فهرست مطالب

نشریه تاریخ ادبیات
سال شانزدهم شماره 2 (پاییز و زمستان 1402)

  • تاریخ انتشار: 1402/12/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • علی عشایری* صفحات 5-41
    دست نویس (نسخه خطی) رسائل العشاق و وسائل المشتاق اثر «سیفی نیشابوری» از متون نثر قرن ششم هجری قمری و قدیمی ترین متن برجای مانده در موضوع نامه نگاری عاشقانه به زبان فارسی است. این دست نویس تک نسخه ای به دلیل تعداد زیاد اشعاری که در خلال متن آن آمده و نیز کهن بودن آن (مکتوب در 685 ه.ق) منبع ارزشمندی برای تحقیق، ماخذیابی و حتی تصحیح اشعار فارسی تا قرن هفتم به شمار می آید. در این دست نویس حدود 1500 بیت از گویندگان به فارسی و عربی، و در قالب های شعری مختلف ثبت است اما از قالب رباعی بیش از دیگر قوالب  شعری استفاده شده. مولف رسائل العشاق در نیمه نخست این کتاب نام گوینده اغلب ابیات را یادآور شده اما در نیمه دوم کتاب به ندرت از گویندگان اشعار نامی به میان آمده و دلیل آن مشخص نیست. در این میان 203 بیت نویافته در این دست نویس یافت شد. از این جمله 27 بیت آن در دیگر مقاله ها معرفی شده اند و 176 بیت باقی مانده نیز در مقاله حاضر معرفی شده اند. همچنین به چند بیت بی نام در متون نثر که در این دست نویس با نام گوینده آمده اند اشاره شده است. ضمن این تحقیق خلط «فخری» با «فرخی» در رسائل العشاق نیز عنوان و بررسی شده است. همچنین بخش هایی از چند مقاله علمی پژوهشی راجع به دست نویس رسائل ا لعشاق در این تحقیق اصلاح و تکمیل شده است که در پیشینه پژوهش از آن ها یاد می شود. از یافته های دیگر این پژوهش، معرفی چند لغت فوت شده در فرهنگ های فارسی است و ابیاتی که این لغات را در بر دارند، شاهدمثال های خوبی برای ارائه و افزودن آن ها به فرهنگ هاست.
    کلیدواژگان: رسائل العشاق و وسائل المشتاق، اشعار نویافته، لغات فوت شده، تصحیح شعر، تصحیح نسخه خطی
  • معصومه امینیان* صفحات 43-85
    قانون ادب، تالیف ابوالفضل حبیش بن ابراهیم تفلیسی، مفصل ترین فرهنگ عربی به فارسی از قرن ششم هجری است. آثار تفلیسی از چندین منظر، به ویژه شناخت بهتر ویژگی های گویش های غرب ایران، حائز اهمیت است. از میان این آثار قانون ادب گنجینه ارزشمندی از لغات و ترکیبات فارسی کهن با 60000 مدخل عربی است. بنیاد فرهنگ ایران این فرهنگ را در سال 1350 در سه مجلد، به کوشش و تصحیح زنده یاد غلامرضا طاهر، به چاپ رسانید. متاسفانه با درگذشت استاد غلامرضا طاهر تدوین و چاپ فهرست الفبایی مدخل های عربی و نمایه واژگان فارسی، و احتمالا اصلاح و ویرایش مجدد قانون ادب میسر نشد. علاوه بر نبود فهرست های لازم در متن چاپی که مراجعه به آن را دشوار کرده است، خوانش های نادرست، ضبط ناقص برخی لغات (به ویژه لغات نادر)، تغییر لغات و تلفظ آن ها، تغییر رسم الخط دست نویس ها، ضبط نشدن حرکات برخی لغات مشکول، ضبط نشدن تعدادی از لغات و معانی دست نویس فرهنگ نیز در این چاپ دیده می شود. پژوهش حاضر حاصل مقابله متن چاپی قانون ادب با دست نویس اساس مصحح و نه دست نویس دیگر و مطابقت موارد اختلاف با فرهنگ های در دسترس است. برخی موارد همراه با توضیحات، شواهدی از آثار دیگر تفلیسی و متون نظم و نثر کهن و پیشنهادهای نگارنده ارائه گردیده است.
    کلیدواژگان: _ قانون ادب، نسخه های دست نویس، ضبط صحیح، فرهنگ ها
  • محمدرضا معصومی*، مهدی سلمانی، امین مجلی زاده صفحات 87-105

    ایرانیان از دیرباز به برتری و تاثیرگذاری کلام منظوم نسبت به سخن منثور در تعلیم و آموزش پی برده و با به کارگیری وزن و قافیه، آثار فراوانی را در این زمینه خلق کرده اند. «نظم جواهر» یکی از همین آثار است که با هدف تسهیل حفظ معنی لغات قرآن کریم، به همت «ملاعلی جاجرمی» متخلص به «ضمیری» در سال 1205ه.ق. به رشته نظم کشیده شده است. ضمیری لغات قرآنی را در سی قصیده مطابق با سی جزء قرآن آموزش داده است. وی در سرودن این منظومه از نصاب الصبیان ابونصر فراهی تقلید کرده است. از کتاب نظم جواهر سه نسخه خطی در دست است؛ یکی از این نسخه ها در کتابخانه ملی و دو نسخه دیگر در کتابخانه مجلس شورای اسلامی نگهداری می شود. این اثر در سال 1401ه.ش. بر اساس نسخه موجود در کتابخانه ملی، تصحیح و از طرف انتشارات مرکز ملی تحقیقات حلال چاپ شده است. پژوهش پیش رو به شیوه تحلیلی توصیفی و با استناد به نسخ خطی اثر، به بررسی و نقد این تصحیح اختصاص دارد. بررسی نسخه چاپی و مصحح نظم جواهر نشان می دهد که اغلاط و کاستی هایی در این کتاب وجود دارد که ناشی از ضعف نسخه اساس، خطای مصححان محترم در خوانش متن و نادیده گرفتن نسخه های بدل است.

    کلیدواژگان: نظم جواهر، ضمیری جاجرمی، تصحیح
  • علی محمدیارلو*، یدالله نصراللهی، رحمان مشتاق مهر صفحات 107-131
    مقاله حاضر به معرفی و متن شناسی تک نسخه ای دست نویس با نام دیوان بلبل گیلانی می پردازد که در قرن نهم ه. ق سروده شده. این دست نویس به شماره 86 در کتابخانه دانشگاه استانبول نگهداری می شود و تا کنون مورد معرفی یا تصحیح قرار نگرفته است. هدف اصلی پژوهش پیش رو، معرفی و بررسی این نسخه و بیان عمده ویژگی های زبانی، ادبی و فکری آن می باشد. روش پژوهش تحلیلی- توصیفی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای- میدانی و شواهد درون‎متنی است. در منابع ادبی و تاریخی اطلاعاتی از این شاعر در دسترس نیست و بلبل حتی در بین گیلانیان نیز ناشناخته مانده است. او شاعری از طبقه متوسط و فاقد سبک است که در قالب های مثنوی، قصیده، غزل و قطعه طبع آزمایی کرده است. بلبل در قصیده از سبک خراسانی و در غزل از شیوه عراقی پیروی می نماید. دست نویس مذکور مشتمل بر 107 برگ و 3078 بیت است و ترقیمه ای ندارد و نام و نشانی از کاتب و زمان کتابت آن به دست نیامد اما از مطاوی متن چنین برمی‎آید که کاتب دقت کافی را در استنساخ نداشته و چندین اشکال کتابتی و نگارشی در دست نویس وی دیده می شود. عمده ترین مضامین دیوان، مدح حکام محلی گیلان و توصیف سرزمین گیلان و زیبایی های آن است.
    کلیدواژگان: بلبل گیلانی، دیوان اشعار، نسخه شناسی، متن شناسی، مشخصات زبانی، ادبی و فکری
  • مریم کسائی* صفحات 133-154
    محمد بن علی بن حسن صوری، داعی و مبلغ هم عصر ناصرخسرو، در سده پنجم هجری است که از شام برخاسته و همانند ناصرخسرو به مصر سفر کرده و در بازگشت به شام، به تبلیغ کیش اسماعیلی پرداخته است. صوری همانند برخی از متفکران و داعیان اسماعیلی، باورهای فلسفی و کلامی خود را در قالب قصیده ای بلند موسوم به القصیده الصوریه، در 933 بیت، شرح داده است. در مقاله حاضر، باورهای کلامی و فلسفی او مشتمل بر موضوعات و مباحثی چون توحید، امر و ابداع، عقل کلی، نفس کلی، حدود علوی، افلاک، عناصر اربعه، جماد، نبات، حیوان، انسان و جایگاه انبیا و امامان در تفکر اسماعیلی، از قصیده مذکور استخراج شده و سپس با آرا و نظرات متفکر و داعی اسماعیلی مشهور معاصر وی، ناصرخسرو قبادیانی بلخی، که در آثار متعدد وی شرح داده شده، مقایسه گردیده است. مشابهت های بسیار و تفاوت های اندک میان اندیشه های حکمی و فلسفی در قصیده صوری و آثار ناصرخسرو، گویای این است که چارچوب کلی و خطوط اصلی تفکر داعیان اسماعیلی در سده پنجم هجری از دستگاه فاطمیان مصر سرچشمه گرفته، هرچند هر یک از آن دو متفکر، به اقتضای محیط و مخاطبان خویش، اصول تفکر اسماعیلی را به اجمال و تفصیل و با صورت ها و تعابیر مختلفی بیان کرده اند.
    کلیدواژگان: محمد بن علی بن حسن صوری، القصیده الصوریه، ناصرخسرو، آرای فلسفی، مذهب اسماعیلی. فاطمیان مصر
  • عبدالرسول فروتن* صفحات 155-181
    محمدبن سلیمان تنکابنی، فقیه عهد قاجار و نویسنده کتاب مشهور قصص العلماء، به شاهنامه فردوسی توجه ویژه ای داشت و آن را به خوبی خوانده بود. شواهد فارسی کتابی که او در علم بدیع تالیف کرد، برگرفته از شاهنامه و اشعار خودش بود. همچنین حداقل یک منظومه حماسی دینی با موضوع حوادث کربلا سرود که حمله حسینیه نام دارد. می توان گفت که تمامی منظومه های حماسی فارسی سروده شده پس از شاهنامه متاثر از این اثر ارجمند فردوسی بوده اند؛ این منظومه تنکابنی هم از این حیث مستثنا نیست. حمله حسینیه تاکنون منتشر نشده و ناگفته ها درباب آن بسیار است. پس از بررسی کامل یگانه نسخه شناخته شده این منظومه، در این مقاله کوشیده شد جوانب گوناگونش بررسی و قوت و ضعف یا به عبارتی فراز و فرود آن مشخص شود. در کنار مختصری از زندگی نامه تنکابنی، به ابهاماتی که در معرفی آثارش وجود دارد، پرداخته شد. از نشانه هایی می توان دریافت که نسخه خطی حمله حسینیه مسوده بوده است. یکی از وجوه اهمیت این نسخه حرکت گذاری برخی کلمات است که به خواننده اطلاعات جالب توجهی درخصوص تلفظ متفاوت آنان عرضه می کند. تعیین زمان سروده شدن این منظومه و منابع آن، شیوه روایت تنکابنی از حوادث عاشورا و تحریفاتی که بدان راه یافته، ارزیابی اثر از منظر ویژگی های حماسی، اثرگذاری شاهنامه بر آن و چگونگی بهره بردن از آرایه های ادبی از مباحث مطرح شده در این مقاله است.
    کلیدواژگان: حمله حسینیه، حماسه دینی، محمدبن سلیمان تنکابنی، عاشورا، امام حسین (ع)، شاهنامه
  • وحید رویانی* صفحات 183-204
    کتاب عجایب الدنیا یکی از معروف ترین عجایب نامه های زبان فارسی است که انعکاس زیادی در آثار پس از خود داشته است. برخی پژوهشگران انتساب این کتاب به ابوالموید بلخی را رد کرده اند. اما اینکه نویسنده این اثر چه کسی می باشد سوالی است که تاکنون بی پاسخ مانده است. آذری اسفراینی در کتاب عجایب و غرایب، 14 بار به این کتاب ارجاع داده، که در یکی از آنها کتاب را به ناصر خسرو نسبت داده است. نگارنده در این پژوهش به دنبال بررسی صحت این انتساب است. بدین منظور ابتدا برای بررسی میزان دقت نظر آذری در ارجاع، منابع او بررسی شد. این بررسی نشان داد نقل قول های ذکر شده توسط آذری، در منابع مورد نظر موجود است و به صحت قول و امانتداری او می توان اعتماد کرد، و مقایسه 14 حکایت ذکر شده از کتاب عجایب الدنیا مشخص کرد که عجایب الدنیای مورد نظر آذری همین کتاب است. همچنین بررسی آثار ناصر خسرو و تذکره ها نشان می دهد که احتمالا  او در دوره ای از حیات علمی خود به این شاخه از علوم علاقه داشته است. بنابراین می توان نتیجه گرفت سخن آذری اسفراینی مبنی بر انتساب عجایب الدنیا به ناصر خسرو غیر محتمل به نظر نمی رسد و شاید ناصرخسرو پیش از بر تن کردن ردای تفکر اسماعیلی و مطرح شدن به عنوان حجت جزیره خراسان کتاب عجایب الدنیا را تالیف کرده باشد.
    کلیدواژگان: عجایب الدنیا، ناصر خسرو، آذری اسفراینی، ابوالموید بلخی، عجایب نامه نویسی
  • سید احمدرضا قائم مقامی*، امیر ارغوان صفحات 205-222

    شاهنامه شناسان آرام  آرام در تصحیح شاهنامه می کوشند و در این کار از زبان ها و اسناد پیش از اسلام نیز  گاهی یاری می خواهند. طبیعی است که در شاهنامه مخصوصا بتوان انعکاسی از احوال دوران ساسانیان و الفاظ و اصطلاحات رایج در حکومت آنان را یافت. در این مقاله کوشش شده است تا با بررسی چند نامه از شاهان ساسانی یا خطاب به ایشان، که در آنها چند لقب و عنوان به شکل قالبی تکرار شده، و همچنین مقابله نسخه های شاهنامه، یک لقب ساسانی، که به نظر نویسندگان از نظر مصححان شاهنامه پنهان مانده، پیدا شود و اصل آن در اسناد ساسانی معلوم گردد. این لقب «بی رام شهر» است که در نسخه ها و چاپ های شاهنامه به چند شکل نقل شده و در بهترین چاپ های شاهنامه، مخصوصا در چاپ خالقی و همکاران او، به شکل «پدرام شهر» درآمده است. در پایان بحث، با ذکر دلایل روشن، در اثبات این نکته نیز کوشش شده که «مهست»، که در همان نامه ها، باز به همان شکلی قالبی، در کنار «بی رام شهر» تکرار شده، چیزی نیست جز تصحیف «مزدیسن»، ولی این تصحیف از فردوسی یا کاتبان شاهنامه نیست و مدت ها پیش از او در نقل اسناد ساسانی به خط عربی  و فارسی عارض شده بوده و به همان صورت به شاهنامه ابومنصوری و شاهنامه فردوسی وارد شده است.

    کلیدواژگان: شاهنامه، تصحیح متن، عبارات قالبی، القاب شاهان ساسانی، کتیبه های ساسانی، سکه های ساسانی، مهرهای ساسانی
  • فاطمه مهری* صفحات 223-245
    در متن های کهن فارسی که به جانورشناسی اختصاص یا توجهی داشته اند، برای اشاره به یکی از طبقات جانوران بر اساس دو معیار زیستگاه و نحوه حرکت، اغلب از واژه های عربی «هوام و حشرات» استفاده شده است، در این متن ها همچنین به طبقه دیگری از جانوران که بر اساس باورهای طبیعی دانان روزگاران پیشین به شیوه خلق الساعه به وجود می آمده اند، اشاراتی وجود دارد. هدف ما آن است که به شیوه ای شاهدمحور و تحلیلی، نشان دهیم مترجمان و نویسندگانی که به فارسی نویسی توجهی داشته اند، برای اشاره به این دو گروه از حیوانات از دو حوزه معنایی مصدر (بر)خیزیدن استفاده کرده اند و در کاربرد دو کلمه خیزندگان و برخیزندگان در برخی از این متن ها، تفاوت معنایی باریکی وجود دارد که با تامل در محتوای جانورشناختی متن ها و تلفیق آگاهی های جانورشناختی با دانش لغوی می توان بدان پی برد. در اینجا بیشترین تمرکز را بر تحفه الغرائب حاسب طبری، دانشمند سده های 5 و 6ق، خواهیم داشت که نخستین متن دانشنامه ای و عجایب نگارانه فارسی است که به دست ما رسیده است. علاوه بر این متن های دیگری از جمله ترجمه ای کهن از نهج البلاغه، احتمالا متعلق به همین بازه زمانی، و نزهت نامه علائی از شهمردان بن ابی الخیر را نیز از این منظر بررسی می کنیم و از متن های دانشنامه ای جانوری دیگر نیز بهره می گیریم تا روایی این معیار طبقه بندی در متن های کهن را نشان دهیم. به باور ما حاسب طبری در بافت متن خود معنایی تازه به کلمه برخیزندگان (= جانوران خلق الساعه) بخشیده که در فرهنگ ها بدان اشاره ای نشده است.
    کلیدواژگان: برخیزندگان، تحفه الغرائب، خیزندگان، طبقه بندی جانوران، نظریه خلق الساعه
  • امیرافشین فرهادیان، محمد طاهری* صفحات 247-267
    یکی از وجوه پراهمیت شعر حافظ، آگاهی هایی است که در خصوص تاریخ سیاسی قرن هشتم در اختیار ما می گذارد. بازتاب پاره ای از رخدادهای تاریخی آن عصر را می توان در اشعار حافظ ملاحظه کرد. تعمق در دیوان او که مشحون از نام های رجال عرصه سیاست است، ما را با برخی ویژگی های مثبت و منفی ایشان آشنا می کند. اعتبار این اطلاعات از آنجا مایه می گیرد که حافظ از نزدیک با شخصیت های آن تاریخ رویارو بوده و در بطن بسیاری از رویدادها حضور داشته است. از جمله شخصیت هایی که نامش در اشعار حافظ به چشم می خورد خواجه برهان الدین ابونصر فتح الله، وزیر امیرمبارزالدین مظفری است. میان منابع تاریخی در مورد سرنوشت او پس از خلع مبارزالدین محمد از سلطنت، اختلاف است. برخی از گزارش ها از قتل وی در جریان دستگیری امیر مبارزالدین حکایت دارند اما در برخی منابع از کشته شدن او پس از دو ماه حبس سخن رفته است. اما هیچ یک از این روایات با آگاهی هایی که شعر حافظ در اختیار ما می گذارد، هم خوانی ندارد. در این جستار با روش تحلیل محتوا و به شیوه توصیفی تحلیلی کوشیده ایم تا با کنار هم نهادن گزارش منابع تاریخی و اطلاعات حاصل از دیوان حافظ، این ابهام تاریخی را مرتفع سازیم. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد تاریخ واقعه خلع امیرمبارزالدین از سلطنت، رمضان سال 759ق بوده و روایاتی که وقوع این رخداد را سال 760 ثبت کرده اند، فاقد اعتبارند. همچنین خواجه برهان ابونصر در اثنای شورش شاه زادگان مظفری علیه پدر، مقتول یا محبوس نشده بلکه تا زمان وفاتش در ذی الحجه 760ق عهده دار وزارت شاه شجاع مظفری بوده است.
    کلیدواژگان: امیر مبارزالدین، حافظ، خواجه برهان الدین، شاه شجاع
  • عبدالله آلبوغبیش*، اصغر اسمعیلی صفحات 269-293
    عنوان های متون ادبی در هر دوره تاریخی داده های ارزشمندی را درباره مولفان آنها، شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه آن دوره و دیگر مسائل به دست می دهند. در این میان، عنوان های متون منثور فنی با توجه به ماهیت هنری و ادبی شان، علاوه بر به دست دادن داده های تاریخی یا اجتماعی، می توانند آشکارساز رویکردهای فرهنگی و ادبی ادوار مختلف در سنت ادبی پارسی باشند. مطالعه پیش رو با این انگاره و با اتخاذ رویکردی استنادی تاریخی در گردآوری داده ها می کوشد ضمن درنگ در عنوان های 38 متن منثور فنی، آنها را از منظر  ارزش های زیبایی شناختی، درونمایگانی و استعاره های مفهومی واکاوی نماید. مطالعه حاضر ضمن شناسایی دو کلان گروه ادبی و غیرادبی از عنوان ها از منظری زیبایی شناختی، دو زیرگروه مسجع و استعاری را در ذیل کلان گروه ادبی قرار می دهد. در این میان، هرچه محتوای متن به سوی امر عینی میل یابد، عنوان نیز به سوی سجع گرایش می یابد و در مقابل، گرایش محتوای متن به امر انتزاعی، عنوان را به سوی استعاره شدگی سوق می دهد. عنوان های غیرادبی و کارکردگرا نیز ضمن تهی شدگی از ارزش های زیبایی شناختی، بیشترین همگرایی با محتوای متن را نشان می دهند. همچنین، براساس این مطالعه، گسترده ترین دایره موضوعی عنوان ها به موضوعات تاریخی تعلق دارد که در تمام گونه ها و زیرگونه های عنوان ها دیده می شود. این گستردگی برونداد پارادایم فکری حاکم بر طبقات سیاسی حاکم و نشانگر رابطه دوسویه حاکم فرهیخته از یک سو و بیانگر نوعی گسست میان آن طبقات و توده جامعه آن روزگار ایران از سوی دیگر است. از منظر هدف گزینش عنوان هم، برخی از عنوان ها ماهیتی انگیزشی، بخشی ماهیتی کارکردگرایانه و شماری هم ماهیتی ترکیبی و درآمیخته دارند. در بخش دیگری از پژوهش با بهره گیری از اندیشه استعاره های مفهومی، مشخص شده است که حوزه معنایی جهت و حرکت و نیز گیاهان بنا به دلایل تبیین شده در پژوهش، بیشترین کاربرد را داشته اند.
    کلیدواژگان: تاریخ ادبیات فارسی، متون فنی، عنوان شناسی، استعاره های مفهومی
  • آیات کنعان، سیده مریم ابوالقاسمی*، قدرت الله طاهری صفحات 295-318
    تحولات سیاسی فراوانی در چند دهه اخیر در کشور افغانستان رخ داده است. جنگ های داخلی، انقلاب ها، روی کار آمدن حکومت هایی با ساختار فکری و سیاسی متفاوت، بخصوص طالبان، نمونه ای از این تحولات به شمار می رود که تاثیرات آن بر سرنوشت آحاد جامعه غیرقابل انکار است. نویسندگان معاصر افغانستان در آثار داستانی خویش جلوه هایی از این تاثیرات را منعکس کرده اند. به عنوان نمونه خالد حسینی در داستان بادبادک باز روایت گر سامان درهم ریخته سیاسی جامعه افغانستان و سرنوشت آدم هایی است که در این جامعه بی ثبات گرفتار آمده اند. در این مقاله سیر تحولات سیاسی و نقش حاکمیت طالبان و تاثیر آن را بر سرنوشت مردم افغانستان بر پایه داستان بادبادک باز خالد حسینی بررسی و تحلیل می کنیم. خالد حسینی، نویسنده ای واقع گراست که از نزدیک نابسامانی های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه خود را در قالب حوادث و شخصیت های داستانی به تصویر کشیده است. نتایج حاصل از این پژوهش که به شیوه توصیفی - تحلیلی انجام گرفته، حاکی از آن است که اختلافات قومی و نژادی، تبعیض و فاصله طبقاتی، جنگ و آوارگی، کشتار، ناامنی، مهاجرت، فقر اقتصادی، وضعیت تاسف بار زنان و کودکان، بیماری های جسمی و روانی، اعمال قوانین ظالمانه، از بین رفتن ارزش های انسانی و رکود فرهنگی از بارزترین نتایج و تاثیرات مستقیم و غیرمستقیم دگرگونی های سیاسی به شمار می رود که حیات مردم افغانستان را با چالش های جدی مواجه کرده است. درواقع می توان این داستان را چکیده ای از تاریخ معاصر افغانستان دانست، داستانی که حوادث چند دهه افغانستان، از زمان کودتا علیه ظاهر شاه تا وقایع پس از یازده سپتامبر (2001 م) را با روایت و طرح داستانی موثر به تصویر کشیده است.
    کلیدواژگان: ادبیات داستانی افغانستان، خالد حسینی، تحولات سیاسی، حاکمیت طالبان، مردم افغانستان
|
  • Ali Ashayeri * Pages 5-41
    The manuscript of Rasael al-Oshaq va Vasael al-Moshtaq by Seyfi-e-Neyshaburi is a prose text of the 6th century A.H. and the oldest surviving text containing love letters in Persian. This single-copy manuscript is considered a valuable source for research, reference, and even editing of Persian poems up to the 7th century A.H. In the manuscript, there are about 1500 couplets written by poets in Arabic and sometimes Persian in different poetic forms, although the quatrain is the most usual form. In the first half of this manuscript, the author of Rasael al-Oshaq mentions the names of the poets of most of the couplets, but in the second half of the book, the names of the poets are rarely mentioned and this is without a clear reason. Among the couplets, 203 new ones were found in this manuscript. Among these 203 couplets, 27 have been introduced in other essays and the remaining 176 couplets are introduced in this article. In addition, some anonymous couplets in prose texts that are mentioned with the names of their poets are introduced in this article. Moreover, the confusion between “Faxri” and “Farroxi” in the manuscript of Rasael al-Oshaq has been mentioned and analyzed. Also, some parts of the research articles on this manuscript, which are mentioned in the research background section, have been revised and improved in this research. Another achievement of this research is introducing some dead words to Persian dictionaries. The couplets that contain these words are sufficient reason for adding them to dictionaries.
    Keywords: Rasael al-Oshaq va Vasael al-Moshtaq, newly found poems, dead words, poem editing, manuscript editing
  • Masume Aminiyan * Pages 43-85
    Ghanun-e Adab, written by Abulfazl Hubaish-e ben Ibrahim-e Teflisi‚ is the most detailed Arabic-to-Persian dictionary of the 6th century AH. Teflisi's works hold significant importance from various perspectives, especially to better understand the characteristics of the dialects spoken in western Iran. Among these works, Ghanun-e Adab is a valuable treasure of old Persian terms and combinations containing 60,000 Arabic entries. In 1350 SH, the Iran Culture Foundation published this dictionary In 3 volumes with the effort and correction of the late Golamreza Taher. Unfortunately, after death of the Professor Golamreza Taher‚ it was not possible to compile and print the alphabetical list of Arabic entries, the index of Persian words, and probably to revise and re-edit Ghanun-e Adab. In addition to the lack of necessary lists in the printed text, which has made it difficult to refer to it‚ incorrect readings, incomplete recording of some words (especially rare words), changing words and their pronunciation, changing the handwriting of the manuscripts, not recording the diacritical marks of some diacritic words, not recording several words and meanings of the dictionary manuscript can also be seen in this edition. The present research is the result of comparing the printed text of the Ghanun-e Adab with the corrector’s basis manuscript and nine other manuscripts and matching the differences with the available dictionaries. Some instances have been presented with explanations, evidences from other Teflisi works and classical verse and prose texts and the author's suggestions.
    Keywords: Ghanun-e Adab, Manuscripts, correct recording, dictionaries
  • Mohammadreza Masoumi *, Mahdi Salmani, Amin Mojallizadeh Pages 87-105

    Iranians have long realized the influence and superiority of poetry over prose in teaching and learning; moreover, by using meter and rhyme, they have created many works in this field. Nazm-e Jawâher ("Order of Jems") is one of these prominent works that was created in order to facilitate the memorization of words’ meanings of the Holy Quran by the efforts of Molla Ali Jâjarmi, pen-named Zamiri, in the year 1205 AH. Zamiri teaches Quranic words in thirty odes corresponding to the thirty parts of the Quran. In composing this book of verse, Zamiri imitated Abu Nasr Farâhi's Nisâb al-Sibyân. There are three manuscripts of Nazm-e Jawâher; one of these is kept in the National Library and the others are kept in the Library of the Islamic Parliament. This work was published in 1401 AH based on the manuscript in the National Library; it has been corrected and printed by the publishing division of the National Halal Research Center. The current research is devoted to reviewing and assessing this edition with reference to the available manuscripts based on an analytical-descriptive method. Examining the printed and corrected version of Nazm-e Jawâher shows that there are errors and shortcomings in this book caused by the weakness of the main manuscript, the mistakes of the esteemed editors in interpreting the text, and the overlooking of the other manuscripts.

    Keywords: Nazm-e Jawâher, Zamiri Jâjarmi, editing
  • Ali Mohammadyarloo *, Yadollah Nasrollahi, Rahman Moshtaghmehr Pages 107-131
    The present study is the introduction and textual analysis of a manuscript called the Divan of Bolbol-e Gilani, written in the 9th century AH. It is manuscript number 86 in the library of Istanbul University which has not been introduced or edited so far. The main goal of this research is to introduce and review this manuscript and express its main linguistic, literary, and intellectual features. The research method is descriptive analysis based on field and library studies and in-text evidence. There is no information about this poet in literary and historical sources and Bolbol remains unknown even among the people of Gilan. He is a poet from the middle class and lacks style, having experimented with the forms of masnavi, qasida, ghazal, and qet’a. Bolbol follows the Khorasani style in qasida and the Iraqi style in ghazal. The manuscript consists of 107 pages and 3078 verses and does not have the scribe's signature, name, or information; moreover, the time of writing is not available, but the text shows that the scribe did not have enough precision in copying: several typographical errors are seen in his manuscript. The main themes of the Divan are the praise of the local rulers of Gilan and the description of its land and beauty.
    Keywords: Bolbol-e Gilani, Divan of poems, codicology, textual analysis, Linguistic, Literary, and intellectual characteristics
  • Maryam Kasai * Pages 133-154
    Mohammad bin Ali bin Hasan Al-Sowari is a missioner and preacher of the fifth century AH, contemporary with Naser Khosrow Qabadiani Balkhi, who rose from Shaam (old Syria) and similar to Naser Khosrow traveled to Egypt. After returning to Shaam, he started to promote Isma’ilism. Sowari followed in the footsteps of some Isma’ili thinkers and teachers and gave an account of his philosophical and theological beliefs in a long 933-versed Qasida (ode) titled al-Qasida al-Sowariah. In the present article, his theological and philosophical beliefs, which include topics and subjects such as monotheism, command and innovation, universal intellect, universal soul, Alavi limitations, planets, the four elements, inanimate objects, plants, animals, humans, and the place of prophets and imams in Isma’ilism, have been inferred from the stated ode and then compared with the views of his well-known contemporary Isma’ili thinker, Naser Khosrow, which are described in his numerous works. Although each of these two thinkers has expressed the principles of Isma’ilism in various forms and interpretations and with different degrees of elaboration and according to their specific environment and audience, the many similarities and small differences between the philosophical ideas in Sowari's ode and the works of Naser Khosrow indicate that the general framework and main lines of thinking of the Isma’ili preachers in the fifth century AH originated from the Egyptian Fatimid system.
    Keywords: Muhammad bin Ali bin Hasan Sowari, Al-Qasida Al-Sowariah, Naser Khosrow, philosophical views, Isma’ili sect, Fatimids of Egypt
  • Abdolrasoul Foroutan * Pages 155-181
    Mohammad ibn-e Soleiman Tonekaboni, a jurist of the Qajar era and the author of the famous book Qesas al-Olama had read Ferdowsi's Shahnameh rigorously and paid special attention to it. Shavahed-e Farsi, a book he wrote on rhetorical figures derived from the Shahnameh and his own poems. Furthermore, he composed at least one religious epic poem on the subject of the events of Karbala, which is called Hamle-ye Hoseinieh. It can be said that all Persian epic poems written after the Shahnameh were influenced by this noble work of Ferdowsi and Tonekaboni's work is no exception in this regard. Hamle-ye Hoseinieh has not been published so far and a lot is unsaid about it. After a complete review of the only known manuscript of Hamle-ye Hoseinieh, this article tries to investigate its various aspects and determine its strengths and weaknesses and its merit. In addition to a brief biography of Tonekaboni, the obscurities in introducing his works are discussed. It can be implied that the manuscript of Hamle-ye Hoseinieh was a draft. One of the significant aspects of this manuscript is the recording of the pronunciation of some words, which provides interesting information about their different pronunciations. Among the issues discussed in this article are determining the time when this poem was composed and its sources, the method of Tonekaboni in narrating the events of Ashura and the distortions involved, evaluating the work from the perspective of epic features, the influence of the Shahnameh on it, and the way the figures of speech are used.
    Keywords: Hamle-ye Hoseinieh, religious epic poem, Mohammad ibn-e Soleiman Tonekaboni, Ashura, Imam Husayn (AS), Ferdowsi’s Shahnameh
  • Vahid Rooyani * Pages 183-204
    Aja’ib al-Dunya is one of the most famous Books of Wonders in Persian which has had a great impact on later works. Some scholars reject the attribution of this book to Abol-moayyed Balkhi, but identifying the author is a question that has so far remained unanswered. In the book Aja’ib Va Ghara’ib, Azari Esfarayeni referred to this book 14 times. In one of them, he attributed the book to Naser Khosrow. In this research, the author seeks to verify the accuracy of this attribution. The study demonstrates that the quotations made by Azari are available in the mentioned sources, and we can trust his honesty. Comparing those 14 stories shows that Azari used the same Aja’ib al-Dunya which is now available. Additionally, the examination of biographies and Naser Khosrow's works shows that he was probably interested in this branch of knowledge in an episode of his life. Therefore, it can be concluded that Azari Esfrayeni's statement is probably true and the book Aja’ib al-Dunya may have been composed by Naser Khosrow before converting to the Isma’ili thought and being entitled “Hojjat of Khorasan Island”.
    Keywords: Aja’ib al-Dunya, Naser Khosrow, Azari Esfarayeni, Abol-moayyed Balkhi, writing Books of Wonders
  • Seyed Ahmadreza Qaemmaqami *, Amir Arghavan Pages 205-222

    Scholars are slowly trying to re-edit the Shahnama and in this, they sometimes ask for help from pre-Islamic languages ​​and documents. It is natural to find in the Shahnama reflections of the conditions of the Sassanid era and administrative terms common in that period. In this article, an attempt has been made to identify a Sasanian title, which seems not to have been recognized by the editors, by examining some letters from Sasanian kings or addressed to them, recorded in the Shahnama, in which several titles and epithets are repeated in a formulaic form. For this purpose, it has been tried to check the manuscripts of the Shahnama carefully and to show the origin of the title in the Sasanian documents. This title is “Bay rāmšahr”, recorded in the best editions of the Shahnama, especially in Khaleghi’s edition as “padrām-shahr”. At the end of the discussion, an attempt has been made to prove that “mahast”, which is repeated in the same letters next to “bay rāmšahr”, again in a formulaic form, is nothing but a corruption of the term “mazdēsn”. But this corruption is not from Ferdowsi or the scribes of the Shahnama. This happened most probably long before the composition of the Shahnama in the transmission of Sasanian documents to Arabic and Persian script and with the same form found its way to Abu Mansuri’s and Ferdowsi’s Shahnama.

    Keywords: Shahnama, edition, formulae, titles of Sasanian kings, Sasanian inscriptions, Sasanian coins, Sasanian seals
  • Fateme Mehri * Pages 223-245
    This study examines the usage of the verb "barxīzīdan" in ancient Persian texts with a specific focus on its application in referring to "havāmm" and "xalq al-sā'ah". These texts, which incorporate elements of zoology, commonly employ Arabic terms to categorize animals based on their habitat and mode of movement. Furthermore, they contain references to a distinct group of animals believed to have been created according to the naturalists' beliefs of ancient times, known as "xalq al-sā'ah". This research aims to offer a thorough and analytical exploration of how translators and writers who have demonstrated an interest in the Persian language have utilized "barxīzīdan" from two semantic domains to denote these two animal groups. By carefully examining the zoological content of these texts and combining specialized knowledge in zoology with linguistic expertise, it becomes possible to discern subtle nuances in meaning between the terms "xīzandigān" and "barxīzandigān". This study primarily focuses on Tuhfat al-Ghrāib by Hāsib Tabarī, a scholar of the 5th and 6th (AH) centuries, which stands as the earliest known Persian encyclopedic text of its kind. Additionally, other texts, including a translation of Nahj al-Balāgha, likely from the same time, and Nuzhat Nāmah by Shahmardān Rāzī, are examined from this perspective, along with other zoological encyclopedia texts, to validate this classification criterion within ancient texts. Our findings suggest that Hāsib Tabarī has attributed a novel significance to the term "barxīzandigān" ("xalq al-sā'ah" creatures) within the context of his work, a meaning not previously documented in other dictionaries.
    Keywords: Barxīzandigān, Tuhfat al-Gharāib, Xīzandigān, Animal classification, Theory of spontaneous generation
  • Amir Afshin Farhadian, Mohammad Taheri * Pages 247-267
    One of the most important aspects of the poetry of Hafez is the information it offers us about the political history of the 8th century AH. Some events of that era are reflected in the poems of Hafez. A close reading of his Divan, which is filled with the names of political figures, introduces us to some of their positive and negative characteristics. The credibility of this information stems from the fact that Hafez was closely involved with the characters of the time and was present at the heart of many events. One of the figures whose name appears in the poems of Hafez is Khajeh Burhan al-Din Abu Nasr Fathullah, the minister of the Mozzaffarid Amir, Mobarez al-Din Mohammad. There is disagreement among historical sources about his fate after Amir Mobarez al-Din Muhammad was deposed from the throne. Some reports tell of his murder during the arrest of Amir Mobarez al-Din, but some sources speak of his killing after two months in prison. However, none of these accounts are consistent with the insights that the poems of Hafez provide us. In this article, we have used content analysis and a descriptive-analytical approach to try to resolve this historical ambiguity by bringing together the reports of historical sources and the information from the Divan of Hafez. The results of our research show that the deposition of Amir Mobarez al-Din took place in Ramadan of the year 759 AH, and the reports that record the occurrence of this event in the year 760 are not credible. Moreover, Khajeh Borhan Abu Nasr was not killed or imprisoned during the revolt of the Moazzaffarid princes against their father, but was in charge of the ministry of Mozzaffarid Shah Shoja' until his death in Dhu al-Hijja of 760 AH.
    Keywords: Amir Mobarez al-Din Mohammad, Hafez, Khajeh Borhan al-Din, Shah Shoja'
  • Abdullah Albughobaish *, Asghar Esmaeili Pages 269-293
    The titles of literary texts from each historical period provide substantial and valuable data about their authors and the social and cultural developments of the society of that period, among other matters. Given their artistic and literary nature, the titles of Persian ornamental prose texts can reveal cultural and literary approaches in different periods of Iranian literary history, in addition to historical or social facts. Based on this idea and by adopting the historical reference method in collecting data, this study attempts to analyze the titles of 38 ornamental prose texts in the history of Persian literature based on their rhetoric, themes, and conceptual metaphors. From an aesthetic viewpoint, the current study identifies two subgroups of the titles, literary and non-literary. It also places two subgroups under the larger literary group: rhymed titles and metaphorical ones. Moreover, the more the content of a work tends towards the objective, the more the title becomes rhymed. On the other hand, the more the content tends towards the abstract, the more the title becomes metaphorical. Also, the non-literary and functional titles are almost devoid of the aesthetic aspect. According to this study, the broadest range of titles belongs to historical topics, which we can notice in all types and sub-genres of titles. This wide range is a product of the intellectual system that governed the political classes and indicates the dual relationship between the ruler and the educated on the one hand and a kind of estrangement between the political classes and the masses of society at that time in Iran on the other hand. Regarding the purpose of choosing the title, some titles have a motivational nature, some have a functional nature, and some have a complex mixed nature. In another part of the research, using the idea of conceptual metaphors, it is shown that the semantic fields of direction and movement, as well as plants, are the most used; the reasons for these are explained in the research.
    Keywords: History of Persian Literature, ornamental prose, title studies, conceptual metaphors
  • Ayat Kanaan, Maryam Abolghasemi *, Ghodratollah Taheri Pages 295-318
    Afghanistan has witnessed several transformations throughout the last decades. These shifts, which have undeniably had a diverse array of undeniable repercussions on the Afghan community, encompass civil wars, armed conflicts, and the establishment of new governments with different ideological and political frameworks, particularly the emergence of the Taliban. The consequences of these developments are depicted in the literary works of contemporary Afghan authors. For example, Khaled Hosseini's novel, The Kite Runner, portrays the intricate political system, the unstable society, and the destiny of those confined within it. The primary aim of this article is to investigate the political changes and the role of the Taliban government and its influence on the fate of Afghans, as depicted in this novel. As a realistic author, Khaled Hosseini has closely observed a broad spectrum of events and endeavoured to convey the social, economic, political, and cultural dysfunctions of his community through the characters and events of his works. The findings of this descriptive-analytical investigation reveal that the most evident and consequential political factors that impacted individual lives are racial and ethnic disparities, class-based discrimination, warfare and displacement, acts of murder and massacre, feelings of insecurity, migration, economic poverty, the deplorable condition of women and children, physical and mental illnesses, the implementation of repressive legislation, the erosion of human values, and cultural stagnation. These are the outcomes of political shifts that made the Afghans face serious challenges in life. The Kite Runner can be construed as an outline of the chronicle of modern Afghanistan, which depicts occurrences spanning decades in the country, commencing with the insurrection against Zahir Shah and concluding with the consequences of the September 11 attacks; the books is characterized by an impactful storytelling and plot.
    Keywords: Afghan fiction, Khaled Hosseini, political changes, Taliban rule, Afghan people