فهرست مطالب

ایرانی آموزش در علوم پزشکی - پیاپی 10 (پاییز و زمستان 1382)

مجله ایرانی آموزش در علوم پزشکی
پیاپی 10 (پاییز و زمستان 1382)

  • 83 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1382/09/19
  • تعداد عناوین: 13
|
  • محسن ادیب حاج باقری، مهوش صلصالی، فضل الله احمدی صفحات 5-13
    مقدمه
    شرایط متغیر و نامطمئن بیماران و محیط بالین، مستلزم آن است که پرستاران تصمیم گیران باکفایتی باشند تا بتوانند به نیازهای مددجویان خود پاسخ دهند. در سال های اخیر دولت و جامعه، پرستاران را به دلیل کاهش کیفیت خدمات مورد انتقاد قرار داده اند ولی به ندرت دیدگاه ها و تجارب پرستاران در مورد عوامل اثرگذار بر نحوه کار و عملکرد آنها مورد بررسی قرار گرفته است. به همین دلیل، این مطالعه به بررسی تجارب، دیدگاه ها و ادراکات پرستاران ایرانی درباره عوامل موثر بر فرایند تصمیم گیری بالینی در پرستاری و موانع موجود در برابر آن پرداخته است.
    روش ها
    در این مطالعه کیفی با استفاده از روش گراندد تئوری (Grounded Theory)، تجارب و دیدگاه های پرستاران در مورد عوامل تاثیر گذار بر عملکرد و نحوه تصمیم گیری بالینی آنها بررسی شد. مصاحبه های باز با 38 نفر از پرستاران و سایر اعضای تیم سلامت و نیز 12 جلسه مشاهده و ثبت یادداشتهای عرصه برای جمع آوری داده ها استفاده گردید و سپس به روش تحلیل مقایسه ای مداوم (Constant Comparison Analysis) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    پنج مقوله اصلی از داده ها استخراج گردید که نشانگر عوامل اصلی تاثیر گذار بر تصمیمات بالینی پرستاران بود. از دیدگاه مشارکت کنندگان، برخورداری از کفایت بالینی و اعتماد به نفس مهمترین عوامل درونی موثر بر تصمیمات بالینی پرستاران بوده و فرهنگ سازمان، دسترسی به ساختارهای حمایتی و آموزش پرستاری مهمترین متغیرهای خارجی موثر بر آن بودند.
    بحث: اگرچه برخورداری از اعتماد به نفس و کفایت بالینی نقش موثری در تصمیم گیری های بالینی پرستاران دارند ولی فرهنگ و ساختار سازمان مهمترین عنصری است که سایر متغیرها را تحت تاثیر خود قرار می دهد. مدیران و مربیان پرستاری مسوولیت دارند تا موانع موجود را تشخیص داده و شرایطی را در سازمان ایجاد کنند که تسهیل کننده تصمیم گیری بالینی توسط پرستاران باشد.
    کلیدواژگان: تصمیم گیری بالینی، گراندد تئوری، آموزش پرستاری، حرفه پرستاری، اعتماد به نفس، کفایت بالینی، فرهنگ سازمان
  • فریبا حقانی، علی شریعتمداری، عزت الله نادری، علیرضا یوسفی صفحات 16-20
    مقدمه
    با توجه به نقش بنیادین روش های تدریس در ارتقای کیفیت آموزش و تاکید تحقیقات انجام شده بر لزوم بازنگری شیوه های تدریس برنامه های آموزش مداوم، همچنین کمبود پژوهش هایی که از طریق مشاهده به تحلیل فرایند تدریس پرداخته باشند، روش ها و فرایند تدریس برنامه های آموزش مداوم پزشکان عمومی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان از نظر ایجاد، استمرار، اثربخشی و اتمام ارتباط مورد بررسی قرار گرفت.
    روش ها
    در یک پژوهش میدانی (Field Research) محقق به مشاهده 89 مورد تصادفی از برنامه های آموزش مداوم پزشکان عمومی شامل: سمینار- کنفرانس، همایش و مدون- معادل مدون پرداخت. از روش مشاهده برای جمع آوری اطلاعات استفاده گردید که روایی ابزار از طریق روایی محتوا و پایایی با روش آزمون مجدد تایید گردیده بود. داده ها با نرم افزار SPSS و با روش آماری به صورت توزیع فراوانی و درصد مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    یافته های پژوهش در ارتباط با مولفه های مربوط به تدریس نشان داد که بیش از نیمی از تدریس های انجام شده از نظر ایجاد ارتباط، بیش از دو سوم تدریس های انجام شده از نظر استمرار ارتباط ضعیف و خیلی ضعیف بوده است. در مقوله استمرار ارتباط، حدود 40 درصد تدریس ها و در مقوله اتمام ارتباط، بیش از نیمی از تدریس های انجام شده خوب و خیلی خوب بوده است. همچنین روش تدریس غالب در همه برنامه های آموزش مداوم، سخنرانی بوده و در مواردی، پرسش و پاسخ، ارائه مورد و روش نمایشی هم استفاده شده است.
    بحث: برنامه های آموزش مداوم از نظر روش های تدریس نیاز به بازنگری جدی دارد. آشنایی بیشتر اساتید با فرایند آموزش، تدریس، تئوری های یادگیری بزرگسالان و الگوهای جدید تدریس می تواند زمینه بهبود کیفیت برنامه های آموزش مداوم را فراهم نماید.
    کلیدواژگان: روش های تدریس، برنامه های آموزش مداوم، پزشکان عمومی
  • مسعود رودباری، مینو یغمایی، جلال ظریف هوشیار صفحات 24-30
    مقدمه
    بررسی وضعیت آموزشی کارورزان در بخش های مختلف از جمله اهداف برنامه ریزان به منظور ارزشیابی آموزشی، جلوگیری از افت کیفیت این آموزش ها و ارائه راه حل در این بخش ها است. این تحقیق به منظور تعیین وضعیت یادگیری کارورزان زن و مرد زاهدان در بخش زنان و زایمان و مقایسه میزان یادگیری این دو گروه و ارائه راه حل برای بهبود کیفیت آموزشی انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه پیمایشی بر روی کلیه کارورزان (70 نفر شامل 30 مرد و 40 زن) از کارورزان سال تحصیلی 81-80 در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان در شهریور 1381 انجام شد. جمع آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه ای که حاوی سوالاتی در زمینه بیماری ها و اورژانس های شایع زنان و زایمان و شاخص های مختلف یادگیری بوده، انجام شد. برای تجزیه و تحلیل با استفاده از نرم افزار SPSS نتایج به صورت میانگین و انحراف معیار فراوانی شاخص ها و آزمون مجذور کای استفاده شده است.
    نتایج
    میانگین فراوانی شاخص های یادگیری دیدن، بحث بر بالین، اداره کردن زیر نظر اساتید و دستیاران و بطور شخصی در اکثر موارد اورژانس ها و بیماری های شایع زنان و زایمان برای کارورزان مرد کمتر از زنان بود. میانگین فراوانی توانایی اداره کردن مناسب اورژانس های شایع برای کارورزان مرد و زن به ترتیب 12 و 5/70 درصد و در مورد بیماری های شایع به ترتیب 2/14 و 3/59 درصد بود. ارتباط بین شاخص های یادگیری و جنسیت با استفاده از آزمون مجذور کای نشان داد که بین توانایی اداره کردن مناسب و شاخص های یادگیری دیدن، بحث بر بالین، اداره کردن زیر نظر اساتید و دستیاران و اداره کردن بطور شخصی ارتباط معنی داری وجود دارد.
    بحث: با توجه به پایین بودن میانگین فراوانی شاخص های دیدن، بحث بر بالین، اداره کردن زیر نظر اساتید و بطور شخصی در مردان و نیاز به خدمت رسانی آنان در مناطق محروم و دور افتاده، لازم است که در جهت ارتقای این آموزش ها تلاش لازم صورت گیرد.
    کلیدواژگان: آموزش، بیماریهای اورژانس، بیماری های شایع، زنان و زایمان، شاخص های یادگیری، کارورز پزشکی
  • معصومه صابریان، سعید حاجی آقاجانی، راهب قربانی، مجید کسایی، لیدا فتاحی زاده صفحات 33-37
    مقدمه
    دانشگاه ها سعی می کنند با ارایه و گسترش خدمات اینترنتی، امکان کاربری آن را برای استفاده اساتید تسهیل نمایند. نظر به تاثیری که اینترنت بر کیفیت پژوهش های علمی اساتید دانشگاه دارد، انجام مطالعات علمی در روند گسترش آتی ضروری به نظر می رسد. این تحقیق با هدف تعیین وضعیت استفاده از اینترنت توسط اساتید دانشگاه علوم پزشکی سمنان انجام شده است.
    روش ها
    در یک پژوهش توصیفی، وضعیت استفاده از اینترنت توسط اساتید دانشگاه علوم پزشکی سمنان در سال 1382 مورد بررسی قرارگرفت. جامعه پژوهش، کلیه اساتید دانشگاه و روش نمونه گیری سرشماری بود. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه شامل 4 سوال جمعیت شناسی و 14 سوال در مورد کاربرد اینترنت بود که اعتبار و اعتماد علمی آن تایید شده بود. در مجموع 100 پرسشنامه به آدرس اعضای هیات علمی ارسال گردید و 62 پرسشنامه تکمیل شده دریافت شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری توصیفی مورد پردازش قرار گرفت.
    نتایج
    در کل 9/91 درصد نمونه ها از اینترنت استفاده می نمودند که مکان استفاده 3/68 درصد منزل، 30 درصد در محل کار بود، 8/50 درصد متوسط زمان استفاده از اینترنت را کمتر از یک ساعت ذکر کرده اند، سرعت دسترسی را قابل قبول ندانسته اند، از نظر 3/37 درصد از نمونه ها اینترنت در تمام ساعات شبانه روز در دسترس بوده است، 9/64 درصد از نمونه ها با فیلتر کردن سایت های غیر اخلاقی موافقت داشته و 7/80 درصد استفاده از بانک های اطلاعاتی را ضروری دانسته اند. اساتید از اینتر نت بیشتر برای افزایش کیفیت امور پژوهشی (2/74 درصد)، کسب اطلاعات تخصصی برای تدریس (6/72 درصد)، پست الکترونیکی (7/59 درصد) استفاده می نمایند، 50 درصد نمونه ها نیاز به برگزاری کلاس های آموزش اینترنت را احساس نموده بودند.
    بحث: محدودیت استفاد گسترده اساتید دانشگاه علوم پزشکی سمنان از اینترنت، می تواند ناشی از کمبود وقت و یا محدودیت توانمندی بکارگیری مفید آن باشد. پیشنهاد می گردد با برگزاری کلاس های آموزشی، اساتید توانمندتر و امکان استفاده بیشتر از خدمات ارایه شده توسط اینترنت و بانک های اطلاعاتی فراهم شود.
    کلیدواژگان: اینترنت، بانک های اطلاعاتی، اساتید دانشگاه
  • مهری غفوری بروجردنیا، عبدالحسین شکورنیا، حسین الهام پور صفحات 40-43
    مقدمه
    ارزشیابی شیوه تدریس اساتید فرایندی است که هدف آن بهبود کیفیت تدریس و افزایش ارتقای آموزش در اکثر دانشگاه ها است که نتایج حاصل به منظور دادن بازخورد لازم به اطلاع اساتید رسانیده می شود. هدف از مطالعه حاضر، تعیین نظرات اساتید در خصوص تاثیر بازخورد نتایج ارزشیابی بر بهبود شیوه تدریس آنان می باشد.
    روش ها
    در یک مطالعه توصیفی- مقطعی، تمامی اساتید غیر بالینی دانشگاه علوم پزشکی اهواز (130 نفر) مورد مطالعه قرار گرفتند. نظرات آنان به وسیله پرسشنامه ای که با روایی محتوا و پایایی همسانی درونی آلفای کرونباخ تعیین گردیده بود، جمع آوری شد. داده ها به وسیله نرم افزار SPSS به صورت فراوانی و به کارگیری آزمون مجذور کای برای مقایسه فراوانی ها، تجزیه و تحلیل شد.
    نتایج
    با وجود اینکه 1/55 درصد اساتید با سیستم کنونی ارزیابی وضعیت اساتید موافق هستند، 85 درصد اساتید اعلام نمره ارزشیابی را به اساتید به عنوان یک بازخورد مناسب در بهبود کیفیت تدریس مفید تلقی می نمایند. 4/55 درصد اساتید اعلام نمره ارزشیابی به مدیران گروه های آموزشی و نیز 5/49 درصد اساتید اعلام نمره ارزشیابی به روسای دانشکده ها را در ارتقای کیفیت تدریس موثر دانستند. بین مرتبه علمی اساتید و نظر آنان نسبت به بازخورد اعلام نمره ارزشیابی در روند بهبود تدریس ارتباط معنی داری وجود داشت.
    بحث: به نظر می رسد اکثریت اساتید اعلام نمره ارزشیابی را به عنوان یک بازخورد مناسب در بهبود کیفیت تدریس مفید تلقی می نمایند. بنابراین، پیشنهاد می شود برای جلب رضایت و شرکت بیشتر اساتید در فعالیت های مثبت آموزشی، مسوولین آموزشی در سطوح مختلف آموزشی برنامه ریزی دقیق تری را اجرا کنند تا گام های اساسی تری در ارتقای کیفیت آموزشی برداشته شود.
    کلیدواژگان: ارزشیابی، بازخورد، کیفیت تدریس، اساتید
  • رضا قادری، رضا دستجردی، زهرا سروش، مرضیه موهبتی صفحات 45-51
    مقدمه
    عوامل مختلفی در دوران دانشجویی می توانند سبب علاقه و نگرش مثبت نسبت به رشته تحصیلی و یا برعکس منجر به خستگی، دلزدگی یا ناامیدی از ادامه تحصیل شوند. هدف این مطالعه آن است که عوامل موثر بر نگرش دانشجویان پزشکی نسبت به رشته تحصیلی شان را بررسی نماید.
    روش ها
    مطالعه ای پیمایشی بر روی 227 دانشجوی پزشکی انجام شد. شرکت کنندگان در این مطالعه، به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب و داده ها از طریق پرسشنامه ای خودایفا در مورد عوامل مختلف موثر بر نگرش مثبت یا منفی دانشجویان پزشکی نسبت به رشته پزشکی، جمع آوری گردید. داده های حاصل با روش های آماری، محاسبه، میانگین امتیازات و مقایسه فراوانی ها با مجذور کای و با نرم افزار SPSS تحلیل گردیده است.
    نتایج
    علاقه فردی، خدمت به جامعه، جایگاه اجتماعی رشته، تلقین جامعه بر اهمیت رشته پزشکی، مهمترین عوامل انتخاب رشته پزشکی بوده اند. شیوه ارزشیابی اساتید، کمبود امکانات پژوهشی، عدم امنیت شغلی، مشکلات مربوط به گذراندن طرح، ضوابط و برنامه ریزی های آموزشی جزو مهمترین عوامل ایجاد کننده نگرش منفی دانشجویان پزشکی نسبت به رشته پزشکی و احساس مطلوب برای کمک به بیماران و رضایت اطرافیان بهترین عوامل نگرش مثبت در دانشجویان بوده است. علاقه به رشته پزشکی با اینکه ظاهرا در طی مقاطع تحصیلی کاهش یافته بود ولی از نظر آماری تفاوت معنی داری نداشت نگرش مثبت و منفی به رشته پزشکی با بعضی مشخصات جامعه شناختی دانشجویان ارتباط داشت.
    بحث: از آنجا که مشکلات ارزشیابی، پژوهشی و آینده شغلی مهمترین عوامل منفی نگرش بر رشته پزشکی بوده است، بنابراین، برنامه ریزی های دقیق آموزشی، برگزاری امتحانات استاندارد و برنامه ریزی برای امنیت شغلی دانشجویان می تواند این نگرش ها را بهینه سازد.
    کلیدواژگان: نگرش، پزشکی، دانشجویان پزشکی
  • نوید کلینی، فرناز فرشید فر، بهزاد شمس، منصور صالحی صفحات 54-58
    مقدمه
    در آموزش پزشکی، مطالعاتی در زمینه مقایسه روش های آموزش بر پایه حل مساله و آموزش بر پایه سخنرانی انجام گرفته و لیکن با توجه به عادات یادگیری دانشجویان ایرانی و شرایط خاص آموزش، اثرات بکارگیری این دو روش در این محیط کمتر بررسی شده است. بنابراین، مطالعه ای به منظور مقایسه دو روش آموزش بر پایه حل مساله و سخنرانی بر میزان دانش دانشجویان در درس بیولوژی مولکولی و تعیین نگرش گروه حل مساله در مورد این شیوه آموزشی انجام گردید.
    روش ها
    این مطالعه نیمه تجربی بر روی دانشجویان پزشکی ورودی بهمن 1381 دانشگاه علوم پزشکی اصفهان (64 نفر) انجام شد.نیمی تصادفی از این دانشجویان برای یادگیری مهارت های پیشنیاز در یک کارگاه آموزشی سه روزه شرکت نمودند. گروه تجربی درس بیولوژی را به صورت آموزش بر پایه حل مساله، زیر نظر دانشجویان پزشکی سال بالاتر فرا گرفتند و گروه شاهد در کلاس درس معمول با روش سخنرانی همان مباحث را آموزش دیدند. در پایان دوره، آزمون دانش به صورت سوالات چهار گزینه ای و تشریحی پاسخ کوتاه از هر دو گروه گرفته شد. یافته ها با استفاده از آزمون آماری T-test در نرم افزار SPSS مورد پردازش قرار گرفت.
    نتایج
    میانگین دانش گروه تجربی 7/1±3/14 و گروه شاهد 8/1±8/12 و میانگین نمره دانش گروه مداخله 1.5 نمره بیشتر از میانگین نمره گروه شاهد تفاوت آنها معنی دار بود. همچنین، نگرش دانشجویان گروه تجربی نسبت به شیوه آموزشی مثبت بود.
    بحث:مطالعه حاضر حاکی از موفق بودن دوره آموزش بر پایه حل مساله در مقابل شیوه های رایج بود و پیشنهاد می شود با مطالعات بیشتر و عمیق تر، امکان بکارگیری آموزش بر پایه حل مساله بجای روش آموزشی مرسوم بررسی شود.
    کلیدواژگان: آموزش پزشکی، آموزش بر پایه حل مساله، دانشجویان پزشکی، آموزش بر پایه سخنرانی
  • محمد ملکوتیان. عبدالرحیم پرورش صفحات 61-65
    مقدمه
    دانشگاه های علوم پزشکی کشور همه ساله پذیرای تعدادی از جوانان برای ادامه تحصیل در رشته بهداشت محیط هستند. این پذیرش طی سال های قبل از 75 و بعد از آن روند رو به تزایدی داشته به ترتیبی که هم اکنون موضوع جذب این دانش آموختگان در بازار کار ایجاد مشکل نموده است. به منظور آگاهی از وضعیت اشتغال دانش آموختگان مقاطع مختلف رشته بهداشت محیط کشور و ارایه راه کارهایی برای برنامه ریزی درازمدت این تحقیق صورت گرفته است.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی که بر روی دانش آموختگان مقاطع کاردانی، کارشناسی و کارشناسی ارشد بهداشت محیط سراسر کشور مربوط به سال های 1375 تا 1381 صورت پذیرفت، تعداد 972 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده با استفاده از پرسشنامه خودایفا که از طریق پست ارسال شده بود، مورد بررسی قرار گرفتند. اعتبار و اعتماد علمی پرسشنامه با استفاده از اعتبار محتوا و آزمون مجدد تعیین گردید. روش های آماری بکار رفته شامل تهیه جداول فراوانی و آزمون مجذور کای توسط نرم افزار SPSS بوده است.
    نتایج
    نتایج حاصل از این بررسی نشان داد که 6/64 درصد از دانش آموختگان مقطع کاردانی و 7/42 درصد از دانش آموختگان مقطع کارشناسی ناپیوسته لغایت خرداد سال 82 بی کار بودند. درصد بی کاری در بین دانش آموختگان کارشناسی ارشد رشته بهداشت محیط به مراتب کمتر و به 7/3 درصد رسید. ضمنا در مقاطع کاردانی و کارشناسی بیشترین درصد بی کاری سهم خانم ها بود.
    بحث: با توجه به درصد قابل ملاحظه بی کاران در دو مقطع کاردانی و کارشناسی بهداشت محیط، به نظر می رسد که لازمست پذیرش دانشجو در این رشته کاهش یابد. با تغییراتی در مقطع و محتوای آموزشی، کارایی و توانمندی دانش آموختگان را افزایش داده و زمینه های بهتری برای اشتغال آنان فراهم نمود. رشته بهداشت محیط عمدتا دارای ماهیت مردانه است و به نظر می رسد دلیل بی کاری زنان دانش آموخته این رشته نیز تاییدکننده این مساله باشد. بنابراین، باید در پذیرش بیش از حد دانشجوی دختر دقت و تامل بیشتری نمود.
    کلیدواژگان: دانش آموختگان، اشتغال، بهداشت محیط
  • فرحناز مردانیان، مونس کازرونی زاده صفحات 68-70
    مقدمه
    برنامه ریزان آموزشی توجه ویژه ای به عوامل موثر بر یادگیری دارند و لازمست از الگوی مطالعاتی، عادات، منابع مورد استفاده دانشجویان مطلع باشند تا با شناخت نقاط قوت و ضعف این الگوها تغییر برنامه آموزشی را فراهم نمایند، بنابراین، پژوهشی با هدف تعیین الگوی مطالعاتی دانشجویان پزشکی، کارورزان و دستیاران بخش های زنان و مامایی بیمارستان بهشتی اصفهان در سال 1379 انجام شد.
    روش ها
    در یک مطالعه توصیفی 260 نفر از دانشجویان پزشکی، کارورزان و دستیاران بخش های زنان و مامایی بیمارستان بهشتی اصفهان به صورت نمونه گیری تصادفی ساده مورد پرسش قرار گرفتند. روش گردآوری اطلاعات پرسشنامه ای بود که روایی آن با اعتبار محتوا و پایایی آن با آزمون مجدد تایید شده بود. داده ها با نرم افزار SPSS و به صورت فراوانی مطلق و نسبی تجزیه و تحلیل گردید.
    نتایج
    منبع مطالعه اکثریت دانشجویان پزشکی (45 درصد) و کارورزان (50 درصد) در طول ترم کتاب درسی و منبع مطالعه حوالی امتحان برای اکثریت دانشجویان و کارورزان جزوه و برای دستیاران کتب بوده است، اکثریت دانشجویان، کارورزان و دستیاران برای مطالعه از کتب ترجمه شده استفاده می نمودند. چهل و دو و نیم درصد آنها ساعات خاصی برای مطالعه داشته و اکثریت شبانگاه مطالعه می نمودند، تاهل، داشتن فرزند و مسوولیت های دستیاران در بیمارستان مهم ترین مانع مطالعه در این گروه بوده است.
    بحث: شیوه، مدت و منابع مورد استفاده دانشجویان، کارورزان و دستیاران کاستی داشته و نیازمند اصلاح، آموزش و فراهم آوردن تسهیلات و امکانات است.
    کلیدواژگان: الگوی مطالعاتی، دانشجویان پزشکی، کارورزان، دستیاران
  • مهدی نعمت بخش صفحات 73-74
    سردبیر محترم مجله ایرانی آموزش پزشکی سلام خبر اخذ رتبه علمی- پژوهشی آن مجله از کمیسیون نشریات وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، مایه خرسندی شد. به نظرم رسید ارسال این نامه علمی و به عبارت دیگر، یک درد دل پژوهشی، گشایشی برای مسائل آموزشی مرتبط باشد. در نیم سال اول سال تحصیلی 82-81، تعداد 97 نفر از دانشجویان پزشکی، برای درس فیزیولوژی 2 پزشکی که شامل مباحث فیزیولوژی اعصاب، کلیه و آب الکترولیت و pH و غدد بود، ثبت نام شدند. این درس توسط 6 نفر از اساتید گروه فیزیولوژی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان تدریس شد. بر مبنای امتحانات میان ترم، پایان ترم و کلاسی، 31 نفر از این دانشجویان (32 درصد) موفق به کسب نمره حداقل 10 نشدند. معمولا در چنین پدیده هایی، دانشجو مدعی خواهد بود که درس را کاملا خوانده اما استاد آن درس نمره نداده است و یا حتی بیان می نماید که او در همه درس ها موفق بوده و فقط در این درس مشکل داشته است و یا اینکه اشکالاتی را بر نحوه گرفتن امتحانات مطرح می کند. در طرف مقابل، استاد درس مدعی خواهد بود که او ارزیابی صحیح را انجام داده و نمره دانشجو همین است که اخذ نموده است. در این صورت، به نظر می رسد پاسخ این دو طرف مدعی را می تواند یک امتحان استاندارد بدهد که بهترین آن، امتحان جامع علوم پایه است. بدیهی است که این دانشجویان باید درس فیزیولوژی 2 را تکرار می کردند و نمره قبولی کسب می نمودند تا واجد شرایط شرکت در امتحان جامع علوم پایه باشند که این فرایند انجام شد. در امتحان جامع علوم پایه شهریور 82 که باید این دانشجویان شرکت می نمودند، صرفا 15 نفر موفق به شرکت در امتحان جامع علوم پایه شدند و 16 نفر دیگر که علی القاعده همگی در یک مقطع تحصیلی بودند، به دلائلی، موفق به شرکت در امتحان جامع نشدند. برای امتحان جامع مذکور، 120 نفر ثبت نام کرده بودند که 18 نفر غایب و دو نفر میهمان از دیگر دانشگاه ها بودند و بنابراین، تعداد شرکت کنندگان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان 100 نفر بودند که 15 نفر آنها از مجموع 31 نفری بودند که در درس فیزیولوژی 2 (پاییز 81) نمره قبولی کسب نکرده بودند و بعد درس را تکرار و نمره قبولی اخذ و واجد شرایط امتحان جامع شده بودند. از این 15 نفر شرکت کننده، 3 نفر در امتحان جامع علوم پایه مردود شدند که آنها حداقل نمره را که فقط 42/9 از 20 یا 99 از 210 بود، کسب نکرده بودند. اجازه دهید برای بررسی بیشتر و در قالب یک تحقیق، 15 نفر مذکور را گروه یک و 85 نفر شرکت کننده دیگر را گروه دو بنامیم. میانگین نمرات این دانشجویان به تفکیک درس در امتحان جامع علوم پایه و همچنین نمرات آنان در دروس مقطع علوم پایه پزشکی مورد بررسی قرار گرفت. میانگین و انحراف معیار نمره کل امتحان جامع علوم پایه بر مبنای 20 برای گروه یک (15 نفر) و گروه دو (85 نفر) به ترتیب برابر با 36/2±91/11 و 24/2±06/13 بود که تفاوت معنی داری را نشان می داد (05/0>P). میانگین نمره کسب شده صرفا از مبحث فیزیولوژی در امتحان جامع علوم پایه برای گروه یک و گروه دو به ترتیب 76/2±47/10 و 68/2 ±72/11 بود (1/0>P) در حالی که گروه یک درس فیزیولوژی 2 را حداقل دو بار گذرانده است. اگر نمره مبحث فیزیولوژی در امتحان جامع علوم پایه را برای گروه یک (76/2±47/10) با آخرین نمره کسب شده در درس فیزیولوژی 2 در مقطع علوم پایه که حداقل درس دو بار گرفته شده است (56/1±68/11) مقایسه کنیم، تفاوت معنی داری مشاهده نمی شود و در نهایت، نمرات اخذ شده از مبحث فیزیولوژی در امتحان جامع علوم پایه برای این 15 نفر در گروه یک (76/2±47/10) با نمره کل نهایی آنها در امتحان جامع علوم پایه که ملاک قبولی و یا مردودی امتحان است (36/2±91/11)، ضریب همبستگی 913/0 را نشان می دهد و برای دیگر شرکت کنندگان (گروه 2) ضریب همبستگی 77/0 به دست می آید. حال با این اطلاعات و با گذشت سه ترم تحصیلی، شاید بتوان به مساله به گونه ای دیگر هم نگاه کرد. یک و نیم سال پیش تعداد افرادی که از درس فیزیولوژی نمره نگرفته بودند برای بعضی افراد دیگر ایجاد سوال کرده و بدون تحلیل اظهار می داشتند که تعداد مردودی ها زیادتر از دیگر دروس است. ظاهرا معیار قضاوت آنان مقایسه درس فیزیویوژی با دیگر دروس علوم پایه بوده است. برای روشن شدن بهتر مطلب، بدون اشاره به سایر دروس علوم پایه این دانشجویان و صرفا با حروف (حروف A، B، C، D و E)، میانگین نمره کسب شده این دانشجویان در پنج درس مقطع علوم پایه، با میانگین نمره آنها در مبحث مشابه در امتحان جامع علوم پایه، در جدول یک مقایسه شده است. جدول 1. مقایسه نمره اخذ شده در دروس مقطع علوم پایه با نمره مبحث مشابه در امتحان جامع علوم پایه در گروه یک درس† نمره اخذ شده در مقطع علوم پایه نمره اخذ شده در امتحان جامع علوم پایه A 58/1±60/12 11/4±89/8 B 99/1±06/13 13/3±98/8 C 37/2±46/16 65/2±69/9 D 64/3±13/15 76/2±47/10 E 31/1±39/16 58/4±33/12 در تمام موارد 05/0>P است. † A، B، C، D و E نام دروس علوم پایه دانشجویان گروه یک است. به نظر می رسد که حساسیت برخی مدیران به نمره نگرفتن دانشجویان و دانشجویان مردود شده و صرف وقت و چاره جویی برای آنان، بسیار بیش از صرف وقت و برنامه ریزی برای دانشجویان مستعد و کوشا می باشد. به اعتقاد بنده، نمره گرفتن و نگرفتن یک فرایند طبیعی در جریان آموزش، و به خودی خود، نه موضوع پسندیده و نه موضوع ناپسندی است. ضمن اینکه ارزشیابی صحیح، از اصول لاینفک و قابل احترام در هر نظام دانشگاهی و از حقوق مسلم استاد درس محسوب می شود و بنابراین، فارغ التحصیل شدن و یا اخراج از دانشگاه هم باید یک فرایند طبیعی محسوب گردد. ای کاش قیف ورود و خروج به دانشگاه به سان بسیاری از دانشگاه های دنیا وارونه می شد.
  • علیرضا یوسفی صفحات 75-76
    استفاده از طبقه بندی هدف های آموزشی، معلمان و طراحان آموزشی را قادر می سازد تا به شیوه ای ملموس به بیان اهداف آموزشی (هدف های یادگیری) بپردازند. واضعان مدل طبقه بندی هدف های آموزشی، به منظور شهولت تدوین اهداف آموزشی در هر یک از سه حیطه شناختی، نگرشی م روانی – حرکتی، مراتبی را برای یادگیری از پاششن ترین سطح تا بالاترین سطح، در نظر گرفته اند. سلسله مراتب یادگیری در هر حیطه به گوه ای است که یادگیری در سطح بالاتر، در ببگبرنده سطوح پایین تر نیز باشد. معلم آشنا به این طبقه بندی، با توجه به سطح دانشجویان و نیازهای جامعه و مدت زمانی که برای آموزش در اختیار دارد، به گزینش اهداف آموزشی در سطح مورد نظر می پردازد.
    ذکر این نکته ضرورت دارد که سطوح یادگیر در هر کدام از حیطه های طبقه بندی هدف های آموزشی، به هیچ وجه نشان دهنده اهمیت سطوح بالاتر و کم اهمیت بودن سطوح پایین تر نمی باشد...
  • طاهره چنگیز صفحه 77
    پایگاه کتابخانه مدیریت مطالعات و توسعه آموزش پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان: http://edc.recent.ir/ در این پایگاه، امکان جستجو در بیش از سه هزار عنوان کتاب تخصصی فارسی و انگلیسی موجود در کتابخانه مدیریت مطالعات و توسعه آموزش پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان برای محققین فراهم شده است. ویژگی خاص این مجموعه در این است که علاوه بر جستجوی موضوعی و جستجو در عناوین کتاب ها، امکان جستجو در فهرست فصول کتاب ها نیز وجود دارد. بنابر این، محققین می توانند پس از انتخاب کتاب یا فصل خاص از کتاب مورد نظرشان، با ارسال درخواستی به کتابخانه آن مدیریت (از طریق فاکس 6688323- 0311 یا پست الکترونیک [email protected]) تصویر صفحات کتاب مورد درخواست خود را دریافت دارند. لازم به ذکر است که ارسال تصویر فقط در مورد کتاب های انگلیسی، و با دریافت وجه تکثیر و پست انجام می شود. در این پایگاه هر هفته مشخصات کتب جدید و سایر منابع کتبی (گزارش های علمی، مقالات تک نگاشت و...) افزوده می گردد. پایگاه مرکز اطلاعات منابع آموزشی و ابزارهای سنجش: http://www.measurementexperts.org این پایگاه وابسته به مرکز تحقیق و توسعه سلامت در دپارتمان بازماندگان جنگ است. در این پایگاه، در مورد بسیاری از ابزارهای گردآوری اطلاعات (سنجش) که برای تحقیق در مقوله های روان سنجی و بررسی سلامت به کار می روند، معرفی و تحلیل مناسبی ارائه می شود. به علاوه، در این پایگاه، امکان دسترسی آزاد به محتوای آموزشی کارگاه هایی که مرکز فوق در زمینه ابزارهای سنجش در علوم سلامت برگزار می کند نیز فراهم شده است. پایگاه ارزشیابی برنامه وابسته به مرکز منابع علمی معلمان نیویورک: http://www.programevaluation.org در این پایگاه اطلاعات ارزشمندی در مورد مفاهیم و نحوه ارزشیابی برنامه به زبان ساده برای استفاده معلمان ارائه شده است. علاوه بر سادگی زبان ارائه مطالب، وجود دستور-العمل های اجرایی برای تدوین طرح ارزشیابی، تهیه ماتریس ارزشیابی، و تحلیل داده ها، از ویژگی های این پایگاه است. دائره المعارف تکنولوژی آموزشی: http://coe.sdsu.edu/eet در این پایگاه، دائرهالمعارف تکنولوژی آموزشی به صورت چند رسانه ای قابل دستیابی است. تک نگاشت های ارزشمندی در مورد بسیاری از مفاهیم مرتبط با آموزش و یادگیری به صورت مختصر و مفید، همراه با تصاویر، قطعات کوتاه فیلم، و نمونه های عینی در دائرهالمعارف فوق قابل جستجو و بازیابی است. استفاده از این مجموعه به درک بهتر مفاهیم آموزشی کمک خواهد کرد. این پایگاه، وابسته به دپارتمان تکنولوژی آموزشی دانشگاه ایالتی سن دیگو (San Diago) می باشد.
  • اخبار آموزش پزشکی در ایران و جهان
    صفحه 82
|
  • Mohsen Adib Haj Bagheri, Mahvash Salsali, Fazlollah Ahmadi Pages 5-13
    Background
    The dynamic and uncertain nature of health care environment requires nurses to be competent decision makers and to respond to the clients needs. Recently, the public and the government have criticized Iranian nurses because of a low quality patient care. However, the nurses’ views and experiences concern- ing the factors affecting their clinical practice and clinical decision making have rarely been investigated. Therefore, this research tried to study the viewpoints, perceptions and experiences of Iranian nurses concerning the factors affecting their clinical decision making.
    Methods
    A qualitative research with Grounded theory methodology was used to study the participants’ lived experiences and their viewpoints regarding the factors affecting their clinical practice and clinical decision making. Un-structured interviews and participant observation methods were used to gather the data. Thirty eight participants were interviewed and twelve sessions of observation by taking field notes were carried out. Constant comparative analysis method was used to analyze the data.
    Results
    Five main categories emerged from the data, indicating the participants’ points of view. “Being competent” and “feeling self-confident” were the most important internal factors, and “organizational culture”, “nursing education”, and “supporting structures” were considered as the most important external factors affecting their clinical decision -making.
    Conclusion
    As participants in this research implied, although being competent and self-confident were important factors in nurses’ clinical decision making, organizational culture and structure were the core variables affecting other variables. Nurse managers and nurse educators are responsible for identifying barriers and enhancing factors within the organizational structure that facilitate nurses’ clinical decision-making.
    Keywords: Clinical decision making, Grounded theory, Nursing education, Nursing profession, Selfconfidence, Professional empowerment, Organizational culture
  • Fariba Haghani, Ali Shariatmadari, Ezzatollh Naderi, Alireza Yousefi Pages 16-20
    Introduction
    Considering the fundamental role of teaching methods in promoting the quality of education, the emphasis on the necessity of a revise in teaching methods used by continuing education programs, and insufficient observantional studies about teaching process, this research was designed to study the teaching methods of continuing medical education (CME) programs in Isfahan University of Medical Sciences based on establishment, continuing, effectiveness, and concluding the communication.
    Methods
    This study was performed as field research. The data gathering method was observation. The vali- dity and reliability of the observation form was confirmed by content validity and test/re-test. The researcher observed 89 CME programs including seminars, conferences, congresses and composed programs. The data was analyzed by SPSS software. Frequency distribution of all factors was calculated.
    Results
    The results concerning the teaching factors revealed that, in establishment of communication more than half of the teaching methods and in continuing the communication more than two third were weak and very weak. Forty percent of teachings in continuing the communication and more than 50% in concluding the communication were good and very good. Also, in most cases, "lecture" was used as the main teaching method in CME programs, but in some programs, question/answer, case presentation and demonstration methods of teaching were also used.
    Conclusion
    The teaching methods of CME programs need a serious revise. In order to improve the quality of continuing education, it is recommended to train faculty members regarding the process of education, teaching, adult learning theory and new models of teaching.
    Keywords: Teaching methods, Continuing Education Programs, General practitioners
  • Masoud Roudbari, Minoo Yaghmayi, Jalal Zarif Houshyar Pages 24-30
    Introduction
    Investigating educational situations of interns in different departments is one of the objectives of educational planning in order to prevent a low quality education and provide some solution for that. This study was done to investigate the learning situation of male and female interns in Obstetrics and Gynecology Department at Zahedan University of Medical Sciences in order to compare the amount of their learning, and to provide some suggestions to improve the quality of learning and education.
    Methods
    All inters (30 males and 40 females) in Zahedan Medical University have participated in this descriptive study during 2002. The data collection tool was a questionnaire which included questions regarding common emergencies and diseases of obstetrics and gynecology, and different learning criteria. The data analysis was done by SPSS software using mean, standard deviation, frequency of learning criteria and Chi-square.
    Results
    The mean of frequency of learning indicators such as observation, discussion on bedside, managing under the supervision of residents and attending physicians, and personal management, in common emergencies and diseases of obstetrics and gynecology in male interns were lower than female interns. Furthermore, the mean of frequency of managing capabilities in common emergencies for male and female interns were 12% and 70.5%, respectively. These values for common diseases were 14.2% and 59.3%, in male and female interns, respectively. The Chi-square test showed a significant relationship between the learning criteria, and proper managing capabilities.
    Conclusion
    Considering the low frequency of learning indicators such as observation, discussion on bedside, managing under supervision of attending physicians and residents, and personal managemen,t in male interns, and a need to their service in deprived areas, it is necessary to improve the learning quality in obstetrics and gynecology department, especially for male interns.
    Keywords: Education, Obstetrics, Gynecology, Emergency diseases, Common diseases, Learning criteria, Interns
  • Massoumeh Saberian, Saeed Haji Aghajani, Raheb Ghorbani, Majid Kassaei, Lida Fattahizadeh Pages 33-37
    Introduction
    The universities attempt to facilitate the possibility of using the internet for faculty members by providing and expanding internet services. Since internet affects the quality of scientific researches at the university, it seems necessary to investigate the possibility and process of expanding the use of internet. This study was performed to investigate the use of internet among faculty members of Semnan University of Medical Sciences.
    Methods
    In this descriptive study, all faculty members of Semnan Medical University were investigated. The data gathering tool was a questionnaire whose validity and reliability had been confirmed and contained 4 demographic questions and 14 questions related to the use of internet. The sampling method was census. Out of 100 questionnaires, 62 were completed by faculty members. Then, the data were analyzed by descriptive statistics using SPSS software.
    Results
    In total, 91.9% of faculty members used internet among which 68.3% used internet at home and 30% at work, and 50.8% used internet less than one hour per day. Faculty members (66.7%) believed that the speed of access to internet was undesirable. Thirty seven point three percent had access to internet 24 hours a day. Sixty four point nine percent of the cases were in agreement with filtrating the un-ethical websites. Eighty point seven percent believed that subscribing academic databases by university was necessary. Faculty members used internet for research activities (74.2%), teaching information (72.6%), and electronic mail (59.7%). Fifty percent of them felt that taking part in internet training workshops was necessary.
    Conclusion
    The faculty members of Semnan Medical University do not use internet in a vast level which could be because of time limits or their lack of capability in using internet properly. It is recommended to provide faculty members with educational workshops and classes so they can take advantage from internet facilities and on-line databases.
    Keywords: Internet, Faculty members, Databases
  • Mehri Ghafourian Borujerdi, Abdolhosein Shakournia, Hossein Elhampour Pages 40-43
    Introduction
    Teaching evaluation is a process to improve the quality of teaching and promote the educational activities. It is carried out by the majority of universities, and the faculty members get the feedback of the evaluation results. The aim of this study was to determine faculty member's viewpoints concerning the effect of evaluation results feedback on improving the quality of their teaching.
    Methods
    In a descriptive study all faculty members (non-clinical) of Ahvaz Medical University (N=130) were investigated using a questionnaire whose content validity was confirmed by experts and its reliability by Alpha Cronbach. The data was analyzed by SPSS software using frequency and Chi-square test.
    Results
    Although 55.1% of faculty members were in agreement with the present teacher evaluation system, 85% of them believed that the feedback of evaluation results was useful in improving the teaching quality. Faculty members (55.4%) believed that announcing the evaluation results to the chair of the department was useful in improving the quality of teaching. Also 49.5% of them believed the same thing about announcing the results to the dean of the faculty. The results also showed a significant relationship between academic rank of faculty members and their viewpoints toward feedback of evaluation results in improving the teaching quality.
    Conclusion
    It seems the majority of faculty members consider evaluation results report as a useful feedback for improving the quality of teaching. Hence, a more detailed planning by educational authorities is recommended to motivate faculty members for more cooperation in educational activities which leads to promoting the quality of education.
    Keywords: Evaluation, Feedback, Quality of teaching, Faculty members
  • Reza Ghaderi, Reza Dastjerdi, Zahra Sorush, Marzieh Mouhebati Pages 45-51
    Introduction
    Different factors can make students interested in studying medicine and cause a positive attitude towards their course of study, or in contrast, lead to their boredom, distraction, and disappointment to continue their education. Thus, this study aims to assess influential factors in the attitude of medical students towards their own discipline.
    Methods
    A survey study was performed on 227 medical students who were chosen by stratified random sampling. The data was gathered by a self-administered questionnaire covering different factors affecting medical students’ attitude towards studying medicine. The data was analyzed by SPSS software using mean, frequency and chi-square tests.
    Results
    Personal interests, serving society, social status of medicine, and society's belief on the importance of medicine were the most important factors in choosing medicine as a discipline. Teachers’ evaluation method, shortage of research facilities, lack of job security, and educational regulations were among the most important factors causing a negative attitude in medical students towards studying medicine. The feelings to help patients and satisfy others were the most important factors causing a positive attitude in students. Although the interest in medicine had decreased during different years of study, no significant difference was observed. There was a significant relationship between students’ attitude and some of their demographic characteristics.
    Conclusion
    The problems resulting from evaluation methods, research facilities and future job security were the most important factors causing a negative attitude towards medicine. Therefore, accurate educational planning, having standard examinations and planning to achieve professional security can improve these attitudes.
    Keywords: Attitude, Medicine, Medical Students
  • Navid Koleini, Farnaz Farshidfar, Behzad Shams, Mansour Salehi Pages 54-58
    Introduction
    In the previous studies in the field of medical education, problem based learning and lecture based learning have been compared, but, due to the learning habits of Iranian students and special condition of education, the effects of these two methods have been less investigated in Iranian universities so far. This study attempts to compare the effects of these two methods on students’ knowledge in molecular biology course and also to assess students’ attitude towards this course in problem based learning group.
    Methods
    This quasi-experimental study was applied on first year medical students of Isfahan University of Medical Sciences (64 students). Half of the students, after taking part in a 3 day PBL workshop for learning the needed skills, started working in PBL groups under the supervision of the students of higher levels. The control group spent the course with the traditional lecture method. At the end of the course, students’ knowledge was assessed by multiple choice questions and short answer essay questions in both groups and also the attitude of experimental group was assessed by a questionnaire. The data was analyzed by SPSS software using t-test.
    Results
    The mean score of knowledge was 14.3±1.7 and 12.8±1.8 in the experiment and control group, respectively. There was a significant difference between the knowledge score of the experiment and control groups. The attitude of the experimental group towards the applied educational method was positive.
    Conclusion
    The present study revealed that Problem Based Learning method was successful compared with current learning methods. More studies are recommended to consider replacing the current educational methods with problem based learning method.
    Keywords: Medical education, Problem Based Learning, Medical students, Lecture Based Learning
  • Mohammad Malakoutian, Abdoalrahim Parvaresh Pages 61-65
    Introduction
    Each year, the Medical Sciences Universities admit a number of young individuals for the study in the field of environmental health. This admission has been largely increased since 1996. Thus, the employment of these graduates remains as a difficulty in this field. This study was carried out to determine the occupational situation of different levels of environmental health graduates and to suggest some strategies for long term planning.
    Methods
    In this descriptive survey, 972 graduates of environmental health with associate, BS and MS degree, throughout the country, who were selected by simple random sampling method, filled a self-administered questionnaire. The validity and reliability of the questionnaire was confirmed by content validity and test/re-test. Data analysis was done by SPSS software using frequency distribution and Chi2 test.
    Results
    Based on the results, 64.6% of graduates holding associate degree, and 42.7% of graduates holding BS degree were unemployed pending June 2003. The percentage of unemployment rate among MS graduates was much less than other graduates (3.7%). Meanwhile, among associate and BS degree graduate, the highest percentage of unemployment rate was for female graduates.
    Conclusion
    Due to the high percentage of unemployment in associate and BS graduates of environmental health, it is recommended to reduce the students’ admission capacity. It is also suggested to enhance the academic knowledge and capabilities of graduates by making some revisions in the curriculum content, and to provide necessary background for their future employment. Since more unemployed graduates are among females, it seems that environmental health field is a kind of manly job. Therefore, more cautious is needed in admitting more female students.
    Keywords: Graduates, Employment, Environmental Health
  • Farahnaz Mardanian, Mounes Kazerouni Zadeh Pages 68-70
    Background
    The factors affecting learning have been always under special consideration by educational experts. It seems necessary to learn about students’ study habits, styles and resources to realize their weaknesses and strengths, and make suggestions regarding educational revisions based on this information. This study was performed to determine medical students, interns and residents study styles in obstetrics and gynecology department in Shahid Beheshti Hospital of Isfahan.
    Methods
    In a descriptive study, 260 medical students, interns and residents were studied through a simple random sampling. The data gathering tool was a questionnaire whose validity was confirmed by content validity and its reliability by test/re-test. The data was analyzed by SPSS software using relative and absolute frequency.
    Results
    45% of the students and 50% of interns studied books during the semester and used their notes for the exam as a study resource. The residents always used books. Most students, interns and residents studied translated books. Forty two point five percent of them had a special hour for the study and most of them studied during the night. Being married, having children and residents’ responsibilities at the hospital were the most important barriers for studying in this group.
    Conclusion
    The study method, duration and resources used by students, interns and residents were inadequate and require some changes. It is also recommended to provide them with education and facilities in this regard.
    Keywords: Study styles, Interns, Medical Students, Residents
  • Mehdi Nematbaksh Pages 73-74
  • Alireza Yousefi Pages 75-76
  • Tahereh Changiz Page 77