فهرست مطالب

مجله طب نظامی
سال بیست و چهارم شماره 9 (پیاپی 118، بهمن و اسفند 1401)

  • تاریخ انتشار: 1401/12/15
  • تعداد عناوین: 8
|
  • رضا اسلامی*، حمیدرضا محسن زاده، مرتضی یاری صفحات 1566-1578
    زمینه و هدف

    بیماری حرکت یک پاسخ طبیعی و موقت در برابر محرک های حرکتی ناآشناست که باعث کاهش عملکرد در وظایفی پیچیده و با نیاز به توجه مداوم، می شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر یک دوره تمرین منتخب ورزشی بر بیماری حرکت در خلبانان و خدمه پرواز ارتش جمهوری اسلامی ایران بود.

    روش ها: 

    در این مطالعه 20 دانشجوی رشته خلبانی دانشگاه نیرو هوایی شهید ستاری ارتش جمهوری اسلامی ایران با میانگین (سن 1/31±21/10 سال، قد 5/77±173/32 سانتی متر، وزن 8/23±70/27 کیلوگرم) به طور داوطلبانه پس از تکمیل پرسشنامه بیماری حرکت، بر اساس میانگین سن و نمرات آزمون صندلی بارانی، به دو گروه مساوی تمرین و کنترل (تعداد=10) تقسیم شدند. گروه تمرینی به مدت چهار هفته و هر هفته چهار جلسه، تمرینات ورزشی را اجرا کردند. پس آزمون بعد از گذشت 72 ساعت از آخرین جلسه تمرینی انجام شد. نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 در دو بخش توصیفی و استنباطی در سطح معنی داری (0/05<p) تجزیه وتحلیل شد.

    یافته ها:

     پس از چهار هفته مداخله ورزشی، نتایج درون گروهی افزایش معناداری را در متغیر میزان تحمل بیماری حرکت تنها در گروه تمرینی نشان داد (0/001=P). همچنین نتایج بین گروهی نشان دهنده تفاوت معنی دار بین دو گروه تمرین و کنترل در مقادیر پس آزمون بود (037/0 =P).

    نتیجه گیری: 

    مطابق نتایج تحقیق حاضر، تمرینات ورزشی منتخب با تحریک سیستم بینایی-دهلیزی و وستیبولار، می تواند موجب افزایش معنا داری در تحمل بیماری حرکت در خلبانان شود. بنابراین بر اساس این یافته ها توصیه می گردد خلبانانی که حین پرواز دچار علایم بیماری حرکت می شوند با انجام مداخلات ورزشی پیشنهاد شده، به بهبود شرایط حاضر کمک کنند.

    کلیدواژگان: بیماری حرکت، خلبان، ورزش، تمرینات ورزشی، سیستم وستیبولار
  • نادر حامد چمن، سیمین ریاحی* صفحات 1579-1595
    زمینه و هدف

    رابطه نزدیک و موثری بین آمادگی جسمانی و کارایی دستگاه تنفسی وجود دارد، به طوری که به عنوان یکی از عوامل مهم موفقیت در ماموریت های سازمانی، بویژه در شرایط آب و هوایی نامتعارف (سرد و کوهستانی) مطرح شده و در پیشگیری از مشکلات تنفسی نقش مهمی ایفا می کند. پژوهش حاضر به منظور مقایسه تاثیر تمرین هوازی، مقاومتی و ترکیبی بر حجم ها و ظرفیت های ریوی، شاخص های نکروز تنفسی ریوی و عملکرد نظامیان 45-30 سال در شرایط آب و هوای سرد و کوهستانی انجام شد.

    روش ها: 

    تعداد 40 مرد نظامی با محدوده سنی 45-30 سال به طور تصادفی در چهار گروه 10 نفری، شامل: گروه تمرین ترکیبی، گروه هوازی تناوبی، گروه هوازی تداومی و گروه کنترل تقسیم شدند. برنامه تمرینی به مدت 8 هفته، به صورت سه جلسه در هفته و هر جلسه 90 دقیقه با شدت 60% تا 80% حداکثر تکرار بیشینه (در تمرینات ترکیبی) و 60% تا 80% ضربان قلب بیشینه (در تمرینات هوازی) در شرایط آب و هوای سرد (با اختلاف دمایی 5% پایین تر از میانگین دمای روزانه) و کوهستانی شهر تبریز اجرا گردید. ظرفیت های ریوی و شاخص های سرمی پروتیین سلولی کلارا 16 (CC16) و پروتیین D سورفکتانت (SPD) و رکورد دو 3000 متر در گروه های تمرینی، قبل و بعد از اتمام برنامه تمرینی به ترتیب از طریق آزمون دستگاه اسپیرومتر، روش آزمایشگاهی الکتروکمی لومینسانس و آزمون میدانی ارزیابی شد. برای بررسی تفاوت های درون گروهی و بین گروهی به ترتیب از آزمون های آماری t همبسته و واریانس یک راهه و تست تعقیبی بنفرونی استفاده شد. به منظور تحلیل آماری از نرم افزارSPSS  نسخه 22 استفاده شد و 0/05<p سطح معناداری در نظر گرفته شد.

    یافته ها:

     اجرای 8 هفته برنامه پروتکل تمرینات ترکیبی، تناوبی هوازی و تداومی هوازی به طور معناداری میزان ظرفیت های ریوی، رکورد آزمون کوپر (دوی 3000 متر) نظامیان را بهبود بخشید (0/05<p) و شاخص های پلاسمایی CC16 و SPD را به طور معناداری کاهش داد (0/05<p). در مقایسه بین گروهی بهبود مقادیر این شاخص ها در گروه تمرینات ترکیبی نسبت به گروه تمرینات تناوبی هوازی (0/05<p) و گروه تمرینات تداومی هوازی (0/05<p) معنادار بود.

    نتیجه گیری:

     اجرای 8 هفته تمرینات ترکیبی در مقایسه با تمرینات هوازی تداومی و تناوبی در کاهش پاسخ های نکروز و کاتابولیکی خطرزا و افزایش ظرفیت های دستگاه تنفسی و بهبود عملکرد در شرایط آب و هوای سرد و کوهستانی موثرتر است.

    کلیدواژگان: ورزش هوازی، ظرفیت های تنفسی، پروتئین سلولی کلارا 16، پروتئین D سورفکتانت، نکروز تنفسی
  • طاهر علمی*، مصطفی اکبری قمی، فریده خان آبادی، احمدرضا معمار، زینب عجم، سعید علی نژاد معلم، فاطره رضایی، اعظم قربان نیا دلاور، محمد عوک واودره صفحات 1596-1607

    در مناطق اندمیک، برخی از عفونت های انگلی ممکن است با القای سرطان و یا القای پاسخ ایمنی علیه سرطان همراه باشند. در برخی موارد انگل ها سبب بیماری در میزبان خود می شوند و در موارد دیگر به تعادل بیولوژیک با آن ها می رسند. تهاجم انگل به میزبان به عواملی نظیر گونه انگل، چرخه زندگی، تولید آنزیم و ایمنی میزبان بستگی دارد. نتایج مطالعات در نقاط مختلف دنیا نشان داده است که برخی از انگل ها نظیر شیستوزوما، اوپیستورکیس، کلونورکیس، استرونژیلوییدس، لیشمانیا، بلاستوسیستیس و کریپتوسپوریدیوم می توانند در شرایط خاص سبب القای سرطان در میزبان خود شوند ولی برخی دیگر نظیر توکسوکارا، کیست هیداتید، مزوسستوییدس، تنیا کراسی سپس، فاسیولا و پلاسمودیوم ها پاسخ ایمنی ضد توموری را در میزبان القا می کنند. برخی دیگر نیز همانند تریکوموناس، تریپانوزوما و توکسوپلاسما، هم فعالیت ضد توموری و هم فعالیت تومورزایی از آن ها گزارش شده است. از آن جایی که درک هر چه بهتر و کامل تر از این تعاملات می تواند ما را به سمت آینده ای روشن در درمان سرطان هدایت کند، لذا در مطالعه حاضر به بررسی نقش انگل ها در القا و پیشگیری از سرطان پرداخته شده است.

    کلیدواژگان: سرطان، عفونت انگلی، القای تومور، ضد تومور
  • مرتضی غیبی گنبد، طاها نصیری، مریم السادات عسکری، محمد مسگرپور امیری* صفحات 1608-1618

    زمینه و هدف:

     شناخت میزان شیوع عوامل خطر بیماری های غیر واگیر و وسعت تاثیرگذاری عوامل اقتصادی-اجتماعی بر بروز آن، به منظور برنامه ریزی برای کاهش بار بیماری بسیار مهم است. این مطالعه با هدف تاثیر عوامل اقتصادی-اجتماعی در مواجهه با ریسک فاکتور های رفتاری بیماری های غیر واگیر در خانوارهای نیروهای مسلح انجام شد.

    روش ها

    این پژوهش از نوع مطالعات کاربردی است که به شیوه مقطعی بر روی 1204 خانوار نیروهای مسلح شرکت کننده در پیمایش ملی عوامل خطر بیماری های غیر واگیر در ایران (استپس) انجام شد. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه اقتباس شده از یک پرسشنامه استاندارد (پرسشنامه نظام مراقبت بیماری های غیر واگیر در جمهوری اسلامی ایران) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تخمین مدل های رگرسیون لاجستیک به کمک نرم افزار Excel و STATA انجام شد.

    یافته ها

    شیوع مصرف دخانیات، رژیم غذایی ناسالم و کم تحرکی در خانوار های نظامی ایران به ترتیب 5/7%، 34% و 58/6% بود. احتمال مصرف دخانیات در میانسالان (59-45 سال)، به طور معناداری 2/19 برابر سالمندان (60≤ سال) بود (0/016=P). احتمال رژیم غذایی ناسالم در افراد بی سواد به طور معناداری 2/13 برابر افراد با تحصیلات دیپلم و دانشگاهی بود (0/001>P). احتمال وجود کم تحرکی در زنان به طور معناداری 1/77 برابر مردان (0/001>P)، در افراد زیر دیپلم 1/34 برابر افراد با تحصیلات دیپلم و دانشگاهی (0/033>P) و در افراد بدون شغل 2/07 برابر افراد بازنشسته بود (0/033>P) بود.

    نتیجه گیری

    نتایج این مطالعه نشان داد برای مقابله با چالش های بهداشتی و کاهش بار بیماری های غیرواگیر، توجه به وضعیت اقتصادی-اجتماعی خانوار و کاهش نابرابری های اقتصادی- اجتماعی خانوار ها را باید همراه با کنترل عوامل خطر رفتاری بیماری های غیر واگیر در نظر داشت.

    کلیدواژگان: عوامل خطر، بیماری های غیرواگیر، عوامل اقتصادی اجتماعی، طب نظامی
  • محمدعلی زحل، مصطفی قانعی، یونس پناهی، صبا سیمیاری، سوگند سیمیاری، فریبا احمدی، سعیده غلامزاده خویی، ابوطالب سیمیاری* صفحات 1619-1629

    زمینه و هدف :

    سولفور موستارد به عنوان یکی از معروفترین مواد شیمیایی جنگی است که باعث آسیب ریوی مزمن می شود. استرس اکسیداتیو به عنوان پاتوژنز اصلی آن معرفی شد ه است. هدف از این مطالعه معرفی قرص آنتی اکسیدان ان-استیل سیستیین (NAC) ایرانی به عنوان درمانی موثر در آسیب ریوی مزمن ناشی از گاز خردل می باشد.

    روش ها

    روش مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی دوسوکور طراحی گردید. در این بررسی تعداد 85 بیمار با آسیب ریوی مزمن ناشی از سولفور موستارد از جانبازان شیمیایی استان قزوین به مدت چهار ماه در فاصله سال های 1395-1394 به صورت تصادفی یکی از قرص های NAC ایرانی (اسلیت) یا NAC خارجی (فلویموسیل) را با دوز 1200 میلی گرم در روز دریافت کردند و علایم بیماران از طریق پرسشنامه های تنگی نفس، سرفه و خلط (BCSS) ، امتیاز اصلاح شده در پژوهش پزشکی (MMRC)، تست ارزیابی بیماری انسدادی ریه (CAT)، تست ارزیابی التهاب بینی(RCAT)  و شاخص علامت برگشت غذا از معده به مری (RSI) و اندکس های اسپیرومتریک و عوارض مصرف داروها در گروه ها مقایسه شد.

    یافته ها

    با توجه به نتایج به دست آمده از طریق پرسشنامه های ذکر شده و مقایسه P-value  حاصل شده در مورد علایم بالینی به نظر می رسد که در هر دو گروه اسلیت (41 بیمار) و فلویموسیل (44 بیمار)، هر دو دارو در بهبود نمرات کلی BCSS، MMRC، CAT و RSI (به جز RCAT) به طور موثر نقش داشتند. لازم به ذکر است، تفاوت معناداری بین اسلیت و فلویموسیل از نظر فراوانی عوارض مصرف در این بررسی دیده نشد.

    نتیجه گیری

    نتایج حاصل از این بررسی نشان می دهد که هر دو دارو آنتی اکسیدان NAC ایرانی و خارجی باعث بهبود اکثر علایم بالینی ریه خردلی می شوند. همچنین اثرات آنتی ریفلاکس برای NAC در این مطالعه برای اولین بار مشاهده گردید. دوز اسلیت 1200 میلی گرم در روز برای موثر بودن اثرات آنتی اکسیدانی کفایت می کند.

    کلیدواژگان: سولفور موستارد، گاز خردل، آسیب ریوی مزمن، ریه خردلی، ان-استیل سیستئین، اسلیت، فلویموسیل، ریفلاکس
  • محمد طه علی نیا، فاطمه حافظی، محمد صفری، علی اکبر کریمی زارچی، علی طاهرنژاد، سودابه حیدری، عنایت دارابی، ابراهیم معصومی، مهدی تات، طاهره محمدزاده* صفحات 1630-1638
    زمینه و هدف

    هیداتیدوزیس نوعی بیماری انگلی مهم است که توسط مرحله لاروی اکینوکوکوس گرانولوزوس ایجاد می شود. این بیماری یکی از مشکلات بهداشتی مهم در نقاط مختلف جهان از جمله ایران است. بیماری در ارگان های مختلف بویژه در کبد و ریه ها سبب ایجاد عوارض متعدد می شود. به نظر می رسد نیروهای نظامی به دلیل حضور در ماموریت های مختلف در شرایط اقلیمی، جغرافیایی و امنیتی متفاوت از خطر آلودگی بالایی برخوردار باشند. این مطالعه به منظور تعیین میزان شیوع سرمی هیداتیدوزیس در پرسنل یک واحد نظامی اجرا گردید.

    روش ها:

     طی یک مطالعه مقطعی که در سال 1399 انجام شد، آنتی ژن B (AgB) به روش Oriol از مایع کیست هیداتید گوسفندی (HCF) تهیه شد. تعداد 205 نمونه سرم تهیه و به روش الایزا با استفاده از آنتی ژن B مورد ارزیابی قرار گرفت.

    یافته ها: 

    از 205 نمونه مورد بررسی، 30 مورد (14/6%) به روش الایزا با استفاده از آنتی ژن B پاسخ مثبت نشان دادند. بیشترین موارد مثبت در پرسنل 39-30 ساله (63/3%)، مشغول به کار در رده عملیاتی (76/7%)، با 20-11 سال سابقه خدمت (43/3%)، دارای تحصیلات دانشگاهی (96/7%) و ساکن در مناطق شهری (80%) مشاهده شد. علاوه بر این افراد مصرف کننده آب چشمه/ جوشیده/ معدنی (53/3%) که برای شستشوی سبزیجات از نمک و سرکه (50%) استفاده می کردند، بالاترین میزان سرم مثبت را داشتند. بر اساس تجزیه و تحلیل آماری، بین متغیرها و مثبت بودن تست الایزا با آنتی ژن B رابطه معناداری وجود نداشت (0/05>p).

    نتیجه گیری:

     شیوع سرمی بالای آنتی بادی های IgG ضد آنتی ژن B کیست هیداتید در نیروهای نظامی، اهمیت برنامه های آموزشی بهداشتی با کیفیت بالا را در این جوامع نشان می دهد. غربالگری و پیگیری وضعیت افراد دارای سرم مثبت نیز توصیه می شود.

    کلیدواژگان: هیداتیدوزیس، سرواپیدمیولوژی، الایزا، آنتی ژن B، پرسنل نظامی
  • مهرداد بابایی، اسماعیل کرمی*، حمید رجبی، پژمان معتمدی صفحات 1639-1647

    زمینه و هدف:

     انجام فعالیت ورزشی با روش های مختلف می تواند اثرات متفاوتی بر بافت های بدن داشته باشد. هدف این پژوهش، اثر یک جلسه فعالیت ورزشی مقاومتی با شدت بالا و پایین، با و بدون محدودیت جریان خون بر سطوح آیریزین و گلیسرول سرمی مردان فعال می باشد.

    روش ها

    این پژوهش نیمه تجربی با طرح گروهی متقاطع با اندازه گیری مکرر باهدف تعیین اثر یک جلسه فعالیت مقاومتی با شدت بالا و پایین، با و بدون محدودیت جریان خون بر سطوح سرمی آیریزین و گلیسرول مردان تمرین کرده انجام گرفت. بدین منظور از میان جامعه در دسترس 10 نفر مرد تمرین کرده با دامنه سنی 1/75±25 سال و درصد چربی 7/7±15/4 و وزن 75/95±76/7 کیلوگرم، به صورت تصادفی انتخاب شدند. این افراد بافاصله 48 ساعت پروتکل های مختلف شامل: فعالیت مقاومتی با شدت بالا (75 درصد یک تکرار بیشینه) با و بدون محدودیت جریان خون و همین فعالیت با شدت پایین (30 درصد یک تکرار بیشینه) با و بدون محدودیت جریان خون را انجام دادند. سطوح سرمی آیریزین و گلیسرول با استفاده از روش الایزا بررسی شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر تجزیه وتحلیل شد.

    یافته ها

    اگرچه تغییرات در سطوح آیریزین به صورت افزایشی بود ولی این تغییرات معنادار نبود ولی میزان تغییرات سطوح گلیسرول به عنوان شاخص لیپولیز در اثر اعمال فعالیت های مقاومتی با روش های مختلف تفاوت معنا داری داشت (0/05<p). در ادامه بین ترشح آیریزین و گلیسرول ارتباط معنا داری مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد فعالیت های مقاومتی با شدت بالا و پایین، با و بدون محدودیت جریان خون بر سازوکارهای تنظیمی قهوه ای کنندگی چربی سفید از طریق ترشح آیریزین در مردان تمرین کرده تفاوتی باهم ندارد ولی باعث لیپولیز بیشتری می گردد.

    کلیدواژگان: فعالیت ورزشی مقاومتی، محدودیت جریان خون، آیریزین، گلیسرول
  • محیا توحیدی نژاد، علی ماهر*، خلیل علی محمدزاده، سید مجتبی حسینی، محمدکریم بهادری صفحات 1648-1659

    زمینه و هدف:

     دندانپزشکی نظامی، مراقبت بیمار محور را با دیدگاه سلامت عمومی ترکیب می کند تا خدماتی قابل استقرار، چابک و جامع فراهم کند. بیماری دهان در پرسنل نظامی می تواند به طور قابل ملاحظه ای توانایی عملیاتی فرد را مختل کند. دسترسی به خدمات دندانپزشکی نیازمند درک موانع و تسهیلات است. این مطالعه با هدف تعیین روابط سیستماتیک بین مولفه های تاثیرگذار بر دسترسی به خدمات دندانپرشکی پیشگیری انجام شد.

    روش ها

    این مطالعه توصیفی و تحلیلی در دو مرحله کیفی و کمی در سال 1400 انجام گرفته است. در مرحله کیفی از طریق مرور ادبیات و با استفاده از روش گلوله برفی، مصاحبه با 10 نفر از صاحب نظران حوزه دندانپرشکی پیشگیری و سلامت دهان و دندان انجام شد. جهت شناسایی و اخذ کدها از نرم افزار MAXQDA و بررسی متن مقالات و مصاحبه ها استفاده گردید. سپس الگوی مفهومی پژوهش در قالب 30 مولفه فرعی و شش گروه اصلی براساس مدل دسترسی سورمان به عنوان مدل پایه و چارچوب تحلیلی مولفه های دسترسی به خدمات سلامت دهان و دندان طراحی گردید. پرسشنامه فاز کمی پژوهش به روش دیمتل با 30 سوال طراحی و به شیوه هدفمند 30 نفر از خبرگان دانشگاه های علوم پزشکی کشور تکمیل و جمع آوری گردید. داده های جمع آوری شده با استفاده از تحلیل ساختاری روابط علی و از طریق نرم افزارهای SPSS و DEMATEL تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    بر اساس یافته های مرحله کیفی، 51 مولفه فرعی شناسایی و بر اساس چارچوب تحلیلی مطالعه در قالب 6 مولفه اصلی بر اساس مدل سوربان، توان مالی؛ مقبولیت؛ دستیابی، آگاهی و توانمندسازی؛ کفایت و فراهمی دسته بندی شدند. کلیه خبرگان با مولفه های پیشنهادی تاثیرگذار بر دسترسی به خدمات دندانپزشکی موافق بودند و مولفه جدیدی را پیشنهاد نکردند (0/0001=P). نتایج تحلیلی روابط عوامل تاثیرگذار بر دسترسی به خدمات دندانپزشکی پیشگیری بیانگر تاثیرگذاری مولفه های توان مالی (ضریب 1/05) و مقبولیت (ضریب 0/37) بر دسترسی بوده و در گروه علت ها قرار گرفتند. مولفه های توانمندسازی؛ دستیابی؛ کفایت و فراهمی نیز در گروه معلول ها و تاثیرپذیر بودند. مولفه های توان مالی و فراهمی به ترتیب با مختصات های (1/05 و 11/88) و (0/57- و 11/35)، اولویت های اول و آخر شناخته شدند.

    نتیجه گیری

    یک جزء اساسی در پرسنل نظامی، عوارض دندانی "پنهان" است. این جزء با ارزیابی عوارض دندانی تقریبا به یک سوم کاهش می یابد. شناسایی عوامل کلیدی موثر بر دسترسی در این پژوهش می تواند به طراحی مداخلات پیشگیری کمک کند. همچنین بستری برای تدوین سیاست های پیشگیری و ارتقای سلامت باشد.

    کلیدواژگان: بهداشت نظامی، سلامت دهان و دندان، دندانپزشکی پیشگیری
|
  • Reza Eslami*, Hamidreza Mohsenzadeh, Morteza Yari Pages 1566-1578
    Background and Aim

    Motion sickness is a natural and temporary response to unfamiliar motor stimuli which reduces performance in complex tasks that require constant attention. The aim of this research was to study the effect of a special exercise training period on motion sickness in the pilots and flight crews of the Army of the Islamic Republic of Iran.

    Methods

    In this study, 20 pilot students of Shahid Sattari Army Air Force of the Islamic Republic of Iran with an average (age of 21.10±1.31 years, weight of 70.27±8.23 kg, height of 173.32±5.77 cm) participated voluntarily. After completing the motion sickness questionnaire and based on the average age and scores of the rain seat test, they were divided into two equal training and control groups (n=10). The training group performed exercise training for four weeks (four sessions per week). The post-test was done after 72 hours from the last training session. The data were analyzed using SPSS version 24 software in two descriptive and inferential sections at a significant level (P<0.05).

    Results

    After four weeks of exercise intervention, the intragroup results showed a significant increase in the motion sickness tolerance variable only in the training group (P=0.001). Also, the intergroup results showed a significant difference between both training and control groups in the post-test (P=0.037).

    Conclusion

    According to the results, the special exercise training can cause a significant increase in motion sickness tolerance in pilots; by stimulating the visual-vestibular and vestibular systems. Therefore, based on these findings, it is recommended that the pilots who experience symptoms of motion sickness while flying, help to improve the current conditions by performing the suggested exercise interventions.

    Keywords: Motion sickness, Pilot, Exercise, Exercise training, Vestibular system
  • Nader Hamed Chaman, Simin Riahy* Pages 1579-1595
    Background and Aim

    There is a close and effective relationship between physical fitness and the efficiency of the respiratory system, so it is considered one of the essential factors for success in organizational missions and plays an important role in preventing respiratory problems, especially in cold and mountainous conditions; So, the aim of this study is to investigate the effects of 8 weeks of complex training, continuous and interval aerobic training on pulmonary capacities, indicators of respiratory-pulmonary necrosis, and performance of military personnel aged 30-45 in a cold and mountainous climate.

    Methods

    40 Military men aged 30-45 years were randomly divided into 4 experimental groups (n = 10): (1) Complex training group, (2) interval aerobic group, (3) continuous aerobic group, and (4) control group. The training protocol was implemented for 8 weeks, 3 sessions per week and each session takes about 90 minutes on a regular basis by 60% to 80% of 1RM (in the complex training group) and VO2max (in aerobic training groups) in the cold (November/January - with a temperature difference of %5 lower than the average daily temperature) and mountainous climate of Tabriz city. Pulmonary capacities and serum levels of clara cell protein (CC16) and surfactant protein D (SPD), and 3000 m running record were measured before and after the training, a protocol using respectively spirometer, electrochemiluminescence technique, and running track test.

    Results

    Implementation of 8 weeks of complex training, interval and continuous aerobic training program significantly improved the lung capacity, 3000 meters running test record (P<0.05), and significantly decreased plasma indices of CC16 and SPD (P<0.05) in military personnel. Also, ANOVA and Bonferroni posthoc test revealed that the improvement of these indices was relatively more significant in the complex training group compared to aerobic training groups (P<0.05).

    Conclusion

    Performing 8 weeks of complex training more efficiently reduces necrosis and catabolic responses and increases respiratory capacity and improves performance in cold and mountainous climates in comparison to aerobic exercise, as these changes improve the performance of military personnel in organizational missions of cold and mountainous climates.

    Keywords: Aerobic Exercise, Lung Capacities, Clara Cell Secretory Protein, Surfactant Protein D, Necrosis
  • Taher Elmi*, Mostafa Akbariqomi, Faride Khanabadi, Ahmad Reza Meamar, Zeinab Ajam, Saeid Alinejad Moallem, Fatereh Rezaei, Azam Ghorbannia Delavar, Mohammad Evak-Vavdare Pages 1596-1607

    In endemic areas, some parasitic infections may be related to cancer induction or induction of immune responses against cancer. In some cases, parasites cause disease in their host, and in other cases, they reach a biological balance with them. Parasite invasion of the host depends on some factors such as parasite species, life cycle, enzyme production, and host immunity. The results of various studies in different parts of the world have shown that some parasites such as Schistosoma, Opisthorchis, Clonorchis, Strongyloides, Leishmania, Blastocystis, and Cryptosporidium could induce cancer in their host under certain conditions. However, others like Toxocara, Hydatid cyst, Mesocestoides, Taenia crassiceps, Fasciola, and Plasmodium initiate an anti-tumor immune response in the host. Some others, such as Trichomonas, Trypanosoma, and Toxoplasma, have both tumoral and anti-tumoral activity. A better and more complete understanding of these interactions could lead us to a clear future in the treatment of cancer, therefore, in this study, the role of parasites in the induction and prevention of cancer has been investigated.

    Keywords: Cancer, Parasitic Infection, Tumor Induction, Antitumor
  • Morteza Ghiebi Gonbad, Taha Nasiri, Maryam Sadat Askari, Mohammad Meskarpour-Amiri* Pages 1608-1618
    Background and Aim

    Understanding the prevalence of risk factors for non-communicable diseases and the extent of socio-economic factors affecting their occurrence is very important in order to plan to reduce the burden of disease. The aim of this study was to investigate the impact of socio-economic factors on exposure to behavioral risk factors for non-communicable diseases in Military Households.

    Methods

    This research is an applied study that was performed cross-sectionally on 1204 families of the Armed Forces participating in the National Survey of Risk Factors for Non-Communicable Diseases in Iran (STEPS). The data collection tool was a questionnaire adapted from a standard questionnaire (non-communicable disease care system questionnaire in the Islamic Republic of Iran). Data analysis was performed using estimation of logistic regression models using Excel and STATA software.

    Results

    The prevalence of smoking, unhealthy diet, and sedentary lifestyle in Iranian military households were 5.7%, 34%, and 58.6%. The probability of smoking among middle-aged people (45-59 years) was 2.19 times higher than the elderly (60 years old) (P=0.016). The probability of unhealthy diet in illiterate people was significantly 2.13 times higher than those with diploma and university education (P<0.001). The probability of sedentary lifestyle in women was significantly 1.77 times higher than men (P<0.001), 1.34 times higher in those with undergraduate degrees (P<0.033), and in unemployed people 2.07 times higher than retirees (P<0.033).

    Conclusion

    The results of this study showed that to address health challenges and reduce the burden of non-communicable diseases, attention to the socio-economic status of households, and reduce socio-economic inequalities of households should be considered along with controlling the risk factors for non-communicable diseases.

    Keywords: Risk Factors, Non-communicable Diseases, Socio-Economic Factors, Military Medicine
  • Mohammadali Zohal, Mostafa Ghanei, Yunes Panahi, Saba Simiary, Sogand Simiary, Fariba Ahmadi, Saeideh Gholamzadeh Khoei, Aboutaleb Simiary* Pages 1619-1629
    Background and Aim

    Sulfur mustard (Mustard gas) is the most famed chemical warfare agent that caused chronic lung damage. Oxidative stress is known as a major cause of mustard lung pathogenesis. This study aimed to introduce antioxidant tablets of Iranian N-acetyl-cysteine (NAC) as an effective treatment for chronic lung damage caused by mustard gas.

    Methods

    This study was performed as a double-blind randomized clinical trial. In the current study, 85 patients with chronic sulfur mustard lung injury from chemical warfare veterans of Qazvin province for 4 months from 2016 to 2017, randomly took one of the Iranian NAC (Oslyt®) or foreign NAC (Fluimucil®) tablets a dose of 1200 mg per day. The symptoms via breathlessness-cough and sputum scale (BCSS), modified medical research council (MMRC), COPD assessment test (CAT), rhinitis control assessment test (RCAT), and reflux symptom index (RSI) questionnaires and spirometric indices and side effects drugs were compared in groups.

    Results

    According to the results and comparing the P-value obtained for clinical symptoms obtained through the mentioned questionnaires, it seems that in both groups of Oslyt (with 41 patients) and Fluimucil (with 44 patients), remarkably improved BCSS, MMRC, CAT, and RSI (except for RCAT) overall scores. There was no significant difference between Oslyt and Fluimucil in terms of the frequency of side effects.

    Conclusion

    Both Iranian and foreign antioxidant drugs NAC improve the majority of clinical signs of the mustard lung. This is the first time that anti-reflux effects have been observed for antioxidants such as NAC. The Oslyt dose of 1200 mg per day is adequate for effectiveness and antioxidant effects.

    Keywords: Sulfur Mustard, Mustard Gas, Chronic Lung Injury, Mustard Lung, N-Acetyl-Cysteine, Oslyt, Fluimucil, Reflux
  • Mohammad Taha Alinia, Fatemeh Hafezi, Mohammad Safari, AliAkbar Karimi Zarchi, Ali Tahernezhad, Soudabeh Heidari, Enayat Darabi, Ebrahim Masoomi, Mahdi Tat, Tahereh Mohammadzadeh* Pages 1630-1638
    Background and Aim

    Hydatidosis is an important parasitic disease, caused by the larval stage of Echinococcus granulosus. It is a major health problem in different parts of the world including Iran. The disease can lead to serious complications in several organs, especially in liver and lungs. It seems that the military forces have a high risk of infection due to their presence in different missions in various climatic, geographical, and security conditions. This study aimed at determining the sero-prevalence of hydatidosis in the personnel of a military unit.

    Methods

    During a cross-sectional study conducted in 2020, antigen B (AgB) was prepared from sheep hydatid cyst fluid (HCF) by Oriol method. Two hundred and five sera samples were prepared and evaluated by AgB-ELISA.

    Results

    Out of 205 examined samples, 30 cases (14.6%) showed a positive response by AgB-ELISA. The most positive cases were observed in personnel aged 30-39 years (63.3%), working in the operational category (76.7%), with 11-20 years of service (43.3%), with university education (96.7%) and living in urban areas (80%). Furthermore, individuals consuming spring/boiled/mineral water (53.3%), who used salt and vinegar (50%) to wash vegetables, had the highest percentage of seropositivity. According to the statistical analysis, there was no significant relationship between the variables and the positivity of AgB-ELISA (P>0.05).

    Conclusion

    High sero-prevalence of antibodies (IgG) against AgB of hydatid cyct in military forces demonstrated the importance of high-quality health educational programs in such communities. Screening and following up of the persons with positive sera are also recommended.

    Keywords: Hydatidosis, Seroepidemiology, ELISA, Antigen B, Military Personnel
  • Mehrdad Babaie, Esmail Karami*, Hamid Rajabe, Pezhman Motamedi Pages 1639-1647
    Background and Aim

    Conducting exercises with various methods can have different effects on the body tissue. The purpose of this study is to evaluate the effects of one session of resistance training with high and low intensities, while both restricting and not restricting the blood flow, on the levels of irisin and glycerol serum in trained male subjects.

    Methods

    This quasi-experimental study with a cross-group design and repeated measurements, was designed to determine the effects of one session of high and low-intensity exercise, with and without the blood flow restriction, on the levels of irisin and glycerol serum. For this purpose, 10 trained male participants with the age of 25±1.75 year, fat percentage of 15.7±4.7, and weight of 76.75 ± 7.95 kg were randomly selected from the available subjects. The subjects performed four resistance training protocols in 48 hours. Training protocols included: high-intensity resistance training (%75 1RM) with blood flow restriction. High-intensity resistance training (%75 1RM) without blood flow restriction. Low-intensity resistance training (%30 1RM) with blood flow restriction. And finally low intensity resistance training (%30 1RM) without blood flow restriction. Subsequently, after performing each protocol, levels of irisin and glycerol serum were examined using the ELISA method. Data were analyzed using repeated measure ANOVA.

    Results

    Although the changes in irisin levels were incremental, these changes were not significant. The changes in the level of glycerol, as a lipolysis level index, had significant changes due to different resistance training protocols (P≤0.05). There was also no significant relationship between irisin and glycerol secretion.

    Conclusion

    It seems that resistance activities with high and low intensity, with and without blood flow restriction, have no significant effects on the regulatory mechanisms of white fat browning through irisin secretion in trained men, but it causes more lipolysis.

    Keywords: Resistance Exercise, Blood Flow Restriction, Irisin, Glycerol
  • Mahya Tohidinejad, Ali Maher*, Khalil Alimohammadzadeh, Seyed Mojtaba Hosseini, Mohammadkarim Bahadori Pages 1648-1659
    Background and Aim

    Military dentistry combines patient-centered care with public health views to create services agile and comprehensive. The effect of oral disease on military personnel can significantly damage the individual's operational ability. A significant concern of various countries in providing universal health coverage is access to dental services and oral health care, which requires understanding the related barriers and facilitators. This study aimed to determine systematic relationships among determinants of access to preventive dental services.

    Methods

    This mixed-methods, descriptive-analytical study was carried out in 2021 using an operations research technique. In the qualitative phase, by the literature review and using the snowball method, an interview was done with ten experts in dental prevention and oral health. The conceptual research model based on the Saurman access model was designed into 30 sub-components and six main components by identifying and categorizing the obtained codes. In the quantitative stage, a 30-item questionnaire was designed using the Decision Making Trial and Evaluation Laboratory (DEMATEL) technique. The questionnaire was completed by 30 experts selected from medical sciences staff and line using purposive sampling. The data were analyzed in SPSS and DEMATEL through structural analysis of causal relationships.

    Results

    A total of 30 variables were identified based on the qualitative findings. These variables were categorized into six components, including affordability, acceptability, accessibility, awareness and empowerment, adequacy, and availability based on the analytical framework of the study. The experts confirmed the proposed determinants of access to dental services and suggested no other component (P=0.0001). Analytical results indicated that "affordability" (impact factor=1.05) and "acceptability" (impact factor=0.37) affected access and were therefore assigned to the causes group. However, empowerment, accessibility, adequacy, and availability were influenced by access and were therefore assigned to the effects group. Finally, affordability (1.05, 11.88) and availability (-0.57 and 11.35) were identified as the most and most miniature essential components, respectively.

    Conclusion

    An essential factor in military personnel is "hidden" dental complications. By evaluating dental complications, this component is reduced approximately one-third. Identifying critical factors of access help design prevention interventions, health prevention, and promotion policies and removing barriers to public access to oral health care.

    Keywords: Military Health, Oral Health, Preventive Dentistry