فهرست مطالب

حکومت اسلامی - سال بیست و هشتم شماره 4 (پیاپی 110، زمستان 1402)

نشریه حکومت اسلامی
سال بیست و هشتم شماره 4 (پیاپی 110، زمستان 1402)

  • تاریخ انتشار: 1402/12/28
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مهدی متقیان *، غلامرضا پیوندی صفحات 5-24

    با استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران، به تدریج اندیشه قانون‎گذاری مبتنی بر شریعت قوت گرفت. به رغم این، فقدان منظومه فکری مناسب و متقارن جهت پیوند بین قانون و شریعت در بعد تقنینی، مشکلات و ناهم گونی هایی را در عرصه مباحث حقوقی به همراه داشته است و باعث گردیده تا بسیاری از ساختارها و نهادهای موجود، منبعث از شریعت اسلامی نباشد. امری که به نظر می رسد ریشه در عدم تبیین و تعریف صحیح از لوازم قانون‎گذاری عرفی و شرعی دارد.  بر این اساس، موضوع اصلی این پژوهش، بررسی نسبت بین وضعیت قانون‎گذاری فعلی در نظام حقوقی ایران با قانون‎گذاری مطلوب و منبعث از شریعت می باشد. در تحقیق حاضر تلاش گردیده با روش توصیفی تحلیلی، این نسبت-سنجی صورت گرفته و راهکار لازم جهت رهیافت به سمت نظام قانون‎گذاری مطلوب ارائه گردد. نوآوری پژوهش حاضر که کم تر مورد بررسی و دقت قرار گرفته، فهم عدم استقرار صحیح و مطلوب قانون‎گذاری مبتنی بر شریعت، به واسطه فقدان اتصال بین مرحله کشف و استنباط قوانین شریعت و مرحله برنامه ریزی بر اساس قوانین مکشوفه توسط فقها می باشد.   

    کلیدواژگان: قانون‎گذاری، جمهوری اسلامی، نظام جمهوری اسلامی، شریعت اسلامی، فقه اسلامی
  • مهدی مشکی باف مقدم *، مسعود معینی پور صفحات 25-56

     کارآیی اجتماعی هر نهاد در ساختار سیاسی، با توجه به فاصله آن از گرانیگاه آن نظام، با مانایی و توانایی حکومت سیاسی در ترابط اکید است. لهذا ضروری است درگام نخست، کارکردها که ترسیم گر مسیر دست یابی به کارآیی هستند، مورد اهتمام، اصطیاد و اعمال قرار گیرند. امام و رهبر معظم انقلاب از بدو تاسیس نظام دینی با توجه به اهمیت جایگاهی شورای نگهبان، تاکیدی ویژه بر بذل وسع شورا در ساحت کنش اجتماعی علاوه بر رسالت های مقرره قانونی داشتند. با توجه به تکثر و تنوع فرمایشات، نیازی جدی به صورت بندی تحلیلی از کارکردهای اجتماعی شورای نگهبان برای هموارسازی چشم انداز رفتار اجتماعی در راستای معاضدت و نظارت عمومی، امری ضروری قلمداد می شد. به این جهت بررسی و تحلیل فرمایشات امامین انقلاب از بدو تاسیس شورا تا تیرماه 1402 به روش تحلیل مضمون مورد مداقه قرار گرفت و منتج به استحصال 4 عنصر به عنوان رسالت های اجتماعی شورای نگهبان گردید که عبارتند از: نهادینگی جایگاه شورای نگهبان، حراست از جمهوریت و اسلامیت نظام، تثبیت اقتدار اجتماعی شورای نگهبان و تحکیم اعتماد سیاسی اجتماعی به شورای نگهبان. بالتبع تحقق این وظایف به مثابه دال مرکزی تکالیف اجتماعی شورای نگهبان، وظیفه خود شوراست که بایستی سازوکارهای آن تعبیه شده و ماموریت های اجتماعی هم‎طراز ماموریت های فقهی حقوقی صورت پذیرد.   

    کلیدواژگان: شورای نگهبان، کارکردهای اجتماعی، روش تحلیل مضمون، اندیشه های امام، اندیشه های رهبری
  • حسین هوشمند فیروزآبادی *، مهدی معظمی گودرزی، حسین قافی صفحات 57-86

    شیوه حل اختلاف از طریق داوری و تحکیم که در اصطلاح فقهی، قضاوت تحکیمی قلمداد می شود، امروزه در حل دعاوی حقوقی، به دلیل این که شیوه ای سریع، تخصصی و نوعی قضاوت خصوصی بر پایه اراده طرفین محسوب می گردد، شایع و رو به گسترش است.
    در فقه امامیه برخی قائل به عدم جواز هرگونه مرافعه؛ اعم از قضاوت و داوری نزد غیر مسلمانان شده اند و گروهی دیگر همین نظر را به عنوان حکم اولیه اتخاذ نموده اند، اما در حالت اضطرار و انحصار ایصال حق از طریق مراجعه به قاضی یا داور غیر مسلمان و به حکم ثانویه اجازه چنین ترافعی را داده اند. پرسش اساسی این است که با توجه به تفاوت میان قضاوت و داوری و عدم حاکمیت اراده طرفین اختلاف در تعیین قاضی منصوب و به عکس حاکمیت اراده ایشان در تعیین قاضی تحکیم یا داور، آیا وصف مسلمان بودن داور یا داوران یا سازمان های داوری طریقیت دارد یا موضوعیت؟ 
    در این نوشتار، پس از بیان دیدگاه های فقهی مختلف درخصوص امکان ترافع نزد غیر مسلمانان و بررسی ادله هر یک از نظریات، با تفکیک میان احکام ثانویه و اولیه، نظریه جواز رجوع به غیر مسلمان، حتی به حکم اولیه جز در جایی که با اعتقاد به مشروع سازی وی باشد یا منجر به تضعیف حکومت اسلامی یا تقویت حکومت غیر اسلامی شود، تقویت گردیده است.   

    کلیدواژگان: حاکمیت اراده، داوری، قضاوت تحکیمی، قضاوت انتصابی، داوری غیر مسلمان
  • مهدی خطیبی * صفحات 87-110

    سفته بازی در فقه، اصطلاح خاصی محسوب نمی شود و زیرمجموعه بیع و کسب درآمد از طریق خرید و فروش قرار می گیرد. کسب درآمد از طریق سفته بازی و خرید و فروش با روی کرد فقه فردی، فی نفسه جایز است. اما با روی کرد فقه حکومتی (روی کردی که در آن تاثیرات فتوا در نحوه اداره جامعه توسط حاکمیت نیز دیده می شود و پاسخ به استفتا از سوی حاکمیت در جوامع اسلامی معمولا نیازمند چنین روی کردی است) الزاما به همین نتیجه ختم نمی شود. در شرایطی که بسیاری از سودجویان با سفته بازی در بازار ارز، سکه، طلا، مسکن، خودرو و حتی مصالح ساختمانی ثبات بازار را هدف قرار می دهند و زمینه اضرار به میلیون ها نفر از مردم کشور را فراهم می کنند، نمی‎توان به راحتی عمل شان را سفته‎بازی مجاز دانست. نتایج تحقیق حاضر که به روش اجتهادی و با روی کرد فقه حکومتی به سرانجام رسیده نشان می دهد، اگر سفته بازی باعث اختلال نظام شود و جامعه را به سمت بحران سوق دهد و به بی ثباتی بازار و قیمت ها منجر شود، ممنوع است، حتی اگر حاکم شرع حکمی در این زمینه صادر نکرده باشد. هم چنین بر اساس نظریه منطقه الفراغ، حاکم اسلامی می تواند با لحاظ مفاسد مترتب بر چنین معاملاتی یا با احراز مصلحت در ممنوعیت سفته بازی، آن را منع کند.   

    کلیدواژگان: سفته بازی، فقه حکومتی، حکمرانی اقتصادی، اقتصاد اسلامی
  • محمدعلی صادق زاده * صفحات 111-142

    دیپلماسی رسانه ای یکی از ابزارهای موثر قدرت نرم، در برقراری ارتباطات و تعاملات پایدار و هدفمند با سایر ملت ها و افکار عمومی است. باتوجه به اهداف فراملی انقلاب اسلامی در قانون اساسی و اندیشه امامین انقلاب، دیپلماسی رسانه ای در بعد ایجابی می-تواند نقش مهمی در تبیین ارزش های اسلامی و پیام انقلاب از طریق گفتمان سازی اقناع بخشی و مدیریت تصویر در میان مخاطبان خارجی به ویژه جوامع اسلامی ایفا نماید و در بعد سلبی، در تقابل با تهاجم خبری، کژتابی و تبلیغات منفی دشمنان اسلام، انقلاب و ایران، با راهبردی فعال در عرصه تحلیل شبکه ای و تحلیل گفتمان، به آگاهی بخشی و روشن گری بپردازد و بر ادراک و برداشت مثبت مردمان دیگر کشورها از هویت و جایگاه جمهوری اسلامی ایران تاثیرگذار باشد. این مقاله در پاسخ به سوال اصلی که«ابعاد و حیطه های دیپلماسی رسانه ای با تاکید بر دیدگاه های مقام معظم رهبری کدام است؟» این پیش فرض مورد آزمون قرار گرفت که مقام معظم رهبری(مدظله العالی)، به عنوان یکی از محرک های اصلی در چارچوب نظری الگوی حرکت، از نقش مهمی در ارائه راه کارهای بینشی، گرایشی و کنشی در گسترش قدرت نرم و مدیریت جنگ نرم در عرصه های اندیشه پردازی، جریان سازی، شبکه سازی و الگوسازی برخوردار است.   

    کلیدواژگان: دیپلماسی رسانه ای، قدرت نرم، جنگ نرم، اهداف فراملی انقلاب اسلامی، دیدگاه های مقام معظم رهبری
  • هادی طحان نظیف *، محمدصادق داریوند صفحات 143-172

    آزادی تشکیل احزاب سیاسی از آزادی های مقرر در جوامعی است که نظام حقوقی آن، امکان انجام فعالیت های حزبی برای افراد جامعه در قوانین بالادستی آن را دارای اعتبار و رسمیت بداند. پس از تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی، این آزادی در اصل 26 توسط منتخبان ملت تصویب شد. یکی از افرادی که تاثیر فراوانی در روند تصویب این اصل داشته است، شهید بهشتی است. مقاله پیش رو با اتخاذ روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از آثار ایشان، به دنبال پاسخ به این پرسش است که نقش حزب و آزادی تشکیل احزاب در نگاه شهید بهشتی در حکومت اسلامی به چه نحوی است؟ نتایج حاصل از این پژوهش نشان می‎دهد که شهید بهشتی حزب را تجمعی از انسان های معتقد به اسلام و انقلاب می داند که برای انجام کارهای جامعه و کمک به رهبری گرد هم آمده و ضرورت تشکیل حزب، ناشی از نیاز نظام اسلامی به کادر اجرایی است. از نگاه ایشان احزاب به سه دسته اسلامی، غیر اسلامی و ضد اسلامی تقسیم شده و احزاب باید از مشخصاتی؛ مانند پیروی از ولی فقیه، مردمی بودن، نگاهبانی ارزش ها و اعلام صریح مواضع برخوردار باشند.   

    کلیدواژگان: تحزب، آزادی تحزب، قانون اساسی، نظام اسلامی، اندیشه های شهید بهشتی
  • ابوذر مظاهری * صفحات 173-198

    مفهوم ملت یکی از مهم ترین مفاهیم تاریخ و اندیشه معاصر ایران است. از ابتدای قاجار تا نهضت تحریم، واژه «ملت» در ادبیات عمومی، به معنای کیش و آیین به کار می رفت. با شکل گیری جنبش های اجتماعی مردم ایران، به مرور واژه «ملت» به معنای جدید؛ یعنی جمعیتی که دارای یک هویت مستقل هستند، به کار رفت. این مفهوم چنان در تاریخ عینیت یافت که در دوران انقلاب اسلامی به یکی از واژه های کلیدی اندیشه رهبران انقلاب اسلامی تبدیل شد. سوال تحقیق، چگونگی سیر مفهوم «ملت» و تحقق عینی آن در تاریخ معاصر ایران است. یافته های تحقیق نشان می دهد مفهوم جدید «ملت» در ایران معاصر در پی تجربه های بزرگ تاریخی که جنبش های اجتماعی و جریان بیداری اسلامی را رقم زدند،  باورپذیر و امکان پذیر شد. این تجربه ها که ذیل ملت اسلام (به معنای کیش و آیین) شکل گرفت، مردم ایران را به یک «ملت» به معنای جدید تبدیل کرد.   

    کلیدواژگان: مفهوم ملت، ملیت، ملت گرایی، ملی گرایی، اندیشه سیاسی
|
  • Mahdi Mottaghian *, Gholamreza Peyvandi Pages 5-24

    With the formal establishment of the Islamic Republic of Iran, the idea of ‘legislation based on the Divine Law (Shari ҅ah)’ gradually gained considerable strength. Despite this, the absence of a system of thought suitable and symmetrical for making a link between law and Shari ҅ah in respect of legislation has brought about certain problems and heterogeneity in the field of legal debates. This has also caused many existing structures and institutions not to be emanated from the Divine Law, which has its roots in the fact that there has been a failure to properly define and explain the implications of conventional and legal legislation. Accordingly, the main topic of this research work is to ‘examine the relationship between the current state of legislation in Iran’s legal system and the desired legislation originated in the Divine Law.’ Drawing upon the descriptive-analytical method, in the present research, an attempt has been made to conduct this comparative study of both forms of legislation to provide the necessary solution for finding the desired legislative system. The innovative nature of the present research, which has been less carefully investigated, is the insight into the lack of correct and desirable establishment of legislation based on the Divine Law, due to the lack of connection between the stage of discovering and deducing the laws of Shari ҅ah and the stage of planning based on the laws discoverd by the Muslim jurists.

    Keywords: Legislation, Islamic Republic, Islamic Republic System, Islamic Shari ҅Ah, Islamic Jurisprudence
  • Mahdi Meshkibāf Muqaddam *, Masud Moenipur Pages 25-56

    The social efficiency of each institution in a political structure, in regard to its distance from the center of gravity of the system, is closely related to the high level of strength and durability of the political government. Therefore, it is necessary, in the first place, to pay attention to and hold on to the functions that chart the path to achieving efficiency. From the beginning of the establishment of the religious government in Iran, both Grand Ayatullah Imam Khumeini and Supreme Leader of the Revolution, have attached significant importance to the position of the Guardian Council, placed a special emphasis on the efforts of the Council in the field of social action in addition to its legally mandated missions. Considering the multitude and variety of statements put forward by the two Grand Leaders, it was considered essential to formulate an analysis of the social functions of the Guardian Council to smooth the path for the social behavior to interact with other institution in order to promote public support and supervision. For this reason, the review and analysis of the statements of the two Imams (Grand Leaders) of the Revolution from the beginning of the establishment of the council until July 1402 was studied drawing upon content analysis method and this resulted in the extraction of four elements as the social missions  of the Guardian Council, which are as follows: the institutionalization of the position of the Guardian Council, the protection of the republicanism and Islamization of the Islamic government, consolidation of the social authority of the Guardian Council and consolidation of political-social trust in the Guardian Council. Accordingly, the fulfilment of these duties as the central indexes of the social duties of the Guardian Council is marked by the duty of the council itself, whose mechanisms must be established and social missions should be carried out in parallel with the jurisprudential-legal missions.

    Keywords: Guardian Council, Social Functions, Theme Analysis Method, Imam's Thoughts, Grand Ayatullah Khamenei’S Thoughts
  • Hossein Hūshmand Firūzābādi *, Mahdi Moazamigoodarzi, Hossein Qāfi Pages 57-86

    The method of resolving disputes through judgement and arbitration, which in jurisprudential terms is considered adjudication, is popular and widespread nowadays in solving legal claims, because it is a fast, specialized method and a type of private judgment based on the will of the parties. In Twelver jurisprudence, some have held the belief that any lawsuit or litigation – whether judgment or arbitration – is not permissible to be brought before non-Muslims. Another group has adopted the same opinion as the primary ruling, but in the case of emergency and monopoly of recovering a right, they have allowed such a settlement only by referring to a non-Muslim judge or arbitrator with a secondary ruling. The basic question is that ‘taking into consideration the difference between judgment and arbitration and the lack of rule of the will of the disputing parties in appointing a judge authorized by the Infallibles or given reverse situation when the rule of their will in appointing the judge or arbitrator prevails, is the attribution of being Muslim to an arbitrator or arbitrators or arbitration organizations an end in itself or a means (instrument)?
    Having expressed different jurisprudential views regarding the possibility of resolving disputes by referring to non-Muslims, the evidence offered for each of the theories was examined, then by making a distinction between secondary and primary rulings, the existing thesis of the permissibility of referring to non-Muslims was reinforced even on the basis of the primary ruling, except where it is believed this is to legitimize him or lead to the weakening of the Islamic government or the strengthening of the non-Islamic government.

    Keywords: Rule Of Will, Arbitration, Judgement, Non-Muslim Arbitration
  • Mahdi Khaṭibi * Pages 87-110

    Speculation in jurisprudence is not considered a special term but is included in the subcategory of business transaction and earning money through buying and selling. Earning money through speculation and buying and selling is in itself permissible if a personal or individual approach to jurisprudence is taken. However, if governmental approach to jurisprudence is adopted as a result of which the effects of judicial opinion (fatwa) can be traced in the way society is managed by the government, and given the fact that the response to a request for a judicial opinion from the government in Islamic societies usually requires such an approach, it does not necessarily end with the same result. In a situation where many profit seekers set the stability of the market as their target by speculating in the currency, gold, coins, housing, car, and even construction materials market and create the ground for harming millions of people in the country, their actions cannot be easily considered as legal speculation. The findings of the current research which were completed by the method based on independent reasoning (ijtihādi) trying governmental jurisprudence approach to the problem, show that if speculation causes disruption of the system and leads the society to a crisis causing instability of the market and prices, it is prohibited, even if a Muslim well-qualified jurist has not issued a ruling in this regard. Likewise, based on the theory of the “discretionary sphere of the Law”, the Islamic ruler can prohibit speculation considering the corruptions associated with such transactions or by determining expediency in the prohibition of speculation.

    Keywords: Speculation, Governmental Jurisprudence, Economic Governance, Islamic Economy
  • Mohammad Ali Sadeghzadeh * Pages 111-142

    Media diplomacy is one of the effective means of soft power in establishing stable and purposeful communications and interactions with other nations and in exerting influence on public opinion. Regarding the transnational objectives of the Islamic Revolution as stipulated in the Constitution and as found in the thought of the Grand Leaders (Imams) of the Revolution, media diplomacy, as far as its positive dimension is concerned, can play an important role in explaining Islamic values and delivering the message of the Revolution through persuasive discourse and image management among foreign audiences, especially among the Islamic societies. As far as the negative dimension is concerned, in the face of the news invasion, smearing and negative propaganda levelled by the enemies against Islam, the Revolution and Iran, it can raise awareness and enlightenment by taking an active strategy in the field of network and discourse analyses. Also, it can exert crucial influence over the positive perception of the people of other countries as to the identity and position of the Islamic Republic of Iran. In answering the main question, “With emphasis on the views of the Supreme Leader, what are the dimensions and areas of media diplomacy?” this article seeks to examine this assumption that the position of Supreme Leader, as one of the main motives within the theoretical framework of the movement model, is of a crucial role in providing insightful, valuable and factual solutions for the expansion of soft power and soft war management in the fields of thinking, creating new trends, networking, and modeling.

    Keywords: Media Diplomacy, Soft Power, Soft War, Transnational Objectives Of The Islamic Revolution, Supreme Leader’S Views
  • Hādi Ṭahān Naẓif *, Mohammad Sadiq Darivand Pages 143-172

    The freedom to form political parties is one of the widely accepted freedoms in societies whose legal system considers the possibility of party activities for members of the society to be valid and official according to its high-level laws. After the formation of the Assembly of Constitutional Law Experts, this freedom was ratified by the nation’s parliament representatives as stipulated in Article 26 of the Constitution. Shahid Beheshti is one of those people who had a great influence on the process of ratifying this article. Drawing upon descriptive-analytical method and  making use of Ayatullah Beheshti’s works, the following article seeks to answer the question of what is the role of the party and the freedom to form parties in the eyes of Shahid Beheshti in the Islamic government? The findings of this research show that Shahid Beheshti considers the party to be a gathering of people who believe in Islam and the Islamic Revolution, who have come together to settle public (Muslim community) affairs and help the position of leadership, and the necessity of forming the party is due to the need of the Islamic system to executive staff. From his point of view, the parties can be divided into three categories: Islamic, non-Islamic and anti-Islamic, and the parties must meet certain specifications such as following the guardian jurist (as a religious leader), being widely accepted by people (enjoying enormous popularity), maintaining values, and declaring transparency as regards to positions.

    Keywords: Partisanship, Freedom Of Partisanship, Constitutional Law, Islamic System, Shahid Beheshti’S Thoughts
  • Abozar Mazaheri * Pages 173-198

    In the history and contemporary thought of Iran, the concept of ‘nation’ is taken to be one of the most important concepts which, from the beginning of Qajar dynasty until the Persian Tobacco Protest (Movement), was used in general literature to mean religion or faith. With the formation of the social movements of the Iranian people, the word ‘nation’ has gained a new meaning; that is, it has been taken to mean a population that is of an independent identity. This concept was so objectified in history that it became one of the key words in the thoughts of the leaders of the Islamic Revolution during the Islamic Revolution. The research question revolves around “the development of the concept of ‘nation’ and its actual realization in the contemporary history of Iran.” The findings of the research show that, following the great historical experiences that shaped the social movements and resulted in Islamic awakening, the new concept of ‘nation’ in contemporary Iran came to be believed and be made possible. These experiences, which were formed under the Islamic Community or the Nation of Islam (in the sense of religion and faith), turned the Iranian people into a "nation" in a new sense.

    Keywords: The Concept Of Nation, Nationality, Nationhood, Nationalism, Political Thought