فهرست مطالب

آفات و بیماریهای گیاهی - شماره 1 (شهریور 1383)
  • شماره 1 (شهریور 1383)
  • 164 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1383/06/18
  • تعداد عناوین: 8
|
  • بررسی تنوع ژنتیکی گروه های سازگار رویشی قارچ Fusarium oxysporum f.sp.betae در مزارع چغندر قند استان خراسان با استفاده از نشانگرهای مولکولی RAPD
    رعنا دستجردی، جواد مظفری، ماهرخ فلاحتی رستگار، بهروز جعفرپور صفحه 1
    تنوع ژنتیکی بین گروه های سازگار رویشی مشاهده شده درقارچ Fusarium oxysporum f.sp. betae، عامل پژمردگی آوندی در مزارع چغندرقند استان خراسان، با استفاده از نشانگر های مولکولRandom Amplified Polymorphic DNA (RAPD) بررسی گردید. به این منظور، 9 جدایه بیماری زا به نمایندگی از 9 گروه سازگار رویشی مختلف و هم چنین یک جدایه بیماری زای خود ناسازگار رویشی انتخاب شدند. واکنش های RAPD-PCR روی DNA استخراج شده از توده میسیلیومی قارچ و با استفاده از آغازگر های تصادفی UBC انجام گرفت. شش آغازگر، 117 لوکوس قابل رویت را مشخص نمودند که در میان آن ها، 83 لوکوس (71% لوکوس ها) پلی مورفیسم خوبی را در تمام جدایه ها نشان دادند. الگوی RAPD توانست گروه های سازگار رویشی مختلف را از هم تفکیک نماید. قرابت ژنتیکی جدایه ها بر اساس ماتریکس فاصله ژنتیکی و با استفاده از تجزیه کلاستر محاسبه گردید. همانطور که انتظار میرفت جدایه خود ناسازگار GL9 و جدایه های سازگار رویشی در دو گروه جداگانه اصلی قرار گرفتند. مطالعه تنوع درون گروه های سازگار رویشی نشان داد که در اکثر موارد اعضای یک گروه سازگار رویشی در یک کلاستر قرار می گیرند. این موضوع قرابت ژنتیکی بالای آن ها را به اثبات می رساند. گروه بندی جدایه ها، چهارکلاستر مجزای ژنتیکی را آشکار ساخت. اگر چه جدایه غیر بیماری زای GL3 به همراه جدایه های بیماری زای KR2 وN36، از VCG 8، در یک کلاستر ژنتیکی جای گرفتند؛ اما قرابت ژنتیکی بیشتردرجدایه های بیماری زای KR2 و N36 آن ها را در یک کلاستر فرعی و جدا از جدایه های غیر بیماری زا طبقه بندی نمود. تعیین فاصله ژنتیکی چنین جدایه هایی، با نشانگر VCG امکان پذیر نمی باشد. نتایج تجزیه کلاستر و رسم دندروگرام نشان داد که گروه های سازگار رویشی در مقایسه با مناطق جغرافیایی نقش مهم تری را در ایجاد پلی مورفیسم بر عهده داشته اند.
    کلیدواژگان: تنوع ژنتیکی، Fusarium oxysporum، چغندر قند، مارکرهای مولکولی، RAPD، بیماریهای گیاهی
  • بررسی بیولوژی پشه گل آذین انبه در استان هرمزگان
    حسین پژمان، مجید عسگری صفحه 19
    پشه گل آذین انبه Erosomyia mangiferae (Diptera: Cecidomyiidae) از آفات جدیدی است که در دهه اخیر خسارت شدیدی به باغات انبه استان هرمزگان وارد کرده است. بیولوژی این حشره با نمونه برداری های منظم هفتگی و استفاده از روش آستین های توری در طی سال های 1377- 1376 در استان هرمزگان مورد مطالعه قرار گرفت. بررسی ها نشان داد که آفت در کلیه مناطق انبه کاری شهرستان های رودان، میناب و بندرعباس وجود دارد. میانگین درصد آلودگی گل آذین های جمع آوری شده از دو منطقه رودان و میناب به ترتیب 5/67 و 25/59 درصد تعیین شد. شدت آلودگی گل آذین ها به لارو بین صفر تا 326 لارو در هر گل آذین متغیر بود. پشه گل آذین در فصل گلدهی درختان انبه (دیماه لغایت فروردین ماه) فعال است و بقیه ایام سال را بصورت شفیره درون خاک می گذراند. همزمان با ظهور گل آذین بر روی درختان انبه حشره های کامل ماده در طبیعت ظاهر و شروع به جفتگیری و تخم ریزی درون جوانه های گل و محورهای اصلی و فرعی گل آذین کردند.
    طول دوره جنینی تخم این حشره 2-1 روز بود. پس از تفریخ تخم ها، لاروهای جوان از محتویات داخل جوانه های گل تغذیه و مانع باز شدن و تلقیح آنها شدند. رشد و نمو قارچ عامل بیماری آنتراکنوز انبه (Colletotrichum gloeosporioides) در محل سوراخ های خروجی لاروها روی انشعابات گل آذین سبب تشدید خسارت و در نهایت سیاه شدن، خشکیدن، ریزش جوانه های گل و کاهش تشکیل میوه گردید. در آلودگی های شدید هیچ میوه ای روی گل آذین تشکیل نشد.
    لاروها پس از تغذیه کامل، از گل آذین خارج و جهت شفیره شدن وارد خاک شدند. طول دوره لاروی و شفیرگی حشره در شرایط طبیعی میناب به ترتیب 13-6 و 8-6 روز تعیین شد. طول دوره یک نسل حشره بطور متوسط 20 روز بود و 4-3 نسل همپوشان در فصل گلدهی انبه ایجاد نمود. حداکثر انبوهی جمعیت حشره در منطقه میناب در دهه سوم بهمن ماه مشاهده گردید.
    کلیدواژگان: انبه، پشه گل آذین، بیولوژی، مناطق انتشار، آلودگی
  • بررسی اثر دوره بحرانی رقابت علف های هرز بر عملکرد، اجزای عملکرد و خصوصیات مورفوفیزیولوژیک لوبیا رقم درخشان
    عبدالرضا احمدی، محمدحسن راشد محصل، محمدعلی باغستانی، مجید رستمی صفحه 31
    با هدف بررسی اثر تیمارهای عاری از علف های هرز و آلوده به علف های هرز بر عملکرد و اجزاء عملکرد لوبیا در شرایط آب و هوایی منطقه بروجرد، آزمایشی در سال زراعی 1381 در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 4 تکرار و 12 تیمار اجرا گردید. تیمارهای آزمایش شامل دو گروه 6 تایی بر اساس دوره های 14 روز پس از سبز شدن گیاه زراعی بودند. گروه اول تیمارها برای تعیین دوره بحرانی حذف علف های هرز از هنگام سبز شدن گیاه زراعی تا مراحل 14، 28، 42، 56 و 70 روز پس از سبز شدن همراه با تیمار شاهد (تمام فصل عاری از علف هرز)، و گروه دوم برای تعیین دوره بحرانی تداخل علف های هرز تا مراحل 14، 28، 42، 56 و 70 روز پس از سبز شدن و تیمار شاهد (تداخل علف های هرز در تمام فصل) طرح ریزی شدند. نتایج حاصل نشان داد که با افزایش طول دوره های رقابت علف های هرز عملکرد دانه، وزن خشک کل، ارتفاع، شاخص سطح برگ، سرعت رشد محصول و سرعت رشد نسبی لوبیا بطور بسیار معنی داری کاهش یافتند. همچنین مشخص شد که در بین اجزا عملکرد لوبیا حساس ترین جز به رقابت علف های هرز تعداد غلاف در بوته بود و وزن 100 دانه لوبیا از حساسیت کمتری نسبت به تعداد غلاف در بوته برخوردار بود.
    کلیدواژگان: رقابت، لوبیا، عملکرد و اجزا عملکرد و شاخصهای رشد
  • بررسی امکان استفاده از باکتری های آنتاگونیست برای کنترل بیولوژیک بیماری مرگ گیاهچه پنبه در گلخانه
    اصغر حیدری، هیوا فتاحی، حمیدرضا زمانی زاده، نادر حسن زاده، لاله نراقی صفحه 51
    دراین تحقیق امکان کنترل بیولوژیک بیماری مرگ گیاهچه پنبه با استفاده از باکتری های آنتاگونیست در شرایط گلخانه مورد بررسی قرار گرفت. ابتدا 50 جدایه باکتریایی جداشده از خاک و ریزوسفر مزارع پنبه و چغندرقند استان های خراسان، سمنان و گلستان از کلکسیون موجود در آزمایشگاه انتخاب و خواص آنتاگونیستی آنها بر علیه قارچ Rhizoctonia solani عامل بیماری مرگ گیاهچه برروی محیط کشت مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس نتایج بدست آمده 17 جدایه از موثرترین جدایه ها جهت انجام آزمایشات گلخانه ای انتخاب شدند. جدایه های فوق در گلخانه با دو روش پوشش بذری (Seed coating) و افزودن سوسپانسیون به خاک (Soil drench) بر علیه دو شکل بیماری مرگ گیاهچه در حالت قبل و بعد از سر برآوردن گیاهچه ازخاک (Pre- and post emergence damping-off) و در مقایسه با قارچکش های یتاواکس و کاربوکسین- تیرام مورد ارزیابی قرار گرفتند. بر اساس نتایج بدست آمده در مجموع 7 جدایه باکتری موثرترین جدایه ها ازنظر کاهش بیماری مرگ گیاهچه در حالت های مختلف بودند. جدایه های فوق با استفاده از آزمایش های استاندارد باکتری شناسی مورد شناسایی قرار گرفتند که در نتیجه 4 جدایه متعلق به جنس Bacillus و 3 جدایه دیگر Pseudomonas fluoresces تشخیص داده شدند.
    کلیدواژگان: پنبه، مرگ گیاهچه، مبارزه بیولوژیک، باکتری، آنتاگونیست
  • اثر مشتقات چریش، Azadirachta indica. بر نماتد مولد غده ریشه، Meloidogyne javanica، در گوجه فرنگی
    سیدعباس حسینی نژاد صفحه 69
    نماتد مولد غده ریشه،.Meloidogyne javanica، یکی از عوامل خسارت زا بر محصولات زراعی و باغی، مخصوصا سبزی و صیفی میباشد. براساس شواهد موجود این نماتد بطور گسترده و با شدت آلودگی متفاوت ازمزارع گوجه فرنگی کشور گزارش گردیده است. روش های مدیریتی مختلفی جهت مبارزه با این نماتد اعمال می گردد و از آنجاییکه استفاده از سموم شیمیایی خالی از مخاطرات زیست محیطی نمی باشد از سال ها قبل توجه محققان به استفاده از روش های غیر شیمیایی از جمله استفاده از گیاهان دارای خاصیت نماتد کشی معطوف گردیده است. تحقیقات درارتباط با خاصیت نماتد کشی چریش،Azadirachta indica، که خواص آفت کشی آن از قرنها پیش بر اساس تجربه به اثبات رسیده بود از چند دهه اخیر در اقصی نقاط جهان آغاز گردیده است. در این تحقیق اثرات مشتقات چریش از جمله روغن با غلظت های مختلف (5، 5/12، 25، 50، 75 و 100 درصد) و درتیمارهای مختلف (فرو بردن ریشه لخت گوجه فرنگی درغلظت های مختلف روغن، افزایش غلظت های مختلف روغن بطور همزمان با تلقیح نماتد و افزایش روغن 40روز پس از تلقیح نماتد)، پودرمیوه، پودر مغزدانه، پودر پوست میوه و کنجاله چریش بمیزان10،20 و 30 گرم در هر کیلوگرم خاک در قالب بلوک های کامل تصادفی و درسه تکرار مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج حاصل از این تحقیق بطور کلی بیانگر اثرات مثبت مشتقات مورد استفاده درکنترل جمعیت نماتد درخاک و ریشه گیاه بود. فرو بردن ریشه گیاه در روغن چریش باعث کاهش تعداد گره ها و توده های تخم گردید و حداکثر کاهش در غلظت 100% مشاهده شد. افزودن 10 میلی لیتر روغن به خاک نیز باعث کاهش جمعیت نماتد، توده های تخم و گره ها در ریشه گردید. نتایج مشابهی نیز در ارتباط با استفاده از پودرها و کنجاله چریش بدست آمد و حداکثر کاهش نماتد در تیمار 30 گرم از این مواد در کیلوگرم خاک بدست آمد و حداکثر تاثیر در پودر مغز دانه مشاهده گردید. علیرغم کاهش معنی دار جمعیت نهایی، تعداد گره ها و توده های تخم نماتد در تمامی تیمارهای چریش، بیشترین کاهش نماتد و بیشترین افزایش رشد گیاه در مقایسه با شاهد درتیمار پودر مغز دانه چریش ثبت گردید.
  • ارزیابی قدرت رقابت برخی از ژنوتیپ های گندم زمستانه (Triticum aestivum L) در مقابل علف های هرز با تاکید بر ناخنک (Goldbachia laevigata DC) و یولاف وحشی (Avena ludoviciana Dur) در منطقه کرج
    محمدعلی باغستانی، اسکندر زند صفحه 91
    به منظور ارزیابی قدرت رقابتی ژنوتیپ های مختلف گندم زمستانه آزمایشی سه ساله در مزرعه تحقیقاتی علف های هرز مؤسسه تحقیقات آفات و بیماری های گیاهی در کرج انجام گرفت. آزمایش در بردارنده دو آزمایش مقدماتی (سال زراعی 79 - 1378) و تکمیلی (سال های زراعی 80 - 1379 و 81 - 1380) بود. آزمایش مقدماتی بصورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل 12 ژنوتیپ گندم در دوسطح با علف های هرز (طیف طبیعی) و بدون علف های هرز بود. بر اساس نتایج آزمایش مقدماتی لاین های 6618، M - 75 - 13 و M – 75 -15 به عنوان ژنوتیپ های رقیب و ارقام الموت، قفقاز و لاین M - 75 - 5 به عنوان ژنوتیپ های غیر رقیب در برابر علف های هرز انتخاب شدند. علاوه بر آن دو علف هرز ناخنک (Goldbachia laevigata) و یولاف وحشی (Avena ludoviciana) به عنوان علف های هرز پهن برگ و باریک برگ غالب جهت آزمایش تکمیلی انتخاب گردیدند. آزمایش های تکمیلی نیز به صورت فاکتوریل و در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با 4 تکرار اجرا گردیدند. تیمارهای آزمایشی شامل رقم گندم در 6 سطح و علف هرز در 3 سطح (ناخنک، یولاف وحشی، شاهد بدون علف هرز) بود. بر اساس نتایج آزمایش تکمیلی لاین 6618 وM-75-5 قدرت رقابتی بالا و پایین خود را بر اساس شاخص رقابت، بیوماس علف هرز، عملکرد دانه در شرایط کشت خالص و مخلوط در مقابل دو علف هرز مورد مطالعه حفظ نمودند. نتایج نشان داد که شاخص رقابت معیار مناسبی جهت تشخیص ژنوتیپ های رقیب از غیر رقیب گندم می باشد. مقایسه ومعرفی خصوصیات مرفولوژیک و فیزیولوژیک دو لاین 6618 و M-75-5 می تواند در تشخیص ژنوتیپ های رقیب از غیر رقیب علف هرز در برنامه های به نژادی مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: گندم، علف هرز، یولاف وحشی، ناخنک، شاخص رقابت
  • آستانه خسارت اقتصادی رقابت خردل وحشی (Sinapis arvensis L) در گندم پاییزه (Triticum aestivum L)
    سیدکریم موسوی، حمید رحیمیان، مهدی نصیری محلاتی صفحه 113
    به منظور تعیین آستانه خسارت اقتصادی رقابت خردل وحشی در گندم پاییزه و پاسخ آن به مقدار بذر گندم و کود نیتروژن، آزمایشی به صورت سری های افزایشی در سال زراعی 80-1379 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد اجرا شد. آزمایش دارای سه فاکتور شامل مقدار بذر گندم در سه سطح (175، 215 و 255 کیلوگرم در هکتار)، مقدار کود نیتروژن در دو سطح مطلوب گندم و فراتر از آن (150و 225 کیلوگرم نیتروژن در هکتار) و دامنه ای از تراکم های خردل وحشی بود. آزمایش به صورت کرت های خرد شده (فاکتوریل اسپلیت) در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. برای توصیف کاهش عملکرد ناشی از رقابت خردل وحشی از معادله هذلولی قایمه استفاده شد. با افزایش مقدار بذر گندم از 175 به 215 و 255 کیلوگرم در هکتار، حداکثر تلفات عملکرد مربوط به تراکم های بالای خردل وحشی از 2/57 به 9/50 و 7/41 کاهش یافت. افزایش نیتروژن فراتر از حد مطلوب گندم، در حضور رقابت خردل وحشی، سبب افزایش خسارت ناشی از تک بوته های خردل وحشی در تراکم های پایین (شیب اولیه منحنی) و همچنین افزایش حداکثر کاهش عملکرد ناشی از تراکم های بالای خردل وحشی (مجانب معادله) شد. نتایج نشان داد که افزایش مقدار بذر گندم سبب بالا رفتن 116 درصدی آستانه خسارت و افزایش نیتروژن فراتر از حد مطلوب گندم سبب نزول 53 درصدی آستانه خسارت اقتصادی شد.
    کلیدواژگان: آستانه خسارت اقتصادی، توابع کاهش عملکرد، خردل وحشی، کود نیتروژن، مقدار بذر گندم
  • بررسی جمعیت و درصد آلودگی کرم های پیله خوار (Helicoverpa spp) در کشت های انتظاری و بهاره نخود
    فرناز سیدی صاحباری، نوذر بهرامی صفحه 129
    در این بررسی 8 رقم از ارقام امید بخش نخود از تیپ های کابلی و دسی انتخاب شده و جمعیت کرم های پیله خوار(Helicoverpa spp.) در کشت های انتظاری و بهاره در دو منطقه مراغه (سردسیری) و کرمانشاه (معتدل) طی سال های زراعی 80-1379 و 81-1380 بصورت طرح آماری اسپلیت پلات برپایه بلوک های کامل تصادفی و در سه تکرار روی آنها مورد بررسی قرارگرفت. نتایج این بررسی نشان داد که در منطقه مراغه کشت انتظاری نخود به دلیل عدم تطابق زمانی آن با مراحل زیستی و خسارت زای آفت توان گریز از خسارت کرم های پیله خوار را داشته و جمعیت بسیار پائینی از آفت روی کشت انتظاری مشاهده شد. میانگین جمعیت لارو و درصد آلودگی ناشی از آن در کشت بهاره نخود بیشتر از کشت انتظاری بوده و تجزیه - واریانس نشان داد که بین کشت انتظاری و بهاره از لحاظ میانگین جمعیت لارو و درصد آلودگی اختلاف معنی داری در سطح احتمال 5% وجود دارد. در منطقه کرمانشاه بالعکس جمعیت آفت در کشت انتظاری بطور قابل ملاحظه ای بالاتر از کشت بهاره بوده و در نتیجه کشت بهاره خسارت کمتری نسبت به کشت انتظاری متحمل شد ولی از آنجاییکه گیاهان در کشت انتظاری استفاده بهتری از رطوبت محدود محیط به عمل می آورند، عملکرد کشت انتظاری بیشتر از کشت بهاره بود.
    کلیدواژگان: کرم پیله خوار نخود، درصد آلودگی، نخود ایرانی، کشت انتظاری، کشت بهاره