فهرست مطالب

نشریه پژوهش های زبان و ترجمه فرانسه
سال ششم شماره 1 (پیاپی 10، بهار و تابستان 1402)

  • تاریخ انتشار: 1402/06/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • سیاوش گلشیری*، حمیدرضا شعیری، بهمن نامور مطلق صفحات 1-29

    یاکوبسن با دسته ‏بندی ترجمه به سه نوع درون‏ زبانی، بین ‏زبانی و بینانشانه ‏ای، اقتباس را نوعی ترجمه‏ بینانشانه‏ ای در نظر می‏ گیرد. اکو نیز ترجمه بینانشانه‏ ای را نمونه‏ ای از تفسیر می‏ داند؛ بدین معنا که اقتباس ‏کننده معنایی را که خود در رمان احساس کرده، به نظام تصویر (فیلم) تبدیل و به این ترتیب خود به نوعی تفسیرگر بدل می ‏شود. از این‏ رو ترجمه بینانشانه ‏ای را می‏توان نوعی تفسیر دانست. هدف از این نوشتار بررسی ترجمه بینا‏نشانه ‏ای شخصیت‏ های رمان جنایت و مکافات (داستایفسکی، 1866)، به عنوان یکی از پربسامدترین داستان‏ های اقتباس‏ شده در سینما، و فیلم سینمایی «پل‏ خواب» (براهنی، 1393) از منظر دگرگونی شخصیت‏ هاست تا تفسیر انتقادی اقتباس ‏کننده از منبع اقتباس، نشان داده شود. نخستین ‏بار ویکتور درلی در سال 1884 رمان جنایت و مکافات را از روسی به فرانسه ترجمه کرد و از آن زمان تاکنون، رمان مذکور به لحاظ ساختار و محتوا مورد توجه بسیاری از منتقدان ادبی فرانسه بوده است. مسئله‏ اصلی این پژوهش شامل بررسی تغییرات شکل گرفته از یک پیوستار (رمان) به پیوستار دیگر (فیلم)، صرفا از منظر ویژگی‏ های شخصیتی است. قیاس ویژگی‏ شخصیتی کاراکترها، دگردیسی آن‏ها و بررسی مراحل سیر قهرمان در هر دو اثر نشان می‏ دهد، تفسیر اقتباس‏ کننده از رمان، علاوه بر تغییر ماهیت شخصیت ‏ها، تغییرات دیگری را نیز به همراه دارد که این تغییرات حاصل نظام‏ های انتظاراتی و بافت اجتماعی داستان جدید بوده است و به نوبه‏ خود، برآمده از نیت اقتباس ‏کننده و دیدگاه منتقدانه او‏ به زمانه‏ خویش است.

    کلیدواژگان: تفسیر، ترجمه بینانشانه ای، اقتباس، جنایت و مکافات، پل خواب
  • حسن زختاره* صفحات 30-54

    هنگام سخن گفتن از دوران هم روزگار می توان از واژگانی چون جامعه نمایشی و سرمایه داری شناختی بهره گرفت چه با پیدایش و گسترش فناوری های اطلاعات و ارتباطات، به ویژه در دو دهه اخیر، انسان هم روزگار با حجم انبوهی از داده ها و اموال غیرمادی روبروست. تردیدی نیست که در حوزه محصولات فرهنگی، به ویژه آفرینش ادبی، که در آن امکان برقرای تعادل میان آفرینش و دریافت شدنی نیست، اهمیت انگاره های بنیادینی چون دریافت و توجه بیش از پیش آشکار می شود. به نظر می رسد که برخلاف طرفداران عزلت گزین رویکرد زیباشناختی به ادبیات که خاستگاه بحران و بی اعتباری معاصر ادبیات فرانسه است و در سده نوزدهم ریشه دارد، بسیاری از نویسندگان معاصر، به ویژه نویسندگان آثار پرفروش، به خوبی توانسته اند از توانایی های رسانه های دیجیتال برای فروش نوشته هایشان بهره ببرند. این جستار می کوشد تا با تکیه بر اندیشه های ایو سیتون در حوزه محیط شناسی توجه و ناتالی هنیک در عرصه جامعه شناسی نمایانی، تاثیر رسانه را در شهرت نویسنده و موفقیت آثار ادبی معاصر بررسی کند. این مطالعه نشان خواهد داد که چگونه از یک سو می توان با جلب توجه و کسب نمایانی و شهرت به ارزش آفرینی دست زد و چگونه از سوی دیگر به دامنه یک اثر ادبی گستردگی بخشید و آن را از متن محوری رها کرد.

    کلیدواژگان: نمایانی، شهرت، رسانه، ادبیات معاصر، ارزشگذاری
  • وحید نژادمحمد*، فاطمه خم ابرو صفحات 55-79

    بینامتنیت به عنوان یکی از رویکردهای شناخته شده تحلیل ادبیات، امروزه مورد توجه بسیاری از محققان قرار گرفته است که پیدایش خود را مدیون نظریه گفتگومندی و چندصدایی میخائیل باختین است. این نگرش نوین در کاوش روابط پیچیده بین متون، گفتمان اجتماعی و همه حوزه های ادبیات نقش مهمی را ایفا می کند. در این رابطه، اصطلاحات مربوط به بینامتنیت بر اساس موقعیت های نظری و عملی بی نهایت متفاوت است که می توان به نظریه گفتگومندی باختینی، تئوری زیبایی شناسی دریافت ادبی هانس روبرت یاووس یا اومبرتو اکو و اشکال کارناوالی همچون نقیضه و تقلید هنری اشاره کرد. اریک امانوئل اشمیت، فیلسوف، رمان نویس و نمایش نامه نویس معاصر فرانسوی است که نسبت به انسان و جهان دیدی خوش بینانه و مثبت داشته و به مدد آمیختگی عناصر فلسفی و اسطوره ای و نمادین انسان را به سمت جستجوی بهشتی گمشده سوق می دهد. با تکیه بر دیدگاه باختین، در این داستان آنچه قابل ذکر است اهمیت رابطه گفتگومندی میان تمام عناصر ساختاری است که در نهایت این منطق مکالمه به عنوان پدیده ای فراتر از مکالمه رسمی درک می شود. در این مقاله، رمان «فرزند نوح» براساس نظریه بینامتنی باختین مورد تحلیل قرار گرفته است و نویسنده از خلال تنوع گفتمان ها و زبان ها به بازآفرینی روایت مقدس طوفان نوح پرداخته و خواننده را به تعمق در ارزش های والای انسانی فرا می خواند. بدین ترتیب، ما در پی پاسخ به این پرسش هستیم که در این رمان، گفتمان از چه مولفه های زبانی و محتوایی برخوردار بوده و چه جهان معنایی را برای ما آشکار می سازد.

    کلیدواژگان: اریک امانوئل اشمیت، باختین، گفتگومندی، چندصدایی، فرزند نوح، بینامتنیت
  • فاطمه میرزا ابراهیم تهرانی*، راحله یافتیان صفحات 80-106

    مقاله حاضر به نقد پیرامتنی در ترجمه آخرین روز یک محکوم با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی می پردازد. جلد کتاب نخستین و اساسی ترین بخشی است که در نگاه اول توجه مخاطب را به خود جلب کرده و هویت خاص اثر را معرفی می کند. ازاین رو، تصویر جلد کتاب در ایجاد تصویر ذهنی پایدار و قوی نزد خواننده بسیار موثر است و همچنین نقش تاثیرگذاری در ترویج اندیشه نویسنده در جامعه دارد. در فرآیند پیرامتن، جلد اثر به سبب گذار از زبان و فرهنگ پیشین به زبان و فرهنگ پسین دستخوش تغییراتی می شود. در این پژوهش کوشیدیم تا تلویحات و ایدئولوژی غالب بر روی جلد دو ترجمه محمد قاضی و بنفشه فریس آبادی از رمان آخرین روز یک محکوم اثر ویکتور هوگو را بر اساس تحلیل گفتمان انتقادی ، با تکیه بر رویکرد مدل سه وجهی فرحزاد (2012) بررسی کنیم و تاثیر فاصله زمانی جامعه مترجم، در تلویحات ایدئولوژیکی ترجمه این اثر را واکاوی و جلد این دو ترجمه را به صورت مقابله ای مورد بررسی قرار دهیم. نتایج این پژوهش بیانگر متعهد بودن مترجمان اثر نسبت به شرایط جامعه ی زمان خود و حساسیت در بیان مستقیم موضوع اصلی کتاب است. این امر آن ها را به پرداختن غیرمستقیم به این مسئله از منظر ترجمه واداشته که در جلد اثر نیز خود را نشان داده است.

    کلیدواژگان: ترجمه، تحلیل گفتمان انتقادی، مدل سه وجهی، ایدئولوژی، پیرامتن
  • مسلم فتح اللهی، سید محمدرضا هاشمی* صفحات 107-137

    آموزش ترجمه چندین دهه است که در دانشگاه های ایران انجام می شود. برنامه درسی کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی شامل درس «ترجمه ادبیات» است. با وجود این، در پژوهش های ترجمه در ایران، کمتر بر آموزش ترجمه ادبی به عنوان یک ژانر و گونه مستقل توجه شده است. با توجه به الزامات تدریس و عمل ترجمه ادبی، بررسی دیدگاه های کنشگران فعال در این عرصه از جمله مترجمان ادبی نسبت به اهداف تدریس این درس ضروری است. هدف مطالعه جاری، توصیف و واکاوی نقطه نظرات مترجمان ادبی حرفه ای ایران در مورد توانش ترجمه ادبی و اجزا و مولفه های این توانش (زیرتوانش های ترجمه ادبی) است. در این پژوهش کوشیدیم دیدگاه مترجمان ادبی حرفه ای ایراندرباره توانش ترجمه ادبی و زیرتوانش های آن را توصیف و تحلیل کنیم. برای این منظور، متن 40 مصاحبه فصلنامه مترجم با 36 مترجم ادبی شاخص دهه های اخیر ایران با شیوه تحلیل مضمونی بررسی و زیرتوانش هایی که این مترجمان برای ترجمه ادبی قائل بودند توصیف و دسته بندی شد. با تحلیل مصاحبه های این مترجمان ادبی، در مجموع 23 زیرتوانش ترجمه ادبی شناسایی گردید. نتایج پژوهش نشان داد که دسته بندی به دست آمده در این پژوهش بیش تر زیرتوانش های توصیف شده در مدل های پیشین توانش ترجمه را در بر می گیرد و برخی توانش های خاص مورد نیاز مترجمان ادبی در بستر جامعه ایران- همچون توانش تصمیم سازی، توانش سازگاری، توانش خلاقیت، توانش ذاتی، توانش عادتواره ای، توانش فرهیختگی، توانش احساسی و توانش فراشناختی- را نیز آشکار می سازد.

    کلیدواژگان: ترجمه ادبی، توانش، زیرتوانش، مترجمان ادبی، آموزش ترجمه
  • شقایق شریف زاده*، ماندانا صدرزاده اردبیلی صفحات 138-160

    دستیابی به جایگاه قدرت در یک فضای اجتماعی، نیازمند مجموعه ای از «سرمایه های» گوناگون تعریف شده در آن اجتماع است. این «سرمایه ها» می توانند اقتصادی یا طبق نظر جامعه شناس فرانسوی، پیر بوردیو، غیرمادی باشند. یکی از انواع «سرمایه های» مهم در روابط «میدان» های اجتماعی «سرمایه زبانی» است. «سرمایه زبانی» به معنای مهارت استفاده از زبان و به کار گرفتن گفتمانی مناسب و منحصر به فرد با هدف تاثیرگذاری در ارتباطات اجتماعی است. اما آیا تنها با استفاده از «سرمایه زبانی»، می توان در ارتباطات اجتماعی تا آن حد تاثیرگذار بود که دست یابی به جایگاه قدرت در «میدان» یا فضای اجتماعی مدنظر ممکن شود؟ در این پژوهش در پی آنیم که این پرسش را در فضای «جامعه متنی» رمان درخت انجیر معابد اثر احمد محمود بررسی کنیم که در آن «سرمایه زبانی» در چارچوب گفتمان مذهبی برای کسب جایگاه قدرت به کار گرفته شده است. ما در مقاله پیش رو، کارکرد گفتمان های منتهی به جایگاه قدرت را در تعاملات شخصیت ها مورد بررسی قرار داده ایم. به این منظور، ما از نقد اجتماعی پیر بوردیو برای ساختارشناسی فضای «جامعه متنی» داستان و از تحلیل گفتمان دومینیک منگنو برای بررسی کاربرد «سرمایه زبانی» در گفتمان شخصیت ها استفاده کرده ایم. در پایان می بینیم که چگونه «سرمایه زبانی» در قالب گفتمان می تواند به تنهایی منجر به کسب قدرت شود.

    کلیدواژگان: میدان، سرمایه، تحلیل گفتمان، بوردیو، منگنو
  • مرضیه بلیغی*، محمد محمدی، سپیده صدقی ینگجه صفحات 161-184

    ادبیات تطبیقی به واسطه رویکردی استوار بر پایه جستجوی تداخلات و تواردات متون ادبی، تعامل میان ادبیات ملل مختلف را محقق می سازد. بر همین اساس، گاهی در جریان مطالعه آثار ادبی متعلق به فرهنگ های متفاوت، تفکرات برخی نویسندگان چنان در هم می آمیزد که گویی آفریده یک ذهن واحد است؛ از آن جمله می توان به شارل بودلر، شاعر فرانسوی قرن نوزدهم، و نادر نادرپور، شاعر ایرانی قرن بیستم، اشاره کرد. خوانش اشعار او، ابیات برخی شاعران فرانسوی را در ذهن تداعی می کند که شاهدی بر تاثیرپذیری وی از آنهاست. با این حال چنین به نظر می رسد که نادرپور در ذهن و اندیشه خویش جایگاه ویژه ای برای شارل بودلر قائل بوده است. شیوه به کارگیری برخی مضامین پرتکرار متعلق به مکتب ادبی رمانتیسم در اشعارش به سبک بودلر، بیشتر بر این امر صحه می گذارد. در مقاله حاضر هدف ما اینست تا با رویکردی تطبیقی به بررسی تعدادی از این مضامین مشترک میان دو شاعر بپردازیم تا نشان دهیم چگونه نادرپور در به کارگیری آنها از بودلر الهام گرفته است. استفاده از نظریه تاتیرپذیری با تکیه بر آرای پیر برونل امکان ارزیابی میزان اصالت شاعر ایرانی را به ما می دهد. در حقیقت، بودلر در استفاده از این مضامین، رویه ای متناقض مبتنی بر تبعیت و سرپیچی از شاعران رمانتیک را اتخاذ کرده است. او گاهی مانند شاعران رمانتیک عمل می کند و گاهی بر خلاف آنها. چنین بنظر می رسد نادرپور نیز در این مورد از بودلر الهام می گیرد تا بتواند دنیای درون خود را انعکاس دهد و همچنین نقش خود را در نوسازی شعر فارسی ایفا کند.

    کلیدواژگان: نادرپور، بودلر، شعر، رمانتیسم، تاثیرپذیری
  • بهزاد هاشمی* صفحات 185-212

    آشنایی زدایی، شیوه بیان متفاوت از زبان معیار در راستای تشخص کلام، غریب سازی و متفاوت کردن آنچه آشنا و شناخته شده است و تمام شگردها و فنونی را شامل می شود که نویسنده یا شاعر به کارمی برد تا جهان متن به چشم مخاطب بیگانه شود. در این میان، شاعران نمادگرای فرانسوی از جمله بودلر با کنارنهادن اسلوب سنتی شعر و اولویت بخشیدن به شکل و فرم، دست به آفرینش زبان ادبی جدیدی زدند و با کاربرد ساختارهای غریب و ناآشنا کوشیدند تا دریافت عادی خوانشگران را با چالش جدی مواجه سازند. نظر به اینکه شعر سمبولیستی سرشار از کژتابی های ادبی، زبانی و معنایی است، پرداختن به ابعاد پنهان و آشکار آن یک ضرورت محسوب می شود. لذا برای نیل به این منظور، نوشتار حاضر کوشیده است با واکاوی تصنیف "قو" از شارل بودلر، شاعر نمادگرای فرانسه، ویژگی های آشنایی زدایی و برجسته سازی آن را به روش توصیفی تحلیلی با تکیه بر دیدگاه فرمالیستی مورد کندوکاو قرار دهد. بنابراین هدف این جستار، بررسی سویه های آشنایی زدایی و برجسته سازی زبانی شعر مورد نظر در حوزه های مختلف واژگانی، نحوی، معنایی و آوایی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که هنجارگریزی واژگانی و معنایی در گسترده ترین شکل خود در این شعر به کار رفته و کاربرد نمادهای اسطوره ای، صور خیال و واج آرایی سبب برجسته سازی زبانی این تصنیف شده است.

    کلیدواژگان: فرمالیسم، شگردهای آشنایی زدایی، برجسته سازی، شارل بودلر، تصنیف قو
  • ناهید جلیلی مرند، ناهیده کلاشی* صفحات 213-233

    انواع مختلف صفت به عنوان یکی از اجزاء پربسامد جمله در زبان های زنده دنیاست. برای محدود کردن موضوع پژوهش، ما صفت بیانی را برای مطالعه تطبیقی در سه زبان فارسی، فرانسه و روسی در مقاله حاضر انتخاب کرده ایم. از آنجائیکه این سه زبان در سه محدوده جغرافیایی و فرهنگی گویشوران خود را دارند و با توجه به تقاوت های آنها از لحاظ نحوی، دستوری و واژگانی، این پرسش برای ما مطرح شده که وجوه اشترک و افتراق این عنصر دستوری در این زبان ها چیست. با روش توصیفی، تحلیلی و کتابخانه ای و استناد بر تعاریف زبان شناسان ایرانی، فرانسوی و روسی، انواع صفت بیانی را در موارد مختلف از جمله نقش دستوری، استفاده بلاغی، حضور آن در اسامی مرکب، در بدل و غیره با ذکر مثال-های گوناگون مطالعه کرده و به نتایجی دست یافته ایم. تغییرپذیری این صفات از نظر جنس (مذکر و مونث) و شمار (مفرد و جمع) و محل قرار گیری آنها نسبت به موصوف از خصوصیات آنها در زبان فرانسه است. همچنین، از مهم ترین وجوه تمایز این صفات در زبان روسی ویژگی های ظاهری، نقش و جایگاه آنها در ساختار جمله و وجود جنس و شمار دستوری با قابلیت تصریفی است، در صورتی که تغییر ناپذیری از لحاظ جنس و شمار، همینطور جایگاه تقریبا ثابت آنها از بارزترین تفاوت های این صفات در فارسی با دو زبان دیگر است.

    کلیدواژگان: صفت بیانی، دستورزبان، زبان فارسی، فرانسه، روسی، جنس، شمار
  • فریبا یعقوبی، محمودرضا گشمردی*، پریوش صفا صفحات 234-259

    در کلاس های زبان خارجه، اضطراب یکی از متغیرهای بسیار مهم است که در یادگیری زبان خارجه نقش به سزایی را ایفا می کند. در شرایط و محیط های مختلف آموزشی و همین طور در میان دختران و پسران، نقش اضطراب می تواند متفاوت باشد. هورویتز و همکارانش (1986) این متغیر را اضطراب زبانی نامیده اند که در هنگام یادگیری زبان خارجه و زمانی که زبان آموز نمی تواند از زبان مادری خود استفاده کنند ایجاد می شود و تاثیر بسیاری بر یادگیری یک زبان دارد. از بین مهارت های زبانی، به نظر می رسد که زبان آموزان در بیان شفاهی بیشتر با این نوع اضطراب مواجه باشند زیرا آن ها تصور می کنند که با صحبت کردن به زبانی که به اندازه کافی به آن تسلط ندارند ممکن است توسط استاد یا همکلاسی های خود مورد قضاوت قرار گیرند (هورویتز و همکاران 1986).از آنجایی که پس از شیوع ویروس کرونا، آموزش برخط رواج چشمگیری پیدا کرده است و مطالعات کمی در خصوص اضطراب زبانی در کلاس های برخط زبان فرانسه وجود دارد، در این تحقیق قصد داریم به کمک مقیاس اضطراب زبان خارجه هورویتز (1986) میزان اضطراب زبانی 77 زبان آموزان نوجوان مبتدی 9تا 14 ساله کانون زبان ایران را بسنجیم و به رابطه این اضطراب با جنسیت زبان آموزان پی ببریم. نتایج این تحقیق که بر پایه نظریه اضطراب زبانی هورویتز استوار است، نشان می هد که زبان آموزان نوجوان مبتدی در کلاس های برخط زبان فرانسه، سطح متوسطی از اضطراب زبانی را تجربه می کنند و رابطه معناداری بین سطح اضطراب زبان آموزان و جنسیت آنها وجود ندارد

    کلیدواژگان: زبان فرانسه، اضطراب زبانی، زبان آموز نوجوان ایرانی، کلاس برخط زبان فرانسه، جنسیت
|
  • Siyavash Golshiri *, HamidReza Shairi, Bahman Namvar Motlagh Pages 1-29

    By classifying translation into three types of intralingual, interlingual and intersémiotique, Jakobson considers adaptation as a type of intersemiotic translation. Eco also considers intersemiotic translation to be an example of interpretation which means that the adaptor, as an experimental reader, transforms what he felt in the novel into the images, so he becomes a kind of interpreter. Therefore, the adapter is a kind of interpreter who, based on his lived experience, converts the meaning received from the novel into the images in the film. Although; intersemiotic translation can be considered a type of interpretation. The purpose of this article is to examine the intersemiotic translation of the characters of the novel "Crime and Punishment" (Dostoevsky, 1866), as one of the most frequently adapted stories in cinema, and the Iranian film "Pole Khab" (Barahani, 2014) in the aspect of the characters and actors of both works, to show the critical interpretation of the adapter from the source of the adaptation. For the first time, Victor Derély translated the novel "Crime and Punishment" from Russian to French in 1884, and since then the novel has been the subject of numerous French literary criticisms in terms of structure and content.The main issue of this research includes examining the changes formed from one continuum (novel) to another continuum (film), the adaptive critical view of the previous text and the social context of the new story- purely in terms of personality traits. The comparison of the character traits of the characters, the metamorphosis of the main character and the study of the stages of the hero's journey in both works show that the adapter's interpretation of the novel text, in addition to changing the nature of the characters and the stages of the hero in the content of the later text, brings other changes. In addition, the social context of the story is new, and these changes, in turn, are the result of the adapter's intentions and his critical view of his time.

    Keywords: interpretation, inter-semiotic translation, Adaptation, Crime, Punishment, Pole khab
  • Hassan ZOKHTAREH * Pages 30-54

    In the contemporary era, overwhelmed by the spectacle and cognitive capitalism, human beings are submerged under a constant flow of data and intangible goods; a direct result of the emergence and proliferation of information and communication technologies. In the realm of cultural products, particularly in the literary creation sector, where it is impossible to strike a balance between creation and reception, the concepts of attention and reception assume a particular importance. In contrast to outdated heirs of the aesthetic approach to literature, whose roots extend back to the 19th century and have contributed to the contemporary crisis and devaluation of French literature, many contemporary writers, particularly bestselling authors, utilize the capabilities of digital media to promote and sell their works. This study aimed to explore the impact of these media on author visibility and contemporary literary success, drawing on the theories of Yves Citton on the ecology of attention and Nathalie Heinich on the sociology of visibility. This study demonstrated how, on the one hand, it is possible to create value by attracting attention and gaining visibility and celebrity, and on the other hand, to move beyond textocentrism and extend the scope of a literary work.

    Keywords: Visibility, Celebrity, Media, Contemporary literature, Promotion
  • Vahid Nejad Mohammad *, Fatemeh Khamabroo Pages 55-79

    Intertextuality a one of the well-known approaches to literature analysis has attracted the attention of many researchers. The approach owes its origin to Mikhail Bakhtin's theory of dialogism and polyphony. Intertextuality plays an important role in exploring complex relationships between texts, social discourse, and all related literary areas. In this regard, the terms related to intertextuality are infinitely different according on theoretical and practical situations. Some of them include Bakhtin's theory of dialogism, the aesthetic theory of literary reception by Hans Robert Jauss or by Umberto Eco, and carnivalesque forms such as antithesis and artistic imitation. Eric-Emmanuel Schmitt, contemporary French philosopher, novelist, and playwright, who has an optimistic and positive view of humankind and the world, leads man on to a search for the lost paradise, employing a synthesis of philosophical, mythological, and symbolic elements. This study analyzed Noah’s Child and its intertextual dimension, using Bakhtinian theories of dialogism and polyphony. The important thing in this novel is the dialogical relationship between all elements that the author use to recreate the sacred narrative of Noah's storm through the diversity of discourses and languages, and to call its readership to reflect on human values. To sum up, the study tried to explore the value of discourse in this novel and the world of meaning which it reveals to us.

    Keywords: Eric-Emanuel Schmitt, Bakhtin, Dialogism, polyphony, Noah', s Child, intertextuality
  • Fatemeh Mirzaebrahim Tehrani *, Raheleh Yaftian Pages 80-106

    This study explored the paratext in the translation of Victor Hugo’s The Last Day of a Condemned Man from the perspective of critical discourse analysis. It focused on the cover of the book, which is the first and most fundamental part that the public notices and that presents the specific identity of the work. It argued that cover is very important for the readers and plays an effective role in disseminating the author's thoughts in society. It analyzed the implications and the ideology in two Persian translations of this novel, rendered by Mohammad Ghazi and Banafsheh Faris Abadi using the critical discourse analysis and Farahzad’s three-dimensional CDA model. It showed how the covers of these two translations differ. It demonstrated how the two translators had been committed to the conditions of the society of their time and how sensitive they had been to directly express the main theme of the work. This had compelled them to approach this sissue indirectly through translation, and this indirect expression had also been revealed on the cover of the translated work.

    Keywords: Tanslation, critical discourse analysis, Farahzad&rsquo, s CDA Model, Ideology, paratext
  • Moslem Fatollahi, MohammadReza Hashemi * Pages 107-137

    Translation training has been carried out in Iranian universities for several decades. The bachelor's curriculum of English language translation includes the course "literary translation". Despite this, in translation studies in Iran, less attention has been paid to the teaching of literary translation as an independent genre and text type. Considering the requirements of teaching and practice of literary translation, it is necessary to examine the views of the actors involved in this field, including literary translators, regarding the teaching goals of this course. The aim of the current study is to describe and analyze the points of view of professional literary translators in Iran regarding the competence of literary translation and the components of this competence (sub-competences of literary translation). In this research, we tried to describe and analyze the views of Iranian professional literary translators about the competence of literary translation and its sub-competences. For this purpose, the text of 40 interviews of the Translator Quarterly with 36 prominent literary translators of recent decades in Iran were analyzed with thematic analysis method and the sub-competences that these translators considered for literary translation were described and categorized. By analyzing the interviews of these literary translators, a total of 23 literary translation sub-competences were identified. The results of the research showed that the classification obtained in this research includes most of the sub-competences described in previous models of translation competence and some specific competences needed by literary translators in the context of Iranian society.

    Keywords: literary translation, competence, sub-competence, Literary Translators, translation training
  • Shaghayegh Sharifzadeh *, Mandana Sadrzadeh Ardebili Pages 138-160

    The attainment of power within a social space necessitates a complex interplay of diverse « capitals» defined within that particular milieu. These « capitals» can encompass both economic and, as posited by the French sociologist Pierre Bourdieu, non-material forms. A pivotal category among these capitals is linguistic one. « Linguistic capital», according to Bourdieu, signifies the skillful deployment of language and the crafting of pertinent and distinctive discourses aimed at influencing social interactions. However, the extent of this influence prompts inquiry: Can « linguistic capital» alone yield an impact deep enough to secure a position of power within a given field or social space? This research seeks to explore this question within the context of the textual society depicted in Ahmad Mahmoud's novel 'The Fig Tree of the Temples'. In this novel, linguistic capital is strategically employed through an religious discourse within the story's « textual society», forming the basis of our investigation. In this paper, we concurrently engage in discourse analysis and sociocriticism to study the roles of discourses in the interactions of characters striving for power within the construct of the textual society of 'The Fig Tree of the Temples'. After having examined the structure of the « textual society» of the novel according to Pierre Bourdieu, we studied the discourses of the characters and their mechanisms using the discourse analysis perspective of French linguist Dominique Maingueneau. In conclusion, we perceive how «linguistic capital» can on its own lead to the attainment of power.

    Keywords: Field, Capital, Discourse analysis, Bourdieu, Maingueneau
  • Marzieh Balighi *, Mohammad Mohammadi Aghdash Pages 161-184

    Through its methodology, based on bringing together literary texts, comparative literature realizes the interaction between the literatures of different nations. Thus, sometimes during the study of literary works belonging to different cultures, the thoughts of certain writers intersect and weld together, to give an identical vision of the world. Among them, we can cite Charles Baudelaire, French poet of the 19th century, and Nader Naderpour, Iranian poet of the 20th century. The reading of his poems evokes the verses of certain French poets, which proves the impact of French poetry on his work. However, it seems that Naderpour granted a special place to Charles Baudelaire in his mind and thoughts. The way in which he treats certain recurring themes of romanticism in his work by pursuing this poet is the proof of this point. In this article, our objective consists of studying, by using a comparative approach, some romantic themes that are common between both poets in order to verify how much Naderpour was inspired by Baudelaire in the treatment of these themes. By utilizing the theory of the influence, according to the ideas of Pierre Brunel, we will be allowed to evaluate the originality of the Iranian poet. In fact, while using these themes, Baudelaire adopted a contradictory attitude of refusal and attraction by pursuing or opposing the romantic poets. It seems that Naderpour borrows from Baudelaire this technical process to reflect his inner universe as well as play his role in the renewal of Persian poetry.

    Keywords: Naderpour, Baudelaire, Poé, sie, Romantisme, Influence
  • Behzad Hashemi * Pages 185-212

    Defamiliarization is a mode of expression different from everyday language in order to highlight an expression, make it strange and different from everything that is familiar and known, and includes all the process that the writer or poet uses to make a text unusual in the eyes of its audience. French symbolist poets, including Baudelaire, began to create a new literary expression and abandon the traditional technique of poetry, thus giving priority to form; by using unusual and unfamiliar structures, they tried to challenge readers' normal understanding. So, since symbolic poetry is full of literary, linguistic and semantic ambiguity, it seems necessary to address its obvious and doubtful aspects. The present study seeks to analyze the poem "Swan" by Charles Baudelaire, French symbolist poet, in order to discover, according to an analytical and descriptive approach, its foregrounding and the defamiliarization processes used, based on a formalist perspective. Thus, within the framework of this article, the processes of defamiliarization and the linguistic enhancement of mentioned poem were studied at different levels: lexical, syntactic, semantic and phonetic. The research results indicate that in this poem the deviation from lexical and semantic norms is used in its broadest form, and the use of mythological images, figures of speech, alliteration and assonance has led to the foregrounding of this poem.

    Keywords: The formalism, defamiliarization processes, foregrounding, Charles Baudelaire, the Swan
  • Nahid Djalili Marand, Nahideh Kalashi * Pages 213-233

    Various types of adjectives have a massive presence in all living languages playing their different functions in their grammar. This vital question sharpened our curiosity to conduct contrastive study in this area. Among these adjectives, we chose to study qualifying adjective in three languages: Persian, French and Russian. Given the linguistic and cultural differences among these languages, we aimed to uncover the similarities and differences in this grammatical concept in the three languages in question. That said, by adopting the descriptive and analytical methodology, we have examined this adjective in its various functions as well as in its rhetorical use without forgetting its presence in compound nouns, apposition, apostrophe, etc., a range of supporting examples. Once this grammatical notion was carefully examined during a trilingual study, we obtained the following results the French qualifying adjective is characterized by its variability in gender and number. Its place before or after its name according to certain criteria is also of particular importance. The same goes for the Russian language. And this, whereas in Persian, this type of adjective remains invariable regarding gender and number, although the latter exists in the nominal apparatus of this language. As for its place in relation to its name, it constantly holds a fixed, postposed place, whatever the type of the name.

    Keywords: Qualifying adjective, Grammar, Persian, French, Russian languages, gender, Number
  • Fariba Yaghoobi, MahmoudReza Gashmardi * Pages 234-259

    In language courses, anxiety emerges as one of the crucial variables that plays an essential role in learning a foreign language. The level of anxiety may vary depending on conditions, educational environments, and gender differences. Horowitz and colleagues (1986) identified this variable as language anxiety, which occurs during the learning of a foreign language, particularly when the learners cannot use their native language. Among linguistic skills, learners of a foreign language seem to face this type of anxiety more prominently during oral production, fearing judgment from their teachers or peers due to their limited language proficiency (Horwitz et al., 1986).With the rise of online education after the coronavirus pandemic and a lack of studies on language anxiety in online courses of French as a foreign language, this research, relying on Horowitz's (1986) language anxiety scale, aims to measure the level of language anxiety among 77 young beginner learners aged 9 to 14 at the Language Center of Iran. This study also seeks to explore the relationship between this anxiety and the learners' gender. The results, based on Horowitz's language anxiety theory, reveal that young beginner learners studying French in online courses experience a moderate level of language anxiety, with no significant relationship between anxiety and gender.

    Keywords: French language, Language Anxiety, Young Iranian Learners, Online Courses, gender