فهرست مطالب

تصویر سلامت - سال پانزدهم شماره 1 (بهار 1403)

مجله تصویر سلامت
سال پانزدهم شماره 1 (بهار 1403)

  • تاریخ انتشار: 1403/01/20
  • تعداد عناوین: 9
|
  • حکیمه حضرتی، مژگان بهشید *، آرمین مهاری صفحات 1-16

    زمینه:

    آموزش بالینی از ارکان اصلی آموزش صلاحیت های حرفه ای در دانشجویان رشته های علوم پایه پزشکی است که منجر به شکل گیری هویت حرفه ای فراگیران می گردد. این مطالعه با هدف کشف و تبیین تجارب مدرسین بالینی در فراهم سازی جو یادگیری حمایتی برای رشد هویت حرفه ای دانشجویان رشته های علوم پایه پزشکی به اجرا درآمد.

    روش کار:

    مطالعه ی حاضر، یک مطالعه ی کیفی با رویکرد تحلیل محتوایی قراردادی است. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته با مدرسین بالینی و دانشجویان رشته های علوم پایه ی پزشکی جمع آوری گردید. جمع آوری داده ها تا رسیدن به اشباع داده ادامه یافت. جهت استحکام مطالعه از چهار معیار گوبا و لینکلن (Lincoln & Guba) شامل؛ مقبولیت، اطمینان پذیری، باورپذیری و انتقال پذیری و نیز از نرم افزار MAXQDA10 برای مدیریت داده ها استفاده گردید. مصاحبه ها به روش تحلیل محتوایی تجزیه و تحلیل گردیدند.

    یافته ها:

     از تحلیل مصاحبه ها، سه درون مایه تحت عناوین: "استاد بالینی به مثابه معمار جو یادگیری محور"، "ایجاد جو حمایتی" و "دید کل نگر به فرآیند آموزش و نیازهای دانشجویان" استخراج گردید.

    نتیجه گیری: 

    مدرسین بالینی با فراهم ساختن جو حمایتی، توجه به ابعاد مختلف انسانی، رعایت اصول رفتار و تعهدات حرفه ای و توجه ویژه به نیازهای فراگیران می توانند فرصت های یادگیری مناسبی را برای شکل گیری هویت حرفه ای فراگیران فراهم ساخته و احترام به ارزش های حرفه ای را به فراگیران بیاموزند. آنها همچنین به عنوان رایزن حرفه ای و الگوی نقش می توانند در توسعه ی مهارت های فراشناختی فراگیران و ارتقای صلاحیت حرفه ای دانشجویان گام بردارند.

    کلیدواژگان: هویت حرفه ای، مدرس بالینی، جو یادگیری، مطالعه کیفی
  • حسن جعفری، محمدکاظم رحیمی، سارا جام برسنگ، زهره بیرجندی * صفحات 17-26
    زمینه

    ارتقا کیفیت زندگی کاری کارکنان سازمان ها بر کیفیت خدمات ارائه شده، بهره وری و سلامت روانی آنان تاثیر می گذارد. یافته های مطالعاتی نشان می دهد که کیفیت زندگی کاری پایین موجب افزایش میزان شکایت کارکنان، افزایش نرخ غیبت از کار، افزایش میزان اعمال مقررات انضباطی، کاهش نگرش مثبت کارکنان و کاهش مشارکت آنان در برنامه های نظام پیشنهادها بوده است. از طرف دیگر، برآورده ساختن نیازهای کارکنان به بهسازی و کارایی بلندمدت سازمان نیز منجر خواهد شد. هوش اخلاقی به معنی ظرفیت و توانایی درک درست از خلاف، داشتن اعتقادات اخلاقی قوی و عمل به آنها و رفتار در جهت صحیح و درست است. مطالعه ی حاضر با هدف بررسی ارتباط هوش اخلاقی و کیفیت زندگی کاری در مسئولان شاغل در واحدهای مختلف بیمارستان های آموزشی شهر یزد در سال 1401 انجام شد.

    روش کار

    پژوهش حاضر به صورت توصیفی انجام شد. جامعه مورد بررسی کلیه مسئولان شاغل در واحدهای مختلف بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد بود که نمونه گیری به صورت سرشماری انجام شد. معیار ورود به مطالعه داشتن اشتغال حداقل یکسال سابقه در پست مربوطه و تمایل به شرکت در پژوهش بود. به منظور جمع آوری داده های موردنیاز از دو پرسشنامه استاندارد هوش اخلاقی کیل و لنیک (Kiel & Lennick) و کیفیت زندگی کاری کاسیو (Casio) استفاده شد. لازم به ذکر است که در ابتدای پرسشنامه قبل از گویه های اصلی، اطلاعات دموگرافیک شامل سن، جنس، مدرک تحصیلی، سابقه مدیریت و بخش، آورده شده بود. بعد از مراجعه مستقیم شخص پژوهشگر به بیمارستان و ارائه ی توضیحات تکمیلی پرسشنامه ها توزیع و گردآوری شد. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 22 و با استفاده از آماره توصیفی (فراوانی، میانگین، انحراف معیار) و آزمون های t-test، ANOVA، من ویتنی و کروسکال والیس انجام شد.

    یافته ها

    از مجموع 75 نفر شرکت کننده، بیشتر آنها زن (7/ 62 درصد)، در بازه سنی 31 تا 40 سال (3/ 49 درصد) با سابقه کاری 10 تا 20 سال (56 درصد) و دارای مدرک کارشناسی (7/ 54 درصد) بودند. نمره کل کیفیت زندگی کاری (63/ 18±82/ 107) و نمره کل هوش اخلاقی (11/ 16±76/ 163) بود. بنابراین نمرات هر دو بالاتر از سطح متوسط بود. بین دو متغیر کیفیت زندگی کاری و هوش اخلاقی به طور کلی ارتباط معنی داری وجود نداشت (P=0/051) و تنها بین ابعاد مشارکت و ارتباطات نمره کلی هوش اخلاق ارتباط معنی داری مشاهده شد (P<0/05).

    نتیجه گیری

    توجه بیشتر سیاست گذاران و تصمیم گیرندگان کلان در حوزه ی بهداشت و درمان به بهبود ارتباطات در بین کارکنان و مسئولین و همچنین افزایش مشارکت در تصمیم گیری ها و هدف گذاری، منجر به تقویت هوش اخلاقی و همچنین بهبود کیفیت زندگی کاری آنان در سازمان خواهد شد.

    کلیدواژگان: هوش اخلاقی، کیفیت زندگی کاری، مدیر
  • غلامعلی دهقانی * صفحات 27-38
    زمینه

    شناخت روش های سازماندهی و پردازش اطلاعات و تجربیات جدید توسط فراگیران، یکی از عوامل موثر بر فرآیند یاددهی یادگیری اثربخش است. بنابراین، مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوه های ترجیحی یادگیری (درک و پردازش اطلاعات)در دانشجویان سال اول پزشکی انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه توصیفی مقطعی در نیمسال دوم سال تحصیلی 1402-1401 بر روی 180 نفر از دانشجویان سال اول پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند، انجام پذیرفت. ابزار جمع آوری داده ها یک پرسش نامه دو قسمتی شامل عوامل زمینه ای و پرسش نامه سبک های یادگیری کلب (KLSI) بود. داده ها از طریق شاخص های آمار توصیفی و آزمون های کای اسکوئر (χ2) ، تی مستقل (t-test) و تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA) و با استفاده از نرم افزار SPSS-25 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج مطالعه نشان داد که شیوه یادگیری ترجیحی دانشجویان، مفهوم سازی انتزاعی (44/ 7 ± 89/ 33) و بعد از آن به ترتیب آزمایشگری فعال (77/ 9 ± 85/ 29) ، مشاهده تاملی (64/ 8 ± 77/ 29) و تجربه عینی (32/ 9 ± 49/ 26) بود. سبک های یادگیری غالب در دانشجویان به ترتیب، جذب کننده (3/ 38 درصد)، همگرا (2/ 32 درصد)، واگرها (8/ 22 درصد) و انطباق یابنده (7/ 6 درصد) بودند. بین شیوه های ترجیحی یادگیری در دانشجویان و متغیرهای جمعیت شناختی (جنس، وضعیت تاهل، سن، و وضعیت سکونت) تفاوت معناداری یافت نشد (P>0/05).

    نتیجه گیری

    نتایج حاکی از آن است که سبک یادگیری غالب، به عنوان عامل انحصاری در پیش بینی پیشرفت تحصیلی نیست؛ بلکه نشان دهنده ترجیحات یادگیری دانشجویان است که می تواند در فرایند طراحی فرصت های یادگیری توسط اساتید مورد توجه قرار گیرد.

    کلیدواژگان: سبک یادگیری، آموزش پزشکی، یادگیری تجربی کلب، دانشجویان پزشکی
  • سولماز بابایی، اکرم آمقانی، مرتضی فتاح پور مرندی، بهرام جمالی قراخانلو * صفحات 39-51
    زمینه

    دیابت نوع دو به عنوان شایع ترین بیماری متابولیکی، یک اختلال مزمن و پیش رونده است که باعث ایجاد عوارض پایدار و افزایش بیماری های قلبی- عروقی، عروق مغز، عروق محیطی و مرگ ومیر در افراد مبتلا می شود. بنابراین، هدف از مطالعه ی حاضر بررسی تاثیر 8 هفته تمرین تناوبی و مکمل یاری کافئین بر شاخص های گلایسمیک در مردان مبتلا به دیابت نوع 2 می باشد.

    روش کار

    پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی بود. به صورت پایلوت، 50 نفر به روش در دسترس و هدفمند، به صورت تصادفی از بین مردان مبتلا به دیابت نوع 2 ساکن شهر تبریز مراجعه کننده به کلینیک های تخصصی سلامت و شیخ الرئیس شهر تبریز در بازه زمانی سال 1401 -1400انتخاب شدند. 32 نفر معیارهای ورود را داشتند و وارد مطالعه شدند. مشارکت کنندگان در مطالعه به صورت تصادفی ساده در چهار گروه همگن 8 نفری شامل؛ دارونما، کافئین، تمرین و تمرین + کافئین تقسیم شدند. مداخلات دارویی و تمرینات تناوبی به مدت 8 هفته انجام شد. نمونه های خونی در طی دو مرحله (پیش آزمون و پس آزمون) برای اندازه گیری سطوح سرمی گلوکز، انسولین، HbA1c و شاخص HOMA-IR جمع آوری شدند. داده ها با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس مکرر، تعقیبی بونفرونی و تی مستقل در سطح معنی داری 05/ 0 بررسی گردید.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که سطوح سرمی گلوکز، انسولین، HbA1c و HOMA-IR در هر سه گروه مداخله، کاهش معنی داری در مقایسه با گروه دارونما دارد (001/ 0=P). همچنین، نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که گروه تمرین+کافئین دارای اثرات مضاعفی بر تغییرات شاخص های مورد مطالعه در مقایسه با گروه کافئین دارد (001/ 0=P).

    نتیجه گیری

    تمرینات تناوبی و ترکیب آن با مکمل یاری کافئین ممکن است در جهت بهبود و درمان علائم مرتبط با دیابت نوع دو روش مفیدی باشد.

    کلیدواژگان: کافئین، تمرین تناوبی، گلوکز، انسولین، هموگلوبین گلیکوزیله، دیابت نوع دو
  • فاطمه طاهری * صفحات 52-63
    زمینه

    در مدیریت دانش سازمانی لازم است عوامل اجتماعی در کنار عوامل اقتصادی و فناوری مورد توجه قرار گیرد. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش با در نظر گرفتن متغیر میانجی یادگیری زدایی است.

    روش کار

    این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، یک مطالعه توصیفی همبستگی است. جامعه آماری، 450 نفر از کارکنان حوزه پشتیبانی بیمارستان های دولتی استان تهران (ایران) با روش سرشماری است که 420 نفر از آنها در پژوهش مشارکت نمودند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه های استاندارد فرهنگ سازمانی، مدیریت دانش و یادگیری زدایی بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و توسط دو نرم افزار SPSS و AMOS انجام گرفته است.

    یافته ها

    نتایج پژوهش تاییدکننده ی روابط ساختاری مفروض بود؛ به طوری که فرهنگ سازمانی هم به طور مستقیم (0/34) و هم به طور غیرمستقیم از طریق یادگیری زدایی (0/78) بر مدیریت دانش تاثیرگذار است. همچنین متغیر یادگیری زدایی به طور مستقیم بر مدیریت دانش تاثیر معنادار و مثبت داشت (0/55).

    نتیجه گیری

    با توجه به ارتباط مثبت فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش و ایفای نقش یادگیری زدایی به عنوان متغیر میانجی در این ارتباط، تقویت فرهنگ سازمانی و بهبود ابعاد یادگیری زدایی، به پیاده سازی مدیریت دانش و توسعه آن در بیمارستان ها کمک می کند. نتیجه این وضعیت افزایش رضایت بیماران و بهبود کیفیت خدمات ارائه شده توسط مراکز درمانی خواهد بود.

    کلیدواژگان: فرهنگ سازمانی، مدیریت دانش، یادگیری زدایی، بیمارستان ها
  • حجت عصمتی بیرامی، علی اصغر متقی *، یونس بادآورنهندی، احمد محمدی صفحات 64-83
    زمینه

    سنجش کارایی، اثربخشی و صرفه اقتصادی در بخش عمومی و به تبع آن تخصیص منابع بر اساس شاخص های معتبر منجر به افزایش رفاه عمومی می گردد. هدف از پژوهش حاضر تدوین و اعتبارسنجی الگوی جامع حسابرسی عملکرد در حوزه سلامت بود.

    روش کار

    در این مطالعه روش پژوهش از نوع ترکیبی (کمی و کیفی) و جامعه آماری شامل متخصصین حسابرسی بود. گردآوری داده ها در بخش کیفی با استفاده از نمونه گیری غیر احتمالی در دسترس از طریق مصاحبه های عمیق با 16 نفر از خبرگان، صاحب نظران و مدیران ارشد در حوزه حسابرسی عملکرد صورت گرفت و در بخش کمی تعیین حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران به تعداد 384 برآورد شد و از طریق ارسال پرسشنامه اطلاعات مورد درخواست گردآوری گردید و با استفاده از روش دلفی فازی و بهره گیری از تکنیک حداقل مربعات جزئی (PLS) در نرم افزار MAXQDA2020 داده های جمع آوری شده از طریق پرسشنامه اعتبارسنجی گردیدند و در نهایت الگوی نهایی پژوهش حاصل گردید.

    یافته ها

    یافته های مطالعه نشان داد شاخص هایی نظیر توانمندسازی و به کارگیری نیروی انسانی متخصص و کارا، تدوین قوانین و مقررات مناسب، مدیریت اهداف درون سازمانی، سازمان دهی سازمان، اعمال کنترل بر سیاست های داخلی ، عوامل اقتصادی درون سازمانی، بسترسازی اجرای حسابرسی عملکرد و بهره وری سازمان ، جهت اجرای بهتر حسابرسی عملکرد پیشنهاد و ارایه شد.

    نتیجه گیری

    براساس نتایج مطالعه حاضر شاخص های حسابرسی عملکرد مستخرج از مطالعه ی حاضر می توانند برای ارزیابی و بهبود کیفیت حسابرسی عملکرد در حوزه های مختلف حوزه سلامت استفاده شود.

    کلیدواژگان: الگو ی جامع حسابرسی عملکرد، حوزه سلامت، روش دلفی فازی
  • محمدرضا صادقی، سیده ثمین ایمانی، سالار قادری، صنم محمدزاده، ثمینا سلطانی * صفحات 84-98
    زمینه

    تربیت نیروی انسانی کارآمد از وظایف اصلی دانشگاه ها می باشد. با توجه به نقش آموزش در پرورش نیروی انسانی حرفه ای در نظام بهداشت کشور، بررسی وضعیت نظام آموزشی دانشگاه ها از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. هدف مطالعه حاضر شناسایی و اولویت بندی چالش های موجود در نظام آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تبریز و ارائه راهکارهای رفع آنها از دیدگاه ذینفعان (اعضای هیات علمی، دانشجویان، مدیران و کارکنان آموزشی دانشگاه) بود.

    روش کار

    این مطالعه از نوع مطالعات تلفیقی (کیفی-کمی) بود که در تابستان 1402 در دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام گرفته است. شرکت کنندگان مطالعه در کل 583 نفر بودند (شامل 138 نفر از اعضای هیات علمی، 345 نفر از دانشجویان و 55 نفر از مدیران و کارکنان حیطه آموزش). ابزار جمع آوری داده ها در مرحله کیفی مطالعه پرسش نامه سوال باز و در مرحله کمی نیز پرسش نامه سوال بسته بود. برای اولویت بندی چالش ها از ماتریس اولویت بندی استفاده گردید که شامل 4 شاخص: اهمیت، قابلیت رفع، هزینه- اثربخشی و فوریت بود.

    یافته ها

    نبود فضا و امکانات مناسب برای دانشجویان در کارآموزی ها و کارورزی ها، مشغله کاری زیاد اساتید، ارتباط کم دانشگاه با سایر دانشگاه ها و مراکز آموزشی، عدم انتخاب مسئولین آموزشی بر اساس شایستگی ها و توانمندی های آنها و کمبود تعداد اساتید مهم ترین چالش های آموزشی بودند.

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته های این مطالعه برنامه ریزی برای رفع چالش های ذکر شده از سوی مسئولین و مدیران این دانشگاه به منظور بهبود نظام آموزشی علوم پزشکی تبریز باید در اولویت نهاد های مربوطه قرار گیرد.

    کلیدواژگان: آموزش، تکنولوژی آموزشی، آموزش پزشکی، آموزش اساتید، عملکرد تحصیلی
  • محمدحسن ملکی، ابراهیم جواهری زاده، امین فردوسی * صفحات 99-113
    زمینه

    طراحی روش پرداخت برای کارکنان در بخش سلامت به ویژه پزشکان و پرستاران نسبت به سایر سازمان ها پیچیده تر است، زیرا علاوه بر ضرورت رعایت الزامات قانونی، ویژگی های خاص شغل پزشکی و محیط کاری پرستاری نیز باید اجرا شوند؛ پس با توجه به کمبود مطالعات مناسب در این زمینه به ویژه با توجه به تغییرات جدید، پژوهش حاضر با هدف بررسی اولویت بندی چالش های جبران خدمت پزشکان و پرستاران در بیمارستان های دولتی ایران صورت گرفت.

    روش کار

    در این پژوهش کاربردی، ابتدا چالش های موجود شناسایی شده و سپس با استفاده از روش مارکوس، اولویت بندی شده اند. جامعه پژوهش شامل مدیران و کارشناسان بیمارستانی، صاحب نظران روش های پرداخت و پزشکان و پرستاران در بیمارستان های دولتی بودند. نمونه گیری به صورت هدفمند در دسترس و داده ها با مصاحبه نیمه ساختارمند جمع آوری شدند. تعیین ملاک ها، وزن و نمره دهی به چالش ها که توسط 5 نفر از افراد خبره در حوزه پرداخت بیمارستانی صورت گرفت عبارت بودند از: کاهش انگیزه کار (25 درصد)، افت بهره وری (15 درصد)، هزینه اصلاح (40 درصد) و دشواری اجرایی اصلاح (20 درصد). محاسبات با نرم افزار Excel انجام و اولویت های مربوطه تعیین شدند.

    یافته ها

    در این پژوهش 16 مصاحبه انجام شد. از این تعداد 10 مصاحبه مربوط به اعضای هیئت علمی و مدیران بیمارستان در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، 3 مصاحبه از کارشناسان پرستاری در تهران و 3 مصاحبه نیز از کارشناسان وزارت بهداشت بود. بر اساس تحلیل ها، چهار چالش برتر در جبران خدمت پزشکان شامل «لزوم افزایش سقف پرداختی، کمبود سختی کار، تاثیر کم تمام وقتی و لزوم اصلاح پرداخت پلکانی» شناسایی شدند. همچنین، دو چالش برتر در جبران خدمت پرستاران شامل «پرداخت نامنظم کارانه، پرداخت کارانه جمعی به جای فردی» بودند.

    نتیجه گیری

    در حال حاضر در بیمارستان های دولتی ایران به پزشکان حقوق، مزایا و کارانه فردی و به پرستاران نیز حقوق، مزایا، کارانه جمعی و اضافه کار پرداخت می شود. گرچه اغلب این روش های جبران خدمت با چالش هایی همراه است، اما بیشتر چالش ها بر پرداخت کارانه متمرکز است. مسئولان با توجه بیشتر به چالش های اولویت دار می توانند راهکارهای لازم برای کاهش آن ها را یافته و باعث افزایش رضایت پزشکان و پرستاران در بیمارستان های دولتی ایران شوند.

    کلیدواژگان: جبران خدمت، روش های پرداخت، پزشکان، پرستاران، بیمارستان های دولتی، اولویت بندی
  • رعنا غلام زاده نیکجو، حسین مطلبی، زیبا مزروعی * صفحات 114-128
    زمینه

    سالمندی موفق احساس رضایت و شادمانی درونی فرد از زندگی کنونی و گذشته است. پیاده سازی این مفهوم در هر جامعه ای نیازمند توجه به آن در برنامه ها و سیاست گذاری های کلان می باشد. بدین منظور این مطالعه با هدف بررسی مقایسه ای پوشش مولفه های مفهوم سالمندی موفق در برنامه های سلامت ایران و کشورهای منتخب انجام گردید.

    روش کار

    پژوهش حاضر یک مطالعه تطبیقی است که ابتدا یک مرور متون انجام گردید. با جستجو در وب سایت های داخلی، اسناد و بخشنامه های وزارت بهداشت کشور، برنامه هایی که در خصوص سالمندان تدوین و در حال اجرا می باشد استخراج شده و مولفه هایی که در هر برنامه مورد تاکید بود مشخص گردید. در نهایت عناصر و مولفه های پوشش مفهوم سالمندی موفق در کشور ایران با سایر کشورهای منتخب در این زمینه بررسی و شکاف های موجود به شکل مطالعه تطبیقی مورد مقایسه قرار گرفت.

    یافته ها

    با بررسی برنامه های سلامت کشور، عناصر و مولفه های سالمندی موفق موجود در هر یک از برنامه ها مشخص گردید. زیرمولفه های ارتقاء بهداشت، ارائه خدمات بهداشتی مناسب، خدمات پزشکی و درمانی در بیشتر بسته های برنامه های سلامت کشور مورد تاکید بوده است در حالی که زیرمولفه های پیشگیری از بیماری ها، مراقبت طولانی مدت، پای بندی سالمندان به استفاده از خدمات ارائه شده، حمایت اجتماعی، تحصیلات و سواد، درآمد، بیمه و حمایت اجتماعی و اشتغال در هیچ یک از برنامه ها مدنظر قرار نگرفته است. در بین کشورهای بررسی شده برنامه های سلامت دو کشور کانادا و آمریکا، انطباق زیادی با مولفه های سالمندی موفق چهارچوب سازمان بهداشت جهانی دارد.

    نتیجه گیری

    با توجه به مورد غفلت واقع شدن مولفه های مهمی چون پیشگیری از بیماری ها، مراقبت طولانی مدت و پای بندی سالمندان به استفاده از خدمات ارائه شده، سیاست گذاران حوزه سلامت باید شکاف موجود را با الگو گیری برنامه های سالمندی موفق در کشورهای منتخب در این حوزه تکمیل نمایند؛ هم چنین برای تامین مولفه هایی مثل حمایت اجتماعی، تحصیلات و سواد، بیمه و اشتغال درگیری بین بخشی در سطح وزارت های رفاه، آموزش و اقتصاد و دارایی ضروری به نظر می رسد.

    کلیدواژگان: سالمند، سالمندی موفق، نظام سلامت، نرخ باروری
|
  • Hakimeh Hazrati, Mozhgan Behshid*, Armin Mahari Pages 1-16
    Background

    Clinical environments create unpredictable conditions that affect the professional excellence of learners. This study aimed to explore and elucidate the lived experiences of clinical lecturers in creating a supportive learning environment necessary for developing the professional identity of medical students.

    Methods

    To conduct this qualitative study, a conventional content analysis approach was adopted. The data were collected by conducting semi-structured interviews with clinical instructors and students of medical sciences, which continued until data saturation was reached. Four criteria of credibility, confirmability, dependability, and transferability were adopted to maintain the study's trustworthiness, and MAXQDA 10 software was used for data management. The interviews were analyzed employing the content analysis method.

    Results

    Three themes were extracted and listed under the headings of "Clinical Professor as an architect of a learning environment", "creating a supportive atmosphere", and "a holistic view of the education process and students' needs" based on the results from the interview analyses.

    Conclusion

    Clinical educators may pay special attention to the students' needs and provide them with appropriate learning opportunities to shape their professional identity, show their respect for professional values by creating a supportive atmosphere, concentrate their attention on different human dimensions, and show their respect for the principles of conduct and professional obligations. Clinical educators, as professional advisors and role models, may have also helped the students improve their metacognitive skills and enhance their professional competence.

    Keywords: Clinical Teacher, Professional Identity, Qualitative Study, Learning Environment
  • Hasan Jafari, Mohammad Kazem Rahimi, Sara Jambarsang, Zohreh Birjandi* Pages 17-26
    Background

    Improving the quality of working life of organizations' employees affects the quality of the services they provide, their productivity, and their mental health. Studies have shown that the low quality of working life increases the number of employee complaints, the rate of absenteeism, and the application of disciplinary regulations, but decreases the employees' positive attitude and discourages their participation in the suggested system programs. Meeting the needs of employees, on the other hand, leads to the improvement and long-term efficiency of the organization. Moral intelligence refers to the capacity and ability of an individual to understand right from wrong, have strong moral beliefs and act based on them, and behave appropriately. The present study aimed to investigate the relationship between moral intelligence and quality of working life of the officials working in different units of the teaching hospitals in Yazd city, Iran.

    Methods

    In this descriptive study, a census sampling method was adopted to investigate all officials (i.e., 75 individuals) working in different units of teaching hospitals affiliated with Shahid Sadougi University of Medical Sciences in Yazd, Iran in 2023. Two standard questionnaires including moral intelligence of Kiel and Lenik and the quality of life of Casio were used to collect the required data. It should be noted that the demographic information including age, sex, education, and work experience was provided at the beginning of the questionnaires and before its main items. The questionnaires were distributed and collected by the researcher visiting the hospital and providing additional explanations. Data analysis was performed by using SPSS version 22 software, descriptive statistics (i.e., prevalence, mean, standard deviation), as well as t-test, ANOVA, Mann-Whitney U, and Kruskal-Wallis tests.

    Results

    Majority of the participants were females (62.7%), aged 31-40 years (49.3%), had a work experience of 10-20 years (56%), and had bachelor's degrees (54.7%). The total score of the quality of working life of the participants was (107.82±18.63), and the total score of the moral intelligence was (163.76±16.11). Therefore, the scores of both variables were above the average level. Generally, there was no significant relationship between the two variables of quality of working life and moral intelligence (P=0.051), but a significant relationship was observed between the participation and communication dimensions of the overall score of moral intelligence (P<0.05).

    Conclusion

    It was recommended that the policy makers and macro decision makers in the field of health and treatment should pay more attention to the improvement of communication between employees and officials as well as to the encouragement of participation in decision-making and goal-setting processes, which, in turen, may have contributed to strengthening moral intelligence and improving the quality of their life in the organization.

    Keywords: Moral Intelligence, Quality of Life, Administrator
  • Gholamali Dehghani * Pages 27-38
    Background

    Understanding how learners process and organize new experiences and acquire information is one of the critical factors affecting the effective teaching and learning. Therefore, the objective of this study was to investigate the perception and processing of information by first-year medical students.

    Methods

    In this cross-sectional study, the convenience sampling method was adopted to select and investigate 180 first-year medical students of Tabriz University of Medical Sciences in the 2nd semester of the academic year 2022-2023. Data were collected using a questionnaire consisting of two parts – demographic factors and Kolb's learning styles inventory (LSI). The collected data were analyzed using SPSS-25 and applying descriptive statistics, Chi-square (χ2), t-test, and one-way analysis of variance (ANOVA).

    Results

    According to the results, students preferred the learning method of abstract conceptualization (33.89 ± 7.44), followed by active experimentation (29.85 ± 9.77), reflective observation (29.77 ± 8.64), and concrete experience (26.49 ± 9.32). The predominant learning styles adopted by the students were assimilating (38.3%), converging (32.2%), diverging (22.8%), and accommodating (6.7%). No significant differences were found between students' preferred learning methods and demographic variables (i.e., gender, marital status, age, and residential status) (P>0.05).

    Conclusion

    It was concluded that the dominant learning style was not an exclusive factor in predicting educational achievement. It was recommended that the teachers should take their students' learning preferences into account when designing learning opportunities.

    Keywords: Learning Style, Medical Education, Kolb's Experiential Learning, Medical Students
  • Solmaz Babaei Bonab, Akram Ameghani, Morteza Fattahpour Marandi, Bahram Jamali Gharakhanlou * Pages 39-51
    Background

    Type 2 diabetes, as the most common metabolic disease, is a chronic and progressive disorder that causes permanent complications and increases cardiovascular diseases, brain vessels, peripheral vessels, and mortality in affected people. This study, therefore, aimed to investigate the effect of eight weeks of interval training and caffeine supplementation on glycemic indices in men with type 2 diabetes.

    Methods

    The current research was a semi-experimental study. As a pilot research, 50 people were selected trough an available and targeted manner, among men with type 2 diabetes (with a history of more than one year) referring to Salamat and Sheikh Al-Rais Specialist clinics, Tabriz, Iran In the period of 2020-2021. 32 people met the inclusion criteria and entered into the study. Participants in the study were simple randomly divided into four homogenous groups of 8 including; Placebo, caffeine, exercise and exercise + caffeine were divided. Drug interventions and intermittent exercises were performed for 8 weeks. Blood samples were collected during two stages (pre-test and post-test) to measure serum levels of glucose, insulin, HbA1c and HOMA-IR index. The data were analyzed using repeated analysis of variance, Bonferroni post hoc and independent t tests at a significance level of 0.05.

    Results

    The results showed that the levels of the glucose, insulin, HbA1c, and HOMA-IR in the three intervention groups significantly decreased compared to those in the placebo group (P=0.001). Furthermore, the results of post hoc test showed that the combined group of interval training + caffeine, compared to the caffeine group, had double effects on the changes in studied indices (P=0.001).

    Conclusion

    A combination of interval training and caffeine supplementation may have been adopted as an effective method to improve and treat symptoms associated with type 2 diabetes.

    Keywords: Caffeine, Interval Training, Glucose, Insulin, HbA1c, Type 2 Diabetes
  • Fatemeh Taheri* Pages 52-63
    Background

    Knowledge, as the most valuable asset of the organization, should include social factors as well as economic and technological factors. This study aimed to investigate the relationship between organizational culture and knowledge management by considering the mediating variable of unlearning.

    Methods

    This study was a descriptive correlational study, and its initial statistical population included 450 employees of the support area from public hospitals in Tehran province, out of which 420 people participated in the research. The standard organizational culture, knowledge management, and unlearning questionnaires were used to collect the required data. Data analysis was performed using structural equation modeling in SPSS 16 and AMOS software.

    Results

    The study results confirmed the assumed structural relationships, so that the organizational culture affected the knowledge management directly (0.34) and indirectly through unlearning (0.78). In addition, the unlearning variable had a significant and positive effect on the knowledge management (0.55).

    Conclusion

    Considering the positive relationship between organizational culture and knowledge management and the role of unlearning as a mediating variable in this relationship, it was suggested that organizational culture development and unlearning dimension improvement may have facilitated implementing knowledge management and its development in hospitals. This, in turn, may have increased the patient satisfaction and improved the quality of services provided by the medical centers.

    Keywords: Culture, Knowledge Management, Unlearning, Hospitals
  • Hojjat Esmati Beyrami, Aliasghar Mottaghi*, Younes Badavar Nahandi, Ahmad Mohammady Pages 64-83
    Background

    Measuring the efficiency, effectiveness and economic efficiency in the public sector and accordingly allocating resources based on the accepted indicators leads to an increase in public welfare. This study aimed to develop and validate a comprehensive model of performance audit in the field of health.

    Methods

    This study was carried out using a mixed methods approach. Data in the qualitative section was collected by non-probability sampling method and conducting in-depth interviews with 16 experts and senior managers in the field of performance auditing. In the quantitative section, using Cochran’s formula, the sample size was estimated as 384 individuals. Data was collected using a questionnaire, the fuzzy Delphi method, and the partial least squares (PLS) regression in the MAXQDA 2020 software. The collected data was validated through a questionnaire to obtain the final research model.

    Results

    Findings of this study indicated that the following indicators played a vital role in better implementation of performance audits in the field of health: staff empowerment, employing expert and efficient human resources, developing appropriate rules and regulations, managing internal organizational goals, organizing the organization, exercising control over internal policies, economic factors within the organization, laying the foundation for the implementation of performance audits, and organizational productivity.

    Conclusion

    According to the results of the present study, the extracted performance audit indicators can be used to evaluate and improve the quality of performance audit in various areas of health sector.

    Keywords: Comprehensive Model of Performance Audit, Field of Health, Fuzzy Delphi
  • Mohammad Reza Sadeghi, Seyedeh Samin Imani, Salar Ghaderi, Sanam Mohammadzadeh, Samina Soltani* Pages 84-98
    Background

    Training efficient human resources is one of the main missions of universities. Considering the role of education in the development of professional human resources in the health system, it is essential to evaluate the status of the educational system in Iranian universities. The present study aimed to identify and prioritize the challenges in the educational system of Tabriz University of Medical Sciences as well as to provide solutions for dealing with them based on the viewpoints of investors (i.e., faculty members, students, managers, and teaching staff of the university).

    Methods

    This mixed method study (i.e., qualitative-quantitative study) was conducted in Tabriz University of Medical Sciences in the summer of 2023. The total number of the participants was 538, including 138 faculty members, 345 students, and 55 managers and employees in the field of education. The data collection tool in the qualitative phase of the study was an open-question questionnaire, but that in the quantitative phase was a closed-question one. The prioritization matrix was used to prioritize the challenges, which included four indicators of importance, solvability, cost-effectiveness, and urgency.

    Results

    A lack of the space and suitable facilities for students during their internships and internships, a professors' workload, a lack of the connection between Tabriz university and other universities/educational centers, a failure to select educational authorities based on their qualifications and capabilities, and a lack of professors were the most serious educational challenges.

    Conclusion

    The lack of suitable space and facilities for students during their internships and the insufficient number of professors were two of the most serious educational challenges at Tabriz University of Medical Sciences. Therefore, it was recommended that the authorities and managers of this university should pay urgent attention to these challenges and do careful planning to address them.

    Keywords: Education, Educational Technology, Medical Education, Teacher Training, Educational Performance
  • Mohammad Hasan Maleki, Ebrahim Javaheri Zadeh, Amin Ferdowsi* Pages 99-113
    Background

    Designing a payment system for healthcare workers- doctors and nurses, in particular- in the hospitals is more intricate than that for other organizations. Beyond the legal compliance, the unique features of the medical professions and nursing work environment should be considered. Due to the lack of adequate researches on payment methods for doctors and nurses in Iran, especially regarding the recent changes in “fee for services” (FFS) payment, the present study aimed to investigate the payment challenges faced by the doctors and nurses in Iranian public hospitals.

    Methods

    Challenges were identified by interviews, and prioritized by adopting the MARCOS method. The study population included the hospital managers, healthcare payment method experts, and doctors and nurses in the public hospitals. Targeted sampling and semi-structured interviews were conducted to collect the data. In the MARCOS method, criteria determination, weighting, and scoring of the challenges were performed by five experts in the field of healthcare payment. Criteria included decreased motivation (25%), reduced productivity (15%), correction cost (40%), and implementation difficulty of the correction (20%). Calculations were performed using Excel software and determining the relevant priorities.

    Results

    A total of 16 interviews were conducted in this study, with 10 interviews about the academic faculty and hospital managers in Isfahan University of Medical Sciences, three about the nursing experts in Tehran, and three about the Ministry of Health experts. According to MARCOS method calculations, the top 4 challenges in compensating doctors were identified as: low FFS ceiling, lack of job difficulty incentives, the inadequate impact of full-time work, and the progressive taxing. Additionally, the 2 primary challenges in compensating nurses were: irregular payment of FFS, and collective payment of FFS instead of individual payment.

    Conclusion

    At the time of this study, Iranian public hospitals provided the doctors with individual rights, benefits, and allowances, while it provided the nurses with collective rights, benefits, and overtime pay. Although these compensation methods often posed different challenges, most of the issues were associated with the allowance payments. By prioritizing key challenges, authorities may have developed the necessary solutions for addressing the challenges as well as enhancing the satisfaction of doctors and nurses in Iranian public hospitals.

    Keywords: Compensation Methods, Payment Methods, Doctors, Nurses, Public Hospitals, Prioritization
  • Raana Gholamzadeh Nikjoo, Hossein Matlabi, Ziba Mazrooei* Pages 114-128
    Background

    Successful aging is the feeling of inner satisfaction and happiness of the person from his/her current and past life. Implementation of this concept in societies requires attention in macro plans and policies. This study, therefore, aimed to study the coverage of the concept of successful aging in the health programs of Iran and selected countries.

    Methods

    In this comparative study, the literature was first reviewed. To this end, the internal websites were searched and the documents and circulars of the Ministry of Health along with the developed and implemented programs regarding the elderly were extracted. Then, the components highlighted in each program were identified. Finally, the elements and components of the coverage of the concept of successful aging in the health programs of Iran was investigated with other selected countries in this field and the existing gaps were compared.

    Results

    Elements and components of the successful aging in all programs were determined after examining the country's health programs. The sub-components of health promotion, provision of appropriate health services, as well as medical and treatment services were highlighted in most of the country's health program packages; however, the sub-components of disease prevention, long-term care, adherence of the elderly to the application of provided services, social support, education and literacy, income, insurance and social support, as well as employment were not taken into consideration in any of the programs. The health programs of the two countries (i.e., Canada and the United States) out of all other examined countries were highly compatible with the components of successful aging in the framework developed by the World Health Organization.

    Conclusion

    Since no importance was attached to the components such as prevention of diseases, long-term care, and adherence of the elderly to the application of provided services, it was recommended that the health policy makers should fill the existing gap by following the examples of successful old age programs in the selected countries. Moreover, it was found absolutely necessary to provide components such as social support, education and literacy, insurance and employment, as well as inter-sectoral conflict at the welfare, education, economy, and finance ministerial levels.

    Keywords: Aged, Successful Aging, Public Health, Fertility Rate