فهرست مطالب

مجله دانشگاه علوم پزشکی جیرفت
سال نهم شماره 3 (پاییز 1401)

  • تاریخ انتشار: 1401/09/15
  • تعداد عناوین: 8
|
  • فاطمه مشایخی، علی کمالی، فوزیه رفعتی* صفحات 1010-1017
    مقدمه و هدف

    اعلام خبر بد در بیمارستان ها به دلیل کمبود آگاهی و مهارت کارکنان یک وظیفه چالش برانگیز است. این مطالعه با هدف تعیین دانش و نگرش دانشجویان کارورز پزشکی و پرستاری نسبت به اعلام خبر بد در دانشگا ه های علوم پزشکی استان کرمان انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه توصیفی-تحلیلی بر روی 269 دانشجوی کارورز رشته های پزشکی و پرستاری از سه دانشگاه علوم پزشکی در استان کرمان در سال 1400 انجام شد. کلیه شرکت کنندگان پرسشنامه اطلاعات  دموگرافیک و پرسشنامه سنجش دانش و نگرش مناقب و همکاران در زمینه اعلام خبر بد را تکمیل نمودند، داده ها با کمک آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شد. سطح معنی داری کمتر از 0/05 درنظر گرفته شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد میانگین نمره دانش و نگرش شرکت کنندگان نسبت به اعلام خبر بد به ترتیب 2/3± 14/06و 5/6±24/03بود. سطح نمره دانش در حد متوسط و نمره نگرش منفی بود. میانگین نمره دانش دانشجویان پزشکی نسبت به اعلام خبر بد به طور معنی داری بیشتر از دانشجویان پرستاری بود (0/001>p). میانگین نمره نگرش دانشجویان پرستاری نسبت به اعلام خبر بد بیشتر از دانشجویان پزشکی  بود (0/001>p). میانگین نمره دانش و نگرش بر حسب دانشگاه محل تحصیل تفاوت معنی داری داشت (0/05>p).

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد که دانش دانشجویان پزشکی و پرستاری در مورد اعلام خبر بد کافی نیست و نیاز به آموزش بیشتر می باشد. با توجه به نگرش مثبت تر دانشجویان پرستاری نسبت به اعلام خبر بد پیشنهاد می شود که تمهیداتی فراهم شود تا با آموزش دانشجویان پرستاری، از این ظرفیت بالقوه برای اعلام خبر بد به بیماران و خانواده آنان استفاده شود.

    کلیدواژگان: دانش، نگرش، اعلام خبر بد، دانشجویان
  • عباس بیات اصغری، جواد جواهری*، علیرضا منظری توکلی، حمید ملایی زرندی صفحات 1018-1026
    مقدمه و هدف

    طلاق یکی از مهمترین پدیده های اجتماعی محسوب می شود که به عوامل متعددی بستگی دارد. هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و مصاحبه انگیزشی برعلایم حساسیت اضطرابی در زنان مطلقه بود.

    روش کار

    پژوهش حاضر یک مطالعه مداخله ای نیمه تجربی بود. جامعه آماری 260 نفر از زنان مطلقه 20 تا 50 سال در شهرستان خمین بودند. 60 نفر از زنان مذکور براساس معیارهای ورود انتخاب و به طور تصادفی به سه گروه درمان شناختی رفتاری، درمان مصاحبه انگیزشی و گروه شاهد تقسیم شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه حساسیت به اضطراب ریس و پترسون بود. برای گروه های آزمایش، جلسات درمان به تعداد 12 جلسه 75 دقیقه ای برگزار شد. قبل از انجام مداخلات و در پایان مطالعه افراد در تمام گروه ها، پرسشنامه حساسیت به اضطراب را پر کردند. داده ها به کمک نرم افزار SPSS نسخه 25 و با استفاده از تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    در مقایسه میانگین نمره متغیر حساسیت اضطرابی بین سه گروه درمان شناختی رفتاری، مصاحبه انگیزشی و گروه کنترل تفاوت معنی داری وجود داشت (0/05>p). همچنین در مقایسه تک به تک گروه های درمان شناختی رفتاری و درمان مصاحبه انگیزشی با گروه کنترل در مرحله پس آزمون اختلاف معنی داری وجود داشت (0/05>p).

    نتیجه گیری

    یافته ها حاکی از آن است که روش های درمان شناختی رفتاری و مصاحبه انگیزشی بر کاهش میزان حساسیت اضطرابی در زنان مطلقه موثر هستند. پیشنهاد می شود در کنار سایر مداخلات روانشناختی و دارویی، از این دو روش به منظور کاهش حساسیت اضطرابی در زنان مطلقه به عنوان یک مداخله بالینی استفاده گردد.

    کلیدواژگان: درمان شناختی رفتاری، مصاحبه انگیزشی، حساسیت اضطرابی، زنان مطلقه
  • راضیه شیوعی، رامین شعبانی* صفحات 1027-1038
    مقدمه و هدف

    هدف پژوهش حاضر تعیین وضعیت رژیم غذایی و فعالیت بدنی درطی دوران کووید-19 در بین افراد بزرگسال بود.

    روش کار

    مطالعه حاضر از نوع توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری شامل افراد 59-18 سال شهرستان لاهیجان بودند که با استفاده از فرمول کوکران 385 نفر به روش در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه پی لایفبود و داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    با توجه به نتایج تفاوت آماری معنی‏ دار بین توزیع فراوانی افراد نمونه در سه خوشه (سالم، ناسالم و بدون تغییر) الگوی تغییر تغذیه ای از نظر میزان مصرف غذا حین پاندمی مشاهده شد (0/05<p). براساس یافته ها مشخص شد که بین جنسیت و فعالیت بدنی ارتباط معناداری وجود داشت (0/05<p).

    نتیجه گیری

    طبق یافته ها در دوران کووید- 19 درصد قرار گرفتن زنان درخوشه ناسالم نسبت به مردان بیشتر بود، برای بیشتر افرادی که رژیم غذایی ناسالم داشتند مصرف غذای کل نسبت به قبل افزایش یافته؛ در بیشتر افرادی که عادت های غذایی ناسالم را کاهش داده اند مصرف میوه و آب نسبت به قبل افزایش یافته؛ در بیشتر افرادی که عادت رژیم غذایی خود را تغییر نداده اند مصرف کل بدون تغییر بود؛ همچنین فعالیت بدنی افراد نمونه در طی دوران قرنطینه کاهش یافته و زنان فعالیت بدنی کمتری نسبت به مردان داشته اند.

    کلیدواژگان: رژیم غذایی، فعالیت بدنی، کووید-19، بی تحرکی
  • بهاره حبیبی، سارا شیرمردی*، خدیجه شیرالی نیا، کیهان فتحی صفحات 1039-1048
    مقدمه و هدف

    گاهی زوجین در رابطه خود دچار تعارض هایی می شوند که آن ها را به سمت طلاق هدایت می کند. اولین مرحله در فرآیند طلاق را طلاق عاطفی می دانند که بیانگر رابطه زناشویی رو به زوال است. هرچند رابطه بسیاری از متغیرها با طلاق عاطفی مشخص شده است، اما شناسایی عوامل میانجی می تواند مفید باشد. بنابراین، هدف پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی انتظارات زناشویی در رابطه بین نیازهای اساسی روان شناختی و  طلاق عاطفی در کارکنان شبکه بهداشت و درمان است.

    روش کار

    روش پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی از نوع همبستگی است. جامعه آماری آن را کارکنان متاهل شبکه بهداشت و درمان شهرستان ماهشهر در سال 1401 تشکیل دادند که با روش نمونه گیری در دسترس 102 نفر داوطلب شرکت در پژوهش شدند. شرکت کنندگان به پرسشنامه استاندارد نیازهای بنیادین روان شناختی، ایده آل سازی ازدواج و طلاق عاطفی پاسخ دادند. داده های پژوهش با استفاده از روش همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد اثر مستقیم نیازهای بنیادین روان شناختی بر طلاق عاطفی (0/258-) و اثر مستقیم انتظارات زناشویی بر طلاق عاطفی (0/632-) معنادار است (0/001>p). همچنین، اثر غیرمستقیم انتظارات زناشویی (0/33-) در رابطه بین نیازهای بنیادین روان شناختی و طلاق عاطفی معنادار بود (0/001>p).

    نتیجه گیری

    به طور کلی می توان گفت که عدم ارضاء نیازهای بنیادین روان شناختی می تواند منجر به شکل گیری انتظارات خاص در افراد متاهل شود که منجر به طلاق عاطفی گردد. بنابراین، در برنامه های آموزشی پیش از ازدواج و در زوج درمانی توجه به نقش انتظارات زناشویی و نیازهای بنیادین روان شناختی زوجین می تواند در شناسایی و درمان مسایل زوجی حایز اهمیت باشد

    کلیدواژگان: نیازهای بنیادین روان شناختی، انتظارات، طلاق عاطفی
  • وحیده رضاوندی شعاعی، هادی قائدی*، امیر تقی پور اسرمی صفحات 1049-1059
    مقدمه و هدف

    چاقی مشکل اصلی جوامع مختلف به ویژه زنان است که می تواند موجب بروز انواع بیماری ها شود. از سوی دیگر فعالیت بدنی در کنترل و بهبود وضعیت چاقی موثر است. هدف تحقیق حاضر بررسی اثر تمرین کانکارنت با حجم و شدت های متفاوت بر پروتیین های موثر در فرایند سارکوپنیا و آتروفی عضلانی در زنان چاق بالای 50 سال بود.

    روش کار

    در یک مطالعه نیمه تجربی30 زن مبتلا به چاقی بصورت هدفمند انتخاب و بطور تصادفی به سه گروه 10 نفره شامل تمرین کانکارنت (هوازی/مقاومتی)، تمرین کانکارنت (مقاومتی/تناوبی) و کنترل تقسیم شدند. برنامه گروه های تمرینی به مدت 8 هفته و هر هفته سه جلسه اجرا شد. پروتیین های میوستاتین و فولیستاتین در دو مرحله پیش و پس آزمون و در حالت 12 ساعت ناشتایی اندازه گیری شد. برای بررسی داده ها از آنالیز کوواریانس به همراه آزمون تعقیبی LSD استفاده شد. میزان (p<0.05) معنادار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    در گروه تمرین کانکارنت (هوازی/مقاومتی) و تمرین کانکارنت (مقاومتی/تناوبی) اختلاف میانگین میوستاتینن بین پیش آزمون و پس آزمون در هر دو گروه تمرین با کاهش معنادار همراه بود (0/001<p). همچنین در گروه تمرین کانکارنت (هوازی/مقاومتی) و تمرین کانکارنت (مقاومتی/تناوبی) میزان فولیستاتین بطور معنی داری با افزایش همراه بود (0/001<p). در مقایسه بین گروهی اثر هیچ یک از گروه های تمرینی نسبت به دیگری بر دو شاخص اندازه گیری شده برتر نبود.

    نتیجه گیری

    احتمالا تمرینات کانکارنت با شدت و حجم های متفاوت می تواند از طریق کاهش میوستاتین و افزایش فولیستاتین مسیر رشد عضلانی را در افراد چاق فعال نماید و موجب بهبود سلامتی آنها شود.

    کلیدواژگان: تمرین کانکارنت، چاقی، سارکوپنیا، فولیستاتین، میوستاتین
  • خدیجه دهقانی، آمنه زرین*، نیر سلمانی صفحات 1060-1070
    مقدمه و هدف

    تغذیه با شیر مادر به عنوان روش طبیعی و استاندارد برای تغذیه ی همه نوزادان بوده و برای نوزادان نارس تاخیری اهمیت ویژه ای دارد. با این حال، شیردهی در این گروه از نوزادان چالش برانگیز است و عوامل موثر بر تغذیه آنان پیچیده بوده و هنوز ابهامات زیادی در این رابطه وجود دارد. لذا این مطالعه با هدف تعیین دیدگاه مادران دارای نوزاد نارس تاخیری در رابطه با تسهیلات و موانع شیردهی انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه توصیفی مقطعی در بخش مراقبت های ویژه نوزادان بیمارستان ایران در ایرانشهر بر روی 150 نفر از مادران دارای نوزاد نارس تاخیری واجد شرایط پژوهش، به روش تصادفی ساده انجام شد .ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته مشتمل بر سه بخش مشخصات دموگرافیک، عوامل تسهیل کننده و عوامل بازدارنده شیردهی بود که از طریق مصاحبه با مادران در زمان ترخیص تکمیل شد. داده های جمع آوری شده در نرم افزار SPSS  نسخه 21، با آزمون کای اسکویر تحلیل شدند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد سه عامل تسهیل کننده شیردهی، به ترتیب بالاترین فراوانی شامل تجارب شیردهی قبلی مادر) 56 % (،حمایت اعضا خانواده (3/37 %) و وجود امکانات موردنیاز مادران در بخش (4/27 %) می باشد و سه مانع به ترتیب بالاترین فراوانی شامل چند بیماری یا ناراحتی همزمان در نوزاد (7/88 %)، کمبود امکانات شیردهی (80 %) و استرس مادر به دلیل شرایط بالینی نوزاد (3/49 %) می باشد.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج حاضر، تقویت تجارب شیردهی مادران که باعث خود کارامدی آنان می گردد و حمایت مادران توسط تیم درمانی و خانواده و تامین امکانات شیردهی در بخش می تواند نقش موثری در تسهیل شیردهی نوزادان نارس تاخیری داشته باشد.

    کلیدواژگان: نوزاد نارس تاخیری، شیردهی، مراقبت های ویژه نوزادان
  • زهره کریمیان کاکلکی* صفحات 1071-1079
    مقدمه و هدف

    مردان سیگاری همسران خود را در معرض دود سیگار قرار می دهند، که با عوارض زیادی همراه است. مطالعه حاضر به منظور بررسی آگاهی و ادراک مردان سیگاری در خصوص عوارض دود دست دوم سیگار در وزن بارداری انجام شد.

    روش کار

    در این مطالعه توصیفی مقطعی، حجم نمونه 140 نفر از مردان سیگاری دارای همسر بارداری بود که جهت دریافت مراقبت های بارداری به مراکز بهداشتی شهر اصفهان مراجعه داشتند. ابزار مورد استفاده پرسشنامه محقق ساخته در خصوص آگاهی، نگرش، حساسیت درک شده و شدت درک شده مردان در خصوص دود دست دوم سیگار بود. روایی ابزار با پنل خبرگان و پایایی آن با آلفا کرونباخ 0/85 مورد تایید قرار گرفت. آنالیز اطلاعات با نرم افزار SPSS نسخه 20 و آزمون های همبستگی، آنوا و تی تست با سطح معنی داری کمتر از 0/05 صورت گرفت.

    یافته ها

    میانگین سن مردان شرکت کننده 6/03±35/34 سال بود. میانگین نمره آگاهی 2/47±2/97، نگرش 2/09±9/62، حساسیت درک شده 5/45±27/83 و شدت درک شده 6/01±27/76 در خصوص عوارض دود دست دوم سیگار در بارداری پایین تر از میانگین بود و در وضعیت نامطلوب ارزیابی شد. سن بالای مردان، تحصیلات پایین مردان، وضعیت اقتصادی پایین با شدت درک شده پایین در ارتباط بود (0/05>p).

    نتیجه گیری

    آگاهی و ادراک مردان سیگاری در خصوص عوارض دود دست دوم سیگار پایین بود. سن بالای مردان، تحصیلات پایین مردان، وضعیت اقتصادی پایین عوامل کاهنده درک مردان سیگاری از مخاطرات دود دست دوم سیگار هستند. لذا باید بسته های آموزشی با توجه به این فاکتورها و متناسب با تحصیلات و ادراک این افراد آماده و ارایه شود.

    کلیدواژگان: دود دست دوم سیگار، زنان باردار، آگاهی، ادراکارت، مردان سیگاری
  • فرزاد محمدی*، نگار صالحی مبارکه، لیلا ضامنی، سناد مهمدینویچ صفحات 1080-1090
    مقدمه و هدف

    شایستگی حرکتی واقعی و ادراک شده از همبسته های مهم مشارکت در فعالیت بدنی هستند. هدف این مطالعه بررسی رابطه ادراک شایستگی حرکتی با شایستگی حرکتی واقعی کودکان دبستانی بود.

    روش کار

    روش مطالعه مقطعی و از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد. جامعه آماری مطالعه کودکان 7 تا 10 سال بودند که در باشگاه های ورزشی شهر اهواز فعالیت داشتند. 652 کودک با نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از هشت منطقه شهر اهواز انتخاب شدند. شایستگی حرکتی واقعی با آزمون رشد حرکتی درشت-ویرایش سوم و شایستگی حرکتی ادراک شده با آزمون شایستگی مهارت حرکتی ادراک شده ارزیابی شد. داده ها از طریق آزمون های تی-استیودنت برای نمونه های مستقل و ضریب همبستگی پیرسون و با نرم افزار SPSS نسخه 24 و در سطح معنی داری 0/05 تحلیل شدند.

    یافته ها

    ضریب همبستگی بین خرده آزمون های جاب جایی واقعی و ادراک شده مثبت و معنی دار بود (001/0 =p ، 258/0= (652) r). همچنین بین خرده آزمون های کنترل شیء واقعی و ادراک شده ضریب همبستگی مثبت و معنی دار بود (001/0 =p ، 251/0= (652) r). در نمره کل آزمون های شایستگی حرکتی واقعی و ادراک شده نیز ضریب همبستگی مثبت و معنی دار بود (001/0 =p ، 318/0= (652)r). در عملکرد خرده آزمون های کنترل شیء واقعی و ادراک شده و نمره کل آزمون های شایستگی حرکتی واقعی و ادراک شده تفاوت های جنسیتی به نفع پسران مشاهده شد (05/0>p).

    نتیجه گیری

    همبستگی مثبت شایستگی حرکتی واقعی و ادراک شده نشان دهنده داشتن ادراک دقیق کودکان در نتیجه رشد مهارت های شناختی موردنیاز برای ارزیابی شایستگی خود می باشد. با توجه به وجود تفاوت های جنسیتی و عملکرد ضعیف تر دختران، طراحی برنامه های مداخله ای برای آنان ضروری است.

    کلیدواژگان: شایستگی حرکتی، ادراک، مهارت های حرکتی، جنسیت
|
  • Fatemeh Mashaekhi, Ali Kamali, Foozieh Rafati* Pages 1010-1017
    Introduction

    Breaking bad news in hospitals is a challenging task due to the lack of staff knowledge and skills. This study aimed to determine the knowledge and attitudes of medical and nursing intern students towards breaking bad news in medical universities of Kerman province.

    Materials and Methods

    This descriptive- analytical study was conducted on 269 medical and nursing intern students from three medical sciences universities in Kerman province in 2021. The data were collected using a demographic information questionnaire and a questionnaire to assess knowledge and attitudes about breaking bad news that designed by Monagheb and colleagues. The collected data were analyzed using descriptive and inferential statistics. Significance level was considered less than 0.05.

    Results

    The results of this study showed that the mean score of participant's knowledge and attitude about breaking bad news were 14.06 ± 2.3 and 24.03± 6.6 respectively. The mean score of participants' knowledge towards breaking bad news was in the range of average. The mean score of participants' attitude towards breaking bad news was in the range of negative attitude. The mean score of medical students' knowledge of breaking bad news was significantly higher than nursing students (p<001). The mean score of nursing students' attitude towards breaking bad news was positive and higher than medical students (p<0.001). In comparison between universities, knowledge and attitude were significantly different (p<0.05).

    Conclusion

    The results of this study showed that the knowledge of medical and nursing students about breaking bad news is not enough and more training is needed. Considering the more positive attitude of nursing students towards breaking bad news, it is suggested that arrangements be made to use this potential capacity to breaking bad news to patients and their families by training nursing students.

    Keywords: Knowledge, Attitude, Breaking Bad news, Students
  • Abbas Bayat Asghari, Javad Javaheri*, Alireza Manzari Tavakoli, Hamid Mollayi Zarandi Pages 1018-1026
    Introduction

    Divorce is one of the most important social phenomena that depends on many factors. The purpose of this study was to compare the effectiveness of cognitive-behavioral therapy and motivational interviewing on symptoms of anxiety sensitivity in divorced women.

    Materials and Methods

    The current study was a quasi-experimental interventional design. The statistical population consisted of 260 divorced women aged 20 to 50. Sixty of the mentioned women were selected based on the inclusion criteria and randomly assign to three groups, cognitive-behavioral therapy, motivational interview therapy, and control group. The instrument of data collection was Reyes and Patterson's Anxiety Sensitivity Questionnaire. For the experimental groups, 12 sessions of 75 minutes were held. No intervention was done for the control group. Before the interventions and at the end of the study, people in all groups filled out the anxiety sensitivity questionnaire. The data was analyzed using SPSS version 25 software and analysis of covariance (ANCOVA).

    Results

    There was a significant difference in the mean score of the anxiety sensitivity variable between the three groups of cognitive-behavioral therapy, motivational interviewing and the control group (p<0.05). Also, in the one-by-one comparison of the cognitive-behavioral therapy and motivational interview therapy groups with the control group, there was a significant difference in the post-test stage (p<0.05).

    Conclusion

    The findings indicate that the methods of cognitive-behavioral therapy and motivational interviewing are effective in reducing anxiety sensitivity in divorced women. It is suggested to use these two methods along with other psychological and pharmacological interventions in order to reduce anxiety sensitivity in divorced women as a clinical intervention.

    Keywords: Cognitive Behavioral Therapy, Motivational Interviewing, Anxiety Sensitivity, Divorced women
  • Raziyeh Shoyoie, Ramin Shabani* Pages 1027-1038
    Introduction

    The objective of this study was to investigate the diet and body activity of adults in Lahijan city during Covid-19. 

    Materials and Methods

    This study is from descriptive and applicate research. Statistical population of this study consists of all persons in the age of 18-59 years in Lahijan City, that in which they were selected using the Cochran formula and 385 persons were selected in the available method. In order to data collection, P-life questionnaire and sleep quality questionnaire was used and then the data obtained were analyzed with SPSS software version 23.

    Results

    According to the results, there was a significant difference between the frequency distribution of samples in three clusters (healthy, unhealthy and non-change) in terms of food consumption during the pandemic (p < 0.05). According to the findings, there was a significant relationship between sex and physical activity (p < 0.05).

    Conclusion

    According to the findings, during the Covid-19 pandemic the percentage of women in the unhealthy cluster was higher than men; for most people who have unhealthy diets; consumption of total food increased more than before; in most people who have reduced unhealthy food habits, consumption of fruits and water was increased than before; in most people who did not change their diet habits, total consumption was unchanged. Also, the amount of physical activity of the samples decreased during the quarantine period and the women had less physical activity than men.

    Keywords: Diet, body activity, Covid-19, unvolubility
  • Bahareh Habibi, Sara Shirmardi*, Khadijeh Shirali, Keyhan Fathi Pages 1039-1048
    Introduction

     Sometimes couples have problems and conflicts in the relationship leading them to divorce, which is a kind of social damage. Emotional divorce is considered as the first step in the divorce process, indicating a declining marital relationship. Although the relationship of many variables with emotional divorce has been determined, it can be useful to identify mediating factors. Therefore, the aim of the present study is to investigate the mediating role of marital expectations in the relationship between emotional divorce and basic psychological needs in health network employees.

    Materials and Methods

    The current research method is a correlational description. Its statistical population is composed of 102 volunteer couple of Mahshahr health and treatment network in 2022 via available sampling method. The participants answered the questionnaire of basic psychological needs, idealization of marriage and emotional divorce. The research data was analyzed using the statistical method of structural equation modeling and SPSS and pls third edition software.

    Results

     The results showed that the direct effect of basic psychological needs on emotional divorce is -0.258 and marital expectations on emotional divorce is -0.632, that both of them are significant (P<0.001). Also, the indirect effect of marital expectations (-0.33) in the relationship between basic psychological needs and emotional divorce was significant (P<0.001).

    Conclusion

     In general, it can be said that failure to satisfy basic psychological needs can lead to the formation of special expectations in married people, leading to emotional divorce. Therefore, in premarital educational programs and in couple therapy, paying attention to the role of marital expectations and the basic psychological needs of couples can be important in identifying and treating couple problems

    Keywords: basic psychological needs, marital expectations, emotional divorce
  • Vahideh Rezavandi Shoaee, Hadi Ghaedi* Pages 1049-1059
    Introduction

    Obesity is the main problem of different societies, especially women, which can cause various diseases. On the other hand, physical activity is effective in controlling and improving obesity. The purpose of this research was to investigate the effect of concurrent exercise with different volumes and intensities on the effective proteins in the process of sarcopenia and muscle atrophy in obese women over 50 years old..

    Materials and Methods

    In the group of concurrent training (aerobic/resistance) and concurrent training (resistance/interval), the difference in the mean of myostatinin between pre-test and post-test in both training groups was associated with a significant decrease (p<0.001). Also, in the group of concurrent exercise (aerobic/resistance) and concurrent exercise (resistance/interval), the amount of follistatin increased significantly (p<0.001). In inter-group comparison, the effect of none of the training groups was superior to the other on the two measured indicators..

    Results

     In the concret training group (aerobic / resistance) (p <0.0001) and the concret training group (resistance / periodic) (p <0.0001), the difference between the mean myostatin between pre-test and post-test in both training groups was significantly reduced. Was Also in the group of concorent training (aerobic / resistance) (p <0.0001) and concarrent training (resistance / periodic) (p <0.0001), the amount of myostatin was significantly increased. In comparison between groups, none of the training groups were superior to each other.

    Conclusion

     Concrete exercises with different intensities and volumes can activate the muscle growth pathway in obese people and improve their health by reducing myostatin and increasing follicatin.

    Keywords: Concrete exercise, Obesity, Sarcopenia, Folistatin, Myostatin
  • Khagijeh Dehghani, Amaneh Zarrin*, Nair Salmani Pages 1060-1070
    Background

    Breastfeeding is a natural and standard way to feed all babies, and it is especially important for late premature babies. However, breastfeeding in this group of infants is challenging and the factors affecting their nutrition are complex and there are still many uncertainties in this regard. Therefore, this study was conducted with the aim of determining the facilities and barriers to breastfeeding delayed premature infants from the mothers' point of view.

    Method

    This cross-sectional descriptive study was conducted in the neonatal intensive care unit of Iranshahr hospital on 150 mothers with late premature babies who were eligible for the study, using a simple random method. Facilitating factors and inhibiting factors of breastfeeding were completed through interviews with mothers at the time of discharge. The collected data were analyzed in SPSS V21 software using descriptive statistics (frequency-percentage) and the chi-square test.

    Results

    The findings showed that the three factors that facilitate breastfeeding, in order of highest frequency, include the mother's previous breastfeeding experiences (56 percent), support from family members (37.3 percent), and the presence of facilities needed by mothers in the ward (27.4 percent). and the three obstacles, in the order of the highest frequency, include multiple diseases or discomfort in the baby (88.7%), lack of breastfeeding facilities (80%), and mother's stress due to the baby's clinical conditions (49.3%).

    Conclusion

    According to the present results, strengthening the support of mothers by the treatment team and family and providing breastfeeding facilities in the department can play an effective role in facilitating breastfeeding and providing information about the clinical conditions of the baby and ongoing interventions to mothers to resolve Barriers to breastfeeding seem necessary.

    Keywords: Late premature baby, Breastfeeding, Neonatal intensive care unit
  • Zohreh Karimiankakolaki* Pages 1071-1079
    Introduction

    Smoking men expose their wives to cigarette smoke; secondhand smoke is associated with many complications. The present study was conducted in order to investigate the knowledge and perception of male smokers regarding the effects of secondhand smoke during pregnancy.

    Materials and Methods

    In this cross-sectional descriptive study, the sample size was 140 male smokers with pregnant wives who referred to Isfahan health centers to receive pregnancy care. The tool used in this study was a researcher-made questionnaire regarding knowledge, attitude, perceived sensitivity and perceived severity of men regarding second-hand smoke. The validity of the instrument was confirmed by the panel of experts and its reliability was confirmed by Cronbach's alpha of 0.85. Data analysis was done using SPSS version 20 software and correlation tests, ANOVA and t-test with a significance level of less than 0.05.

    Results

    The mean age of male participants was 35.34±6.03 years. The mean score of awareness (2.97±2.47), emotional dimension of attitude (9.62±2.09), perceived sensitivity (27.83±5.45) and perceived intensity (27.76±6.01) regarding the side effects of second-hand smoke, the value was lower than the mean and was evaluated in an unfavorable condition. Men's old age, men's low education, low economic status were related to low perceived intensity (p>0.05).

    Conclusion

    The level of knowledge and perceptions of male smokers regarding the effects of secondhand smoke was low. Men's old age, men's low education, and low economic status are the risk factors that reduce men's perceptions of the dangers of second-hand smoke. Therefore, educational packages should be prepared and presented according to these factors and according to the level of education and perception of these people.

    Keywords: Secondhand smoke, Pregnant Women, Knowledge, Perception, Male
  • Farzad Mohammadi*, Negar Salehi Mobarakeh, Leila Zameni, Senad Mehmedinović Pages 1080-1090
    Introduction

    Actual and Perceived Motor Competence are important correlates of participation in physical activity. The aim of this study was to investigate the relationship between the perception of motor competence (PMC) and the actual motor competence (AMC) of primary school children.

    Materials and Methods

    The study method is cross-sectional and descriptive-analytical. The statistical population of the study was children aged 7 to 10 who were active in sports clubs in Ahvaz. 652 children were selected through multi-stage cluster sampling from eight districts of Ahvaz city.  AMC was assessed with the Test of Gross Motor Development-3rd Edition and PMC was assessed with the pictorial scale of Perceived Movement Skills Competence Test. Data were analyzed through student t-test for independent samples and Pearson correlation coefficient with SPSS version 24 software at a significance level of 0.05.

    Results

    The correlation coefficient between actual and perceived locomotor subtests was positive and significant (r(0.652)=0.258, p=0.001). Also, between the actual and perceived object control subtests, the correlation coefficient was positive and significant (r(0.652)=0.251, p=0.001). In the total score of actual and perceived motor competence tests, the correlation coefficient was positive and significant (r(0.652)=0.318, p=0.001). In the performance of actual and perceived object control subtests and the total score of actual and perceived motor competence tests, gender differences were observed in favor of boys (p<0.05).

    Conclusion

    The positive correlation between actual and perceived motor competence indicates that children have accurate perception as a result of the development of cognitive skills needed to evaluate their competence. Considering the existence of gender differences and the weaker performance of girls, it is necessary to design intervention programs for them.

    Keywords: Motor Competence, Perception, Motor skills, Gender