فهرست مطالب

دامپزشکی ایران - سال بیستم شماره 83 (تابستان 1403)

فصلنامه دامپزشکی ایران
سال بیستم شماره 83 (تابستان 1403)

  • تاریخ انتشار: 1403/05/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • امیر آرامون*، مجتبی علیشاهی، مسعود رضا صیفی آباد شاپوری، مسعود قربانپور صفحات 5-15
    یکی از روش های محافظت و آهسته رهش نمودن آنتی ژن های واکسنی استفاده از پلیمرهای طبیعی زیست تخریب پذیر مثل کیتین در بستر بایوفیلم باکتریایی می باشد.  باکتری به صورت مجتمع در آمده و توسط بستر پلیمری در شرایط دستگاه گوارش محافظت می شود و نهایتا آنتی ژن های واکسنی سالم تر و با توان ایمنی زایی بهتر در اختیار سیستم ایمنی مخاطی ماهی قرار داده می شود.  در این روش واکسن بایوفیلم باکتری آئروموناس هیدروفیلا، با کشت باکتری در محیط کشت TSB (225/0 درصد W/V) به همراه کیتین (3/0 درصد W/V) به مدت چهار روز در انکوباتور شیکر دار قرار داده شد.  باکتری سپس با PBS استریل شستشو گردیده و با حرارت غیرفعال شد.  تعدادی ماهی کپور معمولی 11±32 گرمی، به 5 تیمار مساوی و هر تیمار در سه تکرار به صورت زیر تقسیم شدند:  تیمار اول تا چهارم به ترتیب با واکسن بایوفیلم، باکترین، کیتین+ محیط کشت و کیتین، به روش خوراکی طی ده روز ایمن شدند، تیمار پنجم بدون تجویز واکسن به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد.  نمونه گیری از سرم ماهیان در روزهای صفر، 20، 40 و 60 صورت گرفت.  عیار آنتی بادی ضد باکتری در نمونه ها با آزمایش الایزا و توسط آنتی بادی مونوکلونال ارزیابی گردید.  نتایج نشان داد عیار آنتی بادی ضد باکتری آئروموناس هیدروفیلا در تیمار بایوفیلم خوراکی در روز 20 نسبت به بقیه تیمارها معنی دار بوده است اما در روز 40 و 60 معنی دار نبوده است.
    کلیدواژگان: واکسن خوراکی، بایوفیلم، آئروموناس هیدروفیلا، کپور معمولی
  • عباس پیرزاده، حسن مروتی*، محسن عباسی صفحات 16-26
    مواجهه مکرر با نانوذرات اکسیدآهن می تواند منجر به اختلالات ساختاری در بیضه شده و اثرات منفی بر عملکرد تولید مثلی فرد داشته باشد.  در مقابل جلبک اسپیرولینا پلاتنسیس با دارا بودن خواص آنتی اکسیدانی و منبع ویتامینی فراوان می تواند این اثرات را کاهش دهد.  هدف از انجام این مطالعه، بررسی اثرات جلبک اسپیرولینا پلاتنسیس بر تغییرات بافتی بیضه موش های صحرایی القاء شده با استفاده از نانوذرات اکسید آهن بود.  تعداد 36 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار پس از سازگاری به صورت تصادفی به 6 گروه زیر تقسیم شدند.  گروه اول:  کنترل، گروه دوم:  15میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن نانوذرات اکسیدآهن، گروه سوم:  300 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن جلبک اسپیرولینا پلاتنسیس ، گروه چهارم:  15 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن نانوذرات اکسیدآهن و 300  میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن جلبک اسپیرولینا پلاتنسیس به صورت هم زمان، گروه پنجم:  15 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن نانوذرات اکسیدآهن  به مدت 14 روز سپس 300 میلی گرم بر کیلوگرم جلبک اسپیرولینا پلاتنسیس ، گروه ششم: 300 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن جلبک اسپیرولینا پلاتنسیس به مدت 14 روز سپس 15 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن نانوذرات اکسیدآهن.  نمونه برداری پس از 60 روز انجام و مقاطع باقتی بیضه پس از آماده سازی به منظور مطالعات هیستولوژی و هیستومتری توسط هماتوکسیلین- ائوزین (H & E) رنگ شد.  مطالعه مقاطع بافتی بیضه در رت های مواجهه شده با نانوذرات اکسیدآهن نشان دهنده کاهش قطر لوله های اسپرم ساز و ضخامت اپیتلیوم لوله های اسپرم ساز، کاهش تعداد سلول های سرتولی و تعداد سلول های لیدیگ در مقایسه با گروه کنترل بود، در حالی که مواجهه با جلبک اسپیرولینا پلاتنسیس قطر لوله های اسپرم ساز و ضخامت اپیتلیوم لوله های اسپرم ساز را افزایش داد.  درمان با ج جلبک اسپیرولینا پلاتنسیس لبک در گروه های مواجه شده با نانوذرات اکسیدآهن، موجب بهبود تغییرات بافتی ایجاد شده در بیضه گردید و از کاهش قطر لوله های اسپرم ساز، ضخامت اپیتلیوم زایا، تعداد سلول های لیدیگ و سرتولی جلوگیری کرد.  نتایج نشان داد که تجویز خوراکی جلبک اسپیرولینا پلاتنسیس در موش های صحرایی نر موجب بهبود اختلالات ساختاری در بیضه و اصلاح تغییرات بافتی ناشی از القاء توسط نانو ذرات اکسید آهن می شود.
    کلیدواژگان: جلبک اسپیرولینا پلاتنسیس، نانوذرات اکسیدآهن، بیضه، موش صحرایی
  • علیرضا حمیصی، محسن اسلامی*، حامد اسماعیلی، فرهاد فرخی اردبیلی، سینا بهمنی صفحات 27-38
    مطالعه حاضر به منظور بررسی اثر پلاسمای زرده تخم کبوتر و مرغ در مقایسه با ترکیب پلاسمای زرده کبوتر+ مرغ در رقیق کننده تریس-اسید سیتریک-فروکتوز جهت حفظ کیفیت منی قوچ به صورت مایع-سرد انجام شد.  نمونه های منی با استفاده از واژن مصنوعی از چهار قوچ نژاد قزل دوبار در هفته جمع آوری شد و در صورتی که معیارهای مورد نظر را داشت با هم مخلوط و در مطالعه حاضر مورد استفاده قرار گرفت.  رقیق کننده تریس-سیتریک اسید- فروکتوز با استفاده از پلاسمای زرده تخم کبوتر (28 درصد، حجمی/حجمی)، تخم مرغ (28 درصد) و ترکیب پلاسمای زرده تخم کبوتر (7، 14 و 21 درصد) و مرغ (21، 14 و 7 درصد) تهیه و جهت آزمایش مورد استفاده قرار گرفت.  متعاقب رقیق سازی نمونه ها، شاخص های حرکت کلی و پیشرونده رو به جلو اسپرم (توسط سیستم آنالیز کامپیوتری اسپرم)، زنده مانی و انسجام غشای اسپرم در ساعات صفر، 24، 48 و 72 مطالعه بعد از سرد کردن (4 درجه سانتی گراد)، ارزیابی شد.  همچنین، مقدار مالون دی آلدهید، به عنوان شاخص اکسیدانتی در ساعت های مذکور اندازه گیری شد.  نتایج آزمایش نشان داد که حرکت پیشرونده رو به جلو (در ساعات 24، 48 و 72) و زنده مانی (در ساعت 72) در رقیق کننده حاوی 28 درصد پلاسمای زرده تخم کبوتر به طور معنی دار بالاتر از گروه های دریافت کننده ترکیب پلاسمای زرده تخم کبوتر+مرغ بود.  همچنین انسجام غشای پلاسمایی اسپرم در گروه دریافت کننده 28 درصد پلاسمای زرده تخم کبوتر در ساعات 24، 48 و 72 بالاتر از گروه های ترکیبی با غلظت 14 و 21 درصد پلاسمای تخم مرغ بود.  غلظت مالون دی آلدهید بین گروه های مطالعه اختلاف معنی دار نشان نداد.  در نتیجه ترکیب پلاسمای تخم مرغ و کبوتر به انداره رقیق کننده حاوی پلاسمای زرده تخم کبوتر و پلاسمای زرده تخم مرغ (هر کدام به تنهایی) جهت نگهداری منی قوچ به صورت مابع-سرد کارا نمی باشد.
    کلیدواژگان: پلاسمای زرده تخم کبوتر، قوچ، اسپرماتوزوآ، مالون دی الدهید
  • زهرا خداپرست، ابوالقاسم نبی پور* صفحات 39-49
    هدف از این تحقیق شناسایی و بررسی حضور سلول های زایای اولیه در سنین مختلف جنینی در بافت تخمدان قرقاول بود.  این سلول ها تنها سلول های در حال رشد رویان هستند که توانایی انتقال اطلاعات ژنتیکی از طریق گامتوژنز به نسل بعدی را دارند.  به منظور مطالعه در این خصوص، پرندگان به دلیل ویژگی های رشدی خود ارزش فوق العاده ای دارند.  از طرفی قرقاول از جمله پرندگانی است که دارای خواص بسیار مفیدی است اما متاسفانه این گونه نادر در خطر انقراض قرار دارد.  در این مطالعه، تعداد 28 عدد تخم نطفه دار قرقاول مورد استفاده قرار گرفت و گنادهای جنین ماده با توجه به عدم تقارن آن ها متمایز و در روزهای 24-9 جنینی استخراج شدند.  مقاطع بافتی به صورت سریال سکشن تهیه شدند و شناسایی سلول های زایای اولیه با استفاده از رنگ آمیزی های هماتوکسیلین-ائوزین، پریودیک اسید شیف و همچنین تهیه مقاطع نیمه نازک و رنگ آمیزی آن ها با تولوئیدین بلو انجام گرفت.  سپس با استفاده از تکنیک های استریولوژی، تعداد، حجم سلول و حجم هسته سلول های زایای اولیه محاسبه گردید.  سلول های زایای اولیه در برش های پارافینی و رزینی در روزهای 9 تا 14 جنینی به دلیل ویژگی های خاص شامل اندازه بزرگ هسته و سیتوپلاسم کم شناسایی شدند.  ضمنا پاسخ این سلول ها در تمام سنین به رنگ آمیزی پاس منفی بود.  با توجه به نتایج مربوط به مطالعه استریولوژی، مشخص شد با افزایش سن از تعداد سلول های زایای اولیه کاسته می شود به طوری که در 18 روزگی این سلول ها مشاهده نشدند.  در حالی که حجم سلول های زایای اولیه و حجم هسته این سلول ها با افزایش سن افزایش یافته بود.  یافته های این مطالعه نشان داد که سلول های زایای اولیه در بافت تخمدان جنین های قرقاول در تمام سنین آزمایش شده به رنگ آمیزی پریودیک اسید شیف پاسخ منفی دادند در حالی که مشخص شد رنگ آمیزی هماتوکسیلین و ائوزین و استفاده از مقاطع نیمه نازک برای تشخیص میکروسکوپیک این سلول ها مناسب هستند.  از نظر مورفولوژی این سلول در قرقاول تفاوت خاصی با سایر پرندگان نداشت اما از نظر هیستوشیمی پاسخ این سلول به رنگ آمیزی پریودیک اسید شیف منفی بود که با بعضی از گونه های پرندگان متفاوت است.
    کلیدواژگان: سلول های زایای اولیه، جنین قرقاول، گناد ماده، برش نیمه نازک، استریولوژی
  • مهدی طوسی، آرش راسخ*، معصومه ضیایی، پرویز شیشه بر، غلامحسین طهماسبی صفحات 50-63

    زنبور عسل در بقا و گرده افشانی بسیاری از گیاهان نقش مهمی را ایفا می کند.  یکی از مهم ترین آفاتی که زنبور عسل را مورد حمله قرار می دهد، کنه واروآ می باشد.  این کنه به عنوان انگل خارجی، عمدتا از خون لاروها، شفیره ها و حشرات کامل زنبور عسل تغذیه می کند.  در این تحقیق، تاثیر آلودگی زنبور عسل نژاد ایرانی به تراکم های مختلف کنه در مرحله شفیرگی، روی ویژگی های زیستی و ریخت شناختی حشرات کامل زنبور کارگر مورد بررسی قرار گرفت.  بدین منظور کنه های ماده از کندوهای آلوده جدا شده و سپس بسته به تراکم مورد نظر کنه، درون هر سلول حاوی پیش شفیره یک، دو و سه کنه قرار گرفت.  پس از ظهور، ویژگی های تغذیه ای حشرات کامل زنبور هر سه روز یک بار و به مدت 12 روز بررسی گردید و پس از آن زنبورها جهت بررسی مساحت آسینی های غدد هیپوفارینژال تشریح شدند.  نتایج مربوط به ویژگی های زیستی و ریخت شناختی نشان داد که افزایش تراکم کنه تاثیری در طول دوره شفیرگی زنبورها نداشت، اما به طور معنی داری باعث کاهش وزن، طول بدن، مساحت بال های جلو، عقب و ساق پای عقب زنبورهای کارگر شد.  از طرفی زنبورهای کاملی که در دوران شفیرگی حامل سه کنه بودند، بیش ترین مرگ و میر را داشتند و به همین دلیل نیز امکان بررسی ویژگی های تغذیه ای آن ها وجود نداشت.  نتایج مربوط به ویژگی های تغذیه ای نشان داد که با افزایش تراکم کنه از میزان مصرف شربت و آب زنبورها کاسته شد، اما در میزان مصرف گرده اختلافی را نشان نداد.  از سویی شاخص مصرف مواد غذایی زنبورهای فاقد کنه و زنبورهای حامل دو کنه در دوره شفیرگی نسبت به زنبورهای دارای یک کنه بیش تر بود، اما نرخ رشد و مساحت آسینی های تیمارها تفاوتی نشان نداد.  امید می رود که نتایج مطالعه حاضر با ارایه اطلاعات بیش تر در خصوص چگونگی تاثیر کنه واروآ روی زنبورها، زمینه ای را برای کنترل این کنه فراهم سازد.

    کلیدواژگان: تراکم کنه واروآ، شاخص مصرف، نرخ رشد، ویژگی های مرفولوژیکی
  • محمد عباس نیا*، علی شیرازی نژاد، نادر قلعه گلاب بهبهان، منصور میاحی، سید سبحان عمادی جمالی صفحات 64-73
    روغن های معدنی متداول ترین اجوآنت هایی هستند که در ساخت واکسن های بر پایه امولسیون آب در روغن برای ایجاد پاسخ مناسب و طولانی آنتی بادی علیه آنتی ژن واکسن در پرندگان استفاده می شوند.  خصوصیات ساختاری واکسن از قبیل اندازه ذرات و فرمولاسیون آن بر پایداری و ایمنی زایی نیازمند بررسی و اطلاعات بیش تری است تا تولیدکنندگان واکسن بتوانند محصولات خود را طبق شیوه های کارآمد تری تولید کنند.  در این مطالعه، تاثیر قطرذرات واکسن امولسیون آب در روغن بر دو عامل پایداری و ایمنی زایی، مورد بررسی قرار گرفت.  امولسیون های مختلفی از واکسن بر اساس زمان های مختلف هموژنیزاسیون توسط آنتی ژن های ویروس آنفلوانزا H9N2 و ویروس نیوکاسل V4 تکثیر شده در تخم مرغ جنین دار 9 روزه و اجوآنت مونتاناید ساخته شد.  سه واکسن فرموله شده (واکسن های A، B و C به ترتیب 3، 6 و 12 دقیقه هموژن کردن) به همراه دو نمونه خارجی (واکسن های D و E به ترتیب واکسن های دوگانه کشته آنفلونزا-نویکاسل شرکت ایزو و سوا) متداول در بازار در جوجه های عاری از بیماری خاص (SPF) و جوجه گوشتی از جهت میزان و مدت تولید آنتی بادی، مورد ارزیابی قرار گرفت.  میزان دوز تزریقی واکسن ها، 2/0 میلی لیتر در نظر گرفته شد.  در روزهای 7، 14 و 21 بعد از واکسیناسیون، میزان عیار آنتی بادی توسط مهار هماگلوتیانسیون (HI) سنجش شد میزان آنتی بادی ضد ویروس نیوکاسل در جوجه های SPF، در واکسن های B و C در روزهای 7 و 21 بعد از واکسیناسیون از سایر گروه ها به صورت معنی داری بیش تر بود.  اما تفاوت معنی داری بین سایر گروه ها مشاهده نشد.  میزان آنتی بادی ضد ویروس نیوکاسل در جوجه های گوشتی در گروه های B و C در روز 7 و 21 و در گروه E در روز 21  به صورت معنی داری بیش تر از سایر گروه ها بود.  میزان آنتی بادی سرم علیه ویروس آنفلوانزا جوجه های SPF در گروه C، نسبت به سایر گروه ها به طور معنی دار، بیش تر بود.  میزان تیتر آنتی بادی (آنفلوانزا) در روزهای 7 و 14 بعد از واکسیناسیون، به جز گروه D، در سایر گروه ها تفاوت معنی داری نداشت.  میزان ایمنی زایی واکسن در زمان های بیش تر هموژنیزاسیون، بالا تر بود.  بر اساس داده های حاصل، افزایش زمان هموژنیزاسیون، ذرات امولسیون با قطر کوچک تری تولید می کند که در تولید سریع تر آنتی بادی، موثر است.  قطر کوچک تر ذرات واکسن باعث پاسخ سریع و مناسب سیستم ایمنی می شود که میزان ایمنی زایی در جوجه های SPF و گوشتی را افزایش می دهد.
    کلیدواژگان: قطر ذرات، اجوآنت، آب در روغن، ایمنی زایی، واکسن غیرفعال
  • علیرضا غدیری*، رضا آویزه، علی بنی آدم، شهرزاد صمیمی صفحات 74-81
    هدف از مطالعه حاضر بررسی میزان صحت محاسبه حجم کلیه با استفاده از دستگاه اولتراسونوگرافی در مقایسه با حجم واقعی آن بود که در ده قلاده سگ بومی کاندید مرگ آسان به دلیل جراحات بسیار شدید ناشی از تصادف انجام شد.  علاوه بر این میزان ارتباط و همبستگی بین ابعاد کلیه شامل طول، عرض و ارتفاع در اولتراسونوگرافی با مقادیر واقعی آن ها تعیین شد.  ابتدا ابعاد کلیه های چپ و راست در اولتراسونوگرافی تعیین شد.  حجم کلیه به دو روش خودکار، با استفاده از گزینه تعیین حجم دستگاه اولتراسونوگرافی و با استفاده از فرمول حجم بیضوی کشیده (طول×عرض×ارتفاع×523/0) محاسبه شد.  ابعاد واقعی (استاندارد طلایی) کلیه هنگام لاپاراتومی و بعد از کالبدگشایی تعیین و حجم واقعی نیز به روش غوطه ورسازی مشخص شد.  به منظور تعیین ارتباط و همبستگی بین ابعاد و حجم کلیه در اولتراسونوگرافی با مقادیر واقعی از روش آنالیز همبستگی و رگرسیون خطی استفاده شد.  نتایج نشان داد که ابعاد و حجم کلیه ها، در هر دو روش تعیین حجم، در اولتراسونوگرافی، نسبت به مقادیر واقعی کوچک تر بود.  حجم کلیه در اولتراسونوگرافی همبستگی مستقیم و معنی داری با حجم واقعی آن داشت.  ضریب همبستگی (r) در روش حجم محاسبه شده با فرمول بیش تر از روش حجم خودکار و میانگین آن به میانگین حجم واقعی نزدیک تر بود.  همچنین ابعاد کلیه در اولتراسونوگرافی همبستگی مستقیم و معنی داری با ابعاد واقعی داشت.  هیچ گونه اختلاف معنی داری بین ابعاد واقعی کلیه ها در دو روش اندازه گیری لاپاراتومی و کالبدگشایی مشاهده نشد.  یافته های این تحقیق نشان داد که دستگاه اولتراسونوگرافی ابعاد و حجم کلیه ها را کم تر از مقدار واقعی آن ها محاسبه می کند و روش استفاده از تعیین حجم با فرمول، دقیق تر از روش خودکار است.
    کلیدواژگان: اولتراسونوگرافی، ابعاد کلیه، حجم کلیه، سگ
  • نوید کوشکی، محمد راضی جلالی*، سید رضا فاطمی طباطبایی، هدیه جعفری صفحات 82-91
    عقرب همی اسکورپیوس لپتوروس به عنوان خطرناک ترین عقرب در مناطق جنوب و جنوب غربی ایران شناخته شده است.  این عقرب می تواند موجب بیماری و حتی مرگ در انسان و حیوانات شود.  هدف از انجام این مطالعه بررسی اثرات متابولیک و اندوکرین فراکسیون های مختلف سم عقرب همی اسکورپیوس لپتوروس بود.  برای این منظور سم عقرب به روش شوک الکتریکی استحصال و پس از جداسازی فاز محلول به کمک کروماتوگرافی ستونی توسط ژل سفادکس G-50، تعداد 6 فراکسیون بر اساس جذب نوری در طول موج nm 280 جداسازی شد.  سپس 72  سر رت نر نژاد ویستار در 8 گروه مساوی شامل  کنترل (NS)، سم خام (µg/kg 1000)،  فراکسیون های  I(µg/kg 120)،  II(µg/kg 430)،  III(µg/kg 80)،  IV(µg/kg 180)، V (µg/kg 60) و VI(µg/kg 130) تقسیم و طبق مقادیر فوق به ترتیب با سرم فیزیولووژی، سم خام و فراکسیون های مختلف از طریق داخل صفاقی مورد تزریق قرار گرفتند.  آنگاه در زمان 1، 3، 24 و 72 ساعت پس از تزریق، غلظت گلوکز به روش آنزیمی و مقادیر هورمون های انسولین، گلوکاگون و کورتیزول به روش الیزا با استفاده از کیت های اختصاصی رت مورد سنجش قرار گرفت. نتایج نشان داد تزریق سم خام و تمامی فراکسیون ها موجب افزایش معنی دار گلوکز نسبت به گروه کنترل گردید.  همچنین افزایش معنی دار کورتیزول و گلوکاگون متعاقب تزریق در سم خام و فراکسیون های II و VI مشاهده گردید. همچنین میانگین انسولین در گروه های دریافت کننده سم خام و  فراکسیون های II  و VI کاهش معنی داری را نشان داد. این یافته ها نشان داد که تزریق فراکسیون های مختلف سم عقرب همی اسکورپیوس لپتوروس می تواند  با اثر بر هورمون های تنظیم کننده گلوکز روند متابولیسم را تحت تاثیر قرار داده و موجب تغییراتی در فرآیندهای متابولیسمی شود.  شناسایی این اثرات با توجه به اثرات وسیع این هورمون ها در متابولیسم و همچنین تغییرات ناشی از فراکسیون های سم می تواند به درشناسایی هر چه دقیق تر مکانیسم های سمیت و نیز اتخاذ روش های درمانی اختصاصی در موارد عقرب گزیدگی کمک کننده و مفید باشد.
    کلیدواژگان: همی اسکورپیوس لپتوروس، فراکسیون، انسولین، گلوکاگون، کورتیزول، گلوکز
  • حسین محمدی، بابک محمدیان*، حسین نجف زاده ورزی، علی شهریاری صفحات 92-101
    گونه های فعال اکسیژن و آسیب اکسیداتیو اصلی ترین عوامل دخیل در آسیب های بافتی ناشی از آرسنیک تری اکساید است.  هدف از مطالعه حاضر بررسی اثرات محافظتی ژل رویال بر پارامترهای استرس اکسیداتیو و آسیب های هیستوپاتولوژیک وارده بر بافت ریه ناشی از مسمومیت با آرسنیک تری اکساید بوده است.  40 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار آلبینو به مدت 30 روز به صورت خوراکی آرسنیک تری اکساید و ژل رویال دریافت کردند و به صورت تصادفی در 8 گروه پنج تایی تقسیم شدند؛ گروه اول  نرمال سالین را با دوز   mg/kg1، گروه دوم ژل رویال را با دوز mg/kg 150، گروه سوم آرسنیک تری اکساید را با دوز mg/kg 1، گروه چهارم آرسنیک تری اکساید (mg/kg1) را به همراه ژل رویال با دوز mg/kg 150، گروه پنجم آرسنیک تری اکساید (mg/kg1) را به همراه ژل رویال با دوز mg/kg 100، گروه ششم آرسنیک تری اکساید (mg/kg1) را به همراه ژل رویال با دوز mg/kg 50، گروه هفتم آرسنیک تری اکساید (mg/kg1) را به همراه ویتامین E با دوز mg/kg 100، گروه هشتم آرسنیک تری اکساید (mg/kg1)را به همراه ویتامین E و ژل رویال (هر دو) با دوز mg/kg 100 دریافت کردند.  سپس فراسنجه های استرس اکسیداتیو شامل:  مالون دی آلدئید (MDA)، گلوتاتیون پراکسیداز (GPx)، سوپراکسید دیسموتاز (SOD) و کاتالاز (CAT) مورد ارزیابی قرار گرفتند.  همچنین آسیب های وارده به بافت ریه از طریق رنگ آمیزی بافتی هماتوکسیلین-ائوزین مورد سنجش قرار گرفت.  نتایج مطالعه حاضر نشان داد که آرسنیک تری اکساید سبب افزایش MDA و کاهش GPx، SOD و CAT گردید.  درمان با ژل رویال باعث کاهش سطح MDA و افزایش غلظت GPx، SOD و CAT در بافت ریه گردید.  همچنین شدت آسیب های بافتی ریه کاهش یافت.  به طور کلی ژل رویال سبب کاهش استرس اکسیداتیو و آسیب های بافتی ریه گردید.
    کلیدواژگان: آرسنیک تری اکساید، ژل رویال، ریه، استرس اکسیداتیو
  • سامان محمدی راد، احسان عناصری*، علیقلی رامین، سیامک عصری رضایی صفحات 102-114
    به مجموعه فعالیت های آنتی اکسیدان های غیراختصاصی ظرفیت تام آنتی اکسیدانی (TAC) گویند.  هدف تعیین مقادیر سرمی TAC متعاقب تجویز مکمل های سلنیم و ویتامین E در بره هاست.  تعداد 32 بره نر ماکوئی با میانگین سنی زیر 2 ماه و میانگین وزن 10 کیلوگرم در 8 گروه کنترل، ویتامین E، نانو ذره سلنیم، سلنیت سدیم خوراکی، سلنیت سدیم تزریقی، نانو ذره سلنیم/ویتامین E، سلنیت سدیم خوراکی/ ویتامین  Eو سلنیت سدیم تزریقی/ ویتامین E به مدت 90 روز انتخاب و مطالعه شدند.  از بره ها در طی روزهای 1، 7، 14، 30، 60 و 90 خون گیری انجام شد و سرم ها برای ارزیابی TAC استفاده شدند.  برای مجموع بره ها پایین ترین غلظت TAC در گروه نانوسلنیم (µmol/l 17/1) و بیش ترین آن در گروه سلنیم/ویتامینE تزریقی (µmol/l 32/1) در روز 60 مشاهده شد اما این تفاوت در بین گروه های 8 گانه در طی 90 روز معنی دار نبود.  در طی 90 روز منظم ترین و کم ترین تغییرات در گروه ویتامین E، بیش ترین و نامنظم ترین تغییرات در گروه های نانوسلنیم خوراکی و نانوسلنیم/ویتامینE مشاهده شد.  غلظت TAC در روز 14 و 60 در بین گروه ها معنی دار بود که عمدتا به ترتیب در گروه سلنیت سدیم تزریقی و سلنیم/ ویتامین E تزریقی بود.  مقایسه غلظت TAC در بین دفعات نمونه برداری وجود اختلاف معنی دار در نانوسلنیم و نانوسلنیم/ویتامین E بود که کم ترین غلظت در نانوسلنیم بود. نتایج تاثیر زمان نمونه گیری و گروه ها در غلظت TAC نشان داد که بین دفعات نمونه برداری (زمان) تفاوت معنی دار مخصوصا در روزهای 14 و 60 بود ولی بین گروه ها معنی دار نبود.  مقادیر TAC روز اول با روز 60 در گروه کنترل، روز 7 و 14 در گروه نانوسلنیم/ویتامین E و روز 60 در گروه سلنیم/ویتامین E تزریقی در ارتباط بودند.  نتیجه این که مکمل های سلنیم و ویتامین E در میزان TAC تاثیر نداشتند در صورتی که میزان TAC وابسته به زمان بود.  بنابراین فعالیت آنتی اکسیدان های غیراختصاصی (TAC) متاثر از آنتی اکسیدان های اختصاصی نظیر سلنیم و ویتامین E نمی باشد و تحت تاثیر زمان تغییر می کند.
    کلیدواژگان: نانوسلنیم، سلنیت سدیم، ویتامین E، بره، ظرفیت تام آنتی اکسیدانی
  • بهمن مصلی نژاد*، سعد گورانی نژاد، آناهیتا رضایی، سید رضا فاطمی طباطبایی، هادی ایمانی راستابی، سامان سلمانی صفحات 115-127
    هورمون های استانوزولول و ناندرولون دکانوآت، عمدتا جهت تقویت رشد عضلانی، افزایش وزن بدن، درمان کم خونی و تحریک اشتها، در سگ و اسب کاربرد دارند؛ در عین حال، برخی عوارض جانبی از جمله آتروفی بیضه و کاهش تعداد اسپرماتوزوئید در سگ ها گزارش شده است.  هدف از انجام تحقیق حاضر، ارزیابی تغییرات هیستوپاتولوژی بافت بیضه و اپیدیدیم، در سگ های تحت درمان با استانوزولول و ناندرولون دکانوآت می باشد.  مطالعه حاضر بر روی 16 قلاده سگ نر صورت گرفت.  حیوانات مورد مطالعه، به دو گروه مساوی 8 تایی تقسیم بندی شدند.  سگ های گروه A، به مدت 6 هفته متوالی تحت تجویز داروی استانوزولول با دوز 50 میلی گرم/ به ازاء هر قلاده سگ و به شکل داخل عضلانی قرار گرفتند.  گروه B مشابه گروه A بود، با این تفاوت که به جای استانوزولول، ناندرولون دکانوآت و با دوز 1 میلی گرم/کیلوگرم تزریق گردید.  جهت بررسی عوارض احتمالی بر بیضه ها، یکی از آن ها قبل از تحقیق، از طریق جراحی برداشت شده و بیضه دوم در روزهای 28 (4 قلاده از هر گروه) و 42 (4 قلاده باقی مانده در هر گروه) برداشت شدند.  قبل از قرار گرفتن بیضه ها در فرمالین بافر 10 درصد، کیفیت اسپرم در اپیدیدیم از لحاظ شاخص هایی نظیر تحرک، مورفولوژی و تعداد آن ها در زمان های صفر، 28 و 42 روزگی بررسی شدند.  نتایج نشان داد که اثرات مخربی نظیر هیپرپلازی سلول های لایدیگ بینابینی، واکوئل دار شدن، حضور سلول های چند هسته ای و مراحل مختلف اسپرماتوگونی در بافت بیضه و نیز تخریب سلول های پوشاننده مجرا و کنده شدن مژه های پوشاننده در مخاط اپیدیدیم، به وجود آمد.  این تغییرات، در گروه دریافت کننده استانوزولول، به شکل معنی داری بیش تر از ناندرولون دکانوآت بود. در گروه استانوزولول، بیشتر تغییرات کمی و در گروه ناندرلون دکانوآت، تغییرات کیفی مشهود تر بود.  اگر چه هر دو دارو، دارای عوارض جانبی بر بافت بیضه و اپیدیدیم بودند؛ اما عوارض جانبی استانوزولول، بیش تر از ناندرولون دکانوآت بود؛ لذا پیشنهاد می گردد جهت اهداف درمانی، از ناندرولون دکانوات و با دوز حداقل دارو استفاده شود.
    کلیدواژگان: استانوزولول، ناندرولون دکانوآت، هیستوپاتولوژی، بیضه، اپیدیدیم، سگ
  • صدیقه یوسفی نژاد، محمد خسروی*، داریوش غریبی، منصور میاحی، مسعود رضا صیفی آباد شاپوری صفحات 128-138
    اورنیتوباکتریوم راینوتراکئال Ornithobacterium rhinotracheal: ORT)) یک پاتوژن میله ای گرم منفی است که جزء عوامل ایجاد کننده بیماری های تنفسی در پرندگان محسوب می شود.  عفونت همزمان با سایر پاتوژن ها، می تواند سبب اختلال در سلامت گونه های پرندگان شده و همچنین منجر به زیان های مالی در صنعت طیور گردد.  روش های سرولوژی از جمله روش های بسیار مهم در تشخیص سریع عفونت، پایش گله و همچنین کنترل و پیش گیری از عفونت می باشند.  نظر به عدم وجود اطلاعات در خصوص میزان آنتی بادی و اختلاف عیار آنتی بادی در پرندگان سالم و بیمار، هدف این مطالعه طراحی یک آزمون الایزای کمی جهت ارزیابی شیوع اورنیتوباکتریوم راینوتراکئال، ردیابی میزان آنتی بادی اختصاصی بر علیه آن در سرم جمع آوری شده از بوقلمون است.  جهت انجام این مطالعه، پس از ایمن سازی سه قطعه بوقلمون و به دست آوردن سرم هایپرایمن، خالص سازی آنتی بادی با روش های کروماتوگرافی تعویض یونی و افینیتی کروماتوگرافی انجام شد.  آنتی بادی های اختصاصی جداسازی شده در الایزای خانگی به عنوان نمونه استاندارد، جهت تعیین میزان آنتی بادی اختصاصی علیه اورنیتوباکتریوم راینوتراکئال به کار گرفته شد.  در این بررسی، تعداد 244 نمونه سرم از بوقلمون های کشتار شده در کشتارگاه طیور استان خوزستان جمع آوری گردید که وجود معنی دار آنتی بادی علیه اورنیتوباکتریوم راینوتراکئال در 141 نمونه مثبت (78/57 درصد) توسط الایزا تشخیص داده شد.  میانگین غلظت آنتی بادی در نمونه های مثبت 128/124 ± 72/467 و در نمونه های منفی 264/37±97/262 میکروگرم در هر میلی لیتر از سرم بود.  نتایج این مطالعه شیوع عفونت های اورنیتوباکتریوم راینوتراکئال در استان خوزستان را نشان داد.  بنابراین به دلیل عدم وجود واکسن مطمئن علیه اورنیتوباکتریوم راینوتراکئال، مدیریت بهداشتی مناسب برای کنترل بیماری مورد نیاز است.
    کلیدواژگان: اورنیتوباکتریوم راینوتراکئال، بوقلمون، آنتی بادی، الایزا
|
  • Amir Aramoon *, Mojtaba Alishahi, Masoudreza Seifi Abad Shapoori, Masoud Ghorbanpoor Pages 5-15
    One of the methods of protection and slow release of vaccine antigens is the use of biodegradable natural polymers such as chitin in the bacterial biofilm substrate. The bacterium is complex and protected by the polymer substrate in the conditions of the digestive system, and finally, healthier vaccine antigens with better immunogenicity are provided to the intestine mucosal immune system of the fish. In this method, biofilm vaccine of Aeromonas hydrophila bacteria was done by culturing the bacteria in TSB medium (0.225% W/V) along with chitin (0.3% W/V) for 4 days in a shaker incubator. Afterward bacteria were washed with sterile PBS and were inactivated by heat. A number of common carp of 32 ± 11 g were divided into 5 equal treatments and each treatment was repeated three times as follows: the first to fourth treatment with biofilm vaccine, bacterin, media chitin and chitin + TSB respectively, by oral method during 10 days were immunized; the fifth treatment without vaccine administration was considered as the control group. Sampling of fish serum was done on days 0, 20, 40 and 60. Antibacterial antibody level in the samples was evaluated by ELISA test and by monoclonal antibody. The results showed that the antibody level of Aeromonas hydrophila in oral biofilm treatment on day 20 was significant compared to the other treatments, but it was not significant on days of 40 and 60.
    Keywords: Oral Vaccine, Biofilm, Aeromonas Hydrophila, Common Carp
  • Abbas Pirzadeh, Hassan Morovvati *, Mohsen Abbasi Pages 16-26
    Repeated exposure to iron oxide nanoparticles can lead to structural disorders in the testicles and have negative effects on the individual's reproductive function. On the other hand, spirulina algae can reduce these effects by having antioxidant properties and abundant vitamin source. The purpose of this study was to investigate the effects of spirulina algae on tissue changes in the testes of rats induced using iron oxide nanoparticles. After acclimatization, 36 Wistar male rats were randomly divided into the following 6 groups. The first group: control, the second group: 15 mg/kg body weight of iron oxide nanoparticles, the third group: 300 mg/kg body weight of spirulina algae, the fourth group: 15 mg/kg body weight of iron oxide nanoparticles and 300 mg/kg algae body weight. spirulina at the same time, fifth group: 15 mg/kg of body weight of iron oxide nanoparticles for 14 days, then 300 mg/kg of spirulina algae, sixth group: 300 mg/kg of body weight of spirulina algae for 14 days, then 15 mg/kg of body weight of iron oxide nanoparticles. Sampling was done after 60 days and testicular bud sections were stained by hematoxylin-eosin (H & E) after preparation for histological and histometric studies. The study of tissue sections of the testis in rats exposed to iron oxide nanoparticles showed a decrease in the diameter of the spermatogenic tubules and the thickness of the epithelium of the spermatogenic tubules, a decrease in the number of Sertoli cells and the number of Leydig cells in comparison with the control group, while exposure to spirulina algae increased the diameter of the spermatogenic tubules and the thickness of the epithelium of the spermatogenic tubules. Algae treatment in the groups exposed to iron oxide nanoparticles improved the tissue changes in the testis and prevented the decrease in the diameter of the spermatogenic tubes, the thickness of the germinal epithelium, and the number of Leydig and Sertoli cells. The results showed that the oral administration of spirulina in male rats improves the structural disorders in the testis and tissue changes caused by induction by iron oxide nanoparticles.
    Keywords: Spirulina, Iron Oxide Nanoparticles, Testis, Rat
  • Alireza Hamisi, Mohsen Eslami *, Hamed Esmaili, Farhad Farrokhi Ardebili, Sina Bahmani Pages 27-38
    The current study was conducted to evaluate the effect of pigeon plasma egg yolk (PPEY) and chicken plasma egg yolk (CPEY) compared to combination of PPEY+CPEY in tris-citric acid-fructose diluent to preserve the ram semen quality during liquid-cold storage. Semen samples were collected using the artificial vagina from four Qezel rams twice a week. Then, in case if the samples met the criteria, they were pooled and used for the experiment. Tris-citric acid-fructose based extenders were prepared using PPEY (28%, v/v), CPEY (28%), and the combinations of PPEY (7, 14 and 21%) + CPEY (21, 14 and 7 %), and used for the experiment. Following dilution of samples with extenders, total and forward progressive motility of spermatozoa (evaluated by computer assisted sperm analysis), viability and plasma membrane integrity was assessed at 0, 24, 48 and 72 of after cooling. Furthermore, amounts of malondialdehyde (MDA), as an oxidative indicator, were measured at mentioned time points. Results revealed that forward progressive motility (at 24, 48 and 72 h) and viability (at 72 h) were higher in PPEY (28%) group compared to all combination groups. Moreover, membrane integrity (at 24, 48 and 72 h) was greater in PPEY (28%) relative to combination groups containing 14 and 21% CPEY. Amounts of MDA did not differ among treated groups. In conclusion, combinations of PPEY+CPEY was not effective as PPEY (28%) and CPEY (28%) alone to preservation of ram semen during liquid-cold storage.
    Keywords: Plasma Pigeon Egg Yolk, Ram, Spermatozoa, Malondialdehyde
  • Zahra Khodaparast, Abolghasem Nabipour * Pages 39-49
    The goal of this study was to detect and evaluate the presence of primordial germ cells in pheasant ovarian tissue at various embryonic ages. These are the only growing cells in the embryo capable of transmitting genetic information to the following generation via gametogenesis. Birds are quite useful for research in this area because of their growth features. On the other hand, the pheasant is one of the birds with very beneficial features, but this rare species is at risk of extinction. In this study, 28 fertilized pheasant eggs were used, and the gonads of female embryos were differentiated based on their asymmetry and retrieved between embryonic days 9 and 24. Tissue sections were prepared as serial sections and the identification of primordial germ cells was examined using hematoxylin-eosin and PAS staining, as well as semithin slice preparation and toluidine blue staining. The number of primordial germ cells, cell volume, and nucleus volume of primordial germ cells were then estimated using stereological techniques. Early germ cells were recognized in paraffin and resin sections from embryonic days 9 to 14 because of their unique properties, which comprised a big nucleus and little cytoplasm. Furthermore, the response of these cells to PAS staining was negative at all ages. According to the stereological results, the number of primordial germ cells was decreased at more advanced ages of development, so that it was not seen at 18 day embryo. Whereas, the volume of the primordial germ cells and nucleus of these cells have been increased with the increasing of the age. The findings of this study revealed that primordial germ cells in the ovarian tissue of pheasant embryos at all examined ages responded negatively to the PAS staining, whereas routine hematoxylin and eosin staining and the use of semithin sections are suitable for microscopic detection of these cells. Morphologically, this cell in pheasant was similar to other birds, whereas in terms of histochemistry, the reaction of these cells was negative to PAS staining which differs from some species of birds.
    Keywords: Primordial Germ Cells, Pheasant Embryo, Female Gonad, Semithin Section, Streology
  • Mehdi Toosi, Arash Rasekh *, Masumeh Ziaee, Parviz Shishehbor, Gholamhosein Tahmasbi Pages 50-63

    Honey bees play an important role in the survival and pollination of many plants. One of the most important of pests that attack honey bees is Varroa destructor mite. This mite is an ectoparasite of honeybees and feeds mainly on larvae and pupae. In this research, Apis mellifera meda workers were infected at the pupal stage to different mite densities and then the biological and morphological characteristics of the emerged adult bees were investigated. For this purpose, female mites were collected from infected hives and placed in each prepupal cell according to the desired mite density (0, 1, 2 or 3 mites). After adult bees emerged, nutritional traits were checked every 3 days for 12 days. Then these adult bees were dissected to measure the area of ​​the hypopharyngeal acinus. The biological and morphological results showed that the increase mite density had no effect on the duration of the pupation period of bees, but it significantly decreased the weight, body length, area of the forewings, hind wings and hind tibia of bees. Adult bees that had three mites during their pupation had the highest mortality rate and for this reason, it was not possible to examine their nutritional characteristics. The nutritional characteristics results showed that increasing the mite density caused a decrease in the consumption of syrup and water by the adult bees, but the consumption of pollen did not change. The food consumption index of bees without mite and bees with two mites during the pupation period was higher than bees with one mite, but the growth rate and the area of the acini of the treatments did not show any difference. The results of this study are expected to provide a basis for biological control of this mite by providing further information on how it affects honeybees.

    Keywords: Varroa Mite Density, Consumption Index, Growth Rate, Morphological Characteristics
  • Mohammad Abbasnia *, Ali Shirazi Nezhad, Nader Ghaleh Golab Behbahan, Mansour Mayahi, Seyed Sobhan Emadi Jamali Pages 64-73
    Mineral oils are the most common adjuvants that are used in the production of poultry killed vaccine based on water-in-oil emulsion (W/O) to create high and long term antibody responses to vaccine antigens. The vaccine structural specifications, including particle size and formulation on stability and immunogenicity, have needed more clarification for vaccine producers so that they can produce their products based on highly efficient methods. This study assessed the effect of particle size on the stability and immunogenicity of a W/O vaccine. Different W/O emulsions were formulated by three different homogenization times by means of inactivated Avian Influenza Virus subtype H9N2 (AI H9N2) and Newcastle Disease Virus (V4) antigens and MontanideTM ISA 70 adjuvant. The three killed AI+ND vaccines were formulated and 2 commercial vaccines were evaluated for magnitude and duration of specific antibody response in SPF and broiler chickens. The vaccine dose for each bird was considered 0/2 ml. On days 7, 14 and 21 post vaccination, antibody titers of serum were evaluated by Hemagglutination Inhibition (HI) test. The serum antibody titers (ND) of group B and C on days 7 and 21 were higher than the other groups (P<0.05), but the difference between the other groups was not significant on the same day. The serum antibody titers (ND) of broiler chickens in group B and C on day 7, 21 and also group E on day 21 were significantly higher than other groups. The serum antibody titers (AI) of SPF chickens on day 21, in group C, had significant difference with other groups. The antibody titers (AI) on days 7 and 14 showed no significant difference in all groups except group D. The immunogenicity of emulsions was higher in more homogenization time.  In all, these results indicate that increases in homogenization time create a smaller size of droplets and are effective for the rapid onset of antibody production. The small size of droplets not only creates a fast and good response, but also promotes immunogenicity both in broilers and SPF chickens.
    Keywords: Particle Size, Adjuvant, Water In Oil, Immunogenicity, Inactivated Vaccine
  • Alireza Ghadiri *, Reza Avizeh, Ali Baniadam, Shahrzad Samimi Pages 74-81
    The main objective of this study was to compare the accuracy of renal volume measured with ultrasonography to real volume in ten native dogs that were candidates for euthanasia due to severe injuries sustained in traffic accidents. Furthermore, correlations of renal dimensions in ultrasonography, such as length, width, and height, were determined with real ones. Initially, the dimensions of the right and left kidneys were determined using ultrasonography. Renal volume was measured using two different methods. The first method consisted of choosing automatic volume measurement in an ultrasonography unit. The volume formula of a prolonged ellipsoid (length × width × height × 0.523) was used in the second method. The real renal dimensions (golden standard) were measured during celiotomy and after necropsy, and the true volume of kidneys was calculated using water displacement. Linear regression analysis was used to determine correlations between renal dimensions and volume in ultrasonography with real ones. Results showed that renal dimensions and volume measured in ultrasonography were lower than actual measurements. There were positive and statistically significant correlations between renal volume in ultrasonography and actual renal volume. However, the correlation coefficient (r) of volume determined by the formula was greater than that of the automatic volume method, and its mean was closer to that of the real volume mean. There were also positive and significant correlations between renal dimensions measured with ultrasonography and those measured in real measurement. No significant difference was found between renal dimensions measured during celiotomy and after necropsy. These findings indicate that ultrasonographic measurements underestimated renal dimensions and volume, and the formula method provided more accurate results than the automatic volume method.
    Keywords: Ultrasonography, Renal Dimension, Renal Volume, Dog
  • Navid Koshki, Mohammad Razi Jalali *, Seyed Reza Fatemi Tabatabaei, Hediyeh Jafari Pages 82-91
    The Hemiscorpius lepturus scorpion is known as the most dangerous scorpion in the south and southwest regions of Iran. This scorpion can cause illness and even death in humans and animals. The purpose of this study was to investigate the metabolic and endocrine effects of different fractions of Hemiscorpius lepturus venom. For this purpose, scorpion venom was extracted by electric shock method and after separating the solution phase and activation of the venom by freeze drying method and with the help of column chromatography by Sephadex G-250 gel, 6 fractions were separated based on optical absorption at 280 nm. Then 72 male Wistar rats were divided into 8 equal groups including control (NS), crude venom (1000 µg/kg), fractions I (120 µg/kg), II (430 µg/kg), III (80µg/kg), IV (180 µg/kg), V (60 µg/kg) and VI (130 µg/kg) divided and according to the above amounts, respectively, with normal saline, crude venom and different fractions through intraperitoneal injection. After 1, 3, 24 and 72 hours, the concentration of glucose and the insulin, glucagon and cortisol were measured by elisa with specific rat kits. The results showed that the injection of crude venom and all fractions caused a significant increase in glucose compared to the control group. Also, a significant increase of cortisol and glucagon was observed after injection in crude venom and fractions II and VI. Also, the average insulin in the groups receiving crude venom and fractions II and VI showed a significant decrease. These findings showed that the injection of different fractions of Hemiscorpius lepturus scorpion venom can affect the metabolic process and cause changes in the metabolic processes by affecting the glucose regulating hormones. Identifying these effects, considering the wide effects of these hormones in metabolism, as well as the changes caused by the venom fractions, can help to identify the toxicity mechanisms as accurately as possible and also to adopt specific treatment methods in cases of scorpion stings. be helpful and useful.
    Keywords: Hemiscorpius Lepturus Scorpion, Fractions, Insulin, Glucagon, Cortisol, Glucose
  • Hossien Mohammadi, Babak Mohammadian *, Hossein Najafzadeh Varzi, Ali Shahriari Pages 92-101
    Reactive oxygen species (ROS) and the oxidative damage are the main factors involved in tissue damage caused by arsenic trioxide. In the present study, we investigated the protective effects of royal jelly on the parameters of oxidative stress and histopathological damage to lung tissue due to arsenic trioxide toxicity. Forty male Wistar albino rats received arsenic trioxide and royal jelly orally for 30 days and were randomly divided into eight groups of five; The first group received normal saline at a dose of 1 mg /kg, the second group received royal jelly at a dose of 150 mg /kg, the third group received arsenic trioxide at a dose of 1 mg / kg, the fourth group received arsenic trioxide (1 mg /kg) with Royal jelly at a dose of 150 mg /kg, the fifth group received arsenic trioxide (1 mg /kg) with royal jelly at a dose of 100 mg /kg, the sixth group received arsenic trioxide (1 mg /kg) with royal jelly at a dose of 50 mg /kg, the seventh group received arsenic trioxide (1 mg /kg) with vitamin E at a dose of 100 mg /kg, and the eighth group received arsenic trioxide (1 mg /kg) with vitamin E and royal jelly (both) at a dose of mg/ kg 100. Oxidative stress parameters including malondialdehyde (MDA), glutathione peroxidase (GPx), superoxide dismutase (SOD) and catalase (CAT) were evaluated. Damage to lung tissue was also assessed by hematoxylin-eosin (H&E) tissue staining. The results of the present study revealed that arsenic trioxide increased the level of MDA and decreased the levels of GPx, SOD and CAT. Royal jelly treatment decreased MDA levels and increased GPx, SOD and CAT concentrations in lung tissue. The severity of lung tissue damage was also reduced. In general, Royal Jelly reduced oxidative stress and lung tissue damage.
    Keywords: Arsenic Trioxide, Royal Jelly, Lung, Oxidative Stress
  • Saman Mohammadi Rod, Ehsan Anassori *, Aligholi Ramin, Siamak Asri-Rezaie Pages 102-114
    The set of non-specific antioxidant activities is called Total Antioxidant Capacity (TAC). The aim was to determine the serum TAC level following selenium and Vit.E supplementation in lambs. Thirty two male Macuei lambs under 2 months of age and average weight of 10 kg were selected. Lambs were classified into 8 groups including control, Vit.E, Se nanoparticles (NanoSe), Oral sodium selenite (NaSe), NaSe Injection, NanoSe/Vit.E, Oral NaSe/Vit.E and Se/Vit.E (E/Se) injection and studied for 90 days. Lambs were bled 6 times around 5 ml at days 1, 7, 14, 30, 60 and 90 and sera were used to assess TAC consentration. In all, the lowest TACs in lambs was observed in the NanoSe group (1.17 μmol/l) and the highest was in the injected E/Se group (1.32 μmol/l) on day 60, but the differences among 8 groups during the 90 days were not significant. During the 90 days of investigation the most stable and lowest changes in TAC concentration was observed in the Vit.E group and the most unstable changes were revealed in the NanoSe and injected NanoSe/Vit.E groups. The mean TAC concentrations on days 14 and 60 were significant among groups, which was mainly predominant in the injected sodium selenite and injected selenium/vitamin E groups, respectively. Comparison of TAC concentration among sampling times revealed the difference in NanoSe and NanoSe/vitamin E in which the lowest concentration belonged to NanoSe. The results of the interaction effect of sampling time and groups on TAC concentration showed a significant time difference, especially on days 14 and 60, with no significant difference between groups. TAC concentration in the first day was correlated with day 60 in the control group, day 7 and 14 in NanoSe/Vit.E, group and day 60 in injected E/Se. In conclusion, selenium and Vit.E supplements had no effect on TAC levels, whereas TAC levels were time-dependent. Therefore, the activity of nonspecific antioxidants (TACs) is not affected by specific antioxidants such as selenium and Vit.E and changes over time.
    Keywords: Nanoselenium, Sodium Selenite, Vit.E, Lamb, TAC
  • Bahman Mosallanejad *, Saad Gooraninejad, Annahita Rezaie, Seyed Reza Fatemi Tabatabaei, Hadi Imani, Saman Salmani Pages 115-127
    Stanozolol and nandrolone decanoate hormones are mainly used in dogs and horses to strengthen muscle growth, increase of body weight, treatment of anemia and stimulation of appetite; nevertheless, some side effects have been reported, including testicular atrophy, and decrease of spermatozoid count in dogs. The aim of the present study is to evaluate the histopathological changes of testicular and epididymal tissues in dogs treated with stanozolol and nandrolone decanoate. The present survey was performed on sixtheen male dogs. The studied animals were divided into two equal groups of eight. Stanozolol was administered to dogs in group A with dosage of 50 mg per dog intramuscularly for 6 continuous weeks. Group B was similar to group A, but instead of stanozolol, nandrolone decanoate was injected with dosage of 1 mg/kg. To evaluate the possible side effects on the testicles, one of them was surgically removed before the investigation and the second testicle was removed on days 28 (four dogs in each group) and 42 (the remaining four of each group). Before the testes were placed in 10% formalin buffer, sperm quality in the epididymis was evaluated for indicators such as motility, morphology and number in times zero, 28 and 42 days. The results showed that destructive effects were obtained such as hyperplasia of interstitial Leydig cells, vacuolation, the presence of multinucleated cells and different stages of spermatogonia in testicular tissue; also, the destruction of duct covering cells and the detachment of cilia in the epididymal epithelium was observed. These changes were significantly greater in the stanozolol group than nandrolone decanoate. The quantitative changes were more pronounced in the stanozolol group and the qualitative changes in the nanderlone decanoate group. Although both drugs had side effects on testicular and epididymal tissues; the side effects of stanozolol were greater than nandrolone decanoate; therefore, it is recommended minimum dose of nandrolone decanate for therapeutic purposes.
    Keywords: Stanozolol, Nandrolone Decanoate, Histopathology, Testes, Epididymis, Dog
  • Sedigheh Yousefinejad, Mohammad Khosravi *, Darioush Gharibi, Mansoor Mayahi, Masoud Reza Seyfi Abad Shapouri Pages 128-138
    Ornithobacterium rhinotracheal (ORT) is a Gram-negative pathogen that is one of the causes of respiratory diseases in birds. Co-infection of Ornithobacterium rhinotracheal with other pathogens can cause serious health problems in bird species and also lead to financial losses in the poultry industry. Serological methods are among the most important techniques for rapid infection diagnosis, farm monitoring, infection control and prevention. The purpose of this study was to design an ELISA test to assess the prevalence of ORT and track the amount of ORT-specific antibody in serum collected from turkeys.  After immunizing three pieces of turkey and obtaining the immunization serum, antibody purification was performed using ion exchange chromatography and affinity chromatography methods. The purified antibodies were then used in a homemade ELISA reaction as a standard sample to determine the quantity of specific antibodies against ORT. A total of 244 serum samples were collected from turkeys slaughtered in the poultry slaughterhouse of Khuzestan province. ELISA testing revealed the significant presence of antibodies against ORT in 141 (57.78%) of the samples. The average concentration of antibodies in positive samples was 467.72 ± 124.128 micrograms per milliliter of serum, while in negative samples it was 262.97 ± 37.263 micrograms per milliliter. This study revealed the prevalence of ORT infections in Khuzestan province. Therefore, due to the lack of a reliable vaccine against O. rhinotracheal, it is necessary to implement good disease management and biosecurity measures in order to effectively control the disease.
    Keywords: Ornithobacterium Rhinotracheal, Turkey, Antibody, ELISA