فهرست مطالب

معرفت سیاسی - سال یکم شماره 2 (پاییز و زمستان 1388)
  • سال یکم شماره 2 (پاییز و زمستان 1388)
  • 252 صفحه، بهای روی جلد: 500ريال
  • تاریخ انتشار: 1388/08/25
  • تعداد عناوین: 8
|
  • حمید حاجی حیدر صفحه 7
    برقراری عدالت در جامعه اسلامی، که شامل امنیت و رفاه اساسی نیز می شود، در کنار رشد اقتصادی جامعه اسلامی و تامین زمینه های رشد معنوی برای آحاد شهروندان، وظیفه ای کلیدی برای دولت اسلامی می باشد. هرچند بحث عدالت، در جامعه اسلامی، از جمله بحث های رایج است، اما تاکنون در زمینه مفهوم روشن و اصول عدالت، کمتر تحقیق جامعی صورت گرفته است.
    قلمرو کاوش مقاله حاضر، محدود به چیستی و ماهیت عدالت در میان انسان ها و برشمردن اصول عدالت از منظر قرآن و سنت می باشد. بدین منظور، عدالت به حمل اولی ذاتی و به حمل شایع صناعی تعریف می شود. جزء مشترک همه مصادیق عدالت، جانب نداری و حکومت قانون است. علاوه بر این، انوع عدالت، یعنی عدالت صیانتی، کیفری و توزیعی، دارای جزیی اختصاصی نیز می باشد که آن را از سایر انواع آن متمایز می نماید. این مقاله به شرح و شمارش اصول این سه نوع عدالت می پردازد
    کلیدواژگان: عدالت، عدالت شکلی، عدالت محتوایی، رقابت سیاسی، تامین اجتماعی، حکومت قانون
  • علی اصغر خندان، مسلم امیری طیبی صفحه 37
    بردر این مقاله، نظریه و دیدگاه خاصی در باب فرهنگ مطرح می شود که برخاسته از نوع نگاه انسان شناسی اسلامی است. با توجه به عرصه های وجودی انسان، چهار عنصر رفتار، گرایش، باور و معلومات به عنوان ارکان فرهنگی مورد توجه قرار می گیرند. همچنین با فرض سطوح پنج گانه برای هر یک از ارکان مذکور، به نگاه جامعی نسبت به فرهنگ جامعه می رسیم. در این میان، دو وظیفه اصلی دولت دینی در عرصه فرهنگ عبارت اند بود از: الف. مخاطب شناسی فرهنگی به معنای تعیین دقیق وضعیت و سطح توده مردم در هر یک از ارکان چهار گانه؛ ب. زمینه سازی برای ارتقای فرهنگی که در این بحث، ضمن تعریف مدیریت فرهنگی، یگانه عامل فرهنگ ساز، رفتار اجتماعی دانسته شده و برای این مدعا ادله و مثال هایی مطرح گردیده است.
    کلیدواژگان: فرهنگ، ارکان و حوزه های فرهنگی، سطوح فرهنگی، اسلام، دولت دینی، مخاطب شناسی، ارتقای فرهنگی
  • مسعود راعی صفحه 69
    عدالت، مقدس ترین آرمان بشری در طول زندگی اجتماعی اوست. نیم نگاهی به تلاش مصلحان و اندیشه های فرهیختگان جوامع انسانی، به خوبی ترسیم گر این آرمان شهر است. در فراز و فرودهای تاریخی، هیچ گاه نمی توان به تعریف و تبیین واحدی از عدالت دست پیدا کرد. این اختلاف، پیامدهای متعددی در زندگی اجتماعی و نهادهای مدنی داشته است، و علی رغم وحدت نظر اولیه، شاهد اختلافات بسیاری در نهادهای اجتماعی هستیم. یکی از این اختلافات، مربوط به وظایف دولت و مبنای کارکردی آن وظایف است. ایجاد صلح، تحقق جامعه مدنی، ایجاد حق و آزادی و تحقق مردم سالاری دینی، از جمله پاسخ های ارائه شده به سوال مزبور است. این مقاله درصدد است با تکیه بر ماهیت عدالت، به عنوان اصلی ترین وظیفه دولت دینی، به تعیین مصادیق آن بپردازد و با تکیه بر آموزه های دینی در خصوص عدالت اجتماعی و با ملاحظه عنصر انصاف، وظایف دولت را ترسیم نماید.
    کلیدواژگان: دولت، دولت دینی، عدالت، انصاف، تلازم حق، تکلیف
  • ابوالقاسم فاتحی، محمد جواد ابوالقاسمی صفحه 101
    این مقاله با روشی توصیفی تحلیلی و با روش کتابخانه ای، با هدف بررسی برخی از مهم ترین وظایف دولت دینی در برابر دین و اعتقادات مردم تدوین یافته است. پرسش اساسی این است که، مهم ترین وظایف دولت دینی در برابر دین و اعتقادات مردم چیست؟ در پاسخ به این سئوال، از زمان تشکیل حکومت در اسلام تاکنون، دیدگاه های متفاوت و گاه متضادی مطرح شده که ریشه همه آنها در دو دیدگاه عمده خلاصه می شود: دیدگاهی که اسلام را مساوی با دین، و دولت و جهاد را ابزاری برای گسترش دین و دولت هردو می داند و دیدگاهی که اسلام را مساوی دین و جهاد (توامان) می داند و دولت را ابزار گسترش جهاد و دین مطرح کرده است. نقطه مشترک دو دیدگاه این است که، دولت در برابر فرهنگ، دینی مردم مسئول نقطه افتراق آن دو این است که دیدگاه اول، دولت و دین را دارای منشا الهی می داند اما دیدگاه دوم، به اعتبار اینکه دولت پدیده ای تاریخی و بشری است و باید به صورت ابزار در خدمت دین و فرهنگ باشد، خاستگاه و منشا دولت را لزوما دینی نمی داند.
    کلیدواژگان: دولت دینی، وظایف، دین، اعتقادات مردم
  • علیرضا موفق صفحه 127
    دولت دینی، به عنوان نماد عملی مکتب اسلام، برای دستیابی به مقوله پیشرفت و توسعه، به راهبردهایی نیازمند است؛ پیشرفتی که می تواند نظام جمهوری اسلامی را به سوی کمال مادی و انسانی خود حرکت دهد.در کنار هر راهبرد، برای نیل به شاخصه لازم برای ارزیابی بهتر، لازم است به دوره مدرنیته، به عنوان تجربه عینی توسعه در جهان غرب اشاره شود. راهبردها در نگاه کلی، به چهار راهبرد تقسیم شده است که هر یک می تواند به راهبردهای کوچک تر نیز تقسیم گردد؛ ارتباط دولت و مردم به عنوان عوامل تحقق توسعه و پیشرفت؛ لزوم نگاه ارزشی به پیشرفت مزبور؛ مقوله زمان که نقشی بی بدیل در رسیدن به پیشرفت ایفا می کند؛ شناخت انسان و نیازها و تدبیرهای لازم در این باره به عنوان اصلی ترین چالش پیشرفت دینی و غربی مطرح است.
    کلیدواژگان: دین، دولت دینی، مدرنیته، راهبرد، پیشرفت
  • مصطفی سمیعی نسب صفحه 161
    اسلام به عنوان یگانه مکتب انسان ساز، توجه خاصی به رفع حوائج مادی او دارد و الگوهای خاصی برای روابط نهادهای مختلف اجتماعی و اقتصادی در نظر گرفته است. از این منظر، در جامعه انسانی، هدف و انتظار از تحکیم بنیادهای اقتصادی، تمرکز و تکاثر ثروت و سودجویی و نفع پرستی نیست، بلکه انتظار، رفع نیازهای اساسی انسان در جریان رشد و تکامل مادی و معنوی او و رسیدن به اهداف غایی خلقت و ریشه کن کردن فقر و محرومیت است. اقتصاد اسلامی، حداقل در دو زمینه نظریه پردازی می کند: 1) تحلیل الگوی ایده آل اقتصاد اسلامی 2) شناخت وضعیت موجود اقتصادی جامعه. در این مقاله چگونگی فعالیت اقتصادی دولت و وظایف آن در الگوی ایده آل اقتصاد اسلامی مورد بحث این تحقیق است. فرضیه ای که در این رابطه مطرح شده، بدین شرح است: «از عمده وظایف دولت و حاکمیت اسلامی، فراهم کردن زمینه های مناسب برای فراگیرشدن قسط و عدل، بروز خلاقیت های گوناگون انسانی و هموارکردن مسیر فعالیت های اقتصادی و تولیدی با ارائه ی فرصت های برابر و عادلانه، رفع تبعیضات ناروا و فراهم کردن امکانات لازم در هر مقطع و هر بخش است.» آزمون فرضیه، به دو روش عقلی و روایی صورت گرفته است. و در نهایت فرضیه های تحقیق در هر دو روش به تایید رسید.
    کلیدواژگان: دولت، عدالت اقتصادی، اقتصاد اسلامی، الگوی ایده آل
  • بهرام اخوان کاظمی صفحه 195
    بررسی جایگاه عدالت در گفتمان های سیاسی، اجتماعی جمهوری اسلامی نشان می دهد که این گفتمان ها، عملکردهای افراطی و تفریطی داشته اند: در گفتمان سازندگی، عدالت تاحدودی مغفول ماند و در گفتمان اصلاح طلبی نیز مسائل اقتصادی، عدالت و ارزش ها دچار نگرش تفریطی شد. و در اثر این افراط و تفریط، کشور دچار بی ثباتی های فراوان گردید. در گفتمان اصول گرایی عدالت خواه دولت نهم، با احیای ارزش ها و آرمان های انقلاب، بر محور دال مرکزی «ولایت»، دال های چهارگانه «عدالت گستری»، «مهرورزی»، «پیشرفت و تعالی مادی و معنوی»، و «خدمت رسانی» مفصل بندی و تلاش شد تا توجه ویژه ای به عدالت و عدالت گستری شود. اما در این گفتمان نیز به عدالت، رنگ و لعاب اقتصادی گرفته، اجرای عدالت اقتصادی، دچار مشکلات و شتابزدگی گردید.
    به نظر می رسد، هیچ یک ازگفتمان های انقلاب اسلامی، نمونه کامل و آرمانی اجرای آرمان های انقلاب اسلامی نبوده اند. ولی همه آنها در تعاقب یکدیگر بوده، گفتمان های بعدی مزیت های بیشتری نسبت به گفتمان قبلی داشته اند. از این رو، می توان گفتمان اصول گرایی عدالت خواه را، از دو گفتمان قبلی سازندگی و اصلاح طلبی، کم عیب تر دانست.
    کلیدواژگان: عدالت، گفتمان سازندگی، گفتمان اصلاح طلبی، گفتمان اصول گرایی، تحول اقتصادی، تورم
|
  • Hamid Haji Heidar Page 7
    Establishing justice in Islamic society, which includes security and basic welfare, is a key duty for Islamic State along with preparing the ground for the economic growth of the Islamic society and spiritual growth of all its citizens. Though justice in Islamic society is among common discussions, hardly has there been a comprehensive research on the true meaning of justice and its principles.The research scope of the present article is limited to the nature of justice among human beings and enumerating the principles of justice from viewpoint of Quran and Sunnah. To do so, justice is divided into primary essential attribution and common technical predication. The common element of all instances of justice is indiscrimination and the rule of law. Besides, different types of justice, i.e. preservative, criminal and distributive, each has an exclusive element, distinguishing it from other types. This article deals with an exposition of principles of these three types of justice.
  • Ali Asghar Khandan, Muslim Amiri Page 37
    Supervisor of Department of Islamic Knowledge/ Imam Sadiq University)iri Tayyibi (MA SIn the present paper, a special view on culture has been presented, a view originated from Islamic anthropological view. In view of the human's existential realms, four elements of "behavior", "inclination", "belief" and "knowledge" are considered as the cultural pillars of the society. Besides, assuming five levels for each of these pillars, we come to a comprehensive view of the culture of society. Here, two main duties of religious state are as follows: (a) recognizing cultural audiences, i.e. exact determination of status and level of mass of people in each of the four pillars; (b) preparing the ground for a cultural raise. Here, while defining cultural management, the unique factor of forming culture is regarded to be social behavior, for which some proofs and examples have been presented.
  • Masoud Raie Page 69
    Justice is human's most sacred ideal in his social life. A glimpse at the attempts by reformers and the thoughts of the cultured people in human societies nicely represents this utopia. In historical vicissitudes, a unique definition of justice cannot be acquired. This disagreement has had many consequences in social life and for civil institutes; despite the primary agreement, we see many disagreements in social institutes. One of them is related to the state's duties and the functional basis of those duties. Establishing peace, right to freedom and religious democracy are among the solutions to the abovementioned problem. The present article is seeking to determine the nature of justice as the most essential duty for the religious state, and to deal with determining its instances, discussing the state's duties through religious teachings on social justice and with a look at fairness.
  • Abul-Qasem Fatehi Muhammadqasemi Page 101
    The present article uses a descriptive-analytical method as well as lipary survey to investigate some of the most important duties of religious state before people's religion and beliefs. The main question is as follows: "What is the most important duty of the religious state before people's religion and beliefs?" There have been different – sometimes opposite – views in answering this question, all of which rooted in two major views: (a) the view regarding Islam as equal to religion and the state and the holy war as tools for expansion of both religion and state; and (b) the view regarding Islam as equal to both religion and the holy war (simultaneously) and the state as the tool for expansion of religion and the holy war. The common point of the two views is that the state is responsible before people's religious culture, and the distinction between them is that the former regards a divine origin for both the state and religion but the latter does not necessarily believe in a divine origin for the state due to the state being a historical and human phenomenon which must be a tool at the service of religion and culture.
  • Alireza Muwaffaq Page 127
    Religious state as the practical symbol of Islam requires some strategies for achieving development; a development that can drive IRI towards its human and material perfection. To achieve the necessary standard for better evaluation, it is necessary, alongside any strategy, to have a reference to modernity as the objective experience of development in the western world. The strategies in general have been divided into four groups, each dividable into some minor strategies. The relation between the state and people as the factors of realization of development, the necessity of a value judgment of that development, time as an element playing a unique role in development, recognizing human and his needs as well as the necessary policies in this respect are among the main challenges against religious and western developments.
  • Mustafa Samiie Nasab Page 161
    Islam as the only school of making perfect humans pays special attention to fulfilling human's material needs, and offers special models for relationships among various social and economic institutes. In Islam, reinforcing economic bases does not aim at collecting wealth and profiteering; rather, it aims at fulfilling human's basic needs in the course of his material and spiritual growth and perfection as well as his achieving ultimate goals of creation and eradicating poverty and privation. In the present article, the methods of the state's economic activities and its duties in the ideal model of Islamic economic are discussed. The Islamic state's major duties are as follows: preparing the ground for spreading out justice and equity, for the emergence of various human's creativities, and for economic and productive activities through offering equal and just opportunities; removing unjust discriminations; and preparing the necessary facilities in every section and level.
  • Bahram Akhawan Kazemi Page 195
    An investigation of the status of justice in political and social discourse in Islamic Republic [of Iran] shows extremism or negligence in these discourses: in the discourse of the construction period, justice and the cultural aspects and values were neglected to some extent; in the discourse of the reformist period, with its extremist look at political development, economic issues, justice and values were neglected. Consequently our country suffered from instabilities. In the orthodox and justice-centered discourse of the ninth state cabinet, with the revival of revolution's values and ideals, the four elements of "justice", "kindness", "material and spiritual development" and "public service" were constructed on the basis of "IRI leader's authority", and there was an attempt to pay special attention to justice and promoting it. In this discourse, however, justice was again tinted with economy, and the enforcement of justice got involved in impetuousness.None of these discourses of revolution seems to be the perfect example of enforcing the ideals of revolution. However, all have been in the same line, the latter ones being a step forward than the formers. Therefore, we may regard the justice-centered orthodox as being less defective than two previous discourses.
  • Seyyed Rahim Rastitabar Translator: Seyyed Rahim Rastitabar Page 250