فهرست مطالب

مطالعات قرائت قرآن - سال دهم شماره 19 (پاییز و زمستان 1401)
  • سال دهم شماره 19 (پاییز و زمستان 1401)
  • تاریخ انتشار: 1401/12/01
  • تعداد عناوین: 13
|
  • روح الله نجفی صفحات 9-33
    یکی از رخدادهای مهم تاریخ قرآن آن است که برخی از صحابه رسول اسلام، نسخه های خاص خود از قرآن را جمع کرده اند و میان نسخه های ایشان با نسخه رسمی که به فرمان خلیفه سوم گرد آمد، اختلافات فراوانی اعم از افزایش، نقصان، تبدیل و جابه جایی گزارش شده است. نوشتار حاضر بر آن است که عامل اصلی ظهور نگارش های متفاوت قرآن توسط صحابه را دریابد و در این راستا، به عرضه فرضیه های محتمل می پردازد. روش این تحقیق، «استنتاج از راه بهترین تبیین» است؛ بدین معنا که پس از ارزیابی فرضیه های رقیب، فرضیه ای انتخاب می شود که قدرت تبیین بیشتری دارد. تفسیری بودن اختلافات، خطابودن اختلافات و مختلف خوانده شدن قرآن از سوی رسول، فرضیه هایی هستند که برای توضیح منشا اختلافات مصاحف صحابه مطرح شده اند، اما با توجه به گستردگی دامنه اختلافات، این سه فرضیه، فاقد قدرت توضیح دهندگی جلوه می کنند. از دیگر سو، فرضیه نقل به معنای آیات قرآن، با شواهد متعدد تاریخی، همخوانی دارد و قادر است که به گونه ای فراگیر، اختلافات صحابه را در خوانش و نگارش قرآن تبیین نماید.
    کلیدواژگان: نقل به معنا، قرائات قرآن، مصاحف قرآن، اختلاف مصاحف، صحابه
  • امیرمحمد زاهدی، قاسم درزی*، حسن احمدی زاده صفحات 33-58
    محققان علوم قرآنی درباره اختلاف قرایت برخی واژگان قرآنی، به دلایل مختلفی مانند فقدان قواعد مدون نقطه گذاری و إعراب در سده های نخستین هجری اشاره کرده اند. این دلایل در منابع کهن، به ویژه در آثاری با عنوان «حجه القرایات»، به تفصیل مورد بحث و بررسی قرار گرفته اند. بر اساس این منابع، اختلاف قرایات در ظاهر یا ریشه برخی واژگان را می توان بر اساس قواعد دستور زبان عربی و نیز با توجه به سیاق معنایی و ساختاری آیات توجیه علمی نمود. در جستار حاضر، تلاش نمودیم تا اختلافات صرفی قراء مشهور ده گانه را در چهارده قسم تقسیم بندی کنیم و سپس بر اساس منابع کهن قرایی، بر صحت آنها استدلالات آوامعناشناختی مختلفی را ارایه نماییم. مراد از اختلافات صرفی، اختلاف در خوانش کلماتی است که تحلیل آنها مربوط به علم صرف می شود. برخی از این اقسام چهارده گانه عبارتند از: اختلاف در تذکیر و تانیث، اختلاف در ریشه افعال ثلاثی مجرد، اختلاف در اوزان افعال ثلاثی مزید، اختلاف در اوزان اسامی مختلف، اختلاف در ثلاثی مجرد یا ثلاثی مزیدبودن برخی افعال. این اختلافات را در قرایت قراء ده گانه بررسی خواهیم نمود و از این جهت، پژوهش حاضر را می توان پژوهشی جامع تلقی نمود؛ چراکه صرفا به قراء سبعه اکتفا نکرده است. روش پژوهش حاضر به صورت کتابخانه ای و بنیادی است. تحلیل علمی و ادبی اختلاف قرایات هم در راستای تبیین اعجاز زبان شناختی قرآن است و هم عدم تحریف لفظی و معنوی قرآن را به اثبات می رساند.
    کلیدواژگان: مدارس قرائی، اختلافات زبانی، احتجاج، علم صرف
  • محمد قربانی مقدم* صفحات 59-89
    از نظر امامیه و بسیاری از اهل سنت، عبارت شریف «بسم الله الرحمن الرحیم» جزء قرآن کریم و جزء سوره حمد است؛ اما درباره جزییت این عبارت نسبت به تمامی سوره ها (غیر از سوره توبه) بین شیعه و اهل سنت اختلاف است. معروف و مشهور بین علمای شیعه این است که «بسم الله» جزء تمام سوره هاست؛ اما بسیاری از اهل سنت چنین اعتقادی ندارند. در بین علمای شیعه ابن جنید نیز معتقد است «بسم الله» تنها جزء سوره حمد است. اخیرا برخی فقهای شیعه نیز فتوا داده اند و «بسم الله الرحمن الرحیم» را جزء تمام سوره ها نمی دانند. با توجه به تاثیر آشکار این مسیله در احکام نماز و برخی عبادات دیگر که بعضا به صورت دوران بین محذورین بوده و قابل احتیاط نیست، بررسی مجدد نظر شیعه در این خصوص ضروری است. به این منظور و با روش توصیفی- تحلیلی و رویکردی انتقادی و با بررسی تمام روایاتی که ادعا شده بر جزییت بسمله در تمام سوره ها دلالت دارد و همچنین شواهد و قراین دیگر این نتیجه حاصل شد که علی رغم ادعای تواتر روایی در مورد جزییت «بسم الله»، به جز از یک یا دو روایت، نه تنها مستندی برای این ادعا وجود ندارد بلکه روایات متعددی بر عدم جزییت بسمله در غیر سوره حمد و نمل وجود دارد. اکثر روایاتی که در وسایل الشیعه در باب مربوط به این مطلب ذکر شده تنها فضیلت این آیه و ثواب آن و استحباب شروع هر کار از جمله قرایت قرآن با آن را بیان می کند. اصاله العدم و اصل عدم تکرار نیز این نظر را تایید می کند
    کلیدواژگان: بسمله، سوره های قرآن، سوره حمد، قرائت ابن جنید
  • محمدباقر فرضی* صفحات 90-117

    آموزش قرآن کریم یکی از مهم ترین اقدامات اهل بیت است که به صورت فراگیر و عمومی در جامعه اسلامی پایه گذاری نمودند. بررسی نقش اهل بیت در آموزش قرآن کریم بر مبنای نظریه علامه عسکری درباره اقراء، موضوع این مقاله است. در این مقاله با بهره گیری از روش توصیفی - تحلیلی و با استناد به منابع قرآنی، روایی و تاریخی آراء و نظرات درباره «اقراء» بررسی شده است. به نظر می رسد اهل بیت با توجه به پیوند ناگسستنی با وحی نقش های متعددی را در آموزش قرآن به مردم ایفا نمودند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که منظور از «اقراء» مصطلح از دیدگاه علامه عسکری، آموزش قرایت قرآن توام با انتقال مفاهیم و حقایق آیات قرآنی است که در طی قرون متمادی تا قرن دوازدهم این روش بین پیروان اهل بیت و محدثان شیعی برقرار بوده است. چنان که برطبق این نظریه، زمینه سازی فضای قرآنی، بهره گیری از روش های مناسب برای جذب مخاطبان قرآنی، تربیت و اعزام قاریان و مفسران به میان مردم و آموزش روش های فهم مفاهیم قرآن از جمله این اقدامات بوده است

    کلیدواژگان: اقراء، نظریه علامه عسکری در اقراء، روش آموزش قرائت، روش اهل بیت در قرائت
  • غلامعلی جزینی*، حسن رضایی هفتادر صفحات 118-147
    جیمز بلمی از مستشرقان تجدیدنظرطلب، بر این باور است که در متن قرآن اشتباهاتی رخ داده که معلول خطای کاتبان وحی است. وی در مقالاتش مبتنی بر روش «نقد متنی» به بررسی و تصحیح این خطاهای نوشتاری پرداخته است. او با استناد به وجود اختلاف در قرایت «و قیله» در آیه 88 سوره زخرف و تلاش ناموفق مفسران برای تعیین نقش نحوی آن، ادعا می کند شکل صحیح آن «و قبله» است. به زعم او مستنسخ یا مصحح به جابه جایی این آیه با آیه قبل پی برده و با اضافه نمودن این عبارت، ترتیب صحیح این دو آیه را متذکر شده است. در پژوهش حاضر با روش تحلیلی - انتقادی به بررسی دیدگاه بلمی پرداخته و ثابت می شود که نه تنها برای همه قرایات گزارش شده، ترکیب نحوی صحیح وجود دارد؛ بلکه اعمال فرضیه او، در سیاق آیات این سوره خدشه وارد می سازد. همچنین با تتبع در منابع قرایات و اختلافات رسم الخطی و بررسی احتمال ورود اضافات به متن قرآن و سرایت خطا در استنساخ، نشان داده می شود که پیشنهاد وی از استواری و اتقان لازم برخوردار نیست
    کلیدواژگان: نقد متن قرآن، جیمز بلمی، سوره زخرف، ترتیب آیات، اختلاف قرائات
  • مهشید موسی پور، محمدرضا شاهرودی*، منصور پهلوان، سعید شفیعی صفحات 148-177
    از منظر عالمان قرآن پژوه، «علم قرایات» یکی از دانش هایی است که در راستای فهم و تفسیر درست کلام الهی تدوین گشته و اهمیت به سزایی در تبیین مراد الهی دارد؛ کما اینکه شناخت قرایات مختلف می تواند نقش موثری در تاسیس و تبیین آرای تفسیری داشته باشد؛ به همین سبب، این علم از دیرباز، مورد توجه مفسران و قرآن پژوهان بوده است. تفسیر تسنیم نوشته آیت الله جوادی آملی، از جمله تفاسیری است که در آن به موضوع اختلاف قرایات و تاثیر آن در فهم آیات قرآن توجه شده است. پژوهش پیش رو با شیوه توصیفی - تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، درصدد است که رویکرد اجتهادی آیت الله جوادی آملی با پدیده اختلاف قرایات و تاثیر آن در شناخت صحیح تر مراد خداوند را تبیین نماید. در این تحقیق مبانی صدوری مولف تفسیر تسنیم نسبت به قرایات سبعه و تواتر قرایات و معیار صحت قرایات بررسی شده و با مطالعه نمونه هایی از نقد قرایات در تفسیر تسنیم، مشخص می شود که این مفسر شیعی به قرایت مشهور حفص از عاصم بسنده نکرده و با بررسی معانی حاصل از قرایات و تطبیق آنها با معیارهای صحیح تفسیری، به نقد برخی از آرای تفسیری در این زمینه پرداخته است
    کلیدواژگان: اختلاف قرائات، نقد قرائات، تفسیر تسنیم، نظریه قرایی آیت الله جوادی آملی
  • سید محمدرضا حسینی نیا*، مهدی محمودی صفحات 178-209

    قرایت علمی است که به تلفظ الفاظ قرآن کریم با همان کیفیت که از رسول خدا J نقل شده و یا تایید فرموده است به گونه ای که از نص وحی الهی حکایت کند، می پردازد. این علم یکی از لوازم تفسیری مفسران قرآن کریم است. از جمله مفسران مسلمان که به طور گسترده به بیان قرایات و اختلافات آنها در آیات مختلف پرداخته محمد بن احمد قرطبی است که از دانشمندان اهل سنت و دارای جایگاه علمی است. دستیابی به رویکرد قرطبی در مواجهه با اختلاف قرایات در تفسیر جامع لاحکام القرآن هدف اصلی این نوشتار است. اکنون این مسیله مطرح است که قرطبی در تفسیر جامع لاحکام البیان چه رویکردی در مواجهه با اختلاف قرایات دنبال می کند؟ پژوهش حاضر به منظور پاسخ به این سوال با روش تحلیلی توصیفی به بررسی متن کتاب جامع لاحکام القرآن می پردازد. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که در این تفسیر به طور گسترده به بیان، نقد و بررسی اختلاف قرایات با معیارهایی مانند: معیار سیاق، مطابقت با مصاحف، مطابقت با قواعد و شعر عرب، معیار تفسیر و حکم آیه و معیار مطابقت با آیات دیگر پرداخته است

    کلیدواژگان: اختلاف قرائات، قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ترجیح اختلاف قرائت ها
  • مصطفی فروتن تنها* صفحات 210-232
    پژوهش در زمینه نقش ملل مختلف در علوم اسلامی، به خصوص برای خود آن ملت، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. ایرانیان در طول تاریخ اسلام، خدمات علمی زیادی به علوم مختلف اسلامی از قبیل حدیث، تفسیر، ادبیات عرب و... داشته اند. این مقاله به شیوه توصیفی - تحلیلی و با جمع آوری اطلاعات به روش کتابخانه ای در پی پاسخ به این سوال است که ایرانیان چه نقشی در علم قرایت و فرازونشیب های آن در طول نه قرن نخست (از صدر اسلام تا احیاء مجدد علم قرایت توسط ابن جزری، یک ونیم قرن پس از حمله مغول) داشته اند؟ پیشینه قرایت در ایران پیش از اسلام، اولین اساتید ایرانی قرایات قرآنی، پراکندگی جغرافیایی و بوم های اساتید ایرانی قرایت، حضور ایرانیان در میان قاریان هفت گانه، واکنش های دانشمندان ایرانی به انتخاب قرایات سبعه از سوی ابن مجاهد و پایه گذاری اختیار قرایات، از مواردی هستند که در این مقاله بررسی شده اند. در نهایت می توان چنین نتیجه گرفت که اگرچه قاریان ایرانی در مراحل اولیه شکل گیری قرایات، نقش خاصی نداشته اند اما در مراحل بعدی، از جمله از نظر وجود در میان قاریان هفت گانه، و رد یا توسعه نظریه قراء سبعه، شکوفا شده و حضور فعال و ثمربخشی داشته اند. همچنین، روحیه روشنفکرانه برخی ایرانیان آنان را از جمود بر قرایت یک قاری بازمی داشت بدین ترتیب رو به گزینش و «اختیار» از میان قرایات آوردند. در نهایت، پس از حمله مغول، محافل قرایت در ایران با افول شدیدی روبه رو شد و حدود یک ونیم قرن بعد، مجددا تلاش هایی برای احیای آن آغاز شد.
    کلیدواژگان: قرائت، تاریخ قرائات، ابن جزری، قاریان ایرانی، خدمات ایران به اسلام
  • سبحان رنجبرزاده، حسین قنادی* صفحات 233-257
    قرایت قرآن از مسایل پرچالش و پردامنه علوم قرآن است که اندیشمندان مسلمان در طول تاریخ رویکردهای مختلفی در قبال آن داشته اند. از جمله آیاتی که بحث های فراوانی درباره قرایت آن صورت گرفته آیه 137 سوره انعام است. شش تن از قراء هفت گانه، آیه را به شکل واحدی قرایت کرده و تنها ابن عامر قرایت متفاوتی از آن ارایه داده است؛ قرایت وی از این آیه مخالفان و موافقانی دارد. مخالفان ابن عامر به چهار دلیل «اجتهادی بودن قرایت او»، «قبیح بودن فاصله بین مضاف و مضاف الیه»، «سیاق» و «گواهی تاریخ» قرایت او از این آیه را جایز نمی دانند. اما موافقان با استناد به دلایلی چون «تواتر قرایات سبع»، «قبیح نبودن فاصله بین مضاف و مضاف الیه»، «ظاهربودن اعراب» و «اسناد فعل بر اساس مجاز عقلی» از صحت قرایت وی دفاع می کنند. پژوهش حاضر با بررسی هر یک از دلایل موافقین و مخالفین به روش توصیفی- تحلیلی قوت قرایت مشهور و ضعف قرایت ابن عامر را نمایانده است
    کلیدواژگان: اختلاف قرائت، آیه 137 انعام، نقد و ترجیح قرائات، قراء سبع، ابن عامر
  • جنت حسین شاه*، محمد امینی تهرانی، عباس الهی صفحات 258-288
    دانش قرایت از مباحث مهم علوم قرآنی است که از نزول قرآن تاکنون برای علماء و دانشمندان شیعه و اهل سنت مورد توجه قرار گرفته است. بحث از دانش قرایات ابعاد متعددی را دارد. یکی از مهم ترین این ابعاد، بررسی مبانی تاریخی دانش قرایات از دیدگاه دانشمندان فریقین می باشد. مقاله حاضر به بررسی دیدگاه دانشمند بزرگ شیعه آیت الله علامه معرفت و دانشمند معروف اهل تسنن عبد العظیم زرقانی در حوزه ی مبانی تاریخی دانش قرایت می پردازد. نتایج مهمی که در اثر بررسی دیدگاه دو دانشمند فوق حاصل شد عبارت اند از: آیت الله علامه معرفت غیر از روایت حفص از قرایت عاصم هیچ قرایت دیگر را متواتر ندانسته و برای آن حجیت قایل نیستند. عبدالعظیم زرقانی قرایت هفت گانه را متواتر و حجت می داند. در دیدگاه آیت الله علامه معرفت جمع و تالیف قرآن به شکل کنونی، در یک زمان صورت نگرفته، بلکه به مرور زمان و به دست افراد و گروه های مختلف انجام گرفته است. ترتیب، نظم و عدد آیات در هر سوره در زمان حیات پیامبر اکرمJ و با دستور آن بزرگوار انجام شده و توقیفی است و باید آن را تعبدا پذیرفت و به همان ترتیب سوره ای را تلاوت کرد. ثبت آیات در سوره ها، چه با نظم طبیعی یا نظم دستوری، توقیفی است و با نظارت و دستور خود پیغمبر اکرمJ انجام گرفته است و باید از آن نظم پیروی نمود. اما در نظر زرقانی جمع آوری قرآن در سه مرحله دوران پیامبر J، دوران ابوبکر و دوران عثمان بود. مهم ترین عامل پیدایش قرایات از نظر آیت الله علامه معرفت اجتهاد صحابه و قراء است. اختلاف قرایات از نظر ایشان مستند به وحی نمی باشد. اما از دیدگاه رزقانی قرایات سبعه از طرف خداوند متعال بر پیامبر اکرمJ نازل شده است. بر همین اساس تفسیر این دو عالم دینی از روایت سبعه احرف متفاوت می باشد.
    کلیدواژگان: مبانی تاریخی دانش قرائت، بررسی تطبیقی، معرفت، رزقانی
  • محمدحسین محمدی، محمد یحیی اخلاقی*، محمد امینی تهرانی صفحات 289-311
    مساله اثرپذیری تفسیر از قرایات مختلف قرآن کریم از بحوث مهم در حوزه تفسیر و علوم قرآن بشمار می رود. مفسران قرآنی و علمای اسلامی با توجه به ادله و مبانی خاص خود در این موضوع، به تبیین تاثیر قرایات گوناگون بر تفسیر قرآن کریم پرداخته اند و شواهد زیادی از تاثیر قرایات مختلف در فهم و درک معانی آیات را در مطالعات قرآنی و تفاسیر ذکر کرده اند. موضوع این تحقیق بررسی قرایات در دو تفسیر جامع البیان طبری و مجمع البیان طبرسی است. هدف این تحقیق مقایسه و بررسی تطبیقی مبانی قرایات از جنبه های گونه گون قرآن کریم میان دو مفسر و دانشمند بزرگ اسلامی «طبرسی» و «طبری» در استفاده از قرایات مختلفه می باشد که پژوهشگر سعی کرده ضمن انجام بررسی دقیق بین افکار و نوشته های این دو عالم بزرگ اسلامی به این نتیجه دست یابد که میزان تاثیرپذیری تفسیر از قرایات تا چه حد بوده و ایشان از چه مبانی برخوردار بوده و به چه دلایلی در این موضوع به استدلال پرداخته اند. روش پژوهش در این مقاله توصیفی و تحلیلی بوده و با استفاده از منابع مکتوب قرآنی و تفاسیر و به صورت تطبیقی مورد بررسی قرار گرفته است. هر دو مفسر هم به قرایات شاذ توجه کرده اند و هم متواتر. در عین حال طبرسی تحت تاثیر روایات اهل سنت بوده و طبری نیز به روایات اهل بیتD و هم به روایات شیعه توجه کرده است
    کلیدواژگان: قرائات سبعه، مبانی، جامع البیان طبری، مجمع البیان طبرسی، تفسیر
  • عبدالله جبرئیلی جلودار، فرحت عباس حیدری*، عباس کریمی صفحات 312-345
    موضوع «رسم المصاحف و قواعد مصحف ها» از مباحث مهم علوم قرآنی است که نظریات گوناگون اندیشمندان بسیاری را در پی داشته است؛ هرچند برخی از ابعاد قواعد و رسم و رابطه آن با دانش‏های ذیربط تا حدی تبیین شده، اما بسیاری از اندیشه‏های اندیشمندان علوم قرآنی هنوز به طور شایسته مورد بررسی قرار نگرفته است. در این مقاله سعی شده بخشی از رسم و قواعد رسم و مصحف در صدر اسلام مورد بررسی قرار گیرد؛ از جمله موضوع رسم الخط عثمانی، پیدایش، گسترش و مشکلات عدیده ای که در خوانش آن در حوزه قرایت پژوهی داشته است توانسته چالش های جدیدی را پیش روی قرار دهد که نه تنها مبتدیان بلکه برای عالمان مسلمان و مستشرقان قرآن پژوه مباحث جدیدی را در موضوع مصاحف قرآن پدید آورده است. برخی از عالمان این گونه رسم الخط را توفیقی دانسته و اجازه بی اعتنایی به آن را مذمت می نمایند. در تحقیق کنونی با روش تحلیلی توصیفی ضمن بررسی و تحلیل نظریه توقیفی بودن رسم الخط عثمانی، مخالفت این رسم الخط با رسم الخط متداول در قرآن در شش حوزه و گستره، زیادت، حذف، همزه، بدل، فصل و وصل و بالاخره وجود آن را در نوع قرایت در برخی از کلمات قرآن، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است
    کلیدواژگان: رسم الخط، قواعد مصحف ها، رسم الخط عثمانی، اختلاف در رسم الخط
  • محمدرضا پیرچراغ*، مرتضی قاسمی حامد، بشیر سلیمی صفحات 346-374
    البرهان سید هاشم بحرانی از جمله مهم ترین تفاسیر ماثور شیعه در نیمه اول قرن یازدهم قمری است. تفسیر ماثور یا روایی از قدیمی ترین گونه های تفسیری است که برای تبیین آیات الهی شکل گرفته است. این روش، در قرن یازدهم با رواج قلمرو اخباری گری بر حوزه های علمی شیعه، به اوج خود رسید. تفسیر البرهان در زمره تفاسیر ماثور محض محسوب می شود و شامل همه سور قرآن بوده و روایات منقول از ایمه(ع) بدون اظهارنظر مولف گردآوری شده است و در آن روایاتی از معصومان(ع) در باب اختلاف قرایت، شیوه تلفظ، یا نوع نزول به چشم می خورد. دسته بندی و نقد انواع روایات اختلاف قرایت در البرهان، موضوع اصلی این پژوهش است که با روش توصیفی تحلیلی به بررسی آن پرداخته می شود. نتایج پژوهش نشان می دهد که اولا؛ انواع روایات اختلاف قرایت در البرهان شامل: تغییر در شکل ظاهری و تقدیم و تاخیر یا جابه جایی کلمات، اضافه یا کم شدن کلمه یا جمله در خلال آیات، افزودن نام ایمه در آیات، و تفسیر مزجی است. ثانیا؛ از نظر تاثیرگذاری در معنا، روایات اختلاف قرایت در البرهان در دو دسته قرایت های بی تاثیر در معنا و قرایت های موثر در معنا جای دارد. ثالثا؛ بررسی البرهان، نشان می دهد روایات تفسیر مزجی که در صدر اسلام مایه اختلاف قرایت می شده است، در این تفسیر نیز به دلیل ماهیت روایی محض بودن آن انعکاس یافته است، مانند روایات اضافه یا کم شدن کلمه یا جمله در خلال آیات، و یا روایات افزودن نام ایمه در آیات، که غالبا از نظر سندی مخدوش می باشند. رابعا؛ ذیل برخی از آیات در این تفسیر از قرایت های ضعیف استفاده شده است که این قرایت ها حکم قرآن را ندارند و قرآن کریم از هرگونه تحریفی مصون می باشد.
    کلیدواژگان: البرهان فی تفسیر القرآن، سید هاشم بحرانی، اختلاف قرائت، تفسیر ماثور، نقد قرائت
|
  • Ruhollah Najafi Pages 9-33
    One of the important events in the history of the Quran is that some of the companions of the Prophet of Islam have collected their versions of the Quran and there are many differences between their versions and the official version that was compiled by the order of the third caliph, including additions, deficiencies, conversions and displacements of the report. The purpose of this article is to find out the main factor behind the emergence of different writings of the Quran by the Companions, and in this regard and it presents the possible hypotheses. The method of this research is “inference through the best explanation”; this means that after evaluating competing hypotheses, a hypothesis with greater explanatory power is selected. The interpretation of the differences, the addressing of the differences and the different recitations of the Quran by the Prophet are hypotheses that have been put forward to explain the origin of the differences in the Companions’ Masahif, but due to the wide scope of the differences, these three hypotheses appear to lack explanatory power. On the other hand, the hypothesis of transliteration in the meaning of the verses of the Quran is consistent with numerous historical evidence and is capable of comprehensively explaining the differences between the Companions in reading and writing the Quran.
    Keywords: Meaning-based Quotation, Recitations (Qira’at) of the Quran, Quranic Masahif, Differences between the Masahif, companions
  • Amirmohammad Zahedi, Qasem Darzy *, Hassan Ahmadizadeh Pages 33-58
    Researchers of Quranic sciences have pointed out various reasons for the difference in the recitation of some Quranic words, such as the lack of codified punctuation and Arabization rules in the first centuries of Hijri. These reasons have been discussed in detail in ancient sources, especially in works titled “Hujjah al-Qira’at”. Based on these sources, the difference in recitations in the appearance or root of some words can be scientifically justified based on the rules of Arabic grammar and also according to the semantic and structural context of the verses. In this research, we have tried to divide the morphological differences of the ten famous Qurra’s into fourteen categories and then based on the ancient Qurra’ sources, we have presented various phonetic-semantic arguments about their validity. What is meant by morphological differences is the difference in the reading of words whose analysis is related to morphological science. Some of these fourteen types are differences in feminine and masculine, differences in the root of single ternary verbs, the difference in scales of additional ternary verbs, difference in scale of different nouns, and differences in pure ternary or additional ternary verbs. We will examine these differences in the recitation of the ten recitations, and from this point of view, the current research can be considered comprehensive research; because it is not enough to read only seven reciters. The present research method is library and fundamental. The scientific and literary analysis of the difference in recitations is both in line with the explanation of the linguistic miracle of the Quran and also proves the absence of verbal and spiritual distortion of the Quran.
    Keywords: Recitation Schools, Language Differences, argumentation, Morphology
  • Mohammad Ghorbanimoghadam * Pages 59-89
    According to the Imamiyyah and many Sunnis, the honorable phrase “Bismillah al-Rahman al-Rahim” is a part of the Holy Quran and a part of Surah Hamd; However, there is a difference between Shia and Sunni recitation of the details of this phrase concerning all the surahs (except Surah Towbah). It is well-known among Shia scholars that “Bismillah” is part of all surahs; but many Sunnis do not believe so. Among the Shia scholars, Ibn Junaid also believes that “Bismillah” is the only part of Surah Hamd. Recently, some Shia jurists have issued a fatwa and do not consider “Bismillah al-Rahman al-Rahim” as part of all surahs. Considering the obvious effect of this issue on the rules of prayer and some other acts of worship, which are sometimes in the form of periods between participants and cannot be taken care of, it is necessary to re-examine the opinion of Shiites in this regard. For this purpose, with a descriptive-analytical method and a critical approach, and by examining all the traditions that are claimed to indicate the detail of Bismillah in all surahs, as well as other pieces of evidence, the conclusion was reached that despite the claim of the massive reporting of narrations regarding the detail of “Bismillah” Except for one or two narrations, there is not only no documentation for this claim but there are also numerous narrations about the lack of details of Bismillah in other than Surah Hamd and Namal. Most of the hadiths mentioned in Wasail al-Shiah related to this issue only state the virtue of this verse and its reward and the desirability of starting any work including reciting the Quran with it. The originality of not-being (a’dam) and the principle of non-repetition also confirm this opinion.
    Keywords: Bismillah, Surahs of the Quran, Surah Hamd, Recitation of Ibn Junaid
  • Mohammad Bagher Farzi * Pages 90-117

    Teaching the Holy Quran is one of the most important actions of Ahl al-Bayt which they established in an inclusive and general way in the Islamic society. Examining the role of Ahl al-Bayt, the subject of this article is the teaching of the Holy Quran based on the theory of Allamah Askari about recitation. In this article, by using the descriptive-analytical method and citing Quranic, narrative and historical sources, the opinions about “Iqra” have been examined. It seems that Ahl al-Bayt, due to the unbreakable link with the revelation, played many roles in teaching the Quran to the People. The results of this research show that the meaning of the term “Iqra” from Allamah Askari’s point of view is the teaching of recitation of the Quran combined with the transfer of the concepts and facts of the Quranic verses, which during many centuries until the twelfth century. This method used among the followers of Ahl al-Bayt and the Shiite Muhaddith has been established. According to this theory, establishing the context of the Quranic space, using appropriate methods to attract Quranic audiences, training and sending reciters and commentators among the people, and teaching the methods of understanding the concepts of the Quran have been among these actions.

    Keywords: recitation, Allamah Askari’s Theory in Recitation, Method of Teaching Recitation, Method of Ahl al-Bayt in Recitation
  • Gholam Ali Jazini *, Hasan Rezaei Haftadur Pages 118-147
    James Bellamy, one of the revisionist orientalists, believes that mistakes have occurred in the text of the Quran, which is the result of the mistakes of the writers of revelation. In his articles based on the “textual criticism” method, he has examined and corrected these written errors. Citing the existence of a difference in the reading of “Wa Qilihi” in verse 88 of Surah Zukhruf and the unsuccessful attempt of commentators to determine its syntactic role, he claims that its correct form is “wa qiblahu”. According to him, the writer or editor realized the replacement of this verse with the previous verse and by adding this phrase and noting the correct order of these two verses. In the current study, Bellami’s point of view is investigated with the analytical-critical method and it is proved that not only for all the reported readings, but there is also a correct syntactic combination; rather, the application of his hypothesis the context of the verses of this surah will be damaged. Also, by tracing the sources of readings and manuscript differences and examining the possibility of additions to the text of the Quran and the spread of errors in copying, it is shown that his proposal does not have the necessary stability and mastery
    Keywords: Criticism of the Quran Text, James Bellamy, Surah Zukhruf, Order of verses, Differences in Recitations (Qira’at)
  • Mahshid Mousapoor, Mohammad Reza Shahroodi *, Mansoor Pahlevan, Saeed Shafiei Pages 148-177
    From the point of view of Quranic scholars, “The Science of Recitation” is one of the sciences that was compiled in line with the correct understanding and interpretation of the divine word and is very important in explaining the divine purpose. Moreover, the science of different recitations (Qira’at) can play an effective role in establishing and explaining interpretation opinions; for this reason, this science has long been of interest to commentators and Quran scholars. The interpretation of Tasnim written by Ayatollah Javadi Amoli is one of the interpretations in which attention is paid to the issue of different recitations (Qira’at) and their effect on understanding the verses of the Quran. The current research, with the descriptive-analytical method and using library resources, is trying to explain the ijtihadi approach of Ayatollah Javadi Amoli with the phenomenon of difference of recitations (Qira’at) and its effect on the more correct understanding of God’s will. In this research, the basis of interpretation of the author of the Tasnim commentary on the recitations (Qira’at) of Sab’ah and the massive reporting of the recitations (Qira’at) and the accuracy criteria of the recitations (Qira’at) are examined, and by studying examples of the criticism of the recitations (Qira’at) in the Tasnim commentary, it is clear that this Shiite commentator is not satisfied with the famous recitations (Qira’at) of Hafs from Asim and by examining the meanings As a result of the recitations (Qira’at) and matching them with correct interpretative criteria, he has criticized some of the interpretative opinions in this field
    Keywords: Difference of Recitations (Qira’at), Criticism of Recitations (Qira’at), Interpretation of Tasnim, Recitation (Qira’t) Theory of Ayatollah Javadi Amoli
  • Seyed Mohamad Reza Hoseininia *, Mahdi Mahdi Mahmoudi Pages 178-209

    Recitation (Qira’t) is a science that deals with the pronunciation of the words of the Holy Quran with the same quality that was narrated or confirmed by the Messenger of God (P) in such a way that it speaks of the text of divine revelation. This science is one of the interpretative tools of the commentators of the Holy Quran. Among the Muslim commentators who have widely expressed their recitations (Qira’at) and differences in various verses is Mohammad bin Ahmad Qurtubi, who is a Sunni scholar and has a scientific position. Achieving Qurtubi’s approach in facing the difference of recitations (Qira’at) in the comprehensive interpretation of the Quranic rules is the main goal of this article. Now, this issue is raised, what approach does Qurtubi follow in the mentioned book in facing the difference of recitations (Qira’at)? To answer this question, the present study examines the text of the book with a descriptive-analytical method. The findings of the current research show that in this commentary, he has extensively expressed, criticized and investigated the differences in recitations (Qira’at) with criteria such as the criterion of context, conformity with the Musahif, conformity with Arabic rules and poetry, the criterion of interpretation and ruling of the verse, and the criterion of conformity with other verses

    Keywords: Difference of Recitations (Qira’at), Qurtubi, al-Jami’ li Akham al-Quran, Preference of Different Recitations (Qira’at)
  • Mostafa Foroutan Tanha * Pages 210-232
    Research on the role of different nations in Islamic sciences is of special importance, especially for that nation itself. Throughout the history of Islam, Iranians have provided many scientific services to various Islamic sciences such as Hadith, Tafsir, Arabic literature, etc. This article with the descriptive-analytical method and by collecting information by library method, seeks to answer the question of what role Iranians played in the science of recitation (Qira’t) and its ups and downs during the First nine centuries (from the beginning of Islam to the revival of the science of recitation (Qira’t) by Ibn Jazari, a century and a half after the Mongol attack)? The history of recitation (Qira’t) in Iran before Islam, the first Iranian teachers of Quranic recitations (Qira’at), the geographical distribution and canvases of Iranian recitation (Qira’t) masters, the presence of Iranians among the seven reciters, the reactions of Iranian scholars to the choice of the seven reciters by Ibn Mujahid and the foundation of the authority of recitations (Qira’at), are some of the issues that are discussed in this the article has been reviewed. Finally, it can be concluded that although Iranian reciters did not have a special role in the early stages of the formation of recitations (Qira’at), in the later stages, including in terms of existence among the seven reciters, and the rejection or development of the theory of seven reciters, they flourished and their active and fruitful presence can’t be ignored. Also, the intellectual spirit of some Iranians prevented them from sticking to the recitation (Qira’t) of a single reciter, thus they started to select and “choice” among the recitations. Finally, after the Mongol invasion, recitation (Qira’t) circles in Iran faced a severe decline, and about a century and a half later, efforts to revive it began again
    Keywords: Recitation (Qira’t), History of Recitations (Qira’at), Ibn Jazari, Iranian Reciters, Iran’s Services to Islam
  • Sobhan Ranjbarzade, Hossein Ghanadi * Pages 233-257
    Recitation (Qira’t) the Quran is one of the challenging and wide-ranging issues of the Quranic sciences that Muslim thinkers have had different approaches to it throughout history. Verse 137 of Surah An’am is one of the verses that have been discussed a lot about its recitation (Qira’t). Six of the seven reciters have recited the verse in a single form, and only Ibn Amir has presented a different recitation (Qira’t) of it. His recitation (Qira’t) of this verse has opponents and supporters. Opponents of Ibn Amir do not consider his recitation (Qira’t) of this verse permissible for four reasons: “the ijtihad of his recitation (Qira’t)”, “the ugly distance between the relative and related noun”, “the context” and “the evidence of history”. However, the supporters defend the correctness of his recitation (Qira’t) by citing reasons such as “the frequency of seven recitations (Qira’at)”, “the distance between the related and the relative noun is not ugly”, and “the appearance of I’rab” and “verb ascribing based on intellectual permission. The current research has shown the strength of the popular recitation (Qira’t) and the weakness of Ibn Amir’s recitation (Qira’t) by examining each of the reasons for the supporters and opponents in a descriptive-analytical method.
    Keywords: Difference of Recitations (Qira’at), Verse 137 of An’am, Criticism, Preference of Recitations (Qira’at), the Seven Reciters, Ibn Amir
  • Jannat Hussain Shah *, Mohammad Amini Tehrani, Abbas Elahi Pages 258-288
    The science of recitation (Qira’t) is one of the important subjects of Quranic sciences, which has been the focus by Shia and Sunni scholars since the revelation of the Quran. The discussion of recitation (Qira’t) science has many dimensions. One of the most important of these dimensions is the investigation of the historical foundations of recitation (Qira’t) science from the perspective of scholars of Two Major Islamic Sects. The present article examines the views of the great Shia scholar Ayatollah Allamah Ma’rifat and the famous Sunni scholar Abd al-Azim Zurqani in the field of the historical foundations of recitation (Qira’t) science. The important results obtained by examining the views of the above two scholars are: Ayatollah Allamah Ma’rifat did not consider any recitation (Qira’t) of Hafr’s narration from Asim recitation to be a more massive report, and does not consider it authentic. Abdul Azim Zurqani considers the seven recitations to be a massive report and valid. In Ayatollah Allamah Ma’rifat’s view, the collection and compilation of the Quran in its current form did not take place at one time but was done over time by different people and groups. The order, setting and number of verses in each surah during the lifetime of the Holy Prophet are done by the order of the Holy Prophet and it should be accepted as worship and reciting a surah in the same way. The recording of the verses in the surahs, whether by natural order or order-based, is restricted and by the supervision and order of the Holy Prophet, it has been done and it should be followed. However, according to Zurqani, the collection of the Quran was in three stages: the era of the Prophet, the era of Abu Bakr, and the era of Uthman. According to Ayatollah Allamah Ma’rifat, the most important factor in the creation of the science of recitation (Qira’t) is the ijtihad of the companions and the reciters. According to him, the difference in recitations (Qira’at) is not based on revelation. But from Ruzqani’s point of view, the seven recitations from the Almighty God on the Holy Prophet have been revealed Based on this, the interpretation of these two religious scholars is different from the narration of Seven Letters
    Keywords: Historical Foundations of the Science of Recitation (Qira’t), comparative study, Ma’rifat, Ruzqani
  • Mohammadhossin Mohamadi, Mohammad Yahya Akhlaqi *, Mohammad Amini Tehrani Pages 289-311
    The issue of the effectiveness of interpretation of different recitations (Qira’at) of the Holy Quran is considered important research in the field of interpretation and science of the Quran. Quranic commentators and Islamic scholars have explained the effect of various recitations (Qira’at) on the interpretation of the Holy Quran according to their evidence and foundations in this matter, and they have mentioned many pieces of evidence of the effect of various recitations (Qira’at) in understanding the meanings of the verses in Quranic studies and interpretations. The subject of this research is the examination of the recitations (Qira’at) in two commentaries of Jame al-Bayan of al-Tabari and Majma’ al-Bayan of al-Tabarsi. The purpose of this research is to compare and investigate the basics of recitations (Qira’at) from various aspects of the Holy Quran between two great Islamic commentators and scholars “Tabarsi” and “Tabari” in the use of different recitations (Qira’at), which the researcher tried to do while conducting a detailed examination of the thoughts and writings of these two great scholars. Islamic scholars should conclude to what extent the effectiveness of the interpretation of recitations (Qira’at) and what foundations they have and for what reasons they argue in this matter. The research method in this article is descriptive and analytical, and it has been investigated using Quranic written sources and interpretations and comparatively. Both commentators have paid attention to the recitations (Qira’at) of Shaz and Mutawatir. At the same time, Tabari was influenced by Ahl al-Sunnah traditions and Tabarsi was influenced by Ahl al-Bayt traditions and he has paid attention to Shia traditions.
    Keywords: Recitations (Qira’at) of Seven Reciters, Basics, Al-Tabari’s Jame’ Al-Bayan, Al-Tabarsi’s Mama’ Al-Bayan, exegesis
  • Abdullah Jabraili Jolodar, Farhat Abbas Haidari *, Abbas Karimi Pages 312-345
    The subject of “Rasm al-Musaf and the rules of Masahif” is one of the important topics of Quranic sciences, which has led to various opinions of many thinkers; Although some aspects of the rules and writing and their relationship with related sciences have been explained to some extent, many of the thoughts of the thinkers of Quranic sciences have not yet been adequately investigated. In this article, an attempt has been made to examine some of the writings and rules of Masahif at the beginning of Islam; including the subject of Ottoman script, its origin, development and many problems in its recitation in the field of recitation studies carried faced new challenges, which has created new issues for not only beginners but also for Muslim scholars and Orientalists who study the Quran. Some scholars consider this type of calligraphy a success and condemn its neglect of it. In the current research, with a descriptive-analytical method, while examining and analyzing the theory of the Ottoman script being restricted, the opposition of this script with the common script in the Quran in six areas and extents, addition, elision, hamzah, alteration, separation and connection, and finally its existence in the type of recitation in some of the words of the Quran have been analyzed.
    Keywords: script, Rules of Masahif, Ottoman Script, Differences in Scripts
  • Mohammad Reza Pircheragh *, Morteza Ghasemi Hamed, Bashir Salimi Pages 346-374
    Al-Burhan by Seyyed Hashem Bahrani is one of the most important interpretations of Shia proverbs in the first half of the 11th century.The interpretation of bel-Ma’thur or narration is one of the oldest types of interpretation that was formed to explain the divine verses.This method reached its peak in the 11th century with the spread of the realm of Akhbarism over Shiite scientific fields. Al-Burhan's interpretation is considered among the purely narrative Interpretations and includes all the surahs of the Quran also the hadiths passed down from the imams (pbuh) have been compiled without the author's comments, and there are narrations from the infallibles (pbuh) regarding differences in reading, pronunciation, or the type of revelation.Categorizing and criticizing different types of narrations of differences in reading in Al-Burhan is the main topic of this research, which is investigated by descriptive-analytical method. The results of the research showed that, firstly: the types of narrations of different readings in this interpretation include changes in the appearance, and advance and delay, or shifting of words, addition or reduction of words or sentences during the verses, addition of the names of imams in the verses, and Mazji interpretations. Secondly: In terms of impact on the meaning, the narrations of difference readings in Al-Burhan are in two categories: readings that do not affect the meaning and readings that are effective in the meaning. Thirdly: The review of al-Burhan shows that the narratives of Mazji's interpretation, which was a source of disagreement in readingin the beginning of Islam, were also reflected in al-Burhan due to its purely narrative nature such as the traditions of adding or subtracting a word or sentence during the verses, or the traditions of adding the names of imams in the verses, which are often distorted from the point of view of the document and are considered among the Mazji's interpretations. Fourthly: Under some verses in this commentary, weak readings have been used, which these recitations do not have the authority of the Qur'an and the Holy Qur'an is immune from any distortion.
    Keywords: al-Burhan fi Tafsir al-Qur'an, Seyyed Hashem Bahrani, differences in reading, Tafsir bel-Ma’thur, criticism of reading