فهرست مطالب

پژوهشنامه نقد ادبی و بلاغت
سال دوازدهم شماره 4 (پیاپی 32، زمستان 1402)

  • تاریخ انتشار: 1402/12/20
  • تعداد عناوین: 6
|
  • همایون جمشیدیان* صفحات 1-20
    هانا داستانی در مجموعه داستان آب و هوای چند روز سال نوشته آیین نوروزی است که برگزیده چهارمین دوره جایزه ادبی هفت اقلیم شده است. هانا روایت مردی است که در پی بیان حادثه جدایی از معشوقش دریاست اما پس از چند سطر تا پایان از هانا خواهرزاده خود که تقریبا هنگام جدایی از دریا به دنیا آمده سخن می‏ گوید. با نظر به نشانه‏ های متعدد در داستان به نظر می‏ رسد احساسات، کنش‏ ها و گفتارهای راوی در دلالت نخست واقع‏ نما نیست و تعارضات و تناقضات فراوانی را بین احساسات، کنش‏ ها و گفتارهایش می‏ توان دید. گاه به ‏تفصیل از موضوعات متفرقه ‏ای سخن می‏ گوید تا از موضوع اصلی سخن نگفته باشد یا چیزی را پنهان کند. از این رو با رویکرد نقد روانکاوانه فروید با فرض رویاگونگی داستان و قیاس‏ پذیری اثر هنری با رویا و اینکه سطح آشکار سطحی به‏ مراتب با اهمیت‏ تر را پنهان می‏ دارد به کاوش در متن پرداخته می شود. هدف کشف و تبیین معنای مفروض پنهان و یافتن انسجام و معنایی در میان سخنان و عواطف راوی است. روش تحقیق استقرایی است. از طریق تحلیل اجزای متن و بررسی شواهد درون و برون‏ متنی این نتیجه به دست آمد که راوی، اندوه از دست دادن دریا، آرزوی زندگی با او و صاحب فرزند شدن را از طریق «جابه ‏جایی» و «ادغام» در قالب نمادها و نشانه‏ هایی چون زیرزمین، تاریکی، اعداد، کنش‏ ها و گفتارهای نامعمول سرکوب و پنهان می‏ کند. تمامی این نمادها و نشانه‏ ها به ‏مثابه نمودهایی از امر سرکوب شده‏ اند که راوی نخست از خود و سپس از مخاطب پنهان می‏ کند.
    کلیدواژگان: ادغام، جابه‏ جایی، داستان کوتاه، نقد روانکاوانه، هانا
  • حبیب روحی کیکانلو*، حسین حسن پور آلاشتی، احمد غنی پور ملکشاه صفحات 21-46
    هشت‏ بهشت یکی از مثنوی‏ های پنج‏گانه امیر خسرو است که در جواب هفت‏ پیکر نظامی سروده شده است. تشبیه نقش مهمی در تصویرسازی و آفرینش ادبی دارد. بحث در مورد تشبیه به شناخت بیشتر شعر امیر خسرو کمک می ‏کند. در این پژوهش، تشبیه در هشت‏ بهشت از همه جهات مورد بررسی قرار گرفته است و در پایان هر مبحث، آمار کمی آن نیز ارائه شده است. این جستار نشان می‏ دهد که امیر خسرو از موضوعاتی مانند انسان و متعلقات آن از قبیل اجزای بدن و همچنین مصنوعات انسانی و مکان ‏ها بیشتر بهره برده است. از عناصری مانند طبیعت، اجرام آسمانی، اشیا و مفاهیم انتزاعی به ‏عنوان مشبه ‏به استفاده کرده است. دهلوی از تشبیهات مرسل، مجمل، حسی به حسی و مفرد به مفرد نسبت به سایر حالت‏ ها بیشتر استفاده برده است. وجه شبه هم مورد بررسی قرار گرفت که مشخص شد، مهم ‏ترین موضوعات و صفاتی که به‏ عنوان وجه شبه مدنظر شاعر بوده است، شامل: سرعت، رنگ، زیبایی و شکل ظاهری هستند. در ادامه بحث تحقیقی و غیر تمثیلی بودن وجه شبه‏ ها را نیز بررسی کرده‏ ایم که نشان می‏ دهد تشبیهات بیشتر از نوع تحقیقی هستند. تشبیهات تمثیلی هم کاربرد کمی دارند و اغلب غیر تمثیلی هستند. همچنین به آمیختگی تشبیه با برخی دیگر از صور خیال همانند استعاره، کنایه، تلمیح و اسطوره و سپس به زاویه تشبیه و تشبیهات تازه این مثنوی هم اشاره شده است.
    کلیدواژگان: امیر خسرو دهلوی، آمیختگی تشبیه، تشبیه، ساختار بلاغی، عناصر تشبیه، هشت‏ بهشت
  • قهرمان شیری* صفحات 47-71
    سیر طنزنویسی در ایران ارتباط نزدیکی با تاریخ سیاسی دارد. در دوره‏ هایی که شاعران و نویسندگان از آزادی نسبی بهره‏ مند بوده ‏اند طنزنویسی نیز دارای رشد بیشتری بوده است. در دوره سلجوقیان که حکومت در یک موقعیت بینابین سیاسی یعنی نه استبداد مطلقه و نه حکومت مردم‏دارانه قرار گرفته بود سیر طنزنویسی مانند ادبیات آن دوره از وضعیتی کاملا متفاوت و کمال‏ یافته برخوردار بود. در این دوره از یک‏سو دربارها، متعدد و عاری از استبداد مهارگسیخته هستند، و از سوی دیگر، به‏ طور هم‏زمان، هم عوامیت بر پادشاهان و مردم غالب است و هم تحصیلات در جامعه گسترش یافته و تکثر سبک‏ ها و صداها را در آفرینندگان نظم و نثر پدید آورده است، و در سویه سوم نیز شاعران و نویسندگان به ‏وسیله حکومت به خود وانهاده شده‏ و از آزادی عمل بسیار بهره‏ مند شده‏ اند. با پیشرفت ادبیات، طنزپردازان پرشماری با سبک‏ ها و شیوه‏ های متفاوت و نوآورانه پدید آمده ‏اند که نمونه آن تا دوره مشروطه به‏ عنوان یک دوره برخوردار از آزادی کامل، در هیچ دوره دیگری دیده نمی ‏شود. توسعه طنز در این دوره، بیشتر ازنظر فکری و محتوایی است و دارای دو گرایش عامه‏ پسند چون هجویات و هزلیات و لطایف ادبی، و خاصه ‏پسند، مانند طنزهای فلسفی، فرقه ‏ای و عرفانی است. سرودن قصیده‏ هایی با ترکیب هجو و هزل و ستایش، و اشعار پر جسارت تشکیک‏ آمیز و روایت ‏های طنزآمیز عقلای مجانین، فضای متفاوتی به منظومه ‏ها و دیوان‏ های شعری در این دوره داده است.
    کلیدواژگان: انوری، سلجوقیان، سنایی، طنز، عطار، عقلای مجانین، هزل
  • عبدالرضا سیف، آراد غلامی* صفحات 73-90
    طنز در لغت به معانی مسخره کردن، طعنه زدن، تمسخر نمودن و مانند این‏ها آمده است. در ادبیات فارسی، برای انواع شوخ‏طبعی‏ها، به اعتبارات متفاوت، نام‏های متعددی وجود داشته و دارد. در پژوهش‏های معاصر در این عرصه، طنز به‏عنوان واژه‏ای برای تمام متونی که وجه تمایز آن‏ها، خنده‏آوری است به کار می‏رود. درواقع، طنز، نوعی از ادبیات است که بدی‏ها و زشتی‏ها را بزرگ‏تر می‏نمایاند. در این پژوهش توصیفی - تحلیلی، معنای عام و گسترده طنز، که در‏بر‏گیرنده مفاهیمی چون هجو و هزل نیز هست، بیان می‏شود و پس از بررسی تعریف و دامنه مفهوم طنز و به طور خاص، طنز موقعیت، به تحلیل این‏گونه در روضه ششم بهارستان جامی می‏پردازیم تا وضعیت‏های گوناگون ایجادکننده طنز موقعیت را در این متن شناسایی نماییم؛ در نهایت می‏کوشیم تا چرایی بهره‏گیری فراوان‏تر از برخی وضعیت‏های خاص را تحلیل کنیم. یافته‏های پژوهش حاضر، نشان می‏دهند که جامی در بیش از نیمی از مطایبه‏های روضه ششم بهارستان، از پردازش طنز موقعیت بهره گرفته است و بیشترین استفاده او در ایجاد طنز موقعیت، از وضعیت اوصاف ناپسند بوده است. وی در این راه هم صفات نامطلوب ظاهری، مانند زشتی و هم ویژگی‏های ناپسند باطنی مثل ستمگری را دست‏مایه طنز‏پردازی قرار داده است. افزون بر این، استفاده جامی از هشت وضعیت مختلف از میان ده وضعیت پربسامد ایجادکننده طنز موقعیت در ادبیات کهن فارسی، تنوع بالایی را به نمایش گذاشته است.
    کلیدواژگان: بهارستان، جامی، طنز موقعیت، مطایبه، وضعیت اوصاف ناپسند
  • عباس نجفی*، جواد رنجبر صفحات 91-109

    یوسف زیدان در رمان گوانتانامو که عمده وقایع آن در زندانی به همین نام می‏ گذرد، به مشکلات و سختی‏ های گرفتاران در زندان پرداخته است. مکان و دلالت ‏های روان‏شناسانه و اجتماعی - سیاسی آن، جایگاه برجسته ‏ای را در رمان موردنظر به خود اختصاص داده است. عنوان رمان که خود یک مدلول مکانی است بر اهمیت کارکرد این مفهوم در رمان افزوده است. پژوهش پیش رو، با هدف تبیین نشانه‏ های مکان در رمان گوانتانامو و تعامل این عنصر با دیگر عناصر و لایه های درونی متن، به شیوه توصیفی - تحلیلی و در دو محور نظری و تحلیلی تدوین شده است. در بخش نظری، مفاهیم نشانه ‏شناسی و عنصر مکان، تعریف و تبیین شده و در محور تحلیلی، به بررسی انواع مکان و تحلیل دلالت ‏های آن پرداخته شده است. یافته‏ های پژوهش حاکی از آن است که مکان نقش بی ‏بدیلی را در رمان گوانتانامو ایفا کرده و دلالت‏ های روان‏شناسانه و اجتماعی - سیاسی متنوعی را با خود حمل می‏ کند، به‏ طوری‏ که می‏ توان عنصر مکان را بر اساس تاثیری که از حالت‏ های روحی شخصیت‏ ها می ‏پذیرد، به انواع مکان ذهنی، مرتفع، مانوس، نامانوس، متعدد الابعاد، تغییر دلالت داده و خلا آمیز تقسیم کرد. همچنین ردپای سه نوع نشانه مدنظر پیرس که عبارت‏ اند از نشانه نمادین، شمایلی و نمایه‏ ای در رمان گوانتانامو به‏ وضوح قابل پیگیری است. با این توضیح که نشانه نمادین بیشترین حضور و بالاترین بسامد را از بین نشانه‏ های سه‏ گانه پیرس به خود اختصاص داده است.

    کلیدواژگان: نشانه شناسی، پیرس، مکان، رمان گوانتانامو، یوسف زیدان
  • مهدی علیائی مقدم* صفحات 111-123

    در کارنامه اشعار نیما یوشیج قدیم ترین نمونه شعر آزاد اغلب با شعر «ققنوس» مورخ 1316 شمسی شناخته می شود. این شعر در 1319 در مجله موسیقی منتشر شد و سال پیش از آن شعر «غراب» مورخ 1317 در همان مجله منتشر شده بود. به رغم اهمیت تاریخی این دو شعر در مقالات و یادداشت های نیما اشاره صریحی به این دو شعر نیست و آنچه در این باره می توان در گفته های او یافت، اشاره به دوره ای است که اشعار او در مجله موسیقی منتشرشده است و نمونه هایی از قالب ابداعی او را در معرض قضاوت همگان قرار داده است. اما در میان اسناد فرهنگستان زبان و ادب فارسی از دست نوشته های نیما شعری به نام «روشنایی مجهول» وجود دارد که به حیث تاریخی اهمیت بسیار دارد. نیما در این شعر، که مورخ 1310 شمسی است، شش سال پیش از تاریخ سرایش شعر «ققنوس» تساوی عروضی مصراع ها را به هم زده است و از این بابت این شعر قدیم ترین شعری در کارنامه اوست که تاکنون به دست آمده است. با این حال از آنجا که نظام قافیه در این شعر آمیزه ای از شیوه مثنوی و چهارپاره است، با نظریه «زنگ قافیه»، که بعدها در ساخت قالب مبتکرانه خود به آن قائل شد، فاصله دارد. اگر نقطه آغاز دست یافتن نیما را به قالب آزاد تجربه های متنوع او در قالب مستزاد بدانیم، که به تازگی نمونه های فراوانی از آنها منتشر شده، شعر «روشنایی مجهول» حد میان این تجربه ها با اشعاری از نوع «ققنوس» است. از این رو می توان چنین انگاشت که قالب آزاد نیمایی حاصل فرایندی تکاملی است که می توان دست کم از آغاز دهه دوم قرن چهاردهم شمسی جدا شدن آن را از سنت مستزادسازی به سمت آزادی عروضی مصراع ها نشان داد.

    کلیدواژگان: نیما یوشیج، قالب مستزاد، قالب شعر آزاد نیمایی، ققنوس، غراب، روشنایی مجهول
|
  • Homayun Jamshidian * Pages 1-20
    The story Hana, in the anthology "Weather for Several Days of the Year" by Aiin Nowruzi, probes into the recounting of a man's separation from his beloved, Darya. Yet, intriguingly, the narrative often veers towards the man's niece, Hana, born around the time of his parting with Darya. Through subtle cues in the text, it becomes apparent that the narrator's feelings, actions, and words carry deeper, symbolic connotations. The author intricately weaves details, seemingly diverting attention from the central theme, perhaps to conceal its true essence. The aim here is to decode and interpret the concealed meanings while striving for coherence within the narrative. Employing a Freudian psychoanalytic lens, the text is explored akin to a dream, where an underlying, more significant level remains obscured beneath the surface. Adopting an inductive research approach, the analysis unravels the symbols and signs embedded within the text, which serve as manifestations of the narrator's subconscious. These symbols, while holding inherent meanings, are suppressed expressions of truths concealed by the narrator, from both himself and the audience. Central questions arise: What causes the ambiguity and contradictions in the narrator's discourse and actions? What roles do the symbols play in the narrative, and can they be organized into a meaningful structure? By dissecting the components of the text and its supporting evidence, it becomes evident that the narrator channels the sorrow of separation from Darya, his longing to reunite, and his desire for offspring through mechanisms like displacement and integration, manifested as symbols such as darkness, underground spaces, numbers, and unconventional behavior and speech. Hana operates on two levels: the surface events recounted by the narrator and the deeper layer of inferred ambiguities and contradictions. To address this dissonance, it is proposed that the narrator not only conceals truths from the audience but also from himself. Through the lens of Freudian psychoanalysis, the story is revisited and interpreted, ultimately revealing that Darya is veiled behind the narrative. The entirety of the tale, supported by textual evidence, emerges as a dream experienced by the narrator upon waking, showcasing elements of displacement and integration. Darya's presence permeates the narrative, subtly observed despite her name remaining unspoken.
    Keywords: Displacement, Hana, Integration, psychoanalytic criticism, Short story
  • Habib Roohi Keykanloo *, Hosein Hasanpour, Ahmad Ghanipour Malekshah Pages 21-46
    Hasht-Behesht is one of Amirkhosrow’s five Masnavids written in response to Nezami’s Haft-Peikar. By examining the similes in this poem, we found that the similes used by the poet were mostly concepts related to human and his belongings. Since this story has seven main structures and many palaces are described in these masnavi; Therefore, these places are topic. Nature and abstract concepts are sometimes used as image. images included nature, objects, cosmos bodies and animals are highest frequency. In terms of being sensory and intellectual, the highest frequency was related to sensory to sensory similes. In terms of extensive simile, the analogies of explicit similitude  and brief were more used. The poet has used eloquent similes and similes  addition in his stories. In terms of being singular and binding, singular to singular similes are more frequent than others. Beautiful compound similes can also be seen in this story. In evaluating the simile, we came to the conclusion that the similes in this masnavi are mostly singular, reality and non-allegorical. We also examined the combination of simile with other imagery and it was found that simile is combined with rhetorics such as simile, metaphor, allusion, allusineness and mythological concepts and added to the elegance and beauty of similes. In the end, we also pointed out the similes and novel and beautiful combinations used by Amir Khosro in this stoty. Amir Khosro has used almost all types of similes in this poem, and this shows the breadth of the poet's imagination and his ability to create images.
    Keywords: Amir Khosro Dehlavi, Hasht Behesht, Simile, Rhetorical structure, Simile’s combination
  • Ghahreman Shiri * Pages 47-71
    The course of satirical writing in Iran is closely related to political history. In the periods when poets and writers have benefited from relative freedom, satirical writing has also grown more. During the Seljuk period, when the government was in an intermediate political position - that is, neither absolute tyranny nor populist government - the course of satirical writing, like the literature of that period, had a completely different and perfected state. In this period, on the one hand, there are many courts and free from tyranny, and on the other hand, at the same time, publicism dominates the kings and people, and education in the society has expanded and has created a variety of styles and voices in the creators of poetry and prose. And in the third level, poets and writers have been abandoned by the government and have benefited greatly from freedom of action. With the progress of literature, numerous satirists have emerged with different and innovative styles and methods, the example of which is not seen in any other period until the constitutional period as a period with complete freedom. The development of humor in this period is more intellectual and content-oriented and has two popular trends such as lampoon and facetiousnes and literary jokes, and special trends such as philosophical, sectarian and mystical satires. Composing odes with a combination of satire, humor and praise, and boldly suspicious poems and humorous narratives of insane intellectuals, has given a different atmosphere to poems and divans in this period.
    Keywords: Satire, facetiousnes, Seljuqs, crazy intellects, Attar, Sanai, Anvari
  • Abdoreza Seif, Arad Gholami * Pages 73-90
    Irony as a word means mockery, ridicule, derision, and the like. In Persian literature, there have been many names for all kinds of jokes, with different credits. In contemporary research in this field, irony is used as a word for all texts that are characterized by laughter. In fact, irony is a type of literature that magnifies evil and ugliness. In this descriptive-analytical research, the general and expanded meaning of irony, which includes concepts such as lampoon and facetiae, is used, and after examining the definition and scope of the concept of irony and specifically, situational irony, we will analyze this genre in the sixth chapter of Jami’s prose work called Baharestan in order to identify the various statuses that create irony in this text; Finally, we try to analyze why certain statuses are used more frequently. So, in this research, at the theoretical level, the most frequent statuses used to create the situational irony in the classical Persian literature have been discussed and then, at the applied level, the situational irony in a specific literary work has been analyzed using those theoretical tools. On one hand, the descriptive dimension of this paper is based on the explanations about irony, in general, and the situational irony and the statuses which make it, in particular. On the other hand, the analytical aspect of this research is based on the implementation of the aforesaid analysis in the sixth chapter of Jami’s Baharestan. The findings of this research show that Jami has used situational irony in more than half of the passages of the sixth chapter of Baharestan, and his most frequent use in creating situational irony has been the status of disagreeable characteristics. In this way, he has ironized both external undesirable traits, such as ugliness, and inner unsavory characteristics, such as oppression. In addition, Jami’s use of eight different situations out of the ten most frequent situations that create situational irony in classical Persian literature has displayed a high diversity in the aforementioned book.
    Keywords: Baharestan, Jami, Joke, Situational Irony, Status of Disagreeable Characteristics
  • Abbas Najafi *, Javad Ranjbar Pages 91-109

    The science of semiotics is the knowledge of examining semantic implications. Charles Sanders Peirce of the structuralist semioticians used the concept of "signification" to explain and develop his theory of semiotics. In Peirce's semiotics, the concepts of "sign", "interpreter" and "subject" are the pillars on which his semiotics is based. In examining the sign, Peirce introduced three concepts of manifestation, interpretation and example, the first is the form of the sign and the equivalent of the signifier in Saussure's semiotics, the second is the perception that creates the sign and is the equivalent of the signified, and the third is the example that the sign signifies. This linguist philosopher believes in three types of signs. First, a sign in which the relationship between the signifier and the signified is contractual and therefore learnable, and he calls it a symbolic sign. The other is a sign in which the relationship between the signifier and the signified is similar and can be called a symbolic sign, and finally, a sign in which the signifier and signified relationship is a cause and effect relationship. Place is one of the fundamental elements of every story and novel, in such a way that the absence of place in narrative works leads to the loss of the originality of those works. The place plays an irreplaceable role in the novel Guantanamo and carries various psychological and socio-political meanings with it, so that the element of place can be divided into different types of mental, elevated, Familiar, unfamiliar, multi-dimensional, signified change and empty division. Also, traces of three types of signs considered by Peirce, which are symbolic, iconic and indexical, can be clearly traced in the novel Guantanamo.

    Keywords: Guantanamo novel, Pierce, place, Semiotics, Yousuf Zidan
  • Mahdi Olyaei Moghaddam * Pages 111-123

    The oldest example of free verse in Nimā Yušij's literary output is commonly assumed to be the poem "Phoenix" (Qoqnus), which is dated 1316 Š. /1937. This poem was published in the Music Magazine (Majalla-ye Musiqi), a literary and cultural journal edited by Ḡolām-Ḥosayn Minbāšiān, in 1319 Š. /1940. The year before, in 1317 Š. /1938, the poem "Raven" (Ghorāb) was also published in the same magazine. Despite the historical importance of these two poems, Nimā's articles and notes do not explicitly mention them. In his writings, Nimā only refers to the period in which he published his innovative poems in the Music Magazine and gives examples of his creative poems, leaving them open to everyone's judgment. However, among Nimā's documents in the archive of the Persian Language and Literature Academy, there is an unpublished poem from Nimā's manuscripts called "Unknown Light" (Rowšanāei-ye Majhul), which carries great historical significance. This poem, dated 1310 Š. /1931, shows that Nima had already experimented with heteromeric lines in his poems six years before writing "Phoenix", the oldest poem in his work  that has been found so far. However, the rhyme system in the poem is a mixture of the Mathnavi and the Čahārpāra scheme, which is far from the "rhyme bell" (Zang-e Qāfiye) theory that he later adopted in creating his innovative poetic form. Considering the starting point of Nimā's free verse his diverse experiences in the form of Mostzād, of which many examples have recently been published, the poem "Unknown Light" marks the boundary between these experiences and the poems of the "Phoenix" type. Accordingly, it can be assumed that Nimā's  free verse is the result of an evolutionary process that gradually moved away from the tradition of Mostzād towards free verse, starting from the beginning of the second decade of the 14th Š. / 20th century.

    Keywords: Nimā Yušij, Mostzād, Nimaic free verse, Phoenix (Qoqnus), Raven (Ghorāb), Unknown Light (Rowšanāei-ye Majhul