فهرست مطالب

محیط زیست جانوری - سال چهاردهم شماره 3 (پاییز 1401)

فصلنامه محیط زیست جانوری
سال چهاردهم شماره 3 (پاییز 1401)

  • تاریخ انتشار: 1401/08/01
  • تعداد عناوین: 38
|
  • رضا قاسم پور، جلیل ایمانی هرسینی*، محمد کابلی، امیر علم بیگی صفحات 1-10
    سنجاب ایرانی اخیرا در دامنه های جنوبی کوه های البرز ایران، به خصوص استان های قزوین و البرز به وفور دیده می شود. هجوم سنجاب های ایرانی سبب خسارت اقتصادی و اکولوژیک به منطقه گردیده و به یک نگرانی مهم برای عموم تبدیل شده است. تحقیق حاضر باهدف مدل سازی مطلوبیت زیستگاه سنجاب های ایرانی به عنوان یک گونه مهاجم در استان های البرز و قزوین و شناسایی مناطق مطلوب این گونه در منطقه که هنوز سنجاب ها به آنجا ورود نکرده انجام شده است. در این مطالعه به منظور مدل سازی روند پراکنش سنجاب های منطقه از نرم افزار Maxent که از مدل حداکثر آنتروپی برای مدل سازی بهره می برد استفاده گردید. متغیرهای وابسته شامل نقاط حضور گونه سنجاب ایرانی مهاجم در منطقه است و متغیر مستقل شامل 14 متغیر محیطی متشکل از متغیرهای زیستگاهی و اقلیمی تاثیرگذار بر مطلوبیت زیستگاه گونه سنجاب ایرانی است. نتایج مدل نشان می دهد که متغیر کاربری اراضی (طبقات باغات منطقه، مناطق شهری و کشاورزی)، متغیر اقلیمی دامنه میانگین دمای روزانه (Bio 2) و متغیر پوشش گیاهی (طبقات کشاورزی و باغات آبی و پوشش تاج درختان) مهم ترین متغیرهای موثر بر مطلوبیت زیستگاهی گونه سنجاب ایرانی در منطقه شناسایی شدند. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد باغات منطقه، مناطق شهری، کشاورزی و مناطق حساس اکولوژیکی مانند مناطق حفاظت شده (البرز مرکزی، باشگل، الموت) و منطقه شکار ممنوع طالقان که تاکنون سنجاب مهاجم آن جا حمله نکرده جزو زیستگاه مطلوب این گونه مهاجم قرار دارد و در معرض هجوم آینده این گونه است. لذا نیاز به اقدامات پیشگیرانه جهت جلوگیری از خسارت جبران ناپذیر اقتصادی و اکولوژیکی به گونه های بومی است.
    کلیدواژگان: گونه مهاجم، سنجاب ایرانی، مدل سازی مطلوبیت زیستگاه، مدیریت و حفاظت از تنوع زیستی
  • حسین عبداللهی، غلامرضا داشاب*، محمد رکوعی، مهدی سرگلزائی صفحات 11-18
    مطالعه حاضر به منظور مقایسه انتخاب ژنومی با اثرات ارتقاء آللی با ویرایش ژنوم بر واریانس افزایشی، پاسخ به انتخاب و ضریب هم خونی انجام گرفت. بدین منظور یک جمعیت گاو شیری در طی 10 نسل با اندازه موثر 100 فرد در جمعیت پایه شبیه سازی شدند. ساختار ژنومی شامل 3 کروموزوم با طول 100 سانتی مورگان فرض شد که بر روی هر کدام 1000 نشانگر 2 آللی با فراوانی 0/5 و 50 QTL به صورت تصادفی، دو آللی و با فراوانی برابر جانمایی شدند. اثرات نشانگری و مولفه های واریانس با روش بیز لاسو و مدل افزایشی برآورد شدند. سپس ارتقاء اللی بر روی 5 و 10 گاو نر انجام گرفت. در اولین مرحله 1  و سپس 20، 25 و 50 QTN ارتقاء داده شدند. برای برآورد اثرات افزایشی نشانگرها و مولفه های واریانس از پکیج BGLR در نرم افزار R استفاده شد. در مرحله بعد میانگین ضریب هم خونی برای GS+PAGE و GS تنها از نرم افزار PLINK استفاده شد. اثر ارتقاء آللی باعث افزایش واریانس افزایشی شد. با افزایش QTNe به میزان یک نسل، واریانس افزایشی نسبت به انتخاب ژنومی به میزان 0/139 افزایش یافت. پاسخ به انتخاب تجمعی در حالت GS+PAGE زمانی که در سناریوی 5 گاو نر و در وضعیت 1، 20، 25 و 50 QTNe به ترتیب 0/07، 0/17، 0/29 و 0/31 افزایش یافت. با افزایش تعداد QTNe میزان ضریب هم خونی نیز کمی افزایش یافت، ولی تفاوت معنی داری نداشت. ویرایش ژنوم موجب بهبود واریانس ژنتیکی جمعیت بدون افزایش هم خونی می باشد.
    کلیدواژگان: انتخاب ژنومیک، ارتقاء آللی، بیز لاسو، ویرایش ژنوم
  • مهدی حاتمی، حسین منصوری یاراحمدی*، جعفر فخرایی، عباس احمدی صفحات 19-26
    این مطالعه به منظور بررسی تاثیر استفاده از منابع اسید چرب امگا-3 و آنتی اکسیدان طی دوره فلاشینگ بر برخی فراسنجه های خونی و خصوصیات بره زایی گوسفندان داشتی انجام شد. تجربیات اخیر نشان داده است که استفاده از امگا 3 و آنتی اکسیدان ها عملکرد تولید مثل را بهبود می بخشد. در این مطالعه، 256 راس گوسفند، به طور تصادفی در 8 گروه آزمایشی و در هر گروه آزمایشی 32 راس میش مورد مطالعه قرار گرفتند. میش ها، روزانه جیره های حاوی ویتامین E (800 واحد بین المللی/ روز)، روغن ماهی (35 گرم/کیلوگرم ماده خشک) و ال-کارنیتین (500 میلی گرم/کیلوگرم ماده خشک) و یا ترکیبی از این ها را دریافت کردند. نمونه های خون برای بررسی میزان لیپوپروتیین های با دانسیته بالا، پایین، بسیار پایین، تری گلیسرید و کلسترول اخذ شد. تعداد فولیکول ها، دوقلوزایی، زنده مانی و سقط بررسی شد. غلظت سرمی لیپوپروتیین های با دانسیته پایین و لیپوپروتیین های با دانسیته بسیار پایین در تیمارهای روغن ماهی در مقایسه با دیگر تیمارها به طور معنی داری پایین تر بود (0/05>P).بیش ترین تعداد فولیکول در زمان قوچ اندازی، بیش ترین دوقلوزایی و کم ترین سقط در گروه های استفاده توام روغن ماهی و آنتی اکسیدان ها مشاهده شد (0/05>P). هم چنین کم ترین تعداد فولیکول ها، کم ترین دوقلوزایی و بیش ترین سقط در گروه روغن ماهی به تنهایی مشاهده شد (0/05>P). نتایج حاکی از این یافته ها نشان داد، ترکیبی از روغن ماهی و آنتی اکسیدان ها در جیره طی دوره فلاشینگ، برای بهبود تولید مثل در میش ها در دوره فلاشینگ توصیه می شود.
    کلیدواژگان: آنتی اکسیدان، روغن ماهی، صفات تولید مثلی، فراسنجه های خونی، فلاشینگ
  • طاهر یلچی* صفحات 27-34
    این پژوهش به منظور بررسی تاثیر تغذیه متناوب پروتیین خام جیره بر تعادل نیتروژن و افزایش وزن روزانه در بره های نر پرواری انجام شد. ایجاد نوسان در پروتیین خام جیره و تغذیه متناوب آن در فواصل زمانی یک تا چند روز یکی از راهکارهای استفاده بهینه از پروتیین خام محسوب می شود. سه جیره غذایی با پروتیین خام 14، 12 و 16 درصد اما با انرژی یکسان تنظیم شدند. از 8 راس بره نر در قفس های متابولیک به صورت طرح مربع لاتین 4×4 (چهار تیمار با 2 تکرار) استفاده شد. تیمار اول جیره ای با سطح پروتیین خام 14 درصد را به صورت ثابت دریافت می کرد. تیمارهای دوم تا چهارم جیره های با پروتیین خام 12 و 16 درصد را به ترتیب با تناوب 24، 48 و 72 ساعت دریافت می کردند. تعادل نیتروژن، مصرف خوراک، قابلیت هضم و برخی فراسنجه های شکمبه ای و خونی اندازه گیری شد. تفاوت معنی داری از نظر مصرف نیتروژن و دفع آن از طریق ادرار یا مدفوع در بین تیمارها مشاهده نشد. کم ترین نیتروژن دفع شده کل (ادرار و مدفوع) در تیمار با تناوب مصرف 48 ساعته مشاهده شد (0/031=P). نیتروژن ابقاء شده نیز در این تیمار نسبت به تیمار با تغذیه ثابت افزایش تمایل به معنی داری را نشان داد (0/055=P). تیمارهای آزمایشی از نظر مصرف ماده خشک و افزایش وزن روزانه تفاوت معنی داری نشان ندادند. بیش ترین قابلیت هضم ماده خشک در تیمار با تناوب مصرف 48 ساعته مشاهده شد (0/027=P) اما قابلیت هضم پروتیین خام و الیاف نامحلول در شوینده خنثی تفاوت معنی داری را در بین تیمارهای آزمایشی نشان ندادند. بیش ترین نیتروژن آمونیاکی شکمبه و نیتروژن اوره ای خون در تیمار با تناوب مصرف پروتیین خام 48 ساعته بود (0/05>P). نتایج نشان داد که استفاده از راهبرد تغدیه متناوب پروتیین خام در جیره بره های نر در حال رشد سبب بهبود ابقای نیتروژن و قابلیت هضم ماده خشک خوراک می شود.
    کلیدواژگان: دفع، محیط زیست، تعادل نیتروژن، گوسفند، قابلیت هضم
  • نادر پاپی*، سید جواد علیمحمدی، محسن آهنگری، رسول بابازاده صفحات 35-42

    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات تغذیه تکمیلی در زمان قوچ اندازی، اواخر آبستنی و دو ماه اول شیردهی، بر عملکرد تولید و تولیدمثلی پرورش گوسفند زل اجرا گردید. به این منظور تعداد 120 راس میش نژاد زل دو تا پنج ساله با میانگین وزن زنده 4/78±33/8 کیلوگرم و سابقه تولیدمثلی مشخص، از گله موجود در ایستگاه ملی تحقیقات گاو دومنظوره گاودشت استان مازندران، انتخاب و به دو گروه همگن تقسیم شدند. تیمارها شامل: گروه اول (تیمار شاهد)؛ میش های تغذیه شده با جیره پایه + 100 گرم کنسانتره در اواخر آبستنی و دو ماه اول شیردهی و گروه دوم (تیمار آزمایشی)؛ میش های تغذیه شده با جیره پایه + 200، 300 و 400 گرم کنسانتره به ترتیب در زمان های جفت گیری، اواخر آبستنی و دو ماه اول شیردهی، بودند. هر کدام از گروه ها به دو زیرگروه 30 راسی تقسیم شده و در دوره جفت گیری به مدت 40 روز با یک راس قوچ، در یک باکس جداگانه نگه داری شدند. نتایج نشان داد باروری ظاهری، چندزایی، توان تولیدمثلی و توان تولیدی در گروه شاهد و آزمایشی به ترتیب 85/0 و 90/0 درصد، 111/8 و 114/8 درصد، 95/0 و 103/3 درصد، 91/7 و 107/7 درصد بود. اختلاف معنی داری بین میانگین وزن میش ها بعد از زایش در گروه شاهد و آزمایشی مشاهده نشد. وزن تولد بره در گروه آزمایشی (3/4 کیلوگرم) به طور معنی داری بیش تر از گروه شاهد (3/0 کیلوگرم) بود (0/05>p)، اما وزن شیرگیری بره (به ترتیب 13/5 و 14/7 کیلوگرم در گروه آزمایشی و شاهد) به ازای هر راس میش تحت تاثیر تغذیه تکمیلی قرار نگرفت. به طورکلی می   توان نتیجه گرفت که اضافه کردن تغذیه تکمیلی به شکل کنسانتره به جیره میش در سامانه های وابسته به چرا، در زمان های قوچ  اندازی، اواخر آبستنی و دو ماه اول شیردهی، عملکرد تولید و تولیدمثلی میش را بهبود می بخشد.

    کلیدواژگان: آبستنی، تغذیه تکمیلی، شیرگیری، گوسفند زل
  • ابراهیم طالبی *، عزیز دولتخواه، رضا اسدی مقدم صفحات 43-54

    سلنیوم یک عنصر کمیاب ضروری برای بسیاری از فرایندهای فیزیولوژیکی، به ویژه برای عملکرد سیستم های ایمنی و تولید مثل، متابولیسم هورمون های تیرویید و هم چنین دفاع آنتی اکسیدانی است. این مطالعه به منظور بررسی منابع مختلف سلنیوم روی برخی از عناصر معدنی و آنتی اکسیدان های خون بره های کبوده فارس انجام گرفت. در این آزمایش از تعداد 16 راس بره نژاد کبوده فارس 4 ماهه با متوسط وزن 2±35 کیلوگرم استفاده گردید. در آغاز این پژوهش بره های مورد استفاده از ابتدا پلاک کوبی، وزن شان ثبت و تحت معاینه بالینی قرار گرفتند. تیمارهای مورد آزمایش شامل سلنیت سدیم و نانوسلنیوم به صورت خوراکی به میزان یک دهم میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن به مدت ده روز، ویتامین ای سلنیوم (به صورت تزریقی به میزان 005/ 0 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن زنده) و گروه شاهد (فاقد  سلنیوم) بودند. آب و نمک به صورت آزاد در اختیار دام ها قرار گرفت.  جیره پایه براساس احتیاج نژادی و خوراک دهی به صورت دو بار در روز (ساعات 8:00 صبح و 18:00 غروب) انجام شد. مدت  آزمایش 30 روز و نمونه گیری از خون بره ها در روزهای شروع آزمایش (صفر)، 10 و 30 روزگی به عمل آمد. غلظت عناصر آهن، مس و روی تحت تاثیر منابع مختلف سلنیوم تفاوت معنی داری را نشان داد (0/05>P). به طورکلی استفاده از منابع مختلف سلنیوم موجب کاهش غلظت آهن، مس و افزایش غلظت روی پلاسما در دوره های مختلف آزمایش شد. سلنیوم خون بره ها در طی آزمایش نیز با یکدیگر اختلاف معنی داری نشان داد (0/05>P) و میزان آن در طی آزمایش افزایش یافت. فعالیت آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز و سوپراکسیدودیسموتاز نیز تحت تاثیر منابع مختلف سلنیوم افزایش یافت (0/05>P). به طور کلی استفاده از منابع مختلف سلنیوم موجب کاهش غلظت آهن و مس سرم در دوره های اول، دوم و سوم گردید و غلظت روی نیز در دوره های مختلف آزمایش افزایش معنی داری را نشان داد. سلنیوم با افزایش بیان رسپتورهای ترانسفرین در سطح سلول های بافت ها، ورود ترانسفرین به داخل سلول را به روش اندوسیتوز با واسطه گیرنده افزایش داده و این امر موجب کاهش غلظت آهن سرم می گردد. از طرفی کاهش آهن بر ساخت سرولوپلاسمین تاثیر داشته و این پروتیین، وظیفه انتقال مس را بر عهده دارد. تغییرات مس ممکن است یک اثر غیر مستقیم بر غلظت روی سرم داشته باشد. جذب روی درسطح روده توسط مس از طریق افزایش سنتز متالوتیونین، اختلال پیدا می کند. استفاده از منابع مختلف سلنیوم سبب تامین مداوم عنصر سلنیوم و به حد مطلوب رسیدن غلظت سلنیوم پلاسما شد. افزایش سطح آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز به دلیل، ارتباط مستقیم بین غلظت سلنیوم و فعالیت گلوتاتیون پراکسیداز است. به طورکلی استفاده از سلنیوم سبب عملکرد بهینه بره ها و سلامتی آن ها را بهبود می بخشد.

    کلیدواژگان: سلنیوم، گلوتاتیون پراکسیداز، سوپراکسیدودیسموتاز، کبوده فارس
  • محمدهادی صادقی *، امیرارسلان کمالی، سید ابوطالب صادقی، عبدالمهدی کبیری فرد، محمود دشتی زاده، حسین خاج صفحات 55-62

    هدف از انجام این آزمایش بررسی اثر سطوح مختلف ضایعات کارخانه های بسته بندی خرما و سن پروار بر عملکرد و خصوصیات لاشه بره های پرواری بود. تعداد 24 راس بره نر بومی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی به روش فاکتوریل با سه سطح ضایعات کارخانه های بسته بندی خرما (0، 10 و 20 درصد جیره) و دو سن پروار (4/5 ماهه با میانگین وزن 0/92±23/03 یا 6/5 ماهه با میانگین وزن 3/61±31/66) به مدت 90 روز پروار شدند. نتایج آزمایش نشان داد که سن پروار بر افزایش وزن روزانه، خوراک مصرفی وضریب تبدیل خوراک تاثیر معنی داری داشت (0/01>P). بره های 6/5 ماهه نسبت به بره های 4/5 ماهه افزایش وزن روزانه بالاتری داشتند اما با توجه به ماده خشک مصرفی کم تر بره های 4/5 ماهه، ضریب تبدیل خوراک بره های 4/5 ماهه بهتر بود. سطوح مختلف ضایعات کارخانه های بسته بندی خرما تاثیر معنی داری بر افزایش وزن روزانه، مصرف خوراک و ضریب تبدیل خوراک نداشت. بره های 6/5 ماهه بازده لاشه بالاتری داشتند و درصد وزن اندام های داخلی آن ها نسبت به بره های 4/5 ماهه کم تر بود (0/05<P). اثر متقابل بین سن پروار و درصد استفاده از ضایعات بسته بندی خرما روی عملکرد یا خصوصیات لاشه تاثیر معنی داری نداشت. در کل مشخص شد پروار بره ‎های 4/5 ماهه نسبت به بره های با سن 6/5 ماه، با توجه به ضریب تبدیل غذایی مناسب ، بهتر بوده و ضایعات کارخانه های بسته بندی خرما می ‎تواند تا 20 درصد ماده خشک جیره در تغذیه بره ‎های پرواری استفاده شود.

    کلیدواژگان: خصوصیات لاشه، سن پروار، ضایعات کارخانه های بسته بندی خرما، عملکرد پروار
  • وحید نعمان، حسن مروتی خمسی * صفحات 63-72

    در بین بیماری های منتقله از کنه، بابزیوزیس گاو یکی از مهم ترین بیماری ها در نشخوارکنندگان جهان تلقی می شود که در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری خسارات اقتصادی قابل توجهی ایجاد می کند. این مطالعه باهدف تعیین میزان شیوع و عوامل خطر مرتبط با بابزیا بایجمینا و بابزیا بوویس در گاوهای شیری استان گیلان انجام شد. در مجموع 162 نمونه خون از طریق رگ گردن گاوهای شیری به ظاهر سالم در گاوداری های صنعتی، نیمه صنعتی و سنتی به طور تصادفی جمع آوری شد. در ابتدا DNA استخراجی از نمونه های خونی با جفت آغازگری از ژن 18SrRNA که جنس بابزیا را تکثیر می کرد، تکثیر شد. کلیه نمونه های مثبت در واکنش زنجیره پلیمراز-نیمه آشیانه ای از نظر وجودبابزیا بایجمینا و بابزیا بوویس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. آزمون کای-مربع جهت مقایسه میزان شیوع نسبت به فصل، نوع دامداری، روش تغذیه، سطح بهداشت دامداری، حضور کنه روی دام، سم پاشی در فصول گرم سال، فاصله بین دامداری ها، تراکم، نژاد، سن و جنس انجام شد. در واکنش زنجیره پلیمراز-نیمه آشیانه ای بابزیا بایجمینا و بابزیا بوویس به ترتیب در 16/7% و 21/6% نمونه ها شناسایی شدند. تجزیه وتحلیل عوامل مرتبط با عفونت بابزیا بایجمینا و بابزیا بوویسنشان داد که نوع دامداری، روش تغذیه، سم پاشی در فصول گرم سال و تراکم از عوامل خطر آلودگی در گاوهای گیلان است (0/05>P). شیوع بابزیا بایجمینا در گاوها با حضور کنه روی دام و نژاد دام ارتباط معنی داری داشت (0/05>P). این بررسی نشان داد که آلودگی  بابزیا بایجمینا و بابزیا بوویس در گاوهای گیلان گسترش دارد.

    کلیدواژگان: بابزیا بایجمینا، بابزیا بوویس، گاوهای شیری، گیلان، ملکولار اپیدمیولوژی
  • زهرا نامور، خدیجه بوستان، محمدحسین ناظم شیرازی صفحات 73-78

    یکی از مشکلات ایستگاه های تولید اسپرم و مراکز پرواری، مرگ گوساله هایی می باشد که به مراحل تولید اسپرم و عمر مفید اقتصادی نمی رسند. از جمله این نقص های ژنتیکی می توانBLAD را که یک بیماری ژنتیکی مغلوب اتوزومی است نام برد که به علت نقص در گلیکوپروتیین های سطحی لوکوسیت ها که تحت عنوان اینتگرین ها شناخته می شوند، ایجاد می گردد. تاکنون این بیماری در گاوهای نژاد هلشتاین دیده شده است. در صورت تلاقی دو ژن مغلوب یکی از حیوان نر و دیگری از ماده منجر به هموزیگوت شدن 25% فرزندان می شود. استفاده از اسپرم گاوهای نر در مراکز تلقیح مصنوعی (AI2) و نیز در انتقال جنین، احتمال شیوع چنین بیماری هایی را بالا می برد، هدف از این مطالعه شناسایی ناقلین این ژن ها بوده تا از تلاقی و شیوع این بیماری جلوگیری شود. در این بررسی جهت شناسایی بیماری BLAD در بخشی از گاوهای نر موجود در کشور، مطالعه نمونه های بیولوژیک 230 راس گاو نر موجود در ایستگاه های تولید اسپرم ایران مورد ارزیابی قرار گرفت. برای انجام این مطالعه از پرایمرهایی به طول 18 و 29 نوکلیوتید جهت تکثیر قطعه bp58 و بررسی وجود موتان مورد نظر استفاده گردید و پس از مشاهده قطعه bp58 برای وجود یا عدم وجود موتاسیون در محصول PCR از آنزیم های TaqI و HaeIII به روش RFLP به کار گرفته شد. با بررسی این تعداد نمونه، تعداد 225 راس حیوان نرمال هموزیگوت و 5 راس حیوان هتروزیگوت شناسایی گردید. با برنامه ریزی و کنترل دقیق و شناسایی الل های جهش یافته، می توان نسبت به حذف این بیماری در ایران اقدام نمود.

    کلیدواژگان: BLAD، ژن، هلشتاین
  • فرشید قاسمی کسمائی*، شادمان صفری منجق تپه صفحات 95-102
    این پژهش به منظور بررسی و مقایسهء سه نوع از مکمل های کروم، شامل: آلی، معدنی و نانو کروم بر روی بعضی از  فراسنجه های خونی و هم چنین عملکرد رشد صورت پذیرفت. از 24 بره نر نژاد مهربان (4-3 ماهه با میانگین وزن 1/78±30/85 کیلوگرم) در قالب طرح کاملا تصادفی، با استفاده از 4 تیمار (هر تیمار حاوی 6 تکرار) و به مدت 60 روز استفاده گردید. تیمارهای آزمایشی شامل: 1) تیمار شاهد (جیرهء پایه)، 2) شاهد+ 0/8 میلی گرم کروم معدنی ، 3) شاهد + 0/8 میلی گرم کروم  آلی و 4) شاهد + 0/8 میلی گرم مکمل نانوکروم بود. استفاده از کروم آلی (تیمار 3) نسبت به گروه شاهد، موجب افزایش معنی داری در وزن نهایی بره ها گردید (0/05>p). هر سه تیمار حاوی کروم، باعث افزایش وزن روزانه و کاهش ضریب تبدیل غذایی شدند. تیمار 4 نسبت به سایر تیمارها، به طور معنی   داری ظرفیت آنتی اکسیدانی کل (TAC) را کاهش داد (0/05>p). هر سه تیمار حاوی کروم، میزان آنزیم مالون دی آلدهید (MDA) وغلظت سرمی کلسترول را به طور معنی داری کاهش دادند (0/05>p) اما تاثیری بر افزایش میزان فعالیت گلوتاتیون پراکسیداز (GSH-px) نسبت به گروه شاهد نداشتند (0/05<p). تیمارهای 3 و 4 نسبت به گروه شاهد، تاثیر معنی داری بر غلظت گلوکز سرم، از خود بر جای گذاشتند (0/05>p). مکمل های آلی و نانو کروم باعث بهبود عملکرد بره ها، افزایش ظرفیت آنتی اکسیدانی تام و کاهش رادیکال های آزادگردیدند.
    کلیدواژگان: کروم، عملکرد رشد، بره پرواری
  • لیدا فرهادی، ویدا حجتی*، مهدی خاکساری، غلامحسن واعظی صفحات 103-110
    پژوهش های آزمایشی و بالینی نشان داده که قرارگرفتن در معرض الکل پس از تولد باعث التهاب در هیپوکامپ در بین سایر مناطق مغزی می شود. از طرفی دیگر مصرف الکل در طول بارداری موجب فعال سازی اکسیداتیو التهابی به همراه آپوپتیک وسیع بیماری نورودژنراتیو در نواحی مغزی خواهد شد به علاوه نقص عصبی ناشی از الکل در فرزندان با فعال شدن آبشار اکسیداتیو التهابی همراه با نیتروژن دهی گسترده و آپوپتوز در مناطق مغزی مختلف مانند هیپوکامپ می باشد. کروسین عمده ترین ماده موثره و عامل ایجاد رنگ در زعفران است که دارای اثرات آنتی اکسیدانی، ضد التهابی و ضد آپوپتیک است و می تواند از اعصاب محافظت کند. این تحقیق با هدف بررسی اثر تجویز کروسین بر اختلالات حافظه و مرگ سلولی نکروز ناحیه هیپوکامپ مدل سندرم جنین الکلی انجام شد. تعداد 72 سر نوزاد نر موش صحرایی نر روز دوم پس از تولد، به شکل تصادفی به شش گروه (12 سر در هر گروه) شامل کنترل، گروه شم، گروه اتانول و گروه های اتانول+تیمار با کروسین)دوزهای 15، 30 و  45 میلی گرم بر کیلوگرم) تقسیم شدند. از روز دوم تا دهم تولد، اتانول را با دوز 5/25 گرم بر کیلوگرم محلول در شیرخشک که به دو دوز 2/62 گرم بر کیلوگرم تقسیم شده بود، دو بار در روز و به فاصله دو ساعت با روش گاواژ دریافت نمودند. با استفاده از روش آزمون شییی جدی، حافظه وابسته به هیپوکامپ و یادگیری فاصله ای در 36 روز پس از تولد ارزیابی گردید. هم چنین از رنگ آمیزی نیسل برای ارزیابی مرگ سلولی استفاده شد. نتایج مطالعه حاضر بیان نمود که تجویز کروسین به شکل معنی داری نقص شناختی ناشی از اتانول را کاهش داد (0/01>p). هم چنین با تجویز کروسین مرگ سلولی نکروتیک القاء شده به واسطه اتانول به شکل معنی داری کاهش یافت (0/01>p). بر اساس اثرات حفاظتی کروسین در مقابل سمیت نورونی ناشی از اتانول در مدل سندرم جنین الکلی، این ماده می تواند به عنوان یک درمان بالقوه برای عوارض ناشی از اتانول در دوران تکوین مطرح باشد.
    کلیدواژگان: کروسین، الکل، حافظه، آپوپتوز، نکروز
  • فرشید رحمتی، حشمت الله خسروی نیا*، بابک ماسوری، مریم میردریکوندی صفحات 111-118
    این آزمایش به منظور بررسی تاثیر باکتریوفاژهای ضد اشریشیا کلی بر عملکرد تولیدی، خصوصیات لاشه و برخی فراسنجه های خونی در جوجه های گوشتی اجرا شد. این مطالعه با استفاده از 168 قطعه جوجه یک روزه سویه راس برای بررسی تاثیر هفت تیمار در شش تکرار و هر تکرار شامل چهار قطعه جوجه اجرا گردید. تیمارهای آزمایشی شامل تلقیح دهانی یک میلی لیتر از باکتریوفاژ TMU1، TMU2، مخلوط آن ها، تزریق عضلانی یک میلی لیتر از باکتریوفاژ TMU1، تزریق عضلانی 0/5 میلی لیتر باکتریوفاژ TMU2، تزریق عضلانی 0/5 میلی لیتر مخلوط باکتریوفاژها  TMU1 و TMU2 و گروه شاهد دریافت کننده گاواژ و تزریق محیط کشت بدون باکتریوفاژ بود. غلظت کلسیم سرم خون در جوجه های تزریق شده با باکتریوفاژ TMU1 و مخلوط باکتریوفاژها بیش تر از جوجه های گاواژ شده با مخلوط باکتریوفاژ بود. میانگین غلظت اسیدهای چرب آزاد در خون جوجه های گاواژ شده با باکتریوفاژ TMU1 بیش تر از جوجه های تزریق شده با باکتریوفاژ TMU2 بود. میانگین غلظت لیپوپروتیین های با دانسیته بالا، در جوجه های تزریق شده با مخلوط دو نوع باکتریوفاژ بیش تر از جوجه های تغذیه شده با گاواژ مخلوط باکتریوفاژها بود. فعالیت آنزیم کبدی آسپارتات آمینو ترانسفراز در جوجه های تزریق شده با باکتریوفاژ TMU2 23/90 درصد کم تر از پرندگان شاهد بود. نتیجه گیری شد که تلقیح دهانی و تزریق عضلانی باکتریوفاژهای ضد اشریشیا کلی بیماریزا به پرنده سالم تاثیری بر عملکرد رشد و وزن اجزای لاشه جوجه گوشتی نداشت ولی برخی فراسنجه های خون را احتمالا در راستای سلامت پرنده تغییر داد.
    کلیدواژگان: جوجه گوشتی، باکتریوفاژ، اشریشیا کلی، عملکرد تولیدی، کبد، لاشه
  • قدرت سالکی، ابراهیم بابااحمدی*، شهناز یوسفی زاده، نعمت الله شاکرمی صفحات 119-126
    امروزه با توجه به افزایش جمعیت و به دلیل ارزان و سالم بودن گوشت سفید و تخم مرغ، صنعت تولید این محصولات در حال گسترش روزافزون می باشد. در صنعت پرورش مرغ تخم گذار وگوشتی، مطالعه دستگاه ایمنی، جهت بررسی میزان آمادگی بدن در مقابله با بیماری ها مورد توجه است. در این مطالعه جهت ارزیابی سیستم ایمنی، چهارده قطعه مرغ تخم گذار بومی، هفت قطعه با سن 5 هفته و هفت قطعه با سن 50 هفته بررسی شد. در پایان دوره، پس از خونگیری، بررسی ماکروسکوپی اندام های لنفاوی تیموس، بورس فابریسیوس و طحال انجام شدند. سپس پارامترهای خونی، وزن اندام لنفاوی نسبت به وزن مرغ، اندازه گیری قطر فولیکول های لنفاوی، شمارش تعداد فولیکول ها ارزیابی شدند.فراوان ترین سلول ها در پرندگان، گلبول های قرمز بودند. اندازه گیری طول و عرض سلول خونی با استاندارد آن تفاوتی نداشت. اندام های لنفاوی بورس فابریسیوس، تیموس و طحال از نظر بافت شناسی عاری از هر نوع ضایعه ای بودند. اندازه گیری قطر فولیکول های لنفاوی، شمارش میکروسکوپی تعداد فولیکول ها با نمونه های گزارش شده، تفاوتی نداشتند. ضریب همبستگی بین وزن زنده مرغ و وزن اندام های لنفاوی بین هر یک از گروه ها تداخلی ایجاد نکردند. پارامترهای مورد بررسی می تواند شاخصی از سلامتی پرنده باشدکه نشان دهنده قدرت احتمالی پاسخ ایمنی در برابر عفونت های رایج در مزرعه یا محیط آزاد زندگی پرندگان است.
    کلیدواژگان: بافت لنفاوی، بافت شناسی، سیستم ایمنی، گسترش خونی، مرغ تخم گذار بومی
  • هادی شعبانی، فروغ طلازاده*، غلامعباس کایدانی، مسعودرضا صیفی آبادشاپوری صفحات 127-132
    سندرم بیماری کبوتران جوان (YPDS) اختلالی است که منجر به تلفات در  کبوتران خانگی و زینتی به خصوص بعد از مسابقه می شود. معمولا کبوتران جوان کم تر از یک سال تحت تاثیر قرار می گیرند و علایم غیراختصاصی مانند بی اشتهایی، اسهال و تجمع آب و غذا در چینه دان را نشان می دهد. اخیرا سیرکوویروس کبوتر (PiCV) به عنوان یکی از عوامل بالقوه در ایجاد سندرم بیماری کبوتران جوان (YPDS) در نظر گرفته می شود. در این مطالعه که برای اولین بار در  استان خوزستان  انجام شد، 16 نمونه کبدی از 16 قطعه کبوتر تلف شده در سطح شهر اهواز، جمع آوری شد. علایم بالینی پرندگان بیمار در گله  شامل بی حالی، بی اشتهایی، کاهش وزن همراه با اسهال آبکی سبز و زرد رنگ بود. میکروتیوب های حاوی نمونه های کبدی به صورت جداگانه به آزمایشگاه ارسال شد.  DNA نمونه ها، جهت تست PCR استخراج شد. جهت شناسایی سیرکوویروس های کبوتری از آزمون nested-PCR استفاده شد. نتایج این تحقیق نشان داد که در 10 نمونه کبدی کبوتران تلف شده (62/5 درصد)، سیرکوویروس ردیابی شد که این مطالعه، اولین ردیابی مولکولی PiCV در  نمونه های کبدی کبوتران تلف شده در اهواز می باشد. با توجه به آلودگی کبوتران شهر اهواز به PiCV، این موضوع باید در هنگام معاینات بالینی کبوترانی که دارای علایمی مانند مرگ ناگهانی، استفراغ، اسهال آبکی حاد و کاهش وزن هستند، مورد توجه قرار گیرد تا از بیماری های مشابه تشخیص تفریقی داده شود و درمان های حمایتی لازم اعمال گردد و از درمان های غیر سودمند پیشگیری به عمل آید.
    کلیدواژگان: سیرکووویروس، کبوتر، نمونه کبدی، اهواز، PCR
  • علی نوبخت* صفحات 133-138
    در این آزمایش اثرات سطوح مختلف برگ سبز مو بر عملکرد و فراسنجه های خونی مرغ های تخم گذار مورد ارزیابی قرار گرفت. تعداد 192 قطعه مرغ تخم گذار از سن 65 تا 77 هفتگی در قالب طرح کاملا تصادفی با 4 تیمار و 4 تکرار (هر تکرار دارای 12 قطعه مرغ) مورد استفاده قرار گرفتند. جیره های آزمایشی عبارت بودند از: 1) تیمار شاهد و جیره های حاوی 1/5، 3 و 4/5 درصد برگ سبز مو. استفاده از برگ سبز مو خشک شده در جیره ها دارای اثرات معنی دار بر عملکرد، صفات کیفی تخم مرغ و فراسنجه های خونی مرغ ها بود (0/05>P). بالاترین درصد تولید تخم مرغ، بیش ترین مقدار تولید توده ای تخم مرغ و خوراک مصرفی، بهترین ضریب تبدیل خوراک، کم ترین هزینه خوراک به ازای هر کیلوگرم تخم مرغ تولیدی و کم ترین مقدار اسید اوریک خون با استفاده از 3 درصد برگ سبز مو در جیره ها مشاهده شد. استفاده از 4/5% برگ سبز مو باعث بهبود اکثر صفات کیفی تخم مرغ ها شد. هر چند که ضخامت پوسته تخم مرغ ها را کاهش داد. با استفاده از برگ سبز مو، تعداد گلبول های سفید خون نسبت به شاهد افزایش یافت. به طور کلی می توان اظهار داشت که در مرغ های تخم گذار استفاده از 3 درصد برگ سبز مو خشک شده در جیره موجب بهبود عملکرد و صفات کیفی تخم مرغ و کاهش  هزینه خوراک می شود.
    کلیدواژگان: برگ سبز مو، عملکرد، صفات تخم مرغ، مرغ تخم گذار، متابولیت های خون
  • علی فاطمی، بابک ماسوری *، بهمن پریزادیان صفحات 139-146

    هدف از آزمایش حاضر بررسی تاثیر ویتامین E و اسانس نعناع فلفلی بر وزن بدن، وزن کیسه زرده، ظرفیت آنتی ‎اکسیدانی سرم و فرآسنجه های بیوشیمیایی خون در جوجه های گوشتی تحت تنش حمل و نقل در زمان های یک، چهار و هشت ساعت بود. آزمایش به صورت آرایش فاکتوریل 3×4 در قالب طرح کاملا تصادفی با استفاده از 12 تیمار، چهار تکرار و ده قطعه جوجه در هر تکرار انجام شد. فاکتور اول افزودنی (گروه اول: شاهد مثبت بدون افزودنی، گروه دوم: شاهد منفی با استفاده از روغن زیتون، گروه سوم: ویتامین E به مقدار 0/6 میلی ‎گرم برای هر جوجه و گروه چهارم تغذیه با اسانس نعناع فلفلی به مقدار 0/5 میلی ‎گرم برای هر جوجه) و فاکتور دوم مدت زمان انتقال در سه بازه زمانی یک، چهار و هشت ساعت بود. نتایج آزمایش نشان داد که استفاده از ویتامین E و اسانس نعناع فلفلی تاثیر معنی داری بر کاهش وزن بدن جوجه های تحت تنش حمل و نقل نداشت. اما استفاده از ویتامین E باعث کاهش وزن کیسه زرده در مقایسه با تیمار شاهد مثبت گردید (0/05>P). زمان‏ های انتقال 1، 4 و 8 ساعت تاثیر معنی‏ داری بر کاهش وزن بدن و کیسه زرده در جوجه‏ های گوشتی نداشت. تاثیر ویتامین E و اسانس نعناع فلفلی بر مقدار کلسترول، HDL و LDL معنی‏ دار نبود. سطح تری‏ گلیسرید خون تفاوت معنی‏ داری بین تیمارها نشان داد (0/05>P). کم ترین مقدار تری‏ گلیسرید سرم در جوجه‏ های گروه شاهد مثبت و نعناع فلفلی دیده شد. میزان تری‏ گلیسرید سرم تفاوت معنی داری بین زمان ‏های انتقال نشان داد (0/05>P). بیش ترین مقدار تری‏ گلیسرید در یک ساعت اول انتقال و کم ترین میزان تری گلیسرید هشت ساعت پس از زمان انتقال مشاهده گردید. سطح گلوکز سرم به طور معنی داری تحت تاثیر تیمار زمان انتقال قرار گرفت (0/05>P). بیش ترین سطح گلوکز خون یک ساعت پس از انتقال و کم ترین آن در ساعت چهار مشاهده شد. تاثیر نوع افزودنی بر مقدار پروتیین تام سرم، مقدار مالون دی ‏آلدیید و ظرفیت آنتی ‏اکسیدانی معنی‏ دار نبود. ویتامین E و اسانس نعناع فلفلی تاثیر معنی ‏داری بر فعالیت هورمون‏ های T3 و T4 نداشتند. با توجه به نتایج تحقیق حاضر استفاده از ویتامین E  و اسانس نعناع فلفلی تاثیر چندانی در بهبود وضعیت آنتی اکسیدانی و کاهش تنش حمل و نقل جوجه ها نداشت.

    کلیدواژگان: جوجه گوشتی، حمل و نقل، نعناع فلفلی و ویتامین E
  • معصومه خوردی، بهمن پریزادیان*، حشمت الله خسروی نیا صفحات 147-154
    در تحقیق حاضر اثر گرسنگی قبل از کشتار و اسانس نعناع فلفلی به صورت گاواژ بر شاخص های ایمنی و وضعیت آنتی ‎اکسیدانی جوجه های گوشتی مورد ارزیابی قرار گرفت. جهت انجام آزمایش تعداد 320 قطعه جوجه گوشتی سویه راس 308 در سن 42 روزگی انتخاب و برای بررسی اثرات هشت تیمار آزمایشی متشکل از دو سطح اسانس نعناع فلفلی (صفر و 200 میلی گرم به صورت گاواژ) و چهار زمان گرسنگی قبل از کشتار (صفر، چهار، هشت و 12 ساعت) در چهار تکرار و ده پرنده در هر تکرار در قالب طرح کامل تصادفی و به صورت آرایش فاکتوریل 4×2 مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که اسانس نعناع فلفلی و مدت زمان گرسنگی قبل از کشتار تاثیر معنی داری بر کاهش وزن جوجه های گوشتی نداشت. بیش ترین جذب آب در لاشه جوجه های گوشتی پس از 12 ساعت گرسنگی حاصل شد (0/05>P). گرسنگی قبل از کشتار تاثیر معنی داری بر وزن لاشه گرم و سرد نداشت. استفاده از اسانس نعناع فلفلی باعث کاهش معنی دار وزن لاشه گرم و سرد شد (0/05>P). در بین تیمارهای مختلف از نظر شمارش تفریقی گلبول های سفید اختلاف معنی داری مشاهده نشد. تاثیر اسانس نعناع فلفلی و مدت زمان گرسنگی قبل از کشتار بر مقدار مالون دی آلدیید و ظرفیت آنتی اکسیدان سرم معنی دار نبود. به طور کلی یافته های آزمایش نشان داد که اسانس نعناع فلفلی تاثیر معنی داری بر پارامترهای ایمنی و آنتی اکسیدانی جوجه های گوشتی که در معرض گرسنگی قبل از کشتار هستند، ندارد.
    کلیدواژگان: اسانس نعناع فلفلی، جوجه گوشتی، کشتار، گرسنگی
  • علی ترک، علی خطیب جو *، محمد اکبری قرایی، کامران طاهرپور، مهدی سلطانی صفحات 155-162

    اسانس گیاهان دارویی به واسطه دارا بودن فعالیت ضدمیکروبی و آنتی اکسیدانی به منظور ایجاد شرایط مناسب روده و بهبود هضم خوراک به عنوان جایگزین آنتی بیوتیک ها به جیره طیور اضافه می شوند. بدین منظور، در آزمایش حاضر تاثیر غلظت های مختلف اسانس هیدروالکلی گیاه دارویی شاه اسپرم در مقایسه با ویتامین های E و C و آنتی بیوتیک بر عملکرد، ایمنی سلولی و همورال جوجه های گوشتی سویه راس-308 مورد بررسی قرار گرفت. تعداد 300 قطعه جوجه گوشتی (مخلوط مساوی جنس نر و ماده) در قالب طرح کاملا تصادفی به 6 تیمار، 5 تکرار و 10 قطعه جوجه در هر تکرار اختصاص داده شدند. جیره های آزمایشی عبارت بودند از: 1) جیره پایه (شاهد)، 2 و 3) به ترتیب جیره پایه + 200 و 400 میلی گرم در کیلوگرم اسانس هیدروالکلی گیاه دارویی شاه اسپرم، 4) جیره پایه + 200 میلی گرم در کیلوگرم ویتامین E، 5) جیره پایه + 200 میلی گرم در کیلوگرم ویتامین C و 6) جیره پایه + 200 میلی گرم در کیلوگرم آنتی بیوتیک ویرجینیامایسین. افزودنی ها از 1 تا 42 روزگی به جیره جوجه ها اضافه شدند. جیره های آزمایشی بر عملکرد کل دوره (مقادیر خوراک مصرفی، افزایش وزن، ضریب تبدیل خوراک و شاخص بازدهی تولید اروپایی)، عیار آنتی بادی علیه ویروس نیوکاسل و آنفولانزا، ایمنوگلوبولین اولیه و ثانویه علیه آنتی ژن گلبول قرمز خون گوسفندی تاثیر نداشتند (0/05<P). تیمارهای آزمایشی بر شاخص ضخامت پرده پا در پاسخ به فیتوهماگلوتینین در 4 و 24 ساعت پس از تزریق تاثیر نداشتند اما در مقایسه با گروه شاهد، شاخص ضخامت پای جوجه های دریافت کننده جیره دارای 200 و 400 میلی گرم اسانس شاه اسپرم در 48 ساعت پس از تزریق بالاتر بود ولی بین گروه شاهد با گروه دریافت کننده آنتی بیوتیک و ویتامین های E و C تفاوت معنی داری مشاهده نشد و در مقایسه با گروه شاهد، جوجه های دریافت کننده جیره دارای 200 میلی گرم اسانس و ویتامین های E و C، درصد لنفوسیت بالاتر و درصد هتروفیل و نسبت هتروفیل به لنفوسیت پایین تری بودند. اگرچه ویتامین های E و C و اسانس شاه اسپرم بر ایمنی سلولی تاثیرگذار بودند، اما یافته های این تحقیق نشان داد که به دلیل عدم تاثیر بر عملکرد طیور، افزودن آن ها در شرایط این آزمایش به جیره طیور به لحاظ اقتصادی قابل توصیه نیست.

    کلیدواژگان: اسانس هیدروالکلی، پاسخ ایمنی، جوجه گوشتی، عملکرد
  • شیرین آقا نجفی * صفحات 187-192

    در این تحقبق، مناطق لانه گذاری دارکوب سوری (Dendrocopus syriacus) در عرصه های طبیعی شهرستان نایین، جهت بررسی انتخاب گردید. کار یافتن لانه های این پرنده در منطقه با استفاده از یک تیم چند نفره در بهار 1398 و با استقرار ترانسکت های تصادفی به طول 2000 متر بروی نقشه و استقرار آن در منطقه در طی انجام عملیات میدانی انجام گرفت. تعداد 65  لانه این پرنده برروی درختان شناسایی گردید و مختصات لانه ها با کمک GPS ثبت گردید. در ابتدا ارتفاع و قطر دهانه لانه ها اندازه گیری شد. سپس متغیرهای زیستگاهی در اطراف لانه شامل نوع، ارتفاع و قطر گونه های گیاهی به تفکیک هر گونه، فاصله لانه تا نزدیک ترین منبع آبی و جاده محاسبه گردید. به تعداد لانه ها، 65 نقطه عدم حضور نیز شناسایی گردید و بعد از ثبت مختصات، متغیرهای فوق در آن ها هم اندازه گیری شدند. براساس مشاهدات، 75/38 درصد از آشیانه های دارکوب سوری در شهرستان نایین بروی درخت توت (Morus alba) قرار گرفته است. نتایج آزمون t نشان داد که اختلاف معنی داری از لحاظ برخی متغیرهای زیستگاهی بین مناطق حضور و عدم حضور از لحاظ آشیانه های دارکوب سوری وجود دارد. فاصله متوسط لانه ها تا نزدیک ترین منبع آبی در مناطق حضور به طور معنی داری کم تر از مناطق عدم حضور بود (0/05>p). جهت حفاظت از جمعیت دارکوب سوری حفظ درختان توت و جلوگیری از تخریب زیستگاه در کنار حفظ و  ایجاد منابع آبی جدیدتر، الزامی به نظر می رسد.

    کلیدواژگان: دارکوب سوری، انتخاب زیستگاه، شهرستان نایین، حفاظت
  • اصغر مبارکی، اسکندر رستگار پویانی *، حاجی قلی کمی، نعمت الله خراسانی صفحات 193-202

    خانواده لاک پشت های دریایی به عنوان گونه های به شدت مهاجر و در معرض تهدید جهانی فواصل زیادی را مابین زیستگاه های لانه سازی و تغذیه ای طی می کنند. بخش های شمالی خلیج فارس و دریای عمان دربرگیرنده زیستگاه های قابل توجه تغذیه ای برای جمعیت های عمدتا گونه لاک پشت سبز (Chelonia mydas) است. این مطالعه برای اولین بار در کشور و به منظور بررسی این جمعیت ها و شناسایی زیستگاه های تغذیه ای این گونه انجام گرفت. تعداد 139 لاک پشت از زیستگاه های مختلف زنده گیری و ضمن بررسی ویژگی های ریخت شناسی با انجام نمونه برداری ساختار ژنتیکی آن ها نیز با استفاده از ژن ناحیه کنترلی (D-loop) موردمطالعه قرار گرفت. بر اساس نتایج، اندازه لاک پشت ها حاکی از حضور لاک پشت های عمدتا جوان در منطقه بود. توالی ژن مورد استفاده به طول 694 جفت باز و تجزیه و تحلیل آن ها با استفاده از 70 فرد پس از مرتب سازی و اصلاح های مورد نیاز انجام شد و تعداد 17 هاپلوتایپ به طور مشخص شناسایی شد که 13 مورد آن به عنوان هاپلوتایپ جدید ثبت شدند. هر چند درخت های رسم شده با استفاده از روش های مختلف دو گروه مجزا را نشان می داد اما هر دو گروه دارای ترکیبی از هاپلوتایپ های شناسایی شده بودند. تنوع هاپلوتایپی و نوکلیوتیدی برای کل داده ها به ترتیب 0/8977 و 0/0149 محاسبه گردید که حاکی از میزان تنوع هاپلوتایپی بالا است. این میزان تنوع و نیز تعداد هاپلوتایپ های جدید نشان دهنده اهمیت زیستگاهی منطقه خلیج فارس و دریای عمان به عنوان منطقه تلاقی جمعیت های بخش غربی و شرقی این گونه است. عوامل تهدید کننده متعدد به ویژه تغییر و تبدیل زیستگاه ها و نیز مرگ و میر ناشی از صید جانبی در فعالیت های صیادی آسیب قابل توجهی را به گونه وارد می سازد.

    کلیدواژگان: حفاظت، ژنتیک، جمعیت ها، لاک پشت سبز، خلیج فارس
  • آرش جولاده رودبار *، علی نزل آبادی، درسا چراغی، نگار حسین رحیمی صفحات 213-218

    تالاب  ها اکوسیستم های مولد و از منظر بیولوژیکی متنوعی هستند که باعث افزایش کیفیت آب، کنترل فرسایش خاک، حفظ جریان نهرها و جذب کربن می شوند. همواره شناسایی فون ماهیان تالاب ها دارای اهمیت فراوان هستند، زیرا در مطالعات مختلفی برآورد گردیده که بقای 60 الی 90 درصد ماهیان اقتصادی به اکوسیستم های تالابی است. به منظور بررسی و شناسایی ماهیان تالاب سراب ماران در استان کرمانشاه نمونه برداری از ماهیان این تالاب در بین سال های 1397 الی 1400 با دستگاه الکتروفیشر صورت گرفت سپس نمونه های صید شده به وسیله کلید شناسایی هر خانواده شناسایی شدند. پنج خانواده، نه جنس و 11 گونه از ماهیان در این تالاب شناسایی شد. خانواده Cyprinidae با چهار گونه، Nemacheilidae با سه گونه، Leuciscidae با دو گونه و خانواده  های Cobitidae و Poeciliidae هر کدام دارای با یک گونه در تالاب حضور داشتند. از 11 گونه شناسایی شده، شش گونه برای ایران بومی  ویژه بودند. با توجه به بومزادی بالا و منحصربه فرد ماهیان در این تالاب، به جهت حفاظت از ماهیان آن پیشنهاد گردید احداث مزرعه پرورش ماهیان سردآبی در محل این تالاب متوقف گردد.

    کلیدواژگان: تنوع زیستی، اکوسیستم، کپورماهیان، بومی، کرمانشاه
  • فهیمه طلابیان *، مرتضی کمالی صفحات 219-228

    مطالعه حاضر با هدف ارزیابی فاکتورهای بیوشیمیایی خون و آسیب های بافتی آبشش و کبد بچه ماهیان قزل آلای رنگین کمان در مواجهه 14 روزه با استامینوفن بود. به این منظور تعداد 300 قطعه بچه ماهی قزل آلای رنگین کمان با میانگین وزنی (2/5±12/52) تهیه و تیمارهای آزمایش شامل 5 تیمار و 3 تکرار طراحی گردید. افزایش معنی داری در فعالیت آنزیم لیزوزیم و کمپلمان (ACH50) سرم خون در بچه ماهیان طی مواجهه با استامینوفن مشاهده شد. میزان کورتیزول و گلوکز نیز کاهش معنی داری در میزان این شاخص ها نشان داد به طوری که بیش ترین میزان کورتیزول و گلوکز اندازه گیری شده در گروه شاهد و کم ترین میزان آن نیز در تیمار 5، مشاهده و ثبت گردید. نتایج حاصل از بررسی آسیب های بافتی نشان می داد در بافت آبششی خمیدگی و چماقی شکل شدن راس تیغه ثانویه آبشش از اثرات غلظت کم (0/01 میلی گرم در لیتر) استامینوفن بود. در غلظت متوسط (0/1 و 1) میلی گرم در لیتر هایپرپلازی، هایپرتروفی، چماقی شکل شدن راس تیغه ثانویه آبشش و جوش خوردگی تیغه ثانویه مشاهده شد. در بررسی بافت کبد شدیدترین ضایعات بافت کبد در ماهیان قرار گرفته در معرض 10 میلی گرم در لیتر استامینوفن مشاهده شد. وجود استامینوفن سبب بروز آسیب به بافت آبشش و کبد در بچه ماهیان قزل آلای رنگین کمان شده بود با این حال سبب افزایش شاخص های ایمنی خون مانند لیزوزیم و کمپلمان (ACH50) شده و هم چنین سبب کاهش معنی دار کورتیزول شده بود که نشان دهنده کاهش سطح استرس در ماهیان مواجه شده با سطوح مختلف استامینوفن بود.

    کلیدواژگان: ایمنی، استامینوفن، کمپلمان، لیزوزیم، کورتیزول، قزل آلای رنگین کمان
  • محمد درویشی *، سیامک بهزادی، حسین رامشی، بهنام دقوقی، سجاد پورمظفر، محمد مومنی، علی سالارپوری، غلامعلی اکبرزاده چماچایی صفحات 229-234

    این پژوهش به منظور بهینه سازی چشمه تور گوشگیر صید ماهی یال اسبی در استان هرمزگان به مرحله اجرا درآمد. ابتدا روابط خطی بین طول کل با قسمت های مختلف بدن ماهی یال اسبی سربزرگ به دست آمدند. جهت بررسی کارایی و تعیین اندازه چشمه مناسب تورگوشگیر رده بندی ماهیان صید شده با این روش با طول بلوغ جنسی این ماهی مورد مقایسه قرار گرفت. درصد ماهیان صید شده در محل های مختلف به دام افتادن بررسی گردید. با استفاده از طول بلوغ جنسی این گونه و به دست آوردن ضریب تناسب چشمه بهینه تور گوشگیر به دست آمد. بیش از  57 درصد ماهیان از قسمت سر به عنوان مرتفع ترین قسمت ماهی در دام گرفتار شده بودند. نمای طولی قسمت های مختلف ماهی یال اسبی از جمله دور سر، دور بدن، پوزه گیر و تورپیچ به ترتیب در رده بندی طولی 55-50، 70-65، 70-65 و 85-80 سانتی متر طول کل بودند. ضریب تناسب برابر با 0/036 و چشمه داخلی بهینه (گره تا گره مقابل) برابر با 5/7 سانتی متر  محاسبه شد. با توجه به آن که بیش از 71 درصد صید ماهیان یال اسبی سربزرگ صید شده با چشمه تورهای رایج در اندازه های کم تر از طول بلوغ (برابر با 78/7 سانتی متر طول کل) صید شده اند، حذف این تورها و به کارگیری تور با اندازه چشمه پیشنهادی در این پژوهش که قاعدتا باعث کاهش صید ماهیان نابالغ خواهد شد.

    کلیدواژگان: یال اسبی سربزرگ، تور گوشگیر، اندازه بهینه چشمه، خلیج فارس
  • مهسا آریا، تورج ولی نسب *، سید محمدرضا فاطمی، پرگل قوام مصطفوی صفحات 235-242

    در این مطالعه تراکم و تنوع گونه ای خیار دریایی در خلیج پزم در شمال دریای عمان و در مجاورت خلیج چابهار در سه فصل بهار، پاییز و زمستان مورد مطالعه قرار گرفت. نمونه برداری گونه ها به روش غواصی در مساحت 314 متر مربع در خلیج پزم تیاب در پنج ایستگاه با جنس بسترهای متنوع صورت گرفت. نمونه ها بعد از انتقال به آزمایشگاه با کمک کلیدهای شناسایی معتبر شناسایی شدند و گونه های H. leucospilota،H. arenicola ، H. atra و S. variegatus شناسایی و گونه  H. leucospilota به عنوان گونه غالب منطقه مشخص گردید. شاخص های شانون، مارگالف، سیمپسون و پایلو به منظور مطالعه تنوع گونه ای خیار دریایی استفاده گردید. نتایج نشان داد که بیش ترین میزان تراکم در فصل زمستان 94 با میانگین 0/73±4/64 در 314 متر مربع و کم ترین آن در فصل بهار با میانگین 0/419± 1/8 در 314 متر مربع ثبت گردید. هم چنین شاخص های شانون (0/12±0/97، 0/25±1/16، 0/23±1/16)، مارگالف (0/11±1/46، 0/09±1/69، 0/21±1/61)، سیمپسون (0/04±0/356، 0/07±0/164، 0/01±0/245) و پایلو (0/11±0/752، 0/09±0/837، 0/18 ±0/91) مقادیر متفاوتی را به ترتیب در فصل زمستان، بهار و پاییز نشان داد. بنابر این مشخص گردید که گونه های خیار دریایی در خلیج پزم از غنای گونه ای کمی برخوردارند و درصورتی که اقدامات مناسب حفاظتی و بهره برداری از گونه های مذکور انجام نگردد، ذخایر این گونه های ارزشمند به شدت در معرض آسیب خواهد بود.

    کلیدواژگان: خیار دریایی، تراکم، غنای گونه ای، شاخص اکولوژیکی، خلیج پزم
  • مجتبی قربان پور دلاور، شایان قبادی *، صابر وطن دوست، حامد منوچهری، رضا چنگیزی صفحات 243-252

    نانوذرات اکسید فلزی از جمله پرکاربردترین ترکیبات در بین نانوذرات هستند و افزایش استفاده از نانوذرات اکسید نیکل نیاز به درک بهتر از تاثیر بالقوه آن ها بر موجودات مختلف دارد. پیش بینی می شود که موجودات آبزی به عنوان هدف های اصلی نانوذرات آزاد شده در محیط باشند، با این حال سمیت نیکل به خصوص نانوذره اکسید نیکل در آبزیان خوبی مطالعه نشده است. این پژوهش با هدف بررسی اثر اکسیدانتی نانوذره اکسید نیکل و هم چنین اثر آنتی اکسیدانی نانوذره کیتوزان-آلژینات حاوی کورکومین در ماهی Goldfish انجام شد. در این مطالعه از 5 گروه ماهی برای انجام آزمایش با تیمارهای 4 هفته ای استفاده شد. گروه های مورد مطالعه شامل گروه شاهد، گروه تیمار با نانوذره اکسید نیکل و 3 گروه تیمار هم زمان نانوذره اکسید نیکل و نانوذره آلژینات – کیتوزان حاوی کورکومین بودند. نتایج نشان داد که تیمار با نانوذره اکسید نیکل سبب کاهش سطح آنتی اکسیدان تام و افزایش سطح MDA در گروه تیمار با نانوذره اکسید نیکل شد اما گروه هایی که نانوذره آلژینات- کیتوزان حاوی کورکومین را در کنار نانوذره اکسید نیکل دریافت نمودند پارامترهای آنتی اکسیدانی بهتری را از خود نشان دادند. این نتایج شواهد محکمی از القای استرس اکسیداتیو سلولی ناشی از قرار گرفتن در معرض نانوذره اکسید نیکل و هم چنین اثر محافظتی نانوذره آلژینات – کیتوزان حاوی کورکومین را نشان داد.

    کلیدواژگان: اثر محافظتی، نانوذره کیتوزان-آلژینات، کورکومین، استرس اکسیداتیو، نانوذره نیکل اکسید، Carassius auratus
  • مصطفی علیشیری جونقانی، کامران رضایی توابع*، غلامرضا رفیعی، بهمن جمشیدی صفحات 253-260
    پروبیوتیک ها نقش مهمی در بهبود شاخص های رشد، تولیدمثلی و سیستم ایمنی در سخت پوستان و سایر آبزیان دارند. میگوی پاسفید غربی مهم ترین گونه پرورشی رایج در کشور است و تکثیر آن به صورت گسترده در مراکز تکثیر انجام می شود. در این پژوهش اثرات دو پروبیوتیک باسیلوس و لاکتوباسیلوس بر شاخص های کیفی شامل شاخص مرحله لاروی، شاخص وضعیت لاروی، وزن خشک لارو، درصد بازماندگی لارو، هم زمانی رسیدن لاروها به پست لارو، زمان رویت اولین پست لارو، طول دوره لاروی و تست های استرس شوری و فرمالین با هدف بررسی بهبود شاخص های کیفی رشد و ایمنی لارو میگو وانامی مورد بررسی قرار گرفت. برای این تحقیق، چهار تیمار شامل تیمار شاهد (بدون پروبیوتیک) و سه تیمار با سه سطح غلظت CFU/g 105×1 و 105×3 و 105×6 از پروبیوتیک باسیلوس و سه غلظت CFU/g 106×1 و 106×3 و 106×6 از پروبیوتیک لاکتوباسیلوس به آب مخازن لاروی میگوی وانامی در طول یک دوره لاروی اضافه شد. نتایج پژوهش نشان داد که شاخص های کیفی لاروی در سطح 3 هر دو پروبیوتیک باسیلوس و لاکتوباسیلوس بهترین پاسخ و به ترتیب 7/28±62 و 3/2±67 درصد بازماندگی، وزن خشک 22/23±138 و 3/99±139 میکروگرم، شاخص مرحله لاروی 0/11±11/46 و 0/26±11/55، شاخص وضعیت لاروی 0/13±1/88 و 0/06±1/86، هم زمانی رسیدن لاروها به پست لارو 0/23±1/45 و 0/04±1/41 روز، زمان پیدایش اولین پست لارو 1/52±7/70 و 1/10±7/50 روز، طول دوره لاروی 0/60±9/11 و 0/73±8/91 روز و آزمون های استرس شوری و فرمالین نیز بیانگر تفاوت معنی دار برای همه شاخص ها به جز شاخص وزن خشک و زمان پیدایش اولین پست لارو برای پروبیوتیک باسیلوس می باشند. بر اساس نتایج به دست آمده دو پروبیوتیک باسیلوس و لاکتوباسیلوس باعث افزایش رشد، دگردیسی سریع تر، بازماندگی بیش تر و افزایش کیفیت تحمل به استرس در لارو میگوی پاسفید غربی می شوند.
    کلیدواژگان: پروبیوتیک، باسیلوس، لاکتوباسیلوس، میگو پاسفید غربی
  • سجاد فتاحی*، محمود حافظیه، منصور شریفیان صفحات 261-268
    در مطالعه حاضر اثرات دوره های گرسنگی و غذادهی مجدد بر عملکرد رشد و تغذیه، ترکیب بیوشیمیایی لاشه و پارامترهای بیوشیمیایی خون ماهی سی باس آسیایی (Lates calcarifer) مورد بررسی قرار گرفت. بعد از دو هفته سازگاری به شرایط آزمایشی، 6000 قطعه ماهی  با میانگین وزنی 6 ± 250 گرم در دو تیمار و یک گروه شاهد و به طور تصادفی بین 9 قفس پرورشی توزیع شدند. تیمار شاهد 2 بار در طول روز مورد تغذیه قرار می گرفت. تیمار اول 3 روز گرسنگی و 12 روز تغذیه و تیمار دوم 6 روز گرسنگی و 24 روز تغذیه را تجربه کردند. نتایج حاصل از تحقیق حاضر نشان داد که میزان افزایش وزن در پایان آزمایش در تیمار شاهد و تیمار 2 به صورت معنی داری پایین تر از تیمار 1 بود (0/05>P) در صورتی که دوره های گرسنگی کوتاه مدت و غذادهی مجدد به نظر نمی رسد اختلاف قابل توجهی در میزان نرخ رشد ویژه اعمال کند (0/05<P). ضریب تبدیل غذایی و ضریب بهره وری غذایی در تیمار 1 به ترتیب کم ترین و بیش ترین میزان را نشان دادند  (0/05>P) در حالی که بیش ترین و کم ترین میزان آن ها نیز در گروه شاهد مشاهده گردید (0/05>P). دوره های گرسنگی و غذادهی مجدد تاثیر معنی داری  (0/05<P) بر خاکستر و رطوبت لاشه تیمارهای مختلف نداشت. با این حال، میزان چربی در گروه شاهد به صورت معنی دار بالاترین میزان را نشان داد و کم ترین میزان پروتیین به صورت معنی دار در تیمار 2 مشاهده گردید (0/05>P). تفاوت معنی داری در پارامترهای بیوشیمیایی خون بین تیمارهای مختلف وجود نداشت (0/05<P). با این حال ، مقدار تری گلیسیرید و آلبومین در ماهیان تیمار 1 و 2 بیش تر از ماهیان گروه شاهد بود و میزان گلوکز و پروتیین کل با کاهش دوره های گرسنگی کاهش می یابد. نتایج در خصوص عملکرد رشد و تغذیه و بازماندگی و پارامترهای بیوشیمیایی نشان داد که بهترین استراتژی جبرانی در ماهیان با 3 روز گرسنگی  و 12 روز غذادهی رخ داده است و این گونه می تواند در معرض گرسنگی کوتاه مدت بدون هیچ گونه تاثیر قابل توجهی بر رشد و عملکرد تغذیه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: سی باس آسیایی (Lates calcarifer)، رشد جبرانی، شاخص رشد، شاخص تغذیه، ترکیب لاشه، پارامترهای بیوشیمیایی خون
  • عبدالوهاب کلته، افشین قلیچی*، سارا جرجانی، رضا اکرمی، فریبرز قجقی صفحات 269-278
    با توجه به محدودیت روغن ماهی و قیمت بالای آن، صنعت خوراک آبزیان نیاز به یافتن جایگزین های مناسب برای روغن ماهی در صنعت آبزی پروری دارد. لذا هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر جایگزینی چربی ضایعات طیور به جای روغن ماهی جیره با استراتژی برگشت به جیره اصلی بر برخی فراسنجه های رشد و خونی ماهی قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss) به منظور یافتن جایگزین مناسب برای روغن ماهی است. برای انجام این تحقیق 120 عدد بچه ماهی به وزن  72/13±50/2 گرم خریداری و پس از دوره سازگاری، 25 قطعه در هر حوضچه به صورت طرح کاملا تصادفی با 5 تیمار و 3 تکرار رهاسازی شدند. تیمار شاهد: تغذیه شده با جیره معمول، تیمار 1: تغذیه شده با جیره حاوی مخلوط روغن ماهی و چربی طیور (50/50) به مدت یک ماه و با جیره معمول در ماه دوم، تیمار 2: تغذیه شده با جیره حاوی چربی طیور به مدت یک ماه و با جیره معمول در ماه دوم، تیمار 3: تغذیه شده با جیره حاوی مخلوط روغن ماهی و چربی طیور (50/50)، تیمار 4: تغذیه شده با جیره حاوی چربی طیور. در پایان دوره دو ماهه پرورش، شاخص های رشد و ضریب تبدیل غذایی محاسبه شد. هم چنین 6 عدد ماهی از هر تیمار خون گیری و فراسنجه های خونی طبق روش های استاندارد اندازه   گیری شد. اختلاف معنی داری بین تیمارهای مختلف در خصوص فراسنجه های رشد، تغذیه و تعداد گلبول های قرمز وجود نداشت. مقدار هموگلوبین در تیمارهای 1 و 4 به طور معنی داری کمتر از تیمار شاهد بود. مقدار هماتوکریت در تیمار 4 به طور معنی داری کم تر از تیمار 1 بود. تعداد گلبول های سفید در تیمار 4 به طور معنی داری کم تر از سایر تیمارها بود. کم ترین درصد لنفوسیت و بیش ترین درصد نوتروفیل در نمونه های تیمار 4 مشاهده شد، به طوری که مقدار این فراسنجه در تیمار 4 با سایر تیمارها معنی دار بود. جایگزینی چربی ضایعات طیور به جای روغن ماهی و تغذیه مجدد با جیره معمول به دلیل توانایی بالای ماهی قزل آلای رنگین کمان در هضم مواد غذایی و تبدیل غذا به بافت می تواند باعث کاهش هزینه های تولید شود. بنابراین تمام تیمارها به غیر از تیمار 4 قابل توصیه می باشد.
    کلیدواژگان: قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss)، روغن ماهی، چربی ضایعات طیور، رشد، ضریب تبدیل غذایی، خون شناسی
  • رضا نهاوندی، میثم سبزه، سعید تمدنی جهرمی، علی صادقی، سجاد پورمظفر*، حسین رامشی، محمدخلیل پذیر صفحات 279-284
    تحقیق حاضر به منظور بررسی اثرات عصاره های ماکروجلبک های پادینا (Padina australis Hauck) و گراسیلاریا (Gracilaria pygmaea) بر عملکرد رشد و شاخص های خونی بچه ماهیان کپور معمولی (Cyprinus carpio) مورد بررسی قرار گرفت. بچه ماهیان کپور معمولی (با میانگین وزن اولیه 5 گرم) به صورت تصادفی به 4 گروه تقسیم شدند. گروه تغذیه شده با جیره شاهد (جیره پایه فاقد عصاره) و سه گروه با جیره حاوی 5 گرم در کیلوگرم عصاره ماکروجلبک پادینا، جیره حاوی 5 گرم در کیلوگرم عصاره ماکروجلبک گراسیلاریا و جیره حاوی 2/5 گرم در کیلوگرم عصاره ماکروجلبک پادینا و 2/5 گرم در کیلوگرم عصاره ماکروجلبک گراسیلاریا تغذیه شدند. غذادهی ماهیان به صورت دستی و روزانه در 3 نوبت انجام شد. آزمایش به مدت 8 هفته انجام شد. نتایج آزمایش نشان داد که برخی شاخص های رشد (وزن نهایی، ضریب رشد ویژه، افزایش وزن، شاخص وضعیت و ضریب تبدیل غذایی) در ماهیان تغذیه شده با جیره های حاوی عصاره های ماکروجلبکی (پادینا، گراسیلاریا و ترکیب پادینا و گراسیلاریا) به طور معنی دار نسبت به گروه شاهد بالاتر بود. در بین شاخص های خونی میزان هموگلوبین و وزن هموگلوبین در یک گلبول قرمز در ماهیان تغذیه شده با جیره های حاوی عصاره های ماکروجلبکی (پادینا، گراسیلاریا و پادینا + گراسیلاریا) به طور معنی دار نسبت به گروه شاهد بالاتر بود. در بین ترکیبات بیوشیمیایی خون نیز میزان تری گلیسیرید و کلسترول در گروه تغذیه شده با جیره شاهد نسبت به گروه های تغذیه شده با جیره های حاوی عصاره های ماکروجلبکی (پادینا، گراسیلاریا و پادینا + گراسیلاریا) بالاتر بود.
    کلیدواژگان: کپور معمولی، جلبک پادینا، جلبک گراسیلاریا، عملکرد رشد، شاخص های خونی
  • راضیه سکوتی، مژده چله مال دزفول نژاد*، مهران جواهری بابلی، ابوالفضل عسکری ساری، حدیده معبودی صفحات 285-292
    پروبیوتیک ها باکتری هایی هستندکه در مقادیر کافی دارای اثرات سودمند برای میزبان می باشند. امروزه استفاده از پروبیوتیک ها به عنوان مکمل غذایی در صنعت آبزی پروی رشد فزاینده ای داشته است. هدف از این تحقیق بررسی اثر پروبیوتیک های مختلف بر روی فاکتورهای آنتی اکسیدانی کبد و سرم خون ماهی سی باس آسیایی (Lates calcarifer) بود. بدین منظور، ماهیان سی باس آسیایی با وزن اولیه 8/79±171/29 گرم، به مدت 60 روز با به کارگیری چهار جیره شامل گروه شاهد (بدون باکتری)، گروه اول (سویه انتخابی جدا شده از ماهیان استان خوزستان)، گروه دوم (سویه انتخابی جدا شده از ماهیان استان بوشهر) و گروه سوم (سویه انتخابی جدا شده از ماهیان استان هرمزگان)، مورد تغذیه قرار گرفتند. نمونه برداری از ماهیان در روزهای صفر، 30 و 60 آزمایش انجام شد. نتایج نشان داد که بعد از 60 روز مصرف پروبیوتیک مقادیر سوپراکسید دیسموتاز کبد در تمام گروه ها کاهش و مقادیر گلوتاتیون در گروه های دوم و سوم افزایش معنی داری نسبت به گروه شاهد داشته است (0/05>p). هم چنین مقادیر سوپراکسید دیسموتاز سرم خون در تمام گروه ها و مقادیر گلوتاتیون در گروه اول افزایش معنی داری نسبت به گروه شاهد داشته است (0/05>p). نتایج این مطالعه نشان داد که سویه انتخابی جدا شده از ماهیان استان خوزستان، بوشهر و هرمزگان می تواند در بهبود شاخص های آنتی اکسیدانی کبد و سرم ماهی سی باس آسیایی نقش داشته باشد.
    کلیدواژگان: پروبیوتیک جیره، سوپراکسید دیسموتاز، کاتالاز، گلوتاتیون، مالون دی آلدهید، ماهی سی باس آسیایی
  • هدیه پرنگ، عباس اسماعیلی ساری*، مژگان زعیم دار صفحات 293-304
    فلز سمی جیوه به یکی از مهم ترین آلاینده های فلزی تالاب انزلی تبدیل شده است به نحوی که سلامت و کیفیت ماهیان خوراکی این اکوسیستم را برای مصرف کنندگان به شکل جدی به خطر انداخته است. تعداد 10 عدد از چهار گونه ماهی شامل سوف معمولی (Sander lucioperca)، اردک ماهی (Esox luscious)، کپور معمولی (Cyprinus carpio) و کاراس (Carassius aurata) صید شدند. از روش جذب اتمی برای سنجش جیوه استفاده شد. فاکتورهای ضریب خطر غیر سرطان زایی (HQ)، جذب روزانه جیوه (DI)، مقدار مجاز مصرف روزانه ماهی (CRlim) و مقدار مجاز مصرف ماهیانه (CRmm) برای کودکان، زنان و بزرگسالان برای خانوارهای شیلاتی و غیر شیلاتی ارزیابی گردید. میانگین غلظت جیوه کل در بافت خوراکی ماهیان سوف معمولی، اردک ماهی، کپور معمولی و کاراس به ترتیب در محدوده 8/46±149/93، 4/37±165/17، 8/83±78/92 و 5/51±60/7 نانو گرم بر گرم وزن تر قرار داشت. گونه اردک ماهی بیش ترین جیوه را در بافت خوراکی با کم ترین میزان مجاز غذا در ماه 6/6، 5/1 و 5/6 برای کودکان، زنان و بزرگسالان به ترتیب در خانواده های شیلاتی نشان داد. ارزیابی ریسک سلامت خطر غیر سرطان زایی را برای جیوه در اردک ماهی و ماهی سوف برای بزرگسالان و زنان نشان داد (HQ>1). بنابراین تالاب انزلی به شدت با فلز جیوه آلوده شده است و تجمع این فلز در بافت خوراکی ماهیان پر مصرف این زیستگاه می تواند سلامت افراد خانوارهای شیلاتی را بیش از سایر افراد تهدید نماید.
    کلیدواژگان: ماهیان گوشت خوار، ماهیان همه چیز خوار، تجمع جیوه، بافت خوراکی، ریسک غیر سرطان زایی، مقدار مجاز مصرف
  • امین غلامحسینی*، امیر زیدی، مهدی بنایی، مرتضی استواری، سارا باقری صفحات 305-316
    آلودگی میکرو و نانو پلاستیک نه تنها تهدیدی برای ارگانیسم ها و اکوسیستم های دریایی است، بلکه خطری برای انسان ها نیز محسوب می شود. پیامدهای قرار گرفتن در معرض حاد و مزمن هنوز به طور کامل شناخته نشده است. در این بررسی، نتایج اخیر مربوط به اثرات میکرو و نانوپلاستیک ها در گونه های مختلف ماهی ، اعم از آب شور و آب شیرین، جمع آوری گردیده است، در این مدل بینشی در مورد خطرات سمیت ذرات پلاستیک برای سلامت موجودات با تمرکز بر تاثیر قرار گرفتن طولانی مدت در سطوح مختلف پیچیدگی بیولوژیکی در بافت ها و اندام های مختلف ارایه شده است. شواهد علمی فعلی نشان می دهد که سمیت ذرات پلاستیک نه تنها به عواملی مانند اندازه ذرات، غلظت، زمان در معرض قرارگیری، شکل و نوع پلیمر بستگی دارد، بلکه به عوامل دیگری مانند نوع گونه نیز بستگی دارد که این موضوع را بسیار پیچیده می کند. در این مطالعه مسیرهای ورود احتمالی این ذرات به بدن ماهی و هم چنین تاثیرات مختلف بر بافت های مختلف در آبزیان که نشان دهنده تاثیرات منفی و مخرب بر قسمت های مختلف بدن آبزیان می شود، مورد بررسی قرار گرفته است. مطالعه حاضر می تواند اطلاعات مفیدی را برای تحقیقات بیش تر و هم چنین پیش زمینه ای جهت تاثیرات بر بافت های مختلف در آبزیان فراهم نماید.
    کلیدواژگان: میکرو پلاستیک، ماهی، بافت شناسی
  • قربان علی کابوسی، ضیاء کردجزی*، محمد فرهنگی، هادی رییسی صفحات 317-322

    هدف از این تحقیق تعیین محل مناسب رهاسازی بچه ماهیان پرورشی با استفاده از شاخص های تنوع زیستی بزرگ بی مهرگان کفزی در پایین دست رودخانه گرگانرود بود. نمونه ‏برداری از آب سطحی و رسوبات بستر رودخانه از سه ایستگاه در بخش انتهایی رودخانه شامل (1) پاسگاه، (2) پل خواجه نفس و (3) سد لاستیکی خواجه نفس، طی پنج نوبت (در خرداد 1397 و در اردیبهشت، مرداد، آبان و بهمن ماه سال 1398)  انجام شد. نتایج آزمون کرت های خرد شده نشان داد در میزان بار آلی بستر ایستگاه های نمونه برداری اختلاف معنی داری وجود نداشت. شاخص ها تنوع زیستی بین ایستگاه های نمونه برداری اختلاف معنی دار داشتند، به طوری که فراوانی گونه ها، غنای گونه ای، شاخص تنوع شانون در ایستگاه پل خواجه نفس بالاتر از ایستگاه پاسگاه (محل رهاسازی بچه ماهیان پرورشی) بود. به علاوه، کیفیت آب در ایستگاه پل خواجه نفس بهتر بود، به طوری که میزان اکسیژن محلول در آب در ایستگاه پل خواجه نفس بالاتر و هم چنین شوری آب و مواد جامد محلول در آب در این ایستگاه کم تر از ایستگاه پاسگاه (محل رهاسازی بچه ماهیان پرورشی) بود. بنابراین، پیشنهاد می شود شیلات در انتخاب محل رهاسازی بچه ماهیان پرورشی انعطاف پذیری داشته باشد و در صورت بهبود جریان آب رودخانه گرگانرود بچه ماهیان پرورشی در فاصله دورتری از مصب در محل پل خواجه نفس رهاسازی کند تا شانس بقاء بچه ماهیان رهاسازی شده افزایش یابد. لازمه این کار هم برقرار بودن جریان آب در رودخانه در طی سال است، که برای دستیابی به این هدف باید سیاست برداشت آب از طبیعت، از سیاست انسان محور به سیاست اکوسیستم محور تجدید نظر گردد.

    کلیدواژگان: تنوع زیستی، بچه ماهیان پرورشی، رهاسازی، گرگانرود
  • محمدرضا ماندگاری، احسان کامرانی*، محسن صفائی، مجتبی نادری، مسلم دلیری صفحات 323-328
    هدف از این مطالعه بررسی دوریختی جنسی در صفات اندازشی و پارامترهای رشد خرچنگ Austruca sindensis به مدت 12 ماه از دی ماه 1396 تا آذر 1397 در ساحل شرق بندرعباس(پشت فرودگاه) بود. نمونه ها بعد از جمع آوری به منظور مطالعات بعدی به آزمایشگاه زیست شناسی دانشگاه هرمزگان منتقل شدند. روی هم رفته 857 عدد نمونه (475 عدد خرچنگ نر و 382 عدد خرچنگ ماده) جمع آوری شد. براساس نتایج، میانگین پهنای کاراپاس جنس نر (2/52±9/48 میلی متر) بیش تر از میانگین پهنای کاراپاس جنس ماده (1/84±8/47 میلی متر) به دست آمد (0/05>P). از بین پارامترهای مورد بررسی نسبت پهنای پنجمین و ششمین بند آبدمن به طور معنی داری در جنس ماده بیش تر از جنس نر به دست آمد (0/05>P). نوع رشد در خرچنگ نر و ماده به صورت آلومتریک منفی مشاهده شد. هم چنین میزان شیب رگرسیون جنس نر (2/92) به طور معنی داری بیش تر از جنس ماده (2/72) محاسبه شد (0/05>P). در این تحقیق عرض کاراپاس مجانب (CW∞)، سن فرضی در طول صفر، طول عمر برای جنس نر 23 میلی متر، 0/13- و 2/6 سال و برای جنس ماده 19/8 میلی متر، 0/1- و 1/9 سال برآورد گردید. از طرفی سرعت رشد و میزان مرگ و میر در جنس ماده بیش تر از جنس نر برآورد شد. میزان فاکتور وضعیت جنس نر (0/006±0/042) به طور معنی داری بیش تر از میزان فاکتور وضعیت جنس ماده (0/006±0/034) به دست آمد (0/05>P). هم چنین تغییرات در میزان فاکتور وضعیت با تغییرات درجه حرارت هم سو بود.
    کلیدواژگان: دوریختی جنسی، پارامترهای رشد، فاکتور وضعیت، Austruca sindensis
  • نوید زمانی*، جواد حاتمی، سید محمد شبیری، شهرام کبودوندپور صفحات 329-336
    در نگرش نوین به اکوتوریسم، به عنوان الگوی فضایی گردشگری در طبیعت، هدف از اکوتوریسم نه فقط به خاطر گردشگری و تفرج بوده، بلکه به عنوان وسیله ای برای حفاظت از محیط زیست و توسعه اقتصادی نیز محسوب شده است. در این دیدگاه اکوتوریسم در وهله نخست ناظر بر ملاحظات زیست محیطی و مفهوم توسعه پایدار است و تفرج  در درجه دوم اهمیت قرار می گیرد. در این مطالعه برای برآورد ارزش اکوتوریسمی منطقه حفاظت شده کوسالان از روش ارزشگذاری مشروط و پرسشنامه استفاده شد. بدین منظور، از مدل تحلیلی لاجیت استفاده و بر پایه روش حداکثر درست نمایی، شاخص ‏های این مدل برآورد و ارزیابی شدند. نظرات پاسخگویان در پنج گروه کاملا موافق، موافق، بی ‏تفاوت، مخالف و کاملا مخالف به صورت درصد، طبقه بندی شده است.نتایج نشان می‏ دهد که بازدیدکنندگان با حفاظت از محیط زیست، دریافت مالیات برارزش افزوده از سوی دولت برای حفاظت از اکوسیستم و گونه ‏های گیاهی و جانوری منطقه، مشارکت مردم بومی و در حمایت و حفاظت از زیستگاه ها و احیای آن، آموزش و آگاهی زیست محیطی، توسعه اقتصادی و اجتماعی جوامع انسانی موافق هستند. نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد پررنگ بودن سرمایه گذاری خصوصی در منطقه است که لزوم توجه و سرمایه گذاری بیش تر دولت را یاد آوری می کند.
    کلیدواژگان: اکوتوریسم، آموزش محیط زیست، ارزشگذاری مشروط، مدل تحلیلی لاجیک
  • مریم معرفی*، علی همراهی، لیلا مصلایی صفحات 337-342
    مینوز گوجه فرنگی Tuta absoluta (Meyirck) (Lepidoptera: Gelechiidae) از مهم ترین آفات گوجه فرنگی و سیب زمینی می باشد که خسارت های زیادی را وارد ساخته و محصول را از جهت کیفی و کمی دچار نقصان می کند. این آزمایش به صورت بلوک های کاملا تصادفی در 10 تکرار در شیراز و در سال 1397-1396 با دو فاکتور نوع گیاه (گوجه فرنگی و سیب زمینی) و شرایط کشت (مزرعه ای و گلخانه ای) انجام شد. نتایج تجزیه واریانس پارامترهای زیستی آفت روی گوجه فرنگی و سیب زمینی در شرایط گلخانه ای و مزرعه ای نشان داد که نوع گیاه میزبان و شرایط کشت، بر روی دوره جنینی، لاروی، شفیرگی (فقط در نوع گیاه میزبان) و طول عمر ماده در سطح 1% و 5% معنی دار بوده ولی اثر متقابل آن ها معنی دار نبود .نتایج بررسی ها نشان داد که بیش ترین و کم ترین طول دوره جنینی، لاروی و شفیرگی آفت به ترتیب در تیمار a2b1 با 6/9 و a1b2 با 4/3 روز، a2b1 با 14/5 وa1b2  با 11/7 روز، a2b2 با 9/5 و a1b2 با 4/7 روز و بیش ترین و کم ترین طول عمر ماده در تیمار  a1b2با 17/2 و  a2b1با 9/9 روز بود. هم چنین نوع گیاه میزبان و شرایط کشت روی میانگین میزان کل تخم گذاری حشره ماده در سطح 1% معنی دار بود ولی اثر متقابل آن ها معنی دار بود .هم چنین نتایج حاصل در مورد تخم گذاری حشره نشان داد که بیش ترین و کم ترین تعداد تخم ها به ترتیب در تیمار a1b1  با 128/6 و a2b2 با 86/1 عدد تخم می باشد.
    کلیدواژگان: بادمجانیان، ترجیح میزبانی، شیراز، مینوز، مدیریت تلفیقی
  • محمدرضا فتحی، نوید نظافتی*، امیرحسین بهروز، محسن اعتماد صفحات 343-354

    با گسترش و تشدید فضای رقابتی در دنیای امروزی، مدیریت زنجیره تامین به یکی از مسایل اساسی پیش روی بنگاه های اقتصادی تبدیل شده است. طوری که همه فعالیت های سازمان ها را به منظور تولید محصولات، بهبود کیفیت، کاهش هزینه ها و ارایه خدمات مورد نیاز مشتریان تحت تاثیر داده است. از طرف دیگر، با افزایش حجم آلاینده ها، محققان در پی طراحی شبکه هایی برآمدند که علاوه بر بهینه سازی اقتصادی بر عوامل زیست محیطی در همه بخش ها تمرکزی ویژه ای داشته باشند. طراحی شبکه زنجیره تامین یک مسیله استراتژیک و بحرانی است که یک چارچوب بهینه را برای مدیریت زنجیره تامین موثر و کارآمد فراهم می کند. یکی از زمینه های مناسب برای یکپارچه سازی در شبکه های زنجیره تامین، طراحی شبکه زنجیره تامین حلقه بسته است که می تواند باعث جلوگیری از زیربهینگی ناشی از طراحی جدا از هم شبکه مستقیم و معکوس شود. در این پژوهش، یک مدل برنامه ریزی خطی عدد صحیح آمیخته برای طراحی شبکه زنجیره تامین حلقه بسته ارایه شده است. این مدل به دنبال حداقل سازی هزینه ها، حداقل سازی اثرات زیست محیطی، حداکثر کردن میزان محصول فرسوده جمع آوری شده و حداکثر کردن پاسخگویی اجتماعی زنجیره تامین می باشد. مدل پیشنهادی در شرکت صبا باتری که به تولید انواع باتری می پردازد، پیاده سازی شده است.  با توجه به این که مدل ارایه شده به دسته NP-hard تعلق دارند، یک روش حل دقیق و دو الگوریتم ژنتیک چندهدفه و ازدحام ذرات چندهدفه جهت حل مدل استفاده شدند و مقایسات لازم بین نتایج صورت گرفت. براساس نتایج تحقیق، تابع هدف هزینه برای رسیدن به هزینه کم تر تمایل به ایجاد شبکه زنجیره تامین با ساختار متمرکز دارد. تابع هدف زیست محیطی تمایل به ایجاد شبکه با ساختار غیرمتمرکز جهت کاهش اثرات زیست محیطی را دارد. مدل های پیشنهادی قادر هستند به خوبی طیفی از جواب های بهینه پارتو را با توجه به میزان مختلف برقرای محدودیت های فازی، جهت تعیین تصمیم نهایی ارایه نمایند. دو الگوریتم در معیار زمان با هم تفاوت دارند که NSGA-II بر MOPSO برتری دارد. هم چنین دو الگوریتم در معیار MID با هم تفاوت دارند که MOPSO بر NSGA-II برتری دارد و در باقی معیارها برتری معنی داری نسبت به هم ندارند. مدل مطرح شده با رویکرد قطعی سازی خیمنز قطعی شد و مدل کمکی قطعی مطرح شد. این مدل با استفاده از روش محدودیت اپسیلون و دو الگوریتم ژنتیک چندهدفه و ازدحام ذرات چندهدفه حل شد.

    کلیدواژگان: اثرات زیست محیطی، زنجیره تامین حلقه بسته، مدیریت ارتباط با مشتری، عدم قطعیت
  • نسیم گلیگر، سارا سعادتمند*، رمضانعلی خاوری نژاد صفحات 355-366
    با توجه به توسعه روزافزون فعالیت های بشر به ویژه پیشرفت صنعت، آلودگی با فلزات سنگین از قبیل کادمیوم (Cd) و سرب (Pb) درحال تبدیل شدن به یک مسیله بسیار جدی برای محیط زیست است، که حیات زیستمندان آن را با مخاطره مواجه می کند. امروزه از قارچ پالایی (Mycoremediation) به عنوان روشی سودمند، ارزان قیمت و کارا برای کاهش آلودگی های فلزات سنگین یاد می شود. در این مطالعه میزان کارایی قارچ  Pleurotus eryngii در پالایش فلزات سنگین سرب  و کادمیوم در محیط کشت مایع مورد بررسی قرار گرفت. در همین راستا به جهت بررسی عملکرد قارچ فوق، میزان جذب فلزات سنگین، غلظت پروتیین، میزان آنزیم کاتالاز و میزان ترکیبات فنلی و فلانوییدی در مواجهه با فلزات سنگین سرب و کادمیوم در چهار گروه آزمایشی با رقت های  0، 150، 250 و 350 ppm  سنجیده شد. بالاترین میزان جذب فلزات سنگین برای سرب و کادمیوم به ترتیب 0/57±52/33 و 1/20±50/00 میکروگرم بر گرم بوده است. هم چنین نتایج با افزایش غلظت فلزات ذکر شده میزان فنل، فلانویید، پروتیین، کاتالاز را به ترتیب برای سرب و کادمیوم 0/50±3/23 و 0/08 ±3/50 و 0/12±27/26 و 0/08±28/76 میلی گرم در گرم، 0/01±0/65 و 0/01±0/65 میلی گرم در میلی لیتر و 0/05±0/50 و 0/05 ±0/20  protein unit min-1mg-1 نشان داد.با توجه به نتایج به دست آمده اختلاف معنی دار میان گروه شاهد و گروه های آزمایشی مشاهده شد (0/001>P). در مجموع با توجه به نتایج به دست آمده به نظر می رسد قارچ شاه صدف P. eryngii  می تواند به عنوان کاندیدای مناسب جهت قارچ پالایی مورد استفاده قرار بگیرد.
    کلیدواژگان: قارچ خوراکی، فلز سنگین، قارچ پالایی، آلودگی
|
  • Reza Ghasem Pour, Jalil Imani Harsini *, Mohammad Kaboli, Amir Alambaigi Pages 1-10
    Persian squirrel recently in the southern slopes of the Alborz Mountains of Iran, Especially the provinces of Qazvin and Alborz are seen abundantly; the influx of Persian squirrels has caused economic and ecological damage to the region and has become a major public concern. The present study was conducted to model the future distribution of squirrels in the region and to protect desirable areas where invading squirrels have not yet entered. In this study, in order to model the distribution of squirrel infestation in the region, MaxEnt software was used, which uses the maximum entropy model for modeling. Dependent variables included the presence points of the invading Persian squirrel species in the region and the independent variable includes 14 environmental variables consisting of habitat and climatic variables affecting the habitat suitability of Persian squirrel species. The results of the model show that the variables; land use (Regional garden floors, urban and agricultural areas), mean diurnal range (Bio 2) and vegetation (irrigated farming floors and orchards and tree canopy) are the most important variables affecting the habitat suitability of squirrel species. The model output results showed, Regional gardens, urban areas, agriculture and ecologically sensitive areas such as conservation areas (Central Alborz, Bashgol, Alamut, and Taleghan no-hunting area that the invading squirrel has not attacked it is a habitat suitability for this invasive species and has been exposed to the future invasion of this species. Therefore, there is a need for preventive measures to prevent irreparable economic and ecological damage to native species.
    Keywords: invasive species, Persian squirrel, Habitat suitability modelling, Biodiversity management, conservation
  • Hossein Abdollahi, Gholam Reza Dashab *, Mohammad Rokouei, Mehdi Sargolzaei Pages 11-18
    The present study aimed to compare the effect of upgrade of alleles by genome editing was investigated on genomic variance, response to selection and coefficient of inbreeding. For this study, a population of dairy cattle was simulated based on over ten generations with an effective size of 100 individuals in the base population. The genomic structure was assumed consisting of 3 chromosomes with a length of 100 cM and On each chromosome were located 1000 markers 2 allelic markers with a frequency of 0.5 and fifty QTL double alleles, in random with equal frequency. Marker effects and variance components were estimated using Bayes Lasso method and additive model. Then, upgrade of alleles was performed on 5 and 10 bulls. In the first stage 1, then 20, 25 and 50 QTN was upgraded by genome editing. The BGLR package in R software was used to estimate the additive effects and variance component. In the next step, the mean inbreeding coefficient for GS+PAGE was calculated and compared with the GS by PLINK software. The effect of upgrade alleles by genome editing was increased additive variance. With 1 QTNe was upgraded and inherited by next generation, additive variance relative to genome selection increased by 0.139. The response to cumulative selection in GS+PAGE model in 5 bulls and 1, 20, 25 and 50 QTNe, increased by 0.07, 0.17, 0.29 and 0.31, respectively. With increasing the number of QTNe, the inbreeding coefficient also increased slightly, but there was no significant. Genome editting improves the genetic variance of the population without increasing inbreeding.
    Keywords: Genomic selection, Bayes Lasso, Upgrade of alleles, Genome editing
  • Mahdi Hatami, Hossein Mansouri Yarahmadi *, Jafar Fakhraei, Abbas Ahmadi Pages 19-26
    This study was conducted to investigate the effect of using omega-3 fatty acid and antioxidant sources during flushing period on some blood parameters and lambing performance of breeding ewes. Recent experience has shown that the use of omega-3 and antioxidants improves reproduction performance. 256 ewes were randomly divided into 8 groups with 32 ewes. The ewes daily received diets containing vitamin E (800 IU/day), fish oil (35g/kg DM), and L-carnitine (500mg/kg DM) or a combination of these. The blood samples were collected to investigate HDL-C, LDL-C, VLDL-C, triglycerides and cholesterol. Number of follicles, twinning, viability and abortion were investigated. Adding fish oil into diet, decreased LDL-C and VLDL-C (P<0.05). The highest number of follicles at the time of lambing, the highest number of twinning and the lowest number of abortions were observed in the groups of combined use of fish oil and antioxidants (P<0.05). Also, the lowest number of follicles, the lowest number of twinning and the highest number of abortions were observed in the fish oil group alone (P<0.05). The results showed that a combination of fish oil and antioxidants in the diet during the flushing period is recommended to improve reproduction in ewes during the flushing period.
    Keywords: antioxidants, Bloods parameters, Fish oil, flushing, Reproductive traits
  • Taher Yalchi * Pages 27-34
    This study was conducted to investigate the effect of oscillating dietary protein concentration on nitrogen balance and daily weight gain in fattening male lambs. Oscillating crude protein in the diet and feeding it intermittently at intervals of one to several days is one of the ways to use crude protein optimally. Three diets were adjusted with 14, 12 and 16% crude protein but with the same energy. 8 male lambs were used in metabolic cages in a 4x4 Latin square design (four treatments with 2 replications). The first treatment received a diet with a crude protein level of 14% constantly. The second to fourth treatments received diets with 12 and 16% crude protein at intervals of 24, 48 and 72 hours, respectively. Nitrogen balance, feed consumption, digestibility and some rumen and blood parameters were measured. No significant difference was observed in terms of nitrogen consumption and excretion through urine or feces among the treatments. The lowest total excreted nitrogen (urine and feces) was observed in the treatment with 48-hour consumption interval (P=0.031). The retained nitrogen showed a significant increase in this treatment compared to the treatment with constant feeding (P=0.055). The experimental treatments did not show any significant difference in terms of dry matter consumption and daily weight gain. The highest digestibility of dry matter was observed in the treatment with 48-hour consumption interval (P=0.027) but, digestibility of crude protein and neutral detergent fiber did not show a significant difference between the experimental treatments. The highest rumen ammonia nitrogen and blood urea nitrogen were in the treatment with 48-hour crude protein consumption interval (P<0.05). The data indicate that the use of oscillating dietary crude protein concentration strategy in the diet of growing male lambs improves nitrogen retention and digestibility of dry matter.
    Keywords: Excretion, Environment, Nitrogen balance, Sheep, digestibility
  • Nader Papi *, Seiyed Javad Alimohamadi, Mohsen Ahangari, Rassol Babazadeh Pages 35-42

    This study was aimed to evaluate the effects of supplementary feeding on productive and reproductive performance of Zel sheep breed, in mating, late pregnancy and lactating periods. For this purpose, 120 ewe Zel, 2-5 years old, average body weight of 33.8 ± 4.78 kg that had reproductive, were selected from the Zel flock of National research station of Gavdashat Mazandaran province and divided to two same group. The treatments contained; The first group (control); the ewes fed with basal diet + 100 gr concentrates in late pregnancy and the first two months of lactating, The second group (Experimental group); the ewes fed with basal diet + 200, 300 and 400 gr concentrates in mating, late pregnancy and the first two months of lactating periods, respectively. Each group was divided to two subgroups of 30 heads, and then entrance to a pen with a ram for 40 days. The results showed that, apparent fertility, prolificacy, ewe reproductive performance, and ewe productive performance of control and experimental groups, were 85% and 90%, 111.8% and 114.8%, 95% and 103.3%, and 91.7% and 107.7%, respectively. The live body weight of ewe after parturition, was not significant between control and experimental groups. The lamb’s birth weight of experimental group (3.4 kg) was significantly higher than control group (3.0 kg, (p<0.05), but the weaning weight of lambs (13.5 and 14.7 kg, in control and experimental group respectively), did not affected by supplementary feed. In general, using supplementary dietary in concentrate form, in mating, late pregnancy, and lactating periods, improves the reproduction performance, and ewe production performance, and economical efficiency of sheep breeding units.

    Keywords: Pregnancy, Supplementary feeding, Weaning, Zel sheep
  • Ebrahim Talebi *, Aziz Dolatkhah, Reza Asadi Moghadam Pages 43-54

    Selenium is an essential trace element for many physiological processes, especially for the functioning of the immune and reproductive systems, the metabolism of thyroid hormones, and antioxidant defense. This study was performed to investigate different sources of selenium on some mineral elements and antioxidants in the blood of Fars kaboodeh lambs. In this experiment, sixteen 4-month-old Fars kaboodeh lambs with an average weight of 35±2 kg were used. At the beginning of this study, the lambs used for plaque were first weighed and subjected to clinical examination. The treatments tested included sodium selenite and nano-selenium orally at the rate of one-tenth of a milligram per kilogram of body weight for ten days, vitamin E selenium (injectable at a rate of 0.005 mg per kilogram of live weight), and the control group (without selenium). Water and salt were provided ad libitum to the animals. The basic diet was performed twice a day (8:00 am and 6:00 pm) based on racial needs and feeding. The duration of the experiment was 30 days and blood sampling of lambs was performed on the days of the experiment (zero), 10 and 30 days. The concentrations of iron, copper and zinc under the influence of different sources of selenium showed a significant difference (P<0.05). In general, the use of different sources of selenium decreased the concentration of iron, copper and increased the concentration of plasma in different periods of the experiment. Blood selenium of lambs during the experiment also showed a significant difference (P<0.05) and its amount increased during the experiment. The activity of glutathione peroxidase and superoxide dismutase also increased under the influence of different sources of selenium (P<0.05). In general, the use of different sources of selenium decreased the concentration of iron and copper in serum in the 1st, 2nd, and 3rd periods and the concentration of zinc in different periods of the experiment showed a significant increase. By raising the expression of transferrin receptors on the surface of tissue cells, selenium enhances the entry of transferrin into the cell by receptor-mediated endocytosis, which reduces the serum iron concentration. On the other hand, iron deficiency affects the production of ceruloplasmin and this protein is responsible for copper transport. Copper changes may have an indirect effect on serum concentrations. The absorption of copper on the intestinal surface is impaired by increasing the synthesis of metallothionein. The use of different sources of selenium caused a continuous supply of selenium and reached the desired level of plasma selenium concentration. The increase in glutathione peroxidase levels is due to a direct correlation between selenium concentration and glutathione peroxidase activity. In general, the use of selenium improves the performance and health of lambs. 

    Keywords: Selenium, Mineral, Glutathione peroxidase, Superoxide dismutase, Fars kaboodeh
  • Mohammad hadi Sadeghi *, Amir Arsalan Kamali, Seyed Abutaleb Sadeghi, AbdulMahdi Kabirifard, Mahmoud Dashtizadeh, Hossein Khaj Pages 55-62

    This experiment aimed to investigate the effect of fattening age and different levels of Waste of date packing factories on the performance and carcass characteristics of fattening lambs. 24 native lambs were fed for 90 days in a randomized complete block design with three levels of Waste of date packing factories (0, 10, and 20% of rations) and 2 fattening ages (4.5 months old, 23.03 ±0.92 kg or 6.5 months old, 31.44 ±3.61 kg). The results showed that the age of fattening had a significant effect on daily weight gain, dry matter intake, and feed conversion ratio (P<0.01). 6.5-month-old lambs had higher daily weight gain than 4.5-month-old lambs, but due to more dry matter intake, the feed conversion ratio of 4.5-month-old lambs was better. Different levels of Waste of date packing factories had no significant effect on daily weight gain, feed intake, feed conversion ratio, and carcass characteristics. 6.5-month-old lambs had higher carcass yields, and the percentage of internal organs weighed less than 4.5-month-old lambs (P<0.01). The interaction between fattening age and Waste of date packing factories had no significant effect on fattening age or carcass characteristics.  In general, 4.5-month-old lambs are fattened better than 6.5-month-old lambs due to their better feed conversion ratio. Also, Waste from date packing plants can be used up to 20% of the dry matter in the diet to feed fattening lambs.

    Keywords: Age of fattening, Carcass characteristics, Fattening performance. Waste of date packing factories
  • Vahid Noaman, Hassan Morovati Khamsi * Pages 63-72

    Among tick-borne diseases, bovine babesiosis is considered to be one of the most important in ruminants worldwide, causing significant economic losses in tropical and subtropical areas. This study aimed to determine the prevalence and the risk factors that could be associated with Babesia bigemina and Babesia bovis among cattle of the Guilan province, Iran. A total of 162 blood samples were collected via the jugular vein from healthy dairy cattle (Industrial, semi-industrial and traditional) randomly. DNA from blood cells was amplified by Babesia-all primers, which amplify an approximately 400bp DNA fragment from the region of the 18SrRNA gene from various members of the genus Babesia. All cattle positive samples were further analyzed for the presence of B. bigemina and B. bovis by specific semi-nested PCR. Babesia bigemina and B. bovis were identified by specific semi-nested PCR in 16.7% and 21.6% of cattle blood samples, respectively. Chi-square (χ2) tests were used to compare molecular prevalence values relative to season, farm-type, feeding-method, Hygienic-level, presence of ticks, application of ectoparasiticides, distance from other farms, barn-density, breed, age, and sex. Analysis of factors associated with B. bigemina and B. bovis infection revealed that farm type, feeding method application of ectoparasiticides and barn density are risks in cattle in Guilan (P<0.05). Also B. bigemina prevalence in cattle was significantly related to tick infestation and breed (P<0.05). This analysis demonstrated that B. bigemina and B. bovis infection are widespread among cattle in the Guilan province.

    Keywords: Babesia bigemina, Babesia bovis, Dairy cattle, Guilan, Molecular epidemiology
  • Zahra Namvar, Khadijeh Boostan, Mohammadhossein Nazem shirazi Pages 73-78

    One of the problems of sperm production stations and breeding centers is the death of calves. Male bulls that are used in artificial insemination, despite their natural appearance, may have mutated genes. Among these genetic defects can be BLAD, which is a Autosomal recessive genetic disease is caused by a defect in the surface glycoproteins of leukocytes known as integrins. These proteins are responsible for the cell-cell binding reaction that is required for neutrophils to attach to the endothelial network and enter tissues and repel pathogen attacks. And they usually disappear before the age of one. So far, the disease has been seen in Holstein cows, so sperm and embryos need to be screened before use. In order to identify the presence of BLAD disease gene in some bulls in the country, the study of biological samples of 230 bulls in Iranian sperm production stations was evaluated. For this study, primers with lengths of 18 and 29 nucleotides were used to amplify the bp58 fragment and to investigate the presence of the mutant. After observing the 58 bp fragment for the presence or absence of mutations in the PCR product, TaqI and HaeIII enzymes were used by RFLP method. With careful planning and control and identification of mutated alleles, it is possible to eliminate this disease in Iran.

    Keywords: BLAD, Gene, Holstein
  • Farshid Ghasemi Kasmaei *, Shademan Safari Manjegh Tappeh Pages 95-102
    This study was performed to evaluate and compare three types of chromium supplements, including: organic, inorganic and nano-chromium on some blood parameters as well as growth performance. 24 Mehraban male lambs (3-4 months old with an average weight of 30.85±1.78 kg) in a completely randomized design, using four treatments (each treatment contains six repetitions) were used for 60 days. Experimental treatments were included: 1) control group (basic diet) 2) control group + 0.8 mg inorganic chromium 3) control group + 0.8 mg organic chromium 4) control group + 0.8 mg was nano chrome supplement. The use of organic chromium (treatment 3) compared to the control group caused a significant increase in the final weight of lambs (p<0.05), and all three treatments containing chromium increased daily weight and decreased feed conversion ratio. Treatment 4, significantly reduced the total antioxidant capacity (TAC) when compared to other treatments (p<0.05). All three chromium-containing treatments significantly reduced the amount of malondialdehyde (MDA) and the serum concentration of cholesterol (p<0.05) but did not affect on the increase in glutathione peroxidase (GSH-px) activity compared to the control group (p>0.05). Treatments 3 and 4 had a significant effect on serum glucose concentration compared to the control group (p<0.05). Organic and nano-organic chromium supplements improved the lambs performance, increased total antioxidant capacity and reduced free radicals.
    Keywords: Chromium, growth performance, Fattening lambs
  • Lida Farhadi, Vida Hojati *, Mehdi Khaksari, Gholamhassan Vaezi Pages 103-110
    Experimental and clinical studies have shown that postpartum alcohol exposure causes inflammation in the hippocampus among other areas of the brain. On the other hand, alcohol consumption during pregnancy will cause inflammatory oxidative activation along with extensive apoptotic neurodegenerative disease in brain areas. Different areas of the brain are like the hippocampus. Crocin is the main active ingredient and dye in saffron, which has antioxidant, anti-inflammatory and anti-apoptotic effects and can protect the nerves. The aim of this study was to evaluate the effect of crocin administration on memory disorders and cell death of necrosis of the hippocampus in the model of alcoholic fetal syndrome. 72 male neonates of male rats on the second day after birth, randomly divided into six groups (12 in each group) including control, sham group, ethanol group and ethanol + Crocin treatment groups) doses of 15, 30 and 45 mg/kg). From the second to the tenth day of birth, ethanol was received at a dose of 5.25 g/kg of milk powder solution, which was divided into two doses of 2.62 g/kg, twice a day for two hours by gavage. Using the novel object recognition test, hippocampal-dependent memory and distance learning were assessed at 36 days after birth. Nissel staining was also used to evaluate cell death. The results of the present study showed that crocin administration significantly reduced ethanol-induced cognitive deficits (p<0.01). Ethanol-induced necrotic cell death was also significantly reduced by crocin administration (p<0.01). Protective effects of Crocin against ethanol-induced neurotoxicity in the model of alcoholic fetal syndrome, this substance can be considered as a potential treatment for ethanol-induced complications during development.
    Keywords: Crocin, alcohol, Memory, Apoptosis, Necrosis
  • Farshid Rahmatei, Heshmatollah Khosravinia *, Babak Masourei, Maryam Mirderikvandei Pages 111-118
    This study aimed to investigate the effect of anti-Escherichia coli bacteriophages on production performance, carcass characteristics and some blood parameters in broiler chickens. A total number of 168 one-day-old Ross 308 chicks were used to exmaine the effects of 7 experimental treatments in 4 replicates of 10 birds each.  Experimental treatments include oral inoculation of 1 ml of bacteriophage TMU1, TMU2, and their mixtures, intramuscular injection of 1 ml of bacteriophage TMU1, intramuscular injection of 0.5 ml of bacteriophage TMU2, intramuscular injection of 0.5 ml of a mixture of bacteriophages TMU1 and TMU1. The control group received oral gavageing and injection of culture medium without bacteriophage. Serum calcium concentration were higher in the birds injected with TMU1 bacteriophage and mixed bacteriophages. Serum concentration of free fatty acids was greater in the birds recieving TMU1 bacteriophage than those injected with TMU2 bacteriophage. The mean concentration of high-density lipoproteins was elevated in in the birds injected with the mixture of bacteriophages compared with those fed with the same treatment. Hepatic aspartate aminotransferase activity was 23.90% lower in the chickens injected with TMU2 bacteriophage than control birds. It was concluded that oral inoculation and intramuscular injection of pathogenic anti-Escherichia coli bacteriophages into healthy birds exhibited no effect on growth performance and carcass components percentage. However, it may provides certain benefits towards birds health indicated by reduced liver enzymes activity.
    Keywords: Broiler chicken, Escherichia coli, Bacteriophage, productive performance, Liver, carcass
  • Ghodrat Saleki, Ebrahim Babaahmady *, Shahnaz Yousefizadeh, Nematollah Shakarami Pages 119-126
    Today, due to population growth and the fact that white meat and eggs are cheap and healthy, the industry for the production of these products is expanding. In the laying and broiler industry, the study of the immune system is considered to assess the body's readiness to fight diseases. In this study, fourteen native laying hens, seven 5-week-olds and, seven 50-week-olds were evaluated to assess the immune system. At the end of the course, after blood sampling, macro examination of thymic lymph nodes, bursa of Fabricius, and spleen were performed. Then the parameters of blood, lymphatic organ weight relative to chicken weight, measurement of lymph follicle diameter, number of follicles were evaluated. The most abundant cells in birds were red blood cells. Measuring the length and width of a blood cell was no different from its standard. The lymphatic organs of the bursa of Fabricius, thymus, and spleen were histologically devoid of any lesions. The correlation coefficient between the live weight of chickens and the weight of lymphatic organs did not interfere between any of the groups. The parameters studied can be an indicator of the bird's health, indicating the potential strength of the immune response to common infections on the farm or on the open environment of birds.
    Keywords: Lymphatic tissue, immune system, Blood spread, Native laying hen, histology
  • Hadi Shabani, Forough Talazade *, Gholam Abbas Kaydani, Masoudreza Seyfi Abad Shapouri Pages 127-132
    Young Pigeon Disease Syndrome (YPDS) is a disorder that results in deaths in domestic and ornamental pigeons, especially after the race. Young pigeons are usually less than one year old are affected and show nonspecific symptoms such as anorexia, diarrhea, and accumulation of water and food in the crop. Pigeon circovirus (PiCV) has recently been suggested as a potential contributor to YPDS. In this study, which was performed for the first time in Khuzestan province, 16 liver samples were collected from 16 dead pigeons in Ahvaz. The clinical symptoms of sick birds in the herd included lethargy, anorexia, weight loss with watery green and yellow diarrhea. Microtubes containing liver samples were sent to the laboratory separately. DNA was extracted for the PCR test. Nested-PCR test was used to identify pigeon circoviruses. The results of this study showed that circovirus was detected in 10 liver samples of dead pigeons (62.5%), which is the first molecular detection of PiCV in liver samples of dead pigeons in Ahvaz. Due to the infection of pigeons in Ahvaz city with PiCV, this issue should be considered during clinical examinations of pigeons that have symptoms such as sudden death, vomiting, acute watery diarrhea, and weight loss, to be differentiated from similar diseases and to use fair supportive medicine and prevent useless treatments.
    Keywords: Circovirus, Pigeon, Liver sample, Ahvaz, PCR
  • Ali Nobakht * Pages 133-138
    An experiment was conducted to evaluate the effects of using different levels of green grape leaves on performance, egg quality, blood biochemical and immunity parameters of laying hens. Experiment was carried out in a completely randomized design with 192 laying hens (Hy LineW-36) in 4 treatments and 4 replicates from 65 to 72 weeks. Experimental diets included: 1) control group with no green grape leaves, in 2 until 4 treatments the level of green grape leaves were 1.5, 3, and 4.5%. Adding green grape leaves into laying hens diets significantly affected their performance, egg quality traits, blood biochemical and immunity parameters (P<0.05). The highest amounts of egg production percentage, egg mass, feed intake, the best feed conversion ratio and the lowest price for production per kilogram of egg, the lowest level of blood uric acid were resulted by using 3% green grape leaves. Yolk color index, eggshell, albumin and egg yolk weights improved by using 4% green grape leaves, whereas the eggshell thickness decreased. In contrast with control group, the count of white blood cells by using green grape leaves increased. The overall results showed that using 3% green grape leaves significantly improved the performance and reduced the feed price for production per kilogram of egg in laying hens.
    Keywords: Green grape leaves, egg quality, laying hens, Blood metabolite, performance
  • Ali Fatemi, Babak Masouri *, Bahman Parizadian Kavan Pages 139-146

     The present experiment aimed to investigate the effect of vitamin E and peppermint essential oil on body weight, yolk sac weight, serum antioxidant capacity, and blood biochemical parameters in broilers under transport stress at times one, four, and eight hrs. The first factor of additive (first group: positive control without additive, second group: negative control using olive oil, third group: vitamin E in the amount of 0.6 mg per chicken and the fourth group of feeding with peppermint essential oil in the amount of 0.5 mg per chick) and the second factor was the transfer time in three-time intervals of one, four and eight hours. The results showed that the use of vitamin E and peppermint essential oil did not have a significant effect on weight loss in chickens under transport stress. However, the use of vitamin E reduced the weight of the yolk sac compared to the positive control treatment (P<0.05). Transfer times of 1, 4 and 8 hours had no significant effect on body weight and yolk sac in broilers. The effect of vitamin E and peppermint essential oil on cholesterol, HDL, and LDL was not significant. Blood triglyceride levels showed a significant difference between treatments (P<0.05). The lowest serum triglyceride was observed in positive control chickens and peppermint. Serum triglyceride levels showed a significant difference between transfer times (P<0.05). The highest amount of triglyceride was observed in the first hour of transfer and the lowest amount of triglyceride was observed eight hours after transfer time. Serum glucose level was significantly affected by transfer time treatment (P<0.05). The highest blood glucose level was observed one hour after transfusion and the lowest at four hr. The effect of additive type on total serum protein content, malondialdehyde content, and antioxidant capacity was not significant. Vitamin E and peppermint essential oil had no significant effect on the activity of T3 and T4 hormones. According to the results of the present study, the use of vitamin E and peppermint essential oil had little effect on improving the antioxidant status and reducing the transport stress of chickens.

    Keywords: Broiler chicks, Peppermint, Road transport, Vitamin E
  • Massoumeh Khordi, Bahman Parizadian Kavan *, Heshmatollah Khosravinia Pages 147-154
    This study was conducted to evaluate the effects of peppermint essential oils on carcass traits, immune parameters and antioxidant status in pre-slaughter feed deprived broiler chicks. The 4×2 factorial experiment was managed in a completely randomized design with 320 broiler chicks in 8 treatments and 4 replicates of 10 birds each. Treatments included different levels of peppermint essential oils (0 and 200 mg/bird) and preslaughter fasting periods (0, 4, 8 and 12 h). The results showed that using of peppermint essential oils and preslaughter fasting periods on live weight loss in broiler chicks were not significant. The highest water uptake in broilers carcasses was obtained after 12 h of starvation (P<0.05). Using of peppermint essential oils significantly decreased hot and cold carcass weight (P<0.05). The effect of peppermint essential oils and preslaughter fasting periods on white blood cell count and antioxidant status were not significant. In conclusion, daily gavage of peppermint essential oils in broiler chickens had no positive effect on reducing the negative effects of pre-slaughter starvation.
    Keywords: broiler, Peppermint essential oils, Slaughter, starvation
  • Ali Tork, Ali Khatibjoo *, Mohammad Akbari Gharaei, Kamran Taherpour, Mahdi Soltani Pages 155-162

    Medicinal plant essential oil has antimicrobial and antioxidant properties and improve small intestine microbial population and feed digestibility and for this purpose its inclusion to broiler chickens’ diet as antibiotic replacement. Present study was conducted in order to compare the effect of different levels of Tanacetum balsamita hydroalcoholic essential oil with vitamin E and C on Ross-308 broiler chickens’ performance and immunity. Three hundred broiler chickens (equal number of male and female) were used in a completely randomized design in 6 treatments and 5 replicates with 10 birds in each. The dietary treatment consisted of: 1) basal diet as control group, 2 and 3) basal diet supplemented with 200 and 400 mg/kg Tanacetum balsamita hydroalcoholic essential oil, respectively, 4) basal diet supplemented with 200 mg/kg Vitamin E, 5) basal diet supplemented with 200 mg/kg vitamin C and 6) basal diet supplemented with 200 mg/kg virginiamycin antibiotic. The results showed that the amount of feed intake, body weight gain, feed conversion ratio and European production efficiency factor, IgG, IgM and total antibody titter against SRBC, New-castle disease and avian influenza virus’s antibody titer were not affected by dietary treatments (P>0.05). Treatments had no effect on toe web swelling index after 4 and 24h post injection period but broiler chickens fed diets containing 200 and 400 mg/kg Tanacetum balsamita essential oil had higher swelling index at 48h after injection whereas there were no significant differences between vitamin E and antibiotic groups (P<0.05) and chickens fed diets supplemented with 200 mg/kg essential oil and vitamin E and C had higher lymphocyte percentage and lower heterophil percentage and heterophil to lymphocyte ratio compared to control group (P<0.05). In conclusion, although Tanacetum balsamita essential oil improved cell mediated immunity of broiler chickens but the results revealed that due to its non-significant effect on broiler chicken’s performance and immunity, its addition to broiler chickens’ diet is not economically advisable.

    Keywords: Broiler, Hydroalcoholic essence, Immunity, Performance
  • Shirin Aghanajafi * Pages 187-192

    In order to perform studies on the selection of the Syrian woodpecker nesting (Dendrocopus syriacus) in the natural region of Naeen township, the job of finding the nests of this bird was done by a multi-personnel team in the Spring of 2015 by establishing random transects with a length of 2000 meters on a map in the area during field operations. Sixtyfive nests of this bird were indentified on trees and the coordinates of the nests were registered by GPS. Initially, the height and diameter of the opening of the nests were measured and then the habitat variables including type, height, and diameter of plant species for each species, the distance of the nest to the nearest water source and road around the nests were calculated. By randomly distancing the nests from different directions, the job of finding the control points or their absence was done. In these areas, no trace of the Syrian woodpecker nests was found. Sixty- five absence points were also identified for the number of the nests and after registering the coordinates, the above variables were also measured. According to our observations, 75.38 percent of the nests had been established on mulberry trees (Morus alba). Due to its having more nectar, the mulberry tree is a more suitable food source for the Syrian woodpecker chicks. Furthermore, the soft bark of this tree is more economical and easier than that of walnut (Juglan nigra) and almond (Amygdalus sp) trees with hard barks. The results of the t-test showed that there was a meaningful difference between the presence and absence regions in terms of some habitat variables for the Syrian woodpecker’s nests. The average distance of the nests to the nearest water source in the presence regions was meaningfully less than that in the absence regions (p<0.05). Our study region was part of the desert areas of Iran and consequently the need for water was a vital parameter; furthermore, water sources absorb more insects to their surfaces which are a food source for the chicks of this bird bringing about their existence. No meaningful difference was obtained in terms of the height and diameter of mulberry trees as well as the average distance to the road between the presence and absence regions. It can be due to the aged mulberry trees (no obvious external difference) along with low traffic which do not have much effect on the nesting of Syrian woodpecker. To protect the Syrian woodpecker population by paying attention to the important ecological role of this bird in Naeen region for the control of insects and pests, it seems necessary to protect the mulberry trees and prevent the destruction of this bird’s habitat along with the protection and provision of new water sources.

    Keywords: Syrian Woodpecker, Habitat selection, Naeen Province, Conservation
  • Asghar Mobaraki, Eskandar Rastegar Pouyani *, Haji Gholi Kami, Nematallah Khorasani Pages 193-202

    As the only remnants of diverse and wide spread marine turtles from ancient time, modern marine turtles play important ecological, economical and cultural roles in our oceans and related human communities. Green sea turtle, Chelonia mydas, referred as the most valuable reptile of the world, and have its popularity and famousness owing the name of the order Chelonian and one of the remaining sea turtle families, Cheloniidae. Totally 139 turtles in different life stages, from different sites and using the mentioned methods, captures and the collected data analyzed. Of all samples, the smallest and largest ones had a juvenile 26 cm and a male mature 96 cm length, respectively, the minimum and maximum weight also were 2.3 and 97 kg respectively. Considering the quality, totally 70 sequences with 694 bps were included in the final genetic analyses. Based on the phylogenetic trees, two main clades with 37 and 33 individuals were detected. In both clades, individuals from all sampling sites were present, indicating geographic distinction, convincing to suppose the all individuals as a one group. Total FST for two clades calculated 0.77 (p>0.05) which indicates high level of differentiation. As a whole population or as one group, 17 haplotypes were recognized with haplotype diversity (h) of 0.8977 and nucleotide diversity (π) of 0.0149. 13 haplotypes recorded as the new detected ones. Of all the 17 haplotypes, only four haplotypes have already been reported, sharing with six haplotypes including: two from Australia (KJ502589.1 and KJ502588.1), two haplotypes from Saudi Arabia (KP027611.1, KP027608.1), and one from Indonesia (KM357652.1) and one from south East Asia (KX057743.1). Haplotypes of 1 and 9 with 14 individuals had the highest frequency. Haplotype network was drawn to represent the relationship between the all haplotypes of data set which the results and contribution of each locality in the groups. The network shows that the haplotypes form two main groups have 16 mutation steps which indicate their genetic distance and divergence.

    Keywords: Conservation, Marine turtles, Haplotype, Persian Gulf
  • Arash Jouladeh Roudbar *, Ali Nazlabadi, Dorsa Cheraghi, Negar Hussein Rahimi Pages 213-218

    Wetlands are productive and biologically diverse ecosystems that increase water quality, control soil erosion, maintain stream flow, and absorb carbon. Identifying the fauna of wetlands has always been very important because in various studies it has been estimated that the life cycle of 60 to 90% of economic fish is related to wetlands. In this regard, a study was conducted to investigate and identify the fish of Sarab Maran wetland in Kermanshah province. Sampling was done between 1397 to 1400 with electrofisher. Five families, nine genera and 11 species of fish were identified in this wetland. The family Cyprinidae with four species, Nemacheilidae with three species, Leuciscidae with two species and the families Cobitidae and Poeciliidae each with one species were present in the wetland. Of the 11 identified species, six species were endemic to Iran. Due to the high and unique endemicity of fish in this wetland, in order to protect its fish, it was suggested that the construction of fish farm in this wetland be stopped.

    Keywords: Biodiversity, Ecosystem, Carps, endemic, Kermanshah
  • Fahimeh Tollabian *, Morteza Kamali Pages 219-228

    The aim of this study was to evaluate the biochemical factors of blood and tissue damage of gills and liver of rainbow trout in 14-day exposure to acetaminophen. For this purpose, 300 pieces of rainbow trout juveniles with an average weight (12.52±2.5) were prepared and experimental treatments including 5 treatments and 3 replications were designed. Based on the obtained results, a significant increase in serum lysozyme and complement (ACH50) enzyme activity was observed in juvenile fish during exposure to acetaminophen. The amount of cortisol and glucose also showed a significant decrease in the amount of these indicators so that the highest amount of cortisol and glucose measured in the control group and the lowest amount was observed and recorded in treatment 5. The results of the study of tissue damage showed that in gill tissue, curvature and club formation of the tip of the secondary gill blade were due to the effects of low concentration (0.01 mg / l) of acetaminophen. At moderate concentrations (0.1 and 1) mg / l, hyperplasia, hypertrophy, clubbing of the tip of the secondary gill blade and welding of the secondary blade were observed. Liver tissue examination showed the most severe liver tissue lesions in fish exposed to 10 mg / l acetaminophen. The presence of acetaminophen caused damage to gill tissue and liver in rainbow trout juveniles. However, it increased blood safety markers such as lysozyme and complement and also significantly reduced cortisol. Which showed a decrease in stress levels in fish exposed to different levels of acetaminophen.

    Keywords: Immunity, Acetaminophen, Complement, Lysozyme, Cortisol, Rainbow trout
  • Mohammad Darvishi *, Siamak Behzadi, Hossein Rameshi, Behnam Daghooghi, Sajjad Pourmozaffar, Mohammad Momeni, Ali Salarpouri, Gholamali Akbarzadeh Chomachaei Pages 229-234

    This study was performed in order to the optimization mesh size of Trichiurus lepturus´s gillnet-fishing in Hormozgan province. At first linear relationships between the total length and the different parts of the body of the Ribbonfish were obtained. In order to evaluate the efficiency and determine the appropriate mesh size, the classification of fish caught by this method was compared with the length at first maturity. The percentage of fish caught in different parts of the body was investigated. By using the length at first maturity of this species and proportion coefficient the optimal mesh size was obtained. More than 57% of the fish were caught in the head (around gill) as the highest part of body fish. The length modes of the various parts of the ribbonfish, including head (gilled), body, snout(snagged) circumference and entangled, were in the total length classifications of 50-55, 65-70, 65-70 and 80-85 cm, respectively. The proportion coefficient was equal to 0.036 and the optimal internal mesh (knot to knot opposite) was calculated to be 57 mm. Considering that more than 71% of the ribbonfish caught with common gillnets have been in sizes less than the length of maturity (78.7 cm total length), eliminating these gillnets and using the optimized mesh nets that proposed this research study,  reduces immature fish in the fishing.

    Keywords: Trichiurus lepturus, Gillnet, Optimized mesh, Hormozgan province, Persian Gulf
  • Mahsa Arya, Tooraj Valinassab *, Seyed MohammadReza Fatemi, Pargol Ghavam Mostafavi Pages 235-242

    In this study, the density and species diversity of sea cucumber in the Pozm bay in the north of the Oman Sea and adjacent to the Chabahar bay of Iran in three seasons of spring, autumn and winter were studied. Sampling was done by diving method in an area of 314 square meters in Pozm bay in five stations with different substrates. The samples were identified after transfer to the laboratory with the help of valid identification keys and the species Holothuria leucospilota, H. arenicola, H. atra and Stichopus variegatus were identified and H. leucospilota was identified as the dominant species in the region. Shannon, Margalf, Simpson and Pilo indices were used to study the species diversity of sea cucumber. The results showed that the highest density was recorded in winter 94 with an average of 4.64 73 0.73 in 314 square meters and the lowest in spring with an average of 0.419. 1.8 in 314 square meters. Also Shannon (0.12 ± 0.97, 0.25 ± 1.16, 0.23 ± 1.16), Margalof (0.11 ± 1.46, 0.09 ± 1.69, 0.21 ± 1.61), Simpson (0.04 ± 0.356, 0.07 ± 0.164, 0.01 ± 0.245) and Pilo ( 0.11 ± 0.112, 0.08 ± 0.837, 0.18 ± 0.91) showed different values in winter, spring and autumn, respectively. Therefore, different species of sea cucumbers in the Pozm bay were identified with species richness and low density that if proper conservation and exploitation measures are not taken, the current stocks of sea cucumber in this ecosystem will be severely reduced.

    Keywords: Sea Cucumber, Density, Species Richness, Ecological Index, Pozm Bay
  • Mojtaba Ghorbanpour Delavar, Shayan Ghobadi *, Saber Vatandoust, Hamed Manouchehri, Reza Changizi Pages 243-252

    Metal oxide nanoparticles are among the most widely used compounds among nanoparticles that have wide applications in various fields. Nanoparticles have high chemical and biological reactivity by increasing their surface to volume ratio, which leads to increased production of free radicals. The generated free radicals disrupt the oxidation state and normal regeneration of body cells and cause oxidative damage in organisms and many diseases. The aim of this study was to investigate the oxidant effect of nickel oxide nanoparticles and also the antioxidant effect of chitosan-alginate nanoparticles in the model alginate model The fish is goldfish. Accordingly, in this study, 5 groups of fish were used for experiments with 4-week treatments. The study groups included the control group, the treatment group with nickel oxide nanoparticles and 3 groups of simultaneous treatment of nickel oxide nanoparticles and alginate-chitosan nanoparticles containing curcumin. At the end of the period, liver samples were isolated and collected for oxidative damage. Total antioxidant levels, MDA, glutathione and the antioxidant enzymes catalase, glutathione S-transferase and superoxide dismutase were measured in all groups. The results showed that treatment with nickel oxide nanoparticles decreased the level of total antioxidants and increased the level of MDA in the nickel oxide nanoparticle treatment group, but the groups that received curcumin-containing alginate-chitosan nanoparticles along with nickel oxide nanoparticles had anti-oxidant parameters. They gave. These results showed strong evidence of induction of cellular oxidative stress due to exposure to nickel oxide nanoparticles as well as the protective effect of curcumin-containing alginate-chitosan nanoparticles.

    Keywords: Protective effect, Chitosan-Alginate nanoparticles, Curcumin, Oxidative stress, Nickel oxide nanoparticles, Carassius auratus
  • Mostafa Alishiri Joonaghani, Kamran Rezaei Tavabe *, Gholamreza Rafiee, Bahman Jamshidi Pages 253-260
    The past studies have shown that the use of some probiotics has improved growth, reproductive and immune systems in crustaceans. Litopenaeus vannamei is the most important culture species of crustaceans in the country and this shrimp grows better than other shrimps. In this study, the effect of both probiotics based on quality indicators includes: larval stage index (LSI), larval condition index (LCI), larval dry weight, larval survival, Simultaneity of larval maturation to post larvae, time of emergence of first post larvae, duration of larval period and salinity and formalin stress tests in order to investigate Improvements in qualitative growth indices and immune system of Vanami shrimp larvae were examined. For this purpose, three concentrations of Bacillus probiotic with dose 6×105, 3×105 and 1×105 and three concentrations of Lactobacillus probiotic with dose 6×106, 3×106 and 1×106   were added to the water tank of Vanami shrimp larvae. The results showed that the larval quality indices at level 3 of both Bacillus and Lactobacillus probiotics were the best response and respectively, respectively 67±3.2 and 62±7.28, dry weight 139±3.99 and 138±22.23, larval stage index 11.55±0.26 and 11.46±0.11, larval condition index 1.86±0.06 and 1.88±0.13, Simultaneity of larval maturation to post larvae 1.45±0.23 and 1.41±0.04, time of emergence of first post larvae 7.5±1.1 and 7.7±1.52, duration of larval period 8.91±0.73 and 9.11±0.6 and salinity and formalin stress tests also show significant differences for all indicators except dry weight index and time of emergence of the first larval post for Bacillus probiotic. Finally, it can be concluded that the use of both probiotics increases growth, faster development, and longer survival and increases the resistance of the immune system.
    Keywords: probiotics, Bacillus, Lactobacillus, Litopenaeus vannamei
  • Sajad Fatahi *, Mahmoud Hafezieh, Mansour Sharifian Pages 261-268
    In present study the effects of short-term starvation and refeeding on growth and feeding performances, body composition and blood biochemical parameters of Asian sea bass (Lates calcarifer) were studied. After 2 weeks adaptation to experimental condition, 6000 fish with an average initial weight of 250±6.0 g in two treatments and one control group were randomly distributed in nine farmed cages. Control treatment fed two times daily to apparent satiation. The first treatment (T1) 3 day starvation & 12 days refeeding and the second treatment (T2) 6 day starvation & 24 days refeeding experienced. The obtained results showed that the value of the weight gain in the control and T2 groups were significantly lower than T1 group, at the end of the experiment (P<0.05). Food conversion ratio and Food conversion efficiency values showed lower and higher in T1 group, while higher and lower their values were observed in the control group (P<0.05). However, short terms starvation and refeeding periods did not seem to exert a profound influence on specific growth rate (P>0.05). Short-term starvation and refeeding did not affect carcass ash and moisture (P>0.05). However, the fat value was significantly (P˂0.05) higher in the control group and protein value was significantly (P˂0.05) lower in the T2 group. There were no significant differences in blood biochemical parameters among different treatments (P>0.05). However, triglycerides and albumin values was higher in T2 and T3 fish than that in the T1 fish, and there was a tendency in glucose and total protein values to decrease with longer starvation periods. The results regarding growth and feeding performances, survival and biochemical parameters indicated that the best compensatory strategy occurred in the deprived fish with 3 days and refed with 12 days and that this species can be subjected to short term starvation without any significant effects on growth and feeding performance.
    Keywords: Lates calcarifer, Compensatory growth, Growth, feeding performance, body composition, Blood biochemical parameters
  • Abdolvahab Kalteh, Afshin Ghelichi *, Sarah Jorjani, Reza Akrami, Fariborz Ghojoghi Pages 269-278
    Due to the limitations of fish oil and its high price, the aquatic feed industry needs to find suitable alternatives to fish oil in the aquaculture industry. So the aim of this study was to investigate the effect of replacement of poultry waste fat instead of dietary fish oil with return to main diet strategy on some growth and blood parameters of rainbow trout (Oncorhynchus mykiss) in order to find a suitable alternative to fish oil. 120 rainbow trout juveniles weighing 50.72±2.13 g were purchased and after the adaptation period, 25 fish in each pond were released in a completely randomized design with 5 treatments and 3 replications. Control treatment: fed with normal diet, treatment 1: fed with diet containing mixture of fish oil and poultry fat (50/50) for one month and with normal diet in the second month, treatment 2: fed with diet containing poultry fat for one month and with the normal diet in the second month, treatment 3: fed a diet containing a mixture of fish oil and poultry fat (50/50), treatment 4: fed a diet containing poultry fat. At the end of the two-month period, growth indices and food conversion ratio were measured. Also, 6 fish from each treatment were randomly sampled and blood parameters were measured according to standard methods. There was no significant difference between different treatments in terms of growth, nutrition and red blood cell counts. The amount of hemoglobin in treatments 1 and 4 was significantly lower than the control group. The amount of hematocrit in treatment 4 was significantly lower than treatment 1. The number of white blood cells in treatment 4 was significantly lower than other groups. The lowest percentage of lymphocytes and the highest percentage of neutrophils were observed in the treatment 4, so that the amount of this parameter was significant in treatment 4 with other groups. Replacing poultry waste fat with fish oil and re-feeding with the normal diet due to the high ability of rainbow trout to digest food and convert food into tissue can reduce production costs. Therefore, all treatments except treatment 4 are recommended.
    Keywords: Rainbow Trout (Oncorhynchus Mykiss), Fish oil, Poultry waste fat, growth, Food conversion ratio, haematology
  • Reza Nahavandi, Meysam Sabzeh, Saeid Tamadoni Jahromi, Ali Sadeghi, Sajjad Pourmozaffar *, Hossein Rameshi, Mohammad Khalil Pazir Pages 279-284
    This study was carried out to investigate the effects of macroalgae Padina australis and Gracilaria pygmaea extracts on growth performance and blood parameters of juvenile Common carp (Cyprinus carpio). Animals were randomly divided into four groups (initial weight 5 g); control group (basal diet without extracts), and three groups were fed with basal diet supplemented with 5 g/kg Padina australis, 5g/kg Gracilaria pygmaea and 2/5 g/kg Padina australis + 2/5 g/kg Gracilaria pygmaea for 8 weeks. Fish were hand fed to apparent satiation 3 times a day and for 8 weeks. Results showed that growth factors (final fish weight, specific growth rate, weight gain, condition factor and feed conversion) in fish fed with diet containing macroalgal extracts (Padina australis, Gracilaria pygmaea and Padina australis + Gracilaria pygmaea) was significantly higher than the control group. Hemoglobin level and the weight of hemoglobin in a red blood cell in fish fed with diet containing macroalgal extracts (Padina australis, Gracilaria pygmaea and Padina australis + Gracilaria pygmaea) was significantly higher than the control group. The control group had a higher level of triglycerides and cholesterol compared to the groups fed with diets containing macroalgal extracts (Padina australis, Gracilaria pygmaea and Padina australis + Gracilaria pygmaea).
    Keywords: Common carp, Padina australis, Gracilaria pygmaea, growth performance, blood parameters
  • Razieh Sokooti, Mojdeh Chelemal Dezfoulnejad *, Mehran Javaheri Baboli, Abolfazl Askary Sary, Hadideh Mabudi Pages 285-292
    Probiotics are bacteria that in sufficient quantities have beneficial effects on the host. Today, the use of probiotics as food supplements in the aquatic industry has grown exponentially. The aim of this study was to investigate the effect of various probiotics on antioxidant factors in the liver and blood serum of Asian sea bass (Lates calcarifer). For this purpose, Asian bass fish with an initial weight of 171.29±8.79 g, for 60 days using four diets including control group (without bacteria), the first group (selected strain isolated from fish in Khuzestan province), the second group (selected strain isolated from fish of Bushehr province) and the third group (selected strain isolated from fish of Hormozgan province) were fed. Fish sampling was performed on days 0, 30, and 60 of the experiment. The results showed that after 60 days of probiotic use, liver superoxide dismutase levels decreased in all groups and glutathione levels in the second and third groups increased significantly compared to the control group (p<0.05). Also, serum superoxide dismutase levels in all groups and glutathione levels in the first group increased significantly compared to the control group (p<0.05). The results of this study showed that the selected strain isolated from fish in Khuzestan, Bushehr, and Hormozgan provinces can improve the antioxidant indices of the liver and serum of Asian seabass.
    Keywords: Dietary probiotic, Superoxide dismutase, Catalase, Glutathione, Malondialdehyde, Asian Sea Bass
  • Hedieh Parang, Abbas Esmaili Sari *, Mojgan Zaeimdar Pages 293-304
    In recent years, the toxic metal mercury has become one of the most important metal pollutants in Anzali wetland, so that the health and quality of edible fish in this ecosystem is seriously endangered for consumers. 10 species of four fish including common perch, duck, common carp and carp were caught. Atomic absorption method was used to measure mercury. Non-carcinogenic risk factors (HQ), daily mercury uptake (DI), allowable daily intake of fish (CRlim) and allowable monthly intake (CRmm) for children, women and adults in both fishery and non-fishery families were assessed. The mean concentrations of total mercury in the oral tissues of common perch, duck, common carp and carp were in the range of 8.46±149.93, 4.37±165.17, 8.83±78.92 and 60.7. 5.51 ng/g fresh weight, respectively. Duck species showed the highest mercury in the edible tissue with the lowest allowable amounts of food per month at 6.6, 5.1 and 5.6 for children, women and adults in fishery families, respectively. Health risk assessment showed a non-carcinogenic risk for mercury in duck and perch for adults and women (HQ>1). Therefore, Anzali wetland is heavily contaminated with mercury metal and the accumulation of this metal in the edible tissue of fish consuming this habitat can threaten the health of fishery households more than other people.
    Keywords: Carnivorous fish, Omnivorous fish, Mercury accumulation, Edible tissue, Non-carcinogenic risk, Permissible intake
  • Amin Gholamhosseini *, Amir Zeidi, Mahdi Banaee, Morteza Ostovari, Sara Bagheri Pages 305-316
    Micro and nanoplastic pollution is not only a threat to marine organisms and ecosystems, but also a threat to humans. The consequences of acute and chronic exposure are not yet fully understood. In this review, we have collected recent results on the effects of micro- and nanoplastics on different fish species, including brackish and freshwater. In this model, insights into the risks of plastic particle toxicity for Organisms' health is presented with a focus on long-term exposure to different levels of biological complexity in different tissues and organs. Current scientific evidence shows that the toxicity of plastic particles depends not only on factors such as particle size, concentration, exposure time, shape and type of polymer, but also on other factors such as the type of species, which complicates this issue. In this study, we have examined the possible routes of entry of these particles into the body of fish, as well as the different effects on different tissues in aquatic animals, which indicate negative and destructive effects on different parts of the aquatic body. It can provide useful information for further research as well as background for effects on different tissues in aquatic life.
    Keywords: Microplastics, fish, histology
  • Ghorbanali Kabousi, Ziya Kordjazi *, Mohamad Farhangi, Hadi Raeisi Pages 317-322

    The aim of this research conducted in the lowermost (lowest) zone of Gorganroud river - southeastern Caspian Sea, in where hatchery-reared juvenile fish were released for stock enhancement, was Determining appropriate site for releasing hatchery-reared juvenile fish using macrobenthos diversity indices. Sampling was undertaken over five surveys, (spring 2018, spring, summer, and autumn 2019 and winter 2020), in three sites (with three replications) including (1) boarder guard station (BGS), (2) Khaje Nafas bridge (KNB), and (3) Khaje Nafas dam (KND). The results of split plot analysis showed that no significant difference was observed in sedimentary organic matter among sampling sites. Biodiversity indices and water physico-chemical factors also showed significant differences among sampling sites, as indices like abundance, species richness and Shannon index in KNB site were significantly higher than those in BGS site  (in where reared juvenile fish were released for stock enhancement). In addition, water quality was significantly better in KNB site (p<0.05), as water in BGS site had significantly higher dissolved oxygen (Do) and lower salinity and total dissloved solid (TDS) than that in BGS site. Thus, it is recommended reared juvenile fish be released in more suitable places (ie., site 2) to increase the survival probability of released juvenile fish.

    Keywords: Macrobenthos biodiversity, Hatchery-reared juvenile, Gorganroud River
  • Mohammadreza Mandegari, Ehsan Kamrani *, Mohsen Safaie, Mojtaba Naderi, Moslem Daliri Pages 323-328
    The aim of this study was investigation sexual dimorphim in morphometric characters and some growth parameters of Austruca sindensis on eastern coast of Bandar Abbas (behind the airport) during January 2017 to December 2018. Samples after collecting were moved to biology laboratory of Hormozgan university for more study. 857 Individuals (457 males and 382 females) have collected. Based on results, carapace width means of male crabs (9.48 ± 2.52 mm) was obtained significantly more than carapace width mean of female crabs (8.47 ± 1.84 mm) (P<0.05). Among the studied parameters, proportion of fifth and sixth abdomen width was significantly more in females (P<0.05). The negative allometric growth was observed for both sex. Also, the exponential value (b) estimated was obtained 2.92 for male crabs and 2.72 for female crabs (P<0.05). In this study, Asymptotic carapace width (CW∞), the theoretical age at length zero (t0), maximum life span estimated 23 mm, -0.13, 2.6 year for male and 19.8 mm, -0.1, 1.9 year for female. Also, growth rate (k) and mortality of female were high in comparison to male crabs. The condition factor value of males (0.042±0.006) was obtained significantly more than of females (0.034±0.006) (P<0.05). In addition, variations in the condition factor rate were correlated with temperature.
    Keywords: Sexual dimorphism, Growth parameters, condition factor, Austruca sindensis
  • Navid Zamani *, Javad Hatami, Seyd Mohamad Shobeiri, Shahram Kaboodvandpour Pages 329-336
    In the new approach to ecotourism, as a spatial model of tourism in nature, the purpose of ecotourism is not only for tourism and recreation, but also as a means of environmental protection and economic development. In this view, ecotourism is primarily concerned with environmental considerations and the concept of sustainable development, and recreation is of secondary importance. In this study, conditional valuation method and questionnaire were used to estimate the ecotourism value of Kosalan protected area. For this purpose, logit analytical model was used and based on the maximum likelihood method, the indicators of this model were estimated and evaluated. Respondents' opinions are divided into five groups: completely agree, agree, disagree, disagree and strongly disagree as a percentage. The results show that visitors agree with the following in order to protect the environment: Receipt of value added tax by the government to protect the ecosystem and plant and animal species of the region, the participation of indigenous peoples and in the protection and preservation of habitats And its revival, education and environmental awareness, economic and social development of human societies. The point to be noted is the large number of private investment in the region, which reminds the government of the need for more attention and investment.
    Keywords: Ecotourism, Environmental education, Conditional valuation, Logit Analytical Model
  • Maryam Moarefi *, Ali Hamrahi, Leila Mosalaei Pages 337-342
    Tuta absoluta (Meyrick) is one of the most important pests of tomatos and potatos, causes lots of damage and reduces the quality and quantity of the crop. This experiment was performed as completely randomized blocks with 10 replications in Shiraz in 2017-2018 with two factors including plant type (Tomato and Potato) and cultivation conditions (greenhouse and field). The results of analysis of variance of biological parameters of the pest on tomatoes and potatoes in greenhouse and field conditions showed that the type of host plant and cultivation conditions on embryonic, larval, pupal stage (only in host plant type) and female lifespan were significant at the level of 1% and 5%, but their interaction was not significant. The results showed that the maximum and minimum life span of embryonic, larval and pupal stages of the pest were treated by a2b1 with 6.9 and a1b2 with 4.3 days a2b1 with 14.5 and a1b2 with 11.7 days, a2b2 with 9.5 and a1b2 with 4.7 days while the maximum and minimum lifespan of the female belonged to the treatment of a1b2 with 17.2 and a2b1 with 9.9 days. Also, the type of host plant and culture conditions were significant on the average total spawning rate of female insects at the level of 1% but their interaction was significant. Moreover, the results of insect oviposition revealed that the highest and lowest number of eggs were in the treatment of a1b1 with 128.6 and a2b2 with 86.1 eggs, respectively.
    Keywords: Solanaceae, Host Preference, Shiraz, Integrated Management
  • Mohammad Reza Fathi, Navid Nezafati *, Amir Hossein Behrooz, Mohsen Etemad Pages 343-354

    With the expansion and intensification of competitive environment in today's world, supply chain management has become one of the key issues facing businesses. It has influenced all the activities of organizations to produce products, improve quality, reduce costs and provide the services required by customers. On the other hand, as the volume of pollutants increased, the researchers sought to design networks that, in addition to economic optimization, focused on environmental factors in all sectors. Supply chain network design is a strategic and critical issue that provides an optimal framework for effective and efficient supply chain management. One of the most suitable areas for integration in supply chain networks is the design of closed-loop supply chain networks, which can prevent the overlap caused by the design of separate direct and reverse networks. In this paper, a mixed integer linear programming model for closed loop supply chain network design is presented. The latter model seeks to minimize costs, minimize environmental impact, maximize the amount of worn-out product collected, and maximize supply chain social responsiveness. The proposed model is implemented by Saba Battery Company, which produces various types of batteries. Since the proposed model belongs to the NP-hard category, an exact solution method and two multi-objective genetic algorithms and a multicomponent particle swarm were used to solve the model. Based on the research results, the cost objective function tends to create a supply chain network with a centralized structure in order to achieve a lower cost. The environmental objective function tends to create a network with a decentralized structure to reduce environmental impacts. The proposed models are able to provide a range of Pareto optimal solutions according to the different levels of applying fuzzy constraints to determine the final decision. The two algorithms differ in terms of time; NSGA-II is superior to MOPSO. Also, two algorithms are different in the MID criterion, MOPSO is superior to NSGA-II, and in the rest of the criteria, they are not significantly superior to each other. The proposed model was determined with Jimenez's deterministic approach and a deterministic auxiliary model was proposed. This model was solved using the epsilon constraint method and two multi-objective genetic algorithms and multi-objective particle swarm

  • Nasim Goligar, Sara Saadatmand *, Ramzan Ali Khavarinejad Pages 355-366
    Considering human activities, especially industrial development, pollution with heavy metals such as Cadmium (Cd) and Lead (Pb) is becoming a critical challenge for the environment, which may endanger human life. Nowadays, Mycoremediation is mentioned as a useful, economic and efficient way to reduce heavy metal pollution. In this study, the efficiency of Pleurotus eryngii in refining heavy metals Lead (Pb) and Cadmium (Cd) in a liquid growth medium was investigated. ]n order to evaluate the performance of the above fungus, the amount of heavy metals uptake, protein concentration, the amount of catalase enzyme, and the amount of phenolic and flavonoid compounds in the presence of heavy metals (Lead and Cadmium) in four experimental groups with dilution levels of 0, 150, 250 and 350 ppm was measured. The highest absorption rates of heavy metals for lead and cadmium were 52.33±0.57 and 50.00±1.20, respectively. Also, the results increased the concentrations of phenols, flavonoids, proteins, and catalase by increasing the concentrations of the mentioned metals respectively (3.23±0.50, 3.50±0.08) and (27.26±0.12, 28.76±0.08) mgg-1, (0.65±0.01, 0.65±0.01) mgml-1, (0.20±0.05, 0.50±0.05) protein unit min-1mg-1 showed that the results. According to the results, a significant difference was observed between the control group and the experimental groups (P<0.001). In general, according to the obtained results, it seems that P. eryngii can be used as a suitable candidate for mycoremediation
    Keywords: Edible Mashroom, Heavy metal, Mycoremediation, Pollution