فهرست مطالب

نشریه جامعه شناسی آموزش و پرورش
سال دهم شماره 1 (پیاپی 21، بهار و تابستان 1403)

  • تاریخ انتشار: 1403/06/29
  • تعداد عناوین: 34
|
  • فاطمه رادپور، بهزاد فرخ سرشت*، داود کیاکجوری، حسینعلی تقی پور صفحات 21-30
    هدف

    مهارت های ارتباطی مدیران یکی از مهم ترین عوامل استمرار موفقیت در هر سازمانی است و برای این منظور شناخت ویژگی های شخصیتی مدیران برای ارتقای مهارت های ارتباطی آنان مهم و ضروری می باشد. بنابراین، هدف این مطالعه طراحی الگوی ابعاد شخصیتی موثر بر میزان مهارت های ارتباطی مدیران بود.

    روش شناسی: 

    این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه پژوهش مدیران و معاونین شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی ایران بودند که حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان 191 نفر تعیین، اما 210 پرسشنامه بین مدیران و معاونین توزیع شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه محقق ساخته ابعاد شخصیتی مدیران (35 سوال) و پرسشنامه مهارت های ارتباطی مدیران (18 سوال) بودند. داده ها با روش های تحلیل عاملی اکتشافی و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و Amos تحلیل شدند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که تعداد 10 پرسشنامه به دلیل ناقص بودن از تحلیل ها حذف شدند و تحلیل ها برای 200 نفر انجام شد. یافته های تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که تعداد 9 سوال به دلیل بار عاملی کم از پرسشنامه ابعاد شخصیتی مدیران حذف و فرم نهایی 26 سوال در 6 مولفه صداقت، برون گرایی، وجدان کاری، انعطاف پذیری، سازگاری و مسئولیت پذیری داشت و این شش مولفه توانستند 37/80 درصد از واریانس کل را تبیین کنند. همچنین، میزان بار عاملی هر شش مولفه بالاتر از 70/0 و میزان میانگین واریانس استخراج شده همه آنها بالاتر از 50/0 و پایایی آلفای کرونباخ و ترکیبی همه آنها بالاتر از 70/0 به دست آمد. علاوه بر آن، الگوی ابعاد شخصیتی موثر بر میزان مهارت های ارتباطی مدیران برازش مناسبی داشت و در الگوی مذکور هر شش مولفه صداقت، برون گرایی، وجدان کاری، انعطاف پذیری، سازگاری و مسئولیت پذیری بر مهارت های ارتباطی مدیران اثر مستقیم و معنی دار داشتند (001/0<p).

    بحث و نتیجه گیری

    نتایج این مطالعه حاکی از تاثیر هر شش مولفه صداقت، برون گرایی، وجدان کاری، انعطاف پذیری، سازگاری و مسئولیت پذیری بر مهارت های ارتباطی مدیران بود. بنابراین، برای بهبود مهارت های ارتباطی مدیران می توان از طریق بهبود شرایط کاری و کارگاه های آموزشی زمینه را برای افزایش و ارتقای ابعاد شخصیتی مدیران فراهم نمود.

    کلیدواژگان: ابعاد شخصیتی، مهارت های ارتباطی، مدیران
  • مهناز پورجعفری شیرجوپشت، زهره شکیبایی*، هاجر زارعی صفحات 31-44
    هدف

    در تحقیق حاضر به ارائه مدل دستیاری آموزشی والدین به منظور توانمندسازی آموزشی مدارس به صورت آنلاین پرداخته شد.

     روش شناسی:

     تحقیق حاضر از لحاظ جهت گیری پژوهش جزو تحقیقات بنیادی بود. از نظر شیوه گردآوری داده ها، با رویکرد کیفی انجام در این پژوهش ابعاد مختلف دستیاری آموزشی والدین با استفاده از رویکرد کیفی، مقیاس های عام دسته بندی شدند. در ادامه از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته و نظرات 22 نفر به صورت هدفمند از خبرگان حوزه آموزش و پرورش در سطح  استان مازندران جهت گردآوری داده ها استفاده شد. در مصاحبه 19 مشخص شد که اصل اشباع صورت گرفته است. برای تحلیل داده ها از رویکرد تحلیل مضمون و نرم افزار Maxqda استفاده گردید. 

    یافته ها

    مضامین فراگیر استخراج شده، دستیاری آموزشی والدین به منظور توانمندسازی آموزش آنلاین در مواقع بحرانی در 5 مقوله (توانمندی فردی، توانمندی تعامل اجتماعی، توانمندی تدریس، پشتیبانی فضای مجازی، پشتیبانی و ارزیابی و نظارت) و در 16 مضمون سازماندهنده، (مهارت ها، شایستگی ها، عوامل روانشناختی، ایجاد اعتماد، ایجاد هماهنگی، ایجاد ارتباط، توانمندی تکنیکی، توانمندی علمی، توانمندی مدیریتی، زیرساخت های سخت افزاری، زیرساخت های نرم افزاری، ارزیابی و نظارت بر دانش آموزان، ارزیابی و نظارت بر والدین، آموزش والدین، فرهنگ سازی دستیاری آموزشی والدین، شناسایی موانع و چالش ها) و 88 مضمون پایه تعیین و معرفی شده اند.

    بحث و نتیجه گیری

    اهمیت فرایند آموزش و یادگیری دانش آموزان بیشتر از قبل شده است. زیرا توانمندسازی مدارس یکی از ضروری ترین اقدامات و عامل نجات بخش در شرایط فعلی تلقی شده که می تواند موفقیت نظام آموزشی را تضمین نماید.

    کلیدواژگان: دستیاری آموزشی، والدین، توانمندسازی آموزشی، مدارس آنلاین، مواقع بحرانی
  • ناهیده یوسف پور، نوشین درخشان، رقیه پورصابری* صفحات 45-53
    هدف

    پیشرفت تحصیلی به ویژه در درس ریاضی اهمیت زیادی دارد و شناخت عوامل موثر بر آن به برنامه ریزی در زمینه پیشرفت تحصیلی ریاضی کمک زیادی می کند. در نتیجه، هدف این پژوهش بررسی مدل علی پیشرفت تحصیلی ریاضی بر اساس تفکر خلاق و تفکر انتقادی با میانجی گری حل مسئله در دانش آموزان دوره ابتدایی بود. 

    روش

    پژوهش حاضر توصیفی از نوع کمی بود که جامعه آن، همه دانش آموزان دوره ابتدایی شهر تبریز در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. حجم نمونه پژوهش حاضر 250 نفر در نظر گرفته شد که این تعداد با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای این مطالعه شامل پرسشنامه های پیشرفت تحصیلی ریاضی (Shalev et al, 1993)، تفکر خلاق (Welch and Mc Dowall, 2010)، تفکر انتقادی (Facione et al, 1994) و حل مسئله (Heppner and Petersen, 1982) بودند و داده های آنها با روش های ضرایب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS-26 و AMOS-24 تحلیل شدند 

    یافته ها

    یافته های پژوهش حاضر نشان داد که مدل علی پیشرفت تحصیلی ریاضی بر اساس تفکر خلاق و تفکر انتقادی با میانجی گری حل مسئله در دانش آموزان دوره ابتدایی برازش مناسبی داشت. در مدل مذکور، متغیرهای تفکر خلاق و تفکر انتقادی بر حل مسئله و پیشرفت تحصیلی ریاضی دانش آموزان دوره ابتدایی و متغیر حل مسئله بر پیشرفت تحصیلی ریاضی آنان اثر مستقیم و معنادار داشت. علاوه بر آن، متغیرهای تفکر خلاق و تفکر انتقادی با میانجی گری حل مسئله بر پیشرفت تحصیلی ریاضی دانش آموزان دوره ابتدایی اثر غیرمستقیم و معنادار داشتند (05/0<p). 

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج این مطالعه، برای بهبود پیشرفت تحصیلی ریاضی دانش آموزان دوره ابتدایی می توان میزان تفکر خلاق، تفکر انتقادی و حل مسئله آنان را ارتقاء داد.

    کلیدواژگان: پیشرفت تحصیلی ریاضی، تفکر خلاق، تفکر انتقادی، حل مسئله، دانش آموزان، دوره ابتدایی
  • منوچهر لرنی، محمد رضا بلیاد*، پریسا ایران نژاد، علیرضا محمدی نژاد گنجی صفحات 54-63
    هدف

    تاب آوری سازمانی در شرایط بحران یکی از مفاهیم مهم و موثر در مدیریت بحران برای مواجهه به مخاطرات طبیعی است. بنابراین، مطالعه حاضر با هدف طراحی مدل آموزش تاب آوری سازمانی مدیریت بحران مراکز دانشگاهی برای مواجهه با مخاطرات طبیعی و پیشگیری از مداخلات روانی و اجتماعی انجام شد.

    روش

    پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این مطالعه همه کارکنان دانشگاه های شهر کرج در سال تحصیلی 1402-1401 به تعداد 850 نفر بودند که طبق فرمول کوکران حجم نمونه 264 نفر تعیین شد. نمونه های این مطالعه با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و پرسشنامه محقق ساخته تاب آوری سازمانی مدیریت بحران (125 گویه) پاسخ دادند و داده های حاصل از اجرای آن با روش های تحلیل عاملی اکتشافی و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و Smart PLS تحلیل شدند.

    یافته ها

    یافته های پژوهش حاضر نشان داد که آموزش تاب آوری سازمانی مدیریت بحران مراکز دانشگاهی برای مواجهه با مخاطرات طبیعی و پیشگیری از مداخلات روانی و اجتماعی دارای 125 گویه، 12 مولفه و 3 بعد بود. ابعاد شامل فردی (با دو مولفه عوامل روانشناختی تاب آوری و خلاقیت و نوآوری)، ساختاری (با شش مولفه برنامه ریزی تاب آوری، عوامل انطباقی، تعهد و مدیریت، فرهنگ بحران، فرهنگ یادگیری و رهبری و تصمیم گیری) و عملیاتی (با چهار مولفه استفاده از دانش، ارتباطات، مشارکت موثر همگانی و شناخت عملیاتی منابع و تجهیزات) بودند. بار عاملی و میانگین واریانس استخراجی همه مولفه ها بالاتر از 50/0 و پایایی ترکیبی همه آنها بالاتر از 80/0 بود. همچنین، مدل آموزش تاب آوری سازمانی مدیریت بحران مراکز دانشگاهی برای مواجهه با مخاطرات طبیعی و پیشگیری از مداخلات روانی و اجتماعی برازش مناسبی داشت و این مدل بر هر سه بعد فردی، ساختاری و عملیاتی و هر بعد بر مولفه های آن دارای اثر مستقیم و معنادار بود (001/0P<).

    نتیجه گیری

    نتایج این مطالعه درباره مدل طراحی شده آموزش تاب آوری سازمانی مدیریت بحران مراکز دانشگاهی برای مواجهه با مخاطرات طبیعی و پیشگیری از مداخلات روانی و اجتماعی می تواند به متخصصان و برنامه ریزان مدیریت بحران برای مواجهه با مخاطرات در راستای افزایش تاب آوری سازمانی کمک نماید.

    کلیدواژگان: آموزش، تاب آوری سازمانی، مدیریت بحران، مخاطرات طبیعی، مداخلات روانی و اجتماعی
  • محمدحمزه منصور الطالبی، مهرداد صادقی*، ریاض حسین عبیس المرشدی، سعید شریفی صفحات 64-72
    هدف

    رفتار شهروندی سازمانی نقش مهمی در بهبود کیفیت خدمات سازمان ها از جمله سازمان آموزش وپرورش دارد. بنابراین، هدف این مطالعه ارزیابی رابطه بین مقوله های مدل شهروندی سازمانی در آموزش وپرورش بود.

    روش

    این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش مدیران و کارکنان آموزش وپرورش استان بابل در کشور عراق بودند و طبق فرمول کوکران حجم نمونه 385 نفر تعیین که این تعداد با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته شهروندی سازمانی در آموزش وپرورش با 61 گویه بود که داده های آن با روش های تحلیل عاملی اکتشافی و حداقل مربعات جزئی در نرم افزارهای  SPSS-22و Smart-PLS-4 تحلیل شدند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که پدیده محوری شهروندی سازمانی در آموزش وپرورش دارای 10 مولفه در 5 مقوله شرایط علی، شرایط زمینه ای، شرایطه مداخله گر، راهبردها و پیامدها (هر کدام دو مولفه) بود که همه مولفه ها بار عاملی بالاتر از 50/0 و همه آنها پایایی کرونباخ و ترکیبی بالاتر از 70/0 داشتند. همچنین، ضرایب همبستگی مقوله های شرایط علی، شرایط زمینه ای، شرایطه مداخله گر، پدیده محوری، راهبردها و پیامدها کمتر از 45/0 و حاکی از عدم همپوشانی آنها بود. علاوه بر آن، با توجه به شاخص های اشتراک و افزونگی، مدل شهروندی سازمانی در آموزش وپرورش برازش مناسبی داشت و اثر شرایط علی، شرایط زمینه ای و شرایطه مداخله گر بر پدیده محوری، اثر پدیده محوری بر راهبردها و اثر راهبردها بر پیامدها معنادار بود (05/0<p).

    نتیجه گیری

    مدل طراحی شده شهروندی سازمانی در آموزش وپرورش می تواند به مدیران، مسئولان و برنامه ریزان آموزش وپرورش در طراحی برنامه هایی جهت بهبود شهروندی سازمانی در این سازمان کمک نماید.

    کلیدواژگان: شهروندی سازمانی، سازمان، آموزش و پرورش
  • فاطمه شریفی گل زردی، علی محبی*، روح الله کریمی خویگانی صفحات 73-82
    هدف

    تربیت اقتصادی یکی از نیازهای روز برای همه افراد از جمله دانش آموزان می باشد. بنابراین، هدف این مطالعه شناسایی مولفه های مفهوم تربیت اقتصادی در دوره تحصیلی متوسطه اول بود.

    روش شناسی: 

    پژوهش حاضر دارای رویکردی کیفی و از نظر هدف، پژوهشی کاربردی بود. جامعه آماری این مطالعه همه اسناد 15 سال اخیر مرتبط با حیطه پژوهش حاضر شامل مقاله ها، پایان نامه های کارشناسی ارشد، رساله های دکتری و کتاب ها بودند. جامعه این مطالعه شامل 179 مقاله، 22 پایان نامه کارشناسی ارشد، 5 رساله دکتری و 11 کتاب بود که 23 مورد از آنها با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده های این مطالعه با روش یادداشت برداری گردآوری و با روش کدگذاری طبق رویکرد سنتزپژوهی تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج یافته ها نشان داد که مفهوم تربیت اقتصادی در دوره تحصیلی متوسطه اول 30 مولفه فرعی و 13 مولفه اصلی داشت. مولفه های اصلی مفهوم تربیت اقتصادی در دوره تحصیلی متوسطه اول شامل سواد مالی (با 3 مولفه فرعی)، بینش اقتصادی (با 1 مولفه فرعی)، حفظ و توسعه منابع اقتصادی و مالی (با 2 مولفه فرعی)، الگوی صحیح مصرف (با 2 مولفه فرعی)، رابطه پس انداز و سرمایه گذاری (با 3 مولفه فرعی)، مدیریت بودجه (با 3 مولفه فرعی)، مسئولیت پذیری و تعهد اجتماعی (با 1 مولفه فرعی)، تخصص گرایی و نوآوری (با 2 مولفه فرعی)، رعایت حقوق دیگران (با 2 مولفه فرعی)، اخلاق محوری (با 3 مولفه فرعی)، ارزشمند دانستن کار (با 5 مولفه فرعی)، فرصت شناسی (با 2 مولفه فرعی) و مدارا (با 1 مولفه فرعی) بود.

    بحث و نتیجه گیری

    با توجه به یافته های این مطالعه، برای تربیت اقتصادی دانش آموزان متوسطه اول می توان مولفه های اصلی و فرعی شناسایی شده را به آنها آموزش داد.

    کلیدواژگان: تربیت اقتصادی، دانش آموزان متوسطه اول، مسئولیت پذیری و تعهد اجتماعی، تخصص گرایی و نوآوری
  • کمال الدین یارعلی، طیبه تجری*، مریم صفری صفحات 83-92
    هدف

    آموزش عالی از طریق تدریس کارآفرینانه می تواند برای خود مزیت رقابتی ایجاد نماید. بنابراین، هدف این مطالعه طراحی الگوی تدریس کارآفرینانه در آموزش عالی ایران بود.

    روش شناسی:

     پژوهش حاضر از نظر هدف و شیوه اجرا به ترتیب کاربردی و توصیفی از نوع پیمایشی بود.  جامعه پژوهش حاضر شامل شش گروه راه انداز کسب وکار و تاسیس شرکت های دانش بنیان، همکاری با نهادهای واسطه ای کارآفرینانه، آموزش و تدریس کارآفرینی، تالیف مقاله، کتاب و راهنمایی یا مشاوره پایان نامه و رساله در زمینه کارآفرینی، متخصص برنامه ریزی درسی و مدیران آموزش عالی در دانشگاه های ایران در سال تحصیلی 400-1399 بودند. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان 322 نفر تعیین که این تعداد با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار پژوهش حاضر پرسشنامه محقق ساخته تدریس کارآفرینانه در آموزش عالی ایران با 214 گویه بود که روایی صوری و محتوایی آن با نظر خبرگان تایید و پایایی آن با روش های ترکیبی و آلفای کرونباخ بالاتر از 70/0 به دست آمد. داده های این مطالعه با روش های تحلیل عاملی اکتشافی و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و Lisrel تحلیل شدند.

    یافته ها

    یافته های مطالعه حاضر حاکی از آن بود که تدریس کارآفرینانه در آموزش عالی ایران 214 مفهوم در 13 مولفه و 6 مقوله داشت. مقوله شرایط علی شامل مولفه های لزوم رویارویی با تحولات و ضرورت ایجاد توانمندی ها (33 مفهوم)، مقوله شرایط زمینه ای شامل مولفه محیط یا متغیرهای داخلی (36 مفهوم)، مقوله شرایط مداخله گر شامل مولفه های اساتید اثربخش، حمایت و پشتیبانی دانشگاهی و موانع محیطی (28 مفهوم)، مقوله محوری شامل مولفه تدریس کارآفرینانه (39 مفهوم)، مقوله راهبردها شامل مولفه های ارتقای توانمندی اساتید، به کارگیری روش های نوین، تعامل و محیط یادگیری غنی (53 مفهوم) و مقوله پیامدها شامل مولفه های تغییر ارزش ها در آموزش عالی و پویایی اقتصادی جامعه (25 مفهوم) بود؛ به طوری که بار عاملی همه مولفه ها بالاتر از 50/0، میانگین واریانس استخراج شده همه آنها بالاتر از 60/0 و پایایی کرونباخ و ترکیبی همه آنها بالاتر از 70/0 بود. همچنین، الگوی تدریس کارآفرینانه در آموزش عالی ایران برازش مناسبی داشت و در این الگو، مقوله شرایط علی بر مقوله محوری، مقوله های شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر و محوری بر مقوله راهبردها و مقوله راهبردها بر مقوله پیامدها اثر مستقیم و معنادار داشت (001/0<p).

    بحث و نتیجه گیری

    الگوی طراحی شده در پژوهش حاضر درباره تدریس کارآفرینانه در آموزش عالی ایران می تواند توسط متخصصان و برنامه ریزان درسی مورد استفاده قرار گیرد و آنان بر اساس نتایج این مطالعه اقدام به تدریس کارآفرینانه در آموزش عالی کنند.

    کلیدواژگان: تدریس کارآفرینانه، اساتید اثربخش، حمایت و پشتیبانی دانشگاهی، پویایی اقتصادی جامعهریس کارآفرینانه، آموزش عالی
  • فاطمه سادات نجم الهدی، یحیی قائدی*، صادق رضایی صفحات 93-106
    هدف

    هدف اصلی از انجام این پژوهش شناسایی ساز و کارهای بکارگیری جایگاه تخیل در برنامه  آموزش فلسفه برای کودکان است.

     روش شناسی:

     این پژوهش از جمله پژوهش های کیفی بود که از نظر هدف کاربردی و از نظر روش انجام پژوهش توصیفی و از نظر گردآوری داده ها و جمع بندی روش گراندد تئوری یا زمینه بنیاد بود. برای شناسایی مولفه های تخیل در برنامه آموزش فلسفه برای کودکان در این پژوهش: در گام اول با مراجعه به متون تخصصی تخیل در برنامه آموزش فلسفه برای کودکان از جمله مقالات داخلی و خارجی، کتاب ها و نشریات معتبر، شاخص های تخیل در برنامه آموزش فلسفه برای کودکان شناسایی، بررسی و با روش مطالعه کرنل خلاصه نویسی شد. در این مرحله بعد از 22 نفر تا حد اشباع نظری مولفه ها شناسایی شد. در گام دوم برای اطمینان از موثر بودن شاخص های شناسایی شده به عنوان تخیل در برنامه آموزش فلسفه برای کودکان از روش مصاحبه نیمه ساختار یافته بین خبرگان استفاده شد. خبرگان برگزیده، گروهی از کارشناسان امر مدیریت آموزشی و آموزش و پرورش بودند که سال ها در مشاغل آموزشی سابقه داشته و در رابطه با شاخص ها و مولفه های منتخب، با تجربه و صاحب نظر و دارای مقالات متعدد در این زمینه بودند. 

    یافته ها

    در گام دوم پژوهش با توجه به نتایج مصاحبه با خبرگان، نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که ابعاد تخیل در برنامه آموزش فلسفه برای کودکان شامل دانش محوری با مولفه های کدگذاری تخیل در آموزش فلسفه برای کودکان با 5 شاخص، اهداف (فردی، اجتماعی و آموزشی) (26 سوال)، مبانی (عمومی و تخصصی) (12 سوال)، روش (استدلال ورزی، مهارت آموزی و دانش اندوزی) (15 سوال) و محتوا (آموزشی، انگیزشی و چالش برانگیزی) (13 سوال) و سازوکارها (مدیریتی، فناورانه، آموزشی و محیطی) (22 سوال) بود.

    بحث و نتیجه گیری

    نتایج نشان دادند که تخیل در اهداف فلسفه برای کودکان شامل  جایگاه های فردی، اجتماعی و آموزشی است.

    کلیدواژگان: تخیل، آموزش فلسفه، سازوکارها
  • زهرا حسین مردی، علی اصغر اصغر نژاد فرید*، افسانه طاهری صفحات 107-118
    هدف

    پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل ساختاری شادکامی دانش آموزان بر اساس تاب آوری، عزت نفس و رضایت از مدرسه با واسطه گری خودکارآمدی انجام شد.

     روش شناسی:

     روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود که در قالب مدل تحلیل مسیر انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم مناطق 2 و 5 شهر تهران که در سال تحصیلی 1402- 1401 در رشته های مختلف تحصیلی مشغول به تحصیل بودند، تشکیل داد. برای تعیین حجم نمونه از اصول تعیین حجم نمونه در مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد و تعداد 400 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند که گزینش آنها با استفاده از روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای صورت گرفت. جمع آوری داده ها بر اساس پرسشنامه های شادکامی آکسفورد، مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون، پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت، پرسشنامه خودکارآمدی نوجوانان موریس و خرده مقیاس رضایت از مدرسه مربوط به مقیاس چند بعدی رضایت از زندگی دانش آموزان صورت گرفت که ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه ها به ترتیب 93/0، 91/0، 89/0 و 88/0 و 88/0 به دست آمد و روایی صوری و محتوایی آنها با استفاده از  نظر متخصصان تایید شد. تجزیه و تحلیل داده ها به کمک دو نرم افزار SPSS و AMOS صورت پذیرفت. 

    یافته ها

    نتایج تحلیل مسیر نشان داد که مدل اصلی پژوهش با داده های جمع آوری شده برازش دارد و همه شاخص های نیکویی برازش در حد عالی بودند (1=CFI، 000/0RMSEA=، 0X2=). 

    بحث و نتیجه گیری

    بر اساس نتایج به دست آمده بین هر سه متغیر برون زا موجود در مدل (تاب آوری، عزت نفس و رضایت از مدرسه) با متغیر درون زا اصلی (شادکامی) هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیر مستقیم رابطه وجود دارد و متغیر خودکارآمدی رابطه بین این متغیرها را میانجی گری می کند.

    کلیدواژگان: شادکامی دانش آموزان، تاب آوری، عزت نفس، رضایت از مدرسه، خودکارآمدی
  • مهدی امیری، جهانبخش رحمانی*، زهره سعادتمند صفحات 119-130
    هدف

    با توجه به نقش و اهمیت سلامت اجتماعی در بهبود وضعیت جوامع، پژوهش حاضر با هدف سنتزپژوهی مطالعات مربوط به سلامت اجتماعی انجام شد. 

    روش

    این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی طبق رویکرد سنتزپژوهی بود. جامعه پژوهش همه مقاله ها و پایان نامه های مرتبط با حیطه پژوهش (سلامت اجتماعی) سال های 2010 الی 2022 در پایگاه های معتبر داخلی و خارجی به تعداد 94 مورد بودند که با توجه به ملاک های ورود به مطالعه تعداد 20 مورد با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از روش یادداشت برداری استفاده شد که پایایی آنها با روش ضریب کاپای کوهن 746/0 محاسبه و برای تحلیل آنها از روش کدگذاری استفاده شد. 

    یافته ها

    یافته های این مطالعه نشان داد که سلامت اجتماعی دارای 59 مقوله فرعی در 22 مقوله اصلی بود. مقوله های اصلی شامل حمایت اجتماعی، دین داری، سرمایه اجتماعی، طبقه اجتماعی، امنیت اجتماعی، اعتماد اجتماعی، مهارت های ارتباطی، کیفیت زندگی، شبکه های اجتماعی، سبک زندگی، اوقات فراغت، شکوفایی اجتماعی، انسجام اجتماعی، پذیرش اجتماعی، مشارکت اجتماعی، پایگاه اجتماعی- اقتصادی، گشودگی، احساس آنومی، متغیرهای دموگرافیک، رضایت از زندگی، تعهد اجتماعی و مسئولیت اجتماعی بودند. 

    نتیجه گیری

    طبق مقوله های اصلی و فرعی شناسایی شده در این پژوهش، متخصصان و برنامه ریزان می توانند گام موثری در جهت بهبود سلامت اجتماعی افراد بردارند.

    کلیدواژگان: سنتزپژوهی، سلامت اجتماعی، حمایت اجتماعی، سرمایه اجتماعی، شبکه های اجتماعی، مشارکت اجتماعی
  • مهناز پرموز، افسانه صابر گرکانی*، فریبا حنیفی صفحات 131-140
    هدف

    کیفیت برنامه درسی نقش مهمی در موفقیت و عملکرد تحصیلی دارد. در نتیجه، هدف این مطالعه بررسی وضعیت مولفه های ارزشیابی کیفیت برنامه درسی در مدارس ابتدایی شهر تهران بود.

    روش

    این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا آمیخته (کیفی-کمی) بود. جامعه بخش کیفی خبرگان و اساتید برنامه درسی شهر تهران بودند که طبق اصل اشباع نظری تعداد 12 نفر از آنها با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه بخش کمی معلمان زن و مرد مدارس ابتدایی دولتی شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 به تعداد 23593 نفر بودند که طبق جدول کرجسی و مورگان تعداد 377 نفر از آنها با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته بودند که روایی مصاحبه ها با روش مثلث سازی تایید و پایایی آن با روش ضریب توافق بین دو کدگذار 83/0 محاسبه شد و روایی صوری پرسشنامه با نظر خبرگان تایید و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ 85/0 محاسبه شد. داده ها با روش های کدگذاری باز، محوری و انتخابی در نرم افزار MAXQDA و آزمون تی یک نمونه ای در نرم افزار SPSS تحلیل شدند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که ارزشیابی کیفیت برنامه درسی در مدارس ابتدایی دارای 108 شاخص در 23 مولفه و 6 بعد شامل رویکرد سیستمی ارزشیابی کیفیت برنامه درسی (با 4 مولفه تفکر راهبردی، تعمیم پذیری اهداف، دریافت بازخورد اصلاحی و تسهیل فرآیند یاددهی و یادگیری)، ارزشیابی کیفی فعالیت ها (با 3 مولفه ارزشیابی فعالیت های انگیزشی، ارزشیابی فعالیت های کاربردی و ارزشیابی فعالیت های برنامه درسی)، کیفیت بخشی امکانات و فناوری های نوین (با 3 مولفه امکانات فرهنگی و ورزشی، امکانات آموزشی و امکانات رفاهی)، کیفیت بخشی عوامل ساختاری (با 4 مولفه کمبود منابع و توزیع نامناسب، آینده نگری ضعیف، ارتباطات فردی و سازمانی و عدم انضباط کاری)، کیفیت سنجی اصول برنامه درسی (با 4 مولفه انعطاف پذیری، توالی برنامه درسی، سودمندی برنامه درسی و جامعیت برنامه درسی) و کیفیت سنجی مدیریت استراتژیک برنامه درسی (با 5 مولفه بهبود ظواهر برنامه درسی، بهبود محتوای برنامه درسی، انسجام برنامه درسی، ترسیم چشم انداز و رشد هویت ملی- مذهبی) بود. همچنین، مولفه های تفکر راهبردی، تعمیم پذیری اهداف، تسهیل فرآیند یاددهی و یادگیری، ارزشیابی فعالیت های انگیزشی، ارزشیابی فعالیت های کاربردی و ارزشیابی فعالیت های برنامه درسی، امکانات فرهنگی و ورزشی، امکانات آموزشی، امکانات رفاهی، کمبود منابع و توزیع نامناسب، آینده نگری ضعیف، ارتباطات فردی و سازمانی، انعطاف پذیری، توالی برنامه درسی، سودمندی برنامه درسی، بهبود ظواهر برنامه درسی، بهبود محتوای برنامه درسی، انسجام برنامه درسی، ترسیم چشم انداز و رشد هویت ملی- مذهبی در وضعیت مطلوب قرار داشتند، اما مولفه های دریافت بازخورد اصلاحی، عدم انضباط کاری و جامعیت برنامه درسی در وضعیت نامطلوب قرار داشتند (P<0.001).

    نتیجه گیری

    نتایج این مطالعه برای متخصصان و برنامه ریزان آموزش وپرورش تلویحات کاربردی بسیاری دارد و آنان بر اساس نتایج این مطالعه می توانند گام موثری در راستای بهبود مولفه های ارزشیابی کیفیت برنامه درسی و به ویژه سه مولفه دریافت بازخورد اصلاحی، عدم انضباط کاری و جامعیت برنامه درسی بردارند.

    کلیدواژگان: ارزشیابی، برنامه درسی، کیفیت برنامه درسی، مدارس ابتدایی
  • حمیده میرشمسی، ناصر محمدی احمدآبادی*، افسانه علیزاده اصلی صفحات 141-151
    هدف

    شناسایی عناصر برنامه درسی بازی محور در دوره پیش دبستانی به بهبود این برنامه ها کمک می کند. در نتیجه، هدف این مطالعه، شناسایی ابعاد و مولفه های برنامه درسی بازی محور در دوره پیش دبستانی بر مبنای نظریه مونته سوری بود.  

    روش

    مطالعه حاضر بر اساس هدف یک پژوهش کاربردی و از نظر شیوه اجرا یک پژوهش کیفی بود. جامعه پژوهش اعضای هیات علمی خبره و آشنا به حیطه پژوهش بودند که با روش های نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری یعنی 6 نفر انتخاب شدند. ابزار این مطالعه، مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان بود که روایی آن بر اساس انتخاب نمونه هدفمند و پرمایگی اطلاعات تایید و پایایی آن با روش ضریب هولستی 71/0 برآورد شد. داده های پژوهش حاضر با روش تحلیل مضمون در نرم افزار Maxqda تحلیل شدند.  

    یافته ها

    طبق یافته های پژوهش حاضر برنامه درسی بازی محور در دوره پیش دبستانی بر مبنای نظریه مونته سوری دارای 68 مولفه در 9 بعد اهداف مطلوب برنامه درسی، محتوای مناسب برنامه درسی، مواد آموزشی مناسب، فعالیت های یادگیری مناسب، زمان مناسب، طراحی فضا و زمان مناسب، استراتژی یادگیری مناسب، گروه بندی مناسب و روش های ارزشیابی مناسب بود. بنابراین، الگوی ابعاد برنامه درسی بازی محور در دوره پیش دبستانی بر مبنای نظریه مونته سوری رسم شد.  

    نتیجه گیری

    یکی از زمینه های بهبود برنامه درسی در دوره پیش دبستانی، ارتقای برنامه درسی بازی محور است که برای این منظور می توان از ابعاد و مولفه های شناسایی شده برنامه درسی بازی محور در دوره پیش دبستانی بر مبنای نظریه مونته سوری در این مطالعه استفاده کرد.

    کلیدواژگان: برنامه درسی، بازی محور، پیش دبستانی، مواد آموزشی مناسب، روش های ارزشیابی مناسب، نظریه مونته سوری
  • سیمین اصغری نژاد، هادی رزقی شیرسوار*، خدیجه خانزادی صفحات 152-160
    هدف

    پس از وقوع شبکه جهانی وب، اینترنت اشیا با توجه به افزایش چشمگیر اینترنت میتواند انقلاب بعدی باشد و این سازه به دنبال ایجاد پلی بین دنیای واقعی و مجازی است که توانمندی ایجاد شبکه ای یکپارچه از میلیاردها اشیاء با قابلیت اتصال بیسیم به یکدیگر جهت تبادل اطلاعات را دارد لذا با توجه به اهمیت اینترنت اشیاء در مدارس امروزی، پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت توسعه اینترنت اشیاء در مدارس مبتنی بر آینده پژوهی انجام شد. 

    روش

    این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، کمی بود. جامعه پژوهش مدیران و برنامه ریزان آموزش وپرورش و مسئولان دانشگاه های شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که 281 نفر از آنها با روش نمونه گیری خوشه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش حاضر، پرسشنامه محقق ساخته توسعه اینترنت اشیاء در مدارس مبتنی بر آینده پژوهی با 26 گویه بود که داده های آن با روش تحلیل عاملی اکتشافی و آزمون تی تک نمونه ای در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. 

    یافته ها

    یافته های تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که توسعه اینترنت اشیاء در مدارس مبتنی بر آینده پژوهی دارای 26 گویه در 7 مولفه حذف محدودیت زمان (با سه گویه اتصال در هر ساعت، استفاده بدون محدودیت و بهره گیری آفلاین)، حذف محدودیت مکان (با چهار گویه استفاده در هر مکان، استفاده در مدرسه و خانه، بهره گیری بدون تجهیزات خاص و قابلیت استفاده با رایانه)، کاهش هزینه های زیرساختی (با چهار گویه اشتراک گذاری آموزش ها، انتقال بی واسطه آموزش، حذف امکانات زیرساختی ویژه و اتصال بی واسطه به سیستم)، مدیریت دانش (با سه گویه خلق دانش، انتقال دانش و توزیع دانش)، صلاحیت حرفه ای (با سه گویه صلاحیت شناختی، صلاحیت دانشی و صلاحیت مهارتی)، فناوری اطلاعات (با سه گویه خودکارسازی جریان اطلاعات، دسترسی راحت به اطلاعات و تغییر شکل سازمان) و اثربخشی نظام آموزشی (با شش گویه آموزش کارآمد، الگوهای رفتاری متناسب با زمان، استعدادمحوری متناسب با نیاز آینده، تطابق درون داد مدارس با انتظارهای آینده، رضایت بخشی فرآیند آموزشی و ارائه خدمات آموزشی رضایت بخش متناسب با نیاز آینده) بود. در این مطالعه، بار عاملی هر 26 گویه بالاتر از 40/0، بار عاملی هر 7 مولفه بالاتر از 50/0، میانگین واریانس استخراج شده آنها بالاتر از 60/0 و پایایی کرونباخ و ترکیبی آنها بالاتر از 70/0 بود. همچنین، یافته های آزمون تی تک نمونه ای نشان داد که میانگین هر 7 مولفه به طورمعناداری بالاتر از میانگین فرضی جامعه بود (P<0.001). 

    نتیجه گیری

    با توجه به اهمیت اینترنت اشیاء در مدارس و از آنجایی که میزان همه مولفه های آن اندکی بالاتر از میانگین فرضی جامعه بود، پیشنهاد می شود که بر اساس پرسشنامه پژوهش حاضر برنامه های کارآمد و کاربردی برای توسعه اینترنت اشیاء در مدارس مبتنی بر آینده پژوهی طراحی و اجرا شود.

    کلیدواژگان: توسعه اینترنت اشیاء، مدارس، آینده پژوهی، مدیریت دانش، صلاحیت حرفه ای، اثربخشی نظام آموزشی
  • الناز یوسفی تازه کند قشلاق، شهرام رنجدوست*، محمد عظیمی صفحات 161-171
    هدف

    تعلیم وتربیت انقلابی ایران بخشی از جامعه و معرف یک سیستم و گفتمان اجتماعی پیچیده است و دانشگاه فرهنگیان به دنبال تربیت نیروی انسانی کارآمد و معلمانی انقلابی می باشد. بنابراین، هدف این مطالعه شناسایی ویژگی های اهداف برنامه درسی تعلیم وتربیت انقلابی در دانشگاه فرهنگیان با رویکرد آینده نگری بود. 

    روش

    این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا ترکیبی (کیفی و کمی) بود. جامعه پژوهش در بخش کیفی اساتید دانشگاه فرهنگیان در استان آذربایجان غربی بودند که طبق اصل اشباع نظری 13 نفر از آنها با روش نمونه گیری غیرقضاوتی در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. جامعه پژوهش در بخش کمی اساتید دانشگاه فرهنگیان در استان آذربایجان غربی بودند که 234 نفر از آنها با روش نمونه گیری تمام شماری به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود که شاخص های روانسنجی آنها تایید شد. داده های بخش کیفی با روش تحلیل مضمون در نرم افزار MAXQDA نسخه 10 و داده های بخش کمی با روش های تحلیل عاملی اکتشافی و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 21 تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج بخش کیفی این مطالعه نشان داد که ویژگی های اهداف برنامه درسی تعلیم وتربیت انقلابی در دانشگاه فرهنگیان با رویکرد آینده نگری دارای سیزده مضمون فرعی در سه مضمون اصلی شامل اهداف عاطفی (با چهار مضمون فرعی پیشران تعالی و پیشرفت، آگاه و عالم به انقلاب و تعلیم وتربیت انقلابی، انتقال عقاید و فضایل اخلاق اسلامی)، اهداف شناختی (با چهار مضمون فرعی شناخت ارزش ها و آرمان های انقلاب، پرورش اعتقادهای اسلامی، احیای تمدن اسلامی و آشنایی با مفهوم عدالت) و اهداف مهارتی/ عملکردی (با پنج مضمون فرعی ایجاد تغییر مشهود در رفتار فراگیر، راه اندازی گفتگوی تمدن ها، تقویت گرایش افراد نسبت به استقلال، تقویت مهارت مشارکت در بحث های گروهی و آشنایی با استراتژی های جستجوی متون علمی) بود. نتایج بخش کمی این مطالعه نشان داد که بار عاملی و میانگین واریانس استخراج شده همه عوامل بالاتر از 50/0 و پایایی کرونباخ همه آنها بالاتر از 80/0 بود. همچنین، مدل اهداف برنامه درسی تعلیم وتربیت انقلابی در دانشگاه فرهنگیان با رویکرد آینده نگری برازش مناسبی داشت و در این مدل و با توجه به ضریب مسیرها هر سیزده عامل بر اهداف اثر مستقیم و معنادار داشتند (P<0.1).

    نتیجه گیری

    ویژگی های شناسایی شده برای اهداف برنامه درسی تعلیم وتربیت انقلابی در دانشگاه فرهنگیان با رویکرد آینده نگری می تواند به متخصصان، مسئولان، مدیران و برنامه ریزان در طراحی و اجرای برنامه های برای بهبود اهداف برنامه درسی نظام آموزشی کمک شایانی نماید.

    کلیدواژگان: اهداف، برنامه درسی، اهداف برنامه درسی، تعلیم وتربیت، تعلیم وتربیت انقلابی، دانشگاه فرهنگیان، آینده نگری
  • آسیه ایری، مریم تقوایی یزدی*، سعید صفاریان همدانی صفحات 172-182
    هدف

    شناخت عناصر دوسوتوانی کارآفرینی در سازمان های مختلف به ویژه سازمان فنی وحرفه ای نقش مهمی در بهبود وضعیت این نظام آموزشی دارد. بنابراین، هدف این مطالعه واکاوی عناصر دوسوتوانی کارآفرینی در سازمان فنی وحرفه ای کشور بود. 

    روش

    در یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی اقدام به واکاوی عناصر دوسوتوانی کارآفرینی شد. برای این منظور جامعه پژوهش همه کارکنان سازمان فنی وحرفه ای استان گلستان به تعداد 500 نفر بودند که حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 217 نفر برآورد که این افراد با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار پژوهش حاضر پرسشنامه عناصر دوسوتوانی کارآفرینی در سازمان فنی وحرفه ای بود که داده های حاصل از اجرای آن با روش های تحلیل عاملی اکتشافی و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و Smart PLS تحلیل شدند. 

    یافته ها

    یافته های این مطالعه حاکی از آن بود که عناصر دوسوتوانی کارآفرینی در سازمان فنی وحرفه ای شامل 14 عنصر بازارگرایی، تحلیل بازار، بهره گیری از خلاقیت، مسئله شناسی مستمر، اشتراک دانش، ظرفیت جذب دانش، برنامه ریزی استراتژیک، منبع یابی مستمر، سازماندهی منعطف، یادگیری مستمر، تخصص مدیریتی، حمایت مالی، منابع انسانی توانمند، پویایی محیط، دوسوتوانی و نتایج بود که بار عاملی همه آنها بالاتر از 50/0، میانگین واریانس استخراج شده همه آنها بالاتر از 60/0 و پایایی کرونباخ و ترکیبی همه آنها بالاتر از 80/0 محاسبه شدند. همچنین، مدل واکاوی عناصر دوسوتوانی کارآفرینی در سازمان فنی وحرفه ای کشور برازش مناسبی داشت و ضریب همه مسیرها معنادار بود (P<0.5). 

    نتیجه گیری

    طبق نتایج این مطالعه، برنامه ریزی جهت بهبود دوسوتوانی کارآفرینی در سازمان فنی وحرفه ای کشور از طریق عناصر شناسایی شده ضروری است.

    کلیدواژگان: دوسوتوانی، کارآفرینی، دوسوتوانی کارآفرینی، سازمان فنی وحرفه ای
  • روانبخش جهانشاهی، منصور حقیقتیان*، شاپور بهیان صفحات 183-192
    هدف

    بسیاری از صاحب نظران حوزه جامعه شناسی و روان شناسی معتقدند که دوره نوجوانی آغاز مرحله شکل گیری هویت است و یکی از وظایف نهادهای اجتماعی کمک به بازتولید هویت ملی در نسل نوجوان و جوان می باشد. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی جامعه شناختی تاثیر عوامل فرهنگی بر بازتولید هویت ملی در دانش آموزان انجام شد.

    روش

    این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا مقطعی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش کلیه نوجوانان 16-13 سال استان کهگیلویه و بویراحمد به تعداد 51339 نفر بودند که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 400 نفر در نظر گرفته شد و این تعداد با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته (93 سوالی) بود که روایی صوری و محتوایی آن تایید و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ بالاتر از 70/0 برآورد شد. داده ها با روش تحلیل مسیر در نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که هویت قومی و پایبندی به رسوم با بازتولید هویت ملی در دانش آموزان همبستگی مثبت و معنادار و گسترش فرهنگ تساهل و تسامح، بی سازمانی خانواده و گسترش فضای مجازی با بازتولید هویت ملی در آنان همبستگی منفی و معنادار داشت (P<0.001). همچنین، مدل جامعه شناختی تاثیر عوامل فرهنگی بر بازتولید هویت ملی در دانش آموزان برازش مناسبی داشت و در این مدل، عوامل فرهنگی بر بازتولید هویت ملی در دانش آموزان تاثیر مستقیم و معنادار داشت  (P<0.001).

    نتیجه گیری

    طبق نتایج این مطالعه، عوامل فرهنگی تاثیر معناداری بر بازتولید هویت ملی در دانش آموزان داشتند. بنابراین، برای بازتولید هویت ملی در دانش آموزان می توان زمینه بهبود عوامل فرهنگی را مهیا ساخت.

    کلیدواژگان: جامعه شناختی، عوامل فرهنگی، بازتولید هویت ملی، گسترش فضای مجازی، دانش آموزان
  • مریم قادری شیخی آبادی، فخرالسادات نصیری*، افشین افضلی، محمود تعجبی صفحات 193-203
    هدف

    سبک رهبری هم افزا در اجرای استانداردهای کیفیت در مدارس نقش مهمی دارد. هدف پژوهش حاضر ساخت و هنجاریابی پرسشنامه رهبری هم افزا در مدیران هنرستان های فنی وحرفه ای بود.  

    روش شناسی: 

    روش پژوهش کمی از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه پژوهش معلمان هنرستان های فنی و حرفه ای استان تهران در سال تحصیلی 1401- 1400 بودند. با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی براساس جنسیت و طبقات جامعه و بر مبنای فرمول کوکران، یک نمونه به حجم 364 معلم انتخاب شد. برای گردآوری داده ها از ابزار محقق ساخته ی رهبری هم افزا 20 گویه ای و ابزار دوسوتوانی سازمانی جانسن (2006) استفاده شد. به منظور بررسی ساختار عاملی و روایی سازه پرسشنامه از تکنیک های نسبت روایی محتوا، تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی، و روایی همگرا و واگرا و برای بررسی پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرانباخ و پایایی ترکیبی بوسیله نرم افزارهای SPSS25 و LISREL10.30  استفاده شد.  

    یافته ها

    براساس یافته ها 4 عامل و 20 گویه برای سنجش رهبری هم افزا مدیران آموزشی هنرستان های فنی و حرفه ای طراحی و ساخته شد. روایی محتوایی ابزار (7585/0) بر اساس نظر متخصصان تایید شد. در تحلیل عاملی اکتشافی چهار عامل ساختار سازمانی، عوامل برون سازمانی، رفتار رهبری و نگرش ها، باورها و ارزش ها با مقدار ویژه ی بالاتر از یک مشاهده شد که قادر به تبیین 71 درصد واریانس رهبری هم افزا بودند. نتایج حاصل از تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که شاخص های برازش پرسشنامه مناسب و مطلوب هستند و پرسشنامه دارای روایی مطلوب می باشد. همچنین براساس درصد واریانس تبیین شده ی مطلوب 63 درصد در تحلیل عاملی تاییدی مرتبه دوم، قدرت پرسشنامه در تبیین واریانس رهبری هم افزا تایید شد. روایی همگرا (6304/0) و واگرا (794/0)، آلفای کرانباخ (936/0) و پایایی ترکیبی (95/0) پرسشنامه نیز بیانگر روایی و پایایی مناسب ابزار رهبری هم افزا بودند.  

    نتیجه گیری

    پژوهشگران می توانند از پرسشنامه ی طراحی شده جهت سنجش رهبری هم افزا و ارتقای مهارت-های رهبری در مدیران آموزشی هنرستان های فنی و حرفه ای، به عنوان یک ابزار استاندارد استفاده کنند.

    کلیدواژگان: ساخت، هنجاریابی، رهبری هم افزا، مدیران هنرستان های فنی و حرفه ای
  • لیدا اسماعیلی، اختر جمالی*، نادر قلی قورچیان صفحات 204-213
    هدف

    نیروی انسانی هر سازمانی عامل تعیین کننده ای در سازمان خود می باشد و ارتقاء هوش اجتماعی در نیروی انسانی سازمان های آموزشی می تواند سبب بهبود کیفیت خدمات آموزش و یادگیری شود. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و واکاوی ابعاد و مولفه های ارتقاء هوش اجتماعی در میان اعضای هیات علمی دانشگاه فرهنگیان انجام شد.  

    روش

    روش اجرای مطالعه حاضر آمیخته (کیفی-کمی) بود. جامعه پژوهش در بخش کیفی خبرگان حوزه مدیریت آموزشی، مدیریت فرهنگی، مدیریت منابع انسانی و روانشناسی اجتماعی در سال 1400 و در بخش کمی اعضای هیات علمی دانشگاه فرهنگیان تهران در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. نمونه پژوهش در بخش کیفی طبق اصل اشباع نظری 20 نفر تعیین که این افراد با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و در بخش کمی طبق فرمول کوکران 260 نفر تعیین که این افراد با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای بر اساس رشته تحصیلی انتخاب شدند. داده ها در بخش کیفی با مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و با روش تحلیل محتوا در نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند و در بخش کمی با پرسشنامه محقق ساخته گردآوری و با روش های تحلیل عاملی اکتشافی و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و Smart PLS تحلیل شدند.  

    یافته ها

    یافته های بخش کیفی نشان داد که هوش اجتماعی در میان اعضای هیات علمی دانشگاه فرهنگیان دارای 55 شاخص، 9 مولفه و 3 بعد شامل ویژگی های فردی (با مولفه های ویژگی های شخصیتی و ارزیابی)، دانش و فناوری اجتماعی (با مولفه های کاربرد دانش، کاربست فناوری اطلاعات و تکنولوژی آموزشی) و مهارت های اجتماعی (با مولفه های روابط درون و برون سازمانی، روابط عمومی، توانمندی در رشته تخصصی و مهارت های مدیریتی) بود. یافته های بخش کمی نشان داد که بار عاملی، روایی محتوایی، میانگین واریانس استخراج شده و پایایی ابعاد و مولفه ها تایید شد. افزون بر آن، مدل هوش اجتماعی بر هر سه بعد ویژگی های فردی، دانش و فناوری اجتماعی و مهارت های اجتماعی و هر یک از سه بعد مذکور بر مولفه های خود اثر مستقیم و معنی دار داشتند (P<0.05).  

    نتیجه گیری

    متخصصان و برنامه ریزان نظام آموزش عالی با توجه به ابعاد و مولفه های شناسایی شده می توانند از طریق ارتقاء هوش اجتماعی زمینه را برای بهبود آموزش و یادگیری دانشجویان فراهم آورند.

    کلیدواژگان: هوش اجتماعی، هیات علمی دانشگاه فرهنگیان، ویژگی های فردی، دانش و فناوری اجتماعی، مهارت های اجتماعی
  • عادل زاهد بابلان، مهدی عبدالله زاده*، محمد اسمعیلی صفحات 214-223
    هدف

    از جمله مسائلی که سازمان های کشور ما با آن روبرو هستند، مسئله چگونگی ارتقای جامعه پذیری است. اهمیت این موضوع به حدی است که امروزه یکی از عوامل مهم پیشرفت و ترقی در کشورهای توسعه یافته را نیروی کار آموزش دیده و با انگیزه و به عبارت بهتر، جامعه پذیری کارکنان متخصص در سازمان های مختلف می دانند. بر این اساس هدف پژوهش حاضر شناسایی پیشایندها و پیامدهای جامعه پذیری سازمانی در سازمان های آموزشی ایران با استفاده از رویکرد فراتحلیل است. 

    روش شناسی:

     پژوهش حاضر از نظر روش اجرا، توصیفی، از نظر نوع استفاده، کاربردی و از منظر ماهیت داده ها، کمی است. جامعه آماری پژوهش مقالات چاپ شده در مجلات علمی- پژوهشی داخل ایران در زمینه جامعه پذیری سازمانی، از سال 1390 تا بهار 1402 بود که با استفاده از روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند 29 مورد به عنوان نمونه وارد فرایند فراتحلیل شدند. پژوهش های منتخب با استفاده از نرم افزار CMA2 (نرم افزار جامع فراتحلیل) تحلیل شدند. 

    یافته ها

    یافته های تحقیق نشان داد که از بین پیشایندهای جامعه پذیری سازمانی، به ترتیب متغیرهای سواد الکترونیکی (849/0)، اخلاق حرفه ای (823/0)، توانمندسازی (671/0)، فرهنگ سازمانی (560/0) و معنویت در محیط کار (550/0) دارای بیشترین اندازه اثر بودند. همچنین از بین پیامدهای جامعه پذیری سازمانی، به ترتیب متغیرهای مسئولیت پذیری اجتماعی (798/0)، سرمایه روانشناختی (680/0)، بروندادهای نقش (669/0)، رفتار اخلاقی (640/0) و اشتیاق شغلی (620/0) دارای بیشترین اندازه اثر بودند. 

    بحث و نتیجه گیری

    شناسایی پیشایندها و پیامدهای جامعه پذیری در سازمان های آموزشی که دارای اهداف، ماموریت ها و وظایف متنوع و در عین حال حساسی هستند به مدیران کمک می کند تا از طریق تمرکز و به کارگیری عوامل و متغیرهای شناسایی شده جامعه پذیری کارکنان در سازمان را تسهیل نمایند و همچنین از نتایج به کارگیری این عوامل و متغیرها در سازمان آگاه شوند و اقدامات مفید و موثری جهت بهبود جامعه پذیری سازمانی کارکنان انجام دهند.

    کلیدواژگان: جامعه پذیری سازمانی، فراتحلیل، پیشایندها و پیامدها
  • فروزان کارخانه*، حسن رضا یوسفوند، حسین دهقان صفحات 224-235
    هدف

    هدف اصلی این مقاله بررسی پیامدهای نابرابری آموزشی درمنطقه غرب کشور استان های کردستان، کرمانشاه و ایلام است.

    روش شناسی:

     پدیدار شناسی بر پارادایم تفسیری است لذا در این حالت نگاه به پدیده ها نگاهی معنانگر و موشکافانه است. دنبال کردن این وجهه تفسیری، طریقی برای اکتساب آگاهی عمیق، ازطریق کشف معانی، اهداف، دیدگاه ها ومنطق نهفته است پژوهش با روش کیفی صورت گرفته است. مصاحبه ها به صورت هدفمند و هر مصاحبه به صورت تقریبی 45 دقیقه طول کشید با توجه به شیوع ویروس کرونا در کشور و قرنطینه بودن افراد مصاحبه ها تلفنی انجام شد. متن مصاحبه هر فرد نوشته شده و دوباره برای مصاحبه شونده فرستاده شد که ایشان میزان سقم و درستی متن را تایید کند. با این روش اعتبار مصاحبه ها بدست آمده است جمع بندی اطلاعات مصاحبه به تحلیل محتوای مضونی تبیین پدیده نابرابری اجتماعی واقتصادی و آموزشی در استان های هدف پرداخته شد. نمونه گیری هدفمند حجم نمونه مصاحبه با بیست نفر از افراد مطلع و صاحبنظران در منطقه مورد پژوهش تا رسیدن به اشباع نظری است. مشارکت کنندگان درپژوهش حاضر شامل بیست نفر از افراد شاغل در، سه استان کردستان، کرمانشاه و ایلام که 11 نفر مرد و 9 نفر زن بودند مشارکت کنندگان اساتید دانشگاه و دبیران آموزش و پرورش همچنین کارکنان بهداشت و درمان بودند.

    یافته ها

    کاهش عوامل موثر بر ایجاد نابرابری اجتماعی در آموزش می تواند زمینه ساز رشد شاخص های مختلف در یک جامعه باشد. نابرابری آموزشی تاثیرات منفی بر وضعیت های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی یک کشور دارد. برداشتن عوامل موثر در ایجاد نابرابری اجتماعی درآموزش ازجمله، فاصله طبقاتی، نگاه جنسیتی، عدم وجود نیروی کارآمد انسانی و منابع و تجهیزات کافی منجر به ایجاد روند رو به رشد و شکوفایی در جامعه می گردد.

    بحث و نتیجه گیری

    آموزش و پرورش رکن اساسی توسعه است، علاوه برآنکه فرصتی فراهم می آورد تا افراد توانایی ها و استعدادهای خویش را پرورش دهند، دارای آثار و فواید اجتماعی واقتصادی می باشد.

    کلیدواژگان: نابرابری اجتماعی، نابرابری آموزشی، فاصله طبقات، تجهیزات و امکانات، توزیع عادلانع منابع مالی
  • فرهاد تنهای رشوانلو*، محدثه رجبی جغرتین، هادی صمدیه صفحات 236-245
    هدف

    پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سبک های هویت و خودناتوان سازی با استفاده از تحلیل همبستگی کانونی انجام شد.

    روش ‎شناسی:

     طرح پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود و از تحلیل همبستگی کانونی برای بررسی روابط میان دو مجموعه از متغیر پیش بین (سبک های هویت) و ملاک (ابعاد خودناتوان سازی) استفاده شد. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر بجنورد تشکیل می دادند. تعداد 210 نفر از این دانش آموزان با روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. گردآوری داده ها با پرسشنامه سبک های هویت (برزونسکی، 1992) و مقیاس خودناتوان سازی (جونز و رودوالت، 1982) انجام شد. تحلیل داده ها با ضریب همبستگی پیرسون و همبستگی کانونی و با استفاده از نرم افزار SPSS.27 انجام شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که میان سبک های هویت و ابعاد خودناتوان سازی رابطه معناداری وجود دارد. واریانس مشترک سبک های هویت و خودناتوان سازی 28 درصد بود. بیشترین اهمیت در تابع سبک های هویت به هویت اطلاعاتی (81/0) و در تابع خودناتوان سازی به خودناتوان سازی ادعایی اختصاص داشت (99/0-).

    بحث و نتیجه گیری

    در مجموع به نظر می رسد، پردازش اطلاعات مربوط به هویت می تواند بر میزان استفاده از راهبردهای خودناتوان سازی تاثیر داشته باشد و نوجوانانی که هویت اطلاعاتی و هنجاری داشته و از تعهد هویت بالایی برخوردارند از رفتارهای خودناتوان ساز کمتر استفاده می کنند.

    کلیدواژگان: سبک های هویت، خودناتوان سازی، همبستگی کانونی
  • شکوه جمالی زواره، غلامرضا منشئی*، محمدعلی نادی صفحات 246-258
    هدف

    یکی ازمسائل مهم درنظام آموزش عالی رفتارهای ناکارامد اساتید دانشگاه میباشد که کمتر مورد توجه قرارگرفته وتاکنون معیار عینی جامعی برای بررسی آن طراحی نشده است. هدف این مطالعه تدوین، رواسازی و اعتباریابی پرسشنامه ای جهت  بررسی رفتارهای ناکارآمد اساتید دانشگاه ها بود. 

    روش

    این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه اماری شامل اعضای هیات علمی پنج دانشگاه شهرتهران(دانشگاه تهران، شهید بهشتی، خوارزمی، علامه طباطبایی و تربیت مدرس) در سال تحصیلی 99-1398 بود . نمونه پژوهش شامل123 نفر از اساتید عضو هیئت علمی مشغول به تدریس دردانشگاه های مذکور بود که با روش نمونه گیری در دسترس مبتنی بر هدف  انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته رفتارهای ناکارآمد اساتید دانشگاه ها با 64 گویه در سه عامل آموزشی (با 3 مولفه)، پژوهشی (با 4 مولفه) و ارتباطی (با 5 مولفه) بود. داده ها با روش های نسبت روایی محتوایی، شاخص روایی محتوایی و تحلیل عاملی اکتشافی در نرم افزارهای SPSS و Smart-PLS تحلیل شدند. 

    یافته ها

    آماره های نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی برای هر سه عامل آموزشی، پژوهشی و ارتباطی و مولفه های هر یک از آنها، بالاتر از 80/0 به دست آمد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی برای رفتارهای ناکارآمد اساتید دانشگاه ها سه عامل  را نشان داد ؛ عامل آموزشی با3 مولفه، عامل پژوهشی با4 مولفه و عامل ارتباطی با5 مولفه. بار عاملی بالاتر از 60/0 و پایایی کرونباخ و ترکیبی بالاتر از 70/0 برای آنها محاسبه شد. مقادیر به دست آمدهR2 برای تمامی عامل ها و مولفه ها بالاتر از 50/0 و شاخص GOF برابر با 43/0 حاکی از برازش مناسب مدل بود. مدل رفتارهای ناکارآمد اساتید دانشگاه ها در حالت های بار عاملی و آزمون تی ترسیم شد که بر اساس آن، رفتارهای ناکارآمد اساتید دانشگاه ها بر عامل های آموزشی، پژوهشی و ارتباطی و هر عامل بر مولفه های آن به دلیل آماره تی بالاتر از 96/1 اثر معنادارداشت. 

    نتیجه گیری

    پرسشنامه پژوهش حاضر، ابزاری روا و پایا برای سنجش رفتارهای ناکارآمد اساتید دانشگاهی میباشد. مسئولان دانشگاهی می توانند درسنجش میزان رفتارهای ناکارآمد اساتید تحت نظارت خود به منظور طراحی برنامه های پیشگیرانه یا کاهش دهنده این رفتارها ازآن بهره ببرند.

    کلیدواژگان: رفتارهای ناکارآمد، اساتید، عامل آموزشی، عامل پژوهشی، عامل ارتباطی
  • زینب محمودی اصل، یاسر رضاپور میرصالح*، علی نظری صفحات 259-270
    هدف

    هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی بسته آموزشی مبتنی بر تجربه زیسته مادران دارای فرزند چند معلولیتی با ناگویی هیجانی بر بهبود افسردگی بود. 

    روش شناسی:

     روش این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مادران دارای فرزندان چندمعلولیتی که فرزندشان مشغول به تحصیل در مدرسه استثنایی گل های شیراز در سال 1400-1401 بودند. از بین مادران، 30 مادر به صورت در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در یک گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. سپس پیش آزمون متغیرهای پژوهش به عمل آمد و مادران گروه آزمایش به مدت 12 جلسه تحت آموزش بسته تدوین شده ناگویی هیجانی قرار گرفتند. بعد از اتمام آموزش دوباره یک پس آزمون از گروه های آزمایش و کنترل به عمل آمد. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه های ناگویی هیجانی (تورنتو، 1994) و افسردگی (بک، 1961) گردآوری شد. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چند گانه درون گروهی-بین گروهی مورد بررسی قرار گرفتند. 

    یافته ها

    نتایج نشان داد که برنامه آموزش ناگویی هیجانی باعث بهبود افسردگی در مادران کودکان چند معلولیتی شد. 

    بحث و نتیجه گیری

    براساس یافته ها از آنجایی که برنامه تدوین شده در این پژوهش بر اساس تجربه های واقعی مادران کودکان چند معلولیتی بود و به طور اختصاصی برای این مادران تدوین شده است و ویژگی های روانسنجی برنامه توسط متخصصان این زمینه تایید شده و به نحوی هم به مسائل و مشکلات روانی مادران و هم مشکلات رفتاری کودکان پرداخته است، از اثربخشی بیشتری برخوردار بوده است.

    کلیدواژگان: تجربه زیسته، افسردگی، ناگویی هیجانی، کودکان چند معلولیتی
  • محمدحسین محمدی کیا، محمدنقی ایمانی*، علیرضا محمدی نژاد گنجی صفحات 271-279
    هدف

    امروزه، سیاست گذاری برای بهبود ارتباط دانشگاه و صنعت ارزش و اهمیت زیادی دارد و آموزش دانشگاهی باید بر اساس نیازهای صنعت و جامعه باشد. بنابراین، هدف این مطالعه طراحی الگوی آموزش دانشگاهی مبتنی بر نیازهای صنعت در دانشگاه بود.

    روش

    این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی بود. جامعه پژوهش 15 نفر از خبرگان دانشگاه و صنعت بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه عمیق بود که روایی آن با روش مثلث سازی تایید و پایایی آن با روش ضریب توافق بین دو کدگذار 86/0 محاسبه شد. داده ها با روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی در نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که الگوی آموزش دانشگاهی مبتنی بر نیازهای صنعت در دانشگاه دارای 30 کد باز (یا شاخص)، 7 کد محوری (یا مولفه) و 3 کد انتخابی (یا مقوله) بود. در این مطالعه کدهای انتخابی شامل مقوله زمینه ای (با سه کد محوری شامل مولفه ساختاری دانشگاه، مولفه ساختاری صنعت و مولفه روانشناختی)، مقوله علی (با دو کد محوری شامل مولفه قانونی و حقوقی و مولفه فرهنگی و اجتماعی) و مقوله راهبردی (با دو کد محوری شامل مولفه سیاست گذاری و حمایت دولت و مولفه مدیریتی) بودند. در نهایت، الگوی آموزش دانشگاهی مبتنی بر نیازهای صنعت در دانشگاه طراحی شد.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج این مطالعه درباره الگوی آموزش دانشگاهی مبتنی بر نیازهای صنعت در دانشگاه می توان در جهت بهبود وضعیت موجود آموزش دانشگاهی گام موثری در سه مقوله زمینه ای، علی و راهبردی از طریق مولفه ها و شاخص های آنها برداشت.

    کلیدواژگان: آموزش دانشگاهی، نیازهای صنعت، دانشگاه
  • محمد دلقندی، محمد کریمی*، حسن نودهی، مسلم چرابین صفحات 280-294
    هدف

    با توجه به رشد و تحول فناوری اطلاعات و ارتباطات، شیوه های آموزش نیز تغییرهای گسترده ای کرده اند. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی آموزش مجازی کارآمد در دانشگاه فرهنگیان انجام شد.

    روش شناسی:

     این پژوهش از نظر هدف و شیوه اجرا به ترتیب کاربردی و توصیفی از نوع اکتشافی بودند. جامعه مطالعه حاضر همه مدیران و اساتید دانشگاه های فرهنگیان استان خراسان رضوی شامل شش پردیس در سال 1400 بودند. نمونه های پژوهش حاضر طبق اصل اشباع نظری 13 نفر تعیین که پس از بررسی ملاک های ورود به مطالعه با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده های این مطالعه با مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری (روایی با روش مثلث سازی تایید و پایایی با روش ضریب کاپای کوهن 87/0 به دست آمد) و با روش های تحلیل مضمون و سه دور دلفی تحلیل شدند. 

    یافته ها

    طبق تحلیل مصاحبه ها، الگوی آموزش مجازی کارآمد در دانشگاه فرهنگیان 71 مضمون فرعی در قالب 12 مضمون اصلی داشت. در این مطالعه، مضمون های اصلی شامل عوامل پداگوژیکی، عوامل تکنولوژیکی، عوامل سازمانی، مدیریت یکپارچه، آینده نگری، کیفیت آموزشی هدفمند، سنجش پذیری، انعطاف پذیری در آموزش، خدمات پشتیبانی، مدیریت دانش، سهولت دسترسی و اطلاعات و محتوا بودند. همچنین، پس از راند اول دلفی تعداد 9 مضمون فرعی و پس از راند دوم دلفی تعداد 6 مضمون فرعی از الگوی آموزش مجازی کارآمد در دانشگاه فرهنگیان حذف شد و در راند سوم دلفی همه مضمون های فرعی مناسب ارزیابی شدند. در نتیجه، الگوی نهایی آموزش مجازی کارآمد در دانشگاه فرهنگیان 56 مضمون فرعی در قالب 12 مضمون اصلی داشت که الگوی مضمون های اصلی آن ترسیم شد. 

    بحث و نتیجه گیری

    مدیران، مسئولان و برنامه ریزان دانشگاه فرهنگیان طبق الگوی طراحی شده آموزش مجازی کارآمد در دانشگاه فرهنگیان می توانند شرایط را برای بهبود وضعیت موجود آموزش به ویژه آموزش مجازی در این دانشگاه ارتقاء ببخشند.

    کلیدواژگان: آموزش مجازی، آموزش مجازی کارآمد، دانشگاه فرهنگیان، کیفیت آموزشی هدفمند، انعطاف پذیری در آموزش
  • ایران شیخ ابادی، مهدی باقری*، حسینعلی جاهد صفحات 295-304
    هدف

    نظارت و راهنمایی در آموزش وپرورش نقش مهمی در کاهش مشکلات و ارتقای عملکردها دارد. بنابراین، هدف این مطالعه شناسایی مولفه های نظارتی راهبران آموزشی و تربیتی مدارس ابتدایی به منظور ارائه الگوی جامع برای آموزش وپرورش دولتی ایران بود.

    روش

    با توجه به هدف، این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا توصیفی از نوع کیفی بود. جامعه پژوهش اساتید رشته علوم تربیتی و خبرگان آموزش وپرورش استان هرمزگان بودند که طبق اصل اشباع نظری تعداد 12 نفر از آنها با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش حاضر فرم اطلاعات جمعیت شناختی و مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که روایی مصاحبه ها با روش مثلث سازی تایید و پایایی آنها با روش ضریب توافق بین دو کدگذار 80/0 محاسبه شد. داده ها با روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی در نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که مولفه های نظارتی راهبران آموزشی و تربیتی مدارس ابتدایی به منظور ارائه الگوی جامع برای آموزش وپرورش دولتی ایران شامل 53 مفهوم، 14 مولفه و 8 مقوله بود. در الگوی مذکور مقوله ها شامل رهبری در بهسازی آموزشی (شامل مولفه های شناخت مشکلات و بهبود آموزشی)، رهبری در بهسازی برنامه درسی (شامل مولفه های استراتژی حرفه ای و مهارت های حرفه ای و اجتماعی)، رهبری در بهسازی کارکنان (شامل مولفه های اخلاق مداری حرفه ای، اخلاق مداری روابطی و مهارت های تفکر انتقادی)، مهارت نظری و علمی (شامل مولفه های آشنایی با تئوری و توانمندی عملی)، مهارت فنی و فناوری (شامل مولفه های سواد رسانه ای و بهبود فنی و فناوری)، مهارت اخلاقی و حرفه ای (شامل مولفه هدفمند و تلاشگر)، مهارت مدیریت و رهبری (شامل مولفه اقتدارگرا) و مهارت ارتباطی (شامل مولفه روابط دوستانه و قابل اعتماد) بودند. در نهایت، الگوی جامع نظارتی راهبران آموزشی و تربیتی مدارس ابتدایی برای آموزش وپرورش دولتی ایران ترسیم شد.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج این مطالعه و الگوی جامع نظارتی طراحی شده برای راهبران آموزشی و تربیتی مدارس ابتدایی برای آموزش وپرورش دولتی ایران، می توان گام موثری در جهت بهبود وضعیت سازمان آموزش وپرورش ایران برداشت.

    کلیدواژگان: راهبران آموزشی و تربیتی، مدارس، آموزش وپرورش، بهسازی آموزشی، بهسازی برنامه درسی، مهارت های حرفه ای و اجتماعی
  • عاطفه محکم کار، فاطمه شاطریان*، اعظم نیکوکار صفحات 305-313
    هدف

    هوش موفق می توانند سبب بهبود بسیاری از ویژگی های روانشناختی و تحصیلی شود و با توجه به اهمیت خودآگاهی هیجانی و اشتیاق تحصیلی، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش مبتنی بر هوش موفق بر خودآگاهی هیجانی و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان دوره دوم متوسطه انجام شد.
     
     

    روش

    این مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری همراه با گروه های آزمایش و کنترل بود. جامعه پژوهش حاضر همه دانش آموزان پایه های دهم و یازدهم شاخه نظری شهرستان ساوه در سال تحصیلی 2-1401 بودند که حجم نمونه بر اساس نرم افزار G Power برابر با 25 نفر برای هر گروه محاسبه شد. بنابراین، 50 نفر با روش هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش 10 جلسه 75 دقیقه ای تحت آموزش مبتنی بر هوش موفق قرار گرفت و گروه کنترل در این مدت هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تجدیدنظرشده خودآگاهی هیجانی ریفی و همکاران (2008) و پرسشنامه اشتیاق تحصیلی شافلی و همکاران (2002) بودند که شاخص های روانسنجی آنها تایید شد. در این مطالعه، برای تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS استفاده شد.
     
     

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که بین گروه های آزمایش و کنترل در مراحل پس آزمون و پیگیری از نظر خودآگاهی هیجانی و اشتیاق تحصیلی تفاوت معناداری وجود داشت. به عبارت دیگر، آموزش مبتنی بر هوش موفق باعث افزایش خودآگاهی هیجانی و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شد و نتایج در مرحله پیگیری نیز باقی ماند (05/0P<).
     

    نتیجه گیری

    با توجه به اثربخشی آموزشی مبتنی بر هوش موفق بر افزایش خودآگاهی هیجانی و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان دوره دوم متوسطه، برای بهبود ویژگی های روانشناختی و تحصیلی دانش آموزان می توان از روش آموزش مبتنی بر هوش موفق استفاده کرد.

    کلیدواژگان: آموزش مبتنی بر هوش موفق، خودآگاهی هیجانی، اشتیاق تحصیلی، دانش آموزان
  • صدیقه زهره نظری اردبیلی، پریناز بنیسی*، حمیدرضا وطن خواه صفحات 314-326
    هدف

    تکنولوژی آموزشی و مدیریت آن نقش مهمی در بهبود وضعیت آموزشی دارد. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل مدیریت بلوغ تکنولوژی آموزشی در مدارس ایران انجام شد.

    روش

    این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، آمیخته (کیفی و کمی) بود. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی خبرگان حوزه مدیریت آموزشی و تکنولوژی آموزشی و مدیران مناطق آموزش وپرورش شهر تهران در سال 1400 بودند. نمونه این بخش تعداد 14 نفر بودند که این تعداد طبق اصل اشباع نظری و با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری پژوهش در بخش کمی مدیران و معلمان دوره دوم متوسطه منطقه 19 شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. نمونه این بخش تعداد 169 نفر بودند که این تعداد طبق فرمول کوکران و با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود که شاخص های روان سنجی آنها مورد بررسی و تایید قرار گرفت. داده های این مطالعه در بخش کیفی با روش تحلیل مضمون در نرم افزار MAXQDA-12 و داده های این مطالعه در بخش کمی با روش مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS-22 و LISREL-8.8 تحلیل شدند.

    یافته ها

    در بخش کیفی، یافته های این پژوهش نشان داد که برای مدیریت بلوغ تکنولوژی آموزشی در مدارس ایران 55 مضمون پایه، 15 مضمون سازمان دهنده و 4 مضمون فراگیر شناسایی شد؛ به طوری که شامل مضامین فراگیر مدیریت دانش تکنولوژی آموزشی (با 5 مضمون سازمان دهنده فراگیری دانش تکنولوژی آموزشی، اشتراک گذاری دانش تکنولوژی آموزشی، کاربرد دانش تکنولوژی آموزشی، تحلیل دانش تکنولوژی آموزشی و ارزیابی دانش تکنولوژی آموزشی)، منابع و امکانات تکنولوژی آموزشی (با 3 مضمون سازمان دهنده منابع انسانی، منابع فیزیکی و محتوای آموزشی)، کنترل و هماهنگی بر تکنولوژی آموزشی (با 3 مضمون سازمان دهنده هماهنگی بین سیاست های آموزشی، هماهنگی بین همکاران و نظارت و کنترل بر نحوه اجرا) و زیرساخت های تکنولوژی آموزشی (با 4 مضمون سازمان دهنده زیرساخت های فناوری، زیرساخت های مالی، زیرساخت های دانشی و زیرساخت های فرهنگی و اجتماعی) بودند. در بخش کمی، یافته های این پژوهش که مدل مدیریت بلوغ تکنولوژی آموزشی در مدارس ایران بر هر چهار عامل مدیریت دانش تکنولوژی آموزشی، منابع و امکانات تکنولوژی آموزشی، کنترل و هماهنگی بر تکنولوژی آموزشی و زیرساخت های تکنولوژی آموزشی اثر مستقیم و معنی دار داشت (P<0.05).

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته های پژوهش حاضر، جهت بهبود مدیریت بلوغ تکنولوژی آموزشی در مدارس ایران می توان زمینه را برای تحقق و بهبود مدیریت دانش تکنولوژی آموزشی، منابع و امکانات تکنولوژی آموزشی، کنترل و هماهنگی بر تکنولوژی آموزشی و زیرساخت های تکنولوژی آموزشی فراهم نمود.

    کلیدواژگان: مدیریت بلوغ، تکنولوژی آموزشی، مدیریت دانش، منابع و امکانات تکنولوژی آموزشی، زیرساخت های تکنولوژی آموزشی، مدارس
  • سیده ریحانه هدایی پور، مرتضی موسی خانی*، محمود مدیری صفحات 327-342
    هدف

    پژوهش حاضر به دنبال طراحی مدل حذف شکاف دیجیتالی در آموزش و پرورش با تاکید بر بحران همه گیری کویید 19 بوده است. در این راستا هدف از انجام این پژوهش، شناسایی متغیرهای مدل و همچنین تعیین روابط علی بین متغیرهای مدل بود.

    روش شناسی:

     این تحقیق از نظر هدف کاربردی - توسعه ای و از نظر شیوه اجرا آمیخته (کیفی و کمی) بود. در بخش کیفی متغیرها، مولفه ها و شاخص های تحقیق با استفاده از روش داده بنیاد با تکنیک کدگذاری از طریق مصاحبه با خبرگان استخراج شدند و در بخش کمی از روش توصیفی اکتشافی استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق شامل 20 نفر از خبرگان آموزش و پرورش بودند که به صورت نمونه گیری غیر احتمالی هدفمند و با روش گلوله برفی و نظری انتخاب شدند. معیار حجم نمونه در بخش کیفی، اشباع نظری بود.

    یافته ها

    نتایج  بخش کیفی نشان داد که مدل حذف شکاف دیجیتالی دارای متغیرهای «موانع شمول دولت الکترونیک» (عوامل مداخله گر)، «بستر توسعه دیجیتال» (عوامل زمینه ای)، «ظرفیت های دیجیتال» (عوامل علی)، «محتوای دیجیتال» (مقوله کانونی)، «حذف شکاف دیجیتالی» (راهبردها) و «پیامدها» می باشد. بر اساس نتایج بخش کمی، دو متغیر «بسترهای توسعه دیجیتال» و «موانع شمول دولت الکترونیک» بیشترین تاثیر و اهمیت در مدل داشتند و جزء متغیرهای مستقل و محرک قوی هستند که توجه بیشتر مدیران و نظارت موثر بر این محرک ها می تواند دستیابی به اهداف سازمان کمک کند در بخش کمی از روش مدل سازی تفسیری-ساختاری جامع برای ایجاد مدل و تعیین روابط علی بین متغیرهای تحقیق استفاده شده است.

    نتیجه گیری

    انتظار می رود که مدل حذف شکاف دیجیتالی در آموزش و پروش منجر به پیامدهای کاهش نابرابری-های دیجیتالی، کاهش نابرابری های اجتماعی، توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات و افزایش مشارکت خانواده ها در فرآیند آموزش گردد.

    کلیدواژگان: شکاف دیجیتالی، شمول دولت الکترونیک، بحران کویید 19، آموزش و پرورش
  • ملیحه اصغری*، حکیمه سادات حسینی مهرآبادی صفحات 343-354
    هدف

    پژوهش حاضر به جهت بررسی اثر میانجی کیفیت تجربه زیبایی شناختی بر رابطه بین هوش معنوی و رضایت از زندگی در معلمان انجام شد.

    روش

    این پژوهش، از نظر هدف کاربردی و  روش مور استفاده توصیفی - همبستگی با تاکید بر معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه معلمان شاغل آموزش و پرورش استان قم در سالتحصیلی1402-1401 به تعداد (12549نفر) تشکیل می دادند. حجم نمونه 212 نفر بود که گزینش آن ها با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس صورت گرفت. جمع آوری داده ها براساس سه پرسشنامه هوش معنوی SISRI24 کینگ (2008) و  پرسشنامه تجربه زیبایی شناختی  AEQ ونزر (2018) و پرسشنامه رضایت از زندگی (SWLS)داینر و همکاران (1985) صورت گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها به کمک دو نرم افزار25 SPSS و AMOS26صورت پذیرفت.

    یافته ها

     بین تمام مولفه های هوش معنوی و کیفیت تجربه زیباشناختی (59/0=r) و رضایت از زندگی (47/0=r) رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین بین تجربه زیباشناختی و رضایت از زندگی رابطه معناداری وجود دارد (45/0=r). یافته های تحلیل مسیر نیز میانجی گری کیفیت تجربه زیبایی شناختی در رابطه هوش معنوی و رضایت از زندگی را تایید می کند.
     

    نتیجه گیری

    در نهایت می توان گفت هوش معنوی و کیفیت تجربه زیبایی شناختی از متغیرهای مهم در رضایت از زندگی معلمان  هستند.

    کلیدواژگان: هوش معنوی، تجربه زیبایی شناختی، رضایت از زندگی، معلمان، معادلات ساختاری
  • مصطفی علی قربانی، رشید ذوالفقاری زعفرانی*، محمدنقی ایمانی صفحات 355-365
    هدف

    آموزش عالی به عنوان یکی از مهم ترین نهادهای جامعه، نیازمند نوآوری در شیوه های آموزشی برای پاسخگویی به تغییرات سریع و پیچیده جهان مدرن است. هدف این پژوهش، شناسایی ابعاد و مولفه های شیوه های آموزشی نوآورانه در آموزش عالی است.

     روش شناسی:

     این پژوهش به روش کیفی و با استفاده از رویکرد تحلیل محتوا انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با صاحب نظران و اعضای هیات علمی دانشگاه های تهران در سال 1401-1402 جمع آوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار NVivo و به روش تحلیل مضمون صورت گرفت.

    یافته ها

    در این پژوهش، پنج بعد اصلی شناسایی شد که شامل تدریس نوآورانه، هوش مصنوعی در نوآوری آموزش عالی، مدیریت هوشمند نوآوری، توسعه نوآوری و کارآفرینی، و فناوری اطلاعات بودند. هر یک از این تم ها به مولفه ها و مفاهیم مختلفی تقسیم شدند.

    بحث و نتیجه گیری

    نتایج پژوهش نشان داد که نوآوری در شیوه های آموزشی می تواند به بهبود کیفیت آموزش و یادگیری در دانشگاه ها کمک کند. همچنین، چالش هایی مانند مشکلات فنی و نیاز به تغییرات فرهنگی نیز مورد توجه قرار گرفت. برای دستیابی به نتایج مطلوب، لازم است که تمامی اعضای جامعه دانشگاهی در فرآیند نوآوری مشارکت کنند و از تجربیات و دانش یکدیگر بهره مند شوند.

    کلیدواژگان: آموزش عالی، شیوه های آموزشی نوآورانه، تحلیل مضمون، هوش مصنوعی، فناوری اطلاعات، مدیریت نوآوری
  • عطاالله محمودی، یحیی یاراحمدی*، امید مرادی صفحات 366-376
    هدف

    با توجه به تغییر شیوه های آموزش از معلم محوری به دانش آموز محوری، و وجود خلا در الگوهای آموزش دانش آموز محور، این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی الگوی یادگیری معکوس و یادگیری مشارکتی بر درگیری تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه دوم انجام شد. 

    روش

    روش تحقیق حاضر از نظر ماهیت کاربردی و از نظر شیوه انجام مداخله نیمه آزمایشی بود. جامعه پژوهش 60 نفر از دانش آموزان متوسطه دوم شهرستان سنندج  به روش معیارمند در دو گروه مداخله و یک گروه کنترل انتخاب شدند. ابزار تحقیق نیز شامل پکیج یادگیری معکوس (محمودی و همکاران،1402)، پکیج یادگیری مشارکتی GI (کاظمی و همکاران،1401) و پرسشنامه درگیری تحصیلی ریو (2013) استفاده شد که در جهت تحلیل اثربخشی از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. بر اساس نتایج مداخله آموزشی، الگوی یادگیری معکوس و یادگیری مشارکتی بر درگیری تحصیلی دانش آموزان تاثیر مثبت و معناداری دارد (05/0>sig). 

    یافته ها

    همچنین یافته ها نشان داد بین اثربخشی برنامه آموزشی یادگیری معکوس و آموزش مبتنی بر یادگیری مشارکتی بر درگیری تحصیلی دانش آموزان فقط در مولفه درگیری شناختی اختلاف معناداری وجود دارد (05/0>sig). 

    نتیجه گیری

    بنابراین می توان نتیجه گرفت که بدیع بودن روش آموزش مبتنی بر یادگیری معکوس می تواند یکی از دلایل اثرگذاری آموزش معکوس نسبت به آموزش مشارکتی خصوصا در مولفه درگیری شناختی باشد.

    کلیدواژگان: درگیری تحصیلی، یادگیری مشارکتی، یادگیری معکوس
  • محمد آزاد عبداله پور* صفحات 377-389
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف آزمون مشخصه های روان سنجی نسخه کوتاه ابزار نیرومندی منشی (SECS؛ فرنهام و لستر، 2012) در گروهی از معلمان ایرانی انجام شد. در مطالعه حاضر 200 معلم (100 مرد و 100 زن) به نسخه کوتاه ابزار نیرومندی منشی و پرسشنامه تعامل معلم (QTI؛ لارداسمی و کنی، 2001) پاسخ دادند. 
    روش
    به منظور تعیین روایی عاملی و پایایی نسخه کوتاه ابزار نیرومندی منشی به ترتیب از روش های آماری تحلیل عاملی تاییدی و ضرایب همسانی درونی استفاده شد. همچنین، به منظور مطالعه روایی سازه نسخه کوتاه ابزار نیرومندی منشی ضریب همبستگی بین مقیاس های چندگانه مربوط به نیرومندهای منشی با وجوه رفتار رابطه بین فردی معلم دانش آموز گزارش شد. 
    یافته ها
    نتایج تحلیل عاملی تاییدی نسخه کوتاه ابزار نیرومندی منشی بر پایه نرم افزار AMOS نشان داد که در نمونه معلمان ایرانی ساختار چندبعدی ابزار نیرومندی های منشی شامل شش فضیلت خرد و دانش، شجاعت، عدالت، میانه روی، تعالی و انسانیت با داده ها برازش قابل قبولی داشت. نتایج مربوط به همبستگی بین نیرومندهای منشی با رفتارهای مثبت و منفی رابطه بین فردی معلم دانش آموز به طور تجربی از روایی سازه نسخه کوتاه ابزار نیرومندی منشی حمایت کرد. ضرایب همسانی درونی فضایل چندگانه شامل خرد و دانش، شجاعت، عدالت، میانه روی، تعالی و انسانیت به ترتیب برابر با 66/0، 55/0، 52/0، 50/0، 55/0 و 76/0 به دست آمد. نتیجه-گیری: در مجموع، نتایج مطالعه حاضر نشان داد که نسخه کوتاه ابزار نیرومندی منشی برای سنجش نیرومندهای منشی در گروه نمونه معلمان ایرانی، ابزاری روا و پایا است.
    کلیدواژگان: تحلیل عاملی تاییدی، روایی سازه، نسخه کوتاه ابزار نیرومندی منشی، همسانی درونی
  • نسرین امامی، فریده دوکانه ای فرد*، معصومه بهبودی صفحات 390-404
    هدف
    این پژوهش با هدف تدوین مدل پیش بینی نگرش به جنس مخالف براساس سبک های دلبستگی و نظام ارزش ها با میانجیگری نگرش به عشق در دختران و پسران مراجعه کننده به مراکز مشاوره و راهنمایی انجمن اولیا و مربیان آموزش و پرورش شهر تهران انجام شد. روش شناسی: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل تمامی دختران و پسران مراجعه کننده به مراکز مشاوره و راهنمایی انجمن اولیا و مربیان آموزش و پرورش شهر تهران در سال های 2021-2022 بود. روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای و حجم نمونه براساس نرم افزار Sample Power (350 نفر) در نظر گرفته شد. جمع آوری اطلاعات با استفاده از سیاهه نگرش به جنس مخالف گلیک و فیسکه (1996)، پرسشنامه سبک های دلبستگی کولینز و رید (1996)، مقیاس نظام ارزش ها شوارتز (2006) و مقیاس نگرش به عشق هندریک و هندریک (1986) انجام شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و معادلات ساختاری SmartPLS انجام شد. 
    یافته ها
    یافته های این پژوهش نشان داد که تدوین مدل پیش بینی نگرش به جنس مخالف براساس سبک های دلبستگی و نظام ارزش ها با میانجیگری نگرش به عشق در دختران و پسران مراجعه کننده به مراکز مشاوره و راهنمایی انجمن اولیا و مربیان آموزش و پرورش شهر تهران از برازش مطلوبی برخوردار بود. بررسی نتایج براساس مسیر مستقیم نشان داد که بین مولفه های سبک های دلبستگی، نظام ارزش ها و نگرش به عشق با نگرش به جنس مخالف رابطه مثبت معنادار وجود دارد. همچنین نتایج مسیر غیرمستقیم نشان داد که بین مولفه های سبک های دلبستگی و نظام ارزش ها با نقش میانجیگری جزئی نگرش به عشق با نگرش به جنس مخالف رابطه مثبت معناداری وجود دارد. 
    بحث و نتیجه گیری
    یافته های این پژوهش نشان می دهد که بسیاری از نوجوانان به دلیل گرایش به ارتباط با جنس مخالف وارد رابطه ای ناسالم می شوند. اما به دلیل وابستگی شدید، مشکلات را نمی پذیرند و قبول نمی کنند که این رابطه به ضررشان است. خانواده به عنوان یک نقش کلیدی در بسیاری از ابعاد زندگی و به خصوص نحوه ارتباط با جنس مخالف در نوجوانان موثر است. شناخت نوع سبک های دلبستگی، نظام ارزش ها و نگرش به عشق در نوجوانان بر مبنای درک متقابل نیازهای آنان می تواند پیش بینی کننده نگرش به جنس مخالف در بافت روابط خانوادگی و تعاملات بین فردی باشد.
    کلیدواژگان: سبک های دلبستگی، نظام ارزش ها، نگرش به عشق، نگرش به جنس مخالف
|
  • Fatemeh Radpour, Behzad Farrokh Seresht *, Davoud Kiakojori, Hossein Ali Taghipour Pages 21-30
    Purpose

    The managers' communication skills are one of the most important factors of continued success in any organization, and for this purpose it is important and necessary to know the managers' personality characteristics to improve their communication skills. Therefore, the aim of this study was to designing a model of effective personality dimensions on the level of managers' communication skills.

    Methodology

    This study in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was descriptive from type of survey. The research population was managers and assistants of Iran's National Oil Products Distribution Company, which the sample size was determine based on the Krejcie and Morgan table 191 people, but 210 questionnaires were distributed among managers and assistants. The research tools were included the researcher-made questionnaire of managers' personality dimensions (35 questions) and the questionnaire of managers' communication skills (18 questions). Data were analyzed with exploratory factor analysis and structural equation modeling methods in SPSS and Amos software.

    Findings

    The findings showed that 10 questionnaires were excluded from the analysis due to incompleteness and the analysis was done for 200 people. The findings of the exploratory factor analysis showed that 9 questions were removed from the questionnaire of managers' personality dimensions due to low factor loading, and the final form had 26 questions in 6 components of honesty, extroversion, conscientiousness, flexibility, adaptability and responsibility and these six components could explain 80.37% of the total variance. Also, the factor loading of all six components was higher than 0.70, the average variance extracted of all was higher than 0.50, and the reliability of Cronbach's alpha and combination of all was higher than 0.70. In addition, the model of effective personality dimensions on the level of managers' communication skills had a good fit, and in the mentioned model, all six components of honesty, extroversion, conscientiousness, flexibility, adaptability and responsibility had a direct and significant effect on the managers' communication skills (P<0.001).

    Conclusion

    The results of this study indicated the impact of all six components of honesty, extroversion, conscientiousness, flexibility, adaptability and responsibility on the managers' communication skills. Therefore, in order to improve the managers' communication skills it is possible to provide the basis for increasing and promoting the managers' personality dimensions through the improvement of working conditions and training workshops.

    Keywords: Personality Dimensions, Communication Skills, Managers
  • Mahnaz Por Jafari Shir Joposht, Zohreh Shakibaei *, Hajar Zarei Pages 31-44
    Purpose

    In the present research, the educational assistance model of parents was discussed to empower schools online. 

    Methodology

    In terms of research orientation, the current research was among fundamental research. In terms of the method of data collection, with a qualitative approach, in this research, various dimensions of parental educational assistance were categorized using a qualitative approach, general scales. In the following, the semi-structured interview tool and the opinions of 22 experts in the field of education in Mazandaran province were used to collect data. In the 19th interview, it was found that the principle of saturation had taken place. Thematic analysis approach and Maxqda software were used for data analysis. 

    Findings

    Comprehensive themes extracted, educational assistance for parents to empower online education in times of crisis in 5 categories (individual empowerment, social interaction empowerment, teaching empowerment, virtual space support, support, and evaluation and supervision) and in 16 organizing themes (skills, Competencies, psychological factors, building trust, building coordination, building communication, technical ability, scientific ability, managerial ability, hardware infrastructure, software infrastructure, assessment and monitoring of students, assessment, and monitoring of parents, education of parents, Cultivation of parental educational assistance, identification of obstacles and challenges) and 88 basic themes have been determined and introduced. 

    Conclusion

    The importance of the teaching and learning process of students has become more important than before. Because empowering schools is considered one of the most necessary measures and a saving factor in the current situation, it can guarantee the success of the educational system.

    Keywords: Educational Assistance, Parents, Educational Empowerment, Online Schools, Critical Situations
  • Nahideh Yousefpour, Noushin Derakhshan, Roghayeh Poursaberi * Pages 45-53
    Purpose

    Academic achievement especially in mathematics is very important and knowing the effective factors on it helps a lot in planning in the field of mathematical academic achievement. As a result, the aim of this research was to investigate the causal model of mathematical academic achievement based on the creative thinking and critical thinking with the mediation of problem solving in primary school students. 

    Methodology

    The present study was a description from type of quantitative, which its population was all primary school students of Tabriz city in the 2023-24 academic years. The sample size of the present research was considered to be 250 people, which this number were selected by multi-step cluster random sampling method. The tools of this study were included the questionnaires of mathematical academic achievement (Shalev et al, 1993), creative thinking (Welch and Mc Dowall, 2010), critical thinking (Facione et al, 1994) and problem solving (Heppner and Petersen, 1982) and their data were analyzed with the methods of Pearson correlation coefficients and structural equation modeling in SPSS-26 and AMOS-24 software. 

    Findings

    The findings of the present research showed that the causal model of mathematical academic achievement based on the creative thinking and critical thinking with the mediation of problem solving in primary school students had a good fit. In the mentioned model, the variables of creative thinking and critical thinking had a direct and significant effect on problem solving and mathematical academic achievement of primary school students, and the variable of problem solving had a direct and significant effect on their mathematical academic achievement. In addition, the variables of creative thinking and critical thinking with the mediation of problem solving had an indirect and significant effect on mathematical academic achievement of primary school students (P<0.05). 

    Conclusion

    According to the results of this study, in order to improve the mathematical academic achievement of primary school students can promote their creative thinking, critical thinking and problem solving.

    Keywords: Mathematical Academic Achievement, Creative Thinking, Critical Thinking, Problem Solving, Students, Primary School
  • Manouchehr Lerni, Mohammad Reza Beliad *, Parisa Iran Nejad, Alireza Mohammadi Nejad Ganji Pages 54-63
    Purpose

    Organizational resilience in the crisis conditions is one of the important and effective concepts in crisis management for facing natural hazards. Therefore, the present study was conducted with the aim of designing an organizational resilience education model of crisis management of universal centers to facing with natural hazards and prevention from psychological and social interventions.

    Methodology

    The current research was descriptive from type of correlation. The statistical population of this study was all employees of the universities of Karaj city in the 2022-23 academic years with number of 850 people, which according to Cochran's formula the sample size was determined to be 264 people. The samples of this study were selected with the random cluster sampling method and responded the researcher-made questionnaire of organizational resilience of crisis management (125 items) and the data obtained from its implementation were analyzed with the methods of exploratory factor analysis and structural equation modeling in SPSS-27 and Smart PLS-3 software.Fidnings: The findings of the present research showed that the organizational resilience education of crisis management of universal centers to facing with natural hazards and prevention from psychological and social interventions had 125 items, 12 components and 3 dimensions. The dimensions were include individual (with two components of psychological factors of resilience and creativity and innovation), structural (with six components of resilience planning, adaptive factors, commitment and management, crisis culture, learning culture and leadership and decision-making) and operational (with four components of knowledge use, communications, effective public participation and operational knowledge of resources and equipment). The factor load and average variance extracted of all components were higher than 0.50 and the combined reliability of all of them was higher than 0.80. Also, the organizational resilience education model of crisis management of universal centers to facing with natural hazards and prevention from psychological and social interventions had a good fit and this model on all three individual, structural and operational dimensions and each dimension on its components had a direct and significant effect (P<0.001).

    Conclusion

    The results of this study about the designed organizational resilience education model of crisis management of universal centers to facing with natural hazards and prevention from psychological and social interventions can help to crisis management specialists and planners to face hazards in order to increase organizational resilience.

    Keywords: Education, Organizational Resilience, Crisis Management, Natural Hazards, Psychological, Social Interventions
  • Mohammedhamzah Mansoor Altalebi, Mehrdad Sadeghi *, Riyaz Hossein Abais Almurshidi, Saeed Sharifi Pages 64-72
    Purpose

    Organizational citizenship behavior plays an important role in improving the service quality of organizations, including education organization. Therefore, the aim of this study was to evaluate the relationship between the categories of organizational citizenship model in the education.

    Methodology

    This study in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was descriptive from type of correlation. The research population was the education managers and workers of Babol province in Iraq country, and according to Cochran's formula the sample size was determined to be 385 people which this number was selected by available sampling method. The research tool was a researcher-made questionnaire of organizational citizenship in the education with 61 items, which its data were analyzed by exploratory factor analysis and partial least squares in SPSS-22 and Smart-PLS-4 software.

    Findings

    The findings showed that the central phenomenon of organizational citizenship in education had 10 components in 5 categories of causal conditions, contextual conditions, intervening conditions, strategies and consequences (each one two components), which all of components had a factor loading of higher than 0.50 and all of them had Cronbach and combined reliability of higher than 0.70. Also, the correlation coefficients of the categories of causal conditions, contextual conditions, intervening conditions, central phenomenon, strategies and consequences were less than 0.45 and were indicated their non-overlapping. In addition, according to the indicators of commonality and redundancy, the organizational citizenship model in the education had a good fit and the effect of causal conditions, contextual conditions and intervening conditions on the central phenomenon, the effect of central phenomenon on the strategies and the effect of strategies on the consequences were significant (P<0.05).

    Conclusion

    The designed organizational citizenship model in the education can help to education managers, officials and planners in designing programs to improve the organizational citizenship in this organization.

    Keywords: Organizational Citizenship, Organization, Education
  • Fatemeh Sharifi Golzardi, Ali Mohebi *, Ruhollah Karimi Khoigani Pages 73-82
    Purpose

    Economic education is one of the needs of the day for all people, including students. Therefore, the aim of this study was to identifying the components of the economic education concept in the junior secondary education period.

    Methodology

    The current research had a qualitative approach and in terms of purpose was an applied research. The statistical population of this study were included all the documents of the last 15 years related to the scope of the current research, including articles, master's dissertations, Ph.D.'s theses and books. The population of this study were included 179 article, 22 master's dissertation, 5 Ph.D.'s thesis and 11 book, which 23 case of them were selected as a sample by purposive sampling method. The data of this study were collected by note taking and were analyzed by coding method according to synthesis research approach.

    Findings

    The results of the findings showed that the economic education concept in the junior secondary education period had 30 sub components and 13 main components. The main components of the economic education concept in the junior secondary education period were included financial literacy (with 3 sub components), economic insight (with 1 sub component), preservation and development of economic and financial resources (with 2 sub components), consumption correct pattern (with 2 sub components), savings and investment relationship (with 3 sub components), budget management (with 3 sub components), social responsibility and commitment (with 1 sub component), specialization-orientation and innovation (with 2 sub components), respecting the rights of others (with 2 sub component), ethics-oriented (with 3 sub components), valuing work (with 5 sub components), opportunism (with 2 sub components) and tolerance (with 1 sub-component).

    Conclusion

    According to the findings of this study, it is possible to teach the identified main and sub components for the economic education concept in the junior secondary education period

    Keywords: Economic Education, Junior Students, Social Responsibility, Commitment, Specialization-Orientation, Innovation
  • Kamalaldin Yarali, Tayebeh Tajari *, Maryam Safari Pages 83-92
    Purpose

    Higher education through entrepreneurial teaching can create a competitive advantage for itself. Therefore, the aim of this study was designing an entrepreneurial teaching pattern in Iran's higher education.

    Methodology

    The current research in terms of its purpose was applied and in terms of its purpose implementation method was descriptive from type of survey. The current research population includes six groups of business startups and establishment of knowledge-based companies, cooperation with entrepreneurial intermediary institutions, entrepreneurship education and teaching, authoring articles, books and guidance or counseling of dissertations and thesis in the field of entrepreneurship, specialist of curriculum and managers of planning higher education in Iranian universities in the academic years of 2020-21. The sample size based on the table of Krejcie and Morgan table was determined 322 people, who this number were selected by simple random sampling method. The instrument of the current research was the researcher-made questionnaire of entrepreneurship teaching in Iran's higher education with 214 items, that whose face and content validity was confirmed by the opinion of experts and its reliability with using combined and Cronbach's alpha methods was obtained above 0.70. The data of this study were analyzed with the methods of exploratory factor analysis and structural equation modeling in SPSS and Lisrel software.

    Findings

    The findings of the present study indicated that entrepreneurial teaching in Iran's higher education had 214 concepts in 13 components and 6 categories. The category of causal conditions includes the components of the need to face transformations and necessity of creating capabilities (33 concepts), the category of background conditions includes the component of the internal environment or variables (36 concepts), the category of intervening conditions includes the components of the effective professors, universal support and protection and environmental barriers (28 concepts) ), the core category includes the component of entrepreneurial teaching (39 concepts), category of strategies includes the components of the improving the ability of professors, the use of new methods, interaction and rich learning environment (53 concepts), and the category of consequences includes the components of the changing values in higher education and economic dynamics of society (25 concepts); So that the factor load of all components was higher than 0.50, the average variance extracted was higher than 0.60, and the Cronbach and combined reliability of all of them was higher than 0.70. Also, the entrepreneurial teaching pattern in Iran's higher education had a good fit and in this pattern, the category of causal conditions had a direct and significant effect on the core category, the categories of contextual conditions, intervening conditions and core conditions d a direct and significant effect on the category of strategies, and the category of strategies had a direct and significant effect on the category of consequences (P<0.001).

    Conclusion

    The designed pattern in the present research about entrepreneurial teaching in Iran's higher education can be used by curriculum experts and planners, and they based on the results of this study can conduct to entrepreneurial teaching in higher education.

    Keywords: Entrepreneurial Teaching, Higher Education, Effective Professors, Universal Support, Protection, Economic Dynamics Of Society
  • Fatemeh Sadat Najmolhoda, Yahya Ghaedi *, Sadegh Rezaie Pages 93-106
    Purpose

    The main purpose of this research is to identify the mechanisms of using the place of imagination in the philosophy education program for children.

    Methodology

    This research is one of the qualitative researches, which is applied in terms of purpose, descriptive research in terms of data collection and summarizing, grounded theory method. To identify the components of imagination in the philosophy education program for children in this research: in the first step, by referring to specialized texts on imagination in the philosophy education program for children, including domestic and foreign articles, books and authoritative publications, indicators of imagination in the philosophy education program for children, it was identified, reviewed and summarized using the Cornell study method. In this stage, after 22 people, up to the theoretical saturation of the components were identified. In the second step, semi-structured interviews between experts were used to ensure the effectiveness of the indicators identified as imagination in the philosophy education program for children. The selected experts were a group of experts in educational management and education who had years of experience in educational jobs and were experienced and knowledgeable in relation to the selected indicators and components and had numerous articles in this field.

    Findings

    In the second step of the research, according to the results of interviews with experts, the results of the research showed that the dimensions of imagination in the philosophy education program for children include knowledge-centered with coding components of imagination in philosophy education for children with 5 indicators, goals (individual, social and educational) (26 questions), basics (general and specialized) (12 questions), method (reasoning, skill training and knowledge acquisition) (15 questions) and content (educational, motivational and challenging) (13 questions) and mechanisms ( managerial, technological, educational and environmental) (22 questions).

    Conclusion

    The results showed that imagination in the goals of philosophy for children includes individual, social and educational positions.

    Keywords: Imagination, Teaching Philosophy, Mechanisms
  • Zahra Hossein Mardi, Aliasghar Asgharnejad Farid *, Afsaneh Taheri Pages 107-118
    Purpose

    The present research was conducted with the aim of developing a structural model of students' happiness based on resilience, self-esteem and school satisfaction with the mediation of self-efficacy. 

    Methodology

    The method of the current research was descriptive-correlation type, which was carried out in the form of path analysis model. The statistical population of this research was made up of female students of the second level of high school in areas 2 and 5 of Tehran, who were studying in different fields of study in the academic year of 2022-2023. To determine the sample size, the principles of determining the sample size in structural equation modeling were used and 400 people were selected as a sample, which was selected using a multi-stage cluster random method. Data collection was based on Oxford happiness questionnaires, Connor and Davidson resilience scale, Cooper Smith self-esteem questionnaire, Morris adolescent self-efficacy questionnaire, and school satisfaction subscale related to the multidimensional scale of students' life satisfaction, which was Cronbach's alpha coefficient. The scores of the questionnaires were 0.93, 0.91, 0.89, 0.88, and 0.88, respectively, and their face and content validity was confirmed using experts' opinions. Data analysis was done with SPSS and AMOS software. 

    Findings

    The results of the path analysis showed that the main research model fits the collected data and all the goodness of fit indices were excellent (CFI=1, RMSEA=0.000, X2=0). 

    Conclusion

    Based on the results obtained, there is a direct and indirect relationship between all three exogenous variables in the model (resilience, self-esteem and school satisfaction) with the main endogenous variable (happiness). And self-efficacy variable mediates the relationship between these variables.

    Keywords: Students' Happiness, Resilience, Self-Esteem, School Satisfaction, Self-Efficacy
  • Mahdi Amiri, Jahanbakhsh Rahmani *, Zohreh Saadatmand Pages 119-130
    Purpose

    Considering the role and importance of social health in improving the condition of societies, the current research was conducted with the aim of synthesis studies related to the social health. 

    Methodology

    This study in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was qualitative according to the synthesis research approach. The research population was all the articles and theses related to the research field (social health) from 2010 to 2022 years in reliable domestic and foreign databases with number of 94 cases, which according to the inclusion criteria number of 20 cases were selected as a sample with using the purposeful sampling method. To collect the data was used note-taking method which their reliability with using Cohen's kappa coefficient method was calculated 0.746, and for their analysis was used the coding method. 

    Findings

    The findings of this study showed that the social health had 59 sub categories in 22 main categories. The main categories were including social support, religiosity, social capital, social class, social security, social trust, communication skills, quality of life, social networks, lifestyle, leisure time, social actualization, social cohesion, social acceptance, social participation, socio-economic base, openness, sense of anomie, demographic variables, life satisfaction, social commitment and social responsibility. 

    Conclusion

    According to the identified main and sub categories in this research, specialists and planners can take an effective step towards improving people's social health.

    Keywords: Synthesis, Social Health, Social Support, Social Capital, Social Networks, Social Participation
  • Mahnaz Parmoz, Afsaneh Saber Garakani *, Fariba Hanifi Pages 131-140
    Purpose

    Curriculum quality plays an important role in academic success and performance. As a result, the aim of this study was investigating the status of evaluation components of curriculum quality in the elementary schools in Tehran city.

    Methodology

    This study in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was mixed (qualitative-quantitative). The population of the qualitative section was the curriculum experts and professors of Tehran city, which according to the principle of theoretical saturation number of 12 people of them were selected by purposive sampling method. The population of the quantitative section was male and female teachers of public elementary schools of Tehran city in the 2021-2022 academic years with number 23593 people, which according to the Krejcie and Morgan table number of 377 people of them were selected by cluster sampling method. The research tools were semi-structured interviews and researcher-made questionnaires, which validity of the interviews was confirmed by triangulation method and its reliability was calculated by the coefficient of agreement between two coders 0.83, and the face validity of the questionnaire was confirmed by the opinion of experts and its reliability was calculated by Cronbach's alpha method 0.85. Data were analyzed with open, axial and selective coding methods in MAXQDA software and one-sample t-test in SPSS software.

    Findings

    The findings showed that evaluation of curriculum quality in the elementary schools has 108 indicators in 23 components and 6 dimensions were included systematic approach of evaluation of curriculum quality (with 4 components of strategic thinking, generalizability of goals, receiving corrective feedback and facilitating the teaching and learning process), qualitative evaluation of activities ( with 3 components of evaluation of motivational activities, evaluation of practical activities and evaluation of curriculum activities), quality of modern facilities and technologies (with 3 components of cultural and sports facilities, educational facilities and welfare facilities), quality of structural factors (with 4 components of lack of resources and inappropriate distribution, weak foresight, individual and organizational communication and lack of work discipline), quality assessment of curriculum principles (with 4 components of flexibility, curriculum sequence, curriculum usefulness and curriculum comprehensiveness) and quality assessment of curriculum strategic management (with 5 components of improving the appearance of the curriculum, improving the content of the curriculum, coherence of the curriculum, drawing the vision and growth of national-religious identity). Also, the components of strategic thinking, generalizability of goals, facilitating the teaching and learning process, evaluation of motivational activities, evaluation of practical activities and evaluation of curriculum activities, cultural and sports facilities, educational facilities, welfare facilities, lack of resources and inappropriate distribution, weak foresight, individual and organizational communication, flexibility, curriculum sequence, curriculum usefulness, improving the appearance of the curriculum, improving the content of the curriculum, coherence of the curriculum, drawing the vision and growth of national-religious identity were in favorable situation, but the components of receiving corrective feedback, lack of work discipline and curriculum comprehensiveness were in an unfavorable situation (P<0.001).

    Conclusion

    The results of this study have many practical implications for education specialists and planners, and they based on the results of this study, can take an effective step towards improving the evaluation components of curriculum quality, especially the three components of receiving corrective feedback, lack of work discipline and curriculum comprehensiveness.

    Keywords: Evaluation, Curriculum, Curriculum Quality, Elementary Schools
  • Hamideh Mirshamsi, Naser Mohammadi Ahmad Abadi *, Afsaneh Alizadeh Asli Pages 141-151
    Purpose

    Identifying play-based curriculum elements in the preschool period helps to improve these programs. As a result, the aim of this study was to identifying the dimensions and components of the play-based curriculum in the preschool period based on the Montessori theory.  

    Methodology

    The present study in terms of purpose was applied research and in terms of the implementation method was a qualitative research. The research population was expert faculty member’s familiar with the research field, who were selected by purposeful and snowball sampling methods until reaching theoretical saturation, i.e. 6 people. The tool of this study was a semi-structured interview with experts, which its validity was estimated based on the selection of a purposeful sample and information richness, and its reliability was estimated with using the Holsti coefficient method 0.71. The data of the present study were analyzed by thematic analysis method in Maxqda software.  

    Findings

    According to the findings of the present research, the play-based curriculum in the preschool period based on the Montessori theory has 68 components in 9 dimensions of curriculum desirable goals, curriculum suitable content, suitable teaching materials, suitable learning activities, suitable time, suitable space and time design, suitable learning strategy, suitable grouping and suitable evaluation methods were suitable. Therefore, the pattern of dimensions and components of the play-based curriculum in the preschool period based on the Montessori theory was drawn.  

    Conclusion

    One of the fields of curriculum improvement in the preschool period is the promotion of play-based curriculum, which for this purpose can be used the identified dimensions and components of play-based curriculum in the preschool period based on the Montessori theory in this study.

    Keywords: Curriculum, Play-Based, Preschool, Suitable Teaching Materials, Suitable Evaluation Methods, Montessori Theory
  • Simin Asgharinezhad, Hadi Rezghi Shirsavar *, Khadijeh Khanzadi Pages 152-160
    Purpose

    After the occurrence of the World Wide Web, the Internet of Things can be the next revolution due to the significant increase of the Internet, and this structure seeks to create a bridge between the real and virtual worlds, which has the ability to create an integrated network of billions of objects with the ability to connect wirelessly to each other to exchange information. So Considering the importance of internet of things in today's schools, the current research was conducted with the aim of investigating the status of internet of things development in schools based on the future research. 

    Methodology

    This research in terms of purpose was practical and in terms of implementation method was quantitative. The research population were education managers and planners and officials of universities of Tehran city in the academic years of 2021-2022, which 281 people of them were selected as a sample by cluster sampling method. The tool of the current research was a researcher-made questionnaire of internet of things development in schools based on the future research with 26 items, which whose data were analyzed by exploratory factor analysis and one sample t-test in SPSS-26 software. 

    Findings

    The findings of the exploratory factor analysis showed that the internet of things development in schools based on the future research has 26 items in 7 components of removing time restrictions (with three items of connection per hour, unlimited use and offline use), removing location restrictions (with four items of use in any place, use at school and home, use without special equipment and ability to use a computer), reducing infrastructure costs (with four items of sharing of training, direct transfer of training, eliminating special infrastructure facilities and direct connection to the system), knowledge management (with three items of knowledge creation, knowledge transfer and knowledge distribution), professional competence (with three items of cognitive competence, knowledge competence and skill competence), information technology (with three items of information flow automation, easy access to information and changing the shape of the organization) and effectiveness of educational system (with six items of efficient education, behavior patterns appropriate to time, talent-oriented appropriate to future needs, matching school input with future expectations, satisfactory educational process and providing satisfactory educational services appropriate to future needs). In this study, the factor loading of all 26 items was higher than 0.40, the factor loading of all 7 components was higher than 0.50, their average variance extracted was higher than 0.60, and their Cronbach and combined reliability was higher than 0.70. Also, the results of the one sample t-test showed that the average of all 7 components significantly was higher than the assumed average of the society (P<0.001). 

    Conclusion

    Considering the importance of internet of things in schools and since the amount of all its components was slightly higher than the assumed average of the society, it is suggested that based on the questionnaire of the current research design and implement efficient and practical programs for the internet of things development in schools based on the future research.

    Keywords: Internet Of Things Development, Schools, Future Research, Knowledge Management, Professional Competence, Effectiveness Of Educational System
  • Elnaz Yousefi Tazeh Kand Qeshlag, Shahram Ranjdoust *, Mohamad Azimi Pages 161-171
    Purpose

    Revolutionary education of Iran is a part of society and a representative of a complex social system and discourse and Farhangian University seeks to educated efficient human resources and revolutionary teachers. Therefore, the purpose of this study was to identifying the characteristics of revolutionary education curriculum goals in Farhangian University with a foresight approach.

    Methodology

    This study in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was combined (qualitative and quantitative). The research population in the qualitative section was the professors of Farhangian University in West Azerbaijan province, which according to the principle of theoretical saturation number of 13 people of them were selected as a sample with the available non-random sampling method. The research population in the quantitative section was the professors of Farhangian University in West Azerbaijan province, which number of 234 people of them were selected as a sample with the total sampling method. The research tool in the qualitative section was a semi-structured interview and in the quantitative section was a researcher-made questionnaire, which whose psychometric indicators were confirmed. The data of the qualitative section were analyzed with thematic analysis method in MAXQDA version 10 software and the data of the quantitative section were analyzed with exploratory factor analysis and structural equation modeling methods in SPSS version 26 and AMOS version 21 software.

    Findings

    The results of the qualitative section of this study showed that the characteristics of revolutionary education curriculum goals in Farhangian University with a foresight approach have thirteen sub-themes in three main themes were included emotional goals (with four sub-themes of driving excellence and progress, aware and knowledgeable to the revolution and revolutionary education, beliefs transfer and Islamic ethics virtues), cognitive goals (with four sub-themes of recognizing the values and ideals of the revolution, fostering Islamic beliefs, reviving Islamic civilization and familiarity with the concept of justice) and skill/performance goals (with five sub-themes of creating a visible change in student behavior, launching the dialogue of civilizations, strengthening people's tendency towards independence, strengthening the skill of participating in group discussions and familiarizing with the strategies of searching scientific texts. The results of the quantitative section of this study showed that the factor load and average variance extracted of all factors were higher than 0.50 and the Cronbach's reliability of all of them was higher than 0.80. Also, the model of the characteristics of revolutionary education curriculum goals in Farhangian University with a foresight approach had a good fit, and in this model and according to the path coefficients all thirteen factors had a direct and significant effect on the goals (P<0.01).

    Conclusion

    The identified characteristics for the revolutionary education curriculum goals in Farhangian University with a foresight approach can help experts, officials, managers and planners in designing and implementing programs to improve the curriculum goals of the educational system.

    Keywords: Goals, Curriculum, Curriculum Goals, Education, Revolutionary Education, Farhangian University, Foresight
  • Asiyeh Iri, Maryam Taghvaee Yazdi *, Saeed Saffarian Hamedani Pages 172-182
    Purpose

    Knowing the ambivalence elements of entrepreneurship in different organizations, especially the technical and vocational organization plays an important role in improving the state of this educational system. Therefore, the aim of this study was to analyzing the ambivalence elements of entrepreneurship in the technical and vocational organization of the country. 

    Methodology

    In a descriptive research from type of correlation were analyzed the ambivalence elements of entrepreneurship. For this purpose, the research population was all the employees of technical and vocational organization of Golestan province with number of 500 people, which the sample size based on Cochran's formula was estimated to be 217 people, which these people were selected by simple random sampling method. The tool of the current research was the questionnaire of the ambivalence elements of entrepreneurship in the technical and vocational organization, which the data were analyzed with the methods of exploratory factor analysis and structural equation modeling in SPSS and Smart PLS software. 

    Findings

    The findings of this study indicated that the ambivalent elements of entrepreneurship in technical and vocational organizations were included 14 elements of market orientation, market analysis, use of creativity, continuous problem solving, knowledge sharing, knowledge absorption capacity, strategic planning, continuous sourcing, flexible organization, continuous learning, managerial expertise, financial support, capable human resources, environment dynamism, ambivalence and the results that the factor load of all of them was higher than 0.50, the average variance extracted of all of them was higher than 0.60, and the Cronbach and combined reliability of all of them was higher than 0.80. Also, the model of analyzing the ambivalence elements of entrepreneurship in the technical and vocational organization of the country had a good fit and the coefficient of all paths was significant (P<0.05). 

    Conclusion

    According to the results of this study, it is necessary to plan to improve the ambivalence of entrepreneurship in the technical and vocational organization of the country through the identified elements.

    Keywords: Ambivalence, Entrepreneurship, Ambivalence Of Entrepreneurship, Technical, Vocational Organization
  • Ravanbakhsh Jahanshahi, Mansour Haghighatian *, Shapur Bahian Pages 183-192
    Purpose

    Many experts in the fields of sociology and psychology believe that adolescence is the beginning of the stage of identity formation and one of the duties of social institutions is to help national identity reproduction in the adolescent and young generation. Therefore, the current research was conducted with the aim of sociologically investigating the impact of cultural factors on the national identity reproduction in students.

    Methodology

    This study in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was cross-sectional from type of correlation. The research population consisted of all adolescents aged 13-16 years in Kohgiluyeh and Boyar-Ahmad provinces with number of 51339 people, which the sample size was considered with using Cochran's formula to be 400 people, and this number was selected by multi-stage cluster sampling method. The research tool was a researcher-made questionnaire (93 questions) which whose face and content validity was confirmed and its reliability using Cronbach's alpha method was estimated above 0.70. Data were analyzed by path analysis in SPSS and AMOS software.

    Findings

    The findings showed that ethnic identity and adherence to customs had a positive and significant correlation with the national identity reproduction in students and the expansion of the culture of tolerance, family disorganization and expansion of virtual space had a negative and significant correlation with the national identity reproduction in them (P<0.001). Also, the sociologically model of the impact of cultural factors on the national identity reproduction in students had a good fit, and in this model, cultural factors had a direct and significant effect on the national identity reproduction in students (P<0.001).

    Conclusion

    According to the results of this study, the cultural factors had a significant impact on the national identity reproduction in students. Therefore, to national identity reproduce in students it is possible to prepare the ground for the improvement of cultural factors.

    Keywords: Sociologically, Cultural Factors, National Identity Reproduction, Expansion Of Virtual Space, Students
  • Maryam Ghaderi Sheykhi Abadi, Fakhrossadat Nasiri *, Afshin Afzali, Mahmood Taajobi Pages 193-203
    Purpose

    Synergistic leadership style plays an important role in the implementation of quality standards in schools. The aim of the current research was to construct and standardize the complementary leadership questionnaire in the managers of technical and professional conservatories.  

    Methodology

    The quantitative research method was correlation studies. The research community was the teachers of technical and vocational schools in Tehran province in the academic year of 2020-2021. A sample size of 364 teachers was selected by stratified random sampling based on gender and social classes and based on Cochran's formula. In order to collect data, the 20-item complementary leadership tool created by the researcher and Jansen's (2006) Organizational Ambivalence Tool were used. In order to check the factorial structure and construct validity of the questionnaire, the techniques of content validity ratio, exploratory and confirmatory factor analysis, and convergent and divergent validity were used, and to check the reliability of the questionnaire, Cronbach's alpha method and composite reliability were used by SPSS25 and LISREL10.30 software.  

    Findings

    Based on the findings, 4 factors and 20 items were designed and built to measure the complementary leadership of educational managers of technical and professional conservatories. The content validity of the tool (0.7585) was confirmed based on the opinion of experts. In the exploratory factor analysis, four factors of organizational structure, extra-organizational factors, leadership behavior and attitudes, beliefs and values with a special value higher than one were observed, which were able to explain 71% of the variance of complementary leadership. The results of the confirmatory factor analysis showed that the fit indices of the questionnaire are suitable and desirable and the questionnaire has a good validity. Also, based on the optimal explained variance percentage of 63% in the second-order confirmatory factor analysis, the power of the questionnaire in explaining the variance of complementary leadership was confirmed. Convergent validity (0.6304) and divergent validity (0.794), Cronbach's alpha (0.936) and composite reliability (0.95) of the questionnaire also indicated the appropriate validity and reliability of the complementary leadership tool.  

    Conclusion

    Researchers can use the questionnaire designed to measure synergistic leadership and improve leadership skills in the educational managers of technical and vocational schools as a standard tool.

    Keywords: Construction, Standardization, Synergistic Leadership, Managers Of Technical, Vocational Schools
  • Lida Esmaili, Akhtar Jamali *, Nadergholi Ghorchian Pages 204-213
    Purpose

    The human resources of any organization is a determining factor in its organization, and improving social intelligence in the human resources of educational organizations can improve the quality of education and learning services. Therefore, the current research was conducted with the aim of identifying and analyzing the dimensions and components of improving social intelligence among the faculty members of Farhangian University.  

    Methodology

    The method of this study was mixed (qualitative-quantitative). The research population in the qualitative part was the experts in the fields of educational management, cultural management, human resources management and social psychology in 2021 year and in the quantitative part was the faculty members of Farhangian University of Tehran in the 2021-2022 academic years. The sample of the research in the qualitative part according to the principle of theoretical saturation were determined 20 people who these people were selected by purposeful sampling method and in the quantitative part according to Cochran's formula were determined 260 people who these people were selected by stratified random sampling method based on the field of study. Data in the qualitative part were collected by semi-structured interview and analyzed by content analysis method in MAXQDA software and in quantitative part were collected by researcher-made questionnaire and analyzed by exploratory factor analysis and structural equation modeling methods in SPSS and Smart PLS software.  

    Findings

    The findings of the qualitative part showed that the social intelligence among the faculty members of Farhangian University has 55 indicators, 9 components and 3 dimensions including individual characteristics (with the components of personality characteristics and evaluation), social knowledge and technology (with the components of knowledge application, information technology application and educational technology) and social skills (with the components of internal and external relations, public relations, ability in a specialized field and management skills). The findings of the quantitative part showed that the factor load, content validity, average variance extracted and reliability of dimensions and components were confirmed. In addition, the social intelligence model on all three dimensions of individual characteristics, social knowledge and technology and social skills and each of the three mentioned dimensions on its components had a direct and significant effect (P<0.001).  

    Conclusion

    Specialists and planners of the higher education system according to the identified dimensions and components through the improving social intelligence can provide the basis for promoting the education and learning of university students.

    Keywords: Social Intelligence, Faculty Of Farhangian University, Individual Characteristics, Social Knowledge, Technology, Social Skills
  • Adel Zahed Babolan, Mehdi Abdolahzadeh *, Mohammad Esmaeili Pages 214-223
    Purpose

    Among the issues that our country's organizations are facing is how to promote socialization. The importance of this issue is so great that today, one of the important factors of progress and development in developed countries is considered to be a trained and motivated workforce, or in a better word, the sociability of specialized employees in different organizations. Accordingly, this study aimed to identify the antecedents and consequences of socialization in Iranian educational organizations using a meta-analysis approach. 

    Methodology

    The current research is descriptive in terms of execution method, applied in terms of the type of use, and quantitative in terms of type of data. The statistical population of the research was the articles published in scientific research journals in Iran in the field of organizational socialization, from 2011 to 2023, from which 29 cases were entered through a meta-analysis process with a non-random purposive sampling method. The selected studies were analyzed using CMA2 software. 

    Findings

    The findings of the research showed that among the antecedents of organizational socialization, respectively, the variables of electronic literacy (0.849), professional ethics (0.823), empowerment (0.671), organizational culture (0.560), and spirituality in the work environment (0.550) had the largest effect size. Also, among the consequences of organizational socialization, respectively, the variables of social responsibility (0.798), psychological capital (0.680), role outputs (0.669), ethical behavior (0.640), and job enthusiasm (0.620), had the largest effect size. 

    Conclusion

    Identifying the antecedents and consequences of socialization in educational organizations that have diverse and yet sensitive goals, missions and tasks helps managers to facilitate the socialization of employees in the organization through focusing and applying the identified factors and variables, and also from the results to Be aware of the use of these factors and variables in the organization and take useful and effective measures to improve the organizational socialization of employees.

    Keywords: Organizational Socialization, Meta-Analysis, Antecedents, Consequences
  • Forouzan Karkhaneh *, Hasan Reza Yusofund, Hoosin Dehqan Pages 224-235
    Purpose

    The main goal of this article is to investigate the consequences of educational inequality in the western region of Kurdistan, Kermanshah and Ilam provinces.

    Methodology

    Phenomenology is an interpretive paradigm, so in this case, looking at phenomena is a meaningful and scrutinizing look. Pursuing this interpretative aspect is a way to acquire deep knowledge through the discovery of meanings, goals,perspectives and underlying logic.The research was conducted with a qualitative method.The interviews were targeted and each interview lasted approximately 45 minutes, due to the spread of the corona virus in the country and the people being quarantined, the interviews were conducted over the phone.The interview text of each person was written and again sent to the interviewee to confirm the accuracy and correctness of the text. With this method, the validity of the interviews has been obtained. Summarizing the interview information, the content analysis of the social, economic and educational inequality phenomenon in the target provinces was analyzed. Targeted sampling is the sample size of interviews with twenty informed people and experts in the research area until theoretical saturation is reached. The participants in this research included twenty people working in the three provinces of Kurdistan, Kermanshah and Ilam, of which 11 were men and 9were women. The participants were university professors and education teachers, as well as health workers

    Findings

    Reducing the factors affecting the creation of social inequality in education can be the basis for the growth of various indicators in a society. Educational inequality has negative effects on the cultural, economic, social and even political conditions of a country. Removing the effective factors in creating social inequality in education, such as class gap, gender perspective, lack of efficient manpower and sufficient resources and equipment will lead to a growing trend and prosperity in the society.

    Conclotion: 

    Education is the basic pillar of development,in addition to providing an opportunity for people to develop their abilities and talents,it has social and economic effects and benefits.

    Keywords: Social Inequality, Educational Inequality, Class Gap, Equipment, Facilities, Fair Distribution Of Financial Resources
  • Farhad Tanhaye Reshvanloo *, Mohadeseh Rajabi Joghortain, Hadi Samadieh Pages 236-245
    Purpose

    This study aimed to investigate the relationship between identity styles and self-handicapping by canonical correlation analysis.

    Methodology

    The design of the current research was descriptive-correlational and focal correlation analysis was used to investigate the relationships between two sets of predictor changes (identity styles) and criteria (dimensions of self-impairment). The statistical population of the study was high school students in Bojnourd. By multi-stage random sampling, 210 students were selected. Data collection was done with the identity styles questionnaire (Berzonsky, 1992) and the self-management scale (Jones, and Rhodewalt, 1982). Data analysis was done with Pearson correlation coefficient and focal correlation using SPSS.27 software.

    Findings

    Findings from the analyses indicated a significant relationship between identity styles and self-handicapping dimensions. The common variance of identity styles and self-handicapping was 28%. In the function of identity styles, informational identity was most important (0.81) and in the function of self-handicapping, it was assigned to claim self-handicapping (-0.99).

    Conclusion

    In general, the processing of identity information can impact the use of self-handicapping strategies, and teenagers with an informational and normative identity and a high identity commitment use less self-handicapping behaviors.

    Keywords: Identity Styles, Self-Handicapping, Canonical Correlation
  • Shokouh Jamali Zavareh, Gholamreza Manshaee *, Mohammad Ali Nadi Pages 246-258
    Purpose

    One of the important issues in the higher education system is the ineffective behavior of university professors, which has received less attention and no comprehensive objective criteria has been designed to investigate it. The purpose of this study was to compile and validate a questionnaire to investigate the ineffective behaviors of university professors. 

    Methodology

    This was a descriptive correlational study. The statistical population included faculty members of five universities in Tehran (Tehran, Shahid Beheshti, Kharazmi, Allameh Tabatabai and Tarbiat Modares (in the academic year of 2019-2020. The research sample consisted of 123 teaching professors, who were selected by the purpose-based available sampling method. The research tool was a researcher-made questionnaire of university professors' ineffective behaviors with 64 items in three factors; educational (3 components), research (4 components) and communication (5 components). The data were analyzed with the methods of content validity ratio, content validity index and exploratory factor analysis in SPSS and Smart-PLS software. 

    Finding

    The content validity ratio and content validity index for all three educational, research and communication factors and their components were above 0.80. The exploratory factor analysis of ineffective behaviors of university professors showed three factors, educational factor with 3 components, research factor with 4 components and communication factor with 5 components. A factor loading higher than 0.60, and Cronbach's and combined reliability higher than 0.70 were calculated. The calculated R2 for all factors and components was higher than 0.50 and the GOF index equal to 0.43 indicated the appropriate fit of the model. The model of inefficient behaviors was drawn in the modes of factor loading and t-test, based on which the inefficient behaviors of university professors had a significant effect on educational, research and communication factors and their components due to the t-statistic higher than 1.96. 

    Conclusion

    The questionnaire of the current research is a valid and reliable tool for measuring the ineffective behaviors of university professors. University administrators can use it to measure the level of ineffective behavior of professors under their supervision to design preventive or improvement programs.

    Keywords: Ineffective Behaviors, Professors, Educational Factor, Research Factor, Communication Factor
  • Zeinab Mahmoodiasl, Yaser Rezapour Mirsaleh *, Ali Nazari Pages 259-270
    Purpose

    The purpose of this research was to investigate the effectiveness of the educational package based on the lived experience of mothers with multi-disabled children with emotional dyslexia on the improvement of depression. 

    Methodology

    The method of this research was semi-experimental with a pre-test-post-test design with a control group. The statistical population of the research includes all mothers with multi-disabled children whose children were studying in Golhai Shiraz exceptional school in 1400-1401. Among the mothers, 30 mothers were selected as available and were randomly assigned to an experimental group (15 people) and a control group (15 people). Then, the pre-test of the research variables was carried out and the mothers of the experimental group were trained for 12 sessions on alexithymia. After the completion of the training, a post-test of the experimental and control groups was conducted. Research data were collected through alexithymia (Toronto, 1994) and depression (Beck, 1961) questionnaires. The data were analyzed by intragroup-intergroup multiple covariance analysis. 

    Findings

    The results showed that the alexithymia training program improved depression in mothers of children with multiple disabilities. 

    Conclusion

    Based on the findings, since the program developed in this research was based on the real experiences of mothers of children with multiple disabilities, and it was developed specifically for these mothers, and the psychometric features of the program were confirmed by experts in this field, and in a way, it was related to the issues and it has addressed the psychological problems of mothers and the behavioral problems of children, it has been more effective.

    Keywords: Lived Experience, Depression, Alexithymia, Children With Multiple Disabilities
  • Mohammadhossein Mohammadi Kia, Mohammadnaghi Imani *, Alireza Mohammadinejad Ganji Pages 271-279
    Purpose

    Today, policymaking has a great value and importance to improve the relationship between university and industry, and university education should be based on the industry and society needs. Therefore, the aim of this study was designing a university education pattern based on industry needs in the university.

    Methodology

    This study in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was qualitative. The research population consisted of 15 university and industry experts who were selected by purposive sampling method. The research tool was an in-depth interview, which its validity was confirmed by the triangulation method and its reliability was calculated by the agreement coefficient method between two coders at 0.86. Data were analyzed by open, axial and selective coding method in MAXQDA software.

    Findings

    The findings showed that the university education pattern based on industry needs in the university had 30 open codes (or indicators), 7 axial codes (or components) and 3 selective codes (or categories). In this study, the selected codes were included the contextual category (with three axial codes including structural component of university, structural component of industry and psychological component), the causal category (with two axial codes including legal and lawful component and cultural and social component) and the strategic category (with two axial codes including policy and government support component and managerial component). Finally, the university education pattern based on industry needs in the university was designed.

    Conclusion

    According to the results of this study about the university education pattern based on industry needs in the university, can be taken an effective step to improve the current state of university education in the three categories of contextual, causal and strategic through their components and indicators.

    Keywords: University Education, Industry Needs, University
  • Mohammad Delghandi, Mohammad Karimi *, Hassan Nodehi, Moslem Cherabin Pages 280-294
    Purpose

    Due to the growth and evolution of information and communication technology, the methods of education have also undergone extensive changes. Therefore, the present research was conducted with the aim of designing an efficient virtual education pattern in Farhangian University. 

    Methodology

    This research in terms of purpose and implementation method was applied and descriptive from type of exploratory, respectively. The current study population were included all managers and professors of Farhangian universities in Khorasan Razavi province including six Pardis in 2021 year. The samples of the present study according to the principle of theoretical saturation were determined 13 people who after checking the inclusion criteria were selected by purposive sampling method. The data of this study were collected by semi-structured interview (validity was confirmed by triangulation method and reliability was obtained by Cohen's Kappa coefficient 0.87) and analyzed by thematic analysis and three rounds of Delphi. 

    Findings

    According to the analysis of the interviews, the efficient virtual education pattern in Farhangian University had 71 sub themes in the form of 12 main themes. In this study, the main themes were included pedagogical factors, technological factors, organizational factors, integrated management, foresight, purposive educational quality, measurability, flexibility in education, support services, knowledge management, ease of access and information and content. Also, after the first round of Delphi, 9 sub themes and after the second round of Delphi 6 sub themes were removed from the efficient virtual education pattern in Farhangian University, and in the third round of Delphi all the sub themes were evaluated as appropriate. As a result, the final pattern of efficient virtual education in Farhangian University had 56 sub themes in the form of 12 main themes, and the pattern of its main themes was drawn. 

    Conclusion

    The managers, officials and planners of Farhangian University according to the designed efficient virtual education pattern in Farhangian University can improve the conditions to improve the current state of education, especially virtual education in this university.

    Keywords: Virtual Education, Efficient Virtual Education, Farhangian University, Purposive Educational Quality, Flexibility In Education
  • Iran Sheikhabadi, Mehdi Bagheri *, Hoseinali Jahed Pages 295-304

    Purpose: 

    Supervision and guidance in education plays an important role in reducing problems and improving performances. Therefore, the purpose of this study was identifying the supervisory components of instructional and educational leaders of primary schools in order to providing a comprehensive pattern for Iran's government education.

    Methodology

    Regarding to the purpose, this study in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was qualitative. The research population was educational science professors and education experts of Hormozgan province, which according to the principle of theoretical saturation number of 12 people of them were selected as a sample with using the purposive sampling method. The tools of the current research were the demographic information form and semi-structured interview, which validity of the interviews was confirmed by the triangulation method and their reliability was calculated by the coefficient of agreement between two coders at 0.80. Data were analyzed by open, axial and selective coding method in MAXQDA software.

    Findings

    The findings showed that the supervisory components of instructional and educational leaders of primary schools in order to providing a comprehensive pattern for Iran's government education were included 53 concepts, 14 components and 8 categories. In the mentioned pattern the categories were included leadership in the educational improvement (including the components of recognizing of problems and educational improvement), leadership in the curriculum improvement (including the components of professional strategy and professional and social skills), leadership in the employees improvement (including the components of professional ethics-orientation, relational ethics-orientation and critical thinking skills), theoretical and scientific skills (including the components of familiarity with theory and practical ability), technical and technological skills (including the components of media literacy and technical and technological improvement), ethical and professional skills (including the component of purposive and hard worker), management and leadership skills (including the component of authoritarian) and communication skills (including the component of reliable and friendly relationships). Finally, a supervisory comprehensive pattern of instructional and educational leaders of primary schools for Iran's government education was drawn for Iran's government education.

    Conclusion

    According to the results of this study and the designed supervisory comprehensive pattern for instructional and educational leaders of primary schools for Iran's government education can be taken an effective step to improve the situation of Iran's education organization.

    Keywords: Instructional, Educational Leaders, Schools, Education, Educational Improvement, Curriculum Improvement, Professional, Social Skills
  • Atefeh Mohkamkar, Fatemeh Shaterian *, Azam Nikookar Pages 305-313
    Purpose

    Successful intelligence can improve many psychological and academic characteristics, and considering the importance of emotional self-awareness and academic engagement, the present study was conducted with the aim of determining the effectiveness of education based on successful intelligence on emotional self-awareness and academic engagement of secondary school students.

    Methodology

    This was a semi-experimental study with a pre-test, post-test and follow-up design with experimental and control groups. The population of the current research was all students of the tenth and eleventh grades of theoretical branch of Saveh city in the academic years of 2022-3, which the sample size was calculated according to G Power software equal to 25 people for each group. Therefore, 50 people were selected by a targeted method and randomly replaced into two experimental and control groups. The experimental group received 10 sessions of 75 minute of education based on successful intelligence, and the control group did not receive any intervention during this period. The research tools were included the revised emotional self-awareness questionnaire of Rieffe et al (2008) and academic engagement questionnaire of Schaufeli et al (2002), which whose psychometric indicators were confirmed. In this study, to analyze the data were used from analysis of variance with repeated measurements and Bonferroni's post hoc test in SPSS software.

    Findings

    The findings showed that there was a significant difference between the experimental and control groups in the post-test and follow-up phases in terms of emotional self-awareness and academic engagement. In the other words, education based on successful intelligence increased the emotional self-awareness and academic engagement of second school students, and the results remained in the follow-up phase as well (P<0.05).

    Conclusion

    Considering the effectiveness of education based on successful intelligence on increasing the emotional self-awareness and academic engagement of secondary school students, to improve the psychological and academic characteristics of students can be used the method of education based on successful intelligence.

    Keywords: Education Based On Successful Intelligence, Emotional Self-Awareness, Academic Engagement, Students
  • Seddigheh Zohreh Nazari Ardabili, Parinaz Benisi *, Hamidreza Vatankhah Pages 314-326
    Purpose

    Educational technology and its management play an important role in improving the educational situation. Therefore, the current research was conducted with the aim of designing the maturity management model of educational technology in Iranian schools.

    Methodology

    This research in terms of purpose was applied and in terms of execution method was mixed (qualitative and quantitative). The statistical population of research in the qualitative part was experts in the field of educational management and educational technology and managers of educational districts in Tehran city in 2021 year. The sample of this part was 14 people, who this number were selected according to the principle of theoretical saturation and by purposive sampling method. The statistical population of the research in the quantitative part was principals and teachers of senior high school in the 19th district of Tehran city in the academic years of 2021-22. The sample of this part was 169 people who were selected according to Cochran's formula and by random cluster sampling method. The research tool in the qualitative part was a semi-structured interview and in the quantitative part was a researcher-made questionnaire, which whose psychometric indicators were checked and confirmed. The data of this study in the qualitative part were analyzed with thematic analysis method in MAXQDA-12 software, and the data of this study in the quantitative part were analyzed with the structural equation modeling method in SPSS-22 and LISREL-8.8 software.

    Findings

    In the qualitative part, the findings of this research showed that for maturity management of educational technology in Iranian schools were identified 55 basic themes, 15 organizing themes and 4 comprehensive themes; so that were include the comprehensive themes of educational technology knowledge management (with 5 organizing themes of learning of educational technology knowledge, sharing of educational technology knowledge, application of educational technology knowledge, analysis of educational technology knowledge and evaluation of educational technology knowledge), educational technology resources and facilities (with 3 organizing themes of human resources, physical resources and educational content), control and coordination of educational technology (with 3 organizing themes of coordination between educational policies, coordination between colleagues and supervision and control over implementation) and educational technology infrastructures (with 4 organizing themes of technological infrastructure, finance infrastructure, knowledge infrastructure and cultural and social infrastructure). In the quantitative part, the findings of this research showed that the maturity management model of educational technology in Iranian schools had a direct and significant effect on all four factors of educational technology knowledge management, educational technology resources and facilities, control and coordination on educational technology and educational technology infrastructures (P<0.05).

    Conclusion

    Based on the findings of the present research, in order to improve the maturity management of educational technology in Iranian schools, it is possible to provide the basis for the realization and improvement the educational technology knowledge management, educational technology resources and facilities, control and coordination on educational technology and educational technology infrastructures.

    Keywords: Educational Technology, Technology Maturity Management, Iranian Schools
  • Seyedeh Reyhaneh Hodayipour, Morteza Mosakhani *, Mahmoud Modiri Pages 327-342
    Purpose

    The current research has sought to design a model for eliminating the digital divide in education with an emphasis on the crisis of the Covid-19 pandemic. In this regard, the purpose of this research was to identify the variables of the model and also determine the causal relationships between the variables of the model.

    Methodology

    This research was applied-developmental in terms of purpose and mixed (qualitative and quantitative) in terms of implementation method. In the qualitative part, the variables, components, and indicators of the research were extracted using the foundation data method with the coding technique through interviews with experts, and in the quantitative part, an exploratory descriptive method was used. The statistical population of the research included 20 education experts who were selected by non-probability purposeful sampling and theoretical and snowball methods. The criterion of sample size in the qualitative part was theoretical saturation.

    Findings

    The results of the qualitative part showed that the model of eliminating the digital divide has the variables "obstacles to the inclusion of e-government" (intervening factors), "digital development platform" (contextual factors), "digital capacities" (causal factors), "digital content" (focal category), "eliminating the digital divide" (strategies) and "consequences". Based on the results of the quantitative part, the two variables "digital development platforms" and "obstacles to the inclusion of e-government" had the greatest impact and importance in the model and are among the independent variables and strong drivers that the managers' attention and effective monitoring of these drivers can Achieving the goals of the aid organization has been used in a small part of the comprehensive structural-interpretive modeling method to create a model and determine the causal relationships between the research variables.

    Conclusion

    It is expected that the model of removing the digital divide in education will lead to the consequences of reducing digital inequalities, reducing social inequalities, developing information and communication technology, and increasing the participation of families in the education process.

    Keywords: Digital Gap, E-Government Inclusion, Quid 19 Crisis, Education
  • Maliheh Asghari *, Hakimeh Sadat Hosseini Mehrabadi Pages 343-354

    Purpsoe:

     The present study was conducted to investigate the mediating effect of the quality of aesthetic experience on the relationship between spiritual intelligence and life satisfaction in teachers.

    Methodology

    This study was practical in terms of purpose& in terms of method was descriptive-correlation with emphasis on structural equations. The statistical population of the research consisted of all teachers working in education in Qom province in the academic year of 1402-1401 in the number of (12549 people). To determine the sample size, Cochran's formula was used and 372 people were selected as a sample, which was selected using available sampling method. Data collection was based on three spiritual intelligence questionnaires, SISRI 24, King (2008), aesthetic experience questionnaire AEQ Wenzer (2018) and life satisfaction questionnaire (SWLS) Diener et al. (1985). Data analysis was done with SPSS25 and AMOS 26 software.

    Findings

    There is a positive and meaningful relationship between all the components of spiritual intelligence and the quality of aesthetic experience and life satisfaction. There is also a significant relationship between aesthetic experience and life satisfaction. The findings of the path analysis also confirm the mediation of the quality of aesthetic experience in the relationship between spiritual intelligence and life satisfaction.

    Conclusion

    Finally, it can be concluded that spiritual intelligence and the quality of aesthetic experience are important variables in teachers' life satisfaction.

    Keywords: Spiritual Intelligence, Aesthetic Experience, Life Satisfaction, Teachers, Structural Equations
  • Mostafa Ali Ghorbani, Rashid Zolfaghari *, Mohammadnaghi Imani Pages 355-365
    Purpose

    Higher education, as one of the most crucial societal institutions, requires innovation in teaching methods to respond to the rapid and complex changes of the modern world. This study aims to identify the dimensions and components of innovative teaching methods in higher education.

    Methodology

    This qualitative study was conducted using a content analysis approach. Data were collected through semi-structured interviews with experts and faculty members of Tehran universities during the academic year 2022-2023. Data analysis was performed using NVivo software and thematic analysis.

    Findings

    Five main themes were identified in this study: innovative teaching, artificial intelligence in educational innovation, smart innovation management, innovation and entrepreneurship development, and information technology. Each of these themes was divided into various components and concepts.

    Conclusion

    The study results indicated that innovation in teaching methods can enhance the quality of education and learning in universities. Additionally, challenges such as technical issues and the need for cultural changes were highlighted. To achieve desirable outcomes, it is necessary for all members of the academic community to participate in the innovation process and leverage each other's experiences and knowledge.

    Keywords: Higher Education, Innovative Teaching Methods, Thematic Analysis, Artificial Intelligence, Information Technology, Innovation Management
  • Ataolah Mahmodi, Yahiya Yarahmadi *, Omid Moradi Pages 366-376
    Purpose

    Considering the change in teaching methods from teacher-centered to student-centered, and the existence of a gap in student-centered education models, this research was conducted with the aim of comparing the effectiveness of the reverse learning model and collaborative learning on the academic engagement of secondary school students. 

    Methodology

    The current research method was semi-experimental in terms of practical nature and in terms of the intervention method. The research population was 60 secondary school students of Sanandaj city, who were selected in two intervention groups and one control group. The research tools included reverse learning package (Mahmoudi et al., 1402), GI cooperative learning package (Kazemi et al., 1401) and Rio academic engagement questionnaire (2013) were used, and multivariate covariance analysis was used to analyze the effectiveness. Based on the results of the educational intervention, the pattern of reverse learning and collaborative learning has a positive and significant effect on students' academic engagement (sig<0.05). 

    Findings

    Also, the findings showed that there is a significant difference between the effectiveness of the reverse learning educational program and cooperative learning-based education on students' academic engagement only in the cognitive engagement component (sig<0.05). 

    Conclusion

    Therefore, it can be concluded that the originality of the teaching method based on reverse learning can be one of the reasons for the effectiveness of reverse teaching compared to cooperative education, especially in the component of cognitive engagement.

    Keywords: Academic Engagement, Collaborative Learning, Flipped Learning
  • Mohammad Azad Abdollahpour * Pages 377-389
    Purpose
    The main purpose of the present study was to investigate psychometric properties of the Short Character Strength Measure (SCSM) among Iranian teachers. 
    Methodology
    In this correlation study, 200 teachers (100 male, 100 female) completed the Short Character Strength Measure and the Questionnaire on Teacher Interaction (QTI). The confirmatory factor analysis method and internal consistency were used to compute the SCSM's factorial validity and reliability, respectively. Also, in order to examine the construct validity of the character strength measure, we computed correlation between different dimensions of SCSM with positive and negative interpersonal teacher behaviors. 
    Findings
    The results of confirmatory factor analysis, based AMOS software, indicated that multidimensional structure of the SCSM consisted wisdom, courage, humanity, justice, temperance and transcendence had acceptable fit to data in the teacher’s sample. Correlation analyses between different dimensions of SCSM with positive and negative interpersonal teacher behaviors provided initial evidence for the SCSM construct validity. Internal consistencies for the scales measuring wisdom, courage, humanity, justice, temperance and transcendence were 0/66, 0/55, 0/52, 0/50, 0/55 and 0/76, respectively. 
    Conclusion
    In sum, these findings provide evidence for the validity and reliability of the SCSM as an instrument to measure of character strength among teacher’s sample.
    Keywords: Confirmatory Factor Analysis, Construct Validity, Short Character Strength Measure (SCSM), Internal Consistency
  • Nasrin Emami, Farideh Dokanehi Fard *, Masoumeh Behboodi Pages 390-404
    Purpose
    Objective
    This study aimed to develop a model for predicting attitudes toward the opposite sex based on attachment styles and value systems with the mediation of attitudes toward love in boys and girls referring to counseling centers and guidance offices of the Parents and Teachers Association of Tehran's education system. 
    Methodology
    According to the indicators and objectives of the research, this study was descriptive of a correlational type. The statistical population included all boys and girls referring to counseling centers and guidance offices of the Parents and Teachers Association of Tehran's education system in the years 2021-2022. The sampling method was multi-stage random, and the sample size was determined to be 350 based on the Sample Power software. Data collection was carried out using the Attitudes Toward the Opposite Sex Scale by Glick and Fiske (1996), the Attachment Styles Questionnaire by Collins and Read (1996), the Value Systems Scale by Schwartz (2006), and the Love Attitudes Scale by Hendrick and Hendrick (1986) on the selected sample. Data analysis was conducted using SPSS software and SmartPLS structural equations. 
    Findings
    The findings of this study showed that developing a model for predicting attitudes toward the opposite sex based on attachment styles and value systems with the mediation of attitudes towards love in boys and girls referring to counseling centers and guidance offices of the Parents and Teachers Association of Tehran's education system had a good fit. The results of the direct path analysis showed that there was a significant positive relationship between the components of attachment styles, value systems, and attitudes towards love with attitudes towards the opposite sex. Also, the results of the indirect path analysis indicated a significant positive relationship between the components of attachment styles and value systems with the partial mediation role of attitudes towards love with attitudes towards the opposite sex. 
    Conclusion
    The findings indicate that many adolescents, due to their inclination towards relationships with the opposite sex, enter unhealthy relationships. However, due to strong attachment, they overlook problems and do not accept that these relationships are detrimental to them. The family plays a key role in many aspects of life, especially in how adolescents interact with the opposite sex. Understanding the types of attachment styles, value systems, and attitudes towards love in adolescents based on mutual understanding of their needs can predict attitudes towards the opposite sex within the context of family relationships and interpersonal interactions.
    Keywords: Philosophy For Children, Logical Thinking, Educational Model, Preschool Children