فهرست مطالب

تاریخ علم - سال دوم شماره 1 (پیاپی 2، پاییز 1383)
  • سال دوم شماره 1 (پیاپی 2، پاییز 1383)
  • 189 صفحه، بهای روی جلد: 20,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1383/09/25
  • تعداد عناوین: 9
|
  • سید احمد هاشمی صفحه 3
    مقاله حاضر جستاری است در معرفت شناسی اندیشه دوره اسلامی. این جستار درصدد بررسی محتوای میراث فکری دوره اسلامی نیست، بلکه ساختار عقلانیت پدیدآورنده این میراث را می کاود; و بدین نتیجه می رسد که این عقلانیت، عقلانیتی تماما عربی نیست، بلکه برخی از مؤلفه های سازندهء آن عربی و برخی دیگر غیر عربی است. بعلاوه حتی در شکل گیری مؤلفه های عربی آن نیز ویژگی های فرهنگ های غیرعربی مؤثر بوده است.
    کلیدواژگان: طبقه بندی علوم، علوم اوائل، علوم اواخر، تفکر عجمی، تفکر عربی، عقل، نظام معرفتی، نگریستار، نهضت ترجمه
  • رضا عبداللهی صفحه 41
    دوره ها رکن رکین گاه شماریهای ایرانی از آغاز تا به امروز بوده است. در دوران هخامنشیان گاه شماری شمسی- قمری با دورهء19ساله به کار می رفته است. سلوکیان گاه شماری شمسی- قمری با دورهء25 ساله را به کار می بردند. اشکانیان در آغاز همان شیوهء سلوکیان را ادامه دادند، ولی به زودی با مبدا مستقلی که از شروع سلطنت سلسلهء خود تاسیس کردند گاه شماری شمسی را رسمیت دادند. در دورهء ساسانیان گاه شماری دورهء اشکانیان به دو صورت عرفی و وهیژکی (بهیزک) متداول گردید. دورهء برقراری کبیسه در هر 120 سال در دورهء ساسانیان موضوع مطالعات بسیاری از محققان ایرانی، شرق شناسان شده است. کبیسهء مضاعفی که در سال 461 م در دوران سلطنت فیروز (459-484 م) پسر یزدگرد دوم در گاه شماری وهیژکی برگزار شده است، نزدیک به 600 سال یعنی تا تاسیس مبدا گاه شماری جلالی نقطهء عطف محاسبات برقراری کبیسه در گاه شماریهای ایرانی در ایران وحتی سایر مناطق در قلمرو اسلامی بوده است. شیوهء برگزاری کبیسه در گاه شماری جلالی یکی از افتخاراتی است که منجمان و ریاضی دانان ایرانی نزدیک به هزار سال پیش به آن دست یافته اند. متاسفانه هیح گاه و حتی در دوران معاصر برای کاربرد دوره های برقراری کبیسه و بسیاری دیگر از ارکان اصلی گاه شماری محمل قانونی لازم تدارک
    کلیدواژگان: تقویم هجری شمسی، دوره 128 سالی، دوره 2820 سالی، ذبیح بهروز، احمد بیرشک، ماشاءالله علی احیایی
  • موسی اکرمی صفحه 61
    طول سال حقیقی خورشیدی با عوامل گوناگونی تغییر می کند به گونه ای که محاسبهء دقیق آن برای هر سال بسیار دشوار است. از این رو به نظر نگارنده، تقویم نگاری خورشیدی باید بر اساس طول سال متوسط خورشیدی بنا گردد. این طول سال متوسط خود یک عدد صحیح نیست (24219879/365روز). از این رو در تقویم نگاری خورشیدی باید کبیسه گیری خاصی منظور گردد تا انطباق هرچه بیشتری میان طول سال تقویمی و طول سال طبیعی پدید آید. مطابق قانون مصوب 1304 ش مجلس شورای ملی، گاهشماری کنونی ایرانی یک گاهشماری خورشیدی است. اما قانون دربارهء طول سال خورشیدی و چگونگی کبیسه گیری سکوت کرده است و این امر موجب اختلاف بسیار میان تقویم نگاران کشور شده است. نگارنده با اعتقاد به لزوم پذ یرش طول سال متوسط خورشیدی کوشیده است با محاسبهء رایانه ای بهترین کبیسه بندی را در دوره یا دوره های مناسب به دست آورد. بر پایه این محاسبات دورهء2820 سالی. با کبیسه بندی ویژه، بهترین دورهء ممکن برای هر گاهشماری خورشیدی مطلوب. از جمله گاهشماری کنونی ایرانی. است به گونه ای که با این دوره و کبیسه بندی ویژهء آن دقیقترین تقویم ممکن به دست می آید، و، تصویب قانونی آن می تواند به اختلاف موجود میان تقویم نگاران پایان دهد.
    کلیدواژگان: گاهشماری، طول سال متوسط خورشیدی، کبیسه گیری، گاهشماری جلالی، گاهشماری کنونی ایرانی، گاهشماری جهانی، دوره 2820 سالی
  • محمد باقری صفحه 93
    مقالهء حاضر حاوی ویرایشی از ترجمه فارسی زیج شستکه است که حسین بن موسی هرمزی، اخترشناس ایرانی، آن را در حدود 10 قرن پیش به عربی نگاشته است. این رسالهء کوتاه برخلاف عموم زیج ها، شامل جدولهای مفصل نجومی نیست و تنها دو جدول نسبتا مختصر دارد که به محاسبهء اجتماع و استقبال ماه و خورشید و به رؤیت هلال ماه مربوط می شود. روش هرمزی برای محاسبهء طول دایره البروجی ماه وخورشید و سیارات مبتنی بر استفاده از تقویم های نجومی چهار سال اخیر نسبت به سال مورد نظر است. هرمزی عملا از دورهء تناوب های شناخته شده هر جرم سماوی برای تعیین طول سماوی آن استفاده می کند. در پایان ویرایشی ترجمه فارسی زیج شستکه، تحلیل مقدماتی روش های هرمزی و نیزتصویر یک نسخهء خطی عربی بسیارکهن آمده است.
    کلیدواژگان: زیج شستکه، هرمزی، خورشید، ماه، سیارات، طول دایره البروجی، رویت هلال ماه
  • عبدالله انوار صفحه 119
    کتاب اصول اقلیدس با دو ترجمه، معروف به هارمونی و مامونی. مشتمل بر سیزده مقاله در دوره نهضت ترجمه وارد فرهنگ اسلامی شد اما هندسه موجود در منابع اسلامی، دومقالهء دیگر از ایسقلاوس را نیز دربردارد. بوعلی نیز در نگارش هندسهء شفا با اصل قرار دادن همین پانزده مقاله، به ارائهء استدلال های خویش پرداخته است. در این مقاله، برای آشنایی با نحوه استدلال بوعلی سینا، قضیه تقسیم خط به نسبت ذات وسط و طرفین عرضه و تبیین می شود.
  • فاطمه سوادی صفحه 137
    حساب شصتگانی که از ارکان حساب دوره اسلامی به شمار می رود، علاوه بر محاسبات نجومی، در محاسبات دقیق، مانند به دست آوردن جذر و کعب اعداد صحیح غیر شصتگانی نیز کاربرد داشته است و ریاضیدانان مسلمان، پیش از ابداع و رواج کسرهای اعشاری، برای نمایش قسمت کسری اعداد از کسرهای شصتگانی بهره می جستند. نظام عددنویسی و حساب شصتگانی سابقه ای بس طولانی در تاریخ ریاضیات دارد. سومری ها در حدود 2000 ق. م این نظام عدد نویسی را ابداع کردند و حساب مبتنی بر آن را گسترش دادند. حساب شصتگانی متشکل از چهار عمل اصلی و استخراج جذر و کعب اعداد شصتگانی است. رسالهء مورد بررسی در این مقاله که منسوب به شرف الدین طوسی، ریاضیدان بزرگ ایرانی است- دربرگیرندهء استدلال بر روش ضرب، تقسیم شصتگانی، برمبنای تناسب است.
    کلیدواژگان: حساب شصتگانی، نظام عدد نویسی، ارزش مکانی، واحد، مرتبه، ضرب، تقسیم، تناسب
  • محمد دانش پژوه صفحه 159
    نوشته های تاریخ عمومی پزشکی به زبان فارسی، به صورت ترجمه یا تالیف در کشور ما سابقه کهن دارد ولی تاریخ رشته های تخصصی پزشکی کمتر مورد توجه بوده است. هدف این مقاله آن است که کوره راهی را در یکی از این زمینه ها باز کند و انگیزه پژوهش در جوانان صاحب اندیشه را فراهم آورد. از زمانی که آدمی سخن آغاز کرد و خرد ورزید، از قلب خود نیز سخن گفت، اما نمی دانست که این عنصر چه نقشی دارد و بیماریهای آن کدام است. در طول قرون گذشته، آراء مطرح شده در این باره جز پاره ای خیال پردازی و نشانی های نادرست و عللی دور از حقیقت، نبود و آگاهی متکی بر علم کمتر در میان بود. در پزشکی بابلی، آشوری و مصری اشاره های غیر مستقیم به سکته قلبی و حتی آندوکاردیت باکتریائی شده است. مصریان و به ویژه چینیان به شرح نبض شناسی پرداختند، که از اولین نشانه های فیزیکی شناخته شدهء بیماری قلبی است. در آثار بقراط از تشریح ماهیچه و دریچه های قلب سخن رفته است ولی به نظر وی در سرخرگ، خون جاری نیست. ارسطو از نخستین کسانی بود که به تشریح «حیوان» پرداخت و از حرکت موجی خون یاد کرد. پس از میلاد مسیح و در دوران رومیان اشاراتی به برخی از نشانه های بیماری قلبی دیده می شود که در پزشکی جدید با شناخت پیشرفته بیماری ها می توان با پس نگری علت بیماریها را در آن دوره بازشناخت. جالینوس در قرن دوم میلادی، همچنان بر داده های تشریحی اتکا می کرد و در شناخت فیزیولوژی گردش خون به بیراهه رفت.
    کلیدواژگان: قلب، بیماریهای قلب، گردش خون، تاریخ پزشکی
|
  • S. Ahmad Hashemi Page 3
    The present article is a survey into the epistemology of thought in the Islamic era. It does not intend to examine the content of the heritage of Islamic thought but to search the structure of the rationality that created it. This rationality is not merely Arabic but some of its constituents are Arabic and some of them are non- Arabic. Moreover, the formation of Arabic Constituents of that rationality were also affected by the Characteristics of non-Arabic cultures.
  • Reza Abdollahi Page 41
    Periods are the most important parts of the Iranian calendars. During the Achaemenien dynasty the lunisolar 19-year system was in official use. The lunisolar 25-year cycle of intercalation was in use by the Seleucid.At first the Arsacid used the same way of the Seleucid, but then used the solar calendar with the era of the first king of the dynasty. During the Sassanid era the Arsacid calendar became popular in two forms of common civil (or khirājī) and Vahijkik (one month intercalation in every 120 years).The period of leap years in every 120 years during the Sassanid era have been studied by Iranian researchers and orientalists. The doubled intercalary which was two months simultaneously in 461 A.D. during Firūz monarchy (the son of Yesdgerd II, 484-459 A.D.), has been the turning point of intercalary not only in the Iranian calendar but also in other Islamic possessions for about 600 years.The new way of intercalary which was applied in Jalālī calendar is an honor for the Iranian mathematicians and astronomers which found it about 1000 years ago.Unfortunately, there would never be a periodical usage for the leap years, even in the present formal Hejira solar calendar.The 2820-year intercalation period is one of the new innovations which presented by some modern researchers, but its way lacks accuracy and efficiency of the 128-year historical intercalation period.
  • Musa Akrami Page 61
    The length of real solar year has some variations because of different factors, in a way that is very difficult to compute it for each year. The solar calendar, therefore, must be based on the average length of the solar year. This length, i.e. tropical year, is not an integer (365.24219879 days). Thus in solar calendar, we must make use of some special intercalation in order to get the length of calendar year as much close to the length of natural year as possible.The present Iranian calendar is a solar one. But the law is silent about the length of solar year and the method of intercalation, the fact that has brought about discrepancies among the experts in Iranian calendar.Believing in the necessity of accepting the average length of solar year, the author has tried to find the best intercalation and appropriate cycle(s), by using a computer program. As the result of these computations, a 2820-year cycle, with its special system of leap years, is the best possible, since it prepares a cycle for any ideal solar calendar, including the present Iranian calendar. The author claims that this cycle (with its method of intercalation) would put an end to discrepancies among the scholars.
  • Mohammad Bagheri Page 93
    This article provides an edition of the Persian translation of Zīj-i Shustaka written originally in Arabic by an Iranian astronomer, Husayn b MūsāHurmuzī, around 10 centuries ago. Different from most known Zījes, this short treatise does not include many detailed tables. It only has two relatively small tables for calculating the conjunctions and oppositions of the sun and the moon, and the lunar crescent visibility. Using the astronomical calendars of four years prior to the given year, Hurmuzī calculates the ecliptical longitudes of the sun, the moon, and the planets. He actually makes use of the known periods of the motions of the celestial bodies. A preliminary analysis of his methods follows the Persian text. A photo of a very old Arabic manuscript is also provided at the end of the article
  • Abdollahanvar Page 119
    Euclid’s Principles, which contains thirteen articles in geometry, was transferred to Islamic world via two translations entitled Hārūnī and Ma’mūnī. The geometry books of Islamic era contain two additional articles by Hypsicles. Avicenna compiled the chapter of geometry of Shifāon the basis of these fifteen articles, and presented his own reasoning.In order to be familiar with Avicenna’s method of reasoning, the proposition of cutting a certain line in extreme and mean ratio will be discussed in this article.
  • Fatema Savadi Page 137
    The sexagesimal system, which is considered one of the major fields of arithmetic during the Islamic period, has widely been applied in astronomical calculations up to present. This system is also used in precise mathematical calculations, like deriving the square and cube roots of non-sexagesimal numbers. Muslim mathematicians used sexagesimal numeration system to write decimal place values, before the development of the decimal numeration system to a fully positional one. The sexagesimal numeration system was invented and developed by the Sumerians and dates back to around 2000 B.C.
  • Mohammad Daneshpajouh Page 159
    Writings regarding of the history of general medicine as translations or original works has a long history in our country, but when it comes to the history of specialized medicine less attention was paid. The purpose of this article is to open a narrow path and to motivate the young thinkers to do research.From the time the man began to converse and express wisdom, he spoke about his heart; however he did know the role of neither this part nor its diseases. The theories which have been propounded over the centuries have mostly been incorrect and far from reality.In Babylonian, Assyrian and Egyptian medicine, there have been indirect allusions to myocardial infraction and bacterial endocarditic. The Egyptians and the Chinese in particular have spoke about sphygmology which is one of the first direct physical signs of heart disease. In Hippocrates's writings, the heart muscle and valves are pointed out, but he believed that there was no blood in the arteries.Aristotle was among the first who dissected animals and talked about the circulatory blood. After the birth of Christ and in Romans era, there have been some symptoms of cardiac which retrospectively lead us to the etiology of heart disease. Galen in the second century gives us some information about the circulatory system; also mislead us regarding its physiology.