فهرست مطالب

مجله ژئوفیزیک ایران
سال هجدهم شماره 1 (پیاپی 64، بهار 1403)

  • تاریخ انتشار: 1403/02/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • سید ناصر هاشمی* صفحات 1-17
    در این تحقیق، همبستگی آماری و مکانی بین متغیرهای معرف بی هنجاری گرانی بوگه و پارامترهای لرزه خیزی در گستره ایران مورد ارزیابی قرار گرفته است. به این منظور، داده های بی هنجاری بوگه و لرزه خیزی این گستره در بازه زمانی 2021-1975،  بررسی شده است. در این راستا، ابتدا ناحیه مورد مطالعه به چهارگوش هایی با ابعاد 5/0 در 5/0 درجه جغرافیایی تقسیم بندی شده و سپس متغیرهای معرف لرزه خیزی و بی هنجاری بوگه برای هر سلول محاسبه شد. با استفاده از نرم افزارهای آماری، ضریب همبستگی پیرسون بین این متغیرها تعیین شده و سپس مورد اعتبارسنجی  قرار گرفت. همچنین، نقشه های معرف الگوی توزیع مکانی این متغیرها تهیه شده است. در ادامه، نمودارهای واریوگرام برای هر متغیر  ترسیم شده و این نمودارها مورد تحلیل و تفسیر قرار گرفت. با تفسیر نمودارهای واریوگرام، ارتباط و همبستگی مکانی این متغیرها مورد ارزیابی قرار گرفته است. بر اساس یافته های این تحقیق می توان چنین گفت که همبستگی قابل توجه و معنادار مشاهده شده بین متغیر بیشینه تغییرات بی هنجاری بوگه و متغیرهای معرف لرزه خیزی، بخصوص متغیرهای مرتبط با فراوانی رخداد زلزله ها، نشان می دهد تغییرات بی هنجاری گرانی بوگه می تواند از عوامل موثر بر رخداد زلزله ها در این گستره به شمار آید. همچنین، می توان چنین نتیجه گیری نمود که نیروهای گرانی و بخصوص نیروهای ناشی از عدم تعادل ایزوستازی، می توانند نقش مهمی در رخداد زلزله های این گستره،  ایفا نمایند.
    کلیدواژگان: لرزه زمین ساخت، تحلیل مکانی، پارامترهای لرزه خیزی، بی هنجاری های گرانی، همبستگی مکانی
  • سعید قاضی نژاد*، مهشید ابطحی نجف آبادی، مهدی باجلان، امیررضا مصیر صفحات 18-29

    در این مقاله با استفاده از مطالعات ژئوفیزیکی و به کار گیری سه روش ژئوالکتریک یک بعدی، ژئوالکتریک دوبعدی IP&RS و ژئورادار نفوذی GPR، دلایل ریزش و لغزش زمین در مسیر پیشنهادی خط لوله گاز امامزاده هاشم- رودهن واقع در استان تهران بررسی می شود. برای این منظور تعداد بیست سونداژ الکتریکی به صورت نامنظم در محدوده رانش و در طول ده پروفیل برداشت شد و پس از شناسایی حدودی محدوده رانش، تعداد دو پروفیل با آرایش قطبی- دوقطبی به طول 380 متر و فواصل ایستگاهی 5 و 10 متر با روش های قطبش القایی و مقاومت ویژه داده برداری شد. همچنین داده های ژئورادار نفوذی در طول 1000 متر با 27 پروفیل برداشت شد.   با استفاده از روش های ژئوفیزیکی ذکرشده، محدوده های رانش مشخص شد. با توجه به وجود حفرات در زیر زمین، این محدوده ها به کمک روش رادار نفوذی تفکیک شدند. سپس با به کارگیری نرم افزار های تحلیل پایداری، روش های تحکیم و تثبیت محدوده های بی هنجاری بررسی شد.

    کلیدواژگان: ژئوالکتریک دوبعدی، قطبش القایی، ژئورادار نفوذی، زمین لغزش، تحلیل پایداری، امامزاده هاشم
  • منصوره منتهایی*، مهرداد ساجدی، الهام زارع، حکیم اسماعیلی اوغاز صفحات 31-52

    تجزیه و تحلیل حجم زیاد داده ها همواره یکی از چالش های مهم پژوهش های ژئوفیزیکی است؛ زیرا از یک سو زمان بر است و دست یابی به نتایج همخوان از همه نقطه داده های متاثر از نوفه های متفاوت دشوار است و از سوی دیگر، نتایج آن بینش ژرف و ارزشمندی راجع به ساختارهای زیر سطح زمین فراهم و مدل سازی دقیق این ساختارها را امکان پذیر می سازد. در این پژوهش از راهکار نظام مندی برای تحلیل داده های مگنتوتلوریک (MT) برداشت شده بر فراز ساختار نصرآباد (از مجموعه دیاپرهای نمکی شوراب) در شمال غرب کاشان استفاده شده است. این مجموعه داده حاوی توابع پاسخ ژئومغناطیسی و امپدانس MT برداشت شده در امتداد هفت پروفیل است. دویست و هشتاد و چهار ایستگاه MT باندپهن توزیع شده در امتداد این پروفیل ها، داده ها را در 89 دوره تناوب متعلق به بازه زمانی 2600-003/0 ثانیه اندازه گرفته اند. هدف این تحلیل ها، شناسایی اعوجاج گالوانی ناشی از توده های رسانای کوچک مقیاس محلی است. این اعوجاج، پاسخ های القایی ساختار منطقه ای را مخدوش می سازد و باعث می شود نتایج مدل سازی و تفسیر داده ها با واقعیت مغایرت داشته باشند. در این مطالعه تجزیه نظام مندی از این آثار مخرب موجود در مجموعه حجیم داده های MT نصرآباد صورت گرفته و بعدیت و سوگیری غالب ساختار هدایت ویژه الکتریکی منطقه ای تعیین شده است. نتایج این تحلیل ها نشان می دهند که ساختار هدایت ویژه الکتریکی منطقه ای در شمال شرق این پروفیل ها پیچیدگی کمتری نسبت به جنوب غرب آنها دارد اما به طور کلی می توان آن را ساختاری دوبعدی با روندی در راستای N30°W درنظر گرفت.

    کلیدواژگان: تحلیل بعدیت، تانسور فاز، دیاپر نمکی، مگنتوتلوریک، نصرآباد
  • سمیرا کرباسی، حسین ملکوتی*، امین فضل کاظمی صفحات 53-66
    در زمینه گرم شدن کره زمین و تغییرات آب وهوایی، کربن دی اکسید (2CO) یکی از مهم ترین گازهای گلخانه ای است که تاثیر بسزایی در روند گرمایش جهانی دارد. به دلیل وضوح افقی کم مدل های انتقال جهانی در مناطق قاره ای یا ساحلی، شبیه سازی گاز کربن دی اکسید در فواصل زمانی ساعتی/ هفتگی با وضوح قائم بیشتر از مهم ترین چالش های محیطی است. در این مطالعه ضمن گردآوری اطلاعات گسیل کربن دی اکسید از منابع مختلف، شبیه سازی عددی منطقه ای غلظت جوی دی اکسید کربن با تفکیک مکانی 30 و 10 کیلومتر با استفاده از مدل تحقیقات آب وهوا و پیش بینی- شیمی (WRF-GHG) انجام و از اطلاعات 2XCO بازیابی شده از مشاهدات ماهواره گوست (GOSAT) برای کنترل دقت و ارزیابی نتایج شبیه سازی غلظت ستونی کربن دی اکسید در فصل گرم (ماه اوت) و سرد (ماه فوریه) در مقایسه با نتایج خروجی مدل جهانی TM3 استفاده شد. عملکرد شبیه سازی ها در پیش بینی غلظت گاز گلخانه ای کربن دی اکسید برای دوره مطالعاتی فوریه و اوت در سال 2010 نشان داد تغییرپذیری مکانی و زمانی متغیرهای هواشناسی دما، باد و رطوبت نسبی با ضرایب همبستگی 92%-86%، 75%-67% و 82%-76% به خوبی شبیه سازی شده است. نتایج ارزیابی نشان داد مدل WRF-GHG با توجه به خطاهای آماری بهتر از مدل جهانی TM3 عمل می کند. متوسط خطای اریبی در هر دو ماه گرم و سرد به ترتیب 79/0- و 45/0 (85/0- و 12/1) در مدل منطقه ای (جهانی) است. نتایج ارزیابی همچنین حاکیست تفاوت موجود بین غلظت های شبیه سازی شده و مشاهدات 2XCO از ماهواره GOSAT می تواند ناشی از فراتخمین گسیل ناشی از فعالیت های انسانی، گسیل اقیانوسی و بهره برداری از سوخت های فسیلی باشد. این مطالعه نشان داد مدلWRF-GHG  قادر است به خوبی بسیاری از ویژگی های مهم میدانهای متغیرهای جوی را در جنوب غربی آسیا (منطقه خاورمیانه - ایران) شبیهسازی کند و استفاده از آن برای مطالعات آتی در این منطقه کارساز است.
    کلیدواژگان: گرمایش جهانی، دی اکسید کربن (2CO)، مدل WRF-GHG، ماهواره GOSAT، مدل TM3، ایران
  • محمد امیری، محمد طالبی، حبیب رحیمی* صفحات 67-84

    در این مطالعه تغییرات زمانی و مکانی پارامترهای لرزه خیزی b-value و Z-value در منطقه شمال شرق ایران پیش از وقوع زمین لرزه های با بزرگای بیش از 5 در این منطقه بررسی شد. برای این منظور، فهرست رویدادهای لرزه ای با بزرگای محلی بیش از 3/0 که بعد از سال 2006 میلادی رخ داده بودند، از مرکز لرزه نگاری کشوری استخراج شد. پس از اعمال پردازش های اولیه که شامل حذف داده های حاصل از انفجارات معدنی، حذف داده های وابسته (پیش لرزه ها و پس لرزه ها) و حذف داده هایی با بزرگای کمتر از حد آستانه کامل بودن فهرست  بود، از داده های باقیمانده برای بررسی تغییرات زمانی و مکانی پارامترهای لرزه خیزی استفاده شد. تایج این مطالعه نشان دهنده آن است که قبل از تمام ده زمین لرزه هدف، دست کم یکی از بی هنجاری های مرتبط با پارامترهای لرزه خیزی مذکور را می توان به صورت گذشته نگر مشاهده کرد. همچنین مشخص شد عمده مناطقی که روند b در آنها در طی زمان کاهشی است و مقدار b کمتر از 1 و هم زمان، مقدار Z بزرگ تر از 3 دارند، مستعد وقوع زمین لرزه های بااهمیت (با بزرگای محلی بیش از 0/5) در آینده هستند. بر اساس نتایج این مطالعه، بین بی هنجاری های مربوط به پارامترهای لرزه ای مذکور همبستگی به نسبت زیادی وجود دارد و در پاره ای از موارد، ضریب همبستگی بیش از 6/0 است. در مجموع، نتایج این مطالعه موید آن است که تغییرات مکانی-زمانی پارامترهای نامبرده را می توان شاخصی موثر برای مناطق مستعد وقوع زمین لرزه های بااهمیت دانست.

    کلیدواژگان: پارامترهای لرزه خیزی، پیش نشانگرهای زلزله، تنش لرزه ای، سکون لرزه ای، شمال شرق ایران
  • مسلم جهانتیغ، حمیدرضا رمضی*، حسین فردوسی، زهرا جعفری صفحات 85-96
    برای تخمین ساختارهای مغناطیسی با استفاده از داده های مغناطیس هوایی روش های مختلفی به کار می رود. در این پژوهش با استفاده از داده های مغناطیس هوایی در محدوده مطالعاتی شهربابک واقع در غرب استان کرمان، ساختارهای مغناطیسی استخراج و با موقعیت اندیس های مس پورفیری در محدوده مورد مطالعه مقایسه شده است. در این پژوهش از داده هایی استفاده می شود که سازمان انرژی اتمی ایران در سال 1977 برداشت کرده است. این داده ها با فاصله خطوط 500 متر و ارتفاع 120 متر برداشت شده اند. جهت استخراج ساختارهای مغناطیسی از فیلترهای برگردان به قطب و زاویه تیلت استفاده و برای اعتبارسنجی نتایج، نقشه های ژئوفیزیکی تهیه شده با موقعیت اندیس های مس موجود، تصاویر ماهواره ای استر و نقشه زمین شناسی شهربابک مقایسه شده است. طبق نقشه زمین شناسی 1:100000 شهربابک، عمده واحدهای پوشاننده محدوده مورد مطالعه از جنس آذرین مافیک هستند و خاصیت مغناطیسی آنها متوسط تا زیاد است، اما بر اساس تفسیر نتایج مغناطیس هوایی، در بخش های عمده ای از این واحدهای آذرین مافیک، اثر مغناطیس زدایی را می توان مشاهده کرد که ناشی از گسترش دگرسانی در محدوده مطالعاتی است. همچنین موقعیت اندیس های مس شناخته شده در محدوده مورد مطالعه سازگاری مناسبی با خط واره ها و توده های مغناطیسی استخراج شده از داده های مغناطیس هوایی دارد. ساختارها و توده های نفوذی موجود در محدوده مطالعاتی شهربابک دو عامل بسیار مهم در کانی سازی مس محسوب می شوند و بر اساس نتایج این پژوهش، استفاده از داده های مغناطیس هوایی نقش موثری در مشخص کردن آنها دارد.
    کلیدواژگان: شهربابک، زاویه تیلت، مس پورفیری، مغناطیس هوایی، برگردان به قطب
  • حمیده امینی* صفحات 97-108
    زمین لرزه اردکول قائن در 20 اردیبهشت 1376 به وقوع پیوست. بزرگای بیش از 7 این زمین لرزه موجب شد توجه متخصصان به آن جلب و طی گزارش هایی جنبه های مختلف آن بررسی شود. ازجمله اطلاعاتی که در برخی از گزارش های منتشر شده وجود دارد، توصیفاتی از میزان تخریب و خسارات ساختمانی و میزان تغییرات محیطی ناشی از رخداد زمین لرزه است. در این مطالعه، با هدف بررسی اثر کامل بودن گزارش های توصیفی زمین لرزه ها، گزارش هایی شامل توصیفات منتشر شده از این زمین لرزه، جداگانه بررسی شدند.    با استناد به نتایج این بررسی، توصیف های دقیق و کامل در هر گزارش زمین لرزه، از ارکان اساسی برآورد دقیق و باکیفیت نتایج است؛ بنابراین توصیه می شود متخصصان رشته های مختلف با درنظر گرفتن هم زمان کلیه تغییرات حاصل از رخداد زمین لرزه، ازجمله میزان تخریب و خسارات ساختمان ها با سازه های مختلف (خشت و گلی، فلزی، بتونی، چوبی و...) و میزان تغییرات محیطی ناشی از رخداد زمین لرزه (جابه جایی، روانگرایی، لغزش و...)، برای هریک از شهرها و روستاهای تاثیرپذیرفته از رخداد زمین لرزه گزارش های جامعی تهیه کنند تا با استفاده از این اطلاعات، علاوه بر تعیین دقیق شدت رخداد، امکان تخمین دقیق تری از پارامترهای مهلرزه ای زمین لرزه نیز فراهم شود.
    کلیدواژگان: زمین لرزه، اردکول قائن، شدت زمین لرزه، اطلاعات توصیفی، ایران
|
  • Seyed Naser Hashemi * Pages 1-17
    In this research, the spatial correlation between the variables representing Bouguer gravity anomaly and seismicity in Iran is evaluated. For this purpose, the gravity anomalies and seismicity data of this region have been analyzed statistically as well as geostatistically, for the period 1975-2021. Based on the findings of this study, it can be concluded that the significant correlation observed between the variables of gravity anomaly variations and the seismicity-related variables, especially the variables related to the frequency of earthquake occurrences, suggests that the gravity anomaly variations can be considered as an affective factor in seismic activity of this region.The Iranian Plateau is one of the most seismically active regions on the Earth because of its geologic and tectonic setting. This plateau is marked by high topography relief and also by great changes in gravitational and isostatic anomalies across it. Many researchers have studied the variations of gravitational anomalies across Iran, and some have pointed to the relationships between these anomalies and seismicity in this region. The Bouguer gravity anomaly is obtained by making the necessary corrections to measurements taken directly from the ground stations, and well reflects the deep density variations in the crust. This anomaly can also clearly show changes in crustal thickness in different regions, such that areas with high crustal thicknesses show negative anomalies and areas with low crustal thicknesses show positive anomalies.In this study, at first, the study region was divided into rectangles with dimensions of 0.5 by 0.5 geographical degrees and then the variables related to the seismicity and gravity anomalies were calculated and computed for each cell. Pearson correlation coefficients between these variables were computed and validated using statistical software Minitab (ver. 16.2.2). Also, maps representing the spatial distribution pattern of these variables were prepared. The remarkable similarity between the spatial patterns of variations of these variables indicates a strong correlation between the Bouguer gravity anomaly and seismicity in this region. The Pearson correlation coefficient values calculated between the variables also confirm this correlation. These values indicate that both variables of average Bouguer anomaly and the range of variations of this anomaly show a significant positive correlation with the seismicity-related variables. This degree of correlation is stronger for the variable of the Bouguer anomaly variation and moreover, this variable is more correlated with the seismicity variables associated with the frequency of earthquakes. In the next step, variograms were prepared.     The results obtained show that among the seismicity-related variables of the region, the b seismicity parameter (from the Gutenberg-Richter relation) has more spatial variability and show high spatial autocorrelation up to long distances. On the other hand, the other variables related to earthquake frequency and magnitude of earthquakes show less spatial autocorrelation. The variograms provided for the two variables representing the bouguer anomaly also show remarkable similarity to the seismicity-related diagrams. This similarity is more pronounced for the variable of the Bouguer anomaly variation. The remarkable similarities of the variograms, along with the similarities of the spatial distribution maps of these variables, may indicate a close relationship between these two series of variables. Finally, it can be concluded that gravitational forces, especially forces caused by isostatic imbalances, can play an important role in the process of earthquake occurrences in Iran.
    Keywords: Seismotectonics, spatial analysis, seismicity parameters, Gravity Anomalies, spatial correlation, Spatial Statistics
  • Saeid Ghazinejad *, Mahshid Abtahi Najaf Abadi, Mehdi Bajelan, Amirreza Masir Pages 18-29

    This article deals with the study of land slide situation on the proposed path of the gas pipe line from Imam zadeh Hashem to Rudehen in Tehran province, using geophysical studies with 3 geophysical methods of one dimentional geoelectrical method, 2 dimentional Geo electrical Induced Polarization and Resistivity (IP & RS) method, and Ground Peneteration Radar (GPR) method. For this purpose, geophysical studies were carried out in the study area (in 70 kilometers east of Tehran and near Rodhan) as follows. In order to measure the changes of Geoelectrical resistivity in the designated place, to check the ground conditions for the gas pipeline in the Imam zadeh Hashem project, to separate the underground layers based on their Geoelectrical resistivity and to diagnose possible fractures, the number of 20 electrical soundings in an irregular network were recorded in the land slide area along ten profiles. After the approximate identification of the land slide area, 2D study was done in two profiles with a pole - dipole arrangement of 380 meters with induction polarization and resistivity (IP-RS) method. In order to obtain more information near the surface at the same time and also to investigate the extension to the depth, 5-meter electrode intervals with a maximum of 8 jumps and 10-meter intervals from 4 to 13 jumps have been used The depth of investigation will be about 50 meters.  Moreover,  Ground Peneteration Radar (GPR) method was performed with the length of 1000 meters in 27 profiles. GPR studies have been conducted with the aim of investigating and determining the location of loosened areas and possible holes in the range. Data acquisition was done using 80 MHz antenna. The results of data acquisition for a total area of ​​1000 meters have been processed by professional software and interpreted by taking into account the environmental conditions and taking into account all the complications in the route of the conducted surveys.    Based on conducted studies, the land slide areas were determined and using Ground Peneteration Radar (GPR), underground cavities were located. With the help of the conducted studies, the range of the main land slide resulting from geophysical studies is determined and land slide prone surfaces are actually formed on the slope of land stratification and the mechanism of slides is planar movement. The main problem is related to the surface prone to upper slippage. Therefore, consolidation and stabilization of anomalous areas were investigated using stability analysis software.

    Keywords: 2D geoelectrics, Induced Polarization, GPR, Landslide, Stability Analysis, Imam zadeh Hashem
  • Monsoure Montahaei *, Mehrdad Sajedi, Elham Zare, Hakim Esmaili Oghaz Pages 31-52

    We investigated an MT dataset composed of 284 broadband (10-4-3414 sec) MT stations along seven profiles to unravel the electrical properties of sub-surface structures in the Nasr-Abad region, west Central Iran. The region is composed of five Tertiary salt diapirs developed along the Abshirin-Shurab strike-slip fault zone. The MT profiles are extended perpendicular to the general trend of the Zagros orogenic belt (in an SW-NE direction) which is one of the main structural elements controlling regional deformation in the Iranian plateau.The analysis of impedance data shows that a more complex conductivity structure is expected beneath the SW of the profile. a shallow conductive layer appears throughout the study region which extends to the deeper part beneath the NE of the profile. Furthermore, The Abshirin-Shurab fault significantly influences the apparent resistivity at the SW end of most profiles.In the next step, we characterize the structural dimensionality of MT data by commonly used Bahr rotational invariants (κ, μ, η, ∑) and the phase tensor skew angle (β). The phase-sensitive skew (η), the regional 1-D indicator (μ), and β skew angle depend on the phase information inherent in the impedance tensor. Therefore, they are affected primarily by large-scale induction anomalies and are immune to low-frequency galvanic distortions. The thresholds assigned for μ, η, and β are 0.1, 0.3, and 3˚, respectively. The skew values calculated from the Nasr-Abad MT data set suggest that the regional conductivity structure is 2D rather than 3D or 1D as the calculated η remains below 0.3 and μ above 0.1. The appropriate category of data is therefore, responses from a regional 2D structure contaminated by galvanic distortion effects.   We applied the phase tensor analysis for regional strike determination. It does not require any assumption about regional conductivity structure, and its results are not susceptible to galvanic distortion. The method determines the electrical strike from the axis direction of phase tensor ellipses. The analysis reveals a scatter pattern of strikes at short periods (<1 sec) due to the small sampling area of EM fields at these periods. As the period increases an strike azimuth, preferentially aligned N30°W is obtained for the regional geoelectric structure.

    Keywords: Magnetotelluric, Dimensionality Analysis, phase tensor, salt diapir, Nasr-Abad
  • Samira Karbasi, Hossein Malakooti *, Amin Fazl Kazemi Pages 53-66
    In the context of global warming and climate change, carbon dioxide (CO2) is known as one of the most important greenhouse gases that has significant effects on the global warming. It is considered as one of the consequences of the accumulation of greenhouse gases. It is very important to control the amount of CO2 emissions and reduce the effects of human activity on climate warming and understanding the spatial and temporal distribution of atmospheric CO2. Due to the coarse horizontal resolution of global transport models, simulation of CO2 concentration in hourly/weekly time intervals and with a good vertical resolution in continental or coastal sites is one of the most important environmental challenges especially in the Middle East.   While compiling information on CO2 emission from different sources, regional numerical simulation with spatial resolution of 30 and 10 km of atmospheric CO2 concentration was carried out using the Weather Research and Forecasting-Chemistry (WRF-GHG) model. XCO2 information retrieved from GOSAT satellite observations was used as accuracy control information and evaluation of simulated results in CO2 column concentration in hot (August) and cold (February) seasons compared to the output results of TM3 global model.  The performance of simulations in predicting the concentration of greenhouse gas carbon dioxide (CO2) for the study period of February and August in 2010 showed that the spatial and temporal variability of meteorological variables have been simulated well with the correlation coefficients of 86-92%, 75-67% and 76-82% for temperature, wind and relative humidity, respectively. The evaluation results showed that the WRF-GHG model performs better than the TM3 global model in terms of statistical errors. On average, the skewness error values in both hot and cold seasons are -0.79 and 0.45 (-0.85 and 1.12) in the regional (global) model, respectively. The evaluation results showed that the difference between the simulated concentrations and XCO2 observations from the GOSAT satellite could be caused by the underestimation of emissions produced by human activities, oceanic emissions, and exploitation of fossil fuels. This study showed that the WRF-GHG model is able to simulate well many important features of the atmospheric variables fields in Southwest Asia (Middle East-Iran region); then its application for future studies in this region is assured.
    Keywords: Global warming, carbon dioxide (CO2), WRF-GHG Model, GOSAT Satellite, TM3 model, Iran
  • Mohammad Amiri, Mohammad Talebi, Habib Rahimi * Pages 67-84

    In the present study, we investigate some statistical features of earthquake precursors, namely the variations of the b-value and Z-value parameters in time and space, before the occurrence of MN≥5.0 earthquakes in northeast Iran. Based on the literature, the b-value of the Gutenberg–Richter distribution is connected to the field of seismic stress, so that it decreases linearly with increasing differential stress and vice versa. Still, a high differential stress at later stages of an earthquake cycle causes failure of large patches. The Z-value parameter is also associated with seismic quiescence periods which imply the regional preparedness for the occurrence of strong earthquakes.    It is worth mentioning that our study covers ten MN≥5.0 target earthquakes that occurred between 2010 and 2022. However, due to the large number of target earthquakes, the text body is focused on one of the events accompanied with all investigated anomalies, namely the 2015 Kashmar MN 5.2 earthquake.    In order to study the anomalies of seismic parameters, an earthquake catalog, reporting post-2006 MN≥0.3 events, was extracted from the Iranian Seismological Center. As the raw catalog includes small size events, it was preprocessed via removing possible non-tectonic events. These events, being mostly quarry blasts, have been statistically recognized by an unrealistic increase in the number of events during working hours (i.e. 6.00 to 16:00 O’clock). Accordingly, the Rq method, implemented in the ZMAP software package, has been used for removing possible quarry blasts. The estimation of seismic parameters has been done by assuming the Poisson distribution of the occurrence of earthquakes. Therefore, dependent events (i.e. aftershocks and foreshocks) were also eliminated from the used catalog, using a declustering procedure. However, in the case of the 2015 Kashmar earthquake, the de-quarrying and declustering procedures remove 6859 events out of 22143. Having estimated the magnitude of completeness (Mc) for the region of the Kashmar earthquake, we removed earthquakes with magnitudes less than Mc=1.8. Furthermore, as earthquake catalogs commonly involve in a sort of temporal fluctuation of Mc which is mostly due to increase in the number of seismographs over time, the stability of Mc=1.8 for the region has also been checked. In total, the residual catalog includes 7606 MN≥1.8 earthquakes over the Kashmar region.    Our results indicate that at least one of the investigated anomalies can retrospectively be observed prior to all target earthquakes. Still, in some cases both anomalies can simultaneously be detected in the space and time domains. Moreover, the results show that regions characterized by both b-value≤1.0 (after experiencing a temporally decreasing trend of b-value) and Z-value≥3.0 are most prone areas for future MN≥5.0 earthquakes. Furthermore, it has been found that there exists a significant correlation between the explored anomalies, so that the correlation coefficient is higher than 0.6 for some cases. In conclusion, our results confirm that temporal and spatial variations of seismicity parameters can somehow be interpreted as effective indicators for the areas prone to earthquakes with significant earthquakes.

    Keywords: seismicity parameters, earthquake precursors, Seismic Stress, Seismic quiescence, Northeast Iran
  • Moslem Jahantigh, Hamidreza Ramazi *, Hosein Ferdowsi, Zahra Jafari Pages 85-96
    Studied area is located in Kerman province, Iran. This area belongs to the Urumia-Dokhtar magmatic arc (UDMA) zone. Several porphyry copper deposits were known in this magmatic arc. UDMA is marked by voluminous Tertiary volcanic sequences of up to 3000 m thickness. It seemed that these Cu occurrences are related to structures, especially major and main faults.In this study, magnetic structures were extracted by using the aeromagnetic data. This data was extracted by Atomic Energy Organization of Iran (AEOI) during 1977 and 1978. The flight lines distance and the sensor altitude were about 500 and 120 m, respectively. Airborne magnetic method is among the most efficient geophysical techniques for the detection of buried anomalies.In the first step, total magnetic intensity map was prepared and reduction to pole transformation was done on it. Reduction to the pole (RTP) is a standard part of magnetic data processing method, especially for large-scale mapping. RTP operation can transform a magnetic anomaly caused by an arbitrary source into the anomaly that the same source would produce if it is located at the pole and magnetized by induction only. Interpretation of magnetic data can further be helped by RTP in order to remove the influence of magnetic latitude on the anomalies, which is significant for anomalies caused by crust. Most of the studied areas are covered by mafic volcanic rocks. These rocks produce moderate to high magnetic anomalies. In some parts, the effect of demagnetization can be observed in these rocks because of the spread of alteration in this area. A low magnetic anomaly is observed in the northern part of the studied area related to sedimentary rocks in this area. In the next step, body magnetic anomalies were extracted from reduction to pole map. A tilt angle filter used to extract magnetic lineaments was applied to the reduction to pole data. Upward continuation filter was implemented at 200 m, 500 m and 1000 m on the tilt angle map and magnetic lineaments were extracted from tilt angle maps. Several magnetic lineaments and magnetic bodies were extracted from magnetic maps (tilt angle maps and reduction to pole maps). There is good correspondence between magnetic structures and copper occurrences. The P-A curve confirms this result.
    Keywords: Tilt, Aeromagnetic, Shahr-e Babak, lineamens, structure
  • Hamideh Amini * Pages 97-108
    Earthquake descriptions documented in various reports are one of the most important datasets to assess the macroseismic intensity distribution of an earthquake and preparing different intensity maps. This information consists of building damages and earthquake environmental effects as macroseismic data points (MDPs). Extracting the macroseismic parameters of the earthquake will be possible using these MDPs. Each location with any information can be considered as a point of the intensity map.    In this study, Ardekul Ghaen earthquake (10 May 1997) was selected to show the effect of using complete dataset to assess the intensity values and prepare the earthquake intensity map. There are several reports for this earthquake. Researchers in different fields in their reports mentioned to various descriptions of this earthquake effects consisting of descriptions on different types of building damages, descriptions on various environmental effects, and information from people who felt the earthquake. For this study, the descriptions published in different reports were collected separately for the cities and the rural areas (MDPs) affected by the earthquake. Totally, about more than 100 locations with various effects from the earthquake were reported for this earthquake. Since the descriptions of all reports were not complete, the intensity values were assessed using all descriptions reported by different references for each MDPs. As the main dataset of this study is MDPs with their intensity values, complete descriptions of each MDP reported by different references were considered for reassessing the intensity values of MDPs. However, the intensity maps were separately prepared for each selected report using their reported MDPs. On the other hands, depending on the reported MDPs, the intensity maps of each report will be different from others. For this study, to show that the effect of completeness of the earthquake reports on estimating the results depends on their datasets, five reports were selected from different reports published. The intensity maps of this earthquake were separately plotted based on each of the selected reports. According to this study, the best report should be the one with more complete information of each MDP affected by the earthquake. It consists of all descriptions related to the building damages or the environmental effects. Thereafter, the earthquake intensity values can be assessed with more accuracy. Moreover, the intensity map of the selected earthquake will also be plotted with more details. If there are enough MDPs, the macroseismic parameters of the earthquake can be also estimated. More MDPs and complete description for each one, more accuracy and high quality estimations.
    Keywords: Earthquake description, Intensity value, Ardekul Ghaen Earthquake, Iran