فهرست مطالب

نشریه مطالعات خاورمیانه
سال سی‌ام شماره 4 (پیاپی 114، زمستان 1402)

  • تاریخ انتشار: 1402/12/19
  • تعداد عناوین: 11
|
  • حسین موسوی* صفحه 1

    دیدارهای پیاپی مقامات بلندپایه آمریکایی از اسرائیل پس از آغاز طوفان الاقصی بیش از آنکه برای کاهش تنش و دستیابی به راه حل هایی نظیر ایجاد دولت باشد، برای تشویق اسرائیل به ادامه جنگ علیه مردم بی دفاع فلسطینی است. بنابراین در تازه ترین دیدارها این بار وزیر دفاع آمریکا لوید آستین و ژنرال براون، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در 16 دسامبر به اسرائیل سفر کردند تا به گفته رسانه ها در خصوص تداوم جنگ به آنان مشورت بدهند. ظاهرا هدف از این مشورت ها ارائه راهبرد جدیدی برای انجام عملیاتی محدود و دقیق است. جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی کاخ سفید یکی دیگر از مقامات آمریکایی است که از اسرائیل خواسته است به جای عملیات سنگین در غزه به عملیات کم شدت روی آورد و طبق زمان بندی عمل کند. بنظر می رسد دولت آمریکا از یکسو تلاش می کند که فشارهای بین المللی، منطقه ای و داخلی را که علیه آمریکا و اسرائیل در جریان است با گفتار درمانی هایی نظیر راه حل دو دولت کاهش دهد و از سوی دیگر تجارب دولت آمریکا را در جنگ های گذشته علیه داعش و طالبان و دیگر گروه های اسلام گرا در اختیار رژیم اسرائیل قرار دهد.

    کلیدواژگان: فلسطین، طوفان الاقصی، رژیم صهیونیستی، آمریکا، غرب آسیا
  • قدیر نصری* صفحه 2

    مقاله حاضر، کاوش در معادله کرکوک با تمرکز بر نبرد پنهان سه خوشه کردی، عربی و ترکمن بر سر کسب و توسعه ثروت، منزلت و البته قدرت است. استوار بر آن مسئله، پرسش اصلی این است که سه گروه کرد، ترکمن و عرب چه قابلیت و برنامه ای برای برخورداری بیشتر از فرصت های اقتصادی و صیانت از منزلت ممتاز خود دارند؟ با فرض اینکه روند حاضر، باثبات خواهد بود و نیروی شگفتی سازی ظهور نخواهد کرد، چه سناریوهایی امکان ظهور و تحقق دارند؟ به گمان نگارنده، تحقق هر سناریویی در کرکوک آینده، تابع ملاحظات استراتژیک بغداد، آنکارا، اربیل-سلیمانیه و نیز تهران است. به دلیل تنوع این بازیگران و نیز تعارض و تخاصم فزاینده بین آنها، اولا شاهد تطویل نزاع بر سر ثروت-منزلت در این منطقه حیاتی خواهیم بود؛ ثانیا، در کرکوک فردا، خوشه ای دست بالا را خواهد داشت که اتصالش به میدان نظامی محکم تر باشد. بر این اساس، همسو با قدرت گیری عراق، به نظر می رسد رفته رفته بر قدرت بازی سازی بغداد افزوده می شود. روش آزمون این فرضیه نه بر اساس خیال و تعصب که از طریق مطالعه انتقادی متن های اساسی، تجارب مشاهدتی نگارنده در اقلیم کردستان و بغداد و گفتگو با سه مجموعه فعالان سیاسی کرد و عرب، متخصصان دانشگاهی و بعضا توده مردم عادی (اعم از کرد و عرب و ترکمن) صورت گرفته است

    کلیدواژگان: سیاسی شدن هویت، منطقه حیاتی، تطویل اختلاف، مداخله پذیری، مناطق مورد اختلاف (مناطق متنازع فیه)
  • مختار زیبایی*، قدرت احمدیان، فرهاد دانش نیا صفحه 3

    جهانی شدن و در نتیجه آن تحولات رویکردی از سوی دولت ها جهت انطباق با شرایط نوین حاصل از این فرایند، انواع جدیدی از تعاملات، وابستگی متقابل، نقش آفرینی و کارکرد دولت را در عصر حاضر موجب شده است. تحولی که بررسی آن در عربستان سعودی با توجه به ساختار حاکمیتی اقتدارگرا با سیستم رانتی و بدون وجود جامعه مدنی فعال آن، نکات قابل تاملی را به ما ارائه می دهد. بر همین اساس مقاله پیش رو در صدد است تا تنزل جایگاه نفت در اقتصاد سیاسی جهانی و برآیند آن بر رابطه دولت و جامعه در عربستان سعودی را بررسی کند. سوالی که مطرح می شود این است که تنزل جایگاه نفت در اقتصاد جهانی شده و فروکش نمودن درآمدهای نفتی عربستان سعودی، چه پیامدهایی بر رابطه دولت و جامعه در اقتصاد سیاسی این کشور بر جای گذاشته است؟ فرضیه پژوهش به این صورت طراحی شده که ساخت قدرت در عربستان سعودی در مواجهه با فشار ناشی از عدم امکان ادامه حیات اقتصاد سیاسی رانتی در عصر جهانی شدن، به سمت تغییر رویه و بازصورتبندی دولت به مدلی پسا رانتی به طور عام و دگردیسی رابطه دولت و جامعه به طور خاص پیش رفته است. نتایج این بررسی نشان می دهد دولت سعودی با اتخاذ سیاست ها و برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت از جمله طراحی چشم انداز 2030 در جهت انطباق اقتصاد سیاسی خود با الزامات کنش در فضای جدید جهانی گام برداشته تا بتواند تهدید کاهش جایگاه و قیمت نفت را به فرصتی برای نوسازی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی خود تبدیل نماید. پژوهش حاضر در چارچوب رهیافت اقتصاد سیاسی سوزان استرنج و به روش اسنادی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و اینترنتی صورت گرفته است.

    کلیدواژگان: اقتصاد سیاسی نفت، اقتصاد جهانی، رابطه دولت-جامعه، عربستان سعودی، رانتیریسم، پسا رانتیریسم
  • مهدی گلدانی* صفحه 4

    در میان شاخص های منتشر شده به وسیله بانک جهانی، برخی محتوا و شمول بیشتری از زیرشاخص ها و ابعاد مختلف یک دولت یا منطقه را نشان می دهند. این شاخص ها به دلیل ماهیت کلان و چند بعدی شان می توانند درک و شهود بالاتری از وضعیت کنونی آن کشور یا منطقه ارا ئه کنند. یکی از مهم ترین این متغیرها شاخص ثبات سیاسی می باشد که در بازه 2000 تا 2020 برای بسیاری از کشورها و مناطق دنیا توسط بانک جهانی ارائه گشته است. در این مطالعه بنا است با استفاده از تکنیک مشابهت یابی سری های زمانی، به واکاوی و بررسی مهم ترین متغیرهای هم رفتار با شاخص ثبات سیاسی برای کشورهای حوزه MENA و کشورهای عضو OECD به صورت جداگانه پرداخته و در پی آن به دو سوال مهم پاسخ داده شود: اول اینکه از میان متغیرهای مختلف و بسیار زیادی که در ابعاد مختلف توسط بانک جهانی برای هر یک از دو دسته MENA و OECD عنوان گردید، کدام یک شبیه ترین رفتار را به شاخص ثبات سیاسی دارند و سوال دوم اینکه این اولویت بندی به صورت تطبیقی تبیین کننده چه مواردی برای دو حوزه مورد مطالعه خواهد بود؟ یافته ها به صورت کلی نشان می دهد که شاخص های سلامتی و رفاه اجتماعی و کار در حوزه منا و شاخص های ساختار جمعیتی و رفاه اجتماعی و کار در OECD از شبیه ترین شاخص ها از منظر رفتار به ثبات سیاسی هستند

    کلیدواژگان: منا (MENA)، ثبات سیاسی، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)، روش های مشابهت یابی
  • فاطمه محمدی، محمدحسین زارعی*، مجید نجارزاده هنجنی صفحه 5

    در ادبیات رایج در حوزه مطالعه فساد مالیاتی، شکل رایج فساد به صورت پنهان کاری مودیان از پرداخت مالیات و یا گریختن از پرداخت مالیات از طریق زد و بند با مقامات مسئول مالیاتی است. با این حال شکل مخرب ‏تری از فساد مالیاتی وجود دارد که از نوع فساد قانونی مالیاتی است. در این شکل از فساد مالیاتی گریختن از مالیات به صورتی نامشروع اما از طریق اعمال نفوذ در تصویب قوانین و اعمال معافیت‏ های مالیاتی نابرابرانه میان اقلیتی از صاحبان قدرت و ثروت در مقابل دیگر شهروندان می باشد. ظاهرا این نوع فساد قانونی اما باطن آن کاملا ضد روح و فلسفه قانون است. در کشورهای خاورمیانه مسئله مالیات به سبب رانتیر بودن ماهیت اغلب کشورهای منطقه وضعیتی پیچیده یافته است؛ در حالی که در رویکرد کنونی حکمرانی در همه نقاط جهان، مالیات به عنوان منبع اصلی تامین هزینه‏ های رفاهی شهروندان در حوزه های خاص (سوادآموزی، بهداشت عمومی، حمایت از آسیب‏ پذیران و تامین زیرساختی) در نظر گرفته شده است. درآمد سرشار نفتی در منطقه تلقی دیگری نسبت به مالیات و هزینه‏ های رفاهی و در نتیجه فساد مالیاتی ایجاد کرده است. کوشش کشورهای منطقه برای عبور از اقتصاد نفتی و رانتیریسم با الزاماتی در زمینه تعیین و اخذ مالیات، مقابله با فساد مالیاتی و تامین رفاه عمومی مواجه است که عدم مدیریت مطلوب آن احتمال بروز بی‏ ثباتی سیاسی در این کشورها را بیشینه خواهد کرد

    کلیدواژگان: فساد مالیاتی، ثبات سیاسی، رفاه عمومی، خاورمیانه عربی، شهروندی هیدروکربنی، دولت بازتقسیم ‏گر
  • حامد کاظمی، ایوب منتی* صفحه 6

    مناطقی که واجد اهمیت و ارزش ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی هستند، تسلط بر آنها می تواند پیکربندی قدرت در جهان را با دگردیسی مواجه سازد و در سلسله مراتب قدرت در جهان تغییراتی بنیادی را حاصل نماید. خلیج فارس یکی از مناطق ژئواستراتژیکی است که واجد چنین پتانسیلی در طول تاریخ بوده است. لذا به لحاظ تاریخی این منطقه همواره در کانون توجهات قدرت های منطقه ای و فرا منطقه ای قرار گرفته است. هدف آن است تا در این پژوهش جایگاه استراتژیک خلیج فارس در سیاست های نوین عربستان سعودی مورد تبیین و تشریح قرار گیرد. به بیانی دیگر، با توجه به اهمیت یافتن دریای سرخ در رویکردهای جدید منطقه ای عربستان آشکارسازی جایگاه خلیج فارس در راهبردهای کلان عربستان به عنوان اولویت استراتژیک هدفی است که در این مقاله دنبال می شود. پرسش برآمده از تاملات مقاله این است که: خلیج فارس در راهبرد های نوین منطقه ای عربستان از چه جایگاهی برخوردار است؟ فرضیه مقاله با تاکید بر ماهیت ایدئولوژیکی حاکم بر ژئوپلیتیک خلیج فارس (مسئله رهبری، رقابت با ایران و محور قطر/ترکیه و همچنین ارزش ژئواکونومیکی این منطقه به عنوان اصلی ترین مسیر ترانزیتی عربستان، خلیج فارس را  اولویت راهبردی عربستان در سیاست های منطقه ای تلقی می کند. مقاله حاضر با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و منابع کتابخانه ای صورت پذیرفته است

    کلیدواژگان: عربستان سعودی، خلیج فارس، گذار ژئوپلیتیکی، راهبرد منطقه ای
  • فرشید توانگر*، رضا نجف زاده صفحه 7

    بی تردید پرداختن به پدیده ظهور بحران سرمایه داری در خلیج فارس می تواند جالب توجه باشد. بر این اساس بین سال های 2010-2023 سرمایه داری و ساز و کارهای آن، همچون بازاریابی و تبعیت از بازار آزاد، جذب سرمایه گذاری خارجی، احترام به مالکیت خصوصی، حضور شرکت های چند ملیتی، ایجاد ساختار طبقاتی سرمایه داری و استفاده از تکنولوژی های قدرت سرمایه داران خود را نشان می دهد و به خصوص در عربستان و امارات متحده عربی به اوج می رسد. لذا سوال پژوهش آن است که ساز و کارهای سرمایه داری در خلیج فارس، با تمرکز بر عربستان و امارات متحده عربی، از 2010-2023 چگونه در اتصال به نظام بزرگ سرمایه داری جهانی شکل گرفته است؟ در پاسخ، یافته های تحقیق نشان می دهد که عربستان و امارات با استفاده از ساز و کارهای اقتصاد سیاسی که در بالا ذکر شدند خود را با نظام جهانی سرمایه داری منطبق کرده اند؛ اما سرمایه داری شکل گرفته در این دو کشور، در تفاوت اساسی خود با سرمایه داری نظام جهانی، تبدیل به سرمایه داری رفاقتی شده که این امر باعث تلقی این تحقیق از سرمایه داری در خلیج فارس با عنوان بحران ساختاری است؛ در آخر روش این پژوهش در رسیدن به یافته های فوق الذکر توصیفی-تحلیلی بوده و شیوه جمع آوری داده ها اسنادی-کتابخانه ای می باشد

    کلیدواژگان: عربستان سعودی، امارات متحده عربی، ساز و کار سرمایه داری خلیج فارس
  • رضا محموداوغلی*، حسین روحانی، سید علی مرتضوی امامی زواره، سمیرا اسدبنیاد صفحه 8

    هدف این نوشتار بررسی مولفه های مشارکت استراتژیک ایران و روسیه در سوریه می باشد. مشارکت استراتژیک به عنوان جنبه مهمی از تعامل دیپلماتیک برای تحکیم پیوندهای نزدیک با متحدان استراتژیک در نظر گرفته می شود.  مشارکت های استراتژیک بر اساس روابط دو جانبه در نظام بین الملل شکل می گیرد و به بازیگران اجازه می دهد تا در رسیدن به اهداف سیاست خارجی از طریق همکاری های استراتژیک، هویت ها و هنجارهای مشترکی را بازسازی کنند. همکاری استراتژیک ایران و روسیه در پس تحولات سوریه بیانگر تحول مهم در روابط خارجی دو کشور است. دو کشور با درک تهدید دشمن مشترکی چون آمریکا و تحریم های غرب در پی شکل گیری همکاری استراتژیک و نزدیک کردن مواضع خود به یکدیگر هستند. این پژوهش با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی سعی در واکاوی فرصت ها و محدودیت های همکاری استراتژیک ایران و روسیه در پس تحولات سوریه می باشد. نتایج نشان داد این همکاری ها در جنبه های مهمی مانند مقابله با گروه های افراطی تروریستی و کاهش نفوذ نهادهای غربی به این منطقه و حفظ تمامیت ارضی سوریه بوده که می تواند تاثیرات زیادی بر مسائل و بحران های منطقه ای و بین المللی داشته باشد

    کلیدواژگان: مشارکت استراتژیک، ژئوپلیتیک، تروریسم، سیاست منطقه ای
  • علیرضا ملاقدیمی*، مهدی ذاکریان، حمید احمدی صفحه 9

    بررسی بیش از دو دهه اختلافات میان عربستان سعودی و جمهوری اسلامی ایران نشان می دهد که این تنش ها به شکل فزاینده ای صبغه امنیتی پیدا کرده است. مسئله کلی مقاله حاضر آن است که نشان دهد به رغم حمایت گسترده جامعه بین المللی از عربستان در ابعاد نظامی و امنیتی، افزایش قدرت عملیاتی ایران در منطقه، مشخصا از سال 2001 به بعد، موجب گردید تا ریاض به تدریج اقدامات و رویکردهای تهاجمی تری را برای تضعیف توان تهران و متوقف کردن نقش و نفوذ منطقه ای ایران در دستور کار قرار دهد که این امر به افزایش ناامنی در خاورمیانه انجامید. در پاسخ به این سوال اصلی که تهدیدات امنیتی چه تاثیری در تهاجمی شدن سیاست خارجی عربستان سعودی علیه جمهوری اسلامی ایران داشته است؟ نوشتار حاضر به آزمون این فرضیه پرداخته که تهدیدمحور بودن سیاست خارجی عربستان سعودی، به افزایش اقدامات تهاجمی، بحران آفرینی و امنیتی سازی این کشور از رفتارهای جمهوری اسلامی ایران انجامیده است. روش به کار گرفته شده در این مقاله موردی و تحلیل ثانویه است و بر همین اساس علل، فرآیندها و پیامدهای امنیتی شدن مناسبات عربستان با ایران مورد بررسی قرار گرفته است. نظریه به کار گرفته شده در پژوهش برای تبیین رفتارهای عربستان، رئالیسم تهاجمی می باشد. هدف مقاله این بوده که نشان دهد سیاست خارجی تهاجمی ریاض در منطقه، صرفا یک عکس العمل تدافعی و واکنشی در قبال تهدیدات ادعایی تهران علیه منافع ریاض در منطقه نبوده است.

    کلیدواژگان: تهدید وجودی، امنیتی سازی، منازعه امنیتی، امنیت ملی حفظ محور، امنیت ملی بسط محور
  • عباس نادری، کیهان برزگر*، حمید احمدی صفحه 10

    خروج انگلیس به عنوان یک ابرقدرت سنتی از منطقه خلیج فارس در اوایل دهه 1970، نقطه عطفی در سیاست خارجی این کشور و نیز روابط منطقه ای و بین المللی کشورهای حوزه خلیج فارس به شمار می رود. این مقاله سعی در پاسخ به این پرسش دارد که سیاست های منطقه ای انگلیس در خلیج فارس در بازه زمانی1970 تا 2003 بر چه مبنایی استوار بوده است؟ فرضیه اصلی مقاله این است که سیاست های منطقه ای انگلستان تابعی از منافع اقتصادی این کشور به ویژه مسئله تامین انرژی از طریق حفظ توازن قوا بین کشورهای منطقه بوده است. بر این اساس، نویسندگان با بهره گیری از مدل مایکل برچر و روش تاریخی-تحلیلی ، ساختار سیاسی داخل حزبی انگلیس که منجر به چرخش نخبگان سیاست خارجی می شود را به عنوان یک عامل موثر محیط عملیاتی بر سیاست خارجی این کشور در منطقه خلیج فارس و در موضوع خروج نیروهای نظامی انگلستان از منطقه بررسی کرده اند. همین متغیر یکی از عوامل اصلی ورود دیگرباره انگلیس به تحولات منطقه نیز بوده است. نویسندگان به این نتیجه می رسند که ساختار دو حزبی حاکم بر انگلیس همواره بر سیاست خارجی این کشور در منطقه خلیج فارس تاثیرگذار بوده و این روند تا زمان کنونی نیز ادامه دارد

    کلیدواژگان: خلیج فارس، نظام ادراکی نخبگان، ساختار حزبی، محیط روانی، محیط عملیاتی، ساختار نظام بین الملل، انگلیس
  • مهدی فیض اللهی*، حسین پوراحمدی میبدی صفحه 11

    حضور جمهوری اسلامی ایران، ترکیه و اسرائیل به عنوان سه قدرت اصلی و منطقه ای غرب آسیا در تحولات قفقاز جنوبی به طور مشخص جنگ های قره باغ 2020 و 2023 که منافع هر سه کشور تحت تاثیر آن بوده، این امکان را پیش می کشد که نتایج تحولات قفقاز جنوبی بر معادلات آنها در غرب آسیا تاثیر بگذارد. این امر در حالی تقویت می شود که نقش ایالات متحده آمریکا در غرب آسیا کم رنگ شده و قدرت های منطقه ای غرب آسیا فرصت رقابت بیشتر برای تسلط بر منطقه را داشته اند. از این رو سوال اصلی پژوهش این است که جنگ های قره باغ 2020 و 2023 در قفقاز جنوبی چگونه بر معادلات غرب آسیا تاثیر گذاشته است؟ در جواب این فرضیه مطرح می شود که سرریز تحولات قفقاز جنوبی در قالب همگرایی، ایجاد موازنه تهدید بازیگران و همچنین تشدید رقابت های ایران با ترکیه و اسرائیل در عراق ظهور کرده است. این نوشتار با استفاده از مفاهیم موازنه قدرت، موازنه تهدید و همگرایی و روش تحلیل داده ها به صورت توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است. داده های پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای گردآوری شده است. یافته های پژوهش با تایید فرضیه نشان داد که آذربایجان و اقلیم کردستان روابط همگرایی اتخاذ کرده و موازنه تهدیدی علیه درک تهدید از جانب ایران ایجاد کرده اند که در این راستا ترکیه و اسرائیل نقش کاتالیزور را داشته اند. علاوه بر آن افزایش تهدید از جانب ترکیه، پ.ک.ک و گروه های مقاومت مردمی عراق را به یکدیگر نزدیک کرده و موازنه تهدیدی را علیه احساس تهدید مشترک از جانب ترکیه در مجاورت آنها رقم زده است

    کلیدواژگان: اقلیم کردستان عراق، پ.ک.ک، موازنه تهدید، ترکیه، قفقاز جنوبی، غرب آسیا
|
  • Hossen Moosavi * Page 1

    The successive visits of high-ranking American officials to Israel after the beginning of the Al-Aqsa storm are more to encourage Israel to continue the war against the defenseless Palestinian people than to reduce tension and achieve solutions such as the creation of a government. Therefore, in the latest meetings, this time, US Defense Minister Lloyd Austin and General Brown, the head of the US Joint Chiefs of Staff, traveled to Israel on December 16 to advise them on the continuation of the war, according to the media. Apparently, the purpose of these consultations is to provide a new strategy to carry out a limited and precise operation. White House National Security Adviser Jake Sullivan is another American official who has asked Israel to switch to low intensity operations in Gaza instead of heavy operations and to act according to the schedule. It seems that on the one hand, the American government is trying to reduce the international, regional and domestic pressures that are going on against America and Israel with speech therapy such as the two-state solution, and on the other hand, it is using the experiences of the American government in the past wars against ISIS and the Taliban. other Islamist groups at the disposal of the Israeli regime.

    Keywords: Palestine, Zionist Regime, America, West Asia
  • Ghadir Nasri * Page 2

    The main problem of this article is to explore the Kirkuk equation by focusing on the hidden Battle of the three clusters of Kurdish, Arabic and Turkmen over the acquisition and development of wealth, Prestige and power. Based on that, the main question is, what are the three groups of Kurds, Turkmen and Arabs capable of and plans to enjoy more economic opportunities and protect their privileged status? Assuming that the present process will be stable and the game changer will not emerge what scenarios are possible to emerge and realize According to the author, the realization of any future scenario in Kirkuk is subject to the strategic considerations of Baghdad, Ankara, Erbil – Sulaymaniyah and Tehran. Because of the diversity of these actors, as well as the growing conflict between them, firstly, we will see a conflict over wealth and status in this vital region. second, in Kirkuk tomorrow, the cluster will have an upper hand that is firmer connected to the military field. Accordingly, in line with Iraq's rise to power, Baghdad's game-building power seems to be gradually increasing. The method of testing this hypothesis is not based on fantasy and prejudice, which has been done through the Critical Study of the basic texts, the observational experiences of the author in the Kurdistan and Baghdad regions and dialogue with three sets of Kurdish and Arab political activists, academic specialists and some ordinary people (both Kurdish and Arab and Turkmen)

    Keywords: Politicization Of Identity, Vital Area, Prolongation Of Conflict, Interventionability, Disputed Areas
  • Mokhtar Zibaee *, Ghodrat Ahmadian, Farhad Daneshnia Page 3

    Globalization and as a result the changes in the approach of the governments to adapt to the new conditions resulting from this process have caused new types of interactions, interdependence, role-playing and functioning of the government in the current era. A development that the examination of in Saudi Arabia, considering the authoritarian governance structure with the rentier system and the absence of an active civil society, provides us with points to ponder. Based on this, the following article aims to examine the decline of oil's position in the global political economy and its effect on the relationship between the government and society in Saudi Arabia. The question that is raised is that the degradation of the position of oil in the globalized economy and the decline of Saudi Arabia's oil revenues have left what consequences on the relationship between the government and the society in the political economy of this country? The hypothesis of the research is designed in such a way that the construction of power in Saudi Arabia in the face of the pressure caused by the impossibility of continuing the life of the rentier political economy in the era of globalization, towards changing the procedure and reformulation of the government into a post-rentier model in general and the transformation of the relationship between the government and the society. Specifically, advanced. The results of this study show that by adopting short-term and long-term policies and plans, including the design of the 2030 vision, the Saudi government has taken steps to adapt its political economy to the requirements of action in the new global environment in order to turn the threat of the decline in the position and price of oil into an opportunity for modernization. to transform itself economically, politically and socially. The current research has been done in the framework of Suzanne Strang’s political economy approach, using documentary methods and using library and internet sources.

    Keywords: Political Economy Of Oil, Global Economy, State-Society Relationship, Saudi Arabia, Rentierism, Post-Rentierism
  • Mahdi Goldani * Page 4

    Among the indicators published by the World Bank, some show more content and inclusion of sub-indicators and different dimensions of a state or region. Due to their macro and multi-dimensional nature, these indicators can provide a higher understanding and intuition of the current situation of that country or region. One of the most important variables is the political stability index, which has been presented by the World Bank for many countries and regions in the period from 2000 to 2020. In this study, by using the time series similarity methods, we analyzed the most important variables related to the political stability index for MENA countries and OECD member countries separately, and then answered two important questions: First, among the many and varied variables mentioned by the World Bank in different dimensions for each of the MENA and OECD categories, which one has the most similar behavior to the political stability index, and the second question is that this prioritization, Comparatively, what will be explanatory for the two fields of study? The findings generally show that indicators of health and social welfare and work in Mena and indicators of population structure and social welfare and work in OECD are the most similar indicators from the perspective of behavior to political stability

    Keywords: MENA, Political Stability, OECD, Matching Methods
  • Fatemeh Mohammadi, Mohammad Hossein Zarei *, Majid Najarzadeh Hanjani Page 5

    In the common literature in the field of tax corruption study, the most common form of corruption is in the form of taxpayers hiding from paying taxes or avoiding paying taxes through fighting with tax officials. However, there is a more destructive form of tax corruption, which is legal tax corruption. In this form of tax corruption, evading taxes in an illegitimate way, but through exerting influence on the approval of laws and applying tax exemptions, is Iran's war between a minority of people with power and wealth in front of the rest of the citizens. Apparently, this type of legal corruption, but inside it is completely against the spirit and philosophy of the law. In the Middle East countries, the tax issue has become a complicated situation due to the rentier nature of most of the countries in the region. While in the current approach to governance in all parts of the world, taxes are considered as the main source of providing welfare expenses for citizens in certain areas (education, public health, support for the vulnerable, and providing infrastructure), the rich oil income in the region is considered the other has created taxes and welfare expenses and as a result tax corruption. The efforts of the countries of the region to overcome the oil economy and rentierism are faced with requirements in the field of determining and collecting taxes, dealing with tax corruption and providing public welfare, which lack of proper management The possibility of political instability in this will maximize countries

    Keywords: Tax Corruption, Political Stability, Public Welfare, Arab Middle East, Hydrocarbon Citizenship, Redistributive Government
  • Hamed Kazemi, Ayoub Menati * Page 6

    Domination on vital geopolitical and geo-economic areas can change the balance of power in the world. The Persian Gulf is one of the geostrategic regions that had such potential in throughout history and it has always been in the greed of great world powers. The purpose of this study is to explain the strategic position of the Persian Gulf in the new policies of Saudi Arabia. In other words, revealing the position of the Persian Gulf   in Saudi Arabia's macro strategies is the goal pursued in this article. So the question is: What is the position of the Persian Gulf in new regional strategies? The hypothesis is that due to the ideological nature of the geopolitics of the Persian Gulf, which is linked to the survival of Saudi Arabia and as well as the geo-economic value of the Persian Gulf as the main transit route of this country, the Persian Gulf is still considered to be the central geopolitics and the center of gravity of Saudi Arabia's strategic policies. It is not possible transition to the Persian Gulf. The present research has been conducted with using descriptive-analytical method and library sources

    Keywords: Saudi Arabia, Persian Gulf, Geopolitical Transition, Regional Strategy
  • Farshid Tavangar *, Reza Najafzadeh Page 7

    Undoubtedly, dealing with the phenomenon of capitalist crisis in the Persian Gulf can be interesting. Based on this, between 2010-2023, capitalism and its mechanisms such as marketing and adapting to the free market, attracting foreign investment, respecting private property, the presence of multinational companies, creating the class structure of capitalism, and the use of capitalist power technologies have shown themselves. And it reaches its peak, especially in Saudi Arabia and the United Arab Emirates. Therefore, the research question is, how have the capitalist mechanisms in the Persian Gulf, centered on Saudi Arabia and the UAE, been formed from 2010 to 2023 about the great global capitalist system? In response, the research findings show that Saudi Arabia and the UAE have aligned themselves with the global capitalist system by using the political economy mechanisms mentioned above. But the capitalism formed in these two countries, in its fundamental difference from the capitalism of the world system, has become crony capitalism, which has caused this research to recognize the Persian Gulf capitalism as a structural crisis. And finally, the method of this research to achieve the above findings is descriptive-analytical and the method of data collection is documentary-library

    Keywords: Saudi Arabia, United Arab Emirates, Capitalist Mechanism Of The Persian Gulf
  • Reza Mahmoudoghli *, Hossein Rohani, Sayed Ali Mortazavi Emami Zavareh, Samira Asadbonyad Page 8

    The purpose of this article is to examine the components of the strategic partnership between Iran and Russia in Syria. Strategic partnership is considered as an important aspect of diplomatic engagement to strengthen close ties with strategic allies. Strategic partnerships are formed based on bilateral relations in the international system and allow actors to rebuild common identities and norms in achieving foreign policy goals through strategic cooperation. The strategic cooperation between Iran and Russia after the developments in Syria represents an important development in the foreign relations of the two countries. The two countries, realizing the threat of a common enemy such as America and Western sanctions, are seeking to form strategic cooperation and bring their positions closer to each other. This research, using a descriptive and analytical approach, tries to analyze the opportunities and limitations of the strategic cooperation between Iran and Russia after the developments in Syria. The results showed that these cooperations were in important aspects such as dealing with extremist terrorist groups and reducing the influence of Western institutions in this region and maintaining the territorial integrity of Syria, which can have a great impact on regional and international issues and crises

    Keywords: Strategic Partnership, Geopolitics, Terrorism, Regional Policy
  • Alireza Mollaghadimi *, Mehdi Zakerian, Hamid Ahmadi Page 9

    A retrospective analysis spanning over two decades of tensions between Saudi Arabia and the Islamic Republic of Iran indicates an escalating security dimension to these disputes. This article seeks to illustrate that despite substantial global community’s backing for Saudi Arabia in terms of military and security assistance, the surge in Iran's operational influence across the region, particularly since 2001, prompted Riyadh to adopt progressively Aggressive measures and approaches to undermine Iran's capabilities. Consequently, countering Iran's regional role and influence became a central concern, resulting in an upswing of insecurity in the Middle East. In response to the core query, "How have security threats impacted the aggressiveness of Saudi Arabia's foreign policy towards the Islamic Republic of Iran?” this paper has examined the hypothesis that "threat-oriented foreign policy of Saudi Arabia has led to increasing of the aggressive measures, crisis-creating and securitization from the Islamic Republic of Iran regional behaviors by Saudi Arabia." the research employs the framework of offensive realism, utilizes a qualitative approach to explain the causes, processes and consequences of Saudi Arabia's conduct towards Iran. The objective of this study is to demonstrate that Riyadh's aggressive foreign policy within the region wasn't solely a defensive response to alleged Iranian threats against Saudi interests.

    Keywords: Existential Threat, Securitization, Security Conflict, Preservation-Oriented National Security, Expansion-Oriented National Security
  • Abbas Naderi, Kayhan Barzegar *, Hamid Ahmadi Page 10

    Britain's withdrawal from Persian Gulf in the early 1970s is a turning point in the country's foreign policy as a traditional superpower and regional and international dynamics between Persian Gulf countries. This article tries to answer this question: what was the basis of British regional policies in the Persian Gulf between 1970 and 2003? The main hypothesis of the article is that England's regional policies have been a function of the country's economic interests, especially, Britain tried to ensure the security of energy supplies through the balancing of power between regional countries. Using Michael Brecher's model and the historical-analytical method, the authors consider the internal party political structure of England, which leads to the rotation of foreign policy elites, as an effective factor in the operational environment of this country's foreign policy in the Persian Gulf and the withdrawal of British military forces. This variable has been one of the main factors of England's re-entry into regional developments. The authors conclude that the two-party structure ruling England has always influenced this country's foreign policy in the Persian Gulf region and this process continues until now

    Keywords: Persian Gulf, Elites' Cognitive System, Party Structure, Psychological Environment, Operational Environment, Structure Of International System, England
  • مهدی فیض اللهی *, Hosein Pourahmadi Meibodi Page 11

    The presence of the three regional powers of West Asia, Iran, Turkiye, and Israel, in the developments of the South Caucasus (2020-2023), has a direct impact on the interests of all three countries. This suggests the possibility that the results of developments in the South Caucasus will affect the equations of these three countries in West Asia. This is strengthened while the role of the United States of America in West Asia has diminished and has allowed the regional powers of West Asia to compete more for dominance in the region. Therefore, the main research question is how the 2020 and 2023 Karabakh wars in the South Caucasus have affected the equations of West Asia? In response to this hypothesis, it is proposed that the spillover of developments in the South Caucasus has emerged in the form of convergence, creating a balance of threat actors and also intensifying Iran's competition with Turkiye and Israel in Iraq. In this article, the data analysis was descriptive-analytical. The data of this research has been collected using library resources. The findings of the research confirmed the hypothesis that Azerbaijan and the Kurdistan Region have adopted convergence relations and have created a threat balance against the perception of the threat from Iran, in which Turkiye and Israel acted as catalysts. The increase in the threat from Turkiye has brought the PKK and Iraqi popular groups closer to each other and has set a threat balance against the feeling of a common threat from Turkiye

    Keywords: : Iraq's Kurdistan State, PKK, Threat Balance, Turkey, South Caucasus, West Asia