فهرست مطالب

پژوهش زبان و ادبیات فارسی - سال بیست و یکم شماره 1 (پیاپی 68، بهار 1402)

فصلنامه پژوهش زبان و ادبیات فارسی
سال بیست و یکم شماره 1 (پیاپی 68، بهار 1402)

  • تاریخ انتشار: 1402/06/11
  • تعداد عناوین: 6
|
  • عبدالله رادمرد، سعید خسروپور * صفحات 1-23

    یکی از ویژگی های مهم کتاب های فرهنگ، استفاده از شاهد مدخل و نقل قول برای تایید معنا و کاربرد واژه یا ترکیب توسط دیگران است. فرهنگ های نوشته شده در شبه قاره نیز به این موارد پرداخته اند. بهار عجم یکی از این فرهنگ هاست که دارای 19729 مدخل و دربردارنده واژه ها، ترکیبات، امثال و شعرهای فراوانی از سبک خراسانی تا هندی است. این پژوهش پس از مطالعه کامل و دقیق این فرهنگ، به تحلیل اقسام شاهد مدخل و روش نقل قول در آن پرداخته و نشان داده است که شاهدهای مدخل در این فرهنگ به سه دسته شعری، نثری و مثالی قابل تقسیم است. تعداد زیاد شاهدهای شعری به دلیل غلبه شعری فرهنگ های فارسی تا زمان تالیف فرهنگ بهار عجم و توجه بیشتر فارسی‎آموزان شبه‎ قاره به مقوله شعر بوده و شاهدهای نثری نشان دهنده اهمیت منابع این گونه شاهدها در بازه زمانی تالیف بهار عجم و حرکت بیشتر فرهنگ-نویس به سمت رونویسی نکردن از فرهنگ های شعری پیشین بوده است. همچنین شاهدهای مثالی بر جنبه آموزشی این فرهنگ دلالت دارد. در بخش دوم، روش‎های دوازده گانه نقل قول در فرهنگ بهار عجم با ذکر نمونه آمده است. این روش ها از جهتی نشانه حساسیت لاله تیک چند نسبت به مواد فرهنگ بهار عجم و از جهتی دیگر برای آموزش و اطمینان دادن به مراجعان این فرهنگ است که بیشتر آموزش بینان زبان فارسی بوده اند.

    کلیدواژگان: بهار عجم، فرهنگ‎نویسی، شاهد مدخل، شبه قاره هند
  • طاهره ایشانی * صفحات 25-66

    یکی از موضوعات علم معانی بررسی جملات از منظر کاربردهای ثانوی آن است که کاربر زبان، گاه از این اغراض ثانوی کلام با استفاده از شیوه ها و شگردهای بلاغی برای نفوذ یافتن در مخاطب، اقناع و تاثیر در وی به منظور نیل به مقاصد خاصی بهره می گیرد. در این جستار با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و آماری، نامه های رشیدالدین فضل الله، وزیر دانشمند دوره ایلخانان مغول، با عنوان سوانح الافکار از منظر کاربست اغراض ثانوی کلام بر اساس علم معانی بررسی می شود. از این رو، پرسش اصلی این پژوهش آن است که رشیدالدین برای اقناع مخاطب به منظور دستیابی به کارکرد اصلی نامه ها از چه شگردهای بلاغی بهره برده و دیگر آن که کدام شگردهای بلاغی بیشترین کاربست را به عنوان شاخص سبکی در نامه های رشیدالدین به خود اختصاص داده است و چرا؟ نتایج به دست آمده حاکی از آن است که رشیدالدین برای تاثیر بر مخاطب و در نتیجه اقناع وی از فرایندهای مجابی متنوعی بهره برده و پرکاربردترین شگردهای بلاغی که می تواند به عنوان شاخصه های سبکی وی بر اساس علم معانی مورد توجه قرار گیرد؛ عبارت‎اند از: «تکریم و تعظیم افراد»، «تاکید بر کلام با استفاده از مترادفات» و «ابراز و بیان احساسات و عواطف». کاربست هریک از این فرایندهای مجابی به عنوان برجسته ترین ترفندهای اقناعی رشیدالدین در نامه ها از سویی تاکیدی است بر شخصیت فرهیخته رشیدالدین و از سوی دیگر، نشان از گزینش روش های بلاغی در ارتباط موثر بینافردی دارد که موید احترام و تکریم شخصیت افراد است. ضمن آن که رشیدالدین با کاربست پرتکرار «بیان و ابراز احساس» مخاطب را با اندیشه خود همراه می کند، با او در محور افقی قرار می گیرد و به این ترتیب می تواند او را با نظر خویش همسو نماید. بنابراین می توان رشیدالدین را در جایگاه سخنوری دانست که از سویه های اقناعی بلاغی گوناگون برای جلب مخاطب به درک مطلوب خود و پذیرش آن، بهره مند شده و این امر نشان از توانش ارتباطی اقناعی ویژه رشیدالدین دارد و گویای دانش سخنوری وی است که در پژوهش های ادبی کمتر به آن توجه شده است. همچنین بر اساس این جستار آشکار شد رشیدالدین بنا بر نوع مخاطب و جایگاه وی از روش های اقناعی متناسب با شخصیت هر گروه از افراد بهره برده است.
     

    کلیدواژگان: سوانح الافکار، رشیدالدین فضل الله همدانی، علم معانی، شگردهای بلاغی، اقناع
  • الهام ایزدی *، مهرداد مشکین فام صفحات 67-102

    یکی از عوامل اجتماعی- شناختی که در هر زبانی با استفاده از ابزار زبانی متفاوتی رمزگذاری می شود، مفهوم ادب است. درک و بیان مفهوم انتزاعی ادب تنها از طریق مفاهیم عینی و ملموس ممکن است؛ یعنی درک این مفاهیم انتزاعی از طریق بیان این مفاهیم در قالب عینی تسهیل می شود. ازآنجاکه رمزگذاری مفهوم ادب در زبان یک ویژگی زبانی است که محیط پیرامون آن را شکل می دهد، با گذر زمان دچار تغییر می شود. در این پژوهش، به طریقه بیان عینی و ملموس مفهوم ادب در زبان فارسی می پردازیم و سعی می کنیم به این پرسش پاسخ دهیم که «آیا جامعه فارسی زبان ایرانی از امکانات بیان ادب بیشتر از قبل استفاده می کند و درنتیجه این امکانات در زبان فارسی افزایش پیدا کرده است؟» یا به عبارتی «آیا جامعه فارسی زبان باادب تر شده است؟» در واقع، برآنیم بدانیم آیا جامعه ایرانی درحدود پنج دهه گذشته باادب تر شده است یا خیر؟ برای یافتن پاسخ این پرسش، باید به بررسی بازنمون شناختی و ذهنی مفهوم ادب در زبان فارسی بپردازیم تا مشخص شود که آیا سیر نزولی یا صعودی داشته است. به منظور بررسی این مهم، به مطالعه چند ابزار مختلف زبانی از جمله بسامد وقوع استعاره های مفهوم، مجاز، دشواژه ها، حسن تعبیر و صور خطاب. این مطالعه می تواند تغییرات ادب در طول زمان و دلایل احتمالی (اجتماعی، سیاسی و فرهنگی) این تغییرات را در زبان فارسی در هر دهه نشان دهد. بر این اساس، الگوی شناختی زبان فارسی را از جهت ادب می توان ارایه داد. پیکره مورد بررسی در این پژوهش شامل موارد زیر است: سخنرانی مقامات سیاسی، فیلم های سینمایی، متون مطبوعاتی (روزنامه ها و مجلات) و ترانه ها. نتایج پژوهش نشان می دهد که مظاهر بی ادبی در طول 50 سال روند صعودی داشته است.

    کلیدواژگان: ادب، استعاره مفهومی، دشواژه، صورت های خطاب
  • مهرزاد مطبوعی نژاد، احمد خاتمی *، ماندانا منگلی صفحات 103-126

    یکی از مهم ترین جلوه های ادبیات مهاجرت، مولفه نوستالژی است. مسیله اساسی این تحقیق پاسخ به این پرسش است که چنین مولفه ای در ادبیات داستانی زنان به چه شکلی منعکس شده است؟ تعدد زنان نویسنده مهاجر ایرانی و همچنین صاحب سبک بودن برخی از آنها در ادبیات داستانی مهاجرت، اهمیت و ضرورت چنین مطالعه ای را نشان می دهد. هدف پژوهش این است که با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی جایگاه مولفه نوستالژی در داستان های برگزیده و شاخص که از زنان داستان نویس مهاجر پس از انقلاب اسلامی هستند، پرداخته شود. فرضیه پژوهش این است که نوستالژی یکی از مهم ترین و شاخص ترین مولفه های فرمی و محتوایی در آثار مورد بررسی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که نوستالژی در آثار اکرم پدرام نیا با توصیف دقیقی از گذشته، مخاطب را به فضای گذشته می برد و این نوستالژی یادآور فرد خاصی است. تکنیک دیگری که پدرام نیا به منظور ایجاد حس نوستالژی از آن بهره می گیرد، ایماژ است. نوستالژی در آثار نسیم وهابی از جنبه یک فضا -مثل فضای جنگ- روایت می شود. نوستالژی در آثار فهیمه فرسایی به شکلی آزاردهنده برای شخصیت های داستان نمود می یابد. در آثار فریبا صدیقیم، نوستالژی به موقعیت هایی دلالت دارد که فرد با دوستان و نزدیکانش تجربه کرده است. در آثار صدیقیم، نوستالژی به اشیا و مکان ها دیده نمی شود. ویژگی مهم بازتاب نوستالژی در آثار صدیقیم این است که وقایع نوستالژیک به شکل سیال ذهن نشان داده می شود و راوی به شکلی از گذشته سخن می گوید که گویی هم اکنون در حال رخ دادن است.

    کلیدواژگان: نوستالژی، ادبیات مهاجرت، اکرم پدرام نیا، فریبا صدیقیم، نسیم وهابی، فهیمه فرسایی
  • نیکو قاسمی اصفهانی *، ایلمیرا دادور صفحات 127-151

    «نظریه دریافت یا پذیرش» بر نقش پراهمیت خواننده در درک اثر و تحلیل آن تاکید می ورزد. ولفگانگ آیزر، از پایه گذاران تیوری دریافت، متن را دارای دو قطب «هنری» و «زیبایی شناسانه» دانسته و از خواننده با عنوان آفرینشگر معنای جدید متن یاد می کند. متون مربوط به حوزه ادبیات جنگ در ادبیات معاصر فارسی همواره مخاطبان خود را داشته اند؛ با وجود این، رمان «هرس» از نسیم مرعشی، با بهره جستن از درون مایه و ساختاری متفاوت، موفق شده نگاهی جدید و انتقادی به پدیده جنگ داشته باشد. مقاله حاضر، با بهره جستن از آرای آیزر، در زمینه زیبایی شناسی دریافت اثر، در ابتدا به بررسی قطب های دوگانه متن پرداخته، سپس به عناصری که توانسته اند دریافت متفاوتی را از جنگ ارایه دهند، اشاره می‎کند و در نهایت، به نقش کلیدی خواننده در فرآیند تولید معنای جدید و خوانش خلاهای متن می پردازد. یافته‎های پژوهش نشان می‎دهد که رمان هرس با بهره جستن از شیوه های خلاق و نوین داستان نویسی و درهم شکستن کلیشه های مربوط به مفهوم جنگ، توانسته است افق انتظار خواننده ایرانی را در ارتباط با این مفهوم و پیامدهای انسانی آن تغییر داده و پاسخ گوی ذهن پرسشگر خواننده معاصر باشد.

    کلیدواژگان: ادبیات جنگ، هرس، نسیم مرعشی، نظریه دریافت، ولفگانگ آیزر
  • ایوب مرادی * صفحات 153-181

    زیگموند فروید به عنوان اولین روانشناس مطرح کننده ایده ناخودآگاه به مثابه مخزنی برای ذخیره افکار، امیال، آرزوها و احساسات فروخورده، در تاملات خود از فرایندی روانی با عنوان «فانتزی» یاد می کند که وظیفه اصلی آن کنترل اضطراب ها و تعارض های درونی افراد است. فانتزی هایی که خاستگاه آنها همان امیال و آرزوهای ذخیره شده در ناخودآگاه است و کارکرد اصلیشان نیز انکار واقعیت های بیرونی و فراهم آوردن شرایطی انتزاعی برای ارضای ذهنی این امیال و آرزوها. برخی از این فانتزی پردازی ها به شکل ناآگاه اند و برخی نیز حالتی آگاهانه دارند. یعنی فردی که در واقعیت از برآورده کردن خواسته هایش عاجز می ماند، در عالم رویا شرایطی را برای احساس کاذب ارضای امیالش مهیا می سازد؛ همان ترفندی که «طاطا»، شخصیت اصلی رمان «بانوگوزن»، برای خالی کردن خشم خود از آن بهره می جوید. رمان «بانوگوزن» اثر مریم حسینیان ازجمله آثار داستانی معاصر است که پس از انتشار مورد توجه طیف متنوعی از خوانندگان و منتقدان قرار گرفت؛ رمانی که محور اصلی آن فانتزی پردازی های ذهنی شخصیت اصلی در ذهن و البته تاثیرات این نوع فانتزی پردازی در زندگی واقعی او و اطرافیان است. توفیق رمان یادشده در میان مخاطبان و همچنین نگاه ویژه نویسنده به مفهوم فانتزی روانی در طراحی روایت، سبب شد تا در این مقاله که به شکل تحلیلی- توصیفی نوشته شده است، سرگذشت شخصیت اصلی، خاستگاه های گرایش به فانتزی و ویژگی های این فانتزی پردازی و نسبت آن با خشم درونی این شخصیت بررسی و تحلیل شود. نتایج نشان می دهد که خشم منبعث از گذشته پرمسیله «طاطا» در کنار خشمگینی از شرایط بارداری ناخواسته، باعث می شود که او با استفاده از ظرفیت های نمادین گوزن همچون خشم، غیرت، چالاکی، بی رحمی و نرینگی، به تسویه حساب با مقصران شرایط زندگی اش بپردازد؛ خشمی مخرب که درنهایت آثار منفی اش متوجه خود «طاطا» نیز می شود.

    کلیدواژگان: نقد روانشناسانه، فانتزی روانی، خشم، رمان «بانوگوزن»، مریم حسینیان
|
  • Abdollah Radmard, saeid khosropour * Pages 1-23

    One of the main features of dictionaries and encyclopedias is using example of entry and quotations to verify the meaning and the word usage or combining it by others. The dictionaries written in the subcontinent have considered these issues. BaharAjam is one of them containing 19729 entries, vocabularies, combinations, proverbs as well as plenty of poems ranging from Khorasani style to the Hindi one. In this research, this dictionary has been precisely studied and then the examples of each entry and the quotation methods have been mulled over. The examples of the entries in this dictionary have divided into three categories: poetry, prose, and example. The poetic predominance of Persian cultures up to the time of the writing of BaharAjamdictionary and the greater attention of Persian students of the sub-continent to the category of poetry has been the reason for the abundance of poetic examples. Prose examples also show the importance of the sources of such instances at the time of writing BaharAjam and the lexicographer's more attention towards not transcribing previous poetry dictionaries, although some examples indicate the educational aspect of this culture. In the second part, the twelve ways of quoting in BaharAjam dictionary are mentioned with examples. Moreover, these methods indicate the sensitivity of LaleTikchand to the materials of BaharAjam dictionary and to educate and reassure the users of this culture, who have mostly been Persian language educators.

    Keywords: BaharAjam, quotation methods, LaleTikchand
  • Tahereh Ishany * Pages 25-66

    One of the subjects of semantic science is the examination of sentences from the perspective of secondary uses. The language user sometimes uses these secondary purposes of words by using rhetorical tricks to penetrate the audience in order to achieve certain goals. In this essay, using the descriptive-analytical and statistical method, the letters of Rashid al-Din under the title “Savaneh Al-afkar-e Rashidi” are examined from this point of view. Therefore, the main question of this research is what rhetorical techniques Rashiduddin used to persuade the audience in order to achieve the main function of his letters, and which rhetorical techniques are the most used as stylistic indicators in Rashiduddin's letters, and its reason what could be?The obtained results indicate that Rashid al-Din used various persuasive processes to influence the audience and persuade him, and the most used rhetorical techniques that can be considered as his stylistic features based on the science of semantics; include: "respecting and honoring audience", "emphasizing words using synonyms" and "expressing feelings and emotions". The use of each of these rhetorical processes as Rashiduddin's most prominent persuasive tricks in his letters is, on the one hand, an emphasis on Rashiduddin's cultured personality, and on the other hand, it shows the choice of rhetorical methods in effective interpersonal communication, confirming his respect to the letter audience. At the same time, Rashiduddin brings the audience with his thoughts through the frequent use of "expression of feeling", he is placed in the horizontal axis with him, and he can align him with his opinion. Therefore, Rashiduddin can be seen as an orator who used various rhetorical persuasive methods to influence the audience and persuade him, which shows Rashiduddin's special persuasive communication ability and shows his oratorical knowledge, which has received less attention in literary research. Meanwhile, it was revealed that Rashiduddin used different persuasive methods according to the personality of each audience group.

    Keywords: Rashidi's letters, Rashidal-Din Fadlullah, science of meanings, rhetorical tricks, persuasion
  • Elham Izadi *, Mehrdad Meshkinfam Pages 67-102

    One of the socio-cognitive factors that is encoded in each language using different linguistic tools is the concept of politeness. Understanding and expressing the abstract concept of politeness is only possible through objective concepts; That is, the understanding of these abstract concepts is facilitated by expressing these concepts in an objective form. Since encoding the concept of politeness in language is a linguistic feature that shapes the surrounding environment and changes over time; In this research, we will express the concept of politeness in the Persian language objectively and concretely and we will try to answer the question that "does the Iranian Persian-speaking community use the possibilities of expressing politeness more than before and as a result if these possibilities have increased in Farsi?" In other words, "Has the Persian-speaking society become more polite?" In fact, we want to know if the Iranian society has become more polite in the past five decades or not. In order to find the answer to this question, we have to examine the cognitive and mental representation of the concept of politeness in the Persian language in order to determine whether it has had a downward or upward trend. In order to investigate this issue, several different linguistic tools, including the frequency of occurrence of conceptual metaphors, permissible metaphors, idioms, euphemisms, and figures of speech. This study can show the changes of politeness over time and the possible reasons (social, political, and cultural reasons) of these changes in the Persian language in each decade. Based on this, the cognitive model of the Persian language can be presented from the point of view of politeness. The body examined in this research includes the following: speeches of political officials, movies, press texts (newspapers and magazines) and songs. The results of the research show that rudeness has been on the rise over the past 50 years.

    Keywords: politeness, conceptual metaphor, taboo, forms of addressee
  • Matbouei Nejad, Ahmad Khatami *, Mandana Mangeli Pages 103-126

    One of the most important manifestations of migration literature is the component of nostalgia. The basic issue of this research is to answer the question of how such a component is reflected in women's fiction. The number of female Iranian immigrant writers, as well as the fact that some of them have a style in immigration fiction, shows the importance and necessity of such a study. The purpose of this research is to investigate the place of the nostalgia component in the selected and prominent stories of immigrant women storytellers after the Islamic Revolution, using a descriptive-analytical method. The hypothesis of the research is that nostalgia is one of the most important and significant components of form and content in the investigated works. The results of the research show that nostalgia in the works of AkramPedramnia takes the audience to the atmosphere of the past with a detailed description of the past and this nostalgia reminds of a special person. Another technique that Pedramnia uses to create a sense of nostalgia is image. Nostalgia in Nasim Wahhabi's works is narrated from the aspect of a space - like the space of war. Nostalgia appears in FahimaFarsai's works in a disturbing way for the characters in the story. In the works of FaribaSediqim, nostalgia refers to situations that a person has experienced with his friends and relatives. Nostalgia for objects and places is not seen in Siddiquim's works. The important feature of the reflection of nostalgia in Siddiquim's works is that the nostalgic events are shown in a fluid form of the mind and the narrator talks about the past as if it is happening right now.

    Keywords: Nostalgia, migration literature, AkramPedramnia, FaribaSiddiquim, NasimWahabi, FahimaFarsaei
  • Nikou Ghassemi Esfahani *, Elmira Dadvar Pages 127-151

    Reception theory, places a premium on and holds the role of reader in interpreting the text in high regard. Wolfgang Iser is one of the founders of this theory, which believes a text has two artistic and aesthetic poles and relegates the role of meaning creator to the reader. The texts classified as War literature have always had their audiences in the Persian contemporary literature. By having a critical approach to the Iran-Iraq war, different content and a new structure, "Haras (The Pruning)"of NasimMar’ashi, has managed to change the horizon of expectation of Iranian readers concerning War literature. In this paper, the two artistic and aesthetic poles of this novel will be analyzed based on Iser’s views on the reception theory and then we will refer to the elements that have influenced the interaction between readers and the text, leading to a new perception of war. Furthermore, this article attempts to analyze how this text has managed to satisfy the curiosity of contemporary readers by using modern and original elements.

    Keywords: War literature, Haras (The Pruning), Nasim Mar’ashi, Reception theory, Wolfgang Iser
  • ayoob moradi * Pages 153-181

    As the first psychologist to propose the idea of the unconscious, Sigmund Freud mentions a process called "fantasy" whose function is to resolve or moderate internal conflicts. Phantasies whose origin is the desires stored in the unconscious and their main function is to provide abstract conditions for the mental satisfaction of these desires and wishes. That is, a person who is unable to fulfill his desires in reality creates conditions to satisfy his desires during dreaming. The same trick that Tata, the main character of the novel "BanouGavazn(Mrs. Deer)" uses to vent her anger. The novel "Banou Gavazn (Mrs. Deer)" is one of the contemporary fiction works that attracted the attention of readers and critics after its publication. A narrative whose main axis is the fantasy of the main character in the mind and the effects of this type of fantasy in real life. Considering the success of this novel among the audience as well as the author's special view on the concept of psychological fantasy in the design of the narrative, in this article, through the analytical-descriptive method, an attempt will be made to investigate the origins of the tendency towards fantasy in the main character and the characteristics of this fantasy. The results show that the anger resulting from Tata's troubled past, along with the anger from the conditions of unwanted pregnancy, causes her to settle accounts with the culprits of her life conditions by using the symbolic characteristics of the deer such as anger, agility, cruelty and masculinity. A destructive anger that ultimately has negative effects on "Tata" herself.

    Keywords: Psychological criticism, psychological fantasy, anger, the novel BanouGavazn(Mrs. Deer), Maryam Hosseinian