فهرست مطالب

زیست شناسی جانوری - سال شانزدهم شماره 3 (زمستان 1402)

مجله زیست شناسی جانوری
سال شانزدهم شماره 3 (زمستان 1402)

  • ویژه نامه
  • تاریخ انتشار: 1402/12/15
  • تعداد عناوین: 20
|
  • محمدحسین سینکاکرمی، نوشین گشمردی * صفحات 1-25

    خلیج فارس و دریای عمان محل زیست گونه های مختلفی از آبزیان به ویژه ماهیان می باشند. فلزات سنگین به عنوان مهمترین آلاینده های این اکوسیستم های آبی محسوب می شوند که می توانند عوامل مهم تهدیدکننده سلامت مصرف کنندگان باشند. هدف این پژوهش، مرور نظام مند مطالعاتی است که به تعیین غلظت فلزات سنگین در بافت عضله برخی از ماهیان این آب ها از تاریخ 1384 تا 1397 پرداخته اند. این پژوهش متاآنالیز روی بافت عضله 1182 قطعه از ماهیان حلواسفید، شوریده، زمین کن، سرخو، سنگسر، شبه شوریده، شیر، قباد و هامور صید شده از خلیج فارس و دریای عمان به منظور بررسی میزان این فلزات انجام گرفت. میزان مجازمصرف، خطر مصرف غذایی و مقایسه با استانداردها بررسی شد. میزان شاخص هایTHQ و HI در همه ی گونه های ماهیان مورد مطالعه برای بالغین کم تر از یک، اما برای کودکان فقط در ماهی شیر در شاخص HI بالاتر از یک به دست آمد. میزان فلزات جیوه، روی و سرب در تمامی ماهی ها، کادمیوم در سرخو و سنگسر و نیکل در سنگسر، قباد و هامور از تمامی استانداردها پایین تر بود. میزان جذب روزانه و هفتگی برای تمامی فلزات مورد مطالعه در اثر مصرف ماهیان مورد بررسی پایین تر از میزان مجاز کمیته JECFA به دست آمد. همچنین کم ترین میزان وعده های مجاز مصرف از نظر فلزات مورد مطالعه مربوط به ماهی های شیر؛ فلز جیوه، شبه شوریده؛ فلز سرب و زمین کن؛ سایر فلزات بود. به نظر می رسد مصرف زیاد ماهی زمین کن از نظر فلزات مورد بررسی احتمالا می تواند با خطراتی به ویژه برای کودکان به همراه باشد. از این رو حفاظت از محیط زیست که در ایجاد مشکلات بهداشت تغذیه تاثیرگذار است، یک ضرورت تلقی می گردد.

    کلیدواژگان: خلیج فارس، دریای عمان، ماهی، فلزات سنگین، خطر غذایی
  • امیرحسین نیرومند*، اردوان جامی الاحمدی، حسن متین همایی صفحات 27-38

    هدف از پژوهش حاضر بررسی پاسخ مایوکاین های mTOR/P70S6K به فعالیت بدنی اکسنتریک و کانسنتریک در مردان جوان سالم بود. 10 مرد سالم بصورت تصادفی در هر یک از گروه ها (گروه کانسنتریک 5 نفر- گروه اکسنتریک 5 نفر) تقسیم شدند. پروتکل های انقباض آیزوکینتیک شامل اکسنتریک و کانسنتریک اکستنشن زانو با حداکثر قدرت و سرعت زاویه ای 60 درجه بر ثانیه بود. گشتاورهای تعیین شده برای هر آزمودنی به منظور همسان سازی بارکاری در هر دو پروتکل یکسان در نظر گرفته شد و سرعت رفت و برگشت 60 درجه بر ثانیه بود. در ابتدا و انتهای مطالعه از بافت عضله پهن جانبی بایوپسی انجام شد. برای بررسی بیان ژن mTOR/P70S6K، از تکنیک PCR Real Time استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده های این پژوهش از روش آماری تی وابسته و آزمون کوواریانس در سطح معناداری 05/0 استفاده شد. نتایج نشان داد، تغییرات درون گروهی mTOR در گروه کانسنتریک معنادار اما در گروه اکسنتریک معنادار نبود. همچنین تغییرات درون گروهی P70S6K در گروه اکسنتریک و کانسنتریک معنادار نبود (05/0p ≥). همچنین تغییرات بین گروهی نشان دهنده عدم تفاوت بین دو گروه در هر دو متغیر بود (05/0p ≥). بنظر می رسد عدم تغییرات معنادار در متغیرهای مورد نظر ناشی از عدم فشار تمرینی کافی جهت تحریک افزایش mTOR/P70S6K باشد. و با توجه به بررسی پاسخ بنظر می رسد در بحث سازگاری نتایج متفاوتی بدست آید که نیاز به بررسی دارد.

    کلیدواژگان: انقباض اکسنتریک، انقباض کانسنتریک، mTOR، P70S6K
  • معصومه رحیمی، مریم بنانج *، رامین حاجی خانی، مریم اخوان طاهری صفحات 39-47

    سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS) یک اختلال ناهمگن پیچیده ی ژنتیکی، اندوکرینی و متابولیکی و شایع ترین بیماری اندوکرین و اختلال متابولیکی در سنین باروری و مهم ترین علت نازایی ناشی از عدم تخمک گذاری در زنان محسوب می شود. شواهدی متعددی مبنی بر رابطه مستقیم و نزدیک بین التهاب سیستمیک و موضعی و میزان آنزیوژنز و PCOSوجود دارد. در این پژوهش، 40 سر رت ماده نژاد ویستار در 5 گروه موش های گروه کنترل، موش های دارای سندرم پلی کیستیک (با تزریق استرادیول والپروات)، موش های دریافت کننده سلول های بنیادی TSP-1 و موش های دریافت کننده ی داروی لترازول و موش های دریافت کننده ی همزمان سلول های بنیادی TSP-1 و داروی لترزازول تقسیم بندی شدند. سپس میزان VEGF به روش Real Time PCR و ROS به روش الیزا سنجش گردید. رت های ماده نژاد ویستار مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک در قیاس با گروه کنترل، افزایش میزان بیان ژن VEGF و سطح ROS بافتی را دارند که این میزان معنادار می باشد. بررسی نتایج حاکی از کاهش معنادار میزان بیان ژن VEGF و سطح ROS در قیاس با گروه موش های PCOS گردید. بیشترین کاهش در موش های دریافت کننده ی لتررازول و به همراه سلول بنیادی حاوی TSP-1 در قیاس با دو تیمار دیگر در هر دو فاکتور VEGF و ROS دیده می شود. سطح ROS و VEGF با افزایش توده های تخمدان همراه است و از طرفی افزایش توده های تخمدان با ایجاد شرایط هیپوکسی، آندروژن ها، انسولین و AMH ممکن است که باعث افزایش مقادیر VEGF گردد.

    کلیدواژگان: سندرم تخمدان پلی کیستیک، سلول اندومتریال، TSP-1، لترازول
  • مژگان گودرزی، مانیا روزبیانی *، وحید ولیپور دهنو، رضا گودرزی صفحات 49-57

    انجام فعالیت های ورزش شدید حاد با افزایش مواد اکسایشی در بدن همراه است که می تواند موجب آسیب هایی به بافت قلب شود و متعاقب آن سطح تروپونین های I و T افزایش یابد. در چنین مواقعی مصرف مکمل های تغذیه ای مانند کوآنزیم Q10 احتمالا می تواند از این آسیب ها پیشگیری کند. با این حال، در رابطه با اثرات این ماده غذایی بر شاخص های آسیب قلبی به دنبال فعالیت های ورزشی، مطالعات جامعی صورت نگرفته است. به همین منظور 40 سر موش 8 هفته ای نر با نژاد ویستار با میانگین وزن 7/6 + 48/239 گرم به طور تصادفی در 4 گروه دارونما، دارونما+ فعالیت حاد، مکمل و مکمل+فعالیت حاد تقسیم شدند. گروه های مکمل 02/0 میلی لیتر مکمل Q10 در روز به مدت دو هفته به صورت گاواژ دریافت کردند. گروه های فعالیت حاد نیز بعد از پایان دوره مکمل فعالیت شنا کردن در آب را تا سر حد خستگی انجام دادند. 2 ساعت بعد از فعالیت حاد نمونه های خونی جهت اندازه گیری پروتئین های تروپونین I و T از قلب موش ها گرفته شد و بعد از آن نمونه های پلاسما تهیه شد. آزمون یک طرفه آنووا نشان داد تروپونین I و T بعد از فعالیت ورزشی در هر دو گروه نسبت به قبل از فعالیت افزایش معنی دار داشت (000/0p =). همچنین، نتایج نشان داد که مصرف Q10 موجب کاهش معنی دار تروپونین I (000/0p =) و تروپونین T (019/0p =) نسبت به گروه دارونما در پاسخ به فعالیت وامانده ساز می شود. بر اساس نتایج به دست آمده، مکمل سازی دو هفته کوآنزیم Q10 ممکن است بتواند از آسیب های وارده ناشی از فعالیت وامانده ساز به باقت قلب موش ها بکاهد.

    کلیدواژگان: کوآنزیم Q10، تروپونین I، تروپونین T، فعالیت وامانده ساز
  • رضا شیخ *، محمد گله داری صفحات 59-69

    مطالعه ی حاضر با هدف بررسی تاثیر شش هفته تمرین تناوبی و مصرف کورکومین بر بیان ژن BMP2 در عضله صاف عروقی موش های صحرایی نر نژاد ویستار انجام شد. در یک کارآزمایی تجربی تعداد 30 سر موش صحرایی نر ویستار به طور تصادفی به شش گروه (هر گروه 5 سر موش) کنترل، دیابت، سالم تمرین تناوبی، دیابت تمرین تناوبی، دیابت کورکومین و دیابت تمرین کورکومین تقسیم شدند. دیابت با تزریق درون صفاقی سم استرپتوزوتوسین (50 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم) القاء شد. تمرین تناوبی شامل 12-5 وهله کار شدید (75 تا 100 درصد بیشینه سرعت) 60 ثانیه ای با فواصل استراحت فعال 75 ثانیه ای شش روز در هفته به مدت شش هفته بود. کورکومین با دوز 50 میلی گرم در کیلوگرم از وزن بدن به روش گاواژ به حیوانات خورانده شد. پس از شش هفته حیوانات بی هوش و نمونه های خونی از قلب آنها جمع آوری شد. داده ها با استفاده از آزمون آماری ANOVA و آزمون تعقیبی بن فرونی تحلیل شدند. القاء دیابت بیان ژنBMP2 در عضله صاف عروقی موش صحرایی نر را افزایش داد. تمرین تناوبی بیان ژن BMP2 عضله صاف عروقی موش مبتلا به دیابت را کاهش داد. شش هفته مصرف کورکومین بیان ژن BMP2 عضله صاف عروقی موش مبتلا به دیابت را کاهش داد. به طور کلی نتایج مطالعه ی حاضر نشان داد که تمرین تناوبی و کورکومین، اختلالات دیابت ناشی از بیان ژن BMP2 و کلسیفیکاسیون و عوارض آن را بهبود می دهند.

    کلیدواژگان: تمرین تناوبی، BMP2، کورکومین، دیابت
  • عطارد سادات مصطفوی نیا، زهرا نادیا شریفی، مهناز نوری، پارسا نظری، فاطمه محمدی، پارمیدا سراج، سید محمدحسین نوری موگهی * صفحات 71-82

    در راستای پررنگ‎تر شدن نقش مردان در برنامه‎ های تنظیم خانواده، استفاده از روش‎ های جلوگیری از بارداری با قابلیت برگشت پذیری و عدم عوارض جانبی بر واکنش‎ های متابولیکی وابسته به آندروژن بسیار حائز اهمیت می باشد. بیشتر روش های موجود برای پیشگیری از باروری متمرکز بر زنان بوده و پژوهش در مورد روش های پیشگیری به وسیله مردان از اهمیت بالایی برخوردار است. کانال های کلسیمی در عملکرد درست اسپرم شرکت دارند و مسدود کردن این کانال ها بر قدرت باروری مردان و ریتم ضربان قلب تاثیر دارد. لذا با تلاش بر حذف نقش مضرات مسدود کننده های این کانال ها بر چرخه ضربان قلب و حفظ نقش ضد باروری، طراحی داروی ضد توان باروری مردان با تاثیری بازگشت پذیر بررسی شد. هدف از این مطالعه تاثیر دو داروی پروپیلن گلایکول و استر بنزیل بر شاخص‎ های بافتی لوله های منی‎ساز است. مطالعه حاضر بر روی 33 سر موش‎ نژاد Sprague-Dawley حداقل 100 روزه و در محدوده وزنی 250-300 گرم انجام شد که به یک گروه سیزده تایی و دو گروه ده تایی تقسیم شدند. گروه اول استربنزیل و گروه دوم و سوم پروپیلن گلایکول و نرمال سالین روزانه 15 میلی‎گرم بر کیلوگرم داروی مورد نظر را به مدت 60 روز و به صورت تزریق زیر جلدی دریافت کردند. سپس نمونه‎ های حاصل از فیکساتیو بیضه به روش هماتوکسیلین-ائوزین رنگ آمیزی و شاخص‎ های بافتی لوله های منی‎ساز با استفاده از استریومتری و مورفومتری اندازه گیری و بررسی شدند. کاهش قطر و محیط لوله های منی‎ساز در گروه استربنزیل نسبت به دو گروه دیگر اختلاف معناداری را نشان داد، در حالی که تعداد لوله های ‎منی ساز بین سه گروه مورد مطالعه هیچگونه اختلاف معناداری نداشت. به طور کلی داروی استر بنزیل بر شاخص‎ های لوله های منی‎ساز موثرتر بود. احتمالا با حذف اثرات قلبی عروقی و حفظ خواص ضدبارداری، ‎بتوان از آن به عنوان یک ترکیب راهنما استفاده کرد.

    کلیدواژگان: : استر بنزیل، پروپیلن گلایکول، لوله های منی‎ساز
  • طاهره صندوقدار، مهرداد ایرانی*، شهاب الدین قره ویسی صفحات 83-94

    این تحقیق به منظور مطالعه تاثیر افزودن اسیدآمینه تائورین بر عملکرد، خصوصیات لاشه، فاکتورهای خونی و آنزیم های کبدی در جوجه گوشتی انجام شد. آزمایش در 45 روز در قالب طرح کاملا تصادفی با تعداد 300 قطعه جوجه گوشتی یک روزه سویه راس، شامل 4 تیمار، 5 تکرار و 15 قطعه پرنده در هر تکرار با جیره های هم انرژی و هم پروتئین با شرایط پرورشی یکسان صورت گرفت. تیمارهای آزمایشی شامل: تیمار اول (جیره پایه) و به ترتیب تیمار دوم، سوم و چهارم: جیره پایه همراه با 1 گرم در کیلوگرم اسیدآمینه تائورین،3 گرم در کیلوگرم اسیدآمینه تائورین و 6 گرم در کیلوگرم اسیدآمینه تائورین بود. نتایج نشان داد در طول دوره پرورش افزایش وزن بدن، مصرف خوراک و ضریب تبدیل غذایی، در بین تیمارهای آزمایشی با تیمار شاهد معنی دار بود (05/0p). اما از لحاظ عددی عملکرد بهتری با اضافه شدن مکمل تائورین به جیره در این آنزیم ها مشاهده شد. به طور کلی نتایج این آزمایش نشان داد اضافه کردن 6 گرم در کیلوگرم اسیدآمینه تائورین بدون تاثیر منفی بر عملکرد و خصوصیات لاشه، منجر به بهبود در تیتر فراسنجه های خونی و آنزیم های کبدی می شود.

    کلیدواژگان: اسیدآمینه تائورین، جوجه گوشتی، خصوصیات لاشه، فاکتورهای خونی، آنزیم های کبدی
  • هیلدا رستگاری، نسیم حیاتی رودباری*، سمیه کاظم نژاد، سهیلا انصاری پور صفحات 95-105

    کاربرد سلول های بنیادی مزانشیمی روشی نوین درپزشکی بازساختی و ناباروری می باشد. اخیرا غنی سازی بوسیله سکرتوم حاصل از این سلول ها، همچنین زمان بهینه جهت کشت، در راستای بهبود نتایج بلوغ ازمایشگاهی تخمک (IVM) بویژه در زنان دارای تخمدان پلی کیستیک (PCOS) مورد توجه قرار گرفته است. هدف از این مطالعه مقایسه اثر زمان های کشت 24 و 48 ساعت بر IVM با استفاده از سکرتوم سلول های بنیادی خون قاعدگی (MenSCs) همراه با مایع فولیکولی و ملاتونین در زنان PCOS می باشد. 400 تخمک نابالغ ژرمینال وزیکول از 100 بیمار PCOS، بعنوان بهترین کاندید جهت انجام IVM، جمع آوری و به طور تصادفی در چهار گروه کنترل، سکروتوم، مایع فولیکولی و ملاتونین تقسیم شدند. بلوغ تخمک در زمان-های 24 و 48 ساعت مورد بررسی قرار گرفت. همچنین تاثیر سن بیماران بر نتیجه مطالعه در رده های سنی زیر 30 و بالای 30 سال در هر دو بازه زمانی مورد ارزیابی قرار گرفت. میزان بلوغ تخمک در زمان 24 ساعت در گروه غنی شده با سکرتوم نسبت به کنترل افزایش معنی داری نشان داد (05/0 > p) .همچنین در 48 ساعت افزایش بلوغ تخمک در گروه غنی شده با ملاتونین، بعنوان یک آنتی اکسیدانت موثر، نسبت به کنترل معنی دار بود (001/0 > p). یعلاوه طبق یافته های این پژوهش سن خانم تاثیر قابل توجهی در میزان بلوغ تخمک در کشت 24 ساعت نداشت در حالیکه در 48 ساعت در گروه سنی جوان تر میزان بلوغ تخمک در گروه سکرتوم و گروه ملاوتونین نسبت به گروه کنترل افزایش معنی داری داشت. در نتیجه زمان کشت 24 ساعت بهمراه محیط IVM غنی شده توسط سکرتوم زمانی بهینه در راستای افزایش بلوغ تخمک در زنان PCOS می باشد. همچنین استفاده از ملاتونین استراتژی موثری برای بهبود بلوغ تخمک در زمان های کشت طولانی تر به نظر می رسد.

    کلیدواژگان: سکرتوم، سلول های بنیادی خون قاعدگی، بلوغ آزمایشگاهی تخمک، ملاتونین، مایع فولیکولی، تخمدان پلی کیستیک
  • حسین رضا شهبازی *، حیدر علوان نافل الفتلاوی صفحات 107-118

    آزمایش حاضر به منظور اثر گیاه دارویی زولنگ (Eryngium caucasicum) و ویتامین C بر عملکرد، خصوصیات لاشه، فراسنجه های خونی و سیستم ایمنی در جوجه های گوشتی بود. آزمایش با 4 تیمار، 5 تکرار و 15 قطعه جوجه یک روزه سویه راس 308 در هر تکرار در قالب یک طرح کاملا تصادفی انجام شد. تیمارها شامل 1) شاهد (جیره بدون مواد افزودنی)، 2) جیره ی شاهد + 2 درصد گیاه زولنگ، 3) شاهد + 2/0 درصد ویتامین C، 4) شاهد + 2 درصد گیاه زولنگ + 2/0 درصد ویتامین C بودند. نتایج نشان داد که خوراک مصرفی، افزایش وزن و ضریب تبدیل جوجه های گوشتی در دوره های پایانی و همچنین کل دوره در تیمارهایی که از مخلوط گیاه زولنگ و ویتامین C استفاده کرده بودند، افزایش معنی داری با شاهد داشتند (05/0>p). درصد لاشه در تیمارهایی که از مخلوط زولنگ و ویتامین C استفاده کرده بودند با شاهد افزایش معنی داری داشت (05/0>p). کلیه جیره های ازمایشی سبب کاهش معنی دار پروتئین تام خون جوجه های گوشتی نسبت به شاهد شد (05/0 >p). جیره مخلوط گیاه زولنگ و ویتامین C باعث افزایش معنی دار HDL نسبت به شاهد شد (05/0 >p). نتایج نشان داد که اثر تیمارهای آزمایشی فقط بر روی آلکالین فسفاتاز معنی دار بود (05/0>p). همچنین وزن بورس در تیمارهایی که از مخلوط گیاه زولنگ و ویتامین C استفاده کرده بودند، افزایش معنی داری با شاهد داشتند (05/0 >p). بطور کلی نتایج نشان داد که استفاده از مخلوط زولنگ و ویتامین C در جیره جوجه های گوشتی می تواند موجب بهبود عملکرد و تقویت سیستم ایمنی گردد.

    کلیدواژگان: ویتامینC، زولنگ، فراسنجه بیوشیمیایی، عملکرد، سیستم ایمنی
  • زینب زهرابی مقدم، علی آقائی *، محمدرضا قربانی، صالح طباطبایی وکیلی صفحات 119-130

    ااین پژوهش به منظور ارزیابی عملکرد، صفات لاشه و سیستم ایمنی جوجه های گو شتی تغذیه شده با اسانس اکالیپتوس و مورد انجام پذیرفت. برای اجرای آزمایش تعداد 250 قطعه جوجه گوشتی یک روزه (مخلوط دو جنس) سویه راس 308 در قالب طرح کاملا تصادفی با 5 تیمار و 5 تکرار و 10 جوجه در هر تکرار به مدت 42 روز استفاده شد. تیمارها شامل 1- جیره پایه (شاهد) 2- جیره پایه همراه با 250 میلی گرم بر کیلوگرم اسانس اکالیپتوس 3- جیره پایه همراه با 250 میلی گرم بر کیلوگرم اسانس مورد 4- جیره پایه همراه با 125 میلی گرم بر کیلوگرم اسانس اکالیپتوس و 125 میلی گرم بر کیلوگرم اسانس مورد 5- جیره پایه همراه با 250 میلی گرم بر کیلوگرم اسانس اکالیپتوس و 250 میلی گرم بر کیلوگرم اسانس مورد بودند. نتایج نشان داد تیمارها تاثیر معنی داری بر مصرف خوراک نداشتند. اما سبب کاهش وزن بدن و افزایش ضریب تبدیل خوراک در مقایسه با تیمار شاهد شدند. تیمارها سبب کاهش وزن نسبی سینه و افزایش چربی بطنی در مقایسه با تیمار شاهد شدند (05/0p <). عیار آنتی بادی علیه گلبول های قرمز گوسفند در سن 28 روزگی تحت تاثیر تیمارها قرار گرفت (05/0p <)، و بیشترین مقدار آن در تیمار دریافت کننده 250 میلی گرم بر کیلوگرم اسانس مورد مشاهده شد، ولی وزن نسبی طحال و بورس و عیار آنتی بادی علیه گلبول های قرمز در سن 28 روزگی تحت تاثیر تیمارها قرار نگرفت (05/0 <p). این یافته ها نشان داد افزودن اسانس اکالیپتوس و مورد باعث کاهش عملکرد، کاهش وزن نسبی سینه، افزایش چربی حفره بطنی و افزایش عیار آنتی بادی علیه گلبول های قرمز گوسفند شد.

    کلیدواژگان: ایمنی، اکالیپتوس، مورد، جوجه گوشتی، رشد
  • حسین بیرانوند، محمود تلخابی *، منیره محمودی، قمرتاج حسین صفحات 131-144

    سرطان تخمدان سومین سرطان شایع زنان است. بررسی های اخیر نشان داده اند که آلفاکتوگلوتارات (AKG) نقش مهم درمانی در بیماری های قلبی، عصبی و سرطان ها دارد. در این پژوهش، سلول های سرطان تخمدان (رده OVCAR-3) در پاساژ دوم از دانشگاه تهران تهیه و در محیط کشت کامل (محیط 1640RPMI حاوی 10 درصد FBS و 1 درصد آنتی بیوتیک پنی سیلین/ استرپتومایسین) کشت شدند. به منظور بررسی زیستایی سلول ها از تکنیک MTT استفاده گردید. همچنین، زمان دوبرابر شدن جمعیت سلولی، کلونی زایی و مهاجرت سلول ها مورد بررسی قرار گرفت. سنجش MTT، نشان داد که تیمار سلول ها با AKG باعث کاهش زیستایی به روش وابسته به غلظت می گردد. بر اساس نتایج سنجش MTT، غلظت های 120 و 60 میکرومولار AKG برای آزمایشات بعدی انتخاب شدند. بررسی زمان دوبرابر شدن جمعیت سلولی نشان داد که هر دو غلظت مورد استفاده، رشد سلول ها را به صورت معنی داری کاهش می دهند (05/0 p <). نتایج سنجش کلونی زایی نشان داد که غلظت های 120 و 60 میکرومولار AKG باعث کاهش معنی دار در تعداد کلونی های سلول های OVCAR-3 می شود (01/0 p <). بررسی مهاجرت سلولی نشان داد که تیمار سلول ها با غلظت های مورد مطالعه، باعث کاهش معنی دار مهاجرت سلول ها به ناحیه خراش می گردد (01/0 p <). مجموعه نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که AKG زیستایی سلول های سرطان تخمدان را کاهش داده و عملکرد ضد تکثیری و مهاجرتی بر روی سلول های این سرطان دارد. به نظر می رسد که استفاده از AKG در کنار سایر درمان های موجود می تواند رویکرد مناسبی برای کنترل و درمان بهتر سرطان تخمدان شود.

    کلیدواژگان: سرطان تخمدان، رده سلولی OVCAR-3، آلفا کتوگلوتارات، زیستایی، کلونی زایی، مهاجرت
  • بهمن زاده هندیجانی، صدیقه حسین پور دلاور *، محمد کریمی، مهران قهرمانی صفحات 145-155

    سیگنال های سیری-گرسنگی، ساعت های ریتمی در بافت های محیطی را از طریق در دسترسی به بسیاری از درشت مغذی ها در گردش خون، تنظیم می کند. هدف این تحقیق، مطالعه اثر هشت هفته تمرینات استقامتی در دو نوبت صبح و عصر بر سطوح سرمی آسپروسین، لپتین، مقاومت انسولینی و شاخص اشتها در مردان چاق غیرورزشکار بود. در این مطالعه نیمه تجربی، 36 مرد جوان چاق غیرورزشکار با میانگین سن 3/3 ± 4/25 سال، وزن 7/7 ± 3/98 کیلوگرم و شاخص توده بدن 2/1 ± 8/31 کیلوگرم بر مترمربع، به صورت هدفمند و در دسترس به عنوان آزمودنی انتخاب شدند. آزمودنی ها بطور تصادفی به سه گروه مساوی شامل؛ کنترل، تمرین صبح و تمرین عصر تقسیم شدند. پروتکل تمرینات استقامتی به مدت هشت هفته، سه جلسه در هفته و با شدت 60 تا 75 درصد حداکثر ضربان قلب اجرا شد. قبل و پس از دوره تمرین، خونگیری در شرایط 10 ساعت ناشتایی شبانه انجام گردید. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و در سطح معناداری 05/0 >p تجزیه و تحلیل شد. هشت هفته تمرینات استقامتی منجر به کاهش معنادار آسپروسین (0001/0= p)، لپتین (02/0=p)، انسولین (0001/0=p)، گلوکز (0001/0=p)، مقاومت انسولینی (0001/0=p) و شاخص اشتها (001/0= p) گردید. آزمون تعقیبی توکی نشان داد در مقایسه با گروه کنترل، تمرین عصر اثر بیشتر و معنادارتری بر همه ی متغیرهای ذکر شده دارد. به نظر می رسد تمرینات استقامتی در دو نوبت صبح و عصر می تواند اثرات مثبتی بر وضعیت آسپروسین، لپتین، مقاومت انسولینی و شاخص اشتها داشته باشد. با این حال، به نظر می رسد تمرینات در نوبت عصر اثرات مثبت بیشتری بر این عوامل داشته باشد.

    کلیدواژگان: ریتم شبانه، چاقی، مقاومت انسولینی، اشتها، تمرین استقامتی
  • محمدمهدی مدنی، حسین عابدنطنزی *، ماندانا غلامی، فرشاد غزالیان صفحات 157-172

    چاقی از عوامل اصلی مرگ و میر در کشورهای درحال توسعه خصوصا کشور ایران است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر 12 هفته تمرین تناوبی مقاومتی همراه با مکمل آلگومد روی FGF-21 و سلنوپروتئین p در مردان چاق بود. 44 مرد چاق به چهار گروه 11 نفری کنترل، تمرین، مکمل و تمرین مکمل تقسیم خواهند شد. آزمودنی های گروه تمرین 12 هفته، هفته ای سه جلسه تمرینات تناوبی مقاومتی را انجام خواهند داد. همچنین آزمودنی های گروه مکمل 1800 میلی گرم جلبک آلگومد ر به صورت 6 قرص (2 قرص یک و نیم ساعت قبل از صبحانه، 2 قرص یک ساعت و نیم قبل از نهار، 2 قرص یک ساعت و نیم قبل از شام) (بر اساس دستور عمل کارخانه) مصرف کردند. گروه دارونما نیز قرص های نشاسته همرنگ قرص آلگومد مصرف کردند. 48 ساعت قبل از شروع پژوهش و 48 ساعت بعد از آخرین روز تمرین خون گیری به عمل خواهد آمد و در نهایت شاخص های یاد شده اندازه گیری خواهد با استفاده از کیت و دستگاه الایزا اندازه گیری خواهد شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بین گروه ها تفاوت معنی دار وجود دارد (05/0p <). آزمون تعقیبی نشان داد که گروه های مکمل، تمرین و تمرین مکمل باعث کاهش FGF-21 و سلنوپروتئین p نسبت به گروه کنترل شد (05/0p <). نتایج حاضر نشان داد که تمرین تناوبی مقاومتی به تنهایی و همراه با مکمل یاری کلرلا باعث کاهش سطوح FGF-21 و سلنوپروتئین p در مردان چاق شد. همچنین مصرف کلرلا به همراه تمرین تناوبی مقاومتی در مقایسه با تمرین تناوبی مقاومتی به تنهایی دارای تاثیر بیشتری روی سطوح متغیرهای مورد بررسی بود.

    کلیدواژگان: تمرین مقاومتی، آلگومد، هپاتوکاین، چاقی
  • بهروز علیزاده قلعه زوارق، فرزاد زهساز *، کریم آزالی علمداری، اکبر معین صفحات 173-186

    چاقی با التهاب همراه است و تندرستی نیازمند عملکرد مناسب سیستم ایمنی است که از چندین بخش ایمنی، سلول های ایمنی و مواد فعال ایمنی تشکیل شده است و می تواند پاتوژن های خارجی، سلول های لیپیدی مضر را در بدن شناسایی و از بین ببرد. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر فعالیت ورزشی شدید بر فاکتورهای ضدالتهابی لاکتوفرین، MUC5b و MUC7 پسران نوجوان چاق بود. تعداد 32 دانش آموز پسر از بین داوطلبان در پژوهش حاضر تصادفی انتخاب شدند و در چهار گروه: تمرین هوازی چاق، تمرین هوازی وزن طبیعی، کنترل بدون تمرین چاق و کنترل بدون تمرین وزن طبیعی قرار گرفتند. شاخص های تن سنجی قد، وزن و شاخص توده بدنی اندازه گیری شد. بعداز هشت هفته تمرین سرعتی آزمون استاندارد شاتل ران اجرا شد. نمونه بزاقی غلظت های لاکتوفرین، MUC5b و MUC7 بعداز هشت هفته تمرین با تواتر سه جلسه در هفته با شدت 30 تا 90 درصد حداکثر توان هوازی انجام شد. با استفاده از آزمون آنالیز کوواریانس تجزیه و تحلیل مکرر متغیرهای در سطح معنا داری کمتر از (05/0p ≤) لحاظ گردید. نتایج نشان داد سطوح بزاقی لاکتوفرین (001/0 = p)، MUC5b (002/0 =p)، MUC7 (035/0 =p) افزایش معناداری در گروه تمرین با وزن طبیعی ندارد. همچنین مقدار افزایش در دانش آموزان چاق نسبت به افراد با وزن طبیعی هم معنادار نبود. پاسخ کاهشی برخی از پروتئین های التهابی بزاقی به دنبال هشت هفته تمرین ورزشی سرعتی ممکن است بخاطر پاسخ های کوتاه مدت سیستم ایمنی در برابر فشارهای ناشی از فعالیت باشد.

    کلیدواژگان: MUC5b، ورزش وامانده ساز، MUC7، سرعتی، لاکتوفرین
  • قدرت عبادی مناس صفحات 187-194

    کادمیوم به گروه فلزات سنگین تعلق دارد و یکی از مهمترین آلاینده های زیست محیطی است که به طرق مختلف وارد بدن موجودات زنده شده و موجب آسیب رسانی به آنها می شود. تاکنون مطالعات زیادی درباره خطرات کادمیوم روی موجودات زنده انجام گرفته، اما مطالعه ای درباره خواص تراتوژنی کادمیوم بر روی موش ها انجام نگرفته است. بنابراین هدف مطالعه حاضر بررسی خواص تراتوژنی کادمیوم بر روی مراحل مختلف رشد جنین موش های کوچک سفید آزمایشگاهی بود. در این مطالعه، 40 موش کوچک سفید آزمایشگاهی ماده سالم با محدوده وزنی 4±26 گرم مورد استفاده قرار گرفت. موش ها بطور تصادفی به چهار گروه ده تایی تقسیم شدند. گروه های تجربی 1 ،2 و3 به ترتیب ، دوز 25/6، 5/12و 25 میکروگرم بر گرم کادمیوم با حجم 1/0 میلی لیتر و گروه کنترل به همان حجم آب مقطر را روزانه از طریق دهانی دریافت نمودند. یافته حاصل از مطالعه به روش ANOVA بررسی و تحلیل شد. یافته ها نشان داد تعداد جنین موش ها، تعداد جنین های زنده، طول اندام حرکتی عقبی، طول اندام حرکتی جلوی، طول دم، طول سری دمی جنین و وزن جنین ها در مقایسه با گروه کنترل کاهش یافته است اما تعداد بازجذب جنین ها، تعداد جنین های غیر طبیعی، در مقایسه با گروه کنترل بطور معنی داری افزایش یافته است. بنابراین کادمیوم بر روی مراحل مختلف تکوین جنین موش های کوچک سفید آزمایشگاهی خاصیت تراتوژنیک داشته و موجب انواع ناهنجاری های مورفولوژیکی در آنها می شود.

    کلیدواژگان: کادمیوم، تکوین، ناهنجاری، جنین، موش
  • محمد کریمی*، مهدی گنج خانلو، فرهنگ فاتحی صفحات 195-204

    هدف از این مطالعه بررسی اثرات جایگزینی مکمل سلنیوم معدنی با ذرات نانو سلنیوم در تغذیه گوساله های شیرخوار و اثرات آن بر متابولیت های خون گوساله های شیرخوار بود. تعداد 32 راس گوساله هلشتاین تازه متولد شده با میانگین وزن بدن 35/4 ± 85/37 کیلوگرم در قالب طرح کاملا تصادفی با 4 تیمار (هشت گوساله در هر تیمار) به مدت 83 روز با توجه به مصرف مکمل شیر یا آب آشامیدنی با منابع مختلف سلنیوم قرار گرفتند. تیمارهای شامل: 1- سلنیوم معدنی(سلنیت سدیم): حاوی 3/0میلی گرم سلنیوم در هر کیلوگرم ماده خشک ، 2- سطح پایین نانو سلنیوم: حاوی 15/0 میلی گرم سلنیوم در هر کیلوگرم ماده خشک با نانوذرات تهیه شده از سلنیوم، 3- سطح متوسط نانو سلنیوم: حاوی 3/0 میلی گرم سلنیوم در هر کیلوگرم ماده خشک با نانوذرات تهیه شده از سلنیوم، 4- سطح بالای نانوسلنیوم: حاوی 45/0 میلی گرم سلنیوم به ازای هر کیلوگرم ماده خشک با نانوذرات تهیه شده از سلنیوم. نتایج نشان داد گوساله هایی که نانوسلنیوم دریافت کردند تفاوت معنی دار در پارامترهای آسپارتات ترانسفراز و آلانین ترانس آمیناز نسبت به سلنیت سدیم نداشتند. غلظت گلوتاتیون پروکسیداز در 42 روزگی در تیمارهای نانوسلنیوم نسبت به سلنیوم معدنی بطور خطی افزایش و مالون دی آلدئید کاهش معنی دار خطی (03/0 =p) داشت. نتایج این مطالعه نشان داد که نانوسلنیوم در بهبود وضعیت آنتی اکسیدانی خون گوساله در طول پس از شیرگیری موثر بود.

    کلیدواژگان: نانوسلنیوم، سلنیت سدیم، گوساله هلشتاین، متابولیت خونی
  • محمدرضا غفاری منش، اسماعیل فتاحی *، فرشته میرمحمدرضایی، سیما مشایخ صفحات 205-218

    امروزه میکروپلاستیک ها جزو مهم ترین آلودگی های محیط زیستی به شمار می روند که توجه دانشمندان را به خود جلب کرده است. این ذرات پلاستیکی با بلعیده شدن توسط جانوران وارد زنجیره غذایی شده و سبب آسیب های جدی به انسان و جانوران می شوند. هدف از انجام این پژوهش بررسی اثر میکروپلاستیک نانو استایرنی بر سیستم گوارش پستانداران می باشد. موش ها به 3 گروه 6 تایی تقسیم بندی شدند: گروه کنترل که یک مرتبه در روز 200 میکرولیتر آب مقطر به مدت 30 روز دریافت کرد. گروه اول که یک مرتبه در روز 200 میکرولیتر نانو استایرن با دوز 1/0 میلی گرم/کیلوگرم به مدت 30 روز دریافت کرد. گروه دوم که یک مرتبه در روز 200 میکرولیتر نانو استایرن با دوز 5/0 میلی گرم/کیلوگرم به مدت 30 روز دریافت کرد. روز بعد از آخرین گاواژ حیوان با کلروفرم بیهوش شد و نمونه های روده و معده جهت بررسی های بافتی در محلول فرمالین 10 درصد بافری تثبیت با روش رنگ آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین رنگ آمیزی شدند. برای تجزیه و تحلیل آماری و مقایسه بین گروه ها از آزمون توکی استفاده شد. تمامی محاسبات با استفاده از نرم افزار Prism انجام شد و سطح معنی دار آزمون ها 05/0 > p در نظر گرفته شد. یافته های آماری نشان دهنده ی کاهش قطر زیرمخاط، تعداد سلول پوششی، سلول اپیتلیوم در گروه آزمایشی 2 نسبت به گروه کنترل است. ارتفاع پرز روده و معده در گروه آزمایشی 2 نسبت به گروه کنترل افزایش نشان داد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که اثرات نانو استایرن وابسته به غلظت می باشد و هرچه غلظت افزایش پیدا کند اثرات مخرب تری بر روده و معده بر جای خواهد گذاشت.

    کلیدواژگان: میکروپلاستیک، نانو استایرن، بافت شناسی، معده، روده
  • کویستان حاجی حسنی، سامان پاشایی *، ایوب سعیدی صفحات 219-230

    چاقی و بیماری های قلبی عروقی از عوامل اصلی مرگ ومیر در دنیا می باشند. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر تمرینات مقاومتی مختلف سنتی، دایره ای و تناوبی روی پروتئین ترشح اسیدی و غنی از سیستئسن (SPARC) و فاکتور نروتروفیک مشتق شده از مغز (BDNF) در مردان چاق بود. برای این منظور 44 مرد چاق داوطلب بعد از همگن سازی بر اساس ویژگی های فردی و به روش تصادفی به 4 گروه کنترل (11 نفر)، دایره ای (11 نفر)، سنتی (11 نفر) و تناوبی (11 نفر) تقسیم شدند. آزمودنی ها 12 هفته تمرینات مقاومتی مختلف سنتی، دایره ای و تناوبی را به صورت هر هفته سه جلسه دادند. نمونه خونی قبل از اولین جلسه تمرینی و 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین گرفته شد و برای آنالیز شاخص ها مورد استفاده قرار گرفت. بررسی تعییرات بین گروهی برای BDNF و SPARC نشان داد که بین گروه ها اختلاف معنی دار وجود دارد (001/0p <). نتایج آزمون بونفرونی برای BDNF نشان داد که بین کنترل با تناوبی (001/0p <) و کنترل با دایره ای (001/0p <) و کنترل با سنتی (012/0p =) تفاوت معنی داری مشاهده شد. همچنین بررسی تغییرات درون گروهی نشان داد که مقادیر BDNF در گروه های تمرین سنتی (008/0p =)، گروه تمرین دایره ای (001/0p <) و گروه تمرین تناوبی (001/0p <) افزایش معنی دار وجود دارد. نتایج آزمون بونفرونی برای SPARC نشان داد که بین گروه های کنترل با مقاومتی تناوبی (001/0p <)، کنترل با مقاومتی دایره ایی (001/0p <) تفاوت معنی داری مشاهده شد. همچنین بررسی تغییرات درون گروهی نشان داد که مقادیر SPARC در گروه های تمرین سنتی (001/0p <)، گروه تمرین تناوبی (001/0p <) و گروه تمرین دایره ای (001/0p <) کاهش معنی دار وجود دارد. در تحقیق حاضر، نشان داده شد که 12 هفته تمرین مقاومتی سنتی، دایره ای و تناوبی منجر به افزایش سطوح پلاسمایی BDNF و کاهش سطوح پلاسمایی SPARC در مردان چاق شد. نتایج نشان داد تغییرات مطلوب در پروتکل های تمرین مقاومتی دایره ای و تناوبی بهتر از نوع سنتی بود.

    کلیدواژگان: تمرین مقاومتی، مردان چاق، BDNF، SPARC
  • سینا رضازاده، ساناز میرزایان شانجانی *، مجتبی ایزدی، سعید صداقتی، یاسر کاظم زاده صفحات 231-243

    مطالعات اپیدمیولوژیکی همواره از چاقی به عنوان پیش زمینه دیابت نوع 2 و بیماری های قلبی-عروقی حمایت نموده اند. مطالعه حاضر با هدف تعیین اثر تمرینات تناوبی شدید بر بیان برخی ژن های موثر در هایپرتروفی فیزیولوژیکی قلبی (PI3K، AKT1و mTORc1) در رت های چاق نژاد ویستار انجام گرفت. برای این منظور، از 21 سر رت نر ویستار 10 هفته ای (10 ± 220 گرم)، 14 سر پس از القای چاقی توسط 6 هفته رژیم غذایی پر چرب به شیوه تصادفی به گروه های هفت تایی چاق کنترل و چاق تناوبی تقسیم شدند. هفت سر رت دارای وزن نرمال نیز به عنوان گروه نرمال انتخاب شدند. رت های گروه چاق تناوبی یک دوره تمرینات تناوبی 8 هفته ای (5 جلسه در هفته) در قالب دویدن های تناوبی روی تریدمیل را اجرا نمودند. گروه نرمال و چاق کنترل در برنامه تمرین شرکت نداشتند. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، بیان ژن های PI3K، AKT1 و mTORc1 در بافت قلب اندازه گیری شد و توسط آزمون آنوای یکسویه و تست تعقیبی توکی بین گروه ها مقایسه شد. القای چاقی به کاهش AKT1، PI3K و mTORc1 در بافت قلب در گروه چاق کنترل نسبت به گروه نرمال منجر شد (001/0 = p). در مقایسه با گروه چاق کنترل، تمرینات تناوبی به افزایش بیانPI3K (001/0 = p) و mTORc1 (001/0 = p) منجر شد اما بیان AKT1 در پاسخ به تمرینات تناوبی تغییر معنی داری پیدا نکرد (603/0 = p). اجرای تمرینات تناوبی با بهبود بیان ژن های موثر بر هایپرتروفی فیزیولوژیکی قلب در رت های چاق همراه است. شناخت مکانیسم های سلولی مولکولی عهده دار این فرآیند نیازمند مطالعات بیشتری است.

    کلیدواژگان: چاقی، تمرین تناوبی، بیان ژن، هایپرتروفی فیزیولوژیک قلب
  • مهدی محمدی مقدم *، محمد نیکنام، معصومه حقدل، مهدی نعیمی صفحات 245-254

    شناسایی عوامل زنده خسارت‏زا و کنترل موفق آنها، از چالش های مهم در تولید محصول پسته می‏باشد. در این تحقیق جهت بررسی و شناسایی نماتدهای زیان آور گیاهی، تعداد 126 نمونه خاک و ریشه از مناطق مختلف پسته کاری استان سمنان جمع-آوری گردید. پس از انتقال نمونه‏ها به آزمایشگاه، نماتدها به روش الک و سانتریفوژ استخراج، با استفاده از روش تکمیل شده دگریسه تثبیت و به گلیسیرین منتقل شدند. سپس از نماتدهای جدا شده به تفکیک جنس، اسلایدهای میکروسکوپی دائم تهیه شد. پس از بررسی‏های میکروسکوپی، مشخصات ریخت شناسی و ریخت سنجی تعیین و با استفاده از منابع معتبر علمی شناسایی انجام گردید. در این مطالعه 14 جنس و گونه از نماتدهای زیان‏آور گیاهی شامل: Boleodorus thylactus، Criconemoides sp، Helicotylenchus dihystera ،Helicotylenchus pseudorubustus، Irantylenchus sp، Meloidogyne incognita، Meloidogyne javanica ، Pratylenchus thornei، Tylenchus devanei، Tylenchorhynchus sp، Rotylenchus sp، Zygotylenchus guevarai، Paratylenchus sp، Xiphinema sp شناسایی گردید. از بین نماتدهای شناسایی شده، بیشترین فراوانی جمعیت متعلق به دو گونه M. incognita و M. javanica، از نماتدهای مولد غده بود. در 35 درصد از نمونه های جمع آوری شده، این دو گونه نماتد وجود داشت. پس از نماتدهای مولد غده، نماتد Z. guevarai دارای بیشترین فراوانی جمعیت در بین نمونه ها بود. این نماتد جزء نماتدهای مهاجر داخلی ریشه گیاهان دو لپهای گزارش شده است. ولی در این بررسی فقط از خاک جدا گردید. بررسی خسارت‏های ایجاد شده توسط نماتدهای مولد غده و Z. guevarai در باغ‏های پسته، از جمله اولویت های تحقیقاتی در استان سمنان است که ضروری است بررسیهای جامع تری در رابطه با آنها صورت گیرد.

    کلیدواژگان: تاکسونومی، پسته، نماتد مولد غده، نماتد خنجری، نماتد مولد زخم
|
  • Mohammad Hosein Sinkakarimi, Nooshin Gashmardi* Pages 1-25

    The Persian Gulf and the Oman Sea are habitats for a variety of aquatic species, especially fish. Heavy metals are crucial pollutants in aquatic ecosystems and can be among the major factors influencing the health of consumers. The purpose of this essay is to conduct a systematic review of studies that have assessed the concentration of heavy metals in the muscle tissue of certain fish species in these waters, spanning from the year 2006 to 2018. This meta-analysis study was performed on 1182 muscle tissues of Pampus argenteus, Platycephalus indicus, Lutjanus johnii, javelin grunter, Johnius belangerii, Otolithes ruber, Scomberomorus commerson, Scomberomorus guttatus, Epinephelus coioides, caught from the Persian Gulf and the Oman Sea, in order to investigate the amount of these metals. Also, the safety of food intake and the comparison with the standards were investigated. The THQ and HI indices were found to be less than 1 in the all species of fish for adults, but for children only in Scomberomorus commerson in HI index is more than one. The amount of mercury, zinc and lead in the all pecies of fish, cadmium in Lutjanus johnii and javelin grunter and nickel in Scomberomorus guttatus and Epinephelus coioides were lower than all standards. The daily and weekly absorption rates for all studied metals were lower than the authorized JECFA Committee due to fish consumption. Also, the lowest amount of allowance for studied metals was found mercury in Scomberomorus commerson, lead in Johnius belangerii and cadmium in Platycephalus indicus. It seems that high use of the Platycephalus indicus in terms of the studied metals has led to health risks in children. Therefore, environmental protection, which it has been influential in creating nutritional health problems, is considered a necessity.

    Keywords: Fish, Food risk, Heavy metal, Persian Gulf, Oman Sea
  • Amirhossein Niroumand*, Ardavan Jamialahmadi, Hassan Matin Homaei Pages 27-38

    The purpose of this study was to evaluate the response of mTOR/P70S6K myokines to eccentric and concentric physical activity in healthy young men. 10 healthy men were randomly divided into each group (concentric group of 5 people - eccentric group of 5 people). Isokinetic contraction protocols included eccentric and concentric knee extensions with a maximum strength and angular velocity of 60 °/s. The torques set for each subject were considered the same in order to match the load in both protocols and the reciprocating speed was 60 degrees per second. At the beginning and end of the study, a biopsy was performed of lateral extensor muscle tissue. Real Time PCR technique was used to evaluate the expression of mTOR/P70S6K gene. To analyze the data of this study, dependent t-test and analysis of covariance were used at a significance level of 0.05. The results showed that the changes within the mTOR group were significant in the concentric group but not significant in the eccentric group. Also, the intragroup changes of P70S6K in the eccentric and concentric groups were not significant (P≥0.05). Also, intergroup changes showed no difference between the two groups in both variables (P≥0.05). It seems that the lack of significant changes in the desired variables is due to the lack of sufficient training pressure to stimulate the increase of mTOR/P70S6K. And according to the review of the answer, it seems that in the discussion of compatibility, different results are obtained that need to be examined.

    Keywords: Eccentric contraction, Concentric contraction, mTOR, P70S6K
  • Masoumeh Rahimi, Maryam Bananj*, Ramin Hajikhani, Maryam Akhavan Taheri Pages 39-47

    Polycystic ovary syndrome (PCOS) is a complex genetic, endocrine and metabolic heterogeneous disorder and the most common endocrine disease and metabolic disorder in children of reproductive age and the most important cause of infertility due to ovulation in women. There is a direct and close relationship between systemic and local inflammation and the rate of angiogenesis and PCOS. Stem TSP-1 and mice receiving letrazole and mice receiving concomitant TSP-stem cells and letrazazole were categorized and VEGF was measured by Real Time PCR and ROS by ELISA. Wistar female rats with polycystic ovary syndrome (PCOS) had a significant increase in VEGF gene expression and tissue ROS levels compared to the control group, which was significant. The results showed a significant decrease in VEGF gene expression and ROS levels compared with PCOS mice. The highest reduction was observed in letrrazole-receiving mice with TSP-1-containing stem cells compared to the other two treatments in both VEGF and ROS. ROS and VEGF levels are associated with increased ovarian masses, and increased ovarian masses with hypoxia, androgens, insulin, and AMH may increase VEGF levels.

    Keywords: Polycystic ovary syndrome, Endometrial cell, TSP-1, letrazole
  • Mozhgan Goodarzi, Mania Roozbayani*, Vahid Valipoor Dehno, Reza Goodarzi Pages 49-57

    Performing intense exercise activities is associated with an increase in oxidizing substances in the body, which can cause damage to the heart tissue, and subsequently, the level of troponins I and T increases. In such cases, taking nutritional supplements such as coenzyme Q10 can probably prevent these injuries. However, no comprehensive studies have been conducted regarding the effects of this food item on the indicators of heart damage following sports activities. For this purpose, 40 8-week-old male Wistar rats with an average weight of 239.48+6.7 grams were randomly divided into 4 groups: placebo, placebo + acute activity, supplement and supplement + acute activity. The supplement groups received 0.02 ml of Q10 supplement per day for two weeks by gavage. The acute activity groups also performed the activity of swimming in water until exhaustion after the completion of the supplemental period. 2 hours after the acute activity, blood samples were taken from the hearts of mice to measure troponin I and T proteins, and then plasma samples were prepared. One-way ANOVA test showed that troponin I and T increased significantly after exercise in both groups compared to before exercise (p=0.000). Also, the results showed that the consumption of Q10 causes a significant decrease in troponin I (p=0.000) and troponin T (p=0.019) compared to the placebo group in response to the inhibitory activity. Based on the results obtained from the present study, two-week supplementation of coenzyme Q10 may be able to reduce the damage caused to the rat's heart due to the activity of the inhibitor.

    Keywords: coenzyme Q10, troponin I, troponin T, inhibitory activity
  • Reza Sheikh*, Mohamad Galedari Pages 59-69

    The present study was conducted with the aim of investigating the effect of six weeks of intermittent exercise and curcumin consumption on BMP2 gene expression in the vascular smooth muscle of male Wistar rats. In an experimental trial, 30 male Wistar rats were randomly divided into six groups (5 rats in each group): control, diabetic, healthy intermittent exercise, intermittent exercise diabetes, curcumin diabetes and curcumin exercise diabetes. Diabetes was induced by intraperitoneal injection of streptozotocin poison (50 mg/kg). Intermittent training consisted of 5-12 bouts of intense work (75 to 100% of maximum speed) of 60 seconds with active rest intervals of 75 seconds, six days a week for six weeks. Curcumin was fed to animals by gavage at a dose of 50 mg per kilogram of body weight. After six weeks, unconscious animals and blood samples were collected from their hearts. The data were analyzed using ANOVA statistical test and Benferroni post hoc test. Induction of diabetes increased BMP2 gene expression in vascular smooth muscle of male rats. Intermittent training decreased BMP2 gene expression in vascular smooth muscle of diabetic rats. Six weeks of curcumin consumption reduced the expression of BMP2 gene in vascular smooth muscle of diabetic rats. In general, the results of the present study showed that intermittent exercise and curcumin improve diabetes disorders caused by BMP2 gene expression and calcification and its complications.

    Keywords: Interval training, BMP2, Curcumin, Diabetes
  • Atarod al-Sadat Mostafavinia, Zahra Nadia Sharifi, Mahnaz Nouri, Parsa Nazari, Fatemeh Mohammadi, Parmida Siraj, Seyed Mohammad Hossein Nouri Mogahi * Pages 71-82

    According to highlighted role of men in family planning, the use of reversible methods of contraception with no adverse effects on androgen-dependent metabolic reactions is very important. In order to achieve a conductor combination in the designing contraceptive drugs, in the study, the effect of two drugs: Propylene glycol and Benzyl Ester on histological parameters of seminiferous tubules was investigated. This study was conducted on the 33 rats Sprague-Dawley with weighing 250-300 gr and least 100 days. Then they were divided into a group containing 13 rats and two groups containing 10 rats and were Received respectively 15 mg/kg of Propylene glycol and Benzyl Ester and Normal Saline as subcutaneous injection daily for 60 days. Next, samples of testicular fixative were stained by the usual method (H&E) and Histological parameters of seminiferous tubules were measured through stereometry and morphometry methods. Reduce the Diameter and Perimeter of seminiferous tubules in the group of Benzyl Ester had significant difference with the two other groups while there was not noticeable difference among the three studied groups in terms of seminiferous tubules number. Benzyl ester was more effective on Histological parameters of seminiferous tubules. Thus, with eliminating the cardiovascular effects and Conservation the contraceptives properties, it can be used as a guide combination.

    Keywords: Benzyl Ester, Propylene glycol, Seminiferous tubules
  • Tahereh Sandoghdar, Mehrdad Irani*, Shahabodin Gharahveysi Pages 83-94

    This research was conducted in order to study the effect of taurine amino acid addition on performance, carcass characteristics, blood factors and liver enzymes in broilers. The experiment was conducted in 45 days in the form of a completely random design with 300 pieces of one-day-old broilers of the Ras strain, including 4 treatments, 5 repetitions and 15 birds in each repetition with the same energy and protein diets with the same rearing conditions. The experimental treatments included: the first treatment (basic diet) and the second, third and fourth treatments respectively: the basic diet along with 1 g/kg taurine amino acid, 3 g/kg taurine amino acid and 6 g/kg taurine amino acid. The results showed that body weight gain, feed consumption and food conversion ratio were significant between the experimental treatments and the control treatment during the breeding period (P0.05). But numerically, a better performance was observed with the addition of taurine supplement to the diet in these enzymes. (P > 0.05). In general, the results of this experiment showed that adding 6 grams/kg of taurine amino acid leads to an improvement in the titer of blood parameters and liver enzymes without negatively affecting the performance and characteristics of the carcass.

    Keywords: Taurine amino acid, Broiler, Carcass characteristics, Blood factors, Liver enzymes
  • Hilda Rastegari, Nasim Hayati Roudbari*, Somayeh Kazemnezhad, Soheila Ansaripour Pages 95-105

    The application of mesenchymal stem cells is a novel approach in regenerative medicine and infertility. Recently, culture enrichment using the secretome obtained from these cells, as well as the optimal time for culture, have been considered in order to improve the results of in vitro maturation (IVM), especially in women with polycystic ovaries (PCOS). The purpose of this study is comparing 24 and 48 timing on IVM using secretome of menstrual blood stem cells (MenSCs) along with follicular fluid and melatonin in PCOS women. 400 germinal vesicle oocytes were collected from 100 PCOS patients, as the best candidates for IVM, and randomly divided into four groups: control, secretome, follicular fluid and melatonin. Oocyte maturation was evaluated at 24 and 48 hours. Also, the effect patient’s age on the results of the study was evaluated in the age groups under 30 and over 30 years old in both time periods. Oocyte maturation rate showed a significant increase in 24 hours in the group enriched with secretome compared to the control (p < 0.05). Also, matured oocytes were noticeably higher in melatonin enriched group, in 48 hours, compared to the control (p < 0.001). Moreover, according to our findings, the age of the women did not have a significant effect on the oocyte maturation rate in the 24-hour culture, while in the younger age group, the oocyte maturation rate increased significantly both in secretome and melatonin groups compared to the control group. As a result, the culture time of 24 hours with IVM medium enriched by secretome is the optimal time in order to increase oocyte maturation in PCOS women. Also, the use of melatonin seems to be an effective strategy to improve egg maturation in extended culture times.

    Keywords: Secretome, Menstrual blood stem cells, IVM, Melatonin, Follicular fluids, PCOS
  • Hossein Reaz Shahbazi*, Heidar Alvan Nafel Alfatlavi Pages 107-118

    The present experiment was performed on the effect of Eryngium caucasicum and vitamin C on performance, carcass characteristics, blood parameters and immune system in broilers. The experiment was performed with 4 treatments, 5 replications and 15 one-day-old Ross 308 chickens in each replication in a completely randomized design. Treatments include 1) control (diet without additives), 2) control + 2% Zolang plant, 3) control + 0.2% vitamin C, 4) control + 2% Zolang plant + 0.2% of vitamin C. The results showed that feed intake, weight gain and broiler conversion ratio in the final periods as well as the whole period in treatments that used a mixture of Zolang plant and vitamin C, had a significant increase with the control (p <0.05). The percentage of carcasses in the treatments that used a mixture of Zolang and vitamin C was significantly increased with the control (p <0.05). All experimental diets significantly reduced the total blood protein of broilers compared to the control (p <0.05). The mixed diet of Zolang plant and vitamin C caused a significant increase in HDL compared to the control (p <0.05). The results showed that the effect of experimental treatments was significant only on alkaline phosphatase (p <0.05). Also, bursa fabricius weight in treatments that used a mixture of Zolang plant and vitamin C had a significant increase with the control (p <0.05). In general, the results showed that the use of a mixture of Zolang and vitamin C in the diet of broiler chickens can improve performance and strengthen the immune system.

    Keywords: Vitamin C, Biochemical parameters, Performance, Immune System
  • Zainab Zohrabi Moghadam, Ali Aghaei*, Mohammad Reza Ghorbani, Saleh Tabatabai Vakili Pages 119-130

    This research was conducted in order to evaluate the performance, carcass characteristics and immune system of broiler chickens feed with eucalyptus and myrtle essential oil. Number of 250 one-day-old broiler chickens (mixed of two sexes) of Ras 308 strain were used in a completely randomized design with 5 treatments and 5 repetitions and 10 chickens in each repetition for 42 days. The treatments include 1- basic ration (control) 2- basic ration with 250 mg/kg of eucalyptus essential oil 3- basic ration with 250 mg/kg of essential oil myrtle, 4- basic ration with 125 mg/kg of essential oil Eucalyptus and 125 mg/kg essential oil of myrtle, 5- The basic diet was supplemented with 250 mg/kg of eucalyptus essential oil and 250 mg/kg of myrtle essential oil. The results showed that the treatments had no significant effect on feed consumption. But they caused a decrease in body weight and an increase in the feed conversion ratio compared to the control treatment. The treatments caused a decrease in the relative weight of the breast and an increase in abdominal fat compared to the control treatment (p 0.05). These findings showed that the addition of eucalyptus essence and the myrtle caused a decrease in performance, a decrease in the relative weight of the breast, an increase in abdominal cavity fat, and an increase in the antibody level against sheep red blood cells.

    Keywords: Safety, Eucalyptus, Myrtle, Broiler, Growth
  • Hossein Beiranvand, Mahmood Talkhabi*, Monireh Mahmoodi, Ghamartaj Hossein Pages 131-144

    Ovarian cancer is the third most common cancer in women. Recent studies have shown that Alpha-ketoglutarate (AKG) has an important therapeutic role in heart and nervous diseases and cancers. In the curreny study, ovarian cancer cells (OVCAR-3 cell line) were obtained from the University of Tehran at the second passage, and cultured in a complete culture medium (1640 RPMI medium containing 10% FBS and 1% penicillin / streptomycin antibiotic). MTT technique was used to evaluate cellular viability. Also, the doubling time of cell population, colony formation and migration of cells were investigated using appropriate methods. MTT assay showed that treatment of cells with AKG decreases viability in a concentration-dependent manner. Based on the MTT assay results, 120 and 60 μM AKG were selected for the next expreimets. Evaluation of population doubling time showed that both used concentrations significantly reduce cell growth (P<0.05). Colony forming assay showed that 120 and 60 μM of AKG caused a significant decrease in the number of OVCAR-3 colonies (P<0.01). The study of cell migration showed that the treatment of cells with the mentioned concentrations significantly reduces the migration of cells to the scratch area (P<0.01). The results obtained from this study show that AKG reduces the viability of ovarian cancer cells and has anti-proliferative and anti-migratory effects for this cancer cells. It seems that the use of AKG along with other existing treatments can become an helpful approach for better control and treatment of ovarian cancer.

    Keywords: Ovarian cancer, OVCAR-3 cell line, Alpha-ketoglutarate, Viability, Colonization, Migration
  • Bahman Zadeh-Hendijani, Sedigheh Hoseinpour Delavar*, Mohammad Karimi, Mehran Ghahramani Pages 145-155

    Satiety-hunger signals regulate rhythmic clocks in peripheral tissues through the availability of many macronutrients in the circulation. The aim of this research was to study the effect of eight weeks of endurance training in the morning and the evening on serum levels of asprosin, leptin, insulin, insulin resistance and appetite index in non-athlete obese men. In this semi-experimental study, 36 non-athletic obese young men with an average age of 25.4 ± 3.3 years, weight 98.3 ± 7.7 kg, and body mass index 31.8±1.2 kg/m2 were selected as subjects in a targeted and available manner. Subjects were randomly divided into three equal groups including; Control, morning training and evening training. The endurance training protocol was implemented for eight weeks, three sessions per week and with an intensity of 60 to 75% of the maximum heart rate. Before and after the training period, blood sampling was done at 10 hours of overnight fasting state. The data were analyzed using one-way analysis of variance and at a significance level of p < 0.05. Eight weeks of endurance training led to a significant decrease in asprosin (p = 0.0001), leptin (p = 0.02), insulin (p = 0.0001), glucose (p = 0.0001), insulin resistance (p = 0.0001) and appetite index (p = 0.001). Tukey’s post hoc test indicated that, compared to the control group, evening training has a greater and more significant effect on all the mentioned variables. It seems that endurance training in morning and evening can have positive effects on asprosin, leptin, insulin resistance and appetite index. However, training in the evening seems to have more positive effects on these factors.

    Keywords: Circadian rhythm, Obesity, Insulin resistance, Appetite, Endurance training
  • Mohammad Mahdi Madani, Hossein Abednatanzi*, Mandana Gholami, Farshad Ghazalian Pages 157-172

    Obesity is one of the main causes of death in developing countries, especially in Iran. The aim of this study was to investigate the effect of 12 weeks of interval resistance training with Algomed supplement on FGF-21 and Selenoprotein P in obese men. 44 obese men will be divided into four groups of 11 people: control, training, supplement and supplemental training. Subjects in the 12-week training group will perform three sessions of resistance training sessions a week. Also, the subjects of the supplement group of 1800 mg Algomed Algae in the form of 6 tablets (2 tablets one and a half hour before breakfast, 2 tablets one and a half hour before lunch, 2 tablets one and a half hour before dinner) (according to the instructions factory) consumed. Blood was drawn 48 hours before the start of the research and 48 hours after the last day of training, and the mentioned indicators were measured using an ELISA kit and device. The results of the present study showed that there is a significant difference between the groups (p < 0.05). Bonferroni's post hoc test showed that training, supplement and supplement training caused decrease in FGF-21 and Selenoprotein P compared to the control group (p < 0.05). The present results showed that interval resistance training alone and with algomed supplementation decreased the levels of FGF-21 and Selenoprotein P in obese men. Also, consumption of algomed along with interval resistance training compared to interval resistance training alone had a greater effect on the levels of the investigated variables.

    Keywords: Resistance training, Algomed, Hepatokines, Obesity
  • Behrouz Alizadeh Ghalehzavaregh, Farzad Zehsaz*, Karim Azali Alamdari, Akbar Moein Pages 173-186

    Lifestyle changes have caused different societies to face a wide range of disorders, especially obesity. The aim of the present study was to investigate the effect of intense exercise on the anti-inflammatory factors lactoferrin, Muc5b and Muc7 in the saliva of obese adolescent boys. 32 male students voluntarily participated in the present study and were randomly assigned to four groups: obese aerobic exercise, normal weight aerobic exercise, obese control without exercise, and normal weight control without exercise. The people of the training groups will perform the 10-20-30 exercises protocol as follows for 8 weeks. It was used in statistical software SPSS version 22; and a significance level was determined p ≥ 0.05. The results showed that during intervals 1 to 2 and 3 to 4, the amount of increases in salivary lactoferrin (p = 0.001), MUC5b (p = 0.002) and MUC7 (p = 0.035) in response to a session of exhaustive activity was not significantly different between the two groups (p ≥ 0.05). Participating in exercise has caused a different manipulation of the amount of secretion of mucins from these glands. More detailed information in this field requires further investigation in the future.

    Keywords: MUC5b, Exhaustive Exercise, MUC7, Speedy, Lactoferrin
  • Ghodrat Ebadi Manas* Pages 187-194

    Cadmium belongs to the group of heavy metals and is one of the most important environmental pollutants that enters the body of living organisms in different ways and causes damage to them. So far, many studies have been conducted on the dangers of cadmium on living organisms, but no study has been conducted on the teratogenic effects of cadmium on mice. Therefore, the aim of the present study was to study the teratogenic effects of cadmium on different stages of the embryonic development of Balb/c mice. In this study, 40 Balb/c mice with a weight range of 26±4 g were used. Mice were randomly divided into 4 groups. Each group have 10 mice. Experimental groups 1, 2, and 3, respectively, received doses of 6.25, 12.5, and 25 μg/g of cadmium with a volume of 0.1 ml, and the control group received the same volume of distilled water daily orally. The results of the study analyzed by ANOVA method. The rsults showed: The number of mice embryos, the number of live embryos, the length of the hind limbs, the length of the front limbs, the length of the tail, the length of the cephalo-caudal embryos and the weight of the embryos were reduced in compared to the control group but the number of reabsorbed embryos, the number of abnormal embryos, compared to the control group, it has increased significantly. Therefore, cadmium has a teratogenic effect on the different stages of embryo development of Balb/c mice and causes various morphological abnormalities in them.

    Keywords: Cadmium, Development, Anomalies, Embryo, Mouse
  • Mohammad Karimi*, Mehdiganj Khanlou, Farhang Fatehi Pages 195-204

    The purpose of this study was to investigate the effects of replacing mineral selenium supplements with nano selenium particles in the feeding of dairy calves and its effects on blood metabolites, and improving the growth performance and skeletal structure of infant calves. The number of 32 newborn Holstein calves with an average body weight of 37.85 ± 4.35 kg in the form of a completely randomized design with 4 treatments (eight calves in each treatment) for 83 days according to the supplemental consumption of milk or drinking water with sources Different selenium were placed. Treatments include: 1) inorganic selenium: providing 0.3 mg of selenium per kilogram of dry matter with sodium selenite, 2) low level of nano selenium: providing 0.15 mg of selenium per kilogram of dry matter with nanoparticles prepared from selenium, 3 (Medium level of nano-selenium: providing 0.3 mg of selenium per kilogram of dry matter with nanoparticles prepared from selenium, 4) High level of nano-selenium: providing 0.45 mg of selenium per kilogram of dry matter with nanoparticles prepared from selenium. The results showed that the calves that received nano selenium had no significant difference in the parameters of aspartate transferase and alanine transaminase compared to sodium selenite. The concentration of glutathione peroxidase in 42 days in nano selenium treatments increased and malondialdehyde decreased linearly significantly compared to mineral selenium (P=0.03). The results of this study showed that nano selenium was effective in improving the antioxidant status of calf blood during post-weaning.

    Keywords: Nano-selenium, Sodium selenite, Holstein calf, Blood metabolites
  • Mohammad Reza Ghafarimanesh, Esmaeil Fattahi*, Fereshteh Mir Mohammadrezaei, Sima Mashayekh Pages 205-218

    Today, microplastics are among the most important environmental pollutants that have attracted the attention of scientists. These plastic particles enter the food chain by being swallowed by animals and cause serious damage to humans and animals. The purpose of this research is to investigate the effect of polystyrene microplastics on the digestive system of mammals. The rats were divided into 3 groups of 6; the sham group received 200 microliters of distilled water once a day for 30 days. The first group received 200 microliters of nano-styrene once a day with a dose of 0.1mg⁄kg for 30 days. The second group received 200 microliters of nano-styrene once a day. He received a dose of 0.5 mg⁄kg for 30 days. The day after the last gavage, the animal was anesthetized with chloroform, and the intestinal and stomach samples were stained for histological examination in 10% buffered formalin solution with hematoxylin-eosin staining method. TUKEY test was used for statistical analysis and comparison between groups. All the calculations were done using Prism software and the significance level of the tests P was considered less than 0.05. The statistical findings show a decrease in the diameter of the submucosa, the number of lining cells, and the number of epithelial cells in the experimental group 2 compared to the control group. The height of the intestinal villi and The stomach showed an increase in experimental group 2 compared to the sham group. The results of this study show that the effects of nano-styrene depend on the concentration and as the concentration increases, it will leave more destructive effects on the intestines and stomach.

    Keywords: Microplastic, Nano-styrene, Histology, Stomach, Intestine
  • Kwestan Hajihasani, Saman Pashaei*, Ayoub Saeidi Pages 219-230

    Obesity and cardiovascular disease are the leading causes of death in the world. The aim of this study was to investigate the effect of various resistance training (traditional, circuit and Interval) on BDNF and SPARC in obese men.For this purpose, 44 obese male volunteers after homogenization were randomly divided into 4 groups based on individual characteristics: control (n = 11), traditional (n = 11), Circuit (n = 11) and Interval (n = 11). Subjects performed three sessions of resistance training each week for 12 weeks. Blood samples were taken before first training session and 48 hours after the last training session and were used to analyze the factors. Examination of intergroup differences for BDNF and SPARC showed that there was a significant difference between groups (p < 0.001). The results of Bonferroni test for BDNF showed that there was a significant difference between control with interval (p < 0.001) and circuit (p < 0.001) and traditional (p = 0.012) groups. Also, the study of intragroup changes showed that BDNF values were significantly increased in the traditional training groups (p = 0.008), the circuit resistance training group (p < 0.001) and the interval training group (p < 0.001). The results of Bonferroni test for SPARC showed that there was a significant difference between control with interval (p < 0.001) and Circuit (p < 0.001) groups. Also, the study of intragroup changes showed that SPARC values were significantly reduced in the traditional training groups (p < 0.001), the interval training group (p < 0.001) and the circuit training group (p < 0.001). In the present study, it was shown that 12 weeks of traditional, circuit and interval resistance training, increased plasma BDNF levels and decreased SPARC plasma levels in obese men. It should be noted that the desired changes in circuit and interval resistance training protocols were better than the traditional type.

    Keywords: Resistance training, obese men, BDNF, SPARC
  • Sina Rezazadeh, Sanaz Mirzayan Shanjani *, Mojtaba Eizadi, Saeid Sedaghaty, Yaser Kazemzadeh Pages 231-243

    Epidemiological studies have always supported obesity as a cause of type 2 diabetes and cardiovascular diseases. The present study was conducted with the aim of determining the effect of intense interval exercise on the expression of some genes effective in physiological cardiac hypertrophy (PI3K, AKT1, mTORc1) in obese Wistar rats. For this purpose, from 21 male Wistar rats aged 10 weeks (220 ± 10 g), 14 after induction of obesity by 6 weeks of high-fat diet (HFD) were randomly divided to control obese (n = 7) or interval obese (n = 7) groups. Also, 7 rats with normal weight were selected as normal group. The interval obese rats were completed 8-weeks interval training (5 times weekly) in the form of interval runs on the treadmill. The control obese and normal groups did not participate in the exercise program. 48 hours after the last training session, the expression of PI3K, AKT1 and mTORc1 genes in heart tissue was measured and compared between groups by one-way ANOVA and Tukey's post hoc test. Induction of obesity led to a significant decrease in PI3K, AKT1 and mTORc1 in the heart tissue in the obese control group compared to the normal group (p = 0.001). Compared to the obese control group, interval training increased the expression of PI3K (p = 0.001) and mTORc1 (p = 0.001), but AKT1 expression did not change significantly in response to interval training (p = 0.603). Interval training is associated with improving the expression of genes affecting the physiological hypertrophy of the heart tissue in obese rats. Knowing the molecular cellular mechanisms responsible for this process requires more studies.

    Keywords: Obesity, Interval training, Gene expression, Physiological cardiac hypertrophy
  • Mehdi Mohammadi Moghadam*, Mohammad Niknam, Masoumeh Haghdel, Mahdi Naeimi Pages 245-254

    Identification of alive Pathogenic factors and their successful control is one of the important challenges in pistachio production. In this research, 126 soil and root samples were collected from different pistachio growing areas of Semnan province in order to investigate and identify harmful plant nematodes. After transferring the samples to the laboratory, the nematodes were extracted by sieving and centrifugation, fixed using the completed degrease method and transferred to glycerin. Then, permanent microscopic slides were prepared from the nematodes separated by sex. After microscopic studies, morphological and morphometric characteristics were determined and identified using reliable scientific sources. In this study, 14 genera and species of plant harmful nematodes including Boleodorus thylactus, Criconemoides sp, Helicotylenchus dihystera, Helicotylenchus pseudorubustus, Irantylenchus sp, Meloidogyne incognita, Meloidogyne javanica, Pratylenchus thornei, Tylenchus devanei, Tylenchorhynchus sp, Rotylenchus sp, Zygotylenchus guevarai, Paratylenchus sp, Xiphinema sp was identified. Among the identified nematodes, the highest frequency of the population belonged to the two species M. incognita and M. javanica, Root-knot nematodes. These two types of nematodes were present in 35% of the collected samples. After Root-knot nematodes, the nematode Z. guevarai had the highest population density among the samples. This nematode has been reported as one of the internal migrant nematodes of the roots of dicotyledonous plants. But in this study, it was only separated from the soil. Investigating the damage caused by Root-knot nematode and Z. guevarai in pistachio orchards is one of the research priorities in Semnan province, and it is necessary to carry out more comprehensive investigations in relation to them.

    Keywords: Taxonomy, Pistachio Root-knot nematode, Dagger nematode, Lesion nematode