فهرست مطالب

سیاست علم و فناوری - سال شانزدهم شماره 2 (پیاپی 58، تابستان 1402)
  • سال شانزدهم شماره 2 (پیاپی 58، تابستان 1402)
  • تاریخ انتشار: 1402/06/11
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مهدی فاطمی صفحه 0

    جهان امروز با چالش های کلان و درهم تنیده در حوزه های انرژی، آلودگی، آب و حمل ونقل مواجه است. دراین راستا جهت دهی به سیاست های نوآوری در راستای اهداف اجتماعی و زیست محیطی در چارچوب توسعه ابرانگاره تغییر تحول آفرین بازتاب یافته است. بااین حال تمایز ابرانگاره نوظهور از ابرانگاره های پیشین نسبتا دشوار است و حتی برخی پژوهشگران بر امکان توسعه سیاست های تحول آفرین ذیل ابرانگاره نظام نوآوری تاکید کرده اند. برای درک این تمایز، ما ضمن بررسی این ابرانگاره نوظهور، به دلالت های سیاستی زیر دست یافتیم: علی رغم نقش انکارناپذیر فناوری در جوامع مدرن، تغییرات فناورانه به تنهایی قادر به مقابله با چالش های مزبور نیستند و تحولات مطلوب نیز با شتاب چالش های کلان رخ نمی دهند. دراین راستا باید توجه به تحولات اجتماعی ناشی از فعالیت های نوآورانه و پیامدهای آن برای پایداری محیطی و اجتماعی در کنار ظرفیت اقتصادی نوآوری مورد تاکید قرار گیرد. براین اساس حکمرانی فعالانه اجتماعی و زیست محیطی با تکیه بر مزایای بالقوه نوآوری ضروری است. تحول، نتیجه هم تکاملی تغییرات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، فناورانه، زیست محیطی و نهادی در سطوح گوناگون است. لذا تحول بنیادین نیازمند بروز تغییرات در سطح کلان نظام های فنی - اجتماعی است. دراین راستا چارچوب بندی مسیله فراتر از محصولات، فرآیندها یا فناوری های منفرد بوده و تحولات هدفمند در ابرانگاره های فنی - اقتصادی رایج و معماری های سیستمی ضروری می باشد. علی رغم اهمیت اساسی شکست های بازار و سیستم، توجه به ماهیت گسترده، بلندمدت و بنیادین فرایند تحول منجر به شناسایی شکست های بنیادین تری می شود که شامل شکست جهت گیری، تصریح تقاضا، هماهنگی سیاستی و بازتابندگی است .لذا دانش سطح کلان درخصوص پویایی تحولات ابرانگاره باید با دانش سطح خرد از فرآیندهای شبکه مشارکت کننده در توسعه نوآوری ترکیب شود. در فرایند تحول، علاوه بر ترویج کنام های نوین، تضعیف رژیم فعلی به منظور ایجاد تغییرات سریع و توسعه پنجره های فرصت برای ظهور جایگزین های امیدوارکننده ضروری است. دراین راستا با توجه به نقش ساختار عمیق رژیم های اجتماعی و فنی در بازتولید نظام کنونی، پیکربندی مجدد قوانین نهادی، حذف حمایت های فعلی از فناوری های فعلی و اعمال سیاست های کنترل در صنایع بالغ بی ثباتی را تسریع می نماید. البته به فراخور ناسازگاری و مقاومت ساختار عمیق فعلی در برابر تغییرات، تحولات ریشه ای باید در مراحلی تدریجی و گام هایی کوچک دنبال شوند. براین اساس علی رغم توسعه نظری و انتقادی ابرانگاره تغییر تحول آفرین، ضعف در ارایه پیشنهادهای سیاستی واضح و کاربردی در این ابرانگاره مشهود است و لذا نگرش بدیع ابرانگاره نوظهور می بایست با توسعه بعد عملیاتی آن تقویت گردد.

    کلیدواژگان: سیاست نوآوری، تحول آفرین، اهداف اجتماعی، اهداف زیست محیطی
  • سیده ریحانه میرسالاری، نادر رازقی، جواد سلطان زاده صفحات 1-18

    توسعه فناوری اطلاعات و مواجهه با انقلاب صنعتی چهارم همراه با گسترش کسب وکارهای پلتفرمی بوده که تغییراتی را بر الگوی اقتصاد، محیط کسب وکار سنتی و رفاه مصرف کننده اعمال کرده است. مطالعات پیرامون منافع و چالش های این کسب وکارها حکایت از آن دارد که چگونگی حمایت و مشروعیت بخشی به آنها به عنوان کاربردی از توسعه علوم و فناوری نوین، مورد سوال است. در ایران نیز، در حوزه کسب وکارهای پلتفرمی حمل ونقل، این مسیله موجب ایجاد تعارضاتی شده و چالش هایی را برای سیاستگذاران ایجاد کرده است. صورت بندی این تعارضات ذیل مفهوم مناقشات و همچین شناسایی کنشگران، احصاء مسایل و بررسی روابط بین آنها می تواند مفید باشد. از همین رو، در این پژوهش سعی شده است که از طریق نظریه کنشگر-شبکه، کل شبکه کنشگران این حوزه و روابط بین آنها شناسایی و تحلیل شود. داده های این پژوهش که مربوط به بازه زمانی سال های 1393 تا سال1400 است، مبتنی بر ابزار نقشه کشی مناقشه جمع آوری و به منظور تکمیل داده ها، مصاحبه های هدفمندی نیز، انجام شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که فرآیند تنظیم گری کسب وکارهای پلتفرمی تاکنون با سه مناقشه سرد «مجوز ورود به بازار» ،«منع فعالیت در شهرستان»، «فعالیت غیر قانونی» و یک مناقشه گرم «قیمت گذاری پویا»، مواجه بوده است که به ترتیب دارای 62، 22، 18 و 17 کنشگر هستند، این مناقشات از طریق ایجاد اتحادیه کسب وکارهای مجازی، ابلاغ آیین نامه، تدوین دستورالعمل مربوطه و اعطای مجوز رفع شده است.

    کلیدواژگان: تنظیم گری، نقشه کشی مناقشه، نظریه کنشگر-شبکه، کسب وکارهای پلتفرمی حوزه حمل و نقل، تنظیم گری کسب وکارهای پلتفرمی
  • سحر کوثری، مریم هداوند صفحات 19-39

    با وجود گذشت چهار دهه تعامل میان دو حوزه مطالعات آینده و سیاست گذاری، به دلیل عدم ایجاد پیوند مناسب میان مفاهیم و روش های این دو حوزه، همچنان از به کارگیری مطالعات آینده در فرآیند سیاست گذاری چشم پوشی می شود. این در حالی است که نقش مطالعات آینده به منظور اتخاذ سیاست های به روز و مناسب برای آینده های ناشناخته و دارای عدم قطعیت، امری انکارناپذیر است. از این رو، پژوهش حاضر، به دنبال ارایه رویکردی کاریردی به منظور کاربست مطالعات آینده در سیاست گذاری در فضای واقعی و به دور از ایده آل گرایی است. برای نیل به این هدف، با تمرکز بر بهبود ارتباط میان مطالعات آینده و تحلیل سیاست، ابتدا با استفاده از مطالعات کتابخانه ای، یازده عامل شناسایی و سپس با استفاده از نظر گروه کانونی، هشت عامل اصلی تایید و بدیل های آن استخراج شد. در ادامه با استفاده از روش سناریونگاری و نرم افزار سناریوویزارد، چهار سناریو سازگار با اسامی «آینده شناسی»، «پیش بینی»، «آینده نگاری» و «آینده پژوهی» و هفت سناریوی بینابینی نزدیک به واقعیت با عناوین «آینده شناسی تفسیری»، «پیش بینی سری زمانی»، «پیش بینی علی و معلولی»، «پیش بینی قضاوتی»، «آینده نگاری مدل محور»، «آینده نگاری پویا» و «آینده نگاری باز» به دست آمد. این سناریوها، سیاست گذاران را قادر می سازند در مختصات های مختلف تصمیم گیری، تحلیل سیاست و سیاست گذاری دقیق تری انجام داده و راهبردهای خود را در مورد تهدیدها و فرصت های آینده بهبود دهند.

    کلیدواژگان: سیاست گذاری، تحلیل سیاست، مطالعات آینده، سناریوویزارد
  • کیارش فرتاش، طوبی برامکی، محمدصادق خیاطیان، نیما رحیمی سالکده صفحات 41-58

    هر فناوری مسیر خاصی در فرآیند پذیرش و انتشار طی می کند. ظهور و بروز عوامل بازدارنده و یا تسهیل کننده در بستر فنی-اجتماعی فناوری، تعیین کننده مسیر و سرعت انتشار فناوری است. در این راستا هدف از این پژوهش، تحلیل منحنی انتشار فناوری کدهای دستوری تلفن همراه (USSD) در ایران است. قلمرو موضوعی و زمانی این تحقیق شامل مشترکین تلفن همراه بر بستر فناوری USSD از سال 1389 تا 1398 می باشد. این مقاله با استفاده از چارچوب انتشار فناوری راجرز و داده های تاریخی مشترکین فناوری USSD در اپراتور همراه اول، منحنی های انتشار کاربردهای مختلف این فناوری را ترسیم و تحلیل می نماید. برای فهم و توضیح نمودارها و عوامل موثر بر انتشار در زمینه ایران، با 14 خبره و مطلع این حوزه در نهادهای تنظیم گر، سیاست گذار و اپراتور تلفن همراه مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت. بر اساس یافته های این پژوهش، USSD در خدمات اپراتوری و خدمات بانکی بیشترین کاربرد را داشته و در سایر حوزه ها کاربرد آن محدود بوده است. یافته ها همچنین نشان می دهد مزیت نسبی،پیچیدگی و آزمون پذیری بیشترین تاثیر را در تقویت انتشار USSD دارند و عوامل قیمت، مقررات و تعامل بازیگران، بیشترین تاثیر را بر محدود شدن انتشار این فناوری داشته اند. یافته های این مقاله دلالت های سیاستی و مدیریتی برای تنظیم گری و فعالیت های کسب وکاری در حوزه فناوری های مالی و خصوصا USSD ارایه نموده است.

    کلیدواژگان: کد دستوری تلفن همراه، فناوری مالی، انتشار فناوری، پذیرش فناوری، USSD
  • فاطمه کنعانی، پریسا رسولیان، رضا حافظی، سعیده السادات آهنگری صفحات 59-77

    هوش مصنوعی، یکی از پیشران‏های اصلی زندگی بشر حداقل در دهه آینده خواهد بود. از این رو بسیاری از دولت ها در صدد برنامه ریزی و استفاده از مزایای این فناوری برآمده اند. به همین منظور یکی از موضوعات مورد توجه، تحلیل بوم‏سازگان، و فراهم‏سازی زمینه توسعه این فناوری و تولید ثروت بوده است. اما یافته‏ های تحقیق نشان می‏دهد که هنوز بوم‏سازگان هوش مصنوعی در کشور به معنای واقعی شکل نگرفته و از نظر بلوغ، در مراحل شکل‏ گیری ابتدایی است و هنوز وفاق نسبی بین بازیگران مختلف برای تقسیم کار و ماموریت‏ها وجود ندارد.در این مقاله، با استفاده از روش تحقیق کیفی و به استناد مطالعات کتابخانه ‏ای، مصاحبه ساختاریافته و پنل خبرگی، سعی شده است بوم‏سازگان هوش مصنوعی کشور تحلیل، و الگوی پیشنهادی برای بازطراحی آن نگاشت شود. الگوی پیشنهادی، شامل 16 کارکرد و هفت گروه بازیگر اصلی است که باید با یکدیگر در تعامل باشند. در الگوی مذکور، خلاء نهادهایی که در حال حاضر، یا وجود ندارند یا ایفای نقش ویژه‏ای نداشته‏اند، به چشم می‏آید که عبارتند از: خلا نهاد راهبری، خلا آگاهی بخش، خلا استانداردساز، خلا نهاد اخلاقی، خلا توسعه نوآوری، خلا نهاد حکمرانی داده، خلا کنسرسیوم ها و خوشه های کسب وکار و نهایتا خلا نهاد شبکه ساز. علاوه بر این، در برخی از کارکردها، نهاد و یا سازمان هایی برای آن نقش در نظر گرفته شده اند، اما به علل مختلف، خروجی مطلوب و مناسب برای پیشبرد آن کارکرد در بوم‏سازگان دیده نمی شود. این ضعف های کارکردی عمدتا مرتبط با نظارت، تحقیق و توسعه، تامین زیرساخت فنی و ارایه سایر خدمات فنی است.

    کلیدواژگان: بوم‏سازگان، هوش مصنوعی، زیست بوم، الزامات توسعه فناوری، سیاستگذاری علم و فناوری، برنامه ملی
  • مهسا رجب زاده، سید سروش قاضی نوری، سید حبیب الله طباطبائیان، محسن مطیعی صفحات 79-96

    در طول یک دهه اخیر، مساله سلامت بوم سازگان کارآفرینی به عنوان یک موضوع پرکاربرد مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. سلامت بوم سازگان به قابلیت پایداری بوم سازگان و حفظ ساختار و عملکرد آن در طول زمان در مواجهه با اختلالات درونی و بیرونی اشاره می کند. به هر میزان که یک بوم سازگان از سلامت بالاتری برخوردار باشد، بقا آن تضمین شده و عملکرد بهتری را نشان می دهد. در این میان، اتخاد سیاست های مناسب به منظور ارتقا سطح سلامت بوم سازگان کارآفرینی کمتر مورد توجه سیاست گذاران و پژوهشگران این حوزه بوده است. هدف این پژوهش شناسایی و دسته بندی ابزارهای سیاستی به منظور ارتقا سلامت بوم سازگان کارآفرینی ایران است. در این پژوهش تلاش شده که سیاست های مناسب به منظور ارتقا سلامت بوم سازگان کارآفرینی شناسایی و سپس دسته بندی شوند. نخست، با مصاحبه و پرسشنامه، ابزارهای سیاستی متناسب با ارتقا سلامت بوم سازگان کارآفرینی شناسایی و با استفاده از نظر خبرگان و تحلیل های آماری فهرست نهایی از ابزارهای سیاستی استخراج شدند. سپس، با تحلیل روابط متقابل و خوشه بندی ابزارهای سیاستی، دسته های مختلف شامل ابزارهای سیاستی مرتبط با ارتقا سلامت بوم سازگان شناسایی شده اند. نتایج این پژوهش نشان می دهد حداقل چهار دسته ابزارهای سیاستی متمایز با عناوین «تقویت زیرساخت ها» شامل 4 ابزار سیاستی به منظور اصلاح و ثبات در سیاست های اجتماعی و اقتصادی کلان، « توسعه بازیگران بوم سازگان کارآفرینی » شامل 4 ابزار سیاستی به منظور توسعه کمی موجودیت ها و بازیگران بوم سازگان کارآفرینی، «متنوع سازی بوم سازگان کارآفرینی» شامل 6 ابزار سیاستی به منظور متنوع سازی حوزه های کسب و کار در بوم سازگان کارآفرینی و «توسعه تقاضا» شامل 5 ابزار سیاستی به منظور تقویت مالی بوم سازگان کارآفرینی می توانند بر ارتقا سلامت بوم سازگان کارآفرینی تاثیر بگذارند.

    کلیدواژگان: بوم سازگان کارآفرینی، سلامت بوم سازگان، دسته بندی ابزارهای سیاستی، ابزارهای سیاستی سلامت بوم سازگان
  • هدایت صمدی انصاری، محمدرضا رضوی، پریوش جعفری صفحات 97-114

    صنایع مبتنی بر دانش و فناوری های پیشرفته، پایه گذار تحولات گسترده ای در اقتصادهای صنعتی و نوظهور بوده اند. عوامل مختلفی بر این تحولات تاثیر گذارند که یکی از مهم ترین عوامل درون بنگاهی، یادگیری های فناورانه است. هدف این مقاله، شناسایی شیوه های یادگیری فناورانه و عوامل موثر بر آن در شرکت های دانش بنیان نانوفناوری است. این تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی و از منظر نوع داده، تحقیقی کیفی است. شرکت کنندگان، متخصصان فعال در بخش های مرتبط با یادگیری فناورانه شرکت های دانش بنیان نانوفناوری بوده که به روش نمونه گیری هدفمند و حجم نمونه بر اساس اصل اشباع نظری، انتخاب شده اند. در فرایند تحلیل متون و اسناد، از تحلیل محتوای کیفی جهت دار و برای غربال گری از دلفی فازی استفاده شده است. نتایج نشان داد شیوه های یادگیری فناورانه در این شرکت ها، اغلب با آنچه در پیشینه موضوع آورده شده، مشابه است اما تفاوت هایی نیز وجود دارد. در یادگیری مبتنی بر علم، ارتقاء بنیان های علمی شرکت، تحقیق و توسعه داخلی و فعالیت های پژوهشی مشترک، مهم ترین شیوه های یادگیری فناورانه می باشند. در یادگیری مبتنی بر تجربه، ارتباطات فردی کارکنان، تعاملات شرکت با محیط بیرون، تجربه انجام کار، آموزش های فنی و مهارتی، کار گروهی و انعطاف پذیری سازمانی، از مهم ترین شیوه های یادگیری هستند. در بخش نوآوری، در کنار نوآوری در محصول، فرایند و فناوری، اخذ تاییدیه ها و گواهی نامه ها یکی از شیوه های متفاوت در این شرکت ها بوده است. از مهم ترین عوامل موثر بر یادگیری فناورانه، می توان به فرهنگ یادگیری در بخش پیشران های داخلی و محدودیت های داخلی و بین المللی و ظرفیت های قانونی و مداخلات دولت، در بخش پیشران های خارجی اشاره کرد.

    کلیدواژگان: شرکت های دانش بنیان، نوآوری، نانوفناوری، شیوه های یادگیری فناورانه، یادگیری تجربه محور، یادگیری علم محور
|
  • Mehdi Fatemi Page 0
  • Seyedeh Reyhaneh Mirsalari, nader razeghi, Javad Soltanzadeh Pages 1-18

    The development of information technology underpinning the Industrial 4. revolution led to increased platform businesses, which changed the economic model, the business environment, and consumer welfare. Debates about these businesses' benefits and challenges indicate that they are still in question and how to support and regulate them as an application of new science and technology development. The issues of Iranian ride-sharing platform businesses can also develop in line with this question, which has created challenges for policymakers. Since these studies have yet to draw apparent horizons for policymakers, this article aims to explain these issues under controversies, identify the actors, itemize them, and examine their relationships. Therefore, we recognize and analyze a network of actors in this field and their relationships through the Actor-Network Theory. The data of this research, which is related to the period of 1393 to 1400, was collected based on the Cartography of Controversies tool and completed the data with targeted interviews. The results show three cold disputes raised: market entry permits, prohibition of activity in some cities, illegal activity and one hot controversy: dynamic pricing in the regulatory process of platform businesses which have 62, 22, 18 and 17 actors respectively. Furthermore, creating the virtual business union, notification of the regulations, developing the relevant guidelines and issuing the permits have been resolved.

    Keywords: Regulation, Cartography of Controversy, Actor-Network Theory, Transportation Platform Businesses, Regulation of Platform Businesses
  • sahar Kousari, Maryam Hadavand Pages 19-39

    It has long been recognized that the role of futures studies in order to appropriate policies for unknown and uncertain futures is undeniable. But the weak link of this knowledge with policy-making is one of the biggest challenges that researchers face in the futures studies. Therefore, the current research seeks to provide a career approach in order to apply futures studies in the contextual environment. Since policy analysis is an important step in the policy-making process and on the other hand, based on reliable sources, not using futures studies in the policy-making process is due to the weak link between policy analysis and futures studies, so in this research, improving the link between futures studies and policy analysis is considered. In order to achieve this goal, using library studies, ten factors improving the link of futures studies and policy analysis were identified, and then, using the opinion of the focus group, eight main factors were confirmed and their alternatives were extracted. In the following, using the scenario planning method and scenario wizard software, four consistent scenarios based on uncertainties: "type of view and judgment towards the future", "type of policy analysis", "conditions of the policy environment towards the future", "actors' approach towards the future" , "understanding the system in the face of future issues", "institutional conditions of openness to alternatives", "time focus" and "uncertainty level", with the names "Futurology", "Forecasting", "Foresight" and "Futures research" and Seven intermediate scenarios close to the real space were obtained with the titles of "Interpretive Futurology", "Time series Forecasting", "Cause & Effect Forecasting", "Judgmental Forecasting", "Model-Based Foresight", "Dynamic Foresight" and "Open Foresight". These scenarios enable policy makers to conduct more accurate policy analysis and policy analysis in different decision-making coordinates, and to improve their strategies regarding future threats and opportunities.

    Keywords: Policy Making, Policy Analysis, Futures Studies, Scenario Wizard
  • Kiarash Fartash, Tooba Baramaki, Mohammadsadegh khayyatian, Nima Rahimi salekdeh Pages 41-58

    A given technology goes through a unique path in the process of its diffusion. Factors residing in a socio-technical environment either inhibit or strengthen the path and speed of technology diffusion. In this regard, the aim of this research analyzes the diffusion curve of unstructured supplementary service data (USSD) technology in Iran. The scope of this paper includes mobile phone subscribers who have adopted USSD technology from 2010 to 2019. By adopting Roger’s technology diffusion framework, this article depicts and analyzes the diffusion curves of different applications of USSD technology through the historical data of USSD technology subscribers in the Hamrahe Avval operator in Iran. To better understand and explain the diffusion and the influential factors in the diffusion in the context of Iran, 14 semi-structured interviews were conducted with USSD experts affiliated to the regulatory bodies, policymakers, and mobile phone operators. Our findings reveal that USSD was mostly used in the operator and banking services while its adoption in other survives was been limited. We also found that relative advantage, complexity and Trialability have the highest strengthening effect on the diffusion of USSD; in the same vein price, regulations, and the interaction of actors are the key barriers to the diffusion of USSD in Iran. The findings of this paper provide policy and management implications for regulation and business activities of financial technologies and in particular USSD. To this end, the significant influence of regulation needs to be taken into account which could be a barrier to financial technologies diffusion as the case of USSD in Iran indicates.

    Keywords: Unstructured Supplementary Service Data, Financial Technology, Technology Diffusion, Technology Acceptance, USSD
  • Fatemeh Kanani, Parisa Rasoulian, Reza Hafezi, Saiedeh Sadat Ahangari Pages 59-77

    Artificial intelligence will be one of the main drivers of human life at least in the next decade. Therefore, many governments are striving to plan and utilize the benefits of this technology. To this end, one of the focus areas has been the analysis of ecosystems and providing the groundwork for the development of this technology and wealth creation. However, research findings show that the artificial intelligence ecosystem in the country has not yet taken shape in the true sense, and it is in the early stages of formation, in terms of maturity. There is still no relative consensus among actors for dividing tasks and missions. In this article, using qualitative research methods and based on library studies, structured interviews, and expert panels, the country's artificial intelligence ecosystem has been analyzed, and a proposed model for redesigning it has been mapped out. The proposed model consists of 16 functions and seven main actor groups that must interact with each other. In the proposed model, there are gaps in institutions that currently do not exist or have not played a significant role, which include: governance gap, awareness-raising gap, standardization gap, ethical institution gap, innovation development gap, data governance gap, consortia, business cluster gaps, and the network institution gap. In addition to these, in some of the functions, institutions or organizations have been considered for them, but for various reasons, the desired and suitable output for advancing that function is not seen in the artificial intelligence ecosystem. These functional weaknesses are mainly related to monitoring, research and development, technical infrastructure provision, and the provision of other technical services.

    Keywords: Ecosystem, Artificial Intelligence, Technology Development Requirements, Science, Technology Policymaking, National Plan, Institutional Analysis
  • Mahsa Rajabzadeh, Soroush Ghazinoori, Habibollah Tabatabaeian, Mohsen Motiei Pages 79-96

    In recent years, the issue of the health of entrepreneurial ecosystems has gained significant attention among researchers. The health of ecosystems refers to the robustness of ecosystems and maintaining their structure and function over time in the face of internal and external disturbances. It enhances the health level of an ecosystem, the guaranteed survival, and the better performance it demonstrates for entrepreneurs. However, adopting appropriate policies to enhance the health level of entrepreneurial ecosystems has received less attention from policymakers and researchers in this field. This research aims to identify and classify policy instruments to enhance the health level of entrepreneurial ecosystems in Iran. In this study, efforts have been made to identify policy instruments suitable for enhancing the health level of Iranian entrepreneurial ecosystems using interview and questionnaire tools. The final list of policy instruments has been extracted through expert opinions and statistical analyses. Subsequently, through the analysis of interrelationships and clustering of policy instruments, different classifications including policy instruments related to "Strengthening infrastructures" including 4 policy instruments to reform and stabilize social and macroeconomic policies, "Development of actors in the entrepreneurial ecosystem" including 4 policy instruments for the quantitative development of the entities and actors of the entrepreneurial ecosystem, "Diversification of the entrepreneurial ecosystem" "including 6 policy instruments to diversify business domains in the entrepreneurial ecosystem and "demand development" including 5 distinct policy instruments to strengthen finance of the entrepreneurial ecosystem can affect the enhancement of the health level of Iran's entrepreneurial ecosystem. The results of this research indicate that these distinct policy classifications can impact enhancing the health level of Iranian entrepreneurial ecosystems.

    Keywords: Entrepreneurial Ecosystem, Ecosystem Health, Policy Instruments of Ecosystem Health, Classification of Policy Instruments
  • Hedayat Samadi Ansari, MohammadReza Razavi, Parivash Jafari Pages 97-114

    The growth of knowledge-based industries based on new technologies has marked extensive changes in advanced and emerging economies. Various factors inside and outside the company affect this growth. One of the most important factors inside the company, is technological learning. The purpose of this article is to identify technological learning modes and factors affecting them in nanotechnology knowledge-based companies. This research is applied in terms of purpose, and in terms of data type, it is a qualitative research based on a case study. The participants were experts in the various departments of knowledge-based nanotechnology companies, which were selected by purposeful sampling. The sample size was determined based on the principle of theoretical saturation. Qualitative content analysis has been used in the process of analyzing texts and documents. In science-based learning, scientific promotion of the company, internal R&D, and joint research activities have been the most important modes of technological learning. In experience-based learning, the most important learning modes are individual employee communication, company interactions with the outside, work experience, technical and skill training, teamwork, organizational flexibility, and knowledge and experience sharing. The innovation of these learnings also includes product innovation, process and technology innovation, market innovation and obtaining approvals and certificates. Factors affecting technological learning are R&D capability, production capability and learning culture as internal drivers and internal and international restrictions, legal capacities and government interventions, technological changes and competition intensity as external drivers.

    Keywords: Knowledge-Based Companies, Innovation, Technological Learning Modes, Experience-Based Learning, Science-Based Learning