فهرست مطالب

فصلنامه آرشیو توانبخشی
سال بیست و پنجم شماره 1 (پیاپی 99، بهار 1403)

  • تاریخ انتشار: 1403/01/13
  • تعداد عناوین: 8
|
  • ناهید رحمانی، مهرناز کجباف والا*، امیرحسین تکیان، مرضیه شیرازی خواه، هادی حمیدی، سید جعفر احسان زاده صفحات 2-24

    هدف:

     براساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، اغلب نظام های بهداشتی و درمانی در پاسخ به مراقبت های بهداشتی و درمانی عمومی و تخصصی به افراد، موفق نبوده اند و مهم ترین راهکار را تقویت سیاست ها و برنامه های موجود در راستای پوشش همگانی خدمات توانبخشی و یکپارچه سازی آن در نظام سلامت عنوان کرده اند. هدف از این مطالعه، مرور اهداف و سیاست های حوزه توانبخشی در کشورهای با درآمد متوسط و بالا و مقایسه آن ها با ایران بود.

    روش بررسی:

     مطالعه حاضر یک مرور روایتی با جست جوی سیستماتیک بود که در قالب 2 بخش مرور اسناد علمی و برگزاری بحث گروهی متمرکز انجام شد. جامعه آماری، مقالات و اسناد موجود در پایگاه های اسکوپوس، پاب مد، گوگل اسکالر، گوگل، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران (ایرانداک)، کتب و سایت های مرتبط بود. در بخش بحث گروهی متمرکز، افراد صاحب نظر و پیشکسوتان سیاست گذاری توانبخشی به همراه تیم تحقیق به بحث گروهی راجع به نتایج جست وجوها در این زمینه پرداختند.

    یافته ها :

    به دلیل عدم هماهنگی خدمات، دسترسی نامناسب، توزیع برنامه ریزی نشده، نامشخص بودن سطح ارائه خدمات، بی توجهی به سطوح ارتقا و پیشگیری سلامت، نبود سیستم ارجاع مشخص، نبود سیستم بیمه مشخص و منابع مالی ضعیف، نیاز به برنامه ملی با رویکرد یکپارچه سازی خدمات به شدت احساس می شود. بررسی برنامه ها و اسناد توانبخشی در سایر کشورها به طراحی چارچوب مفهومی مدل خدمات توانبخشی منجر شد که بر سه اصل استوار است: 1) رفع موانع و توسعه دسترسی به خدمات و برنامه های سلامت، 2) تقویت و توسعه توانبخشی، فناوری موردنیاز، حمایت مبتنی بر جامعه و خدمات توانبخشی، 3) تقویت جمع آوری داده های بین المللی قابل مقایسه درمورد معلولیت و حمایت از تحقیقات درمورد معلولیت و خدمات توانبخشی مرتبط.

    نتیجه گیری:

     برنامه ملی توانبخشی با رویکرد یکپارچه سازی خدمات، بستر مناسبی را برای دسترسی عادلانه به خدمات توانبخشی برای همه افراد دارای معلولیت فراهم می کند و در این برنامه، نظام سلامت مهم ترین مرجع برای رفع این نیازهاست. بنابراین پیشنهاد می شود این برنامه سه هدف اصلی را دنبال کند: 1) ارتقای عادلانه سلامت دریافت کنندگان خدمات توانبخشی، 2) بهبود پاسخگویی به نیازهای دریافت کنندگان خدمات توانبخشی، 3) کاهش خطرات مالی و اجتماعی آن ها.

    کلیدواژگان: توانبخشی، سیاست گذاری، یکپارچه سازی، افراد دارای ناتوانی
  • هاجر صبور اقبلی مصطفی خان، نازیلا اکبر فهیمی*، سید علی حسینی صفحات 26-47

    هدف:

     اجرای برنامه های توانبخشی زودهنگام مبتنی بر شواهد در بهبود توانایی های حرکتی نوزادان زودرس از اهمیت ویژه ای برخوردار است. شواهد درمورد مداخلات توانبخشی در بهبود رشد حرکتی نوزادان زودرس، متنوع و پراکنده است و ناهمگونی در نوع، مقدار و زمان مداخلات درمانی وجود دارد. بنابراین هدف از انجام این مطالعه مروری، شناسایی انواع مداخلات توانبخشی (کاردرمانی و فیزیوتراپی) در بهبود مهارت های حرکتی نوزدان بستری در بخش مراقبت های ویژه بود. 

    روش بررسی :

    این یک مطالعه مرور حوزه ای است. مطالعات پژوهشی موجود از پایگاه های اسکوپوس، پاب مد، وب آو ساینس و موتور جست وجوی گوگل اسکالر جمع آوری شدند. معیارهای ورود شامل مقالاتی بود که به زبان انگلیسی و فارسی چاپ شده باشند، موضوع اصلی مطالعات مداخله ای توانبخشی (کاردرمانی و فیزیوتراپی) زودهنگام بر بهبود مهارت های حرکتی نوزادان زودرس در بخش مراقبت های ویژه نوزادان باشد و در بازه زمانی سال های 2000 تا 2023 به چاپ رسیده باشند. بعد از انتخاب کلیدواژه ها، مقالات یافت شده در یک جست وجوی سازمان یافته با معیارهای ورود مطابقت داده شدند و درنهایت مطالعات مدنظر انتخاب شدند.

    یافته ها:

     از میان مطالعات بررسی شده، 15 مطالعه معیارهای ورود را داشتند. از میان مطالعات موجود، 7 مطالعه مربوط به مداخلات چندحسی و 2 مطالعه مربوط به مداخلات چندوجهی بود. همچنین 2 مطالعه مربوط به مداخلات عصبی رشدی، 2 مطالعه مربوط به مداخلات اجراشونده توسط والدین و 2 مطالعه مربوط به مداخلات پشتیبانی از اکتشاف بازی مداخله رشدی زودهنگام بود.

    نتیجه گیری :

    براساس یافته های موجود در این پژوهش و جلساتی که با کارشناسان در این حوزه برگزار شد، توانستیم مداخلات توانبخشی زودهنگام مهارت های حرکتی نوزادان زودرس را در 4 گروه: 1) مداخلات چندوجهی و چندحسی، 2) مداخلات عصبی رشدی، 3) مداخلات اجراشونده توسط والدین و 4) مداخلات پشتیبانی از اکتشاف بازی مداخله رشدی زودهنگام طبقه بندی کنیم. اکثر مطالعات شامل مداخلاتی بودند که در مدت زمان کوتاهی انجام شده بودند و تاثیر کوتاه مدت را بر بهبود حرکتی گزارش کردند. فقط مداخله پشتیبانی از اکتشاف بازی بعد از ترخیص ادامه داشت و شکاف مداخلات زودهنگام از بخش مراقبت های ویژه نوزادان به خانه را پوشش می داد و بهبود رشد حرکتی را در کوتاه مدت و بلندمدت (6 و 12ماهگی) گزارش کرده بود.

    کلیدواژگان: نوزادان زودرس، فیزیوتراپی، کاردرمانی، مداخلات زودهنگام، تحریکات حسی، بازی
  • فاطمه میرمحمدی، معصومه پورمحمدرضا تجریشی* صفحات 48-71
    هدف

    نوجوانان دارای آسیب بینایی، فرصت های کمتری برای سازگاری هیجانی با محیط دارند و مشکلات تحصیلی و اجتماعی بیشتری را تجربه می کنند. هدف پژوهش حاضر، تعیین تاثیر درمان گروهی پذیرش و تعهد بر بلوغ هیجانی نوجوانان دختر دارای آسیب بینایی بود.

    روش بررسی

    در یک مطالعه شبه تجربی از طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری استفاده شد. 82 دختر نوجوان 14 تا 18 سال، با استفاده از مقیاس بلوغ هیجانی ارزیابی شدند. از میان 33 نفر که نمره 180 و بالاتر در مقیاس بلوغ هیجانی کسب کردند 28 نفر با توجه به معیارهای ورود، به طور در دسترس انتخاب و براساس سن و سطح تحصیلات، همتا شدند. سپس به طور مساوی و تصادفی، در دو گروه آزمایشی و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایشی در 2 ماه و طی 10 جلسه (دو بار در هفته؛ هر جلسه 60 دقیقه)، در جلسات درمان گروهی پذیرش و تعهد حضور یافت، در حالی که گروه کنترل فقط در برنامه های توانمندسازی مرکز، شرکت کرد. مقیاس بلوغ هیجانی، پس از آخرین جلسه درمان گروهی و 8 هفته پس از آن، توسط تمامی شرکت کنندگان تکمیل شد. داده ها با استفاده از آزمون شاپیرو ویلک، آزمون لون، آزمون ام.باکس، تحلیل کوواریانس چندمتغیری، و آزمون تی وابسته در نرم افزار SPSS نسخه 22 تجزیه وتحلیل شد.

    یافته ها 

    نتایج آزمون شاپیرو ویلک، آزمون لون و ام.باکس، موید نرمال بودن توزیع نمره ها، همگنی واریانس ها و همگنی شیب خط بود. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد دریافت درمان گروهی پذیرش و تعهد، موجب بهبود معنی دار بلوغ هیجانی و حیطه های آن در گروه آزمایشی شده است. همچنین، تغییرات بلوغ هیجانی و حیطه های آن (ثبات هیجانی، پیشرفت هیجانی، سازگاری اجتماعی، یکپارچگی شخصیت و استقلال) در گروه آزمایشی، به ترتیب 90، 69، 59، 55، 92 و 68 درصد ناشی از دریافت برنامه مداخله ای بود. نتایج آزمون تی وابسته نشان داد تاثیر درمان گروهی پذیرش و تعهد بر بلوغ هیجانی و تمامی حیطه های آن، حتی پس از 8 هفته، در گروه آزمایشی باقی مانده است (0/05>p). 

    نتیجه گیری

    از آنجایی که درمان گروهی پذیرش و تعهد، موجب بهبود بلوغ هیجانی و حیطه های آن در نوجوانان دختر دارای آسیب بینایی شد، به عنوان روشی مناسب و مکمل در برنامه های توانمندسازی نوجوانان با آسیب بینایی پیشنهاد می شود تا به نوجوانان کمک کند هیجان های منفی خود را بشناسند، بپذیرند و حتی مهار کنند. بنابراین، درمان پذیرش و تعهد برای رفع مشکلات مربوط به بلوغ هیجانی و جلوگیری از مشکلات مرتبط با آن، در سال های بزرگسالی، پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: آسیب بینایی، بلوغ هیجانی، درمان پذیرش و تعهد، گروه درمانی
  • مصطفی مردانی، فردین علی پور*، حسن رفیعی، مسعود فلاحی خوشکناب، ملیحه عرشی صفحات 72-99
    هدف

    چالش های فزاینده سوءمصرف مواد مخدر و الکل، ضرورت توجه به اعضای خانواده های متاثر از اعتیاد را که با پیامدهای آسیب زا و چالش های پیچیده ناشی از اعتیاد یکی از اعضای خود روبه رو هستند، نمایان کرده است. این مطالعه بر مادران متاثر از اعتیاد و استراتژی های مقابله ای آن ها در طول مدت مصرف مواد مخدر فرزندشان تمرکز دارد و هدف آن بررسی تجربیات آنان در دوره های اعتیاد و بهبود است.

    روش بررسی

    در مطالعه حاضر با استفاده از تحلیل پدیدارشناختی تفسیری، 9 مادر متاثر از اعتیاد که فرزندانشان بهبودی را تجربه کرده اند، در مصاحبه های نیمه ساختارمند شرکت کردند. نمونه گیری هدفمند اطمینان از دست یابی به بینش عمیق اولیه را فراهم کرد و تحلیل داده ها مبتنی بر اصول تحلیل پدیدارشناختی تفسیری شامل کدگذاری، طبقه بندی و تفسیر بود. اعتبار داده ها از طریق بررسی اعضای تحقیق، همکاران و رعایت ملاحظات اخلاقی، حفظ شد.

    یافته ها

    تحلیل داده ها و کدهای استخراج شده از مصاحبه ها، 4 مضمون اصلی و 14 زیرمضمون را نشان داد. چهار مضمون اصلی شامل 1) انفصال اجتماعی، 2) مسیرهای باتلاقی، 3) تسلسل آسیب ها و 4) تلاش برای رهایی و بهبودی بود. سه مضمون اول شامل 11 زیرمضمون بود که آن بخش از تجربیات مادران را نشان می داد که ناشی از اعتیاد فرزندشان است و مضمون چهارم که شامل 3 زیرمضمون بود، راهکارها و مکانیزم های موثر برای مقابله با مشکلات ناشی از اعتیاد در مسیر بهبودی و توانبخشی بود.

    نتیجه گیری

    مطالعه حاضر، با ارائه منبعی از اطلاعات مبتنی بر شواهد، امکان ارائه خدمات و سیاست های موثر در خصوص مادران متاثر از اعتیاد را فراهم می کند. مداخلات تخصصی در راستای پاسخ به نیاز آن ها و خانواده هایشان ضروری است تا تاثیرات مستقیم و غیرمستقیم اعتیاد کاهش یابد. تشویق مادران برای مشارکت آن ها در جلسات آموزشی و پشتیبانی بسیار حائز اهمیت بوده و استفاده از منابع و راهکارهای موثر می تواند به «بهبودی» بلندمدت، هم برای فرد درگیر سوءمصرف مواد و هم اعضای خانواده کمک کند و به درک عمیقی از پویایی های خانوادگی منجر شود.

    کلیدواژگان: مادران، اعتیاد، بازتوانی، سوءمصرف کنندگان مواد، مطالعه کیفی پدیدارشناختی
  • سیده محبوبه حسینی زارع، جعفر باباپور، مهدی باسخا، سید مهدی محسن زاده، پروانه اصفهانی، سیده معصومه حسینی زارع، نجمه آشوری، بیژن خراسانی* صفحات 100-115
    هدف

    ازجمله مهم ترین موارد اتلاف منابع بیمارستان ها، کسورات بیمه ای هستند. کسورات بیمه ای نه تنها بیمارستان ها را با کمبود منابع مالی روبه رو می کنند، بلکه باعث ایجاد تنش بین سازمان های بیمه گر و  بیمارستان ها می شوند. هدف از مطالعه حاضر، بررسی میزان و علل کسورات صورت حساب های بیماران تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی در بیمارستان توانبخشی رفیده بود.

    روش بررسی 

    مطالعه توصیفی تحلیلی حاضر به صورت مقطعی در سال 1400 و در بیمارستان توانبخشی رفیده انجام پذیرفت. در این مطالعه، کلیه صورت حساب های مربوط به خدمات بستری ارسالی به سازمان بیمه تامین اجتماعی موردبررسی قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده ها از صورت حساب های ارسالی به بیمه تامین اجتماعی، پرونده های بیماران و پرسش نامه محمدخانی استفاده شد. حجم نمونه شامل 776 پرونده بیماران بستری بود. برای آنالیز داده ها، از فراوانی و درصد و آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن در نرم افزار SPSS نسخه 22 استفاده شد.

    یافته ها

    بر اساس یافته های پژوهش، بیشترین فراوانی نسخ بستری مربوط به ماه آبان (7/48 درصد) بود. بیشترین کسور صورت حساب های بستری شدگان به ترتیب مربوط به دارو و لوازم مصرفی و حق العمل جراح و بیشترین علت آن اضافه درخواستی و کدگذاری غلط بود. در پاسخ به فرضیه های تحقیق، مستندسازی پرستاران و پزشکان با میزان کسورات ارتباط معنی دار داشت (p<0/0001).

    نتیجه گیری

    برنامه ریزی برای کاهش کسورات بیمه ای نیازمند توجه به عوامل متعدد است. با آموزش قوانین بیمه و کتاب تعرفه به گروه های پزشکی و پرستاری، الکترونیکی کردن ارسال اسناد به بیمه تامین اجتماعی و ایجاد مکانیزم های هشداردهنده در آن، استفاده از اهرم های نظارتی و شناسایی پزشکان و پرستاران مرتبط جهت ارائه بازخورد، نظارت بر عملکرد پزشکان و بررسی خطاهای مربوطه، ایجاد مکانیزم های تنبیه و تشویق، تعامل مستمر با بیمه تامین اجتماعی جهت توجیه مدیران سازمان در خصوص نحوه ارائه خدمت به بیماران توانبخشی و علت طولانی شدن زمان بستری این گونه بیماران و همچنین اطلاع از تغییرات جدید در مجموعه قوانین بیمه تامین اجتماعی می توان از بسیاری کسورات جلوگیری کرد.

    کلیدواژگان: کسورات، بیمه، بیمارستان، ایران
  • فرین سلیمانی، لیلا یزدی*، ناهیده حسنی خیابانی، حمیدرضا لرنژاد، ناریا ابوالقاسمی، غزال شریعت پناهی صفحات 116-133
    هدف 

    مهارت های ارتباطی درعرصه بهداشت و درمان، عملکرد محوری و اثربخشی دارند. این مهارت ها، یکی از ارکان مهم برای مراقبین سلامت محسوب شده و باعث همکاری و رضایت مراجعین و تشخیص صحیح می شوند. هدف از این مطالعه، طراحی مقیاسی جهت ارزیابی مهارت های ارتباطی کارشناسان مراکز بهداشتی در آزمون های تکاملی کودکان بود. 

    روش بررسی

    جامعه پژوهش، کارشناسان مراکز بهداشتی در دانشگاه های علوم پزشکی کشور بودند. نمونه گیری مبتنی بر هدف انجام شد. به دلیل آموزش کارشناسان منتخب جهت انجام آزمون تکاملی بیلی از این گروه استفاده شد. ابتدا مفاهیم ارزیابی از طریق مرور متون و جلسات بحث گروهی متمرکز با 10 نفر از خبرگان این امر تبیین شد و با روش دلفی از خبرگان خواسته شد نظرات و پیشنهادات خود را درمورد تدوین گویه های ارتباطی بیان کنند. نظرات پیشنهادی آن ها گردآوری و کد بندی شده و مقیاس طراحی شد. خصوصیات روانسنجی مقیاس با مشارکت 16 نفر از خبرگان با روش تعیین روایی محتوای کمی (شاخص روایی محتوا و نسبت روایی محتوا) و روایی صوری مشخص شد. پایایی مقیاس از طریق تکرارپذیری دفعات آزمون (آزمون بازآزمون) با فاصله 2 هفته تعیین شد. ضریب توافق در مشاهدات، مقایسه ارزیابان با ارزیاب مرجع و هم خوانی درونی نیز تعیین شد. آنالیز داده های کمی با نرم افزار SPSS نسخه 22 انجام گرفت.

    یافته ها

    دراین مطالعه، مقیاس مهارت های ارتباطی با30 گویه (13 گویه ارتباط با کودک، 6 گویه ارتباط با والدین و 11 گویه عمومی) طراحی شد. کمترین مقدار شاخص روایی محتوایی مربوط به یک گویه در بخش ارتباط با کودک بود و بقیه گویه ها از روایی قابل قبول برخوردار بودند. مقدار آلفای کرونباخ جهت بررسی هم خوانی گویه ها در بخش ارتباط با کودک 0/81، ارتباط با والدین 0/82 و در بخش عمومی 0/76 به دست آمد. میزان پایایی 0/83 و ضریب همبستگی داخل خوشه ای در بخش ارتباط با کودک 0/77، ارتباط با والدین 0/88 و عمومی 0/81 بود. ضریب کاپا جهت توافق تشخیص بین ارزیاب مرجع و ارزیابان دیگر در 5 مورد بالای 0/7 و در 2 مورد، کمتر از 0/4 بود. 

    نتیجه گیری

    مقیاس ارزیابی تدوین شده از روایی و پایایی بالایی برخوردار است و می تواند به عنوان مقیاس ارزیابی مهارت های ارتباطی برای کارشناسان کودک مورداستفاده قرارگیرد.

    کلیدواژگان: ارزیابی، مهارت های ارتباطی، تکامل، روایی و پایایی
  • فاطمه قدبیگی، فردین علی پور*، غلامرضا قائدامینی هارونی، زلیخا عربکری صفحات 134-156
    هدف

    پژوهش حاضر با هدف بررسی روایی و پایایی نسخه فارسی پرسش نامه ارزیابی تاب آوری در بیماران مبتلا به بیماری مالتیپل اسکلروزیس صورت گرفت.

    روش بررسی

    جامعه آماری پژوهش شامل کلیه بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس شهر تهران در سال 1401 بود که از میان آن ها 250 نفر به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. شرکت کنندگان، پرسش نامه های تاب آوری گرومیس و همکاران و مقیاس اضطراب و افسردگی بیمارستانی را تکمیل کردند. روایی پرسش نامه از طریق روایی صوری، محتوایی، سازه و پیش بین بررسی شد. همچنین پایایی پرسش نامه از طریق روش آلفای کرونباخ و بازآزمایی بررسی شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شد.

    یافته ها 

    روایی صوری از طریق بررسی محتوا و حل مشکلات ظاهری و روایی محتوایی پرسش نامه پس از اصلاح سوالات تایید شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد پرسش نامه تاب آوری شامل 5 مولفه استراتژی های هیجانی و شناختی، فعالیت جسمانی و رژیم غذایی، حمایت خانواده و دوستان، حمایت همسالان و معنویت است. ارزش های ویژه این مولفه ها 47/49 درصد از واریانس را تبیین کردند. بین مولفه های پرسش نامه تاب آوری و اضطراب/ افسردگی همبستگی معنی داری وجود داشت. همچنین آلفای کرونباخ مولفه ها به ترتیب برابر با 0/88 (استراتژی هیجانی) ، 0/79 (فعالیت جسمانی و رژیم غذایی)، 0/62 (حمایت خانواده و دوستان)، 0/76 (حمایت همسالان)، 0/50 (معنویت)، بود. مقدار همبستگی بین مرحله اول و دوم، اعتبار بازآزمایی پرسش نامه تاب آوری را با مقدار 0/89 تایید کرد.

    نتیجه گیری

    نسخه فارسی مقیاس تاب آوری مالتیپل اسکلروزیس، ابزاری معتبر و پایا برای ارزیابی تاب آوری در بیماران ام اس ایرانی است که می تواند در سیاست گذاری ها و مطالعات پژوهشی مورداستفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: تاب آوری، مالتیپل اسکلروزیس، پرسش نامه، روایی، پایایی
  • صدیقه سادات میرباقری، غلامرضا امینیان، محمود بهرامی زاده*، حمید دالوند، فرزام فرهمند، محسن واحدی صفحات 158-178
    هدف

    فلج مغزی شایع ترین ناتوانی حرکتی در دوران کودکی است که شامل مجموعه ای از اختلالات در تکامل حرکت و پاسچر بوده و باعث محدودیت در فعالیت می شود. در کودکان فلج مغزی به علت وجود اسپاستیسیته و کانتراکچر در عضلات اندام تحتانی الگوهای غیرطبیعی راه رفتن مشاهده می شود که الگوی راه رفتن با فلکشن بیش از حد زانو، 66 درصد الگوی راه رفتن افراد فلج مغزی اسپاستیک 5 تا 21 سال است. بنابراین کاهش فلکشن تا حد ممکن در مفاصل اندام تحتانی در حین راه رفتن ممکن است سازگاری های ثانویه را کاهش داده و عملکرد راه رفتن و کیفیت زندگی را بهبود بخشد. هدف از این مطالعه، طراحی و ارزیابی ارتوز حرکتی داینامیک جدید و تاثیر آن بر پارامترهای عملکردی راه رفتن و عملکردی کاری در یک نمونه کودک فلج مغزی اسپاستیک دای پلژی بود.

    روش بررسی 

    این مطالعه یک مطالعه بنیادی کاربردی از نوع طراحی و ساخت و از نوع مطالعات تک نمونه ای با طرح ترکیبی است که در دو مرحله و به صورت A-B-BC-A اجرا شد. در این مطالعه، پس از طراحی و ساخت طرح اولیه، جهت رفع نواقص موجود در نمونه اولیه، طرح دوم جایگزین و نهایی شد. نمونه موردمطالعه پسر 8ساله مبتلا به فلج مغزی اسپاستیک دای پلژی و سطح یک یا دو از سیستم طبقه بندی عملکرد حرکتی درشت، با الگوی راه رفتن کروچ بود. متغیرهای عملکردی سرعت، تعادل در حین راه رفتن، اسپاستیسیته و عملکرد کاری در فازهای مطالعه موردبررسی قرار گرفتند. 

    یافته ها 

    مزایا و معایب طرح نهایی مشخص شد. تغییراتی در جهت ساخت در زمان کمتر، قابلیت تنظیم اندازه های ارتوز از نظر محیطی، راحتی پوشیدن و درآوردن و مسائل مربوط به دستشویی صورت گرفت. در مقایسه فاز پایه با فاز مداخله اول و دوم در زمینه تعادل، اثربخشی مداخله وجود داشت (70 درصد PND>). با توجه به مقادیر PND، سرعت عملکردی در فاز مداخله دوم، نتایج اثربخشی را نشان داد (PND=75 درصد). در تحلیل چشمی نمودار اسپاستیسیته عضله همسترینگ، در فازهای مداخله، کاهش یک یا دو واحد نشان داده شد. نمره عملکرد کاری و رضایت از عملکرد کاری کودک بعد از فازهای مداخله افزایش معنی داری داشت.

    نتیجه گیری

    با توجه به مکانیسم ارتوزهای داینامیک حرکتی، تا زمانی که در طول روز پوشیده می شوند از طریق اعمال فشار بر عضلات دارای هایپرتونسیته، در تعدیل تونسیته عضلات اسپاستیک موثر هستند. به نظر می رسد این تعدیل تونوسیته عضلات به بهبود تعادل و سرعت حرکت کودک کمک کرده و به ارتقای عملکرد کاری و رضایت از عملکرد کاری کودک کمک می کند.

    کلیدواژگان: فلج مغزی، ارتوز، ارتوز داینامیک، لباس های فشاری، راه رفتن
|
  • Nahid Rahmani, Mehrnaz Kajbafvala*, Amirhossein Takian, Marziyeh Shirazikhah, Hadi Hamidi, Seyed Jafar Ehsanzadeh Pages 2-24
    Objective

    According to the World Health Organization (WHO), more than 1 billion people (approximately 15% of world population) live with disability. Also, about half of these people lack access to healthcare facilities. Therefore, providing timely healthcare services, especially rehabilitation, is of great significance for these people. The goal of the study was to determine the objectives and policies in the field of rehabilitation in middle- and high-income countries and compare them with Iran.

    Materials & Methods

    Based on available databases, a comprehensive review of documents, papers, and books was performed in the field of rehabilitation related to high- and middle-income countries. 

    Results 

    Due to a lack of coordinated services, inappropriate access, unplanned distribution, unclear service delivery levels, neglect of health promotion and prevention levels, lack of a transparent referral system, unclear insurance system, and weak financial resources, the need for a national program with a service integration approach is strongly felt. The review of the rehabilitation programs and documents in other countries help us to design a conceptual framework of the rehabilitation service model, which is based on three principles: Removing barriers and developing access to healthcare services and programs; strengthening and developing rehabilitation using technology, community-based support, and rehabilitation services; and promoting comparable international data collection on disability and supporting research on disability and related rehabilitation services.

    Conclusion:

     The national rehabilitation program, with a service integration approach, provides a good platform for fair access to rehabilitation services for all people with disability. In this program, the health system is the most important reference to meet these needs. Therefore, it is suggested that this program pursue three main objectives Fair promotion of the healthcare services of rehabilitation for recipients, improving the response to the needs of rehabilitation service recipients, and reducing the financial and social risks of service recipients.

    Keywords: Rehabilitation, Policy, Integration, Disability
  • Hajar Sabour Eghbali Mostafa Khan, Nazila Akbar Fahimi*, Seyed Ali Hosseini Pages 26-47
    Objective 

    The implementation of early rehabilitation programs based on evidence to improve the movement abilities of preterm infants is of particular importance. The evidence about rehabilitation interventions in improving the motor development of preterm infants is diverse and scattered and there is heterogeneity in the type, dose and time of therapeutic interventions. Therefore, the purpose of this review study is to identify the types of rehabilitation interventions (occupational therapy and physiotherapy) in improving the motor skills of infants hospitalized in the intensive care unit.

    Materials & Methods

    This is a scoping review study. Research studies and indexed in scientific databases including were available in PubMed/Web of Science/Scopus or retrieved by Google Scholar search engine were searched and reviewed. Inclusion criteria included the report of studies in English and Persian papers published from 2000 to 2023 that were mainly focused and the main subject of early rehabilitation intervention studies (occupational therapy and physiotherapy) on the development of neuromotor skills of preterm infants in the neonatal intensive care unit. After selecting the keywords and organized search, the found articles were matched with the entry criteria and finally considered studies were selected.

    Results

    Among the reviewed studies, 15 studies met the inclusion criteria. Among the available studies, 7 studies related to multi-modal interventions and 2 studies related to multi-sensory intervention .2 studies related to neuro-developmental interventions. 2 studies related to interventions implemented by parents –administered. 2 studies related to interventions supporting play exploration and early developmental intervention.

    Conclusion

    Based on the findings of this research and the meetings held with experts in this field, we were able to organize early rehabilitation interventions for motor skills of preterm infants in 4 groups: 1) multimodal and multisensory interventions 2) neurodevelopmental interventions 3) parents-administered interventions 4) supporting play exploration and early developmental intervention to categorize. In this way, all types of therapeutic interventions in improving motor skills of infants were identified. Most of the studies included interventions that were performed in a short period of time and reported short-term effects on motor improvement. Only the supportive play exploration intervention continued after discharge and bridged the gap of early NICU-to-home interventions and reported improved motor development in the short- and long-term (6, 12 months).

    Keywords: Preterm infants, Physiotherapy, Occupational therapy, Early intervention, Sensory stimulation, Play
  • Fatemeh Mirmohammadi, Masoume Pourmohamadreza-Tajrishi* Pages 48-71
    Objective 

    Adolescents with visual impairments have less opportunity to adapt emotionally to the environment and, as a result, experience more social and academic problems. One of the most critical needs of adolescence is maintaining emotional balance while confronting the stressful factors of puberty and environmental expectations. As visual impairment adversely influences adolescents’ emotional maturity, helping teenagers adapt to challenging conditions is one of the main goals of a social and educational system. The purpose of the present study was to determine the effect of acceptance and commitment therapy (ACT) on the emotional maturity of female adolescents with visual impairment.

    Materials & Methods 

    The current quasi-experimental study employed a pre-test and post-test and a follow-up design with a control group. A total of 82 females aged 14 to 18 from an educational community special for visually impaired individuals were assessed using the emotional maturity scale (EMS) in the academic year 2020-2021. Among the 33 volunteers who scored 180 and above in the EMS, 28 individuals were selected according to the inclusion criteria and matched based on their age and educational level via convenience sampling. All participants were randomly assigned to the experimental and control groups (14 individuals each). The experimental group attended 10 therapeutic sessions and received acceptance and commitment group therapy for two months (twice a week, 60 minutes per session). However, the control group only participated in the educational community’s make-up empowering programs (including lessons curriculum plans and music training). All participants completed the EMS after the last intervention session and then 8 weeks later as a follow-up. The data were analyzed using the Shapiro-Wilk test, Levene test, M. Box test, multivariate analysis of covariance, and dependent t-test by SPSS software, version 22.

    Results

    The results of the Shapiro-Wilk test, Levene test, and M. Box test confirmed the normality of the distribution of scores, the homogeneity of variances, and the homogeneity of line slope, respectively. The results of multivariate analysis of covariance indicated that attendance of the experimental group in the acceptance and commitment group therapy sessions has led to a significant increase (P<0.05) in emotional maturity scores and its components: emotional stability, emotional progression, social adjustment, personality integration, and independence. Also, the ACT program changed the experimental group’s emotional maturity and components as follows: 90%, 69%, 59%, 55%, 92%, and 68% for emotional stability, emotional progression, social adjustment, personality integration, and independence, respectively. In addition, the results of the dependent t-test to compare the emotional maturity of the experimental group in post-test and follow-up stages indicated that the effect of the group therapy has remained on emotional maturity and its areas even 8 weeks later (P<0.05).In addition, the results of the dependent t-test showed a significant difference between the emotional maturity of the experimental group in the post-test and follow-up stages. It means that the effect of group therapy has remained on emotional maturity and its components even 8 weeks later.

    Conclusion

    Since the acceptance and commitment group therapy has improved the emotional maturity and its components in adolescents with visual impairment, it seems that the ACT is important as a proper and complementary method in empowerment programs for adolescents. The ACT helps adolescents recognize, accept, and control negative feelings or thoughts by increasing their emotional maturity. Therefore, the ACT is a proper method for hindering the problems relating to emotional maturity and probably prevents the occurrence of future problems in adulthood.

    Keywords: Visual Impairment, Emotional maturation, Acceptance, commitment therapy, Group therapy
  • Mostafa Mardani, Fardin Alipour*, Hassan Rafiey, Masoud Fallahi-Khoshknab, Maliheh Arshi Pages 72-99
    Objective

    The escalating challenges of drug and alcohol abuse underscore the critical need to prioritize Addiction-Affected Family members (AAFs), who face diverse health consequences and complex challenges. This study focuses on Addiction-Affected Mothers (AAMs) and their coping strategies during their child’s substance abuse, aiming to explore their experiences during both the addiction and recovery periods. 

    Materials & Methods

    Using interpretative phenomenological analysis (IPA), nine AAMs, whose children had completed recovery, participated in semi-structured interviews. Purposive sampling ensured firsthand insights, with data analysis following IPA principles, including coding, categorization, and interpretation. Trustworthiness was maintained through member checking, peer debriefing, and ethical considerations.

    Results 

    The data analysis and the codes extracted from the interviews revealed four main themes and 14 subthemes. The four main themes extracted from the data included 1. Social Isolation, 2. The Swamp Trails, 3. The Continuum of Injuries, and 4. The Pursuit of Freedom. The first three main themes contained 11 sub-themes reflecting the mothers’ experiences caused by their child’s addiction, and the fourth theme, containing 3 sub-themes, comprised of countermeasures and effective mechanisms employed to overcome addiction-caused problems. 

    Conclusion

    The study provides evidence-based insights for enhanced services and policies targeting Addiction-Affected Mothers, who often initiate responses within families. Specialized interventions are crucial to address their unique needs and those of their families, minimizing the direct and indirect effects of addiction. Encouraging AAMs’ participation in support sessions is vital for ongoing coping. Effective resources and strategies can facilitate long-term recovery for both individuals with substance abuse and their families, contributing to a deeper understanding of familial dynamics affected by addiction.

    Keywords: Mothers, Addiction, Rehabilitation, Drug user, Qualitative research
  • Seyedeh Mahboobeh Hosseini Zare, Jafar Babapour, Mehdi Basakha, Seyed Mahdi Mohsenzadeh, Parvaneh Esfahani, Seyedeh Masoumeh Hosseini Zare, Najmeh Ashouri, Bijan Khorasani* Pages 100-115
    Objective

    Insurance deductions are among the most important causes of hospital resource waste. Insurance deductions cause financial problems for hospitals and create tension between insurance organizations and hospitals. This study, done by the University of Social Welfare and Rehabilitation Sciences, investigates the reasons for deductions of inpatient bills covered by Social Security Insurance in Rofeideh Rehabilitation Hospital

    Materials & Methods

    The study was conducted cross-sectionally on 776 cases admitted to Rofeidah Rehabilitation Hospital in 2021. All invoices for inpatient services sent to Social Security Insurance were reviewed using the census method. To collect data, invoices sent to Social Security, inpatient records and checklists, and a 31-question questionnaire of Mohammadkhani et al. were used. The collected data were analyzed by descriptive (frequency and percentage) and analytical statistics (the Spearman correlation coefficient) in SPSS software, version 23.

    Results

    According to the findings, the highest frequency of inpatient prescriptions was related to November 2021 (7.48%). The most frequent deductions of inpatients’ bills were related to medicine and consumables to the amount of 310815448 Rails and surgeon’s fees in 187728448 Rails. Also, the most common reasons were requesting a surcharge and wrong coding. In this study, there was a significant relationship between the documentation of nurses and doctors and the amount of deductions (P<0.0001).

    Conclusion

    Multiple causes affect the reduction of insurance deductions. By teaching insurance rules and the book on the relative value of health services to medical and nursing staff groups, electronic documents to Social Security Insurance and creating warning mechanisms in it, continuous interaction with Social Security Insurance to justify the managers of the organization regarding the way of providing services to rehabilitation patients and the reason for the prolonged hospitalization time of such patients could be the potential solutions for preventing patients records deductions and help hospitals achieve financial goals.

    Keywords: Deductions, Insurance, Hospital, Iran
  • Farin Soleimani, Leila Yazdi*, Nahideh Hassani Khiabani, HamidReza Lornejad, Naria Abolghasemi, Ghazal Shariatpanahi Pages 116-133
    Objective 

    Communication skills have a principal function and value in health and treatment. These skills are essential for child experts, resulting in the clients’ cooperation, satisfaction, and correct diagnosis. This study aims to design a scale to evaluate the communication skills of health center experts in children’s developmental tests.

    Materials & Methods 

    The research community consisted of experts from health centers in Iran universities of medical sciences. The samples were recruited by purpose-based sampling. This group of experts was used in health centers due to the training of selected experts to perform the developmental Bayley test. First, the evaluation concepts were determined and discussed through a literature review and focused group discussion sessions with 10 experts; the experts were asked to express their opinions and suggestions regarding compiling communication items using the Delphi method. Suggested comments were collected and coded, and the study scale was designed. Then, the psychometric characteristics of the scale were determined with the participation of 16 experts through quantitative content validity and face validity. The scale’s reliability was determined through the test re-test with a 2-week interval, the agreement coefficient in observations was compared between raters and the reference rater, and internal consistency was done. Quantitative data analysis was done in SPSS software, version 22.

    Results 

    In this study, the communication skills scale was designed with 30 items: 13 for communication with children, 6 for communication with parents, and 11 for general items. The lowest content validity index value was related to one item in the communication with the children section. The rest of the items had acceptable validity. The Cronbach α value was 0.81 in communication with the children, 0.82 in communication with the parents, and 0.76 in the general section. The reliability level was 0.83, and the intracluster correlation coefficient was 0.77 in communication with a child, 0.88 in communication with parents, and 0.81 in general. The kappa coefficient for agreement between reference observer and other observers was above 0.7 in 5 cases and less than 0.4 in 2 cases.

    Conclusion

    The compiled evaluation scale has high validity and reliability and can be used as an evaluation scale of communication skills for child experts.

    Keywords: Evaluation, Communication, Development, Validity, reliability
  • Fatemeh Ghadbeigi, Fardin Alipour*, Gholamreza Ghaedamini Harouni, Zoleikha Arabkari Pages 134-156
    Objective

    This study aimed to investigate the validity and reliability of the Persian version of the “resilience assessment questionnaire” in patients with multiple sclerosis.

    Materials & Methods 

    The statistical population of the present study included all multiple sclerosis patients living in Tehran City in 2022. Of them, 250 people were selected through available sampling. The participants completed the questionnaires of Gromis et al. resilience and the hospital anxiety and depression scales. The validity of the questionnaire was investigated using the formal, content, construct, and predictor methods. Also, the reliability of the test was checked through the Cronbach α method and retesting. Data analysis was done using SPSS software, version 26.

    Results 

    The face validity was confirmed by checking the content and solving the appearance problems. The content validity of the questionnaire was confirmed after correcting the questions. The results of exploratory factor analysis showed that the resilience questionnaire includes 5 components: Emotional and cognitive strategies, physical activity and diet, family and friends support, peer support, and spirituality. Also, the Cronbach α values of these components were 0.88, 0.79, 0.62, 0.76, 0.50, and 0.89, respectively. The eigenvalues of these components explained 47.49% of the variance. There was a significant relationship between the resilience and anxiety/depression questionnaire components. The correlation value between the first and second stages confirmed the retest validity of the resilience questionnaire.

    Conclusion 

    The Persian version of the “multiple sclerosis resilience” scale is a valid and reliable tool for assessing resilience features in Iranian MS patients, which can be used in policymaking and research studies.

    Keywords: Resilience, Multiple sclerosis, Questionnaire, Validity, Reliability
  • Sedigheh Sadat Mirbagheri, Gholamreza Aminian, Mahmood Bahramizadeh*, Hamid Dalvand, Farzam Farahmand, Mohsen Vahedi Pages 158-178
    Objective

    Cerebral palsy (CP) is the most prevalent motor disability during childhood, characterized by a range of movement and posture disorders that result in activity limitations. In children with CP, abnormal walking patterns are observed due to spasticity and contractures in the lower limb muscles. Also, an excessive flexion gait pattern of the knee presents in 66% of spastic diplegic CP children aged from 5 to 21 years. Accordingly, reducing excessive knee flexion during walking may decrease secondary compensations and enhance walking performance and quality of life. This study aims to design and evaluate a novel dynamic orthosis along with its impact on functional parameters of walking and occupation performance in a child with spastic diplegia CP. 

    Materials & Methods

    This research was a fundamental and applied study of the design and fabrication. The study plan is a single subject, interaction design, conducted in two stages and implemented as A-B-BC-A. After the initial orthosis design, a second and final iteration was developed to address the limitations observed in the preliminary design. The study participant included an 8-year-old boy with spastic diplegic CP, classified as level II (according to the gross motor function classification system expanded and revised), exhibiting a crouch gait pattern. Functional variables, such as speed, balance in walking, spasticity, and occupation performance, were assessed in the study phases.

    Results

    The advantages and disadvantages of the final design were identified. Changes were made regarding manufacturing in less time, the ability to adjust the circumferential measures, ease of wearing and removing, and issues related to toileting. In comparing the baseline with intervention phases one and two regarding balance, the intervention demonstrated effectiveness (percentage of non-overlapping data [PND]=70%). According to PND values, functional speed in the second intervention phase showed significant results (PND=75%). The hamstring muscle spasticity graph analysis during intervention phases exhibited a reduction of 1 or 2 units. The occupational performance score and satisfaction with the child’s performance increased significantly after the intervention phases.

    Conclusion

    According to the mechanism of dynamic movement orthoses, as long as they are worn during the day, they are effective in modulating the tonicity of spastic muscles by exerting pressure on hypertonic muscles. This modulation improves balance, movement speed, and overall task performance. Consequently, these findings suggest that dynamic orthotic interventions may enhance functional outcomes and occupational performance, and satisfaction in children with spastic diplegic CP.

    Keywords: Cerebral palsy, Orthosis, Dynamic orthosis, Pressure suit, Walking