فهرست مطالب

فصلنامه سیاستهای مالی و اقتصادی
سال یازدهم شماره 44 (زمستان 1402)

  • تاریخ انتشار: 1402/12/11
  • تعداد عناوین: 6
|
  • داود محمودی نیا*، سمیه جعفری صفحات 7-51

    ادبیات اقتصادی نشان می دهد افزایش سطح تورم می تواند از طریق راه های متفاوت رفاه اقتصادی را تحت تاثیر قرار دهد و زیان رفاهی در جامعه ایجاد کند. از این رو با توجه به اهمیت اندازه گیری هزینه رفاهی تورم، در این مطالعه در چارچوب یک الگوی نئوکلاسیکی و بر اساس توابع متنوع مطلوبیت در الگوی سیدراسکی در قالب الگوی تعادل پولی، به بررسی مسیر وضعیت پایای هزینه رفاهی تورم بر اساس پارامترهای موجود در اقتصاد ایران خواهیم پرداخت. یافته های این تحقیق نشان می دهد در هر سه سناریوی متفاوت از نحوه ورود پول در تابع مطلوبیت از جمله تابع مطلوبیت خطی، تابع مطلوبیت لوکاس و تابع مطلوبیت با کشش جانشینی ثابت، افزایش تورم منجر به از دست رفتن مصرف خانوار در وضعیت پایدار و درنتیجه افزایش هزینه رفاهی بر جامعه می شود؛ اما زمانی که تورم در سطح بهینه فریدمن یا نرخ صفر قرار دارد، میزان هزینه رفاهی تورم بسیار ناچیز و یا نزدیک به صفر است. همچنین دیگر نتایج این تحقیق نشان می دهد که افزایش سطح تورم علاوه بر افزایش هزینه رفاهی تورم منجر به کاهش سطح تعادلی مطلوبیت خانوار و همچنین کاهش مانده تراز حقیقی پول و افزایش مالیات تورمی در اقتصاد خواهد شد. دیگر یافته های این پژوهش نشان می دهد در دهه 90 در اقتصاد ایران که شاهد بالاترین رشد سطح قیمت ها در دوره بعد از انقلاب بوده ایم، در تمامی سناریوهای موجود هزینه های رفاهی تورم به طور قابل توجهی در بالاترین سطح ممکن خود تثبیت شد. از این رو به سیاست گذاران پولی و مالی توصیه می شود که همواره در اجرای سیاست های خود به نقش تورم در کاهش رفاه اقتصادی توجه ویژه ای داشته باشند و زیان های بالقوه ناشی از انحراف از قاعده فریدمن و نرخ تورم صفر را سنجیده و راه حل های سیاستی برای کاهش این زیان را در دستور کار قرار دهند.

    کلیدواژگان: هزینه رفاهی تورم، تابع مطلوبیت سیدراسکی، قاعده فریدمن، تقاضای پول، بهینه تورم
  • احمد عزتی شورگلی*، آرام محمدی، سارا معصوم زاده، مهدی محمدی صفحات 53-83

    هر متغیر اقتصادی و مالی دارای یک سری متغیرهای بنیادی است که تاثیر بسزایی در قیمت آن دارند؛ محققان در حقیقت انحرافات قیمتی صورت گرفته در دارایی های مالی که خارج از رفتار متغیرهای بنیادی باشد را به عنوان حباب قیمت گذاری تلقی می کنند. پژوهش حاضر در همین راستا و با در نظر گرفتن دو متغیر بنیادی مهم نرخ ارز، تورم و رشد نقدینگی به بررسی حباب قیمتی در نرخ ارز در اقتصاد ایران پرداخته است؛ لذا از آزمون دیکی فولر تعمیم یافته مبتنی بر الگوی چرخشی مارکوف و داده های فصلی اقتصاد ایران طی دوره زمانی 1400-1369 بهره جسته است. در این مطالعه بدین منظور ابتدا آزمون دیکی فولر تعمیم یافته در قالب الگوی چرخشی مارکوف برای متغیر نرخ ارز مورد استفاده قرار گرفت و سپس بر اساس روش مونت کارلو، ضرایب تخمینی و آماره t برای بررسی مانایی یا حباب قیمتی در نرخ ارز مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که احتمال حباب قیمتی در رژیم پرنوسان نرخ ارز وجود دارد؛ لذا برای اطمینان از این موضوع متغیرهای بنیادی نرخ ارز نیز در قالب الگوی چرخشی مارکوف تصریح شدند تا مشخص شود، نوسانات و جهش های مشاهده شده در نرخ ارز به دلیل حباب قیمتی در نرخ ارز یا به علت واکنش طبیعی به تغییرات تورم و رشد نقدینگی است. بررسی این موضوع نیز نشان داد در بیشتر فصل هایی که نرخ ارز با جهش همراه بوده، تورم و نقدینگی با افزایش شدیدی نسبت به فصل های دیگر همراه بوده است؛ لذا به جز چند فصل، در بیشتر فصل های مورد بررسی شواهدی از حباب قیمتی در نرخ ارز مشاهده نشد.

    کلیدواژگان: حباب قیمتی، نرخ ارز، مونت کارلو، مارکوف
  • مهدی فتح آبادی* صفحات 85-115

    در زمان وقوع شوک های ناگهانی نرخ ارز، دلاری شدن از جمله مسائلی است که برای حفظ قدرت خرید واحدهای اقتصادی در یک کشور رخ می دهد و می تواند تمامی بازارها به خصوص بازار سهام را تحت تاثیر قرار دهد. هدف این مقاله به کارگیری مدل خودرگرسیون برداری گسترش یافته با وقفه (LA-VAR) برای ارزیابی پویایی های روابط علیت گرنجری میان نرخ ارز، دلاری شدن جزئی و بازار سهام در اقتصاد ایران است. بدین منظور از داده های ماهانه در دوره فروردین 1388 تا آبان 1401 استفاده شد. یافته های الگوریتم های تکامل بازگشتی (RE)، پنجره گردشی (RO) و بسط پیشین (FE) نشان داد در بیشتر دوره مورد بررسی هیچ رابطه علی میان نرخ ارز و بازده شاخص کل بازار سهام وجود نداشته است. فقط در دوره سال 1397 تا پاییز 1399 ابتدا علیت دوسویه بین نرخ ارز و بازده شاخص کل برقرار بوده است و بعد از آن جهت علیت از نرخ ارز به سمت بازده شاخص کل است. همچنین نتایج علیت نرخ ارز و دلاری شدن حکایت از آن داشت نرخ ارز از دی ماه 1390 تقریبا تا آبان 1392 علیت گرنجری دلاری شدن بوده است که در این زمان نرخ ارز از حدود 1800 تومان به حدود 3000 تومان و شاخص دلاری شدن از حدود 3/0 به 5/0 افزایش یافته است. در مقابل در بیشتر دوره 1397 تا پاییز 1399 نرخ ارز علیت گرنجری دلاری شدن است. بر این اساس با توجه به منبع شوک ها، باید سیاست گذاری مناسبی برای نرخ ارز یا امکان دلاری شدن در نظر گرفته شود.

    کلیدواژگان: علیت گرنجر متغیر در زمان، نرخ ارز، دلاری شدن، بازار سهام، پویایی های اقتصاد کلان
  • وحید شقاقی شهری* صفحات 117-150

    نظر به اهمیت موضوع تورم در اقتصاد ایران، مطالعات متعددی به بررسی ریشه ها و علل تورم طی دوره های مختلف پرداخته اند. به دلیل وجود انباشت مطالعات انجام گرفته در خصوص تبیین علل و ریشه های تورم در اقتصاد ایران، در مقاله حاضر سعی شد فراتحلیل مطالعات تورم انجام شود تا ضمن بررسی جامع از عوامل اثرگذار بر تورم، اندازه اثر هر کدام یک از عوامل محاسبه شده و تصویری روشن از عوامل این پدیده ارائه شود. بر اساس معیار حداقل تعداد مطالعات لازم برای انجام فراتحلیل، متغیرهای توضیحی رشد نقدینگی، کسری بودجه (درصدی از تولید ناخالص داخلی)، نرخ ارز و انتظارات تورمی انتخاب و با تلفیق رابطه بین تورم با متغیرهای توضیحی، اندازه اثر محاسبه شد. یافته ها نشان می دهد تلفیق ضرایب برآوردی برای کلیه متغیرهای توضیحی مثبت، معنادار و همگون و به ترتیب معادل 805/0 درصد، 344/3 درصد، 36/5 درصد و 585/0 درصد می باشند.

    کلیدواژگان: تورم، فراتحلیل، عوامل اثرگذار، اندازه اثر، اقتصاد ایران
  • سید عباس میردهقان اشکذری، سید نظام مکیان*، مهدی حاج امینی صفحات 151-187

    هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر تجربی منابع طبیعی تجدیدناپذیر بر کیفیت تنظیم گری و رشد اقتصادی ایران به عنوان یک اقتصاد غنی از منابع طبیعی برای دوره زمانی 1376-1400 است. برای نیل به این هدف، الگویی شامل تابع تولید، تغییرات کیفیت تنظیم گری و ایجاد تکنولوژی جدید و با فرض توزیع نیروی کار مولد در این سه بخش اقتصادی طراحی شده است. نتایج بیانگر اثر منفی و مستقل منابع طبیعی تجدیدناپذیر بر رشد اقتصادی بوده به طوری که کشش تولید نسبت به منابع مذکور 043/0- درصد است. همچنین کشش تولید نسبت به کیفیت تنظیم گری 10/0 برآورد شده که درنتیجه بهبود در کیفیت تنظیم گری موجب افزایش تولید شده است. اثر منابع طبیعی تجدیدناپذیر بر تغییرات در کیفیت تنظیم گری از لحاظ آماری بی معنی شد؛ اما اثر تولید ناخالص داخلی سرانه بر تغییرات در کیفیت تنظیم گری مثبت بوده است؛ بنابراین، کیفیت تنظیم گری و رشد اقتصادی به طور متقابل بر یکدیگر موثرند. بر اساس این یافته‏ها توصیه می‏شود که سیاست‏گذاران بایستی هم زمان بر حل مسائل نهادی و غیرنهادی نفرین منابع متمرکز باشند.

    کلیدواژگان: منابع طبیعی تجدیدناپذیر، کیفیت تنظیم گری، رشد اقتصادی، ایران
  • محمدرضا امیری فهلیانی*، شهرام رحمانی صفحات 189-216

    برای دهه ها، محققان سیستم های مالیاتی و پرداخت مالیات به بررسی عوامل موثر بر رفتارهای ناسازگار مالیات دهندگان پرداخته اند. نتایج آزمایشی و پیمایشی متعددی که توسط این محققان به دست آمده است، ویژگی های مالیات دهندگان غیرمتعهد و عوامل موثر بر فرار مالیاتی را شناسایی کرده اند؛ زیرا درآمدهای مالیاتی به عنوان منبع اصلی درآمد در تامین مالی هزینه های دولت دیده می شود. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی، از حیث روش پیمایشی در سطح اکتشافی و با استفاده از رویکرد آینده پژوهی صورت گرفته است. در این پژوهش ما برانیم با رویکرد آینده پژوهی به شناسایی پیشران های موثر کلیدی بر فرار مالیاتی در ایران بپردازیم. در این پژوهش با استفاده از روش دلفی و مشارکت 31 نفر متخصص نتایج در محیط نرم افزار میک مک تحلیل شد و سپس این عوامل بر اساس عدم قطعیت و میزان اهمیت اولویت بندی و مهم ترین علل مشخص شده است. نتایج برحسب ماتریس اثرگذاری مستقیم در خروجی این نرم افزار حاکی از آن است که شاخص ضعف درک اخلاق سازمانی و مسئولیت های اجتماعی در تصمیم گیری اخلاقی حسابداران حرفه ای، ضعف اعتماد به دولت و الزامات قانونی مبنی بر احتمال تشخیص و مجازات، در رتبه اول تا سوم تاثیرگذاری مستقیم و متغیر عدم گسترش فرهنگ مالیاتی در جامعه در رتبه اول تاثیرگذاری غیرمستقیم قرار گرفته است.

    کلیدواژگان: آینده پژوهی، پیشران های موثر، فرار مالیات
|
  • Davoud Mahmoudinia*, Somayeh Jafari Pages 7-51

    The economic literature shows that the increase in the level of inflation can affect the economic welfare through different ways and cause a loss of well-being in the society. Therefore, considering the importance of measuring the welfare cost of inflation, in this study based on neoclassical model and various utility functions in the Sidrauski model in the framework of an equilibrium model, we investigate the steady state path of the welfare cost of inflation based on the parameters in Iran's economy. The findings of this research show that in all three scenarios based on the linear utility function, the Lucas utility function and CES utility function, the increase in inflation leads to the loss of household consumption in the equilibrium state and as a result the welfare cost increase. But when inflation is at Friedman's optimal level or zero rate, the welfare cost of inflation is very small or close to zero. Also, other results of this research show that an increase in the level of inflation, in addition to an increase in the welfare cost of inflation, will lead to a decrease in the equilibrium level of household utility, as well as a decrease in the real balance of money and an increase in the inflation tax in the economy. Other findings of this research show that in the 90s in Iran's economy, when we have seen the highest growth in the price level in the period after the revolution, in all the existing scenarios, the welfare costs of inflation were significantly at the highest level. Therefore, monetary and financial policymakers are advised to always pay special attention to the role of inflation in reducing economic well-being in the implementation of their policies and measure the potential losses caused by deviation from Friedman's rule and zero inflation rate and put policy solutions to reduce these losses on the agenda.

    Keywords: Welfare Cost of Inflation, Utility Function, Friedman's Rule, Money Demand, Optimal Inflation
  • Ahmad Ezzati Shourgoli*, Aram Mohammadi, Sara Masumzadeh, Mehdi Mohammadi Pages 53-83

    Every economic and financial variable has a series of fundamental variables that have a significant impact on its price. In fact, researchers consider price deviations in financial assets as pricing bubbles. In this regard, the present research has investigated the price bubble in the exchange rate in Iran's economy by considering two important fundamental variables of the exchange rate, i.e. Inflation and liquidity growth. Therefore, the generalized Dickey-Fuller test based on the Markov rotation model and seasonal data of the Iranian economy has been used during the period of 1990-2021. For this purpose, first, the generalized Dickey-Fuller test was specified in the form of a Markov switching model for the exchange rate, and then, based on the Monte Carlo method, estimated coefficients and t-statistics were used to investigate the stationary or price bubble in the exchange rate. The results showed that there is a possibility of a price bubble in the regime of fluctuating exchange rates. Therefore, in order to ensure this issue, the fundamental variables of the exchange rate were specified in the form of a Markov switching model in order to determine whether the fluctuations and jumps observed in the exchange rate are due to a price bubble in the exchange rate or due to a natural reaction to changes in inflation and Liquidity growth.

    Keywords: Price bubble, exchange rate, Monte Carlo, Markov
  • Mehdi Fathabadi* Pages 85-115

    Dollarization is one of the issues that occurs to maintain the purchasing power of economic units in a country during sudden exchange rate shocks, and it can affect all markets, especially the stock market. The purpose of this article is to use the Lag-Augmented Vector Autoregressive (LA-VAR) model to evaluate the dynamics of Granger causality relationships between the exchange rate, partial dollarization and stock market in Iran's economy. For this aim, monthly data was used for the period from March 2009 to November 2022. The findings of the Recursive Evolution (RE), Revolving Window (RO) and Forward Expansion (FE) algorithms showed that there was no causal relationship between the exchange rate and the stock market return. Only in the period of April 2017 to November 2019, there has been the bidirectional causality between the exchange rate and stock market return, and after that, the causality direction has been from the exchange rate to stock market return. Also, the exchange rate and dollarization causality results indicated that the exchange rate was the Granger causality of dollarization from January 2012 until November 2013, after which the exchange rate has increased from 18000 IRR to 30000 IRR and the index of dollarization increased from 0.3 to 0.5. On the other hand, in most of the period from 2018 to the fall of 2020, the exchange rate has been the dollarization Granger causality. So, according to the shocks source, an appropriate policy should be considered for the exchange rate or the dollarization possibility.

    Keywords: Time-Varying Granger Causality, Exchange Rate, Dollarization, Stock Market, Macroeconomic Dynamics
  • Vahid Shaghaghi Shahri* Pages 117-150

    Regarding the important role of inflation in Iran's economy, the various studies using different methods and periods have been done on the factors affecting inflation. Due to the many studies on explaining the causes and roots of inflation in Iran's economy, the aim of the present article is concentrated on the meta-analysis of inflation studies and the measuring of effect size for all affecting factors. Based on the minimum number of study criteria in doing the meta-analysis, the effect size has been calculated by combining inflation with the explanatory variables, including liquidity growth, budget deficits, exchange rate and inflation expectations. The results reveal that the combination of estimated coefficients for all explanatory variables is statistically positive, significant and homogeneous, which are 0.805, 3.344, 5.36 and 0.585, respectively.

    Keywords: Inflation, Meta-Analysis, Factors Affecting, Effect Size, Iran's Economy
  • Seyed Abbas Mirdehghan Ashkezari, Seyed Nezamuddin Makiyan*, Mehdi Hajamini Pages 151-187

    The purpose of this study is to investigate the experimental effect of non-renewable natural resources on the quality of regulation and economic growth in Iran, as a rich country in natural resources, for the period of 1997-2021. In order to achieve these goals, a model including the production function, regulatory quality changes and the creation of new technology has been designed, assuming the distribution of productive labor in these three economic sectors. The results show the negative effect of non-renewable natural resources on economic growth, so the elasticity of production with respect to the mentioned resources is -0.043%. The elasticity of production with respect to the quality of regulation is estimated to be equal to 0.10, so the improvement in the quality of regulation has led to an increase in production. The effect of non-renewable natural resources on changes in regulatory quality has become statistically insignificant, but the effect of GDP per capita on changes in regulatory quality has been positive. Therefore, both regulatory quality and economic growth are endogenously determined and mutually affect each other. It is recommended that policymakers should simultaneously focus on solving the institutional and non-institutional issues of the resource curse.

    Keywords: Non-renewable natural resources, Regulatory quality, Economic growth, Iran
  • MohammadReza Amiri Fahliani*, Shahram Rahmani Pages 189-216

    For decades, researchers of tax systems and tax payment have investigated the factors affecting taxpayers' inconsistent behavior. Several experimental and survey results obtained by these researchers have identified the characteristics of non-committed taxpayers and factors affecting tax evasion, as tax revenues are seen as the main source of income in financing government expenditures.In this study, we aim to identify the key drivers of tax evasion in Iran with a future research approach. In this research, using the Delphi method and the participation of 31 experts, the results were analyzed in the environment of MicMac software, and then these factors were determined based on the degree of importance and uncertainty, prioritization and the most critical factors, and to identify the drivers. Key features of the software (Micmac) have been used. The results according to the matrix of direct influence in the output of this software indicate that the index of weak understanding of organizational ethics and social responsibilities in the ethical decision-making of professional accountants, weak trust in the government and legal requirements based on the possibility of detection and punishment, in the rank The first to third direct and variable influence of the lack of tax culture in the society has been placed in the first rank of indirect influence.

    Keywords: future research, effective drivers, tax evasion, Iran