فهرست مطالب

پژوهش های کاربردی در گیاه پزشکی - سال سیزدهم شماره 1 (بهار 1403)

نشریه پژوهش های کاربردی در گیاه پزشکی
سال سیزدهم شماره 1 (بهار 1403)

  • تاریخ انتشار: 1403/01/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • فاطمه خلقتی بناء*، مجتبی مرادزاده اسکندری، کسری شریفی صفحات 1-12

    پژوهش حاضر برای یافتن کمترین غلظت موثر از قارچ کش میراویس دو® (Miravis Duo®75 SC 200) در مقایسه با قارچ کش سیگنوم® (®Signum) و شاهد (آب پاشی) در کنترل سفیدک پودری گوجه فرنگی با عامل Leveillula taurica، در شرایط مزرعه ای در دو منطقه کرج و مشهد انجام شد. با مشاهده اولین علائم بیماری محلول پاشی آغاز و چهار نوبت در فواصل 11 روزه تکرار شد. یادداشت برداری از کرت های آزمایشی 10 روز پس از هر محلول پاشی، بر اساس درصد پوشش سفیدک پودری روی برگ ها برای پنج بوته در هر تکرار انجام شد. تجزیه واریانس داده ها در هر دو مکان نشان داد که اثر تیمار قارچ کش بر شاخص شدت بیماری (DSI) و مساحت زیر منحنی پیشرفت بیماری (AUDPC) در سطح احتمال آماری 01/0 معنی دار است. در هر دو مکان و در سطح احتمال آماری 05/0، بین اثر تیمار ml/ha700 از میراویس دو® و غلظت های ml/ha 1000 و ml/ha 1200 از این قارچ کش و سیگنوم® در کاهش شاخص شدت بیماری، اختلاف معنی داری وجود داشت، اما بین غلظت های 1000 و 1200 اختلاف معنی داری وجود نداشت. مقایسه تیمارهای مختلف قارچ کش میراویس دو® با تیمار شاهد، نشان داد که پس از اولین ارزیابی در دو مکان، غلطت های ml/ha1000 و ml/ha 1200 از قارچ کش به طور متوسط به ترتیب به میزان 59% و 5/65 % در جلوگیری از بیماری سفیدک پودری گوجه فرنگی موثر بودند که تفاوت معنی داری با تاثیر قارچ کش مرجع (5/57 %) نداشت. بنابراین با رعایت اصل مصرف بهینه قارچ کش، غلظت ml/ha 1000 از قارچ کش میراویس دو® در کنترل سفیدک پودری گوجه فرنگی و در تناوب با دیگر قارچ کش های مجاز قابل توصیه است.

    کلیدواژگان: سفیدک پودری گوجه فرنگی، میراویس دو®، پایدیفلومتوفن، دیفنوکونازول، سیگنوم®، Leveillula taurica
  • اکرم توکلی بردسکن*، سیده عاطفه حسینی، سارا قارونی کاردانی صفحات 15-25

    ویروس پنهان زعفران (Saffron Latent Virus, SaLV)، یک گونه جدید از جنس Potyvirus است که به تازگی در ایران شناسایی شده است. علی رغم اینکه بسیاری از علایم این ویروس مخفی می باشد، اما خسارت آن در مزارع زعفران قابل ملاحظه است. علیرغم شناسایی این ویروس، تاکنون بررسی تبارزایی جدایه های آن بر مبنای پروتئین پوششی صورت نگرفته است. برای بررسی این ویروس تعداد 152 نمونه از برگ، گل  و بنه زعفران های بدون علایم و دارای علایم کوتولگی، زردی و پیچیدگی از مزارع استان های خراسان جنوبی و رضوی، جمع آوری گردید. پس از استخراج RNA ، با استفاده از واکنش زنجیره ای پلی مراز معکوس (RT-PCR) و آغازگرهای اختصاصی مربوط به پروتئین پوششی، حضور SaLV مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد تعداد 92 نمونه از 152 نمونه (معادل 60%) آلوده به ویروس بودند. در نهایت هفت نمونه به عنوان نمونه هایی که برمبنای شهرستان محل نمونه برداری از 92 نمونه تکثیر شده در آزمون زنجیره ای پلی مراز، انتخاب شده بودند مورد توالی یابی قرار گرفتند. بررسی های تبارزایی، بر پایه پروتئین پوششی و با نرم افزار MEGAX، نشان داد که جدایه های این ویروس دو گروه مجزا تشکیل دادند، که جدایه های مورد مطالعه در این تحقیق در گروه دوم قرار گرفتند. از آنجائیکه جدایه های مربوط به یک منطقه و یک محصول در گروه های مختلف پخش شده، بنابراین منطقه جغرافیایی جداسازی و نوع میزبان در تبارزایی ویروس تاثیر گذار نمی باشد. تحقیق حاضر برای اولین بار به ردیابی ویروس از روی گل و بنه زعفران و نیز بررسی تبارزایی جدایه های این ویروس جدید بر مبنای پروتئین پوششی در ایران می پردازد.

    کلیدواژگان: آغازگر اختصاصی، پروتئین پوششی، تبارزایی، تعیین توالی
  • مهدی پورمحمدعلی، حسین معصومی*، جهانگیر حیدرنژاد، اکبر حسینی پور، روح اله عبدالشاهی، محمد جواد آروین صفحات 45-57
    ویروس موزاییک هندوانه (Watermelon mosaic virus, WMV)، یکی از مهم ترین ویروس های کدوئیان است. در این تحقیق واکنش 10 لاین خالص طالبی و هشت لاین خالص هندوانه آجیلی (جابانی) نسبت به WMV در شرایط گلخانه ارزیابی شدند. نتایج نشان داد که از لاین های طالبی، تنها طالبی لاین 2 به دلیل میزان پایین شاخص شدت بیماری و نیز میانگین جذب در آزمون الایزا، متحمل به این ویروس شناخته شد. اما لاین های 3، 5، 6، و 8 طالبی نسبتا حساس و لاین های 4، 7، 10و 11 حساس بودند. از بین لاین های هندوانه، لاین های 2 و 5 حساس ارزیابی شدند. اما در سایر لاین های مایه زنی شده با WMV هیچ گونه علائمی مشاهده نگردید و با شاخص شدت بیماری صفر و نتایج منفی در آزمون های الایزا و RT-PCR در گروه مقاوم به ویروس قرار گرفتند. جهت ارزیابی تاثیر ویروس بر شاخص وزن تر و خشک اندام های گیاهی، لاین های طالبی و هندوانه با WMV مایه زنی شدند. در نتیجه این ویروس به طور معنی داری وزن تر برگ، وزن خشک ساقه، وزن تر و وزن خشک کلی گیاهان بیمار را در مقایسه با گیاهان سالم کاهش داد. نتایج این تحقیق حاکی از آن بود که در ژنوم تعدادی از لاین های طالبی و هندوانه مورد بررسی در این تحقیق از جمله لاین های 1و 2 طالبی و لاین های 1، 3، 6، 7، 8 و 11 هندوانه آجیلی، احتمالا ژن (های) مرتبط با مقاومت نسبت به WMV وجود دارد که بهره گیری از آن ها در برنامه های اصلاحی ایجاد مقاومت برای تولید ارقام مقاوم توصیه می شود.
    کلیدواژگان: ویروس موزاییک هندوانه، کدوییان، لاین های خالص، طالبی، هندوانه
  • کسری شریفی*، آزاده گودرزی، بنفشه صفائی فراهانی صفحات 59-71
    بیماری لکه موجی گوجه فرنگی که عوامل اصلی آنAlternaria alternata ، A. tenuissima و A. solani می باشند، در شرایط آب و هوایی مختلف ایجاد می شود. در این پژوهش کارایی قارچ کش های فلوکساپیروکساد + دیفنوکونازول (داگونیس® SC12.5%)، تتراکونازول + آزوکسی استروبین (آفیانس® SC17%) و ماندی پروپامید + دیفنوکونازول (کریال استار® SC50%) در کنترل بیماری لکه موجی گوجه فرنگی در مقایسه با قارچ کش بوسکالید + پیراکلواستروبین (سیگنوم® WG33.4%) مورد ارزیابی قرار گرفت. قارچ کش های داگونیس® با مقادیر 800، 1000 و 1200 میلی لیتر، آفیانس® 450، 600 و 750 میلی لیتر، کریال استار® 400، 550 و 700 میلی لیتر و سیگنوم® با مقدار 500 گرم در هکتار و تیمار شاهد مورد بررسی قرار گرفت. آزمایشات در استان های فارس و هرمزگان در شرایط مزرعه و در استان البرز در گلخانه انجام شد. ارزیابی تیمارها با توجه به شاخص شدت بیماری و سطح زیر منحنی پیشرفت بیماری محاسبه شد. نتایج نشان داد که قارچ کش های آفیانس® با مقادیر 600 و 750 میلی لیتر در هکتار با کارایی 48 تا 82 درصد، داگونیس® با دوز 1200 میلی لیتر در هکتار با کارایی 50 تا 70 درصد و سیگنوم® به مقدار 500 گرم در هکتار با کارایی 48 تا 75 درصد، عملکرد مناسبی در کنترل بیماری لکه موجی گوجه فرنگی داشتند. اگر چه قارچ کش کریال استار® با مقدار 700 میلی لیتر در هکتار کارایی کمتری (حدود 45-55 درصد) در مقایسه با قارچ کش های مذکور داشت ولی عملکرد آن قابل توجیه است. به این ترتیب قارچ کش های آفیانس®، داگونیس® و سیگنوم® به ترتیب با مقادیر 600، 1200میلی لیتر و 500 گرم در هکتار و قارچ کش کاریال استار در مراحل اولیه بیماری به مقدار 700 میلی لیتر در هکتار قابل توصیه برای کنترل بیماری لکه موجی گوجه فرنگی هستند.
    کلیدواژگان: کنترل شیمیایی، آلترناریا، گلخانه، آفیانس®، کاریال استار®، داگونیس®، سیگنوم®
  • سارا قارونی کاردانی*، محمودرضا کریمی شهری، سمیرا پاکباز صفحات 73-84

    ویروس ای مو (Grapevine virus A; GVA) از اعضای جنس Vitivirus و یکی از مهم ترین عوامل ایجاد روگوز (چروکیدگی) چوب در مو است. در طول سال های 1398 تا 1400، مجموعا 79 نمونه برگی دارای علائم زردی و قرمزی برگ و زوال در تاکستان های استان خراسان رضوی (بردسکن، کاشمر، خلیل آباد و محمدیه)، جمع آوری شد. آلودگی اولیه نمونه ها به GVA با استفاده از آزمون الایزا مستقیم بررسی و تایید نهایی نتایج با آزمون RT-PCR و توسط آغازگرهای اختصاصی پروتئین p10 (ORF5) انجام شد. استخراج RNA از تراشه های پوست سبز ساقه و برگ های جوان مو، با استفاده از بافر CTAB انجام شد. GVA در 14 نمونه، توسط آزمون الایزا تشخیص داده شد و با استفاده از RT-PCR، در 14 نمونه قطعه ای به طول 238 جفت باز از پروتئین p10 تکثیر شد. محصولات تکثیر شده از چهار نمونه پس از خالص سازی از ژل، به حامل pTG19-T الحاق و پلاسمیدهای نوترکیب پس از انتخاب، در هر دو جهت توالی یابی شدند. ترادف های به دست آمده با ترادف های موجود در بانک ژن مقایسه و شباهت نوکلئوتیدی 95-7/85 درصد بود. درخت تبارزائی بر پایه پروتئین p10 نشان داد که چهار گروه اصلی وجود دارند و جدایه های خراسان رضوی در گروه چهارم قرار می گیرند. مقایسه توالی پروتئین p10 جدایه های ایرانی با سایر جدایه ها نشان داد که منطقه پایداری در ناحیه N-ترمینال وجود دارد که شامل موتیف غنی از آرژنین و سپس موتیف انگشت روی است. در استان خراسان رضوی مطالعات زیادی روی سایر ویروس های مو صورت گرفته است، اما این اولین مطالعه در خصوص تبارزایی جدایه های GVA در تاکستان های استان خراسان رضوی می باشد.

    کلیدواژگان: الایزا، تحلیل تبارزائی، موتیف، واکنش زنجیره ای پلی مراز معکوس، ORF5
  • مجتبی مرادزاده اسکندری*، محمدرضا حسینی صفحات 87-95

    بیماری بلایت زودرس سیب زمینی توسط قارچ های Alternaria solani و A. alternata ایجاد می شود. میزان خسارت این بیماری بسیار متغیر و بین %78-5 گزارش شده است. در این پژوهش، تاثیر ترکیبات پروپاموکارب + فنامیدون SC45%، کلرتالونیل WP75%، آزوکسی استروبین + دیفنوکونازول SC32.5%، بوسکالید + پیراکلوستروبین WG33.4%، سیموکسانیل + هیدروکسید مس، بیکربنات سدیم، کلرید کلسیم، ترکیبات بیولوژیک کانگ می و پارس باسیل در کنترل بیماری در آزمایشگاه و گلخانه مورد مقایسه قرار گرفت. به طورکلی، تمام ترکیبات در مقایسه با شاهد، باعث کاهش رشد میسلیومی دو گونه آلترناریا شدند. بیشترین تاثیر در کاهش رشد میسلیومی A. alternata مربوط به آزوکسی استروبین + دیفنوکونازول با غلظت 30 پی پی ام و بوسکالید + پیراکلوستروبین با غلظت 100 پی پی ام بود. سیموکسانیل + هیدروکسید مس با دو غلظت 150 و 200 پی پی ام تنها پنج درصد باعث کاهش رشد میسلیومی این گونه شد. در بررسی های گلخانه ای، آزوکسی استروبین+ دیفنوکونازول با غلظت یک در هزار موثرترین و پارس باسیل نیز با غلظت یک درصد، کم اثرترین ترکیب در کاهش شاخص شدت بیماری ناشی از A. alternata بودند. در مورد A. solani، آزوکسی استروبین + دیفنوکونازول با غلظت 30 پی پی ام، بیکربنات سدیم با غلظت 20000 پی پی ام و بوسکالید+ پیراکلوستروبین با غلظت 100 پی پی ام باعث کاهش %99 رشد میسلیوم شدند. سیموکسانیل + هیدروکسید مس با دو غلظت 150 و 200 پی پی ام به عنوان کم اثرترین ترکیب، حدود %26 مانع از رشد میسلیوم این گونه شد. در گلخانه نیز، آزوکسی استروبین + دیفنوکونازول با غلظت یک در هزار و بوسکالید + پیراکلوستروبین با غلظت 5/0 در هزار باعث کاهش %100 شاخص شدت بیماری ناشی از A. solani شدند. کانگ می با غلظت یک درصد، تنها پنج درصد شاخص شدت بیماری را کم کرد و در عین حال با تیمار شاهد اختلاف معنی داری داشت.

    کلیدواژگان: لکه موجی، آلترناریا، دیفوروبین، سیگنوم، بیکربنات سدیم
  • نیلوفر حاتمی صدر، شهزاد ایرانی پور*، رقیه کریم زاده صفحات 97-109
    زنبورهای پارازیتوئید Ooencyrtus telenomicida وTrissolcus grandis  از جمله عوامل زنده کنترل جمعیت سن گندم  Eurygaster integriceps  هستند. زنبورهای جنس Ooencyrtus به عنوان هیپر پارازیتوئید اختیاری تخم سن گندم یا تخم های پارازیته شده توسط زنبورهای Scelionidae عمل می کنند. ترجیح و انتخاب این زنبورها در بین مجموعه ای از میزبان های با کیفیت های مختلف (تخم های سالم تازه گذاشته شده، دوروزه و چهارروزه سن گندم، تخم تازه پارازیته شده توسط T. grandis، و تخم های پارازیته شده سه، هفت و 10 روزه) بررسی گردید. نتایج نشان داد که در تخم های چهار روزه میزبان، میزان پارازیتیسم بالا بوده، اما زنبورها از تخم پارازیته 10روزه اجتناب کردند. در آزمایش واکنش تابعی، تراکم های مختلف تخم میزبان از  هر یک از هفت گروه مذکور، به مدت شش ساعت در اختیار زنبورهای ماده 72 ساعته بارور بی تجربه قرار گرفتند. واکنش زنبور به تمامی میزبان ها از نوع سوم بود ولی به تخم های پارازیته هفت روزه واکنشی نشان ندادند (پارامترهای غیر معنی دار). بالاترین نرخ پارازیتیسم بسته به تیمار از 7/25 تا 5/46% متغیر بود که در تراکم های پنج الی 9 مشاهده شد و بعد از آن، کاهش رخ داد. زمان دستیابی بین 61/0 تا 83/1 ساعت و حداکثر نرخ حمله  27/3 تا 85/9 تخم میزبان بود. سه تیمار تخم پارازیته شده 10روزه، تخم تازه و تخم چهار روزه بیشترین پارازیتیسم را نشان دادند. نتایج آزمایش واکنش تابعی و ترجیح میزبانی تایید کننده یکدیگر نبودند، لذا مطالعات بیشتر برای تعیین ترجیح و واکنش زنبور به تخم های با کیفیت های مختلف ضروری می نماید.
    کلیدواژگان: نرخ رویارویی، واکنش تابعی، ترجیح میزبانی، برهمکنش پارازیتوئید-میزبان
  • عاطفه آرمک، موسی صابر*، مهدی ارزنلو، فریبا سهرابی صفحات 111-121
    غلات بعنوان منبع عمده و مهم غذایی برای بشر، معمولا پس ازبرداشت تا زمان مصرف در انبار نگهداری شده و مورد حمله آفات انباری قرار می گیرند. یکی از آفات مهم غلات بخصوص گندم، شپشه گندم Sitophilus granarius  است. در این پژوهش، اثر کشندگی دو حشره کش فوزالون و لامبداسای هالوترین،  دو جدایه مختلف از قارچ بیمارگر حشرات، Beauveria bassiana و هم چنین اثر ترکیبی آنها روی شپشه گندم بررسی شد. زیست سنجی حشره کش ها به روش تماس با باقیمانده سمی و زیست سنجی قارچ بیمارگر به روش غوطه وری انجام شد. مرگ و میر حشرات کامل تیمار شده با حشره کش ها پس از 24 ساعت و با جدایه های قارچ بیمارگر پس از ده روز ثبت شد. همچنین اثر اختلاط LC30 حشره کش ها با LC50 قارچ بیمارگر بر مرگ و میر حشرات کامل بررسی شد. مقادیر LC50 فوزالون و لامبدا سای هالوترین به ترتیب g a.i./mlµ 82/2 و 22/0 بدست آمد. مقادیر LC50 جدایه های OZ1 و OZ2 قارچ B. bassiana به ترتیب 104×3/9 و 104×03/9 کنیدی در میلی لیتر بود. نتایج بررسی اثر ترکیبی حشره کش ها و جدایه های قارچ بیمارگر نشان داد که فوزالون و لامبداسای هالوترین اثر سینرژیستی بر کشندگی جدایه های قارچ داشتند. بطور کلی می توان نتیجه گرفت که تیمار اولیه این آفت بوسیله غلظت های پایین حشره کش های فوزالون و یا لامبداسای هالوترین، اثر کشندگی قارچ بیمارگر B. bassiana را تقویت می کند.
    کلیدواژگان: اثرات کشندگی، شپشه گندم، کنترل میکروبی، زهرآگینی، ارگانوفسفات، پایریتروئید
|
  • Fatemeh Khelghatibana *, Mojtaba Moradzade Eskandari, Kasra Sharifi Pages 1-12

    The present study aimed to find out the minimum effective concentration of Miravis Duo®75 (SC 200) fungicide for preventing the progress of tomato powdery mildew disease caused by Leveillula taurica, in comparison with Signum® fungicide under field conditions. Two experiments were performed in Karaj and Mashad using Randomized Complete Block Design (RCBD) with five treatments and four replications. Treatments were three concentarions of Miravis Duo® (700, 1000 and 1200 ml/ha), Signum® (500 g/ha) as reference fungicide and water spraying as the control. Foliar spraying of experimental plots was started as the first disease symptoms appeared and repeated four times at 11 days intervals. The effect of treatments was assessed before each spraying by estimating the percentage of plant foliage covered by powdery mildew for five randomly selected plants in each replication. Analysis of variance of data in both locations showed that the effect of treatments on disease severity index (DSI) and the Area Under Disease Progress Curve (AUDPC) were significantly different (P≤ 0.01). Also in both locations, there were significant differences between 700 ml/ha of Miravis Duo® and the other two Miravis Duo® concentrations of this fungicide (1000 and 1200 ml/ha) as well as Signum® fungicide, in reducing DSI , although  there were not statistically significant difference between  1000 and 1200 ml/ha concentrations.  The efficiency of 1000 and 1200 ml/ha concentrations were 59% and 65.5% respectively compared to the control, which were not significantly different with Signum®. Therefore the minimum effective dose of Miravis Duo ® fungicide for controling tomato powdery mildew is 1000 ml/ha which recommended alternatively with other registered fungicides.

    Keywords: Tomato powdey mildew, Miravis Duo®, Difenoconazole, pydiflumetofen Signum®, Leveillula taurica
  • Akram Tavakoli Bardaskan *, Seyyede atefeh Hosseini, Sara Gharouni Kardani Pages 15-25

    The Saffron Latent Virus (SaLV) is new species in the Potyvirus genus, which has been recently characterized from Iran. Even though most of the symptoms on infected plants remain hidden, it causes considerable damage to saffron fields. There is no data available on the phylogenetic relationship among different strains of this virus based on its coat protein, despite its high incidence and economic significance. To address this, we collected 152 samples of saffron leaves, flowers, and corms from fields in South Khorasan and Razavi Khorasan provinces, both with and without symptoms like stunting, yellowing, and twisting. After extracting RNA, the presence of SaLV was examined using reverse transcription-polymerase chain reaction (RT-PCR) with specific primers targeting the coat protein. The findings revealed that 92 out of 152 samples (60%) were infected with the virus. Subsequently, seven representative samples, each from a selected region were sequenced. Phylogenetic analysis using MEGAX software showed that the virus strains formed two distinct groups, and the strains studied were placed in the second group. Interestingly, strains from the same geographical region and product were distributed among different groups, suggesting that geographical separation and host type did not significantly impact the viral diversity. This study is the first in detecting of SaLV in saffron flowers and corms and pinpointing the diversity of its new strains based on the coat protein in Iran.

    Keywords: Specific Primer, Coat Protein, Phylogenetic analysis, Sequencing
  • Ali Pourmohammad, Hossain Massumi *, Heydarnejad Jahangir, Akbar Hosseini Pour, Rohollah Abdolshah, Mohammad Javad Arvin Pages 45-57
    Watermelon mosaic virus (WMV) is one of the most important viruses of cucurbit plants. In this research, the reaction of 10 cantaloupe and eight watermelon Ajili (Jabani) inbred lines was evaluated under greenhouse conditions against a WMV isolate. Results indicated that only the inbred line of cantaloupe selfing 2 showed a delay in symptoms development which attributed to low disease severity index and average absorbance in ELISA test. Therefore, it was considered as resistant inbred line to the virus. While the inbred lines 3, 5, 6 and 8 were moderately susceptible and 4, 7, 10 and 11 were susceptible to the virus. Among watermelon inbred lines, 2 and 5 were found to be susceptible, whereas other accessions did not show any disease symptoms and also their severity index were recorded to be zero. Furthermore, results of enzyme-linked immunosorbent assay (ELISA) and RT-PCR tests showed that the later accessions are resistant to WMV. To assess the virus's impact on plant biomass, cantaloupe and watermelon inbred lines were mechanically inoculated with the WMV. Results indicated that the susceptible cantaloupes and watermelons against WMV were found to have significantly lower fresh leaves, dry stems and biomass than control plants (non-inoculated). Collectively, the cantaloupe inbred lines 1 and 2 and watermelon inbred lines 1, 3, 6, 7, 8 and 11 used in this study are probably resistant against WMV and can be recommended in breeding programs to establish more resistant crops.
    Keywords: Watermelon mosaic virus, Cucurbitaceous plants, inbred lines, Cantaloupe, Watermelon
  • Kasra Sharifi *, Azadeh Goudarzi, Banafsheh Safaiefarahani Pages 59-71
    Tomato early blight caused by Alternaria alternata, A. tenuissima and A. solani, occurs in a wide range of environmental conditions. Effectiveness of fluxapyroxad+difenoconazole (Dagonis® SC12.5%), tetraconazole+azoxystrobin (Affiance® SC17%) and mandipropamid+difenoconazole (Carial Star® SC 50%) fungicides were evaluated in the control of tomato early blight disease in comparison with boscalid+pyraclostrobin (Signum® WG33.4%) fungicide. Dagonis® at the rates of 800, 1000 and 1200 ml/ha, Affiance® 450, 600 and 750 ml/ha, Carial Star® 400, 550 and 700 ml/ha and Signum® 500 gr/ha and the control group (no fungicide application). The experiments were carried out under the field condition in Fars and Hormozgan provinces, and under greenhouse condition in Alborz province. The disease severity index and area under the disease progress curve were calculated. The results showed that Affiance® at the rates of 600 and 750 ml/ha with 48-82% efficacy, Dagonis® at the rate of 1200 ml/ha with 50-70% efficacy and Signum® at the rate of 500 gr/ha with the efficacy of 48-75% were effective in controlling tomato early blight disease. Although Carial Star® fungicide with the amount of 700 ml/ha was less effective (45-55%) as compared to aforementioned fungicides, but its average efficiency can be justified. Therefore, Affiance®, Dagonis® and Signum® fungicides, at the rates of 600, 1200 ml/ha and 500 gr/ha, respectively, and Carial Star® fungicide (in the early stages of the disease) at the rate of 700 ml/ha are recommended to control tomato early blight disease.
    Keywords: Chemical control, Greenhouse, Alternaria spp, Affiance®, Carial Star®, Dagonis®, Signum®
  • Sara Gharouni Kardani *, MahmoudReza Karimi Shahri, Samira Pakbaz Pages 73-84

    Grapevine virus A (GVA) belongs to Vitivirus genus and is one of the most important causes of wood rugose in grapes. During the years 2019 to 2021, a total of 79 leaf samples showing symptoms of leaf yellowing and reddening from vineyards of Khorasan Razavi Province (including Bardaskan, Kashmar, Khalilabad, and Mohammadiyeh) were collected. The initial infection of the samples to GVA was directly checked using an ELISA test, and the final confirmation of results was performed by RT-PCR with specific primers. Total RNA extraction was performed from scraped bark of young stems using CTAB method. GVA was detected in 14 samples through the ELISA test, and a fragment of 238 base pairs from the p10 protein was amplified in these 14 samples using RT-PCR. The amplified products from four samples were ligated into the pTG19-T vector, and the recombinant plasmids were sequenced bidirectionally. The obtained sequences were compared with the other GVA sequences in GenBank using BlastN tool and the nucleotide similarity was 85.7-95%. The phylogenetic tree based on p10 protein showed there are four main groups, and Khorasan Razavi isolates classified within the fourth group. Comparison of p10-protein sequence of Iranian isolates with other isolates showed there is a conserved region in N-terminal region, which includes an arginine-rich motif followed by a zinc-finger motif. There have been many studies on other viruses of grape in this province, but this is the first study on ithe phylogenyof GVA isolates in the vineyards of Khorasan Razavi province.

    Keywords: ELISA, Motif, ORF5, Phylogenetic analysis, RT-PCR
  • Mojtaba Moradzade Eskandari *, MohammadReza Hosseini Pages 87-95

    Early blight disease on potato is caused by Alternaria solani and A. alternata. The damage rate of this disease is variable and has been reported between 5-78%. In this study, the effect of Propamocarb+fenamidone SC45%, Chlorothalonil WP75%, Azoxystrobin+difenoconazole SC32.5%, Boscalid+pyraclostrobin WG33.4%, Cymoxanil+copper hydroxide, Sodium bicarbonate, Calcium chloride, Cang Mei and Pars Basil in the laboratory and greenhouse was investigated. Generally, all of these treatments inhibited mycelial growth of A. solani and A. alternata. Azoxystrobin+difenoconazole and Boscalid+pyraclostrobin with concentration of 30 ppm and 100 ppm, respectively with 99% had the highest of percentage inhibition on the growth of A. alternata mycelium. The lowest effective treatment in mycelial growth inhibition of this species was Cymoxanil+copper hydroxide with concentration of 150 and 200 ppm. In greenhouse, Azoxystrobin+difenoconazole with concentration 1/1000 and Pars Basil with concentration 1/100 were the most and the least effective treatment in disease severity index of A. alternata, respectively. Azoxystrobin+difenoconazole, Sodium bicarbonate and Boscalid+pyraclostrobin with concentration 30, 20000 and 100 ppm, respectively decreased the growth of A. solani mycelium by 99%. Cymoxanil+copper hydroxide with concentration 150 and 200 ppm as the lowest effective treatment, inhibited the A. solani mycelium by 26%. In greenhouse, Azoxystrobin+difenoconazole and Boscalid+pyraclostrobin with concentration of 1/1000 and 0.5/1000, respectively decreased the disease severity index of A. solani by 100%. Cang Mei with concentration 1/100 decreased the disease severity index of this species by 5% with no difference with the control.

    Keywords: Late blight, Alternaria, Diforobin, Signum, Sodium Bicarbonate
  • Niloofar Hatami Sadr, Shahzad Iranipour *, Roghaiyeh Karimzadeh Pages 97-109
    The parasitic wasps Ooencyrtus telenomicida and Trissolcus grandis are among the most common biocontrol agents of the common sunn pest (CSP), Eurygaster integriceps. The Ooencyrtus spp. act as facultative hyperparasitoids of CSP eggs, which may earlier have parasitized by Scelionidae. The preference and choice of these wasps among hosts of different quality (recently deposited eggs, 2-, and 4d-old eggs, as well as recently parasitized CSP eggs by T. grandis, 3-, 7-, and 10 d-old parasitized eggs) was studied. The results indicated that, unexpectedly, parasitism rate was the highest in 4d-old eggs, while the wasps significantly avoided 10d-old parasitized eggs. The functional response experiments were carried out with the same set of hosts. The 72h-old inexperienced fertile females were confined individually with different host densities for 6h. The response of the wasp to all kinds of the host was a type III response. No response to 7d-old parasitized eggs was evident (non-significant parameters). Depending on the treatment, the highest parasitism rate occurred at densities 5 to 9 which was between 25.7 and 46.5%. The handling time and maximum attack rate ranged between 0.61 - 1.83 h and 3.27-9.85 host eggs respectively. The maximim parasitism rates was observed in the 10d-old parasitized eggs, newly deposited eggs and 4d-old eggs. The results of the functional response and host preference experiments were not confirming, and therefore more studies are still required to reveal the impact of host quality on the parasitoid.
    Keywords: Encounter rate, Functional response, Host preference, Parasitoid-host interaction
  • Atefeh Armak, Moosa Saber *, Mahdi Arzanlou, Fariba Sohrabi Pages 111-121
    Cereals, as the major and important sources of food for humans, are usually stored in warehouses until consumption so they may be attacked by stored products pests. Therefore, it is necessary to prevent the economic damages of such pests as the main issue. One of the important pests of cereals, especially wheat, is the wheat weevil, Sitophilus granarius. In the current study, the sole and combined effects of phosalone, lambda-cyhalothrin and Beauveria bassiana, were studied on wheat weevil. Bioassays of the insecticides were carried out by contact residue exposure method, while B. bassiana bioassay was done by immersion method. Mortality of the adult treated by insecticides was recorded after 24 hours, while the exposure time was 10 days for B. bassiana. Also, the combined effect of the insecticides and the isolates of fungus B. bassiana were evaluated on adult insects. The LC50 values of phosalone and lambda-cyhalothrin were 2.82 and 0.22 µg a.i./ml, respectively, while the LC50 values of OZ1 and OZ2 isolates of B. bassiana were reported to be 9.3×104 and 9.03×104 conidia per ml, respectively. Results of the combined effect of insecticides and B. bassiana isolates showed that phosalone and lambda-cyhalothrin were synergistic for B. bassiana lethality against S. granarius. In general, it can be concluded that the initial treatment with low concentrations of phosalone and lambda-cyhalothrin significantly enhances the killing effect of B. bassiana.
    Keywords: Lethal effect, Wheat weevil, Microbial control, Virulence, Organophosphate, Pyrethroid