاح فرم های ثبت حوادث در دانشجویان در محیط بالین و همچنین وجود برنامه های خودگزارش دهی حوادث بالینی به ویژه برای دانشجویان یک ضرورت است. پیشنهاد می گردد مفاهیم ایمنی و بهداشت شغلی به صورت یک مفهوم آموزشی به محتوای دروس دانشجویان علوم پزشکی در محیط بالین اضافه شود. نتایج این مطالعه می تواند در بازنگری کوریکولوم درسی جهت ارتقای ایمنی در محیط های بالینی مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: کارآموزی، ایمنی و بهداشت، پرستار، بیمارستان، دانشجو
  • اسحاق آرین مهر، زهرا سبزی، فائزه عباس گوهری، محسن عسگری* صفحات 180-193
    مقدمه

    حوادث شغلی علاوه بر کاهش اعتبار اجتماعی و تحمیل خسارت های اقتصادی به سازمان، می تواند منجر به مرگ و ازکارافتادگی پرسنل شوند. این مطالعه با هدف ارزیابی ریسک و بررسی راهکارهای ارتقای ایمنی در پروژه های احداث راه آهن انجام شده است.

    روش بررسی

    در این مطالعه، وضعیت ایمنی پروژه احداث و افزایش خطوط راه آهن تهران -کرج در چهار فاز زیرسازی، ابنیه فنی، روسازی و فعالیت های مشترک بررسی شد. داده ها با بررسی مستندات ایمنی پروژه، حوادث گزارش شده و نتایج ارزیابی ریسک به روش تحلیل شکست و آثار آن به دست آمد. ریسک ها بر اساس توانایی کنترل در سه سطح پایین، متوسط و بالا گروه بندی و اقدامات کنترلی با توجه به درصد پوشش ریسک ، هزینه، زمان اجرا و میزان اثربخشی اولویت بندی شدند.

    یافته ها: 

    درمجموع 377 ریسک شناسایی گردید که به ترتیب 9/19%، 2/61% و 9/18% از آن ها در سطح پایین، متوسط و بالا قرار گرفت. بیشترین ریسک شناسایی شده و بیشترین حوادث به ترتیب مربوط به فازهای ابنیه فنی (2/42%) و روسازی (6/36%)بود. ازنظر پیامد، شدیدترین حادثه در فاز زیرسازی در حیطه فعالیت پیمانکاران جزء رخ داده است. سقوط از ارتفاع به عنوان مهم ترین تهدید پروژه و ریزش، سقوط یا برخورد با مصالح و اشیاء به عنوان مهم ترین علت حادثه مشخص شد. با کنترل 8/39% ریسک ها می توان از 3/73% حوادث شغلی پروژه جلوگیری کرد.

    نتیجه گیری: 

    نتایج نشان دهنده نقش بارز تعهد مدیریت ارشد نسبت به ایمنی و تاکید بر اقدامات کنترلی ازجمله اجرای برنامه آموزش ایمنی، افزایش بازدیدها و بازرسی های ایمنی و همچنین اجرای سیستم مجوز کاری در تمامی فازهای عملیاتی است.

    کلیدواژگان: احداث راه آهن، ارزیابی ریسک، حادثه، مدیریت ایمنی
  • ملیحه میرحسینی، محمود معین الدین*، فروغ حیرانی، سید حسن حاتمی نسب صفحات 194-207
    مقدمه

    اخلاق موضوعی است فراگیر که همه جوانب زندگی بشر را پوشش می دهد. رشد روزافزون جامعه بشری و پیچیده شدن روابط و مناسبات اجتماعی، پیدایش حرفه های گوناگون را ایجاب می کند. تداوم حیات این حرفه ها به نوع و کیفیت خدماتی بستگی دارد که آن ها ارایه می کنند و اعتماد و اعتباری است که در نتیجه ارایه این خدمات به دست می آورند. برای افزایش تاثیر اخلاق حرفه ای وجود الگوهای منطبق با فرهنگ و جامعه لازم است و با شناخت آن ها می توان ابعاد بروز رفتار ایمن از سوی حسابداران را واکاوی کرد.

    روش پژوهش: 

    روش این پژوهش از نظر هدف کاربردی بوده و بر حسب روش تحقیق، آمیخته کمی و کیفی است. جامعه آماری متشکل از مقاله های داخلی انتشاریافته مرتبط با اخلاق حرفه ای حسابداری می باشد. در این تحقیق معیارهای موثر بر اساس پژوهش های پیشین ، شناسایی و در قالب 5  شاخص اصلی انتخاب شد. سپس ابزار پرسشنامه محقق ساخته برای تعیین الگوی نگاشت شناخت فازی  به طراحی و اجرا شد.

    یافته ها : 

    نگاشت شناخت فازی میان 5 مولفه اصلی نشان داد که بین تمام مولفه ها رابطه علت و معلولی وجود دارد ، اما این رابطه علت و معلولی در برخی موارد مثبت و در موارد دیگر منفی است .نتایج نشان داد که  مولفه فردی با مولفه سازمانی رابطه منفی و با سایر مولفه ها رابطه مثبت دارد . مولفه اجتماعی تنها با مولفه فردی رابطه مثبت و با سایر مولفه ها رابطه منفی دارد . به عبارت دیگر مولفه اجتماعی با شاخص های سازمانی ، حرفه ای گرایی و زیست محیطی رابطه معکوس دارد که بیشترین شدت جریان عبوری معکوس ، به مولفه زیست محیطی مربوط می شود .

    نتیجه گیری : 

    با درک اخلاق حرفه ای حسابداران و شناسایی مولفه های اساسی آن و تعیین چگونگی ارتباط میان این مولفه ها در ابعاد مختلف و مشخص نمودن میزان اهمیت هر یک از آن ها می توان چارچوب یا قالب مشخصی جهت رعایت شدن یا نشدن اخلاق حرفه ای توسط حسابداران و نیز تمایل به رفتار کردن بر اساس آیین رفتار حرفه ای را طراحی نموده و به اجرا درآورد تا از این طریق باعث کاهش رفتارهای ناایمن و در نتیجه آن کاهش نرخ وقوع حوادث، در صنایع کشور شد.

    کلیدواژگان: اخلاق حرفه ای حسابدار، رفتار ایمن، نگاشت شناخت فازی
  • وحید وصیلوئی*، عظیم کریمی، سیده سولماز طالبی صفحات 208-219
    مقدمه

    بارکار فکری به عنوان یکی از مهم ترین موضوعات حوزه سیستم های کاری مطرح شده است. در مشاغلی که بارکاری زیادی وجود دارد، به علت وجود خستگی و برنامه زمان بندی نامناسب، کارایی کم شده و باعث کاهش حافظه، آسیب به فرآیند تفکر و کاهش یادگیری فرد می شود همچنین افراد خسته، احتمال بیشتری برای انتخاب رفتارهای مخاطره آمیز از قبیل انجام کارهای میانبر برای انجام وظایفشان دارند. هدف از انجام این مطالعه تعیین رابطه بین بار کارفکری و خستگی در کارمندان بانک طرح شد.

    روش اجرا:

     این مطالعه توصیفی تحلیلی به صورت مقطعی در سال 98 بر روی 190 کارمند بانک شهرستان شاهرود انجام گردید که برای جمع آوری اطلاعات از روش پرسشگری با استفاده از شاخص استاندارد NASA- TLX برای سنجش بار کارفکری و از پرسشنامه استاندارد سنجش خستگی (MFI) استفاده گردید. تجزیه وتحلیل داده ها به کمک نرم افزار SPSS 22 در سطح معناداری 05/0 انجام همچنین آزمون آماری اسپیرمن مورد استفاده قرار گرفت.

    یافته ها: 

    کارمندان بانک دارای درجه بار کارفکری با میانگین 06/75 می باشند که دو بعد فشار ذهنی و کارایی به طور نسبی دارای اهمیت بیشتری نسبت به زیر مقیاس های دیگر می باشند. از نظر خستگی، کارمندان بانک دارای درجه خستگی کلی با میانگین 52/46 می باشند و دو بعد خستگی عمومی و خستگی ذهنی اهمیت بیشتری در شغل کارمندان بانک دارند.

    نتیجه گیری: 

    نتایج این مطالعه نشانگر آن است که بار کارفکری کلی مستقیما با مولفه کاهش فعالیت دارای ارتباط می باشد که کاهش فعالیت نیز بیشترین همبستگی را با زیر مقیاس های کارایی، ذهنی و زمانی دارد که این موضوع باعث کاهش فعالیت و بهره وری کارمندان بانک می شود.

    کلیدواژگان: ارگونومی، بارکار فکری، شاخص بارکار ناسا
  • آزاده عسکری*، بهمن بازگیر، زهرا کریمی فرد، مریم قلی پور، بهاره اسلامی، نجمه صادقی صفحات 220-230
    مقدمه

    اهمیت روز افزون وجود کارمندان توانمند در سازمان ها برای رسیدن به اهداف، بر لزوم توجه بیشتر به بهزیستی روان شناختی کارکنان و عوامل موثر در آن، تاکید می نماید. مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش مولفه های سرمایه روان شناختی و راهبردهای مقابله با استرس در پیش بینی بهزیستی روان شناختی کارمندان شرکت گاز استان هرمزگان انجام شده است.

    روش بررسی

    این پژوهش با هدف کاربردی، از نوع همبستگی می باشد که به صورت مقطعی و به روش نمونه گیری خوشه ای در سال 1400 بر روی 130 نفر از کارکنان شرکت گاز استان هرمزگان انجام گرفته است. به منظور جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه سرمایه روان شناختی لوتانز (PCQ)، پرسشنامه مقابله با شرایط پراسترس فرم کوتاه (CISS-21) و پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف (RSPWB) استفاده شده است. سپس داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-24 و آزمون رگرسیون گام به گام تجزیه وتحلیل گردید.

    یافته ها: 

    نتایج این مطالعه نشان داد بین بهزیستی روان شناختی و سرمایه روان شناختی و راهبردهای مقابله ای مسیله محور همبستگی مثبت و بین بهزیستی روان شناختی و راهبرد مقابله ای هیجان محور همبستگی منفی وجود دارد و متغیرهای امیدواری، تاب آوری و راهبرد مقابله ای هیجان محور نقش پیش بینی کنندگی موثری بر شاخص بهزیستی روان شناختی دارند.

    نتیجه گیری:

     بالا بودن تاب آوری و امید و استفاده از سبک های مقابله ای مسیله مدار پیش بینی کننده بهزیستی روان شناختی بالاتر کارکنان است؛ بنابراین پیشنهاد می شود که مدیران برنامه های آموزشی بیشتری را در جهت ارتقا سرمایه روان شناختی، آموزش سبک های مناسب مقابله با استرس و استفاده بیشتر از راهبردهای مسیله مدار برای کارکنان در نظر گرفته و تاب آوری و امید را در آنان تقویت کنند.

    کلیدواژگان: سرمایه ی روان شناختی، بهزیستی روان شناختی، راهبردهای مقابله ای، شرکت گاز استان هرمزگان
  • پریوش کریمی، فرزین ملازاده، حسین حبیب زاده، مدینه جاسمی* صفحات 231-243
    مقدمه

    مراقبت پرستاری مطلوب به عنوان شاخص مهم کیفیت و اثربخشی سیستم مراقبت سلامت محسوب می شود و می تواند با تعهد حرفه ای پرستاران در ارتباط باشد. این مطالعه با هدف تعیین قدرت پیشگویی کنندگی میزان پایبندی به رفتارهای مراقبتی پرستاران از دیدگاه بیماران توسط تعهد حرفه ای پرستاران شاغل در مراکز اموزشی-درمانی ارومیه 98-1397 انجام گرفت.

    روش بررسی

    این مطالعه توصیفی- مقطعی با مشارکت 100 نفر از پرستاران شاغل در مراکز آموزشی-درمانی شهر ارومیه و 300 نفر از بیماران تحت مراقبت توسط این پرستاران در سال 98-1397 که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند، انجام گرفت. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامه تعهد حرفه ای پرستار (NPCS) و پرسشنامه رفتار مراقبتی پرستار (CBI) استفاده شد. داده ها توسط نرم افزار آماری 16 SPSS و با استفاده از روش های آماری توصیفی و استنباطی، همبستگی و رگرسیون گام به گام تجزیه وتحلیل شدند.

    یافته ها:

     نتایج مطالعه حاضر نشان داد که رابطه مستقیمی بین تعهد حرفه ای و میزان پایبندی به رفتارهای مراقبتی (31/0=r و 02/0 = p) وجود دارد. همچنین ابعاد تعهد حرفه ای پرستاران (درک از پرستاری، رضایت از شغل پرستاری، درگیرشدن با حرفه پرستاری و از خودگذشتگی برای حرفه پرستاری) 26 درصد از واریانس میزان پایبندی به رفتارهای مراقبتی پرستاران را تبیین می کنند و از چهار بعد تعهد حرفه ای پرستاران، بعد از خودگذشتگی برای حرفه پرستاری بیشترین اثر معنی داری را دارا می باشد (30/0=r و 029/0 = p).

    نتیجه گیری:

     با توجه به نقش تعهد حرفه ای بر میزان پایبندی به رفتارهای مراقبتی پرستاران، ضروری است که عوامل موثر بر تعهد حرفه ای پرستاران شناسایی شده و برنامه ریزی جامع جهت ارتقای سطح تعهد حرفه ای پرستاران شاغل در بیمارستان ها انجام گیرد.

    کلیدواژگان: تعهد حرفه ای، رفتارهای مراقبتی، پرستاران
  • ندا تیما* صفحات 244-255
    مقدمه

    بهداشت و سلامت روانی یکی از نیاز های اجتماعی است؛ چرا که عملکرد مطلوب جامعه مستلزم برخورداری از افرادی است که از حیث سلامت و بهداشت روانی در وضعیت مطلوبی قرار داشته باشند. در این میان آتش نشانان در گروه مهمترین مشاغل ویژه هستند که برای انجام ایمن وظایف و ماموریت هاشان، نیاز به توان جسمانی و روحی روانی بالا دارند پژوهش حاضر به منظور بررسی سلامت روان آتش نشان ها در شهرکرد انجام گرفت.

    روش بررسی

    مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی از نوع همبستگی می باشد، و جامعه آماری پژوهش 152 نفر که در سال 1398در سازمان آتش نشانی استان چهارمحال و بختیاری مشغول به کار بوده اند و حجم نمونه در شهرستان شهرکرد 61 نفر بود که فقط 52 نفر همکاری کردند ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه سلامت روان گلدبرگ می باشد. داده های تحقیق با استفاده از نرم افزار GHQ تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها: 

    نتایج پژوهش نشان داد بین سلامت عمومی با متغیر های سن، سطح تحصیلات و سابقه خدمت رابطه معناداری وجود ندارد در حالی که بین افسردگی و سن، افسردگی و سطح تحصیلات رابطه وجود دارد.

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته های پژوهش می توان بیان کرد که افسردگی در بین کارکنان آتش نشانی بالا می باشد که افسردگی می تواند باعث ابتلا به انواع بیماری های جسمی و روانی شود. افرادی که دچار افسردگی شده اند ممکن است در انجام وظایف روزانه ناتوان بوده و حتی احساس کنند، زندگی ارزش ندارد که ایجاد چنین طرز تفکری با افزایش سن و فشار کاری در شغل حساسی مانند آتش نشانی می تواند بسیار آسیب زا باشد. همچنین از متغیر سطح تحصیلات می توان به عنوان یک عامل بازدارنده یا کاهش دهنده برای بروز افسردگی استفاده کرد.

    کلیدواژگان: سلامت روان، سابقه خدمت، آتش نشان ها
  • حمید اکبری*، فهیمه سربندی صفحات 256-268
    مقدمه

    بهره وری سازمان ارتباط نزدیکی با بهبود ایمنی سلامت کارکنان و توسعه دانش و مهارت منابع انسانی در پیشبرد اهداف سازمان ها دارد. این مقاله بر اساس ترکیبی از پرسش نامه و نظرسنجی به بررسی تاثیر اجرای شیوه های مدیریت ایمنی بر عملکرد و رضایت شغلی کارکنان در واحدهای تولیدی ایران می پردازد.

    روش بررسی

    این مطالعه توصیفی-مقطعی در سال 1400 بر روی 200 نفر از کارکنان و مدیران شرکت واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان مستقر در استان تهران انجام شد که از میان آن ها 130 نفر بر اساس شیوه نمونه گیری تصادفی با استفاده از جدول مرگان انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه محقق ساخته بود که در ادامه با اعمال نظر متخصصان و صاحب نظران روایی و پایایی آن به تایید خبرگان رسید. به تایید خبرگان رسید. روش تجزیه وتحلیل در این تحقیق عمدتا توصیفی و نوع پژوهش بررسی رابطه ای است. داده ها با استفاده از الگوی معادلات ساختاری (SEM) و فرضیه های پژوهش با رویکرد حداقل مربعات جزیی (PLS) از طریق نرم افزار SPSS26 آزمایش شد.

    نتایج

    یافته های به دست آمده نشان دهنده برازش مناسب مدل های اندازه گیری و ساختاری بود. همچنین نتایج پژوهش تاثیر مثبت بهبود ایمنی بر رضایت شغلی کارکنان در واحدهای تولیدی و نیز اثرات منفی عدم توجه به بهداشت محیط کار بر کیفیت عملکرد کارکنان را نشان می دهد.

    نتیجه گیری:

     هر چه شرکت ها و دولت ها به مسیله سلامت و ایمنی عملیات توجه کنند، موقعیت سازمانی و محیطی به گونه ای شکل می گیرد که موقعیت ها به طور بهینه سبب تحریک و تهییج انگیزش کارکنان و افزایش کیفیت تولید و عملیات در سازمان خواهد شد.

    کلیدواژگان: مدیریت ایمنی، بهداشت حرفه ای، رضایت شغلی، بهبود عملکرد، کیفیت تولید، هاکوپیان
|
  • Morad REZAEI DIZGHAH, Mehdi AJALLI, Mahdi HOMAYOUNFAR* Pages 98-110
    Purpose

    In recent years, safety has become an important issue in developing countries and has attracted much attention from many organizations. In this regard, the present study aims to investigate the effect of organizational culture on safety performance in the regional electricity distribution organization in Gilan province.

    Methods

    The present research is an applied descriptive study. The statistical population of the research included 1311 employees of regional electricity distribution organization of Gilan province, 286 of whom were chosen as the sample through random sampling method and the required data were collected using the questionnaire. After examining the validity (content) and reliability of the questionnaire, the research hypotheses were tested using structural equation modeling method and based on Smart PLS2 software.

    Result

    The findings show that (1) management commitment culture to safety on creating a safe work environment, (2) creating a safe work environment on concurrent engineering, (3) creating a safe work environment to design-for-safety and (4) design-for-safety on safety performance, have a significant effect. However, the effect of concurrent engineering on safety performance was not confirmed. The results also indicate that the model variables explain 73.9% of safety performance variations.

    Conclusions

    The results can be used as a suitable procedure to explain the safety performance of employees of regional electricity organization in Gilan province. In addition, they provide a situation for managers to develop policies to improve safety performance by promoting predictive variables.

    Keywords: Management Commitment to Safety, Create a Safe Environment, Design-for-Safety, Concurrent Engineering, Safety Performance
  • Faezeh BEHJAT, Marieh DEHGHANMANSHADI*, Hassan ZAREEI MAHMOODABADI Pages 111-120
    Introduction

    One of the most important factors affecting people's mental health and their interest in the workplace is the feeling of job satisfaction. This study aims to predict job burnout based on action flexibility and existential anxiety in female civil engineers in Yazd.

    Methods

    The present applied correlational study was conducted on 150 female civil engineers working in Yazd engineering system in 2019. The tools used in this study were Maslach and Jackson (1981) job burnout questionnaires, Connor and Davidson (2003) action flexibility questionnaire, and Lawrence Goode (1974) existential anxiety questionnaire. Descriptive statistics, Smirnov-Kolmogorov test, and Pearson correlation were used to analyze the data by SPSS 22 software.

    Results

    The results show that there is an inverse relationship between job burnout and action flexibility, the value of which was obtained (-0.13). There was also a significant and direct relationship between job burnout and existential anxiety, which was obtained (+ 0.44).

    Conclusion

    This study indicate that job burnout of female civil engineers in Yazd engineering system can be predicted using action flexibility and existential anxiety.

    Keywords: Existential Anxiety, Functional Flexibility, Job Burnout, Female Engineers
  • Ali MOZAFFAR*, Abdolkazem NEISI, Nasrin ARSHADI Pages 121-132
    Introduction

    The present study aims to examine neuroticism, aggression, and risk taking as predictors of accident-proneness in line employees of National Iranian Drilling Company.

    Methods

    The present correlational predictive study was designed to predict group membership (injured employees, uninjured employees) and achieve the Audit Equation. The statistical population of the study consisted of all injured and uninjured line employees at the National Iranian Drilling Company of Ahvaz working in the company during the last five years (from April 2010 to November 2013). The research sample consisted of 145 injured employees (over the past 5 years) and 115 uninjured employees, selected using simple random sampling method. The subjects were measured by Neo Personality Inventory (Costa and McCrae, 1992), SCL90R Aggression Index, and Risk Taking scale (Westaby and Lee, 2003) questionnaires.

    Results

    The data were analyzed by SPSS-16 software. The results of this study showed that accident-proneness of employees can be predicted only by neuroticism and aggression variables. The risk taking was not able to distinguish between injured and uninjured employees.

    Conclusion

    According to the research results, in order to reduce accident-proneness in employees, personality traits, such as neuroticism and aggression should be considered.

    Keywords: Accident-Proneness, Neuroticism, Aggression, Risk Taking
  • Mohammad VELAYATZADEH* Pages 133-146
    Introduction

    Safety climate and risk perception are two very important factors in safety studies that by examining and analyzing them, appropriate results can be obtained from the safety status of employees. This descriptive cross-sectional study was conducted randomly in 2020 on 388 employees of different departments of Andishmandan Jonoob Company project in Ahvaz.

    Methods

    The Nordic Safety Atmosphere Questionnaire (NOSACQ-50) was used to assess the safety climate, the Flynn risk perception questionnaire was used to assess the risk perception, and the Likert method was used to assess the safety climate and risk perception assessment. Before distributing the questionnaire to the employees, a short educational class was held by the researcher on how to complete the questionnaire, and after distributing the questionnaire, the employees took 45 min to complete the questionnaire, and then the questionnaires were collected. To analyze the data, SPPS 24 software was used and to determine the differences between the studied variables, one-way analysis of variance (One-Way ANOVA) was utilized.

    Findings

    In this study, the mean weight and height of the subjects were 81.57±18.45 kg and 176.32±24.68 cm, respectively. Among the employees, 43.81% had a diploma, 37.37% aged 30 to 40 years, 76.03% had 1 to 10 years of work experience, and 80.67% were workers. The mean scores of different dimensions of safety climate based on age, work experience, and education level showed that the mean safety commitment of employees for age, work experience, and education level were 0.76, 0.98, and 0.76, respectively. In this study, 14 workplace risks were considered that the risk of electric shock, back pain, and repetitive movements by employees did not have a score of 1 (very low risk). The risks of hitting the hot surface and falling objects on the foot by the employees did not have a score of 5 (high risk).

    Conclusion

    The results of the mean scores of employees based on the safety climate questionnaire in the studied dimensions showed that the safety climate among the employees of the studied service jobs is relatively weak. Therefore, in order to reduce the potential risks in service jobs and reduce accidents, safety and health issues should be trained with proper and codified planning, and the safety culture of employees should be increased with new methods and new technologies. Regarding the perception of risk, it can be concluded that some risks were not felt by employees and were not observed by individuals; therefore, employees gave a low score to these risks.

    Keywords: Nordic questionnaire, Safety climate, Occupational accidents, Risk perception
  • Farahnaz KHAJEHNASIRI, Seyed Abolfazl ZAKERIAN, Zahra Sadat MOUSAVI FARD* Pages 147-156
    Introduction

    One of the important factors in providing safety and preventing stress in medical staff and patients referred to hospitals at night is the provision of standard lighting in the hospital. This study aims to determine the mean score of area artificial lighting and compare it with the standard in the hospitals of Tehran University of Medical Sciences and the satisfaction of the medical staff.

    Methods

    In this cross-sectional study (descriptive-analytical), the intensity of general lighting at night was checked and compared with standard values based on the proposed models of the North American Society of Lighting Engineers using a lux meter, in Sina, Imam Khomeini, and Shariati hospitals of Tehran University of Medical Sciences. The satisfaction of the emergency medical staff with the lighting of the hospital area was assessed by a short researcher-made questionnaire. Descriptive and analytical statistics of the data were provided by SPSS software, version 22.

    Results

    Based on the results of this study, the mean and standard deviation of lighting in Sina, Imam Khomeini, and Shariati hospitals were 33.12 ± 47.84, 24.67 ± 54.51, and 6.73 ± 10.87, respectively. The results showed that 55.4% of night shift staff were not satisfied with the area lighting. The mean score of lighting of the general hospital area (19.19 lux) was significantly different from the standard of hospital area lighting (50 lux) (PV = 0.000).

    Conclusion

    The results of this study showed that the mean score lighting of the hospitals area was significantly lower than the lighting standard and the need to improve lighting systems is emphasized.

    Keywords: Area Lighting, Hospital, Job Satisfaction
  • Sanaz KEESHAVARZ MOTAMED, Samira GHIYASI*, Farshad HASHEMZADEH Pages 157-168
    Introduction

    Hospital waste is one of the most important pollutants caused by hospital processes. The purpose of this study was to evaluate Health, Safety and Environmental (HSE) risks of medical waste unit.

    Method

    This cross-sectional study was conducted in 2020. The study tool included the Failure Mode and Effects Analysis (FMEA) technique. This research was conducted in three sections of medical Waste Unit of the Waste Management Organization including collection, processing and landfill sections.

    Results

    The FMEA results showed that the highest levels of environmental Risk Priority Number (RPN) in the collection, processing and landfill sections were estimated 245, 392, and 294 respectively. Furthermore, the lowest levels of environmental risk in these three sections were calculated as 144, 80, and 60 respectively. The FMEA results indicated that the highest levels of safety and health risk in the collection, processing and landfill sections were calculated to be 252, 420 and 420, respectively. Also, the lowest level of safety and health risk in all three sections was estimated to be RPN=90.

    Conclusion

    Findings of this study indicated that the level of hospital waste risk is high. Therefore, reducing the incidence of catastrophic consequences associated with these wastes should be considered a priority of the waste management system.

    Keywords: Hazards, Risk, Health, Safety, Environment (HSE), FMEA Technique, Medical Waste
  • Maryam FEIZ AREFI, Nayereh KASIRI, Hashem HESHMATI, Mohsen POURSADEGHIYAN* Pages 169-179
    Introduction

    Occupational injuries are one of the most important challenges in health care systems, which can lead to the transmission of infectious diseases. Medical students are at risk due to internships in a clinical setting. Therefore, it is necessary to perform educational measures in this field for them at the beginning of entering the clinical setting. Therefore, the present study aims to implement and design an internship unit in the field of medical sciences with an approach of occupational safety and health in the clinical setting.

    Methods

    In this educational course, after coordination and obtaining approvals, the target group of the study was determined and occupational health and safety educational course was designed and implemented on students who had internships in health centers. The satisfaction with the educational course was assessed. Qualitative assessment and students’ work reports in the field of occupational safety and health were also evaluated.

    Results

    At first, students did not have sufficient and coherent information on safety and health issues. The results of this study show that from the perspective of the students, education was good and higher (71.6%) in terms of the applicability of the content. Moreover, 70.1% of the students reported that the adequacy of the education with job responsibilities was good and excellent. More than 80% reported that the workshop was attractive and recommended to continue, 37.3% stated that the educational resources provided with the workshop content were good, and the opinion of 29.8% was very good and excellent. The overall evaluation of the workshop from the students' point of view and quality assessment of the workshop showed that more than 77% of them evaluated the workshop as good and excellent.

    Conclusion

    The educational courses, modification of accident registration forms in students in the clinical setting, and also the existence of clinical accident self-reporting programs, especially for students seem necessary. It is suggested that the concepts of occupational safety and health be added to the content of medical students' courses in the clinical setting as an educational concept. The results of this study can be implemented in the curriculum review to improve the safety of clinical setting.

    Keywords: Internship, Safety, Health, Nurse, Hospital, Student
  • Eshagh ARIANMEHR, Zahra SABZI, Faezeh ABBAS GOHARI, Mohsen ASGARI* Pages 180-193
    Introduction

    Occupational accidents not only reduce social credibility and impose a heavy economic burden on the organization, but also cause fatalities and disability among personnel. This study aims to assess risk and review safety promotion guidelines in railway construction projects.

    Methods

    This study investigated the safety status of Tehran-Karaj railway construction and increasing lines project in four phases, including infrastructure, technical buildings, superstructure, and joint activities. The data were gathered by reviewing project safety documentation, reported accidents, and risk assessment results by failure modes and effects analysis (FMEA) method. Risks were categorized based on control ability at three levels, including low, moderate, and high levels. Control measures were prioritized based on the risk coverage percentage, cost, implementation time, and effectiveness.

    Results

    In total, 377 risks were identified, 19.9%, 61.2%, and 18.9% of which were in the low, moderate, and high levels, respectively. The most frequently identified risks and the highest rate of accidents were related to technical buildings (42.2%) and superstructure (36.6%) phases, respectively. In terms of consequence, the most severe accident occurred in the infrastructure phase within the contractors' scope of action. Falling from height was identified as the greatest threat against the project, and collapsing, falling, and hitting with materials as the key cause of the accident. It was found that controlling 39.8% of the risks could avert 73.3% of the project occupational accidents.

    Conclusion

    The findings reveal the major role of senior management commitment to safety and emphasis on control measures, including implementing safety program training, increasing visits, and safety inspection, as well as implementing a permit to work system in all operational phases.

    Keywords: Railway Construction, Risk Assessment, Accident, Safety Management
  • Maleeha MIRHOSSEINI, Mahmoud MOINUDDIN*, Forough HIRANI, Seyed Hasan HATAMI NESAB Pages 194-207
    Introduction

    Ethics is a pervasive subject which covers all aspects of human life. The rapid growth of human society and the complexity of social relations require the emergence of various professions. Survival of these professions depends on the type and quality of services they provide and the trust and credibility that they gain as a result of providing these services. To increase the impact of professional ethics, it is necessary to have patterns consistent with culture and society, and by recognizing them, the dimensions of safe behavior by accountants can be explored.

    Research Method

    This was an applied study in terms of purpose, and based on the research method, it was both quantitative and qualitative. The statistical population consisted of published domestic papers related to accounting professional ethics. In this study, effective criteria based on previous research were identified and selected in the form of 5 main indicators. Then, a researcher-made questionnaire was designed and implemented to determine the fuzzy cognition mapping pattern.

    Findings

    Fuzzy cognition mapping among 5 main components showed that there is a cause and effect relationship between all components. However, this cause and effect relationship is positive in some cases and negative in others. Results indicated that an individual component has a negative relationship with an organizational component and a positive relationship with other components. Social component has a positive relationship only with the individual component and a negative relationship with other components. In other words, social component is inversely related to organizational, professionalism and environmental indicators, and the highest intensity of the reverse flow is related to the environmental component.

    Conclusion

    By understanding professional ethics of accountants and identifying its basic components and determining the relationship between these components in different dimensions and specifying the importance of each of them, a specific framework or format can be designed and implemented for observing or not observing professional ethics by accountants and the desire to behave based on the code of professional behavior .This is to reduce unsafe behaviors, and as a result, reduce the rate of accidents in the country's industries.

    Keywords: Accountant's Professional Ethics, Safe Behavior, Fuzzy Cognitive Mapping
  • Vahid VASILOUEE*, Azim KARIMI, Seyedeh Solmaz TALEBI Pages 208-219
    Introduction

    Mental workload has been raised as one of the most important issues in the workplace. In jobs where there is a lot of workload, due to fatigue and improper scheduling, efficiency is reduced, causing decreased memory, impairs thinking, and decreased learning. Tired people are more likely to choose risky behaviors, such as taking shortcuts to perform their tasks. This study aims to determine the relationship between mental workload and fatigue in bank employees.

    Methods

    This cross-sectional descriptive-analytical study was carried out on 190 employees of Shahroud Bank in 2019. In order to collect data, the questioning method was done using NASA task load index (NASA TLX) for measuring mental workload and multidimensional fatigue inventory (MFI). Data analysis was performed by SPSS 22 at the significance level of 0.05 using Spearman statistical test.

    Results

    Bank employees had a degree of mental workload with mean score of 75.06, and two factors of mental stress and efficiency were relatively more important than other subscales. In terms of fatigue, bank employees had an overall degree of fatigue with mean score of 52.46, and two factors of general and mental fatigue were more important in their job.

    Conclusion

    The results of this study indicate that the overall mental workload is directly related to the activity reduction component. The decrease in activity also has the highest correlation with efficiency, mental, and time subscales, which reduces the activity and productivity of bank employees.

    Keywords: Ergonomics, Mental Workload, NASA Workload Index
  • Azadeh ASKARI*, Bahman BAZGIR, Zahra KARIMIFARD, Maryam GHOLIPOUR, Bahareh ESLAMI, Najme SADEGHI Pages 220-230
    Introduction

    The increasing importance of having capable employees in organizations to achieve the goals emphasizes the need to pay more attention to the psychological well-being of employees and the factors affecting it. This study aims to investigate the role of components of psychological capital and stress coping strategies in predicting the psychological well-being of employees of Hormozgan Gas Company.

    Methods

    This applied correlational study was conducted cross-sectionally and by cluster sampling method in 1400 on 130 personnel of Hormozgan Gas Company. In order to collect data, Lutans Psychological Capital Questionnaire (PCQ), Coping Inventory for Stressful Situations (CISS-21), and Reef Psychological Well-Being scale (RSPWB) were used. Then, the data were analyzed using SPSS-24 software and stepwise regression test.

    Results

    The results of this study showed that there is a positive correlation between psychological well-being and psychological capital and problem-based coping strategies and a negative correlation between psychological well-being and emotion-centered coping strategy. The variables of hope, resilience, and emotion-based coping strategy have an effective predictive role on the psychological well-being index.

    Conclusion

    High resilience and hope and the use of problem-oriented coping styles predict higher psychological well-being of employees. Therefore, it is suggested that managers consider more educational programs to improve psychological capital, educate appropriate coping styles, and use more problem-solving strategies for employees, and strengthen resilience and hope in them.

    Keywords: Psychological Capital, Psychological Well-Being, Coping Strategies, Hormozgan Gas Company
  • Parivash KARIMI, Farzin MOLLAZADEH, Hossein HABIBZADEH, Madineh JASEMI* Pages 231-243
    Introduction

    Optimal nursing care is an important indicator of the quality and effectiveness of the health care system and is associated with professional commitment. This study aims to investigate the predictive power of adherence to nurses' care behaviors from patients' perspectives by nurses' professional commitment working in Urmia educational hospitals in 2018-2019.

    Methods

    This descriptive-cross sectional study was conducted on 100 nurses working in educational hospitals affiliated to Urmia University of Medical Sciences in 2018-2019 who were selected by stratified random sampling. Demographic information questionnaire, nurses' professional commitment questionnaire (NPCS), and nurses' caring behavior inventory (CBI) were used for data collection. The data were analyzed by SPSS 16 software using descriptive and inferential statistical methods, correlation and stepwise regression.

    Results

    The results of this study showed that there is a direct relationship between professional commitment and adherence to caring behaviors (r = 0.31 and p = 0.02). Moreover, dimensions of nurses 'professional commitment (perception of nursing, satisfaction with the nursing profession, getting involved with the nursing profession, and self-sacrifice for the nursing profession) account for 26% of the variance in adherence to nursing care behaviors. The dimension of nurses' professional commitment has the most significant effect after self-sacrifice for the nursing profession (P = 0.029, B = 0.30).

    Conclusion

    Considering the role of professional commitment on the level of adherence to nurses' caring behaviors, it is essential to recognize the factors affecting nurses’ professional commitment and make comprehensive planning to enhance the professional commitment of nurses.

    Keywords: Professional Commitment, Caring Behaviors, Nurses
  • Neda TIMA* Pages 244-255
    Introduction

    Mental health is one of the social needs, since the proper functioning of a society requires people who are in a good condition in terms of mental health. Firefighters are the most important special occupations that need high physical and mental strength to perform their duties and missions safely. The present study was conducted to evaluate the mental health of Shahrekord firefighters.

    Methods

    The present cross-sectional correlational study was conducted on 152 people who were working in Chaharmahal and Bakhtiari province fire department in 2018 and the sample size in Shahrekord was 61 people and only 52 people cooperated. The data collection tool was Goldberg General Health Questionnaire. The data were analyzed using GHQ software.

    Results

    The results showed that there was no significant relationship between general health and the variables of age, level of education, and service history. However, there was a relationship between depression and age, and also depression and level of education.

    Conclusion

    The study findings reveal that depression level is high among firefighters, which can cause a variety of physical and mental illnesses. People who are depressed may be unable to perform daily tasks and even feel that life is worthless. Creating such a mindset with increasing age and work pressure in sensitive jobs, such as firefighting can be very traumatic. The education level variable can also be used as a deterrent or reduction factor for depression.

    Keywords: Mental Health, Service History Firefighters
  • Hamid AKBARI*, Fahimeh SARBANDI Pages 256-268
    Introduction

    The productivity of an organization is closely related to the improvement of the safety and health of employees and the development of knowledge and skills of human resources in advancing the organization goals. Based on a combination of questionnaire and survey, this study examines the impact of implementing safety management practices on the performance and job satisfaction of employees in Iran's production units.

    Research Method

    This descriptive-cross-sectional study was conducted in 1400 on 200 employees and managers of the Hacoupian clothing industrial company located in Tehran province. 130 of them were selected based on random sampling using the Morgan table. Data collection tools included a researcher-made questionnaire, which was further confirmed by experts by applying their opinions regarding its validity and reliability. It was approved by experts. The analysis method in this study is mainly descriptive and the type of research is relational. Data and research hypotheses were respectively tested using Structural equation modeling (SEM) and Partial least squares (PLS) approach through SPSS26 software.

    Results

    Findings showed the appropriate fit of measurement and structural models. In addition, results demonstrated the positive effect of improving safety on the job satisfaction of employees in production units, as well as the negative effects of not paying attention to the health of the working environment on the quality of employees' performance.

    Conclusion

    The more companies and governments pay attention to the issue of operational health and safety, the organizational and environmental situation will be formed in such a way that it will optimally motivate employees and increase the quality of production and operations in the organization.

    Keywords: Safety Management, HSE, Job Satisfaction, Performance Improvement, Production Quality, Hacoupian