فهرست مطالب

نشریه پژوهش های زبان شناسی
سال شانزدهم شماره 1 (پیاپی 30، بهار و تابستان 1403)

  • تاریخ انتشار: 1403/01/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • پریسا نجفی، فریده حق بین*، فرج میر آزادی، سینا احمدوند صفحات 1-24

    پژوهش حاضر به بررسی و تشریح فرایند موضع گیری و مشارکت جویی در نظریه های داوری مربوط به دادگاه خانواده بر  اساس چارچوب پیشنهادی هایلند (2008) می پردازد. در پرونده های مربوط به طلاق، قاضی از هر یک از طرف ها (زن و شوهر) می خواهد که یک داور معرفی نمایند. داور موظف است قضاوت و نتیجه بررسی های خود از وضعیت هر یک از طرف ها را در قالب یک نظریه به قاضی ارائه دهد. در جستار حاضر 36  نظریه داوری برای بحث و بررسی انتخاب شد. 18 نظریه مربوط به داورهای منتخب طرف ها است که نظریه های غیر تخصصی و 18 نمونه مربوط به نظریه داورهای منتخب دادگاه است که نظریه های تخصصی نام می گیرند. پس از بررسی داده ها براساس رویکردهای کمی و کیفی چنین محرز شد که نشان گرهای موضع گیری و (به نسبت کمتری) مشارکت جویی نقش محوری در شکل گیری گفتمان نظریه داوری دارند، به میزانی که به ازای هر 26/59 واژه در پیکره یک نشان گر موضع گیری و مشارکت جویی وجود دارد. همچنین، مقایسه نظریه های تخصصی و غیرتخصصی نشان می دهد که نظریه های تخصصی دارای کفایت توصیفی و تبیینی بیشتری هستند.

    کلیدواژگان: دادگاه خانواده، گفتمانکاوی قضایی، مشارکت جویی، موضع گیری، نظریه داوری
  • اسفندیار طاهری* صفحات 25-38

    در زبان های ایرانی غربی نو شمار جمع در اسم یک مقوله اجباری است و با روش های ساختواژی یعنی افزودن پسوند جمع ساز یا پایانه صرفی به اسم نشان داده می شود و در کنار آن از مطابقه فعلی هم برای نشانه گذاری شمار جمع استفاده می شود. بادرودی از زبان های مرکزی ایران نمونه خاصی است که در آن نه تنها شمار جمع اسم اجباری نیست، بلکه علاوه بر پسوند جمع ساز و مطابقه فعلی روش های دیگری را برای نشانه گذاری جمع به کار می برد. در بادرودی شمار جمع در اسم گاهی با پسوند -u  نشان داده شود؛ اما بیشتر از مطابقه فعلی و مطابقه ضمیری برای نشانه گذاری جمع استفاده می شود. در این میان مضاعف سازی ستاک اسم  نیز روشی است که دست کم درباره اسم های جاندار استفاده می شود. بررسی های این مقاله نشان می دهد در تمام روش هایی که شمار اسم نشانه گذاری می شود، مطابقه فعلی همیشه وجود دارد؛ اما استفاده از پسوند جمع ساز، مطابقه ضمیری و مضاعف سازی اختیاری است. مواردی هم وجود دارد که اسم با هیچ روشی نشانه گذاری نمی شود، که نشان می دهد تمایز شمار در بادرودی مقوله ای اجباری نیست

    کلیدواژگان: شمار، جمع، اسم، بادرودی، زبان های ایرانی
  • مریم پیرزاده، رامین گلشائی*، محمد مومنیان صفحات 39-54

    مطالعات آسیب شناختی ذهن با رویکردی زبان شناختی برروی دوزبانه های مبتلا به اختلالات زبانی ناشی از بیماری آلزایمر زمینه پژوهشی بین رشته ای گسترده ای را در سال های اخیر برای پژوهشگران فراهم آورده است. با این حال، علیرغم وجود این واقعیت که زوال زبان یکی از علائم غالب بیماری آلزایمر است اختلالات زبانی در دوزبانه ها در ارتباط با بیماری آلزایمر به صورت کافی مورد بررسی تجربی واقع نشده است. این پژوهش آزمون محور با هدف بررسی چگونگی تاثیر نام پریشی ناشی از بیماری آلزایمر بر روی مهارت های واژگانی- معنایی زنان دوزبانه تورکی آذربایجانی و فارسی ایرانی صورت گرفته است. به این منظور یک گروه تجربی شامل 20 فرد 55-82 ساله که نمره آزمون کوتاه تعیین وضعیت شناختی آن ها بین 19-23 بود با یک گروه کنترل شامل 20 فرد دچار اختلال شناختی خفیف و با نمره آزمون کوتاه تعیین وضعیت شناختی 23-30 از نظر سن، سن آشنایی با زبان فارسی و تحصیلات رسمی همتا شدند. تولیدات شفاهی زبان هر دو گروه به وسیله تکلیف زبان پریشی دوزبانه نامیدن تصاویر در دو زبان تورکی آذربایجانی و فارسی به طور جداگانه بررسی شد. مقایسه میانگین زمان واکنش به تصاویر محرک در دو زبان نشان داد که بیماری آلزایمر زبان غیرغالب (فارسی) را با شدت بیشتری نسبت به زبان غالب (تورکی آذربایجانی) دچار اختلال کرده است. نتیجه این پژوهش در راستای تایید فرضیه سه انباره در چارچوب انگاره عصب-زبان شناختی پارادی است که بیان می کند دوزبانه ها از دو زیرنظام زبانی با دستور و واژگان مستقل و جداگانه و یک نظام غیرزبانی شناختی برخوردارند.

    کلیدواژگان: بیماری آلزایمر، بررسی آزمون محور، تکلیف نامیدن تصویر، دوزبانه تورکی آذربایجانی و فارسی، عملکرد واژگانی- معنایی
  • شیما صولتی، علی ایزانلو*، اعظم استاجی صفحات 55-77

    بارزترین مشخصه کلامی راست گویی بر اساس تحقیقات گسترده اخیر، مشخصه پیچیدگی است. هدف از پژوهش حاضر بررسی مشخصه پیچیدگی در گفتمان تجربه نزدیک به مرگ بوده و مسئله این است که زیر شاخه های اصلی پیچیدگی در این نوع از گفتمان چیست و آیا پیچیدگی در خاطره افرادی که مدعی تجربه نزدیک به مرگ هستند بیشتر از افرادی است که داستانی دروغین از تجربه نزدیک به مرگ در ذهن می سازند یا خیر. بدین ترتیب با بررسی متن داده ها سه شاخه اصلی برای پیچیدگی مشخص شد که شامل این موارد است: موضوع فرعی اول، با عنوان نمونه سازی، که موضوع اصلی را واضح تر بیان می کند، موضوع فرعی دوم، با عنوان بالقوه سازی، که خود پتانسیل این را دارد که تبدیل به موضوعی اصلی شود و تاکید و تدقیق که اولی شامل مترادف وتکرار و دومی شامل هم پوشانی معنایی و تضاد است. سپس هرکدام از این موارد جداگانه در متن داده های دو گروه، 50 نفر دروغ گو و 50 گزارش تجربه گران تجربه نزدیک به مرگ در برنامه زندگی پس از زندگی، کدگذاری شد. طبق نتایج آماری از مقایسه تولید هر یک از زیر شاخه های پیچیدگی توسط افراد دو گروه مشخص شد که تفاوت در تولید تمام موارد به غیر از مترادف و موضوع فرعی دوم در دو گروه معنی دار بوده و به طور کلی پیچیدگی توسط تجربه گران در ویدئوهای برنامه زندگی پس از زندگی بیشتر تولید شده است.

    کلیدواژگان: تجربه نزدیک به مرگ، دروغ، پیچیدگی، نشانه های کلامی دروغ، جزئیات
  • صدیقه خادمی، محمد دبیرمقدم*، فرشته مومنی صفحات 73-93

    اسکیزوفرنی نوعی بیماری روانی است که عملکردهای شناختی و سطوح مختلف زبان را تحت تاثیر قرار می دهد. گفتمان یکی از حوزه هایی است که در این بیماری به شدت آسیب می بیند. در این پژوهش 11 بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی و 11 فرد سالم از نظر کاربرد نقش های متعلق به فرانقش بینافردی در چارچوب دستور نقشگرای نظام بنیاد مقایسه شدند. مصاحبه های گردآوری شده با استفاده از آزمون های آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان دادند که در گفتمان بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی در مقایسه با افراد سالم از نظر کاربرد قطبیت (بند مثبت و منفی)، وجه نمایی (افزوده وجهی و محمول وجهی)، زمان گذشته و حال، نقش های گفتاری خبری، پرسشی پرسشواژه ای و امری، فاعل، متمم و افزوده حاشیه ای تفاوت معنادار وجود داشت. اما در کاربرد زمان آینده، نقش های گفتاری پیشنهادی و پرسشی بلی/خیر میان گفتمان دو گروه آزمودنی تفاوت معناداری یافت نشد. بنابر یافته های این پژوهش و هم راستا با مطالعات پیشین، تحلیل دقیق گفتمان بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی از طریق نظام های بینافردی می تواند به تفسیر جامع ساختار گفتگو، کیفیت روابط بینافردی و عملکردها و نگرش های آن ها کمک کند. نظام های گفتمان بینافردی می توانند در ارائه نمایه ای از میزان شدت اختلالات عاطفی و اجتماعی و گفتار ناپیوسته در گفتمان بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی به کار روند.

    کلیدواژگان: اسکیزوفرنی، گفتمان، دستور نقشگرای نظام بنیاد، فرانقش بینافردی، وجه، مانده
  • سیمین میکده*، ورنر زومر، سید امیرحسین بتولی صفحات 95-110

    اگرچه پوتامن یک ساختار زیرقشری محسوب می شود، مطالعات تصویربرداری دخالت ناحیه پوتامن چپ را در کارکردهای زبانی مانند پردازش زبان دوزبانه ها نشان داده اند. برخی مطالعات نیز به نقش پوتامن راست در عملکردهای زبانی مرتبه بالاتر اشاره کرده اند. هدف از بازتحلیل حاضر، بررسی نقش پوتامن چپ و راست در درک جملات زبان اول و دوم در افراد دوزبانه با استفاده از روش تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی (fMRI) است. بدین ترتیب، تعداد 36 نفر دوزبانه ترکی-فارسی (21 زن و 15 مرد) که زبان دوم شان را در سن 7 سالگی و به هنگام ورود به مدرسه به طور رسمی آموخته بودند، به روش هدفمند در سال 1398 انتخاب شدند. شرکت کنندگان یک آزمون شنیداری قضاوت دستوری بودگی با پارادایم زبان گردانی جایگزین را اجرا کردند. به دنبال شناسایی فعالیت دوجانبه پوتامن در سطح کل-مغز در FSL، درصد تغییر سیگنال به عنوان معیار «شدت» برای هر شرکت کننده استخراج و در نرم افزار SPSS-26 تجزیه و تحلیل آماری شد. در سطح کل-مغز، نتایج نشان داد که ناحیه پوتامن در نیمکره های چپ و راست در درک نحوی جملات در حین ارائه همزمان محرک های زبان اول و دوم دخالت دارد. علاوه براین، صرف نظر از نوع نیمکره فعال، معناداری اثر دستوری بودگی برای زبان اول و حساسیت بیشتر به محرک های نادستوری زبان اول در مقایسه با محرک های نادستوری زبان دوم مشاهده شد که می تواند دال بر اثر استاندارد تسلط زبان باشد.

    کلیدواژگان: دوزبانگی، درک جمله، پوتامن، زبان اول، Fmri
  • مزدک انوشه* صفحات 111-138

    پوچ واژه ها یا اصطلاحا فاعل های بدلی، عناصری نحوی اند که سهمی در شکل گیری معنای گزاره ندارند و به همین دلیل، نزد بسیاری از زبان پژوهان، از مهم ترین شواهدی به شمار می روند که تصریح می کنند تولید گزاره برپایه یک فاعل و محمول از الزامات نحوی، و نه معنایی، جمله است. هرچند در زبان های ضمیرانداز که تصریف غنی دارند، فاعل های ارجاعی می توانند آزادانه آشکار یا تهی باشند، پوچ واژه ها در چنین زبان هایی غالبا ناملفوظ اند. در نحو زبان فارسی، وجود قاعده درج پوچ واژه موضوع کم وبیش مناقشه برانگیزی در میان زبان شناسان بوده است. برخی از تحلیلگران استدلال کرده اند که این ضمیر غیرارجاعی در نحو زبان فارسی یافت می شود، اما برخی دیگر مدعی شده اند که فارسی فاقد هر دو نوع پوچ واژه آشکار و پنهان است. در پژوهش حاضر در چارچوب برنامه کمینه گرا و براساس مشخصه های مقوله گزینی محمول ها، استدلال می کنیم که شاخص گروه زمان در فارسی باید با یک اسم یا ضمیر پر شود و لاجرم، در آن دسته از محمول های نامفعولی که یک گروه اسمی حامل نقش تتا وجود ندارد، درج پوچ واژه ضمیری الزامی است. اما مهم تر از این نکته، می کوشیم تا به جای ارائه فهرستی تفصیلی از ساخت های حاوی فاعل های بدلی، تعمیمی برپایه آموزه های نظری و شواهد تجربی به دست دهیم تا اعمال قاعده درج پوچ واژه را در ساخت های نحوی فارسی پیش بینی کند. طبق این تعمیم، جایگاه فاعل ساختاری محمول های نامفعولی با پوچ واژه ضمیری پر می شود، اگر و فقط اگر یک گروه اسمی با حالت بازبینی نشده در اشتقاق جمله در دسترس نباشد. در چنین ساختاری اگر پوچ واژه فاعلی ناملفوظ درج نشود، اشتقاق نحوی به دلیل تخطی از اصل فرافکن گسترده فرومی ریزد. این تحلیل که برپایه داده های آن، پوچ واژه ضمیری آشکار در فارسی یافت نشده است، توضیح می دهد که چرا در حالی که اسم های ارجاعی و پوچ واژه ضمیری در توزیع تکمیلی اند، در برخی از اشتقاق های نامفعولی و از جمله در ساخت های ارتقایی، یک گروه اسمی آشکار ظاهرا می تواند در جایگاهی بنشیند که متعلق به پوچ واژه ضمیری پنهان است.

    کلیدواژگان: ساخت پوچ واژه، مشخصه مقوله گزینی، محمول نامفعولی، فاعل ساختاری، اصل فرافکن گسترده
  • هانا حسینی، شجاع تفکری رضایی*، عامر قیطوری صفحات 139-157

    به باور شقاقی (1394) گونه آزاد پی بست ضمیری، یعنی ضمایر منفصل، می توانند در جایگاه هسته گروه اسمی قرار بگیرند؛ اما گونه واژه بستی آنها چنین قابلیتی ندارد. این در حالی است که اگر میزبان حرف اضافه باشد، ضمیر می تواند در جایگاه هسته گروه اسمی قرار گیرد. با توجه به این مسئله، پژوهش حاضر می کوشد تا با استفاده از نظریه صرف توزیعی، به تحلیل فرایند شکل گیری ضمایر منفصل و متصل و ماهیت ضمایر متصل به اسم، حرف اضافه و فعل بپردازد، تا در پرتو آن بتواند دلیل وجود چنین رفتار دوگانه ای را بیابد. این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی انجام می گیرد و فرضیه های آن با استفاده از استدلال های نظری و شواهد زبانی به بوته آزمایش قرار داده می شود. فرضیه اصلی این پژوهش آن است که رفتار متفاوت ضمایر متصل، ریشه در ماهیت و جایگاه ساختاری ویژه آنها دارد؛ در این زمینه همچنین فرضیه وجود نشانه «M» نیز مطرح می گردد؛ این نشانه که حاصل ادغام صرفی میان تکواژ پایه و ضمیر است بر روی هسته ضمیر متصل هویدا می گردد. یافته های این پژوهش ضمن اثبات وجود نشانه «M»، تمایز ساختاری و ماهیتی ضمایر متصل به میزبان های مختلف را تایید می کند.

    کلیدواژگان: ضمیر، صرف توزیعی، واژه بست، مطابقه مفعولی، ادغام صرفی
  • بهاره قلیچ خانی، آزیتا عباسی* صفحات 159-184

    ترکیب یکی از زایاترین فرایند های واژه سازی است. با توجه به وجود و یا نبود هسته، واژه های مرکب به دو طبقه واژه های مرکب درون مرکز و واژه های مرکب برون مرکز دسته بندی می شوند. این مقاله به بررسی اسم های مرکب برون مرکز فاقد پایه فعلی زبان فارسی در چارچوب صرف ساخت محور بوی (2010) و کشف روابط معنایی موجود در طرحواره های ساختی براساس انگاره های روابط معنایی جکندوف (2010) و گیرجو و همکاران (2005) می پردازد. داده های پژوهش از فرهنگ معاصر فارسی (1381)، رسانه ها و گفت وگوهای روزمره جمع آوری شده اند که حدود 450 واژه را شامل می شود. اسم های مرکب برون مرکز در دو طبقه بندی متفاوت بررسی شده اند. طبقه بندی اول براساس رابطه معنایی میان هسته معنایی و اجزای درونی واژه های مرکب انجام شده است که با توجه به داده های پژوهش، 9 رابطه معنایی میان هسته معنایی و اجزای درونی واژه های مرکب، و 11 رابطه معنایی میان اجزای درونی واژه ها یافت شد. طبقه بندی دیگر با توجه به هسته معنایی بیرونی صورت گرفته است تا بتوان با استفاده از آن، الگوهایی برای ساخت اسم «ابزار، گیاه، حیوان، مکان، خوردنی، جزئی از چیزی، شغل، تخصص، مقام اجتماعی، جایگاه شغلی، وضعیت شخص، بیماری، ماده، علامت، وزن موسیقی/شعر، شکل هندسی، شیء، دعا و بازی» در زبان فارسی به دست داد.

    کلیدواژگان: اسم مرکب برون مرکز، مدل بوی (2010)، روابط معنایی، صرف ساخت محور، طرحواره ساختی
  • معصومه کرمانی، فرهاد ساسانی* صفحات 185-208

    تنوع صورت های فعلی از نظر زمان، وجه و نمود در بند شرط و بند پیامد در ساخت های شرطی فارسی پیچیدگی های زیادی دارد. این پیچیدگی ها بویژه در امر آموزش زبان فارسی برای درک و تولید فارسی آموزان مشکل آفرین است. اگرچه فهرست هایی از گونه های ممکن از ساخت شرطی در نوشته های مختلف آمده است، ولی به نظر می رسد هیچ کدام فهرست کاملی از این تنوع فراوان نیست، و ساخت های متعددی از نظر دور مانده است. همین ارائه ی یک الگوی کامل برای شرط در زبان فارسی و در نتیجه آموزش آن را ناقص می گذارد. وانگهی لحاظ نشدن این ساخت های موجود تحلیل معنایی و کاربردی آن ها را دچار مشکل می کند. از این رو، پس از بررسی اولیه و مشاهده ی ساخت هایی دیگر، تلاش شد تمام الگوهای ممکن برسی شود. بنابراین برای بررسی صورت های فعلی در بندهای شرط و پیامد در ساخت های شرطی فارسی، پیکره ای با حدود 400 جمله ی مرکب شرطی از گونه های گفتاری، گفتار نوشتاری (چت نویسی) و نوشتار معاصر گردآوری شد تا ترکیب های ممکن و امکانات گوناگون نمود صورت های فعلی در دو بند شرط و پیامد بررسی شود. پس از بررسی و دسته بندی یافته ها، مشخص شد امکان نمود 10 صورت فعلی در بند شرط با 4+44 نوع ساخت شرطی و10  صورت فعلی در بند پیامد با 4+44 نوع ساخت شرطی وجود دارد. در نتیجه، نمونه های تازه ای از ترکیب بند پیامد و بند شرط در ساخت شرطی فارسی یافت شد.

    کلیدواژگان: شرط، صورت فعلی، ساخت دستوری، زبان فارسی
|
  • Parisa Najafi, Farideh Haghbin *, Faraj Mirazadi, Sina Ahmadvand Pages 1-24

    The present study examines and describes the process of stance-taking and engagement in the arbitration theories related to the family court grounded on Hyland’s (2008) approach to voice and stance-taking. In divorce cases, the judge asks each of the parties (wife/husband) to nominate an arbitrator who is supposed to present the result of his/her considerations on each of the parties to the judge in terms of a theory. In this research, 36 arbitration theories were selected for discussion and analysis. Eighteen theories are related to the arbitrators selected by the parties, which are non-specialist theories, and eighteen cases are related to the theory of court-selected arbitrators, which are called specialized theories. After examining the data based on quantitative and qualitative approaches, it was found that stance markers and (to a lesser extent) engagement markers have a pivotal role in the formation of the discourse of arbitration theory. This goes to the extent that for every 59.26 words in the corpus, there is one stance and engagement marker. Likewise, the comparison of specialized and non-specialized theories shows that specialized theories have more descriptive and explanatory sufficiency.

    Keywords: Arbitration Theory, Engagement, Family Court, Judicial Discourse Analysis, Stance
  • Esfandiar Taheri * Pages 25-38

    In New Western Iranian languages, plurality is an obligatory category, and it is marked both morphologically and syntactically; however, Bâdrudi, as a central Iranian language, has a special status among Iranian languages. Insofar as the plural number is not an obligatory category and only appears alongside the plural suffix and verb agreement, this language uses other ways to mark plurality. This article examines some features of plurality in the Bâdrudi. Findings indicate that in Bâdrudi, the plurality is marked by the suffix -u, but mostly noun plurality is marked syntactically by verb agreement and pronominal agreement. The reduplication of noun stem is another way to mark plurality in animate nouns. In all the ways through which the plural number of nouns is marked, the verb agreement is always obligatory. This is but the use of the plural suffix, pronominal agreement, and reduplication are optional. There are also cases where the noun is not plurally marked in any way. This means that the distinction of number is not an obligatory category in Bâdrudi.

    Keywords: Number, Plurality, Noun, Bâdrudi, Iranian Languages
  • Maryam Pirzadeh, Ramin Golshaie *, Mohammad Momenian Pages 39-54

    Adopting a linguistic approach to the pathology of the mind on bilinguals afflicted with aphasia caused by Alzheimer's disease (AD) has given rise to a wide array of interdisciplinary research in recent years. However, bilinguals’ language impairments in AD have not been appropriately experimentally investigated while language deterioration has always been a frequent symptom of AD. A task-based research in this study has been conducted to investigate the effect of Anomic Aphasia caused by AD on the lexico-semantic skills of Iranian Azerbaijani Turkish-Persian bilingual women. To this end, the experimental group (AD) with 20 participants with Mini-Mental State Examination (MMSE) test scores in the range of 19 and 23 were matched in terms of age, age of familiarity with Persian language, and formal education. There was also a control group consisting of 20 participants with Mild Cognitive Impairment (MCI) and having MMSE test scores in the range of 23 and 30. The verbal productions of both groups were evaluated by the Bilingual Aphasia Picture Naming Task (BAT) in the Azerbaijani Turkish and Persian languages separately. Comparing the average reaction times (RTs) to the stimulus pictures in two languages showed that AD affected the nondominant language (Persian) more severely than the dominant language (Azerbaijani Turkish). The results of this research are consistent with the three-store hypothesis in the framework of the Neurolinguistic Notion of Bilingualism maintaining that bilinguals have two language subsystems, each of which has an independent and separate grammar and vocabulary, and a non-linguistic cognitive system.

    Keywords: Alzheimer’S Diseases, Azerbaijani Turkish-Persian Bilinguals, Lexico-Semantic Processing, Picture Naming Task, Task-Based Analysis
  • Shima Solati, Ali Izanloo *, Azam Estaji Pages 55-77

    The purpose of this article is to find complications in Farsi discourse of Near-Death Experiences (NDE). We first examined the main categories of complications and then compared them in the stories of those who claimed to have near-death experience and those who were asked to fabricate a story about it. Through studying the stories of both groups, we found that complications in the discourses on near-death experience can be divided into three main categories: exemplifying, which is a secondary topic mentioned to make the main topic clear; potentializing, which is a secondary topic with a potential to turn into a main topic and, emphasis and scrutinizing; the former includes synonyms and repetitions, and the latter includes antonyms and words with overlapping meaning. Each of these categories were coded in the stories of 50 liars and 50 near-death experiencers from the TV program life after life. Except for the potentializing category and synonyms, statistics showed that there is a statistical difference between the two groups in terms of producing complications. We realized that liars produced fewer complications but near-death experiencers from the TV program produced more complications.

    Keywords: Complications, Lie, Near-Death Experience, Verbal Cues To Deception, Details
  • Sedigheh Khademi, Mohammad Dabir-Moghaddam *, Fereshteh Momeni Pages 73-93

    Schizophrenia is a mental illness that affects its patients' cognitive functions and different levels of language. Discourse is one of these levels that is severely affected by this disease. In this research, 11 schizophrenic patients and 11 healthy individuals were compared using the interpersonal metafunction in Halliday’s systemic functional grammar. To collect data, we used The Persian Aphasia Battery, Western Aphasia Battery, Boston Diagnostic Aphasia Examination, the story “Frog, where are you?” and questions such as “tell one of your good and bad memory, talk about Nowruz, etc.”. We employed SPSS software to analyze the data.  The findings showed that there was a significant difference in the speech of patients with schizophrenia compared to healthy people in terms of the use of items such as polarity, modality, past and present tenses, declarative, WH-interrogatives and imperative speech functions, subject, complement and circumstantial adjuncts. However, no significant difference was found in the use of future tense, yes/no interrogatives and suggestion speech functions. According to the findings of this research and in line with previous studies, interpersonal speech systems can be used to provide a profile of the intensity of emotional and social disorders and incoherent speech in schizophrenic patients.

    Keywords: Schizophrenia, Discourse, Systemic Functional Grammar, Interpersonal Metafunction, Mood, Residue
  • Simin Meykadeh *, Werner Sommer, Seyed Amirhossein Batouli Pages 95-110

    The putamen is a subcortical structure. However, neuroimaging studies have demonstrated the involvement of the left putamen in other language functions such as bilingual language processing. Some studies have also shown the role of the right putamen in higher-order language functions. The present reanalysis aims to investigate the role of the bilateral putamen during the L1-L2 sentence comprehension in bilinguals using functional magnetic resonance imaging (fMRI). Hence, 36 Turkish-Persian bilinguals (21 females and 15 males), who had acquired their second language at the age of seven after entering school, were selected in a purposive sampling method to perform an auditory grammaticality judgment task within an alternative language switching paradigm. After detecting the activity of the bilateral putamen at the whole-brain level, in FSL, percent signal change was extracted per participant as an intensity measure and analyzed statistically in SPSS. At the whole-brain level, the findings demonstrated that the bilateral putamen was involved in the comprehension of syntactic structures during the alternating presentation of L1 and L2 stimuli. In addition, regardless of the hemisphere involved, the significant grammaticality effect for L1 as well as the increased sensitivity for L1-violation stimuli compared to L2-violation stimuli may imply the standard language dominance effect also in the putamen.

    Keywords: Bilingualism, Sentence Comprehension, Putamen, L1, Fmri
  • Mazdak Anoushe * Pages 111-138

    Expletives, or the so-called dummy subjects, are syntactic objects that contribute nothing to the semantics. For many linguists, these elements constitute the strongest argument of the requirement for propositions to be built from a subject and a predicate, that the subject necessitated by the syntactic motivation, not by semantic one. While referential subjects may optionally be overt or null in pro-drop languages, it is well-known that they generally lack overt expletives. Whether expletive insertion rule applies to some derivations has been a rather controversial issue in the Persian syntax. Some linguists argue that non-referential pronoun exists in Persian, however, some others claim that there are no overt or covert expletives in this language. Based on the categorial-selectional features of predicates and within the framework of minimalism, I argue that in Persian the Spec of TP is obligatorily filled by a noun or pronoun, so expletive constructions are found with some unaccusative predicates, where there is no theta marked Noun Phrase. More importantly, and at a more theoretical and empirical level, I attempt to provide a kind of generalization about the application of expletive insertion rule within certain constructions. According to this generalization, the subject position of an unaccusative predicate may be filled by an expletive pronoun if and only if a NP with an unchecked case feature is not accessible. In this case, if there is no null expletive subject, then the EPP will filter the sentence out. While the referential nouns and pleonastic pronouns are in complementary distribution, such an account which requires that a predicate be able to select different kinds of categorial features explains why in some unaccusative derivations, including raising constructions, an overt NP can apparently be inserted in the position occupied by a covert expletive pronoun.

    Keywords: Expletive Construction, Categorial-Selectional Feature, Unaccusative Predicate, Structural Subject, EPP
  • Hannah Hosseini, Shoja Tafakkori Rezayi *, Amer Gheitury Pages 139-157

    Persian independent pronouns can be considered as the head of noun phrases) Shaghaghi, 2015). However, the head of the noun phrase with a prepositional phrase (preposition + pronominal clitic) can be occupied by a pronominal clitic. To deal with this dual behavior, we adopt distributed morphology, developed by Halle & Marantz (1993), to analyze the internal structure of dependent pronouns or pronominal clitics. This research draws upon descriptive-analytical method, and the data come from Persian language. In this paper, theoretical arguments as well as linguistic evidence will be employed to examine the hypotheses. We suggest that the so-called “pronominal clitics” are actually different elements with different semantic features and structural relationships. Finally, we argue that the (M) index, as a secondary product of morphological merger (Merger) between the two heads, is supposed to be the distinctive element of the dependent pronouns, not of the independent pronouns.

    Keywords: Clitics, Distributed Morphology, Pronominal Clitics, Object Agreement, Morphological Merger
  • Bahareh Ghelichkhani, Azita Abbasi * Pages 159-184

    Compounding is one of the most productive word-formation processes through which new words are formed. Concerning the semantic headedness, compounds are divided into endocentric compounds and exocentric compounds. This article examines Persian exocentric non-verbal compound nouns based on construction morphology theory (Booij, 2010) and explores the semantic relations in constructional schemas based on the semantic relations models of Jackendoff (2010) and Girju et al. (2005). The data is comprised of nearly 450 words and have been collected from Farhang Moɑser: Contemporary Persian Dictionary (1381) as well as media and daily conversations. According to the data, there were 9 semantic relations between the semantic head and the inner constituents of the noun compounds. Besides, there were 11 semantic relations between the inner constituents. Based on the derived constructional schemas, it was found that patterns produce the nouns of "instrument, plant, animal, location, food, part of something, job, profession, social status, job hierarchy, disease, material, sign, rhythm of a music/poem, geometric shape, object, prayer, game"..

    Keywords: Booij’S Construction Morphology, Constructional Schemas, Exocentric Non-Verbal Compound Noun, Semantic Relations
  • Masoumeh Kermani, Farhad Sasani * Pages 185-208

    Persian verb forms in conditional constructions and consequence clauses are complicated in terms of tense, modality. The various verb forms can be problematic in teaching Persian to foreign language learners in understanding and using them. Although there are lists of possible types of conditional constructions of Persian, it seems that none of them provides an exhaustive list of all variations. Therefore, the objective of this research was to provide a more comprehensive classification of TMA (tense-mood-aspect) of verb forms in conditional constructions from a corpus of about 400 compound conditional sentences collected from a vast number of sentences of dialogues and other spoken discourses, chat communications, and contemporary written texts. After investigating and classifying various manifestations of verb forms in both conditional and consequence clauses, it was turned out that there are 10 verb forms in conditional clauses forming 44+4 types of conditional constructions, and 10 verb forms in consequence clauses forming 44+4 types of conditional constructions: 44 different combinations of conditional and consequence clauses, and 4 types conditions with just conditional clause Therefore, new uses of verb forms in Persian conditional constructions were found.

    Keywords: Conditional, Verb Form, Grammatical Structure, Persian Language