فهرست مطالب

نشریه روایت شناسی
سال هشتم شماره 2 (پیاپی 15، بهار و تابستان 1403)

  • تاریخ انتشار: 1403/03/23
  • تعداد عناوین: 15
|
  • علیرضا امامی*، محمدکریم دهقان، روح الله هادی صفحات 1-32

    سلطه مذکر محصول برساخت جهان اجتماعی مرد محور است که خودش را در بدن های زن و مرد در قالب «عادت واره» ها جاودانه کرده است. این نوع سلطه یکی از فرایندهای اعمال خشونت نمادین است که در ابعاد مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در چارچوب نظم جنسیتی و روابط متضاد متشابه دوگانه (زن و مرد) اعمال می شود. پژوهش پیش رو درصدد پاسخ به این پرسش است که سلطه مذکر در فضای اجتماعی رمان گلیم باف (رمانی که نمونه خصیصه نمایی از بازتاب فضای جامعه سنتی افغانستان نیز هست) چگونه شکل گرفته و بازتولید می شود؟ و چه عواملی در این فرایند نقش اساسی دارند. هدف اصلی این پژوهش تحلیل فرایند تولید و بازتولید سلطه مذکر در فضای رمان نامبرده است که به اعمال خشونت نمادین منجر می شود. روش گردآوری داده ها به شیوه کتابخانه ای و تحلیل داده ها به شیوه تحلیلی توصیفی است. ابتدا ابعاد و شاخص های نظری سلطه مذکر معرفی شده و سپس، داده های مورد نظر مطابق شاخص ها، از طریق تحلیل عناصر و فضای اجتماعی گلیم باف استخراج شده و در نهایت فرایند تولید و بازتولید سلطه مذکر و عوامل آن دسته بندی و تبیین شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که سه نسل از شخصیت های این رمان قربانی بازتولید سلطه مردانه شده اند. بزرگ ترین عوامل تولید و بازتولید سلطه در این رمان عبارت اند از: شیء انگاری، ندیده شدن و فرودست پنداشتن ماهیت و کار زنان از سوی مردان و همچنین مبادله نمادین زن (به مثابه کالا) برای انباشت سرمایه «شرف» و «غیرت» مردان از طریق فرایند مبادله ای «سرالیش» (نکاح شغار). این فرایند ها آمادگی هایی را در روان اجتماعی و عادت واره های زن ستیزانه زنان و مردان به میان آورده است که سبب بازتولید سلطه مردانه و خشونت نمادین می شود.

    کلیدواژگان: خشونت نمادین، سلطه مردانه، رمان گلیم باف، پی یر بوردیو، رمان معاصر افغانستان
  • محمدحسین امانت*، سعید حسام پور صفحات 33-78

    نویسندگان ایرانی، همسو با استقبال و تقاضای مخاطب و گرایش نوجوانان، آثاری در ژانر وحشت، هر چند غیر قابل قیاس با کمیت آثار خارجی، تالیف کرده اند. هدف از این پژوهش این است که مولفه های ژانر وحشت در یک رمان وحشت نوجوان ایرانی بررسی و تحلیل و مشخص شود نویسندگان این آثار، تا چه اندازه از شگردها و مولفه های ژانر وحشت به درستی بهره برده اند و نقاط قوت و ضعفشان، برای رقابت با نمونه های پرشمار خارجی و بهبود کیفی شان آشکار شود. برای رسیدن بدین منظور، ابتدا از میان منابع پراکنده و متعدد، نه مولفه مهم و اصلی ژانر وحشت استخراج شد. در گام بعدی یکی از شاخص ترین آثار گونه وحشت نوجوان ایرانی یعنی قبرستان عمودی، انتخاب شد. بررسی و تحلیل این مولفه ها نشان داد که قبرستان عمودی با وحشت تخفیف یافته و مضامینی تامل برانگیز و عملکرد نسبتا موفق در بهره گیری از مولفه های ژانری، قابل قبول عمل کرده است. البته یکی از نقاط ضعف این اثر، شخصیت پردازی هیولا و قربانی است. این نقطه ضعف، بار وحشت آفرینی را در عناصر داستانی، بیش از شخصیت ها، بر عهده توصیف مکان ها و فضاسازی گذاشته است. همچنین، قبرستان عمودی در زمینه انتقال مفاهیم و مضامین وحشت آفرین، به ویژه انسانیت زدایی، به کمک شگردهای وحشت آفرینی، به خصوص بیان استعاری، عملکرد خوبی داشته است. بنابراین مهم ترین دستاورد این پژوهش علاوه بر دسته بندی و معرفی مولفه های ژانر وحشت، بررسی و تحلیل کامل این مولفه ها در یک اثر بومی این ژانر بوده است که می تواند ضمن نشان دادن نوآوری ها و همچنین کاستی ها، راهگشا و یاری دهنده نویسندگان ایرانی در عرصه رقابت جهانی باشد.

    کلیدواژگان: انسانیت زدایی، حمیدرضا شاه آبادی، رمان نوجوان ایرانی، ژانر وحشت، قبرستان عمودی
  • زهرا براتی*، بلقیس روشن، شیرین پورابراهیم، فاطمه یوسفی راد صفحات 79-110
    تعامل بدن و فرهنگ از موضوعات قابل توجه در معنی شناسی شناختی است. پژوهش میان رشته ای حاضر با تمرکز بر عامل بدن مندی سعی دارد با رویکردی شناختی و بر مبنای ویژگی های فیزیولوژیک دستگاه تنفسی و پوست، براساس طب کل نگر، به بررسی مفهوم سازی های موجود در دو زبان فارسی و انگلیسی بپردازد. از این رو نگارندگان می کوشند تا با ارجاع به جایگاه خاص ریه در طب کل نگر یونانی/ایرانی به عنوان گیرنده پنومای تنفسی، در طب سنتی چینی به عنوان مکان استقرار روح جسمانی و در طب هندی (آیورودا) به عنوان ارگانی در مجاورت با چاکرای قلب، انگیزش زیستی استعاره های مجازبنیاد را از منظر این سه طب کل نگر بررسی کنند. علی رغم تفاوت های اندک عبارات استعاری، یافته های این پژوهش نشان از هم گرایی فوق العاده ای در مفهوم سازی ها و روایت استعاری عملکرد ریه و پوست در دو زبان فارسی و انگلیسی دارد که در آن ها نفس جان/شیء باارزشی است، الهام روحی دمیدنی است، عشق نفس کشیدن در هوای معشوق است. همچنین، پوست به مثابه زره و ظرف روح و جان است. به طور خلاصه، تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که شناخت ویژگی های بیولوژیکی متعدد ارگان ها و عملکرد آن ها براساس فلسفه و طب کل نگر، بستر مناسبی برای شناسایی خاستگاه زیستی مجازهای بیولوژیکی است که به نوبه خود و به دلیل جهانی بودن فیزیولوژی بدن می توانند مبنایی برای ساخت استعاره های نسبتا یکسان در دو زبان قرار گیرند.
    کلیدواژگان: معنی‏شناسی شناختی، بدن مندی، مجاز، استعاره، طب کل نگر، ریه ‏ها
  • فاطمه بهار* صفحات 111-143
    این پژوهش کوشیده تا با بررسی روایت آرش کمانگیر به واکاوی کنشگری او در پرتاب تیر که برای نجات بوم زیست انجام شد، بپردازد و نشان دهد که این کنش چگونه نظام بازپردازی جهان را رقم زده است. کنش اسطوره‏ای که در این گفتمان تجلی می‏یابد حاصل ترکیب کنش و خرد است که گویای ماندگاری کنش است. کنش آرش، کنشی با ویژگی بی کرانگی است که به صورت فراکنش درآمده است، حد و مرز و زمان و مکان ندارد و تا همیشه جاری است و همچنان در گستره زمانی در حال شکل‏گیری است. خرد شکل گرفته در این کنش نیز محصول تعامل با پدیده‏های جهان هستی است که باید آن را هستایش یعنی آیش1 به همراه هستی در جهت بازآفرینی نامید که موید این باور است که تکامل روایی مدیون توانش قهرمانانه و خرد است که در هستایش تجلی یافته و مجموعه این پدیدار روایی کنش اسطوره را رقم زده که درنهایت باعث بروز فراکنشی با همه ویژگی‏های اگزیستانسیالیستی یا بی کرانگی شده که اثر آن تا امروز باقی است.
    کلیدواژگان: آرش، جهان ‏زیسته، کنش و فراکنش، کنش اسطوره، خرد فردی و جمعی
  • رضا جمشیدی، قدرت قاسمی پور*، اسد آبشیرینی صفحات 145-184
    سندرم همسر کتک خورده یکی از نشانگان روان شناختی است که وضعیت زنانی را بررسی می کند که به وسیله شریک صمیمی شان مورد آزارهای مداوم قرار می گیرند. این سندرم دارای الگویی چرخه وار و تکرارشونده است که علاوه بر زندگی عینی زنان کتک خورده، در برخی از روایات ادبی نیز وجود دارد و می توان ردپایش را مانند بسیاری دیگر از مفاهیم روان شناسی، در اسطوره ها و روایات ادبی کهن کاوید. به دلیل الگوی مکرر در این سندرم و ارتباط آن با شبکه کهن الگوهای معصوم، یتیم و قربانی می توان خود آن را نیز وضعیتی کهن الگویی دانست. در این پژوهش پس از بررسی کهن الگویی سندرم همسر کتک خورده، داستان کوتاه «زنی که مردش را گم کرد» برمبنای آن نقد و تحلیل شده است. شیوه نگارش یافته های این مقاله توصیفی تحلیلی است و روش پژوهشی آن، ژرف خوانی کهن الگویی برمبنای ترکیبی از رویکردهای کارول پیرسن، لنور واکر و استیون کارپمن است. مولفه های این سندرم بر داستان مذکور منطبق است و خوش بینی های معصومانه، چرخه خشونت، درماندگی آموخته شده و چرخه درماندگی مشخصه های آن در داستان «زنی که مردش را گم کرد» است.
    کلیدواژگان: چرخه درماندگی، چرخه قدرت و کنترل، درماندگی آموخته شده، قربانی، مثلث نمایشی کارپمن، معصوم، یتیم
  • ابوالفضل حری* صفحات 185-218
    این مقاله سیری گشتاری از کتبی بودن ادبیات کلاسیک به شفاهی بودن ادبیات عامیانه را ترسیم و نوع روایت پردازی آن را بررسی می کند. چارچوب نظری بحث مبتنی بر تمایز شفاهی بودن از کتبی بودن؛ و «در سفر بودن» از «در حضر بودن» است که بنیامین مطرح می کند. مارزولف نیز ادبیات را به سه گونه رسمی، عامه پسند و عامیانه تقسیم بندی می کند. این مقاله می کوشد به روش کیفی تبیینی و با ابزار کتابخانه ای و از رهگذر روش تحلیل صوری و محتوایی، دو رونوشت از تیپ قصه «تقسیم عادلانه» با شماره 51 در دسته بندی آرنه تامپسون را در دو اثر کلاسیک و عامیانه، جوامع الحکایات و قصه عامیانه اراکی، به صورت تطبیقی بررسی، و به وجوه محتوایی و زبانی و ساختاری دو رونوشت توجه کند. از حیث محتوایی، در رونوشت کلاسیک به صبغه اخلاقی؛ و در قصه اراکی، به رونوشت طنز همراه با کنایه و به کنشگری سیاسی ذهنیت عامیانه اشاره می شود. در سطح زبانی و ساختاری نیز به وجوه آوایی و نحوی و معنایی دو رونوشت اشاره می شود.
    کلیدواژگان: کتبی بودن، شفاهی بودن، پویایی ادبی، قصه عامیانه، فابل حیوانات
  • مرضیه زارع* صفحات 219-260
    در تحلیل نشانه معناشناختی، گفتمان روایی یکی از مهم ترین شاخه های تحلیل گفتمان است که نظریه های متعددی را به خود اختصاص داده است. یکی از مهم ترین نظریه پردازان گرمس است که دو نظام روساخت و نظام ژرف ساخت را جهت فرایند آفرینش معنا مطرح کرد. براساس این نظریه در هر داستان روایی مولفه هایی مانند اتصال و انفصال گفتمانی، موضع گیری، افعال موثر، زاویه دید، فرایند هم نشینی وجانشینی، مقولات همگن و انواع گفتمان های کنشی، شوشی، زیبایی شناختی، بوشی، مربع معنایی و تنشی طی فرایندی تحقق می‏یابند که کشف ساخت‏های بنیادین فرایند معناسازی را مورد مطالعه قرار ‏می‏دهند. مسئله جستار پیش رو کاوش چگونگی فرایند آفرینش معنا به واسطه درهم کنش نظام های گفتمانی در نظام روساخت و نظام ژرف ساخت داستان است. همچنین بررسی این مسئله که مضامین اخلاقی، شخصیت پردازی و اسطوره ای در ژرف ساخت داستان چه نقشی در فرایند آفرینش معنا ایفا می کنند تا کارکرد ارزشی گفتمان و جریان ارزشی را که کنشگر و شوشگر به آن وابسته است تغییر دهند. فرض چنین است، نقش فرایند کنش و شوش در تغییر شرایط تحول گفتمان‏ها با تاثیر بر باور و تغییر در نوع احساس کنشگر، روند گفتمان را تحت تاثیر قرار می‏دهد و کارکرد ارزش آن را متحول می‏سازد. به گونه ای که روایت با گفتمان شوشی به گفتمان کنشی روی می آورد و مجددا نظام شوشی دگردیسی شده و جنس آن از نوع زیبایی شناختی و اسطوره ای تبدیل می شود و گفته خوان با فرایند شکل گیری ارزش های معنوی روبه رو می شود و شخصیت های داستان حضور خود را در ژرف ساخت بر گفته خوان هویدا می سازند. همچنین نگرش کنشگران و جهان بینی ارزشی در داستان رازوارگی «شهر مدهوشان» گناه کنشگر اصلی در قالب رمزگان مذهبی مجازات «هبوط» به جایگاه اسطوره ای ارتقا می یابد. نظام گفتمان شوشی با جنس استعلایی و زیبایی شناختی، نظامی منسجم در متن ایجاد می کنند. همچنین تحلیل فرایند آفرینش معنا در ساختار رازوارگی «شهر مدهوشان» در تایید نظریات گرمس نقش خود را ایفا کرده است. از این جهت برای بررسی و تجزیه و تحلیل نشانه معناشناسی گفتمان‏های حاکم بر آن ارزشمند و درخور توجه است.
    کلیدواژگان: نشانه معناشناختی، شهر مدهوشان، کنش، شوش، روایت، رازوارگی، گفتمان
  • نیوشا ستاری*، علی عباسی صفحات 261-296
    مقاله حاضر رویکرد روایت شناسی و رویکرد نشانه معناشناسی روایی را برای تحلیل روایت ‏نمایشنامه باغ وحش شیشه ای اثر تنسی ویلیامز مناسب می داند. این مقاله با تاکید بر مبحث ‏«وجوه روایی» از رویکرد روایت شناسی و مبحث «پی رنگ و نحو روایی» از رویکرد ‏نشانه معناشناسی، هر دو رویکرد را به هم گره می زند و نمایشنامه باغ وحش شیشه ای را در دو مسیر درهم تنیده دنبال و بررسی می کند: 1) تحلیل رابطه راوی و مخاطب در ‏نمایشنامه: راوی نمایشنامه مستقیما تماشاگران را مخاطب قرار می دهد و مرز میان مخاطب درون ‏داستان و خوانند گان یا تماشاگران بیرون داستان را مخدوش می کند. در این مقاله، ضمن بررسی ‏الگوی وجوه روایی مدنظر ژپ لینت ولت، روشن می شود که ویلیامز با نزدیک کردن من انتزاعی ‏خودش به راوی داستان، دنیای اثر ادبی و دنیای داستان را درهم ادغام می کند؛ 2) بررسی پی رنگ ‏روایت با درنظرگرفتن الگوی پی رنگ و الگوی کنشگران مدنظر گرماس. مقاله حاضر، برخلاف ‏بسیاری از منتقدان که معتقدند پی رنگ باغ وحش شیشه ای ناکامل است، با تحلیل پی رنگ ‏نمایشنامه نشان می دهد که روایت باغ وحش شیشه ای کامل است.‏
    کلیدواژگان: باغ وحش شیشه ای، تنسی ویلیامز، وجوه روایی، پی رنگ، مدل کنشگران
  • سید محمد حسینی معصوم*، مرجان اکبری صفحات 297-336

    یکی از جریان‏های معناساز در نشانه‏معناشناسی گفتمانی تنش است. تنش، جریان روایی را از روال منطقی خود خارج می کند و کنشگران اصلی را در جهت رفع آن به عکس‏العمل وامی‏دارد، اما گاهی تنش‏ها از طریق برانگیختن عواطف کنشگران اصلی، معنا را که به دلیل تنش رو به اضمحلال است بازیابی می‏کند. در این مقاله، با برگزیدن نام تنش عاطفه‏زا برای این پدیده، روایت «زال و رودابه» شاهنامه فردوسی را از این منظر بررسی‏کردیم. هدف اصلی پژوهش، بررسی نمود انواع تنش‏های عاطفه‏زا در این روایت و تاثیر آن بر سیر روایت و بازیابی معنایی است. پس از شناسایی تنش‏های عاطفه‏زا در متن روایت، سعی کردیم از طریق بررسی عملکرد کنشگران داستان در قبال آن‏ها، ردی از تاثیر عاطفی این تنش‏ها بر عملکرد شخصیت‏ها بیابیم. مشخص شد که شروع روایت با تنش تولد فرزند برخلاف هنجارها، کنشگر اصلی یعنی سام را به عکس‏العمل وامی‏دارد و حوادث پیش‏آمده بعدی نیز در اثر همین کنش اولیه در طرد فرزند است. مهم‏ترین تنش از میانه تا انتهای داستان نیز گرفتار شدن زال در عشق ممنوعه رودابه است. هر یک از این تنش‏ها می‏تواند پیشرفت جریان روایت را مختل کند، اما برانگیخته شدن عواطف و احساسات در اثر تنش‏ها مانع از فروپاشی جریان روایی می‏شود و آن را به سمت رفع تنش و تداوم حکایت سوق می‏دهد. همچنین با شناسایی روابط تنشی که یا بیرونی، شناختی و کمی و یا درونی، عاطفی و کیفی هستند، هم بستگی این دو نوع رابطه را در چگونگی شکل‏گیری معنا و ارزش معنایی واکاوی کردیم.

    کلیدواژگان: نشانه‏ معناشناسی گفتمانی، تنش عاطفه زا، بازیابی معنا، «زال و رودابه»، روایت
  • شهرام قاضی زاده*، یحیی معروف، تورج زینی وند صفحات 337-370
    عنصر پی رنگ یکی از مهم‏ترین عناصر داستانی است که رابطه ارگانیک میان بخش های مختلف داستان ایجاد می‏کند. آثار داستانی کلاسیک، شاه پی رنگ دارند، اما داستان ادبیات مدرن و پسامدرن عمدتا پی رنگی نحیف، نامنسجم و کمینه‏گرا و اصطلاحا خرده پی رنگ دارد. در این مقاله، رمان الوباء اثر هانی الراهب نویسنده برجسته سوری از منظر عنصر داستانی پی رنگ مورد بحث و بررسی قرار می‏گیرد که نویسنده آن از دیدگاه پی رنگی از سنت داستان‏نویسی کلاسیک پیروی کرده است یا رویکردی مدرن و پسامدرن درپی گرفته است که به خرده پی رنگ یا ضد پی رنگ گرایش دارد؟ انجام این پژوهش با روشی توصیفی تحلیلی صورت می‏گیرد. هدف این مقاله مشخص کردن این است که هانی الراهب در رمان الوباء از منظر پی رنگی سنت گر، مدرن یا پسامدرن است. ضرورت تحقیق در این است که با وجود کارکردهای زیاد و اثرگذاری عنصر پی رنگ در ساختار رمان الوباء، بررسی آن در رمان مذکور مغفول مانده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که گریز از پی رنگ سازی متعارف، پی رنگ نزولی، تعدد قهرمان، پایان باز و روایت نامنسجم و غیرخطی از ویژگی‏های پی رنگ رمان الوباء است که بیانگر این موضوع است که رمان از منظر پی رنگی، دارای الگویی غیرکلاسیک و مدرن است که درنهایت با خرده‏پی رنگ تناسب بیشتری دارد.
    کلیدواژگان: رمان عربی، الوباء، هانی الراهب، پی رنگ کلاسیک، پی رنگ مدرن
  • مسعود محمدزاده*، مرضیه عقیلی صفحات 371-406

    ناپایداری نقش بسزایی در طراحی لباس پسامدرن دارد و با نگاهی واسازانه صورت می پذیرد. روایت مد متاثر از روح زمانه پساساختارگرا همواره از یک نظام معنایی نامتعین برخوردار بوده و به واسطه بازنمون کردن پیش متن های هنری یک دیالکتیک فعال و پویا را ایجاد می کند. هدف از انجام این پژوهش بررسی نظام معنایی روایی نهفته در ارزش های وجودی گفتمان مد معاصر بوده و این پژوهش در جهت کشف ماهیت، چیستی و چرایی تعامل و تطبیق سوژه با فضای ناپایداری درون گفتمان لباس صورت می پذیرد. در این پژوهش مولفه ناپایداری به واسطه حضور تناقض، تضاد و ابهام دیداری در اندازه، شکل، رنگ، چیدمان و حرکت بصری بررسی شده و با تحلیل فرایند روایی مد معاصر در آثار هنرمندان مطرح طراحی مد جهان نظیر والنتینو، اوسی کلارک و ایسی میاکه به مطالعه فرایند تولید، انتقال، دریافت و ادراک حسی معنا پرداخته شده است. نتایج به دست آمده بیان می کند که در اثر ایجاد ابهام و فریب دیداری از هم نشینی سطح های واگرا گفتمان تنشی شکل گرفته و موجب تعامل بعد شناختی و کیفی درون روایت شده است. لباس به شبه سوژه فعالی بدل شده که در ناپیوستاریت از کارکرد متعین خویش پا به جهان نامتعین معنا نهاده و به مثابه متن پدیداری سعی دارد هویت سوژه تطبیق یافته را بازتعریف کند. روش این پژوهش توصیفی تحلیلی و نوع تحلیل پیکره مطالعاتی کیفی است. رویکرد نظری پژوهش نشانه معناشناسی گفتمانی و چارچوب نظری پژوهش بر مبنای نظام های روایی تصادف و تطبیق است.

    کلیدواژگان: روایت، گفتمان ناپایداری، مد، نشانه معناشناسی، اپ آرت
  • سید مصطفی مختاباد امرئی*، احسان تخشید، مونا نباهت، بهار توفیقی صفحات 407-452

    سری رمان های نغمه ای از یخ و آتش از پرطرفدارترین رمان های قرن شناخته می شود. مجله تایم جرج آر. آر. مارتین را تالکین آمریکایی خوانده است. از این رمان فانتزی در سال 2011 برای سریال تلویزیونی «بازی تاج و تخت» اقتباس شد. سریال «بازی تاج و تخت» یکی از پربیننده ترین سریال های جهان شناخته شده است. در مقاله حاضر تلاش شده است تا با روش توصیفی تحلیلی، تفاوت های روایتی این اقتباس، با تمرکز بر روی کانونی شدگی بررسی شود. در این تحقیق با تکیه بر نظریات ژرار ژنت کانونی شدن کانونی سازها در رمان نغمه ای از یخ و آتش و سپس نحوه تغییر آن در سریال «بازی تاج و تخت» بررسی می شود. همچنین در این تحقیق بر روی کانونی سازهای اصلی رمان و سریال «بازی تاج و تخت» و حوادثی که از منظر کانونی سازی آن ها اتفاق می افتد نیز تمرکز شده است تا مشخص شود چه کانونی سازهایی در رمان و سریال فانتزی حماسی کانونی می شوند و چه اتفاقاتی از نگاه آن ها روایت می شود. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که برای اقتباس تلویزیونی از رمان، کانونی شدگی درونی به کانونی شدگی بیرونی تبدیل شده است. همچنین تغییرات روایتی دیگری ازجمله ساده کردن پیچیدگی برخی خرده داستان ها، حذف کردن تعدادی از کاراکترها یا استفاده از داستان هایشان برای کاراکترهای موجود، اضافه کردن تعدادی روایت عاشقانه، دراماتیک کردن بعضی اتفاقات و تغییر کانونی سازها در سریال و رمان را می توان نام برد.

    کلیدواژگان: روایت، کانونی شدگی، اقتباس نمایشی، بازی تاج و تخت، ژنت
  • ام فروه موسوی*، مریم حسینی صفحات 453-485

    حدود چهار دهه از مهاجرت افغانستانی ها در گوشه و کنار گیتی می گذرد و آنان در این سالها، آثار ادبی فراوانی در کشورهای میزبان تولید کرده اند. در این میان، مضمون «مهاجرت» در برخی نوشته های نویسندگان مهاجر پررنگ است که مهاجر و میزبان با چندوچون آن آشنایی درستی ندارند. بنابراین، تحقیق و بررسی برای شناساندن این ادبیات و فراز و فرودهای آن به مهاجران و میزبانان اهمیت دارد. این مقاله با به کار بستن شیوه توصیفی تحلیلی به مطالعه موردی رمان پایان روز، اثر محمدحسین محمدی در چهارچوب نظریه نشانه شناسی فرهنگی می پردازد. در پژوهش حاضر، پرسش اصلی این است که «مهاجر افغانستانی» با توجه به اشتراک فرهنگی، تاریخی، زبانی، اسطوره ای و رسم الخطی که با ایران دارد، در کدام تعریف فرهنگی، یا در اصطلاح نشانه شناسی فرهنگی، از دیگری فرهنگی (فرهنگ، پادفرهنگ و نافرهنگ) جای گرفته است. بنا بر یافته های این تحقیق، رمان پایان روز در حکم متن فرهنگی ای است که حضور مهاجر افغانستانی را در سپهر نشانهای ایران، در حکم دیگری فرهنگی و در صورتهای پادفرهنگ و نافرهنگ بازنمایی کرده است. پژوهش حاضر به دیگر رویکرد مهم نشانه شناسی فرهنگی یعنی رویکرد طبیعت و فرهنگ نیز می پردازد و نشان می دهد که در این رمان، مزار شریف نماینده طبیعت و تهران نماینده فرهنگ بازنمایی شده است و از منظر نشانه شناسی فرهنگی، نویسنده داستان، «میانجی گر فرهنگی» دانسته شده است.

    کلیدواژگان: ادبیات مهاجرت افغانستان، نشانه شناسی فرهنگی، خود و دیگری، سپهر نشانه ای، الگوی فرهنگ طبیعت
  • ایرج نیک سرشت* صفحات 487-527
    این تحقیق در نظر دارد به این سوال پاسخ دهد که با فیزیک کوانتومی تا چه اندازه می توان به توصیفی واقعی (ابژکتیو) از جهان دست یافت؟ به تعبیر دیگر در دنیای زیراتمی، مفهوم طبیعت چگونه مورد تحول و دگرگونی قرار گرفته است؟ به نظر می رسد مفهوم واژه «طبیعت» آن قدر نسبت به روایت های مربوط به گذشته دگرگون شده است که تمامی روابط ما با طبیعت باید بر اصول جدیدی بنیان نهاده شده و بازتعریف شود. وضعیت در جهان ماکروسکوپی (فیزیک کلاسیک نیوتنی) کاملا مشخص است. اما سوال این است که درک ما از طبیعت در جهان میکروسکوپی (زیراتمی) چگونه است؟ فلسفه طبیعی در دوره کلاسیک مدرن عمدتا با کپلر، گالیله، دکارت و نیوتن توسعه یافت، اما برای دکارت فلسفه فیزیک براساس تفکیک شیء متفکر (سوژه) و شیء ممتد (ابژه) گسترش یافت و دانش فیزیک به شناخت «واقعیت» به معنی تام آن منحصر شد. از طرفی دیگر در این دوره علاقه به تبیین طبیعت به زبان ریاضی که منبعث از نگاه افلاطون به طبیعت بود، توسط گالیله احیا شد. با بنانهاده شدن فیزیک کوانتومی در اوایل قرن بیستم، وضعیت کاملا تغییر کرد. با تفسیر و روایت کپنهاگی از فیزیک کوانتومی که از سوی نیلس بوهر و کارل ورنر هایزنبرگ، دو تن از بنیان گذاران فیزیک کوانتومی، ارائه شد، علم طبیعی (فیزیک) فقط طبیعت را توصیف و تبیین نمی کند. درواقع علم طبیعی بخشی از تقابل میان طبیعت (ابژه) و خود ما (سوژه) است؛ یعنی علم فیزیک، طبیعت را آن گونه که در معرض تحقیق و اندازه گیری ما قرار می گیرد، توصیف و تبیین می کند. بنابراین، علم ما به عنوان جزئی از تعامل انسان و طبیعت است. همچنین باید از اثر عمیق تکنیک روی رابطه انسان و طبیعت صحبت کرد.
    کلیدواژگان: فیزیک کوانتوم، سوژه، ابژه، طبیعت، هایزنبرگ، بوهر
  • امید وحدانی فر*، ابراهیم کنعانی صفحات 529-562
    مسئله اصلی پژوهش حاضر این است که چگونه دروغ روایی می‏تواند بستری برای تعلیق کنش، تمهید کنش جدید و تغییر سیر روایی داستان به منظری گفتمانی باشد. دروغ با کارکرد پروتزی و با قابلیت افزایش‏دهندگی، گستره‏بخشی و جانشینی سبب تغییر نظام افقی روایت به نظام عمودی می‏شود واز این منظر، برنامه کنشی را به فراکنشی تبدیل می‏کند. در داستان «رستم و سهراب»، مسیر اصلی روایت در قالب کنش برنامه‏ریزی شده طی می‏شود، اما هر بار کنشگران روایت در قالب دروغ روایی برنامه کنشی داستان را به چالش می‏کشند و با ایجاد تغییر در مسیر اصلی روایت زمینه ورود به فراکنش را فراهم می‏کنند. مشروعیت‏سازی گفتمانی، گسست گفتمانی، فروپاشی ارزشی و جانشین شدن ارزش نو، تعلیق وضعیت، تغییر قابلیت کنشی، بزرگ نمایی و توهم‏سازی، از کارکردهای دروغ روایی است. در مقاله پیش روی، چگونگی کارکرد دروغ روایی و نقش آن در تغییر فرایند کنشی به فراکنشی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. هدف اصلی مقاله نیز تبیین کارکرد‏های دروغ روایی و بررسی نقش آن در چگونگی شتاب بخشیدن به روایت و تحقق وضعیتی فراکنشی است. نتیجه بررسی نشان می‏دهد که راهبرد مربوط به دروغ روایی انطباق‏پذیری نشانه‏ای را با مانع مواجه می‏سازد و کنش اصلی را به حاشیه می‏راند و درنتیجه شرایط نشانه‏ای و معنایی جدیدی را جایگزین آن می‏کند.
    کلیدواژگان: رستم و سهراب، دروغ روایی، کنشی، فراکنشی، روایت‏شناسی
|
  • Alireza Emami *, Mohammad Karim Dehqan, Rohla Hadi Pages 1-32

    Masculine Domination is a product of the male-centered social world, which has immortalized itself in the bodies of men and women in the form of "habitus". This series is one of the methods of applying symbolic violence that is applied in different social, cultural, economic, and economic contexts in the gender situation and opposite-similar dual relations (male and female). The upcoming research aims to answer this question: How is masculine domination formed and reproduced in the social space of Glimbaf's novel (a novel that is also a characteristic example of the reflection of the atmosphere of traditional Afghan society)? And what factors play an essential role in this process? The main purpose of this research is to analyze the process of production and reproduction of masculine domination in the space of the mentioned novel, which leads to acts of symbolic violence. The method of data collection is the library method and data analysis is an analytical-descriptive method. The findings of the research show that three generations of characters in this novel have fallen victim to the reproduction of masculine domination. The biggest factors of production and reproduction of domination in this novel are objectification, not being seen, considering the nature and work of women as inferior to men, continuing the symbolic exchange of women (as goods) to accumulate the capital of "honor" and "jealousy" of men through the exchange method of "SARALISH" (marital marriage). This reproduces masculine domination and symbolic violence.

    Keywords: Symbolic Violence, Masculine Domination, GLIMBAF, Pierre Bourdieu, Contemporary Afghan Novel
  • Mohammadhossein Amanat *, Saeid Hessampour Pages 33-78

    Iranian writers have written works in the horror genre, although not comparable to the quantity of foreign works. The purpose of this research is to investigating and analysis the components of the horror genre in Iranian adolescent horror novel. In order to achieve this purpose, first of all, 9 important and main components of the horror genre were extracted from among scattered and numerous sources, which include. In the next step, one of the most prominent iranian adolescent horror novel, the vertical cemetery, was selected. The investigating of these components showed that the vertical cemetery has been acceptable in the use of genre components. Of course, one of the weaknesses of this work is the characterization of the monster and the victim. This weakness has left the creation of horror to the description of places and space creation. Vertical Cemetery has worked well in the field of dehumanization, with the help of horror techniques, especially metaphorical expression. Therefore, the most important achievement of this research was the classification and introduction of the components of the horror genre and the complete investigate and analysis of these components in a native book of this genre, which can show the innovations and weaknesses of these fictions and help Iranian writers in the global competition.

    Keywords: Dehumanization, Hamidreza Shahabadi, Iranian Adolescent Horror Novel, Horror Genre, Vertical Graveyard
  • Zahra Barati *, Belghis Rovshan, Shirin Pourebrahim, Fatemeh Yousefi Rad Pages 79-110
    The interaction between body and culture is one of the significant topics in cognitive semantics. The present interdisciplinary research, focusing on the embodiment factor, tries to examine the existing conceptualizations in both Persian and English through a cognitive approach and based on the physiological characteristics of the respiratory system and skin in holistic medicine. Therefore, referring to the special position of the lungs in Greek/Iranian holistic medicine as the receiver of respiratory pneuma, in traditional Chinese medicine as the place of the corporal soul, and in Indian medicine (Ayurveda) as an organ adjacent to the heart chakra, the authors try to investigate the biological motivation of the metonymy-based metaphors related to the respiratory system. Despite the slight differences in the metaphorical expressions, the findings of this research show an extraordinary convergence in the conceptualizations and the metaphorical narration of the function of the lung and the organ related to it, i.e. the skin, in which speech is a precious soul/object, inspiration is a blowing soul, and love is breathing in the air of a lover. Also, the skin is a protective armor, and a vessel for the soul. In short, the data analysis shows that knowing the various biological characteristics of organs and their functions based on holistic philosophy and medicine is a suitable platform for identifying the biological origin of biological metonymies, which can be a justification for making relatively identical metaphors.
    Keywords: Cognition, Embodiment, Metonymy, Metaphor, Holistic Medicine
  • FATEMEH BAHAR * Pages 111-143
    This research has tried to examine the narrative of Arash Kamangir to analyze his activism in throwing arrows to save the environment and to show how this action has shaped the world's reparation system. Action - the myth that manifests in this discourse is the result of the combination of action and wisdom, which shows the permanence of action. Arash's action is an action with the characteristic of infinity, which has become a transaction, has no limits and boundaries, time and space, and is ongoing forever and is still being formed in the span of time. The wisdom formed in this action is also the product of interaction with the phenomena of the universe, which should be called its existence, that is, fallow along with existence in the direction of re-creation, which confirms the belief that the evolution of the narrative owes its heroic power and wisdom, which is manifested in its existence and The collection of this phenomenon has established the narrative of action-myth, which finally caused the emergence of a process with all the existentialist or infinite characteristics, the effect of which remains until today.
    Keywords: Arash, Living World, Action, Transaction, Action-Myth, Individual, Collective Wisdom
  • Reza Jamshidi, Ghodrat Ghasemipour *, Asad Abshirini Pages 145-184
    The Battered Women Syndrome is one of the psychological syndromes that studies the condition of women who are continuously abused by their intimate partners. This syndrome has a Ouroboric pattern that, in addition to the objective life of beating women, is also found in some literary narratives, and can be traced back to ancient literary myths and traditions, like many other psychology concepts. Because of the frequent pattern of this syndrome and its relationship with the innocent, orphaned and victims network, it can also be considered an archetypal situation. In this article, after the scrutiny the archetype of the battered wife syndrome, the short story "a woman who lost her husband" has been analyzed based on it. The method of writing the findings of this article is descriptive-analytical and its research method is a close reading of the archetype based on a combination of the approaches of Carol Pearson, Lenore Walker and Stephen Karpman. The elements of the syndrome are consistent with the mentioned story, and innocently optimism, helplessness cycle, learned helplessness, power and control wheel are its components in the story of "a woman who lost her husband".
    Keywords: Helplessness Cycle, Karpman Drama Triangle, Learned Helplessness, Orphan, Power, Control Wheel
  • Abolfazl Horri * Pages 185-218
    This article delves into the transformative journey from formal literature to folk literature, scrutinizing the diverse forms and content that storytelling assumes during this transition. The theoretical underpinning of this exploration is grounded in the dichotomy between orality and literacy, as well as the concepts of presence and absence in oral storytelling elucidated by Walter Benjamin in "The Storyteller." Additionally, Marzolf's classification of literature into “formal”, “popular”, and “folk” genres provides a conceptual framework for understanding this literary evolution. Employing a qualitative-explanatory approach and relying on library research methods, this article conducts a comparative analysis of two renditions of the "Fair Division" folktale, classified under the Arné-Thompson type 510. The selected versions hail from both classical and folk sources: a moralistic interpretation found in the Javamehʻ al-ḥikāyāt by Ufi, and a humor-laden rendition from an Arakī folktale. The analysis concentrates on the thematic, linguistic, and structural attributes of these two versions. The moralistic tone of ʻUfī's version and the satirical tone of the Arakī version are discussed, highlighting the need to consider the political agency of vernacular literature. The linguistic and structural features of the two versions are also examined.
    Keywords: Literacy, Orality, Literary Dynamism, Folk Tale, Animal Fables
  • Marzieh Zare * Pages 219-260
    In semiotic-semantic analysis, narrative discourse is one of the most important branches of discourse analysis, which has many theories. One of the most important theorists is Grams, who proposed two systems of superstructure and deep structure for the meaning creation process. According to this theory, in every narrative story, components such as discursive connection and disconnection, positioning, effective verbs, point of view, coexistence and substitution process, homogenous categories and types of discourses of action, shushi, aesthetic, shisha, semantic square and tension are achieved during a process that They study the discovery of the fundamental constructions of the meaning making process; The problem of the upcoming research is to explore how the process of creating meaning through the interaction of discourse systems in the superstructure system and the deep system of story construction. And also investigating the issue of what role do moral themes, characterization and mythology play in the depth of the story in the process of creating meaning in order to change the value function of the discourse and the flow of value that the actor and Shoshgar depend on? The assumption is that the role of the action process in changing the conditions of transformation of discourses by affecting the belief and changing the type of feeling of the actor, affects the process of discourse and transforms its value function. In such a way that the narration turns to the active discourse with Shushi's discourse, and again the Shushi system is transformed and its gender becomes aesthetic agnanimous
    Keywords: Semantic-Semantic, Shahrmadhoshan, Action, Sush
  • Niyousha Sattari *, Ali Abbassi Pages 261-296
    Defining the concepts of Narratology and a Discursive –semiotics approach, this paper analyses the narration aspects and plot in the narrative of “The glass menagerie. By linking these two methods together, the paper pursues two interwoven aspects of this narrative text: 1) Analysing the relationship between narrator and audience: the narrator of this play talks directly with the audience. Hence, he blurs the fictional audience and all the spectators in the real world. Considering the pattern of “narration aspects” which is developed by Jepp Lint Velt, this paper studies this particular relationship between the narrator and the audience in the play. 2) Analysing the plot of “The glass menagerie” by applying Algirdas Julien Greimas’s “actantial model” and the “grand-structure” plot model. This paper challenges the common belief about “The Glass Menagerie” among critics who believe this play bears a lack of complete plot. Considering two main plot lines, it is concluded that the play has a complete narrative plot.
    Keywords: The Glass Menagerie, Tennessee Williams, Narration Aspects, Plot.Actantial Model
  • Seyed Mohammad Hosseini-Maasoum *, Marjan Akbari Pages 297-336

    One of the meaning-making phenomena in the perspective of discourse semiotics is tension. The tension takes the narrative flow out of its logical path and prompts the main actors to react in order to resolve this tension and get out of the crisis and challenge. But sometimes, the tension arouses the feelings and emotions of the main actors and thus recovers the meaning, which is decomposing due to the tension. This paper calls this phenomenon as Emotion-Making Tension and analyzes the story of “Zal and Roudabe” from Ferdowsi’s Shahnameh in order to explore such tensions. The main goal of the present research is to detect different emotion-making tensions and their impact on the procession of the narration and meaning retrieval. Having established the emotion-making tensions in the narrative, we tried to trace the emotional impact of these tensions on the performance of the characters. The analysis revealed that the story begins with a tension, namely the birth of an abnormal child, which pushes the main actor (Sam) toward a reaction and the subsequent incidents are also the result of this very initial action by Sam in abandoning his child. The most important tension from the middle to the end of the story is the engagement of Zal in the forbidden love of Roudabeh. We tried to identify the tension relations which are either external, cognitive and quantitative or internal, affective and qualitative. The cooperation of these relations in the formation of meaning and semantic value was investigated in the narrative.

    Keywords: Discourse Semiotics, Emotion-Making Tension, Meaning Retrieval, Zal & Roudabeh, Narrative
  • Shahram Ghazizadeh *, Marof, Yahya, Tooraj Zinivand _ Pages 337-370
    The plot element is one of the most important story elements that creates an organic relationship between different parts of the story. Classic works of fiction have a Master Plots, but modern and post-modern literature stories mostly have thin, incoherent, and minimalistic, so-called subplots. In this article, the novel Al-Waba by the prominent Syrian writer Hani Al-Raheb is discussed from the point of view of Pirang's fictional element. According to Pirangi's point of view, its author has followed the classical story-writing tradition or has pursued a modern and postmodern approach. Does it tend to be subplots or anti- plot? This research is done with a descriptive analytical method. The purpose of this article is to determine whether Hani al-Raheb in the novel Al-Waba is traditional or modern and postmodern. The necessity of the research is that despite the many functions and the influence of the plot element in the structure of Al-Waba's novel, its investigation has been neglected in the mentioned novel. The results of the research indicate that avoiding conventional plotting, descending plotting, multiple heroes, open ending, and non-linear narrative are some of the characteristics of plotting in Al-Waba's novel, which indicates that the novel, from the point of view of plotting, has a non-classical pattern and It is modern, which ultimately fits more with the subplots.
    Keywords: Arabic Novel, Alwaba, Hani Al-Raheb, Classic Plot, Modern Plot
  • Masoud Mohammadzadeh *, Marziyeh Aghili Pages 371-406

    Instability plays a significant role in postmodern clothing design and is done with a deconstructive look. The narrative of fashion influenced by the spirit of the post-structuralist era always has an indeterminate semantic system and creates an active and dynamic dialectic by reproducing artistic pre-texts. The purpose of this research is to investigate the narrative meaning system hidden in the existential values ​​of contemporary fashion discourse, and this research is done in order to discover the nature, what and why of the interaction and adaptation of the subject with the space of instability within the discourse of clothing. In this research, the element of instability through The presence of contradiction, contrast and visual ambiguity in the size, shape, color, arrangement and visual movement has been investigated and by analyzing the narrative process of contemporary fashion in the works of prominent world fashion design artists such as Valentino, Ossie Clark and Issey Miyake, it has been studied the process of production, transfer and reception. And sensory perception of meaning has been discussed. The obtained results state that due to the creation of ambiguity and visual deception, tension has been formed from the coexistence of divergent levels of discourse, and it has caused the interaction of the cognitive and qualitative dimensions within the narrative. Clothing has become an active pseudo-subject, which, in the discontinuity of its determined function, steps into the indeterminate world of meaning and tries to redefine the identity of the adapted subject as a phenomenal text.

    Keywords: Narrative, Instability Discourse, Fashion, Semantic Sign, Op Art
  • Seid Mokhabad *, Ehsan Takhshid, Mona Nabahat, Bahar Tohfighi Pages 407-452

    The series of novels A Song of Ice and Fire is known as one of the most popular novels of the century. Time magazine George R. R. Martin is called the American Tolkien. This fantasy novel was adapted into the TV series Game of Thrones in 2011. The Game of Thrones series is one of the most watched series in the world. In this article, an attempt has been made to analyze the narrative differences of this adaptation with a descriptive-analytical method, focusing on focalization. In this research, relying on the theories of Gérard Genet, the focalization of focalizers in the novel A Song of Ice and Fire and then how it changes in the Game of Thrones series is examined. Also, in this research, the focus is on the main focal points of the Game of Thrones novel and series and the events that happen from the perspective of their focalization, in order to determine which focal points are focal points in the epic fantasy novel and series and what events are narrated from their point of view. The results of this research show that for the television adaptation of the novel, internal focus has become external focus. Also, other narrative changes such as simplifying the complexity of some sub-stories, removing some characters or using their stories for existing characters, adding some romantic narratives, dramatizing some events and changing focal points in the series and novel can be mentioned.

    Keywords: Narrative, Focalization, Theatrical Adaptation, Game Of Thrones, Genet
  • Omme Farveh Mousavi *, Maryam Hoseini Pages 453-485

    It’s been about four decades that migration literature of Afghanistan has been formed. Migrants have produced many literary works in the host countries over the years. In the meantime, the theme of "immigration" is highlighted in some of the writings of immigrant writers, with whom immigrants and hosts are unfamiliar. Therefore, research is important for identifying this literature and its ups and downs to immigrants and hosts.Using a descriptive and analytical method, this article deals with the case study of Payan-e Ruz (tr: end of day) novel by Muhammad Hussein Muhammadi as a cultural text based on semiotic theory.The essential question of this study is, how afghan migration as the Cultural Other-according to significant cultural and historical ties- is represented, understood and defined in cultural sphere of Iran; culture, non-culture or counter-culture. Based on Cultural Semiotics approach, the text shows that afghan migration as the Cultural Other, is represented as non-culture or counter-culture in cultural sphere of Iran. Furthermore, the present study addresses another important approach of cultural semiotics, namely the approach of nature and culture, and shows that in this novel, Mazar-e-Sharif is the representative of nature and Tehran is the representative of culture.

    Keywords: Fictional Literature Of Afghan Migration, Cultural Semiotics, Self, Other, Semiosphere, Culture-Nature Approach
  • Iraj Nikseresht * Pages 487-527
    This research aims to answer the question, to what extent can a real (objective) description of the world be achieved with quantum physics? In other words, how did the concept of nature change in the subatomic world? It seems that the concept of the word "nature" has changed so much from the stories of the past that all of our relationships with nature must be grounded in new principles and redefined.The situation in the macroscopic world (classical Newtonian physics) is quite clear. But the question is, how is our understanding of nature in the microscopic (subatomic) world? With the invention of quantum physics at the beginning of the 20th century, the situation changed completely. According to the Copenhagen interpretation of quantum physics, which was presented by Niels Bohr and Karl Werner Heisenberg, two of the founders of quantum physics, the natural sciences (physics) do more than describe and explain nature. In fact, the natural sciences are part of the confrontation between nature (object) and ourselves (subject). Therefore, our science is part of the human-nature interaction. We should also talk about the profound effect of technology on the relationship between man and nature.When we in the age of quantum physics talk about the image of nature (object) from the point of view of the exact natural sciences, instead of "the image of nature", the topic of conversation is the image of "our relationship with nature", which describes them and "explains" them in mathematical language.
    Keywords: Quantum Physics, Subject, Object, Nature, Heisenberg
  • Omid Vahdanifar *, Ebrahim Kanani Pages 529-562
    The main issue of the present study is how narrative lying can be a platform for suspending action, preparing new action and changing the narrative course of the story to a discourse perspective. Lie with prosthetic function and with the ability to increase, expand and replace causes the change of the horizontal system of the narrative to the vertical system and from this perspective, turns the action plan into a transcendental one. In the story of "Rostam and Sohrab", the main path of the narrative takes the form of a planned action. But each time, the actors of the narrative challenge the action plan of the story in the form of a narrative lie, and by making a change in the main direction of the narrative, they provide the ground for entering the fraction. Discourse legitimization, discourse rupture, value collapse and replacement of new value, status quo, change of action, magnification and illusion Instrumentation is one of the functions of narrative lies. In the present article, how narrative lies work and its role in changing the action process to action is analyzed. The main purpose of this article is to explain the functions of narrative lies and to examine its role in how to accelerate narration and achieve a transcendental situation. The results of the study show that the strategy of narrative lying hinders the adaptability of a sign and marginalizes the main action, thus replacing it with a new sign and semantic condition.
    Keywords: Rostam, Sohrab, Narrative Lies, Action, Transcendence, Narratology