فهرست مطالب

مجله علمی پزشکی جندی شاپور
سال بیست و دوم شماره 5 (پیاپی 146، آذر و دی 1402)

  • تاریخ انتشار: 1403/01/25
  • تعداد عناوین: 12
|
  • سجاد شجاعی، محمد قاسم حنفی*، محسن سرکاریان، زهرا فاضلی نژاد صفحات 290-298
    مقدمه
    هدف از این مطالعه بررسی رابطه بین BMI و پارامترهای غلظت PSA و حجم پروستات در مردان بالای 40 سال در شهر اهواز می باشد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه توصیفی-تحلیلی بر روی مردان بالای 40 سال به ظاهر سالم انجام شد. پارامترهایی از قبیل سن، BMI، حجم پروستات و سطح PSA در تمام افراد بررسی گردید. ارتباط بین سن، BMI، حجم پروستات و سطح PSA در مردان بالای 40 سال به عنوان پارامترهای تشخیص کانسر پروستات مورد ارزیابی قرار گرفت.
    نتایج
    در نتیجه 180 بیمار با میانگین سن افراد مورد مطالعه 01/10 ± 61/58 سال بوده است. بین BMI و حجم پروستات (p=0.019)، BMI و سطح PSA (p=0.001)، حجم پروستات و سن بیماران (p<0.001)، سن و سطح PSA ارتباط معنی داری مشاهده گردید (r=0.821 و p<0.001). به این صورت که، افراد با BMI بالاتر دارای میانگین حجم پروستات و سطح PSA بیشتری در مقایسه با افراد با BMI پایین تر بودند، افزایش سن به طور معنی داری با افزایش حجم پروستات و سطح PSA همراه بود و به طور کل، ارتباط معنی داری بین حجم پروستات و سطح PSA مشاهده نگردید (p=0.37).
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه بیمارستانی نشان می دهد که افزایش BMI و افزایش سن با غلظت PSA و حجم پروستات ارتباط مثبت دارند، اما ارتباطی بین PSA و حجم پروستات مشاهده نشد. BMI و سن ممکن است بهترین پارامتر برای تخمین غلظت PSA و حجم پروستات باشد.
    کلیدواژگان: سرطان پروستات، سرم آنتی ژن اختصاصی پروستات، شاخص توده بدنی، سن، حجم پروستات
  • راضیه قنبرزاده*، فریده مرمزی، روشن نیکبخت صفحات 291-298
    زمینه و هدف

    داروهایی که سطح انسولین را کاهش می دهند، همراه با افزایش حساسیت به انسولین، امیدواری زیادی در جهت درمان سندرم تخمدان پلی کیستیک ایجاد کرده اند. هدف این مطالعه مقایسه اثربخشی متفورمین و اینوفولیک در القاء تخمک گذاری در بیماران مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک مقاوم به درمان است .

    روش بررسی

    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی بدون کورسازی بر روی 40 بیمار مراجعه کننده به کلینیک نازایی مبتلا به PCOS انجام شد. بیماران به طور تصادفی به دو گروه متفورمین (دریافت 1 قرص 500 میلی گرمی دو بار در روز) و اینوفولیک (دریافت 1 عدد sachet دو بار در روز ، نیم ساعت قبل از صبحانه و نیم ساعت قبل از شام) تقسیم شدند. درمان به مدت 3 ماه ادامه داشت. در طول دوره درمان ، هر دو گروه تحت تحریک تخمک گذاری (دریافت 5 روز از تجویز خوراکی (قرص کلومیفن سیترات روزانه 100 میلی گرم یا قرص لتروزول 5 میلی گرم در روز)) و همچنین گنادوتروپین تزریقی قرار گرفتند.

    یافته ها

    میزان وجود حداقل یک فولیکول بالغ در هر دو گروه کاملا مشابه بود ،همچنین تعداد فولیکول های بالغ در هر دو گروه از الگوی نسبتا مشابهی برخوردار بودند (26/0 = P). میزان بارداری در گروه دریافت کننده ی اینوفولیک و متفورمین به ترتیب برابر با 25% و 15% بود.

    نتیجه گیری

    یافته های مطالعه ی حاضر در ادامه ی مطالعات گذشته نشان داد که اثر بخشی اینوزیتول از نظر بهبود عملکرد تخمدان و همچنین بروز بارداری در بیماران PCOS مشابه متفورمین است.

    کلیدواژگان: تخمدان پلی کیستیک، نازایی، متفورمین، اینوفولیک
  • عارف نورایی، کاوه خزائیل، مرضیه درویشی*، زهره قطب الدین، زهرا بصیر صفحات 542-554
    مقدمه

    مولتیپل اسکلروزیس یک بیماری اتوایمن ، التهابی، همراه با دمیلیناسیون و آستروگلیوز سیستم عصبی مرکزی است که مغز و نخاع را در گیر می کند، شیوع آن در زنان سه برابر مردان است.

    مواد و روش کار

    این مطالعه بر روی 42 سر موش صحرایی نر و ماده با وزن تقریبی 350 - 300 گرم در دانشکده دامپزشکی شهید چمران اهواز انجام شد،موش ها به طور تصادفی به 6 گروه: کنترل نر ، گروه کنترل ماده : گروه شم نر(دریافت کننده نرما سالین)، گروه ،شم ماده (دریافت کننده نرماسالین)، گروه MS نر و گروه MS ماده تقسیم گردید.به منظور تزریق اتیدیوم بروماید در گروه های MSبا استفاده از میکرواینجکتور،موش ها با کتامین (mg/kg80) و زایلازین (mg/kg5) بیهوش شدند تزریق اتیدیوم بروماید 02/0 % و نرمال سالین به میزان 20 میکرولیتر با استفاده از سرنگ همیلتون انجام شد.

    نتایج

    نتایج این مطالعه نشان داد که التهاب، دژنراسیون سلول های عصبی در گروه های MS افزایش یافت که این التهاب و دژنراسیون در جنس نر بیشتر بود، همچنین میزان بیان MBP در گروه MS نسبت به سایر گروه ها کاهش یافت که در مقایسه دو جنس این کاهش بیان تقریبا به یک اندازه بود، همچنین میزان بیان GFAP در گروه MS نسبت به سایر گروه ها افزایش داشت که در مقایسه دو جنس این افزایش در جنس ماده بیشتر بود.

    بحث:

     MS سبب کاهش میزان پروتئین پایه میلین و افزایش فاکتور آستروگلیوزیس می شود که تخریب غلاف میلین و تخریب آستروسیت ها را در پی دارند و سبب ناتوانی های حسی و حرکتی در افراد مبتلا به MS می شوند.

    کلیدواژگان: مولتیپل اسکلروزیس، MBP، GFAP، اتیدیوم برماید
  • علیرضا رفعتی نوایی*، فرخنده جمشیدی، علی مرادی صفحات 547-582
    مقدمه

    با توجه به اینکه داشتن اخلاق حرفه ای در حیطه بالین یک اصل مهم برای برقراری ارتباط بین تیم بالین و بیماران می باشد این مطالعه با هدف بررسی میزان پایبندی کارآموزان پزشکی دانشگاه جندی شاپور اهواز به اصول اخلاق حرفه ای بالینی انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه توصیفی مقطعی بر روی 121 نفر ازکاراموزان پرشکی دانشگاه جندی شاپور در سال 1401 انجام شد.نحوه نمونه گیری به صورت تصادفی ساده انجام گرفت. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد اخلاق حرفه ای قاسم زاده استفاده شد که دارای 16 سوال در 8 بعد می باشد. P Value در این مطالعه کمتر از 05/0 معنادار در نظر گرفته شد.

    نتایج

    در جامعه آماری مورد مطالعه (2/56) 68 نفر آنها مرد بودند، 108 (3/89) نفر مجرد و (7/10) 13 نفر متاهل بودند. میانگین سنی 20/24 بود ،در کسانی که درس اخلاق پزشکی را قبول شدند میانگین نمره کل و همچنین در دو بعد عدالت و مسولیت پذیری بیشتر از افرادی بود که این درس را نگذرانده بودند (010/0 =P).کارآموزان در بعد مسولیت پذیری (8/6) کمترین نمره و در بعد صادق بودن (9/7) بیشترین نمره را کسب کردند.

    نتیجه گیری

    آزمون های آماری نشان داد که میزان رعایت تمامی مولفه های اخلاق حرفه ای در این پژوهش در کارآموزان پزشکی در حد قوی می باشد، همچنین درس اخلاق پزشکی باعث افزایش سطح اخلاق حرفه ای می شود در نتیحه می توان با ارتقا آموزش اخلاق حرفه ای باعث افزایش سطح دانش و رعایت این مهم توسط دانشجویان شد.

    کلیدواژگان: اخلاق حرفه ای، کارآموز پزشکی، پزشکی
  • شکوه تقی پور ظهیر، سجاد صادقی نژاد علم آبادی، سید محمدرضا مرتضوی زاده صفحات 555-564
    زمینه و هدف

    بنظر میرسد مهار کننده های تیروزین کیناز EGFR در سرطان های غیر سلول کوچک می توانند در جهت افزایش بقا استفاده بشوند. در این مطالعه در صدد برامدیم تا ارتباط بین بروز فاکتور EGFR با سایر متغیرهای دموگرافیک را بررسی نموده و ببینیم ایا بروز یا عدم بروز ان تاثیری در بقا بیمار دارد یا خیر ؟

    مواد و روش ها

    در مطالعه تحلیلی مقطعی حاضر، به روش سرشماری، 54 بیمار مبتلا به آدنوکارسینوم ریه مراجعه کننده به بیمارستان های شهید صدوقی و مرتاض یزد طی سالهای 1395-1391 به مطالعه وارد شدند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 20 آنالیز و تحلیل شدند.

    یافته ها

    میانگین سنی بیماران (32 مرد و 22 زن) 59.64±14.79 سال بود. تعداد 13(24.1%) بیمار از لحاظ بروز EGFR مثبت بودند. بین وضعیت EGFR و میزان بقا ارتباط معنی داری مشاهده نشد (P>0.05). همچنین، ارتباط معنی داری بین محل تومور، درجه بندی تومور و میزان بقا (P>0.6, 0.7) یافت نشد. با این حال، بین میزان بقا و سن و جنسیت بیماران رابطه معنی داری مشاهده شد (P<0.01, p<0.02).

    نتیجه گیری

    با توجه به این داده ها، سالمندی و جنس مرد شانس زنده ماندن در افراد مبتلا به آدنوکارسینوم ریه را کاهش می دهد. علاوه بر این، با توجه به یافته های ما EGFR ممکن است یک پیش بینی کننده قوی پیش آگهی نباشد.

    کلیدواژگان: گیرنده ی فاکتور رشد اپیدرمال، ایمیونوهیستوشیمی، بقا، آدنوکارسینوم ریه
  • نادیا گروشاتی، پروانه موسوی، بهمن چراغیان، زهرا عباسپور* صفحات 565-573
    زمینه و هدف

    ماماها بعنوان یکی از ارکان تیم سلامت دارای نقش مهمی در ارائه خدمات سلامتی در سه سطح از سیستم مراقبتی خصوصا مرکز بهداشت، خانواده و جامعه ایفاء می نمایند و خودکارآمدی عملکرد بالینی از متغیرهای مهم در ارائه خدمات با کیفیت است. این مطالعه با هدف مقایسه خودکارآمدی عملکرد بالینی مراقبین سلامت ماما و غیر مامای شاغل در مراکز بهداشتی شهر اهواز انجام شده است.

    مواد و روش ها

    پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی - تحلیلی به روش مقطعی می باشد. 115 مراقب سلامت شاغل (67 نفر ماما و 48 نفر غیر ماما) در مراکز بهداشتی بر اساس شرایط ورود و خروج مطالعه وارد پژوهش شدند و پرسشنامه خودساخته خودکارآمدی عملکرد بالینی توسط آنان تکمیل گردید. در نهایت نتایج در دو گروه ماما و غیر ماما مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    ماماها در حیطه مراقبت پیش از دوران بارداری دارای بیشترین نمره خودکارآمدی بالینی بودند، در حالیکه شرکت کنندگان غیر ماما در حیطه کودکان بالاترین نمره را کسب کردند. میانگین نمره خودکارآمدی عملکرد بالینی در تمامی حیطه ها به استثناء حیطه کودکان با یکدیگر اختلاف معنی داشت و در تمام حیطه ها میانگین امتیاز کسب شده توسط ماماها بالاتر از شرکت کنندگان غیر ماما بود (0001/0 < p).

    نتیجه گیری

    با توجه به بالاتر بودن سطح خودکارآمدی عملکرد بالینی ماماها در مقایسه با گروه غیر ماما به عنوان مراقبین سلامت، سیاستگزاران بخش سلامت می بایست این نکته را در برنامه ریزی های مرتبط با ارتقاء سلامت مد نظر قرار دهند.

    کلیدواژگان: خودکارآمدی، عملکرد بالینی، مراقب سلامت، ماما
  • سولماز بابائی بناب، مرتضی فتاح پور مرندی، اصغر توفیقی* صفحات 574-585
    زمینه و هدف

    سایتوکین ها نقش مهمی در بیماری ام اس دارند و هدف مهمی برای مداخلات درمانی به شمار می آیند. از این رو هدف از این پژوهش بررسی تاثیر یک دوره تمرینات مقاومتی بر سطح سرمی 17 و اینترفرون بتا در زنان مبتلا به ام اس بود.

    روش بررسی

    مطالعه ی حاضر به شکل نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون انجام شد. 30 زن مبتلا به ام اس با دامنه ی سنی 30-35 سال در دو گروه تمرینی (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی انتخاب شدند. تمرینات مقاومتی به مدت 8 هفته و هفته ای سه جلسه، جلسه ای 60 دقیقه با شدت 60 الی 70 درصد ضربان قلب دخیره انجام شد. قبل و بعد از پروتکل تمرینی با 12 ساعت ناشتایی نمونه خونی انجام شد و مقادیر اینترلوکین 17 و اینترفرون بتا به روش الایزا اندازه-گیری شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 و به وسیله ی آزمون کوواریانس تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد در پی 8 هفته مداخله ی تمرین مقاومتی مقدار اینترلوکین 17 در گروه تمرین کاهش معنی دار و مقدار اینترفرون بتا نسبت به گروه کنترل افزایش معنی داری نشان داد (P<0/05).

    نتیجه گیری

    از آنجایی که انجام تمرینات مقاومتی با شدت متوسط باعث کاهش اینترلوکین 17 و افزایش اینترفرون بتا در بیماران مبتلا به ام اس شد، لذا به نظر می رسد که می توان از مداخله ی تمرین برای درمان و برای جلوگیری از پیشرفت بیماری ام اس در کنار درمان های دارویی استفاده کرد.

    کلیدواژگان: کلیدواژه ها: تمرینات مقاومتی، اینترلوکین 17، اینترفرون بتا، بیماری ام اس، زنان جوان
  • شبنم محمدی نژاد*، مسعود رحمتی، رحیم میرنصوری صفحات 583-593
    زمینه و هدف

    افزایش سن، عموما باکاهشی پیش رونده در فعالیت جسمانی همراه است که می تواند با تاثیر برروی کیفیت زندگی منجر به تغییرات منفی ساختاری و عملکردی در بافت های مختلف بدن شود و کارایی آنها را کاهش دهد. سطوح بالای سایتوکاین های اینترلوکین10- و اینترلوکین-15با طول عمرمرتبط است. هدف از این مطالعه تاثیر12 هفته تمرین مقاومتی، بر سطوح سرمی اینترلوکین-10و اینترلوکین-15در زنان میانسال می باشد.

    روش بررسی

    تعداد40 زن میانسال (59-40سال)، انتخاب و به طور تصادفی به 2 گروه مساوی تجربی و کنترل تقسیم شدند. گروه تجربی برنامه تمرینی مقاومتی را با بار تمرینی %65تا80٪1RM، به مدت 12 هفته انجام دادند. نهایتا، 48ساعت بعد از آخرین تمرین با خون گیری، سطوح اینترلوکین-10و اینترلوکین-15 با روش الایزا سنجش شد. برای همسان سازی داده ها ازآزمون کلموگروف اسمیرنف و برای اثر بخشی تمرین از آزمون تی مستقل در سطح معنی داری 05/0<p استفاده گردید.

    یافته ها

    یافته ها نشان دادکه میزان وزن و BMI در پیش ازشروع تحقیق دربین گروه تجربی وکنترل تفاوتی وجود ندارد (05/0 <P). اما پس از تمرین از لحاظ آماری معنی دار بود (05/0 >P). همچنین در سطوح اینترلوکین-10و اینترلوکین-15 پس از تمرین افزایش معنی داری مشاهده گردید (001/0= P).

    نتیجه گیری

    به نظر میرسد تنظیم افزایشی سایتوکین های ضد التهابی، می تواند تاثیر مثبتی بربهبود شرایط فیزیولوژیکی ناشی از تمرین مقاومتی در زنان میانسال داشته باشد. لذا توصیه می شود، جهت ارتقا بخشیدن به سطوح سایتوکاین ها به منظور افزایش قدرت و عملکرد توده عضلانی از تمرینات قدرتی استفاده کنند.

    کلیدواژگان: تمرین مقاومتی اینترلوکین 10، اینترلوکین 15، زنان میانسال
  • شکوه وحیدنیا، الهام سیاسی*، امیر مشایخی صفحات 594-606
    مقدمه
    دیابت یکی از مشکلات در حال رشد برای سلامتی جوامع سراسر دنیا است و ناشی از تعامل عوامل ژنتیکی و محیطی می باشد. یکی از مهم ترین ژن های مرتبط به دیابت نوع 2 ژن FTO می باشد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین پلی مورفیسم های rs6499640 و rs17817449 در ژن FTO با بیماری دیابت نوع 2 در جمعیت شهرستان دزفول بود.مواد و
    روش
    در این مطالعه پژوهشی، نمونه ها شامل 100 فرد نرمال و 100 فرد با بیماری دیابت نوع 2 بودند. پس از خونگیری استخراج DNA انجام شد. کمیت و کیفیت DNA استخراج شده با استفاه از نانودراپ و الکتروفورز سنجیده شد. جهت تعیین ژنوتیپ افراد از تکنیک های ARMS-PCR و Tetra-ARMS-PCRاستفاده شد. سپس با sequencing نتایج ژنوتایپینگ با PCR تایید شد و داده ها مورد آنالیز آماری قرارگرفت.
    یافته ها
    ارتباط معنی داری در توزیع ژنوتیپ ها بین افراد بیمار و سالم بین پلی مورفیسم های rs6499640 و rs17817449 ژن FTO و افزایش خطر ابتلا به دیابت در جمعیت افراد شهر دزفول مشاهده نشد (به ترتیب P value برابر با 0.728 و 0.085). ولی درمورد پلی مورفیسم rs17817449 بین فراوانی ژنوتیپ GG و ریسک ابتلا به بیماری دیابت نوع دو ارتباط معنی دار مشخص شد.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج این پژوهش ارتباطی بین حضور پلی مورفیسم های مورد مطالعه و ابتلا به دیابت نوع 2، در جمعیت بیماران دزفول گزارش نشد. برای تایید این نتایج، مطالعات گسترده تری در جمعیت بزرگتر و نمونه های بیشتر توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: دیابت، ژن، پلیمورفیسم، PC
  • پریسا تاج دینی، سوده هوشمندی*، مرتضی رضایی، سجاد رحیمی، فاطمه علیجانی صفحات 607-618
    مقدمه

    نقایص مادرزادی قلبی به حالتی گفته می شود که بر ساختار و عملکرد قلب نوزاد تاثیر می گذارد. هدف این مطالعه، بررسی فراوانی بیماری های مادرزادی قلبی و عوامل خطر آن ها در نوزادان اکوکاردیوگرافی شده بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان بیمارستان امیرالمومنین (ع) سمنان است.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه، 300 پرونده نوزاد اکوکاردیوگرافی شده بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان بیمارستان امیرالمومنین (ع) سمنان، طی سال های 1399 الی 1400 بررسی شدند. فراوانی کلی بیماری های مادرزادی قلبی و به تفکیک انواع آن (ASD/VSD/PDA/TOF) و ارتباط متغیرهای مورد مطالعه (جنس نوزاد، سن حاملگی، سن مادر، وزن نوزاد، نسبت فامیلی پدر و مادر، مصرف دارو در دوران بارداری و سابقه خانوادگی بیماری قلبی، دیابت بارداری) با بیماری مادرزادی قلبی نوزاد تعیین شد.

    یافته ها

    نتایج مطالعه حاضر نشان داد که از مجموع 300 نوزاد اکوکاردیوگرافی شده بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان، 132 نوزاد (44 درصد) به بیماری مادرزادی قلب مبتلا بودند. نقص PDA با 8٫56 درصد و نقص VSD با 5٫23 درصد به ترتیب شایع ترین بیماری های مادرزادی قلب در نوزادان بودند. با توجه به نتایج، ارتباط معناداری بین بیماری مادرزادی قلبی و دیابت بارداری، فشارخون و هیپوتیروئید و سابقه مصرف دارو در طی حاملگی و سابقه خانوادگی بیماری قلبی و نسبت خویشاوندی والدین و جنس نوزادان وجود نداشت. اما ارتباط معناداری بین نوع بیماری قلبی مادرزادی با سن حاملگی و وزن نوزاد وجود داشت؛ با افزایش سن حاملگی و وزن نوزاد، شیوع بیماری قلبی مادرزادی کاهش می یابد.

    کلیدواژگان: بیماری های مادرزادی قلبی، عوامل خطر، اکوکاردیوگرافی
  • حسین عسکری نژاد، عبدالحمید حبیبی*، روح الله رنجبر، سید محمدحسن عادل صفحات 619-638
    زمینه

    برنامه های ورزشی بازتوانی قلبی (CR) باعث افزایش عملکرد فیزیولوژیکی می شوند. با این حال هنوز مشخص نیست کدام ویژگی فعالیت ورزشی برای بهبود شاخص های مهم عملکردی فیزیولوژیک بیماران قلبی موثرتر است. بنابراین هدف این مطالعه مقایسه تاثیر تمرین تناوبی با شدت بالا (HIT) و تمرین تداومی با شدت متوسط (MCT) بر معادل سوخت وسازی (METs)، تقاضای اکسیژن میوکارد زیربیشینه (MVO2submax) و ضربان قلب بازیافت (HRR) بیماران قلبی بعداز جراحی پیوند بای پس شریان کرونری (CABG) بود.

    روش ها

    بیست وچهار بیمار post-CABG (15مرد و 9زن) با میانگین سنی 3.16±60.75 سال و میانگین شاخص توده بدن (BMI) 28.40±1.09 کیلوگرم بر مترمربع بطور تصادفی به سه گروه HIT، MCT و گروه کنترل (CG) تقسیم شدند. گروه های تمرین (HIT وMCT) بمدت هشت هفته، هفته ای سه جلسه، و جلسه ای 45 دقیقه ورزش کردند. متغیرهای تحقیق (METs، MVO2submax وHRR) در دو مرحله قبل و بعداز هشت هفته برنامه های CR اندازه گیری و مقایسه شدند.

    یافته ها

    بعداز هشت هفته برنامه های CR بیماران دو گروه تمرین بهبود معنی داری در METs، MVO2submax وHRR نشان دادند (P<0.05)، و گروه HIT درمقایسه با گروه MCT بطور قابل توجهی بهبود بیشتری در METs (P=0.001) و HRR (P=0.001) نشان داد، بعلاوه گروه MCT درمقایسه با گروه HIT بطور قابل توجهی بهبود بیشتری در MVO2submax (P=0.001) نشان داد. همچنین طی انجام مطالعه هیچ حوادث ناگوار قلبی عروقی مرتبط با HIT یا MCT رخ نداد.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج مطالعه حاضر بنظر می رسد HIT نسبت به MCT برای بهبود METs وHRR بیماران post-CABG موثرتر و همچنین ایمن است.

    کلیدواژگان: تمرین تناوبی، تمرین تداومی، بیماری شریان کرونری، انفارکتوس میوکارد، بازتوانی قلبی
  • مریم منجزی، علیرضا براری*، احمد عبدی صفحات 639-649
    مقدمه و هدف

    پیوند بای پس عروق کرونر (CABG) مداخله درمانی متداولی است که در بیماران مبتلا به بیماری های عروق کرونر قلب انجام می گیرد. هدف این پژوهش تعیین اثر تمرینات بازتوانی ترکیبی منتخب بر بیان ژن های ترومبوسپوندین-1 (TSP-1) و اینترلوکین-1 بتا (IL-1β) در بیماران پس از جراحی بای پس عروق کرونری بود.

    روش کار

    در این مطالعه نیمه تجربی، 20 بیمار مرد از بیمارستان افشار (شهر یزد) پس از جراحی عروق کرونری به صورت هدفمند و در دسترس انتخاب و به طورتصادفی به دو گروه تمرینات ترکیبی و کنترل تقسیم شدند. گروه برنامه تمرین ترکیبی شامل تمرین هوازی (به مدت 15 تا 20 دقیقه و با شدت 50 تا 60 درصد حداکثر ضربان قلب) و مقاومتی (به مدت 10 -20 دقیقه شامل سه حرکت اندام فوقانی و دو حرکت اندام تحتانی، هر حرکت شامل سه ست و هر ست با 10 تکرار و 30 تا 60 در صد یک تکرار بیشینه) به مدت 10 هفته (30 جلسه) و سه جلسه در هفته را انجام دادند. بیان ژن یه روش Real Time PCR اندازه گیری شد. داده ها به روش آزمون تی زوجی و تحلیل کوواریانس در سطح معنی داری P<0.05 تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    پس از دوره مداخله کاهش معنی داری در بیان IL-1β مشاهده شد ولی تفاوت معنی داری در بیان TSP-1 مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

    تمرینات ترکیبی به عنوان یک مداخله غیردارویی توانبخشی، با کاهش التهاب سیستمیک می تواند در بیمارانی باشد که تحت CABG قرار گرفته اند، مفید باشد.

    کلیدواژگان: بازتوانی قلبی، تمرین ورزشی، ترومبوسپوندین-1 و اینترلوکین-1 بتا
|
  • Sajjad Shojaei, Hanafi Mohammad Ghasem *, Mohsen Sarkarian, Zahra Fazelinejad Pages 290-298
    Introduction
    This study aims to investigate the relationship between BMI and PSA concentration parameters and prostate volume in men over 40 years old in Ahvaz City.
    Materials and methods
    This descriptive-analytical study was conducted on apparently healthy men over 40 years of age. parameters such as age, BMI, prostate volume, and PSA level were checked in all subjects. The relationship between age, BMI, prostate volume, and PSA level in men over 40 years of age was evaluated as prostate cancer diagnosis parameters.
    Results
    Finally, 180 men with the mean age of the subjects was 58.61 ± 10.01 years. A significant relationship was observed between BMI and prostate volume (p=0.019), BMI and PSA level (p=0.001), prostate volume and age of patients (p<0.001), and age and PSA level (r=0.821 and p<0.001). People with higher BMI had higher average prostate volume and PSA level compared to people with lower BMI, increasing age was significantly associated with increasing prostate volume and PSA level. There was no correlation between prostate volume and PSA level (p=0.37).
    Conclusion
    The results of this hospital study show that increasing BMI and increasing age are positively related to PSA concentration and prostate volume, but no correlation was observed between PSA and prostate volume. BMI and age may be the best parameters to estimate PSA concentration and prostate volume.
    Keywords: Prostate Cancer, Prostate specific antigen, Body mass index, age, Prostate Volume
  • Raziyeh Ghanbar Zadeh *, Farideh Maramazi, Roshan Nikbakht Pages 291-298
    Background and purpose

    Medicines that reduce insulin levels along with increasing insulin sensitivity have created great hope for the treatment of polycystic ovary syndrome. The aim of this study is to compare the effectiveness of metformin and inofolic in inducing ovulation in patients with resistant polycystic ovary syndrome.

    Methodology

    This randomized clinical trial study was conducted on 40 patients referred to the infertility clinic with PCOS. Patients were randomly divided into two groups: metformin (receive 1 tablet of 500 mg twice a day) and inofolic (receive 1 sachet twice a day, half an hour before breakfast and half an hour before dinner). The treatment continued for 3 months. During the treatment period, both groups underwent ovulation stimulation (received 5 days of oral administration (clomiphene citrate tablet 100 mg daily or letrozole tablet 5 mg daily)) as well as injectable gonadotropin.

    Results

    The presence of at least one mature follicle in both groups was completely similar, and the number of mature follicles in both groups had a relatively similar pattern (P = 0.26). The pregnancy rate in the group receiving inofolic and metformin was 25% and 15%, respectively.

    Conclusion

    The findings of the present study showed that the effectiveness of inositol in terms of improving ovarian function and the occurrence of pregnancy in PCOS patients is similar to metformin.

    Keywords: polycystic ovary, Infertility, Metformin, inofolic
  • Aref Nooraei, Kavhe Khazaeel, Marzieh Darvishi *, Zohre Ghotbeddin, Zahra Basir Pages 542-554
    Background

    MS is an autoimmune, inflammatory disease with demyelination and astrogliosis of the central nervous system that affects the brain and spinal cord. Its prevalence in women is three times that of men.

    methods

    This study was conducted on 42 male and female rats with an approximate weight of 300-350 grams in Shahid Chamran Faculty of Veterinary Medicine, Ahvaz. Material: The male sham group (received normal saline), the female sham group (received normal saline), the male MS group and the female MS group were divided. In order to inject ethidium bromide in the MS groups using a microinjector, rats were Ketamine (80 mg/kg) and xylazine (5 mg/kg) were anesthetized, 0.02% ethidium bromide and 20microliter normal saline were injected using a Hamilton syringe.

    Results

    The results of this study showed that the inflammation and degeneration of nerve cells increased in the MS groups, and this inflammation and degeneration was more in males, and the level of MBP expression in the MS group was reduced compared to other groups, which compared The two genders of this reduction in expression were almost the same, and the amount of GFAP expression in the MS group was increased compared to the other groups, which was higher in the female gender when comparing the two genders.

    Conclusion

    MS causes a decrease in the amount of myelin basic protein and an increase in the astrogliosis factor, which leads to the destruction of the myelin sheath and astrocytes and causes sensory and motor disabilities in people with MS.

    Keywords: ethidium bromide, GFAP, MBP, Multiple Sclerosis
  • Alireza Rafati Navaei *, Farkhondeh Jamshidi, Ali Moradi Pages 547-582
    Introduction

    Considering that having professional ethics in the clinical area is an important principle for establishing communication between the clinical team and patients, this study was conducted with the aim of investigating the adherence of medical interns of Jundishapur University of Ahvaz to the principles of clinical professional ethics.

    Methods

    This cross-sectional descriptive study was conducted on 121 paragliding students of Jundishapur University in 2022. And the sampling method was done in a simple random way. In order to collect information, the Qasimzadeh standard professional ethics questionnaire was used, which has 16 questions in 8 dimensions. In this study, P value less than 0.05 was considered significant.

    Results

    In the studied statistical population (56/2), 68 of them were men, 108 (89/3) were single, and 13 (10/7) were married. The average age was 24.20, in those who accepted the medical ethics course, the average total score and also in the two dimensions of justice and responsibility were higher than those who did not take this course (P=0.010). Agreeableness (6.8) got the lowest score and honesty dimension (7.9) got the highest score.

    Conclusion

    The statistical tests showed that the level of compliance with all the components of professional ethics in this research among medical trainees is strong, also the medical ethics course increases the level of professional ethics. As a result, by promoting professional ethics education, it is possible to increase the level of knowledge and compliance with this importance by students.

    Keywords: Professional Ethics, medical intern, Medicine
  • Shokouh Taghipour Zahir, Sajad Sadeghinejad-Alamabadi, Seyed Mohammadreza Mortazavizadeh, Farzan Safidahaj * Pages 555-564
    Background and objectives

    It seems that EGFR tyrosine kinase inhibitors can be used to increase survival in non-small cell cancers. In this study, we intend to investigate the relationship between the occurrence of EGFR factor with other demographic variables and see if its occurrence or non-occurrence has an effect on patient survival or not.

    Materials and methods

    In the current cross-sectional analytical study, 54 patients with lung adenocarcinoma referred to Shahid Sadoughi and Mortaz hospitals in Yazd during 2015-2016 were included in the study. Data were analyzed using SPSS version 20 software.

    Results

    The average age of the patients (32 men and 22 women) was 59.64 ± 14.79 years. 13 (24.1%) patients were EGFR positive. There was no significant relationship between EGFR status and survival rate (P>0.05). Also, no significant relationship was found between tumor location, tumor grade, and survival rate (P>0.6, 0.7). However, a significant relationship was observed between the survival rate and the age and gender of the patients (p<0.01, p<0.02).

    Conclusion

    According to these data, the elderly and male gender have a reduced chance of survival in individuals with lung adenocarcinoma. Furthermore, EGFR might not be a strong prognostic predictor, according to our findings.

    Keywords: adenocarcinoma of lung, epidermal growth factor receptor, Immuno-histochemistry, survival
  • Nadia Goroshati, Parvaneh Mousavi, Bahman Cheraghian, Zahra Abbaspoor * Pages 565-573
    Background and Objective

    Midwives, as members of the health team, have an important role in providing health services at three levels of the care system, especially the health center, family, and community. Self-efficacy of clinical performance is an essential variable in providing quality services. This study was conducted to compare the self-efficacy of clinical performance of midwife and non-midwife healthcare workers, working in Ahvaz health centers.

    Materials and Methods

    The present study is a cross-sectional descriptive-analytical study carried out on 115 healthcare workers (67 midwives and 48 non-midwives) working in health centers in Ahvaz, Iran. Participants were selected based on the inclusion and exclusion criteria and completed the self-efficacy clinical performance questionnaire. Finally, the results were analyzed in two groups of midwives and non-midwives’ health care workers.

    Results

    According to the analysis, midwives had the highest score of clinical self-efficacy in prenatal care, while non-midwives had the highest score in the field of children. Also, in midwives compared to non-midwives, the self-efficacy score of clinical performance in all areas except children was significantly different, and in all areas, the mean score obtained by midwives was higher than that of non-midwives (p <0.001).

    Conclusion

    Given the higher rate of clinical performance in midwives compared to the non-midwives group, as healthcare providers, in all areas of care provided to healthcare clients, health policymakers should consider this capability of midwives in planning related to health promotion.

    Keywords: Clinical Performance, Healthcare worker, Midwife, self-efficacy
  • Solmaz Babaei Bonab, Morteza Fattahpour Marandi, Asghar Tofighi * Pages 574-585

    Cytokines play an important role in my disease and are considered an important target for therapeutic interventions. the purpose of this research is to investigate the effect of a period of resistance training on the serum level of 17 and interferon beta in young women with MS. Was.

    Method

    The present study was conducted in a semi-experimental way with a pre-test and post-test design. 30 women with MS with age range of 30-35 years were randomly selected in two exercise and control groups. Resistance exercises were performed for 8 weeks and three sessions a week, each session lasting 60 minutes with an intensity of 60-70% of the maximum heart rate. Blood samples were taken before and after the training protocol with 12 hours of fasting and the levels of interleukin 17 and beta interferon were measured by ELISA method. Data were analyzed using SPSS version 22 software and covariance test.

    Results

    The results showed that after 8 hours of resistance training intervention, the amount of interleukin 17 in the training group decreased significantly and the amount of beta interferon showed a significant increase compared to the control group

    Conclusion

    Since moderate intensity resistance training decreased interleukin 17 and increased beta interferon in patients with MS, it seems that exercise intervention can be used to treat and prevent the progression of MS along with used drug treatments.

    Keywords: Interferon-β, Interleukin-17, MS Disease, resistance training, Young Women
  • Mhabnam Mohammadinejad *, Masoud Rahmati, Rahim Mirnasuri Pages 583-593
    Background

    Aging is generally associated with a progressive decrease in physical activity, which can affect the quality of life and lead to negative structural and functional changes in different body tissues and reduce their efficiency.High levels of interleukin-10 and interleukin-15 cytokines are related to longevity. The aim of this study is the effect of 12 weeks of resistance training on the serum levels of interleukin-10 and interleukin-15 in middle-aged women.Subjects and

    Methods

    40 middle-aged women (40-59 years old) were selected and randomly divided into2 equal experimental and control groups. The experimental group performed a resistance training program with a training load of 65% to 80%1RM for 12 weeks.Finally,48 hours after the last exercise, the levels of interleukin-10 and interleukin-15 were measured by ELISA method. The Kolmogorov Smirnov test was used to compare the data, and the independent t-test was used for the effectiveness of the exercise at a significance level of P<0.05.

    Results

    The findings showed that there is no difference in weight and BMI between the experimental and control groups before the start of the research (P<0.05). But after training, it was statistically significant (P< 0.05).Also, a significant increase was observed in the levels of interleukin-10 and interleukin-15 after training(P=0.001).

    Conclusion

    It seems that the increased regulation of anti-inflammatory cytokines can have a positive effect on the improvement of physiological conditions caused by resistance training in middle-aged women. Therefore, it is recommended to use strength training to improve the levels of cytokines to increase the strength and performance of muscle mass.

    Keywords: Interleukin-10, Interleukin-15, middle-aged women, resistance training
  • Shokoh Vahidnia, Elham Siasi *, Amir Mashaekhi Pages 594-606
    Introduction
    Diabetes is a growing global health problem and caused by the interaction of genetic and environmental factors. One of the most important genes related to type 2 diabetes is the FTO gene. The aim of this study was to investigate the relationship between rs6499640 and rs17817449 polymorphisms in the FTO gene with type 2 diabetes in the population of Dezful city.
    Materials and Methods
    In this research study, samples consist of 100 normal people and 100 people with type 2 diabetes were included in the study. DNA extraction was performed after blood sampling. The quantity and quality of extracted DNA was measured using nanodrop and electrophoresis. ARMS-PCR and Tetra-ARMS-PCR technique was used to determine the genotype of samples. Then was used sequencing for confirming of the genotyping results by PCR and data were analyzed statistically.
    Results
    There was no significant relationship in the distribution of genotypes between rs6499640 and rs17817449 polymorphisms of the FTO gene and the increased risk of diabetes in the population of Dezful city was not shown (P value equal to 0.728 and 0.085, respectively). But in the case of rs17817449 polymorphism, a significant relationship was found between the frequency of GG genotype and the risk of type 2 diabetes.
    Discussion
    According to this study results, association between current studied polymorphisms and causing of type 2 diabetes in the population of Dezful city was not declared. For confirming of these results, more studies in the larger population and more sampling are recommended.
    Keywords: Diabetes, Gene, PCR, Polymorphism
  • Parisa Tajdini, Soodeh Hooshmandi *, Morteza Mortezai, Sajad Rahimi, Fatemeh Alijani Pages 607-618
    Introduction

    Congenital heart defects refer to conditions that affect the structure and function of a newborn’s heart. The aim of this study was to investigate the prevalence and risk factors of congenital heart diseases in hospitalized infants in the neonatal intensive care unit of Amiralmomenin Hospital in Semnan.

    Methods

    In this study, 300 medical records of hospitalized infants who underwent echocardiography in the neonatal intensive care unit of Amiralmomenin Hospital in Semnan during 2020-2021 were reviewed. The overall prevalence of congenital heart diseases and their types (ASD/VSD/PDA/TOF) were determined, and the association of study variables (infant gender, gestational age, maternal age, infant weight, parental family history, medication use during pregnancy, and history of heart disease and gestational diabetes) with congenital heart disease was evaluated.

    Results

    The results showed that out of the total 300 hospitalized infants who underwent echocardiography, 132 infants (44%) were diagnosed with congenital heart disease. PDA and VSD were the most common types of congenital heart diseases with a prevalence of 8.56% and 5.23%, respectively.

    Conclusion

    According to the results, there was a significant association between congenital heart disease and diabetes, hypertension, as well as medication use during pregnancy and family history of heart disease , infant gender, gestational age, and weight did not show a significant association. However, there was a significant association between the type of congenital heart disease and gestational age and infant weight, with an increase in gestational age and infant weight leading to a decrease in the prevalence of congenital heart disease

    Keywords: Congenital heart disease, echocardiography, Prevalence, risk factors
  • Hosein Askarinzhad, Abdolhamid Habibi *, Rouhollah Ranjbar, Seyed MohamadHasan Adel Pages 619-638
    Background

    Exercise-based cardiac rehabilitation(CR) programs increase physiological function. However, it’s not yet clear which feature of exercise is most effective in improving important physiological performance indicators in heart patients. Therefore, the aim of this study was to compare the effects of high-intensity interval training(HIT) and moderate-intensity continuous training(MCT) on metabolic equivalent of tasks(METs), submaximal myocardial oxygen consumption(MVO2submax), and heart rate recovery(HRR) of heart patients after coronary artery bypass graft(CABG) surgery.

    Methods

    Twenty-four post-CABG patients (15 males and 9 females) with a mean age of 60.75±3.16 years and a mean body mass index (BMI) of 28.40±1.09 kg/m2 were randomly divided into three groups of HIT, MCT and control group (CG). The training groups (HIT and MCT) trained for eight-weeks, three-sessions per week, and 45minutes per session. The research variables (METs, MVO2submax and HRR) were measured and compared in two stages before and after eight-weeks of CR programs.

    Results

    After eight-weeks of CR programs, patients in both training groups showed a significant improvement in METs, MVO2submax and HRR (P<0.05), and the HIT group showed significantly greater improvement in METs (P=0.001) and HRR (P=0.001) compared to the MCT group, as well the MCT group showed a significantly more improvement in MVO2submax (P=0.001) than the HIT group. Also, no cardiovascular adverse events related to HIT or MCT occurred during the implementation of the study.

    Conclusion

    According to the results of the present study, HIT seems to be more effective than MCT in improving METs and HRR of post-CABG patients, and is safe as well.

    Keywords: Cardiac Rehabilitation, continuous training, Coronary Artery Disease, interval training, Myocardial Infarction
  • Maryam Monjezi, Alireza Barari *, Ahmad Abdi Pages 639-649
    Introduction and purpose

    Coronary artery bypass graft (CABG) is a common therapeutic intervention that is performed in patients suffering from coronary heart diseases. The aim of this study was to determine the effect of selected combined rehabilitation exercises on the expression of thrombospondin-1 (TSP-1) and interleukin-1 beta (IL-1β) genes in patients after coronary artery bypass surgery.

    Method

    In this semi-experimental study, 20 male patients from Afshar Hospital (Yazd city) after coronary artery surgery were purposefully selected and available and randomly divided into two groups of combined exercise and control. Combined exercise program group performed aerobic (15-20 minutes with an intensity of 50-60% of the maximum heart rate) and resistance exercise (10-20 minutes, including three movements of the upper limbs and two movements of the lower limbs, each movement includes three sets and each set with 10 repetitions and 30 to 60 percent of a maximum repetition) for 10 weeks (30 sessions) and three sessions per week. Gene expression was measured by Real Time PCR method.. The data were analyzed using the Paired t-test and One-Way ANOVA at the P<0.05.

    Results

    After the intervention period, a significant decrease in the expression of IL-1β was observed, but no significant difference was observed in the expression of TSP-1.

    Conclusion

    Combined exercises as a non-pharmacological rehabilitation intervention can be useful in patients who have undergone CABG by reducing systemic inflammation.

    Keywords: Cardiac Rehabilitation, Exercise training, thrombospondin-1, interleukin-1 beta