فهرست مطالب

روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران - سال بیست و هشتم شماره 3 (پیاپی 110، پاییز 1401)
  • سال بیست و هشتم شماره 3 (پیاپی 110، پاییز 1401)
  • تاریخ انتشار: 1402/03/11
  • تعداد عناوین: 7
|
  • گیتی بهرامی، مرضیه تکفلی*، مروئه وامقی صفحات 300-313

    اهداف :

    با شروع بحران همه گیری ویروس کووید-19 در سراسر جهان از جمله ایران، لزوم پیشگیری و درمان کووید-19 به یک اولویت ملی برای همه گروه های جامعه تبدیل شده است. کودکان به عنوان یکی از گروه های آسیب پذیر جامعه در ابعاد مختلف تحت تاثیر این همه گیری قرار دارند. درنتیجه این مطالعه به دنبال این بوده است که با مرور شواهد و منابع موجود در سطح داخلی و بین المللی، عوامل اجتماعی موثر بر سلامت روان کودکان ساکن ایران در مواجهه با همه گیری کووید-19 را شناسایی و طبقه بندی کند.

    مواد و روش ها:

     روش این مطالعه از نوع تحقیقات توصیفی با مرور نظام مند اسناد و منابع کتابخانه ای و جست وجو در پایگاه های اطلاعاتی معتبر داخلی و بین المللی بوده است که فرایند آن با کمک نمودار پریزما گزارش شده است. مطالعات کمی نهایی با کمک چک لیست ارزیابی مطالعات و درنهایت 9 مطالعه برای بررسی و تحلیل نهایی انتخاب و وارد مطالعه شدند.

    یافته ها :

    در میان مطالعاتی که به سلامت روان کودکان ساکن ایران اشاره داشتند، فقط یک مطالعه در سطح ملی بود، بیش از 44 درصد محدود به کودکان شهر تهران بود و همچنین بیش از 77 درصد مطالعات، جمعیت عمومی کودکان را مطالعه کرده بودند. براساس نتایج این مطالعه می توان گفت عوامل تمایزیافتگی خویشتن بالا، سبک های حل تعارض سازگارتر مادر- فرزند و پدر- فرزند، سن بیشتر، افزایش زمان حضور والدین در خانه و تحصیلات بیشتر مادر به عنوان عوامل محافظ و تعیین کننده مثبت سلامت روان (اضطراب و ترس از کرونا) کودکان ساکن ایران شناسایی شدند. از طرفی اضطراب کرونا در مادران، اضطراب، استرس و افسردگی در مادران، آگاهی کودکان از کرونا، ابتلا به ویروس کرونا و یا فوت شخصی از خویشاوندان بر اثر ویروس کرونا، اشتغال والدین به عنوان کادر درمان، مزاحمت و گوش به زنگی والدین، تک فرزند بودن، کم شنوایی و ناشنوایی عوامل خطر برای سلامت روان کودکان (اضطراب، ترس از کرونا و پرخاشگری) ساکن ایران در همه گیری کروناست.

    نتیجه گیری:

     در ایران در مقایسه با کشورهای مختلف مطالعات بسیار محدودی به سلامت روان کودکان (اضطراب، ترس از کرونا و پرخاشگری) و به ویژه عوامل تعیین کننده اجتماعی آن پرداخته بودند. مطالعات موجود نیز ابعاد محدود سلامت روان و عوامل تعیین کننده سطح فردی و خانوادگی را عمدتا مطالعه کرده بودند. اما شناخت و توجه به عوامل تهدیدکننده، پیشگیری کننده و تقویت کننده سلامت روان کودکان و رسیدگی به آن از طریق مداخلات و اقدامات اجتماعی می تواند به شکستن چرخه ناکارآمد نابرابری و تبعیض، ارتقای سلامت روان و کاهش آسیب در مواجهه با همه گیری فعلی و همه گیری های احتمالی در آینده منجر شود.

    کلیدواژگان: کودک، نوجوان، کووید-19، سلامت روان، عوامل اجتماعی، عوامل ساختاری، ایران
  • نگار اصغری پور، نفیسه نوری سیاهدشت* صفحات 314-327

    اهداف:

     دانشجویان هر کشوری سرمایه های آن کشور هستند. اضطراب و مشکلات مربوط به سلامت روان بر کارایی آن ها اثر منفی می گذارد. در این مطالعه اثربخشی آموزش گروهی راهبرد های فراشناختی بر اضطراب سلامتی و سلامت روان دانشجویان بررسی شده است.

    مواد و روش ها:

     این پژوهش، یک مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده بود. در این مطالعه 56 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مشهد در بازه سنی 18 تا 30 سال از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در 2 گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش 8 جلسه یک ساعته به صورت مجازی آموزش راهبرد های فراشناختی دریافت کرد و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. شرکت کنندگان در 2 مرحله پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری 1 ماهه با مقیاس های اضطراب سلامتی سالکوویسکیس و وارویک و سلامت روان ارزیابی شدند. داده ها با استفاده از SPSS نسخه 23 و روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر (آنووا) تحلیل شدند.

    یافته ها :

    نتایج این مطالعه نشان داد آموزش راهبرد های فراشناختی یک برنامه موثر در کاهش اضطراب سلامتی و افزایش سلامت روان بود. نتایج در سطح (P<0/05) معنادار بود و بعد از 1 ماه پیگیری نیز نتایج باقی مانده بود.

    نتیجه گیری :

    به طور کلی، بر اساس نتایج این مطالعه، برنامه آموزش راهبرد های فراشناختی می تواند یک راهکار مناسب برای کاهش اضطراب سلامتی و بهبود سلامت روان دانشجویان باشد.

    کلیدواژگان: آموزش فراشناختی، اضطراب سلامتی، سلامت روان
  • فاطمه ناجی میدانی، هدی دوس علی وند*، ایمانه عباسی، محمد نوری صفحات 328-345

    اهداف:

     اختلال وسواسی اجباری رابطه ای یکی از نمایه های اختلال وسواسی اجباری است که بر مشکلات رابطه ای تمرکز دارد. شناسایی مکانیسم های زیربنایی درگیر در شدت علایم اختلال وسواسی اجباری رابطه ای می تواند دانش ما را در ارتباط با عوامل ایجادکننده و تشدیدکننده این اختلال به شکل معناداری وسعت بخشد. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان و اجتناب تجربه ای در ارتباط بین سبک های دلبستگی و شدت علایم اختلال وسواسی اجباری رابطه ای انجام شد. 

    مواد و روش ها:

     پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی مقطعی است. 531 شرکت کننده (455 زن و 76 مرد) از جمعیت عمومی ایران با استفاده از نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکت کنندگان پرسش نامه های پژوهش شامل مقیاس تجربه روابط نزدیک (ECR-R)، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (DERS)، پرسش نامه پذیرش و عمل (نسخه دوم) (AAQ-II) و پرسش نامه وسواسی اجباری رابطه ای (ROCI) را به صورت آنلاین تکمیل کردند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 22 و AMOS نسخه 24 استفاده شد.

    یافته ها :

    نتایج پژوهش نشان داد سبک های دلبستگی با دشواری در تنظیم هیجان، اجتناب تجربه ای و علایم وسواسی اجباری رابطه ای ارتباط معنا دار (P<0/01) دارد. علاوه بر این، 2 متغیر دشواری در تنظیم هیجان و اجتناب تجربه ای در رابطه بین سبک های دلبستگی و علایم وسواسی اجباری رابطه ای نقش میانجی داشتند.

    نتیجه گیری:

     سبک های دلبستگی می توانند علایم اختلال وسواسی اجباری رابطه ای را هم به صورت مستقیم و هم از طریق میانجی گری متغیرهای دشواری در تنظیم هیجان و اجتناب تجربه ای پیش بینی کنند. درمان علایم اختلال وسواسی اجباری رابطه ای باید دشواری در تنظیم هیجان و اجتناب تجربه ای را به ویژه در افراد دارای سبک دلبستگی ناایمن مورد توجه قرار دهد. پیشنهاد می شود مطالعات آینده این نتایج را در نمونه های بالینی بررسی کنند.

    کلیدواژگان: دلبستگی، تنظیم هیجان، رفتارهای اجتنابی، روابط زناشویی، وسواسی اجباری
  • سمیه عربی خلیل آباد، نوشین خادم الرضا، امیرسینا همایونی، شیوا ثریا، سجاد عفت نژاد، علی کبیر، فاطمه هادی، محمدرضا شالبافان* صفحات 346-359

    اهداف:

     این مطالعه وضعیت نگرش و پذیرش دارویی و کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به اختلالات نوروتیک روا ن پزشکی مراجعه کننده بار اول به درمانگاه روا ن پزشکی بزرگسالان انستیتو روا ن پزشکی تهران را ارزیابی می کند.

    مواد و روش ها:

     این مطالعه به صورت مقطعی و با پیگیری 6 ماهه بر روی بیماران مبتلا به اختلالات نوروتیک روا ن پزشکی که برای بار اول به درمانگاه روا ن پزشکی انستیتو روا ن پزشکی تهران مراجعه کرده اند انجام شد. در این مطالعه بیمارانی که برای بار اول مراجعه کردند و شرایط ورود به مطالعه را داشتند وارد مطالعه شدند و در ابتدای مطالعه، ماه های 1 و 6 تحت سنجش با پرسش نامه های جمعیت شناختی، کیفیت زندگی 26 سوالی و پرسش نامه 10 سوالی نگرش به دارو جهت سنجش نگرش دارویی قرار گرفتند. همچنین پذیرش دارویی ایشان با استفاده از فرمول میزان تبعیت از درمان دارویی در ماه های 1 و 6 ارزیابی شد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 26 تجزیه و تحلیل شدند. نتایج برای متغیرهای کمی به صورت میانگین و انحراف استاندارد و برای متغیرهای کیفی طبقه ای به صورت فراوانی و درصد فراوانی بیان شدند. در بررسی متغیرهای کیفی از آزمون کای دو و مک نمار استفاده شد. همچنین جهت مقایسه متغیرهای کمی در صورت نرمال بودن توزیع از آزمون تی مستقل و جهت مقایسه نمرات در ابتدا و پیگیری مطالعه جهت متغیرهای زوجی از آزمون تی زوجی استفاده شد و درمورد متغیرهایی که در 3 مرحله ارزیابی شده اند از آنالیز واریانس با مقادیر تکراری استفاده شد. در صورت نرمال نبودن توزیع از آزمون غیرپارامتریک من یو ویتنی استفاده شد. همچنین به منظور محاسبه همبستگی از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون در شرایط پارامتریک و ضریب همبستگی اسپیرمن در شرایط غیرپارامتریک استفاده شد.

    یافته ها:

     100 بیمار مطالعه شدند. پذیرش دارویی در ماه ششم نسبت به ماه اول به طور معنی داری افزایش یافت. در مقایسه بین نمره کلی کیفیت زندگی در ماه های 1 و 6 نسبت به نمرات ابتدای مطالعه و همچنین ماه 6 به ماه 1، بهبودی معنی دار مشاهده شد (P<0/001). در بررسی زیرمقیاس های پرسش نامه کیفیت زندگی، سلامت روان و سلامت عمومی در هر برهه نسبت به ارزیابی پیشین به صورت معنی داری بهتر شده بود (P<0/001). میانگین زیر مقیاس سلامت جسمانی به صورت معنی داری افزایش یافت (P<0/001)، اما در مقایسه دو به دو، تنها اختلاف ماه اول و ششم معنی دار بود (P<0/001). میانگین زیرمقیاس روابط جتماعی نیز روند صعودی معنی داری داشت (P<0/05) اما در بررسی دوبه دو تنها اختلاف ماه های صفر و 1 معنی دار بود (P=0/001). تغییرات میانگین شاخص سلامت محیطی نمایانگر اختلافی معنی دار بود (P=0/019) اما این شاخص تنها در ماه اول نسبت به ماه صفر افزایش داشت و پس از آن ثابت باقی ماند. همچنین در مقایسه میانگین نمره پرسش نامه نگرش دارویی در ماه نخست با ماه ششم، نشان داده شد که نگرش بیماران به درمان به صورت معنی داری بهبودی پیدا کرد (P<0/001).

    نتیجه گیری :

    نتایج پژوهش نشان داد در یک دوره 6 ماهه پس از مراجعه بار اول به درمانگاه روا ن پزشکی، کیفیت زندگی و برخی ابعاد آن و پذیرش درمان دارویی و نگرش بیماران به درمان دارویی در بیماران افزایش یافت. البته تفاوت معنی داری بین نمره کیفیت زندگی بیماران بر اساس پذیرش دارویی ایشان در این مطالعه یافت نشد.

    کلیدواژگان: نتیجه درمان، بیماری روانی، پذیرش درمانی
  • حمزه رستمی، فروزان بهروزیان، اسماعیل موسوی اصل* صفحات 360-373

    اهداف:

     سندرم اضطراب کووید-19 به واسطه پایش تهدید، چک کردن، اجتناب و نگرانی مشخص می شود. مقیاس سندرم اضطراب کووید-19 ابزاری برای شناسایی وجود ویژگی های سندرم اضطراب کووید-19 است. پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس سندرم اضطراب کووید-19 انجام شد.

    مواد و روش ها:

     مطالعه حاضر از نوع روان سنجی بود که در زمره تحقیقات همبستگی است و جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان مقاطع تحصیلی مختلف دانشگاه علوم پزشکی اهواز در سال تحصیلی 1398-1399 بود. از این جامعه، 251 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و ابزارهای خودگزارشی شفقت، مقیاس سندرم اضطراب کووید-19 و مقیاس فرسودگی کووید- 19 را پر کردند. در این مطالعه پایایی با استفاده از روش آلفای کرونباخ بررسی شد و اعتبار با استفاده از روش های اعتبار هم گرا و واگرا و تحلیل عاملی تاییدی بررسی شد. در مطالعه حاضر برای تجزیه و تحلیل داده های تحقیق از نرم افزار SPSS نسخه 25 و نرم افزار لیزرل 8/8 استفاده شد. 

    یافته ها :

    نتایج تحلیل عاملی تاییدی از ساختار تک عاملی و 2 عاملی (پشتکار و اجتناب) مقیاس سندرم اضطراب کووید-19 حمایت کرد و نشان داد مدل 2 عاملی در مقایسه با مدل تک عاملی از برازش بهتری برخوردار است. آلفای کرونباخ برای مقیاس سندرم اضطراب کووید-19 و زیرمقیاس های پشتکار و اجتناب به ترتیب 0/72، 0/71 و 0/70 به دست آمد. مقیاس سندرم اضطراب کووید-19 همبستگی مثبت و معنی داری با فرسودگی کووید-19 و همبستگی منفی و معنی دار با شفقت دارد که نشان دهنده اعتبار هم گرا و واگرای مقیاس سندرم اضطراب کووید-19 است. 

    نتیجه گیری:

     مقیاس سندرم اضطراب کووید-19 از ویژگی های روان سنجی (اعتبار و پایایی) مناسبی در نمونه ای از جمعیت دانشجویی برخوردار بود و می تواند در ارزیابی ابعاد مختلف سندرم اضطراب کووید-19 مفید باشد. مقیاس سندرم اضطراب کووید-19 ابزاری کوتاه، مفید و کاربردی برای سنجش اضطراب کووید-19 در محیط بالینی و تحقیقی است.

    کلیدواژگان: کووید-19، روان سنجی، تحلیل عاملی، اضطراب
  • شیما نظری، فاطمه جاوید، رضا نگارنده، پویا فرخ نژاد افشار* صفحات 374-385

    اهداف:

     حرفه پرستاری پراسترس است و پرستاران برای حفظ تمرکز بر مراقبت از بیمار و همچنین داشتن سازگاری زناشویی و حل مشکلات شخصی نیاز دارند راهبردهای مقابله ای مناسب به کارگیرند. ارتباط سبک های هویتی پرستاران با راهبردهای مقابله ای مورد استفاده و سازگاری زناشویی هنوز به طور کامل روشن نیست. بنابراین این مطالعه با هدف تعیین ارتباط سبک های هویتی با راهبردهای مقابله ای و سازگاری زناشویی در پرستاران انجام شد

    مواد و روش ها:

     این پژوهش توصیفی همبستگی از نوع مقطعی بر روی 221 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان های شهر رشت که به شیوه تصادفی طبقه ای نسبتی انتخاب شدند، انجام شد. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسش نامه های راهبردهای مقابله ای بیلینگز و موس، سبک های هویتی و آزمون سازگاری زناشویی لاک والاس صورت گرفت. داده ها در نرم افزار SPSS نسخه 23 تحلیل شد.

    یافته ها :

    میانگین نمره سازگاری زناشویی شرکت کنندگان 11 /97± 111 /68 و در محدوده مطلوب بود. میانگین نمره کل سبک های هویتی 12 /27±100/31 بود. میانگین نمره کل راهبردهای مقابله ای 7/25± 38/58 بود. سازگاری زناشویی با سبک های هویتی اطلاعاتی (r=0/14 و P=0/03) و هویت هنجاری (r=-0/17 و P=0/01) و راهبرد مقابله ای حل مسیله (r=-0/15 و P=0/03) همبستگی داشت. تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد تنها سبک های هویت و تعداد ساعت شیفت قادر به تبیین 20 درصد تغییرات سازگاری زناشویی در پرستاران است.

    نتیجه گیری:

     یافته ها نشان داد سازگاری زناشویی در پرستاران این مطالعه در رشت (ایران) در حد مطلوب است. فقط سبک های هویتی اطلاعاتی و هنجاری و تعداد ساعت شیفت قادر به تبیین تغییرات سازگاری زناشویی در پرستاران هستند.

    کلیدواژگان: پرستاران، روابط زناشویی، سبک های هویت، راهبردهای مقابله ای
  • سید وحید شریعت، سعیده شیردل*، شیرین خردمند، علیرضا شیردل، مهرداد قاسمی زاده صفحات 386-391

    آزمون روانی کلامی، آزمونی مفید برای ارزیابی عملکردهای اجرایی شناختی است و مطالعات نشان داده است هر 2 نوع آزمون روانی واجی و معنایی تحت تاثیر آسیب های مغزی هستند. با این حال به دلیل صرف زمان بیش از حد برای انجام آن، این آزمایش کمتر توسط پزشکان استفاده می شود. از این رو تصمیم گرفته شد با طراحی وب اپلیکیشن روانی کلام به زبان فارسی، سرعت و دقت بیشتری به این امر اضافه شود. این نرم افزار مبتنی بر وب بر اساس مقاله ای با عنوان «آزمون روانی کلام در جمعیت بزرگسالان ایران: هنجارها و اثرات سن، تحصیلات و جنسیت بر نتایج آزمون»، منتشر شده در مجله علوم اعصاب پایه و بالینی، طراحی شد. به منظور ساخت برنامه، از کمک 2 مهندس نرم افزار، یکی برنامه نویس و دیگری یک طراح گرافیک استفاده شد. ابتدا برنامه نویسی انجام شد. در حین عملیات برنامه نویسی، برنامه نویس شروع به پیاده سازی جداول مربوط به آزمون (بر اساس مقاله) کرد. سپس با وارد کردن متغیرهای ثابت، یک چیدمان اولیه در قالب یک جدول جست وجو از ساختار این اپلیکیشن به دست آمد. سپس طرح های گرافیکی مورد نظر به نرم افزار اضافه شد و در نهایت با ارزیابی 100 مورد از نتایج آزمون ها با جدول مربوطه و دریافت خروجی، صحت نهایی نرم افزار تایید شد. پس از تهیه نسخه اولیه نرم افزار، تست های میدانی با کمک 10 درمانگر انجام شد تا اپلیکیشن از نظر سهولت استفاده و خطاهای ساختاری اصلی ارزیابی شود. نسخه فارسی نرم افزار مبتنی بر وب آزمون روانی کلام می تواند با افزایش سرعت و دقت در ارزیابی روان شناختی، استفاده آزمونگران از آزمون های روان شناختی و شناختی افزایش دهد.

    کلیدواژگان: نرم افزار، آزمون، روانی کلام، عصب شناختی، فارسی
|
  • Giti Bahrami, Marzieh Takaffoli*, Meroe Vameghi Pages 300-313

    Objectives:

     With the emergence of the coronavirus disease 2019 (COVID-19) pandemic in the world, including Iran, the need for its prevention and treatment became a national priority for the countries. Children, as one of the most vulnerable groups, are affected by this pandemic in various dimensions. This study aims to identify and categorize the protective and risk factors of mental health problems in Iranian children during the COVID-19 pandemic.

    Methods

    This is a systematic review. A search was conducted in international and national databases for the related studies, and the results were reported based on the PRISMA diagram. The quantitative studies were assessed by Joanna Briggs Institute’s Critical Appraisal Checklist. Finally, 9 studies were selected for the review.

    Results 

    Among the reviewed studies, only one study was conducted in the entire Iran; more than 44% were conducted in Tehran. The study populations of more than 77% of studies were the children selected from the general population. The protective factors of mental health problems (anxiety and fear of COVID-19) in children included: High level of self-differentiation, positive parent-child conflict resolution tactics, older age, parents’ increased time of staying at home, and high educational level of mothers. On the other hand, the risk factors of mental health problems (anxiety, fear of COVID-19, and aggression) in children were: COVID-19-related anxiety in mothers, anxiety/stress/depression in mothers, children’s awareness of COVID-19, infection or death of a relative due to COVID-19, employment of parents as a medical staff, parents’ intrusion and hyperarousal, being a single child, and hearing loss. 

    Conclusion

    Compared to other countries, limited studies have addressed the social determinants of mental health problems (anxiety, fear of COVID-19, and aggression) of children in Iran during the pandemic. Identifying and addressing the factors that threaten, exacerbate, or enhance Iranian children’s mental health through interventions and social measures can lead to breaking the ineffective cycle of inequality and discrimination, promoting mental health, and reducing harm in the face of future pandemics.

    Keywords: Child, Adolescent, COVID-19, Mental health, Social determinants of health, Iran
  • Negar Asgharipour, Nafise Nouri Siahdasht* Pages 314-327
    Objectives

    Students are the spiritual assets of each country. Anxiety and mental health problems negatively affect their performance. This study aims to assess the effect of online group metacognitive training on the medical students’ health anxiety and general health during the COVID-19 pandemic.

    Methods

    This a randomized clinical trial. Participants were 56 students of Mashhad University of Medical Sciences aged 18-30 years who were selected by a convenience sampling method and were randomly divided into two groups of intervention and control. The intervention group received online metacognitive training at 8 sessions, each for one hour, while the control group did not receive any intervention. At three stages of pre-test, post-test, and one-month follow-up, they completed Salkovskis and Warwick’s short health anxiety inventory and the 28-item general health questionnaire. Data were analyzed in SPSS software, version 23. Using the repeated measures analysis of variance (ANOVA) test.

    Results

    Metacognitive training was effective in reducing health anxiety and improving general health of students (P<0.05). The results remained significant one month after the intervention.

    Conclusion 

    Metacognitive training online can reduce health anxiety and improve general health of medical students during the COVID-19 pandemic.

    Keywords: Metacognitive training, Health anxiety, General health
  • Fatemeh Naji Meydani, Hoda Doos Ali Vand*, Imaneh Abasi, Mohammad Noori Pages 328-345
    Objectives 

    Relationship obsessive-compulsive disorder (ROCD) is one of the forms of Obsessive-Compulsive Disorder, focusing on intimate relationships. Identifying the mechanisms of ROCD can significantly expand our knowledge of the factors related to its development and exacerbation. This study aims to determine the mediating role of difficulties in emotion regulation and experiential avoidance in the relationship between attachment styles and the severity of ROCD symptoms.

    Methods 

    Five hundred thirty-one participants (455 females and 76 males) were selected using convenient sampling from the general population of Iran. They completed the Experiences in close relationships-revised (ECR-R), the difficulties in emotion regulation scale (DERS), the acceptance and action questionnaire-II (AAQ-II), and the Relationship Obsessive-Compulsive Inventory (ROCI) online. SPSS software, version 22 and AMOS version 24 were used to analyze data.

    Results

    Attachment styles had a significant correlation with difficulties in emotion regulation, experiential avoidance, and ROCD symptoms (P<0.01). Moreover, the two variables of difficulties in emotion regulation and experiential avoidance had a mediating role in the relationship between attachment styles and ROCD symptoms.

    Conclusion

    Attachment styles can predict the ROCD symptoms directly and indirectly by the difficulties in emotion regulation and experiential avoidance. Difficulties in emotion regulation and experiential avoidance should be considered in treatment of ROCD symptoms, especially in those with insecure attachment styles.

    Keywords: Insecure attachment style, difficulties in emotion regulation, experiential avoidance, Relationship Obsessive-compulsive Disorder (ROCD) symptoms
  • Somayeh Arabi Khalilabad, Nooshin Khademoreza, Amirsina Homayooni, Shiva Sorayya, Sajjad Effatnejat, Ali Kabir, Fatemeh Hadi, Mohammadreza Shalbafan* Pages 346-359
    Objectives 

    This study aims to investigate the attitude towards medication, medication adherence, and quality of life (QoL) in outpatients with neurotic disorders referred for the first time to the psychiatric clinic of Tehran Psychiatric Institute in Iran.

    Methods 

    In this study, participants were adult outpatients with neurotic disorders referred to the psychiatric clinic of Tehran Psychiatric Institute for the first time, who had met the inclusion criteria (age 18-60 years, having a neurotic disorder diagnosed by the psychiatrist, and consent to participate in the study). At baseline and in one and six months after the first visit, they completed a demographic form, the World Health Organization Quality of Life-BREF (WHOQOL-BREF) and the drug attitude inventory (DAI-10). Their medication adherence was assessed using the medication possession ratio.

    Results

    Of 100 participants, 76 were females and had a mean age of 35.9 years. Favorable medication adherence significantly increased in the sixth month compared to the first month, and the number of patients with favorable medication adherence increased from 38 to 63. In comparing the overall score of QoL, a significant improvement was observed in the 1st and 6th months compared to baseline and in the sixth month compared to the first month (P<0.001). Regarding the domains of the QoL, mental health and general health in the first and sixth months were significantly increased compared to the baseline (P<0.001). Physical health domain was significantly increased in the sixth month compared to the first month (P<0.001). Social relationships domain was significantly increased in the first month compared to the baseline (P= 0.001). Environmental health domain was significantly increased in the first month compared to the baseline (P=0.019). Comparison of the QoL score between patients with favorable and unfavorable medication adherence showed no significant difference (P=0.6). Attitude towards medication was significantly improved from baseline to the sixth month (P<0.001).

    Conclusion

    The QoL and its some domains as well as medication adherence and attitude towards medication in outpatients with neurotic disorders seem to be improved after six months of follow-up. There is no significant difference in QoL between outpatients with favorable and unfavorable medication adherence.

    Keywords: Treatment outcome, Mental disorders, Treatment compliance
  • Hamzeh Rostami, Forouzan Behrouzian, Esmaeil Mousavi Asl* Pages 360-373
    Objectives 

    The COVID-19 anxiety syndrome is characterized by threat monitoring, checking, avoidance, and worry. The COVID-19 anxiety syndrome scale (C-19ASS) is a self-report tool to measure this syndrome. The present study was aims to investigate the psychometric properties of the Persian version of C-19ASS in Iranian college students.

    Methods

    This is a correlational study. Participants were 251 students of Ahvaz University of Medical Sciences in 2020 who were selected using a convenience sampling method and filled self-report tools of compassion scale, C-19ASS and COVID-19 burnout scale (COVID-19-BS). The reliability using Cronbach’s alpha coefficient, convergent validity, divergent validity, and construct validity using confirmatory factor analysis were examined. the collected data were analyzed in SPSS v.25 and LISREL 8.8 applications.

    Results 

    The results of the confirmatory factor analysis supported the one-factor and two-factor structure of the Persian C-19ASS, where the two-factor model had a better fit. Cronbach’s alpha for the overall scale and its subscales of Perseveration and avoidance were obtained 0.72, 0.71, and 0.70, respectively. The Persian C-19ASS score had a positive significant correlation with the COVID-19-BS score and a negative significant correlation with the compassion scale score, indicating the convergent and divergent validity of the Persian C-19ASS.

    Conclusion

    The Persian C-19ASS has good psychometric properties (validity and reliability) and can be used in evaluating different dimensions of COVID-19 anxiety syndrome in Iran. It is a short and practical tool that can be used in clinical and research settings.

    Keywords: COVID-19, Psychometrics, Factor analysis, Anxiety
  • Shima Nazari, Fateme Javid, Reza Negarandeh, Pouya Farokhnezhad Afshar* Pages 374-385
    Objectives 

    Nursing profession is a stressful job. Nurses need to use appropriate coping strategies to maintain their focus on patient care and having marital adjustment and solving personal problems. The relationship between nurses’ identity styles with their used coping strategies and marital adjustment is not clear yet. Therefore, this study aims to determine the relationship of identity styles and coping strategies with marital adjustment in nurses.

    Methods

    This descriptive correlational study with cross-sectional design was conducted on 221 married nurses working in public hospitals in Rasht, Iran who were selected by a stratified random sampling method. Data were collected using the Billings and Moos’ coping responses inventory (CRI), Berzonsky’s identity styles inventory (ISI), and Locke-Wallace marital adjustment test (MAT). Data were analyzed in SPSS software, version 23.

    Results 

    The mean MAT score was 111.68 ±11.97. The mean ISI score was 100.31±12.27. The mean CRI score was 38.58±7.25. Marital adjustment had a significant correlation with informational (r=0.14, P=0.03) and normative (r=-0.17, P=0.01) identity styles and problem-focused coping strategy (r=-0.15, P=0.03). Multiple regression analysis showed that only identity styles and working hours could explain 20% of changes in marital adjustment of nurses.

    Conclusion 

    The marital adjustment of married nurses in Rasht, Iran is at a favorable level. Their informational and normative identity styles and working hours can predict their marital adjustment.

    Keywords: Nurses, Marital adjustment, Identity, Coping
  • Seyed Vahid Shariat, Saeedeh Shirdel*, Shirin Kheradmand, Alireza Shirdel, Mehrdad Ghasemizadeh Pages 386-391

    Verbal fluency test is a useful method to evaluate cognitive executive functions. Studies have shown that both types of verbal fluency test (phonemic and semantic) are influenced by brain damage. This test is rarely used by clinicians because it takes too much time to perform. Therefore, we decided to increase its speed and accuracy by designing a verbal fluency test application in Persian language. The study on designing the application of verbal fluency test in Persian was published in the journal of Basic and Clinical Neuroscience entitled “Verbal fluency performance in normal adult population in Iran: norms and effects of age, education and gender”. To design the application, two software engineers, one programmer, and one graphic designer had cooperation with each other. First, the programming was done. During the programming, the programmer first implemented the tables related to the test. Then, by entering constant variables, an initial layout in the form of a look-up table was developed. Then, the graphic designs were added to the application. By testing 100 different scores with the relevant table and receiving the output, the accuracy of the initial version was confirmed. After designing the software, field tests were performed by 10 clinicians to evaluate the application in terms of ease of use and main structural errors. Finally, by testing 100 different scores, the accuracy of the final version was confirmed. The verbal fluency test application in Persian can increase the use of psychological and cognitive tests by Iranian clinicians by increasing the speed and accuracy of tests.

    Keywords: Verba fluency, Persian, Application