فهرست مطالب

Veterinary Research - Volume:7 Issue:1, 2006
  • Volume:7 Issue:1, 2006
  • 86 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1385/01/15
  • تعداد عناوین: 17
|
  • مقالات پژوهشی
  • دکتر محمود امین لاری، دکتر صغرا غلامی، دکتر قاسم پرهیزگار، دکتر سلیمان رنجبر صفحه 1
    هدف از این تحقیق مطالعه و مقایسه الگوی الکتروفورتیکی پروتئین های عدسی چشم حیوانات اهلی در مراحل مختلف قبل و بعد از تولد می باشد. عدسی ها از چشم حیوانات (مرغ، گاو، گوسفند، بز و شتر) بالغ و جنین های ذبح شده در کشتارگاه تهیه، در حضور بافر هموژنیزه شده و الکترفورز با سیستم SDS-PAGE روی آنها انجام گردید. در تمام حیوانات غیر از مرغ، اکثر پروتئین ها دارای وزن مولکولی کمتر از 33 کیلو دالتون بودند و سن حیوان در قبل و بعد از تولد تاثیری بر مقدار این پروتئین ها نداشت. پروتئینی با وزن مولکولی 9 کیلو دالتون در عدسی چشم گوسفند دیده شد که در عدسی های گوسفندان قبل از تولد وجود نداشت. تفاوت چشمگیری در پروتئین های عدسی شتر و مرغ در مقایسه با سایر حیوانات مشاهده گردید. در شتر پروتئین های 30 و 38 کیلو دالتونی وجود داشت که غلظت آن در حیوانات دیگر بسیار کمتر بود. در عدسی چشم مرغ پروتئینی با وزن 57 کیلو دالتون پروتئین اصلی بود و در عدسی سایر حیوانات وجود نداشت. غلظت پروتئین هایی با وزن های 25 تا 30 کیلو دالتون همراه با افزایش سن جنین مرغ ها افزایش یافت. مقایسه پروتئین های عدسی جنین و مرغ بالغ نشان داد که در جنین یک پروتئین 38 کیلو دالتونی ناپدید و یک پروتئین 20 کیلو دالتونی پدیدار گردید. این نتایج نشان دهنده تفاوت های گسترده در پروتئین های عدسی چشم حیوانات و تغییرات آنها در زمان های مختلف قبل و بعد از تولد است که می تواند بیانگر تفاوت های عمده در عملکرد فیزیولوژیکی این پروتئین ها قلمدادگردد.
    کلیدواژگان: حیوانات اهلی، کریستالین ها، عدسی چشم، SDS، PAGE
  • دکتر همایون بابائی، دکتر سید نورالدین نعمت الهی ماهانی، دکتر آرش خردمند، دکتر اسماعیل آین صفحه 8
    هدف از مطالعه حاضر ارزیابی استفاده از نی های شیشه ای (GCM) برای انجماد شیشه ای (Vitrification) تخمک های گاو است. پس از جمع آوری تخمدان های گاو از کشتارگاه، تخمک های موجود روی آنها مکیده و 5 تا 6 بار در محیط شستشو (TCM-199 + 20% FBS) شسته شدند سپس به طور تصادفی به دو گروه آزمون و شاهد تقسیم گردیدند. پیش از شروع انجماد شیشه ای، ابتدا تخمک ها در محلول انجمادی اول] 10% ethylene glycol (EG); 10% DMSO in holding medium، [HM (TCM-199 + 10% FBS) به مدت 1 دقیقه در دمای اتاق قرار داده شدند. سپس به محلول انجمادی دوم(20% EG، 20% DMSO in HM) به مدت 25 ثانیه منتقل شده و بلافاصله به داخل نی های شیشه ای کشیده شدند. قسمت پر شده نی های شیشه ای به مدت 3 تا 5 ثانیه داخل نیتروژن مایع فرو برده شد و در ادامه به طور کامل به داخل نیتروژن مایع رها گردید. مرحله ذوب کردن نی های شیشه ای با قراردادن انتهای آنها در داخل 1 میلی لیتر از محلول سوکرز 25/0 مولار در محیط نگهداری (0.25M Sucrose in HM) انجام گرفت. پس از 1 دقیقه تخمک ها به داخل 100 میکرولیتر از محلول 15/0 مولار سوکرز در محیط نگهداری (0.15 M Sucrose in HM) انتقال یافتند. سپس با محیط نگهداری دو بار شستشو شدند. برای ارزیابی رشد، تخمک های ذوب شده به داخل قطرات 50 میکرولیتری از محیط بلوغ TCM-199 + 10% FBS + 10 IU/ml) (PMSG + 5 IU/ml HCG منتقل شده و زیر روغن پارافین در دمایoC5/38 داخل انکوباتور CO2 به مدت 24 ساعت کشت داده شدند. پس از ذوب نی های شیشه ای میزان بالایی از تخمک ها از لحاظ ظاهری طبیعی (90%) بودند. تعدادی از تخمک ها با استفاده از رنگ حیاتی تریپان بلو رنگ آمیزی شدند که درصد تخمک های زنده پس از 24 ساعت در گروه درمان 18/85% بود و از لحاظ آماری با گروه شاهد (90%) اختلاف معنی دار نداشت. همچنین، نسبت تخمک های بالغ شده بین دو گروه شاهد و درمان (به ترتیب، 29/61% در برابر 40%) اختلاف معنی دار نداشت. نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد که میزان بقای تخمک های نابالغ گاو پس از انجماد شیشه ای در نی های شیشه ای و محلول EG + DMSO بالا است.
    کلیدواژگان: انجماد شیشه ای، گاو، تخمک، نی های شیشه ای
  • دکتر احمدعلی محمدپور صفحه 14
    در این تحقیق به منظور تعیین ساختار مورفولوژیک دایورتیکول مکل و محل دقیق آن در روده از 30 قطعه اردک سالم بالغ، در سنین 50 تا 52 هفتگی و از دو جنس نر و ماده استفاده شد. بعد از تشریح نمونه ها و باز نمودن محوطه ی بطنی آنها فاکتورهایی از قبیل طول روده از سنگدان تا دایورتیکول مکل، از سنگدان تا کلوآک و از دایورتیکول مکل تا سیکوم اندازه گیری شد. سپس دایورتیکول مکل از روده جدا شده، وزن، ضخامت و طول آن اندازه گیری و ثبت گردید. در نتیجه مشخص شد که محل قرار گرفتن این ساختار در مجموع نمونه ها در cm 09/8± 52/91 دورتر از سنگدان قرار دارد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون آماری t-test بین دو جنس بررسی و آنالیز گردید و در نتیجه مشخص گردید اختلاف معنی داری از نظر وزن، طول و قطر دایورتیکول مکل بین نر و ماده وجود ندارد ولی در موارد فواصل سنگدان تا دایورتیکول مکل و سیکوم اختلاف حاصله در دو جنس معنی دار بود (P<0.05). در مطالعه ی بافت شناسی این ساختار، تجمع زیادی از فولیکول های لنفاوی در لایه ی مخاطی دیده شد و در مقایسه با ژژونوم فاقد ویلی و دارای لایه ی عضلانی نازک تری در لایه ی مخاطی بود.
    کلیدواژگان: مطالعه مورفولوژیک، دایورتیکول مکل، اردک
  • محمدرضا صادقی، دکتر سیدعلی قرشی، دکتر روحانی کارگر موخر، دینا مرشدی، ریحانه صالحی تبار، دکتر سید شمس الدین قائم مقامی صفحه 17
    بیماری مارک در طیور یک نوع ازدیاد سیستم لنفاوی است که به صورت حضور سلول های لنفوسیتی در ارگان های مختلف بدن تجلی می یابد. در این مطالعه تلاش گردیده است تا با بهینه سازی روش واکنش زنجیره ای پلیمراز (PCR) یک آزمایش سریع و قابل اعتماد برای تشخیص ژنوم مارک تهیه گردد. تشخیص ویروس های سروتیپ 1 بیماری مارک با به دست آمدن یک قطعه DNA به طول 200 جفت باز در آزمایش PCR عملی گردید. تفریق ویروس های سروتیپ 1 بیماری مارک از هرپس ویروس بوقلمون (HVT) با استفاده از پرایمرهای اختصاصی از ژن گلیکوپروتئین A در آزمایش PCR انجام گردید و یک قطعه DNA از ژن HVT به طول 388 جفت باز تکثیر شد. اختصاصی بودن آزمایش با تعیین توالی نوکلوتیدی محصولات PCR تایید گردید. نتایج این مطالعه نشان داد که با استفاده از PCR می توان ویروس های سروتیپ 1 بیماری مارک را در نمونه های کلینیکی و کشت های سلولی که برای جداسازی ویروس استفاده شده بود تشخیص داد. به علاوه تفکیک بین ویروس های سروتیپ 1 و HVT بر اساس اندازه محصول PCR امکان پذیر می باشد. این روش آزمایشگاهی یک روش سریع و مطمئن تشخیصی است که قابل استفاده در آزمایشگاه های تشخیصی دامپزشکی می باشد.
    کلیدواژگان: ویروس بیماری مارک، PCR، تشخیص
  • دکتر احمدعلی محمدپور صفحه 22
    این مطالعه به منظور تعیین نمودن بهترین نقاط سطح جمجمه جهت دستیابی به نواحی مختلف مغز که در مطالعات نورو-اندوکرینولوژی ضروری هستند انجام گرفت. جهت این تحقیق30 عدد سر بز بومی نر در سنین 2 تا 3 سال از کشتارگاه شهرکرد تهیه گردید. پس از جمع آوری، نمونه ها با فرمالین 10% فیکس گردیدند و بعد از ایجاد سوراخ هایی در فواصل معین بر روی سطح جمجمه مقاطعی به صورت میانی و عرضی از آنها تهیه گردید. سپس خصوصیات مورفولوژیکی مغز و فاصله ی نواحی مختلف مغز از جمله بطن جانبی، هیپوفیز و سایر قسمت ها تا سطح استخوان جمجمه با کولیس و سر سوزن اندازه گیری شد. اندازه های به دست آمده از نظر آماری بررسی و بهترین محل ها جهت تزریقات داخل بطنی و دسترسی به قسمت های مختلف مغز مشخص گردید. با این روش بهترین محل جهت دستیابی به هیپوفیز و بطن جانبی از ناحیه ی مرکزی محل اتصال استخوان آهیانه ای به پیشانی به ترتیب به فواصل 23/2 ± 2/45 و 02/1 ± 92/20 میلی متر می باشد.
    کلیدواژگان: استرئوتاکسی، بز، مغز
  • دکتر فرشید صراف زاده رضائی، دکتر قاسم یوسف بیگی، دکتر احمد شریعتی صفحه 29
    در ایجاد عفونت بعد از اعمال جراحی، علاوه بر عوامل عفونی خارجی، عوامل عفونی با منشا داخلی نیز موثر می باشند. هدف از انجام این مطالعه ارزیابی اثرات منابع عفونی دورتر از محل زخم جراحی بر میزان آلودگی آن می باشد. تعداد 30 قطعه خرگوش سفید نیوزیلندی به طور تصادفی در سه گروه مطالعاتی کنترل و سه گروه مطالعاتی درمان تقسیم و مورد مطالعه قرار گرفتند. در گروه های درمان 24 ساعت قبل از مداخله جراحی شیرابه استافیلوکوکوس اورئوس به میزان ml/kg 5 از رقت CFU/ml 108 × 8 در بافت زیر جلدی ران اندام خلفی راست تزریق گردید. در تمامی حیوانات مدل اقدام به آماده سازی جراحی و ایجاد برش جراحی به فاصله cm 1 از خط وسط ناحیه پشت، بر روی پوست و عضله گردید و متعاقبا بخیه شد. فراوانی نسبی آلودگی نمونه ها به استافیلوکوکوس اورئوس در گروه های درمان در فاصله 24 و 48 ساعت بعد از جراحی در مقایسه با گروه های کنترل به ترتیب 20% و 60% بود. انجام آزمون های آماری اختلاف معنی داری را در بین این داده ها نشان نداد (P>0.05). اما مقایسه فراوانی نسبی آلودگی در نمونه های مربوط به گروه های کنترل و درمان در 72 ساعت بعد از جراحی حاکی از وجود اختلاف آماری معنی دار بود (P = 0.004). حضور استافیلوکوکوس اورئوس در تمامی نمونه های مربوط به گروه درمان به فاصله 72 ساعت بعد از جراحی در مقایسه با عدم وجود این باکتری در نمونه های مربوط به گروه کنترل نشان دهنده تاثیرپذیری زخم های جراحی از منابع عفونی دورتر از محل زخم می باشد که مسلما این امر تاثیر بسیاری در روند التیام زخم های جراحی خواهد داشت.
    کلیدواژگان: التیام زخم، استافیلوکوکوس اورئوس، خرگوش
  • دکتر مهرداد مهری، دکتر فرامرز صراف زاده، دکتر حسام الدین سیفی صفحه 34
    چهل راس گوساله نوزاد در دو گروه 20 راسی، کنترل و آزمایش تقسیم شدند. در گروه آزمایش، آهن خوراکی به شکل سولفات آهن و به میزان 150 میلی گرم روزانه از روز تولد به مدت 28 روز تجویز گردید. نمونه گیری از ورید وداج 24 تا 48 ساعت بعد از تولد و نیز در روزهای 7، 14، 21 و 28 بعد از تولد صورت گرفت. اختلاف معنی داری بین مقادیر هماتوکریت در روزهای 14، 21 و 28 بین دو گروه مشاهده شد. اضافه وزن کلی، اضافه وزن روزانه و نیز اضافه وزن در طی هفته چهارم زندگی به طور معنی داری در گروه آزمایش بیشتر بود. اختلاف معنی دار بین دو گروه در ارتباط با میزان وقوع بیماری ها مشاهده نشد.
    کلیدواژگان: هماتوکریت، سلامت، آهن، گوساله های نوزاد شیری، رشد
  • محمد جهانتیغ صفحه 38
    بیماری قلب گرد یک بیماری با اتیولوژی ناشناخته در بوقلمون می باشد. بیماری در بوقلمون بوسیله ی بعضی داروها مثل فورازولیدون و شرایط هیپوکسی ایجاد شده است. در این تحقیق غلظت های مختلف سدیم برای ایجاد سندرم قلب گرد مورد بررسی و مطالعه قرار گرفت. بدین منظور تعداد 202 قطعه جوجه بوقلمون با سن یک روزگی پس از توزین و شماره گذاری بال به طور تصادفی به 6 گروه با 24 تکرار تقسیم شدند. گروه ها به ترتیب با جیره ی غذایی حاوی 12/0%، 17/0%، 22/0%، 27/0%، 32/0% و 37/0% سدیم تغذیه شدند. آب و غذا به طور آزاد در اختیار آنها قرار داشت. در طول دوره ی پرورش، پرندگان بیمار و تلف شده از آزمایش حذف و برای وجود سندرم قلب گرد مورد کالبدگشایی قرار گرفتند. وزن جوجه بوقلمون ها در روزهای 1، 2، 5 و 19 به طور انفرادی محاسبه و ثبت گردید. در روز 19 کلیه ی پرندگان باقی مانده انفرادی وزن و کالبدگشایی شدند. برای مطالعه ی تغییرات هموگلوبین و میوگلوبین قطعاتی از عضله ی قلب در لوله های درپیچ دار قرار گرفت و به سرعت در نیتروژن مایع oC70- منجمد گردید. میوگلوبین و هموگلوبین به وسیله ی سولفات آمونیوم جدا شدند و برای اندازه گیری آنها از یک روش حساس و سریع بر اساس اسپکتروفتومتری استفاده شد. برای مطالعه ی اثر مقادیر مختلف کلرور سدیم در ایجاد سندرم قلب گرد میزان میوپاتی در گروه های مختلف محاسبه شد. برای تعیین میزان میوپاتی نسبت اندازه ی حفره ی داخلی بطن چپ به اندازه ی قطر کل بطن چپ تعیین شد و میزان میوپاتی در گروه های 1، 2، 3، 4، 5 و 6 به ترتیب 1/0، 29/0، 3/0، 34/0، 35/0، و 36/0 محاسبه گردید. میزان میوپاتی با افزایش کلرور سدیم جیره افزایش نشان داد زیرا با دریافت سدیم زیادی، پرنده آب بیشتری مصرف می کند که باعث افزایش حجم خون، افزایش فعالیت عضله ی قلب و نیاز بیشتر به اکسیژن می شود و این وضعیت باعث افزایش میوپاتی می گردد. بررسی مقادیر محاسبه شده ی میوگلوبین و هموگلوبین در گروه های مختلف آزمایش، ارتباط معنی داری را با غلظت های مختلف سدیم جیره نشان نداد.
    کلیدواژگان: بیماری قلب گرد، کلرور سدیم، میوگلوبین، جوجه بوقلمون
  • دکتر عادل صابری وند، دکتر مجید حقیقی صفحه 44
    اختلالات دستگاه تناسلی خسارات عمده ای به تولیدات گوسفند وارد می کنند. برای تعیین میزان خسارات تولید مثلی نمونه های کشتارگاهی مورد استفاده قرار گرفته اند. دستگاه تناسلی از 524 میش کشتاری از کشتارگاه صنعتی ارومیه در طی یک دوره دوازده ماهه جمع آوری گردید. در کل، 10/30% از میش های مورد آزمایش آبستن بودند. تعداد 149 (44/28%) دستگاه تناسلی ناهنجاری های اکتسابی را نشان دادند. بر اساس مشاهدات انجام شده، ناهنجاری های تخمدان ها، بورس تخمدانی و لوله های رحمی و جراحات رحمی به ترتیب عبارت بودند از: 41/11%، 48/21% و 11/67%. چسبندگی های بورس تخمدانی (06/47%) شایع ترین جراحات تخمدان بودند. جراحاتی مثل انسداد لوله های رحمی (07/8%) از شایع ترین ناهنجاری های لوله های رحمی بودند. شایع ترین ضایعات پاتولوژیکی مورد مشاهده در رحم عبارت بودند از: پیومتر (07 /8%)، خونریزی رحم (73/6%) و آندومتریت (04/4%). دو دستگاه تناسلی (9/0%) حاوی تکه های له شده جنینی بودند. تعداد زیادی از دستگاه های تناسلی (16%) در دیواره رحم خود رنگدانه ملانین داشتند. به طور خلاصه می توان گفت که اولا تعداد زیاد میش های آبستن ذبح شده اهمیت خسارات اقتصادی را روشن تر می کند، ثانیا جراحاتی مثل هیدروسالپینکس، پیومتر و متریت احتمالا تولیدات میش را تحت تاثیر قرار می دهند. بنابراین، ناهنجاری های اکتسابی از جنبه ناباروری فردی بیشتر از جنبه ناباروری گله ها حایز اهمیت هستند.
    کلیدواژگان: ناهنجاری ها، دستگاه تناسلی، میش، ناباروری
  • دکتر سیدمرتضی علوی شوشتری و دکتر بهزاد بابازاده حبشی صفحه 49
    به منظور بررسی اثر فصل بر کیفیت منی گاومیش های آذربایجانی سه گاومیش نر آذربایجانی در مرکز پرورش و اصلاح نژاد گاومیش منطقه شمال غرب (ارومیه) که محیط و رژیم غذایی یکسان داشتند انتخاب گردید. نمونه منی آنها هفته ای یکبار با مهبل مصنوعی و با استفاده از گاومیش ماده به عنوان مانکن گرفته شد. برای ارزیابی منی، حجم و غلظت منی، اسیدیته منی، میزان تحرک اسپرماتوزوئیدها، نسبت اسپرماتوزوئیدهای زنده به مرده، درصد اسپرماتوزوئیدهای غیرطبیعی وتعداد کل اسپرماتوزوئیدها اندازه گیری مضاعف شد و میانگین اعداد بدست آمده ثبت گردید. ظرف یک سال، 129 نمونه منی جمع آوری و بررسی گردید. نتایج به دست آمده به شکل منحنی، که برای تغییرات هرکدام از پارامترها رسم گردید، نشان داده شد. همبستگی این تغییرات با تغییرات جوی مثل درجه حرارت هوا، میزان بارندگی و طول روز هم بررسی گردید. بیشترین همبستگی پارامترهای مورد بررسی با طول روز، و سپس به ترتیب با حداکثر درجه حرارت، حداقل دما و میزان بارندگی مشاهده گردید. از پارامترهای بررسی شده درصد اسپرماتوزوئیدهای زنده در فصل تابستان افزایش داشت ولی در پاییز و زمستان کاهش یافت. pH منی در پاییز خیلی و در زمستان به میزان کمتر افزایش یافت. حجم منی، و درصد اسپرماتوزوئیدهای غیرطبیعی در زمستان افزایش ولی درصد اسپرماتوزوئیدهای زنده کاهش یافت.
    کلیدواژگان: گاومیش، منی، تغییرات فصلی
  • مقاله کوتاه
  • دکتر آرش خردمند، دکتر روزعلی باتوانی، دکتر همایون بابائی صفحه 55
    هدف از انجام این مطالعه، بررسی فراوانی میش های کشتاری و تخمین سن آبستنی در آنها در کشتارگاه صنعتی خرم آباد بود. برای این منظور، در طی پنج ماه مراجعه مستمر به کشتارگاه در طی فصل تولیدمثلی، نمونه های آبستن جمع آوری شده و فراوانی آنها نسبت به تعداد کل میش های کشتاری و نیز سن آبستنی آنها محاسبه گردید. از مجموع 3046 میش کشتار شده، 50/56% آبستن بودند که به ترتیب 36/52% و 13/4% تک قلو و دو قلو آبستن بودند. بیشترین فراوانی آبستنی مربوط به دی ماه (63/65%) و کمترین آن مربوط به اسفند ماه (02/35%) بود. از مجموع 1721 میش آبستن، بیشترین فراوانی یعنی 68/34% دارای سن آبستنی 2 تا 3 ماه و کمترین فراوانی (05/5%) مربوط به سن آبستنی بیش از 121 روز بود. در مجموع، تعداد میش های آبستن بالای دو ماه 83/59% بود که رقم قابل توجهی است. به عنوان نتیجه گیری می توان بیان کرد که خسارات ناشی از کشتار میش های آبستن در خرم آباد بالا و دارای اهمیت است که با معاینات بالینی پیش از کشتار می توان از این امر تا حد زیادی جلوگیری نمود.
    کلیدواژگان: میش، آبستن، سن آبستنی، کشتارگاه
  • دکتر ایرج کریمی، دکتر محمد شاهقلیان، دکتر عزیزاله ابراهیمی، دکتر محمدرضا محزونیه صفحه 59
    به منظور بررسی میزان شیوع و تعیین عوامل باکتریایی پیلونفریت در کشتارگاه شهرکرد، کلیه های 404 راس گاو کشتاری (207 راس ماده و 197 راس نر) مورد بازرسی قرار گرفت. نمونه های بافتی از کلیه هایی که دارای تغییرات ظاهری بودند جهت انجام آزمایش های بافت شناسی اخذ شد. همچنین نمونه های بافت کلیه و ادرار موجود در مثانه جهت انجام آزمایش های میکروب شناسی گرفته شد. در آزمایش بافت شناسی در سه مورد پیلونفریت مشاهده شد که یک مورد در یک راس گاو ماده 7 ساله و دو مورد در گاوهای نر زیر دو سال اتفاق افتاده بود. بنابراین شیوع بیماری 74/0% برآورد گردید. در آزمایش میکروب شناسی در دو مورد باکتری اشریشیا کولای از ادرار و بافت کلیه جدا گردید. در مورد دیگر باکتری استافیلوکوکوس فقط از بافت کلیه جدا شد.
    کلیدواژگان: پیلونفریت، گاو، کشتارگاه
  • دکتر غلامرضا معتمدی1، دکتر عبدالحسین دلیمی اصل، دکتر محمدعلی اخویزادگان، دکتر رضا پیله چیان لنگرودی، دکتر محمد عبدی گودرزی، دکتر ماشااله محمدی صفحه 62
    این مطالعه با هدف بررسی بوم شناختی مگس سپدن از خانواده سیومایزیده و حلزون لیمنه آو سپس بررسی اثرات بیولوژیکی لارو مگس فوق بر روی حلزون های لیمنه آانجام گرفت. در این رابطه دوره زندگی میزان مرگ و میر و سازگاری حلزون های آبزی و همچنین دوره زندگی مگس سپدن در قفس پرورشی و فعالیت لاروهای جدید در شرایط وضع شده آزمایشگاهی مطالعه گردید. نتایج به دست آمده نشان داد که حلزون ترونکاتولا به شرایط زیستی و تغذیه ای بسیار پیچیده تر از سایرگونه ها نیازمند است. حلزون استاگنالیس نیز به تغییرات دما بسیار حساس می باشد و تغییر در این فاکتور باعث مرگ ناگهانی و تدریجی آن می شود. در صورتیکه گونه های پالوستریس و پرگرا به خوبی با شرایط آزمایشگاه سازگار می شوند. اثر کشندگی لارو مرحله سوم بر سن خاصی از حلزون (سه تا چهار هفتگی) بالاترین و بیشترین اثر را نسبت به لارو مراحل اول و دوم دارد. به علاوه اثر کشندگی (P<0.001) در ظرف حاوی آب با ارتفاع cm 2 بیشتر از ارتفاع cm 5 بود.
    کلیدواژگان: کنترل بیولوژیک، سیومایزیده، سپدن، لیمنه آ
  • دکتر غلامعلی کجوری صفحه 66
    کمبود کبالت به صورت اولیه و ثانویه در بسیاری از مناطق مختلف دنیا گزارش شده و عواملی همچون نوع خاک، میزان کبالت خاک و نیز حضور میزان بالای آهک و منگنز در منطقه را در پدید آوردن این کمبود دخیل می دانند. بر همین اساس و برای پی بردن به وضعیت کبالت منطقه شهرکرد، اقدام به نمونه برداری از خاک مزارع یونجه، شبدر، جو و گندم (80 نمونه) و گیاهان روییده بر آن خاک (80 نمونه) و اخذ نمونه خون از 100 راس گوسفند تغذیه شده با این گیاهان گردید. سعی بر آن بود که نمونه خاک قبل از اضافه نمودن هرگونه کود شیمیایی و طبیعی و نمونه گیاهی نیز در زمان حداکثر رشد جمع آوری گردد. غلظت کبالت نمونه ها توسط دستگاه جذب اتمی تعیین و مشخص شد که خاک مزارع یونجه، شبدر، جو و گندم به ترتیب حاوی 04/0 ± 14/0، 06/0 ± 16/0، 03/0 ± 1/0 و 05/0 ± 11/0 میلی گرم کبالت به ازای هر کیلوگرم و گیاه این مزارع به ترتیب حاوی 01/1 ± 32/1، 08/0 ± 2/2، 76/0 ± 2/1 و 88/0 ± 37/1 میلی گرم کبالت به ازای هر کیلوگرم ماده خشک می باشند. همچنین غلظت سرمی کبالت گوسفندان معادل 41/0 ± 45/1 میکروگرم بر دسی لیتر تعیین گردید. نتایج حاصله حکایت از آن دارد که میزان کبالت خاک منطقه پایین تر از حد ذکر شده در منابع بوده و لذا شرایط برای کمبود اولیه کبالت مهیا می باشد. اما از سوی دیگر میزان کبالت گیاهان و جیره غذایی دام ها حاوی مقادیر مناسبی کبالت بوده و لذا نشخوارکنندگان امکان دریافت کبالت مورد نیاز را از جیره خواهند داشت. با این حال غلظت کبالت سرم گوسفندان در حد مرز قرار داشته و مشخص می گردد که عواملی مداخله گر از جذب بهینه کبالت توسط گوسفند کاسته و شرایط را برای کمبود ثانویه کبالت فراهم نموده اند. همچنین مشخص شد که خاک مزارع شبدر و یونجه نسبت به مزارع جو و خاک مزارع شبدر نسبت به مزارع گندم به طور معنی داری حاوی میزان بیشتری کبالت بوده و نیز گیاهان شبدر و یونجه در مقایسه با گیاه جو حاوی مقادیر بیشتری کبالت در ماده خشک می باشند (P<0.05). تعیین ضرایب همبستگی مابین فاکتورهای مختلف موجود در خاک و غلظت کبالت گیاه روییده بر آن خاک حکایت از تاثیر منفی سرب خاک مزارع یونجه و جو بر کبالت گیاهان مربوطه و مولیبدن خاک بر کبالت جو داشت (P<0.05). نویسنده بر این اعتقاد است که حضور برخی عوامل نظیر سرب، مولیبدن، فسفر و کلسیم در جیره غذایی، برداشت بهینه کبالت توسط دام را متاثر ساخته و شرایط را برای کاسته شدن از سطح کبالت سرم مهیا می نمایند. بدین لحاظ توصیه می شود که در منطقه از مکمل های غذایی حاوی کبالت بهره گرفته شود.
    کلیدواژگان: کبالت، کمبود، مواد معدنی، گوسفند، خاک
  • گزارش علمی
  • دکتر مسعود طالب خان گروسی صفحه 70
    لپتوسپیروز یکی از بیماری های باکتریایی مشترک بین انسان و دام است که قادر به ایجاد ضایعات کبدی است. حساسیت به نور ممکن است بر اثر تجمع مواد فتودینامیک در پوست و قرار گرفتن پوست بدون رنگدانه در مقابل تابش نور خورشید، ناشی از ضایعات کبدی دام، ایجاد شود. لپتوسپیروز، در یک مجتمع پرورش گاو های شیری با 760 راس گاو شیرده، در اواخر اسفند ماه سال 1369 مطرح شد. به طور کلی، 412 راس (21/54%) از دام ها، علایم بیماری را که شامل: تب، ورم پستان سیستمیک، هموگلوبینوری، زردی، لنگش، سقط جنین و مرده زایی بود را نشان دادند. به منظور تشخیص بیماری از microscopic agglutination test (MAT) استفاده شد. دام ها، آلوده به 5 سویه لپتوسپیرا اینتروگانز پومونا، گریپوتیفوزا، هارجو، ایکتروهموراژیه و کانیکولا بودند. پدیده حساسیت به نور فقط در ناحیه پشتی عاری از رنگدانه پوست یک راس گاو (13/0%) بروز کرد. در آزمون MAT، دام، آلوده به 3 سروواریته هارجو، ایکتروهموراژیه و پومونا با عیار 3200: 1 بود. علیرغم وقوع بسیار زیاد لپتوسپیروز، فراوانی حساسیت به نور بسیار کم می باشد.
    کلیدواژگان: حساسیت به نور، لپتوسپیروز، گاو شیری
|
  • Aminlarim., Gholamis., Parhizgari, Gh, Ranjbar, S Page 1
    The purpose of this investigation was to study and compare the electrophoretic patterns of optic lens proteins of different species of domestic animals at pre- and post-natal ages. Optic lenses were removed from the embryo or adult sheep, cattle, goat, camel and chicken at the slaughter-house then homogenized and subjected to sodium dodecylsulfate polyacrylamide gel electrophoresis (SDS-PAGE). In all animals, except chicken, majority of proteins had molecular weights of less than 33 kDa and their concentrations were not affected by the age of animals at pre- or post-natal stages. A 9 kDa protein which was present in adult sheep optic lens was absent in sheep fetal lenses at different age groups. Prominent differences were observed in camel and chicken. In camel, proteins with molecular weights of 30 and 38 kDa were present, the concentration of which was much lower in other animals. A protein of 57 kDa which constituted the major protein of chicken optic lens was absent in other species of animals. The concentration of proteins in the range of 25-30 kDa increased with the age of chicken embryos. These proteins were remarkably different from those of adult chicken lens proteins except the 57 kDa protein which was also the predominant protein in the embryo. The 38 kDa protein disappeared and a 20 kDa protein appeared in the chicken embryo lens as compared with adult chicken lens. These data indicate extensive differences in the lens proteins of animals and suggest different physiological functions of lens proteins in different animals at different stages of development.
    Keywords: Domestic animals, Crystallins, Optic lens, SDS, PAGE
  • Babaeih., Nematollahi Mahani, S. N., Kheradmanda., Ayen, E Page 8
    The purpose of this study was to evaluate the use of glass capillary micropipette (GCM) as a vessel for vitrification of bovine oocytes. Cumulus-oocyte complexes (COCs) were obtained from slaughter-house and washed 5 to 6 times in the washing medium (TCM-199 + 20% FBS) and randomly assigned to treatment and control group. In the first step of vitrification, COCs were exposed to first vitrification solution (VS1) (10% ethylene glycol (EG), 10% DMSO in holding medium (TCM-199 + 10% FBS: HM)) for 1 min at room temperature and then placed in VS2 solution (20% EG, 20% DMSO in HM) for 25 sec and immediately were loaded into the GCM vessel. The filled portion of GCM vessels were placed in liquid nitrogen (LN2) for 3 to 5 sec and then completely immersed and stored there. The oocytes were thawed by immersing the capillary end of the straw in 1 ml of 0.25 M sucrose in HM and gently expelling the contents. After 1 min the oocytes were transferred into 100 μl of 0.15 M sucrose in HM for another 5 min and then washed with HM twice. For examining the in vitro developmental potential of vitrified-warmed oocytes, the oocytes were placed in 50 μl droplet of maturation medium (TCM-199 + 10% FBS + 10 IU/ml PMSG + 5 IU/ml HCG) covered with paraffin oil in a CO2 incubator at 38.5ºC for 24 hrs. A high proportion of morphologically normal oocytes (90%) was recovered after vitrification-warming. The percentage of live oocytes after 24 hrs when tested with trypan blue in GCM group was 85.18%, significantly did not differ from control group (90%). The proportion of oocytes which were found to have undergone nuclear maturation did not show statistical difference between the control and GCM group (61.29% vs 40%, respectively). The results of present study demonstrated that vitrification of immature bovine oocytes in the GCM vessels and EG + DMSO solution have high survival rate.
    Keywords: Vitrification, Bovine, Oocyte, Glass capillary micropipette
  • Mohammadpour, A. A Page 14
    This research was carried out to define the morphological features of Meckel’s diverticulum (MD) in duck and to investigate whether the MD resides in a constant position along the intestinal tract. For this purpose, a total of 30 adult healthy ducks of both sexes, 50-52 weeks of age were used. After dissecting, some morphological factors such as: total intestine length as well as the lengths of the intestine from the gizzard to MD (GMD), from gizzard to cloaca (GC) and from MD to the caecal opening (MDC) were measured. The weight, thickness and length of MD were then recorded. By using t-test and analysing factors between two sexes we concluded that, the location of MD in total specimens was 91.52 ± 8.09 cm far away from the gizzard. There was no significant difference between morphological factors of MD (weight, thickness and length) in both sexes (P>0.05). There was significant difference (P<0.05) between GMD, GC in both sexes. In histological studies of MD, aggregated lymphatic follicles and thin muscularis mucosa were observed in tunica mucosa.
    Keywords: Morphological study, Meckel's diverticulum, Duck
  • Sadeghi, M. R., Ghorashi, S. A., Kargar Moakharr., Morshedid., Salehi Tabarr., Ghaemmaghami, S. S Page 17
    Marek’s disease (MD) is a lymphoproliferative disease of chickens characterized by lymphocytic infiltration of various organs. The present study was an attempt to use polymerase chain reaction (PCR) to optimize a rapid and reliable assay for detection of MDV genome. Detection of serotype 1 of MDV (MDV-1) was confirmed by presence of a 200 bp DNA fragment as a PCR product. Differentiation of MDV-1 and herpesvirus of turkeys (HVT) was also conducted using specific primers from the glycoprotein A (gA) gene and a 388 bp DNA fragment was amplified from HVT genome. The specificity of the test was confirmed by sequencing of PCR products. Results indicate that MDV-1 can be diagnosed in clinical samples and inoculated cell cultures which is used for virus isolation. In addition, differentiation between MDV-1 and HVT viruses was confirmed based on the size of PCR products. The test proved to be rapid and reliable and can be performed as a robust diagnostic test in veterinary diagnostic laboratories.
    Keywords: Marek's disease virus, PCR, Detection
  • Mohammadpour, A. A Page 22
    This study was conducted to find out the best outside points of skull to reach different areas of brain that are essential for neuroendocrinological studies. In this research 30 heads of Iranian native male goats aged between 2-3-year-old were collected from Shahrekord abattoir. After collecting whole heads, they were fixed in 10% formalin and then many holes were made on the dorsal surface of skull followed by median and transverse sectioning of the heads. Morphological characteristics of brain and distances from the bones of skull to different structures of brain were measured using caliper device and needle and the best points were determined. By this method the best points to reach the hypophysis and lateral ventricle with 90° angle are in distances of 45.2 ± 2.23 mm and 20.92 ± 1.02 mm at bregma point.
    Keywords: Stereotaxy, Goat, Brain
  • Sarrafzadeh-Rezaeif., Yousefbaigi, Gh, Shariati, A Page 29
    Surgical wound infections are usually encountered due to the endogenous rather than the exogenous infective sources. The objective of this study was to evaluate the effect of a distant inoculated infective source on the contamination of surgical wounds. Thirty White New Zealand rabbits divided randomly into three control and three treatment equal groups. In treatment groups 24 hrs before surgical intervention Staphylococcus aureus was injected subcutaneously in right thigh. In model animals, skin and muscles were incised 1 cm to the right of the vertebral column and sutured, immediately. The relative frequency of staphylococcal contamination of tissue specimens at 24 and 48 hrs after surgery in treatment groups were 20% and 60%, respectively. Statistical analysis did not show any significant differences in the rate of contamination between control and treatment groups at aforementioned times (P>0.05). However, comparison at 72 hrs after surgery, showed that the rate of contamination in treatment group is significantly more than control ones (P = 0.004). The presence of S. aureus in wounds of treatment animals at 72 hrs after surgery, suggested that microorganisms lodged in any part of body other than wound region could contaminate it, which could be important in wound healing.
    Keywords: Wound healing, Staphylococcus aureus, Rabbit
  • Mohrim., Sarrafzadehf., Seifi, H. A Page 34
    Forty neonate calves were used in this study. The animals were divided into two treatment (n = 20) and control (n = 20) groups. In the treatment group, oral iron as ferrous sulphate was supplemented to each calf at the dose of 150 mg/day for 28 days, from the birthday. Blood sampling was taken from jugular vein immediately after birth and on days 7, 14, 21 and 28 after birth. Significant differences in haematocrit (PCV) levels were found between two groups on days 14, 21 and 28 (P<0.05). Total gain, mean daily gain and weight gain during 4th week of life was significantly higher in the treatment group than control group (P 0.05). Chi-square test proved no significant difference between the two groups regarding the incidence of diseases.
    Keywords: Haematocrit, Health, Iron, Neonatal dairy calves, Performance
  • Jahantigh, M Page 38
    Round heart disease is a disease of unknown etiology in turkey. The objective of this study was to examine the effect of different amounts of sodium chloride in inducing cardiomyopathy in turkey poults. There are some reports that hypoxia and furazolidone can induce cardiomyopathy in turkey. Two hundred 2-day-old turkey poults were wing-banded and placed randomly into 6 groups and 24 replicates (4 replicates for each group). The 6 groups received commercial turkey starter diet contain 0.12, 0.17, 0.22, 0.27, 0.32 and 0.37% of sodium, respectively. They had access to food and water ad libitum. Suffering and dead birds were weighed and examined for post-mortem study. Live body weight of turkey poults measured individually on days 1, 2, 5 and 19. To study the hearts for presence of cardiomyopathy, on the day 19, all the poults were weighed and killed by cervical dislocation. The pieces of the hearts were placed into numbered tubes, flash frozen by liquid nitrogen and stored at -70ºC for myoglobin and hemoglobin microassay. The assay was based on spectrophotometry and separated myoglobin and hemoglobin by ammonium sulphate extraction. For determination of cardiomyopathy the ratio of the inner cavity of left ventricle to the total diameter of the left ventricle (IClv/TDlv) was calculated. Myopathic ratio for groups 1, 2, 3, 4, 5 and 6 were 0.1, 0.29, 0.3, 0.34, 0.35 and 0.36, respectively. Turkey poults which received excessive salts drank more water which produced volume overload, more cardial muscle activity, needed more oxygen and were more likely to develop myopathy. Cardiac muscle myoglobin and hemoglobin microassay showed that there was no significant relationship between the amount of myoglobin and hemoglobin with the amount of diet sodium.
    Keywords: Round heart disease, Sodium chloride, Myoglobin, Turkey poults
  • Saberivanda., Haghighi, M Page 44
    Reproductive abnormalities cause major losses of sheep production. Abattoir materials were used to determine the extent of reproductive wastage. Reproductive tracts were collected from 524 ewes slaughtered at Urmia slaughter-house in Urmia, northwest of Iran, during a period of 12 months. Overall, 30.10% of the ewes examined were pregnant. A total of 149 (28.44%) tracts developed acquired reproductive tract abnormalities. Based on the observation of the tracts, abnormalities of the ovaries, ovarian bursa and uterine tubes and uterine lesions accounted for 11.41%, 21.48% and 67.11% of the lesions, respectively. The most common ovarian lesion was ovario-bursal adhesions (47.06%). Uterine tube obstruction was the most common uterine tube abnormality (8.07%). Pyometra (8.07%), uterine hemorrhage (6.73%) and endometritis (4.04%) were the most common abnormalities observed in the uterus. Two tracts (0.9%) contained macerated fetal remnants. A large number of tracts (16%) had melanin pigment in the uterine wall. It is concluded that, firstly, the large number of pregnant ewes slaughtered highlights significant economic losses. Secondly, lesions such as hydrosalpinx, pyometra and metritis were likely to affect female sheep reproduction. The acquired abnormalities were therefore more significant in terms of individual animal infertility than as a major cause of infertility in flocks.
    Keywords: Abnormalities, Female reproductive tract, Ewe, Infertility
  • Alavi-Shoushtari, S. M., Babazadeh-Habashi, B Page 49
    To study the seasonal variation in the characteristics of the Azarbaijani buffalo semen, three 2-4-year-old bulls of Azarbaijani water buffaloes, kept in the Buffalo Breeding Center, in Urmia, northwest of Iran, were selected. Semen samples were collected once a week for a period of one year using artificial vagina and a buffalo cow as a dummy. Semen volume, colour, pH and motility and spermatozoa motility, viability, morphology and concentration were examined. During one calendar year, 129 semen samples were examined. The mean values were plotted and a curve was drawn for the annual variations in each parameter. The comparison of the mean values in each sampling and in different seasons and the correlation between these variations and ecological factors, such as temperature, rainfall and day length were also studied. Semen was characterized by a mean (±SEM) ejaculation volume of 4 ± 0.14 ml, semen colour density score of 3.75 ± 0.07, pH of 6.97 ± 0.03 and motility score of 2.89 ± 0.05. The sperm motility of 75.85% ± 1.59% and sperm viability of 73.2% ± 1.56% were observed; 11.55% ± 0.42% of spermatozoa had abnoraml morphology. The mean (±SEM) sperm concentration was 1239.9 ± 34.11×106 cells/ml. All of the studied parameters showed fluctuations throughout the year but these variations were statistically significant only in some occasions and were mostly correlated with length of the day. Semen of better quality was collected in summer and autumn.
    Keywords: Buffalo, Semen, Seasonal variations
  • Kheradmanda., Batavani, R. A., Babaei, H Page 55
    The aim of this survey was to evaluate the frequency of pregnant ewes slaughtered in Khorram Abad abattoir and estimation of their gestational age. Over a period of five months in fall and winter, a total number of 3046 uterine tracts were collected. Pregnancy was detected in 56.50% of ewes, 52.36% and 4.13% of which carried singleton and twins, respectively. The highest frequency of pregnancy was detected in January (65.63%) and the lowest frequency was detected in March (35.02%). Among a total number of 1721 pregnant ewes, the most frequency of gestational age (34.68%) was recorded to be between 2 and 3 months of gestation, while 5.05% was detected to be above 121 days. Overall, the number of pregnant ewes with a gestational age over two months was considerable (59.83%). It was concluded that reproductive waste resulting from slaughtering of pregnant animals is important in ewes in Khorram Abad and could be prevented by an improved antemortem examination.
    Keywords: Ewe, Pregnant, Gestational age, Abattoir
  • Karimii., Shahgholianm., Ebrahimia., Mahzounieh, M. R Page 59
    In order to investigate the prevalence and detection of etiological agents of pyelonephritis in Shahrekord abattoir, 404 kidneys of slaughtered cattle (207 female and 197 male) were inspected. Kidney samples, which had gross changes were obtained for histological examination. Urine and renal tissue samples were also collected aseptically for microbiological examination. In histological examination pyelonephritis were observed in 3 cases (0.74%), one of which occurred in a 7-year-old cow and the others in bulls less than 2-year-old. In microbiological examination E. coli was isolated from urine and renal tissues in 2 cases and Staphylococcus aureus isolated only from renal tissue in the other case.
    Keywords: Pyelonephritis, Cattle, Abattoir
  • Motamedi, Gh. R., Dalimi Asl, A. H., Akhavizadegan, M. A., Pilehchian Langroodir., Abdigoudarzim., Mohammadi, M. Page 62
    The present work was carried out to investigate first, the ecology of the Sepedon flies as well as species of Lymnea snails and secondly, the biological effects of Sepedon fly larvae living on Lymnea. In this regard, the life cycle, death rate and compatibility of Lymnea species, as well as the life cycle of Sepedon flies in breeding cage and the activity of the new larvae in the same ecological condition were investigated. The results showed that Lymnea truncatula needs more sophisticated ecological and feeding conditions than other species of the snails. Lymnea stagnalis was found sensitive to temperature variation and this may lead to gradual or sudden death. Lymnea pregra and Lymnea palustris could well adapt with laboratory conditions. The killing effect (P<0.001) of the third-stage larvae on snails (3 to 4 weeks) was more than the effect of first- and second-stages larvae. This effect was more in a container with 2 cm water depth than a container with 5 cm depth.
    Keywords: Biological control, Sciomyzidae, Sepedon, Lymnea
  • Kojouri, Gh. A Page 66
    Cobalt (Co) deficiency occurs in many parts of world especially in tropical and subtropical countries. Primary Co deficiency occurs only in places where the soil is deficient in Co. The type of soil and the presence of other substances like manganese and lime influence the absorption of Co (secondary Co deficiency). To determine the Co status in Shahrekord district, Iran, several important farms were selected and the Co concentration of 80 different soils (before cultivation) under cultivation of alfalfa, clover, barley and wheat and their cultivated plants (after full vegetative growing) were measured by atomic absorption spectroscopy. Moreover, blood samples were taken from 100 sheep fed the grown plants on those areas. The mean ± SD Co concentration in the soil of alfalfa, clover, barley and wheat farms were 0.14 ± 0.04, 0.16 ± 0.06, 0.10 ± 0.03 and 0.11 ± 0.05 mg/kg, respectively and the corresponding concentrations in plants were 1.32 ± 1.01, 2.2 ± 0.08, 1.2 ± 0.76 and 1.37 ± 0.88 mg/kg dry matter (DM), respectively. The mean ± SD Co concentration in sheep serum was 1.45 ± 0.41 µg/dl at various physiological conditions. Results indicated that in all studied areas, Co concentration in soil was lower than the normal range and primary Co deficiency was noticeable. On the other hand, Co concentration in different plants and ration was higher than animal demands, but serum Co was at marginal level and probably interfered with animal health. This study showed that the soils of lands under cultivation of clover and alfalfa and its related plants contained more Co than that of determined for barley (P<0.05). Furthermore, clover soil had higher amount of Co than wheat soil (P<0.05). There was a negative correlation between the amount of lead in soil of lands under cultivation of alfalfa and the concentration of Co in plants. Such a negative correlation was also detected between the amount of molybdenum and lead in soil and the concentration of Co in plants (P<0.05). Presence of some interfering factors in ration such as nitrogen (1.24 ± 0.3%), phosphorus (0.47 ± 0.18%), lead (2.87 ± 1.58 mg/kg DM) and molybdenum (0.1 ± 0.14 mg/kg DM) were negatively affected the uptake of Co and decreased serum Co concentration via secondary Co deficiency.
    Keywords: Cobalt, Deficiency, Minerals, Sheep, Soil
  • Talebkhan Garoussi, Þ M Page 70
    Leptospirosis is a bacterial zoonotic disease, which can induce hepatic lesions. Photosensitization (PS) maybe is the result of accumulation of photodynamic agents in unpigmented area of the skin exposed to sunlight which occurred due to hepatic lesions. An outbreak of leptospirosis was occurred in a dairy cattle herd complex with 760 dairy milking cows in March (1990). Totally, 412 cows (54.21%) showed clinical signs including fever, systemic mastitis, haemoglobinuria, jaundice, lameness, abortion and stillbirth. The microscopic agglutination test (MAT) was used for diagnosis of leptospirosis. The herd was infected with Leptospira interrogans grippotyphosa, L. interrogans icterohaemorrhagiae, L. interrogans pomona, L. interrogans canicola and L. interrogans hardjo. Only one (0.13%) cow showed PS in the unpigmented skin dorsum. MAT showed that she was infected with L. interrogans pomona, L. interrogans hardjo and L. interrogans icterohaemorrhagiae with titre of 1: 3200 of antibody. In spite of the high incidence of leptospirosis, the frequency of PS was too low.
    Keywords: Photosensitization, Leptospirosis, Dairy cattle
  • Page 73
  • Page 82