فهرست مطالب

نشریه اقتصاد باثبات
سال سوم شماره 2 (تابستان 1401)

  • تاریخ انتشار: 1401/06/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • لیلا خودکاری*، رضا طالبلو، پریسا مهاجری، تیمور محمدی صفحات 1-35
    در سال های اخیر یکی از روش های مدیریت موثر ریسک در نهادهای مالی به خصوص بانک ها، آزمون بحران است. مطالعات اخیر نشان می دهد که شرایط اقتصادی علت شکل گیری بحران های مالی و همچنین بروز ریسک نقدینگی در نظام بانکی است. در این مقاله با استفاده از آمار 18 بانک و متغیرهای کلان اقتصادی در 54 دوره فصلی از ابتدای سال 1387 تا اواسط 1400، به بررسی آزمون بحران ریسک نقدینگی بانک ها در شرایط بحران و شوک اقتصادی پرداخته که شامل دو مرحله است؛ در مرحله اول مدل پایه رگرسیون پانل پویا الگوسازی شده و در مرحله بعد با رویکرد سناریوسازی، میزان تاثیر شوک متغیرهای کلان بر ریسک نقدینگی بانک ها بررسی می گردد. در ادامه، با استفاده از تکنیک شبیه سازی مونت کارلو و با محاسبه ارزش در معرض خطر ریسک نقدینگی، زیان ریسک نقدینگی بانک ها در مواجهه با شوک ها به دست آمده است. نتایج حاصل از آزمون بحران نشان می دهد، شوک نرخ ارز بیشترین تاثیر را در میان شوک متغیرهای کلان اقتصادی بر ریسک نقدینگی بانک ها دارد. بنابراین با مدنظر قرار دادن عوامل موثر بر شوک ها، نه تنها می توان بحران های مالی را کنترل کرد بلکه این موضوع می تواند پیش درآمدی بر توانمندسازی بانک ها قبل از وقوع هر نوع شوکی در شرایط کلان اقتصادی باشد.
    کلیدواژگان: آزمون بحران، ریسک نقدینگی، ارزش در معرض خطر، شبیه سازی، سناریو
  • محمدحسن فطرس*، محمد علیزاده، مریم خداوردی سامانی صفحات 36-68

    حمل ونقل عمومی با عملکرد مناسب باعث افزایش کارایی، رشد اقتصادی و توسعه کلی یک کشور می شود؛ بنابراین بهبود کیفیت سیستم حمل ونقل ضروری به نظر می رسد در دهه های گذشته، مطالعات مختلفی در مورد طراحی سیستم حمل ونقل عمومی به دلیل اهمیت عملی آن انجام شده است، بیشتر این مطالعات معطوف به تعیین برنامه های مختلف از جمله هوشمندسازی خدمات حمل ونقل عمومی بود، اما جای بحث دارد که چگونه سیاست های خاص ازجمله تمرکززدایی می توانند اثربخشی و کارایی خدمات عمومی سیستم حمل ونقل را تعیین کنند. بر این اساس هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر شاخص های تمرکززدایی مالی بر کارایی ارایه خدمات حمل ونقل عمومی در استان های ایران به روش اقتصادسنجی فضایی طی سال های 1385-1397 است. پژوهش حاضر رویکرد دومرحله ای اتخاذشده است: در مرحله اول ضرایب کارایی در بخش حمل ونقل از طریق روش تحلیل مرزی تصادفی برآورد می شود. در مرحله دوم برای بررسی اثر تمرکززدایی مالی بر ضرایب برآورد شده کارایی از روش تحلیل پنل فضایی استفاده می شود. نتایج پژوهش نشان می دهد که کارایی سیستم حمل و نقل عمومی در اکثر استان های ایران کمتر از 20 درصد است. یافته های دیگر پژوهش نشان می دهد رابطه غیرخطی میان تمرکززدایی مالی و کارایی ارایه خدمات حمل ونقل عمومی وجود دارد. به بیان دیگر تمرکززدایی مالی بیش ازحد بهینه تاثیری معکوس بر کارایی خدمات حمل ونقل خواهد داشت. درواقع سطوح اولیه تمرکززدایی مالی تاثیر مثبت بر کارایی دارد اما پس از عبور از نقطه ماکزیمم، افرایش تمرکززدایی مالی منجر به کاهش کارایی ارایه خدمات حمل ونقل عمومی می شود. همچنین نسبت شهرنشینی، تراکم نسبی جمعیت و درآمد سرانه با کارایی خدمات حمل ونقل رابطه مثبت و معنی دار دارند.

    کلیدواژگان: تمرکززدایی مالی، کارایی سیستم حمل ونقل، اقتصادسنجی فضایی، سرریزهای فضایی
  • فهیمه جهانیان، سید علی پایتختی اسکویی*، احمد محمدی، علی اصغر متقی صفحات 69-82

    بهینه سازی پرتفوی و تصمیم گیری درباره اینکه کدام سهام شایستگی قرار گرفتن در سبد سرمایه گذاری را دارد و چگونگی تخصیص سرمایه، مباحثی پبچیده است. از لحاظ نظری، انتخاب سبد سهام در حالت حداقل کردن ریسک در صورت ثابت در نظر داشتن بازده از طریق یک معادله درجه دوم قابل حل است، لیکن در دنیای واقعی با توجه به اینکه رفتار بازار سهام از یک الگوی خطی پیروی نمی کند، روش های خطی رایج نیز نمی تواند در توصیف این رفتار مفید واقع شود. یک روش طبیعی برای لحاظ کردن محدودیتهای مبتنی بر زمان فرآیندهای گسسته، استفاده از مدل های خانواده GARCH است. مدل GARCH با زمان پیوسته (CO-GARCH) آنالوگ مستقیمی از GARCH با زمان گسسته است که ویژگی های اساسی فرایند مذکور را به روشی طبیعی تعمیم می دهد. مزیت دیگر مدل CO-GARCHاین است که ساختار مرتبه دوم آن شناخته شده و مشخص است. لذا در این پژوهش بهینه سازی پرتفوی با استفاده از مدل مارکویتز تعدیل شده مبتنی بر مدلسازی CO-GARCH در قیاس با بازار بررسی شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل اطلاعات شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی سال های 1390 تا 1399 بوده و نمونه آماری با استفاده از روش حذف سیستماتیک انتخاب گردید. ابتدا مدل بهینه سرمایه گذاری بر اساس مدل مارکویتز مبتنی بر مدلCO-GARCH ارایه شده و سپس با بازار مقایسه گردید. نتایج پژوهش حاکی از آن است که کارایی پرتفوی بهینه تشکیل شده با استفاده از مدل مارکویتز تعدیل شده مبتنی بر نوسانات CO-GARCH در مقایسه با کارایی بازار دارای تفاوت معناداری می باشد.

    کلیدواژگان: بهینه سازی پرتفوی، مدل مارکویتز، مدلسازی CO-GARCH، بازار
  • شهریار زروکی*، اکرم مقدسی سدهی صفحات 83-109
    روند رو به رشد مصرف انرژی از یک سو و کمیابی این عامل از سویی دیگر منجر شده که بررسی عوامل موثر بر کارایی مصرف انرژی از اهمیت فراوانی برخوردار باشد. از این رو هدف از پژوهش حاضر آن است تا اثر افزایش ها و کاهش ها در قیمت حقیقی انرژی بر کارایی انرژی در ایران مورد بررسی قرار گیرد. برای این منظور نخست شاخص قیمت حقیقی انرژی در سطح کل اقتصاد و سه بخش خانگی، تجاری و صنعت محاسبه شد. سپس با بکارگیری رهیافت خودتوضیحی با وقفه های توزیعی غیرخطی (نامتقارن) یک الگوی پایه بر مبنای کل اقتصاد و سه الگوی بخشی بر مبنای سه بخش مذکور برآورد شد. نتایج حاکی از آن است که در بلندمدت، در سطح کل اقتصاد افزایش ها و کاهش ها در قیمت انرژی با اثری مستقیم بر کارایی انرژی همراه می باشد. در بخش خانگی و صنعت کاهش ها در قیمت انرژی با اثری مستقیم بر کارایی انرژی همراه بوده ولی اثر معناداری از افزایش ها در قیمت انرژی بر کارایی انرژی در این دو بخش مشاهده نشد. کارایی انرژی در بخش تجاری نیز از افزایش ها و کاهش ها در قیمت انرژی اثر معناداری نمی پذیرد. همچنین در سطح کل اقتصاد و در بخش های یاد شده نامتقارنی در اثرگذاری قیمت انرژی تایید شد.
    کلیدواژگان: شاخص قیمت انرژی، کارایی انرژی، رهیافت نامتقارن، ایران
  • نسیم اشعریین، هادی عربی*، امیدعلی عادلی صفحات 110-129
    توزیع مناسب درآمد و کاهش نابرابری یکی از اهداف دولت ها است. برای دستیابی به این هدف سیاست های مختلف و ابزارهای گوناگون به کار می گیرند یکی از ابزارها حداقل دستمزد است. در این پژوهش اثر حداقل دستمزد بر توزیع درآمد در 7 کشور در حال توسعه شامل (پاکستان، ارمنستان، ایران، بلاروس، شیلی، مصر و گرجستان) و 7 کشور توسعه یافته منتخب جهان شامل (آمریکا، فرانسه، ژاپن، سوید، هلند، بلژیک و کانادا) با توجه به توسعه یافتگی و میزان درآمد سرانه حداکثر شباهت ها را دارند، انتخاب شده اند که در طول سال های 2000تا 2020 با حداقل مربعات تعمیم یافته مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که در کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته افزایش حداقل دستمزد باعث بهبود توزیع درآمد می شود و شدت اثرگذاری این سیاست در کشورهای توسعه یافته خیلی بیش تر از اثرگذاری این سیاست در کشورهای در حال توسعه است. بنابراین کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته باید حداقل دستمزد را متناسب با نرخ تورم افزایش دهند و باعث بهبود توزیع درآمد شوند.
    کلیدواژگان: حداقل دستمزد، توزیع درآمد، ضریب جینی، کشورهای در حال توسعه، کشورهای توسعه یافته
  • حبیب آقاجانی*، زهرا کریمی تکانلو، سید محمدرضا داودزاده صفحات 130-154

    اقتصاد ایران در دهه اخیر با تورم مداوم و بالا، ریسک های سیاسی، نااطمینانی، عدم شفافیت و تحریم های اقتصادی با عدم تعادل در بازارهای مالی روبرو بوده است که رشد اقتصادی را مختل نموده است. از طرف دیگر بررسی های اقتصادی نشان می دهد که سیستم های مالی سالم و کارآمد از جمله بانک ها که سرمایه را به بهره وری ترین شکل استفاده از آن هدایت می کنند، برای رشد اقتصادی مفید هستند. به همین جهت روابط بین توسعه بخش مالی و رشد اقتصادی بحث قابل توجهی را در میان اقتصاددانان توسعه ایجاد کرده است. با این حال اجماع اندکی در مورد اثرگذاری توسعه مالی بر رشد اقتصادی و همچنین تاثیر خطی یا غیرخطی آن وجود دارد. لذا این مطالعه با در نظر گرفتن شاخص های بخش بازاری توسعه مالی به دنبال بررسی اثر غیرخطی و نامتقارن توسعه بخش بازاری مالی بر رشد اقتصادی با رهیافت مارکوف - سوییچنیگ بود. دوره زمانی مطالعه 2018-1980هست. به منظور بررسی اثرات نامتقارن توسعه مالی بخش بازاری از شاخص های جدید ارایه شده توسط صندوق بین المللی پول (IMF) که توسط مطالعه سیرویدزنکا (2016) معرفی شده استفاده گردید. نتایج مطالعه نشان داد که شاخص های بازاری توسعه مالی تنها در رژیم یک یا به عبارتی رژیم رکورد اثر معنی داری بر رشد اقتصادی دارند. بنابراین در شرایط رکودی و پرنوسان رشد اقتصادی، تمرکز سیاست های دولتی بر بخش بازاری و سرمایه توسعه مالی به مراتب نقش موثری داشته و می تواند از التهاب موجود در روند رشد اقتصادی کاسته و آن را بهبود بخشد.

    کلیدواژگان: اثرات نامتقارن، بازار مالی، توسعه مالی بخش بازاری
|
  • Leila Khodkari *, Reza Talebloo, Parisa Mohajeri, Teymour Mohammadi Pages 1-35
    In recent years, the use of effective risk management techniques in financial institutions, especially banks, has become more important. One of the methods related to this approach, which is very important for effective risk management; It is stress test. This test is considered a complementary tool along with other risk management tools, which determines the amount of capital required by banks and credit institutions to safely face various shocks, for example, macroeconomic shocks and cover the losses caused by these shocks. Empirical studies in recent years show that economic conditions are the cause of financial crises and also the emergence of liquidity risk in the banking system. In this article, by selecting 18 banks of the country and using the information of their financial statements in 54 quarterly periods from 2008 to 2021, stress test of banks' liquidity risk in the conditions of crisis and economic shock has been investigated, which includes two stages; In the first stage, the impact of effective factors such as macro variables and banking variables on liquidity risk has been modeled with a basic dynamic panel regression model, and in the next stage, with making scenario in terms of Basel III, the impact of macro variables' shock on banks' liquidity risk has been investigated to examine the ability and resistance of banking network in the conditions of tension and crisis. In the following, by using the Monte Carlo simulation and by calculating the value at risk of liquidity risk for at least one year after the estimation period, the loss of banks' liquidity risk in the face of shocks has been obtained. The results of stress test show among the shocks of macroeconomic variables, the shock of exchange rate has the greatest impact on banks' liquidity risk. Therefore, by considering effective factors among shocks, not only can financial crises be controlled, but it can be a precursor to the empowerment of banks before the occurrence of any type of shock in macroeconomic conditions.
    Keywords: stress test, liquidity risk, value at risk, Simulation, Scenario
  • MohammadHassan Fotros *, Mohammad Alizadeh, Maryam Khodaverdi Samani Pages 36-68

    Properly operated public transportation increases the efficiency, economic growth and overall development of a country; Therefore, improving the quality of the transportation system seems necessary. In the past decades, various studies have been done on the design of the public transportation system due to its practical importance. How specific policies, including decentralization, can determine the effectiveness and efficiency of public transportation services. Accordingly, the purpose of this study is to investigate the effect of financial decentralization indicators on the efficiency of providing public transportation services in the provinces of Iran by spatial econometric method during the years 1385-1387. The present study is a two-stage approach: in the first stage, efficiency coefficients in the transportation sector are estimated through stochastic border analysis. In the second step, the space panel analysis method is used to investigate the effect of financial decentralization on the estimated efficiency coefficients. The results show that the efficiency of public transportation system in most provinces of Iran is less than 20%. Other findings show that there is a non-linear relationship between financial decentralization and the efficiency of public transportation services. In other words, over-optimal financial decentralization will have the opposite effect on the efficiency of transportation services. In fact, the initial levels of financial decentralization have a positive effect on efficiency, but after exceeding the maximum point, increasing financial decentralization leads to a decrease in the efficiency of public transport services. Also, the ratio of urbanization, relative population density and per capita income have a positive and significant relationship with the efficiency of transportation services.Keywords: Financial Decentralization ,Efficiency of public Transprt , Spatial Econometrics

    Keywords: Financial Decentralization, Efficiency of public Transprt, Spatial Econometrics
  • Fahime Jahanian, Seyyed Ali Paytakhti Oskooe *, Ahmad Mohammadi, AliAsghar Mottaghi Pages 69-82

    Portfolio optimization and deciding which stocks deserve to be included in the investment portfolio and how to allocate capital are complex issues. Theoretically, the selection of the stock portfolio in the case of risk minimization can be solved Using mathematical formulas and through a quadratic equation, but in the real world, given that the behavior of the stock market does not follow a linear pattern, common linear methods also cannot be useful in describing this behavior. A natural way to consider time-based constraints of discrete processes is to use GARCH family models. The continuous-time GARCH (CO-GARCH) model is a direct analogue of the discrete-time GARCH that generalizes the basic features of the mentioned process in a natural way. Another advantage of the CO-GARCH model is that its second-order structure is known and defined. Therefore, in this research, portfolio optimization using the modified Markowitz model based on CO-GARCH modeling has been investigated in comparison with the market. The statistical population of the current research includes the information of the companies admitted to the Tehran Stock Exchange for the period of 2010 to 2019 and the statistical sample was selected using the systematic elimination method. First, the optimal investment model based on the Markowitz model based on the CO-GARCH model was presented and then compared with the market. The results of the research indicate that the efficiency of the optimal portfolio formed using the adjusted Markowitz model based on CO-GARCH fluctuations has a significant difference compared to the efficiency of the market.

    Keywords: portfolio optimization, Markowitz model, CO-GARCH modeling, market
  • Shahryar Zaroki *, Akram Moghadasi Sedehi Pages 83-109
    The growing trend of energy consumption on the one hand and the scarcity of this factor on the other hand has led to the study of factors affecting the efficiency of energy consumption is of great importance. Therefore, the purpose of this study is to investigate the effect of increases and decreases in real energy prices on energy efficiency in Iran. For this purpose, first, the real energy price index was being calculated at the level of the whole economy and the three sectors of household, commercial and industry. Then, by using an autoregressive approach with nonlinear (asymmetric) distributive interruptions, a basic model based on the whole economy and three sectors models based on the three mentioned partial were estimated. The results show that in the long run, increases and decreases in energy prices had a direct effect on energy efficiency at the level of the whole economy. In the household and industry sectors, decreases in energy prices had a direct effect on energy efficiency, but there was no significant effect of increases in energy prices on energy efficiency in the two sectors. In the commercial sector, there was no significant effect of increases and decreases in energy prices on energy efficiency. Also, the effect was asymmetric confirmed at the level of the whole economy and in the mentioned sectors. The growing trend of energy consumption on the one hand and the scarcity of this factor on the other hand has led to the study of factors affecting the efficiency of energy consumption is of great importance. Therefore, the purpose of this study is to investigate the effect of increases and decreases in real energy prices on energy efficiency in Iran. For this purpose, first, the real energy price index was being calculated at the level of the whole economy and the three sectors of household, commercial and industry. Then, by using an autoregressive approach with nonlinear (asymmetric) distributive interruptions, a basic model based on the whole economy and three sectors models based on the three mentioned partial were estimated. The results show that in the long run, increases and decreases in energy prices had a direct effect on energy efficiency at the level of the whole economy. In the household and industry sectors, decreases in energy prices had a direct effect on energy efficiency, but there was no significant effect of increases in energy prices on energy efficiency in the two sectors. In the commercial sector, there was no significant effect of increases and decreases in energy prices on energy efficiency. Also, the effect was asymmetric confirmed at the level of the whole economy and in the mentioned sectors.
    Keywords: Energy Price Index, Energy Efficiency, Asymmetric Approach, Iran
  • Nasim Asharieen, Hadi Arabi *, Omid Ali Adeli Pages 110-129
    Appropriate distribution of income and reduction of inequality are one of the government’s goals. Different policies and tools are used to achieve this and the minimum wage is one of them. In this study, the effects of minimum wages on income distribution, due to the most similarities in development and per capita income were studied in 7 selected developing countries including (Pakistan, Armenia, Iran, Belarus, Chile, Egypt, Georgia) and 7 selected developed/development countries including (USA, France, Japan, Sweden, Netherlands, Belgium, and Canada) with generalized minimum squares from the years 2000 to 2020. The results show that, in developing and developed countries, an increase in the minimum wage, improves income distribution and the effects of this policy in developed countries are much greater than in developing countries. Therefore, developing and developed countries should increase the minimum wage in proportion to the rate of inflation to progress and improve income distribution.Appropriate distribution of income and reduction of inequality are one of the government’s goals. Different policies and tools are used to achieve this and the minimum wage is one of them. In this study, the effects of minimum wages on income distribution, due to the most similarities in development and per capita income were studied in 7 selected developing countries including (Pakistan, Armenia, Iran, Belarus, Chile, Egypt, Georgia) and 7 selected developed/development countries including (USA, France, Japan, Sweden, Netherlands, Belgium, and Canada) with generalized minimum squares from the years 2000 to 2020. The results show that, in developing and developed countries, an increase in the minimum wage, improves income distribution and the effects of this policy in developed countries are much greater than in developing countries. Therefore, developing and developed countries should increase the minimum wage in proportion to the rate of inflation to progress and improve income distribution.
    Keywords: Minimum wage, Income Distribution, Gini coefficient, Developing Countries, Developed countries
  • Habib Aghajani *, Zahra Karimi Takanloo, Seyed MohammadReza Davoodzadeh Pages 130-154

    Iran's economy In the last decade have faced persistent and high inflation, political risks, uncertainty, lack of transparency and economic sanctions that makes imbalances in financial markets and hampered economic growth. On the other hand economic studies show that sound and efficient financial systems, which direct capital to use it most efficiently, are beneficial to economic growth. Therefore, the relationship between financial sector development and economic growth has created considerable debate among development economists. However, there is little consensus on the impact of financial development on economic growth as well as its linear or non-linear impact. Therefore, this study, considering the indicators of the market based financial development, to investigate the nonlinear and asymmetric effect of financial market development on economic growth with the Markov-Swichning approach. The study period is 1980-2018. In order to investigate the asymmetric effects of market-based financial development, new indicators presented by the International Monetary Fund (IMF) introduced by the study by Svirydzenka (2016) were used. The results of the study showed that market-oriented of financial development have a significant effect on economic growth only in the first regime or in other words, the recession regime. Therefore, in the context of recession and volatile economic growth, the focus of government policies on the market sector and financial development has played a very effective role and can reduce and improve the inflammation in the process of economic growth. Also, the values of the obtained coefficients showed that increasing the access of financial markets has a much greater effect than increasing the depth of the financial market in improving the process of economic growth.

    Keywords: .Asymmetric Effects, economic, .Growth, .Markov-Switching