فهرست مطالب

پژوهشنامه انقلاب اسلامی
پیاپی 48 (پاییز 1402)

  • تاریخ انتشار: 1403/02/03
  • تعداد عناوین: 9
|
  • اشکان یوسفی، حاکم قاسمی*، فرهاد درویشی سه تلانی، عین الله کشاورز ترک، علی خالقی صفحات 1-26
    هدف

    پژوهش حاضر نقش رسانه در مدیریت افکار عمومی، آینده نگاری راهبردی در حوزه ی سیاستگذاری عمومی رسانه ی ملی نظام ج.ا.ارا بر مبنای رویکردی عمودی و حکومتی، در افقی 14ساله مطمح نظر قرار داده است.

    روش شناسی پژوهش: 

    روش این تحقیق داده بنیاد متکی بر پنل خبرگان (بیست نفر) به منظور تدوین و گردآوری پیشران های کلیدی و موثر در فضای رسانه ای ج.ا.ا به منظور سناریونگاری و مدل سازی مفهومی و بومی از رسانه ی ملی در راستای مهندسی و تحقق آینده ی مطلوب در چارچوب و چشم انداز آینده نگاری راهبردی بر مبنای رویکردی اسلامی- ایرانی است.

    یافته ها

    بر مبنای شناخت پیشران های کلیدی و روش پنل خبرگان، در شش حوزه ی مختلف شناسایی و اولویت بندی شدند و به منظور سناریونگاری درست و اصولی و در نتیجه «تمدن سازی و ترویج الگو و فرهنگ اسلامی-ایرانی» است.

    نتیجه گیری

    تغییرات زیست بوم فرهنگی و اجتماعی-سیاسی و امنیتی جامعه ی ایران سبب شده تا رسانه با چالش ها و تهدیدهای متنوعی روبه رو گردد و این مسئله لزوم شکل دهی به یک مدل بومی پویا را مضاعف می سازد.

    کلیدواژگان: آینده نگاری راهبردی، سیاستگذاری رسانه ای، افق 1414، سناریونگاری، مدل سازی بومی
  • سید مجتبی حسینی، حامد عامری گلستانی*، بهرام یوسفی، فریدون اکبرزاده صفحات 27-43
    هدف

    هدف از این مقاله شناخت و تحلیل یکی از اصلی ترین تهدیدات «نرم» علیه جمهوری اسلامی در گفتمان امنیت آیت الله خامنه ای است. امنیت، همواره یکی از اصلی ترین دال ها در گفتمان ایشان بوده است و ایشان از جنبه های مختلفی به آن توجه داشته اند.

    روش شناسی پژوهش:

     روش این تحقیق تحلیل گفتمان لاکلا موف است.

    یافته ها

    آیت الله خامنه ای «سکولاریسم» را اصلی ترین تهدید نرم جمهوری اسلامی و «تقویت روحیه باورمندی مردم به اسلام»، «عدم انفعال در مقابل پدیده اسلام هراسی»، «آمیختن دانش و دین»، «پاسداری از انقلاب اسلامی» و «توکل به خدا» را وجوه مقابل آن ها می داند که دال های گفتمان امنیت سیاسی ایشان است.

    نتیجه گیری

    در این پژوهش، محور اصلی مقوله «امنیت سیاسی» است که هم با تهدیدات «سخت» مواجه است و هم با تهدیدات «نرم» که در اینجا «سکولاریسم» به عنوان مهم ترین «تهدید نرم» امنیت سیاسی در نظر گرفته شده است. از آنجایی که گفتمان انقلاب اسلامی بر محور دال مرکزی «اسلام سیاسی» صورت بندی شده است، اصلی ترین «غیر» آن را باید «سکولاریسم» در نظر گرفت و این موضوع، به وضوح در گفتمان سیاسی آیت الله خامنه ای «برجسته» شده است و توجه به بعد امنیتی آن، برای شناخت دقیق تر از تهدیدات «نرم» جمهوری اسلامی اهمیت بسیار زیادی دارد.

    کلیدواژگان: آیت الله خامنه ای، امنیت سیاسی، سکولاریسم، گفتمان
  • نیما رضایی*، مجتبی شریعتی صفحات 45-69
    هدف

    گفتمان های امنیتی- نظامی به کنش ها و کردارهای امنیتی- نظامی شکل می دهند. یک گفتمان امنیتی- نظامی حتی به تجهیزات امنیتی- نظامی معنا می بخشد و مشخص می کند که این تجهیزات باید به سمت چه کسی نشانه روند و به سمت چه کسی نشانه نروند. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی گفتمان امنیتی- نظامی اسلام (به عنوان گفتمان مرجع) و گفتمان امنیتی- نظامی جمهوری اسلامی ایران (1368-1401) و بررسی «تحول از» و «تحول در» گفتمان جمهوری اسلامی ایران نسبت به گفتمان اسلام می باشد.

    روش شناسی پژوهش: 

    چارچوب نظری پژوهش حاضر، نظریه تحلیل گفتمان لاکلا و موفه می باشد. در بخش بررسی فرضیه از روش تحلیل محتوای کیفی (با رویکرد استقرایی- آشکار و در شش گام) به منظور بررسی «تحول از» و «تحول در» گفتمان جمهوری اسلامی ایران نسبت به گفتمان امنیتی اسلام استفاده می شود. این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد.

    یافته ها

    یافته های پژوهش حاضر نشان می دهند که گفتمان امنیتی- نظامی اسلام نسبت به گفتمان امنیتی- نظامی جمهوری اسلامی ایران تاکید و اهمیت بیشتری برای «امنیت ایجابی» و تاکید و اهمیت کم تری برای «امنیت سلبی» و «ابزارهای ایجاد و حفظ امنیت» قائل است.

    نتیجه گیری

    در این پژوهش، گام های شش گانه تحلیل محتوای کیفی، استقرایی و آشکار به منظور مشخص شدن حدوث یا عدم حدوث «تحول از» و «تحول در» گفتمان امنیتی- نظامی جمهوری اسلامی ایران نسبت به گفتمان امنیتی- نظامی اسلام پیموده شد. نتیجه آن است که «تحول از» گفتمان امنیتی- نظامی جمهوری اسلامی ایران نسبت به گفتمان امنیتی- نظامی اسلام رخ نداده، لکن «تحول در» گفتمان امنیتی- نظامی جمهوری اسلامی ایران نسبت به گفتمان امنیتی- نظامی اسلام حادث شده است.

    کلیدواژگان: گفتمان امنیتی- نظامی جمهوری اسلامی ایران، گفتمان امنیتی- نظامی اسلام، تحول از، تحول در
  • مرتضی شیرودی*، محمدسجاد شیرودی صفحات 71-90
    هدف

    هدف از این تحقیق نشان دادن: 1. واکنش علمای معاصر به مفاهیم مدرن سیاسی با تمرکز بر امام خمینی(ره)؛ 2. ابداع روش بومی سازی دینی مفاهیم مدرن سیاسی توسط امام خمینی(ره) 3. نحوه بومی سازی دینی مفاهیم مدرن سیاسی در صیانت از مفاهیم سنتی سیاسی از سوی امام خمینی(ره) از مهم ترین اهداف این مقاله است.

    روش شناسی پژوهش: 

    روش این تحقیق نیل به اهداف فوق، روش انتخابی، مدل مفهومی دموکراسی است که در آن، مفهوم دموکراسی در اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) استخراج و سپس برخی از مهم ترین واژگان مدرن سیاسی از باب مشتی از خروار، در آن قالب، مورد بررسی قرار می گیرد.

    یافته ها

    یافت های پژوهش نشان می دهند که مواجهه عالمان دینی دوره معاصر خاصه امام خمینی(ره) با ابزار اجتهاد و در قالب دین صورت گرفته است و روش امام خمینی(ره) در این چارچوب، مبتنی بر یکسان پنداشتن مفاهیم مدرن و سنتی در صورت (شباهت در شکل) و مغایرت دانستن آن دو، در سیرت است.

    نتیجه گیری

    روش منحصر بفرد امام خمینی(ره) منجر به: 1. تاسیس و تداوم نهضت اسلامی و بعد، جمهوری اسلامی بر اساس استراتژی ارحجعیت سیرت اسلامی بر صورت غربی؛ 2. فراهم آمدن عبور از سیرت اسلامی و صورت غربی به صورت و سیرت اسلامی در دوره زعامت آیت الله خامنه ای.

    کلیدواژگان: بومی سازی، مفاهیم مدرن سیاسی، مفاهیم سنتی سیاسی، امام خمینی(ره)
  • سمیه سادات شفیعی* صفحات 91-109
    هدف

    موضوع نقش اجتماعی زنان در جنگ تحمیلی دارای ابعاد و حیطه های مطالعاتی مختلفی است که در گذر زمان مورد غفلت قرارگرفته و از اذهان عمومی دور مانده است. این پژوهش با هدف بیان ناگفته ها، توجه دادن به اهمیت عملکرد حرفه ای کنشگران و تولید دانش بومی در حوزه مطالعات مادری، بر تجربه زنان پرستار مناطق جنگی از مادری کردن تمرکز دارد.

    روش شناسی پژوهش: 

    داده ها هم به کمک مطالعات کتابخانه ای و هم مصاحبه با پرستاران با سابقه مرتبط گردآوری و مورد تحلیل کیفی قرار گرفته است.

    یافته ها

    دو مقوله مادری در خطر و مادری منفصل بیانگر عاملیت آنان در انجام رسیدگی به موقع و مراقبت های بالینی مستمر و صبورانه بوده و نشان از اولویت بخشی به ایفای نقش حرفه ای با وجود فشارهای ناشی از احراز نقش مادری داشته و دلالت بر انتخاب آگاهانه و کنشگری در بزنگاه خطیری دارد. احساس مسئولیت اجتماعی در قبال هموطنان رزمنده و نیز غیرنظامیان مجروح، برخورداری از حمایت اجتماعی خانوادگی و نیز همکاران از جمله وابسته های تجربه مادر- پرستاران در حین ایفای نقش حرفه ای است.

    نتیجه گیری

    فشار ناشی از تعدد نقش و نیز گرانباری نقش، پیامدهای روانی و جسمی گزافی هم در دوره وقوع و هم در شکل ناخوشی های مزمن در سال های متعاقب آن برایشان داشته است. با این همه این مهم که چگونه مادری ورای تصورات، بایدها و نبایدهای ایدئولوژی مادری به عنوان سازه ای اجتماعی از بینش و ارزش های گفتمانی دفاع مقدس تاثیر پذیرفته از یافته های مهم این پژوهش است.

    کلیدواژگان: زنان، نقش اجتماعی، دفاع مقدس، حمایت اجتماعی
  • حسن شمس آبادی*، حسن جلال پور صفحات 111-131
    هدف

    هدف از پژوهش این است که با نظر به رهیافت های فرهنگی انقلاب اسلامی و با بهره گیری از رویکرد توصیفی- تحلیلی؛ جایگاه زنان خراسان در انقلاب اسلامی ایران را مورد بررسی و واکاوی قرار دهد. 

    روش شناسی پژوهش: 

    روش مورد استفاده کتابخانه ای و متکی بر اسناد آرشیوی، روزنامه ها، مجلات و دیگر منابع اسنادی و مدارک منتشر شده است. 

    یافته ها

    یافته های پژوهش نشان می دهند که زنان انقلابی خراسان با شرکت در جلسات مخفیانه و شبانه سیاسی و مذهبی، حضور در راهپیمایی های خیابانی، توزیع اعلامیه های امام، تحصن و اعتصاب در بیوت مراجع، تاسیس حوزه علمیه خواهران و تلاش جهت آزادی زندانیان سیاسی در حوادث مهم سیاسی انقلاب اسلامی در خراسان حضوری پررنگ داشتند، به طوری که واژه «نهضت زنان چادری» به کلمات پرکاربرد در اسناد و گزارش های ساواک خراسان تبدیل شد.

    نتیجه گیری

    در سال های پایانی حکومت پهلوی، خواسته های زنان متدین خراسان دچار تغییرات اساسی شد و آنها خواهان بازگشت امام خمینی(ره) به کشور و تشکیل حکومت اسلامی شدند. حکومتی که از جمله شاخص های آن استقلال، آزادی و رعایت حقوق همه مردم بود و در شعارها و بارها بر آن تاکید شد.

    کلیدواژگان: انقلاب اسلامی، رهیافت فرهنگی، نهضت فرهنگی زنان چادری خراسان، جلسات مذهبی
  • محمد داوند*، شهره شهسواری فرد، سید روح الله میرشفیعی صفحات 133-154
    هدف

    در جریان انقلاب اسلامی ایران و رویدادهای پس از آن، فرهنگی با سبک مدیریتی بسط یافت که از آن به عنوان «کار جهادی» تعبیر گردید. در این راستا نگارنده در صدد است، به تبیین مدیریت جهادی شهید سلیمانی به عنوان یک پارادایم مدیریتی برگرفته از اصول انقلاب اسلامی، بپردازد.

    روش شناسی پژوهش: 

    روش این پژوهش، کیفی از نوع تبیینی- تحلیلی است. شیوه گردآوردی اطلاعات، کتابخانه ای و اسنادی است و ابزار گردآوری داده ها، فیش برداری خواهد بود.

    یافته ها

    از حیث هستی شناسی، مدیریت ایشان در راستای پذیرش حاکمیت و مدیریت خداوند بر تمامی امور دنیا، جهادگرانه (جهاد با نفس و جهاد در عرصه های اجتماعی و راهبردی)، انقلابی (پایبندی به مبانی و اصول انقلاب) و ولایتمدارانه (اطاعت از ولی فقیه) است. از لحاظ معرفت شناسی، اولا مدیریت جهادی شهید سلیمانی در پرتو انقلاب اسلامی قابل شناخت است و منابع شناخت آن تخصص محوری، فرهمندی، دشمن شناسی و شناخت بحران هستند. روش های مدیریت جهادی شهید سلیمانی نیز عملگرایی، بدیل گرایی و زمان شناسی، ارزیابی و بسیج منابع و... هستند.

    نتیجه گیری

    مدیریت جهادی شهید سلیمانی از مکاتب مدیریتی تراز انقلاب اسلامی است؛ چرا که با هدف ارتقاء کیفیت زندگی، مبتنی بر تفکر توحیدی- معنوی، قابل شناخت و بر اساس روش‎های تخصصی و بومی است.

    کلیدواژگان: شهید سلیمانی، مدیریت جهادی، انقلاب اسلامی، توحید، ارتقاء کیفیت زندگی
  • علیرضا فرخی* صفحات 155-172
    هدف

    در ایران بعد از انقلاب اسلامی شاهد شکل گیری چالش های مهمی در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی هستیم. با توجه به ماهیت ایدئولوژیک انقلاب اسلامی، چالش در عرصه فرهنگ یکی از جدی ترین چالش ها است. در این تحقیق به بخشی از این چالش ها که مربوط به یک دهه اخیر است پرداخته می شود.

    روش شناسی پژوهش: 

    با توجه به ماهیت تحقیق از روش تحلیل گفتمان لاکلا و موف استفاده شده است تا زمینه های شکل گیری این چالش به تصویر کشیده شود.

    یافته ها

    تحلیل متون و سخنرانی ها و مصاحبه با رئیس جمهور دولت دهم حکایت از آن دارد که در این دوره شاهد چرخشی اساسی در گفتمان فرهنگی دولت و ایدئولوژی حاکم بر برنامه های فرهنگی آن هستیم. و دولتمردان تاثیرگذار دولت دهم با کنار هم گذاشتن مفاهیمی همچون ناکارآمدی فقه، پایان اسلام گرایی، مکتب ایرانی، دین جهانی و تبادل فرهنگی و ایجاد رابطه (مفصل بندی) بین آنها درصدد ایجاد گفتمان جدیدی بودند که گفتمان غالب را به چالش کشانده و در نهایت هژمونیک شود.

    نتیجه گیری

    نتیجه این چالش به حاشیه رانده شدن گفتمان دولت دهم و هژمونیک شدن گفتمان غالب بود. چالشی که برای دومین بار به صورت جدی در ایران بعد از انقلاب شکل گرفت و در هر دو این گفتمان غالب بود که توانست گفتمان های رقیب را به حاشیه براند.

    کلیدواژگان: تحلیل گفتمان، گفتمان غالب، دولت دهم، لاکلا و موف
  • محمدرضا الفی*، سید محمد معصومی صفحات 173-193
    هدف

    بی اعتمادی سیاسی یکی از بزرگترین چالش های رهبران سیاسی بعد از پیروزی انقلاب‎ها می باشد و انقلاب اسلامی ایران نیز از این قاعده مستثنی نبوده و ممکن است دچار چنین چالشی گردد. از این رو بررسی بی اعتمادی سیاسی به عنوان چالشی تاثیرگذار بر آینده انقلاب اسلامی یکی از اهداف نویسندگان مقاله می باشد.

    روش شناسی پژوهش: 

    تحقیق حاضر با نگاهی تحلیلی-توصیفی و با استناد به نظریه پیپا نوریس و شاخصه های حمایت از اجتماع سیاسی، قانون اساسی، امور اجرایی، نهادها، کنشگران سیاسی و رویکردهای آسیب شناسانه و آینده پژوهی به بررسی بی اعتمادی سیاسی می پردازد.

    یافته ها

    یافته های پژوهش نشان می دهند که دو دسته عوامل درونی و بیرونی از ناکارآمدی دولت ها و دولتمردان، عدم پاسخگویی و مسئولیت پذیری دولتمردان، بی تفاوتی سیاسی مردم، افزایش فساد سیاسی- اداری، توقعات فزاینده جوانان، کانالیزه نشدن خواسته ها از طریق نهادهای مدنی، تشدید دامنه جنگ های شناختی، توسعه فعالیت های فمنیستی در کشور، اندولیزه و بالکانیزه کشور و شبکه سازی برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران و سناریوهای طراحی شده از طریق جنگ‎های شناختی، ایدئولوژیک، اطلاعاتی، عملیات نظامی و غیره دشمنان انقلاب از مهم ترین عوامل ایجاد چالش بی اعتمادی سیاسی در دهه پنجم انقلاب می باشد.

    نتیجه گیری

    نتایج تحقیق بیانگر آن است که ارائه راهکارهای اساسی اثربخش و تدوین راهبردهای کارآمد، توجه عمیق به بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، مدیریت موثر، بهبود و اصلاح وضعیت معیشتی مردم، ارتقاء میزان ثبات اقتصادی و مبارزه با فساد مالی، توزیع عادلانه ثروت، نظارت، موجب تحکیم و تقویت اعتماد سیاسی ملت به نظام سیاسی در دهه پیش رو خواهد شد.

    کلیدواژگان: اعتماد سیاسی، انقلاب اسلامی، بی اعتمادی سیاسی، جنگ شناختی و چالش سیاسی
|
  • Ashkan Yousefi, Hakem Ghasemi *, Farhad Darvishi, Ein Allah Keshavarz Tork, Ali Khaleghi Pages 1-26

    Goal: 

    The Media is considered as significant gateway between the government and the public by virtue of some vital criteria like “Management of the Public Opinion”, “Soft Power” and robust impediment of enemies’ penetration in the targeted context. Accordingly, the current research aims to shed light on the Strategic foresight in the media policy of the Islamic Republic of Iran based on a top-down approach within the next 14 years, i.e. up to 2035.

    Methodology

    “Expert Panel” has been exploited in the current research to extract the key driver forces in order to conceptualize a “Native Model” for Strategic foresight in the media policy of the Islamic Republic of Iran. To achieve the aforementioned goal, the expert panel has been planned and propelled based on a group of 20 experienced experts in this respect. 

    Findings

    the findings of this research based on the expert panels demonstrated 6 fundamental fields which should be taken into account to structuralize, interpolate and prioritize them in the media policy: 1. The management of the content and ICT,2. The audiences’ preferences and the beneficiary groups, 3. Programming, 4.the state-of-the-art management of the media, 5. Competitive environment of the media based on continuous environmental scanning, 6. Administration of human resources and financial capitals. Therefore, the implementation of whole of these key driver forces through a convergent approach; needs Strategic foresight to avoid biased approaches in the media, censorship and finally lay the groundwork for objectification of the Iranian civilization to intensify Iranian’s identity.

    Conclusion

    the results of the existing survey have led to the creation of a conceptual indigenous model through the key driver forces for the Strategic foresight in the media policy of the Islamic Republic of Iran based on the panel of experts to illustrate it for 2035.

    Keywords: Strategic Foresight, Media Policy, 2035, Soft Power, Vernacular Model
  • Sayyed Mojtaba Hosseyni, Hamed گلستانی *, Bahram Yosefi, Fereidon Akbarzadeh Pages 27-43

    The problem of this research is to identify and analyze one of the main "soft" threats against the Islamic Republic in Ayatollah Khamenei's security discourse. Security has always been one of the main indicators in his discourse and he has paid attention to it from various aspects. In this research, the main axis is the category of "political security", which faces both "hard" threats and "soft" threats, where "secularism" is considered as the most important "soft threat" of political security. Since the discourse of the Islamic Revolution is structured around the central sign of "Political Islam", its main "other" should be considered "secularism" and this issue is clearly "highlighted" in the political discourse of Ayatollah Khamenei, and attention to the dimension Its security is very important for a more accurate understanding of the "soft" threats of the Islamic Republic. This research, using the discourse analysis method of Lakla Moff, has reached the following findings Ayatollah Khamenei considers "secularism" the main soft threat to the Islamic Republic and "strengthening the spirit of people's belief in Islam", "non-passivity in the face of the phenomenon of Islamophobia", "mixing He considers knowledge and religion, "protecting the Islamic revolution" and "trust in God" as opposites of them, which are the indicators of his political security discourse.

    Keywords: Ayatollah Khamenei, Political Security, Secularism, Discourse
  • Nima Rezaei *, Mojtabaa Shariati Pages 45-69
    Objective

     Security-military discourses shape security practices and actions. The security discourse even gives meaning to security-military equipment and specifies who these equipment should be aimed at and who should not be aimed at. The security discourse constructs an enemy (or other) country in the form of a discourse. These propositions also apply to the security-military discourse of the Islamic Republic of Iran. The main purpose of the current research is to examine the security-military discourse of Islam (as a reference discourse) and the security-military discourse of the Islamic Republic of Iran (1368-to now) and to examine the "transformation from" and "transformation in" the discourse of the Islamic Republic of Iran compared to the discourse of Islam.

    Methodology

     The methodology of this research is based on Lacla and Mouffe's discourse analysis method. This research is descriptive-analytical. The data required for this research has been collected from library and web-based sources (official and reliable websites). In this research, the articulation of the security discourse of Islam and then the articulation of the security discourse of the Islamic Republic of Iran have been examined, and in the findings section, a qualitative comparison method has been used to examine the "transformation from" and "transformation in" the discourse. The Islamic Republic of Iran is used in relation to the security discourse of Islam.

    Findings

    The security-military discourse of Islam has the master signifier "justice" and 9 moments and the security-military discourse of the Islamic Republic of Iran has the master signifier "maintaining the system" and 9 moments. Although these two discourses have different master signifiers and some of their tenses are different from each other, the qualitative comparison of these two discourses shows that the security-military discourse of the Islamic Republic of Iran has suffered from "the security-military discourse of Islam". The transformation of the "discourse" has not taken place, and it has taken place only according to the temporal and spatial requirements of the "transformation in" the security-military discourse of the Islamic Republic of Iran.

    Conclusion

    The security-military discourse of the Islamic Republic of Iran  derived from the security-military discourse of Islam.

    Keywords: Discourse, The Security-Military Discourse Of The Islamic Republic Of Iran, The Security-Military Discourse Of Islam, Transformation From, Transformation In
  • Morteza Shirody *, Mohammad Sajad Shiroody Pages 71-90

    Target: 

    To show: 1. Reaction of contemporary scholars to modern political concepts with a focus on Imam Khomeini (RA); 2. Inventing the method of religious localization of modern political concepts by Imam Khomeini (RA) 3. The method of religious localization of modern political concepts in the preservation of traditional political concepts by Imam Khomeini (RA) is one of the most important goals of this article.

    Method

    In order to achieve the above goals, the chosen method is the conceptual model of democracy, in which the concept of democracy in the political thought of Imam Khomeini (RA) is extracted and then some of the most important modern political words from Bab Meshti of Kharwar are examined in that format. Placed.

    Findings

    Contemporary religious scholars, especially Imam Khomeini (may Allah be pleased with him), were faced with the tools of ijtihad and in the form of religion, and the method of Imam Khomeini (may Allah be pleased with him) in this framework, is based on considering the modern and traditional concepts to be the same in form (similarity in form) and contrast. Knowing the two is in your nature.

    Conclusion

    Imam Khomeini's unique method leads to: 1. The establishment and continuation of the Islamic movement and later, the Islamic Republic based on the strategy of relegating the Islamic way of life to the West, 2. Passing from the Islamic way of life and the Western face to the Islamic way of life has been achieved during the leadership of Ayatollah Khamenei, the Supreme Leader of the Islamic Revolution of Iran.

    Keywords: Localization, Modern Political Concepts, Naini, Seyyed Jamaluddin, Imam Khomeini (Ra)
  • Somayeh Sadat Shafiei * Pages 91-109

    The issue of the social role of women in the imposed war has different dimensions and fields of study that have been neglected publicly over time. The current research focuses on the activism of women nurses in war zones with the aim of expressing the unsaid, paying attention to the importance of their professional performance and producing local knowledge in the field of motherhood studies, focusing on their experience of motherhood.
    Data were collected and qualitatively analyzed through library studies and interviews with nurses. Their lived experiences were categorized in to two groups: motherhood at risk and divided motherhood. The agency of women in performing timely treatment and patient clinical care, both as a job duty and as a volunteer, has shown a priority to play a professional role despite the pressures of fulfilling the role of a mother during active motherhood and implies a conscious choice and activism in a dangerous situation. Having social responsibility towards the warriors and wounded civilians, social support of family and colleagues, including the major dependents of mother-nurses experience. The pressure caused by the multiplicity of roles, as well as the burden of the role, has resulted in exorbitant psychological and physical consequences both during the occurrence and in the form of chronic illnesses in the following years.
    However, how mothering beyond imagination and guidelines of motherhood ideology as a social structure is influenced by the vision and discursive values of holy defense is the important findings of this research.

    Keywords: Women, Social Role, Sacred Defense, Social Support
  • Hasan Shamsabadi *, Hassan Jalalpoor Pages 111-131

    In the victory of the Iranian Islamic Revolution, different classes of people played a role. Women were prominent among the societies who participated actively and simultaneously with men in the movement of Imam Khomeini and played an important role in spreading the revolution in cities and villages. The question is how the women of Khorasan with the movment that Imam Khomeini since 1340 he had started it they came together and what roles did they play in the victory process of the Islamic Revolution? The used library method is based on archival document and unpublished documents, newspapers, magazines and ther sources. This research based on archival and published documents, and considering the cultural approaches of the Islamic Revolution, avd using a descriptive-analytical approach, tries to examine and analyze the position of Khorasan’s women in the Islamic Revolution of Iran. The findings of the research show that the revolutionary women of Khorasan had a prominent presence in the important political events of the Islamic Revolution in Khorasan by participating in secret political and religious meetings, attending street marches, distributing Imam's leaflets, and participating in strikes of the of religious leaders’ offices, the establishment of Sisters seminary and efforts to free political prisoners so that the word "Chadori Women's Movement" became prevalent in the documents and reports of Khorasan’s SAVAK. In the last years of the Pahlavi regime, the demands of the religious women of Khorasan underwent fundamental changes and they made the return of Imam Khomeini to the country and the establishment of an Islamic government their main goal. A government whose independence, freedom and respect for the rights of all people were among its indicators, and it was emphasized many times in slogans.

    Keywords: Islamic Revolution, Cultural Approach, Khorasan’S Veiled Women Cultural Movement, Religious Meetings
  • Mohammad Davand *, Shohreh Shahsavari Fard, Seyed Rohollah Mirshafiee Pages 133-154
    Purpose

    During the Islamic Revolution of Iran and the events after that, a culture with a managerial style developed, which was interpreted as "Jihadist work". In this regard, the author intends to explain the jihadist management of Martyr Soleimani as a management paradigm derived from the principles of the Islamic Revolution.

    Question:

     In terms of ontology, epistemology and methodology, how does the jihadi management of Martyr Soleimani relate to the strategic requirements of the Islamic Revolution for the science of (jihadi) management?

    Methodology

    The method of this research is descriptive-analytical. The method of collecting information is library and documents, and the tool of data collection will be note-taking tips.

    Findings

    In terms of ontology, his management in line with the acceptance of God's sovereignty and management over all the affairs of the world, Jihadist (Jihad with self and Jihad in social and strategic fields), revolutionary (adherence to the foundations and principles of the revolution) and based on the principles of Wilayah. (obedience to the guardianship of the Islamic jurist). From the point of view of epistemology, first of all, the jihadist management of Martyr Soleimani can be recognized in the light of the Islamic Revolution, and the sources of its recognition are his technocracy, charismatic personality, enemy analysis, and crisis recognition. Martyr Soleimani's Jihadi management methods are pragmatism and alternativeism, time management, courage, mobilization of resources, etc.

    Conclusion

    Martyr Soleimani's jihadi management is one of the management schools of the Islamic Revolution. Because with the aim of improving the quality of life, it is based on monotheistic-spiritual thinking, recognizable and based on specialized and indigenous methods.

    Keywords: Shahid Soleimani, Jihadi Management, Islamic Revolution, Improving The Quality Of Life
  • Alireza Farrokhi * Pages 155-172

    In Iran, after the Islamic revolution, we are witnessing the formation of important challenges in various political, social, economic and cultural fields. Considering the ideological nature of the Islamic revolution, the challenge in the field of culture is one of the most serious challenges. Considering the ideological nature of the Islamic Revolution, one of the most serious challenges is the challenge in the field of culture.
    In this field, we witnessed a hypothetical confrontation between the dominant discourse and a discourse outside the borders of the country, and we also witnessed the formation of a fundamental challenge in the field of culture between the supporters of the Islamic Revolution itself.
     This research addresses part of this challenge that is relevant to the last decade. Due to the nature of the research, Laclau & Moff's discourse analysis method. To illustrate the background to the formation of this challenge. Influential statesmen of the tenth government, by putting together concepts such as the inefficiency of jurisprudence, the end of Islamism and creating a relationship (articulation) between them, sought to create a new discourse that would challenge the dominant discourse . But it was met with an anti-hegemonic reaction from the dominant discourse. The result of this challenge was the marginalization of the discourse of the tenth government and the hegemony of the dominant discourse.

    Keywords: Discourse Analysis, Dominant Discourse, Tenth Government, Laclau, Moff
  • Mohammadreza Alefi *, Mohammad Masumi Pages 173-193

    Political mistrust is one of the biggest challenges faced by political leaders after the victory of revolutions, and Iran's Islamic revolution is no exception to this rule and may face such a challenge. Therefore, the present research examines political mistrust as a challenge affecting the future of the revolution by referring to Pippa Norris's theory and pathological and futurist approaches. Norris explains political distrust by referring to five indicators of support for the political community, the constitution, executive affairs, institutions and political activists. The findings of the research show two categories of internal and external factors: the inefficiency of governments and statesmen, the lack of accountability and responsibility of statesmen, the political indifference of the people, the increase in political-administrative corruption, the growing expectations of young people, the lack of channeling of demands through civil institutions, the intensification of cognitive wars, the development Feminist activities in the country, the Indo-Balkanization of the country and networking to confront the Islamic Republic of Iran and the scenarios designed through the cognitive, ideological, information wars, military operations, etc. of the enemies of the revolution are among the most important factors in creating the challenge of political mistrust in the fifth decade of the revolution. . The results of the research show that providing effective basic solutions and formulating efficient strategies, paying close attention to the statement of the second step of the Islamic Revolution, effective management, improving and reforming the living conditions of the people, improving the level of economic stability and fighting financial corruption, fair distribution of wealth, supervision, It will strengthen and strengthen the nation's political trust in the political system in the coming decade.

    Keywords: Political Trust, Islamic Revolution, Political Distrust, Cognitive War, Political Challenge