فهرست مطالب

فصلنامه چشم انداز مدیریت بازرگانی
سال بیست و دوم شماره 3 (پاییز 1402)

  • تاریخ انتشار: 1402/09/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • شناسایی و اولویت بندی مولفه های موثر بر عشق به برند با استفاده از روش دلفی فازی
    علی شریعت نژاد*، سیده نسیم موسوی، محسن عارف نژاد، رضا سپهوند صفحه 1
    هدف

    عشق و علاقه به برند، مفهوم اصلی در حوزه رابطه بین مشتری و برند به شمار می آید. مدیران برند تمایل به ایجاد برندها و مارک های دوست داشتنی تر دارند. در این خصوص، شناسایی عوامل موثر بر عشق به برند، می تواند به توسعه و تقویت ارتباط مشتری با برند کمک کند. بنابراین پژوهش حاضر با هدف شناسایی مولفه های موثر بر عشق به برند انجام پذیرفت.

    روش شناسی:

     پژوهش حاضر از نوع پژوهش های آمیخته با رویکرد کیفی و کمی است و از نظر فلسفه پژوهش دارای رویکرد قیاسی استقرایی است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ نحوه گردآوری داده، دارای رویکرد توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر خبر گان هستند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و براساس اصل کفایت نظری 30 نفر از آنان به عنوان اعضای نمونه انتخاب شده است. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه و در بخش کمی پرسشنامه است. به این صورت که، داده های بخش کیفی که عوامل موثر بر عشق به برند هستند، با نرم افزار اتلس تی و روش کد گذاری تحلیل شدند و سپس در بخش کمی، بااستفاده از روش دلفی فازی، تعیین اولویت این عوامل صورت گرفت. روایی و پایایی ابزار گردآوری اطلاعات بااستفاده از شاخص روایی محتوای نسبی و آزمون کاپای کو هن در بخش کیفی و روایی محتوایی و پایا یی آزمون مجدد در بخش کمی، تائید شد.  

    یافته ها

    یافته های پژوهش مبنی بر شناسایی و اولویت بندی مولفه های موثر بر عشق به برند با استفاده از روش دلفی فازی است.

    نتیجه گیری

    نتایج پژوهش نشان داد که 30 مولفه، به عنوان مولفه های موثر بر عشق به برند شناسایی شدند و از میان آن ها رضایت مشتری از محصولات برند ورزشی، رضایت زیبایی نسبت به برند محصولات ورزشی، دلبستگی به محصولات ورزشی، دوست داشتن برند محصولات ورزشی، نام تجاری محصولات ورزشی، هزینه برای تبلیغات و تصویر خوب از فروشگاه های عرضه کننده محصولات ورزشی، ارتقاء فروش برند محصولات ورزشی، قیمت برند محصولات ورزشی، رنگ و موسیقی درون فروشگاه های جذاب و متناسب محصولات ورزشی جزء مهم ترین مولفه های موثر بر عشق به برند هستند.

    کلیدواژگان: عشق به برند، مشتری، برند مروژ، دلفی فازی
  • طراحی الگوی تحلیل رفتار خرید مشتریان تحت تاثیر محرک های حسی محیطی با تمرکز بر اصول بازاریابی حسی: مورد مطالعه کافی شاپ های شهر اصفهان
    علیرضا عندلیب، حسن قربانی دینانی*، محمود نادری بنی صفحه 2
    هدف

    طراحی الگوی تحلیل رفتار خرید مشتریان تحت تاثیر محرک های حسی محیطی با تمرکز بر اصول بازاریابی حسی در کافی شاپ های واقع در شهر اصفهان است.

    روش شناسی:

     این پژوهش از نوع کیفی با رویکردی استقرایی است که با استفاده از راهبرد پژوهشی نظریه داده بنیاد و طرح نظام مند استراوس-کوربین با 25 مصاحبه نیمه ساخت یافته و با استفاده از نرم افزار Maxqda 2023 به طراحی الگو پرداخته است.

    یافته ها

    یافته های حاصل از داده، در سه بعد شرایط، تعاملات و پیامدها خلاصه شده است. تحلیل رفتار خرید مشتریان در 5 دسته عوامل علی با 4 عامل لامسه، عامل بصری/دیداری، عامل شنوایی و عامل چشایی/بویایی، در بخش عوامل راهبردی با 4 عامل اصلی عوامل فنی و تکنیکی، اقدامات ساختاری و معماری کافی شاپ ها، امکانات رفاهی و بهداشتی و راهبردهای بازاریابی به عنوان راهبرد می توانند، تحقق پدیده ها به پیامدها را تسهیل نمایند. در این میان عوامل جمعیت شناختی، اقدامات منفعلانه مشتریان و رقبا، خلا آموزشی و برنامه ریزی-فرهنگی، فقدان شاخص های نظارتی و کنترلی، موانع به کارگیری اصول بازاریابی و موانع ساختاری-محیطی نقش مداخله گر را دارا هستند. عامل های اقتضایی و عامل های اجتماعی عوامل زمینه ای هستند که در بستر بحث وجود دارند. در نهایت 6 عامل ادراک مشتری، وجود چشم اندازهای بکر و نو، برندسازی، تصمیم خرید، وفاداری به برند و پیامدهای انگیزشی نقش پیامدها را ایفا می کنند.

    نتیجه گیری

    نتایج این پژوهش نشان دهنده آن است که عوامل متعددی به صورت چندبعدی و در هم تنیده در تحلیل رفتار مشتریان تاثیرگذارند.

    کلیدواژگان: رفتار خرید مشتریان، محرک های حسی محیطی، اصول بازاریابی حسی، کافی شاپ های اصفهان
  • تبیین و تحلیل ذهنیت شناختی انسان انگاری برند در کسب وکارهای نوپا
    عبدالله ساعدی*، مینا حسینی، مریم جوانمرد صفحه 3
    هدف

    انسان انگاری برند مفهومی است که قصد دارد از طریق رفتارهای دوستانه و شخصی تر، مصرف کننده را به یک کسب و کار نزدیک تر کند و عمدتا این امر بخش های خدمات مشتری، فروش و بازاریابی یک شرکت را پوشش می دهد. هدف پژوهش حاضر تبیین و تحلیل ذهنیت شناختی انسان انگاری برند در کسب وکارهای نوپا با کاربست روش شناسی کیو می باشد.

    روش

    این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث ماهیت و روش در زمره پژوهش های آمیخته قرار می گیرد. جامعه آماری پژوهش را اساتید و مدیران کسب وکارهای نوپا تشکیل می دهند که با استفاده روش نمونه گیری هدفمند و بر مبنای اصل کفایت نظری 22 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. با توجه به رویکرد پژوهش در بخش کیفی ابتدا با 22 مصاحبه فضای گفتمان حاصل شد و با استفاده از دیدگاه ها و نظرات آن ها نمونه، گزینه کیو و در نهایت مجموعه کیو به دست آمد. لازم به ذکر است که روایی و پایایی داده ها به ترتیب با استفاده از شاخص نسبت روایی محتوا (CVR) و پایایی دو کدگذار تایید شد. سپس در بخش کمی پژوهش با بهره گیری از Spss داده های به دست آمده از بخش کیفی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت و در نهایت الگوهای ذهنی انسان انگاری برند در کسب وکارهای نوپا به دست آمد.

    یافته ها

    نتایج نشان می دهد که حمایت و پشتیبانی از برند، افزایش خرید مجدد، توسعه تصویر برند، بهبود شایستگی برند، ارائه تبلیغات موثر توسط مشتری، تعامل و ارتباط با مشتری و جهت دهی به رفتار و نگرش مشتریان هفت الگوی ذهنی اساتید و مدیران در راستای انسان انگاری برند در کسب و کارهای نوپا می باشند.

    نتیجه گیری

    کسب وکارهای نوپا به دلیل نوپا بودن و نداشتن موقعیت مناسب در محیط رقابتی در معرض آسیب های جدی می باشند. از این رو، پرداختن به مقوله انسان انگاری برند و دادن ویژگی های انسان مانند به برند یا محصول می تواند مشتری را تحت تاثیر قرار دهد و نه تنها احتمال خرید و وفادری به برند را در پی دارد؛ بلکه رشد و بقای کسب وکارهای نوپا را افزایش دهد.

    کلیدواژگان: برند، انسان انگاری برند، کسب وکارهای نوپا، رویکرد کیو
  • ارزیابی سریع مشتریان و کلاسه بندی آن ها با رویکرد فرصت از دست رفته بر مبنای فاصله در فضای قطبی (OPLO-POCOD SORT) و شاخص مروجین خالص(NPS)
    رضا شیخ*، سهیلا صنفی صفحه 4
    هدف

    امروزه لازمه موفقیت در عرصه رقابت برای سازمان ها، جذب و حفظ مشتریان وفادار است. نتیجه تمامی فعالیت های آمیخته بازاریابی، مجموعه ای از ابزارهای قابل کنترل بازاریابی است که پاسخگوی بازار مورد هدف باشد. شناسایی سریع و دقیق رفتار مشتریان و دسته بندی آن ها در طبقات مروج، منفعل و بدگو به مدیران کمک می کند تا متناسب با بازخورد مشتریان اقدامات به موقعی را انجام دهند. در این پژوهش ضمن شناسایی مهم ترین معیارهای آمیخته بازاریابی به ارزیابی و کلاسه بندی مشتریان یک فروشگاه زنجیره ای با استفاده از تکنیک نوین فرصت از دست رفته بر مبنای فاصله در فضای قطبی(OPLO- POCOD SORT) پرداخته می شود.

    روش شناسی:

     تکنیک OPLO- POCOD SORT به عنوان یکی از تکنیک های نوین کمی در حوزه تصمیم گیری چند معیاره است. با جمع آوری نظر مشتریان و ارزیابی آن ها تلاش شده تا کلاسه بندی مشتریان به نمایه ها و گزینه های مرجع مروج، منفعل و بدگو صورت گیرد.

    یافته ها

    این تحقیق در قالب مطالعه موردی یکی از فروشگاه های زنجیره ای شاهرود و با ارزیابی نظرات 20 مشتری صورت گرفته است. به منظور ارزیابی و کلاسه بندی سریع مشتریان بر اساس تکنیک به کار گرفته شده، مشتریان در سه دسته استراتژیک مروج، منفعل و بدگو قرار گرفته و با توجه به منفی شدن شاخص مروجین خالص به میزان 0.25- نیازمند اصلاحات اساسی است.

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج این تحقیق، مدیران می توانند با استفاده از تکنیک پیشنهادی ارزیابی سریع مشتریان و کلاسه بندی آن ها، فرایند اقدامات لازم جهت حفظ مشتریان وفادار و کاهش مشتریان ناراضی و بدگو را انجام دهند.

    کلیدواژگان: آمیخته بازاریابی، کلاسه بندی (مرتب سازی)، تکنیک چندمعیاره، نمایه های مرجع، اوپلو-پوکد
  • مفهوم سازی و اعتباریابی اخلاق حرفه ای اینفلوئنسرها؛ رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری
    مرتضی موقر*، فاطمه اشرفی، میثم شیرخدایی صفحه 5
    هدف

    هدف از تحقیق حاضر، مفهوم سازی و اعتباریابی " اخلاق حرفه ای" اینفلوئنسرهای شبکه های اجتماعی می باشد. این پژوهش به لحاظ پارادایم شناسی در فاز اکتشاف مدل تفسیری و در فاز آزمون مدل اثبات گرا قرار دارد و از نظر هدف، کاربردی می باشد.

    روش

    رویکرد پژوهش، آمیخته و استراتژی به کار گرفته شده در آن تحلیل مضمون می باشد. در بخش کیفی با استفاده از مصاحبه های کیفی نیمه ساختار یافته و عمیق با 14 نفر از خبرگان علمی و اجرایی و تحلیل آن در نرم افزار MAXQDA شاخص ها و مولفه های اخلاق حرفه ای تاثیرگذاران شناسایی شدند. سپس در بخش کمی با استفاده از رویکرد ساختاری تفسیری (ISM) مدل مربوطه مورد آزمون قرار گرفت و با بهره گیری از تحلیل MICMAC روابط میان مضامین تحلیل گردید.

    یافته ها

    مطابق با نتایج به دست آمده از تحقیق، 8 مولفه و 39شاخص برای این منظور، شناسایی و اعتبار سنجی شد.

    نتیجه گیری

    از آنجا که مولفه هایی که در آخرین تکرارها به عنوان خروجی تعیین می شوند از نظر روش معادلات ساختاری تفسیری، تاثیرگذارتر خواهند بود، لذا مولفه های c4 و c8 یعنی تعهد حرفه ای و احترام به ارزش ها، عقاید و باورهای جهانی، تاثیرگذارتر خواهند بود.

    کلیدواژگان: اخلاق حرفه ای، اینفلوئنسر، تحلیل مضمون، مدل سازی ساختاری- تفسیری
  • شناسایی سوگیری های شناختی سیاست گذاران در تصمیم گیری های استراتژیک حکمرانی: با رویکرد فراترکیب
    راحیل کردحیدری، علی قاسمیان، مصطفی اسماعیلی* صفحه 6
    هدف

    در سال های اخیر موضوع حکمرانی به حوزه ملی وارد شده و بر اهمیت تصمیم گیری های استراتژیک تاکید داشته است. اما اتخاذ این تصمیمات، همواره با خطاها و سوگیری هایی شناختی همراه است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی سوگیری های شناختی سیاست گذاران در تصمیم گیری های استراتژیک حکمرانی انجام شده است.

    روش شناسی: 

    پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی بوده و از نظر نوع داده ها پژوهش کیفی است. با جست وجوی کلیدواژه های پژوهش در پایگاه های اطلاعاتی خارجی مانند امرالد، وب آو ساینس، اسکوپوس، و غیره و داخلی مانند نورمگز، مگیران، سیویلیکا و غیره (پژوهش های سال های 1980 تا 2024 و 1390 تا 1402) منابع موردنظر پیدا شده و با روش روایی صوری توسط گروه کانون خبرگان و پایایی کاپا برابر 72/0، روایی و پایایی یافته ها تایید شد. منابع بدست آمده با استفاده از روش فراترکیب هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو (2007) کدگذاری انجام و مولفه های موردنظر پژوهش شناسایی شده است.

    یافته ها

    با توجه به یافته های حاصل از بررسی 22 پژوهش نهایی انتخاب شده، 134 کد منجر به 40 سوگیری شناختی شده و در 5 گروه اصلی شامل سوگیری های مرتبط با تصمیم گیری و قضاوت، سوگیری های پردازش اطلاعات، سوگیری های آگاهی و ادراک، سوگیری های خودمحوری و سوگیری های اجتماعی و گروهی شناسایی شده است.

    نتیجه گیری

    نتایج پژوهش نشان داد که چگونه تصمیم گیری تحت تاثیر سوگیری های داخلی و خارجی قرار می گیرد و فعال می شود. این پژوهش تاکید می کند که سیاست گذاران باید سوگیری های شناختی خود را در هر دسته شناخته و مدیریت کنند و اطلاعات مناسب را از مجموعه گسترده ای از داده ها انتخاب کنند تا در تحولات محیطی، تصمیمات استراتژیک مناسبی اتخاذ نمایند.

    کلیدواژگان: سوگیری های شناختی سیاست گذاران، مدیریت استراتژیک، برنامه ریزی استراتژیک، تصمیم گیری استراتژیک، حکمرانی
  • شناسایی و تحلیل عوامل ایجادکننده و پیامدهای پدیده اسکیزوفرنی برند با روش FCM
    آرش نظامی* صفحه 7

    پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل عوامل ایجادکننده و پیامدهای پدیده اسکیزوفرنی برند با روش FCM، انجام پذیرفت. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از حیث نحوه گردآوری داده ها توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش در هر دو بخش کیفی و کمی مدیران بازاریابی و اساتید دانشگاه در حوزه مدیریت و بازاریابی می باشند که 20 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و براساس اصل اشباع نظری، انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده در بخش کیفی، مصاحبه و در بخش کمی پرسشنامه نقشه شناخت فازی است. برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از رویکرد تحلیل محتوا و روش کدگذاری با بهره گیری از نرم افزار مکس کیو دی ای و در بخش کمی از روش نقشه شناخت فازی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مهمترین عوامل ایجادکننده اسکیزوفرنی برند، هویت متکثر برند در ذهن مشتری، آوای ناموزون و نامتوازن برند و نهادینه سازی نکردن هویت برند در فرهنگ سازمانی می باشند. همچنین مهمترین پیامدهای اسکیزوفرنی برند، ایجاد ادراک چندشخصیتی برند، ناپایداری اصالت برند و ایجاد ابهام و وهم در ارتباط تصویر برند است.

    کلیدواژگان: هویت برند، اسکیزوفرنی برند، اختلال چندشخصیتی برند، نقشه شناختی فازی
|
  • Identifying and prioritizing the factors affecting brand love using the fuzzy Delphi method
    Ali Shariat Najade *, Sayedh Nasim Mousavi, Mohsen Aref Najade, رضا سپهوند Page 1
    Purpose

    love and affection for the brand is the main concept in the field of relationship between the customer and the brand. Brand managers tend to create more likable brands.

    Methodology

    The present study was conducted with the aim of identifying the factors affecting brand love. This research is a type of mixed research with a qualitative and quantitative approach, and it is a comparative inductive research, which is descriptive-survey in terms of practical purpose and in terms of data collection. The statistical population of the research is the experts, 30 of them were selected as sample members using the purposeful sampling method and based on the principle of theoretical adequacy.

    Findings

    The data collection tool was an interview in the qualitative part and a questionnaire in the quantitative part, the validity and reliability of which were confirmed using the relative content validity index and Cohen's kappa test, and content validity and retest reliability, respectively. Qualitative data was done with Atlesti software and coding method and quantitative data was done with Delphi phase method, as well as determining the priority of factors affecting the components affecting brand love and the most important factors were identified.

    Conclusion

    The results indicate that customer satisfaction with sports brand products, beauty satisfaction with sports brand, attachment to sports products, liking the brand of sports products, the brand name of sports products, the cost of advertising and the good image of the supply stores. The manufacturer of sports products,

    Keywords: Love, Customer, Meroj Brand, Delphi Fazi
  • Designing a paradigm of customer buying behavior affected by environmental sensory cues correspondent of sensory marketing rulesCase study: ESFAHAN province coffee shops
    Alireza Andalib, Hassan Ghorbani Dinani *, Mahmood Naderi Beni Page 2
    Objective

    The aim of this study is to design a paradigm of customer buying behavior that is affected by environmental sensory cues correspondent of sensory marketing rules at coffee shops located in ESFAHAN province.

    Methodology

    This is a qualitative study with anductive approach that, using theoretical framework grounded theory and the systematic design Strauss and Corbin, been conducted by designing a through 25 semi-structured using Maxqda2023 software.

    Findings

    The findings obtained from the data summarize the conditions, interactions, and consequences in three dimensions. The analysis of customer purchasing behavior is divided into five categories of sensory factors, including tactile factors, visual factors, auditory factors, and olfactory factors. In the strategic factors section, the main factors include technical and technological factors, structural and architectural measures of coffee shops, welfare and hygiene facilities, and marketing strategies as a strategy. These factors can facilitate the achievement of phenomena to consequences. Among these, demographic factors, customer and competitor reactive measures, educational and cultural gaps, lack of supervisory and control indicators, barriers to marketing principles, and structural-environmental barriers play an intervention role. Imperative factors and social factors are background factors that exist in the context of the discussion. Ultimately, six factors - customer perception, the presence of unique and innovative perspectives, branding, purchasing decisions, brand loyalty, and motivational consequences - play a role in the consequences.

    Conclusion

    The results of this research indicate that multiple intertwined multidimensional factors influence the analysis of customer behavior.

    Keywords: Customers Buying Behavior, Environmental Sensory Cues, Sensory Marketing Rules, Esfahan Coffee Shops
  • Explanation and analysis of brand anthropomorphic cognitive mentality in start-up businesses
    Abdollah Saedi *, Mina Hoseini, Maryam Javanmard Page 3
    Purpose

    Brand anthropomorphism is a concept that aims to bring the consumer closer to a business through friendly and personal behaviors, and this mainly covers the customer service, sales and marketing departments of a company. The aim of the current research is to explain and analyze the cognitive mentality of brand anthropomorphism in start-up businesses using Q methodology.

    Method

    In terms of practical purpose and in terms of nature and method, this research is classified as mixed research. The statistical population of the research consists of professors and managers of start-up businesses, 22 people were selected as a statistical sample using the purposeful sampling method and based on the principle of theoretical adequacy. According to the approach of the research in the qualitative part, first with 22 interviews, the space of discourse was obtained, and by using their views and opinions, sample, cue option and finally the set of cues were obtained. It should be noted that the validity and reliability of the data were confirmed using the Content Validity Ratio (CVR) index and the reliability of two coders, respectively. Then, in the quantitative part of the research, using Spss, the data obtained from the qualitative part was analyzed and finally the mental patterns of brand anthropomorphism in start-up businesses were obtained. 

    Findings

    The results show that supporting and supporting the brand, increasing repeat purchases, developing the brand image, improving the brand competence, providing effective advertisements by the customer, interaction and communication with the customer, and directing the behavior and attitude of the customers are seven mental patterns. Professors and managers are in line with the humanization of brand in start-up businesses.

    Conclusion

    New businesses are exposed to serious damage due to their newness and lack of a suitable position in the competitive environment.Therefore, dealing with the category of anthropomorphism of the brand and giving human-like characteristics to the brand or product can influence the customer and not only leads to the possibility of buying and being loyal to the brand;but to increase the growth and survival of start-up businesses.

    Keywords: Brand, Brand Anthropomorphism, Start-Up Businesses, Q Approach
  • Rapid assessment of customers and their classification with the OPportunity LOsess Based POlar COordinate Distance Sort (OPLO-POCOD SORT) and Net Promoter Score (NPS)
    Reza Sheikh *, Soheila Senfi Page 4
    Objective

    Today, attracting and retaining loyal customers is a requirement for success in the field of competition for organizations. The result of all marketing mix activities is a set of controllable marketing tools that respond to the target market. The quick and accurate identification of customers' behavior and their arrangement in the categories of Promoters, Passives and Detractors helps managers to take timely actions according to the feedback of customers. In this research, while identifying the most important marketing mix criteria, the evaluation and arrangement of customers of a chain store is discussed using the new OPLO-POCOD SORT technique.

    Methodology

    This technique is one of the quantitative techniques in the field of multi-criteria decision-making. By collecting the opinions of customers and evaluating them, an attempt has been made to sorting customers into profiles and reference options of Promoters, Passives and Detractors.

    Findings

    This research was conducted in the form of a case study of one of the chain stores in Shahrood and by evaluating the opinions of 20 customers. In order to quickly evaluate and sort the customers based on the technique used, the customers are placed in three strategic categories of Promoters, Passives and Detractors, and due to the negative effect of the Net Promoter Score by -0.25, fundamental reforms are needed.

    Conclusion

    Based on the results of this research, managers can use the proposed technique of quick evaluation of customers and their classification, to carry out the process of necessary measures to maintain Promoters customers and reduce dissatisfied and Detractors customers.

    Keywords: Marketing Mix, Arrangement (Classification), Multi-Criteria Technique, Reference Profiles, OPLO-POCOD
  • Conceptualization and validation of professional ethics of influencers; Interpretive structural modeling approach
    Morteza Movaghar *, Fatemeh Ashrafi, Meysam Shirkhodaie Page 5
    Objective

    The aim of this research is to conceptualize and validate "professional ethics" among social media influencers. This study is positioned in the exploratory phase of the interpretive model paradigm and the confirmatory phase of the positivist model, and it is practical in terms of its objective.

    Methods

    The research approach is mixed-Method and the strategy used in that analysis is thematic. In the qualitative part, using semi-structured and in-depth qualitative interviews with 14 scientific and executive experts and its analysis in MAXQDA software, the indicators and components of professional ethics of influential people were identified. Then, in the quantitative section, the relevant model was tested using the interpretive structural approach (ISM) and the relationships between themes were analyzed using MICMAC analysis

    Result

    Based on the results obtained from the research, 8 components and 39 indicators were identified and validated for this purpose.

    Conclusion

    Since the factors determined as outputs in the final iterations will have a greater impact from an ISM perspective, the components "c4: professional commitment" and "c8: respect for global values, beliefs, and convictions" will have a more significant influence.

    Keywords: Professional Ethics, Influencer, Theme Analysis, Structural-Interpretive Modeling
  • Identifying policymakers' cognitive biases in governance strategic decision-making: A metasynthesis approach
    Rahil Kordheydari, Ali Ghasemian, Mostafa Esmaeili * Page 6
    Objective

    In recent years, the issue of governance has entered the national sphere and emphasized the importance of strategic decisions. But making these decisions is always accompanied by errors and cognitive biases. the aim of identifying the cognitive biases of policy makers in governance strategic decision-making.

    Methodology

    The current research has a applicative purpose and in terms of the type of data, it is a qualitative research. By searching for research keywords in foreign databases such as Emerald, Web of Science, Scopus, etc. and domestic databases such as Nurmagz, Mogiran , Civilica and... (researches from 1980 to 2024 and 1390 to 1402) the desired sources were found and the validity and reliability of the findings were confirmed by the face validity method by the expert center group and Kappa reliability equal to 0.72. The obtained sources have been identified by using the seven-step metacombination method of Sandelowski and Barroso (2007) coding and the desired components of the research.

    Findings

    According to the findings of the 22 selected final studies, 134 codes lead to 40 cognitive biases and in 5 main groups, they include biases related to decision making and judgment, information processing biases, awareness and perception biases, self-centered biases, and social biases. and a group has been identified.

    Conclusion

    The research results showed how decision-making is influenced and activated by internal and external biases. This research emphasizes that policy makers must recognize and manage their cognitive biases in each category and select appropriate information from a wide set of data.

    Keywords: Cognitive Biases Of Policy Makers, Strategic Management, Strategic Planning, Strategic Decision-Making, Governance
  • Identification and analysis of factors causing and consequences of brand schizophrenia phenomenon with FCM method
    Arash Nezami * Page 7

    The present research was conducted with the aim of identifying and analyzing the factors that cause and the consequences of the phenomenon of brand schizophrenia with the FCM method. The current research is applied in terms of purpose and descriptive-survey in terms of data collection. The statistical population of the research in both qualitative and quantitative sections are marketing managers and university professors in the field of management and marketing, 20 of whom were selected using the purposeful sampling method and based on the principle of theoretical saturation. The data collection tool in the qualitative part is an interview and in the quantitative part, a fuzzy cognitive map questionnaire. To analyze the data in the qualitative part, the content analysis approach and the coding method using Maxqda software and the fuzzy cognitive map method were used in the quantitative part. The results of the research show that the most important factors causing brand schizophrenia are multiple brand identities in the customer's mind, unbalanced and unbalanced brand voice and not institutionalizing the brand identity in the organizational culture. Also, the most important consequences of brand schizophrenia are the creation of a multi-personality perception of the brand, the instability of the brand's authenticity, and the creation of ambiguity and illusion in relation to the brand image.

    Keywords: Brand Identity, Brand Schizophrenia, Brand Multiple Personality Disorder, Fuzzy Cognitive Map