فهرست مطالب

نشریه روان پرستاری
سال دوازدهم شماره 1 (پیاپی 61، فروردین و اردیبهشت 1403)

  • تاریخ انتشار: 1403/01/13
  • تعداد عناوین: 10
|
  • لیلا شجاعی، آناهیتا خدابخشی کولایی*، ذبیح پیرانی، داوود تقوایی صفحات 1-10
    مقدمه

    رضایت زناشویی در زوج ها در گرو رضایت جنسی و درک بهتر نیازهای یکدیگر از هم است. تغییرات جسمانی همانند فزون وزنی و چاقی می تواند برداشت افراد از بدن  و ظاهرشان را منفی کرده و رضایت زناشویی آنها را به مخاطره بیاندازد. لذا، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی طرحواره درمانی بر رضایت زناشویی و طرحواره های جنسی در زنان فزون وزن انجام شد.

    روش کار

    روش تحقیق حاضر نیمه آزمایشی است و برای جمع آوری داده ها از طرح پیش آزمون-پس آزمون با دو گروه آزمایش و کنترل استفاده شد. جامعه آماری پژوهش را کلیه زنان مبتلا به فزون وزنی شهر تهران ساکن در منطقه 1 در سال 1402 تشکیل دادند که از بین آنها، 30 نفر به روش نمونه گیری آسان و داوطلیانه انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش مداخله طرحواره درمانی در طی 12 جلسه 90 دقیقه ای دریافت کرد. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش حاضر شامل رضایت زناشویی (Fowers& Olson,1993)، طرحواره جنسی (Andersen and Cyranowski, 1994) بودند. داده ها طریق نرم افزار spss-v24 با روش آنکووا انجام گرفت.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که مداخله طرحواره درمانی به طور معناداری بر رضایت زناشویی و طرحواره های جنسی بهبود بخشید (P<0/05).

    نتیجه گیری

    درک عمیق تر از طرحواره های دوره کودکی، همانطور که در مداخله طرحواره درمانی به آن پرداخته شده است، می تواند به درک ویژگی های شخصیتی ناکارآمد که در درمان افراد فزون وزن تداخل می کند، کمک کند. همچنین، مراجعان با شناخت طرحواره ها به روش های مقابله ای انطباقی و سازگارانه در زندگی زناشویی دست بیابند.

    کلیدواژگان: رضایت زناشویی، طرحواره های جنسی، طرحواره درمانی، فزون وزن، چاقی
  • نسیم صمدی فرد، حمیدرضا صمدی فرد* صفحات 11-21
    مقدمه

    آمار طلاق در سال های اخیر افزایش داشته و یکی از عوامل موثر در این طلاق ها، عدم ارضای غریزه جنسی و مشکل در عملکرد جنسی افراد گزارش شده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط خودپنداره جنسی، آمیختگی شناختی و نگرش مذهبی با عملکرد جنسی مردان متاهل شهر اردبیل انجام شد.

    روش کار

    روش این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل مردان متاهل شهر اردبیل در سال 1402 بودند. به این منظور تعداد 120 نفر از این افراد به روش نمونه‏ گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه خودپنداره جنسی، آمیختگی شناختی، نگرش مذهبی و عملکرد جنسی پاسخ دادند. پس از گردآوری پرسشنامه ها، داده‏ های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه به شیوه همزمان در نرم افزار اس پی اس اس نسخه 18 تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که بین خودپنداره جنسی مثبت (58/0)، خودپنداره جنسی منفی (53/0-)، آمیختگی شناختی (70/0-) و نگرش مذهبی (72/0) با عملکرد جنسی مردان رابطه معناداری وجود داشت (001/0<p). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز آشکار کرد که 63 درصد واریانس عملکرد جنسی مردان به وسیله خودپنداره جنسی، آمیختگی شناختی و نگرش مذهبی ‏تبیین می‏شود (001/0<p).

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج به دست آمده پیشنهاد می شود که روان شناسان و متخصصان حوزه سلامت برای بهبود عملکرد جنسی مردان متاهل به نقش خودپنداره جنسی، آمیختگی شناختی و نگرش مذهبی توجه بیشتری کنند.

    کلیدواژگان: خودپنداره جنسی، آمیختگی شناختی، نگرش مذهبی، عملکرد جنسی، مردان متاهل
  • سجاد جوان بخت، محمد پورابراهیمی، محمد ساعتچی، زهرا تمیزی، رضا احمدی جیرنده، مبینا ثنایی پور، محمدجواد حسین آبادی فراهانی* صفحات 22-28
    مقدمه

    شایستگی بالینی یکی از الزاماتی است که پرستاران در محیط های بالینی بالاخص مراکز روانپزشکی باید داشته باشند. این موضوع تاثیری مستقیمی بر کیفیت مراقبت های پرستاری دارد. لذا این مطالعه با هدف تعیین میزان شایستگی بالینی، ابعاد و عوامل مرتبط در روان پرستاران شاغل در بیمارستان آموزشی درمانی روانپزشکی رازی تهران در سال 1402 انجام گردید.

    روش کار

    این مطالعه ای توصیفی تحلیلی از نوع مقطعی بر روی 211 روان پرستار انجام شد. نمونه ها به روش تمام شماری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه "شایستگی بالینی روان پرستاران محتشمی" جمع آوری گردید. نتایج با استفاده از نرم افزار spss ورژن 25 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    میانگین نمره شایستگی بالینی روانپرستاران شرکت کننده در مطالعه 37/50±20/147 بود. میانگین و انحراف معیار شایستگی عمومی، شایستگی اختصاصی روانپرستاران شرکت کننده در پژوهش به ترتیب 34/5±47/32، 03/16±02/115 بود. همچنین نتایج مطالعه نشان داد که شرکت در دوره های روان پرستاری تخصصی با صلاحیت بالینی ارتباط معناداری دارد.(002/0=p).

    نتیجه گیری

    نتایج این مطالعه نشان می دهد شایستگی بالینی روانپرستاران در سطح خوب می باشد، اما باید تمرکز بیشتری بر روی ابعاد شایستگی بالینی تخصصی آنها انجام گردد. همچنین، برگزاری دوره های روانپرستاری تخصصی در طول خدمت می تواند سبب ارتقاء بیشتر سطح کیفی شایستگی بالینی روانپرستاران در مراقبت از بیماران دارای اختلالات روانپزشکی گردد. لذا، پیشنهاد می گردد مدیران پرستاری مراکز درمانی، برگزاری این دوره ها را جهت روانپرستاران مورد توجه و تاکید قرار دهند.

    کلیدواژگان: روانپرستار، شایستگی بالینی، مراقبت پرستاری، بخش های روانپزشکی، کیفیت مراقبت
  • مهسا مطلع، سید وحیده حسینی*، اعظم روشندل صفحات 30-39
    مقدمه

    شیوع رفتارهای پرخطر و گاه پنهانی همچون خود آسیب رسانی در دوره نوجوانی، می تواند نتایج نامطلوبی برای سلامت این گروه سنی به همراه داشته باشد لذا شناخت عوامل پیش بینی کننده ی این رفتار جهت تعیین اقدامات پیشگیری و درمانی می تواند مفید واقع شود. هدف پژوهش حاضر پیش بینی رفتارهای خودآسیب رسان بر اساس خودشفقت ورزی و عدم تحمل ناکامی در دختران نوجوان بود.

    روش کار

    در این پژوهش توصیفی - همبستگی، تمامی دانش آموزان دختر مقاطع متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1400-1401 جامعه آماری پژوهش را تشکیل می دادند. از این بین 499 نفر به روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب و داده ها از طریق پرسشنامه دموگرافیک، رفتارهای خودآسیب رسان، تحمل ناکامی و شفقت به خود گردآوری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون) و برنامه آماری SPSS انجام شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد بین خودشفقت ورزی با رفتارهای خودآسیب رسان رابطه معکوس و معنی دار (499=n، 207/0- =r، 001/0=p) و بین عدم تحمل ناکامی و رفتارهای خوداسیب رسان رابطه مستقیم و معنی دار (499=n، 198/0=r، 001/0=p) وجود دارد ضمن اینکه خودشفقت ورزی نسبت به تحمل ناکامی، پیش بین قوی تری (با ضریب اثرگذاری 07/0-) برای رفتارهای خودآسیب رسان محسوب می شود.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد کمبود یا نبود عوامل محافظت کننده در کنار عوامل خطر می تواند منجر به فعال سازی یا تقویت رفتارهای پرخطر شود لذا توجه همزمان به عوامل محافظت کننده (خودشفقت ورزی) در کنار عوامل خطر (عدم تحمل ناکامی) می تواند برای پیشگیری از وقوع رفتارهای خودآسیب رسان و پیامدهای مخرب آن مفیدتر باشد.

    کلیدواژگان: رفتارهای خودآسیب رسان، خودشفقت ورزی، تحمل ناکامی، دختران نوجوان
  • حسین کمیلی ثانی، بهمن دشت بزرگی، محمدحسین حقیقی زاده، قدرت کرد* صفحات 40-49
    مقدمه

    برقراری ارتباط یک مهارت بالینی می باشد که نقش کلیدی در ارائه خدمات مناسب درمان دارد. نداشتن مهارت ارتباطی کافی میتواند باورهای خود کارآمدی پرستار را تحت تاثیر قرار دهد و بر کیفیت مراقبت از بیمار لطمه وارد کند. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش مهارت های ارتباطی برکیفیت مراقبت و خودکارآمدی پرستاران شاغل در اورژانس بیمارستان های شهر ماهشهر انجام شد.          

    روش کار

    این مطالعه نیمه تجربی بر روی 42 نفر از پرستاران شاغل در اورژانس بیمارستان های ماهشهر در سال 1402 انجام شد. نمونه ها با در نظر گرفتن معیارهای ورود به دو گروه آزمون (21 نفر) و کنترل (21 نفر) تقسیم شدند. آموزش مهارت های ارتباطی به گروه آزمون طی4جلسه 2 ساعته داده شد. گروه کنترل، آموزشی دریافت نکردند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه دموگرافیک، پرسشنامه کیفیت مراقبت پرستاری (QUALPAC) و پرسشنامه خودکارآمدی (GSE-17) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 26 و آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد.         

    یافته ها

    نتایج آزمون تی زوجی نشان داد بین نمره بعد روانی اجتماعی، بعد ارتباطی و بعد جسمی کیفیت مراقبت در گروه آزمون قبل و بعد از مداخله تفاوت معنادار بود (001/0>P). در گروه کنترل تفاوت معنادار در بعد روانی اجتماعی (295/0=P)، بعد ارتباطی (469/0=P)، بعد جسمی (460/0=P) نبود. بین نمره کل کیفیت مراقبت در گروه آزمون قبل و بعد از مداخله تفاوت معناداربود (001/0>P). در گروه کنترل قبل و بعد از مداخله تفاوت معنادار نبود (958/0=P). همچنین بین نمره کل خودکارآمدی در گروه آزمون قبل و بعد از مداخله تفاوت معنادار بود(001/0>P). در گروه کنترل تفاوت معنادار نبود (05/0=P).         

    نتیجه گیری

    با توجه به تاثیر مثبت آموزش مهارت های ارتباطی، برکیفیت مراقبت و خودکارآمدی پرستاران در این مطالعه، لازم است سیاست گذاران حوزه سلامت جهت ارتقای کیفیت مراقبت و خودکارآمدی پرستاران برنامه ریزی نمایند.

    کلیدواژگان: آموزش، مهارت های ارتباطی، کیفیت مراقبت، خودکارآمدی، پرستاری اورژانس
  • مریم فرجامی، زهرا فرجامی*، آرام شکیبایی نژاد، لیلا پاییزی صفحات 50-63
    مقدمه

    میزان شیوع خودآسیبی در نوجوانان در حال افزایش است و بنابراین به یک مشکل بهداشت عمومی گسترده تبدیل شده است و نوجوانانی که به خود آسیب می زنند به طور قابل توجهی خطر افکار و رفتار خودکشی را دارند. از این رو، پژوهش حاضر با  هدف تدوین مدل رفتارهای خودآسیبی براساس تجربه ترومای کودکی و ناگویی هیجانی با میانجیگری ذهنی سازی در نوجوانان انجام شد.

    روش کار

    پژوهش حاضر همبستگی مبتنی بر معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش تمام نوجوانان شهر تهران در سال 1402 بودند از میان آنها تعداد 230 نفر به صورت دردسترس انتخاب و پرسشنامه آسیب به خود (SHI)، پرسشنامه ترومای دوران کودکی (CTQ)، پرسشنامه ناگویی هیجانی تورنتو (TAS-20) و پرسشنامه کنش وری تاملی (RFQ) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون، مدل یابی معادلات ساختاری و از نرافزار SPSS-26 وAMOS-24  استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد اثر مستقیم ترومای کودکی (20/2 T= ،55/0 = β)، ناگویی هیحانی (55/2T= ،46/0= β)، ذهنی سازی (مولفه اطمینان) (58/9- T= ،88/0- = β) و ذهنی سازی (مولفه عدم اطمینان) (08/6- T= ،53/0 = β) بر رفتارهای خودآسیبی معنادار بود. افزون بر این، ذهنی سازی در رابطه بین ترومای کودکی و ناگویی هیجانی با رفتارهای خودآسیبی نقش میانجی داشت. نتایج همچنین نشان داد که متغیرهای پژوهش در مجموع 71 درصد از واریانس رفتارهای خودآسیبی را تبیین کردند.

    نتیجه گیری

    براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت، نوجوانان علی رغم تجربیات آسیب زا در دوران کودکی و ناگویی هیجانی در صورت اکتساب ظرفیت بالای روان شناختی و درک و بینش نسبت به فرایندهای ذهنی خود و خودکنترلی بر فرایندهای درونی، توانایی تنظیم هیجان را دارا خواهند بود و کمتر اقدام به رفتارهای خودآسیبی می کنند. لذا پیشنهاد می شود به درمان های مبتنی بر تنظیم هیجان و ذهنی سازی با هدف کاهش رفتارهای خودآسیبی در نوجوانان توجه ویژه ای شود.

    کلیدواژگان: خودآسیبی، تجربه ترومای کودکی، ناگویی هیجانی، ذهنی سازی، نوجوانان
  • معصومه کمندلو، صابر کرمی، بهارک بلاشور*، مهدیس شاهینی صفحات 64-77
    مقدمه

    بررسی تجارب تروماتیک و ویژگی های شخصیتی متقاضیان جراحی زیبایی در تبیین مشکلات روان شناختی آن ها اهمیت ویژه ای دارد. بنابراین مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه بین تجربه ترومای کودکی با علائم اضطراب و اختلال بدشکلی بدن در متقاضیان جراحی زیبایی با نقش میانجی حساسیت به طرد انجام شد.

    روش کار

    پژوهش حاضر همبستگی مبتنی بر معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان مراجعه کننده به کلینیک های جراحی زیبایی شهر تهران بودند. با در نظر گرفتن ملاک های ورود و خروج، 210 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش عبارتند از: پرسشنامه آسیب های کودکی، پرسشنامه اضطراب بک، پرسشنامه بدشکلی بدن و پرسشنامه حساسیت به طرد. برای تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون، مدل یابی معادلات ساختاری و از نرافزار SPSS وAMOS  نسخه 23 استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که ضرایب مسیرهای مستقیم تجربه ترومای کودکی بر روی علائم اضطراب (318/0=β و 001/0=P) و حساسیت به طرد (510/0=β و 001/0=P) به طورمثبت معنادار بود، اما مسیر تجربه ترومای کودکی بر روی اختلال بدشکلی بدن معنادار نبود. همچنین ضرایب مسیرهای مستقیم حساسیت به طرد بر روی علائم اضطراب (464/0=β و 001/0=P) و اختلال بدشکلی بدن (464/0=β و 001/0=P) به صورت مثبت معنادار بود. افزون بر حساسیت به طرد در رابطه بین تجربه ترومای کودکی با علائم اضطراب و اختلال بدشکلی بدن نقش میانجی داشت.

    نتیجه گیری

    براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت، مداخلات هدفمندی که در جهت کاهش  حساسیت به طرد بکار گرفته می شوند، احتمالا می توانند در بهبود مشکلات روان شناختی و نگرش متقاضیان جراحی زیبایی موثر باشند.

    کلیدواژگان: ترومای کودکی، اضطراب، اختلال بدشکلی بدن، حساسیت به طرد، جراحی زیبایی
  • فریبا مرزبانی، هوشنگ جدیدی*، مریم اکبری صفحات 78-94
    مقدمه

     موضوع سلامت جنسی یکی از مولفه ها و اولویت های سلامت همگانی و بخش مهمی از کیفیت زندگی و شخصیت است که بر نحوه برقراری ارتباط فرد با خود و دیگران اثرگذار است. هدف پژوهش حاضر تدوین مدل پیش بینی سلامت جنسی بر اساس باورهای غیرمنطقی، خودپنداره جنسی و حمایت اجتماعی ادراک شده با نقش میانجی خودکارآمدی در کارکنان کادر درمان بود.  

    روش کار

     روش این پژوهش توصیفی- همبستگی بود و جامعه آماری مورد مطالعه، شامل کلیه کارکنان کادر درمان شاغل در بیمارستان های شهر کرمانشاه در سال 1401-1400 بود که با توجه به حجم جامعه آماری (6303) نفر، تعداد 500 نفر به عنوان نمونه آماری پژوهش و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای بر اساس ملاک های جنسیت، دامنه سنی و مرتبه اجرایی در مرکز درمانی انتخاب گردید. ابزار پژوهش نیز شامل پرسشنامه سلامت جنسی معنوی پور، پرسشنامه باورهای غیرمنطقی اهواز، پرسشنامه چندوجهی خودپنداره جنسی ویلیام اسنل، مقیاس چند بعدی حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت، پرسشنامه خودکارآمدی عمومی شرر، پرسشنامه محقق ساخته مشخصات دموگرافیک بود. برای تحلیل داده های جمع آوری شده از روش حداقل مجذورات جزئی (PLS) و روش های الگویابی معادلات ساختاری (SEM) با استفاده از نرم افزار SPSS24 وSmart PLS  استفاده شد

    یافته ها

     نتایج پژوهش نشان داد اثر مستقیم و معنادار باورهای غیرمنطقی، خودپنداره جنسی و حمایت اجتماعی ادراک شده بر سلامت جنسی و اثر غیرمستقیم و معنادار باورهای غیرمنطقی و حمایت اجتماعی ادراک شده بر سلامت جنسی به واسطه خودکارآمدی مورد تایید قرار گرفت، اما خودپنداره جنسی با میانجی گری خودکارآمدی اثر غیرمستقیم و معناداری بر سلامت جنسی نداشت. شاخص های برازش مدل پژوهش در وضعیت قابل قبولی قرار داشت و تمامی مسیرها به استثنا مسیرهای (از خودپنداره جنسی به خودکارآمدی) و (از خودپنداره جنسی به خودکارآمدی به سلامت جنسی) مورد تایید بود.

    نتیجه گیری

     با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش به برنامه ریزان و سیاست گزاران سیستم سلامت جامعه پیشنهاد می گردد در برنامه های آموزشی و بازآموزی کادر درمان، از طریق برگزاری کارگاه ها، دوره های حضوری، مجازی و لحاظ نمودن نقش مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای باورهای غیرمنطقی، خودپنداره جنسی و حمایت اجتماعی ادراک شده، زمینه بهبود و ارتقای سلامت جنسی آنان، به عنوان یکی از ابعاد مهم سلامت را فراهم نمایند.

    کلیدواژگان: سلامت جنسی، باورهای غیرمنطقی، خودپنداره جنسی، حمایت اجتماعی ادراک شده، خودکارآمدی، کادر درمان
  • مطهره نصرت آبادی، فیروزه غضنفری*، فضل الله میردریکوند، مسعود صادقی، نیما گنجی صفحات 95-110
    مقدمه

    در جهان امروز، اختلال واژینیسموس به عنوان یکی از بیماری هایی که انسجام خانواده و باروری را به خطر می اندازد، شناخته می شود. هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی درمان تحریک مستقیم فراجمجمه ای با طرحواره درمانی بر اضطراب و درد و کارکرد های اجرایی شناختی زنان دارای اختلال واژینیسموس شهر تهران در سال 1401 بود.

    روش کار

    پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری، زنان دارای اختلال واژینیسموس شهر تهران در سال 1401 بودند. تعداد 45 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به منظور گمارش تصادفی و مساوی آزمودنی ها در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل، از روش بلوک های تصادفی استفاده شد. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه اضطراب کتل، پرسشنامه درد SF-MPQ-2  ، و آزمون کارت های ویسکانسین WCST گرانت و برگ بود. گروه آزمایش اول تحت مداخله ی تحریک فراجمجمه ای (10جلسه 20 دقیقه ای) قرار گرفتند و گروه آزمایش دوم تحت مداخله ی طرحواره درمانی (10 جلسه 90 دقیقه ای) قرار گرفتند و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکردند. داده ها توسط آزمون تحلیل کواریانس تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که بین خروجی گروه های آزمایش با گروه کنترل تغییر معنی داری در اضطراب، درد، کارکرد های اجرایی شناختی از پیش آزمون به پس آزمون وجود داشت (05/0>p) و بین نتایج اثر مداخله تحریک مستقیم فراجمجمه ای در گروه آزمایش اول نسبت به اثر طرحواره درمانی در گروه آزمایش دوم اضطراب، درد، انعطاف پذیری شناختی و درجاماندگی کاهش بیشتری یافته است (05/0>p).

    نتیجه گیری

    یافته های پژوهش حاضر، احتمالا حمایت تجربی بیشتری برای درمان تحریک مستقیم فراجمجمه ای نسبت به طرحواره درمانی بر زنان مبتلا به اختلال واژینیسموس بود. پیشنهاد می شود با آموزش وسیع تر این درمان ها، آگاهی روانشناسان و روانپزشکان را افزایش داده و باعث کمک به کنترل و درمان هر چه بیشتر این اختلال شود.

    کلیدواژگان: تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای، طرحواره درمانی، واژینیسموس، اضطراب، درد
  • زهرا عزیزی، محمدرضا نادریان* صفحات 111-126
    مقدمه

    افرادی که با باورهای منفی درباره خود مواجه هستند، ممکن است به شدت تمایل داشته باشند که در ظاهر فیزیکی خود به دنبال کمال گرایی باشند. این تمایل به بی عیب بودن می تواند با ترس از ارزیابی منفی در ارتباط باشد؛ لذا هدف پژوهش حاضر تبیین رابطه علی بین طرح واره های ناسازگار اولیه و ترس از ارزیابی منفی در متقاضیان جراحی زیبایی بر اساس نقش میانجیگر کمال گرایی در شهر اصفهان بود.

    روش کار

    این مطالعه به شکل توصیفی - همبستگی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام افراد متقاضی جراحی زیبایی در سال 1401 بود. از این جمعیت، 201 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های کمال گرایی هیل، فرم کوتاه طرح واره های ناسازگار اولیه یانگ، و ترس از ارزیابی منفی استفاده شد. سپس داده ها با استفاده از روش معادلات ساختاری و نرم افزار AOMS26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    نتایج معادلات ساختاری حاکی از برازش مناسب مدل پژوهش بود. همچنین نشان داده شد که ضریب مسیر غیرمستقیم بین طرح واره های ناسازگار اولیه با ترس از ارزیابی منفی (001/0=p، 330/0=β) مثبت و معنادار است. براین اساس می توان گفت دو متغیر کمال گرایی منفی و کمال گرایی مثبت به صورت مثبت و معنادار رابطه بین طرح واره های ناسازگار اولیه با ترس از ارزیابی منفی را در بین متقاضیان جراحی زیبایی میانجیگری می کند همچنین ضریب مسیر غیرمستقیم بین طرح واره های ناسازگار اولیه با ترس از ارزیابی منفی از طریق کمال گرایی مثبت (001/0= P ،140/0=β) و از طریق کمال گرایی منفی (001/0= P ،190/0=β) مثبت و معنادار است.

    نتیجه گیری

    باتوجه به نتایج به دست آمده می توان گفت هم کمال گرایی منفی و هم کمال گرایی مثبت رابطه بین طرح واره های ناسازگار اولیه و ترس از ارزیابی منفی را به صورت مثبت و معنادار میانجیگری می کند. نتایج این پژوهش قابلیت استفاده توسط مشاوران و روان شناسان را دارد.

    کلیدواژگان: طرح واره های ناسازگار اولیه، ترس از ارزیابی منفی، جراحی زیبایی، کمال گرایی
|
  • Leila Shojaei, Anahita Khodabakhshi-Koolaee*, Zabih Pirani, Davood Taghvaei Pages 1-10
    Introduction

    Marital satisfaction in couples depends on sexual satisfaction and better understanding of each other's needs. Physical changes such as overweight and obesity can negatively affect people's perception of their body and appearance and endanger their marital satisfaction. Therefore, the present study was conducted with the aim of determining the effectiveness of schema therapy on marital satisfaction and sexual schemas in overweight women.

    Methods

    The current research method is semi-experimental and a pre-post-test design with two experimental and control groups was used to collect data. The statistical population of the study was made up of all women suffering from weight gain in Tehran city living in region 1 in 2023. 30 people were selected by convenience and voluntary sampling and then, randomly divided into two experimental (15 people) and control groups. (15 people) were appointed. The experimental group received schema therapy intervention during 12 sessions of 90 minutes. The measurements used in this research included marital satisfaction (Fowers & Olson, 1993), sexual schema (Andersen and Cyranowski, 1994). The data was analyzed through spss-v24 software with ANCOVA method.

    Results

    The findings showed that schema therapy intervention significantly improved marital satisfaction and sexual schemas (P<0.05).

    Conclusion

    A deeper understanding of childhood schemas, as discussed in the schema therapy intervention, can help to understand the dysfunctional personality traits that interfere with the treatment of overweight individuals. Also, by knowing the schemas, clients can achieve adaptive and compatible coping methods in married life.

    Keywords: Marital satisfaction, sexual schemas, schema therapy, overweight, obesity
  • Nasim Samadifard, Hamidreza Samadifard* Pages 11-21
    Introduction

    Divorce rate has increased in recent rates, and failure to satisfy the sexual instinct and problems in the sexual performance of people are reportedly among the contributing factors. The present study was an attempt to investigate the association of sexual self-concept, cognitive fusion and religious attitudes with the sexual function of married men in Ardabil City.

    Methods

    The method of this research was descriptive-correlation type. The population of the study included all married men in Ardabil City in 2023. A total of 120 individuals were selected through convenience sampling and were asked to fill out the sexual self-concept, cognitive fusion, religious attitudes, and sexual function questionnaires. After collecting the questionnaires, the collected data were analyzed using Pearson's correlation coefficient and multiple regression analysis simultaneously in SPSS version 18 software.

    Results

    The results indicated that the sexual function of men is significantly correlated with positive sexual self-concept (0.58), negative sexual self-concept (-0.53), cognitive fusion (-0.70), and religious attitudes (0.72). (p<0.001). The results of multiple regression analysis also revealed that 63% of the variance of men's sexual performance is explained by sexual self-concept, cognitive fusion and religious attitude (p<0.001).

    Conclusion

    Based on the obtained results, psychologists and health professionals are advised to pay further attention to the contributing role of sexual self-concept, cognitive fusion, and religious attitudes in enhancement of married men’s sexual function.

    Keywords: Self-Concept, Cognitive, Religions, Sexual Activity, Men
  • Sajjad Javanbakht, Mohammad Pourebrahimi, Mohammad Saatchi, Zahra Tamizi, Reza Ahmadi Jirandeh, Mobina Sanaeipour, Mohammadjavad Hosseinabadi-Farahani* Pages 22-28
    Introduction

    Clinical competence is one of the requirements that nurses must have in clinical environments, especially psychiatric centers. This issue has a direct impact on the quality of nursing care. Therefore, this study was conducted with the aim of determining the level of clinical competence, dimensions and related factors in psychiatric nurses working in Razi Psychiatric Hospital in Tehran in 2024.

    Methods

    This descriptive-analytical cross-sectional study was conducted on 211 psychiatric nurses. The samples were selected by census method. The data was collected using demographic information questionnaire and "Clinical Competence of Mohtashmi Psychiatric Nurses" questionnaire. The data were analyzed using SPSS 25.

    Results

    The mean clinical competency score of the psychiatric nurses participating in the study was 147.20±50.37. The mean and standard deviation of general competence, specific competence of the psychiatric nurses participating in the research were 32.47±5.34, 115.02±16.03, respectively. Also, the results of the study showed that participation in specialized psychiatric nursing courses has a significant relationship with clinical competence (p=0.002).

    Conclusion

    The results of this study show that the clinical competence of psychiatric nurses is at a good level, but more focus should be made on the dimensions of their specialized clinical competence. Also, holding specialized psychiatric nursing courses during service can further improve the quality level of clinical competence of psychiatric nurses in caring for patients with psychiatric disorders. Therefore, it is suggested that nursing managers of medical centers pay attention and emphasize the holding of these courses for psychiatrists.

    Keywords: Psychiatric nurse, Clinical competence, Nursing care, Psychiatric departments, Quality of care
  • Mahsa Motale, Seyyed Vahide Hosseini*, Azam Roshandel Pages 30-39
    Introduction

    The prevalence of high-risk and sometimes hidden behaviors such as self-harm during adolescence can have adverse concequences for adolescents’ health, so knowing the factors influencing the prediction of this behavior can be useful for determining preventive and therapeutic measures. The purpose of the study was to predict self-harm behaviors based on self-compassion and frustration intolerance in adolescent girls.

    Methods

    In this descriptive-correlational study, all female students of Tehran high schools in 2022 were the statistical population. Among them, 499 people were selected by multi-stage sampling method and data were collected through demographic questionnaire, self-harm inventory, frustration discomfort scale and self-compassion scale. Data analysis was done using SPSS statistical program.

    Results

    According to the results, there was an inverse and significant relationship between self-compassion and self-harm behaviors (n=499, r=-0.207, p=0.001) and a direct and significant relationship between frustration intolerance and self-harm behaviors (n=499, r=0.198, p=0.001). Meanwhile, self-compassion was a stronger predictor of self-harm behaviors (with a coefficient of -0.07) than frustration intolerance.

    Conclusion

    It seems the lack of protective factors along with risk factors can lead to the activation or strengthening of high-risk behaviors, therefore simultaneous attention to protective factors (self-compassion) along with risk factors (failure tolerance) can be more useful for preventing the occurrence of self harm behavior and its destructive consequences.

    Keywords: self harm behaviours, self compassion, frustration intolerance, adolescent girls
  • Hossein Komeili Sany, Bahman Dashtbozorgi, MohammadHossein Haghighizadeh, Ghodrat Kord* Pages 40-49
    Introduction

     Communication within clinical settings is a skill that plays a key role in providing appropriate care services. Not having sufficient communication skills can affect the nurse's self-efficacy beliefs and thus harm the quality of patient care. Therefore, the present study aimed to determine the effect of communication skills training on the quality of care and self-efficacy of nurses working in the emergency department of Mahshahr hospitals.  

    Methods

     This quasi-experimental study was conducted on 42 nurses working in the emergency department of Mahshahr hospitals in 2023. Based on the inclusion criteria, the participants were divided into intervention (n=21) and control (n=21) groups. The intervention group received communication skills training during four 2-hour sessions. The control group did not receive any training. Data collection tools included a demographic questionnaire, the Quality Patient Care Scale (QUALPAC), and the General Self-Efficacy Scale (GSE-17). Descriptive and inferential statistics were used to analyze the data in SPSS version 26.

    Results

     The results of the paired t-test showed that there was a significant difference between the scores of the psychosocial, communication, and physical dimensions of the quality of care in the test group before and after the intervention (P<0.001). In the control group, however, there was no significant difference in the psychosocial dimension (P=0.295), communication dimension (P=0.469), and physical dimension (P=0.460). There was a significant difference between the total quality of care score in the test group before and after the intervention (P<0.001). However, no significant difference was observed in the control group before and after the intervention (P=0.958) in this respect. Finally, there was a significant difference between the total score of self-efficacy in the test group before and after the intervention (P<0.001) whereas no such significant difference was observed in the control group (P=0.05).

    Conclusion

     Given the positive effect of communication skills training on the quality of care and self-efficacy of nurses in this study, health policymakers must devise careful plans to improve the quality of care and self-efficacy of nurses.

    Keywords: Training, Communication skills, Care quality, Self Efficacy, Emergency Nursing
  • Maryam Farjami, Zahra Farjami*, Aram Shakibaeinezhad, Leila Paeezy Pages 50-63
    Introduction

    The prevalence of Self-injury in adolescents is increasing and therefore it has become a widespread public health problem, and adolescents who self-harm are significantly at risk of suicidal thoughts and behavior. therefore, the present study was conducted with the aim of formulation the model of self-injurious behaviors based on the experience of childhood trauma and alexithymia with the mediation of mentalization in adolescents.

    Methods

    The present research was correlation based on structural equations. The statistical population of the research was all teenagers in Tehran in 2023, among them 230 people were available for selection and Self-Harm Inventory (SHI), Childhood Trauma Questionnaire (CTQ), Toronto Alexithymia Scale (TAS-20) and Reflective Functioning Questionnaire (RFQ). For data analysis, Pearson correlation, structural equation modeling and SPSS-26 and AMOS-24 software were used.

    Results

    The results showed the direct effect of childhood trauma (T = 0.55, β = 2.20), alexithymia (β = 0.46, T = 2.55), mentalization (confidence component) (T = -9.58 β = -0.88) and mentalization (uncertainty component) (T = -0.6, β = 0.53) were significant on self-injurious behaviors. In addition, the indirect effect of childhood trauma on self-injurious behaviors through mentalization (confidence component) (P < 0.05, β = -0.41). Moreover, mentalization played a mediating role in the relationship between childhood trauma and alexithymia with self-injurious behaviors. The results also showed that the research variables explained a total of 71% of the variance of self-injurious behaviors.

    Conclusions

    Based on the findings of the research, it can be concluded that despite traumatic experiences in childhood and emotional dyslexia, teenagers will have the ability to regulate emotions if they acquire high psychological capacity and understanding and insight into their mental processes and self-control over internal processes. and they engage in self-harm behaviors less. Therefore, it is suggested to pay special attention to treatments based on emotion regulation and mentalization with the aim of reducing self-harm behaviors in teenagers.

    Keywords: Self-Injurious, Experience of Childhood Trauma, alexithymia, Mentalization, Adolescents
  • Masoumeh Kamandloo, Saber Karami, Baharak Balashour*, Mahdis Shahini Pages 64-77
    Introduction

    Examining the traumatic experiences and personality characteristics of cosmetic surgery applicants is particularly important in explaining their psychological problems. Therefore, the present study was conducted with the aim of investigating the relationship between childhood trauma experience with anxiety symptoms and body dysmorphic disorder in cosmetic surgery applicants with the mediating role of rejection sensitivity.

    Methods

    The present research was correlation based on structural equations. The statistical population of the research included all women referring to cosmetic surgery clinics in Tehran. Considering the criteria of inclusion and exclusion, 210 people were selected by convenience sampling method. The research tools are: Childhood Trauma Questionnaire, Beck Anxiety Inventory, Body Dysmorphic Disorder questionnaire, and Rejection Sensitivity Questionnaire. Pearson correlation, structural equation modeling and SPSS and AMOS version 23 software were used for data analysis.

    Results

    The results showed that the direct path coefficients of childhood trauma experience on anxiety symptoms (β=0.318 and P=0.001) and sensitivity to rejection (β=0.510 and P=0.001) were positively significant, but the path of childhood trauma experience on body dysmorphic disorder was not significant. Also, the direct path coefficients of rejection sensitivity on anxiety symptoms (β=0.464 and P=0.001) and body dysmorphic disorder (β=0.464 and P=0.001) were positively significant. In addition to sensitivity to rejection, it had a mediating role in the relationship between childhood trauma experience and anxiety symptoms and body dysmorphic disorder.

    Conclusions

    Based on the findings of the research, it can be concluded that targeted interventions that are used to reduce the sensitivity to rejection can probably be effective in improving the psychological problems and attitudes of cosmetic surgery applicants.

    Keywords: Childhood trauma, anxiety, body dysmorphic disorder, sensitivity to rejection, cosmetic surgery
  • Fariba Marzbani, Hooshang Jadidi*, Maryam Akbari Pages 78-94
    Introduction

     Sexual health, a critical component of public health and individual well-being, plays a pivotal role in the quality of life and comprehensive development of an individual, influencing interpersonal communication and self-perception. The present study aimed to develop a predictive model of sexual health for medical staff, focusing on the roles of irrational beliefs, sexual self-concept, and perceived social support, with an examination of self-efficacy as a potential mediating factor.

    Method

    The study adopted a descriptive-correlational research design. The target population comprised medical staff working in Kermanshah hospitals during the 2021-2022 period. Considering the total population of 6303 individuals, a sample of 500 participants was selected through stratified random sampling, ensuring a representative distribution across different hospital departments. The choice of sampling size was guided based on their sex, age range and job ranking. Research instruments included ManaviPour's Sexual Health Questionnaire, the Questionnaire of Irrational Beliefs-Ahvaz, the Multidimensional Sexual Self-Concept Questionnaire, the Multidimensional Scale of Perceived Social Support, the General Self-Efficacy Scale(GSE), and a researcher-developed demographic profile questionnaire. Data analysis was conducted using the Partial Least Squares (PLS) approach to SEM, facilitated by SPSS24 and Smart PLS software.

    Results

    The evaluation of our conceptual model's fit indices demonstrated that the model adequately fits the data, indicating acceptable levels of fit. Analysis of the path coefficients revealed that the relationships from irrational beliefs, sexual self-concept, and perceived social support directly to sexual health were significant. Similarly, irrational beliefs and perceived social support had a significant indirect effect on sexual health through self-efficacy, underscoring the mediatory role of self-efficacy in these relationships. However, the path from sexual self-concept to sexual health, mediated by self-efficacy, did not show a significant effect.

    Conclusion

    This study demonstrates that the sexual health of medical staff can be significantly influenced by variables such as irrational beliefs, sexual self-concept, and perceived social support. These findings underscore the importance of addressing these psychological and social factors as part of comprehensive strategies to enhance the well-being of healthcare professionals. This research opens avenues for further studies to explore the mechanisms through which these variables interact and affect sexual health. By prioritizing the mental and social dimensions of sexual health, we can contribute to the holistic well-being of medical staff, ultimately impacting the quality of healthcare delivery.

    Keywords: Sexual Health, Irrational Beliefs, Sexual self-concept, Perceived Social Support, Self-Efficacy, Medical Staff
  • Motahareh Nosratabadi, Firoozeh Ghazanfari*, Fazlollah Mirderikvand, Masoud Sadeghi, Nima Ganji Pages 95-110
    Introduction

    In today's world, vaginismus disorder is known as one of the diseases that endanger family cohesion and fertility. The aim of the present study was to compare the effectiveness of transcranial direct stimulation treatment with schema therapy on anxiety, pain, and cognitive executive functions of women with vaginismus disorder in Tehran in 2022.

    Methods

    The current research was semi-experimental with a pre-test-post-test design with a control group. The statistical population consisted of women with vaginismus disorder in Tehran in 2022. The number of 45 people was selected by the available sampling method. To randomly and equally assign the subjects to two experimental groups and one control group, the random block method was used. The data collection tools were the Kettle Anxiety Questionnaire, Pain Questionnaire SF-MPQ-2, and Wisconsin Cards Test WCST Grant and Berg. The first experimental group was subjected to intracranial stimulation intervention (10 sessions of 20 minutes), the second experimental group was subjected to schema therapy intervention (10 sessions of 90 minutes), and the control group did not receive the intervention and the data was analyzed by analysis of the covariance test.

    Results

    The results showed a significant change in anxiety, pain, and cognitive executive functions between the results of the experimental group and the control group from the pre-test to the post-test and between the results of the transcranial direct stimulation intervention (p<0.05). In the first experiment group, compared to the effect of schema therapy in the second experiment group, anxiety, pain, cognitive flexibility, and immobility decreased more (p<0.05).

    Conclusions

    The findings of the present study were probably more empirical support for the treatment of transcranial direct stimulation than schema therapy on women suffering from vaginismus disorder. It is suggested to increase the awareness of psychologists and psychiatrists by teaching more about these treatments and helping to control and treat this disorder as much as possible.

    Keywords: Transcranial direct current stimulation, Schema therapy, Vaginismus, Anxiety, Pain
  • Zahra Aziz, Mohammadreza Naderian* Pages 111-126
    Introduction

    people who are confronted with a negative self-image may have a strong tendency towards perfectionism regarding their physical appearance, driven by the fear of negative evaluation. The aim of this study was to Explaining the causal relationship between early maladaptive schemas and fear of negative appearance evaluation in cosmetic surgery applicants based on the mediating role of perfectionism.

    methods

    This descriptive-correlational study included all individuals who underwent cosmetic surgery in 1401 as a statistical population. Of them, 201 participants were selected through accessible sampling. Data were collected using the Hill Perfectionism Questionnaire, the short form of Young's Maladaptive Schemas Questionnaire and the Fear of Negative Evaluation Questionnaire. The collected data was analyzed using structural equation modeling and AOMS26 software.

    Findings

    The results of the structural equation modeling indicate good agreement with the research model. The indirect path coefficient between maladaptive early schemas and fear of negative evaluation (p=0.001, β=0.330) was positive and significant. Therefore, both negative and positive perfectionism variables played a positive and significant mediating role in the relationship between maladaptive early schemas and fear of negative evaluation in individuals seeking cosmetic surgery. In addition, the indirect path coefficient between maladaptive early schemas and fear of negative evaluation by positive perfectionism (p=0.001, β=0.140) and by negative perfectionism (p=0.001, β=0.190) was positive and significant.

    Conclusion

    In consideration of the acquired outcomes, it can be inferred that both negative and positive perfectionism play a mediating role in the correlation between maladaptive early schemas and the apprehension of negative assessment in a constructive and notable manner. These discoveries possess the capacity to be practically relevant for counselors and psychologists engaged in the assistance of individuals who aspire to undergo cosmetic surgery.

    Keywords: Maladaptive early schemas, Fear of negative evaluation, Cosmetic surgery, Perfectionism