فهرست مطالب

مجله اپیدمیولوژی ایران
سال هجدهم شماره 4 (پیاپی 68، زمستان 1401)

  • تاریخ انتشار: 1401/12/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • نفیسه صالح نیا*، عباس عصاری آرانی، حسین صادقی سقدل، علیرضا اولیایی منش صفحات 255-269
    مقدمه و اهداف

    ارتقاء سلامت از مهم ترین وظایف سیاستگذاران و اهداف توسعه پایدار است. از این رو پژوهش حاضر باهدف تعیین مهم ترین عوامل کلان تعیین کننده سلامت جمعیت در ایران و به تصویر کشیدن روابط علی میان این عوامل انجام شد.

    روش کار

    پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد ترکیبی در سه مرحله انجام شد. ابتدا با تحلیل محتوای منابع موجود در بازه 2000-2019، تعیین کننده های کلان اجتماعی سلامت شناسایی و غربالگری عوامل، به روش دلفی فازی و نظرسنجی از 15 نفر از خبرگان انجام شد. درنهایت روابط علی میان تعیین کننده های اجتماعی سلامت در قالب نقشه شناختی فازی (FCM) نشان داده شد.

    یافته ها

    در مرحله اول 96 عامل موثر بر سلامت در سطح کلان شناسایی شد که در دو طبقه اصلی ملی و جهانی و 16 زیر طبقه قرار گرفت. پس از غربالگری 8 مورد که دارای اهمیت کمتری در سلامت جمعیت بود حذف شد. تحلیل روابط علی نشان داد سیستم اقتصادی با درجه مرکزیت 21/06 و خروجی 10/91 مهم ترین و تاثیرگذارترین عامل موثر بر سلامت جمعیت در سطح کلان است. پس از آن حکمرانی و سیاست گذاری و سیاست های ملی به ترتیب با درجه مرکزیت 20/25 و 20/19 قرار داشتند.

    نتیجه گیری

    بدون در نظر گرفتن روابط علی، نظام سلامت دارای بیشترین اهمیت در سلامت جمعیت است. اما با در نظر گرفتن روابط علی، سیستم اقتصادی مهم ترین عامل بوده و نظام سلامت در میان سه عامل اول قرار ندارد. بنابراین تجزیه و تحلیل نقشه شناختی فازی به سیاست گذاران کمک می کند تا با درک اولویت ها و پیوند بین بخش ها در توسعه و اجرای سیاست های سلامت محور، بهترین سیاست ها را اتخاذ نمایند.

    کلیدواژگان: تعیین کننده های اجتماعی سلامت، نقشه شناختی فازی، دلفی فازی، تحلیل محتوای کیفی، سلامت جمعیت
  • لیلا حلیمی، اسحاق درتاج رابری، رضا مجدزاده، علی اکبر حقدوست* صفحات 270-281
    مقدمه و اهداف

    در سنین نوجوانی تمایل برای تقویت شبکه اجتماعی در مدارس بیشتر است که به انتقال اطلاعات می انجامد. این مطالعه خصوصیات افراد تاثیرگذار بر انتقال اطلاعات بین دانش آموزان در کلاس را بررسی می کند.

    روش کار:

     مطالعه روی350 دانش  آموز پسر و دختر مقاطع راهنمایی و متوسطه مدارس شهر همدان انجام شد که برای هر کلاس دو شبکه ترسیم گردید. شبکه ارتباطی، ارتباطات عادی دانش آموزان در کلاس و شبکه اطلاعاتی، انتقال اطلاعات حساس مرتبط با بلوغ بود. شاخص مرکزیت شبکه محاسبه شد. عوامل تاثیرگذار بر انتقال اطلاعات با استفاده از پرسشنامه بررسی شد.

    یافته  ها: 

    شاخص مرکزیت در شبکه اجتماعی پسرها بیشتر از دخترها به ترتیب (55/4% در مقابل 47/6% در شبکه ارتباطی و 33/4% در مقابل 20/1% در شبکه اطلاعاتی) بود. اندازه مرکزیت دانش آموزان با صرف زمان بیشتر در ارتباطات هر دانش آموز با همکلاسی های خود، از نظر آماری معنی دار بود.  همچنین با بالا رفتن مقطع تحصیلی و سن شاخص مرکزیت در شبکه ارتباطی و به خصوص اطلاعاتی بیشتر بود.

    نتیجه گیری

    پسران در دوران نوجوانی شبکه ارتباطی گسترده تری در درون کلاس دارند و در انتقال اطلاعات بلوغ تواناتر هستند. ارتباط مناسب و توانایی برقراری ارتباط آسان، داشتن اطلاعات در زمینه بلوغ و اختصاص دادن زمان کافی در برقراری ارتباط با همکلاسی ها از عوامل موثر بر انتقال اطلاعات بین نوجوانان در مدارس است.

    کلیدواژگان: رهبری افکار، بلوغ، شبکه اجتماعی و اطلاعاتی، شاخص مرکزیت، دانش آموز، دوره نوجوانی
  • فاطمه شهبازی، سلمان خزایی، محمد میرزایی، سید جلال الدین بطحایی، علی ظهیری، منوچهر کرمی* صفحات 282-291
    مقدمه و اهداف

    این مطالعه با هدف تعیین میزان مرگ و میر و محاسبه سال های از دست رفته عمر (YLL) به دلیل ابتلا به عفونت کووید-19 در استان همدان انجام شد.

    روش کار

    در این مطالعه مقطعی، اطلاعات مربوط به تعداد مرگ ناشی از ابتلا به عفونت کووید 19 از معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی همدان اخذ شد. بازه زمانی انجام پژوهش از اسفند سال 1398 تا اسفند 1399 بود. مرگ های ثبت شده توسط معاونت بهداشتی شامل مرگ های رخ داده در بیماران سرپایی و بستری بود. مقدار YLL بر اساس دستورالعمل Global Burden of Disease 2010 محاسبه شد.کلیه اطلاعات پس از جمع آوری در نرم افزار اکسل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    در طول دوره یک ساله مطالعه 1556 مورد مرگ به دلیل ابتلا به عفونت کووید-19 در استان همدان اتفاق افتاد. تعداد سال های ازدست رفته عمر به علت مرگ زودرس در مردان 15783 سال (49/99 در هزار نفر)، در زنان 12794 سال (38/43 در هزار نفر) و در هر دو جنس 28577 سال (44/08 در هزار نفر) به دست آمد. مقدار YLL در مناطق شهری و روستایی نیز به ترتیب 19824 و 8753 سال بود.

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته های این مطالعه عفونت با ویروس کووید-19 منجر به از دست رفتن سال های بالقوه عمر به ویژه در مردان، گروه های سنی بالای60 سال و مناطق شهری شد؛ لذا برنامه های مداخلاتی باید بر اهمیت تشخیص زود هنگام موارد بیماری برای کاهش شدت بیماری و متعاقب آن کاهش موارد مرگ و هم چنین کنترل بهتر بیماری در سالمندان که مسیول بیشترین مقدار YLL هستند متمرکز شوند.

    کلیدواژگان: مرگ ومیر، سال های از دست رفته عمر، کووید-19، همدان، ایران
  • بتول ربانی، اردشیر خسروی*، مهین سادات عظیمی، جعفر صادق تبریزی، عزیزالله عاطفی، امین عطایی، حسین کاظمینی، الهام رشیدیان صفحات 292-304
    مقدمه و اهداف

    به طور کلی چهار گروه از بیماری های غیر واگیر (بیماری های قلبی و عروقی، سرطان، دیابت و بیماری های مزمن تنفسی) بیش از 80% از علل مرگ زودرس را در سال به خود اختصاص می دهند و بیش از 85% آنها در کشورهای با درآمد کم و متوسط رخ می دهد. این مطالعه با هدف برآورد احتمال مرگ زودرس ناشی از این بیماری ها در استان های ایران انجام شد.

    روش کار

    داده های علل مرگ برای سال های 1395 تا 1398 از سامانه نظام ثبت و طبقه بندی علل مرگ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی استخراج گردید. پس از اصلاح کم شماری مرگ (با استفاده از روش پیشنهادی Adair و Lopez) احتمال مرگ های زودرس ناشی از بیماری های غیر واگیر محاسبه گردید.

    یافته ها

    بیماری های غیر واگیر (چهار بیماری اصلی) در سال های 1395 تا 1398 به ترتیب 68/98، 69/44، 69/17 و 67/94 درصد از کل موارد مرگ کشور را تشکیل می دادند. احتمال مرگ زودرس کشوری ناشی از بیماری های اصلی غیر واگیر در سال های 1395 تا 1398 به ترتیب 14/95، 15/15، 15/25 و 16/63 درصد بود و بیشترین درصد احتمال مرگ زودرس در استان گلستان بود.

    نتیجه گیری

    درصد احتمال مرگ بیماری های غیر واگیر یکی از شاخص های مهم برای پیشگیری و کنترل بیماری های غیر واگیر در سطح ملی و بین المللی می باشد که باید مورد پایش مستمر قرار گیرد. با توجه به اختلاف عوامل اجتماعی-اقتصادی و شرایط اپیدمیولوژیک بین استان های مختلف کشور، لازم است مطالعات جامعی به منظور شناسایی عوامل اجتماعی-اقتصادی، همه گیر شناسی و سایر عوامل خطر بیماری در هر استان طراحی و اجرا گردد.

    کلیدواژگان: میزان مرگ، بیماری های غیر واگیر، احتمال مرگ، ایران
  • ملیحه دادگرمقدم، مجید خادم رضائیان، زینب شاطری امیری* صفحات 305-314
    مقدمه و اهداف

    جدید و ناشناخته بودن و سرعت بالای گسترش کووید- 19 مدیریتی فراتر از امکانات و توان سیستم بهداشتی درمانی را می طلبد . مطالعه حاضر به نقش و ارتباط برخی تعیین کننده های اجتماعی سلامت با پیامد نهایی مبتلایان می پردازد.

    روش کار

    در این مطالعه مقطعی با استفاده از روش سرشماری اطلاعات 182602 نفر مبتلایان به کووید-19  در جمعیت تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی مشهد (بطور سرپایی و یا بستری) ازاسفند 1398 تااسفند 1399، از سه منبع اطلاعاتی مورد بررسی قرار گرفت و از مدل رگرسیون لجستیک برای تعیین پیشگویی کنندگی عوامل ساختاری تعیین کننده های اجتماعی سلامت استفاده شد.

    یافته ها

    از 182602 نفرمبتلا تعداد 100407 نفر (55%) مرد و 82195 نفر (45%) زن  بودند. رگرسیون لجستیک چند متغیره نشان داد که شانس مرگ و میرناشی از ابتلا به کرونا با افزایش هر یک سال سن برابر  (1/077-1/073) 1/075، مردان نسبت به زنان برابر (2/73-2/06) 2/37 بیشتر و با سطح تحصیلات رابطه معکوس داشت (0/001 > PV). وضعیت شغل تاثیر معناداری بر افزایش شانس مرگ ومیر نشان نداد. وجود دیابت با (1/38-1/19) 1/28=OR و بیماری زمینه ای (1/22-1/09) 1/16= OR و ضعف سیستم ایمنی با (9/80-6/44) 7/94 =OR، با افزایش شانس مرگ ومیر همراه بودند. بارداری با (1/42-0/57) 0/90=OR و فشارخون بالا با (1/02-0/89) 0/95=OR  مورد توجه بودند.

    نتیجه گیری

    با توجه به ارتباط مولفه های اجتماعی سلامت با پیامد مرگ مبتلایان کووید-19  توصیه می شود که سیاست گذاران نسبت به درگیر ساختن بخش های خارج ازسیستم بهداشت و درمان در امر سلامت اهتمام ورزند.

    کلیدواژگان: تعیین کننده های اجتماعی سلامت، کووید-19، مرگ و میر
  • یاسر مصری، مینا پاک خصال*، علی اکبر نقوی الحسینی، فاطمه میرزائی، عبدالحلیم رجبی صفحات 315-323
    مقدمه و اهداف

    با توجه به تاثیر پاندمی کووید- 19 بر روی سلامتی و اهمیت سلامت دهان، مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر پاندمی کووید-19 بر روی استفاده از خدمات دندا نپزشکی میان کودکان انجام شده است.

    روش کار

    مطالعه گذشته نگر حاضر با استفاده از اطلاعات موجود در آرشیو کلینیک دندا نپزشکی بیمارستان کودکان شهر گرگان در سال 1401 انجام شد. مشخصات دموگرافیک بیماران و نوع خدمات دندان پزشکی دریافت شده جمع آوری و وارد نرم افزار آماری SPSS  نسخه 26 گردید. جهت مقایسه تفاوت سالانه فراوانی دریافت انواع خدمات دندا نپزشکی ، داده ها تحت آزمون کای اسکویر قرار گرفته و برای بررسی روند تغییرات خطی هر خدمت از آزمون کوکران - آرمیتاژ استفاده شد.

    یافته ها

    تعداد 24185 خدمات دندان پزشکی مختلف، از ابتدای سال 1398 تا انتهای سال 1400 توسط کودکان 2 تا 14 سال مراجعه کننده به کلینیک دندا نپزشکی بیمارستان طالقانی دریافت شده بود. مقایسه فراوانی استفاده از خدمات دندا نپزشکی سال 1399 نسبت به سال 1398، کاهش 31 درصدی را نشان داد. نوع خدمات استفاده شده در سال اول حین پاندمی نسبت به سال قبل از پاندمی تغییرات معنی داری داشت که عمده آن ها افزایش خدمت کشیدن دندان (0/001=P) و کاهش خدمت ترمیم (0/000= P) بود. همچنین افزایش درمان پالپ (0/003 =P) به ویژه در سال دوم پاندمی قابل ملاحظه بود.

    نتیجه گیری

    میزان استفاده از خدمات دندا نپزشکی و نوع خدمات دریافتی در زمان پاندمی تغییرات قابل ملاحظه ای داشته و این امر برنامه ریزی برای درمان های موردنیاز در آینده و همچنین ایجاد زیرساختارهایی برای مواجهه با پاندمی های مشابه را ضروری می سازد.

    کلیدواژگان: کووید-19، خدمات دندان پزشکی، کودکان
  • محمد خواجه دلویی، ملیحه دادگرمقدم، امیررضا خواجه دلویی، هیوا شاربیانی، حمیدرضا بهرامی طاقانکی، مریم زیادی لطف آبادی، زینب شاطری امیری* صفحات 324-335
    مقدمه و اهداف

    بیماری های قلبی و عروقی علل عمده  مرگ و میر بزرگسالان در بسیاری از کشورهای در حال توسعه است. این مطالعه به مقایسه تخمین خطر نسبی ده ساله حوادث قلبی عروقی با استفاده از معیارهای فرامینگهام با مدل بومی پرداخته است.

    روش کار

    این مطالعه مقطعی مبتنی برجمعیت، به روش نمونه گیری طبقه ای خوشه ای تصادفی، بر روی جمعیت بالغ (≥16 سال) شهرنشین مشهد انجام گردید. اطلاعات شرکت کنندگان براساس معیارهای فرامینگهام جمع آوری و داده کاوی جهت طراحی الگوریتم درخت تصمیم گیری با نرم افزار Rapidminer v5.3 و با متد cross-validation  ارزیابی شد.

    یافته ها

    از 2978 نفر، (64/9%)1930 زن و (35/1%) 1041 مرد با میانگین سنی (14/7±43/5) حضور داشتند. تخمین سطح خطر ده ساله بیماری قلبی عروقی براساس معیارهای فرامینگهام  77/8%  با خطر کم و 13/4% خطر متوسط و 8/8% خطر بالا برآاورد شد. در داده کاوی با استفاده از مدل درخت تصمیم گیری، مدل شماره (1) با دقت 79/56%  نشان میدهد که مقادیر پیش بینی سطوح خطر الگوریتم فرامینگهام نسبت به مقادیر مشاهده شده در سطح کم خطر 95/24% و خطر متوسط90/8% و خطر بالا 33/13% تطابق داشت و مدل شماره (2) با دقت 82/78%، در سطح کم خطر 98/20% و خطر متوسط 0/42% و خطر بالا 53/01% تطابق داشته  است.

    نتیجه گیری

      معیارهای فرامینگهام در پیش بینی سطوح خطر متوسط و بالا در جمعیت مشهدکارآمد نیست و براساس مدل بومی، مهمترین عامل درپیش گویی خطر بیماری های قلبی و عروقی درجوانان مصرف سیگار و در بزرگسالی فشارخون بالا است.

    کلیدواژگان: بیماری های قلبی عروقی، مطالعه فرامینگهام، عوامل خطرزا، درخت تصمیم گیری، داده کاوی
  • سعید قوی، رفعت عصارزاده، سمیه درخشان، سیمین پورسامان، فرشته سهرابی وفا* صفحات 336-345
    مقدمه و اهداف

    در دسامبر سال 2019 نوع جدیدی از ویروس کرونا در شهر ووهان چین شناسایی شد. انتشار بسیار سریع کووید-19، پیدایش سویه های مختلف، نابرابری در واکسیناسیون جوامع و نیز درصد بالای مرگ و میر تمام کشورهای جهان را در معرض چالش عظیم بهداشتی قرار داده است. هدف از این مطالعه بررسی وضعیت سلامت روان در زنان شاغل در زمان همه گیری کووید-19 بوده است.

    روش کار

    مطالعه به روش مرور نظام مند با جستجوی کلیدواژه های Covid-19, Covid-19 Virus Infection, Covid-19 Pandemic, Coronavirus, Alphacoronavirus, Bat Coronavirus Mental health, Psychological, Working women, Working woman, Employee women در پایگاه های اطلاعاتی PubMed، Science Direct، Scopus و همچنین  Google Scholarانجام شد. مقالات در بازه زمانی سال های 2019 تا 2021 جمع آوری گردید. تعداد 11 مقاله براساس معیارهای ورود جهت استخراج داده ها ارزیابی و تحلیل شد.

    یافته ها

    مهم ترین پیامدهای روانشناختی در مطالعات مورد بررسی شامل اضطراب (در 82 درصد از مقالات)، استرس (در 73 درصد از مقالات) و افسردگی (در 64 درصد از مقالات) بوده است. در زمان همه گیری کووید-19 اثرات روانشناختی منفی در زنان شاغل، از جمله زنان شاغل در بیمارستان ها و زنان با مشاغل از راه دور افزایش یافته است.

    نتیجه گیری

    طیف گسترده ای از عوامل ایجاد استرس کووید-19 برای زنان شامل نابرابری های بهداشتی، جایگاه حرفه ای پایین تر، نگرانی ها درمورد سلامت شخصی، سلامت خانواده و جامعه، تهدیدات مالی، مراقبت از کودک و کاهش ارتباطات اجتماعی وجود دارد. بدین ترتیب اختلالات ناشی از استرس شامل اضطراب، افسردگی، اختلالات خواب و بی خوابی و فرسودگی شغلی در زنان شاغل شدیدتر از همتایان مرد آنها می باشد.

    کلیدواژگان: کووید-19، سلامت روان، زنان شاغل، استرس، اضطراب، اختلالات روانشناختی
|
  • Nafiseh Salehnia*, Abbas Assari Arani, Hossein Sadeghi Saghdel, Alireza Olyaeemanesh Pages 255-269
    Background and Objectives

    Health promotion is a crucial task for policymakers. Therefore, this study aims to identify the key factors that determine population health in Iran and illustrate the causal relationships between these factors.

    Methods

    The research was conducted using a mixed-method approach in three stages. First, macro social determinants of health were identified by analyzing available resources from 2000 to 2019. Screening of factors was carried out through the fuzzy Delphi method and a survey involving 15 experts. Finally, the causal relationships between the social determinants of health were depicted using a fuzzy cognitive map.

    Results

    Initially, 96 health determinants were identified at the national and global levels. After the screening, 8 factors that had less significance in population health were excluded. In terms of causal relationships, the economic system emerged as the most important and influential factor, with a centrality degree of 21.06 and an out-degree of 10.91. Following that, governance and policy-making, as well as national policies, were ranked with centrality degrees of 20.25 and 20.19, respectively.

    Conclusion

    Irrespective of the causal relationships, the health system holds the utmost importance in population health. However, when considering the causal relationships, the economic system takes precedence as the most critical factor, while the health system does not rank among the top three factors. Therefore, the analysis of fuzzy cognitive maps assists policymakers in understanding priorities and the interconnectedness between sectors in developing and implementing health-oriented policies across all sectors, enabling the adoption of the most effective policies.

    Keywords: Social determinant of health, Fuzzy cognitive map, Fuzzy Delphi, Qualitative content analysis, Population health
  • Layla Halimi, Eshagh Dortaj Rabari, Reza Majdzadeh, Aliakbar Haghdoost* Pages 270-281
    Background and Objectives

    In adolescence, there is a heightened inclination to cultivate stronger social networks within schools, resulting in the exchange of information. This study investigates the influential factors that shape the exchange of information among students within their classrooms.

    Methods

    The study involved 350 male and female middle and high school students in Hamadan. Two types of networks were constructed within each class: the communication network, representing ordinary students’ interactions, and the specific network, which focused on the exchange of sensitive information about puberty. The network centrality index was calculated, and factors influencing information transfer were evaluated through a questionnaire.

    Results

    The degree of centrality in the social network of boys exceeded that of girls, with values of 55.4% versus 47.6% in the communication network, and 33.4% versus 20.1% in the specific network, respectively. The degree of centrality of students had significant positive association with the length of time that they spent with their friends. Moreover, we found the degree of centrality of students in both networks, particularly in special network, was stronger in high schools.

    Conclusion

    During adolescence, boys tend to possess a broader communication network within their classrooms, enabling them to effectively exchange information about puberty. Factors such as effective communication skills, knowledge about puberty, and spending time with their classmates play crucial roles in facilitating the exchange of information among adolescents in schools.

    Keywords: Opinion leadership (OL), Maturity, Social, special network, Centrality index, Student, Adolescence
  • Fatemeh Shahbazi, Salman Khazaei, Mohammad Mirzaei, Seyed Jalalodin Bathaei, Ali Zahiri, Manoochehr Karami* Pages 282-291
    Background and Objectives

    The purpose of this study was to ascertain the mortality rate and years of life lost (YLL) resulting from COVID-19 infection in Hamadan Province.

    Methods

    In this cross-sectional study, information regarding the number of deaths caused by COVID-19 infection was obtained from the Vice-Chancellor of Health at Hamadan University of Medical Sciences. The research period spanned from February 2020 to February 2021. The deaths recorded by the deputy health department encompassed both outpatients and inpatients. The calculation of Years of Life Lost (YLL) was based on the guidelines outlined in the Global Burden of Disease (GBD) 2010. All data analysis was performed using Excel software.

    Results

    During the study period, a total of 1556 deaths occurred due to COVID-19 infection in Hamadan Province. The years of life lost (YLL) due to premature death were 15783 years (49.99 per thousand) in men, 12794 years (38.43 per thousand) in women, and 28577 years (44.08 per thousand) in both sexes. Specifically, urban areas accounted for 19824 YLL, while rural areas accounted for 8753 YLL.

    Conclusion

    Based on the findings of this study, COVID-19 infection resulted in a significant loss of potential years of life, particularly among men, those over 60 years of age, and in urban areas. As a result, intervention programs should prioritize the importance of early detection of the disease, reducing its severity, and subsequently mitigating the number of fatalities. Additionally, better control of the disease in elderly populations, who represent the highest proportion of years of life lost, should be a focal point.

    Keywords: Mortality, Years of lost life, COVID-19, Hamadan, Iran
  • Batoul Rabbani, Ardeshir Khosravi*, Mahinsadat Azimi, Jafar Sadegh Tabrizi, Azizallh Atefi, Amin Ataey, Hossien Kazemeini, Elham Rashidin Pages 292-304
    Background and Objectives

    Overall, the four categories of non-communicable diseases (NCDs) (Cardiovascular disease (CVD), Cancer, Diabetes and chronic respiratory diseases) contribute to over 80% of annual premature deaths, with more than 85% of these occurrences transpiring in low- and middle-income countries. This study seeks to assess the likelihood of premature mortality attributable to these diseases across the provinces of Iran.

    Methods

    Data on causes of death from 2016 to 2019 was extracted from the death registration system of the Ministry of Health and Medical Education. To assess the completeness of the death registration system on a provincial level, we employed a novel method introduced by Adair and Lopez.

    Results

    From 2016 to 2019, non-communicable diseases, specifically the four primary diseases, constituted 68.98%, 69.44%, 69.17%, and 67.94% of all causes of death in Iran, respectively. During the same period, the probabilities of premature mortality attributed to major non-communicable diseases were 14.95%, 15.15%, 15.25%, and 16.63%, respectively. Notably, Golestan province exhibited the highest probability of premature death.

    Conclusion

    The percentage of probability of death resulting from non-communicable diseases is a crucial indicator for the prevention and control of NCDs at both the international and national levels. This indicator requires ongoing monitoring to effectively address the issue. Given the diverse socioeconomic and epidemiological circumstances across the provinces of Iran, acquiring a comprehensive understanding of the current situation regarding these diseases becomes imperative. Such knowledge facilitates the development of well-informed planning and policy-making strategies aimed at managing the increasing burden of NCDs and ensuring equitable healthcare provision.

    Keywords: Mortality rate, Non-communicable diseases, Probability of dying, Iran
  • Maliheh Dadgar Moghadam, Majid Khadem Rezaian, Zainab Shateri Amiri* Pages 305-314
    Background and Objectives

    The novel and rapidly spreading nature of COVID-19 surpasses the capacity and capabilities of the healthcare system, necessitating comprehensive management. This study aims to explore the role and relationship of social determinants of health with the ultimate outcome of patients.

    Methods

    In this cross-sectional study, the information of COVID-19 patients within the coverage area of Mashhad University of Medical Sciences was examined from three sources (outpatient or inpatient) between March 2018 and March 2019, utilizing the census method. The logistic regression model was employed to assess the predictability of social determinants of health.

    Results

    Out of 182,602 patients, 100,407 (55%) were men, and 82,195 (45%) were women. Logistic regression analysis revealed that the odds of mortality due to corona infection increased by 1.075 (1.073-1.077) times for each year of age. Additionally, the odds were 2.37 (2.06-2.73) times higher in men compared to women and displayed an inverse relationship with educational level (PV<0.001). Job status did not demonstrate a significant effect. The presence of diabetes (OR=1.28, 95% CI: 1.19-1.38), underlying diseases (OR=1.16, 95% CI: 1.09-1.22), and immune system weakness (OR=7.94, 95% CI: 6.44-9.80) were associated with an increased likelihood of death. Conversely, pregnancy (OR=0.90, 95% CI: 0.57-1.42) and high blood pressure (OR=0.95, 95% CI: 0.89-1.02) exhibited no significant association.

    Conclusion

    Considering the relationship between social determinants of health and COVID-19 mortality, it is recommended that policymakers involve sectors outside the healthcare system in addressing health matters.

    Keywords: Social determinants of health, COVID-19, Mortality
  • Yaser Mesri, Mina Pakkhesal*, Aliakbar Naghavialhosseini, Fatemeh Mirzaei, Abdolhalim Rajabi Pages 315-323
    Background and Objectives

    Considering the impact of the COVID-19 pandemic on health and the significance of oral health, this study aims to investigate the effects of the COVID-19 pandemic on dental care utilization among children.

    Methods

    This retrospective study utilized available data from the archives of the dental clinic at Gorgan Pediatric Hospital in 2022. Information regarding demographic characteristics and the types of received services were collected and entered to SPSS version 26 statistical analysis software. The chi-square test was used to compare the annual differences in the frequency of different service types, and the Cochrane-Armitage test was employed to examine the linear trend of changes in each service.

    Results

    A total of 24,185 different dental services were received by children aged between 2 and 14 years old referred to dental clinic of Taleghani Children Hospital from March 2020 to February 2022. Comparing the frequency of dental services in 2021 to that of 2020 revealed a 31% decrease in the total number of services. The types of services utilized during the first year of the pandemic exhibited significant changes compared to the pre-pandemic year. This included an increase in tooth extraction (P = 0.001) and a reduction in restorations (P = 0.000). Additionally, a noticeable increase in pulp treatment (P = 0.003) was observed, particularly in the second year of the pandemic.

    Conclusion

    The frequency of dental care utilization, types of services received, and insurance utilization underwent significant changes during the pandemic. It is crucial to plan for future required treatments and establish infrastructures to address similar pandemics.

    Keywords: COVID-19, Dental health services, Children
  • Mohammad Khajedaluee, Maliheh Dadgar Moghaddam, AmirReza Khajedaluee, Hiva Sharebiani, Hamidreza Bahrami Taghanaki, Maryam Ziadi Lotfabadi, Zeinab Shateri Amiri* Pages 324-335
    Background and Objectives

    Cardiovascular diseases are the leading cause of adult mortality in many developing countries. This study aims to compare the estimation of the ten-year relative risk of cardiovascular events using the Framingham criteria with a native model.

    Methods

    This population-based cross-sectional study was conducted in 2014, focusing on the adult population (≥16 years) of Mashhad. Stratified random cluster sampling was employed to gather participants' information based on Framingham's criteria. Data mining, utilizing the decision tree algorithm design, was evaluated using Rapidminer v5.3 software and the cross-validation method.

    Results

    Out of 2978 individuals, 1930 (64.9%) were women and 1041 (35.1%) were men, with a mean age of 43.5±14.7. Applying the Framingham criteria, the ten-year risk levels of cardiovascular disease were estimated as follows: 77.8% at a low-risk level, 13.4% at a medium-risk level, and 8.8% at a high-risk level. Regarding data mining, model number (1) achieved an accuracy of 79.56%, indicating that the predicted risk levels using the Framingham algorithm matched the observed values at 95.24% for the low-risk level, 90.8% for the medium-risk level, and 33.13% for the high-risk level. As for model number (2), an accuracy of 82.78% was obtained, with the matching values being 98.20% for the low-risk level, 0.42% for the medium-risk level, and 53.01% for the high-risk level.

    Conclusion

    The Framingham criteria demonstrate limited effectiveness in predicting medium and high-risk levels in the Mashhad population. According to the local model, smoking and high blood pressure in adulthood are the most significant factors in predicting the risk of cardiovascular diseases in young individuals.

    Keywords: Cardiovascular diseases, Framingham study, Risk factors, Decision tree, Data mining
  • Saeed Ghavi, Rafat Asarzadeh, Somayeh Derakhshan, Simin Poursaman, Fereshteh Sohrabivafa* Pages 336-345
    Background and Objectives

    In December 2019, a novel coronavirus was discovered in Wuhan, China, leading to the global outbreak of COVID-19. The rapid transmission of the virus, the emergence of various strains, disparities in community vaccination, and the high mortality rate have presented significant health challenges to countries worldwide. Against this backdrop, this study aimed to assess the mental health status of women in the workforce during the COVID-19 pandemic.

    Methods

    The study employed a systematic review approach, conducting keyword searches on databases such as PubMed, Science Direct, Scopus, and Google Scholar. The search terms included "Covid-19 Virus Infection," "Covid-19 Pandemic," "Coronavirus," "Alphacoronavirus," "Bat Coronavirus," "Mental health," "Psychological," "Working women," "Working woman," and "Employee women." Articles published between 2019 and 2021 were collected and evaluated. A total of 11 articles met the inclusion criteria for data extraction and were analyzed.

    Results

    The reviewed studies identified several significant psychological consequences, with anxiety being reported in 82% of the articles, followed by stress (73%) and depression (64%). The COVID-19 pandemic has exacerbated negative psychological effects among working women, including those in hospital settings and those working remotely.

    Conclusion

    A multitude of factors contribute to the experience of COVID-19-related stress among women. These include health disparities, lower professional status, worries about personal health, family and community well-being, financial uncertainties, childcare responsibilities, and decreased social connections. As a result, stress-related disorders such as anxiety, depression, sleep disorders, insomnia, and burnout tend to manifest more severely in working women compared to men in comparable positions.

    Keywords: COVID-19, Mental health, Working women, Stress, Anxiety, Psychological disorder