فهرست مطالب

تاریخ علم - سال سوم شماره 2 (پیاپی 4، پاییز و زمستان 1384)
  • سال سوم شماره 2 (پیاپی 4، پاییز و زمستان 1384)
  • 224 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1385/01/23
  • تعداد عناوین: 11
|
  • ارسلان شادمان صفحه 1
    چکیده:هانری لبگ در 1901م مقاله کوتاهی در گزارش جلسات آکادمی پاریس به چاپ رساند که مبنای رساله دکتری او قرار گرفت. این مقاله همراه با نوشته هایی از امیل برل راجع به اندازه، نقطه عطف مهمی در تحول آنالیز حقیقی به شمار می آید. ترجمه و شرح این مقاله، موضوع نوشته حاضر است. در این شرح به ویژه از چند منبع بهره می گیریم که یکی از آن ها حواشی سه نفر از اعضای آکادمی علوم بر چاپ جدید این مقاله در تاریخ 2001 م است با عنوان «گرامی داشت یکصدمین سال مقاله لبگ».
    کلیدواژگان: آنالیز حقیقی، انتگرال ریمان، انتگرال لبگ، انتگرال معین، انتگرال نامعین، تاریخ ریاضیات، نظریه اندازه
  • مدرسه ترجمه حنین بن اسحاق
    سید احمد هاشمی صفحه 23
    پژوهشگران تاریخ اندیشه دوره اسلامی، حنین بن اسحاق (194-260ق) را به درستی، نماینده فرهنگ یونانی رومی در عصر نخست عباسی دانسته اند. او مترجمی توانا و پزشکی حاذق به شمار می آمد و در فلسفه و کلام مسیحی دست داشت. بی تردید می توان حنین را بزرگ ترین مترجم نهضت ترجمه عصر عباسی خواند، چنان که منابع کهن نیز او را «شیخ المترجمین» نام داده اند. او در این عرصه شیوه گذار بود و مکتب دار. به اعتقاد حنین هر ترجمه بر حسب توانایی مترجم و ذوق و دانش سفارش دهنده شکل می گیرد. از این رو، او گاه در ترجمه اثری به شرح و ایضاح کامل معانی می پردازد و گاه در تلخیص متن مبالغه می ورزد؛ با این همه ویژگی های ثابتی در سبک ترجمه وی و هم مکتبانش قابل تشخیص است. در این پژوهش، گوشه هایی از زندگی علمی حنین همچنین روش ترجمه او و شاگردانش و نیز نسبت حلقه ترجمه او با دانشوران و دولتمردان زمانه بررسی شده است.
    کلیدواژگان: حنین بن اسحاق، اسحاق بن حنین، حبیش اعسم، پزشکان جندی شاپور، بنوموسی، نهضت ترجمه، ترجمه های پزشکی، حامیان ترجمه، شیوه های ترجمه، آثار جالینوس
  • برنارد مت صفحه 47
    در این نوشتار آراء و تعلیلات دانشمندان یونانی، اسلامی و لاتینی درباره رنگین کمان، از ارسطو تا دیتریش دو فرایبرگ و کمال الدین فارسی بررسی شده است. از نظر ارسطو، رنگین کمان حاصل تابیدن نور بر ذرات آب در ابر است. در جهان اسلام ابن هیثم که نخستین بار تحولی جدید در شناخت نور یا اپتیک قدیم پدید آورد، با «روش تجربی» به توضیح رنگین کمان پرداخت. چند قرن بعد کمال الدین فارسی به تفسیر نوشته های ابن هیثم همت گماشت و با ساخت مدلی، عوامل و زمینه های تشکیل رنگین کمان را بازسازی کرد. در جهان لاتینی نیز پس از ترجمه میراث نورشناختی اسلامی، روبرت گروستت و آلبرت لوگراند از جمله نخستین کسانی بودند که به مطالعه این پدیده پرداختند؛ اما در واقع کشف علت پدیده رنگین کمان در جهان لاتینی مدیون دیتریش دو فرایبرگ است. توضیحات دیتریش حدود سال های 1305م/605 ق، یعنی همان سالی که فارسی نتایج تحقیقاتش را منتشر کرده بود، ارائه شد.
    کلیدواژگان: روش تجربی، کره شیشه ای، رنگین کمان، نورشناسی، شکست نور، ابن هیثم
  • دنی ساووا صفحه 71
    در ارگ قاهره، مقابل مسجد محمد علی، تجهیزات یک ساعت خورشیدی بر بدنه یک برج قرار گرفته است که بسیار خوب کار می کند. این ساعت خورشیدی به خاطر شمار نوشته ها و علائم و نیز به خاطر پیچیدگی محاسباتی که برای طراحی و ساخت آن به کار رفته (استوانه ای مایل به جنوب غربی با [چهار] شاخص کج)، یقینا ساعتی استثنایی است و شاهد بسیار خوبی برای پیشرفت فوق العاده فنی مسلمانان در ساخت شاخص ها و ساعت های خورشیدی در قرن هجدهم میلادی به شمار می آید. نخستین بار در این مقاله به بررسی این ساعت خورشیدی و بیان مبانی ریاضیات جدید آن می پردازیم.
    کلیدواژگان: ساعت خورشیدی، شاخص قطبی، خطوط ساعات، مختصات استوانه ای، اوقات شرعی، معادله زمان
  • فاطمه سوادی صفحه 85
    روش بدیع غیاث الدین جمشید کاشانی (د. 832 ق) در محاسبه جیب یک درجه، از برجسته ترین آثار ریاضیات دوره اسلامی به شمار می آید. وی در اثری موسوم به رساله الوتر و الجیب به تبیین این روش پرداخته، اما متاسفانه تا کنون نسخه ای از آن به دست نیامده است. همین مساله توجه پژوهشگران تاریخ علم را به رساله فی استخراج جیب درجه واحده تالیف قاضی زاده رومی (د. حدود 840 ق)، دوست و همکار کاشانی جلب نموده است. قاضی زاده در این رساله به شرح و بررسی روش کاشانی می پردازد. این مقاله با ارائه اسناد و مدارک معتبر در پی اثبات صحت انتساب این رساله به قاضی زاده است.
    کلیدواژگان: رساله فی استخراج جیب درجه واحده، غیاث الدین جمشید کاشانی، قاضی زاده رومی، الغ بیگ
  • محمد دانش پژوه صفحه 105
    از مرگ جالینوس تا آغاز قرن 16، جایگاه دانش پزشکی بسیار ارتقاء یافت و زبان های گوناگونی از جمله یونانی، لاتینی، عربی و فارسی زبان گفتگو و نوشتاری علم پزشکی شد. پزشکان تلمودی در عین پذیرش نبض شناسی جالینوسی، شریان و ورید را از یکدیگر تمیز می دادند و احتمالا هیپرتروفی قلب و نارسائی آن را می شناختند. رازی شرحی از نارسائی آئورت (نه بدین نام) می دهد و می توان حدس زد که وی پیش از ابن النفیس به گونه ای با گردش خون ریوی آشنا بوده است و از بیماری هایی با نشانه های انفارکتوس یاد می کند. مجوسی اهوازی نیز با مقوله اخیر آشنایی داشته است. در همان روزگار، ابن سینا از ادامه ضربان قلب پس از مرگ در حیوان یاد کرده و به شرح پریکاردیت پرداخته است. پس از نظرات همانندی از جرجانی، ابن النفیس آشکارا سخنان جالینوس درباره سوراخ های عبور خون از سپتوم را مردود دانسته و جریان خون کرونر و ریوی را به درستی شرح داده است.
    کلیدواژگان: قلب، بیماریهای قلب، گردش خون، رازی، اهوازی، ابن سینا، ابن نفیس
  • هادی عالم زاده، مریم معینی نیا صفحه 125
    پی بردن به اخلاق و شخصیت آدمی از طریق مشاهده ظواهر جسمانی او، موضوع علم فراست یا دانش قیافه شناسی است که گروهی از متقدمان و متاخران درباره آن سخن گفته اند، از جمله بقراط سده ها قبل از میلاد به این موضوع توجه کرده است؛ اما تا پیش از ارسطو فراست علمی مستقل و شناخته شده نبود. در منابع اسلامی از افلیمون یونانی به عنوان صاحب نظر در «علم فراست» نام برده اند. علم فراست از طریق ترجمه منابع یونانی، به ویژه کتب طبی، وارد جهان اسلام گردید و دانشمندانی چون رازی، ابن سینا، ابن رشد و جز اینان در این باب به بحث پرداختند و برخی از آنان نیز رساله ها و کتاب هایی مستقل در این موضوع تالیف کردند. رساله فی الفراسه فخر الدین رازی یکی از این آثار است که لطف الله عزیز هروی (سده هفتم ق) آن را به فارسی ترجمه کرده است.
    کلیدواژگان: فراست، ارسطو، افلیمون، علم قیافه شناسی، فراست در منابع اسلامی
  • سیدحسین رضوی برقعی، هادی عالم زاده صفحه 139
    حمد و ثناء فراوان و شکر و ستایش بی پایان، که عقول مجرده و نفوس مقدسه با وجود کمال، در میدان فکرت به سر حد حصر و احصا و عرصه عد و شمار آن نرسند؛ و قیاس دوربین مثال غایت و اندازه آن در صفحه آیینه خیال، هنگام خواب نتواند دید، و نسیم فکرت در بستان سرای وحدت جز در جهت دادن ندای «و اشکروا نعمت الله ان کنتم ایاه تعبدون» نیارد وزید، و عقد بنان و فصاحت بیان هیچ محاسب و مقرر محیط آن نتواند شد، خدای را جلت الوهیته و عمت ربوبیته که در واجب الذاتی و قدیم الصفاتی، پاک و منزه است از نقصان و زوال و عبث؛ و مبارزان قوت عقل و معرفت در شناخت احدیت او عاجز و فاتر؛ و لعبتان دیده اندیشه از دیدار انوار صمدیت او کلیل و قاصر؛ و خیره آفریدگاری که از نظم کاف و نون، نقش وجود بر صفحه موجودات ثبت کرد، و به دست قدرت و کرم بی نهایت رایت اتحاد بر افراشت «إنما امره إذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون»؛ [1b]و از کارخانه «کذلک الله یفعل ما یشاء» هر یک از مکونات را به نوع صورتی و خلعتی و طبیعتی از یکدیگر جدا کرد، و از خزانه «اعطی کل شیء خلقه» هر یک از محدثات را به لباسی و کسوتی بیاراست «فتبارک الله احسن الخالقین».
  • سید احمدرضا خضری صفحه 201
  • چکیده های انگلیسی
    صفحه 1
  • متن فرانسه مقاله «بررسی یک ساعت خورشیدی استوانه ای عربی اسلامی»
    دنی ساووا صفحه 7
|
  • Arsalan Chademan Page 1
    In the present paper we concern Henri Lebesgue’s famous article on definite integral presented in April 1901 to the Academy of Science in Paris. It has played an important role in the history of real analysis during the 20th century. Recent comments on it include a 2001 commemoration note by Bony, Choquet and Lebeau, as well as a detailed article of Jean-Paul Pier. We translate the Lebesgue’s original article into Persian and discuss other analytical comments.
  • Ḥunayn b. Isḥāḳ's Translation School
    S. Ahmad Hashemi Page 23
    Researchers of intellectual history of Islamic period count truly Ḥunayn b. ’Isḥāḳ (died 260 A.H.) as the representative of Greek-Roman culture in the first Abbasid age. He was considered as a strong translator, a skilled physician and as one familiar with Christian philosophy and theology. Undoubtedly Ḥunayn can be counted as the greatest translator of the translation movement in the Abbasid age, as the old sources have also named him “Shaykh al-Mutardjimīn” (the master of translators). He had his own style and school of translation. In Ḥunayn’s opinion each translation depends on the ability of translator and the taste and knowledge of one orders it. Therefore in translating different texts, somewhere he attempts to give an extensive account, but elsewhere provides an intensive summary; despite there are certain characteristics in Ḥunayn and his followers’ style of translation.This research considers episodes of Ḥunayn’s scientific life, his style of translation, his students and also the relation between his circle and the scientists and statesmen of that time.
  • Bernard Maitte Page 47
    This article examines the views of Greek, Muslim and Latin scientists -from Aristotle to Dietrich de Freiberg and Kamāl al-DīnFārsī- on the rainbow and their explanations in this regard. In Aristotle’s view, the rainbow is produced by the reflection of sunlight on very fine water droplets which make the cloud. In Islamic world, IbnHaytham, who made innovations in old optics, explained the rainbow by “empirical method”. Several centuries later, Kamāl al-DīnFārsī endeavored to interpret IbnHaytham’s works and made a model in order to simulate the rainbow.In Latin world, after translating Islamic scientific heritage in optics, Robert Grossetête and Albert le Grand were the first who study the rainbow; but in fact the Latin world owes the discovery of the rainbow’s reason to Dietrich de Freiberg. He presented his explanation in about 1305 AD/605 AH while Fārsī had also published the results of his studies separately.
  • Denis Savoie Page 71
    In Cairo citadel, in front of Muhammad-Ali mosque,on a tower wall, there is a sundial which works very well. This sundial is certainly an exceptional one because of its furnitures, signs and also complexity of calculations which used for its design and structure (a cylindrical, with south-western inclination and four polar gnomons) and can be counted as an excellent evidence for Muslims extraordinary technical progress in making gnomons and sundials in 18th century.This article, for the first time, provides a consideration on this sundial relying on the bases of modern mathematics.
  • Fatemasavadi Page 85
    Al-Kāshī’s novel method for the determination of the sine of one degree is one of the most significant contributions to the Islamic mathematics. He explained this method in Risāla al-Watarwa al-Djayb (treatise on the chord and the sine) which no manuscript of it have yet been found; and therefore the attention of the history of sciences researchers has been attracted to Risāla fi IstikhrādjDjaybDaradjaWāḥida (treatise on the determination of the sine of one degree). This treatise is written by Ḳāḍizāda al-Rūmī, al-Kāshī’s friend and colleague, and provides a detailed commentary on al-Kāshī’s method.Presenting valid documents and evidences, this article aims to prove Ḳāḍizāda’s authorship of the aforementioned treatise.
  • Mohammad Danesh-Pajouh Page 105
    During the 13 centuries from Galen’s death to the beginning of the 16th century, the world faced a drastic political change which resulted in changing the medical sciences status, therefore medical science papers were written in diverse languages such as Greek, Latin, Arabic and Persian.The Talmudic physicians, while accepting the Galen’s sphygmology could differentiate artery and vein and perhaps recognize the heart hypertrophy and failure.Rāzī writing his monographs in Arabic, described a patient with aortic insufficiency (not under this name) and perhaps to be claimed that he, before IbnNafīs, somehow had been familiar with pulmonary circulation and diseases with signs of myocardial infarction and MadjūsīAhwāzī was also familiar with this condition.IbnSīnā talking about the continuation of heart beat after animal’s death describes pericarditis. Gurgānī had similar ideas, and then IbnNafīs clearly disputed Galen’s ideas about the holes in the heart septum and correctly described the coronary and pulmonary circulations.
  • Hadialemzadeh, Maryammoini-Nia Page 125
    Exploring inner character of a person through his appearance is the subject of physiognomy which has been discussed by a group of scholars since past times up to now; for example Hippocrates -several centuries before Christ- paid attention to it. But physiognomy has not been counted as a known and independent science till Aristotle.Islamic sources mentioned Polemon of Greece as an expert in physiognomy. It was introduced to Islamic world through translation of Greek sources, especially medical books. Scholars like Rāzī, IbnSīnā, IbnRushd and others discussed in this field and some of them wrote independent treatises and books in this regard. Fakhr al-DīnRāzī’s treatise entitled Risāla fi al-Firāsat is an example of these works. This treatise has been translated into Persian by Lutfullāh ‘AzīzHirawī (7th century A.H.).